پرسش و پاسخ (5)
قسمت اول: ۱. چرا کار معلم، بسیارمهمتر از پزشک و مهندس و... است؟ ۲. چرا خوب بودن عمل، کافی نیست و خوب بودن هدف هم لازم است؟ ۳. چرا پیامبراکرم ص در باب حقوق کودک، و ادراکات و احساسات او به شدت حساس بودند؟ قسمت دوم: ۴. "تعصب ستیزی" در قرآن و دعوت به "منصفانه شنیدن" و "منطق محوری" و " رکودگریزی"، چگونه به رشد ایمان میانجامد؟ ۵. کجا " گفته"، مهم است و کجا " گوینده"؟ و کجا قول و قائل، هر دو؟ قسمت سوم: ۶. آیا ذبح گوسفند برای خوردن گوشت آن، خشونت علیه حیوانات نیست؟ خوردن میوه و سبزیجات آیا خشونت علیه گیاهان نیست ؟ ۷. با چه معیاری، خوردن گیاهان و حیوانات، عادلانه یا غیر عادلانه خواهد بود؟ ۸. آیا فمینیزم اسلامی، معناداراست؟ ۹. چرا در مواردی ازدواج موقت، پیش از ازدواج دائم، برای شناخت متقابل جایز و مفید است؟ ۱۰. چرا اصالت در اسلام، با "ازدواج دائمی" و "تک همسری" است و فلسفه ازدواج مجدد یا موقت در موارد خاص یا اضطراری چیست ؟
بسمالله الرحمن الرحیم
تعلیم و تربیت یک کار انبیایی است یعنی شما بدانید یا ندانید بخواهید یا نخواهید وقتی وارد این رشته میشوید ادعایتان این است که میخواهید انسان تربیت کنید. به این مسئله باید به این چشم نگاه کنید. همینطور که یک کسی طلبه میشود باید خودش را تبیینگر رسالت انبیاء بداند که کار بسیار خطیرو بسیار مهم است یعنی میخواهد سخن انبیاء و خداوند را برای بشر تبیین کند. کار طلبهگی این است و رسالت او تحقق در جهت این ارزشهاست. کسی که معلم میشود میگوید من صلاحیتهایی در خودم ایجاد خواهم کرد و میتوانم مدعی باشم که انسان تربیت خواهم کرد. ببینید سر و کار پزشک با بدن انسان است نه مستقیم با خودش. مهندس، معمار سروکارش با چوب و آهن و جاده است نه با انسان. مخاطب مستقیم معلم؛ خود انسان است. قلب انسان، عقل انسان و هویت او. اولاً عمل خودش باید عمل درستی باشد. دوم آدمی که دارد این عمل را میکند آن آدم هم باید آدم درستی باشد. یعنی انگیزه تو از این عمل چیست؟ یک وقت شما یک یتیمی را میبینید توی سرش میزنید و مال او را میخورید این که عمل صالح نیست معلوم است که عمل فاسد است ظلم و گناه است. یک وقتی میگویید من میروم به این بچه خدمت میکنم کمک میکنم امور خیریه میکنم اما برای چه این کار را میکنید؟ برای این که برایم کف بزنند و مشهور بشوم برای این که هزارتا خرج میکنم که ده هزارتا به دست بیاورم این کار را میکنم که برایم کف بزنند، این کار را میکنم به من رأی بدهند، این کار را میکنم موقعیت پیدا کنم و به من احترام بگذارند. اینها تو را رشد نمیدهد. یعنی عمل تو به آن کسی که مشکل دارد کمک میکند یک مشکل او را حل میکند اما مشکل تو را حل نمیکند یعنی تو رشد نمیکنی، پاداشی پیش خداوند نداری، این عمل باد هواست، اصطلاحاً میگویم هم حُسن فاعلی مهم است و هم حُسن فعلی. یعنی هم فعل باید حُسن داشته باشد، درست باشد زیبا باشد و هم فاعل باید زیبا و درست. منظور تو از این کاری که کردی چیست؟ بله این کار شما کار خوبی بود اما خود شما آدم درست و خوب هستی؟ امام در وصیتنامهشان میگویند به هر کاری که میکنید رنگ خدا بزنید. ببینید شما معلم هستید فردا سر کلاس میروید مجبور هستید بروید بالاخره باید بروید حقوق بگیرید استخدام بشوید، باید درس هم بدهی، همین را دو جور میشود عمل کرد یکی رنگ خدا به آن بزنی یکی نزنی. نزنی و بزنی در هر دو صورت باید بروی زحمت را بکشی و حقوق را هم بگیری اما اگر رنگ خدا نزنی تو داری یک عمل نفسانی انجام میدهی حیوانات هم همینطور هستند برای منافع خودشان میدوند و یک کاری میکنند که غذایی به دست بیاورند تو هم داری همین کار را میکنی. عمل شما عمل صالح است اما خودت آدم صالحی نیستی یعنی به نفع خودت نیست و رشد معنوی نمیکنی. اما شما همین کار را داری میکنی و نیت میکنی خدایا این آدمها، این بچهها بندگان تو هستند هر کدام اینها میتوانند خلیفه تو باشند تو در قرآن میفرمایی یک نفر را احیاء کنم مثل این است که کل بشر را احیاء کردم چه احیای مادی، چه احیای معنوی. من در این کلاس، 15تا شاگرد دارم، 15 خلیفهالله دارم، کل دنیا برای یک انسان که خلیفهالله باشد کل کرات و منظومهها پیش آن یک انسان چیزی نیست اگر انسان درست تربیت بشود حالا یک مرتبه شما دارید به این عملتان رنگ خدا میزنید یعنی به خدا وصلش میکنید میگویی خدایا من دارم این کار معلمی را میکنم یک) برای این که باید زندگی خودم و خانوادهام تأمین بشود این هم وظیفه من و هم عبادت است این که من میروم زندگیام را تأمین کنم کار مادی نیست کار الهی است. دو) از طریقی زندگیام را تأمین میکنم که مشکلات دارد اینطوری نیست که خیلی پول در آن باشد اما به جایش طرف من انسان است. انسانی که فقط قدش کوتاه است. انسانیت او کمتر از بقیه نیست یک کمی کوتوله است کودک است. شما میدانید پیامبر اکرم(ص) با بچهها مثل بزرگها برخورد میکرد فقط جدیت و حرفهای بزرگ که نفهمند نمیزد. نقل شده که پیامبر(ص) زودتر از همه به بچهها سلام میکرد یک بار دیدم که بچهها گفته بودند با پیامبر مسابقه میگذاریم نمیبریم؟ گفته بودند بایستیم پشت دیوار که ایشان ما را نبیند تا آمد اول ما سلام کنیم. کسی که کودک را آدم نمیدانست، همین الآن هم خیلی جاها بچهها را کسی آدم نمیداند. غذاهایشان را میخورند آخر به او میدهند. یا بچه تو برو بیرون کاری نداشته باش، یا اگر بچه کمی جدی حرف بزند مسخرهاش میکنند که این را ببین! پیامبر اکرم(ص) اول از همه به بچهها سلام میکرد در عین حال با آنها بازی میکرد، کشتی میگرفت، مسابقه میگذاشت و پیامبر داور میشد. شهید سلیمانی یک چنین آدمی بود، شهید ابومهدی مهندس یک چنین آدمی بود. اینها ژنرالهایی بودند که اوج احساس و عاطفه بودند یک کودکی را در سوریه و عراق میدیدند که گریه میکند و گرفتار است خودشان گریهشان میگرفت. در حالی که در تعریف استاندارد دنیا نظامی یعنی آدم خشن و قسیالقلب. یکی از آموزشهای ارتش آمریکا به افسرانشان این است که خون بخورند! حیوان زنده بخورند! یعنی هرچه وحشیتر بهتر. ژنرالهای اسلامی و جهادی هم اینطوری هستند که وقتی بچه را میبینند گریهشان میگیرد. امام(ره) وقتی که لانه را گرفتیم آمریکا گفت آمدیم بمب اتم میزنیم، با کشتیهایش آمد یک عده ترسیدند امام گفت هیچ غلطی نمیتوانی بکنی خب بیا! شما اگر میخواستید بیایید چرا رفتید؟ شما که در ایران تشریف داشتید ایران برای خودتان بود پس چرا رفتید؟ اینها را گفت، همه گفتند تمام شد جنگ شد. بعد در حیاط پشتی داشتند قدم میزدند عروسش یا دخترش گفته بود چون امام خیلی تند و انقلابی صحبت کرد حالا جنگ نشود، آمدم کنار ایشان گفتم آقا حالا چه میشود؟ دیدم همینطور دستش را پشت کمرش گرفته قدم میزند رسید به باغچه، گفت آنها را ولش کن این گل را میبینی، یک بوته گُل بود، گفت آن غنچه آن طرفتر را میبینی، مثلاً از عمر این غنچه 17 روز و 8 ساعت میگذرد من حساب آن را دارم. این میتواند بگوید آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند بقیه نمیتوانند بگویند. آن مکتبی که سلیمانی را ساخت اینطوری میسازد. دیدید سلیمانی این بچههای شهدا را بغل میکند چطوری گریه میکند؟ رنگش میپرد، شرمنده میشود. یک فیلم زیبایی هست که دارد نماز میخواند دعای دست قنوت میگوید یک بچه شهیدی یک گلی میآورد همان وسط نماز دستش را پایین میآورد گل را از او میگیرد. هوای آن بچه را دارد که نکند بچه با خودش بگوید این محل من نمیگذارد! چون او نمیداند که نماز است، گل را از او میگیرد و با همان گل قنوتش را ادامه میدهد. مکتبی که مجاهد میسازد فرق میکند با مکتبی که دنبال جنگجویی و آدمکشی و تشنه خون انسان است. مجاهد تشنه خون نیست بخاطر صلح و عدالت میجنگد.
میگوید به کارتان رنگ الهی بدهید، هر کاری میکنید ولو میخواهید بخوابید بگو بسمالله برای تو میخواهم بخوابم. میگوید برای من میخواهی بخوابی؟ مجبوری که بخوابی، مجبورم بخوابم اما مجبور نیستم که بخاطر خواب بخوابم! خوابم هم میخواهم رنگ خدایی بگیرد. دیدید میگویند خواب روزهدار از بیداری، کسی که روزه ندارد بهتر است، خواب روزهدار عبادت است، تفریحتان هم عبادت میشود چون رنگ خدا به آن میزنید و میگویید ما انسان هستیم به تفریح احتیاج داریم، برنامهریزی میکنم اینقدر کار، اینقدر مطالعه، این عبادت و اینقدرش هم برای تفریح است با خانواده و دوستان میرویم میگوییم و میخندیم، همان عبادت میشود.
×××
این توصیه ضد تعصب در اسلام که اولاً خود قرآن میفرماید که اعوذبالله من الشیطان الرجیم. «بَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَه أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَاب» (زمر/ 17)؛ به بندگان خاص من بشارت بده، آنها چه کسانی هستند؟ «الذین یسْتَمِعُونَ» اولاً «یستمعون» قدرت استماع دارند درست گوش میکنند. مهارت شنیدن، انصاف در شنیدن دارند ما بلد نیستیم بشنویم خیلی وقتها ظرفیت استماع نداریم. بعد «یسْتَمِعُونَ الْقَوْل» هر حرفی را درست بشنوند درست گوش کنند و بعد قدرت تشخیص داشته باشند، قدرت انتخاب و جرأت انتخاب داشته باشند بعد انتخاب صرف اعلام موافقت و مخالفت نباشد بلکه «فَیتَّبِعُونَ»، آن را ملاک نظر و عمل قرار بدهند. چه چیزی را «أَحْسَنَه» یعنی ممکن است قولها و نظریات خوب و متفاوتی باشد اما آن احسن و زیباترین، منطقیترین، بهترین آنها را ملاک عمل قرار بدهند و دستورالعمل قرار بدهیم و در دستور کار بگذاریم. بعد هم میفرماید: «أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ» خداوند اینها را هدایت کرده و هدایت میکند. کسانی که بنایشان بر بندگی و بر صداقت است. ثانیاض قدرت و ظرفیت استماع دارند و درست گوش میکنند، قول و حرفها را همه میشنوند و بعد هم بهترین آن را بدون ردّ محسنات بقیه نظریات، نمیگوید حسن کافی است، ممکن است قول حسن باشد اما احسن آن، که مرجحات و ترجیحات منطقی داشته باشد آن را انتخاب کنیم و بعد هم تبعیت بکنیم، این یک بازی نیست که حالا بحث کردیم بازی تمام شد! نه؛ بلکه صحبت از تعهد در برابر حقیقت است. بعد هم میفرماید هدایت خدا همین است. خداوند اینطور شما را هدایت میکند و راه را به شما نشان میدهد. بعد میفرماید: «وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَاب» خردمندان چنین کسانی هستند، قرآن میفرماید: «أُولَئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَاب» اینطور کسان هستند که صاحب خرد هستند بقیه که قدرت شنیدن و قدرت تشخیص احسن ندارید، تبعیت نمیکنید، انصاف ندارید، روح بندگی در برابر حق و حقیقت ندارید اولوا الالباب نیستید خرد ندارید. این تعریفی که در روایات ما هست که فرمودند: «أنْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لاَ تُنْظِرْ إِلَى مَنْ قَال» نگاه نکنید چه کسی میگوید تا بر اساس آن شخص و تعصبتان راجع به او یا له و علیه او حرف را بپذیری یا رد کنی، «أنظر إلی ما قال» ببین چه میگوید. نگاه نکن چه کسی میگوید؟ آن وقتی است که میخواهیم راجع به یک مسئله قضاوت نظری بکنیم. در وقتی که دارید قضاوت اجتماعی و سیاسی میکنید صورت مسئله عوض میشود به شخص هم باید توجه داشته باشید، چون بسا کسانی که حرف حق میزنند «و یرادُ بها» منظور و انگیزهشان باطل است. آنجا باید «من قال» را هم ببینی. باید گوینده را هم ببینید که چه کسی این را گفت و چرا دارد میگوید؟ جدا از این که چه میگوید. اما اینجا که بحث نظر و قضاوت علمی است میفرمایند اصلاً نگاه نکن که چه کسی گفت، ممکن است بدترین آدم درستترین حرف را یک جایی بگوید. ممکن است یک آدم خوبی یک وقتی سخن بد و نادرستی بگوید. ممکن است یک آدم حکیمی یک جمله غیر حکیمانه بلکه احمقانه بگوید، گاهی ممکن است دیوانه یک جملهای بگوید که آن جمله خیلی درست باشد اتفاقاً روایت هم داریم که اگر یک دیوانه و یک مجنون یک چیزی گفت که خودش هم نفهمید چه گفت، ولی آن حرف را بپذیرید و گوش کنید. اما حکمت را از کافر، از منافق، وقتی صادر میشود آن را هم بپذیرید نگویید چون این کافر است همه این حرفها مفت است! ممکن است در شرق و غرب عالم کسانی باشند که مبانی نادرست حتی اهداف نادرست داشته باشند ولی گاهی حرفهای درست هم بزنند آنها را قرآن و روایات ما میفرماید بپذیرید. و بعد هم رکود و توقف و تحجر در پژوهش نباید نداشته باشید نه در عمل، نه در نظر؛ اسلام ضد رکود است. میفرماید که در حوزه عمل، پیامبر اکرم(ص) فرمودند اگر یک جامعهای آب دارد، خاک دارد ولی فقیر است، این بیچاره است این خودش، خودش را محروم کرده است این از لطف خداوند محروم است «مَن وَجَدَ ماءً و تُرابا ثُمّ افتَقَرَ فَأبعَدَهُ اللّهُ» کسی که هیچی ندارد نفت، گاز، امکانات نداشته باشید اما خاک و آب که باشد کافی است که بتوانید ثروتمند بشوید و مشکلاتتان را حل کنید و طبیعت را راکد نگذارید، کشاورزی کنید، عمل کنید، تولید ثروت کنید، ثروت را هم به جریان بیندازید و ثروت باعث تولید بیشتری بشود که مصرف آن عمومی و مشروع باشد مازاد بر نیاز خود شخص باشد و الا اگر ثروت را هم راکد کنید قرآن میفرماید ثروت راکد شده با کنزاندوزان و گنجاندوزان بگویید که در قیامت با همین اموالتان شکنجه خواهید شد. «... هَذَا مَا کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ فَذُوقُوا مَا کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ» (توبه/ 35)؛ این آن چیزی است که برای خودتان گنج کردید و انباشتید. حالا آن را بچشید. بنابراین نه طبیعت، نه ثروت، نه معرفت، هیچ کدام نباید راکد باشد، مدام باید رو به جلو، مدام باید بیندیشیم، بپرسیم، گفتگو کنیم، بشنویم و پیش برویم.
×××
سؤال: آیا کشتن حیوان و استفاده از گوشت آن خشونت نیست؟ مصرف گیاه خشونت نیست؟
ببینید اولاً اینهایی که میگویند اینها گوسفندان را میکشند و ذبح میکنند میخورند، خودش دارد خرس را هم میخورد چه برسد به گوسفند. از اینها را سؤال کنید شماها چطوری خرس و خوک را میخورید، زنده زنده میخورید؟ یا میکشید؟ حالا بببینیم طرز کشتن شما درست یا این طرز درست است؟ همینهایی که میگویند حیوان را ذبح میکنند و سرش را میبُرند بروید ببینید توی کشتارگاهها چطوری حیوان را میکشند؟ بیچاره این گاوها و گوسفند را از گردن آویزان میکنند بعد با پتک برقی توی سروکلهشان میکوبند، توی اتاق گاز آنها را میبرند و خفه میکنند خب چه کسی گفته آن طرز بهتر از این طرز است؟ این هم به لحاظ بهداشتی و هم به لحاظ خوردن گوشت و هم به لحاظ راحتتر بودن مرگ، این راحتترین مرگ برای حیوان است. اما این که میگویید اصلاً نخوریم! اگر قرار باشد اینها خشونت باشد یعنی خوردن حیوان و گیاه خشونت باشد پس منظور این است که هیچی نخوریم، خب غیر از حیوان و گیاه چه چیزی میخواهی بخوری؟ پلاستیک؟ آجر؟ چه میخواهی بخوری؟ غذای انسان حیوان و گیاه است. حالا سؤال؟ چطوری است که یک جور از بین بردن عدل است و یک جور ظلم است؟! بله همینطور است. آن چیزی که با فلسفه خلقت سازگار است آن عدل است ظلم نیست. آن چیزی که خلاف فلسفه خلقت ظلم است. فلسفه خقلت چیست؟ شریعت توضیح میدهد. یعنی شما یک وقتی گرسنه هستید دارید از گرسنه میمیرید شکار جایز است یک وقتی شما مشکل ندارید بلکه برای تفریح شکار میکنید شکار حرام است. یک وقتی کسی گرسنه است دارد میمیرد یا شغل اوست آن یک بحث دیگری است. بله آن خشونت، خشونت منفی است این نیست. شما میگویید که کشتن حیوان و مصرف گیاه، کل اینها خشونت است. پس خودکشی کنیم؟ بنشینیم تا بمیریم؟ این خشونت علیه انسان است. آن را خداوند اجازه داده و فلسفه خلقت است.
سؤال: فرمودند که در مورد بحث «فاضربوهنّ» توضیح بدهید.
تفاسیر زیادی شده است این یک جلسه مستقل دیگری میخواهد. بهترین دلیلی که او اجازه برای خشونت خرکی مردمحور علیه زن نیست، آن وقت آیات و روایاتی است که من چند نمونه آن را برای شما خواندم. در اسلام اصل این است. آن چه موردی است؟ شأن نزول آن را ببینید، مراتب قبل آن را ببینید، بحث این که آن چه زنی است، بحث نوع خاصی از فحشاست، بحث این که چه مراتبی طی شده است، بحث این که منظور از «ضرب» چیست؟ در مورد همه اینها روایات و تفسیر است. فرمودند آیا آن با اینها تعارض ندارد؟ نه، ندارد. برای این که معنای آن در چارچوب این باید دانسته بشود.
سؤال: نظرتان در مورد فمینیزم اسلامی چیست؟
بستگی دارد که فمینیزم را به چه چیزی معنا کنید؟ میدانید که در خود غرب هم فمینیزم معنای واحدی ندارد. اگر فمینیزم یعنی دفاع از حقوق زن؟ فمینیزم اسلامی عیبی ندارد. اما اگر منظور از فمینیزم چندین مکتب خاص فمینیستی که در ذیل لیبرالیزم، در ذیل سوسیالیزم، کمونیزم، در ذیل فرهنگ انجیلی و مسیحی و... بوجود آمده، حرفهای اینها باید تجزیه بشود. حرفهای حساب دارند که در مفاهیم اسلامی هست، حرفهای ناحساب و نادرست هم دارند.
سؤال: زنان و دختران امروز به سختی تن به ازدواج میدهند. اگر بخواهیم زن مورد علاقه را به دست بیاوریم باید اول با او دوست شویم، او را عاشق خودت کنی بعد ازدواج کنی. اگر بخواهی پیشنهاد ازدواج قبل از دوستی بدهی شکست میخوری و به تو جواب منفی میدهند.
خب حالا اگر واقعاً اینطوری باشد چندتا راه دارد. میدانید در اسلام یکی از فلسفههای ازدواج موقت که کاملاً معقول میشود همینجاست. به این معنا که یک پسر و دختری میخواهند با هم ازدواج کنند. میگویند ما وارد ازدواج دائم نشویم که بعد پشیمان شویم، این از نظر فقه اسلام اشکالی ندارد. که بگویند ما با همدیگر یک ماه، دو ماه، سه ماه، شش ماه با هم ازدواج موقت میکنیم یعنی حلال میشویم حد آن را میتوانید تعیین کنید. در ازدواج موقت بگویید ما در این حد که با هم برویم نسکافه بخوریم در این حد محرم هستیم در این حد که دست همدیگر را هم بگیریم و با هم شوخی کنیم اما نه بیشتر! بیشترش هم اگر مصلحت خودتان دیدید میتوانید با هم قرار بگذارید. یکی از دلایلی که ازدواج موقت با شرایط خاص خودش هست یکی همین مورد است شما میتوانید با همدیگر چرا دوست دختر دوست پسر؟ بگویید ما با همدیگر سه ماه، شش ماه، موقتاً پیمان میبندیم در همین حدی که با هم پارکی، سینمایی برویم و با هم صحبت کنیم اما با هم حلال باشیم. جلوتر نرویم. با همدیگر صحبت کنیم، با هم شوخی کنیم، جوک بگوییم، حرف بزنیم، روحیات همدیگر را بشناسیم. شرعاً میشود. ولی فکر نکنید با این چیزها مسائل دستتان میآید. خیلی وقتها در همین دو – سه ماه یک حقهبازیهایی میکنند دوتا کلاهبردار سه ماه با هم حرف میززند! این کلاه این را برمیدارد او کلاه آن یکی را برمیدارد. فکر نکنید این چیزها را خیلی فکر نکنید با این رابطهها درست میشود! اعتماد به این قضیه که ما باید یک رابطهای داشته باشیم بعد بشود.
سؤال: نظرتان درباره حجاب کنونی و نحوه رفتار جماعت مذهبی بخصوص پسران مذهبی درباره حجاب چیست؟
پسرهای مذهبی با خانمهای غیر چادری چگونه برخورد میکنند که همه یک جور نیستند بعضیهایشان عاقل هستند بعضیهایشان عاقل نیستند. بعضیهایشان شرعی عمل میکنند و بعضیهایشان نه. اتفاقاً تذکر از طرف خانمها به خانمها باشد بهتر است تا آقایان به خانم. راجع به حجاب کنونی نظرتان چیست؟ ما فعلاً از حجابهای خیلی عالی تا حجابهای خیلی بد که از بیحجابی بدتر است همهاش را داریم الحمدلله بازار جور است!
سؤال: چرا بعضیها بعد از ازدواج چشمشان به این و آن است؟! راه حل آن چیست؟ لطفاً راه حل مؤثر فوری بدهید.
علتهای مختلفی دارد. یکیاش همان است که عرض کردم یعنی مرد نتواند زن را، و زن مردش را، شعور نداشته باشد، اخلاق نداشته باشد و به لحاظ جنسی و عاطفی ارضاع نکند. این عقده پیدا میکند و میرود! البته این دلیل نیست که طرف بگوید همسر من شعور ندارد من عقدهای شدم میخواهم بیرون بروم! نه، توجیهی برای تو نیست. به او میگویند به تو نمیگویند، به او میگویند که مراقب همسرت باش، حقش را ادا کن به تو که اجازه ندادند بروی هر غلطی بکنی. مواردی هم هست که طرف میگوید شوهر من با من ازدواج کرده ولی باز هم این طرف و آن طرف را دید میزند و نگاه میکند. خب او مریض است یعنی تقوا اخلاقی و تقوای جنسی ندارد. راه حل مؤثر فوری هم ندارم. فوری هم البته هست.
سؤال: آیا محروم کردن همسر از تحصیل زن، خشونت است؟
اگر قبلش با هم قراری گذاشتند باید به قرارشان عمل کنند. اگر قراری نگذاشتند باید تابع حکم شرع باشد.
سؤال: بطور کلی با چندهمسری مخالف هستید؟
بله به عنوان یک اصل، اسلام توصیه به چند همسری یا ازدواج موقت و مجدد نکرده است. اصل ازدواج دائمی تک همسری است اما راه آن بسته نشده، به دلایلی که خیلی جاها آن ازدواج دائمی تک همسری به بنبست میخورد باید راه حل دیگری باشد. شما چند میلیون دختر و پسر دارید که سنها بالاست، ازدواج نکردند ممکن است ازدواج دائمی تک همسری هم نتواند بکند، اینها را باید چه کار کرد؟ ازدواج مجدد و موقت با رعایت شرایط آن برای اینهاست.
سؤال: چرا شورای انقلاب فرهنگی در خصوص مسائل زنان ضعیف میکند؟
نه، یک مصوباتی داشته که بد نبوده، شاید بعضیهایش هم خوب نبوده، ولی مصوبات شورا کلاً بعضی از مسئولین نمیخواهند آن را اجرا کنند.
سؤال یکی از حضار: چطوری فعل حیوانی آمیزش زن و مرد، یا حتی آب خوردن نیازهای طبیعی و غریزی است چطوری اینها در اسلام فعل اخلاقی مقدس حساب میشود؟
جواب استاد: دقیقاً این که تو از چه نقطه عزیمتی وارد این کار میشوی؟
همان: چون مربوط به ارضاع خود من بشود.
جواب استاد: خب هر نوع ارضاع خود که غیر اخلاقی نیست. ارضاع اخلاقی و غیر اخلاقی است.
همان: شما میگویید فعل مقدس. آمیزش که یک بُعد حیوانی است چطوری میشود که مقدس بشود.
جواب استاد: الآن می گویم که چطوری میشود. ببینید همه ما و شما یک بُعد حیوانی داریم، همه ما حیوان هستیم. حیوان ناطق هستیم.
همان: بُعد حیوانی است، ارزش انسان به قلب انسان است.
جواب استاد: میخواهم جواب بدهم، سؤال شما سؤال خیلی خوب است. ایشان میگویند چطوری اعمال جسمی و غریزی که حیوانی محض است میگویید اینها اخلاقی و مقدس میشود؟ جواب این است که اتفاقاً فرق اسلام با مسیحیت، با بودیزم، با هندوئیزم با عرفانهای بشری همینجاست که کاملاً واقعیت انسان، مُلک و ملکوت، جسم و روحش را، دنیا و آخرتش را در برابر هم معنا نمیکند. خداوند میگوید من تو را با بدن و شهوت آفریدم، من تو را آفریدم میدانم که اگر این شهوت ارضاع نشود یا به روش نامقدس و نادرست ارضاع بشود مانع تکامل توست هر دویش. این باید به روش درست ارضاع شود. روش درست این که هرچه که خدا اجازه میدهد مقدس میشود. قدس چیست؟ عالم قدس چیست؟ عالم اله. چه چیزی مقدس است؟ هوالقدوس. هر چه به خدا وصل است یا خدا اجازه بدهد مقدس است هرچه خلاق خواست و مشیت خداست نامقدس است خداوند میگوید ازدواج کنید و لذت ببرید این لذت مقدس میشود. چرا؟ چون کمک میکند که تو به تعادل برسی و تعادل کمک میکند که تو به تکامل برسی. اگر تعادل نبود شما به تکامل نمیرسی. لذا پیامبر(ص) به ابوذر میفرماید رابطه زن و شوهر عبادت است، رابطه زن و مرد بدون این تعهد و قرارداد اخلاقی و ازدواج نامقدس است و حرام است و گناه است و عامل سقوط است. اتفاقاً اسلام به همین دلیل میگوید که دنیا مزرعه آخرت است و ماده و معنا را تفکیک نمیکند. سکولاریزم یعنی تفکیک بلکه تقابل کامل جسم و روح، دنیا و آخرت، مقدس و نامقدس. ما در اسلام هر لحظه و هر مکان میتواند مقدس باشد اگر هدفتان حق باشد. الآن ما اینجا میتوانیم مشغول عبادت باشیم که اینجا ثواب و پاداش میشود. اگر هدف ما مذاکره علم در راه تکامل است. اگر هدف همین جلسه شیطانی باشد، جاهطلبی، قدرت، ثروت، خیانت، همین جلسه نامقدس و گناه میشود ظاهرش یکی است باطن آن فرق میکند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی
مطالب مرتبط