کودتاچیان همچنان به دنبال کودتا (آشتی با آمریکا، صلح با غارتگر و برانداز؟!)
سالگشت کودتای 28 مرداد، آغاز غارت سیستماتیک ایران- قیام خونین دانشگاه علیه آمریکا - دانشگاه آزاد اسلامی - 1404
بسمالله الرحمن الرحیم
خدمت دوستان عزیز سلام عرض میکنم. اگر شما فرمایشی داشته باشید، ما در خدمت شما هستیم تا بنده و همه دیگران بشنویم.
اولین جنبش خونین مقاومت دانشجوییِ ضد آمریکایی و ضد سلطنت پهلوی، بعد از کودتای 28 مرداد اتفاق افتاد. کشور اشغال شده بود. در سال 1320، ارتش آمریکا، انگلیس و شوروی، ایران را اشغال کردند و دیگر بیرون نرفتند و از آن موقع، نیروهای آمریکا دیگر در ایران حضور داشتند. در ده- دوازده سالی در کشور آزادی نبود، هرجومرج و یک آزادی اجباری حاکم بود؛ چون آمریکاییها و انگلیسیها میخواستند کاملاً مستقر بشوند و رژیم پهلوی را تثبیت کنند.
ما باید اصل ماجرا را بدانیم چیست؟ چون در ذهن بعضی از افراد اینگونه است که گویا ما عقده ضد آمریکایی داریم و صبح بیهوده راه میافتیم، صبحانه میخوریم و شعار مرگ بر آمریکا سر میدهیم؛ ظهر، پیش از ناهار و پس از ناهار دو وعده مرگ بر آمریکا میگوییم. آنها اینگونه گمان کردهاند که مثلاً یک ملت عقدهای وجود دارد و آمریکا به عنوان یک کشور در گوشهای آرام نشسته بود و با کسی کاری نداشت و نان و ماست خودش را میخورده، اما ما همانند افراد وحشی به جان آنها افتادهایم و شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس و بعد مرگ بر اسرائیل سر میدهیم و ما بیمار هستیم! گویا یک ملت بیمار است که تن آن برای دردسر و جنگ میخارد. اگر تحریم رخ داده، تقصیر ما بوده است؛ اگر جنگ پیش آمده، تقصیر ما بوده است؛ این جنگ دوازدهروزه تقصیر ما بوده است؛ اگر صدام به ایران حمله کرده، تقصیر ما بوده است! اگر آمریکا در اینجا کودتا کرده است، تقصیر ما بوده است! اگر پهلوی هزاران نفر از مردم را در خیابانها به رگبار مسلسل بسته است، تقصیر ما و تقصیر ملت بوده است! در مجموع همیشه همه چیز تقصیر ما بوده است! الآن هم هر اتفاقی بیفتد، همین نگاه وجود دارد. یک بخش مهم از علت این موضوع، جهل تاریخی نسبت به تاریخ ایران، تاریخ منطقه و تاریخ جهان است؛ یعنی گویی بعضی از افراد تاریخ را از زمان حال آغاز میکنند و نمیپرسند که دیروز چه اتفاقی افتاد، پریروز چه شد و پیش از آن چه گذشته است. اگر فردی یا جمعی به خانه شما وارد شوند، شما را بزنند، بکشند، بسوزانند، غارت و تحقیر کنند و پس از آن هم بیرون نروند، و در این میان پس از آنهمه آسیبی که دیدهاید، شما برخیزید و یک سیلی به آنها بزنید، آنها فیلم را دقیقاً از همان لحظهای که شما سیلی زدهاید آغاز میکنند! آنها از همان لحظه داستان را شروع میکنند که چرا به عالیجناب سیلی زده شد! گویی هیچ کس با کسی کاری نداشته و ناگهان در اینجا شعار مرگ بر آمریکا سر داده شده است.
این موارد ناشی از یک جهل تاریخی است که باید حتماً درمان شود و راه درمان آن هم مطالعه و آگاهی است. اگر آگاهی وجود نداشته باشد، شما با دست خودتان، خودتان را میزنید. زمانی که آگاهی نباشد، شما خودزنی میکنید و از کرامت و حقوق خود دفاع نمیکنید. در جنگ جهانی اول، انگلیسیها و روسها - روسیه تزاری و سلطنت قبل از کمونیستها- ایران را اشغال کردند و آن را میان خود تقسیم کردند. پس از آن در روسیه انقلاب کمونیستی رخ داد و ارتش روسیه مجبور شد از ایران خارج شود. بعد انگلیس تمام ایران را تصرف کرد، رضاخان پهلوی را بر سر کار آورد، بر ایران مسلط شد و کشور را رها نکرد. نفت هم در ایران کشف شد. آنها همزمان ایران، عراق، ترکیه و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را با یکدیگر تصرف کردند. ما باید این تاریخ را بدانیم؛ یعنی هنگامی که جنگ جهانی اول به پایان رسید، تمام کشورهای اسلامی اشغال شدند. پس از جنگ جهانی دوم هم بطور کامل هیچ کشور مسلمانِ آزاد و مستقلی باقی نماند و همه سرزمینها اشغال شدند.
ارتش انگلیس، فرانسه، روسیه و بعد آمریکا تمام کشورهای مسلمان را تصرف کردند. الآن حدود هفتاد - هشتاد سال و بلکه هشتاد تا نود سال (بهویژه پس از جنگ جهانی دوم) است که آمریکا به یک قدرت استکباری تبدیل شده است؛ این سابقه به صد سال نمیرسد، بلکه هشتاد - نود سال است. آمریکا در فاصله این صد سال، بیش از صد جنگ و تهاجم نظامی به راه انداخته و به هشتاد کشور جهان برای غارت حمله کرده است. آنها در این هشتاد- نود سال، هیچ نقطهای از جهان را آرام نگذاشتند.
پس از جنگ جهانی، به دلیل این که کشور تحت اشغال بود، فضای هرجومرج حاکم شد و بیگانگان در مسائل داخلی چندان سختگیری نمیکردند؛ چون هدف آنها چپاول ایران بود. هنگامی که نخستین انتخاباتِ تقریباً آزاد برگزار شد، کنترل دولت و مجلس به دست نیروهای ضد شاه افتاد. جریانهای ملی و مذهبیِ ضد استبداد و ضد استعمار در دولت و مجلس مستقر شدند. آنها نفتی را که در دست انگلیسیها بود ملی کردند و انگلیسیها را از ایران بیرون راندند. در نتیجه، ایران تحریم شد؛ دقیقاً همین کاری که الآن بر سر موضوع هستهای در جریان است، در آن زمان بر سر نفت اتفاق افتاد. آنها اعلام کردند که هیچ کشوری در جهان حق خرید نفت از ایران را ندارد. نیروی دریایی ارتش انگلیس در سراسر خلیج فارس و دریای عمان مستقر شد؛ حتی زمانی که یک کشتی ایتالیایی برای خرید نفت از ایران آمد، آن کشتی را هم هدف قرار دادند. آن موقع، ایران نه نیروی دریایی داشت، نه سپاه و ارتش امروزی را دارا بود، نه نیروی بسیج داشت و نه مردم آن زمان به آگاهی مردم امروز بودند.
آنها کودتا به راه انداختند، مصدق و کاشانی بازداشت شدند و نواب صفوی تیرباران شد. آمریکاییها و انگلیسیها بازگشتند و مستقر شدند و در کودتای 28 مرداد سال 1332، تمام کشور دوباره در چنگال قدرت آنها قرار گرفت. آنها صداها را خفه کردند، دستگیر کردند، کشتند و اعدام نمودند. دهها هزار مستشار آمریکایی، انگلیسی و بعد اسرائیلی به کشور وارد شدند. در تمام کشور، هیچ تصمیمی در عرصههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی گرفته نمیشد مگر آنکه سفارت آمریکا همین لانه جاسوسی، انگلیس و موساد اسرائیل که بزرگترین پایگاه آن در خارج از اسرائیل در ایران قرار داشت، اجازه صادر میکردند. شخص شاه بدون اجازه و دستور آنها هیچ کاری نمیتوانست انجام دهد! حالا شما حساب دیگر امور را بکنید. غارت سازمانیافته و مجدد ایران تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی به مدت 25 سال همراه با استبداد وحشیانه، شکنجه و تیرباران آغاز شد. آموزش شکنجه را هم همین آمریکاییها و انگلیسیها ارائه میدادند؛ شکنجهگران ساواک برای دوره مطالعاتی به اسرائیل میرفتند تا آخرین شیوههای شکنجه را فرابگیرند. این وضعیت ادامه داشت تا این که در سال 1357، حضرت امام(ره)، انقلاب و ملت ایران آنها را بیرون راندند. آنها از همان زمان پیوسته توطئه میکنند تا دوباره بازگردند. در دهه پنجاه، آنها تسلط بر ایران را از دست دادند. ایران نخستین کشور مسلمانی بود که پس از دوره اشغال، از سلطه آنها آزاد شد؛ نخستین کشور، ایران بود. الآن هم کل منطقه در حال خروج از کنترل آنها است. این یک خلاصه تاریخی از رویدادها است.
شانزدهم آذر، نماد اولین مقاومت دانشجویی بود. در آن دوره، دانشگاهها در ایران بسیار محدود بودند و دانشگاه تهران مرکزیت اصلی را داشت. دانشجویان دانشگاه تهران و اعضای انجمن اسلامی در دانشکده فنی مقاومت کردند.
"نیکسون"، معاون رئیسجمهور آمریکا (که بعدها خودش رئیسجمهور شد)، از سوی رئیسجمهور آمریکا پیام آورد و به ایران سفر کرد تا پیروزی خود در کودتای بیست و هشت مرداد و تسلط مجدد بر ایران را جشن بگیرند. فاصله مرداد تا آذر تقریباً پنج ماه بود. پس از پنج ماه از وقوع کودتا، قرار بود او به اینجا بیاید تا جشن پیروزی برپا کنند؛ آمریکاییها و انگلیسیها برگشته بودند و تمام نهادهای حکومتی از جمله منابع نفتی دوباره مستقیماً به دست آنها افتاده بود.
نیکسون به دانشگاه تهران آمد و قصد داشتند به او دکترای افتخاری اهدا کنند و جشن برپا کنند که آمریکا ایران را از دست ملت ایران آزاد کرده است! دانشجویان به خودروی معاون رئیسجمهور آمریکا سنگ پرتاب کردند و شعار میدادند یانکی برو گم شو! درگیریها علیه انگلیس، آمریکا و شاه پهلوی آغاز شد و برای اولین بار پس از کودتا، دانشگاهها دوباره به صحنه اعتراض تبدیل شدند. تانکها وارد شدند و به دانشگاهها حمله کردند و دانشجویان را به رگبار مسلسل بستند که طی آن سه دانشجو به شهادت رسیدند و گروهی هم مجروح شدند. شهید چمران از جمله دانشجویانی بود که در آن واقعه مجروح شد. شهید چمران به عنوان رتبه اول دانشگاه تهران بورسیه شد و به آمریکا رفت و در آنجا به مقام استادی ممتاز در رشته فیزیک پلاسما رسید و پس از او جنبش دانشجویی ادامه پیدا کرد. او در دانشگاههای تراز اول آمریکا موقعیت بسیار مناسبی به دست آورد، اما به این نتیجه رسید که ایران از دست رفته است و ما نمیتوانیم در برابر آمریکا، انگلیس و حکومت پهلوی سکوت پیشه کنیم.
آن زمان، حکومت انقلابی جمال عبدالناصر در مصر حکومت انقلابی و عربی بود. شهید چمران و همراهان او به مصر رفتند و آموزشهای چریکی دیدند تا به ایران برگردند و علیه رژیم پهلوی مبارزه مسلحانه کنند. بعد شهید موسی صدر در لبنان، ایشان زندگی خودش را از آمریکا رها میکند و به آنجا میرود و همان تلاشها که بعدها از دل آن حزبالله بیرون میآید. شانزدهم آذر، نماد مبارزه با دیکتاتوری و اشغالگران و در رأس آنها آمریکا است. این قیام در آن مقطع سرکوب شد و دشمنان گمان کردند کار تمام شده است؛ اما ده سال بعد، قیام امام آغاز شد و جنبه عمومی یافت. آمریکاییها و پهلوی دوباره در پانزدهم خرداد مردم را در شهرها به رگبار بستند و امام تبعید شد و دوباره گفتند کار تمام است؛ اما چهارده سال بعد، انقلاب سال 57 به پیروزی رسید. در سیزدهم آبان، درست در همان روزی که آمریکا دستور تبعید امام را به شاه داده بود، سفارت آمریکا به تسخیر درآمد و اسنادی منتشر شد که در جهان بینظیر و بیسابقه بود. انتشار این اسناد تا همین امروز در آمریکا ممنوع است و اجازه انتشار آن را در سطح جهان نمیدهند. هرچند امروزه با گسترش اینترنت دیگر نمیتوانند مانع نشر آن شوند، اما همچنان انتشار آن ممنوع بود. اگر آنجا یک سفارتخانه عادی بود، چرا اجازه نمیدهید اسنادی که در سفارت خود خرد کرده بودید و دوباره بازسازی شدند، توسط مردم آمریکا خوانده شود؟ سفارتخانههای آمریکا در سراسر جهان همین الآن هم کانون جاسوسی هستند؛ در همه نقاط دنیا این وضعیت حاکم است. برای نمونه، در آلمان، خانم مرکل با وجود این که کاملاً تحت کنترل آنها بود، شنود میشد. این خانم در دوران کمونیستها در سرویس اطلاعاتی آلمان شرقی فعالیت میکرد و از جاسوسان شوروی بود؛ اما پس از فروپاشی شوروی، به خدمت آمریکا درآمد. بعدها مشخص شد که در سفارت آمریکا در فرانکفورت، مکالمات خصوصی نخستوزیر آلمان با شوهر یا اطرافیان او بطور کامل شنود و ضبط میشده است. وقتی او پرسیده بود آیا مکالمات ما را هم شنود میکنید؟ پاسخ داده بودند که ما ارتباطات همه افراد را شنود میکنیم.
ویکیلیکس هم فاش کرد که آمریکاییها حتی مکالمات خصوصی پادشاه اسپانیا با همسر و دختر او را شنود میکردهاند. وقتی آنها با متحدان و نوکرهای خودشان اینطوری رفتار میکنند وای به حال مخالفانشان. الآن هم سفارتخانههای آمریکا، انگلیس و اسرائیل در سراسر جهان پایگاههای جاسوسی به شمار میروند؛ چرا که رفتار آنها با ساختار سفارت همخوانی ندارد. مگر وظیفه یک سفارتخانه چیست؟ آیا وظیفه سفارتخانه، طراحی توطئه برای کودتا، ترور و تجزیه کشور میزبان است؟ اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی همگی این حقایق را آشکار کردند. سفارتخانه موظف است روابط میان دو کشور را به صورت عادی، در چارچوب قانون و بدون هرگونه تجاوز به حاکمیت کشور میزبان برقرار سازد. شما در کجای اقدامات خود اینگونه عمل کردهاید؟ الآن در بیست - سی کشور جهان، در سفارتخانههای آمریکا سه - چهار هزار نفر نیرو دارد! این یک سفارتخانه عادی است؟
کسانی که گمان میکنند ملت ایران، انقلاب اسلامی و حضرت امام مناقشه با آمریکا را بدون دلیل آغاز کردهاند، دشمنتراشی نمودهاند یا بهانه به دست آنها دادهاند، یا از بدیهیات تاریخ ایران، منطقه و جهان بیخبر هستند یا خود را به ناآگاهی میزنند. شعار «مرگ بر آمریکا» یعنی آرزوی نابودی برای بزرگترین دیکتاتوری صد سال اخیر جهان، بزرگترین جنگافروزان، بزرگترین تروریستها و بزرگترین غارتگران دنیا. آنها الآن چهل - پنجاه کشور جهان را غارت میکنند؛ چون اقتصاد آمریکا بدون چپاول و جنگ تداوم نمییابد و آنها حیات خود را از مسیر همین جنگها تأمین میکنند. تازهترین نمونه این رفتار در ونزوئلا دیده میشود؛ ونزوئلا دومین دارنده ذخایر نفتی در جهان است. این یارو رفته آن بالا ایستاده و گفته ما به اینها حمله میکنیم! این ماهیت دموکراسی ادعایی آنها است! شعار «مرگ بر آمریکا» ناظر بر این واقعیتها است. فریادهایی که در شانزدهم آذر در دانشگاه تهران علیه آمریکا سر داده شد، بیس25سال پیش از شکلگیری جمهوری اسلامی بود؛ بنابراین این شعارها منحصراً به جمهوری اسلامی تعلق ندارد. شعار علیه آمریکا، انگلیس و اسرائیل، چندین دهه پیش از جمهوری اسلامی وجود داشته است و در حقیقت همان شعارها، بنیان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را پیریزی کردند، نه آنکه جمهوری اسلامی این آرمانها را پدید آورده باشد. الآن وضعیت چگونه رقم خورده است؟ در این دو سال اخیر، شما مشاهده کردید که در آمریکا و اروپای غربی، استادان و دانشجویان به دانشگاهها آمدند و همان شعارهایی را سر دادند که دانشجویان ما در شانزدهم آذر سال سی و دو سر داده بودند. این یک تحول بسیار بزرگ است. در بیش از صد کشور جهان شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» طنینانداز شد. پرچم آمریکا و اسرائیل پیش از این تنها در ایران به آتش کشیده میشد؛ اما در این دو سال اخیر، به ویژه پس از حوادث غزه و لبنان، مردم در بیش از 120 کشور جهان و حتی در درون خاک خود آمریکا، پرچم آمریکا و اسرائیل را به آتش کشیدند. در گذشته جز مردم ایران هیچ ملتی جرأت نداشت شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دهد، اما امروز سراسر جهان این شعار را تکرار میکنند. امروزه در دانشگاههای آمریکا برای بیش از پنج هزار استاد و دانشجو پرونده قضایی و انضباطی تشکیل شده است، جمعی از آنها اخراج شدهاند، عدهای بازداشت شدند و رسماً اعلام کردهاند هر فردی که پرچم فلسطین یا پرچم ایران را در دست گرفته و علیه اسرائیل شعار سر داده باشد، مشمول ممنوعیت استخدام مادامالعمر در شرکتهای خصوصی آمریکا خواهد شد؛ همچنین دانشجویان غیرآمریکایی اخراج میشوند و به پلیس دولتهای متبوع خود تحویل داده خواهند شد. وضعیت در آنجا به این شکل است.
در غرب اجازه میدهند به حضرت عیسی مسیح و حضرت مریم توهین شود، به عیسی مسیح فحش بدهد، علیه حضرت مریم فیلم بساز – العیاذبالله – بگو حضرت مریم فلان بوده است، قرآن را به آتش بکش، ولی علیه اسرائیل و صهیونیسم یک کلمه حق ندارد حرف بزنند. آزادی بیان اینگونه است. الآن این اتفاقاتی که دارد رخ میدهد، قرار نبود رخ بدهد. من میخواهم روشن بشود که ما با چه کسی طرف هستیم. دربارهی آمریکا، من فقط بعضی از جنگافروزیهایی را که در همین صد سال انجام دادند، بیان میکنم.
در همین صد سالی که تازه به قدرت رسید، ابتدا کل قارهی آمریکا را با جنگ، کودتا و اشغال شروع کردند. آنها بارها به این کشورها حمله کردند. بعد به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم در این هشتاد سال اخیر، از قارهی آمریکا خارج شدند. آنها به همهجای دنیا چنگ انداختند و دستدرازی کردند. اولین جایی هم که در دهان آنها زده شد، ایران بود، که مجبور شدند خارج بشوند؛ در حالی که از هیچ جای دیگر خارج نشده بودند. اولین ملتی که اینها را بیرون کرد، ملت ایرانیها بودند.
ببینید، از سال ۱۹۰۱ یعنی اوایل قرن بیستم که کمکم سر و کلهی آمریکا دارد پیدا میشود و هنوز جنگ جهانی اول رخ نداده است، حملهی آمریکا به کلمبیا رخ داد. سال بعد، حملهی او به پاناما صورت گرفت. دو سال بعد، حملهی او به کره اتفاق افتاد. در همان سال، حملهی او به مراکش رخ داد. سال بعد، حمله به هندوراس انجام شد. در هندوراس مردم علیه حکومت خودشان انقلاب کردند و ارتش آمریکا میرود تا آن قیام را سرکوب کند. در همان سال، حملهی او به مکزیک رخ داد. در مکزیک قیام شده است و دیکتاتور مکزیک دارد سقوط میکند، ارتش آمریکا وارد میشود و حمله میکند تا انقلاب را سرکوب کند. دو سال بعد، حمله به نیکاراگوئه صورت گرفت. در همان سال، حمله به دومینیکن رخ داد؛ چون در آنجا هم مردم علیه آمریکا و علیه حکومت خود قیام کرده بودند. در همان سال، جنگ بین هندوراس و نیکاراگوئه را راه انداختند و آمریکا مستقیماً دخالت کرد؛ این کشورهای بسیار کوچک آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی که اصلاً چیزی ندارند. سال بعد، در پاناما انتخابات برگزار میشود و چون نتیجهی انتخابات ضد آمریکایی است، ارتش آمریکا به پاناما حمله میکند. دو سال بعد، نیروهای آمریکایی علیه حکومت نیکاراگوئه اقدام میکنند و کمک میکنند تا کودتا بشود و دوباره به نیکاراگوئه حمله میکنند. سال بعد، ارتش آمریکا برای کودتا علیه رئیسجمهوری که ضد آمریکایی است، وارد هندوراس میشود؛ مانند کاری که بعدها در ایران بر سر مصدق آوردند. در همان سال، یعنی ۱۹۱۱، در فیلیپین علیه اشغالگران آمریکایی قیام میشود و ارتش آمریکا مجدداً به فیلیپین حمله میکند. در همان سال، آمریکا به مرزهای چین حمله میکند. سال بعد، کوبا را اشغال میکند. در همان سال، دوباره به پاناما و هندوراس حمله میکند. از سال ۱۹۱۲ میآیند و نیکاراگوئه را تا سال ۱۹۳۳ بطور کامل اشغال میکنند؛ یعنی ارتش آمریکا بیش از بیست سال، حدود بیست و چند سال، کلاً نیکاراگوئه را اشغال میکند و با کشتار، شکنجه، کودتا و امثال اینها در آنجا حاکم میشود. آنها دستنشاندهی خود را در نیکاراگوئه میگذارند و از آن موقع تا زمانی که در نیکاراگوئه انقلاب شد که همدورهی انقلاب ماست، مشغول غارت نیکاراگوئه بودند. آنجا به مرکز یک مستعمره برای انحصار کمپانیهای آمریکایی تبدیل شده بود. بعد هم قراردادی امضاء کردند تا نیکاراگوئه را وادار کنند که برای دهههای آینده باید تحت اشغال آمریکا باقی بماند که تا زمان وقوع انقلاب نیکاراگوئه هم باقی ماند. ساندینیستها که متحد ایران هستند، یعنی ونزوئلا، نیکاراگوئه، کوبا و این کشورهای چپ و ضد آمریکایی، همه اینها الآن در کنار ما هستند، یعنی در طرف ایران هستند؛ در قضایای غزه و لبنان هم علیه اسرائیل موضع گرفتند.
در سال ۱۹۱۴ در هائیتی علیه آمریکا و دیکتاتور آنجا انقلاب در حال وقوع است؛ باز ارتش آمریکا هائیتی را اشغال میکند و به مدت بیست سال تا سال ۱۹۳۴، نظامیهای آمریکا آنجا را کلاً تحت کنترل خود میگیرند. در سال ۱۹۱۶ دومینیکن را اشغال میکنند؛ هشت سال ارتش آمریکا از دومینیکن خارج نمیشود. در سال ۱۹۱۷ اشغال کوبا رخ میدهد؛ تا زمانی که فیدل کاسترو و چهگوارا و یاران آنها قیام و انقلاب کردند، کوبا تحت اشغال آمریکا قرار داشت و حاکم آن، نوکر آمریکا بود؛ مانند شاه ایران. سالهای ۱۹۱۷ و ۱۹۱۸ مصادف با جنگ جهانی اول است که آمریکا کمکم دارد از قارهی آمریکا خارج میشود. در جنگ جهانی اول، اروپا نابود میشود؛ اما آمریکا ضربهای نمیخورد. از این پس، آمریکا کمکم حتی بر اروپا هم دارد مسلط میشود؛ چون ثروتها از اروپا به آمریکا سرازیر میشد، ولی آمریکا در جنگ آسیبی ندیده بود. اروپاییها خود را زدند و یکدیگر را متلاشی کردند. آنها میلیونها نفر از یکدیگر را به قتل رساندند. آیا میدانید هیچ قارهای در تاریخ به اندازهی اروپا وحشیگری نکرده است؟ یعنی اینها به فاصلهی سی سال، دو جنگ جهانی به راه انداختند. در این دو جنگ، روی هم رفته بین هشتاد میلیون و به عقیدهی برخی بیش از صد میلیون نفر از یکدیگر و از ملتهای دیگر را کشتند. یعنی اروپا خونینترین و جنگافروزترین قارهی دنیا است. بعد اروپاییها در این دویست سال اخیر به چهار قارهی دیگر حمله کردند، آنها را به اشغال درآوردند و غارت کردند.
از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۲ که انقلاب بلشویکی در روسیه اتفاق افتاد، آمریکا بخشی از نیروهای خود را وارد روسیه میکند؛ چون میگوید حکومت روسیه نباید در دست کمونیستها بیفتد، بلکه باید در دست آمریکا قرار بگیرد. در همان سالها، ارتش آمریکا دوباره پاناما را اشغال میکند. سال بعد، مجدداً به کاستاریکا حمله میکند. در همان سال به هندوراس، سال بعد به گواتمالا حمله میکند و سال بعد از آن، گروههای مسلحی را سازماندهی میکند تا یک حکومت ملی دیگر را در آمریکای لاتین سرنگون کنند. در سال ۱۹۲۲ به ترکیه حمله میکند. از سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۷ اشغال بخشهایی از خاک چین صورت میگیرد. در سالهای ۱۹۲۴ و ۱۹۲۵ دوباره هندوراس، پاناما و نیکاراگوئه مورد تهاجم قرار میگیرند. در سال ۱۹۲۷ بخشی از خاک چین را اشغال میکند و به مدت هفت سال در آنجا حضور دارد؛ تا این که چینیها وارد جنگ میشوند. همینطور السالوادور و دیگر کشورها مورد تعرض قرار میگیرند.
در سال ۱۹۴۵ آمریکا به ژاپن بمب اتم میزند! در حالی که جنگ تقریباً تمام شده بود. ژاپن، همانطور که میدانید، حتی پیش از آنکه آمریکا به آن حمله کند، توسط شوروی که همسایهی او بود مورد حمله قرار گرفت و شوروی دو جزیرهی آن را تصرف کرد. آمریکا برای این که عقب نماند و ضرب شستی نشان بدهد که ما دارای چنین قدرتی هستیم، بمب اتم را بیشتر برای دوران بعد و برای آینده پرتاب کرد، نه برای پایان دادن به جنگ و گذشته! چنانکه از همان زمان تا الآن این شمشیر داموکلس و بمب اتم را در اختیار دارند و به هیچ کشوری اجازه نمیدهند هیچگونه فعالیت حتی صلحآمیز هستهای انجام دهد. در سال ۱۹۴۷ پس از جنگ جهانی دوم، حمله به یونان اتفاق میافتد. از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۳ حمله به فیلیپین و اشغال بخشی از فیلیپین رخ میدهد. در سال ۱۹۵۰ پورتوریکو را تصرف میکنند. از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳ حمله به کره با دو - سه میلیون کشته صورت میگیرد. حمله به کامبوج و لائوس و جنگ ویتنام واقع میشود. در سال ۱۹۵۳ کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ در ایران رخ میدهد. در سال ۱۹۵۸ حمله به لبنان اتفاق میافتد. در سال ۱۹۵۹ اشغال بخشی از لائوس و تهاجم به هائیتی انجام میشود. در سال ۱۹۶۰ حمله به اکوادور رخ میدهد. از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۳ تجاوز خونین و قتلعام چند میلیونی در ویتنام رخ میدهد. در سال ۱۹۶۶ در گواتمالا و اندونزی پایگاههایی را اشغال میکند و حملهی مجدد به فیلیپین صورت میگیرد. در سال ۱۹۷۱ بمباران لائوس به مدت دو سال آغاز میشود. در سال ۱۹۷۲ و سالهای بعد هم همین اتفاقات ادامه دارد؛ اگر من بخواهم تمام آنها را بیان کنم، فهرستی بسیار مفصل خواهد شد، لذا من فقط مهمترین آنها را ذکر میکنم. در سال ۱۹۸۰ واقعهی حملهی آمریکا به طبس در ایران اتفاق افتاد که با شکست مواجه شد. در سال ۱۹۸۳ تهاجم به گرانادا رخ داد. در سال ۱۹۸۶ حمله به لیبی و بمباران طرابلس و بنغازی انجام شد. دو سال بعد، تهاجم به هندوراس صورت گرفت. در همان سال، شلیک به هواپیمای مسافربری ما، مداخله در جنگ صدام علیه ما، و حمله به سکوهای نفتی ما و بندرهای ما رخ داد. آنها آن هواپیمای مسافربری را هدف قرار دادند و نزدیک به سیصد نفر از مردم عادی را کشتند، در حالی که آگاهی داشتند این یک پرواز مسافربری است. در سال ۱۹۸۹ در سلسله جزایری در شرق آسیا، مردم علیه آمریکا، دیکتاتور خود و انگلستان قیام میکنند و ارتش آمریکا برای سرکوب آنها وارد عمل میشود. در سال ۱۹۹۱ در جریان جنگ اول خلیج فارس، تهاجم به عراق روی میدهد. از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ حمله به سومالی واقع میشود. در سال ۱۹۹۸ حمله به سودان اتفاق میافتد. در سال ۱۹۹۹ حمله به یوگسلاوی در قارهی اروپا به وقوع میپیوندد. در سال ۲۰۰۱ حمله به افغانستان و اشغال آن صورت میپذیرد. در سال ۲۰۰۳ حمله به عراق و اشغال آن رخ میدهد. در سال ۲۰۱۱ حمله به لیبی انجام میشود و در همان سال ۲۰۱۱ حمایت و سازماندهی گروههای تکفیری در سوریه شکل میگیرد. آن موقع میگفتند که این تکفیریها آمریکایی هستند با اسرائیل همپیمان هستند. بعضیها اینجا گفتند نخیر آقا، اینها اسلامگرا و اصولگرا هستند. خب الآن شما در سوریه مشاهده میکنید که آن فرد دومن ریش داشت و عمامه داست، عمامهی خودش را باز کرد، کراوات بست و ریش خود را مرتب کرد؛ بعد با فرماندهی ارتش آمریکا در منطقه بسکتبال بازی میکرد. او را برای دستبوسی نزد ترامپ بردند. ترامپ هم به او گفت: «ای شیطون، شما سوریه را از جبههی مقاومت خارج کردید و به این طرف آوردید؟ به او ادکلن هدیه داد و دست بر سر او کشید؛ یعنی اردوغان و بنسلمان از سوی عربستان و ترکیه، او را برای دستبوسی ترامپ بردند. سه فرد آمریکایی در سوریه کشته شدند؛ این یارو جولانی است، به ترامپ پیام تسلیت فرستاده است. اینها همان افرادی هستند که میگفتند دشمن ما حزبالله، ایران و جبههی مقاومت هستند.. همینها که میگفتند سوریه را رها کن خب سوریه را رها کردیم دست اینها افتاد. تکفیریهای آنها هم دستنشاندهی آمریکا از آب درآمدند.
از همان سال ۲۰۱۱ ایجاد سازمانهای تروریستی تکفیری تحت عنوان تروریسم اسلامی را آغاز کردند؛ پدیدهای که علیه آن فیلمهای متعددی ساختند، اما خودشان آنها را سازماندهی، تأمین مالی و آموزش آنها را بر عهده داشتند و به مدد آنها و رژیمهای منطقه، خاک سوریه را تصرف کردند. در سال ۲۰۱۱ سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، انگلستان و اسرائیل در سرکوب قیام مردم بحرین علیه حکومت آن و سرکوب خیزشهای کشورهای عربی مشارکت ورزیدند تا این قیامها یعنی آن نهضت بیداری اسلامی سرکوب شود. در جنگی که عربستان علیه یمن به راه انداخت، جنگندههای آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی رسماً اقدام به بمباران میکردند.
من یک اجمالی از وضعیت آمریکا را گفتم که وقتی ما «مرگ بر آمریکا» میگوییم، این سخن صرفاً شعار ایران نیست، بلکه اساساً متعلق به پس از انقلاب یا مختص به ایران نیست. کل دنیا الآن حدود هشتاد- نود سال است که تحت قتلعام و غارتگری اینها قرار دارد. اگر این جبههی مقاومت وجود نداشت، آنها مجبور نمیشدند بیشتر نیروهای خود را از عراق و افغانستان خارج کنند؛ البته بطور کامل خارج نشدند و هنوز در عراق حضور دارند و صاحب نفوذ هستند، ولی عراق و افغانستان به دوتا ایالت برای آنها تبدیل شده بود. پس از آنکه ترامپ سردار قاسم سلیمانی را به شهادت رساند، گفت علت این اقدام آن بود که اساساً ایران ما را از عراق و افغانستان اخراج کرد. هیچ قدرت دیگری جرئت نداشت چند هزار سرباز آمریکایی را هدف قرار دهد؛ این جبههی انقلاب و ایران بودند، نیروهای مقاومت بودند که به ما ضربه زدند. این پیشینهی جنگهای آمریکا بود.
اما ضعف و آسیبپذیری امروز آنها به چه صورت است؟ امروز کار آنها به جایی رسیده است که هرچند آمریکا نسبت به سی - چهل سال گذشته بسیار وحشیتر شده، اما ضعیفتر شده است؛ وحشیتر ولی ضعیفتر شده است. ابهت او را برای نخستین بار در جهان، امام و ایران درهم شکستند. آن موقع آمریکا تهدید کرد که ما حملهی اتمی میکنیم و ناوهای خود را برای حرکت آماده ساختند؛ امام فرمودند: بیایند، چرا معطل هستند؟ مردم ما را در انتظار گذاشتهاید! امام فرمودند: اینجا ایران است و مانند کشورهای دیگر نیست که وارد شوید، چند صد یا چند هزار نفر را بکشید، بمباران کنید و مردم اظهار پشیمانی کنند. شما ابتدا بمباران میکنید، اما پس از آن آیا قصد دارید بر زمین فرود آیید یا میخواهید در هوا باقی بمانید؟ اگر بر زمین فرود آیید، جوانان ما چتربازان شما را تکهتکه خواهند کرد. امام فرمودند: اگر شما همان رفتاری را که با سایر کشورها انجام دادید با ایران تکرار کنید، ما جنگ جهانی سوم به راه میاندازیم و در سراسر گیتی به شما حمله خواهیم کرد.
برژینسکی که چند سال پیش درگذشت، اذعان کرد: ایران یک کشور معمولی نیست، بلکه یک انقلاب است؛ اینها در هر پنج قاره هوادارانی دارند که از مرگ هراسی ندارند، و چنانچه ما به ایران حمله کنیم، جنگی جهانی آغاز خواهد شد که دستکم بیست - سی سال به طول میانجامد؛ احتمال دارد ما به ایران ضربه بزنیم و آن را تخریب کنیم، ولی خود ما هم نابود خواهیم شد و پس از آن نبرد، آمریکا دیگر یک ابرقدرت جهانی نخواهد بود.
الآن وضعیت آنها به چه ترتیب است؟ دو سال است که آمریکا، ناتو یعنی انگلستان، فرانسه و سایرین، همراه با اسرائیل میکوشند تا غزه را تصرف کنند، اما قادر به این کار نشدهاند. وسعت غزه به اندازهی شهر کرج است. آنها معادل چندین برابر بمب اتمی در آنجا بمب فرو ریختهاند؛ چنانکه گفته میشود معادل ده - بیست برابر بمبهای اتمی پرتابشده بر ژاپن، در غزه بمب ریختهاند. دو سوم مساحت غزه با خاک یکسان شده است، اما نتوانستند غزه را به تصرف درآورند و هنوز هم توانایی آن را نیافتهاند؛ این امر نشاندهندهی ضعف آمریکا است. آنها در خاک لبنان هم نتوانستند پیشروی کنند. ترور سید حسن نصرالله و یحیی سنوار، رهبران حزبالله و حماس، پس از توافق آتشبس انجام گرفت؛ ابتدا اعلام آتشبس کردند و بعد در آتشبس این شخصیتها را ترور کردند؛ یعنی دست به خیانت زدند و حتی به تعهدات کتبی خودشان هم پایبند نیستند. چند سال است که در پی پایان دادن به مقاومت یمن هستید؟ آیا آگاهی دارید که یمن در طول همین دو سال چه ضرباتی وارد آورده است؟ یمن پنج فروند ناو جنگی آمریکا را هدف قرار داد؛ هدف قرار دادن نه به مفهوم غرق شدن کامل، بلکه به این معنا که ناوها از چرخهی عملیاتی خارج شدند. هر یک از این ناوها در حکم یک پادگان عظیم نظامی هستند که به هر نقطهای از جهان اعزام شوند، موجب سرنگونی چندین رژیم میشوند. یمنیها هزار و هشتصد عملیات موشکی، پهپادی و دریایی علیه منافع آمریکا به انجام رساندند. آنها 228 کشتی که به اقتصاد اسرائیل یاری میرساندند، هدف قرار دادند. از سوی دیگر، بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده، نیروی هوایی آمریکا، اروپا یعنی ناتو، و اسرائیل افزون بر سه هزار حمله علیه یمن انجام دادند؛ سه هزار نوبت بمباران و حملهی موشکی اجرا کردند، اما نتوانستند هیچ کاری بکنند. در این میان، همین رزمندگان یمنی بین بیست - سی فروند از مدرنترین پهپادهای جهان را سرنگون کردند. این نمونهی توأمانِ درندهخویی و ناتوانی آنها است. با این اوصاف، آیا اینها توانایی تهاجم به ایران را دارند؟ چنانکه برخی از خود آنها اعتراف کردند: نیروهای متمایل به ایران، ما را از خاک عراق و افغانستان بیرون راندند. با وجود نیروهای جبهه مقاومت، ما حتی نتوانستیم غزه و یمن را تصرف کنیم و در لبنان هم نتوانستیم پیشروی کنیم؛ آیا الآن میخواهیم برویم و ایران را بگیریم؟ در عین حال که آنها این همه وحشیگری میکنند، برای این که ما روحیات آنها و طرز فکر آنها را بشناسیم، روزنامه گاردین نوشت: مدیر بخش واکسن سازمان غذا و داروی آمریکا در همین روز جمعه، یادداشتی به کارکنان این سازمان نوشت مبنی بر این که کشور آمریکا در دوران شیوع کرونا، جزء پرتلفاتترین کشورهای جهان بود؛ و ما حتی تا همین زمان حاضر هم داریم تلفات میدهیم. تعداد زیادی از مردم و به خصوص کودکان، به خاطر واکسن خود ما جان خود را از دست دادند؛ یعنی اگر آنها حتی واکسن نزده بودند، شاید فوت نمیکردند.
دکتر وینای پراساد که مدیر و رئیس بخش واکسن سازمان غذا و داروی آمریکا است، میگوید: «بسیاری از موارد مرگ بیماران در آمریکا ناشی از میوکاردیت یا التهاب عضله قلب بود و این موضوع، از عوارض واکسن فایزر به شمار میرفت. در همان زمانی که ما در اوج شیوع کرونا واکسن تزریق میکردیم، پس از گذشت دو - سه ماه برای ما ثابت شد که این واکسنها کشنده هستند؛ ولی ما کار دیگری نمیتوانستیم انجام دهیم. بعد در ایران و جاهای دیگر، عدهای میگفتند: چرا شما نشستهاید و چند نوع واکسن تولید میکنید؟ بروید و واکسن را از آنها تحویل بگیرید. این دیدگاهها در ظاهر خدمت به کشور به نظر میرسند. شما مشاهده کردید یکی از این افراد که تئوریسین همین جریانات غربگرا است، صریحاً نوشت که حکومت باید تمام مسئولان را از قشر سرمایهدار انتخاب کند. آیا شما مقاله او را مطالعه کردید؟ نوشته بود: اجازه ندهید افرادی که در طبقات محروم جامعه بودهاند، وارد ارکان حکومت شوند. بعد گفت که تنها راه و مسیر نجات اقتصاد ایران از کشور آمریکا میگذرد و ما باید بگوییم: ما اصلاً هیچگونه ادعایی نداریم و تسلیم محض هستیم؛ شما بازگردید و هرچند نه به اندازه دوران حکومت پهلوی، اما مقداری به ما رحم کنید و به غارت کشور ما بپردازید تا ما پیشرفت کنیم! این نشان میدهد که ذهنهای بیمار و معیوب هنوز اینگونه میاندیشند. کشور آمریکا هرگز برای کمک به پیشرفت هیچ کشوری وارد آن نمیشود، بلکه او تنها برای غارت منابع آن کشور وارد عمل میگردد. آنها برای آبادانی چیزی به آنجا نمیبرند، بلکه میآیند تا منابع آن سرزمین را جدا کنند و ببرند. درک این مسئله چقدر دشوار است؟ آنها به نوکران خود هم هیچ رحمی نمیکنند.
ببینید در رابطه با شاه و فرح پهلوی، هنگامی که آمریکاییها دیدند آنها این همه به دولت آمریکا خدمت و نوکری کردند، پس از سقوط حکومت آنها و اتمام تاریخ مصرف آنها، دولت آمریکا حتی به آنها اجازه ورود به خاک خود را نداد. شاه در پیامی اظهار داشت: من چند دهه تمام کشور ایران را در اختیار شما قرار دادم و هر دستوری که صادر کردید، بیچونوچرا اطاعت نمودم؛ شما پس از آن همه خدمت، با من اینگونه رفتار میکنید؟ شما با این رفتار به سایر دولتهای منطقه پیام میدهید که به آمریکا اعتماد نکنند! چون هر اندازه که برای او نوکری کنید، اگر به نفع او نباشد، شما را به راحتی کنار میگذارد. دولت آمریکا آنها را با بیاحترامی کامل بیرون کردند و آنها در سراسر جهان پناهگاهی نیافتند جز این که به کشور مصر پناه بردند. رفتار آنها با نوکران خود دقیقاً به همین صورت است.
من اخیراً دیدم یکی از چهرههای سرشناس کشور اوکراین در پیامی نوشت: من باور نمیکنم که الآن این سخن را بر زبان میآورم، اما در رابطه با ماهیت آمریکا، حق کاملاً با کشور ایران است. او گفت: دولت آمریکا ابتدا آمد و وعده داد که ما در کنار ترامپ، کشور روسیه را به نفع منافع آمریکا مهار میکنیم؛ اما ترامپ الآن به کشور اوکراین میگوید: شما باید یکچهارم یا یکپنجم از خاک اوکراین را به روسیه واگذار کنید؛ چون ارتش روسیه قدرتمند است و زور دارد و شما ضعیف هستید. شما معادن غنی خود را در اختیار ما قرار دهید تا ما شما را غارت کنیم و بخشی از خاک خود را هم به کشور روسیه واگذار نمایید؛ شرایط کنونی همین است و کار دیگری نمیتوان انجام داد!
بعد آن شخص اوکراینی میگوید: دولت آمریکا رسماً به ما دستور میدهد که بخشهایی از خاک اوکراین را واگذار نماییم؛ بنابراین، سخن رهبر ایران مبنی بر این که آمریکا حتی به دوستان و عوامل وابسته به خود هم خیانت میکند، درستترین سخن ممکن است و ما در کشور اوکراین الآن داریم این حقیقت را به درستی درک میکنیم.
وقاحت آنها به حدی است که از میان بمبهایی که اخیراً دولت آمریکا به کشور لبنان پرتاب کرد، یکی از آنها منفجر نشد. دولت آمریکا رسماً به دولت لبنان اعلام کرد: یکی از موشکهایی که ما به لبنان شلیک کردیم عمل نکرده است؛ شما آن موشک را به خودمان تحویل دهید! شما به این حجم از وقاحت توجه کنید؛ مانند این است که فردی به سوی شیشههای خانه شما سنگ پرتاب کند و چون یکی از سنگها از پنجره باز به درون افتاده و نشکسته است، بگوید: آن سنگ را بیاورید و به دست خودمان بدهید، چون آن سنگ متعلق به ماست! آنها دقیقاً اینگونه رفتار میکنند.
آنها اعلام کردند: آن موشکی را که ما به منطقه ضاحیه در حاشیه جنوبی بیروت و محل استقرار نیروهای حزبالله و شیعیان شلیک نمودیم، سریعاً تحویل دهید و از آنجا که نیروهای ما در آن منطقه حضور دارند، موشک را به همان نیروها تحویل دهید. آنها با این شیوه دستور صادر میکنند و به آن عمل مینمایند. شیوه دیپلماسی او بدین صورت است که ارتش خود را به منطقه اعزام کرده است و در مورد ونزوئلا ادعا میکند: شما در حال انجام قاچاق هستید، در حالی که خود سازمان سیا و وزارت دفاع آمریکا بزرگترین عملیات قاچاق مواد مخدر را در سرتاسر جهان هدایت میکنند. در کشور افغانستان که مرکز تولید تریاک جهان به شمار میرود، پیش از حمله بیست سال پیش نیروهای آمریکایی، یکی از بهانههای آمریکا این بود که افغانستان مرکز تریاک و قاچاق است و یکی از اهداف ما جلوگیری از این روند خواهد بود؛ اما هنگامی که آنها آن کشور را به تصرف خود درآوردند، میزان تولید تریاک در افغانستان 46 برابر افزایش یافت و تجارت و قاچاق آن مستقیماً توسط خود ارتش آمریکا مدیریت میشد. حتی بعدها برخی از افسران آمریکایی فاش ساختند که دولت آمریکا مخارج خود و ارتش خودش را از طریق تجارت مواد مخدر و تریاک تأمین میکند و نیازی به دریافت بودجه از داخل آمریکا ندارد و درآمد مازاد آن هم توسط بخشهای خصوصی مصرف میشود. این افراد مدام به ما القا کردند که شما نباید سرمایههای خود را صرف تجهیزات نظامی و موشکی نمایید تا اقتصاد کشور رشد کند؛ در حالی که خود آنها بیشترین بودجههای نظامی تاریخ بشر را در اختیار دارند و به طور پیوسته در حال تولید انواع بمب و موشک هستند؛ چون تسلط آنها بر جهان صرفاً از طریق برپایی همین جنگها حفظ میشود.
یادتان هست حتی یکی از مسئولان پیشین و فقید ما، با وجود سوابق انقلابی و مبارزاتی خود، هنگامی که در اواخر عمر به بنبست فکری رسیده بود، اظهار داشت: ما باید همانند کشورهای ژاپن و آلمان تمام سلاحهای خود را تحویل دهیم و تسلیم شویم تا اقتصاد ما پیشرفت نماید؛ شما ببینید که ژاپن و آلمان بودجهای برای نیروی نظامی خود اختصاص نمیدهند! آیا واقعاً اینطوری است؟ در سال گذشته کشور آلمان رسماً اعلام کرد که 83 میلیارد یورو برای توسعه ارتش خود هزینه میکند! این در حالی است که صدراعظم آلمان اذعان دارد که اقتصاد و صنایع آلمان و اروپا در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. با وجود تمامی این معضلات، بودجه نظامی آلمان به رقم 83 میلیارد یورو رسید. پارلمان آلمان لایحه بودجه فدرال را برای سال ۲۰۲۶ میلادی با اکثریت آرا به تصویب رساند که یازده میلیارد یورو از آن برای مقابله با کشور روسیه در اوکراین و بخش عمده باقیمانده آن علیه جهان اسلام تخصیص یافته است. درباره بودجه کشور ژاپن هم وضع به همین گونه است. کشورهای آلمان و ژاپن از زمان شکست در جنگ جهانی تاکنون همچنان سرزمینهای تحت اشغال محسوب میشوند و کشورهای مستقلی نیستند. الآن حدود چهل - پنجاه هزار نیروی نظامی آمریکایی پس از گذشت هشتاد سال در خاک ژاپن مستقر هستند و دولت و مردم ژاپن موظفند کلیه مخارج آنها را تأمین نمایند و آن نیروها هم هر اقدامی را که بخواهند آزادانه انجام میدهند. زمانی من برای شرکت در سمیناری علمی پیرامون فلسفه علم و فلسفه دین به دانشگاه توکیو دعوت شده بودم. این رویداد با سالگرد بمباران اتمی هیروشیما همزمان بود، اما آنها جرأت نداشتند دولت آمریکا را محکوم کنند و تنها اعلام کردند که حاضران یک دقیقه سکوت نمایند. من گفتم: شما در کنار این سکوت، یک دقیقه هم سخن بگویید؛ چه کسی این بمب را پرتاب کرد؟ آیا این واقعه جزء بلایای طبیعی بود؟ آنها هیچ پاسخی ندادند؛ اما هنگامی که ما از جلسه خارج شدیم، رؤسای چند دانشکده و دپارتمان دانشگاه توکیو پیش من آمدند. هنگامی که ما به بیرون آمدیم، یکی از آنها پیش من آمد گفت: کشور ایران همانند ژاپن نیست؛ نه ساختار دولت ما همانند حکومت شما است و نه ملت ما رفتاری مشابه ملت شما دارند. او بعد گفت: «اگر ما در آن نشست با یک حرکت سر، سخنان شما را تأیید میکردیم، چنانچه شما دو ماه دیگر به اینجا میآمدید، من دیگر نه استاد دانشگاه بودم، نه خانهای داشتم، نه شغلی برای من باقی میماند، نه اتومبیلی در اختیار داشتم و نه امنیت فردی برای خود و خانواده خود مییافتم؛ و مسئولان امر هم علت این برخورد را به هیچکس اعلام نمیکنند. الآن تمام ارکان مدیریتی ما تحت کنترل شدید اطلاعاتی، امنیتی و اقدامات سرکوبگرانه آمریکاییها قرار دارد. او بیان کرد: نظامیان آمریکایی فرزندان دختر و پسر ما را به پادگانهای خود منتقل میکنند و مورد آزار و تعرض جنسی قرار میدهند و حتی گاهی آنها را به قتل رساندهاند و ما هیچ اقدام قانونی نمیتوانیم انجام دهیم؛ چون قانون کاپیتولاسیون حاکم است.» آیا میدانید که در حال حاضر تقریباً در تمام این کشورها قانون کاپیتولاسیون برقرار است؟ در کشورهایی نظیر ژاپن، آلمان و ایتالیا، ارتش آمریکا همچنان حضور دارد و این کشورها در عمل، سرزمینهای تحت اشغال به شمار میروند.
آنها به کشور ایران میگویند: شما باید موشکهای خود را بدهید! خب برای چی؟ به این دلیل که او قصد دارد به شما حمله کند؛ مفهوم روشن این سخن دقیقاً همین است که شما باید تمام توان موشکی خود را تحویل دهید. پاسخ ما این است: «خیر؛ ما نیازمند قدرت دفاعی هستیم تا اگر شما یا رژیم اسرائیل اقدام به تجاوز کردید، با شلیک یک موشک، چندین برج شما فرو ریزد تا دریابید در غزه چه فجایعی رخ داده است و جنگ را متوقف سازید. شما در جریان مذاکرات، جنگ را شروع کردید و توافق حاصل از مذاکرات قبلی را نقض کردید؛ هنگامی که سخن از مذاکرات جدید به میان آوردید، همزمان ترور، بمباران، حملات موشکی و جنگ را آغاز کردید و خانه چهارده تن از دانشمندان ما را هدف موشک قرار دادید و آنها را در کنار خانواده خود به شهادت رساندید. اگر این توان موشکی ما وجود نداشت، شما دست از تجاوز برنمیداشتید. خودتان گفتید آتشبس! آغازگر جنگ، خودتان بودید و خود شما هم تقاضای آتشبس کردید! و الآن ادعا میکنید که ایران باید موشکهای خود را واگذار کند. این رفتار دقیقاً مشابه آن است که در یک نزاع، شخصی که خودش چاقو دستش هست به طرف مقابل بگوید من با تو کاری ندارم، چوب خودت را کنار بگذار! اگر تو قصد درگیری نداری، چرا میخواهی طرف مقابل ابزار دفاعی خودش را کنار بگذارد؟ اجازه بده آن وسیله در دستش بماند!
آنها در برابر رسانههای جهان رسماً اعلام میکنند که این دولتها حکم گاو شیرده ما هستند! عموجون ما کن! به عربها میگوید اینها سگهای ما هستند پارس کنید! او به آن منطقه سفر کرد و قراردادهای استثماری متعددی را بسیار فراتر از گذشته منعقد نمود و علاوه بر منافع دولت آمریکا، شخصاً چندصد میلیون دلار هدایای اختصاصی از سوی حاکمان عربستان، قطر، امارات و بحرین که نوکران او هستند دریافت کرد. آنها هواپیماهای اختصاصی گرانقیمت با ارزش دهها یا صدها میلیون دلار به او اهدا کردند که طبق گزارشها چنین مواردی در جهان کمنظیر است. او در برابر آنها قرار میگیرد و قراردادها را میگذارد و تأکید میکند که باید آنها را امضا کنند. او پس از بازگشت اعلام کرد: ما به دولت عربستان ابلاغ کردیم که باید بیش از یک تریلیون دلار سرمایه وارد خاک آمریکا نماید! الآن خود کشور عربستان در نتیجه این غارتگریها دچار بحران بدهی و کسری بودجه شده است. در عربستان با وجود درآمدهای سرشار، نزدیک به چهل الی چهل و پنج درصد از مردم زیر خط فقر زندگی میکنند؛ شما نباید صرفاً به خیابانهای مجلل ریاض نگاه کنید، بلکه باید بروید و وضعیت واقعی آن جامعه را مشاهده نمایید. در رابطه با امارات و دبی هم عدهای تنها ظاهر قضایا را میبینند و از دبی، ابوظبی و قطر تمجید میکنند؛ در حالی که دبی و امثال آن در عمل کشور نیستند و مجموع جمعیت بومی تمام آنها از جمعیت شهر مشهد ما کمتر است و ساکنان غیربومی آن بسیار بیشتر از جمعیت بومی خود آن مناطق هستند. اما در زیر زمین آنها به اندازه ایران و حتی بیشتر، ذخایر نفت و گاز نهفته است. این مراکز در حقیقت کشور نیستند، بلکه پالایشگاههای نفت و پادگانهای نظامی هستند که در اختیار بیگانگان قرار دارند. آنها در طول هشتاد - نود سال اخیر و از زمان تسلط بیگانگان، هویت و استقلال خود را از دست دادهاند و ثروت، تسلیحات و نفت آنها صرفاً در جهت منافع آمریکا، انگلیس و اسرائیل و علیه ملتهای خود و جهان اسلام مصرف میشود.
تمام جنگهای داخلی که در کشورهای سوریه، یمن، لیبی، افغانستان و عراق به وقوع پیوست، تماماً با پول نفت همین دولتهای عربی و با تکیه بر نیروهای انسانی خود آنها بود. بیگانگان همیشه این ملتها را در برابر یکدیگر و در تقابل با ما قرار میدهند؛ همانگونه که صدام و کشور عراق را در برابر ملت ایران قرار دادند.
کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه به هیچیک از تعهدات خود عمل نکردند. شما این واقعیت را در جریان برجام درک کردید؟ در مسئله برجام همه رفته بودند فقط ما در برجام مانده بودیم! بعد هنگامی که سخن از خروج مطرح شد، طعنه میزدند که اگر برای امور شخصی خود میخواهید خارج شوید، مانعی ندارد؛ اما باید به برجام بازگردید. کشورهای اروپایی میگفتند: شما از برجام خارج نشوید؛ هرچند ما به تعهدات خود عمل نکردهایم، اما شما باید اصول اخلاقی را رعایت نمایید. بعد برخی افراد در داخل آمدند به مردم گفتند: اگرچه آنها تمام امتیازات را بردند و خوردند، اما در عوض ما جام اخلاق را به دست آوردیم! جام اخلاق! این رفتار مشابه آن است که تیمی در یک مسابقه فوتبال پانزده گل دریافت کند و بعد مدعی شود: این شکستها اهمیتی ندارد و دریافت گل همانند چرک کف دست بیارزش است، چون ما جام اخلاق را کسب کردهایم! شما کدام جام را به دست آوردید؟ شما جام بیاخلاقی را دریافت کردید. این تفکر هنوز هم اصرار دارد که ما باید با ترامپ مذاکره نماییم؛ در حالی که ترامپ اخیراً اعلام کرد: اگر دولت ایران با ما وارد مذاکره هم میشد، ما حتماً تأسیسات هستهای او را هدف قرار میدادیم؛ اما چنانچه مذاکره میکرد، شاید از هدف قرار دادن سایر مراکز خودداری مینمودیم. این نشان میدهد که راهبرد اساسی آنها در هر شرایطی تغییرناپذیر است؛ یعنی فعالیتهای صلحآمیز هستهای باید بطور کامل متوقف گردد، شما باید کل توان دفاعی خود را منحل کنید و با خیانت به ملتهای مسلمان منطقه، آنها را به آمریکا واگذار نمایید؛ او این شروط را کاملاً شفاف بیان میکند؛ اما باز هم عدهای در داخل حضور دارند که میگویند نباید بهانهای به دست آنها داد. این موارد نمونههایی از ادعاهای حقوق بشری آنها است.
"جیسون رضائیان" که جاسوس دولت آمریکا بود و در دوره همان دولت و بر اثر فشارهای وارد شده مبادله گردید و آزاد شد، سخنان قابل توجهی دارد؛ به این معنا که حتی جاسوسان آنها هم به ماهیت واقعی آمریکا اعتراف میکنند. او میگوید: همین حکومت عربستان هنگامی که یکی از عناصر وابسته به خودشان "جمال خاشقچی" را هدف قرار داد. او برای دریافت روادید رسماً وارد ساختمان کنسولگری آنها در ترکیه شده بود؛ اما به دلیل این که چند مقاله انتقادی علیه حکومت عربستان و بنسلمان منتشر ساخته بود، مأموران سعودی او را گرفتند، قطعهقطعه کردند، در اسید حل نمودند و بقایای جسد او را از آنجا خارج کردند. در آن هنگام، دولت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی صرفاً برای این که باج بیشتری از حکومت عربستان دریافت نمایند، اندکی شعار حقوق بشر و نقض موازین دیپلماتیک سر دادند و پس از مدتی پرونده را مختومه کردند.
الآن همین جیسون رضائیان که جاسوس آنها در ایران بود و در آن دوران رفتوآمدهای خانوادگی با مسئولان تراز اول کشور داشت و از طریق امکانات حکومتی و دولتی حجم بالایی از اطلاعات را به سازمان سیا منتقل کرد، الآن خودش در آنجا اعتراف میکند میگوید: این که امروز مسئول قطعهقطعه کردن خاشقچی، یعنی بنسلمان، با رئیسجمهور آمریکا دیدار میکند، معنای آن این است که هیچ جنایتی آنقدر بزرگ نیست که نتوان آن را با پول خرید! او میگوید به این دلیل که او پول دارد، چنین رفتاری صورت میگیرد. او میگوید: من که در حکومتهای کشورهای عربی حضور داشتهام، این حاکمان خود را مالک مردم و مالک تمام نفت و منابع میدانند و آنها همه چیز را ملک شخصی خود به شمار میآورند؛ نه آزادی در این کشورها وجود دارد، نه انتخاباتی برگزار میشود و نه در گذشته برگزار شده است، و نه اصول حقوق بشر رعایت میگردد؛ حتی هنوز رانندگی زنان در برخی از نقاط عربستان ممنوع است و زن اجازه ندارد سوار اتومبیل شود؛ اما در عوض، آنها زنان رقاص مشهور آمریکایی را به شهرهای ریاض و جده میآورند.
در همان زمان شیوع بیماری کرونا یادتان هست که بیتالله الحرام و طواف کعبه تعطیل شد و تصویر آن هم پخش شد که تنها دو - سه نفر در اطراف کعبه طواف میکردند، ما درباره تعطیلی آن قضاوتی نمیکنیم، اما میخواهم بگویم در همان زمان و در همان روزها، آنها در شهر ریاض مجلسی تشکیل دادند و این برنامهها و مدلهای مشهور آمریکایی را آوردند؛ زنان برهنه و زنان و مردان آمدند و جشنی نامناسب برپا کردند که در بسیاری از کشورهای دیگر اجازه برگزاری آن را نمیدهند، اما در کشور عربستان برگزار گردید و در میان شیوع بیماری کرونا جمعیت زیادی گرد هم آمدند.
هنگامی که بحث کشور آمریکا به میان میآید، ترامپ میگوید: کشور عربستان باید در همین امسال یک تریلیون دلار، یعنی هزار میلیارد دلار دیگر، سرمایه وارد خاک آمریکا کند. با وجود این که عربستان تقاضا کرد: آیا امکان دارد ما هم توان غنیسازی داشته باشیم؟ آنها پاسخ دادند نه.
جولانی در برابر آنها به خاک میافتد و تنها مانده است که دست ترامپ را ببوسد؛ گویا دست او را بوسیده خب مبارک باشد! این افراد اعضای القاعده و داعش بودند و روزی ریاست داعش را بر عهده داشتند. شعاری که آنها درباره مبارزه با تروریسم مطرح میکنند این است؛ حقوق بشر آنها این است؛ شعار «زن، زندگی، آزادی» آنها این است که بیش از بیست هزار زن به طور زنده قتلعام شدند و در این باره سخنی نمیگویند؛ اما برای یک خانم در اینجا که در برابر دوربین حادثهای رخ داد و در حالی که دوربین نشان میداد و او سخن میگفت به زمین افتاد، حال ما فرض نماییم که آن واقعه یک جنایت بود و حتی یک مورد آن هم بسیار زیاد است، اما برای یک خانمی که در برابر دوربین به زمین افتاد و فوت کرد، همین رسانههای آنها و عواملی در داخل کشور چه هیاهویی در ایران و جهان به راه انداختند؟ بیست - سی هزار زن به صورت زنده در غزه و لبنان قتلعام میشوند، اما آنها هیچ اعتراضی نمیکنند. درباره حقوق کودک، آیا شما میدانید که کودکان غزه از شدت گرسنگی خاک میخوردند؟ آنها آب شور دریا را مینوشند و از لاشه سگ میخورند؛ آیا آنها کودک نیستند؟ این مطالب به صورت اجمالی یک نوع آمریکاشناسی برای فرزندان و نسل جدید است که برخی از آنها گمان میکنند کشور آمریکا سرزمینی پیشرفته و متمدن است و از حقوق بشر، مردمسالاری و صلح دفاع میکند و مخالف تروریسم است و سایر ملتها گروهی بیمار در خاورمیانه، عقدهای، حسود و آدمکش هستند.
چنانچه یکمیلیونیوم اقداماتی که شما با مردم غزه و لبنان انجام دادید با خود شما بشود، شما از شدت وحشت سکته میکنید! چرا وقتی این فجایع علیه مردم منطقه میشود ایرادی ندارد، اما اگر یکمیلیاردم آن متوجه شما شود، آن را خطرناک میدانید؟ آیا نباید حتی یک ترقه در کشور آمریکا به صدا درآید؟ آنها دو برج را تخریب کردند و شما میدانید که تا این زمان هنوز مشخص نشده است چه کسی آن دو برج را تخریب کرد؛ آنها به دو کشور مسلمان حمله کردند و میلیونها انسان را به خاک و خون کشیدند، آواره و نابود ساختند؛ الآن هنوز نزدیک به یک میلیون کودک ناپدید هستند و سرنوشت صدها هزار کودک معلوم نیست، و به احتمال فراوان آنها را برای قاچاق اعضای بدن، شبکههای مافیایی خود، قاچاق مواد مخدر و مسائل غیراخلاقی ربودهاند؛ با این حال هیچکس به فریاد این مظلومان نمیرسد.
یکی از خبرنگاران ایرانی آقای رضا برجی که از خبرنگاران شجاع ایرانی در میدانهای نبرد از جمله جنگ بوسنی و از همکاران مرحوم طالبزاده بود، در گفتگویی که دیروز از او منتشر شد، بیان داشت: من تنها خبرنگاری هستم که در همان روزهای نخست که آنها تازه مخفی میشدند، با بنلادن گفتگو کردم. او میگوید: من از بنلادن پرسیدم شما چگونه دو برج را در کشور آمریکا هدف قرار دادید؟ بنلادن پاسخ داد: ما اصلاً آن برجها را هدف قرار ندادیم و آنها دروغ میگویند؛ ما هم از طریق اخبار مطلع شدیم که این دو برج تخریب شدهاند. این احتمال مطرح است که این اقدام با هماهنگی صهیونیستها صورت گرفته باشد تا دو برج فرسوده را فرو بریزند و جان بیش از هزار انسان را فدا کنند، تا پس از آن به این بهانه به دو کشور مسلمان لشکرکشی نمایند. آنها فیلمهای متعددی تولید کردند، عروسک ساختند، کارتن و انیمیشن ساختند و خبرسازی کردند تا کشورهای عراق و افغانستان را تصرف کنند، و پس از آن صراحتاً گفتند: هدف اصلی ما از تصرف این دو کشور، کشور ایران است و ما ایران را در این میان له میکنیم. این جمله را "تونی بلر"، نخستوزیر جنایتکار و خبیث انگلیس که الآن قصد دارند او را مسئول امور غزه کنند، بیان کرد. این رخدادها در دورانی به وقوع پیوست که ایران با آنها مدارا میکرد و موضوع گفتگوی تمدنها را مطرح میساخت، اما نتیجه آن گفتگو با سازمان سیا و وزارت دفاع آمریکا شد؛ و دولت وقت ایران در آن مقطع، در موضوع افغانستان با آمریکا همکاری نمود. رئیسجمهور آمریکا و دولت آمریکا رسماً اظهار داشتند: کشور ایران در جریان مبارزه با افغانستان خیلی به ما کمک کرد. با وجود این، چند ماه پس از آن جرج بوش رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که ایران محور شرارت است و حتی کشور ایران را به حمله اتمی تهدید کرد؛ این امر نشان میدهد هر اندازه شما به آمریکا امتیاز بدهید آنها وحشیتر میشوند.
من این مطالب را برای دوستانی که 1332 تا الآن که دانشجو شدید شاید اطلاع ندارید در دنیا و منطقه و ایران چه اتفاقاتی افتاده است و الآن ایران چه خبر است، خواستم در قالب گزارشی مختصر بیان نمودم.
سؤال: رهبری بر حفظ وحدت تأکید فرمودند، اما برخی افراد چنین برداشت میکنند که نباید هیچگونه انتقادی از دولت مطرح شود.
جواب استاد: خیر؛ ما باید انتقاد سازنده داشته باشیم، اما نباید به جنگ اعصاب، اختلافات داخلی و ایجاد تنش دامن بزنیم؛ انتقاد همواره امری لازم است.
سؤال: چرا رهبری در امور اجرایی کشور دخالت مستقیم نمیکنند؟
جواب استاد: زیرا مداخله مستقیم در حیطه اختیارات قانونی رهبری تعریف نشده است و او نه چنین اجازهای دارد و نه چنین وظیفهای دارد
سؤال: چرا ما مذاکرات خود را به شیوه درستی هدایت نمیکنیم تا به جنگ دوازده روزه منجر شد؟
جواب استاد: این سخن دقیقاً دیدگاه همان افرادی است که در نامه خود به آن اشاره کردند. از دیدگاه آنها مذاکره درست به این معنا است که به هر خواستهای پاسخ مثبت دهید و تسلیم شوید هرچه خواستند بده برود. تعریف آنها از مذاکره صحیح همین است؛ چنانکه ترامپ ماهیت مذاکره مطلوب را بیان کرد و گفت: شما باید تسلیم کامل شوید. این تعریف آنها از مذاکره درست است!
سؤال: چرا ما با استفاده از سازوکارهای نظام سرمایهداری، وضعیت اقتصادی کشور را اصلاح نمیکنیم؟
جواب استاد: این باور هم یک توهم است. آیا شما تصور میکنید که کشورهای سرمایهدار در پی شکوفایی اقتصادی سایر جوامع هستند؟ یعنی آنها قصد کمک به شما را دارند و ما مانع میشویم؟ این دولتها صرفاً به این دلیل به سرمایهداری رسیدند که در طول دو قرن اخیر ثروتهای جهان را چپاول کردند؛ آنها از طریق غارتگری ثروتمند شدند. مگر آنها به کشوری کمک میکنند؟ حضور آنها تنها به منظور غارت منابع است. آنها کشور ما را هدف تحریم قرار دادند؛ دولت آمریکا روابط خود را با ایران قطع کرد، نه این که ایران روابط را قطع کرده باشد. در آغاز انقلاب، امام(ره) فرمود: شما رفتار درستی در پیش بگیرید و اعمال گذشته خود را رها سازید؛ مانند یک کشور عادی، ایران هم با آمریکا رابطه خواهد داشت و نفت خود را هم با بهای منصفانه به شما عرضه میکند. امام اول فرمود: ما آمادگی برقراری رابطه را داریم و شعار مرگ بر آمریکا سر نمیدهیم. ملت آمریکا هم از عمق جنایات حاکمان خود بیخبر است؛ اگر آگاه شود، خود ملت آمریکا شعار مرگ بر این حاکمیت سر خواهد داد؛ همانگونه که در تحولات اخیر مشاهده کردید جمعیتهای میلیونی و صدها هزار نفری در خاک آمریکا علیه این سیاستها راهپیمایی کردند. بنابراین درباره این پرسش که چرا ما از نظام سرمایهداری استفاده نمیکنیم، باید گفت که نظام سرمایهداری از جوامع دیگر بهرهکشی میکند و هیچ سودی به دیگران نمیرساند. من پیشتر مثال زدم که ترامپ به کشور عربستان میگوید: اینها به گاو شیرده نیاز دارند و سگی میخواهند که برای آنها پارس کند! آنها با هیچ سرزمینی حاضر به گفتگوی برابر بر اساس عقل و استدلال نیستند، چرا که پایبند به منطق نیستند؛ نشستن پای میز مذاکره از نظر آنها بدین معنا است که هر آنچه دیکته میکنند باید به امضا برسد. شما یک مورد خلاف این نشان دهید؛ در توافق برجام کشور ایران امتیازات فراوانی اعطا کرد و هر آنچه مطالبه کردند در اختیار آنها گذاشت. استادان و دانشجویان ما در حوزههای فیزیک هستهای و فناوری صلحآمیز هستهای که در بخشهای کشاورزی، انرژی و پزشکی کاربرد دارد فعالیت میکردند، اما پس از رویدادهای برجام، بسیاری از آنها انگیزه خود را از دست دادند و کار را رها کردند؛ تعدادی از همان نخبگان به خارج از کشور سفر کردند و گروهی دیگر به مشاغلی روی آوردند که هیچ ارتباطی با دانش آنها نداشت؛ به عنوان نمونه، یکی از دانشمندان ممتاز پس از آن حوادث، در سازمان آبفا (آب و فاضلاب) مشغول به کار شد تا بتواند امور معیشتی خود را اداره کند. نیروهای ما نهایت همکاری را نشان دادند، اما طرفهای مقابل هیچ احترامی قائل نشدند؛ آنها وعده دادند یک حساب بانکی برایتان باز میکنیم که فلان! اما دروغ گفتند و این کار را نکردند. این تصور که ما با تکیه بر این دولتها میتوانیم وضعیت اقتصادی خود را اصلاح کنیم کاملاً نادرست است. گذشته از این که خود کشور آمریکا 55 میلیون نیازمند دارد که دولت باید روزانه کوپن غذا به آنها بدهد، وگرنه شبها از شدت گرسنگی میمیرند یا شورش میکنند
یکی از حضار: با وجود اطلاع از این که کسانی که در کرسیهای نظام هستند سرمایهدار هستند و دوتابعیتی هم هستند چرا این اشخاص حذف نمیشوند و باز پستهای مهم به آنها داده میشود؟
جواب استاد: زیرا بخشی حکومت از اینها حمایت میکند و بخشی از آنها در جامعه هم طرفدار و پایگاه اجتماعی و رآی دارند.
یکی از حضار: چرا آن اشخاص بازخواست نمیشوند؟ همان اشخاصی که فرمودید اینقدر واضح این اعمال را انجام میدهند بازخواست نمیشوند؟
جواب استاد: بعضی از آنها بازخواست شدند مواردی که دزدی اساسی کردند آنها را بازداشت، زندانی و عزل کردند؛ اما درباره بخش عمده آنها، همانطور که اشاره کردم، این افراد در بخشهایی از جامعه دارای رأی و سرمایه مالی هستند! آنها از پایگاه اجتماعی برخوردارند؛ یعنی بخشی از جامعه به ویژه قشر مرفه بالاشهری از آنها حمایت میکنند. گمان نکنید که این جریانها ضعیف هستند؛ آنها توانایی ایجاد آشوب دارند، روزنامه، تشکل حزبی، سلبریتی دارند، ارتباطات بینالمللی و رسانه در اختیار دارند و در بدنه حکومت هم دارای نیرو هستند؛ بنابراین نباید تصور کنید که به آسانی میتوان آنها را کنار گذاشت، بلکه این چالش ادامه خواهد داشت. مردم باید سطح آگاهی خود را ارتقا دهند و این جریانها را بشناسند. آنها خودشان عامل گرانی، تورم و نارساییها میشوند و از طرف دیگر خودشان در جایگاه شاکی لب به اعتراض میگشایند و ادعا میکنند که منشأ دشواریها، ایدئولوژی ماست! و چون شعار مرگ بر آمریکا دادهاید این شرایط پدید آمده است؛ در حالی که علت بنیادین، خیانتها و سوءاستفادههای مالی برخی از خود شما و تسلیم شدن در برابر راهبردهای دشمن است.
یکی از حضار: با توجه به این که سفارتخانهها طبق قوانین دارای مصونیت هستند، چرا ما در سیزدهم آبان سفارت آمریکا را تصرف کردیم؟ اگر این اقدام درست بود به چه دلیل درست بود؟ و چنانچه اقدامی نادرست تلقی میشد، چرا مسئولان وقت کشور آن را تأیید نمودند؟
جواب استاد: من از این دوست عزیز که دانشجوی علوم سیاسی هستند سؤالی میپرسم که تعریف حقوقی سفارتخانه چیست؟ شما وظایف سفارت را شرح دهید. تعریف دقیق سفارت چیست و سفارت هر کشور در کشور دیگر چه مسئولیتهایی دارد؟ شما تعریف کنید که یک سفیر و سفارتخانه چه وظایفی دارد و از انجام چه اموری باید خودداری کند؟
- سفارتخانه مأموریت دارد پیگیری روابط سیاسی میان دو کشور را انجام دهد.
استاد: چه نوع روابطی؟
- روابط معمول دیپلماتیک.
استاد: روابط معمول. آیا سفارت آمریکا در ایران این کار را میکرد؟ شما پاسخ پرسش خودتان را دادید. اگر بگویید تمام سفارتخانهها از کشور میزبان اطلاعات جمعآوری کرده و گزارش ارائه میدهند، این اقدام جاسوسی به شمار نمیرود؛ بلکه یکی از وظایف سفارت هر کشور این است که برآوردی از شرایط کشور میزبان به مقامات کشور خود ارسال کند و این اقدام اشکالی ندارد؛ یا این که در چارچوب قوانین کشور میزبان برای گسترش مناسبات فرهنگی، سیاسی و هنری گام بردارد؛ این امور هرگز جاسوسی تلقی نمیشود. اما وقتی که شما به مداخله در امور داخلی آن سرزمین اقدام میکنید، مخالفان را ساماندهی مینمایید و برای اجرای کودتا طرحریزی میکنید، در حالی که تمامی اسناد لانه جاسوسی موجود است و نشان میدهد شما قصد ایجاد جنگ داخلی در پنج استان کشور را داشتید تا جریانهای قومی در آذربایجان، کردستان، خوزستان، بلوچستان و ترکمنصحرا دست به تجزیهطلبی بزنند، و در طول هفت- هشت ماه دو اقدام برای کودتا طراحی کردید؛ آیا وظیفه سفارتخانه سازماندهی کودتا در کشور دیگر است؟ آنها شبکه گسترده جاسوسی داشتند و از حوزههای علمیه تا دانشگاهها نفوذ کرده بودند؛ در دانشگاه تهران، دانشگاه شریف و دانشگاه شهید بهشتی افرادی را گمارده بودند که به سفارت گزارش میدادند چه جلساتی تشکیل شد، چه جریانهایی حضور داشتند، چه شعارهایی مطرح گردید و چه بیانیهای منتشر شد؛ و در انتهای گزارش خود مینوشتند با کدام افراد میتوان ارتباط برقرار کرد تا در محیط دانشگاه شبکه ایجاد کنند! خب اسناد لانه جاسوسی اثبات میکند که این پایگاه در تجزیه کشور، کودتا و شناسایی مهرهها نقش مستقیم داشته است؛ آیا وظیفه سفارتخانه دسیسهچینی علیه کشور میزبان است؟ به همین علت، سفارت آمریکا در سراسر جهان لانه جاسوسی محسوب میشود؛ حتی در کشورهایی که تحت سلطه او هستند و سرزمینهایی که متحد خودشان هستند
هشتگهای موضوعی