بسمالله الرحمن الرحیم
سؤال: چرا بخشی از شعارهای ما بهگونهای است که گویا افراد ثروتمند و متمول افراد بدی هستند و فقیرها انسانهای خوبی هستند؟
جواب استاد: خیر، این بحث بد و خوب در اینجا نیست، بلکه بحث حق و حقوق است. اولاً هر کس بگوید هر کس پول دارد بد است، این خلاف اسلام است. اسلام ضد پول و پولداری نیست. پول در قرآن به خیر تعبیر میشود. پول خیر است و شر نیست. اگر پول درست به دست بیاید و درست خرج بشود، «الدَّرَاهِمُ وَالدَّنَانِیرُ خَوَاتِیمُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ» مثل مُهر الهی است. کسب ثروت نه این که حلال است، بلکه تولید ثروت واجب است و عبادت بزرگی است. تولید باید هر چه بیشتر باشد. مصرف باید کنترل شده باشد، نه ریاضت. ریاضت برای اولیای خاص است. کسی از مردم ریاضت نخواسته است، ولی شما رعایت تعادل بکنید. نه إقتار و نه إسراف. در قرآن إسراف و إقتار میگوید. میفرماید نه إقتار و نه إسراف. إقتار یعنی گدابازی. إسراف یعنی بیش از نیاز مصرف کردن و الگوی مصرف غلط. میفرماید هر دوی اینها حرام است. زندگی شرافتمندانه متعادل را همه باید داشته باشند. اسلام هم ضد فقر است و هم ضد سرمایهداری است. اخلاق سرمایهداری که میگوید هر چه بیشتر، هر چه بیشتر، هر چه بیشتر و هر چه دل تو میخواهد مصرف کن، رد شده است.
«أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ» تکاثر مسابقه قدرت و ثروت و اینها است. فرمود تکاثر شما را بازی داده است و شما را از خدا غافل کرده است. پول وسیله است هدف نیست. زندگی متعادل برای خودت است و بعد اگر بیشتر داری و خیلی بیشتر داری، به دیگران کمک کن. همین خمس یعنی یک پنجم پولی است که علاوه بر مخارج توست. یعنی تو هر چه که خانواده تو نیاز دارد خرج بکن. تفریح، غذا خوردن و هر کاری لازم است انجام میدهی. بعد یک مبلغ پولی در سال مانده است که الان این را مصرف نداری. حالا این را دو کار میشود کرد. مسافرت هم رفتی! حالا دوتا کار میشود کرد: یک) دوتا کار دیگر بکنیم تا بیشتر کیف بکنیم. چهار تا ماشین دیگر بخریم و... این یک روش است. روش دوم) من به اندازه نیاز خود من و خانواده من مصرف میکنم. بهداشت ما الان تأمین است، الحمدلله خانه دارم، شغل من تأمین است، بیمه هستم، مسافرت تفریحی رفتم و میروم. از نظر علمی، دانشگاه و پول بچه دانشگاه را همه دارم میروم. باز هم یک مرتبه میبینی که مثلاً یک میلیارد پول داری. حالا این را چه کار کنی؟ میگوید یک پنجم آن را باید به خانوادهها و دیگرانی که ندارند منتقل کنی. خمس یعنی یک پنجم مازاد درآمد سالانهات را بده، چون آنها دیگر برای تو نیست. بعد آنها اتفاقاً برای تو میماند. میگوید آن چه را که برای خدا خرج میکنی، یعنی به دیگران میدهی، آن تا ابد برای تو میماند و بعد از مرگ تو با تو هست. اما آن پولی که خودت میخوری، برای تو نمیماند. آن پول تبدیل به مدفوع و زبالهها میشود. آنها را در دنیا میگذاری. آن چه را که خود ما مصرف میکنیم در دنیا میگذاریم. فرمود آن چه را که به دیگران میدهید با شما و برای شما میماند.
حضرت امیر(ع) فرمودند: غذای جسم خوردن است و غذای روح خوراندن است. میخواهی جسم تو بماند میخوری، بعد اگر میخواهی روح تو رشد کند فقط نخور، بلکه بخوران و بده دیگران بخورند. این دین میشود.
پس کسی نگفته است ثروتمندها همه بد هستند و فقیرها همه خوب هستند. نخیر. کسی نگفته است اصلاً ثروت بد است و فقر خوب است. نخیر. اتفاقاً ثروت خوب است و فقر بد است. پس چی؟ راجع به سبک زندگی است. زندگی اسلامی نه فقیرانه است که نیازهای اصلی زندگی خود را هم نتوانی تأمین کنی. اسلام مخالف با این است. چقدر دعا داریم، روایات داریم و بحث داریم. خود قرآن چه میفرماید. نه أصالت پول، دلارپرستی و طلاپرستی. اگر کسی یکجوری خانه بسازد که مردم وقتی نگاه میکنند آه بکشند و گردن شان را بالا بکنند و بگویند به به! فرمود صاحب آن خانه اهل جهنم است. در جامعه جوری رفتار میکند که نود درصد مردم آه بکشند. این شخص جهنمی است. کی گفته است باید اینها را داشته باشد؟ تو در حد نیاز خود داری و خوش هم میگذرانی. نگفته است همه به اندازه هم باشند. نخیر. عدالت اسلامی ماشین چمنزنی نیست که از این طرف میآید و آن طرف همه به اندازه هم بشوند. نه، تفاوتها باید باشد؛ تفاوت ذوق، سلیقه و توان. ولی فاصلههای طبقاتی را نباید بگذاری اینقدر زیاد بشود. مشکلات تو حل شد، کمک کن باقی مردم هم مشکلاتشان حل بشود. آنها هم بندگان خدا هستند و برادر و خواهر تو هستند. تو دلت میخواهد زن و بچه تو در خانه بخندند و شاد بشوند، آنها هم زن و بچه یکی دیگر هستند. از حلقوم چه کسی بیرون میکشی و در خانه خود میآوری؟
سؤال: فرمودند آیا اساساً بهرهمندی و استفاده از بهترین امکانات بد است؟
جواب استاد: نخیر، خیلی هم خوب است. قرآن هم میفرماید. منتهی قرآن میفرماید: «کُلُوا» بخورید، بعد چه میگوید؟ «وَلَا تُسْرِفُوا» زیادهروی نکنید. مثل آدم بخورید. «کُلُوا» بخورید و مصرف کنید. خدا هم میفرماید اینها را من برای شما خلق کردم و برای شما است. بخورید و مصرف کنید. «کُلُوا وَاشْرَبُوا» بخورید و بیاشامید. کی گفته است این زیباییهای دنیا را بر خود حرام کنید؟ کی حرام کرده است؟ «مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ» کی زیباییهای دنیا را حرام کرده است؟ اینها سخن خدا است. منتهی میفرماید یکجوری بخور که به بقیه هم برسد. یکجوری بخور که بالا نیاوری و خفه بشوی. از جیب یکی دیگر برندار و نخور. درست بخور. قرآن میفرماید که بعضیها هستند میخورند «یَأْکُلُونَ وَیَتَمَتَّعُونَ» میخورند و مدام مصرف میکنند، منتهی «کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ». مثل چهارپایان میخورند. اینجوری نخور. حیوانات اینجوری هستند که گرسنهاش که میشود آخور خود را تمام میکند، میبیند آخور بغل او باز هم دارد، یک لگدی به او میزند و کله خود را در توبره آن یکی دیگر میکند! حیوانات اینجوری هستند. قرآن میگوید بخور ولی اینجوری نخور. مثل انسان بخور. فرق آن این است.
سؤال: میگویند بعضی اساتید که از جمهوری اسلامی حقوق میگیرند، سر کلاسهای درس بلندگوی اسلام آمریکایی هستند و دانشجویانی که با آنها به بحث بپردازند، با نمره تحت فشار قرار میگیرند. با اینها چه باید کرد؟
جواب استاد: بله، متأسفانه تقیه باید کرد. از اول هم بوده است، تقیه باید کرد. اگر میترسید که مدرک شما و نمره شما را ندهند، تقیه کنید. اگر هم دیوانهاید، درگیر شوید تا شما را اخراج کنند.
در دورانی که بچههای ما در جبهه میجنگیدند، دوست من آمد گفت فلانی دارم پایاننامه میگذرانم در علوم سیاسی در دانشگاه تهران. میگفت آن استاد به من گفته است موضوعی که داده است و منابعی که به عنوان رفرنس باید ارجاع بدهم اینها است. من خندیدم گفتم معلوم است میخواهد تو در پایاننامه خود سکولاریسم را اثبات کنی، یعنی بگویی اصلاً تشکیل دولت انقلاب اسلامی معنی ندارد و خلاف علوم سیاسی است. این را از تو میخواهد. گفت بله، چه کار کنم ولی دکترای خود را باید بگیرم و مجبور هستم. گفتم یک عده دارند در جبهه میجنگند، تو هم اینجا تقیه کن تا مدرک دکترای تو را بدهند و فردا بگویند آقای دکتر. گفت حالا من از باب این اشکال ندارد؟ گفتم به شرطی که خودت باور نکنی. کلاه او را برداری، او کلاه تو را برندارد. گفت نه. بعد که رفت مدرک خود را گرفت، بعد از چند سال گفتم چه خبر؟ گفت هیچ، من میخواهم عضو هیئت علمی بشوم و مجبور هستم اینجوری رفتار کنم! هم قیافه و این چیزها را باید تنظیم میکرد و هم حرفهایش را. گفت من مجبور هستم تا چند تا مقاله در این سبک ننوسم، حساسیتزدایی و تنشزدایی نمیشود. من اینها را باید بنویسم. تو خودت میدانی زندگی خرج دارد و من هم دکترای خود را گرفتم، حالا چه کار کنم؟ بروم مسافرکشی کنم؟ گفتم نه، هر کاری استادت میگوید بکن.
سؤال: برای مقابله با ابرقدرتها باید به قدرت رسید؛ قدرت اقتصادی، علمی و نظامی. از سازش و سر فرود آوردن سخن نمیگویم، اما آیا روابط جهانی با آنها به کسب قدرت برای ما نمیانجامد؟
جواب استاد: خیلی سؤال مهمی است. روابط جهانی با کیها و چه نوع رابطهای؟ رابطه گرگ و میشی اگر نباشد، توطئهگر و موضوع توطئه و ظالم و مظلوم نباشد، ما با کسی مشکل نداریم. سؤال این است: آیا الان آمریکا و اینها واقعاً رابطهشان با بقیه کشورها برابر است؟ اینها دنبال رابطه برابر هستند؟ اینها همانقدر که برای منافع نامشروع خود میاندیشند، به حقوق مشروع شما احترام میگذارند؟ اگر میگذارند گفتگو کن. تازه حالا هم که نمیگذارند گفتگو شده است و دارد میشود. گفتگو که شد و بحث مذاکره مطرح شد. بحث این بود که با کی مذاکره بکنید، چی مذاکره کنید، چه جوری نتیجه بگیریم، چی بگوییم و نتایج آن چی بشود؟ بحث این است. رهبران آمریکا چه گفتند؟ گفتند که بله، ایران به تمام تعهدات خود در هستهای عمل کرد. آفرین. حتی بیش از آنچه که لازم بود عمل کرد. ولی مسائل دیگر هم هست. گفتند شما مگر نگفتید تحریمها را برمیدارید و بانکها و همه شرکتهای دیگر آزادانه میآیند و میروند؟ اوباما گفت بله. شما شعارهای انقلابی میدهید، شما باید تکلیفتان را با اصل آن مسائل اول روشن کنید بعد فلان! یعنی چه؟ یعنی همینهایی که امام گفت.
پس مشکل شما هستهای نبود و تو آن زمان نگران بمب اتم نبودید، اصلاً میدانستید بمب اتم در کار نبود. دنبال بهانهای. همین که امام گفت اینها هر بار بهانهای میگویند به خاطر این که منافع ما این است. هر جا رابطه برابر و احترام متقابل با هر کشور و قدرتی باشد و نتیجه آن تأمین حقوق ملت ایران باشد، چه حقوق هستهای و چه غیر هستهای، نه توهین به این ملت و نه توهین به ارزشهای انقلاب خود، آن گفتگو انجام میشود. مصداق آن را بگو چیست.
سؤال: آیا روابط اقتصادی قدرت ما را افزایش نمیدهد؟
چواب استاد: هر رابطه اقتصادی که قدرت ما را افزایش بدهد باید باشد. چرا. منتهی بگو کدام رابطه اقتصادی؟ همین الان هم نمیگذارند. هر چه به نفع ما است جلوی آن را گرفتند. هر چه به نفع آنها است انجام میدهند. سی- چهل تا هیئت اقتصادی از اروپا و جاهای مختلف به ایران آمدند. به آنها هم ظاهراً گفته بودند قبل از انتخابات بیایید. اینها آمدند و هیچ قراردادی بسته نشد. اگر هم بوده یکی دو سه تا خیلی محدود و ضعیف بوده است.
نکته دوم: این شرکتهایی که آمدند بروید بررسی کنید چه شرکتهایی بودند. اغلب اینها کالاهایی برای فروش داشتند. از پژوی فرانسه بگیرید تا بقیه، جنسهای خود را میخواهند آب کنند. برای پولهای اینجا نقشه کشیدند. اگر معامله صورت بگیرد که شرکتهای غربی واقعاً سرمایه وارد این کشور بکنند و تکنولوژی وارد کشور کنند و ایجاد اشتغال بکنند، طبق قانون اساسی ما مثل هر کشور دیگری، آن رابطه اقتصادی حتماً مفید است. اما رابطه اقتصادی که ما همینطور جنسهای بنجل و کالاهای تشریفاتی وارد بکنیم و آنچه را که یک کشور برای ارتقای سطح تکنولوژی آن، صنعت آن، کشاورزی آن و علمی آن لازم دارد وارد نکنیم، این ارتباط اقتصادی به زیان ما است.
سؤال: اگر این کارها را نکنیم منزویانه چگونه باید قوی بشوند؟
جواب استاد: این را که اولاً جواب دادیم چه کاری را باید بکنیم و چه کاری را نکنیم. شما فکر میکنید ما منزوی بودیم؟ اغلب کشورهای دنیا با ما مشکلی نداشتند. نکته دوم: جمله امام است. متأسفانه بعضی مقامات گفتند اینهای طرفداران تحریم این حرفها را میزنند. این عین جملههای امام است. گفت اگر یک ملتی شخصیت دارد و اهل کار است، حتی تحریم هم به ضرر آن تمام نمیشود و به نفع آن تمام میشود. چون وقتی از بیرون چیزی به تو ندادند، میفهمی باید روی پای خود بایستی و مشکلات خودت را حل کنی. ما الان در حوزه نظامی چقدر قوی شدیم؟ برای این که بیشترین تحریم در حوزه نظامی بود. زمان جنگ سیم خاردار به ما نمیدادند. همین آمریکا، شوروی، انگلیس، فرانسه و همه رژیمهای فاسد عربی منطقه به صدام پول و اسلحه میدادند. به ما هیچی نمیدادند.
این را قبلاً هم گفتم، در والفجر هشت لباس غواصی پوشیدیم و وارد اروندرود شویم که خط را بشکنیم در عملیات فاو. مسئول ما که بعداً شهید هم شد به شوخی که پشت آن جدی بود، گفت برادرها یکجوری تیر بخورید که این لباسها سوراخ نشود. این لباسها را یکییکی خریدیم به عنوان این که ما بچه پولدار هستیم و میخواهیم برویم سواحل مدیترانه صفا بکنیم. اینها را اینجوری گرفتیم و آوردیم، وگرنه دو تا محموله لباس غواصی داشتیم میآوردیم، آمریکا و فرانسه اینها را در اروپا توقیف کردند و نگذاشتند بیاید. به ما هیچی نمیدادند. برای آن بود که امروز سریعترین موشکهای زیردریایی جهان، موشکهای با برد دو هزار و سه هزار کیلومتر و ماهوارهبر که به فضا بفرستد، اینها را همه همین بچههای جنگ ساختند. چرا؟ برای این که ما تحریم مطلق بودیم.
اگر قرار بود هر تحریمی شما را ضعیف کند، چهجوری شد که ما در آن عرصهای که بیشترین تحریم بود بیشترین قدرت را به دست آوردیم و از همه قویتر شدیم؟ هر تحریمی شما را ضعیف نمیکند و منزوی نمیکند. نترسید، قوی میشوید. تا وقتی تحریم نیستی، هی میگویی نفت داریم، پول نفت داریم و میدهیم میخریم؛ مثل این بچه سرمایهدار است که کار نمیکند، فقط پول در جیب اوست به کُر وصل است و هی حساب بانکی برمیدارد و مصرف میکند. تا آخر هم نمیفهمد معاملاتش سود کرد یا ورشکست شد. برای این که به حساب پسانداز آقاجون وصل است. ما هم به نفت وصل هستیم! اگر راست میگویی بدون نفت باش. بدون نفت باید ببینی دانشگاه تو واقعاً چقدر عرضه دارد، تولیدکنندههای تو چقدر عرضه دارند، ادارههای دولتی و مدیریتهای تو چقدر عرضه دارند و بانکهای تو چقدر شعور دارند. اینها را آن وقت باید بفهمی. وگرنه اینجوری که هر چه ضرر کنی بعد با نفت جبران کنی، این هنر است؟ پس کسی دعوت به انزوا و تحریم نکرده است. اما واقعبین باشید، اینها پیشرفت شما را نمیخواهند. کمکی به شما نخواهند کرد و دنبال بهانه هستند.
سؤال: غیر از گفتن نام شعارگونه مقابل و ایستادگی، شیوه عملی آن برای امثال دانشجویان چیست؟
جواب استاد: دانشجو در هر رشتهای وظیفه خود را دارد؛ رشته مهندسی هستی، پزشکی هستی، علوم انسانی هستی، هر چه که هستی در هر رشتهای وظیفه خود را انجام بده. در هر رشتهای باید یک هدف برای خود تعریف کنید. هدف ما ساختن تمدن اسلامی جدید، ایران آزاد آباد پیشرفته مستقل و یک الگو است. این هدف ماست. هدف ما دفاع از مستضعفین جهان در برابر مستکبرین است. هر کاری در هر رشتهای که میشود انجام داد باید انجام داد؛ چه طلبه، چه دانشجو، چه بازاری، چه فعال اقتصادی، چه کشاورز و چه مدیر، هر چه که هستید. بنابراین اینها شعار نیست، ضمن این که شعار همیشه بد نیست. شعار مفت بد است. شعار مفت که نه مبنا دارد، نه ملاک دارد و نه پشت آن عمل است، این شعار مزخرف است. اما شعار به این معنا که شما یک شعار درست بدهید و بگویید هدف من این است و بعد هم دنبال آن حرکت کنید، این لازم است. اصلاً شما هر روز میگویید «الله اکبر» و نماز میخوانید، اینها شعار است. چرا اینقدر هر روز تکرار میکنید؟ برای این که هر بار داری با خدا تجدید پیمان میکنید. بین هر نماز تا وعده بعد میگویید خدایا من سر پیمان هستم، بیعت کردم و پای حرف خود ایستادم.
سؤال: سعی در برداشتن تحریمها با روش درست زیرکی است یا سفاهت؟
جواب استاد: حتماً سعی در برداشتن تحریمها با روش درست زیرکی است. منتهی سه قید دارد: ۱. برداشتن تحریمها، نه برنداشتن آن. ۲. با روش درست، نه نادرست. ۳. با زیرکی، نه این که کلاهت را بردارند. با این سه قید، بله، این درست است.
سؤال: پاشنه آشیل تفکر اسلام آمریکایی چیست؟
جواب استاد: افشا شدن آن.
سؤال: بزرگترین مشکل اقامه جامعه توحیدی چیست؟
جواب استاد: جهل ما و فقدان برنامهریزی مناسب.
سؤال: با توجه به سخنانی که از امام درباره نرفتن به حج گفته شد، یک شبهه پیش آمد که چرا رهبری چنین دستوری نمیدهند و حج را تحریم نمیکنند؟
جواب استاد: خود امام البته بعد از سه سال حج را دوباره گفتند بروند، از بابت این که تعطیلی حج حرام است که کلاً آن را تعطیل کنید، و آنها دنبال بهانه میگشتند که کلاً به بهانهای که خود ایرانیها نمیآیند، راه و پای ایرانیها را از حج قطع بکنند. از این جهت امام بعد از سه سال گفتند بروند. منتهی برائت از مشرکین را دیگر در خیابانها نداشتند و در همان محل منا در چادرها و خیمهها انجام میشد.
من از شما سؤال میکنم، شما وقتی داری با کسی رقابت میکنید و کشتی میگیرید، دستش را میگذارد روی شانه شما و شما میگویید اینجا را نگیر چون اینجا شکسته است، دست میبرد به زانو، میگویید این زانوی من هم درد میکند، اگر میشود اینجوری کشتی بگیریم به زانوی من و شانه من دست نزن؛ تو داری به او میگویی که به کجاها دست بزند! داری به او این را میگویی، گفتی! امام میگفت حتی اگر ما مشکل هم داریم باید سریع بگوییم مشکلی نیست و تحمل میکنیم. اینها جاهایی هم که مشکل نیست میگویند مشکل هست، در حالی که مشکل در داخل است. جلوی اختلاس، رشوه، واردات و قاچاق را بگیرید تا ببینید مشکل حل میشود یا نمیشود. به تولیدکنندههایی که کمر آنها میشکند کمک کنید. تا میخواهند یک کار تولیدی بکنند، یک جمع سی- چهل - پنجاه نفره دانشجو دور هم جمع میشوند و یک کار اقتصادی، صنعتی یا کشاورزی راه میاندازند، پدر آنها را در ادارهها درمیآورند. بروید اینها را حل کنید تا ببینید مشکل حل میشود یا نمیشود. از این طرف وام میدهید؛ یک کشور مصرفی که گرانترین ماشینهای دنیا در تهران است، آخرین مدل لباسها و ادا واصولها و قیرتیبازیها در تهران و بعضی از خیابانهای بعضی شهرهای بزرگ است. این اسم آن کشور در حال مبارزه است؟ اصلاً در حال نامبارزه! اگر نفت نبود چه میکردید؟ به جای این که داخل را درست بکنید، دانشگاهها و رشتههای دانشگاهی را به تولید کشور وصل کن، موانع تولید را بردار، کارخانهها را راه بینداز، جلوی رشوه، اختلاس، دزدی و گرگی را بگیر؛ نه این که همه اینها را رها کنید و بگویید تمام مشکلات به دست آنها حل میشود! وقتی این حرف را گفتید، دارید به آنها پیام میدهید که بیخ خرخره ما در دست شماست، هر وقت میخواهید فشار بدهید. این کار را کردید.
همان تحریمهایی که قول دادند بردارند، به بهانههای دیگر برمیگردانند و آن پولهایی که قرار بود پس بدهند، به بهانههای مختلف برمیدارند. دو و نیم میلیارد دلار را یک دادگاه محلی در آمریکا گفت باید به خاطر ۱۱ سپتامبر داده شود. ۱۱ سپتامبر اصلاً به ما چه ربطی داشته است؟ القاعده را که خودتان درست کردید و طرف آن هم خود شما و دو طرف خودتان بودید! همینطوری گفتند شما هم یک سهمی داشته باشید! قاضی دادگاه گفته بود چون ایران نتوانسته است ثابت کند که در ۱۱ سپتامبر دخالت نداشته است، ده و نیم میلیارد از این پولها را ما برمیداریم! ببینید با چه جانورهایی روبرو هستید؟ این اولین بار در نظام دادگاههای دنیا است که یک نفر باید ثابت کند بیگناه است! همه جای دنیا دادگاهها بر چه اساس است؟ کسی که اتّهام میزند باید ثابت کند که تو گناهکار هستی. ما ولی باید ثابت کنیم هر اتفاقی در هر جای دنیا میافتد، ما باید ثابت کنیم ما نبودیم، وگرنه از پول ما برمیدارند. ما با یک چنین حیواناتی روبرو هستیم. آمریکا این است. در مسجد احترام به اسلام و مذهب میگذارد، سفره نوروزی انداخته و سبزیپلو با ماهی گذاشته است تا سر شما را شیره بمالد! میگویند پس اگر اینجوری است، او بقیه ۹۰ میلیارد دلار را هم بردارد، حالا که دارید سبزیپلو با ماهی میخورید! اسلام آمریکایی در ایران میگوید همه اینها درست میگویند و به اینها اعتماد میکند. به همه میگوید باید اعتماد کنید و حرفهای اینها را قبول داشته باشید. اینها دارند یکییکی همان تعهداتی که کردند زیر آن میزنند، به شکلهای دیگر. تحریمها را برمیگردانند؛ به بهانه موشک، به بهانه چه و چه، حقوق بشر.
به ترکیه گفته بودند باید مسائل حقوق بشری رعایت بشود، یکی از آنها این است که در شریعت شما، زن شوهردار و مرد زندار، مرد نمیتواند برود با زن کس دیگری رابطه داشته باشد و این جرم است؛ در حالی که در فرهنگ ما این جزو حقوق بشر است! هر مرد و زنی پیش و پس از ازدواج هیچ فرقی نمیکند و با هر مرد و زنی هر رابطهای میتواند داشته باشد. یکی از شرایطی که گذاشتند به ترکیه گفتند باید قانون خود را عوض کند و بگوید زنای محصنه، یعنی کسی با زن کس دیگری رابطه داشته باشد، جزو حقوق بشر است وگرنه اگر بخواهید اینها را منع کنید، با فرهنگ اروپایی، آزادی و حقوق بشر نمیسازد. اینها یک چنین کسانی هستند.
هزاران دختر و پسری که در آمریکا و اروپا متولد شدند و در دانشگاه درس خواندند، پسره تا اینجا ریش میگذارد، دختر صورت خود را میپوشاند، اینجا پا میشوند تا خلافت اسلامی درست کنند. این تیپها تحت تأثیر امام و انقلاب ما بودند، همینها! قبل از این قضایای سوریه و عراق، در دانشگاه تورنتو دپارتمان مهمی بود که اساتیدی را از آمریکا و اروپا دعوت کرده بودند و مسلمانان آمریکایی و کانادایی بودند؛ دانشجوی دکتری یا استاد که امام و انقلاب را قبول دارند و کتابهای "رنه گنون" را میخوانند و جریانهای سنتگرا و آدمهای اهل فکری هستند، منتقد غرب.
در خانه اینها عکس "سید قطب" از متفکران اسلامی مصر و کنار آن هم عکس امام بود. آقای خاتمی با آمریکاییها مصاحبه کرد و گفت رئیسجمهور شهید شما آبرام لینکلن، گفت ملت شما دموکرات هستند و مدتها است تمرین دموکراسی میکنند و ملت ما استبدادزده است. آمریکا داشت به افغانستان حمله میکرد، یکی از همینها گفت پرچم اسلام تا حالا در دست شما بود، در دست ایران انقلابی بود، ولی دیگر ظاهراً شما ترسیدید و کنار کشیدید. گفتم چطور؟ گفت رئیسجمهور شما آمده اینجا به آبرام لینکلن گفته شهید! این آبرام لینکلن یک همجنسباز بود و خودش یکی از بردهدارهای بزرگ آمریکا شمالی بود که سر درگیری بین ایالتها به خاطر این که ایالتهای شمالی اقتصادشان تجاریتر بود و ایالتهای جنوبی هنوز روی کشاورزی و بردهداری میچرخید، این را اعلام کرد، وگرنه خودش جزو بردهدارهای بزرگ بود. چطور او حالا شده است شهید و کلمه شهادت را در مورد او به کار میبرید؟ بعد هم شروع کردید به سازش و گفتگو. گفت از این به بعد ظاهراً ما دیگر از ایران باید قطع امید بکنیم و شما تسلیم شدید. ببینید چقدر در دنیا این آدم استاد دانشگاه آمریکایی و کانادایی است، ببینید در دنیا روی کمترین حرفهایی که مسئولان میزنند حساب میکنند. در دنیا ما اصلاً نمیدانیم چنین افرادی هستند؛ آدمهای مهم و مؤثر. این خط فکری را امام ایجاد کرد، این که میگوید این جنگ عقیده است و مرز و جغرافیا نمیشناسد، من دست و بازوی همه شما را میبوسم و در وصیتنامه خود میگوید حکومتهای خود را سرنگون کنید، یعنی یک پیام جهانی. میخواهم بگویم حتی این تیپها، آن آدمهایی که در میان آنها صادق هستند ولی کلاه آنها را برداشتند و فریب خوردند، آنها هم تحت تأثیر امام بودند.
سؤال: فرمودند در رابطه با این که گفتید عدهای در تهران گرانقیمتترین ماشینهای دنیا را دارند، چرا نباید عدهای که توان استفاده از بهترین امکانات را دارند، از آنها استفاده بکنند؟
جواب استاد: ما دو نگاه داریم؛ یک نگاه، سبک زندگی الهی و اسلامی است که میگوید شما در حدی که نیاز داری باید داشته باشی و همه باید داشته باشند؛ تفریح، امکانات، تا یک حدی هم حتی بیش از نیاز، نه در حد اضطرار، بلکه در حد یک زندگی عرفی، متوسط و شرافتمندانه. مازاد بر آن اگر تو میلیارد میلیارد پول داری، به دو سؤال باید پاسخ بدهی که جزو سؤالهای شب اول قبر است: یکی این که از کجا آوردی؟ دوم این که کجا خرج کردی؟ قرآن و روایات ما میگوید به این دو سؤال باید پاسخ بدهی و خواهی داد.
تکاثر یعنی زیادهطلبی. بیش از نیاز خود اگر سراغ آن رفتی که ۵ ویلا را بکنی ۶ ویلا، ۴ ماشین داری یک ماشین دیگر بخری و مدل آن را گرانتر بکنی، ماشین ۵ میلیاردی. آن روز در اینترنت دیدم این بچه شیخهای پولدار عرب ماشین با روکش طلا در خیابانهای لندن و پاریس میرانند. با پول کی پفیوز؟ با پول کی این کارها را میکنی؟ از کجا آوردی؟ آیا تو زحمت کشیدی اینها را درآوردی؟ فرض کنیم از راه مشروع و حلال به دست آوردند که دروغ است! اینهایی که چندتا ماشین چند میلیاردی و ماهی یک بار سفر تفریحی به خارج و ۶ ویلا اینجا و آنجا و داخل و خارج دارند، از راه حلال و مشروع به دست نیاوردند. اگر بدون رشوه، بدون اختلاس، بدون گرانفروشی، بدون کلاهبرداری و بدون حقهبازی اینها را درآورده است، یک مورد به ما نشان بدهید. مگر امکان دارد؟ از راه سالم و مشروع امکان ندارد کسی چندصد میلیارد پول داشته باشد و انواع و اقسام امکانات در این شرایط، همه از راه مشروع و حلال بدون هیچ کلاهبرداری باشد. صحبت ثروتهای افسانهای است. صحبت کسی است که ماشین خود را روکش طلا میکشد. صحبت کسی است که اصلاً برای او اهمیت ندارد، یک روز تفریح خانوادگی میروند و میآیند مثلاً ۱۰۰ میلیون خرج میکنند و پول توجیبی بچههای آنها چندمیلیون تومان است. بحث این است که سؤال اول) از کجا آوردی؟ سؤال دوم) اصلاً فرض کنیم مشروع، فرض کنیم واقعاً زحمت کشیدی، اسلام میگوید پولی که در ازای آن خدمتی به جامعه نشده است، آن پول جایز نیست. ربا برای چه حرام است؟ یکی از علتهای آن همین است، برای این که بدون کار، پول، پول بیاورد و تو هیچ خدمتی به جامعه نکردی. باید یا خدمت، یا کار درون خانه، کار بیرون خانه، یا کار علمی، کار بهداشتی، کار اقتصادی و کار فرهنگی بکنید. اگر مریضی و گرفتاری و نمیتوانی، آن بحث دیگری است.
سؤال دوم) فرض کن اصلاً این پول طیب و طاهر و حلال است. حالا ما میگوییم یک استثنا بگذاریم؛ واقعاً تو یک کالایی را داشتی تولید میکردی، یکمرتبه در و دیواری خورد و جنس تو چنین و چنان شده است، چنان که بعضیها ثروتمند شدند در همین ایام بدون این که هیچ کاری بکنند ولی کار خلافی هم نکردند، مثلاً زمینی داشت در فلان جای شهر، یکمرتبه این زمین قیمت آن شده است ۱۰۰ برابر. ما آنها را حالا نمیگوییم، آن اشکال به اقتصاد است که چهجوری یک زمینی میافتد یک گوشهای، طرف هیچ کاری نکرده و یکمرتبه اینهمه پول درمیآورد. بعد همان آدم میگفت از اول عمر من تا حالا هر چه کار کردم، سود آن به اندازه دو تکه زمینی که داشتم در یک گوشهای و قیمت آن رفت بالا و فروختم نشد. این تقصیر آن آدم نیست، ولی این غلط است و سیاست غلطی است. اما حالا فرض کنیم یک کسی اصلاً یکمرتبه چندصد میلیارد پول حلال به او رسید و هیچ تخلفی هم در آن نکرده است.
سؤال بعدی: آیا میتوانی هر طور دل تو میخواهد مصرف کنی تا هر طور بیشتر خوش بگذرد؟ نه، نمیتوانی! مازاد بر آنچه که واقعاً نیاز داری تفریح بکنی، نمیگویم همه مثل فقرا باشند، نه، خیلی هم وضع تو خوب و راحت، اما مازاد بر آنچه که داری باید به خانوادههایی که نمیتوانند و گرفتارند منتقل کنی. خمس یعنی همین، زکات یعنی همین. اموال تو پاک میشود و روح تو پاک میشود.
قرآن میفرماید: «بَشِّرْ» تهدید کن و اخطار کن به کسانی که طلا و نقره میانبارند. «الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ» مدام طلا و نقره جمع میکنند. «بَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ» عذاب دردناک در انتظار شما است. به دنیا نیامدی که هر چه از هر طریقی پول دربیاری و هر جا دل تو میخواهد خرج کنی. اگر سیر شدی و دنبال بیشتر خوردن رفتی در حالی که در کنار تو، در فامیل تو، در همسایه تو، در دوستان تو یا در شهر تو، اصلاً بیرون از کشور تو دست تو میرسد و آنها از گرسنگی دارند فریاد میزنند و تو به آنها کمک نمیکنی، پیامبر فرمود به شما بگویم: «لَیْسَ مِنِّی»، از من نیستید، مسلمان نیستید و جزء امت من نیستید. نخیر، حق ندارد! خانوادههایی هستند که آرزوی او این است که دو تا اتاق داشته باشد تا بتواند بدون جابجایی و بدون جنگ اعصاب اینجا بماند. بچه او مریض است و ۶ سال است میخواهد او را ببرد بیمارستان و نمیتواند و در برابر او درد میکشد. پسر و دختری هستند که به سن ازدواج رسیدند و میخواهند ازدواج کنند و نمیتواند یک اتاق کوچک اجاره کند. اسلام اجازه میدهد در چنین شرایطی ۵ تا ماشین چند میلیاردی داشته باشی؟ کجا اسلام اجازه میدهد؟ این اسلام آمریکایی اجازه میدهد، بله، اسلام آمریکایی اینجوری است.
هشتگهای موضوعی