بسمالله الرحمن الرحیم
خدمت دوستان عزیز، برادران محترم و خواهران محترم سلام عرض میکنم.
فرمودند که امروز سالگرد دفن پیکر مقدس شهدای گمنام در این دانشگاه است و ما بحث را با ادای احترام به شهدا، به ویژه شهدای این دانشگاه، چه شهدای جنگ تحمیلی و چه شهدای این جنگ تحمیلی در منطقه، که به خصوص این منطقه شهر ری، اساساً یکی از پایگاههای قوی مجاهدپرور و شهیدپرور در طول انقلاب بوده است، آغاز میکنیم. ما به این شهدا ادای احترام میکنیم و عرضم را با نکتهای در این مورد آغاز میکنیم تا به بحث خودمان برسیم.
یک روایت در مورد شهید هست که ابعاد مختلف زیادی دارد و دقیق است. و آن این است که «الشَّهِیدُ یَنْمُو عَمَلُهُ». «یَنْمُو» یعنی نمو دارد و نمو میکند. شهید نمو میکند و عمل او پس از خودش رشد دارد. وقتی همه ما از این عالم میرویم، دیگر رابطه ما با این عالم قطع میشود. ما دیگر در عالم طبیعت نیستیم، در عالم دنیا نیستیم و کمکم فراموش هم میشویم.
در یک روایتی نقل شده است که حضرت امیر(ع) با اصحاب خود عبور میکردند و در مسیر از کنار یک قبرستان عبور کردند. امیرالمؤمنین ایستادند و سکوت کردند، چیزی نگفتند و فقط سکوت کردند. آنها پرسیدند که چه شده است؟ چرا ایستادهاید؟ آیا کاری پیش آمده است؟ حضرت فرمودند که آیا میشنوید؟ آنها گفتند چه چیز را؟ حضرت فرمودند که آیا این صداهایی را که از درون گورها میآید میشنوید؟ آنها گفتند نه، ما نمیشنویم. حضرت خطاب به مردگان، خطاب به گورها و انسانهایی که در گورها خوابیده بودند، سخن گفتند.
میدانید که انسانهای بسیار بسیار بیشتری نسبت به آدمهایی که زنده هستند، زیر خاک هستند. اینهایی که بالای خاک قدم میزنند، نسبت به آنهایی که زیر خاک هستند، یک به میلیون هم نیستند. و آنهایی که زیر خاک هستند، یک روز بالای خاک قدم میزدند و از مردگان صحبت میکردند و نمیدانستند که خودشان، یا میدانستند و تجاهل میکردند که خود آنها یک روز زیر خاک خواهند بود و دیگران پا بر سر گور آنها خواهند نهاد.
حضرت امیر(ع) به مردگان خطاب کردند و گفتند که ما یک خبر برای شما داریم و شما یک خبر برای ما دارید. خبر ما برای شما این است که شما فراموش شدید و رفتید، نزدیکترین کسان شما، شما را از یاد بردند. در خانههای شما کسان دیگری دارند زندگی میکنند. کسان دیگری همسران شما را به همسری گرفتند. اموال شما بین دیگران تقسیم شد. شما کمکم از خاطرهها محو خواهید شد. آنهایی هم که قرار است شما را یاد کنند، خودشان یا مردهاند یا به زودی خواهند مرد! تا مدتی دیگر هیچ کس در زمین نخواهد بود که شما را بشناسد و نگران شما باشد و از شما ولو سالی یک بار یاد کند. این خبر ما برای شما است. و اما خبر شما برای ما، چه خبری است؟ به یارانشان گفتند که آیا میشنوید چه میگویند؟ گفتند نه. بعد حضرت گفتند اما من میشنوم. آنها دارند میگویند چه و چه... دوستان در نهجالبلاغه بروند و این فرمایش حضرت امیر را بخوانند. وقتی همه ما از این عالم برویم، که بعضی از ما ممکن است فردا برویم، بعضیها چند ماه دیگر، چند سال دیگر و حداکثر چند دهه دیگر، همه از اینجا خواهیم رفت.
امام(ره) یک وقتی میگفت که تمام این چند میلیارد آدمی را که در دنیا روی کره زمین میبینید، ۱۰۰ سال دیگر همه اینها زیر خاک هستند. یک نفر از این ۷ میلیارد زنده نیست. آنها کسان دیگری هستند که میآیند و اصلاً نمیدانند که ما بودیم، چنانکه الان ما و شما نمیدانیم چه کسانی در این دنیا بودند، در همین محلهها و در همین منطقهها رفتند و آمدند، چه کسی خبر دارد؟ آنها رفتند. ما هم داریم دنبال آنها میرویم. وقتی اول وارد گورستان میشوید، نوشتهاند و میگویند مستحب است بخوانید که: «السَّلَامُ عَلَى أَهْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، السَّلَامُ عَلَى إِخْوَانِنَا وَ أَخَوَاتِنَا الْمُوَحِّدِینَ الَّذِینَ سَبَقُونَا مِنْ هَذَا الْعَالَمِ...» سلام بر برادران و خواهران موحد ما که پیش از ما از این عالم رفتید. «کَیْفَ وَجَدْتُمْ قَوْلَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ». حالا که از این عالم رفتید، توحید را آنجا چطور یافتید؟ و... «وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِکُمْ لَاحِقُونَ» و ما هم آنگاه که خداوند اراده کند، به شما ملحق خواهیم شد. این دعایی است که وقتی در گورستان میروید، مستحب است بخوانید: «وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِکُمْ لَاحِقُونَ» و ما نیز آنگاه که خداوند بخواهد، دیر یا زود به شما ملحق خواهیم شد.
حالا تمام کسانی که از این عالم میروند، تقریباً رابطه آنها با این عالم بعد از خودشان قطع میشود و دیگر فرصت عمل جدیدی ندارند. اما شهید وقتی از این عالم هم میرود، عمل او در این دنیا به رشد خودش ادامه میدهد و این تعبیر خیلی مهم است. «الشَّهِیدُ یَنْمُو عَمَلُهُ»، شهید نمو میکند و عمل او در دنیا رشد و نمو دارد. ظاهر آن این است که او در یک مقطعی، در یک لحظهای و در یک نقطهای در راه دفاع از حق، توحید و عدالت کشته میشود. و او هر چه را که دارد، که جان او، زندگی او، سلامتی او، خانواده او و چند سال باقیمانده عمر اوست، یکجا نثار حق میکند. خداوند هم فرمود که شهدا مهمانان ویژه من هستند. خداوند یک بخش ویژه و VIP دارد و میفرماید در بهشت آن بخشی است که غیر از شهدا کسی را راه نمیدهند. شما آنها را به چشم مادی مرده میانگارید. «لَا تَحْسَبَنَّهُمْ و لَا تَقُولُوا»، نه اینطور حساب کنید و نه بگویید و به زبان بیاورید که اینها مثل بقیه مردهاند و رفتهاند! نه. شما همه میمیرید اما شهدا نمیمیرند. ما و شما الان در عالم فنا هستیم. یعنی هر لحظه دارد از ما یک چیزهایی کم میشود. ما هر لحظه داریم به سوی مرگ و پیری میرویم. ما مدام داریم چیز از دست میدهیم. شهید در عالم باقی است، نه در عالم فانی. شهدا یعنی هر کس به خداوند متصل شد، چون برای خدا عمل کرد و چون خدا ابدی است، شهید هم باقی است و فانی نیست. همه خونها نجس هستند، اما خون شهید تنها خونی است که هم طاهر است و نجس نیست و هم مطهر است. او مطهر تاریخ است و تاریخ را تطهیر میکند. شما میدانید وقتی همه ما میمیریم، باید ما را غسل بدهند. بعد از مرگ، اگر دست کسی به بدن ما بخورد، خود آن فرد هم باید برود غسل کند. ما غسل میت داریم و آن هم غسل مس میت است. وقتی ما میمیریم، بدن ما اینطور میشود که باید غسلمان بدهند و اگر کسی هم وقتی بدن ما سرد شده است، دستش به بدن ما بخورد، آن فرد هم باید برود غسل کند. اما شهید احتیاج به غسل ندارد، و او با همان خون شهادتش و با همان لباس رزم و شهادت خودش شستوشو میشود و عمل او بعد از خود او ادامه دارد. این عمل به چه معنا ادامه دارد؟ هم به لحاظ درسآموزی و تربیت نسلهای بعد، انسانپرور است. خون شهید خودش مجاهدپرور است و یک چشمه فیاض انسانیت، خلاقیت و شرف است. هم این عمل او به لحاظ مادی اثر دارد. اگر این 200- 300 هزار نفری که در انقلاب و در جنگ تحمیلی کشته شدند، اگر اینها نبودند، الان ما و شما این وضع را نداشتیم. شما هر خدمتی که به جامعهتان و به خودتان و به خانوادهتان بکنید و هر عمل صالحی انجام بدهید، این شهدا در پاداش تمام اعمال شما شریک هستند. یعنی شما اگر به یک فقیر کمک کنید، اگر یک خانواده را شاد کنید، اگر خدمتی به جامعه بکنید، اگر پدر و مادرتان را شاد بکنید، اگر یک قطعهای به لحاظ علمی در کشور تولید کنید که کشور خودکفا بشود، به عزت برسد و تحریمپذیر و تحقیرپذیر نشود، هر عمل صالحی بکنیم، شهدا در اعمال ما و شما شریک هستند. آنها در نماز و روزه ما هم شریک هستند. این عملی که او انجام داد دارد همینطور رشد میکند و مثل یک گل شکوفا میشود و آن غنچه دارد باز میشود. الان ۷-۸ ملت علیه حکومتهای فاسد خود و علیه استکبار جهانی قیام کردهاند. در این حرکت به سوی رهایی، آزادی و عدالت، شهدا در پاداش اینها شریک هستند. نه فقط شهدای ما، بلکه آنهایی که در کربلا شهید شدند، آنهایی که قبل از آن در رکاب علی بن ابیطالب جنگیدند و از حق دفاع کردند و شهید شدند، آنهایی که در رکاب پیامبر و اصحاب پیامبر از توحید دفاع کردند و شهید شدند، همه آنها در تمام اعمال صالحی که من و شما انجام بدهیم شریک هستند. و آن عمل بود که همینطور دارد گسترش پیدا میکند. جمع چند ده نفره و ۴۰ نفرهای از اصحاب پیغمبر بود که با آن فداکاریها امروز یکونیم میلیارد تا دو میلیارد جمعیت شده است و الان اسلام تا چند دهه دیگر به لحاظ کمیتی دین اول جهان خواهد شد. اکثریت یکسوم اروپا هم مسلمان میشوند. شما میدانید که تا ۲۰-۳۰ سال دیگر نزدیک یکسوم تا یکچهارم کشورهای اروپایی به لحاظ جمعیت، کشورهای اسلامی میشوند و مسلمین اکثریت میشوند. اسلام هم به لحاظ کیفیت و هم به لحاظ محتوا دارد دین اول میشود.
این را عرض کردم که توجه داشته باشید که ما سر سفره شهدا نشستهایم. شهدا سر سفره من و شما نیستند. آنها احتیاجی ندارند که ما به یاد آنها باشیم، ما به عمل آنها و فداکاری آنها احتیاج داریم. برخلاف این که شعارهای انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و حرکت دینی یک حرکت دینی و رهبری آن دینی بود، در انقلاب ۵۷ در هیچ تظاهراتی هیچ شعار اقتصادی داده نشد. یعنی در سال ۵۷ حتی یک تظاهرات و یک میتینگ نبود که در آن گفته باشند مثلاً آب میخواهیم، برق میخواهیم، آسفالت میخواهیم، مسکن میخواهیم و نان میخواهیم، ابداً، حتی یک تظاهرات نبود. ولی صحبت از برادری، برابری، عدالت، اخلاق و آزادی، همه اینها بود. من یادم میآید اولین تظاهرات که راه افتاد و اولین شهیدها را دادند، شعار مردم این بود: «برابری، برادری، حکومت عدل علی». این اولین شعار بود. صحبت از برابری، برادری، عدالت علوی و حکومت عدل علی است. «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» که بعدها وقتی امام به مصاحبههای بینالمللی رفتند، گفتند حالا حکومت اسلامی به چه شیوهای است؟ امام گفتند به شیوه جمهوری. بعداً «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» شد. محتوای آن حکومت اسلامی و شکل آن هم جمهوری است. اما حتی یک تظاهرات نبود که مثلاً مردم بگویند «الله اکبر» و نمیدانم فلان، و بعد از آن بگویند که ما نان، مسکن، آسفالت، برق و آب میخواهیم، مطلقا! با این که وضع زندگی مردم نسبت به الان خیلی فقیرانه بود. در سال ۵۶ و ۵۷ اصلاً امکانات اینطور نبود و خیلی چیزهایی که الان برای حتی خانوادههای متوسط به پایین ما و حتی خانوادههای نسبتاً فقیر وجود دارد، در آن زمان وجود نداشت. خانوادههای متوسط به پایین ما و حتی خانوادههای نسبتاً فقیر، اینها را جزو اولیات زندگی میدانند که اگر آنها را نداشته باشند، میگویند ما بدبخت هستیم! در حالی که در آن دوران فقط یک خانوادههای اقلیتی اینها را داشتند. در سال ۵۶، بسیاری از خانهها تلویزیون نداشتند، خانههای زیادی حتی در شهر یخچال نداشتند و اغلب خانهها ماشین نداشتند. این چیزی را که الان شما دارید میبینید و این زندگیای که الان هست، نسبت به سالهای ۵۴، ۵۵ و ۵۶ که تازه اوج صادرات نفت بود و نوکرهای آمریکا مانند ایران و عربستان روزی ۷ تا ۸ میلیون بشکه نفت صادر میکردند، که حالا تازه بعد از این قضایا ما تلاش کردهایم و صادرات نفت مثلاً ۲ میلیون بشکه شده است، با جمعیتی که ۲ تا ۳ برابر آن موقع است؛ در حالی که آن موقع روزی ۷ میلیون بشکه صادر میشد و ایران پول داشت و درآمد نفت میآمد، شما بروید وضع زندگیها را از پدر و مادر خود و پدر بزرگ و مادر بزرگهایتان بپرسید، عکسهای آن موقع را ببینید که خیابانها چگونه بود و خانهها چگونه بود؛ اصلاً اغلب روستاها نه آب داشتند، نه برق داشتند، نه گاز داشتند، نه جاده داشتند و هیچچیز نداشتند. فقط تهران و چند شهر دیگر و عمدتاً هم بالای شهر تهران، مناطق خاصی مرفه بودند و بقیه همگی گرفتار اولیات زندگی بودند. با وجود این، شما بدانید که هیچ شعار صرفاً اقتصادی در انقلاب نبود. بله، شعار عدالت، برابری، برادری، حکومت عدل علی، استقلال، آزادی و حکومت اسلامی بود. شعارها همگی دینی بودند و در درجه اول معطوف به ارزشهای دینی و الهی بودند و در ذیل آنها مسائل معیشت هم بود، چون معیشت هم یک امر دینی است. معیشت یک امر غیردینی نیست و کاملاً دینی است. اصلاً منطق ما میگوید: «مَنْ لَا مَعَاشَ لَهُ لَا مَعَادَ لَهُ». شخص، خانواده و جمعیتی که معاش او و زندگی او درست تأمین نشود، دین درستی هم نخواهد داشت. اگر مردم گرسنه باشند، بیخانمان باشند و در اولیات زندگی گرفتار باشند، نمیشود از اینها توقع داشت که دینداری کنند. این جملهای است که پیامبر فرمودند: «کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً». «کَادَ» یعنی نزدیک است و دیگر خیلی دیوار به دیوار است. پیامبر فرمودند فقر و کفر دیوار به دیوار هستند و نزدیک است که انسان در کفر بیفتد، و کسانی که بتوانند ایمان خود را حفظ کنند و واقعاً مؤمن باشند، کم هستند. وقتی نیازهای زندگی ما تأمین نشود، اغلب ما مردم خیلی خود ما را گرفتار مواعظ ایمانی و معنوی نمیکنیم. چنانکه از آن طرف هم پیامبر فرمودند خانوادههایی که خیلی رفاهزده و مرفهین بیدرد هستند و یکسره تا خرخره میخورند و دارند و یکسره دنبال هیجانهای جدید و تفریحات جدید هستند، از آن خانوادهها هم آدم مؤمن بیرون نمیآید. بنابراین خانوادهها و طبقاتی که خیلی فقیر هستند یا خیلی پولدار و رفاهزده هستند، معمولاً اغلب این دو طبقه به لحاظ ایمانی در خطر هستند و خیلی در خطر هستند. مؤمن بودن در این دو تیپ خانواده خیلی سخت است و کم پیدا میشود. یک زندگی متوسط شرافتمندانه، حالا بعضی پایینتر و بعضی بالاتر، اما یک حد وسط و یک حد تعادلی، این زندگی مطلوب است که همه یک زندگی شرافتمندانه و نزدیک به هم داشته باشند و همه به هم کمک کنند.
دقت کنید، نکته اول این که، با وجود این که شعارهای فرهنگی، اخلاقی و معنوی در انقلاب ما پررنگترین شعارها بود، ما در این ۳۷ - ۳۸ سال در جهات مادی بیشتر از جهات معنوی رشد کردیم و این جمله، یک جمله کلیدی است. جالب است که خود رهبری هم این را گفتند. تعبیر ایشان این است که ایشان میگوید یکی از ضعفهای ما این است که ما به لحاظ علمی، سیاسی، نظامی و به لحاظهای مختلف به سرعت پیشرفت کردیم. یعنی ما با این مقدار آب، برق، گاز، جاده و پیشرفتهای علمی و اقتصادی واقعاً رکورد زدیم. هیچ کشوری، آن هم در تحریم و با این همه دشمن، نتوانسته است با این سرعت اینقدر پیشرفت مادی بکند. یعنی اصلاً قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست و قابل مقایسه با خیلی از کشورهای همسطح ما نیست، ما باید پیشرفت میکردیم، در علم و در سیاست پیشرفت کردیم، اما متأسفانه آن مقداری که توقع داشتیم و فکر میکردیم آسان است، در معنویت، اخلاق، تزکیه نفس و تربیت نسل، ما اینقدر پیشرفت نکردیم. برخلاف این که همه میگویند انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و فرهنگ در اولویت است و همهاش با حرف، هی فرهنگ، فرهنگ، دین، اخلاق و سبک زندگی میگویند، اما در عمل اتفاقاً ما در این بعد عقب ماندیم. برخلاف این که بعضیها میگویند حکومت دینی همهاش میخواهد بحثهای دینی بکند و به دنیای مردم کار ندارد، برعکس شد و بیشترین پیشرفتها و سریعترین پیشرفتها در مسائل مادی، دنیوی و معاش بود. اتفاقاً در مسئله تربیت و اخلاق ضعیف عمل شد. در صحبت تزکیه و تعلیم، قرآن کریم در همه جا، به جز یک جا از زبان حضرت ابراهیم(ع)، همیشه در قرآن اول تزکیه آمده است و بعد تعلیم. یعنی اول تربیت اخلاقی و آدمسازی آمده است و بعد علم. ولی متأسفانه ما در این قضایا پا به پای شرایط و زمانه و تهدیدها و تهاجمها و رقبا و دشمنان و نیازها جلو نیامدیم. این یک نکته بسیار مهم است.
نکته دوم، اینهایی که میگویم همه تعابیر رهبری است. یک وقت نگویید رهبری و ولایت فقیه مسئول حفاظت نظام است، بنابراین محافظهکار است! نه، بیشتر از همه، زودتر از همه، دقیقتر از همه و منصفانهتر از همه، امام و رهبری مشکلات نظام را و اشکالات سیستم را میگویند و ما و شما باید آن را حل کنیم.
ایشان میگوید ما به لحاظ اخلاق، تربیت و معنویت کمتر از مسائل مادی و معیشتی کار کردیم. اگر با این سرعتی که جاده کشیدیم و آب، برق، گاز و سد ساختیم و جزو سدسازان اول جهان شدیم، اگر ما با این سرعت و حجم تربیت میشدیم و تربیت میکردیم، خیلی از این مشکلات اقتصادی پیش نمیآمدند. چرا آمار طلاق، اعتیاد و چک بیمحل بالا برود؟ یک بخشی از اینها عوامل اقتصادی است و یک بخش مهمتر آن عوامل فرهنگی و تربیتی است؛ زیرا ما تربیت نشدیم. امکانات مادی ما زیاد شد اما ظرفیتهای اخلاقی ما به آن اندازه رشد نکرد. ثروت، قدرت و علم خیلی تولید شد، ایران جزو سریعترین رشد تولید علم در جهان شد. طبق اعتراف و اعلام رسمی منحنی سازمان ملل، سرعت رشد علم ایران ۱۱ برابر متوسط جهان بوده است؛ یعنی ایران اولین کشور در پیشرفت علم بوده است. رتبه ما جزو رتبههای خوب جهان است. ما در ۱۰ - ۱۵ رشته جزو کشورهای اول جهان شدیم. با وجود همه تحریمها و اینها، ما الان به لحاظ امکانات که همهاش را هم در داخل بچههای ما ساختند، پیشرفته هستیم؛ در حالی که ما در جنگ تحریم بودیم و سیم خاردار به ما نمیدادند. همین آمریکا، همین شوروی سابق کمونیستی، که آن موقع کمونیست بود، انگلیس، فرانسه و آلمان به صدام همه چیز میدادند، از بمب شیمیایی تا امکانات دیگر، و آن اواخر داشتند بمب هستهای هم به او میدادند. و همین رژیمهای منطقه، آل سعود، قطر، امارات، مصر و اردن هم میلیاردهادلار پول دادند و هم سرباز فرستادند. آن یک جنگ جهانی بود و بچههای ما در جنگ از ۱۰ - ۲۰ کشور جهان اسیر گرفتند. ۸ سال مقاومت شد، و شما بدانید این جنگی که الان در منطقه در جریان است، همان جنگ است و ادامه همان جنگ است. اینها همانها هستند، همانهایی که آن جنگ را ۸ سال بر ما تحمیل کردند، همینها در سوریه، عراق، یمن، افغانستان و غزه هستند و اینها دقیقاً همان حکومتها هستند. همانهایی که آنجا دلارهای نفتی میدادند، اینجا هم میدهند، همان رسانهها باز اینجا هستند و همانهایی که اسلحه میدادند همانها هستند. آن جنگ در خاک ایران بود اما حالا این جنگ در کل منطقه است. اینها همانها هستند، فقط صدام نیست، صدام هم یک عامل اجرایی بود. اینها همانها هستند و این ادامه همان جنگ است. چون آنها دارند منطقه را از دست میدهند، ۴ - ۵ کشور الان وارد اردوگاه اسلامی شدهاند و دارند شعارهای ما را تکرار میکنند، حکومت آنها به دست نیروهای متحد ما افتاده است، در عراق، در یمن، و در لبنان؛ حتی لبنان که همیشه دست اینها بود، حکومت شقه شد.
آمریکا میگوید انقلاب اسلامی ۵ - ۶ کشور را از اردوگاه آمریکا و اسرائیل خارج کرد. آنها دارند آزاد میشوند و دارند ملحق میشوند، پس این جنگها را راه انداختند. گفتند چند تا از شهدای اینجا هم شهدای حرم هستند، در حالی که حرم به معنی ساختمان نیست. این کسانی که هر جا دست آنها رسید، حتی مزار اصحاب رسولالله، حتی آن أصحابی را که با علی(ع) نبودند، قبرهای آنها را به آتش کشیدند و سوزاندند و استخوانها را از خاک بیرون آوردند. عوامل آل سعود و وهابیها، اینها کسانی هستند که اول وقتی در عربستان سر کار آمدند و با کمک انگلیسیها کودتا کردند و سر کار آمدند، همان موقع به عراق و کربلا حمله کردند و ۶۰۰۰ نفر از شیعیان را کشتند و سر بریدند و حرم امام حسین(ع) را غارت کردند. آنها به سمت نجف آمدند. بعد در خود حجاز و عربستان هزاران سنی را کشتند؛ عالم سنی، مردم سنی و به زنان سنی تجاوز کردند، نه فقط شیعه. اینها یک چنین جانورانی هستند. اولاً دفاع از حرم اهلبیت واجب و شرعی است. آنها صریحاً هم گفتند ما میآییم و آنجا را به خاک یکسان میکنیم. آنها یک ضربه به اسرائیل نزدند ولی به جبهه مقاومت ضربه زدند. این بچهها با پارتیبازی و زرنگبازی دور میزنند؛ من چند نفر از شهدا را میشناسم که اصلاً خودشان شخصی بلند شدند و به عراق یا لبنان رفتند، آنجا خود را وصل کردند و با گروههای عراقی یا سوری رفتند و با گروههای مجاهدان افغانستان و پاکستان رفتند. آنها صریحاً گفتند هدف ما ایران است. همانطور که آمریکا وقتی عراق و افغانستان را اشغال کرد، آمریکاییها و تونی بلر انگلیسی صریح گفتند هدف ما ایران است؛ ما عراق و افغانستان را گرفتیم و میخواهیم میوه آن را در ایران بچینیم، چون مستقیم نمیشد به ایران حمله کرد. اینها چند میلیون رزمنده دارند، قوی هستند و میایستند و هیچ کس نمیتواند ایران را اشغال کند. آنها آدمهایشان را فرستادند. این جریانهای وهابی تروریست صریح گفتند هدف اصلی ما ایران است. همین چند هفته پیش، اگر این بچهها نرفته بودند و اینها را عقب نزده بودند و اگر مستشارهای ما نرفته بودند، امروز اینها اینجا سراغ شما و سراغ ما و شما میآمدند و باید در هر شهر هفتهای ۷ بمب منفجر میشد. همین الان هر ماه دارند چند گروه از اینها را میگیرند. در همین یکی دو ماه اخیر ۳۰ گروه تروریستی بمبگذار را از اینها گرفتند. اگر آنها را آنجا نزنی، فردا همین اتفاقات و بمبگذاریهایی که در سوریه و عراق است، در تکتک شهرهای ما و شما خواهد شد. فردا میآیند و زنان و دختران ما را برمیدارند و به کنیزی میبرند. فردا میآیند و در همین شهرها همان جنایتها را انجام میدهند؛ این کار را میکنند که یکمرتبه ۱۰ هزار آدم مسلح در ۵ شهر بریزند. تا بخواهی بجنبی کاری بکنی، اینها یکمرتبه درگیریها شروع میشود و معلوم نیست چند سال طول بکشد.
دلارها و پولهای آمریکایی، سلاحهای صهیونیستی، مستشارهای اروپایی غربی، و دلارها و سلاحهایی را که این رژیمهای فاسد منطقه با دلارهای نفتی میریزند، بعد شما باید در ایران هزار برابر، ده هزار برابر و صد هزار برابر شهید بدهی و خرابی بشود و ایران هم مثل سوریه، عراق و یمن بشود و بعد تازه زور بزنی تا آنها را بیرون بریزی. اصلاً اگر الان کسی از آنطرف میآید و میخواهد بیاید مستقیماً یکی در گوش شما بزند، و یک نفر دیگر اینجا با او درگیر میشود، اسلام، شرع، اخلاق و کمک به انسان مظلوم و همه اینها هیچ، فقط منافع مادی و ملی را نگاه کن و فقط عقل اقتصادی را. وقتی کسی میخواهد بیاید آنجا در گوش شما بزند، اموال تو را غارت کند و تو را بکوبد، اگر اینجا کسی با او درگیر شده و یقه او را گرفته است، عقل مادی به شما چه میگوید؟ آیا میگوید به این کمک بکن یا نه؟ بله؟ آیا کسی هست که بگوید عقل این را نمیگوید و استدلال کند؟ یک گردنکلفت لات دیوانهای دارد از اینجا میآید که شما در آنجا هستی و گفته میآیم میخواهم تو را بزنم؛ اینجا وسط راه یکی دیگر یقه او را گرفته و با او درگیر شده است. عقل مادی، نه عقل الهی، خودخواهی صرف مادی به ما چه میگوید؟ میگوید که به این فرد کمک کن تا همینجا به حساب یارو برسد، او را زمینگیر کند، او را ضعیف کند، او را متوقف کند و او را بترساند تا این فردا سراغ ما نیاید. اصلاً شما صدور انقلاب، اسلام، دفاع از مستضعفین و حرم اهلبیت را بگذار کنار، همهاش هیچی! این دفاع از خاک خود تو، منافع ملی خود تو، دفاع از صلح و دفاع از امنیت مردم تو است. این هم نکته سوم.
نکته چهارم جبهه مقاومت است؛ کل این فعالیتها برای این بود که اسرائیل را نجات بدهند و جبهه مقاومت را متلاشی کنند
هشتگهای موضوعی