ابرقدرت شدید، به شرط آنکه باور کنید (”قدرت” اگر باور نشود، از کف خواهد رفت)
نشست (ایران، نقطه عطف نظم نوین جهانی) - 1404
بسمالله الرحمن الرحیم
خدمت شما عزیزان سلام عرض میکنم.
دوستان فرمودند در رابطه با اوضاع خاص منطقه و جنگ آمریکا و اسرائیل با جبهه مقاومت اسلامی از جمله حمله نظامی آمریکا و اسرائیل و کل ناتو (یعنی انگلیس، فرانسه و اینها همه با هم) و با کمک رژیمهای وابسته در منطقه که عملاً یک حمله سنگین با پیچیدهترین تجهیزات نظامی و الکترونیک و جاسوسی و با ترکیب ترور و بمباران انجام دادند که به شکست آنها منجر شد و آنها ضربات سنگینی دریافت کردند؛ آنها پس از مذاکره، خودشان به جنگ و ترور شروع کنند و خودشان به غلطکردن بیفتند و مجبور بشوند که از جنگ دست بردارند، حالا این که این امر موقت است یا نه، در آینده معلوم خواهد شد.
ما نمیخواهیم تحلیل نظامی یا سیاسی محدود بکنیم؛ زیرا مسئله خیلی فراتر از اینها است. معادله قوا در منطقه و بلکه در جهان در حال تغییر است. قدرتها و ابرقدرتهایی در حال فروپاشی هستند، ضعیف شدهاند و تحقیر شدهاند، و ملتهای سرکوبشدهای در حال رویش و بلکه در حال جوشش هستند که فرماندهی این جبهه عملاً به عهده ملت ایران افتاده است و فرماندهی آن طرف در دست آمریکا است؛ یعنی جهان بطور کامل دوقطبی شده است. دوباره جبههبندی شرق و غرب به وجود آمده است منتها نه شرق و غرب سابق. شرق قبلی که روسیه و چین و اینها بودند، کمونیستها بودند و سوسیالیست بودند. غرب سابق هم نظام سرمایهداری، آمریکا و انگلیس و اینها بودند. آن شرق سابق فروپاشید. آن زمانی که انقلاب شد، امام اولین فرد در ایران و انقلاب اسلامی بود که در دنیا صادقانه و دقیق و واضح گفت: «نه شرقی، نه غربی». یعنی ما نه زیر بلیت ابرقدرت شرق که روسهای کمونیست و کمونیستها بودند میرویم، و نه زیر بار غرب که نظام سرمایهداری است میرویم. ما با شرق و غرب جهان، ارتباط سالم دوطرفه هر چه باشد خواهیم داشت.
بنابراین این که ایران کینه ضد آمریکایی، ضد یهود دارد همه اینها حرف مفت بود و هست. اینها هنوز در دنیا نمیگذارند پخش بشود که ما در ایران یک جمعیت بسیار اندک یهودی، مسیحی و خیلی کمتر زرتشتی داریم و همه آنها در مجلس نماینده دارند، همه آزادی دین دارند و همه، هر آزادی کامل اقتصادی و اجتماعی را مثل همه ایرانیهای دیگر دارند و حق رأی دارند؛ یعنی چیزی که در خیلی از کشورهای خود اروپا و آمریکا تا قرنها اصلاً به دگراندیشان و اقلیتهای دینی و مذهبی همچین اجازهای نمیدادند، از جمله در دعوای خود مسیحیها و یهودیها.
شما میدانید که مسیحیها معتقد هستند که یهودیها قاتل خدا هستند! چون آنها حضرت عیسی را پیامبر نمیدانند، بلکه آنها میگویند حضرت عیسی پسر خدا است و خدا پسر دارد. در حالی که ما میگوییم «لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ»، آنها میگویند «یلد و یولد»! خدا بچه دارد و از این قبیل خرافاتی که آنها تا الان پیدا کردهاند. دو میلیارد مسیحی معتقد هستند که عیسی پسر خدا است و خدا است که به زمین آمده است و عیسی خدا است. چه کسی عیسی را به صلیب کشیده است؟ یهودیها کشیدهاند؛ بنابراین از نظر آنها، یهودیها قاتل خدای آنها یعنی عیسی مسیح هستند و او را به صلیب کشیدهاند. این عقیده مسیحیها راجع به یهودیها است.
عقیده یهودیها راجع به مسیحیها این است که حضرت عیسی -العیاذبالله- کلاهبردار و دجال بوده است، عیسی مسیح نبوده است، عیسی یک بدعتگذار دروغگو و کلاهبردار بوده است و باید به صلیب کشیده میشد و حق او اعدام بود.
آیا این دو دین اصلاً میتوانند کنار هم جمع بشوند؟ در طول دو هزار سال تاریخ مسیحیت، همیشه اینها با هم دشمن بودند. ابتدا که یهودیها بیشتر بودند و امپراتوری روم یهودی شده بود، مسیحیها را میکشتند و نابود میکردند؛ چنانکه قرآن کریم از شهدای مسیحیِ قبل از اسلام نام میبرد: اصحاب کهف، اصحاب اخدود و غیره که اینها شهدای مسیحیت هستند، زیرا آن موقع قبل از پیامبر اکرم، اسلام همان مسیحیت بود. بعداً که امپراتوری روم دید مسیحیها زیاد شدند، از قرن پنجم میلادی یعنی بعد از چهارصد- پانصد سال اعلام کرد که ما مسیحی هستیم. بعد برعکس، آنها یهودیکشی را شروع کردند. آن وقت مسیحیها هزار و خردهای سال شروع کردند به اذیتکردن و زدن. یهودیها که تعداد آنها به علت مسیحیشدن یا فرارکردن مدام کمتر و کمتر میشد. تنها جایی که هم مسیحی و هم یهودی آزادانه زندگی میکردند، در جهان اسلام و کشورهای اسلامی بوده است. اولاً این حکومتهای آمریکا و اروپا و اینها همه سکولار و ضد دین و دینستیز بودند و اصلاً مسیحی نبودند و نیستند. اینها همانقدر مسیحی هستند که حاکمان و هیئت حاکمه اسرائیل یهودی هستند؛ آنها همانقدر یهودی هستند که آلسعود مسلمان و سنی هستند؛ آنها همانقدر سنی هستند که شاه ما، شاه ایران، شیعه بوده است. اصلاً هیچکدام از اینها مذهبی نیستند، همه کلاهبردار هستند و همه آنها سر و ته یک کرباس هستند. همه فاسد و به دنبال قدرت، ثروت و غارت هستند، منتهی بعضی از آنها ضعیفتر هستند و نوکر آنهایی هستند که قویتر هستند، و این قویترها خود آنها با هم در دنیا جنگ قدرت دارند. قضیه این است و اصلاً هیچکدام از آنها مسیحی، یهودی و مذهبی نیستند و نبودهاند.
چون انقلاب اسلامی و امام آمدند و یک جنبش عظیم مردمی و اسلامی برای اولین بار بعد از قرنها ایجاد شد و پیروز شد و مدام جلو و جلوتر رفت، حالا آنها هم یکمرتبه مذهبی شدهاند. قبلاً رؤسای جمهور آمریکا به کلیسا نمیرفتند و کلیسا علامت ارتجاع بود، ولی در این سی- چهل سال همه آنها به کلیسا میروند و حرفهای مذهبی میزنند. ترامپ اخیراً گفته است من نماینده خدا هستم! حالا یک آدم فاسدالاخلاق، کلاش، قمارباز و فاسدی که اخیراً بعضی از مدارک آن جزیره فساد منتشر شد که دختربچههای کمسن، دختران مثلاً هفت- هشت ساله را که معلوم نیست طفلکها را از کجاها دزدیده بودند و به آنجا برده بودند و آنها را مجبور میکردند و در اختیار این آقاها قرار میدادند، و بعضی از عکسهای او الان منتشر شد، حالا او نماینده خدا شده است! همانطور که فرعون میگفت من نماینده خدا هستم! وضعیت اینگونه شده است و این اتفاقاتی که دارد رخ میدهد قبلاً اصلاً سابقه نداشته است.
حالا صهیونیستها و یهودیها با شعار یهود، و آمریکاییها و انگلیسیها با شعار مسیح به میدان آمدهاند؛ در حالی که نه آنها واقعاً پیروان حضرت موسی هستند و نه اینها پیروان حضرت عیسی هستند. چون فضا مذهبی شده است و از این طرف، اسلام و اسلامگرایی رشد کرده و قوی شده و رقیب اصلی شده است، حالا آنها هم یکمرتبه مذهبی شدهاند، ولی همچنان جنایات خود را انجام میدهند. حالا شما ببینید، غیر از این که مسئله برای اولین بار بعد از قرنها دینی و مذهبی شده است مثلاً رؤسای جمهور آمریکا میگویند اینها جنگهای صلیبی و ادامه جنگهای صلیبی است و آنها ادعاهای دیگر مطرح میکنند، این رویکرد بیشتر جنبه تبلیغاتی و ایدئولوژیک پیدا کرده است و در حالی که خود آنها سکولار هستند، دارند کار غیرسکولار و مذهبی انجام میدهند و این از آثار انقلاب اسلامی است.
امام(ره) فرمودند شما که همگی افتخار میکردید که لامذهب هستید و در بیدینی مسابقه داشتید و دین و کلیسا و کشیش و خدا و مسیح و اسلام را مسخره میکردید، حالا چه شده است که در این مرتبه همه مسلمان و بلکه اسلامشناس شدهاند؟ چون مناخم بگین نخستوزیر جنایتکار اسرائیل میگفت که این کارهای ایران به اسلام ربطی ندارد و اسلام اینگونه نیست؛ امام فرمودند حالا مناخم بگین هم اسلامشناس شده است! و کارتر رئیسجمهور آمریکا گفت که ما با اسلام مشکل نداریم، ما با ایران مشکل داریم و اسلام واقعی اینگونه نیست؛ امام فرمودند رئیسجمهور آمریکا هم که اسلامشناس شده است، کمکم من نگران هستم که اینها بیایند و به کتابهای فقهی حاشیه بزنند! چون در حوزه کتابهایی مانند «عروة الوثقی» (کتاب عروه) و چندتا کتاب فقهی دیگر وجود دارند که وقتی کسی مجتهد است و میخواهد قدرت علمی خود را نشان بدهد، میآید و آن کتابها را نقد میکند و بر آنها حاشیه میزند؛ امام فرمودند کمکم میترسم که این رئیسجمهور آمریکا و انگلیس و نخستوزیر آنها و اسرائیل بیایند و به عروه حاشیه بزنند! یعنی اینها حالا برای ما اسلامشناس شدهاند. اینها همان اسلام آمریکایی و شیعه لندنی را قبول دارند که تسلیم باشد و فقط کارهای شخصی و مذهبی بکند، عزاداری بکند، به زیارت برود و از این کارها بکند، اما به غارت و جنایت و حکومتها کاری نداشته باشد و با عدالت کاری نداشته باشد.
بنابراین این موضوع دوم مهمتر است؛ آن موضوع اول وسیله و جلوی پرده است، اما پشت پرده این است که معادلات قدرت و ثروت در جهان دارد تغییر میکند. شرقِ اکنون که مثلاً روسیه و چین و تا حدودی هند هستند، غیر از آن شرق سابق هستند. اکنون روسیه میگوید ما اصلاً آن حکومت قبلی که سرنگون شد نیستیم. چین هم اسم او کمونیست است اما کمونیسم نیست. برخی افراد میگویند شما میگویید «مرگ بر آمریکا» و «نه شرقی، نه غربی»، پس «نه شرقی» آن کجاست و چرا الآن «مرگ بر روسیه و چین» نمیگویید؟ ما اصلاً با اسم کشورها مانند آمریکا، انگلیس، روسیه و چین کاری نداریم و با شرق و غرب هم اصالتاً کاری نداریم؛ شعار انقلاب اسلامی «مرگ بر ظلم و استکبار» است، از سوی هر کس که میخواهد باشد. در آن زمان، آن رژیم روسیه جنایتکار بود؛ یک دوره ایران را اشغال کرده بودند و در افغانستان جنایت میکردند و ابرقدرتی بود که به نام ضدیت با سرمایهداری و استعمار، خود استعمارگر و غارتگر به نام سوسیالیسم و چپ بود. انگلیس هم یک و نیم قرن سابقه غارتگری در کل دنیا داشته است و چهل کشور جهان را غارت کرد که یکی از آنها ما بودیم. آمریکا هم از اول قرن بیستم یعنی حدود هشتاد یا نود سال پیش به میدان وارد شد و بهخصوص بعد از جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم حدود هفتاد- هشتاد سال پیش اینگونه شد و آمد و کشورهای دیگر از جمله ایران را اشغال کرد و دست به جنایت زد. ما در کل شعارهای خود در ایران «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر انگلیس» و «مرگ بر شوروی» میگفتیم. شوروی سقوط کرد و آن حکومت و رژیم سرنگون شد. این رژیمی که بر سر کار آمد، گفت ما سیاستهای رژیمهای قبلی روسیه را نداریم؛ ما هم نمیگوییم دروغ میگویید، بلکه میگوییم عملکرد شما را میبینیم. اما آمریکا و انگلیس تا همین الان به جنایتها و توطئههای خود ادامه دادند و همچنان دارند ادامه میدهند؛ یعنی سیاست ترور، تحریم، جنگ و هزاران مسئله دیگرِ آمریکا و انگلیس علیه جهان اسلام و علیه ایران عوض نشده است و همچنان ادامه دارد. لذا شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر انگلیس» تا وقتی که آدم بشوند همچنان سر جای خود باقی است. امام فرمودند اگر آمریکا هم آدم بشود، ما دیگر «مرگ بر آمریکا» نمیگوییم.
چرا «مرگ بر روسیه و چین» نمیگوییم؟ به محض این که این روسیه جدید و چین همان کارهایی را که آمریکا و انگلیس میکنند انجام بدهند، شعارهای راهپیماییهای ما کمی طولانیتر میشود و این نامها به آنها اضافه خواهد شد؛ ولی الآن چرا باید بگوییم؟ آن جنایتهایی را که آمریکا و انگلیس در حق ما کردند و کشور را غارت کردند، استعمار کردند، شکنجه کردند و کشتار به راه انداختند، چین در ایران انجام نداده است؛ حال نمیگوییم نخواسته است یا نمیخواهد، ولی انجام نداده است. این روسیه فعلی هم میگوید من آن روسیه قبلی نیستم، آن رژیم سقوط کرد و ما اصلاً کمونیست نیستیم و آن را قبول نداریم؛ این یک روسیه جدید است و رژیم آن عوض شد. همانطور که در کشور شما انقلاب شد و از پهلوی به جمهوری اسلامی تبدیل شد، در کشور ما هم آن حکومت سقوط کرد. از وقتی که ما آمدیم، علیه ایران چه کار کردیم؟ واقعیت این است که از وقتی که آمدند، کاری علیه ما انجام ندادند؛ یعنی این روسیه و این چین، روش آمریکا و انگلیس را علیه ما نداشتند و به محض این که آن کارها را انجام بدهند، ما خواهیم گفت. ولی در این سالها که آنها دارند ما را تحریم میکنند، فشار میآورند و دائم توطئه میکنند، این چین و روسیه، نه این که به خاطر خدا باشد و نه این که کامل باشد ولی بالاخره به ما کمک کردند تا تحریمها دور زده بشوند. در حالی که آمریکا، انگلیس و صهیونیستها کشورها، بانکهای آنها، بندرهای آنها و نفتکشهای آنها را یکییکی تعقیب و مراقبت و تحریم کردند و فشار آوردند تا هیچکس از ما نفت نخرد، کشتیهای ما را در بندرها راه ندهند و بانکهای آنها با ما کار نکنند، در این شرایط چند کشور بودند که به ما کمک کردند تا فشار بر ملت ما وارد نشود و دو کشور از آنها همین چین و روسیه بودند. ما میگوییم «مرگ بر استکبار»، «مرگ بر ظلم و غارت» و «مرگ بر تجاوز»، مصداق آن هر کس که میخواهد باشد.
یک روزی در دنیا مصداق استکبار روم و رژیم ساسانی بودند و ما میگوییم «مرگ بر روم و مرگ بر ساسانی». یک زمانی فرانسه بوده است؛ هر جا فرانسه جنایت کرده است، «مرگ بر فرانسه» میگوییم. فرانسه فرصت نکرد که خیلی بر ایران مسلط بشود. ایران در این صد و پنجاه سال گذشته، عمدتاً توسط انگلیسیها و بعد آمریکاییها غارت شده است و آنها در اینجا جنایت کردند؛ وگرنه اگر فرانسه هم توانسته بود در اینجا جنایت بکند، ما باید «مرگ بر فرانسه» میگفتیم. در آن جاهایی که فرانسه جنایت کرده است، شعار «مرگ بر فرانسه» جاری است. ما یک شعار داریم: «مرگ بر جنایت و جنایتکار»، میخواهد ایرانی باشد یا هر کس دیگر. اصلاً فرض کنید فردا خود ما استکبار بشویم؛ انشاءالله ایران قوی بشود و صد سال دیگر خدای ناکرده خودش استعمارگر بشود، آن وقت باید بگویند «مرگ بر ایران»، یعنی مرگ بر حکومت آن.
میپرسند چرا میگویید مرگ بر این و مرگ بر آن نمیگویید؟ چرا میگویید مرگ بر غرب؟ چه کسی گفته است مرگ بر غرب؟ اصلاً مگر ما شعاری به نام «مرگ بر غرب» داشتیم؟ «تمدن غرب باید نابود شود» را هم ما نگفتیم؛ تمدن غرب باید آدم بشود و آن بخش از آن هم که متجاوز است و آدم نمیشود، اگر اصلاح نمیشود باید نابود بشود. ما در حد توان خود، از خودمان و از مظلوم دفاع میکنیم؛ اما این که چه پیش میآید، به خیلی از مسائل بستگی دارد.
پس به این نکته دقت بکنید میگویند «نه شرقی، نه غربی»، چرا اکنون نمیگویید فلان؟ الآن هم میگوییم. ملت ایران ملت دنبالهرو نه شرق و نه غرب است. خود این ملت مستقل است و ملت ایران تمدنساز است. ملت ایران خود یک سرفصل است؛ مخصوصاً بعد از اسلام و بالاخص در این قرن اخیر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی. ملت ایران خود یک رهبر است و بلوک جدیدی را ساخته است؛ ما در بلوک هیچ کسی نیستیم و نخواهیم رفت. شعار امام، انقلاب اسلامی و رهبری این است: هر ملت و دولتی که حاضر باشد با ایران، برابر، دوستانه و بدون قلدری معامله کند، تجارت کند، گفتوگو کند و روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تجاری داشته باشد، همه چیز کاملاً آزاد است و باید برقرار باشد. ما با همه دنیا باید ارتباط داشته باشیم. کسی به دنبال انزوا و این که همه بد هستند و ما خوب هستیم، همه کافر هستند و ما مسلمان هستیم، نیست؛ چه کسی این حرفها را زده است؟ قرآن میگوید حتی با مشرکی که با شما سر جنگ ندارد، با او روابط تجاری و روابط مسالمتآمیز داشته باشید. حتی قرآن در آیات خود میفرماید به مشرکان، ولو این که مشرک هستند، ظلم نکنید. اگر آنها به ما ظلم کنند درگیر میشویم؛ اگر آنها بجنگند، ما با آنها میجنگیم؛ اما قرآن میفرماید حتی به کافر و مشرک هم ظلم نکنید؛ اگر جنگیدند بجنگید و اگر نجنگیدند نجنگید. قرآن میگوید حتی اگر مشرک هستند و مسلمان نیستند، ولی طاعون، وبا، کرونا، زلزله یا سیل آمد، نگویید اینها مشرک هستند و مسلمان نیستند به آنها کمک کنید. قرآن میفرماید: «أَنْ تَبَرُّوهُمْ»، به آنها نیکی کنید. خداوند مانع از این نیست که حتی به مشرکانی که به شما ظلم نکردهاند و به اسلام و مسلمانان نه توهین میکنند و نه حمله میکنند مانند اغلب کشورهای دنیا، نیکی کنید. نباید بگویید چون مسلمان نیست حقوق او را رعایت نمیکنیم یا هر بلایی بر سر او آمد به ما ارتباطی ندارد؛ بلکه فرمود باید کمک کنید. پیامبر اکرم فرمودند حتی اگر غیرمسلمانان در آن سوی دنیا از شما کمک بخواهند و شما بتوانید به آنها کمک کنید و نکنید، شما مسلمان نیستید؛ یعنی اسلام اینقدر انسانی و جهانی فکر میکند.
حالا معادلات قدرت و ثروت در دنیا دارد به هم میریزد. برای این که بدانید آمریکا و انگلیس و اینها چقدر وحشی هستند، همین الان این کشورهای شرقی و برخی کشورهای دیگر که با هم متحد شدهاند و یک اتحادیه اقتصادی و مالی مانند بریکس تشکیل دادهاند را رسماً تهدید میکنند؛ زیرا آنها میخواهند این انحصار دلار و انحصار سرمایهداری را که از زمان جنگ جهانی دوم تا الان حدود هفتاد - هشتاد سال است دنیا را در مشت خود گرفتهاند بشکنند و این وضعیت دارد به هم میریزد، و آنها این مقدار را هم حاضر نیستند تحمل کنند. حالا ببینیم چه اتفاقاتی دارد رخ میدهد تا بخشی از مصادیق آن را عرض کنیم.
اولاً سنگینترین جنگهای پیچیده تاریخ اعم از الکترونیک، جاسوسی، جنگ روانی و جنگ سختافزاری الآن در جریان است؛ یعنی نمرود و فرعون و دیگران، هیچکدام به اندازه قدرتهای امروز دنیا اسلحه نداشتند. یکی از سنگینترین جنگهای نرم تاریخ، الآن علیه ملت ما در جریان است. دائماً از یک طرف، افکار افراد سادهلوح و افراد خوب اما ناآگاه را مدیریت میکنند و بر احساسات آنها و بر ادراکات آنها اثر میگذارند و آنها را به جان خودشان و به جان خود ما میاندازند. آنها را به شک میاندازند، آنها را میترسانند، آنها را مردد میکنند و کاری میکنند که آنها جای دوست و دشمن و جای شهید و جلاد را اشتباه بگیرند.
اما از طرف دیگر، یک عده از افراد ضعیف و فاسد یا فاسدِ بالقوه را به فاسدِ بالفعل تبدیل میکنند؛ یعنی یک جریان وسیع برای مزدوران، جاسوسسازی و حرامخوارسازی با لطائفالحیل و انواع حیلهها به راه میاندازند. یکی را میبینند جاهطلب، حسود و قدرتطلب است، از آن طریق وارد میشوند؛ یکی شهرتطلب و ریاستطلب است، از آن طریق وارد میشوند؛ یکی ترسو است، او را میترسانند؛ یکی پولپرست است، او را میخرند. آنها از نقاط ضعف افراد استفاده میکنند. آنها یک عده را در کشور و حتی در حکومت حرامخوار کردند. وقتی فرد حرامخوار شد، دیگر جلوگیری از او سخت میشود و به این کار عادت میکند. رهبری مثال زدند به حیوان جَلّال؛ حیوانی که نجاستخوار است و به این کار عادت میکند، بهگونهای که میگویند حتی عرق آن هم مانند ادرار نجس است. برخی را با تهدید و برخی را با تطمیع به کار میگیرند.
بنابراین الآن یک عده پشت جبهه در بین ما و در بین شما هستند که عملاً نیروهای دشمن هستند؛ یعنی دقیقاً ستون پنجم هستند و دقیقاً دارند جنگ نرم دشمن را در جامعه گسترش میدهند تا مردم را بترسانند. دائم میگویند آی دشمن آمد، الان چنین و چنان میکنند، ما دیگر از بین رفتیم و نابود شدیم و بدبخت شدیم، میدانید ما از همه مردم دنیا بدبختتر هستیم؟ مشکلاتی که ما داریم در هیچ جای دنیا وجود ندارد، آی فلان جا را زدند و بردند!
همان زمانی که در جنگ احزاب دشمن به مدینه حمله کرد و مدینه را محاصره نمود و میخواستند ریشه اسلام و مسلمین را برکنند، بزرگترین خطر پیش آمد؛ ارتشی با ده هزار نیرو که شاید بزرگترین ارتش تاریخ شبهجزیره عربستان در آن زمان بود آمد و شهر را محاصره کرد. مسلمانان داشتند خندق میکندند. سلمان فارسی تاکتیک ایرانی را آموزش داد و گفت کانال حفر بکنیم؛ پیامبر اکرم(ص) فرمودند به همان سبکی که ایشان میگوید در ایران انجام میدهند این کار را بکنید؛ یعنی با یک تکنیک ایرانی در برابر بزرگترین لشکرکشی کفر ایستادند و فرمانده خط و محور هم سلمان بود. خود پیامبر هم خندق میکندند. هنگامی که دشمن و مشرکان آمدند و به خندق رسیدند، گفتند این دیگر چیست؟ چون قبلاً ندیده بودند. یک نفر گفت اینها روشهای این ایرانیها است اینها ترسو هستند میروند پشت خندق میایستند وگرنه عرب اینگونه نمیجنگد! مسلمانان خندق کندهاند و در پشت آن پنهان شدهاند. بعد عَمر بن عَبدُوَد و چند نفر از خندق عبور کردند و او آمد و به مسلمانان گفت: بیایید تا شما را به بهشت بفرستم! مسلمانان ترسیدند؛ زیرا او بسیار تنومند و مشهور و جهانپهلوان مشرکان بود. او یکی دو بار صدا زد، علی که جوانی بیست و چند ساله بود بلند شد؛ پیامبر فرمودند: بنشین. بار دوم باز فقط علی بلند شد و باز فرمودند: بنشین. آن شخص گفت مگر شما مسلمانان نمیگویید خدا دارید و خدا با شما است و بهشت وجود دارد؟ مگر نمیگویید اگر کشته بشوید به بهشت میروید؟ بیایید تا من شما را به بهشت بفرستم! آیا نمیخواهید به بهشت بروید ای ترسوهای کلاهبردار؟ خودتان هم میدانید بهشت دروغ است و این فرد شما را بازی داده است! یک نفر از شما بیاید تا شما را به بهشت بفرستم. کسی نمیآمد. بعد علی آمد و فرمود من میخواهم به بهشت بروم، من را به بهشت بفرست. او گفت تو بچه را فرستادهاند؟ علی فرمود حالا تو از پس این بچه بربیا! بعد آن قضایا رخ داد و علی او را زد و اتفاقاتی افتاد که بدون وقوع جنگی فراگیر، آن تحریم و محاصره سنگین شکست خورد و آنها بازگشتند و ماجرا بسیار عجیب بود.
قرآن میفرماید ما داریم امور را مدیریت میکنیم و باز شما متوجه نمیشوید. آن طوفان سرد را ما فرستادیم و اردوگاههای آنها ازهم پاشید. با این که آنها از شما بیشتر و از شما قویتر بودند، ما دلهای آنها را ترسانیدیم. در آن لحظهای که ترس همه شما را فرا گرفته بود، چرتی شما را گرفت و خواب سبکی کردید و وقتی بیدار شدید حال و هوای شما عوض شده بود؛ ما شما را به خواب سبک بردیم. وقتی دشمن به شما نگاه کرد شما را بسیار زیاد دید در حالی که آنقدر نبودید، ما این کار را کردیم؛ و وقتی شما به دشمن نگاه کردید آنها را اندک دیدید در حالی که زیاد بودند، ما این کار را انجام دادیم. فرشتگان در کنار شما بودند ولی شما ندیدید. برخی گمان میکنند فرشتگان فقط در همان زمان نازل میشدند؛ امام(ره) میفرمودند آن فرشتگانی که در جنگ بدر آمدند الآن هم میآیند و اصلاً آمدهاند. هر جا که ما صادقانه عمل کردیم، با نسبت یک به ده پیروز شدیم و اینها همان امدادهای غیبی بودند. اکنون هم بر اساس آیه «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ»، اگر شما خدا و جبهه حق را یاری کنید، خدا شما را با یاریهای ویژه یاری میکند.
شعار «نه غزه، نه لبنان» سر دادند؛ حالا فهمیدید این شعار در کجا طراحی و پخته شده بود؟ دو سال است میخواهند غزه و لبنان را نابود کنند و تصرف نمایند، اما نمیتوانند؛ آن وقت میخواهند ایران را بگیرند! ژنرالهای بازنشسته گفتند شما همگی با هم جمع شدهاید و غزه را که به اندازه کرج است نمیتوانید بگیرید و در لبنان نمیتوانید پیشروی کنید، آن وقت میخواهید بروید ایران را بگیرید؟! شما توان گرفتن یمن را هم ندارید. شما مانند غزه و لبنان، با موشک و بمب مردم و خانهها را هدف قرار دادید این جنگ واقعی نبود. شما فقط دوتا کار بلد هستید: یکی ترور فرماندهان جهادی، مجاهدان آزادیبخش و رهبران؛ رهبران حزبالله و حماس، نیمی از وزرای دولت یمن که اصلاً نظامی نیستند و فرماندهان سپاه ما را ترور کردید. شما فقط ترور بلد هستید و متخصص ترور و تروریستترین در جهان هستید؛ و دیگری کشتن مردم یعنی زنان، کودکان، پیرمردان، پیرزنان و افراد بیسلاح در خانههایشان هستند. شما فقط کشتار مردم، قتلعام و ترور را بلد هستید و سیاه را سفید و سفید را سیاه نشان میدهید؛ اما جرأت جنگیدن ندارید. الآن اگر کل ارتش آمریکا، انگلیس، ناتو و اسرائیل هم جمع بشوند، جرأت ندارند به صورت زمینی وارد یمن بشوند یا به صورت زمینی بروند و لبنان را تصرف کنند؛ چون توان این کار را ندارند. مگر شما عراق و افغانستان را نگرفتید؟ چه کسی شما را بیرون کرد؟ خود ترامپ هنگامی که قاسم سلیمانی را شهید کرد، گفت اینها بودند که چند هزار سرباز آمریکایی را در عراق و افغانستان کشتند و ما را مجبور کردند بخش زیادی از نیروهای خود را از عراق و افغانستان بیرون ببریم؛ اینها ما را بیرون کردند.
بنابراین این که میگویند آی ایران را میزنیم! خود آنها هم اعلام کردند؛ هم ترامپ و هم اسرائیلیها گفتند ما در طول این سالها چند هزار نفر را در داخل ایران سازماندهی کردهایم. همان افرادی که تا سال ۱۴۰۱ در هر اعتراضی وارد میشدند؛ یک عده ناراضی هستند و سخنی دارند، اما آن عدهای که فضا را خشن میکردند و با اسلحه و به صورت سازماندهیشده دستور حمله، قتل و آتشافروزی داشتند، بخش عمده برنامه آنها بودند؛ وگرنه معترضان معمولی اهل این کارها نیستند و اگر در جایی به صورت مسالمتآمیز اعتراضی داشته باشند اشکالی ندارد، اما دستور این بود که تخریب کنند، بکشند و به آتش بکشند.
آنها چند هزار نفر را در ایران خریده و سازماندهی کرده بودند که اکثر آنها هم ایرانی بودند و با گروهکهای ضد انقلاب ارتباط داشتند. طرح آنها این بود: فرماندهان سپاه، سران سه قوه و حتی رهبری و مراکز اساسی و حساس کشور را هدف قرار میدهیم؛ بعد در شهرهای اصلی کشور افرادی را سازماندهی کرده بودند تا از داخل ایران پهپاد پرتاب کنند و این یک سازماندهی بسیار وسیع بود. آنها هماهنگ کرده بودند که ما از بیرون ضربه میزنیم و افراد وابسته هم در خیابانها شلوغی و اغتشاش ایجاد میکنند تا کار تمام بشود! برنامه آنها این بود. کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ یکهزارم این برنامه نبود؛ در آن زمان با کودتا ایران را گرفتند و 25 سال دیگر این گاو شیرده ایرانی را که شیر آن از عربستان مرغوبتر بود دوشیدند! این توطئه هزار برابر آن زمان بود، اما کشور تکان نخورد و حتی آن بخش از مردم که خیلی انقلابی و ضد آمریکایی نبودند و با این مسائل کاری نداشتند هم به صحنه آمدند و در صفوف مردم ایستادند. این توطئه هزار برابر آن زمان بود، اما کشور تکان نخورد و حتی آن بخش از مردم که خیلی انقلابی و ضد آمریکایی نبودند و با این مسائل کاری نداشتند هم به صحنه آمدند و در صفوف مردم در این طرف ایستادند. حتی بعضی از ضد انقلابهای خارج از کشور که هنوز ذرهای شرف و عِرق ایرانی داشتند، به این طرف آمدند و افراد بیشرفِ این طرف به آن طرف رفتند. قضیه اینگونه است؛ یعنی ماجرا بسیار مهم و پیچیدهترین عملیات بود.
ببینید ترامپ گفت این بمبها و موشکی را که به ایران زدیم، از بیست سال پیش برای آن نقشه کشیده بودند و قرار بود بیست سال پیش بزنیم، اما رؤسای جمهور قبلی آمریکا جرأت نکردند و من جرأت کردم. حالا تو که کردی چه غلطی کردی؟ از همان موقع تا الان بیست بار آمده قسم میخورد که به حضرت عباس ما آنجا را زدیم! بعد خود او باز گفت: هر چه من میگویم هیچ کس باور نمیکند. این ماجرا خیلی جالب است؛ میگوید چرا هیچ کس باور نمیکند که ما آنجا را زدیم؟ ادعا میکند آنجا کلاً از بین رفت؛ اگر کلاً از بین رفته است، پس از چه چیزی ناراحت هستی؟ گفت جاسوسهای ما خاک آنجا را آزمایش کردند و ما موشک مخصوصی فقط برای فردو و فلان مکانها ساختیم که نمونه آن را خود آمریکا هم دیگر ندارد و ما این موشکها را فقط برای ایران ساختیم. این طرح حمله از بیست سال پیش آماده بوده است و ما بیست سال است داریم برای حمله نظامی به ایران کار میکنیم؛ قبلاً جرأت نمیکردیم ولی من این کار را انجام دادم. میدانید معنای این حرف چیست؟ همان موقعی که با ما مذاکره میکردند، در همان زمان در اتاق فرمان جنگ نقشه میکشیدند؛ این است معنای ادعای مذاکره! ما از اول دهه هشتاد داریم با اینها مذاکره میکنیم. در نهایت، با وجود تمام آن باجها و امتیازهای بیسابقهای که داده شد (در برجام)، آنها هیچ امتیازی ندادند. همان اوباما که یکی میگفت او فردی بسیار مؤدب است و من او را مؤدب یافتم، و منتظر بودند لااقل در سازمان ملل دم در دستشویی همدیگر را ببینند! با این که گفته شده بود این کار را نکنید، نقشه کشیدند و تلفنی با او صحبت کردند. حالا تلفنی صحبت کردی چه شد؟ اصلاً برو و حضوری صحبت کن، چه نتیجهای دارد؟ میپرسند شما با مذاکره موافق هستید یا مخالف؟ با مذاکرهای که امثال الف و ب انجام بدهند مخالف هستیم؛ با مذاکرهای که جیم و دال انجام بدهند موافق هستیم. چون تو وقتی میروی و مذاکره میکنی، همه چیز را واگذار میکنی و با ذلت و حقارت مذاکره میکنی! اما فلانی که برود، با قدرت مذاکره میکند. همین شهید امیرعبداللهیان، اگر او برای مذاکره میرفت، حتی اگر با شیطان هم میرفت و مذاکره میکرد ما نگران نبودیم؛ زیرا میدانستیم او باج نمیداد. اگر او هم مثل اینها باج میداد نگران میشدیم، ولی او اهل باج دادن نبود. اما شما اگر با فرشتهها هم بروید و مذاکره کنید، ما میترسیم. میپرسند شما با مذاکره موافق هستید یا مخالف؟ با کدام مذاکره؟ نتیجه آن چیست؟ بگو نتیجه آن چیست تا بگوییم موافق هستیم یا مخالف. با مذاکرهای که نتیجه آن باج دادن و ضایع شدن حقوق ملت ایران باشد، از سوی هر کس که میخواهد باشد، مخالف هستیم؛ زیرا این مذاکره خیانت و سازش است. اما با مذاکرهای که در آن عزت ایران و حقوق ملت ایران حفظ بشود و نخواهیم به کسی هم ظلم بکنیم، با آن مذاکره موافق هستیم. اصلاً مثل این است که بپرسند شما با رانندگی موافق هستید یا مخالف؟ خب با رانندگی چه کسی؟ ما با رانندگی فرد دیوانه یا فرد مست مخالف هستیم، اما با رانندگی فرد عاقل و نرمال و عادی موافق هستیم. نه نمیشود بگو با رانندگی موافق هستی یا مخالف؟! ما با غذای سالم موافق هستیم و با غذای مسموم مخالف هستیم. کجای این موضوع مشکل دارد؟ میپرسند آیا رابطه داشته باشیم یا نه؟ با چه کسی و چه نوع رابطهای؟ رابطه گرگ و میش یا رابطه برابر و مساوی؟ با رابطه برابر موافق هستیم؛ اما با رابطه گرگ و میش میان متجاوز و ظالم با مظلوم مخالف هستیم. میپرسند با جنگ موافق هستید یا مخالف؟ با کدام جنگ؟ جنگ متجاوزانه و تجاوز به یک ملت، حرام است و با جنگافروزی مخالف هستیم اما با جنگ برای دفاع از مظلوم، دفاع از خودمان و جنگ با مستکبر موافق هستیم. سر همین مسائل میدانید چقدر جنجال به پا کردند؟ میگویند «نه شرقی، نه غربی» یا «هم شرقی، هم غربی»؟ با شرق و غربی که مستکبر نباشند و انسان باشند، هم شرقی و هم غربی، با همه رابطه داریم؛ اما با شرق و غربی که به دنبال سلطه هستند و متجاوز و مستکبر هستند، نه شرقی و نه غربی. اصلاً هر مسئله و هر سؤالی از شما پرسیدند، همین پاسخ را بدهید.
میپرسند شما با فناوری موافق هستید یا مخالف؟ کسی که بگوید ما با فناوری کلاً موافق یا کلاً مخالف هستیم، هر دو دسته مشکل عقلی دارند! ما با فناوریای که به نفع بشر باشد یعنی فناوریای که به سلامت، بهداشت، امنیت، عدالت، تربیت و رشد کمک بکند موافق هستیم. اما با فناوریهایی که به بشر صدمه مادی و معنوی میزنند مانند فناوری سلاحهای هستهای، شیمیایی، جنگ میکروبی، تولید مواد مخدر، پورنوگرافی و فحشا، مشروبات الکلی، سرک کشیدن در حریم خصوصی دیگران و فناوریای که هوا را آلوده میکند و محیط زیست را تخریب مینماید و ضرر آن از سود آن بیشتر است مخالف هستیم.
میپرسند نظر اسلام راجع به ترمودینامیک چیست؟ بگو چه کسی، چه کاری انجام میدهد و نتیجه آن چیست تا پاسخ بدهیم. آیا ماشین خوب است یا بد؟ ماشین خوب است، اما ماشینیزم بد است.
میپرسند با اصل ایدئولوژی موافق هستید یا مخالف؟ با ایدئولوژی درست موافق هستیم و با ایدئولوژی نادرست مخالف هستیم. با ایدئولوژیای که به آگاهی، آزادی، تربیت، عدالت، رشد و عقلانیت کمک کند موافق هستیم؛ اما با ایدئولوژیهایی که تعصب، جنایت، بیانصافی و نابینایی معرفتی ایجاد کند مخالف هستیم. با ایدئولوژیای که انسانها را الهی کند موافق هستیم و با آن که انسان را مادی و حیوان کند مخالف هستیم.
میپرسند با ورزش زنان موافق هستید یا مخالف؟ اگر به کرامت و شخصیت زن آسیبی نرسد و شرط آن برهنگی زن و جسارت به او نباشد، نه تنها موافق هستیم بلکه واجب است؛ اما اگر به نام ورزش بخواهند زنان را بیکرامت و برهنه کنند و آنها را به کالای جنسی مردان فاسد تبدیل نمایند، با آن مخالف هستیم.
میپرسند با کسب مدال و جایزه در ورزش موافق هستید یا مخالف؟ اگر مدال و جایزه از روش درست به دست بیاید و نتیجه درست داشته باشد و همراه با تفاخر، تکبر، حسادت، مرض و بیماری، مواد نیروزا، داوریهای نادرست و انواع سوءاستفادههای اقتصادی، سرمایهداری و جنسی نباشد و رقابت سالم باشد، بسیار خوب است و موافق هستیم؛ اما اگر در این میان مافیا شکل بگیرد و با تبانی و سازش و پایمال کردن حق این و ریختن آبروی آن و مسائل پشت پرده همراه باشد، با آن مخالف هستیم.
اگر بخواهید با اسرائیل و جنایتکاران مسابقه بدهید تا مدال بیاورید و شرط آن به رسمیت شناختن اسرائیل باشد یعنی یک رژیم فاسد، آدمکش، کودککش و جنایتکار را به رسمیت بشناسید و برای یک مدال با او دست بدهید، این مدال را دارید از یک دریاچه خون بیست هزار کودک بیرون میکشید و میخواهید به گردن نحس خود بیندازید! این مسابقه حرام است. با هر کشور و ملت دیگری مسابقه سالم بدهید؛ اما مسابقه با اسرائیل برای مدال تا برای شما کف بزنند؟ آن هم بر روی جنازه شصت هزار انسانی که هنوز پیکرهای آنها زیر آوار ساختمانها مانده است و با کسانی که در همین دوازده روز، آمریکاییها و اسرائیلیها هزار نفر از مردم ایران را کشتند، کاملاً مخالف هستیم. من دارم قاعده و قانون را به شما میگویم؛ زیرا حتی برخی از استادان دانشگاه و حوزه و نویسندگان و سیاستمداران هنوز این مسئله را درست متوجه نشدهاند و وقتی یک چیزی را میپرسند موافق هستید یا مخالف، بلافاصله یا کلاً موافقت میکنند یا کلاً مخالفت! درباره همه چیز بگویید چه کسی، با چه انگیزهای، چه کاری انجام میدهد و به خصوص نتیجه آن چه میشود؟
میپرسند با نشستن موافق هستید یا مخالف؟ اگر بخواهید یکسره بنشینید و تکان نخورید، چون دچار کمردرد و هزار مشکل دیگر میشوید با آن مخالف هستیم؛ اما اگر کار کردهاید و خسته هستید و میخواهید در یک جلسه بنشینید یا استراحت کنید، با نشستن موافق هستیم. میپرسند با کفش موافق هستید یا مخالف؟ کدام کفش؟ آن را از کجا آوردهاید، چطوری است و وقتی آن را میپوشید چه اثری دارد؟
یک جنگ نرم سخت و یک جنگ سختِ سخت به شدت در جریان است. متأسفانه یک عده در داخل کشور تحت تأثیر اینها قرار میگیرند و بخشی از این افراد حتی در حکومت هم بوده و هستند. بخشی از اینها واقعاً فاسد و خائن هستند؛ یعنی در دهه شصت بعضی از آنها افراد سالم و خوبی بودند، اما در دهه هشتاد و نود فاسد شدند و کاملاً تفکرات آمریکایی پیدا کردند. صریحاً میگویند باید امتیاز بدهیم تا برود و باید تسلیم بشویم! بیانیه دادند که باید اسرائیل را به رسمیت بشناسیم و فلان شعارها را ندهید! این آدم دیگر آن آدم سابق نیست. در دهه شصت فردی متدین، انقلابی، سادهزیست، ضد ظلم و مردمی بود، اما الآن سرمایهدار شده و خانه میلیاردی دارد؛ خودش، فرزندش و خانوادهاش سالی دو بار به سفر تفریحی خارج از کشور میروند و خوشگذرانی برای آنها عادی شده است. دو - سه فرزند او در آمریکا و انگلیس هستند. یکی از همین افراد هفت پسر او در آمریکا هستند! خودش هم در اینجا برای ما ادعا دارد و وقتی از این آدم پرسیدند چرا رفتهاند؟ گفت رفتهاند درس بخوانند و بعد برای خدمت به اینجا برمیگردند! بعد خود فرزندان او در آنجا گفتند گور پدر ما، چه کسی برمیگردد؟ ما داریم لذت میبریم، کجا برگردیم؟ بعد به این پدر بگویید بگو «مرگ بر آمریکا»، میگوید مرگ بر خودتان! چند نفر از کسانی که در آن زمان در تسخیر لانه جاسوسی و سفارت آمریکا حضور داشتند... چون سفارت آمریکا همین الان هم در همه جای دنیا لانه جاسوسی است و فقط در آن زمان در ایران لانه جاسوسی نبود، بلکه الآن در همه جا سفارت آمریکا، اسرائیل و انگلیس مشغول دخالت در امور داخلی کشورها و توطئه هستند. یکی از همین افراد که در آن زمان سخنرانی میکرد و خود او جزو کسانی بود که اسناد جاسوسی آمریکا را استخراج و ترجمه کردند و نشان دادند چقدر ترور، خیانت و غارت وجود دارد، دیدم گفته است باید برویم و سفارت آمریکا را در ایران افتتاح کنیم! قضیه اینگونه است.
برخی افراد به دلیل پول، ریاست و لجاجت دچار فساد فکری، مالی و اخلاقی میشوند. اما یک عده واقعاً ناآگاه هستند و گمان میکنند دارند به نفع کشور و مردم کار میکنند؛ ولی هر دوی این گروهها در پشت جبهه یک کار انجام میدهند و میخواهند مردم را بترسانند و میگویند: نمیشود، ما نمیتوانیم، ما بدبخت هستیم، ما از همه دنیا بدبختتر هستیم، به زودی بدبخت خواهیم شد، «کار تمام شد! شکست خوردیم و از بین رفتیم! قرآن کریم مورد به مورد به این موارد اشاره میکند که در آن زمان هم همین اتفاقات رخ میداد و به این افراد «مُرْجِفِینَ» میگفتند.
از این طرف ببینید، "آرون میزراحی" که از تحلیلگران برجسته اسرائیل است، رسماً مینویسد: ایران امروز به پرچم آزادیبخش در کل جهان تبدیل شده است. دیدید در فیلمها در کشورهای مختلف در اروپا، آمریکا و شرق آسیا مردمی که اصلاً مسلمان نیستند، از جمله دانشگاهیان، پرچم ایران و فلسطین را بالا میبرند؟ بعد او میگوید: خامنهای به عنوان رهاییبخش بشریت جاودانه خواهد شد. این سخن را یک تحلیلگر اسرائیلی میگوید. او میگوید: ایران و خامنهای به عنوان ضدامپریالیست بزرگ و رهاییبخش ستمدیدگان در حال تبدیل شدن به چهگوارای عصر ما هستند و طولی نمیکشد که جوانان غربی، تیشرت با تصاویر خامنهای را بر تن کنند؛ سخن من را به یاد داشته باشید. این پیام را یکی از تحلیلگران برجسته و شناختهشده اسرائیل میدهد که وضعیت جوانان ایران و انقلاب اسلامی اینگونه است. آن وقت بعضیها در داخل میگویند ما منزوی شدهایم! آیا این انزوا است که سرسختترین دشمنان ما درباره ایران این تعابیر را به کار میبرند؟
یک نمونه دیگر از بلوفهایی که زدند را ببینید؛ همین ترامپ در ابتدا که آمد، پیش از آمدن گفت من تا بیایم سه مسئله را بسیار سریع سه روزه یا سه هفتهای حل میکنم! یکی قضیه غزه، یکی لبنان و حزبالله لبنان، یکی ایران و یکی هم اوکراین را؛ برای بعضی گفت سه روزه و برای بعضی گفت سه هفتهای. الآن چند وقت است که این فرد آمده است؟ در تمام این جنگها جنایت کردی، قتلعام را بیشتر کردی و مردم را به قتل رساندی، اما در همه اینها تا الان شکست خوردی و هیچ غلطی نتوانستی بکنی. بعضیها فریاد میزنند که آی ترامپ آمد! اینها الآن کار را یکسره میکنند و میآید بمب اتم میزند! تا به حال سه- چهار بار به ما گفتهاند بمب اتم میزنیم. در زمان امام هم کارتر و دیگران میگفتند بمب اتم میزنیم و امام فرمودند: بیایید و بزنید. امام فرمودند: بعد از آن میخواهی پایین بیایی یا همان بالا میمانی و میروی؟ بعد از آنکه پایین بیایی، همه که نمیمیرند؛ بلکه بقیه، شما را تکهتکه میکنند! امام(ره) فرمودند اگر به ایران حمله کنید، ما جنگ جهانی سوم راه میاندازیم و به تمام این منطقه و منافع شما در سراسر جهان حمله میکنیم و آنها را به آتش میکشیم. ایران یک کشور تنها نیست؛ ما در کل دنیا میلیونها طرفدار داریم. خود ترامپ هم گفت در ایالتهای آمریکا هم ایران طرفدارانی دارد که ممکن است در اینجا کارهای غیرقابل پیشبینی انجام بدهند. بسیج لندن، واشنگتن و پاریس هم که فعال هستند، از نیروهای بسیجی شما فعالتر هستند؛ یعنی بسیج دانشجویی دانشگاههای لندن، پاریس، آمریکا، ژاپن و استرالیا از بسیج دانشجویی ایران فعالتر هستند! گفتی جنگ اوکراین را حل میکنیم؛ آمد بخشی از اوکراین را به روسیه بخشید و گفت این بخش هم متعلق به روسیه باشد و دیگر آن را تمام کنید. گفت الآن میروم و انصارالله یمن را جمع میکنم؛ بمباران را شروع کرد، اما یمنیها هفت - هشت ناوگان، ناو و هواپیمای او را هدف قرار دادند و برای اولین بار بعد از جنگ جهانی با موشکهای ما، دو ناو او را بطور جدی هدف قرار دادند و یمنیها آن را زمینگیر کردند و از کارایی انداختند. پس از آن خود ترامپ آمد؛ دیدهاید در دعوا یک نفر میرود تا دیگری را بزند اما کتک میخورد و به دیگران نگاه میکند و میگوید جلوی من را بگیرید تا او را نکشم؟ دقیقاً همین کار را کرد.
یمن اصلاً چیزی نگفته بود و میگفت ما داریم اسرائیل را میزنیم و اگر شما جلو بیایید شما را هم میزنیم؛ اگر بزنید میزنیم. زدند و بعد دید نمیشود! بعد خود او در حالی که یمن چیزی نگفته بود، گفت بسیار خوب، ما قبول کردیم، اگر شما نزنید ما هم نمیزنیم! یمن پاسخ داد: ما از ابتدا حملهای را آغاز نکردیم؛ شما حمله کردید و ما پاسخ دادیم، حالا تو حمله نکن تا ما هم به تو حمله نکنیم. آیا شکستی مسخرهتر از این شکست وجود دارد؟ گفتی لبنان را تصرف میکنیم و حزبالله کلاً نابود میشود؛ هیچ غلطی نتوانستی بکنی، ترور انجام دادی ولی موفق نشدی. حالا میگویند حزبالله را خلع سلاح میکنیم؛ بیایید و انجام بدهید!
در زمان سیدحسن نصرالله هم از این سخنان مطرح بود و سیدحسن گفت: ما شما را خلع سلاح میکنیم. در ابتدایی که حزبالله تشکیل شد، اوضاع هزار برابر بدتر از الان بود؛ حالا شرایط بسیار خوب است. در آن زمان اسرائیل کل لبنان را تا بیروت تصرف کرده بود و نیمی از لبنان تا بیروت کلاً تحت اشغال اسرائیل قرار داشت و حزباللهی وجود نداشت. ارتشهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و ایتالیا همگی در لبنان مستقر بودند. چه کسی شما را از آنجا بیرون کرد؟ چه کسی شما را اخراج کرد؟ همان کسانی که در آن زمان نام آنها جهاد اسلامی بود و بعداً به حزبالله تبدیل شدند. چگونه؟ چهار عملیات استشهادی انجام دادند؛ یک نفر وارد مقر آمریکاییها شد و حدود صد و بیست تا دویست و خردهای کماندوی آمریکایی نابود شدند. فرد دیگری به مقر و سفارت فرانسویها حمله کرد و هفتاد- هشتاد نفر از آنها را هدف قرار داد. فرد دیگری به مقر اسرائیلیها حمله کرد و بیش از صد نفر از آنها کشته شدند. شما با چهار شهید از سوی مجاهدان، چند صد کشته دادید و همگی فرار کردند و سوار بر ناوگانهای خود شدند. در آن زمان که مستقر بودید شما را بیرون کردند، حالا دوباره میخواهید بیایید؟ بیایید! در شرایطی که اسرائیل کل لبنان تا بیروت را تصرف کرده بود، چه کسی شما را بیرون کرد؟ همین حزبالله؛ آن هم در دورانی که حزبالله ضعیف بود و نیروی چندانی نداشت. الآن که حزبالله هزار برابر قویتر است، خب این که از لبنانتان!
دو- سه سال است میخواهید غزه را که به اندازه کرج است تصرف کنید، اما نمیتوانید! آیا با این شرایط میخواهید بیایید و ایران را بگیرید؟! این شکستها و وعدههای پوچ ادامه داشت تا این که در پایان به حماس گفتند بیایید مذاکره کنیم اما دوباره میان مذاکره، رفتند و آنها را در قطر بمباران کردند. گمان کردند آنها برای اقامه نماز عصر رفتهاند و چون تلفنهای همراه آنها در آنجا بود، همان مکان را هدف قرار دادند. آیا رفتاری پستتر از این در دیپلماسی دیده میشود؟ مدام میگویند دیپلماسی؛ کدام دیپلماسی؟ سالها با اینها مذاکره کردند و توافقنامه برجام را امضا نمودند، اما این فرد به محض آمدن آن را پاره کرد. بعد گفت بیایید برای یک توافق دیگر مذاکره کنیم؛ باز هم مذاکره انجام کردیم، اما در میانه مذاکره بمباران، ترور و حمله را آغاز کرد و با ما وارد جنگ شد. یعنی در میانه مذاکره جنگ به راه میاندازد و باز میگوید بیایید مذاکره کنیم! بعد یک عده افراد نادان و نفوذی هنوز در داخل کشور مدام میگویند: باید برویم با اینها یک مذاکره درست و حسابی انجام بدهیم! منظور از مذاکره درست چیست؟ یعنی مذاکرهای که در آن هر چه او دیکته میکند پذیرفته شود. مانند آن فردی که گفت: ما طرفدار آزادی بیان هستیم به شرط آنکه هر چه من میگویم تکرار کنید! ما طرفدار مذاکره هستیم به شرط آنکه هر چه من دستور میدهم اجرا کنید! تو نتیجه آن توافق را پاره کردی و در این مذاکره هم در میان کار جنگ و ترور و بمباران به راه انداختی؛ با این حال باز یک عده در داخل میگویند برویم و مذاکره کنیم! برخی از این افراد که حتماً نفوذی و جاسوس هستند که اسناد آنها بعداً آشکار خواهد شد، اما بعضی دیگر در مسائل سیاسی بسیار سفیه و نادان هستند.
تو در آمریکا که پول تو، زور تو، اسلحه تو و ارتش تو هزاران هزار برابر حماس است، نمیتوانی از پس حماس بربیایی! حماس متشکل از چند هزار چریک جوان است. تمام خانههای آنها را بمباران کردی و بیش از دوسوم غزه با خاک یکسان شده است. تمام خانهها را اسکن کردهاند و از زیر و بم منطقه آگاه هستند، اما جرأت ورود ندارند؛ با این حال یک عده در اینجا از آنها میترسند. نهادهای بینالمللی و حقوق بشری اعلام میکنند پنجاه و نه فقره کشتار ظرف پنجاه ساعت در روز اول حمله جدید آنها انجام شده است و هزار و سیصد نفر را ظرف چند روز به شهادت رساندند که همه آنها کودک یا سالخورده بودند یا در چادرهای بهداری بودند. علاوه بر تخریب خانهها، استراحتگاهها، مراکز درمانی و مناطق امن را هدف قرار میدهند. کودکان در آنجا از شدت گرسنگی خاک میخورند؛ آب ندارند و از تشنگی جان میدهند و پوست و استخوان شدهاند؛ و سازمان ملل، مدعیان حقوق بشر و حقوق کودک تنها نظاره میکنند.
در اینجا یک خانم جلوی دوربین تلویزیون از دنیا رفت و همه دیدند؛ حتی اگر فرض کنیم فردی جرمی مرتکب شده باشد در حالی که هیچ سند و دادگاهی برای ادعاها وجود نداشت و ایشان جلوی دوربین افتاد و فوت کرد، چقدر جنجال بپا شد که زن را کشتند! یا در تیراندازی شبانه در یکی از شهرستانها توسط افراد مسلح، متأسفانه کودکی جان خود را از دست داد، فریاد زدند که جمهوری اسلامی کودککش است! اما در آنجا نزدیک به شصت هزار انسان که چهل هزار نفر از آنها زن و کودک هستند به شهادت میرسند و هر روز صد شهید داده میشود، ولی یک کلمه صدا از این نهادهای بینالمللی برنمیآید؛ نهادهای بینالمللی اینگونه عمل میکنند. این که میگویند مردم اسرائیل با حکومت آن تفاوت دارند سخن نادرستی است؛ همه آنها متجاوز هستند. تمام ساکنان آنجا عضو ارتش هستند و سلاح در اختیار دارند. در نظرسنجی اخیر از شهروندان اسرائیل پرسیدند که آیا با کشتار تمام مردم غزه حتی کودکان موافق هستید یا مخالف؟ هشتادوپنج درصد از آنها پاسخ دادند موافق هستیم! هشتاد و پنج درصد از مردم اسرائیل گفتند این مردم را از تشنگی و گرسنگی به هر شکل هدف قرار بدهید و تمام کودکان را بکشید. بنابراین رفتار مردم آن با حکومت آن تفاوتی ندارد و همگی در زمینهای غصبی و در خانههای دیگران سکونت گزیدهاند. چند میلیون فلسطینی را آواره کردند و چند میلیون نفر از اروپا و مناطق دیگر آمدند و در خانههای آنها ساکن شدند! با این حال بعضیها ادعا میکنند ملت با دولت تفاوت دارد و فقط باید مناطق نظامی هدف قرار گیرد! ایران همواره پایگاههای نظامی را هدف قرار داده است و اگر در مواردی به نقاط غیرنظامی اصابت کرده، به دلیل پنهان شدن نظامیان در زیر آن تأسیسات بوده است؛ وگرنه در آنجا نیروی غیرنظامی واقعی وجود ندارد.
بر اساس خبری که خود اسرائیل اعلام کرد، 54 هزار یهودی حریدی را به خدمت اجباری فراخواندهاند. این افراد یهودیانی هستند که خدمت سربازی و اصل حکومت اسرائیل را قبول ندارند و معتقدند تا پیش از ظهور مسیح نباید به دولتی مالیات داد یا خدمت کرد. برای این افراد چند یگان ویژه پلیس و سیصد زندان اختصاصی آماده کردهاند تا کسانی را که از ترس کشته شدن در غزه و لبنان به خدمت نمیآیند بازداشت کنند؛ یعنی ایجاد 300 زندان مخصوص سربازان فراری! آمار خودکشی در ارتش اسرائیل به شدت افزایش یافته است.
در سمیناری که میان کشورهای عربی و اسلامی تشکیل شد تا حمله اسرائیل به قطر محکوم بشود، متأسفانه حتی حاضر نشدند اسرائیل را به صورت مؤدبانه تهدید کنند. اکثر این دولتها در قضایای غزه، لبنان و یمن با آمریکا و اسرائیل همکاری کردند؛ زیرا دستنشانده همان قدرتها هستند. به آنها گفته شده است منابع را در اختیار ما بگذارید و شما تنها سرایدار این کشورها باشید! این کشورها در حقیقت پالایشگاه نفت و گاز و پادگانهای نظامی آمریکا، اسرائیل و انگلیس هستند. برای هر یک هم یک ویترین ساختهاند؛ مانند فرودگاه قطر یا چند خیابان و مجتمع تجاری و پاساژ در دبی و ابوظبی تا افراد نادانی که با دیدن آنها شگفتزده میشوند و میگویند آقا فرودگاه قطر را رفتی؟ فروشگاههای دبی را رفتی؟ پاساژهای عربستان را دیدی و... مراکز تجاری را نه خودشان ساختهاند و نه بلد هستند بسازند نه کالاهای موجود در آنها تولید خودشان است؛ بلکه همگی از پول نفت و ساختن ویترین برای نمایش رفاه در سایه تسلیم است. بعضیها هم اینجا میگویند دبی در گذشته بیابان بوده و الان رفتی ببینی چقدر پیشرفت کرده و چی شده؟! نمیدانند که تمام منابع امارات و بحرین در اختیار آمریکا و اسرائیل است و مانند دوران حکومت پهلوی، این مناطق ایستگاههای غارت آنها هستند. در کنار چند خیابان و برج مجلل و پیستهای برف مصنوعی در مناطقی که هرگز برف ندیدهاند، اگر دو- سه کیلومتر به محلههای حاشیهای همان شهرها بروید، فقر مطلق را مشاهده میکنید. بسیاری از مردم هنوز گاز خانگی ندارند و یکچهارم جمعیت آنها زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند. کارگرانی که از بنگلادش، فیلیپین، افغانستان و آفریقا میآیند، در شرایط بردهداری قرار دارند. آنها میگویند گذرنامههای ما را میگیرند و مجبوریم روزی بیست ساعت کار کنیم تا فقط زنده بمانیم و پاسپورتمان دستمان نیست که بتوانیم برویم! آن وقت بعضیها اینجا میگویند ما رفتیم دبی فلانطور بوده یا امارات فلان بوده!
در برابر نسلکشی در فلسطین، سران کشورهای اسلامی و عربی تنها به توصیههای توخالی بسنده کردند که مثلاً این کارها بیتربیتی است اگر میشود این کارها را نکنید! کشوری مانند ترکیه که ادعای مواضع انقلابی داشت، فقط حرف میزند! و هر چند وقت یک بار میکند باید اسرائیل را تحریم کنیم اما بیشترین مبادلات تجاری را با اسرائیل دارند همین اسلامگراهایشان. در بیانیه پایانی سمینار، هنگامی که ایران و یمن پیشنهاد کردند حداقل یک تهدید هم بکنید، شما که جرأت ندارید عمل کنید حداقل یک تهدید الکی بکنید که آنها هم میدانند الکی است. در نهایت بگویید شما که آمدید قطر را بمباران کردید اگر یک بار دیگر این کار را بکنید ممکن است ما هم مثل این کار را بکنیم. ولی همین را هم نگفتند.
طرف را داشتند میزدند گفتند آقا یک غیرتی داشته باش یک چیزی بگو، گفت ببین اگر از خانه من بیرون رفتی که رفتی. اگر نرفتی پس کی میخواهی بروی؟! اگر نرفتی من میدانم و تو. به او گفتند مثلاً چه کار میخواهی بکنی؟ گفت هیچی کی میخواهی بروید؟! بعد همین کشورها از طریق خاک ترکیه جریان داعش را تقویت کردند تا به سر بریدن و جنایت بپردازند. شهید سلیمانی نقل میکرد در سوریه یکی از عناصر اسیرشده داعش اعتراف کرد که سر یک کودک دو- سه ساله را بریدند و گوشت او را طبخ کرده و لای برنج برای مادر او فرستادند. ما با چنین حیواناتی روبرو هستمیم. اینها مسلمان هستند؟
این قدرتها به نام مبارزه با تروریسم و اسلامگرایی و اسلام سیاسی به عراق، سوریه، یمن، لیبی و افغانستان حمله کردند و دست به جنایت زدند؛ در حالی که ترامپ گفت گروههای تروریستی و داعش را خود آمریکا و با پشتیبانی مالی و تسلیحاتی رژیمهای منطقه ایجاد کردند و بعد به بهانه مبارزه با همان تروریسم، نیروهای نظامی خود را مستقر نمودند. بعد به داعش و این تیپها کمک میکنند. اسلحه و امکانات و پول با کمک رژیمهای منطقه مثل عربستان و قطر و بحرین و امارات، بعد به اسم این که ما میخواهیم با اینها مبارزه کنیم لشکر خودشان را هم میآورند و دیگر نمیروند.
شما ببینید امروز جبهه مقاومت در برابر چنین ائتلافی ایستاده است. در طول این دو سال در اثر فشارهای جبهه مقاومت، دو میلیون نفر از اسرائیل گریختهاند و دیگر تمایلی به بازگشت ندارند.
هدف از بیان این نکات، آشکار ساختن شیوه وارونهنمایی حقایق در جهان معاصر است؛ کسانی که خود مرتکب بیشترین جنایات میشوند نماد حقوق بشر، حقوق زنان و حقوق کودکان معرفی میشوند و ما به ضدیت با این مفاهیم متهم میشویم. جنگافروزان مدعی صلح و تروریستهای واقعی مدعی مبارزه با تروریسم میشوند. دیپلماسی و سازمانهای بینالمللی کنونی بر پایه همین دروغها استوار است و برای دستیابی به حقیقت باید سخنان آنها را وارونه خواند. هرچه آنها میگویند شما آن را برعکس کنید زبان واقعیت و بینالمللی دنیا این است! والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی