شبکه یک - 11 اردیبهشت 1405

اکنون وقت بت شکنی های جهانی است (زوال امپراتوری آمریکا به دست ایرانیان)

نشست (تاریخ در پیچش بزرگ) - 1404

بسم‌الله الرحمن الرحیم

حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) در آن سخنرانی مشهورشان که بحث فدک بهانه آن بود و نه اصل مسئله، به نکات مبنایی متعددی اشاره کردند که هر کدام از آن‌ها می‌تواند یک کلیدواژه برای صدها پایان‌نامه باشد. ایشان از جمله به فلسفه بعضی از احکام اصلی دین، فلسفه عبادات و فلسفه احکام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اشاره کردند. به عنوان مثال، ایشان می‌فرمایند خداوند عدالت را واجب کرد تا دل‌های شما به یکدیگر نزدیک شود و در همین جملات کوتاه، حرف‌های بسیاری وجود دارد. یکی از آن‌ها این است که وحدت واقعی، یک وحدت صوری، زورکی، ادواصولی و شعاری نیست. اگر ما وحدت واقعی یعنی «تَنْسِیقُ الْقُلُوبِ» یعنی نزدیک شدن قلب‌ها به یکدیگر را می‌خواهیم تا مردم واقعاً یکدیگر را دوست داشته باشند و بتوانند با یکدیگر متحد باشند، باید به عدالت بیندیشیم. یعنی امکان ندارد که من حق شما را بخورم و ما با یکدیگر برادر هم باشیم. این نکته در همین یک جمله کوتاه ایشان، بسیار مهم است.

ایشان در جایی دیگر می‌فرمایند چرا ما از امامت و رهبری خود ما صحبت می‌کنیم؟ که چه کسی حاکم باشد و چرا می‌گوییم که حکومت علی باشد؟ و این خط رهبری ما به این دلیل نیست که ما خویشاوندان پیامبر هستیم؛ چون ایشان خویشاوندان دیگری هم داشتند که با خود ایشان درافتادند؛ بلکه «نِظَاماً لِلْأُمَّةِ» است. هدف مطرح شدن رهبری ما از طرف خداوند، نظم صحیح اجتماعی است. هدف آن، منافع مردم است. این امر برای ما چیزی ندارد، بلکه برای شما چیزی دارد. «نِظَاماً لِلْأُمَّةِ» یعنی یک نظام اجتماعی درستی ساخته شود که این همان نظام‌سازی صحیح است و خداوند جهاد را «عِزّاً لِلْإِسْلَامِ» واجب کرد؛ یعنی برای عزت اسلام. همین سه کلمه، چند پیام مهمِ نه تنها ایدئولوژیک بلکه استراتژیک دارد:

یکی از آن‌ها این است که ما دو نوع اسلام داریم: اسلام ذلیل و اسلام عزیز. یعنی ممکن است اسلامی وجود داشته باشد اما توسری‌خورده و تحقیرشده باشد؛ مانند اسلام آمریکایی، یا اسلامی که الآن در بسیاری از کشورهای تحت سلطه دشمن وجود دارد، یا اسلام شاه، اسلام آل سعود و اسلام‌هایی که الآن وجود دارند. این همان اسلام ذلیل است. آن‌ها تحقیر می‌شوند، اشغال می‌شوند، غارت می‌شوند اما مسلمان هم هستند و مسابقه قرآن هم برگزار می‌کنند که این کار درست خلاف مشی قرآن است!

یک پیام دیگر در فرمایش حضرت فاطمه(سلام‌الله علیها) این است که اسلامِ بدون عزت، اسلام واقعی نیست. ما نمی‌توانیم هم تحت استبداد، استعمار، تحقیر و غارت زندگی کنیم و بعد بگوییم که ما شخصاً مسلمان هستیم و به عنوان مثال، نماز خود ما را می‌خوانیم، به حج می‌رویم و به زیارت می‌رویم. حضرت فاطمه این نوع اسلام را قبول ندارند.

نکته دیگر این است که بدون قدرت، نمی‌توان به عزت رسید. یعنی یک ملت ضعیف که نمی‌تواند از خودش دفاع کند، صنایع دفاعی مناسبی ندارد و امنیت ملی خود او و سرزمین خودش را نمی‌تواند حفظ کند.

بنابراین، نکته اول این است که حضرت فاطمه(سلام‌الله علیها) می‌فرمایند قدرت دفاعی، شرط لازم برای عزت است؛ یعنی یک ملت ضعیف که نمی‌تواند ضربه بزند و نمی‌تواند به دشمن خود بگوید که دوران بزن و دررو گذشته، حتماً ذلیل می‌شود. بدون قدرت، نمی‌توان به عزت رسید؛ البته لزوماً در هر جا که قدرت وجود دارد، عزت نیست؛ ولی از این سو، در هر جا که عزت وجود دارد، باید قدرت هم باشد. البته قدرت معنوی قطعاً باید وجود داشته باشد. بوی شکست نباید از جبهه شما بیاید. ما به لحاظ مادی و نظامی، شکستی بدتر از کربلا نداشتیم. سیدالشهدا(ع) در آخرین باری که بدن‌شان خون‌ریزی دارد و مجروح است و برای آخرین وداع به درون خیمه‌ها می‌آیند، به حضرت زینب(س) و بانوان می‌گویند که مبادا ضجه بزنید یا ناله کنید. هر چیزی که نشانه شکست خورده بودن ما باشد، نباید از شما دیده یا شنیده شود. شما نباید هیچ حرکتی را نشان دهید که دشمن خوشحال شود و احساس کند پیروز شده است. وکار من در اینجا تمام است و کار شما از این پس شروع می‌شود.

بنابراین، در کوفه هم وقتی که مردم می‌آیند تا گریه کنند و می‌آیند تا آب و خرما و از این قبیل چیزهارا به کودکان بدهند، حضرت زینب(س) رو به کودکان می‌کنند و می‌گویند این‌ها را به طرف خود آن‌ها پرت کنید. این بسیار جالب است. کودکان خردسالِ کتک‌خورده که آن صحنه‌ها را دیده‌اند و تشنگی، گرسنگی و شلاق خوردن را تجربه کرده‌اند، وقتی برای شما آب، خرما و غذا آوردند، حضرت زینب(س) اشاره می‌کنند و می‌فرمایند دست نزنید و آن‌ها را به طرف خود آن‌ها پرت کنید. یعنی ما حتی اگر شکست هم بخوریم، عزت را رها نمی‌کنیم. ما حتی اگر قدرت مادی هم نداشته باشیم، تن به ذلت نمی‌دهیم. شکست خوردن ما هم پیروزی است و ما کاری می‌کنیم که حتی فرد پیروز شما هم احساس شکست کند. الآن هیچ‌کس یزید را پیروز نمی‌داند. ما نمی‌دانیم قبر او کجاست تا شیعیان یزید بروند به او اظهار ارادت بکنند. اصلاً شیعیان یزید کجا هستند؟ ولی برای حسین در اربعین، جمعیتی بیست میلیونی که بزرگ‌ترین راهپیمایی تاریخ بشر است، به راه می‌افتد.

شکست و پیروزی معنای دیگری دارد اما معنای آن، این نیست که شکست و پیروزی مادی بایکدیگر مساوی هستند. آن‌ها به لحاظ انگیزه و پاداش الهی مساوی هستند، اما به لحاظ وظیفه مساوی نیستند. ما باید تا جایی که می‌توانیم قوی شویم؛ چون خداوند فلسفه این تعبیر «وَأَعِدُّوا لَهُمْ» را بعد از آن با عبارت «تُرْهِبُونَ بِهِ» می‌فرماید شما باید آن‌قدر قوی شوید که آن‌ها بترسند به شما حمله کنند. این یک معیار واضح قرآنی است.

می‌پرسند کار دفاعی، نظامی، آموزشی، کارهای تخصصی و حرفه‌ای، جنگ الکترونیک، جنگ موشکی و جنگ اطلاعاتی چقدر و تا کجا باید انجام شود؟ پاسخ این است: تا حدی که مصداق «تُرْهِبُونَ بِهِ» باشد، یعنی آن‌ها را بترسانید تا جرأت نکنند به شماحمله کنند؛ این ملاک آن است. بعد خداوند می‌فرماید: «عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ» یک معنای آن هم این است که بعضی‌ها می‌خواهند بگویند این جنگ شماست و جنگ ما نیست. خداوند می‌فرماید دشمنان خدا همان دشمنان شما هستند. این‌گونه نیست که کسانی دشمن خدا و دشمن دین باشند ولی با شما دوست باشند و منافع شما را بخواهند. دشمن شما همان دشمن خدا است و دشمن خدا، دشمن شما است و درباره بعضی‌ها از آن‌ها هم می‌فرماید که شما هنوز آن‌ها را نمی‌شناسید. این همان کارهای حفاظت اطلاعات و ضد اطلاعات است؛ یعنی بعضی دشمنان هنوز وجود دارند. خداوند به پیامبر اکرم و به مسلمانان می‌فرماید که «لَا تَعْلَمُونَهُمْ»، شما هنوز آن‌ها را نمی‌شناسید و آن‌ها در میان شما هستند. آن‌ها در میان شما هستند؛ آن‌ها در حکومت و در همه‌جا حضور دارند.

الآن اسناد لانه جاسوسی را آورده‌ام تا بعضی‌ها ازآن‌ها را برای شما بخوانم؛ گمان آن‌ها بر این بود که این اسناد مربوط به آن زمان بوده است، در حالی که هر کاری در آن زمان انجام شده است، همین الآن هم در حال انجام شدن است. آن‌ها در آن زمان، افراد نفوذی در دانشگاه‌ها و در حوزه‌های علمیه تا بیت یک مرجع تقلید داشتند. به عنوان مثال، آن‌ها در دولت موقت که اولین دولت اسلامی پس از انقلاب بود، چند نفررا داشتند. سخنگوی دولت و معاون نخست‌وزیر، آدم آن‌ها بوده است. کجای آن تمام شده است؟ شما تا همین الآن می‌بینید که معاون سازمان صنعت و تجارت، شخصی به نام بیگدلی که در این سال‌ها از زمان ریاست‌جمهوری روحانی، نفر دوم این تشکیلات‌های صنعت و تجارت کشور بوده است، و معلوم نیست چه کارهای نادرست و خیانت‌هایی انجام داده، حالا که متوجه شده‌اند، این آدم فرار کرده یا کار او تمام شده و دررفته و رفته در کنار این توله شاه عکس دو نفره گرفته است که اصلاً معلوم می‌شود او با آن‌ها همراه است. آن‌ها می‌دانند که در میان ما، در این کارهای فرهنگی، دانشگاهی، حوزوی و امثال این‌ها، قطعاً جاسوس وجود دارد. البته من خودم نیستم، ولی چند سال پیش، زمانی که داشتم یکی از سندهای لانه جاسوسی را برای بچه‌ها می‌خواندم، در پایان آن سند نوشته شده بود که به آن مأمور آمریکایی می‌گفت با این شخص قرار گذاشته‌ایم و داشت مشخصات او را می‌گفت که کت و شلوار او فلان رنگ است، ریش او این‌گونه است و مشخصات دیگر؛ یک دفعه دیدم بچه‌ها دارند می‌خندند. پرسیدم کجای آن خنده‌دار است؟ پاسخ دادند چون شما دارید مشخصات خودتان را می‌گویید. یعنی متوجه شدم دقیقاً می‌گوید کت و شلوار او فلان رنگ است و آن دقیقاً همرنگ کت و شلوار من بود و تیپ او این‌گونه است و مشخصات دیگر.

به هر حال، این مسائل جدید نیست؛ یعنی فردی که تا همین اواخر در تلویزیون حضور می‌یافت وگزارش می‌داد و در میزگردها و خبرگزاری‌های رسمی کشور شرکت می‌کرد، این افراد در کنار مسئولان دولتی و در همه‌جا حضور دارند و درباره مسائل اداری، مالی، نفوذ و جاسوسی تصمیم‌گیری می‌کنند. مباحث مربوط به حفاظت اطلاعات، همین الآن هم وجود دارد و این مباحث مربوط به همان زمان هم بوده است. اما به خیال بعضی‌ها این اتفاقاتی که الآن می‌افتد، بی‌سابقه بوده است. اگر شما تمام آیات قرآن را که درباره پیامبر اکرم(ص) و مبارزات ایشان با جبهه شرک، اشراف قریش، یهود و منافقین پشت جبهه است بررسی کنید، متوجه می‌شوید که ما امروز هیچ مسئله‌ای نداریم مگر این که قرآن به آن اشاره کرده است. این موضوع در همه ابعاد از جمله مسئله دفاعی صدق می‌کند.

حضرت فاطمه(س) می‌فرمایند اسلام بدون جهاد باقی نمی‌ماند، بلکه تحریف و ذلیل می‌شود و نابود می‌شود. جهاد بدون قدرت امکان‌پذیر نیست، عزت بدون جهاد حاصل نمی‌شود واسلام هم بدون عزت معنا ندارد. اصلاً همین یک جمله ایشان، تکلیف ما را در همه عرصه‌ها معلوم می‌کند.

در آیه ۱۲۰ سوره توبه معلوم می‌شود که اختلافی میان مسلمانان و اصحاب افتاده است؛ مبنی بر این که آیا می‌ارزد ما این‌قدر مقاومت کنیم، هزینه بدهیم و صدمه بخوریم، یا این کار ارزش آن را ندارد؟ به هر حال، یک محاسبه دو دو تا چهارتایی، ما مسلمان هستیم و به هر حال عاقل هم هستیم. عقل می‌گوید که مثلاً تا کی باید بگوییم - چنان‌که بعضی‌ها می‌گویند - تا کی مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل؟ ما هزینه داده‌ایم؛ آیا این هزینه‌ها کافی نیست؟ از این موضوع معلوم می‌شود که در همان زمان هم تمام این حرف‌ها وجود داشته است. تنها در یک آیه اشاره می‌شود که در پشت جبهه مسلمانان در مدینه و همچنین در اطراف شهر، عده‌ای به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ما دیگر نباید تا انتهای قضیه مقاومت کنیم تا خود ما هم کشته شویم و از بین برویم. بله، پیامبر عزیز است و جاناو محترم است و اسلام هم عزیز است، ولی خود ما عزیزتر هستیم!

خداوند می‌فرماید: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ» «مَا کَانَلِأَهْلِ الْمَدِینَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الْأَعْرَابِ أَن یَتَخَلَّفُواعَن رَّسُولِ اللَّهِ». پیامبر برای نبرد با دشمن می‌رود و عده‌ای از مسلمانان می‌گویند که دیگه بس است ما حاضر نیستیم این‌قدر ریسک کنیم و خطر رابپذیریم. خداوند می‌فرماید در همین‌جا عده‌ای از شما از پیامبر جداخواهید شد و عده‌ای از مسلمانان مردود می‌شوید. شما دارید تردید می‌کنید که آیا پشت پیامبر بایستیم چون ممکن است کشته شویم، یا این که دیگه فقط تا همین‌جا و تا همین حد وظیفه داشتیم؟خداوند می‌فرماید: «وَلَا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ». نه کسانی که در شهر، یعنی در مرکز و پایتخت هستند، و نه کسانی که در اطراف هستند، نباید پیامبر را تنها بگذارند چون این یک خط قرمز است. شما نمی‌توانید هم مسلمان باشید و هم مجاهد نباشید و دفاع نکنید. این مسلمانی فقط به درد خود شما می‌خورد. «وَلَا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ». اینجاست که اگر کسی بگوید جان من از جان رسول‌الله مهم‌تر است، معلوم می‌شود که شما مسلمان نیستید. یعنی شما حاضر هستید کشته شدن پیامبر و شکست اسلام را به این قیمت ببینید که خود شما دو روز دیگر هم زنده بمانید و زندگی کنید؛ چون قرآن این را به عنوان یک خط قرمز تعیین می‌کند. و می‌گوید یکی از جاهایی که می‌توانید خودتان را بشناسید، اینجاست.

بعضی از مسلمانان با پیامبر همراه هستند ولی باز هم در دل آن‌ها تردید وجود دارد که ما این زحمت‌ها، فداکاری‌ها، خطرها و مشکلات را تحمل می‌کنیم، مانند این عزیزانی که در خانه آن‌ها، خودشان و خانواده او را بمباران کرده‌اند یا ترور می‌کنند؛ واقعاً آیا الآن ارزش آن را دارد؟ ما پیامبر را دوست داریم و الآن همراهی هممی‌کنیم. آیا این‌ها در جایی حساب می‌شود؟ آیا این‌ها در جایی ثبت می‌شود و مشخص می‌شود که ما در حال فداکاری هستیم؟ هیچ ‌کس هم خبر ندارد که زن و فرزند من چقدر مشکلات کشیده‌اند و من از آن‌ها دور هستم و با خطر، تهدید و گرفتاری مواجه هستم؛ کارهایی که دیگران می‌توانند انجام دهند ولی ما نمی‌توانیم انجام دهیم، یا کارهایی که خانواده‌های دیگر می‌توانند انجام دهند اما خانواده من نمی‌توانند. آیا این‌ها در جایی حساب می‌شود یا این که اوضاع آشفته است؟ مردم که از این مسائل خبر ندارند. ما در حالی که مردم خبر ندارند، داریم برای آن‌ها فداکاری می‌کنیم و آن‌ها گاهی متلک هم می‌گویند.

خداوند می‌فرماید: «ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ لَا یُصِیبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَامَخْمَصَةٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَطَئُونَ مَوْطِئًا یَغِیظُ الْکُفَّارَوَلَا یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلًا إِلَّا کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌصَالِحٌ». این آیه بسیار عجیب است. خداوند می‌فرماید اگر به خداوند باور دارید و آنچه پیامبر می‌گوید درست است، پس این را بدانید کسانی که از فرمان جهاد پیامبر تخلف کنند، به جبهه نروند و حاضر نباشند دفاع کنند و بجنگند، وکسانی که جان خود را از جان پیامبر عزیزتر می‌دانند و می‌گویند اگر پیامبرکشته شد، بشود ولی ما نباید کشته شویم، آن‌ها دیگر جزو شما نیستند، حتی اگرنماز هم بخوانند. بعد خطاب به آن گروهی که می‌گویند آیا این زحمت‌های ما حساب می‌شود؟ و می‌گویند کسی از مشکلات و زحماتی که ما می‌کشیم خبر ندارد، خداوند می‌فرماید این‌ها در جایی حساب می‌شود که هیچ چیزی از قلم نمی‌افتد و آن‌جا تنها جایی است که واقعاً حساب می‌شود. آن تشنگی که در فلان عملیات و در فلان منطقه کشیده‌اید و چند ساعت یا چند روز آن تشنگی را تحمل کرده‌اید، همگی حساب شده است. آن رنجی که در فلان‌جا و در فلان عملیات، در سرمای زمستان، در گرما و در کوه‌های کردستان کشیده‌اید، همگی محفوظ است. گرسنگی‌هایی که در راه خدا و در مبارزات، فشارها، تحریم‌ها و غیره کشیده‌اید، همگی حساب می‌شود و حساب شده است و همگی این‌ها لحاظ می‌شود. هر قدمی که برداشته‌اید و باعث شده است کفار و دشمن عصبانی شوند، هر کاری که انجام داده‌اید تا آن‌ها عصبانی شوند، همگی عمل صالح بوده است. یعنی الآن اگر پروژه‌های دفاعی یا امثال آن وجود داشته باشد که باعث عصبانیت دشمن شود - چرا که آمریکا و اسرائیل همان ابوجهل، ابوسفیان و فرعون زمانه هستند - قرآن کلمه "غیظ" را به کار می‌برد و می‌فرماید این‌ها را به خشم و غیظ آورید. هر حرفی که بزنید، هر کاری که بکنید و هر قدمی که بردارید که «یَغِیظُ الْکُفَّار» باشد و دشمن شما را عصبانی کند، و هر ضربه‌ای که بزنید و دشمن را با آن عصبانی کنید، این به عنوان عمل صالح برای شما ثبت می‌شود؛ چون شما دارید جبهه باطل را تضعیف و جبهه حق را تقویت می‌کنید. «إِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَالْمُحْسِنِینَ» و مبادا در ذهن شما بیاید که کسی دارد کار درستی یا خدمتی را انجام می‌دهد؛ "احسان" یعنی خدمت بدون توقع و بدون مزد و بگویید مزد ما را که ندادند و متوجه نشدند اضافه کار هم که به ما ندادند. خداوند می‌فرماید مبادا در ذهن شما خطور کند که عمل شما ضایع شده و پاداش شما فراموش می‌شود؛ حتی اگر محسن باشی، یعنی خدمتی بدون توقع و کاری را بدون مزد انجام داده باشی، خداوند می‌فرماید این‌ها همگی محاسبه می‌شود و شده است و پاداش کسانی که دارند زحمت می‌کشند و فداکاری می‌کنند، نزد خداوند ضایع نخواهد شد. من فقط به پیام‌های مختلفی که همین آیه دارد، اشاره کردم.

یکی دیگر از مسائل دفاعی، آسیب‌شناسی ضعف‌ها و ضرباتی است که ما از دشمن خورده‌ایم که هم قرآن این را می‌فرماید و هم در روایات پیامبر اکرم(ص) و فرمایش‌های حضرت امیر در نهج‌البلاغه آمده است که شما باید دائم ضعف‌های خودتان را شناسایی کنید که این همان خودانتقادی است؛ که چرا در فلان عملیات، در فلان مقطع، در فلان پروژه و در فلان زمان، این ضربه را خورده‌ایم؟ حضرت امیر(ع) می‌فرمایند این کار یک واجب شرعی است. همان‌طور که دقت می‌کنید کجای نماز من را غلط خوانده‌ام تا درست شود، واجب شرعی است که طرح‌های دفاعی و امنیت خودتان را در برابر دشمن دائم آسیب‌شناسی کنید تا ببینید در کجا خطا کرده‌اید و چرا در فلان‌جا، نیروهای جاسوسی و نفوذی دشمن موفق شدند به ما ضربه بزنند. چرا این ترورها انجام شد و چرا فلان‌جا را زدند؟ چگونه سیدحسن و کادر فرماندهی حزب‌الله را پیدا کردند و زدند؟ و به همین ترتیب، احادیث متعددی داریم مبنی بر این که اگر ضریب آن شعور اطلاعاتی و نظامی پایین و ضعیف باشد، ما شکست می‌خوریم و خون‌های بسیاری هدر می‌رود و باز باید کارهای بسیاری را دوباره از صفر و حتی از زیر صفر شروع کنی تا بالا بیایی. به خیال بعضی‌ها از آن‌ها بر این است این وضعیتی که الآن از نظر نظام‌سازی و انقلاب در ایران وجود دارد، محصول همان چند هزار شهید انقلاب یا شهدای جنگ و ترورها است، درحالی که این وضعیت، محصول چند قرن مبارزه است، نه فقط سی - چهل سال. ما اصلاًچنین پیروزی‌ای نداشتیم و همواره کتک‌خور بودیم و در زندان‌ها، تبعیدگاه‌ها و به صورت مخفی زندگی می‌کردیم.

این امامزاده‌هایی که شما می‌بینید، همگی تحت تعقیب بودند و شهید شدند. مردم درباره این‌ها نمی‌دانند؛ به عنوان مثال همین امامزاده صالح در تهران، ایشان را در یک تعقیب و گریز گرفتند و او را سوزاندند. یا امامزاده داوود که در یک تعقیب وگریز چریکی در کوهستان شهید شده است؛ همگی آن‌ها این‌گونه بوده‌اند. به کاروان حضرت معصومه(س) حمله شد و ده‌ها نفر از بنی‌هاشم را شهید کردند و آن‌ها ضربه خوردند. بعد وقتی دیگر دیدند نمی‌توانند به مرو در خراسان بروند تا به امام رضا(ع) ملحق شوند، به سمت قم آمدند. شما ببینید از همان محدوده ساوه تا قم، چند امامزاده وجود دارد؛ آن‌ها همگی را در همان‌جا مسموم کردند یعنی در هر چند کیلومتر، یکی از آن‌ها شهید شده است.

مثلاً مردم نمی‌دانند شاهچراغ چه کسی است؛ شما می‌دانید که ایشان برادر بزرگ امام رضا(ع) است و ایشان هم داشتند با چند هزار نیرو می‌آمدند تا به امام رضا(ع) ملحق شوند، ولی حکومت گفت این‌ها آمده‌اند و دارند کودتا می‌کنند و دارند می‌آیند تا حکومت را بگیرند. وقتی امام رضا(ع) شهید شدند و خبر رسید، جناب احمد بن موسی و همراهان در شیراز، یعنی به شیراز رسیده بودند و فهمیدند که این‌ها امام رضا(ع) را کشته‌اند، حکومت اعلام عزا کرد ولی آن‌ها گفتند شما دروغ می‌گویید و خودتان او را کشته‌اید. در همان‌جا جناب احمد بن موسی علیه حکومت قیام مسلحانه کرد و در آن شیراز، یک کربلایی برپا شده است که عین کربلا بود.

بعد می‌دانید که جناب احمد بن موسی مجروح شده و جانباز بود و به مدت یک سال... بعد می‌دانید که جناب احمد بن موسی که مجروح و جانباز شده بود، به مدت یک سال به صورت مخفی و تحت تعقیب، در همان منطقه مشغول جنگ چریکی با حکومت بود. احمد بن موسی جناب شاهچراغ به مدت یک سال تمام می‌جنگید و سرانجام آن‌ها مخفی‌گاه این بزرگواران را پیدا کردند. این موضوع شبیه به آن است که چگونه افرادی مانند یحیی سنوار و نصرالله را در پایگاه‌های مخفی پیدا کردند. آن‌ها یک سال تمام این افراد را تعقیب می‌کردند و سرانجام جای آن‌ها را پیدا کردند. آن‌ها نقب زدند؛ به این صورت که نیروهای جاسوسی حکومت، شبانه در خانه همسایه مستقر شدند و مدتی آنجا را زیر نظر گرفتند؛ بعد نقب زدند و دیوار را سوراخ کردند و وارد درگیری شدند و آن بزرگواران در آنجا شهید شدند. آن‌ها حتی دفن هم نشدند. این حرمی که الآن وجود دارد، محل خانه به اصطلاح تیمی و خانه مخفی آن‌ها بود و حاکم وقت دستور داد که کل ساختمان را خراب کنید و روی جنازه‌های آن‌ها آتش روشن کنید. یعنی اینجا محلی بوده است که ایشان حضور داشتند. اصلاً همه این امامزاده‌های ما و تمام ائمه ما را کشته‌اند. شیعه تنها مذهبی است که حتی یکی از رهبران آن عمر طبیعی نکرده‌اند بلکه همگی آن‌ها را کشته‌اند؛ چنان ‌که در حدیث شریف آمده است: «مَا مِنَّا إِلَّا مَسْمُومٌ أَوْمَقْتُولٌ»؛ یعنی همگی ما را خواهند کشت.

حالا شما ببینید که از زمان ائمه تا همین امروز، بیش از هزار سال است که پیروان این مکتب اهل‌بیت زحمت کشیده‌اند و هر بار موفقیت‌های نسبی به دست می‌آوردند یا شکست می‌خوردند. اما این موفقیتی که الآن در جریان انقلاب در ایران و پس از آن در کل منطقه و جهان به دست آمده است، به طوری که الآن حتماً دیده‌اید در فلسطین، آمریکا، اروپا و شرق و غرب عالم، دانشجویان و مردم پرچم‌های ایران و فلسطین رابالا می‌برند؛ تا پیش از این اصلاً چنین چیزی وجود نداشته است. لذا محافظت از این دستاورد بسیار مهم است و اگر ما در این زمینه کوتاهی کنیم، واقعاً نه تنها در حق این شهدای انقلاب و جنگ خودمان نامردی نکرده‌ایم، بلکه در حق هزار سال جهاد، شهادت و فداکاری نامردی کرده‌ایم. و مخصوصاً این وظیفه به دو صورت است: این که هر فردی در هر جایگاهی که حضور دارد، از موقعیت‌های حکومتی سوءاستفاده نکند و مرتکب رانت‌خواری، خویشاوندسالاری، رفیق‌بازی و امثال این‌ها نشود و همچنین در کارهای خود کوتاهی نکند.

شاید دوستان این روایات را شنیده باشند؛ از این قبیل که امام صادق(ع) می‌فرمایند: «مَا أُبَالِی إِلَى مَنِ ائْتَمَنْتُ، خَائِنًا أَوْ مُضَیِّعًا»
این روایت بسیار عجیب است. ایشان می‌فرمایند از نظر من تفاوتی ندارد که به چه کسیاعتماد کنیم و مدیریت‌ها را به چه کسانی بسپاریم؛ خواه این افراد، فاسد، دزد، جاسوس و خائن باشند، یا این که انسان‌های خوبی اما بی‌عرضه باشند. «مُضَیِّعٌ» یعنی چه؟ یعنی کسی که یک کار را ضایع می‌کند. او پروژه را ضایع می‌کند، بودجه راهدر می‌دهد، زمان را از دست می‌دهد و از نیروی انسانی به درستی استفاده نمی‌کند. امام صادق(ع) می‌فرمایند شخص «مُضَیِّعٌ» و شخص خائن شبیه به یکدیگر نیستند؛ او فاسد است ولی این شخص فاسد نیست، بلکه بی‌عرضه و ناکارآمد است. شخصیت آن‌ها با یکدیگر شبیه نیست اما نتیجه کار آن‌ها یکی است؛ تفاوتی ندارد که فرد، فاسد و خائن باشد یا انسانی خوب اما بی‌عرضه؛ در هر دو صورت، کار با شکست مواجه می‌شود.

همین جناب کمیل که شما حتماً دعای کمیل او را دیده‌اید، در جنگ صفین فرمانده یکمحور بود. وقتی دشمن حمله کرد، او دشمن را به عقب راند. حضرت امیر به او فرمودهبودند که اینجا بسیار مهم است؛ اینجا را به هیچ وجه رها نکن و تا زمانی که من نگفته‌ام، هیچ کاری انجام نده. اگر این پل از دست برود، دشمن می‌آید و ما را دور می‌زند و عده‌ای شهید می‌شوند و معلوم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد. کمیل گفت خاطرتان جمع باشد؛ وقتی دشمن حمله کرد، کمیل او را به عقب راند و به پیروزی رسید. بعد گفتند به عنوان مثال، در سی کیلومتر آن‌طرف‌تر، دشمن به یک خط خاکریز دیگه حمله کرده است و نیروهای خودی نمی‌توانند به درستی دفاع کنند و چون دشمن قوی است، ممکن است آن خط سقوط کند. بنابراین، کمیل بدون اجازه امیرالمؤمنین، نیروهای خود را برداشت و به آنجا رفت تا دشمن را در آنجا به عقب براند و او را به عقب هم راند. اما وقتی او از اینجا رفت، دشمن از همین نقطه آمد و وارد شد. حضرت امیر(ع) کمیل را توبیخ می‌کنند و می‌فرمایند: چه کسی به شما گفت به آنجا بروی؟ مگر نگفته بودم که اینجا را به هیچ وجه نباید از دست بدهی؟ کمیل گفت شنیدم که برادران در آنجا در خطر هستند؛ حضرت امیر(ع) فرمودند مگر من نیستم؟ مگر ما فرماندهی نمی‌کنیم؟ مگر من خبر ندارم و تو خبر داری؟ ایشان توبیخ تندی می‌کنند و حتی او را تهدید می‌کنند و می‌فرمایند باید حواست باشد که با این کارت، چه ضربه‌ای زدی. عده‌ای شهید شدند؛ اگرچه قصد تو خوب بود، ولی این نتیجه کار تو شد.

یک بار هم فرماندهان آن‌ها را در یک محور جمع کردند؛ چون نیروهای این طرف به درستی نجنگیدند و دشمن آن‌ها را عقب زد و نیروهای حضرت امیر بدون اجازه ایشان عقب‌نشینی کردند. در حالی که ایشان فرموده بود به هیچ وجه نباید در اینجا عقب‌نشینی کنید. این‌ها عده‌ای شهید دادند و ترسیدند و مقداری به عقب رفتند. این مطلب در خطبه ۱۰۷ نهج‌البلاغه و سخنرانی ۱۰۷ امیرالمؤمنین آمده است. بعد فرماندهان آن‌ها را جمع کردند و برایشان صحبت نمودند و فرمودند
من داشتم تماشا می‌کردم که شما چگونه در این طرف و این جناح، مدتی مقاومت کردید و بعد تسلیم شدید و به عقب رفتید؛ من دقیقاً شما را زیر نظر داشتم و دیدم که این انسان‌های پست، خشن و وحشی شام که همان یاران معاویه هستند، چگونه شما را عقب زدند و شما نتوانستید آن سنگرهایی را که گفته بودم حفظ کنید، نگه دارید. در حالی که شما در چه جایگاه والایی قرار دارید و آن‌ها چه کسانی هستند؟ شما شجاعان، بزرگان و پیشگامان عرب هستید؛ شما آدم حسابی هستید و آن‌ها یک مشت مزدور هستند. ولی خوشوقتم که بعد، این شکست را جبران کردید؛ یعنی ببینید که ایشان هم تنبیه می‌کنند و هم تشویق می‌کنند. ایشان نقاط ضعف را می‌گویند و نقاط قوت را هم می‌گویند. ولی از این جهت خوشوقتم و از شما راضی هستم که و این ناراحتی عقب‌نشینی شما که درون سینه من بود و بغض کرده بود که چرا عقب رفتید شفا داد و بر زخم دلم مرهم گذاشتید. چون دیدم همانطور که شما را عقب زدند دقایقی بعد مثلاً ساعتی بعد صفوف آن‌ها را درهم شکستید و آن‌ها را عقب زدید تا دوباره سر جای اول‌شان رفتند و با رگبار تیر و نیزه به آن‌ها حمله بردید چنان که فراری‌های آن‌ها مثل شتران تشنه‌ای که می‌خواهند دسته‌جمعی بیایند آب بخورند که نمی‌شود و روی هم می‌ریزند فرمودند وقتی این صحنه را دیدم که بعد یک طوری حمله کردید که نیروهای دشمن در حال فرار روی هم ریختند خوشحال شدم. این آن ضعف عقب‌نشینی اول شما را جبران کرد. بعد در منابع می‌نویسند جناح راست امیرالمؤمنین(ع) عقب‌نشینی کرد و بعد با یک ضد حمله به موقعیت خود برگشتند و نیروهایشان با آن نیروهای گردان مالک اشتر دست دادند و مجتمعاً به صفوف دشمن، سپاه معاویه حمله کردند و آن‌ها را پراکنده کردند و به عقب زدند و امام(ع) وقتی این دو مرحله فرار و ضد حمله را دید گفت جدا جدا هم فرار شما را باید تحلیل کنیم که چرا فرار کردید؟ هم پیروزی و پیشروی شما را تحلیل کنیم که چه شد آن‌ها فرار کردند؟ بعد فرماندهان گروهان‌ها و گردان‌ها را نشانده‌اند – مثلاً در آتش‌بس یا شبی که هست – که خودتان در حضور هم تحلیل کنید. فرماندهان دیگر بگویند که به نظرشان چرا این‌ها اول وادادند با این که می‌توانستند مقاومت کنند، قبلاً که پیش‌بینی کرده بودیم این‌ها از این ناحیه حمله می‌کنند قبلاً که به شما گفته بودم و همه توجیه بودید نمی‌توانید بگویید غافل شدیم!

پس اول آن‌ها را با یک لحن نرمی، طوری که طرف خراب نشود و انگیزه‌اش را از دست بدهد، بعد تحسین می‌کند و دعوت به استقامت و پایداری، یعنی هم نقاط ضعف را ببینید و نقاط قوت را برجسته کنید و نقاط ضعف را جبران کنیم. به خدا اعتماد کنیم؛ - این‌ها فرمایشات حضرت امیر(ع) است- به خداوند اعتماد کنید وقتی خدا می‌گوید در مسیر من باشید، شما را کمک می‌کنم، خداوند راست می‌گوید و قطعاً شما را کمک می‌کند. اگر در جایی کمک و امداد الهی نرسید، مشکل از جانب خداوند نیست، بلکه از جانب خود شماست. حضرت امیر(ع) می‌فرماید خداوند فرموده است: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ». اگر شما جبهه حق را یاری دهید، خداوند کنار شماست؛ اما «إن تنصرالله» آن باید باشد. آن وقت حضرت امیر(ع) می‌فرمایند خداوند هر وعده‌ای که به ما داده، مشروط است خداوند وعده مطلقی به هیچ‌ کس نداده است. ما فرزندان برگزیده خدا نیستیم و همه‌ چیز مشروط است؛ اگر شرط الف محقق شود، پس آنگاه نتیجه ب حاصل می‌شود و اگر شرط ج محقق شود، پس آنگاه نتیجه دال به دست می‌آید؛ بنابراین، وعده خداوند مطلق نیست. ما باید روحیه، اتحاد و خستگی‌ناپذیری را تقویت کنیم. ایشان می‌فرمایند شما با یک شکست حق ندارید مأیوس شوید. کسانی که با یک شکست و خوردن دو ضربه، دچار ترس و تردید می‌شوند، حضرت امیر(ع) می‌فرمایند این افراد قدرت توکل بر خدا را ندارند و باور توحیدی آن‌ها دچار مشکل است. همین حرف را امام خمینی(ره) هم گفت که کسانی که از آمریکا می‌ترسند، به قدر کافی تهذیب نفس نکرده‌اند؛ این خیلی جالب است. ایشان فرمودند توحید آن‌ها مشکل دارد و گویا توحید افعالی و امثال آن را قبول ندارند و نمی‌فهمند. اصلاً هر کسی که از غیر خدا بترسد، موحد نیست بلکه مشرک است.

این تعبیر حضرت امیر خطاب به همان یاران‌شان است. ایشان فرمودند اگر شأن و منزلت را در آخرت و در دنیا می‌خواهید، باید در بحث دفاع، قوی و محکم ایستادگی و دفاع کنید. اگر شما بترسید، کل ملت می‌ترسند. امام خمینی(ره) به نیروهای نظامی خودشان می‌فرمایند اگر شما از مرگ بترسید، پس مردم چه کار باید بکنند؟ ایشان فرمودند ما به خدا و آخرت ایمان داریم؛ دنیا نه آغاز کار ما بوده و نه پایان کار ماست. ما فقط در حال عبور از این دنیا هستیم. ایشان به سربازان خود می‌فرمایند از دنیا به درستی عبور کنید. همچنین اگر شما قوی، با اعتماد به نفس، منظم و متحد باشید، شما پیروز خواهید شد.

نکته دیگر این است که می‌پرسند چرا این‌قدر برای مسائل دفاعی، نظامی، موشکی و پهپادی هزینه می‌کنید؟ این افراد یا نمی‌دانند در جهان چه می‌گذرد و واقعیت چیست، یا این که می‌دانند و دنبال اهداف دیگری هستند.

اولاً در مقایسه با بودجه‌های دفاعی همین کشورهایی که در اطراف ما هستند، ایران کمترین بودجه نظامی و دفاعی را دارد بودجه ایران از همگی آن‌ها کمتر است؛ با وجود این که هیچ‌کدام از این کشورها، با تهدیدهایی که علیه ما وجود دارد یا حملاتی که به ما می‌شود، مواجه نیستند؛ چون خود آن‌ها فرمان‌بردار غرب هستند و کسی به آن‌ها حمله نکرده است و حمله نمی‌کند، در حالی که انبارهای اسلحه آن‌ها همواره در حال پر شدن است. چنان‌که می‌دانید بزرگ‌ترین خریداران سلاح در جهان، همین کشورهای عربستان و امارات هستند. سلاح‌های آن‌ها در کجا مصرف می‌شود؟ آخرین نمونه آن در سودان است که با سلاح‌های اهدایی امارات و هم‌پیمانان او، قتل‌عام عظیمی راه انداختند و چندین هزار نفر از مردم را به خاک و خون کشیدند. به هر جا که نگاه می‌کنید، اثر این تسلیحات و دلارهای نفتی وجود دارد؛ چنان ‌که آن‌ها را در عراق، سوریه، یمن، لیبی، سودان، افغانستان و مجدداً عراق سرازیر کردند. این کشورهایی که وسعت آن‌ها به اندازه یکی از شهرهای ما است، بعضی‌ها از آن‌ها پنجاه یا صد برابر ما بودجه دفاعی دارند و انبارهای اسلحه ایجاد کرده‌اند؛ اما برای چه هدفی؟ می‌خواهند با چه کسی بجنگند و برای چه؟ اصلاً جالب است بدانید که کنترل سلاح‌های آن‌ها هم در دست خودشان نیست، بلکه افسران آمریکایی و انگلیسی درآنجا مستقر هستند. اصلاً این‌ها کشور به شمار نمی‌روند؛ بلکه یکی از آن‌ها پالایشگاه نفت است و دیگری پادگان نظامی است و هویت دیگری ندارند. این پادگان‌های نظامی در خدمت آمریکایی‌ها است و آن پالایشگاه‌ها هم برای تأمین نفت و گاز آن‌ها فعالیت می‌کنند. در واقع، این حکومت‌ها سگ‌های نگهبان انرژی برای غربی‌ها هستند؛ و همگی آن‌ها در کنار اسرائیل و متحد با آن هستند.

در همین قضایایجنگ دوازده روزه و همچنین در قضایای غزه در این دو سال اخیر، همگی آن‌ها علیه لبنان، غزه و یمن اقدام کردند و همگی در کنار اسرائیل ایستادند.

خب در این منطقه که حساس‌ترین، پرتنیده‌ترین و نظامی‌ترین منطقه کره زمین است، چه به خاطر منابع انرژی آن که مرکز انرژی جهان است، و چه به خاطر اهمیت ژئوپلیتیک و اهمیت نظامی، سیاسی و تاریخی آن؛ چون شروع تمدن بشری و مرکز اصلی ادیان الهی، همگی در همین منطقه بوده است. چنان ‌که می‌دانید قدیمی‌ترین تمدنی که در تاریخ شناسایی شده، در همین بین‌النهرین یعنی در منطقه عراق و این نواحی است.

خب درباره این کشورهای منطقه، بعضی‌ها می‌گویند باید ژاپن و آلمان را الگو قرار دهیم که پیشرفت کرده‌اند و اصلاً این دغدغه‌های دفاعی را ندارند؛ در حالی که آن‌ها تحت امر آمریکایی‌ها هستند. ژاپن با وجود این که ارتش و حکومت مستقلی ندارد و چنان‌که می‌دانید، این کشورها یعنی ژاپن، ایتالیا و آلمان هنوز تحت اشغال آمریکا هستند. آن‌ها از زمان جنگ جهانی دوم یعنی به مدت هشتاد سال است که استقلال، دولت مستقل و ارتش مستقل ندارند. با این حال، ژاپن در سال گذشته به سومین کشور نظامی جهان تبدیل شد؛ یعنی به لحاظ بودجه‌ای که خرج اسلحه کرده، تجهیزات دفاعی آن در دنیا در رتبه سوم قرار دارد. آلمان هم تحت سلطه است و مستقل نیست و اصلاً اختیار جنگ و صلح در دست خود او نیست. با این حال، در همین ماه‌های اخیر درآلمان صحبت از این است که باید بمب اتم داشته باشند و مبالغ کلانی را به یورو خرج تسلیحات و امور نظامی می‌کنند. پس این کشورها هم مسلماً مسلح می‌شوند، منتهی در جهت منافع دشمنان خود فعالیت می‌کنند. الآن در شرق و غرب عالم، همه‌ چیز همچنان مربوط به مسئله تسلیحات، بنیه دفاعی وامور نظامی است.

چنان‌که نتانیاهو می‌گوید ما در هشت جبهه با ایران می‌جنگیم و فناوری‌های نوظهور و تازه‌ترین فناوری‌های جهان یعنی تسلیحات غرب، آمریکا وانگلستان در خدمت ماست و آن‌ها به اسرائیل کمک می‌کنند. همچنین به نبرد در رسانه‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید همان‌طور که در عرصه نظامی دیگرنمی‌توان با شمشیر جنگید، امروزه سلاح‌های جدید همان پهپادها و موشک‌های نقطه‌زن هستند و مهم‌تر از آن‌ها، شبکه‌های اجتماعی، افکار عمومی و رسانه‌ها هستند. او می‌گوید ما در هشت جبهه، هم به روش سخت‌افزاری و هم نرم‌افزاری، باکمک آمریکا و ناتو با ایران می‌جنگیم و ایران سردسته جبهه مقابل در دنیا است. این نبرد شامل تسخیر ذهن، مدیریت روایت‌ها و تسخیر میدان اعم از میدان عملیاتی، دیپلماسی و رسانه افکار عمومی است. او می‌گوید ما در این حوزه‌ها، در هشت جبهه با کمک آمریکا و ناتو با ایران می‌جنگیم. او می‌گوید جهان دو قطبی شده است؛ یک طرف ما هستیم و طرف دیگر هم بعضی کشورهای دیگر هستند، ولی آن طرفی که از همگی آن‌ها خطرناک‌تر است و نفوذ دارد، ایران است.

او در واقع می‌گوید ما باید جای جلاد و شهید را عوض کنیم. در این جنگ روایت‌ها، "سلاح" اصلی کلمه است و گلوله نیست؛ بمب آن تصویر است، فرمانده آن رسانه است و بستر آن هم شبکه‌های اجتماعی و امثال این‌ها است. همچنین هدف اصلی این نبرد، مدیریت احساسات عمومی و مدیریت افکار عمومی است به طوری که ملت‌ها خودشان سرباز دشمن شوند! یعنی ما خودمان سرباز دشمن شویم و در زمین او بازی کنیم! و دروغ‌ها، تحریف‌ها و تردیدها را باور کنیم. الآن اخیراً هم مسابقه‌ای راه انداخته‌اند که نباید هیچ نوع مدیریت و نظارتی بر هیچ پلتفرمی اعمال شود و نام این کار را پیشرفت می‌گذارند؛ در حالی که خود آمریکا، اسرائیل و انگلستان با پلتفرم‌ها رفتارهای سختی دارند که آخرین نمونه آن تیک‌تاک بود و همگی در جریان هستیم. تیک‌تاک حتی در دست دولت چین هم نبود، بلکه صرفاً سرمایه‌گذاران آن چینی بودند. آن‌ها رسماً اعلام کردند که شما را مسدود می‌کنیم، شما را مصادره می‌کنیم و تمام اموال شما رامی‌گیریم یا این که باید مدیریت آن را به دست خود ما بسپارید و در نهایت هم تیک‌تاک را تصاحب کردند. مقامات اسرائیل گفتند ما باید از طریق تیک‌تاک و یکی هم توییتر که الآن ایکس نام دارد، افکار عمومی را کنترل کنیم؛ چون افکار عمومی دنیا بسیار ضد اسرائیل شده است و در تاریخ هیچ‌گاه دنیا تا این حد ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی نبوده است؛ بنابراین، ما باید برویم و این مسئله راجبران کنیم.

در قضیه روسیه و اوکراین که الآن عملاً جنگ روسیه با کل غرب است، آمارهای رسمی آن اعلام نمی‌شود اما تلفات بسیار زیادی دارند؛ به طوری که صحبت از صدها هزار و چندین میلیون کشته از دو طرف است، میلیاردها خسارت از دو طرف است و مجدداً الآن آخرین بحث‌ها این است که چه کسی چه پهبادهایی دارد؟ الآن در خبرها دیدید که روزی پانصدتا او به این پهباد می‌زند این به آن می‌زند، و این طرف هم آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها همه پای کار هستند. هکرهای روس، هکرهای آن‌ها، جنگ‌های الکترونیک، مثلاً یک جا می‌گوید 6 شرکت روسی را هک کردیم، آن می‌گوید این‌قدر شرکت‌های این‌ها را هک کردیم. کره جنوبی یک کشور اشغال شده است مثل ژاپن است یعنی از زمان جنگ کرده که تقریباً آن‌جا دو میلیون کشته شدند که یک طرف آمریکا بود و یک طرف چین و کره و کمونیست‌ها بودند و آخرش کره تقسیم شد. کره جنوبی اصلاً مستقل نیست و نظامی نبوده ولی الآن کاملاً نیروهای دفاعی و نظامی دارد و میلیاردها پول دارند خرج اسلحه می‌کنند. کره جنوبی پنجمین ماهواره جاسوسی خودش را با کمک آمریکا با خرج کره فرستاد. با استفاده از موشک فارکن‌نو شرکت آمریکایی فیس ایکس از پایگاه فضایی ایالت فلوریدا . اسمش برای کره جنوبی است ولی پولش را آن‌ها می‌دهند و در اختیار این‌هاست مثل پول یکی از این ماهواره‌ها را که از این امارات و عربستان گرفتند، این‌ها پز می‌دادند که به فضا موشک فرستادیم! در حالی که فقط پولش را آن‌ها داده بودند. بعد گفته بودند یکی از شما بیایید در آن اتاقی که ما داریم چیز می‌کنیم باشید از خودتان عکس بگیرید یعنی ما پیشرفت کردیم. بعد آن اروپایی می‌گوید این‌ها همان برج‌هایی که در امارات و دبی و ابوظبی هست همین برج‌ها را هم خود این‌ها بلد نیستند بسازند. این‌ها فقط پول نفت مفت دارند!

به هر جا که در دنیا نگاه کنید، الآن بحث اسلحه مطرح است. در سوریه این جولانی، همان کسی که معاون داعش بود و دومن ریش و عمامه‌اش را تبدیل به کراوات کرد و ریش‌هایش را هم آنکارد کرده و به کاخ سفید رفت و گفت ما توافق‌نامه پیوستن سوریه را به ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا امضا می‌کنیم. و هر چقدر هم که اسرائیل به سوریه حمله می‌کند، ما اما به اسرائیل حمله نمی‌کنیم. ما با تربیت هستیم! ما فقط به سازمان ملل متحد و به آمریکا گلایه می‌کنیم که آیا واقعاً تمام این کارها درست است؟ آیا شما همان کسانی نیستید که در جلوی دوربین سر می‌بریدید؟ آیا شما همان کسانی نیستید که زنان مسلمان و غیرمسلمان را به کنیزی می‌گرفتید؟ آیا شما همان کسانی نیستید که می‌گفتید دشمن ما، حزب‌الله و ایران هستند نه اسرائیل؟ اما الآن این حرف‌ها را می‌گویند!

او می‌گوید ما با حملات اسرائیل به شکل دیپلماتیک برخورد می‌کنیم و به سمت اسرائیل پیشروی نمی‌کنیم؛ ما فقط از اسرائیل خواهش می‌کنیم که دیگر بیش از این به سمت ما پیشروی نکند، هرچند که آن‌ها تا چند کیلومتری دمشق پیش آمده‌اند و هر چند وقت یک بار هم ما را می‌زنند! بعد معاون وزیر خارجه سوریه می‌گوید ما اصلاً امکانات و اسلحه‌ای را که بخواهیم در برابر اسرائیل ایستادگی کنیم، نداریم؛ علاوه بر این که اراده آن را هم نداریم؛ ما اصلاً نمی‌خواهیم با آن‌ها درگیر شویم و مشکل ما در آن طرف بود.

"منشه امیر" که یکی از این صهیونیست‌های ایرانی‌تبار است و مدت‌ها در آنجا مسئول رادیو اسرائیل بود، می‌گوید سلاح‌های ایران، یعنی همین موشک‌ها و پهپادهای و کارهای اطلاعاتی آن، بسیار مؤثر و غیرقابل پیش‌بینی بود و اراده آمریکا واسرائیل را درهم شکست و متزلزل کرد. و ما فکر نمی‌کردیم آن‌ها چنین موشک‌ها و پهپادهایی داشته باشند و بتوانند از تمام لایه‌های دفاعی آمریکا و ناتو عبور کنند و این‌قدر دقیق ضربه بزنند و همه‌چیز را نابود کنند. او می‌گوید آن‌ها مرکز موساد را با خاک یکسان کردند. یکی از این موشک‌ها به فلان جا اصابت کرده، سی‌تا خلبان آن‌ها یک‌جا کشته شده‌اند. پنج‌تا ژنرال رده ‌بالای ارتش آن‌ها کشته شده‌اند؛ سی و یک افسر نیروی دریایی، نیروی هوایی و دیگر نیروهای آن‌ها. رزمندگان حزب‌الله خانه خود نتانیاهو را هدف قرار دادند، هرچند که او در آن زمان در خانه‌اش نبود.

او می‌گوید که عملاً اسرائیل به یک دولت فلج‌شده تبدیل شده است. و طبق نظرسنجی شبکه دوازده اسرائیل، هفتاد درصد از اسرائیلی‌ها می‌گویند اسرائیل تقریباً از بین رفته است. اگر آمریکا، انگلستان، فرانسه و هم‌پیمانان آن‌ها کمک نکنند، ما دیگر نمی‌توانیم دوباره سر پا بایستیم. و عملاً در جنگ با ایران و همین جبهه مقاومت، آمریکا به اهدافش نرسیده؛ ما فقط دست به ترور و بمباران مردم زدیم؛ کار ما تنها ترور و بمباران مردم بود. ما در این جنگ شکست خوردیم و این اعتراف‌ها بسیار مهم است.

مجدداً از هر دو طرف ببینید. می‌خواهم بگویم که اهمیت این کار دفاعی، هم به لحاظ نظامی و هم به لحاظ جاسوسی بسیار بالا است. اسرائیل دستور داده است تمام خودروهای چینی که قبلاً خریداری شده و در اختیار افسران اسرائیلی است، جمع‌آوری شوند و دیگر حق ندارند از آن‌ها استفاده کنند. صدها خودروی چینی از افسران اسرائیل پس گرفته شده است؛ چون آن‌ها گفته‌اند که کشور چین در داخل ماشین آن‌ها وسایلی قرارداده است و جاسوسی می‌کند. و اطلاعات مربوط به هر کسی که در آن ماشین می‌نشیند و هر سخنی که می‌گوید، در حال شنود شدن است. و این جاسوسی با سیستم‌های این خودروها شامل دوربین‌ها، میکروفون‌ها، حس‌گرها و فناوری‌های ارتباطی موجود در این ماشین‌ها در حال انجام است. به هر حال این مسائل همین‌گونه است؛ چنان‌که مجدداً دیدید نتانیاهو گفت ما اقدام مربوط به پیجرها را در لبنان انجام دادیم و چند هزار نفر از این لبنانی‌ها و رده‌های بالای حزب‌الله را هدف قرار دادیم؛ ما هنوز از این فناوری‌ها در وسایل دیگر و در همه کشورها داریم که در زمان مناسب از آن‌ها استفاده خواهیم کرد. یعنی همین میکروفون‌ها، دوربین‌ها و تلفن‌های همراه همگی ابزار جنگ هستند. او صراحتاً گفت که ما در حوزه الکترونیک فعال هستیم و جنگ آینده، جنگ الکترونیک، جنگ موشک و پهپاد و جنگ شنود و امثال این‌ها است. و اصلاً جنگ‌هایی که از این پس رخ خواهند داد، با جنگ‌های جهانی دوم به هیچ وجه قابل مقایسه نیستند؛ چون اساساً نوع جنگ‌ها به شکل دیگری است. دیگر این‌گونه نیست که مانند جنگ هشت‌ ساله خاکریز بسازند و چند سال عده‌ای این سو و عده‌ای آنسو بایستند.

شما ببینید اگر کسی قبلاً درباره همین پیجرها می‌گفت احتمال دارد اسرائیل اقدام نفوذی انجام داده باشد تا بعداً در یک لحظه، چند هزار دست قطع شود و چشم‌ها کور شوند، اگر کسی پیش از این، چنین سخنی می‌گفت، هیچ‌ کس باور نمی‌کرد و می‌گفتند این‌ها توهم توطئه است؛ در حالی که این‌ها توهم نبود، بلکه توطئه واقعی بود. بعضی از کارهایی را که در جنگ دوازده‌ روزه انجام شد، چه کسی پیش‌بینی می‌کرد؟ البته خود آن‌ها هم بعضی‌ها از کارها را پیش‌بینی نمی‌کردند.

وزیر دفاع بلژیک می‌گوید پهپادهای بسیاری به طور مداوم برفراز کشورهای اروپایی مانند سوئد، بلژیک و فنلاند پرواز می‌کنند و ما نمی‌دانیم این پهپادها متعلق به چه کسی است. هفت - هشت ماه پیش هم در آمریکا گفتند که برفراز ایالت‌های مختلف آمریکا، گاهی ده‌ها و صدها پهپاد پرواز می‌کنند که ما نمی‌دانیم متعلق به چه کسی است. بعد معاون سازمان سیا اظهار داشت که این اقدامات کار ایران است. در پاسخ، ایران اعلام کرد ما در این سوی دنیا هستیم و شما در آن سوی دنیا هستید؛ این موضوع چه ارتباطی به ما دارد؟ هر اتفاقی که می‌شود، می‌گویید کار ایران است. او می‌گوید بر فراز پایگاه‌های نظامی ما و ناتو در اروپا، همواره پهپادهایی در حال پرواز هستند که مدام عکس‌برداری و جاسوسی می‌کنند وآن‌ها نمی‌دانند این پهپادها از کجا می‌آیند.

در آمریکا به یاد دارید زمانی که ترامپ می‌خواست روی کار بیاید، گفت این مسئولان قبلی در همه‌جا جنگ راه انداخته‌اند در حالی که خود مردم آمریکا گرسنه هستند؛ تمام فرودگاه‌ها، بندرها و پل‌های ما فرسوده شده‌اند و متعلق به هفتاد – هشتاد سال پیش هستند. دیگر جنگ کافی است و چه لزومی دارد؛ من اگر بیایم، جنگ‌های عراق و افغانستان را تمام خواهم کرد؛ اما وقتی آمد، چند جنگ دیگر هم اضافه کرد. همین کسانی که می‌گویند دنیای امروز دیگر دنیای جنگ نیست، ارتش، ناوها و هواپیماهای خود را به مرزهای ونزوئلا برده‌اند. ونزوئلا دومین دارنده ذخایر نفت در جهان است و حکومت آن هم ضد آمریکایی و طرفدار ما و فلسطین است. آن‌ها به بهانه مبارزه با مواد مخدر این کار را می‌کنند، در حالی که مرکز اصلی مواد مخدر در جهان، خود این آمریکایی‌ها هستند. آن‌ها هم‌زمان اعلام کردند که ممکن است به نیجریه هم حمله کنند. نیجریه هم دارای ذخایر نفت، گاز و منابع طبیعی است و بهانه آن‌ها این است که داعشی‌ها در آنجا مسیحیان را کشته‌اند همین الان مگر آتش‌بس نبود؟ با این حال، صدها مورد نقض آتش‌بس پس از اعلام آتش‌بس در غزه شده است. مجدداً در اینجا هم بحث اسلحه مطرح است؛ اگر قدرت دفاعی و نظامی وجود داشته باشد، شرایط به یک شکل است و اگر نباشد، به شکل دیگری خواهد بود.

آن‌ها هر روز به لبنان حمله می‌کنند و دست به ترور می‌زنند؛ دیروز مجدداً چهار نفر از نیروهای حزب‌الله را ترور کردند و صحبت بر سر این است که در همین روزها، دوباره حمله وسیعی به لبنان بشود. اسرائیل و آمریکا اعلام کردند که ما به زودی رهبران انصارالله یمن را ترور خواهیم کرد. انصارالله چندی پیش اعلام کرد در این دو سالی که ما در کنار غزه ایستاده بودیم، آمریکا، اسرائیل، انگلستان و هم‌پیمانان آن‌ها سه هزار بار ما را بمباران کردند و به ما حمله شد؛ ولی آن‌ها نتوانستند هیچ غلطی بکنند. انصارالله اعلام کرد اگر دوباره به لبنان حمله کنید، ما موشک‌های خود ما را شلیک می‌کنیم و مجدداً اسرائیل را هدف قرار می‌دهیم؛ و غربی‌ها حتی از پس یمن هم برنیامدند.

سناتور آمریکایی، "ایمی کلوبشار" می‌گوید ترامپ در وان طلایی خود دراز کشیده، در حالی که مردم در آمریکا گرسنه هستند؛ مردم در ایالات متحده واقعاً گرسنه هستند - این شخص، نماینده کنگره است- در مذاکراتی که انجام می‌دهند، می‌گویند پس از این پس شما نباید موشک‌ داشته باشید؛ این یعنی چه؟ اصلاً بسیار جالب است که بدون تعارف می‌گویند به عنوان مثال، طرف مقابل دو یا سه اسلحه دارد و ما یک چاقو دست‌مان گرفته‌ایم که از خودمان دفاع کنیم می‌گوید باید چاقو را تحویل بدهید! می‌گوییم برای چی؟ مگر نمی‌خواهی مذاکره کنی؟ چاقو را بده مذاکره کنیم! این‌طوری که نمی‌شود. این‌ها می‌گویند موشک‌ها را تحویل بدهید کارتان نداریم! خب ما اگر همین موشک‌ها و پهبادها و نیروهای مقاومت نباشند که شما تا حالا صدبار ایران را از غزه بدتر کرده بودید. می‌گوید این‌ها هنوز می‌ترسند زمینی به لبنان حمله کنند و نتوانستند بعد از دو سال غزه را که – به اندازه کرج است – اشغال کنند. کل ناتو و آمریکا و اسرائیل نتوانستند. چرا؟ برای این که همان مقدار سلاح و ایمانی که آن‌جا هست این‌ها از پس آن برنمی‌آیند.

سناتور کروز، می‌گوید من هر هفته با ترامپ صحبت می‌کردم تا او را برای حمله به تأسیسات ایران راضی کنم و بالاخره لابی ما یعنی صهیونیست‌ها موفق شدیم. بعد یک جا می‌گوید مغز ترامپ درست کار نمی‌کند او را باید مدیریت کرد و ما توانستیم ما پیروزی بزرگی به دست آوردیم، بعضی‌ها می‌گویند آمریکا و اسرائیل شکست خوردند ما ضربه خوردیم اما حواس‌تان باشد ما بالاخره آمریکا را وادار کردیم که به ایران حمله نظامی بکند هرچند سر 12 روز هر دوی ما احساس کردیم که نمی‌توانیم ادامه بدهیم. و هر روز از این به بعد به ضرر ماست، فقط روز اول جنگ 12 روزه به نفع ما و علیه ایران بود از روز دوم یعنی از چند ساعت بعد ما احساس کردیم نمی‌توانیم این جنگ را ادامه بدهیم. در عراق هم همین‌طور. آمریکا رسماً به دولت عراق اعلام کرده که می‌خواهد علیه نیروهای انقلابی در عراق عملیات نظامی بکند.

وزیر دفاع عراق می‌گوید وزیر جنگ آمریکا با من تماس گرفته و گفته ما می‌خواهیم جاهایی را در عراق بمباران کنیم شما یک وقت اعتراضی چیزی نداشته باشید خفه بشوید.

همین الان دائم دارد جنوب لبنان را می‌کوبد. همین الآن صحبت از تهدید جنگ در همه جاست. در اروپا، در کل منطقه. فقط مسئله ما نیست که بعضی‌ها می‌گویند شما با آمریکا درگیر جنگ هستید. این‌ها در 15 سال گذشته به ده کشور مسلمان حمله کرده‌اند، میلیون‌ها مسلمان را بیچاره کرده‌اند بحث ما نیست ولی فقط از ما چون حساب می‌برند.

مادورو در ونزوئلا. می‌گوید آمریکا کل دریای کارائیب را تهدید به جنگ می‌کند کمک می‌خواهیم که بتوانیم بجنگیم آن‌ها می‌خواهند این‌جا را فقط برای نفت آن بگیرند. آن وقت کلمبیا را تهدید کرد چون رئیس کلمبیا گفت ما طرفدار فلسطین و غزه هستیم. این مردک گفت که ما تا این‌جا که آمدیم خب به کلمبیا هم حمله می‌کنیم. کلاً دوستان! دنیا بدجور خرتوخر است! و این که آقا جنگ و خشونت، آن دوران سنت بوده الآن دوره گفتگوی تمدن‌ها و منطق و حقوق بشر است! همه این‌ها حرف مفت است. سازمان ملل داوری کند. سازمان ملل هم حرف مفت است. اصل سازمان ملل شورای امنیت است، شورای امنیت همین کشورهایی هستند که خودشان همه جا جنگ راه می‌اندازند این‌ها شورای ضد امنیت هستند و اگر الآن خودشان با همدیگر اختلاف نداشتند خیلی از اتفاق‌های دیگر می‌افتاد. خوشبختانه روسیه و چین با آمریکا و انگلیس و فرانسه دو جبهه هستند و این خودش از جهاتی مفید است.

اسناد لانه، این مربوط بوده به وقتی که انقلاب شده است می‌گوید ما چطوری چندتا زیردریایی و ناو و چندتا توپ‌های خاصی را، چون فکر کردیم تا ابد این‌جا هستیم. می‌دانید در اسناد لانه می‌گوید ایران و اسرائیل دوتا از پایگاه‌های اصلی ماست یعنی ایران به اندازه اسرائیل برای آن‌ها مفید بوده است. بعد که انقلاب شد، می‌گوید این وسط ما میلیاردها پول می‌گرفتیم که مثل الآن عربستان و امارات و قطر، ایران را انبار اسلحه‌های خودمان کرده بودیم که دست خودمان است و با پول این‌ها، پول از این‌ها، انبار از این‌ها، محل از این‌ها، عمله‌جات آن ایرانی‌ها هستند ولی پولی که از این‌ها می‌گیریم انگار که این اسلحه‌ها را داریم برای خودمان می‌خریم. اسمش این است که به ایران می‌دهیم. چون نه دست این‌هاست نه بدون اجازه ما حق استفاده دارند نه بلد هستند. هیچی. این‌ها فقط نظافت‌چی ما در آن‌جا هستند. بعد انقلاب شده است و – در این اسناد می‌گوید- سریع تا هنوز حکومت جدید نیامده بعضی از هواپیماهای فانتوم و زیردریایی‌ها را سریع فراری بدهید بیاورید تا ببینیم چه می‌شود!

می‌گوید در حکومت بعد از انقلاب دو جناح هستند یکی جناح افراطی هستند به رهبری امام. پاسدارها و کمیته‌ای‌ها و حزب‌اللهی‌ها و مردم پایین‌شهری.

یک جریان در حکومت هم جریان عقل‌گرا، میانه‌رو (عقلا) و لیبرال مذهبی هستند که این‌ها با شعار مرگ بر آمریکا مخالف هستند و می‌گویند که حالا که شاه رفت با آمریکا کار می‌کنیم. بالاخره آمریکا قدرت دارد باید زیر سایه آمریکا باشیم اما مثل زمان شاه نباشد یک کمی کمتر اذیت کنند. با این آخوندها و با این دانشگاهی‌ها و روشنفکری‌ها در حکومت باید این‌ها را تقویت کنیم و آن جریان افراطی که ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی هستند باید اگر بتوانیم این‌ها را حذف کنیم و ما الآن نمی‌توانیم خیلی کارها را بکنیم چون مردم ایران به شدت از ما نفرت دارند ولی باید کاری کنیم لااقل دولت‌هایی سر کار بیایند که دست این تیپ‌ها باشند.

آن وقت استدلال‌هایی که از دو طرف ذکر می‌کند انگار همین الآن است یعنی آدم‌ها عوض شده‌اند اما حرف‌ها دقیقاً همان حرف‌هاست. می‌گوید این‌ها می‌گویند که ما اگر بخواهیم مشکلات نداشته باشم، و اگر جمهوری اسلامی بخواهیم بماند یا باید زیر بلیط و پرچم آمریکا برویم یا شوروی و کمونیست‌ها. چون شوروی‌ها لامذهب و بی‌دین هستند با آمریکایی‌ها باید کار کنیم. می‌گوید این حرف بازرگان و یزدی است. یزدی هم تابعیت آمریکا را داشت. این مشکل دوتابعیتی در حکومت، آن موقع بود الآن هم هست. بعد می‌گوید امام گفته آمریکا از کمونیست‌ها کافرتر هستند اسمش این است که این‌ها دینی‌ترند آن ضد دین است. آن هم بی‌دین است هر دویشان بی‌دین هستند تازه آن‌ها ضد دین‌تر هستند. می‌گوید ما اگر بتوانیم این خط در دولت بعد از انقلاب تقویت کنیم- در اسناد لانه چند جلد از این اسناد هست – کدام خط را تقویت کنند؟ کدام خط را بکوبند. می‌گوید خطی را بکوبیم که می‌گوید اسرائیل نباید باشد و می‌گوید آمریکا دشمن است، آمریکا باید تقاص جنایت‌ها و غارت‌هایی که در ایران کرده است بدهد. این خطی که می‌گوید باید نگاه مکتبی و دینی سر کار باشد، حرف‌های بهشتی را کنار حرف‌های... می‌گذارد. می‌گوید این جریان مذهبی‌های سکولار – اصلاً تعبیر سکولار را می‌آورد- ما باید تلاش کنیم جریان سکولار مذهبی در جمهوری اسلامی قوی شود و سر کار بیاید تا طرفدار رابطه با آمریکا هست به همان شکلی که با همه جا رابطه دارند نه رابطه برابر! خمینی گفته که ما فقط رابطه برابر را می‌پذیریم. اگر آمریکا آدم بشود برود توی کشور خودش و این طرف و آن طرف جنایت نکند نفت هم به او به قیمت عادلانه می‌فروشیم مثل دوتا کشور معمولی. بعد خود اسناد می‌گوید این یعنی رابطه نمی‌خواهیم! خب یعنی چه این یعنی رابطه نمی‌خواهیم؟ معلوم است که آن‌ها چه نوع رابطه‌ای را می‌خواهند؟ می‌گوید با جریان سکولار مذهبی را، لیبرال‌های مذهبی،‌ میانه‌روها و عقلا را در جمهوری اسلامی تقویت کنیم این‌ها حاکم بشوند این‌ها حاضر هستند اسرائیل را به رسمیت بشناسند. این‌ها می‌گویند ما فقط برای فلسطین دعا می‌کنیم کمک‌شان نمی‌کنیم همه‌شان نابود بشوند. این‌ها می‌گویند ما دنبال صدور انقلاب نیستیم، انقلاب تمام شد، خمینی و افراطی‌ها می‌گویند ما با تمام مستضعفین عالم حرف می‌زنیم. صدور انقلاب نه این که دخالت کنیم، حمله کنیم یا به کشورهایشان برویم. منظور ما از صدور انقلاب این است که ما با همه ملت‌های مستضعف جهان از جمله مسلمان‌ها به آن‌ها آگاهی می‌دهیم تا جلوی ظلم بایستند این‌ها می‌گویند نه به ما چه! ما اصلاً با کسی حرف نمی‌زنیم.

ببینید این‌ها مرزهایی است که در اسناد لانه کشیدند بین دو جریان. آن‌ها می‌گویند ما می‌توانیم و باید بتوانیم خودمان مشکلات علمی و اقتصادی‌مان را با مغز و استعداد ایرانی حل کنیم و شعار خودکفایی می‌دهند. این جریان می‌گویند خودکفایی یعنی چه؟ خودکفایی حرف مسخره‌ای است! خودکفایی یعنی چه؟ و اصلاً چیزی به نام وابستگی وجود ندارد همکاری است وابستگی نیست. آن جریان می‌گوید این‌ها همکاری نیست وابستگی بود. همکاری اشکالی ندارد ما با شرق و غرب همکاری می‌کنیم ولی نه شرقی نه غربی یعنی زیر بار سلطه شرق و غرب نمی‌رویم نه این که با جهان نباید رابطه داشته باشیم! نه، ما با همه می‌خواهیم رابطه داشته باشیم و از همه هم استفاده می‌کنیم. به جز اسرائیل نژادپرست.

همین‌طور در اسناد می‌گوید آن‌ها این را می‌گویند این‌ها آن را می‌گویند. این‌ها می‌گویند فلان، آن‌ها می‌گویند فلان. این‌ها می‌گویند مستضعفین و فقرا و باید سرمایه‌دارها را کنترل کرد. این‌ها می‌گویند توسعه بدون سرمایه‌دارها و سرمایه‌داری نمی‌شود! آن‌ها می‌گویند رابطه دانشگاه‌های ایران مثل قبل با آمریکا، یعنی اساتید آمریکایی این‌جا کار کنند، این‌ها می‌گویند نه. مقصود این که این دسته‌بندی در اسناد لانه هست و متأسفانه به آن دقت نمی‌شود. آدم‌ها عوض شدند اما متأسفانه حرف‌ها دقیقاً باز همان‌هاست. دهه 60 لاغر بودیم چاق شدیم، انقلابی بودیم محافظه‌کار شدیم! شجاع بودیم ترسو شدیم. بعضی از افرادی که دهه 60 انقلابی بودند بعضی‌هایشان چپ و بعضی‌ها هم راست، اما حالا هر دو طرف یک چیز می‌گویند. می‌گویند لانه جاسوسی را نباید می‌گرفتیم تقصیر ما بوده و خودشان و بچه‌ها و خانواده‌هایشان و افکارشان مثل هم شده است. این تیپ‌هایی که معلوم می‌شود این تقسیم چپ و راست تقسیم‌های درستی نیست. تقسیم‌های یک جور دیگری است که کسانی پای حرف‌ها و پای خون شهدا می‌ایستند یا نمی‌ایستند. این به چپ و راست کاری ندارد، آخوند و غیر آخوند ندارد، روشنفکر و این‌ها نیست. یعنی تمام آن دوقطبی‌های قبلی که کاذب است دارد یک دوقطبی واقعی بوجود می‌آید و آن این که چه کسانی اهل ایمان و عمل صالح هستند و چه کسانی نیستند؟ چه کسانی اهل صبر هستند؟ به تعبیر قرآن «صبار شکور» هستند و چه کسانی نیستند. این هم از توضیحات مربوط به شکم و...

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته



نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha