شبکه چهار - 28 فروردین 1405

بت بزرگ، شکستنی تر از همیشه (این است جمهوریت)

نشست (قصاص خون امام المسلمین، پاکسازی کل منطقه از نجاست آمریکا و ...) - فروردین 1405

بسم‌الله الرحمن الرحیم

محضر برادران و خواهران عزیز سلام عرض می‌کنم. ما شهادت امام‌المسلمین، ولی فقیه و رهبر صالح ما را تبریک و تسلیت عرض می‌کنیم. هم‌چنین ما شهادت صدها نفر از مردم بی‌سلاح و بی‌دفاع، از جمله دختران مظلوم آن مدرسه و دختران خردسال را تبریک و تسلیت عرض می‌کنیم؛ دخترانی که دشمن دور جدید جنایت خود را با زدن آن بچه‌های معصوم شروع کرد. موقعیتی که ما الآن در آن هستیم، در طول تاریخ حتماً از یک جهاتی کم‌نظیر و از جهاتی هم بی‌نظیر است. ان‌شاءالله به برکت خون شهدا و به برکت بیداری شما، اتفاقاتی در حال رخ دادن است که هرچند هزینه آن سنگین بوده است و باشد، ولی نتیجه آن عالی خواهد بود.

دنیا گیج شده است که چگونه است ما رهبر آن‌ها را می‌زنیم، فرماندهان ارتش و سپاه آن‌ها را می‌زنیم و چهل شهر آن‌ها را داریم بمباران می‌کنیم این‌ها چه مردمی هستند که باز پرروتر می‌شوند؟ در آن‌جایی که همه ملت‌ها می‌ترسند، این‌ها نترس‌تر می‌شوند و برعکس همه جاهای دیگر هستند. یکی از آن‌ها نوشته بود که مردم ایران دیوانه هستند؛ این‌ها دیوانه هستند. هرجا که ملت‌های دیگر ساکت هستند، این‌ها فریاد می‌زنند و در جایی که دیگران شلوغ‌کاری می‌کنند، این‌ها ساکت هستند. وقتی همه می‌ترسند، این‌ها شجاع‌تر هستند.

ملت‌های دنیا نسبت به مردم ما، آن مقداری که از ماجرا مطلع هستند، همه آن‌ها یک حالت غبطه دارند و آن مریض‌ترهای آن‌ها حسادت دارند. من این کلمات را آگاهانه به کار می‌برم، چون هر دو آن را دیده‌ام. غبطه یعنی کاش ما هم مانند شما بودیم، ولی حیف که ما نمی‌توانیم شما شجاع هستید و ما می‌ترسیم. من این را در طول ده- بیست سال گذشته در چند کشور شنیده‌ام؛ از ژاپن تا بعضی کشورهای آفریقایی و اروپایی که می‌گویند مردم شما و جمهوری اسلامی شماها شجاع هستید همه حرف‌های شما را قبول دارند، ولی جرأت ندارند بگویند. حسادت را هم دیده‌ام؛ کسانی که با ما مشکل دارند و مخالف هستند، در عین حال از روش ملت ما، از این قدرت، شجاعت و عزت، خوش آن‌ها می‌آید، ولی ناراحت هستند که چرا این همه عزت به نام این ملت نوشته می‌شود و خود آن‌ها هم این‌کاره نیستند.

خب رهبری رفت و همه با هم رفتند. آن‌هایی که سال‌ها توهین کردند، تهمت زدند و شایعات دروغ گفتند، از مردی دروغ گفتند که زندگی او دقیقاً مانند قبل از انقلاب بود. او هیچ چیزی را که مردم طبقات پایین ندارند، در خانه‌اش راه نداده بود. هیچ غذای گران‌قیمت و چیزهای گرانی که مردم نتوانند بخرند، در خانه ایشان نبود. لوازم زندگی او کهنه و قدیمی بود. حالا در شرق و غرب عالم و در پنج قاره بگردیم تا یک رهبر دیگر را این‌گونه پیدا کنیم. این همه شاه، رئیس‌جمهور، لیبرال، دموکراسی، چپ، راست، سوسیالیست، لیبرالیست و این‌ها کو؟

شما ولی فقیه را ببینید؛ ما تا الآن دو ولی فقیه داشته‌ایم. اگر تمام حکومت‌های دنیا را در یک کفه بگذارند، اصلاً قابل مقایسه نیست. آن‌ها به لحاظ علمی و علم، به لحاظ شجاعت، به لحاظ صداقت، به لحاظ زهد و ساده‌زیستی، به لحاظ عقلانیت و به لحاظ اخلاق، اخلاق، تواضع، مهربانی و محبت با دیگران قابل مقایسه نیستند. این، فرق نظام مردم‌سالاری دینی با بقیه نظام‌های سیاسی است.

مردم‌سالاری این است که مردم می‌بینند که الآن در این‌جا خبری نیست گل و بلبل است، بلکه مردمِ چهل یا پنجاه شهر، هر روز و هر شب زیر بمباران می‌روند. جمعیت ایستاده‌اند و دارند شعار می‌دهند و صد متر آن‌طرف‌تر موشک می‌خورد. آن‌ها به جای این‌که فرار کنند، به آن سمت می‌دوند؛ اصلاً مانند این است که تن آن‌ها می‌خارد! تا بروند و ببینند آیا کسی در آن‌جا مجروح یا چیزی هست تا به او کمک کنند. اگر مردم‌سالاری در این انقلاب نبود، این مردم این‌گونه نمی‌آمدند. بالاخره مردم صداقت، فداکاری و خدمت دیده‌اند که این‌گونه می‌ایستند.

حالا طوری شده که حتی یک اقشاری هم که قبلاً توهین می‌کردند و تهمت می‌زدند، این خون این مرد بزرگ، آن‌ها را مقداری بیدار کرد؟ الآن در شهرهای مختلف، یک تیپ‌هایی هم می‌آیند که قبلاً توهین می‌کردند و خود آن‌ها همین شایعات دشمن را به این‌طرف و آن‌طرف منتشر می‌کردند و الآن خود آن‌ها شرمنده هستند. آن‌ها می‌گویند ما باید بجنگیم؛ با آمریکا نه آتش‌بس، نه صلح و نه یک قدم عقب‌نشینی باید باشد. انسان تعجب می‌کند؛ این‌ها هم از معجزات خون شهید است. خب بخشی از مردم هستند که تا یک نفر شهید نشود، نمی‌فهمند. در اول انقلاب هم به شهید بهشتی فحش می‌دادند و بعد از این‌که او شهید شد، همان‌ها هم گریه می‌کردند. امام فرمود که از شهادت او مهم‌تر، مظلومیت او بود.

یکی دو مورد از روش‌هایی که ایشان پیگیر آن بود و خیلی‌ها قدرت و سعه صدر آن را نداشتند این بود: شما چند بار شما شنیده‌اید که بعضی‌ها می‌گویند جوانان در دهه شصت خیلی خوب بودند، ولی الآن جوانان این‌گونه نیستند. چند بار ایشان فرمود این برداشت شما غلط اندر غلط است. بچه‌هایی که در این نسل هستند، اعم از دهه هفتادی، دهه هشتادی و دهه نودی، از بچه‌های دهه شصت بهتر هستند. اصلاً این تقسیم‌بندی که بگویند نسل z یا نسل فلان، بله، این‌ها از نظر ابزار و رسانه تغییراتی دارد و طبیعتاً آثاری دارد. در آن زمان رسانه‌ای نبود، اما الآن در جیب هر بچه‌ای تمام شبکه‌های خوب و بد و همه چیز هست؛ یعنی دیگر اصلاً به لحاظ چیزی حریمی وجود ندارد. این موضوع حتماً آثاری دارد. این موضوع آثار بدی هم دارد که خیلی از خانواده‌ها را متلاشی کرد و خیلی‌ها را خراب کرد. اما آثار خوبی هم داشت و دارد. خیلی‌ها هم از همین طریقِ این رسانه و این شرایط بیدار شده‌اند و در حال بیدار شدن هستند.

آیا می‌دانید الآن در هشت - ده کشور، مردمی را که برای ایشان عزاداری می‌کنند، دارند دستگیر می‌کنند؟ یعنی از همین کشورهای خلیج فارس مانند بحرین تا بعضی کشورهای دیگر، آن‌ها را می‌گیرند. آن‌ها می‌گویند شما عزاداری هم نباید بکنید. چون اصلاً حیثیت و آبروی تمام این‌ها در بین ملت‌های آن‌ها رفت. همه می‌گویند اگر این‌ها رهبر هستند، پس شما چه کسانی هستید؟ اگر این‌ها مسلمان هستند، پس شما چه کسانی هستید؟ اصلاً خودِ وجودِ امام خامنه‌ای و هم وجودِ شما مردم، یعنی مردمی که در این هوا در مسجدها و خیابان‌ها، بدون این‌که کسی بگوید و بدون این‌که شما منافع شخصی داشته باشید می‌آیید و صحنه را رها نمی‌کنید، باعث این امر شده است. همه، حسرت داشتنِ یک هم‌چون امامی و یک همچون امتی و مردمانی را دارند.

ایشان فرمود که این‌گونه تقسیم‌بندی‌ها را نکنید؛ اصلاً این موضوع به نسل مربوط نیست. در هر نسلی، پاک‌ترین آدم‌ها، پلیدترین آدم‌ها و پوک‌ترین آدم‌ها، هر سه گروه وجود دارند. یک عده پاک هستند، یک عده پلید هستند و یک عده زیادتری هم نه پاک هستند و نه پلید، بلکه پوک هستند. آن‌ها سیاهی‌لشکر هستند. اگر این پاکان درست عمل کنند یا پیروز شوند، خیلی از این پوک‌ها به طرف پاک‌ها می‌آیند و پاک می‌شوند. اگر آن پلیدها غلبه کنند، خیلی از همین پوک‌ها به زیر بلیت پلیدها می‌روند.

یک بخشی از ملت و آدم‌ها هستند که وضعیت آن‌ها بستگی به این دارد که چه کسی باشد یا باد از کدام طرف بیاید! اگر فضا مذهبی باشد، او ممکن است مذهبیِ مسجدی شود. اگر این‌طرف بزن و بکوب و بخور بخور و این‌ها را ببیند، ممکن است به آن طرف برود. هر دو آن می‌شود. این موضوع به نسل بستگی ندارد. این جنگ روانی و جنگ نرم هم همیشه بوده است. بله، ماهواره و این‌ها نبود، ولی آن وقتی که قرآن می‌گوید به تمام پیامبران می‌گفتند این‌ها دروغگو، حقه‌باز و دیوانه هستند و یک عده‌ای باور می‌کردند، آن هم همین جنگ روانی بود که قرآن به آن اشاره می‌کند. قرآن می‌فرماید پیامبری نیامده مگر این که او را مسخره می‌کردند. آن‌ها می‌گفتند این شخص خل است و او هر چند روز یک‌بار می‌آید و می‌گوید خدا با من حرف زده است. این دیوانه است؛ مگر خدا حرف می‌زند؟ و اصلاً برای چه با تو حرف زده است؟ وقتی حضرت علی(ع) به عنوان اولین مسلمان شهید شد، جنگ روانی وجود داشت. مردمِ غربِ جهانِ اسلام در شام و آن مناطق، وقتی شنیدند که ایشان در مسجد کشته و شهید شده است، می‌گفتند مگر علی نماز می‌خوانده است که در مسجد کشته می‌شود؟ او با مسجد چه کار داشته است؟ او اولین کسی بود که سجده کرد؛ او اولین مسلمان بود.

جنگ روانی یعنی آن‌هایی که در جنگ صفین داشتند پیروز می‌شدند، اما وقتی آن‌ها قرآن را بالا بردند، این‌ها فریب خوردند و گفتند ما با قرآن نمی‌جنگیم! خیال آن‌ها این بود که قرآن همان کاغذها است. پس جنگ روانی همیشه بوده و الآن صد برابر شده است. ما باید درست حرف بزنیم، بحث کنیم و تبیین کنیم. همین بچه‌هایی که می‌گویند نسل z و نسل آلفا و فلان و این‌ها هستند، همین‌ها بهترین و پاک‌ترین بچه‌ها در میان این‌ها هستند. همین کسانی که در این مسجد هستند اکثراً جوان هستند؛ به نظر من 97 یا 98 درصد شما اصلاً نه انقلاب را دیده‌اید، نه امام را و نه جنگ و این‌ها را دیده‌اید، ولی الآن در همان خط هستید، انگار که آن‌ها را دیده‌اید. پس این موضوع به نسل و قدیم و جدید بودن خیلی مربوط نیست؛ همه نسل‌ها همیشه این‌گونه بوده، هست و خواهد بود.

این مهم است که از میان پاک‌ها و پلیدها در جامعه، کدام گروه فعال‌تر و قوی‌تر باشند و به موقع عمل کنند؛ تا آن بخشی که در آن وسط هستند، یعنی آدم‌های معمولی که نه بد هستند و نه خوب، بلکه خوب اما توخالی هستند و اصلاً چیزی نمی‌دانند و هر کس هر چه به آن‌ها می‌گوید باور می‌کنند، جذب شوند. اگر تو زودتر خود تو را به او برسانی، او سرباز حق می‌شود؛ و اگر آن پلید زودتر برسد، او سرباز او می‌شود. مگر شما در بعضی از این اتفاقات ندیدید که برخی از بچه‌هایی که بچه‌های بدی نبودند و بچه‌های معمولی بودند، آن‌ها را به قاتل خون‌خوار تبدیل کردند؟ و بعد وقتی بعضی از آن‌ها دستگیر می‌شدند، اصلاً می‌گفتند حرف تو یا استدلال تو چیست؟ او اصلاً حرف نمی‌زد. وقتی به او می‌گویند در تریبون آزاد بیا و حرف بزن، می‌گوید نمی‌خواهم؛ او فقط فحش‌های خواهر و مادر می‌دهد. او فحش می‌دهد و آدم می‌کشد، اما به تریبون آزاد نمی‌آید، برای این‌که او اصلاً حرفی ندارد، اصلاً کتاب نخوانده است، حتی یک کتاب هم نخوانده است. او از سواد تاریخی، سواد سیاسی، سواد اسلامی، سواد تاریخ ایران، این‌که دوست چه کسی است و دشمن چه کسی است، رژیم‌های سیاسی چگونه هستند و الآن آمریکا چه کار دارد می‌کند، هیچی نمی‌داند. او پای آن رسانه نشسته است و هر چه آن می‌گوید، این باور می‌کند؛ حرف‌های این‌طرف را هم گوش نمی‌کند و هر چه هم بگویی، باور نمی‌کند. بعد به او می‌گویند استدلال تو چیست؟ او استدلالی ندارد. وقتی فحش هست، مگر استدلال می‌خواهد؟ وقتی چاقو هست، چرا با هم حرف بزنیم؟ او به رفقای خود گفت وقتی ما می‌توانیم همدیگر را بزنیم، برای چه با هم صحبت کنیم؟خب یک عده‌ای این‌گونه هستند.

این یک نکته بود که ایشان فرمود نگذارید کلاه شما را بردارند و بگویند بله، نسل جدید فلان هستند و نسل جدید فلان است. نه آقا، این‌گونه نیست. اولاً در دهه 60 هم، شما که نبودید تا بدانید، آن موقع هم دقیقاً مانند همین الآن بود. بعضی‌ها خیال می‌کنند در دهه شصت همه انقلابی، مؤمن و مذهبی بودند؛ اصلاً این‌گونه نبود. در همان موقع هم طرف تا دیروز فحش می‌داده ولی الآن می‌آید گریه می‌کند. در همان موقع هم همین‌گونه بود؛ آیا شما خیال می‌کنید که در دهه شصت همه مردم اهل جبهه و جهاد بودند؟ ایشان فرمود نگذارید شما را از نسل جوان و از بچه‌های شما بترسانند و بگویند آی این‌ها از دست رفته‌اند و این‌ها را نمی‌شود فلان کار کرد؛ نه آقا، این‌گونه نیست. ما باید با اخلاق، با منطق و با محبت با آن‌ها رفتار کنیم بدترین دشمنان با اخلاق، با منطق و با محبت، دوست می‌شدند؛ چه برسد به این بچه‌ها که اصلاً دشمن نیستند. همین بچه‌ها الآن خیابان‌ها را نگه داشته‌اند. همین بچه‌ها در زمان کرونا هم همان نسل زد بوده‌اند. به عنوان مثال، ما خود ما در زمان سال ۱۳۵۷، نسل z آن زمان بودیم؛ منتهی ما بدون رسانه‌ها بودیم. الآن شما می‌بینید که در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا، اکثر افرادی که به نفع ما شعار دادند و پرچم آمریکا و اسرائیل را آتش زدند، همان نسل زدِ آن‌ها بودند که علیه آمریکا و اسرائیل بودند. این یک نکته است.

نکته دومی که باز باید از ایشان بیاموزیم این است که هنگامی که فتنه رخ می‌دهد، تاریکی و روشنایی با هم مخلوط می‌شوند و شرایط مانند حالت گرگ‌ومیش می‌شود. در این حالت شما مطمئن نیستید که چه کسی چه کسی است، چه کسی دارد می‌آید و چه کسی دارد می‌رود؛ به این وضعیت فتنه می‌گویند. فتنه زمانی است که بسیاری از مردم گیج می‌شوند و نمی‌دانند چه کسی راست می‌گوید و چه کسی دروغ می‌گوید، یا چه کسی حق است و چه کسی باطل است. در این‌جا می‌گویند که باید تبیین کنید که این همان "جهاد تبیین" است که خود ایشان هم آن را انجام می‌دادند.

ببینید، تا همین چند وقت پیش ممکن بود برخی از افراد بگویند که ما اصلاً نمی‌فهمیم چه کسی به چه کسی است و حق با چه کسی است. این افرادی که مطالعه و سواد کافی ندارند، به همین ترتیب پای ماهواره نشسته‌اند یا در فضای مجازی و سایر بخش‌ها حضور دارند و به همین شکل از این شخص یا آن شخص سخنانی می‌شنوند و مطالب را مدام برای یکدیگر ارسال می‌کنند؛ آن‌ها نمی‌دانند موضوع چیست و سند آن کجاست؟ به عنوان مثال، اصل آن دروغ است.

یکی از بستگان ما می‌گفت در همین چند وقت پیش در شهر مشهد می‌خواستم سوار خودرو بشوم و به راننده گفتم که مرا به حرم امام رضا ببرد. آن راننده به او گفته است که به آن‌جا نروید، زیرا آقای خامنه‌ای در زیر حرم پنهان شده است و در آن کانال‌های زیرزمینی آب وجود دارد و ممکن است آمریکا و اسرائیل بیایند و حرم امام رضا را مورد هدف قرار دهند؛ اصلاً تا مدتی هیچ‌کس به حرم نرود! ببینید یک آدم خرِ معمولی گمان می‌کند که این افراد تا این حد این‌طوری هستند، آن شخص این مقدار حساب بانکی دارد، آن شخص در بانک‌ها این شرایط را دارد و این موضوع فلان است و آن‌ها بهمان هستند؛ اما آقا! همه این‌ها دروغ است.

الان دیگر فتنه نیست و همه‌چیز روشن شده است. درست است؟ یعنی واقعاً الآن کسی پیدا می‌شود که نفهمد حق و باطل چه کسی است و در کجا قرار دارد؟ الآن دیگر چه کسی با چه کسی دارد می‌جنگد؟ آمریکا و آن هم شخص ترامپ! خوک زرد! الآن خود آمریکایی‌ها می‌گویند که این شخص، فاسدترین رئیس‌جمهور ما است. خود آن‌ها می‌گویند که ما تا حالا آدمی فاسدتر و کثیف‌تر از این شخص نداشته‌ایم؛ همه کثیف هستند اما این شخص دیگر رکورد زده است. در دنیا کسی پلیدتر از صهیونیست‌ها نیست. طرف مقابل ما این‌ها هستند و در این طرف هم شما هستید؛ مردم ما که اگر نگوییم شریف‌ترین مردم دنیا هستند، قطعاً جزو شریف‌ترین مردم دنیا هستند. آن‌ها آگاه هستند و الآن هر کدام از مردم ما خودشان یک رهبر هستند. اصلاً چه کسی به مردم گفته است که به خیابان بیایند؟ اگر الآن به آن‌ها بگویند که نیایید، باز هم آن‌ها می‌آیند. الآن این شعارهایی که شما الآن اول دادید چه بود؟ وای اگر خامنه‌ای حکم جهاد من را دهد، ارتش دنیا نتواند که جواب من را دهد حرف ما یک کلام است: انتقام و والسلام. الآن عده‌ای می‌خواهند بگویند که آقا! مردم ناراحت هستند و می‌گویند این موضوع را زود تمام کنید. آن‌ها می‌گویند الآن او را کشته‌اند دیگر؛ خداوند اموات شما را هم بیامرزد، ایشان هم رفتند و بالاخره همه انسان‌ها می‌روند؛ این غائله را زود تمام کنید، امتیاز بدهید و تسلیم بشوید. شما برعکس می‌گویید. انسان عاقل می‌گوید که باید بجنگیم؛ اما با چه کسی؟ شما با غول و با شاخ غول دنیا درافتاده‌اید و ضمناً این شاخ شکست و در حال شکستن است. آن‌ها همه پایگاه‌های آمریکا را که کسی جرأت نمی‌کرد اسم آن‌ها را بیاورد، هدف قرار داده‌اند و زده‌اند.

من یک زمانی در فضای مجازی مطلبی دیدم که الآن هم وجود دارد؛ شهید حاجی‌زاده(رضوان‌الله علیه) گفت بچه‌های ما یک موشک ساخته‌اند که هنگامی که آن را شلیک می‌کنید و به هدف می‌رسد، به هشتاد موشک تبدیل می‌شود؛ یعنی اگر صد عدد موشک شلیک کنید، مانند این است که هشت هزار موشک شلیک کرده‌اید. آن‌ها این موشک‌ها را به اسرائیل شلیک کرده‌اند. یک زمانی هم ایشان و هم شهید سلامی گفتند که ما سلاح‌هایی در اختیار داریم که در دنیا هیچ‌کس به جز ما آن‌ها را ندارد. ما هیچ احتیاجی به بمب اتم نداریم. آن‌ها هنوز هم همه آنچه را که در اختیار دارند، شلیک نکرده‌اند.

الآن نگاه کنید تنگه هرمز را بستند، قیمت نفت، بنزین و گاز به سرعت افزایش می‌یابد؛ یعنی اگر این وضعیت چند هفته دیگر ادامه پیدا کند، اقتصاد آمریکا و اروپا اصلاً فلج می‌شود. برخی از کشورهای همین منطقه، مانند همین امارات و کشورهای دیگر که برخی از مردم به آن‌جا می‌روند، می‌گویند آی بروید دبی! ببینید دبی چطوری است و فلان جا چطور است؛ آن‌ها چهار ساختمان و برج دارند که البته آن‌ها را هم خودِ آن‌ها نساخته‌اند، بلکه دیگران با پول مفتِ نفت برای آن‌ها ساخته‌اند! من در خبری دیدم که این‌ها تا چهار یا پنج روز بیشتر غذا ندارند. غذا! آیا این موضوع پیشرفت اقتصادی است؟ آن‌ها غذا ندارند که بخورند. آن‌ها تمام پایگاه‌های شما را زده‌اند؛ در حالی که پیش از این همه فکر می‌کردند اگر کسی به پایگاه‌های شما نگاه چپ بکند، در همان‌جا خشک می‌شود و می‌میرد. هر چه شما را می‌زنیم هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد؛ ما خشک نمی‌شویم بلکه شما مدام دارید خشک می‌شوید.

می‌گویند خلیفه و حاکم فاسدی بود که می‌خواستند خواجه نصیر را بکشند، آن‌ها گفتند: نه آقا! اگر این شخص را بکشید، اصلاً آسمان سیاه می‌شود و همه ما از بین می‌رویم و نابود می‌شویم؛ مگر می‌شود با این شخص درافتاد؟ عده‌ای می‌گفتند او را بزنیم و عده‌ای می‌گفتند نه، نزنیم. یکی گفت که آقا بیایید امتحان کنیم؛ بیایید این شخص را لای نمد بگذاریم تا او را نمدمالش کنیم. همین‌طوری مدام فشار بدهید و پیش بروید و اگر دیدیم که واقعاً آسمان دارد بهم می‌خورد و زلزله رخ می‌دهد، زود او را رها کنید و دوباره حال او را جا بیاورید؛ اما اگر دیدیم که اتفاقی رخ نداد، همین‌گونه آرام‌آرام پیش می‌رویم تا کار او تمام شود.

حالا الآن می‌گویند آقا! با آمریکا درنیفتید؛ ما با اسرائیل درافتاده‌ایم و.. حالا فعلاً نم‌نمک داریم جلو می‌رویم تا ببینیم چه اتفاقی رخ می‌دهد. آن‌ها تمام پایگاه‌های شما را زده‌اند و شما دارید فرار می‌کنید؛ کماندوهای آمریکایی که در فیلم‌ها می‌بینید یکی از آن‌ها می‌رود و هزار نفر را نابود می‌کند، یا سه نفر می‌روند و یک کشور را تصرف می‌کنند، الآن در حال دویدن هستند؛ به این طرف می‌روند موشک‌های بچه‌های ما به آن‌ها اصابت می‌کند، فرار می‌کنند تا به آن طرف بروند، در آن‌جا هم موشک اصابت می‌کند و بعد تصاویر نشان می‌دهد که آن‌ها در حال دویدن، گریه می‌کنند. این افراد می‌خواهند بیایند و ما را بنده خود بکنند.

شهید سلیمانی می‌گفت که ما فیلم‌هایی از پشت جبهه آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها داریم که هنگامی که اوضاع خیلی جدی می‌شود، رسماً افسر آن‌ها گریه می‌کند. او به سرباز خود می‌گوید جلو برو، اما سرباز می‌گوید خودت جلو برو. او می‌گوید که آن‌ها شلوار خود را خیس می‌کنند؛ و ایشان گفت آقا بعضی از این افراد پوشک دارند و از این پوشک‌های بزرگسال استفاده می‌کنند! رزمنده آن‌ها با پوشک به میدان می‌آید. چه کسی می‌خواهد با چه کسی بجنگد؟ با بچه‌های ما که شهادت را پیروزی می‌دانند؟ بعضی از آن‌ها هنوز هم نمی‌توانند بفهمند چه کسی به چه کسی است. این افرادی که انسان‌های بدذاتی نیستند ولی بی‌اطلاع هستند، هر چه حوادث پیش می‌رود، آن‌ها تغییر می‌کنند. این مظلومیت آقای خامنه‌ای و خون او، این فداکاری‌ها و این شرایط را الآن همه دنیا دارند می‌بینند. دیگر الآن فتنه نیست. الآن هوا گرگ‌ومیش نیست، بلکه الآن مانند وسط ظهر روشن است. الآن هر کسی تردید کند که حق با چه کسی است، معلوم می‌شود که خود او مشکل دارد.

این شعاری که شما دادید، چند نکته دارد. نکته اول: هر کسی که صحبت از سازش با ترامپ و اسرائیل بکند، یا خائن است یا احمق است. این جنگ، نه تنها سرنوشت منطقه، بلکه سرنوشت دنیا را تعیین می‌کند. این جنگ، سرنوشت ایران و جهان اسلام را تعیین می‌کند. این جنگ با همه جنگ‌های دیگر تفاوت دارد. جهان دوقطبی شده است. یک طرف به رهبری ایران است و طرف دیگر به رهبری آمریکا و صهیونیست‌ها است.

شما ببینید که ما تا به حال پایگاه‌های آمریکا را در شانزده کشور جهان هدف قرار داده‌ایم و زده‌ایم. این موضوع در وهله اول نشان می‌دهد که کشورهای دیگر چقدر بدبخت هستند؛ این کشورها همگی مانند ایران در زمان شاه هستند. در آن زمان هم در کتاب خاطرات مادر شاه، در یک جا آمده است که: یک زمانی دیدم شاه با لب و لوچه آویزان آمده است و بسیار ناراحت است؛ به او گفتم چه اتفاقی افتاده؟ شاه گفت: من هر چه را که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها می‌گویند، اطاعت می‌کنم؛ چرا آن‌ها من را این‌قدر تحقیر می‌کنند؟ مادر شاه گفت: گفتم چه شده است؟ گفت: من الآن فهمیده‌ام مدت‌ها است که آمریکا اصلاً به طور مستقیم به خلبان‌های ما و هواپیماهایی که آمریکایی‌ها به این‌جا داده بودند، خودش دستور می‌دهد و این هواپیماها تحت فرمان ارتش آمریکا می‌روند مردم ویتنام را در کشور ویتنام بمباران می‌کنند؛ من تا همین الان خودم خبر نداشتم که هواپیماهای ایران در ویتنام دارند برای ارتش آمریکا در آن‌جا بمباران انجام می‌دهند!

انگلیس به شاه دستور داد و او ارتش ایران را به کشور عمان در منطقه ظفار فرستاد تا با انقلابیون آن‌جا که داشتند حکومت را سرنگون می‌کردند، بجنگد؛ یعنی سربازان ایرانی با پول ایران بروند و در آن‌جا برای منافع انگلیس کشته بشوند، در حالی که خود انگلیس سربازان خود را نفرستاد!

یک جنگی در آن‌جا بین اعراب و اسرائیل بود که یکی دو روز اول آن به نفع اعراب بود، اما بعد از آن دیگر به طور کامل شکست خوردند. در همان یکی دو روز اول که ده - پانزده فروند از هواپیماهای اسرائیل سقوط کرد، شاه هواپیماهایی را که آمریکا به این‌جا فرستاده بود، به اسرائیل هدیه داد و گاز مفت به اسرائیل فرستاد.

آیا شما می‌دانید که سازمان موساد اسرائیل در ایران همه‌کاره بود؟ یعنی سفیر، وزیر، وکیل، استاندار، رادیو و تلویزیون، ارتش، ساواک، شهربانی، صداوسیما و حتی رئیس دانشگاه‌های ما باید با اجازه سفیر آمریکا و انگلیس تعیین می‌شدند و سازمان موساد اسرائیل هم حق وتو داشت. ساواک ما زیر نظر سازمان موساد اسرائیل آموزش شکنجه می‌دید. این افراد در این‌جا همه‌کاره بودند و الآن می‌خواهند دوباره برگردند. این جنگ باید تا اخراج آمریکا از کل این منطقه ادامه پیدا کند.

کمترین خون‌بهای امامِ شهدا و مجاهدین در این جنگ این است که ما دیگر نباید اجازه بدهیم که پایگاه‌های آمریکا در کل کشورهای این منطقه، در همه جا حضور داشته باشند و دست به توطئه و جنایت بزنند و اسرائیل تا همین الان ضرباتی را خورده که در تاریخ 80 ساله‌ای که آمده و همه آن جنایت بوده، تا الآن این ضربه‌ها را نخورده است. اسرائیل باید آن‌قدر ضربات سنگینی دریافت کند – که ان‌شاءالله الآن در حال دریافت آن‌ها است – تا به غلط کردن بیفتد؛ اسرائیل هیچ‌وقت این‌قدر ذلیل نشده بود. به طور یکسره چند میلیون نفر در پناهگاه‌ها هستند؛ این شرایط، حتی یک‌هزارم بلاهایی نیست که آن‌ها بر سر ملت‌های مسلمان از جمله فلسطین، غزه و لبنان آورده‌اند.

نکته بعدی در مورد افرادی است که در آن شبه‌کودتایی که بین این دو جنگ اتفاق افتاد و معلوم می‌شود همگی از یک جا نشأت می‌گیرند چون پس از آن‌که در همان جنگ اولِ دوازده‌روزه به نتیجه نرسیدند، چگونه ممکن است یک دفعه در ده‌ها شهر حرکتی سازماندهی‌شده را آغاز کنند و دو هزار یا سه هزار انسان را شهید کنند و بکشند و هزاران میلیارد خسارت وارد کنند؟ آیا این موضوع یک اتفاق خودجوش و طبیعی بود؟ این امکان ندارد؛ زیرا این‌ها سال‌ها برنامه‌ریزی و کادرسازی کرده‌اند، میلیاردها دلار پول خرج کرده‌اند، افرادی را به داخل کشور فرستاده‌اند و نیروهای داخلی را سازماندهی کرده‌اند. در جنگ دوازده‌روزه، بعضی از این حملات موشکی و پهپادی، از داخل شهرها انجام شد و نه از سمت اسرائیل. همین الان هم آن‌ها حضور دارند و ده‌ها هزار اسلحه را وارد کشور کرده‌اند.

در مورد گرانی هم همه ما می‌دانیم که گرانی وجود داشته است و الآن هم هست. دیدید که وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت که ما بدون جنگ و پیش از این جنگ، کاری کردیم که خیابان‌ها درگیر بشوند؟ یعنی ببینید که بزرگ‌ترین بانک‌های دنیا در دست این افراد است و هزاران میلیارد دلار هم در دست خود آن‌ها است؛ این افراد با پروژه‌های مختلف برنامه‌ریزی می‌کنند تا چگونه تورم را در یک کشور بالا ببرند. ارزش پول ملی آن‌ها پایین بیاید و قیمت ارز این‌گونه و آن‌گونه بشود؛ به واردات آن با تحریم صدمه وارد کنند و جلوی صادرات آن را بگیرند. شما می‌دانید که این‌ها نه تنها الآن، بلکه از پیش از انقلاب ما، حتی بیماری‌ها و ویروس‌هایی را برای نابودی مثلاً دام‌ها تولید می‌کنند. یک مرتبه شما می‌بینید که در یک کشوری که تولید و صدور دام داشته است، تمام گاوها و گوسفندهای آن‌ها دچار یک ژن بیمار می‌شوند یا می‌میرند؛ یک مرتبه در مرغداری‌ها، همه‌ی مرغ‌ها به بیماری‌های رواج‌یافته مبتلا می‌شوند. درباره‌ی کرونا هم بله، هنوز واقعاً این احتمال وجود دارد که با برنامه بوده است. حالا اگر کرونا هم نباشد، آیا شما می‌دانید که این ویروس‌هایی که از آن‌ها نام می‌برند، مانند ایدز و بقیه آن‌ها که پیوسته آمدند، نظیر آنفولانزای خوکی و آنفولانزای گاوی و بیماری پشت بیماری، اغلب این‌ها بیماری‌های ساختگی هستند و طبیعی نبود. آن‌ها این بیماری‌ها را در آزمایشگاه‌های خود تولید می‌کنند.

آیا شما اصلاً می‌دانید این کمپانی‌های سرمایه‌داری که دارو کار آن‌ها است، برای اینکه داروهای خود را بفروشند، بیماری تولید می‌کنند. این‌ها داروهای تاریخ‌مصرف‌گذشته و جنس‌های آشغال خود را به عنوان کمک و خیریه به ملت‌های دیگر می‌دهند. این‌ها از آدم‌ها به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده می‌کنند. 55 سال پیش، در یک کشوری در آمریکای لاتین، در حادثه‌ای که اصلاً نفهمیدند چه چیزی بود، یک مرتبه حدود ده‌ها هزار، یعنی شصت - هفتاد هزار نفر از مردم در فاصله‌ی کوتاهی مردند. آن‌ها پیوسته می‌گفتند که این یک بیماری است و هیچ‌کس هم چیزی نفهمید. اما بعدها در اسناد سازمان سیا مشخص شد که ما یک ویروس را روی مردم این شهر در این کشور امتحان کردیم. این‌ها این‌قدر حیوان هستند. آن‌ها یک مرتبه کاری می‌کنند که تولید برنج یا گندم در یک کشور، یا باغ‌های آن از بین برود؛ آن‌ها این‌طوری هستند. آن‌ها کثیف‌ترین آدم‌های تاریخ هستند؛ ما با این‌ها درافتاده‌ایم و تا حالا در دهان آن‌ها زده‌ایم. این‌ها هیچ‌وقت این‌قدر ضربه نخورده بودند. ببینید، آن‌ها تا کنون پیوسته می‌گفتند صدام را به جلو بفرست، منافقین را بفرست، تجزیه‌طلب‌ها به جلو بیایند و داعشی‌ها بیایند؛ اما دیدند که فایده‌ای ندارد و الآن دیگه خود آن‌ها آمده‌اند.

فرمانده ارتش آمریکا گفت که این متحدان ما در کشورهای عربی، بی‌عرضه هستند و مدام نق می‌زنند. اما متحد ما اسرائیل است که به اندازه‌ی ما به ایران ضرب می‌زند. شما هم همین‌طور هستید. چرا که این‌ها مدام می‌گویند آی ایران دارد ما را می‌زند. اما ایران هم می‌گوید ما با شما کاری نداریم؛ ما با ارباب‌های شما کار داریم. او گفت که شما تا حالا ده‌ها و صدها میلیارد تیر به این کشورهای عربی خلیج فارس شلیک کرده‌اید. شما کل این کشورها را مکیده‌اید و منابع نفت و اقتصاد آن‌ها بر این اساس بنا شده است. شما همواره به این‌ها قول داده‌اید که از ما اسلحه بخرید و اسلحه‌های ما در دست خود آن‌ها یعنی در دست این‌ها است. شما همه‌ی این کارها را انجام دادید و یک وعده به این‌ها دادید؛ آن وعده این بود که امنیت شما با ما است.

الآن در اولین آزمون، خود شما دارید فرار می‌کنید. درباره‌ی این ناو بزرگ آن‌ها، هنگامی که گفتند تنگه هرمز را بسته‌اند، ترامپ گفت که این ناو می‌رود تنگه را باز می‌کند. تو کدام تنگه را باز کردی؟ آن تنگه، تنگه هرمز نبود. تو آمدی، این ناو آمد و از فاصله‌ی هزار کیلومتری نزدیک شد؛ اما وقتی به سیصد و اندی کیلومتری رسید، دوباره آن را زدند. الآن به عقب رفته است. این ناو قرار بوده است بیاید تنگه هرمز را باز کند. می‌بینید که ایران دارد ابهت این‌ها را می‌شکند. شما در دنیا می‌بینید که این موضوع مانند قضیه‌ی طالوت و جالوت است؛ این مانند قضیه‌ی رویارویی علی(ع) با عمرو بن عبدود است. همه ترسیده‌اند و نگاه می‌کنند و حتی از نگاه کردن به او هم می‌ترسند. اما بعد یک مرتبه می‌بینند که یک بچه‌ای آمد و ضربه‌ای زد، آن طرف افتاد و همه‌چیز تمام شد. اصلاً گویا خداوند این شرایط را می‌خواهد؛ پس یکی هم فتنه است که دیگر الآن فتنه نیست. الآن شرایط سیاه و سفید، کاملاً سیاه و سفید است و خاکستری نیست.

امروز چهره‌های برجسته‌ای در اروپا و آمریکا وجود دارند که اگر کسی هنوز نفهمد... امروز صبح دیدم یکی از آن‌ها می‌گوید هر کس که مسیح را... - که ما مسیح را ندیده‌ایم و درباره‌ی او شنیده‌ایم - اما یک نمونه از مسیح را در همین دوران خودمان دیده‌ایم. او می‌گوید خامنه‌ای، مسیح دوران بود.

یکی دیگر از آن‌ها که از انقلابی‌های ضد آمریکایی است که سال‌ها در زندان بوده و در آمریکای لاتین فعالیت می‌کرده است، می‌گوید در میان رهبران دنیا چه کسی وجود دارد که می‌داند قرار است او را بزنند، اما این‌قدر آرام زندگی طبیعی خود را ادامه می‌دهد و اصلاً گویا منتظر بوده که او را بزنند. چه کسی این‌گونه است؟ و بعد درباره‌ی مردم، ما همواره می‌گفتیم که مردم ضد این‌ها هستند و مردم جشن می‌گیرند و خوشحال می‌شوند؛ در حالی که مردم الآن دارند بر سر و صورت خود می‌زنند، گریه می‌کنند و می‌گویند: انتقام، انتقام.

یک عده‌ای هم تا پیش از این جنگ اخیر و ترور ایشان، هنوز ممکن بود کسانی بگویند که آن طرف مثلاً متوجه نمی‌شود. اما الآن دیگر هر کس این کار را بکند، تنها برچسبی که به او می‌خورد، خائن است. الآن دیگر این‌هایی که به آمریکا و اسرائیل می‌گویند کار خوبی کردی که زدی، خود آن‌ها از اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها کثیف‌تر هستند. بعضی از چهره‌هایی که بیست - سی سال در حکومت، خودشان مسئول اقتصادی کشور بوده‌اند و گرانی‌ها و مشکلات از زمان خود این‌ها آغاز شد، در میانه‌ی جنگ دوازده‌روزه آمدند بیانیه دادند که آقا درست مذاکره کنیم. بعضی از کسانی که بیست- سی سال است نان این مردم و بیت‌المال را خورده‌اند، و برخی سلبریتی‌هایی که هر چه دارند از این مردم است، در قضایای جنگ قبلی هیچ‌ کدام از آن‌ها حاضر نشدند علیه آمریکا چیزی بگویند. اما بعد در جریان آن قضیه‌ اغتشاش‌ها و شبه‌کودتا، تندترین تهمت‌ها و حرف‌های زشت را زدند و گفتند. بعد دوباره سر این قضیه جنگ، همین الآن، همین کسانی که پیوسته و تندتند توییت می‌زدند و پیام می‌دادند، باز خفه شدند؛ این کارها خیانت است. بعد یکی دو نفر از آن‌ها که دیگه خیلی زحمت کشیدند و حرف زدند، گفتند که جنگ بد است. جنگ بد است و ای کاش جنگ نشود! کسی که در یک جنگ نگوید چه کسی ظالم و چه کسی مظلوم است و نگوید مرگ بر ظالم و درود بر مظلوم، خود او نوکر جنگ‌افروزان است. این که بگویند جنگ بد است، یعنی چه؟ جنگی که ظالمِ متجاوز آغاز می‌کند، جنگ بدی است؛ اما جنگی که مظلوم در دفاع از خود می‌کند، جنگ مقدسی است. جنگ دو بعد دارد؛ آن طرف آن جنایت و این طرف آن شجاعت است. آیا تو هر دو طرف را به یک اندازه محکوم می‌کنی؟ می‌گویند هر دو طرف آرام باشید، با یکدیگر نجنگید و صلح کنید! او ضربه زده و آمده و دارد تو را می‌زند؛ تو به جای این که جلوی او بایستی و یقه‌ او را بگیری، ما را نصیحت می‌کنی؟ من باید به شما بگویم که بعضی از این‌ها هم جزو میلیاردرها و خر‌میلیاردرهای ایران هستند. یعنی بعضی از این سرمایه‌دارهای بزرگ کشور و بعضی از همین تیپ‌ها، از همه بیشتر می‌خورند و میلیارد میلیارد پول دارند و بعد این‌ها از همه بیشتر نق می‌زنند. آن وقت خانواده‌هایی که واقعاً بعضی از آن‌ها به نان شب خود مانده‌اند و بچه‌های آن‌ها جنگیده‌اند و می‌جنگند، باز آخرش این‌ها باید برای امنیت آن‌ها فداکاری کنند. ما باید این تسلسل را تمام کنیم. یعنی این تیپ‌ها باید پاسخ پس بدهند که چرا حتی الآن حاضر نشدید از ملت ایران دفاع کنید؟ آیا همین الآن هم پز بی‌طرفی و سکوت اختیار می‌کنید؟ آیا الآن هم حاضر نمی‌شوید ارباب‌های خود، یعنی آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها را محکوم کنید؟

نکته بعدی که به نظرم پس از این شهادت و در این فصل جدیدی که دارد آغاز می‌شود، ملت ایران ان‌شاءالله از این گردنه عبور کند، این است که مدیران این کشور باید بدانند دیگر وقت اصلاح ساختارهای اداری و حاکمیتی رسیده است؛ ساختارهای حکومتی را اصلاح کنید. ما چهار میلیون کارمند داریم که با خانواده‌های آن‌ها، تقریباً یک‌چهارم ملت ایران حقوق‌بگیر دولت هستند که خود من هم یکی از آن‌ها هستم. به نظرم در دنیا هیچ دولتی این‌همه کارمند ندارد. همچنین بسیاری از ادارات، وزارتخانه‌ها و نهادهای حاکمیتی احتیاج دارند که روش‌های مدیریت آن‌ها اصلاح بشود. آن‌ها باید شفاف باشند؛ ما به یک اصلاحات قوی اداری در کل نظام حکمرانی احتیاج داریم، اما چون الآن در میانه‌ی جنگ هستیم، درباره‌ی این موضوع خیلی بحث نمی‌کنیم. اما این را بدانیم که اگر بخواهیم یک انقلاب حفظ بشود، فقط با شهید دادن نمی‌شود. کمی هم باید عقل و اراده در مدیریت‌ها باشد تا ما این ساختارهای اقتصادی، مدیریتی، اداری و بودجه‌ی کشور را اصلاح کنیم. نظام بانکی و پولی ما احتیاج به اصلاح دارد. ما باید نظام گمرک، نظام آموزش و پرورش، رسانه‌ها و نظام تعلیم و تربیت خود را با عقل، شرع و در جهت عدالت اصلاح کنیم. این‌طوری نیست که همین‌طور جلو برویم تا ببینیم چه می‌شود و بعداً هر کاری شد، انجام دهیم؛ نه آقا! قرآن کریم می‌فرماید که دو گروه...

یکی از حضار: اگر کسی کارهای موشکی را انجام می‌دهد، وظیفه‌ی ما مردم چیست؟

جواب استاد: ببینید، معنی دیپلماسی چیست؟ یک دنیا سخن بگو، اما هیچ ‌چیز نگو. یعنی الآن شما هر چه می‌گویید او می‌گوید منظور من چه بود؟ می‌گوید همان که تو می‌گویی منظور من بود. بعد آن یکی می‌گوید منظور من چیست؟ می‌گوید همان که تو گفتی منظور من بود. آقا هم گفت که من دیپلمات نیستم، من انقلابی هستم. تفاوت انقلابی و دیپلمات این است که دیپلمات، دیپلماسی را اصل قرار می‌دهد و هدف او هم تسلیم شدن است. اما انقلابی از دیپلماسی استفاده می‌کند و در جای خود هم از زبان دیپلماتیک بهره می‌برد. یعنی ما در میانه جنگ هستیم ولی می‌گوییم که ما صلح‌طلب هستیم و این موضوع اشکالی ندارد. اما اگر این‌طوری نباشد، کسانی هستند که تز و ایدئولوژی آن‌ها از ابتدا این است که بده برود؛ هر چه داری بده برود. ایدئولوژیِ بده برود! فناوری هسته‌ای می‌خواهی؟ بده برود. موشک می‌خواهی؟ بده برود. چه چیزی باقی می‌ماند؟ فردا اگر به او بگویند شرف، می‌گوید بده برود. ناموس را می‌گوید بده برود. پس چه چیزی را ندهد برود؟ شما در کجا می‌خواهید ترمز کنید؟ آیا هر چه می‌گویند را می‌گویی بده برود چون فشار می‌آورند و تهدید می‌کنند در کجا می‌خواهی متوقف بشوی؟ چه چیزی را می‌خواهی ندهی برود؟ و چرا؟ تو که در اینجا کوتاه می‌آیی و در آنجا کوتاه می‌آیی، چرا در فلان جا کوتاه نمی‌آیی؟ این تفاوت دیپلمات و انقلابی است. حالا اگر بعضی از آن‌ها هم این حرف‌ها را می‌زنند، بگذارید بزنند؛ ولی امروز رزمنده‌ها تعیین‌کننده هستند.

یکی از حضار: اگر ما الآن این قدرت موشکی را نداشتیم، پس از ترور رهبر نمی‌توانستیم جرأت عمل به خرج دهیم.

جواب استاد: حتماً. اگر همین موشک‌ها نبودند، الآن به شما می‌گفتم که با شما چه کار می‌کردند؛ با تمام نقاط ایران از غزه بدتر می‌کردند. همین کارها بود و این‌ها همگی ناشی از استقامت شخص آقا بود؛ شخص ایشان بود.

قرآن می‌فرماید دو گروه وجود دارند؛ یکی مؤمن‌نماهای نفوذی یعنی منافقان، و دیگری هم انسان‌های مسلمانی که قرآن درباره‌ی آن‌ها می‌فرماید ضعیف‌النفس یا ضعیف‌العقل یا مریض‌القلب هستند. قرآن می‌فرماید در پشت جبهه، مواظب این دو گروه باشید. این‌ها به نفع دشمن بیرونی، جنگ روانی راه می‌اندازند و در افکار عمومی سم‌پاشی می‌کنند؛ خود آن‌ها می‌ترسند و می‌خواهند مردم را هم بترسانند که آی آمدند، آی فلان چیز شد، یادتان هست که گفته بود آمریکا یک شاسی دارد که اگر آن را فشار بدهد، تمام موشک‌ها، تانک‌ها و هواپیماها از کار می‌افتند؟ یعنی حتی به گونه‌ای گفت که ما فکر می‌کردیم اگر او آن دکمه را بزند، ما هم همین‌طور از کار می‌افتیم. ای بابا! این دکمه برای فلج کردن اراده‌ها و ذهن‌ها است. این دکمه فقط شما را از کار می‌اندازد، نه این ملت را. این‌ها دکمه را برعکس زده‌اند و مردم ما بدتر شده‌اند. این‌ها این‌طوری هستند؛ خود آن‌ها می‌ترسند و دیگران را می‌ترسانند. - این‌ها آیات قرآن است در سوره‌های احزاب، آل عمران، توبه و نساء - قرآن می‌فرماید: در میان شما کسانی هستند که از پیروزی دشمن و شکست شما شاد می‌شوند. یعنی هنگامی که شما ضربه می‌خورید، این‌ها خوشحال می‌شوند. خودتان مصادیق آن را پیدا کنید. قرآن می‌فرماید کسانی در میان شما هستند که از پیروزی شما ناراحت و از شکست دشمن غصه‌دار می‌شوند؛ سپس می‌فرماید منافق این است. اگر در میان شما کسانی هستند که مسلمان و ایرانی هستند و می‌گویند ما منافع ملت خود ما را می‌خواهیم، ولی هنگامی که بچه‌های ما ضربه می‌زنند، این‌ها غصه می‌خورند و ناراحت هستند، و هنگامی که آن‌ها ضربه می‌زنند و شما شهید می‌دهید، این‌ها ته دل‌شان خوشحال هستند و رقص آن‌ها می‌گیرد، خداوند می‌فرماید: همانا آن‌ها منافق هستند. و منافق و کافر، هر دو در جهنم در کنار یکدیگر و با هم هستند و عذاب سخت الهی در انتظار آن‌ها است.

این قصصی که قرآن درباره نهضت پیامبران و جنگ‌ها و غیر جنگ‌های آن‌ها ذکر می‌کند، نمی‌خواهد داستان گذشته را بازگو کند، بلکه این‌ها دوباره ماجرای همین زمان حال است. این‌ها به عنوان مصادیق جدید، همچنان و تا ابد به‌طور مداوم تکرار می‌شوند و تکرار خواهند شد.

قرآن در چند آیه می‌فرماید: آن‌هایی که الآن مردم را از آمریکا، اسرائیل، ناتو و مانند این‌ها می‌ترسانند، با آن‌ها همدست هستند. هر کس شما را از دشمنان شما که با شما وارد جنگ شده‌اند می‌ترساند، این‌ها همدست آن‌ها، جزء سپاه آن‌ها و ستون پنجم هستند. شما ببینید که این آیات قرآن، انگار این آیات همین الآن نازل شده است. قرآن می‌گوید: آنان که دشمن را بزرگ‌نمایی می‌کنند و می‌گویند: آی این‌ها چه هستند؟ شما در برابر این‌ها می‌خواهید ایستادگی کنید؟ قرآن می‌فرماید: این‌ها به دشمن خدمت می‌کنند و در خدمت کفر هستند. و بعد خداوند در جای دیگری می‌فرماید که: خداوند منافق را تا رسوا نکند، از این عالم نمی‌برد. این‌ها آیات قرآن هستند. یعنی این‌ها که دودوزه‌بازی می‌کنند و میان دو صندلی می‌نشینند و یک وقت حزب‌اللهی می‌شوند و یک وقت ضدانقلاب مبارز می‌شوند و نقش بازی می‌کنند، قرآن می‌فرماید: ما منافق را تا زمانی که کافر نشود، از این دنیا نمی‌بریم. باید این دودوزه‌بازی و این پرده‌ها کنار برود تا حرف‌های خودتان را صریح بزنید. و ما دیدیم کسانی را که سال‌ها دو چهره بودند؛ عده‌ای می‌گفتند: نه، منظور او این نیست و عده‌ای می‌گفتند: منظور او همین است؛ اما شما در پایان کار دیدید که چه خیانت‌های بزرگی صورت گرفت.

قرآن می‌فرماید: ما در شرایط خاصی کاری می‌کنیم که خودشان را افشا کنند. این تعبیر بسیار عجیبی است؛ خداوند می‌فرماید: من باطن شما را خارج می‌کنم، بیرون می‌آورم و علنی می‌سازم. من کاری می‌کنم که اگر سال‌ها هم نقش بازی کنی و مردم و دیگران را فریب دهی، کاری می‌کنم خودت با زبان خودت، خودت را افشا کنی و به لجن بکشانی.

آن‌هایی که هنگامی که جنگ آغاز شد و دشمن آمد و مدینه را محاصره کرد و بزرگ‌ترین ارتش کفر و شرک آمد، منافقان هم در پشت جبهه حضور داشتند و یهود هم به آن‌ها کمک می‌کردند، عده‌ای از همین مسلمانان و حتی رزمندگان ترسیدند. آن‌ها آمدند و از پیامبر اجازه می‌گرفتند و می‌گفتند: ببخشید «إِنَّ بُیُوتَنَا عَوْرَةٌ» خانه‌های ما بی‌دفاع است. این‌ها که الآن پیشروی کرده‌اند، وارد شهر می‌شوند و پدر ما را درمی‌آورند. به ما اجازه بدهید که ما برویم تا حداقل مواظب زن و بچه خود ما و خانه خود ما باشیم؟ ما دیگر شکست خورده‌ایم و الآن آن‌ها دارند می‌آیند و وارد شهر می‌شوند. پیامبر هم در حالی که می‌دانست آن‌ها بهانه می‌آورند، می‌فرمود: بروید. شخصی می‌گفت: ببخشید، ما اجازه می‌خواهیم به دستشویی برویم. پیامبر می‌فرمود: برو، اما به شرطی که دیگر تا ابد در دستشویی نمانی! چون بعد در همان‌جا محشور می‌شوی. پیامبر هم اجازه می‌دادند؛ البته پیامبر نیت هر کس را که اجازه می‌خواست می‌فهمیدند و به او اجازه می‌دادند. بهانه‌ها ظاهراً منطقی و مذهبی بودند؛ به طوری که می‌گفتند رفتن الآن ما بسیار منطقی و شرعی است و پیامبر هم اجازه می‌داد. خداوند می‌فرماید: این اجازه‌ای که تو به این‌ها می‌دهی، باعث می‌شود که این‌ها این نقش و این بازی خود را ادامه دهند.

می‌دانید که بعضی از آن‌ها در جنگ موته، یعنی در جنگ با رومی‌ها، بهانه شرعی آورده بودند. پیامبر فرمود: هر کس که می‌تواند، سلاح بردارد تا ما برای دفاع برویم. بعضی از آن‌ها گفتند: ببخشید، ما چک و سفته داریم، گرفتار هستیم و بدهی داریم؛ ما شرعاً باید آن‌ها را پرداخت کنیم و اگر شما اجازه بفرمایید، ما به جای آن پول و مانند این‌ها را می‌دهیم.؛ در حالی که آن‌ها با ریاکاری، پول را هم درست پرداخت نمی‌کردند. شخصی آمد و گفت: ببخشید، من چون خیلی متشرع هستم و حلال و حرام برای من مهم است، بسیار می‌ترسم. من شنیده‌ام که دختران منطقه رومی‌ها، دختران زیبایی هستند؛ من می‌ترسم که اگر بیایم، چشم من به این دختران آن‌ها بیفتد و به گناه بیفتم. می‌دانید که او آمد و به پیامبر این سخن را گفت. او گفت: من می‌ترسم که اگر بیایم، چشم من در آنجا به زنان آن‌ها بیفتد و نتوانم خود را کنترل کنم. آیا همین بهتر نیست که ما گناه نکنیم؟ بنابراین اگر اجازه بفرمایید، ما نیاییم. این یک بهانه شرعی بود. قرآن می‌فرماید: آن‌ها به بهانه‌های مختلف آمدند تا فرار خود را توجیه کنند.

آیه‌ای دیگر می‌فرماید: شما مراقب شایعه‌پراکنانی که می‌خواهند مردم را بترسانند و به شک بیندازند، باشید. شما مراقب جنگ روانی کفار و عوامل داخلی آن‌ها، یعنی منافقان و ستون پنجم، باشید. شما به ابهامات کسانی که دچار اشتباه شده‌اند، پاسخ بدهید؛ یعنی جهاد تبیین کنید. شما به اتهامات دروغینی که آن‌ها دارند میان مردم شایعه می‌کنند، جواب بدهید؛ همان‌ها که می‌گویند شما جنگ‌افروز هستید و شما فلان هستید و این تقصیر شما است که الآن همه آمده‌اند به شما حمله کرده‌اند؛ شما به آن‌ها جواب بدهید.

شما ماهیت این درگیری و نبرد را برای کسانی که مسئله دارند، تبیین کنید. عده‌ای می‌گویند: مگر شما پیامبر اخلاق و رحمت نیستید؟ شما که برای اخلاق آمده‌اید و مظهر محبت هستید، چرا الآن از جنگ و مانند این‌ها حرف می‌زنید؟ آیا الآن سپهسالار شده‌اید؟ شما آمدید گفتید که من برای تکمیل اخلاق آمده‌ام. ما تا حالا همیشه از شما مهربانی و محبت دیده‌ایم؛ آیا الآن لباس ژنرالی پوشیده‌اید و فرمانده کل قوا شده‌اید؟ قرآن می‌فرماید: همان پیامبر رحمت که آموزگار اخلاق، محبت و معنویت است، الآن فرمانده ارتش اسلام است. این جنگ، جنگِ دفاع از انسان است. آن‌ها دارند علیه انسان می‌جنگند و ما باید به نفع انسان بجنگیم؛ زیرا کل اسلام و حکم جهاد آن، همگی رحمت است.

آیه‌ای دیگر می‌فرماید: شما هوشیاری امنیتی داشته باشید؛ این‌ها الآن به شما حمله کرده‌اند، «مِنْ فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ»، یعنی از بالا و پایین و از هر طرف به شما حمله کرده‌اند. یکی از آن‌ها گفت که عوامل داخلی هم در پشت جبهه شما حضور دارند؛ مانند آن زمان در مدینه. قرآن می‌فرماید: شما آماده باشید؛ زیرا ممکن است آن‌ها از هر جناحی بیایند، پس برای آن برنامه داشته باشید. همین الآن عده‌ای با سخن گفتن از نظم و امنیت و مانند این‌ها می‌خواهند مردم را بترسانند؛ آن‌ها می‌گویند ما فرماندهان ارتش، سپاه و رهبری را زده‌ایم. دیگر دشمن می‌گفت چه کسی می‌خواهد با ما بجنگد؟ الآن آن‌ها گیج شده‌اند که چه کسی دارد در جبهه‌ها با ما می‌جنگد؛ زیرا می‌گویند ما که رده‌های یک، دو و سه همه آن‌ها را زده‌ایم، پس آن‌ها برای چه می‌جنگند و این‌قدر هم قشنگا می‌جنگند؟ و این مردم چرا نمی‌ترسند و چرا این‌طوری هستند؟ اخیراً یکی از آن‌ها می‌گفت محاسبات ما اشتباه بود؛ معلوم است که ما هنوز هم اصلاً مردم ایران و انقلاب ایران را نشناخته‌ایم. اگر رهبر آن‌ها را هم بزنی، گویی نزده‌ای؛ زیرا همه آن‌ها و هر کدام از آن‌ها، خود یک رهبر می‌شوند و این‌ها خودشان پای این حرکت‌ها ایستاده‌اند. آن‌ها یکی این سخن را گفتند و آیا می‌دانید یکی از برنامه‌های آن‌ها چیست؟ آن‌ها کلانتری‌ها، مساجد، بسیج و نیروهای نظامی را می‌زنند؛ به خیال‌شان این‌ها جمهوری اسلامی را نگه داشته‌اند. در حالی که اصلاً این جمهوری اسلامی را مردم نگه داشته‌اند، و نه مسئولان، کلانتری‌ها و ادارات دولتی. مردم با راهپیمایی‌های 22 دی، 22 بهمن، روز قدس و 22 اسفند، انقلاب را نگه داشته‌اند. این چیزی را که ما الآن به آن جنگ ترکیبی می‌گوییم، یعنی همین کاری را که آن‌ها دارند انجام می‌دهند، در آن زمان هم وجود داشت. آن‌ها از پشت جبهه مردم را می‌تراسانند. آن‌ها پیش خانواده رزمندگان می‌رفتند و می‌گفتند: تو جوان خودت را به خط مقدم فرستاده‌ای؛ در حالی که الآن وقت دامادی جوان توست. آیا خوب است که جنازه او را برای تو بیاورند؟ خود پیامبر که پسری ندارد تا پسرش را بفرستد، دارد پسرهای شما را به جبهه می‌فرستد! آن‌ها می‌رفتند به رزمندگان می‌گفتند: تو در خط مقدم ایستاده‌ای؛ در حالی که خط مقدم در کنار خود شهر مدینه بود؛ همان‌جایی که به فرماندهی سلمان فارسی خندقی کنده بودند که یک تاکتیک ایرانی بود و پیامبر فرمودند که سلمان فرماندهی آن را بر عهده بگیرد. آن‌ها به رزمندگان می‌گفتند: ای بابا، تو اینجا ایستاده‌ای؛ در حالی که دشمن از آن طرف وارد شهر شده است و الآن معلوم نیست زن و بچه تو کجا هستند. تو در اینجا ایستاده‌ای و مدام می‌گویی جنگ جنگ تا پیروزی؟ خانه تو و زن و بچه تو رفتند. بلند شو و برو مواظب خانه تو باش و این شعارها را رها کن. عده‌ای گفتند: «مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا»؛ این وعده‌هایی را که این آقا و خدای او به ما می‌دادند و ما باور کرده بودیم، همگی بازی بود و او کلاه ما را برداشت. اما عده‌ای از مؤمنان و رزمندگان هم می‌گفتند: «هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ»؛ این همان وعده‌ای بود که خدا و رسول او به ما دادند. راوی می‌گوید بعضی‌ها هنگامی که دشمن را می‌دیدند، می‌ترسیدند، فرار می‌کردند و خیانت می‌کردند؛ اما عده‌ای از همان‌ها، هنگامی که همان دشمن را می‌دیدند، محکم‌تر و مؤمن‌تر می‌شدند. همین الآن هم ما مصداق هر دوی آن‌ها را داریم می‌بینیم.

قرآن می‌فرماید: مؤمنان در تعارض میان منافع شخصی و مصالح عمومی، اهل فداکاری بودند و الآن هم همین‌طور است. منافقان در این‌ جاها بر سر دوراهی‌ها اهل خیانت هستند. کافران فقط به منافع و مشکلات خود می‌اندیشند؛ اما مؤمنان به مشکلات همه می‌اندیشند. هنگامی که کالایی کمیاب شود، مؤمن آن را احتکار نمی‌کند تا بعداً گران‌تر بفروشد، بلکه کالا را بیشتر می‌آورد و تحویل می‌دهد. اگر او در زمان دیگری هم کالایی را گران می‌فروخت، الآن دیگر اصلاً این کار را انجام نمی‌دهد. می‌دانید که یک بار در مدینه قحطی شده بود و خادم امام صادق(علیه‌السلام) به بازار رفته بود؛ او مثلاً هفته‌ای یک یا دو بار برای خرید می‌رفت. امام آمدند دیدند که او دو- سه برابر همیشه خرید کرده است. امام فرمودند: تو چرا این‌همه کالا خریده‌ای؟ خادم گفت: آقا، مگر نمی‌دانید که قحطی و گرانی شده است؟ الآن اگر بخواهم بروم این را بخرم، گران‌تر است. امام فرمودند: هنگامی که چنین مشکلی در جامعه وجود دارد، آیا باید بروی بیشتر بخری یا کمتر؟ تو رفته‌ای بیشتر خریده‌ای؟ این کالایی که تو می‌خری، سهم سه خانواده دیگر است؛ تو به چه حقی رفته‌ای و این کار را انجام داده‌ای؟ امام فرمودند: تا زمانی که این مشکلات اقتصادی و مانند این‌ها وجود دارد، تو باید نصف دفعات گذشته خرید کنی. خادم گفت آقا، من اگر بخواهم این‌ها را برای هفته آینده بخرم، همین الآن باید دو برابر پول پرداخت کنم. امام فرمودند: مگر همه مردم این مشکل را ندارند؟ مگر فقط ما این مشکل را داریم؟ بعضی از مردم به خیال‌شان، اقتصاد اسلامی را در مسائل فنی و ریاضی آن می‌دانند؛ در حالی که اصل آن، مسئله حقوق، اخلاق و عدالت است.

قرآن وعده می‌دهد که خداوند دوچهرگان را در همین دنیا رسوا می‌کند و اجازه نمی‌دهد که آن‌ها با آبرو از این دنیا بروند. درباره امتحان الهی مدام می‌گویند: خداوند امتحان می‌کند. عده‌ای می‌گویند: مگر خداوند ما را نمی‌شناسد که ما را امتحان می‌کند؟ بله، خداوند ما را می‌شناسد؛ اما ما خودمان، خودمان را نمی‌شناسیم. این امتحانی که می‌گویند خداوند انجام می‌دهد، برای این نیست که خداوند ما را بشناسد. خداوند پیش از آنکه ما به دنیا بیاییم، می‌داند که ما چه کاری انجام خواهیم داد و اختیار آن را به ما داده است. امتحان الهی به این معنی است که ما باید ظهور کنیم و ظاهر بشویم و باطن ما باید ظاهر بشود. ما باید محقق بشویم و امور بالقوه ما به اراده ما باید بالفعل بشود. ما باید خود ما را لایق بهشت یا جهنم بکنیم؛ معنی امتحان الهی این است. یعنی ما به تو فرصت می‌دهیم تا خودت را یا بهشتی کنی یا جهنمی؛ معنی امتحان این است وگرنه خداوند که ما را می‌شناسد. بعد قرآن می‌فرماید: مؤمنان از منافع نامشروع و لذت حرام، که به آن زهر خوشمزه می‌گویند، پرهیز می‌کنند. مصالح فرد و جامعه و درون و بیرون در دنیا و آخرت، اگر بر اساس حرام باشد، زهر است و بالاخره دیر یا زود ظاهر می‌شود؛ یا در این دنیا، یا در آخرت و یا در هر دو جا.

"جیمی کارتر" رئیس‌جمهور آمریکا که همین تازگی‌ها درگذشت، در آن زمان گفت: ما بمب اتم می‌زنیم و ناوهای ما حرکت کرده‌اند. امام فرمود: چرا نمی‌آیید؟ چند وقت است مدام می‌گویید می‌آییم، می‌آییم؛ بیایید. می‌گویید بمب می‌زنیم، می‌کشیم و خراب می‌کنیم؛ امام فرمود: بالاخره می‌خواهید پایین بیایید یا می‌خواهید تا آخر همان بالا بچرخید؟ اگر پایین بیایید، جوانان ما شما را تکه‌تکه می‌کنند؛ بیایید.

ما باید اگر لازم بشود، یک سپاه یک یا دو میلیونی از رزمندگان را سازماندهی کنیم، اگر کار به جنگ زمینی بکشد؛ چون این‌ها گفته‌اند ما همه جا را بمباران می‌کنیم، مردم می‌ترسند و به خانه‌های خود می‌روند، نیروهای انتظامی و مانند این‌ها را هم می‌زنیم؛ بعد نیروهای نفوذی ما با اسلحه، یعنی همان‌ها که در آن غائله‌ها دو هزار نفر را کشتند، این‌ها و دیگران وارد صحنه می‌شوند و بعد ارتش ما هم می‌آید و ما دوباره کشور را مانند زمان شاه پیش از انقلاب می‌گیریم و آن توله او را می‌آوریم. یعنی آن‌ها از چهار - پنج طریق اقدام می‌کنند: از درون با جنگ روانی، و از بیرون این‌طوری؛ هم با ترور، هم با تحریم، هم با فشار و هم با شایعه و مانند این‌ها. الآن آن‌ها همگی این کارها را قبلاً یک بار، بلکه دو - سه بار انجام داده‌اند. ما بر امام، شهیدان و خامنه‌ای درود می‌فرستیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha