بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از دوستان گفت که فامیلهای آنها در همین امارات، قطر و این کشورها، یک آشنایی دارند. مردم آنجا میگویند که حکومت ما کافر و خائن است و اسلام یعنی ایران، ملت ایران و دولت ایران. آنها در خیابان شعار میدادند که حتی اگر شده است ما را هم بزنید و ما هم شهید بشویم، عیبی ندارد، ولی اینها را بزنید. این همان حرفی است که فرزدق به امام حسین(ع) گفت: «قُلُوبُهُمْ مَعَکَ وَ سُیُوفُهُمْ عَلَیْکَ»؛ اوضاع اینطوری است.
من یک سؤال دارم؛ چه زمانی در تاریخ، دهها هزار استاد و دانشجو در چهارصد و پانصد دانشگاه در آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان آمدند و شعار شما را دادند؟ پیش از این، هیچکس در دنیا جرئت نداشت علیه آمریکا و اسرائیل شعار بدهد؛ مردم فقط در ایران این شعارها را میگفتند و پرچم آمریکا و اسرائیل را فقط در اینجا آتش میزدند. حالا در صد کشور دنیا، مردم همین شعار را میدهند و پرچم آنها را آتش میزنند؛ آیا این عادی است؟ آیا فیلمهای دانشگاههای آمریکا را نمیدیدید که دانشجوی آمریکایی به زبان فارسی میگوید: «مرگ بر اسرائیل»
بنابراین میخواهم عرض کنم که خداوند رحمان و رحیم، خداوند منتقم و قهار هم هست. هم ملت شریف ایران و هم امت بیدار شدهی اسلام در دنیا، همگی به این رزمندگان ما که در حال جنگیدن هستند، چشم دوختهاند. آیا میدانید که در جنگ دوازدهروزهی پیشین، چهل نفر از رزمندگان در یک جا، هفتاد موشک به اسرائیل شلیک کردند و چهل نفر از آنها شهید شدند؟ جالب این است که آنها میدانستند که در صورت شلیک در آن لحظه، خود آنها نیم دقیقه بعد مورد هدف قرار میگیرند؛ با این حال، یکییکی میرفتند و موشکها را شلیک میکردند. چهل شهید برای شلیک هفتاد موشک تقدیم شد و آن موشکها باعث شد که آنها به غلط کردن بیفتند. شما خودتان در وسط مذاکره جنگ را شروع کردید.
الآن شب قدر تاریخ معاصر، بلکه تاریخ جهان است؛ ما وسط بزرگترین جهاد ضد استعماری و ضد استکباری جهان قرار داریم و ایران در خط مقدم آن ایستاده است. مردم ایران، مجاهدترین ملت دوران، چشمدرچشم جلادترین و جانیترین مستکبران همه ادوار تاریخ ایستادهاند.
ببینید نمرود که با ابراهیم درگیر شد و او را در آتش انداخت، فرعون را در مواجهه با موسی، قیصر و سزار روم را در مواجهه با عیسی و آخوندهای فاسد و سرمایهداران رباخوار یهود را، و همچنین ابوسفیان، ابوجهل و امپراتوریهای ساسانی و روم را در آن زمان که با پیامبر اکرم(ص) درگیر شدند، همه آنها روی هم امکاناتی را که حالا اینها در اختیار دارند، نداشتند. درست است؟ سلاحهای اینها، تجهیزات اینها، رسانههای اینها، اینها هنوز روی مخ خیلیها دارند کار میکنند و حتی در ایران، یک عده پای صحبتهای آنها در ماهواره مینشینند و هرچه میگویند را میپذیرند؛ اما هرچه اینطرف میگوید اصلاً قبول نمیکنند و گوش نمیکنند!
جنگ روانی همیشه وجود داشته است؛ به طوری که سربازان علی، سرانجام دشمن او شدند و در نهایت او را به شهادت رساندند. ابنملجم سرباز شهادتطلب علی بود، در اثر جنگ رسانهای و تبلیغات، احمق شد. بعد اینها گفتند که اصلاً اسلام سهتا دشمن دارد: علی، معاویه و عمروعاص. تا زمانی که این سه نفر هستند، مسلمانان روی خوش نخواهند دید. سه تیم عملیاتی همپیمان شدند تا در شب قدر که ثواب آن بسیار است، این سه نفر را همزمان ترور کنند. از میان این سه نفر، آنها فقط موفق به ترور علی شدند و ترور آن دو نفر دیگر انجام نشد. آنها در مسجدالحرام پیمان بسته بودند که برای نجات اسلام، علی، معاویه و عمروعاص را بکشند، اما در نهایت فقط علی را به شهادت رساندند. جنگ روانی و جنگ رسانهای اینطوری است که سرباز شهادتطلب نماز شبخوان را قاتل علی میکند!
بنابراین نبردی که آغاز شده است، نه تنها تکلیف ایران و منطقه، بلکه به یک معنا تکلیف جهان را مشخص خواهد کرد. جهان کاملاً دوقطبی شده است و اکثر ملتها در کنار ما قرار دارند. برخی از دوستان که در کشورهای مختلف بودند، میگفتند ما هیچ وقت در دنیا اینقدر محترم نبودهایم. یکی از آنها میگفت که صاحبان رستورانها پس از فهمیدن ایرانی بودن ما، پولی دریافت نمیکنند. دیگری تعریف میکرد که مردم در مترو پس از متوجه شدن هویت ایرانیام، از جای خود برخاستند تا من بنشینم و برای ایستادگی ایران در برابر این قدرتها، مرا تشویق کردند. شاید در فضای مجازی فیلمی را دیده باشید که در آن، صاحب یک رستوران پس از متوجه شدن هویت اسرائیلی مشتریان در حین غذا خوردن، آنها را با تحقیر از رستوران بیرون میکند. دنیا اصلاً هیچگاه اینطوری نبوده است.
نیویورک بزرگترین کلانشهر جهان و نماد آمریکا است؛ مردم نیویورک به ممدانی (که برخی میگویند اصلیت او همدانی است!) رأی دادند که دو دهه فاطمیه برگزار کرده است شله هم داده! من حالا او را کاملاً نمیشناسم و نمیدانم که او در آینده تو زرد از آب در خواهد آمد یا خیر؟ اما او پیش از این گفته بود که عمه، خاله و دیگر بستگانش شیعه و مقلد آیتالله خمینی بودهاند! ما اصلاً به این کار نداریم که او کیست، ادعاهایش راست است یا دروغ، و در آینده چه خواهد شد؛ من این موضوع را نمیدانم. اما صرف حضور یک فرد به عنوان مسلمان و شیعه در آنجا و موضعگیریاش علیه ترامپ، بسیار اهمیت دارد. نیویورک مرکز سرمایهداران یهود است و مردم آن به او رأی دادهاند. او حالا نیز جنگ را محکوم کرده است. البته ما هرگز نباید روی این افراد حساب کنیم؛ چون سیستم حاکم قطعاً اشکالاتی دارد که به او اجازه داده است تا این مرحله بالا بیاید، وگرنه هرگز چنین اجازهای نمیدادند. من میخواهم بگویم که دنیا اینطوری شده است؛ امروز تمام مردم دنیا به ملت ما چشم دوختهاند و میگویند که قلوب ما با شما است، اما ما شجاعت شما را نداریم. الآن که ایشان را به شهادت رساندند، هم خود او و هم همهی مردم از این موضوع آگاه بودند. حتی به ایشان توصیه کرده بودند که نباید به آنجا برود. اما او تمام این مدت در همانجا بود. من به این نتیجه رسیدهام که ایشان عامدانه این مسیر را انتخاب کرد تا به شهادت برسد تا همه بفهمند که ما تا آخرین لحظه ایستادهایم.
این امام مجاهدان و شجاعترین رهبر مردمی جهان که تمام توصیههای امنیتی او را به رفتن به پناهگاه و ترک بیت فرامیخواند، در خانهی خود در حسینیه نشست. آیا آن نماز عید را که آمریکا به بمباران آن تهدید کرده بود، «نماز نصر»؛ ایشان عامدانه زودتر تشریف آوردند و پس از نماز هم بیشتر ایستادند تا نشان دهند که هراسی از تهدیدها ندارند. من سؤال میکنم که شما در دنیا کدام شاه، رئیسجمهور یا رهبری را میشناسید که اینطوری آگاهانه و عامدانه به استقبال شهادت در راه خدا برود و بگوید در حالی که مردم و خانوادههایشان ممکن است زیر آتش باشند و پناهگاهی ندارند، چرا من و خانوادهام باید به پناهگاه برویم؟ در آن حادثه، دختر، داماد، عروس و نوههای ایشان به شهادت رسیدند و پسرشان هم مجروح شد. او کاملاً آگاهانه، سالها و دهها سال در دعاهای شب و نماز شب خود، مرگ سرخ و لقای خونین با پروردگار را با اشک و دعا و تضرع از خدای شهیدان درخواست میکرد؛ و سرانجام خداوند هم دعای او را مستجاب کرد. شهادت برای ایشان عاقبت بسیار نیکویی بود؛ چون هر مرگ دیگری جز شهادت برای چنین شخصیتی چون ایشان بد بود. او تصمیمی پولادین داشت مبنی بر این که اگر مردم کشته میشوند، من و خانواده و فرزندانم هم باید در کنار آنها کشته شویم. ما وقتی راه مقاومت را برمیگزینیم، باید تا پای جان پای آن بایستیم. او کاملاً آگاه بود که این کرکسها و لاشخورها آنجا را هدف قرار دادهاند، اما میدانست که ما باید پای شعارها و وعدههای دههای خود بایستیم. او زندگی بسیار پاکیزهای داشت؛ هیچکدام از مردم در تمام دوران زندگی او، از کودکی تا شهادتش، یک نقطه سیاه پیدا نکرد. اگر چنین چیزی وجود داشت، قطعاً آبروی او را میبرند، اما حتی یک نقطه سیاه هم در کارنامهی ایشان نیست.
مرحوم پدرم (رحمتالله علیه) که پیش از انقلاب در مبارزات با ایشان همراه بود، میگفت که او هرگاه از زندان آزاد میشد یا از تبعید میآمدند هنوز استراحت نکرده، از ما میخواست تا به مسجدی برویم و فعالیتها را دوباره آغاز کنیم. پدرم میگفت من به ایشان گفتم مثل این که تن شما برای زندان میخارد! آقا، شما تازه از بند و شکنجه رها شدهاید، دو- سه هفته استراحت کنید. اما ایشان بلافاصله پس از آزادی میپرسید که حالا چه کار باید بکنیم؟ در دوران شاه، هرگاه سیل یا زلزلهای رخ میداد، ایشان شخصاً برای جمعآوری کمکها و یاری مردم میشتافت؛ مانند زلزله و سیل قوچان، و همچنین حادثهای دیگر در فردوس، پیش از انقلاب، و واقعهی طبس که در آستانهی انقلاب رخ داد. ایشان چنین شخصیتی است؛ آخوندی نبود که در خانه بنشینند و منتظر خدمت و احترام دیگران باشند، بلکه همواره برای خدمت به خلق، به دل مشکلات و خطر میرفت. او انسانی بسیار متواضع، مؤدب و مهربان بود؛ هر کس از او انتقاد تندی میکرد، با لبخند پاسخ میداد؛ اصلاً هیچکس عصبانیت ایشان را در مسائل شخصی ندیده بود. تمام لوازم خانهی او در یک وانت بار جای میگیرد؛ گفتهاند که انتقال کتابخانهاش به چهار یا پنج کامیون نیاز دارد، اما لوازم خانهاش کاملاً در یک وانت جا میشود. در آن دورانی که همه چیز کوپنی بود، حتی یک جنس غیرکوپنی به خانهاش وارد نشد. حالا در دنیا بگردید تا ببینید آیا میتوانید چنین شخصیتهایی را پیدا کنید؟ این عاقبتی پاک برای یک زندگی پاکیزه، و یک عمر اطاعت از خدا و خدمت به مردم بود.
به نظر من، مکتب ولایت فقیه دیگر نیازی به کتاب و تبلیغات ندارد؛ ولایت فقیه یعنی فقیهی اهل علم و عمل، و این سرفصل جدیدی در تاریخ شد. بیایید میان ایشان و دیگران مقایسهای انجام دهیم؛ ببینید چقدر تهمت، دروغ و شایعه علیه او ساختند! ادعا میکردند که او برای امنیت خود در زیر حرم امام رضا پنهان شده که او را نزنند! یا حسابهای بانکی کلانی دارد و فرزندانش در فلان شرایط زندگی میکنند.
شما برای شناخت فلسفههای سیاسی دنیا، رهبران تمام شاهان و رؤسای جمهور بیش از دویست کشور دنیا را با ایشان و با حضرت امام مقایسه کنید؛ اگر همهی آنها را در یک کفه و این بزرگواران را در کفهی دیگر ترازو قرار دهید، این کفه بسیار سنگینتر خواهد بود. جزیره اپستین که نمادی از مجمعالجزایر فساد سران غرب است و همهی دنیا از آن آگاهند، گواهی بر این مدعاست.
رؤسای جمهور آمریکا، اعم از جمهوریخواه و دموکرات، از اوباما و همسرش گرفته تا بوش و خانوادهاش، و ترامپ که نامش هجده هزار بار در اسناد آن جزیره آمده، فیلم و تصاویرش منتشر شده، همگی در آنجا حضور داشتهاند. ترامپ دیروز ادعا کرد که هرگز در آنجا نبوده است؛ آنها اینگونه در چشم مردم نگاه میکنند و دروغ میگویند. اعضای کنگره، رهبران کنگره آمریکا، قضات برجستهی دستگاه قضایی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، و حتی ولیعهد انگلستان در آنجا حضور داشتند. صدها تن از مقامات این کشورها هم در آنجا بودند؛ نخستوزیر بلژیک دیروز پس از لو رفتن فیلمهایش خودکشی کرد. این که بعضیها فکر میکنند اروپا مستقل است، اصلاً استقلالی وجود ندارد و کشورها هم کاملاً وابسته هستند. آنها کشورهایی کوچک و تکهتکه هستند؛ برای نمونه، جمعیت و وسعت برخی از کشورهای اروپایی به اندازهی شهر مشهد ما است. مثلاً کشور سوئیس که مدام نامش را میآورند، تنها سه یا چهار میلیون نفر جمعیت دارد. هیچکدام از اینها دولت مستقلی ندارند و فاقد اقتصاد، ارتش و حکومت مستقل هستند. اروپا یعنی انگلیس و فرانسه؛ آلمان هم از زمان اشغال، هنوز تحت کنترل آنهاست و آلمان مستقلی وجود ندارد. آیا میدانید که از 80- 90 سال پیش، هنوز چهل تا پنجاه هزار سرباز آمریکایی در آلمان حضور دارند؟ ژاپن هم به همین شکل است. بنابراین، اروپا عملاً یعنی همین انگلیس و فرانسه. در انگلیس و فرانسه هم وضع به همین وضع است. فیلم و عکس شاه فعلی انگلیس منتشر شد که با یک پسر مشغول بود و همسران آنها هم با مردان دیگر ارتباط دارند. برادر این شاه هم که فیلمهایش منتشر شده است، شخصیتی خبیث و بیشرف دارد که کودکان را مورد آزار و تجاوز قرار میداد. این افراد دارند برای غرب و کل جهان تصمیم میگیرند؛ اروپا و آمریکا یعنی همینها. مکرون، رئیسجمهور فرانسه، که فیلمش در فضای مجازی موجود است و میتوانید ببینید که لباس زنانه پوشیده، کلاهگیس بر سر گذاشته و با لباسهای زنانه نیمهبرهنه با مردی میرقصد، برای جهان تصمیم میگیرد. الآن دربارهی همسر او هم برخی میگویند که در واقع او یک مرد است؛ این موضوع کاملاً جدی است و حتی در دادگاههای آمریکا و اروپا شکایت شده تا دادگاه با معاینه مشخص کند که او زن است یا مرد. فرانسه یعنی این مردک! دیروز صحبت کرده که ما با آمریکا فلان اقدام را انجام میدهیم، اما ناو فرانسه را در وسط راه برگرداندند. دیدید که این بار، قضیه کاملاً متفاوت است.
انگلیس هم که همواره چراغخاموش عمل میکند و هیچ صدایی از خود درنمیآورد، مانند یک روباه مکار است؛ هواپیماهای آن در بمبارانها مشارکت دارند و پایگاههایشان فعال هستند. اما ایران متوجه شد و پایگاه انگلیسی در قبرس را هدف قرار داد. آلمان، انگلیس و فرانسه، شما از اول حضور داشتید و در تمام جنایتهایی که در غزه، لبنان و یمن صورت گرفت، همگی با هم بودید. سلاحهای شیمیایی مربوط به دوران جنگ تحمیلی بود و پس از آن هم شما هزاران جنایت دیگر مرتکب شدید. ایران اعلام کرده است که هر جا پایگاههای شما باشد، ما آنجا را خواهیم زد؛ چون شما از آنجا به ما ضربه میزنید. اینها در جنگ ویتنام دهها هزار کشته دادند، اما تا بیست سال بعد، آن را اعلام نمیکردند. در آنجا مانند کشور ما نیست که هر کس شهید میشود، مردم در تشییع جنازهاش شرکت کنند و همگی بگویند ما آمادهی شهادت هستیم؛ آنها به کشتههای خود افتخار نمیکنند. هنگامی که نیروهای آنها در جنگ کشته میشوند، 6 یا 9 ماه بعد به خانوادههایشان میگویند که او با خودرو تصادف کرده یا سکته کرده است؛ آنها حقیقت را اینطوری کتمان میکنند. رسانهها هم کنترل کاملی دارند و اجازه نمیدهند کسی کوچکترین سخنی در این باره بگوید.
فلسفه سیاسی انقلاب، ولایت فقیه بود؛ ما تالآن دو ولی فقیه داشتهایم. شجاعت و منش این دو بزرگوار را که تا به حال همگی تجربه کردهاند، با کسانی مقایسه کنید که همگی آنها در جریان جزیره اپستین رسوا شدند؛ هرچند افراد بسیار دیگری هم وجود دارند که هنوز نیمی از دهها میلیون سند و فیلم مربوط به آنها منتشر نشده است و معلوم نیست چه کسانی هستند. مقامات کشورهای عربی هم در آنجا حضور داشتند. عکس بن سلمان را دیدید که پردهی کعبه را کنار میزند و با دیگران به مقدسات میخندد، به او گفتهاند بروید آن کارهایی را که در آن جزیره انجام میدهید، بر روی پردهی کعبه انجام دهید تا ثواب هم داشته باشد؛ این همان اسلام آمریکایی است. رئیس حقوق بشر امارات زن فاسدی است که با آن شخص مدام رفتوآمد و ارتباط داشته است؛ او برای مقامات آمریکا و اروپا دختران عرب را جور میکرده و برای مقامات آمریکا میفرستاده است. او حتی در یکی از ایمیلهای خود نوشته بود من خواهر سیزدهسالهای هم دارم که از من زیباتر است؛ آیا میشود او را هم هماهنگ کنم؟! این شخص، مسئول کمیتهی دفاع از حقوق بشر و حقوق زنان در امارات است. اینها را بشنوید و دنیا را بشناسید تا
بدانید چه کسانی بر آن حاکم هستند.
شجاعت این دو ولی فقیه را با آنها مقایسه کنید؛ شرف، علم و سواد این بزرگواران را با آنها بسنجید. امام در ده تا پانزده رشته علامه بودند و ایشان هم در ده تا پانزده رشتهی علمی، نظریهپرداز هستند. شما در جلسات ایشان با شاعران دیدهاید که به عنوان یک شعرشناس، ادیب و شاعر حضور دارند و هنگامی که با نظامیها مینشستند، به عنوان یک استراتژیست و طراح عمل میکردند. ایشان این جنگ 12 روزه را فرماندهی میکرد. هنگامی که در جبهه جنگ آغاز شد، ایشان لباس نظامی پوشید و رفت. ایشان میگفت در اولین عملیات چریکی، من و شهید چمران خودمان برای شناسایی به میان تانکهای عراقی رفتیم تا به پشت جبهه دشمن نفوذ کنیم. من به چمران گفتم آیا خوب است که لباس نظامی بپوشم؟ گفت بله، خوب است؛ و من آن را پوشیدم. ایشان میگفت من یک کلاشینکف داشتم که از پیش از انقلاب متعلق به خودم بود و با آن جلو رفتم. رهبران ما اینطوری هستند و ولی فقیه اینطوری است؛ در حالی که شما اگر احتمال بدهید کسی شما را تهدید میکند، خود را گم میکنید. همین ترامپ اینقدر ترسو و بیشرف است که قاسم سلیمانی را ترور کرد؛ در حالی که حاج قاسم سلیمانی میگفت ما فیلمهایی از این آمریکاییها و اسرائیلیها داریم که نشان میدهد وقتی جنگ جدی میشود، ژنرال آنها شلوارش را خیس میکند و افسری که به او میگویند باید فرماندهی کنی، از ترس گریه میکند. اینها اهل جنگ نیستند. شما فکر نکنید که اینها مانند دوران جنگ جهانی دوم به کف میدان میآیند خیر، اینها فقط دوتا هنر دارند: ترور، و بمباران مردم بیدفاع. این کارها جنگ نیست، بلکه نامردی است. حالا در این قضیه هم الحمدلله خدمات شهدای عزیز، مانند شهید تهرانی مقدم، سردار حاجیزاده و یاران آنها کارساز بوده است؛ چون اگر اینها نبودند، دشمن شما را قیمهقیمه میکرد و ایران را از غزه بدتر میکرد. حتی اگر تسلیم هم بشوید، آنها همین کار را با شما خواهند کرد. شما باید آنقدر به دشمن ضربه بزنید تا بگوید دیگر برایش صرفه ندارد؛ چون آنها اگر خودشان هزینه بپردازند، جنگ را ادامه نمیدهند. بنابراین باید با تمام قوا بجنگید. ما حالا باید آماده باشیم و دستکم یک میلیون نیروی مردمی مسلح، با تمرکز در مساجد در حالت آمادهباش قرار گیرند؛ البته ما بیش از این تعداد رزمنده داریم و هر مسجد باید یک پادگان باشد. یکی از طرحهای آنها این است که نیروهای نظامی را بزنند و مردم را هم بترسانند؛ بعد مثلاً ده تا بیست هزار نفر از افراد مسلح منافقین، داعشیها، کومله- دموکرات، و چند هزار نفری را که با پول به قاتل حرفهای تبدیل کردهاند، وارد میدان کنند. آیا میدانید در این درگیریها گفته بودند اگر خودرویی را آتش بزنید، پانصد میلیون تومان و اگر انسانی را بکشید یک میلیارد میدادند! مبالغ هنگفتی میدهند رقم وسوسهکنندهای بود؛ اگر به خود ما هم میگفتند، پیش خودمان میگفتیم ما خودمان چند سطل زباله را آتش میزنیم و پولش را میگیریم که کمک به مسجد هم بشود! بعضی از آنها که خیلی احمق بودند، با پولهای بسیار کم این کار را کردند. یک نفر را دستگیر کرده بودند که چهل میلیارد تومان گرفته بود؛ او میگفت به من چهل میلیارد تومان دادند تا سه خیابان را به آتش بکشم. من خودم رفتم و از میان اراذل و اوباش، کسانی که با پول خریده میشوند و افراد کینهای و ضد انقلاب، ده بیست نفر را پیدا کردم و به هر کدام مثلاً چهل یا پنجاه میلیون تومان دادم و بقیه پول را برای خودم برداشتم. او چهل میلیارد تومان گرفته بود تا فقط سه خیابان و مساجد را به آتش بکشند و آدم بکشند، اما در نهایت دستگیر شد. اینها حالا با چنین آدمهایی کار میکنند! طرح آنها این است که فکر میگویند خب رهبرانشان را که زدیم، فرماندهان سپاه و ارتششان راه هم زدیم بقیهشان را هم باید بزنیم، صداوسیمایشان را هم زدیم، مساجد، پایگاهها و کلانتریها را هم میزنیم، مردم هم که با اینها نیستند اگر باشند هم میترسند، مثل بقیه ملتهای دنیا، هر جا این کارها را بکنند تسلیم میشوند اما اینجا اینطوری است! ژنرال آمریکایی گفته بود من نمیدانم اینها چه کسانی هستند؛ ما که رهبر و فرماندهان سپاه و ارتش آنها را زدیم، پس اینها برای چه میجنگند؟ آنها واقعاً این منطق مسجد، جهاد، شهادت و امام حسین(ع) را نمیفهمند. حالا این بار انشاءالله باید با قدرت، دستکم یک میلیون نیروی مردمی مسلح در مساجد آماده باشند تا اگر اینها خواستند غلطی بکنند یا در برخی شهرها و مناطق مرزی نفوذ کنند، جلوی آنها را بگیرند. چون اینها میخواهند ایران را از سوریه بدتر کنند؛ یعنی همانطور که سوریه را تکهتکه کردند، در اینجا هم مستقر شوند و بعد شروع به کشتار دهها و صدها هزار نفر کنند.
آیا میدانید آمریکا ژنرال هایزر را در آن لحظهای که شاه فرار کرد، به ایران فرستاد تا بررسی کند آیا امکان کودتا وجود دارد یا خیر؟ آنها میگفتند کار تمام شد و پهلوی سقوط کرد و ما مجبور میشویم از ایران برویم. هایزر آمد و این موضوع در خاطرات این ژنرال آمریکایی ثبت شده است؛ او میگوید من به خیابانهای تهران و جاهای دیگر رفتم و با مخالفان شاه و حتی با برخی از مقامات شاه جلسه گذاشتم. او پس از بازگشت به آمریکا، به رئیسجمهور آمریکا پیام داد و گفت: جمعبندی من این است که روی ارتش ایران نمیتوان حساب کرد؛ چون بدنهی آنها با امام خمینی است و نیروهای ردهپایین هم یا با او هستند یا بیطرف هستند. مقامات بالای ارتش هم ترسو هستند و همگی به فکر فرار میباشند؛ بنابراین ما خودمان باید وارد عمل شویم و کودتا کنیم.
هایزر میگوید که ما با کارتر- که تازگیها مُرد- رئیسجمهور آمریکا، جلسه گذاشتیم و جمعبندی این بود که حتی اگر دهها یا صدها هزار نفر هم کشته شوند، ارزشش را دارد. او گفت من باید خودم ژنرالهای درجهیک ارتش آمریکا را انتخاب کنم تا با آنها برای کودتا به ایران برویم؛ و ما پنجاه ژنرال آمریکایی را که در ویتنام مردم را کشته بودند و تجربه جنگ داشتند، انتخاب کردیم. قرار بود با این ژنرالها و نیروهای ویژه آمریکا مانند نیروهای دلتا، اقدام کنند. دلتا همینها که مادارو را دزدیدند، در طبس هم همینها به ما حمله کردند، اما اینگونه رسوا شدند و در بیابانهای طبس آتش گرفتند، سوختند و فرار کردند. کارتر آمد گفت، اما امام(ره) گفت ما که اصلاً متوجه نشدیم شما چه زمانی آمدید و چه زمانی رفتید! ما که به شما شلیک نکردیم، پس چه کسی به شما ضربه زد؟ خداوند شما را زد و شنهای طبس مأمور خدا بودند. در آن زمان یک عده میگفتند یعنی چه که شنهای طبس مأمور خدا بودند؟ تازه گاهی مسجد هم میآمد! برخی حتی مسخره میکردند و میگفتند آقای خمینی ما را مسخره کرده است یعنی چه شنهای طبس مأمور خداست! میگفتند شما متوجه نیستید، شوروی این هواپیماها و تجهیزات آمریکا را زد؛ در حالی که خود شوروی هم خبر نداشت و بعداً متوجه شده! آنها میگفتند حکومت مردم را سر کار گذاشته است که میگوید شنهای طبس مأمور خدا بودهاند! این حرفها را باور نمیکردند. در حالی که قرآن میگوید اگر شما در راه حق باشید، دریا، ابابیل، طوفان و همه اینها به یاری شما میآیند. قرآن از
«جُنْدُ الله» و «حزْبُ الله» سخن میگوید. عالم طبیعت کلاً «حزْبُ الله» است؛ اگر ما هم «حزْبُ الله» باشیم، آنها میآیند در کنار ما میجنگند.
هشتگهای موضوعی