شبکه یک - 17 اسفند 1404

قلب تپنده هر محله مسجد به مسجد سنگر به سنگر - قسمت چهارم

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ للَّه رَب الْعَالَمینَ والسَّلَامُ عَلَى نَبی الرَّحْمَة أَبی الْقَاسم مُحَمَّدٍ وَآله آل اللَّه.

خدمت برادران و خواهران عزیز سلام عرض می‌کنم. شهادت رهبرمان را هم تسلیت و هم تبریک می‌گویم. تسلیت برای این که جهان معاصر، مرد و انسانی را از دست داد که امروز در دنیا حتی شبیه او در میان شاهان، رئیس‌جمهورها و حاکمان دنیا پیدا نمی‌شود؛ و تسلیت از این جهت است که ملت ایران، چنین شخصیت استثنایی‌ای را از جهت تقوا، شجاعت، علم، زهد، ساده‌زیستی، فداکاری، ادب، اخلاق، تواضع، محبت، جهاد و به عنوان کسی که طلسم ترس را در دنیای امروز برای همه ملت‌ها شکست، از دست داد. تسلیت از این جهت که رهبر جنبش‌های مقاومت در سراسر جهان، از جمله جهان اسلام، و رهبر این جهاد جهانی آزادی‌بخش از دست ما رفت.

اما تبریک از این جهت که واقعاً باید به این ملت برای داشتن چنین رهبری تبریک گفت. آیا ایشان نمی‌دانست که بیت را می‌زنند؟ آیا ایشان این ترورهای قبلی مانند هنیه، سید حسن نصرالله، یحیی سنوار و قاسم سلیمانی را نمی‌دانست و ندیده بود؟ آیا ایشان نمی‌دانست که در جنگ دوازده ‌روزه، هدف اول و اصلی، زدن خود ایشان بود؟ آیا ایشان نمی‌دانست که در این دور قطعا او را می‌زنند؟ به لحاظ منطقی واقعاً یعنی چه که با این که آن‌ها اولتیماتوم داده بودند که امروز پس از تمام شدن مهلت، ما حمله می‌کنیم، ایشان با کل خانواده‌ خود در آنجا ماند؟ همین الان که من می‌آمدم، خبر دادند همسر ایشان هم که مجروح بود، شهید شد. دوتا دختر ایشان، داماد او، عروس او و نوه‌های او، من امروز عکس‌های آن‌ها را دیدم که عجب نوه‌های قشنگی هم بودند؛ همگی با هم رفتند. یکی از دوستان می‌گفت واضح بود که ایشان می‌دانست که می‌زنند. شاید منطق او این بود که وقتی مردم و خانواده‌های آن‌ها زیر آتش دشمن هستند، چرا من و خانواده‌ام باید به پناهگاه برویم؟ اگر مردم را می‌زنند، ما را هم بزنند. برای داشتن چنین رهبری باید تبریک گفت. شما رهبران امروز دنیا را نگاه کنید که چه حیوانات کثیفی هستند؛ آن‌ها را با ولی فقیه و ولایت فقیه مقایسه کنید. ما دو ولی فقیه را تجربه کرده‌ایم؛ اولین آن‌ها امام خمینی(ره) بود با آن عظمت روحی و آن زندگی‌ای که کل آن یک چمدان را هم پر نمی‌کرد، و آن شجاعت و قدرت روحی او که اصلاً بت آمریکا و بت همه مستکبران را در تمام جهان شکست.

ایشان در دنیایی ایستاده است که همه در آن ترسیده‌اند؛ همه حق را به ما می‌دهند، ولی می‌ترسند حرف بزنند. ملت‌ها صریحاً طرفدار ما هستند، هرچند سرکوب می‌شوند. دل خیلی از دولت‌ها هم با ایران است، منتها جرأت نمی‌کنند و می‌ترسند؛ لذا یواشکی پیام دوستی و حمایت می‌فرستند می‌گویند ببخشید ما شما نیستیم. من چند سال قبل این مطلب را از اساتید دانشگاه توکیو شنیدم؛ در داخل جلسه اتفاقی افتاد آن‌ها ترسیدند حرف بزنند. بیرون از جلسه، چهل الی پنجاه نفر از رؤسای دانشکده‌های دانشگاه توکیو که در جلسه ما بودند، چند نفرشان آمدند و گفتند: آقا! ما همه این چیزهایی را که شما می‌گویید قبول داریم، ولی اینجا کسی جرأت نمی‌کند؛ نه ملت ما شبیه ملت ایران است و نه حکومت ما استقلال حکومت ایران را دارد. آن‌ها گفتند: ما اگر در این جلسه، یک کلمه علیه آمریکا بگوییم که چرا در ژاپن بمب اتم زده است آن‌ها گفتند: اگر ما یک کلمه در اینجا حمایت کنیم یا سخنی علیه آمریکا بگوییم، الآن به ظاهر اتفاقی نمی‌افتد، ولی شما اگر بروید و چند هفته دیگر برگردید، دیگر نه من در اینجا استاد دانشگاه هستم، نه خانه دارم و نه هیچ چیز دیگری برایم باقی می‌ماند؛ از همه‌چیز ساقط می‌شوم و سریعاً شش پرونده برای من درست می‌کنند. نمی‌گویم به چه علتی، ولی ما را بیچاره می‌کنند.

چهل هزار سرباز آمریکایی از زمان جنگ جهانی دوم به خرج خودمان در اینجا مستقر هستند؛ دست بچه‌های ما اعم از پسر و دختر را می‌گیرند و به پادگان می‌برند و به آن‌ها تجاوز می‌کنند، ولی ما حتی نمی‌توانیم در اینجا شکایت کنیم. ما در اینجا اصلاً هیچ اختیاری نداریم؛ ما بنده هستیم و یک ذره آزادی بیان نداریم؛ این یک دیکتاتوری کامل است. وضعیت دنیا این‌گونه است. آن وقت در این وضعیت وقتی یک نفر یا یک ملت این‌طور ایستادگی می‌کند، آن‌ها اصلاً منطق آن را نمی‌فهمند. همین عصر دیدم یکی از ژنرال‌های رده‌بالای آمریکا می‌گفت من نمی‌دانم ما که رهبر آن‌ها را زدیم و فرماندهان ارتش و سپاه را هم زدیم، پس این‌ها دیگر چه کسانی هستند و برای چه این‌گونه محکم می‌جنگند؟ آن‌ها تمام پایگاه‌های ما را زدند و تا الان پانصد یا ششصد افسر و سرباز آمریکایی کشته و مجروح شده‌اند؛ چون این‌ها گفتند سه نفر کشته شدند و بقیه مجروح شدند.

تعجب آن‌ها از این است که چرا مردم ایران نمی‌ترسند. اگر ما یک‌صدم این کار را در هر کجای دنیا بکنیم، ملت و حکومت آنجا همگی تسلیم می‌شوند و عذرخواهی می‌کنند. حتی در ونزوئلا که به حساب خودشان چپ، انقلابی و پیرو چه‌گوارا و کاسترو بودند، آمدند و رئیس‌جمهور آنجا را دزدیدند؛ قوانین بین‌الملل تمام شد. آمریکایی‌ها به آنجا رفتند و معامله نفتی کردند و ترامپ هم گفت فعلاً چند ده میلیون بشکه نفت آن‌ها را می‌گیریم؛ نماینده‌ آن‌ها رفت و نفت ونزوئلا را در دست گرفت. این‌ها علناً تحقیر می‌کنند. آن‌ها تعجب می‌کنند.

آیا می‌دانید برنامه امروز آن‌ها چیست؟ حالا در مشهد آرامش برقرار است و خبری نیست، اما تهران و بعضی شهرهای دیگر را پی‌درپی می‌زنند. آن‌ها در ذهن خود این‌گونه تصور می‌کنند که ما رهبر آن‌ها را که زدیم، فرماندهان سپاه و ارتش را هم زدیم، عوامل ما در اغتشاشات دویست - سیصد مسجد را آتش زدند؛ پس دیگر کسی به مسجد نمی‌رود و مردم می‌ترسند و خانه‌ها و خیابان‌ها را ترک و خالی می‌کنند. آن‌ها فکر می‌کنند وقتی رهبران آن‌ها زده شده‌اند، دیگر نیروهای رزمی ارتش و سپاه آن‌ها هم می‌ترسند و هم بلاتکلیف می‌شوند و فرار می‌کنند و به خانه‌های خود می‌روند. بعد هم عده‌ای شامل چند هزار آدم مسلح از گروهک‌های دموکرات، منافقین، داعشی‌های داخلی یا کسانی را که با پول استخدام کرده‌اند، وارد قضایا می‌کنند. حالا ممکن است عده‌ای بچه‌سال فریب‌خورده و ساده‌لوح در میان آن‌ها هست که پای ماهواره و فضای مجازی نشسته‌اند و هرچه آن‌ها می‌گویند باور می‌کنند؛ اما این عده سیاهی لشکر هستند. اصلاً این اغتشاشات یک‌شبه درست نمی‌شود، بلکه چند سال برنامه‌ریزی و شبکه‌سازی پشت آن است. آن‌ها در شهرهای اصلی، همین الان هم افرادی را دارند. تصور آن‌ها در ذهن‌شان این بود که ما ضربه می‌زنیم، در خیابان اغتشاش و درگیری ایجاد می‌شود، چند هزار نفر کشته می‌شوند، اختلاف داخلی و ترس حاکم می‌گردد و مردم عقب‌نشینی می‌کنند و می‌گویند قضیه شوخی‌بردار نیست جدی است! پس از آن که در داخل، بیش از صد شهر، چند هزار میلیارد خسارت وارد می‌شود، چند هزار کشته و دو هزار شهید بر جای می‌ماند. حدود هزار نفر هم از آن طرف کشته شدند، اگر یک‌هزارم این اتفاقات در هر کشور دیگری در دنیا رخ دهد، آن کشور سقوط می‌کند و کار آن تمام می‌شود؛ دو ساعت برای سقوط هر کشوری در دنیا کافی است. اصلاً نیازی به ضربه زدن نیست، بلکه اگر ادای آن را هم درآورند، همه تسلیم می‌شوند. آن‌ها مردم ما را با ملت‌های دیگر مقایسه کرده‌اند؛ گفتند آیت‌الله خامنه‌ای آمد یک چیزی گفت، اما وقتی ببیند اوضاع این‌گونه است و ما با فرمانده سپاه فلان کار را می‌کنیم، آن‌ها تسلیم می‌شوند.

دشمن نمی‌داند رهبری که می‌داند او را می‌زنند، می‌گوید ما همگی در اینجا با هم هستیم؛ ما به ملت نمی‌گوییم شما شهید شوید تا خودمان مخفی شویم یا فرار کنیم. یکی از دوستان می‌گفت: آیا امام حسین(ع) نمی‌دانست که در کربلا او را قطعه‌قطعه می‌کنند و زن و بچه‌اش را به اسارت می‌برند و شلاق می‌زنند؟ وقتی می‌دانست، چرا رفت؟ او رفت تا دنیا ببیند رهبران راستین چگونه هستند و فرق ولایت فقیه با حکومت‌های دیگر چیست.

الآن شاید شما جوانان به یاد نداشته باشید، اما افرادی که سن آن‌ها بالاتر است یادشان هست که در همین مسجد تحصن برقرار بود. رهبر انقلاب، وقتی از تبعید برگشت، تحصن بیمارستان امام رضا را رهبری کرد. فیلم حضور ایشان در همین‌جا موجود است؛ همین بالا، در همین مسجد ایستاده بود و حیاط پر از جمعیت بود. من در آن زمان سیزده یا چهارده‌ساله بودم سنم کم بود، ولی کلیات حرف‌هایی را که ایشان در آن زمان می‌زد به یاد دارم؛ آن سخنان دقیقاً همان حرف‌هایی بود که در آخرین سخنرانی خود مطرح کرد. ایشان تمام عمر خود را در یک مسیر حرکت کرد. ما دیده‌ایم بعضی از کسانی که در دهه پنجاه قبل از انقلاب، یا در دهه شصت بعد از انقلاب خیلی انقلابی و انسان‌های پاک و فداکاری هم بودند، در این سی - چهل سال کم‌کم تغییر کردند و گرفتار مسائل مالی، اخلاقی و انحراف‌های سیاسی و اعتقادی شدند. همان آدم‌هایی که در آن زمان این حرف‌ها را می‌زدند، در

دهه‌های هشتاد و نود یا الآن، درست ضد آن سخنان موضع می‌گیرند. آن‌ها در جلسات خود در داخل و خارج می‌گفتند که چه خطراتی وجود دارد و فلانی هم خودش را به کشتن می‌دهد هم ما را! قرآن می‌فرماید در جنگ احزاب و جنگ احد، عده‌ای از مسلمانان و اصحاب اطراف پیامبر هم همین حرف‌ها را می‌زدند؛ قرآن این‌ها را می‌گوید.

می‌دانید، الآن آن‌ها به خیال خود مراکز سپاه، ارتش و کلانتری‌ها را در تهران می‌زنند؛ تصور آن‌ها این است که این انقلاب را کلانتری‌ها نگه داشته‌اند. در حالی که این انقلاب را مردم حفظ کرده‌اند. اگر مردم در برابر این جریان‌های منافقین و تروریست‌ها نمی‌آمدند، مگر کسی می‌توانست جلوی آن‌ها را بگیرد؟ سیل خروشان مردم این غائله را متوقف کرد. در جنگ هم حضور مردمی بود و خود مردم جنگیدند. مملکت را این‌ها نمی‌توانند به هم بریزند. آن‌ها مدام به خارج از کشور پیام می‌فرستند تا بیایند و کمک کنند تا این تندروها را سرنگون سازند یا یک حکومت اسلام آمریکایی درست کنند و به زمان پهلوی، منتهی با ظاهری جدید برگردند. این‌ها کشور را بهم می‌ریزند، ولی مردم می‌آیند و غائله‌ آن‌ها را جمع می‌کنند؛ همان‌طور که در سال‌های 78، 88 و اغتشاشات اخیر اتفاق افتاد.

آن‌ها نمی‌فهمند که انقلاب اسلامی، انقلابی مردمی است. امام راحل به مردم اعتماد و ایمان داشت؛ و پس از ایشان رهبر معظم انقلاب به مردم صد درصد اعتقاد و ایمان دارد. ایشان فرمود: دل من به این مردم گرم است؛ بقیه مسیر را خودتان بروید؛ شما خودتان راه را بلد هستید و می‌دانید چه کاری را باید انجام داد و چه کاری را نباید. این‌گونه نیست که این ملت به من تکیه داده باشد. این‌قدر خوب و قوی مردم را در صحنه نگه داری و از شعارها هم دست نکشی و کشور هم به خوبی اداره شود و سال به سال و دهه به دهه قوی‌تر شود. هیچ‌کسی یک نقطه سیاه در زندگی ایشان ندیده است؛ که اگر بود، دشمنان آن را هزار برابر بزرگ‌تر می‌کردند. ایشان در ده الی پانزده رشته علمی، مانند متخصصان آن رشته‌ها سخن می‌گفت. من به دوستان گفتم اگر ایشان رهبر هم نبود، یک متفکر و نابغه بزرگ بود که در هر موضوعی متخصصانه وارد می‌شد. ایشان انسانی عاقل، بااخلاق، متواضع، پاک، مهربان و انتقادپذیر بود؛ اصلاً ذره‌ای تکبر در وجود ایشان نبود که مثلاً شما کی هستی شما چه می‌گویی؟! اصلاً. ایشان یک آدم استثنایی بود. ما افتخار می‌کنیم که نعمت ولایت فقیه را داریم.

شما پرونده جزیره اپستین را دیدید؛ این تازه یک ویترینی بود که لو رفت. تمام رؤسای جمهور، شاهان و مقامات غرب، آمریکا، اروپا و مزدوران آن‌ها در جاهای دیگر در این جزیره بودند و هستند؛ این کثافت‌های لجن دارند دنیا را اداره و حکومت می‌کنند. انتهای مسیر لیبرال دموکراسی آن‌ها همین جزیره است. رؤسای جمهور آمریکا از هر دو حزب در آن‌جا هستند، اعضای خانواده سلطنتی انگلیس هستند، فرانسوی‌ها هستند، بن‌سلمان و حتی رضا پهلوی هم در آنجا بوده‌اند. از همه این‌ها عجیب‌تر و جالب‌تر، دانشمندانی هستند که به آنجا می‌رفتند. این خیلی مسخره است؛ نام رؤسای دانشگاه‌های مشهور آمریکا و اروپا مثل دانشگاه هاروارد و... رؤسای این دانشگاه‌ها و اساتید آن‌ها در این جزیره بودند؛ این‌ها معلمان دنیا هستند! 250 نفر از چهره‌های درجه‌یک علوم انسانی، جامعه‌شناسی، فلسفه دین و فلسفه که غالباً بی‌دین و الحادی هستند، در این جزیره حضور داشتند. این حلقه الحاد علمی که حدود 30- 40 نفر هستند و ده‌ها میلیون جوان در دنیا فالوور دارند، دائم در نجوم و فیزیک استدلال می‌آورند که خدا وجود ندارد. کسانی که کتاب‌های آن‌ها در دانشگاه‌های دنیا، از جمله دانشگاه‌های خودمان تدریس می‌شود، همگی در این جزیره حضور داشتند.

رؤسای کمپانی‌های نفتی، رؤسای کمپانی‌های اسلحه‌سازی و رؤسای کمپانی‌های سینمایی هالیوود، همگی در اینجا حضور دارند. دالایی لاما، رهبر بوداییان جهان که مثلاً رهبر معنویت دنیا هستند در این لیست قرار دارد. الآن نام تعداد زیادی از مدیران، رؤسا و اساتید دانشگاه‌های معتبر و مشهور آمریکا و اروپا افشا شده

است. روزنامه گاردین نوشت 70د عضو هیئت علمی کالج‌های دانشگاه کلمبیا که دانشجویان آن‌ها علیه آمریکا و اسرائیل تظاهرات کردند، رئیس اجلاس داووس (که مقامات همه‌ دنیا برای تحلیل علمی اقتصاد جهان به آنجا می‌روند) در این لیست بوده‌اند! رئیس داووس استعفا داده و نخست‌وزیر سابق بلژیک خودکشی کرده است. این‌ها این‌قدر بی‌شرف و پست هستند. ما با چنین کسانی در حال جنگ هستیم و آن‌ها با ما می‌جنگند.

شما دیدید که جنازه انسان را مثل مرغ پختند و تکه‌تکه کردند و روی میز گذاشتند و می‌خورند! آدم‌خواری می‌کنند! بچه‌هایی را که می‌دزدیدند، شکنجه می‌کردند و مورد تجاوز قرار می‌دادند و در اختیار این مقامات می‌گذاشتند و بعد برای این که اسراف نشود و هدر نرود، آن‌ها را می‌خوردند. ما با یک چنین تمدن فاسدی روبه‌رو هستیم.

امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای در مقابل یک چنین تمدن کثیفی در دنیا ایستاده‌اند؛ و همه‌ ملت‌ها، به ویژه کسانی

که آگاهی سیاسی و اجتماعی دارند، دل آن‌ها با ما است، اما جرأت ابراز آن را ندارند. امروز ملت‌های یمن، لبنان، عراق، بحرین و پاکستان، این‌ها دیروز و امروز حمله کردند و سفارت آمریکا را در پاکستان تصرف کردند. در پاکستان حدود 30- 40 نفر شهید دادند سفارت آمریکا را گرفتند و پرچم ایران را بر فراز آن برافراشتند. در بحرین الآن درگیری‌های خیابانی برپاست و مردم را می‌زنند؛ در عراق مردم به سمت سفارت آمریکا حمله کرده‌اند؛ و در لبنان هم مردم هجوم برده‌اند. این‌ها ملت‌هایی هستند که فقط دل آن‌ها با ما نیست بلکه عملاً وارد صحنه هم می‌شوند


هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha