بسمالله الرحمن الرحیم
صدای رهبر شهید: جنگ، منطقهای خواهد بود و ما شروعکننده نیستیم. ما نمیخواهیم به کسی ظلم بکنیم اما در مقابل آن کسی که طمع داشته باشد و بخواهد حمله و اذیت بکند، ملت ایران مشت محکمی خواهد زد. رؤسای جمهور آنها مرتباً میگویند که ارتش ما قویترین ارتش دنیا است؛ اما قویترین ارتش دنیا هم ممکن است گاهی چنان سیلیای بخورد که نتواند از جای خود بلند شود. 47 سال است که آمریکا نتوانسته است جمهوری اسلامی را از بین ببرد؛ بنده میگویم تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی.
استاد رحیمپور ازغدی: من خودم در لبنان از مجاهد بزرگ و شهید والامقام، سید حسن نصرالله شنیدم که گفت:
بعضی از همین شاهها و رؤسای جمهور که در خدمت آمریکا و اسرائیل علیه ما توطئه میکنند، خودشان به من گفتند که وقتی تو (یعنی سیدحسن) صحبت میکنی، حتی همسر و فرزندان ما ایستاده به سخنانت گوش میدهند و در وسط صحبتهایت مدام برای تو دست میزنند. بعد من که میخواهم اظهار نظر کنم، همسر و فرزندانم به من میگویند ساکت باش، سید دارد صحبت میکند! اینها را خود سیدحسن گفت؛ گفت خودشان این را به من گفتند در عین حال میگویند ما هم چارهای نداریم و هرچه به ما میگویند باید از آن تبعیت کنیم.
تا حالا ملتها و عوامل دست دوم و سوم خود را به سراغ ما فرستادند و دیدند که از پس آنها برنمیآیند حالا خودشان مستقیماً آمدهاند.
دوستان! این جنگ، جنگی نیست که شما فکر کنید اهمیت ندارد؛ هرچند در خیلی از شهرها اصلاً علائم جنگی نمیبینیم، منگ هستید ولی جنگ نیست. صدام وقتی آمد مصاحبه بعد از جنگ خود را در خوزستان کرد. بعد خبرنگارها به او گفتند مصاحبه کوتاه بود و ما باز هم سؤال داریم. صدام که داشت میرفت تا سوار هلیکوپتر بشود، گفت مصاحبه بعدی هفته آینده در تهران! همینطور منافقین، گروهکها و رضا پهلوی همگی از همان اول انقلاب، اگر یادتان باشد، میگفتند ما داریم میآییم! امام هم فرمود: بیایید دیگر، برای چه نمیآیید؟ امام فرمود شما که در اینجا بودید، برای چه رفتید؟ شما که میخواهید برگردید، اصلاً برای چه رفتید؟ شما که همگی در اینجا بودید و ایران دست شما بود ملت آن را از شما گرفت!
ببینید، قضیه همین است. در دوران پهلوی، آمریکا، انگلیس و اسرائیل این کشور را کلاً در دست خود داشتند و غارت میکردند؛ و الآن فکر کردهاند که میتوانند دوباره برگردند. همین الان در هشت کشور منطقه جنگ به راه افتاده است؛ جنگی منطقهای که رهبری فرمود ما نمیتوانیم بنشینیم و فقط تماشا کنیم. دیگران از تو میترسند، اما ما ملت امام حسین(ع) هستیم؛ ما هزار سال است که در مساجد و بر روی منبرهای خود فریاد «هَیْهَاتَ منَّا الذلَّةُ» سر میدهیم. ما هزار سال است که عاشورا برپا میکنیم و میگوییم: «یَا لَیْتَنَا کُنَّا مَعَکَ»؛ ای کاش حسین ما با تو بودیم و ای کاش در کنار تو و پیش چشم تو کشته میشدیم. شما با ملتی طرف هستید که هر روز در دعاها و نمازهای خود میگوید: خدایا! به من توفیق بده تا در رکاب امام زمان(عجلاللهتعالیفرجه) کشته بشوم. «القتل» ما شهادت را تهدید نمیدانیم، بلکه آن را فرصت میدانیم. شما دیدید که رهبر معظم انقلاب در زمان تشییع قاسم سلیمانی وقتی نماز میخواند، در قنوت خود گریه کرد و گفت خدایا! مرا شهید کن. یادتان هست که با گریه گفت: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا الشَّهَادَةَ فی سَبیلکَ»؛ خدایا! شهادت را در راهت نصیب ما بفرما. ایشان میگوید من مرگ سفید و زرد نمیخواهم.
قرآن میفرماید کسانی که شهید نمیشوند، در نهایت میمیرند. قرآن میفرماید یک عدهای در مدینه بودند که وقتی عدهای از مسلمانان شهید شدند، اینها میگفتند ما که به آنها گفتیم نروید! میخواستند نروند! رفتند کشته شدند حالا خوردید؟ با شاخ گاو درمیافتید؟ اینها آیه قرآن است. اگر آنها نمیرفتند و پیش ما مانده بودند، الآن کشته نشده بودند و در کنار همسر و فرزندان خود زنده بودند. قرآن در پاسخ به آنها
میفرماید: حالا شما خودتان کاری بکنید که نمیرید! اینها شهید شدند، تو هم یک سال یا دو سال دیگر با بیماری اسهال و استفراغ میمیری! با سرطان، سکته یا تصادف میمیری؛ کسی در این دنیا ماندگار نیست و همه ما میمیریم. کسی اینجا نمیماند. الآن این بچههایی که عکس آنها آن بالا است درگیری با گروهکهای منافق در
محلات با همینها بود؛ جبهه همینها بود. هر سال نمایشگاه جنگ را که سالگرد جنگ راه میانداختند، از کارهای بچههای همین مسجد بود. از همینجا به جبهه میرفتند و در هر عملیاتی که میرفتند، از میان این بچهها ده یا بیست نفر برنمیگشتند. وقتی جنازه شهدا میآمد، در مجلس آنها میخندیدند، شوخی میکردند و مسخرهبازی
درمیآوردند. بله عاطفه هست، اما کسی برای شهید غصه نمیخورد؛ اصلاً مسلمان برای شهید غصه نمیخورد. قرآن میفرماید شهیدانی که از دنیا رفتهاند، برای رفقای خود که هنوز شهید نشدهاند، آرزو میکنند که کاش آنها هم شهید بشوند. ببینید چقدر لذتبخش است! «یَسْتَبْشرُونَ» قرآن میفرماید شهدا میگویند این بچهها و رفقای ما که با ما بودند و الآن ما شهید شدهایم، کاش آنها میفهمیدند و میدانستند که اینجا چه خبر است؟
چون قرآن میفرماید شهدا مانند بقیه اموات نیستند. اصلاً شما فکر کردهاید چون بدن آنها بیجان افتاده است، اینها مثل بقیه مردهاند؟ «وَلَا تَقُولُوا لمَنْ یُقْتَلُ فی سَبیل اللَّه أَمْوَاتٌ» کسانی را که در راه حق کشته میشوند، اینها را با اموات مقایسه نکنید. برخی فکر میکنند اینها از این عالم نرفتهاند میگویند اینها که تکهتکه شدهاند
و خاکشان کردیم، مردهها را هم خاک کردیم. اما قرآن میفرماید اصلاً مقایسه نکنید؛ قرآن میگوید اینها مهمان ویژه خداوند هستند. جاهای مخصوصی که افراد خاص را راه میدهند (بخش ویآیپی) آن وقت (VIP) بهشت متعلق به شهدا است.
خداوند در قرآن میفرماید مبادا درباره شهدا بگویید خب بقیه مردند اینها هم مردند، منتهی اینها تیر خوردند و مردند! خیر؛ «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتلُوا فی سَبیل اللَّه أَمْوَاتًا». «لاتحسبنَّ» یعنی دستگاه محاسباتی شما غلط و مادی است و نمیفهمید. کسانی که در راه حق کشته شدهاند و میشوند، اموات نیستند، بلکه حیات خالص دارند و دارای حیات طیبه هستند: «بَلْ أَحْیَاءٌ عنْدَ رَبهمْ یُرْزَقُونَ» معمولاً به ذهن ما میآمد که این «عنْدَ رَبهمْ» ربطی به «یُرْزَقُونَ» ندارد. «یُرْزَقُونَ» یک جمله جدا است. امام در تفسیر این آیه میفرمود این «عنْدَ رَبهمْ» به «یُرْزَقُونَ» مربوط است؛ یعنی یک رزق مخصوص از جانب خدا که فقط مخصوص شهدا است.
خب رهبر معظم انقلاب که از نوجوانی و جوانی خود به دنبال شهادت بود، در سال 60 هم که ایشان ترور شد، یک وقتی به ما گفت که من اصلاً رفتم، یعنی کاملاً دیدم که همه چیز تمام شد ولی نمیدانم چرا برگشتم. بعد میفرمود خیلی برای من سؤال بود که برای چه مرا برگرداندند، در حالی که من قطعاً شهید شده بودم؟- ایشان این را در صحبتهای علنیشان گفتند- گفتند با خود گفتم شاید بار زمینماندهای و کار نشدنیای وجود دارد که من باید آن را انجام دهم و وظیفه من است که این خدمت را به این ملت بکنم و بعد بروم.
حالا دوستان دقت کنید؛ ایشان که این را از خدا میخواست، در دیداری که شاعران با ایشان داشتند، یکی از شعرا شعری خواند با این مضمون که: «ما یک عمر از شهادت گفتیم، ولی آمدند و شهیدان را از آخر صف چیدند؛ ما مدعیان صف اول بودیم، اما از صف آخر چیدند». ایشان وقتی این را گفت گریه کرد و گفت: من یک عمر است دارم برای بچهها از شهادت میگویم، اما همه رفتند و خودم ماندهام.
یک بار هم در دیدار با خانواده شهدا فرمود: خدا شاهد است گاهی به ذهنم میآید که نکند زمان مرگ من با سکته یا بیماری فرا برسد و بیفتم بمیرم؛ تنم میلرزد. از این جهت، واقعاً ایشان عاقبتبهخیر شد و من از شهادت
ایشان خوشحال شدم. این لباس سیاهی هم که پوشیدهام، صرفاً از باب این که رسم است پوشیدم، وگرنه برای ایشان عزاداری معنایی ندارد؛ زیرا شهادت برای او یک پیروزی بزرگ بود. منتهی ما برای خودمان نگران هستیم که چنین رهبر شجاع، عالم، با تقوا، مجاهد و متفکری را از دست دادهایم.
الآن من یک نکتهای را هم در اینجا عرض بکنم: شما اگر شخصیت تمام رهبران، شاهان و رؤسای جمهور دنیا را با هم در یک کفه بگذارید، شخصیت آنها با امام خامنهای اصلاً قابل مقایسه نیست. شما ماجرای جزیره اپستین را شنیدهاید که در پشت آن اسرائیل و صهیونیستها بودند؛ اکثر مقاماتی که سرنوشت مردم دنیا را تعیین میکنند
به آنجا میروند. آنها صدها و هزاران کودک کمسنوسال اعم از دختر و پسر را از سراسر دنیا دزدیدند یا میخرند. متأسفانه من شنیدهام بسیاری از این بچهها را در همین جنگها از کشورهای مسلمان بردهاند. عده زیادی از فرزندان مردم در افغانستان، عراق، سودان، لیبی و جاهای دیگر مفقود شدهاند و اصلاً مشخص نیست کجا هستند. در زلزله ترکیه هزاران کودک گم شدند؛ همین باندهای کثیف قاچاق مواد مخدر و... میدانید بعضی از این بچهها را به عنوان بدن یدکی میبرند نگهداری میکنند تا وقتی فرزندان سرمایهداران آمریکا و اسرائیل کلیه یا قلبشان دچار مشکل میشود، اینها را سریع میکشند و اعضای بدن آنها را برای آنها استفاده کنند. اینها اینجوری هستند! همین الان اسرائیل جنازه بعضی از شهدای فلسطینی را که در ازای اسرا آزاد کرد، در حالی تحویل داد که سینه همگی آنها شکافته شده و بخیه خورده بود؛ بعد فهمیدند اعضای بدن آنها نظیر قلب، ریه و کبد را برداشتهاند. جنازههایی که علائم شکنجههای هولناک داشتند! این تمدنی است که تولید بیماری و ویروس میکنند یعنی اختراع میکنند و بعد داروی آن را هم میفروشند؛ یعنی از دو طرف دو قبضه سود میبرند و جان هیچکس
برای آنها اهمیت ندارد.
درباره مسائل داخلی هم، ما خودمان فکر میکردیم صرفاً اعتراض و اغتشاش است؛ بله، مشکلاتی در کشور هست و مسئولان باید پاسخگوی بسیاری از آنها باشند؛ اما برخی از مشکلات واقعاً به مسئولان ربطی ندارد. بخشی از آن ربط دارد، اصلاً مسئله اعتراض و اغتشاش نبود، بلکه از قبل سازماندهی شده بود؛ موضوعی که الآن آن را بیشتر
درک میکنیم. قبلاً هم این کارها را میکردند ولی علناً نمیگفتند کار ما است، اما این بار رسماً اعلام کردند؛ چون میدانند در حال نابودی هستند. شما باید بدانید آمریکا و اسرائیل هیچگاه در دنیا به اندازه امروز منفور نبودهاند؛ در سراسر دنیا به آنها با کینه نگاه میکنند. تا 30- 40 سال پیش آمریکا و اسرائیل محبوب بودند، اما الآن در نظرسنجیهایی که خودشان انجام میدهند، الآن در آمریکا نظرسنجی کردهاند مشخص شده که سه-چهارم مردم آمریکا مخالف این جنگ هستند. الآن به رئیسجمهور آمریکا میگویند تو خودت وقتی آمدی، علیه جنگهای قبلی موضع گرفتی، اما از وقتی آمدهای چند جنگ راه انداختهای؟ و این جنگ که مادر جنگها است، الآن مستقیماً وارد آن شدهای.
دیروز هم نخستوزیر انگلستان رسماً اعلام کرد که ما هم وارد جنگ میشویم. شما که از قبل بودید. دیروز چهارتا موشک به ناو آبراهام لینکلن زدند، این ناو را این طرف روشن میکرد آن طرف دنیا حکومتها میگفتند غلط کردیم بیایید. آمده اینجا 4 تا موشک به آنها زدهاند؛ در خبرها دیدید که این ناو از خلیج فارس و دریای عمان فرار کرده و به اقیانوس هند رفته است. این کارهایی که در آن جنگ دوازده روزه و قضیه اغتشاشات صورت گرفت. اینگونه نبود که به خاطر گرانی باشد؛ البته گرانی واقعاً یک مشکل است و فشار سنگینی به مردم وارد میکند میروی مغازه هیچی نمیخری 700 هزارتومن میشود. این درست. اما بخشی از آن توطئه است؛ چنانکه وزیر خزانهداری آمریکا گفت: ما بدون شلیک یک موشک و جنگ نظامی، ایران را بهم ریختیم! یعنی گرانی ارز و دلار همگی پروژهای برنامهریزیشده است. بانکها و ثروتهای نفتی و دلارهای دنیا در دست آنها است و با برنامه در یک کشور تورم درست میکنند تا ارزش پول آن را پایین یا بالا ببرند. این حرفها را خودشان اعتراف کردهاند. اول نمیگفتند اما این دفعه خودشان دارند اینها را میگویند. خیلی جالب است؛ گویی قرار است حق و باطل صد در صد شفاف از یکدیگر جدا شوند؛ دیگر نمیتوان وسط دو صندلی نشست؛ یا باید اینطرفی باشی یا آنطرفی. افراد بیطرف هم یا این طرفی میشوند یا آن طرفی و بسیاری از آنها موضع خود را مشخص کردهاند. عدهای از این طرف به آن طرف رفتند و عدهای هم از آن طرف به این طرف آمدند. این اتفاق قبلاً هم رخ داده بود، اما نه با این شدت.
آیا میدانید در کربلا دو نفر از شهدای کربلا قبلاً دشمن علی(ع) بودند؟ از میان شهدای 72 تن، دو - سه نفر آنها قبلاً با علی(ع) جنگیده و به دنبال کشتن علی بودند؛ مثلاً بیست سال قبل در جبهه مخالف بودند، اما بعد حقیقت را فهمیدند و آمدند در کربلا شهید شدند. در مقابل، شمر پیاده از عراق تا مکه برای سفر حج رفته بود و سردار سپاه علی(ع) در جنگ صفین بود و در کنار امام حسن و امام حسین میجنگید؛ اما بیست سال بعد سردار یزید شده و آمده سر امام حسین(ع) را برید. از این طرف زهیر را شنیدهاید که از شهدای بزرگ کربلا است؛ کسی که وقتی امام حسین(ع) ظهر عاشورا نماز میخواندند، جلوی ایشان ایستاد تا تیرها به خودش برخورد کند. او قبلاً مخالف علی(ع) و در جبهه معاویه بوده، اما به این طرف آمد. شمر از این طرف به آن طرف رفت و زهیر از آن طرف به این طرف آمد؛ الآن هم اوضاع همینگونه است. بنابراین دوستان اتفاقات بزرگی دارد میافتد.
وقتی امیرالمؤمنین(ع) در جنگ احزاب در مقابل عمرو بن عبدود ایستاد... عمرو بن عبدود ابهتی داشت که همه از نام او میترسیدند. او از مشرکان مشهور بود به این که هر وقت جنگی برپا میشود، چهار یا پنج نفر هستند که وقتی به میدان میآیند، کسی جرأت نمیکند با آنها بجنگد. جنگ احزاب بزرگترین جنگ علیه اسلام بود؛ یعنی منافقان پشت جبهه با یهودیان و مشرکانی که با یکدیگر خردهحساب داشتند، همگی متحد شدند تا کار اسلام را در خود مدینه یکسره کنند. آنها مدام فتنه درست میکردند و دست برنمیداشتند، چون میدیدند اسلام در همهجا در حال گسترش است. آمدند و شهر را محاصره کردند؛ تحریم و محاصره شدیدی برپا شد، به گونهای که دیگر غذا پیدا نمیشد و پیامبر اکرم(ص) سه روز - سه روز چیزی نمیخورد.
از حضرت زهرا(س) نقل شده است که... حالا جالب است آنها داشتند خندق حفر میکردند. تاکتیک آنها ایرانی بود؛ سلمان گفت ما در ایران وقتی نیروهای دشمن مجهز و زیاد باشند، کانالها و خندقهای مختلف حفر میکنیم تا دشمن نتواند با سرعت جلو بیاید. پیامبر با اصحاب مشورت کردند و گفتند اگر کسی راه حلی دارد بگوید، بعد فرمودند همین طرح ایرانیها که سلمان میگوید طرح خوبی است و تحت فرمان سلمان شروع به حفر کانال در گروههای ده نفره کردند. بعد بعضیها میگفتند سلمان به گروه ما بیاید، پیامبر فرمود: «سَلْمَانُ منَّا أَهْلَ الْبَیْت» سلمان از خانواده خود من است. پیامبر دست بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: مردم اینها یعنی ایرانیها... بعد هم فرمودند یادتان باشد امروز شما عربها اسلام را به اینها و به کل دنیا میگویید، اما روزی میرسد که ایرانیها
میآیند و به شما عربها اسلام را یاد میدهند؛ این ملت سلمان روزی پرچمدار اسلام در جهان خواهند شد.
در آنجا عمرو بن عبدود با اسب خود از خندق پرید و به این طرف آمد که خیلی کار عجیبی بود. بعد گفت «هل من مبارز» یعنی بیایید جلو. رزمندههای مسلمان ترسیدند! بعد متلک میگفت گفت مگر شما نمیگویید اگر شهید بشوید به بهشت میروید؟ خب بیایید من شما را به بهشت بفرستم. نمیخواهید بهشت بروید؟ هیچکس نرفت تنها علی(ع) بلند شد. پیامبر(ص) فرمود شما بنشین. عمرو دوباره تمسخر کرد باز علی بلند شد و پیامبر فرمود بنشین. بار سوم مسلمانان با خود گفتند ما آمدهایم شهید شویم، اما نه به این زودی! بار سوم که علی بلند شد، پیامبر فرمودند حالا برو. شاید پیامبر میخواست همه این صحنه را ببیند که همه حرف میزنیم اما اهل عمل علی است. آنجا عمامه خود را بر سر علی بستند و شمشیر خود را به او دادند و علی رفت. پیامبر فرمود: «بَرَزَ الْإیمَانُ
کُلُّهُ إلَى الشرْک کُله» این جنگ دو نفر نیست، بلکه نبرد کل اسلام با کل کفر است.
دوستان! این جنگی که الآن شروع شده است، نبرد کل اسلام با کل کفر است. در این جنگ اگر ما شکست بخوریم (که نمیخوریم)، آنها ما را نه این که به دوران قبل از انقلاب برگردانند بلکه بلایی که سر این هفت – هشتتا ملت آوردند صد برابر آن را سر ما میآورند! و کار به جایی میرسد که ... مگر زمان شاه کار به جایی نرسید که گفتند دیگر دختران باحجاب را به مدرسهها راه نمیدهیم؟ مگر به مسجد گوهرشاد حرم امام رضا حمله نکردند و صدها نفر را نکشتند؟ هنوز هم معلوم نیست قبرهایشان کجاست؟ مگر در سال 57 شاه مسجد جامع کرمان را و کتاب و قرآن را به آتش نکشید؟ کسانی که سن آنها بالاتر است این مسائل را به یاد دارند. سوزاندن مسجد و قرآن از همان زمان انقلاب سابقه داشته است. داعشیها هم مساجد را منفجر میکردند و شیعه و سنی را میکشتند. در اغتشاشات اخیر هم چند هزار نفر را در شهرهای مختلف سالها سازماندهی کرده و به آنها پول و آموزش داده بودند تا مراکز نظامی، مساجد، در تهران و بعضی از شهرها پایگاههای بسیج و کلانتریها را زدند.
میدانید در خیالات و تصور آنها چه بود؟ اینها فکر کردند مثل بقیه جاهاست. ملت یا بیطرف یا ترسوست، با زدن رهبر، مقامات، فرماندهان و چند کلانتری، همه چیز تمام میشود. آنها میخواستند همان کاری را بکنند که در عراق و افغانستان کردند؛ آنها این کشورها را بدون جنگ تصرف کردند، اما بعداً به دلیل کشتههای زیادی که دادند مجبور شدند خارج شوند. ترامپ اعتراف کرد که این کشتههای ما در عراق و افغانستان همگی کار قاسم سلیمانی و ایرانیها بود. او گفت ایرانیها چند هزار سرباز ما را کشتند یا فلج کردند که پشت همه اینها ایران بود. هر چند وقت این حرف را تکرار میکند! انقلاب اسلامی ما را از عراق و افغانستان ریشه ما را زد. انقلاب اسلامی ما را در لبنان و غزه زد. الآن هم آنها پیروزی ندارند. آنها با این که سید حسن نصرالله و سنوار و فرماندهان را شهید کردند، ولی نتوانستند غزه را تصرف کنند و جرأت نمیکنند وارد آن شوند، غزه اندازه کرج است هنوز نتوانستید بگیرید. شما گفتید حماس را از بین میبریم و آنها را خلع سلاح میکنیم، اما نتوانستید. گفتید اسیران خود را آزاد میکنیم، اما نتوانستید. گفتید حزبالله را نابود و خلع سلاح میکنیم، اما نتوانستید. حزبالله همین امروز صبح شش موشک به حیفا شلیک کرد. شما میخواستید لبنان را بگیرید اما نتوانستید. شما پس از آتشبس خائنانه، سیدحسن و یحیی سنوار را شهید کردید، اما بعد از پایان آتشبس که جنگ تمام شد توانستید تنها سه -چهار کیلومتر وارد خاک لبنان شوید و الا همان را هم نمیتوانستید. شما گفتید لبنان را میگیریم اما نتوانستید.
شما (آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان) به یمن دهها هزار پهپاد و موشک شلیک کردید نتوانستید کاری بکنید. دوتا ناوتان را زدند عقبنشینی کردید و یمنیها وارد کشتیهای شما شدند قلیان کشیدند. شما نتوانستید از پس یمن بربیاید. یمنی که تحریم است، یمنی که آب، برق و شهرهای آن را هدف قرار دادید، اما شکست خوردید. یمنیها دیشب دوباره شلیک موشک به ایلات و مناطق دیگر را آغاز کردند؛ و از عراق هم دارند آنها را میزنند و به سفارتخانهها و پایگاههای آنها حمله میکنند. در پاکستان مردم به سفارت آمریکا حمله کردند و با دادن حدود سی و هفت شهید، سفارت آمریکا را تصرف نمودند و پرچم ایران را بر فراز آن برافراشتند. در لبنان مردم حمله کردند و حزبالله اعلام کرد اگر دولت بخواهد مانع شود و از آمریکا دفاع کند، ما دولت را سرنگون میکنیم. فیلمهای ملتهای منطقه را دیدهاید که در قطر، امارات و عربستان با عبور موشکهای ایران تکبیر میگویند و ابراز خوشحالی میکنند و همه یکصدا میگویند بزن! بحرین، همه جا. بزن.
هشتگهای موضوعی