شبکه یک - 15 اسفند 1404

قلب تپنده هر محله مسجد به مسجد سنگر به سنگر - قسمت دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ للَّه رَب ٱلْعَالَمینَ وَٱلصَّلَاةُ وَٱلسَّلَامُ عَلَى نَبینَا نَبی ٱلرَّحْمَة أَبی الْقَاسم مُحَمَّدٍ وَ آله.»

به محضر برادران و خواهران عزیز روزه‌دار سلام عرض می‌کنم. ان‌شاءالله خداوند عبادت، نماز و روزه‌های شما را مورد توجه ویژه قرار بدهد. مردم باید دیوار به دیوار، مسجد به مسجد، محله به محله و سنگر به سنگر حضور پیدا کنند و مانند ابتدای انقلاب، هر مسجدی با سرود آزادی و جهاد، یک جبهه مقاومت باشد. مسجدها و از جمله این مسجد، محل مقاومت در برابر تروریسم وحشی بودند و بعد در دوران هشت سال جنگ، مسجدها پایگاه مقاومت بودند. این مسجد چهل شهید که تصاویر این بچه‌ها را در بالا می‌بینید، فعالیت‌های مبارزاتی و فعالیت‌های فرهنگی را در محله تا اعزام مجاهد و رزمنده به جبهه انجام می‌دادند. مسجد در دوران انقلاب و پس از انقلاب، شاید بیش از سیزده کارکرد پیدا کرده بود. برای این است که شما می‌بینید در این اغتشاشات نزدیک به سیصد مسجد را آتش زدند و قرآن‌ها را آتش زدند؛ زیرا آن‌ها می‌دانند که مسجد و معبد اسلامی با معرفت مکتب اهل بیت، فقط یک معبد برای یک عبادت و یک رابطه معنوی شخصی با خداوند که با حق‌الناس، عدالت و سیاست بی‌ارتباط باشد، نیست. در سال 1357 که مردم علیه رژیم پهلوی و برای اخراج آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و اسرائیلی‌ها که نزدیک به یکصد هزار افسر و مستشار از آن‌ها در ایران بودند و کل کشور از شاه تا پایین‌ترین آدم‌ها در حکومت تحت فرمان آن‌ها بود، قیام کردند، همان‌ها الان هم مشغول بمباران هستند و مستقیم وارد جنگ با ما شده‌اند. این مجلس، مجلس ترحیم برای رهبری و مرحوم مغفور فلان و مانند این‌ها نیست؛ بلکه این مجلس، آمادگی برای ادامه نبرد است. همین کسانی که الان شهرهای ما را بمباران می‌کنند، از ابتدای انقلاب تا الان با ما درگیر بوده‌اند؛ اما خود آن‌ها مستقیم جلو نمی‌آمدند و گروهک‌های کومله، دموکرات، منافق و تجزیه‌طلب را در کردستان به نام خلق کرد، در خوزستان به نام خلق عرب، در آذربایجان به نام خلق ترک و در بلوچستان به نام خلق بلوچ فرستادند. بعداً هم وقتی لانه جاسوسی و سفارت آمریکا را تسخیر کردند، اسناد همه این‌ها در آنجا کشف شد که کل جنگ‌های داخلی، ترورها و شایعات، از آنجا طراحی و رهبری می‌شده است. سفارت آمریکا در زمان شاه، مرکز حکومت پهلوی بود؛ یعنی در واقع اختیار و تصمیم‌های ایران در سفارت آمریکا گرفته می‌شد. پس از انقلاب هم تا وقتی که آنجا را تسخیر کردند و اسناد آن افشا شد، بخشی از اسناد که نابود نشده بود یا شده بود، دوباره بازتولید و بازسازی شد. در آن هفت - هشت ماه، یعنی همان مدتی که پیش از تسخیر لانه بود، صد توطئه پس از انقلاب از همان‌جا رهبری می‌شد؛ یعنی دو- سه کودتا، جنگ‌های داخلی، تحریم، تهدید و نفوذ در حکومت از روشنفکر لیبرال تا کمونیست و تا آخوند از آنجا هدایت می‌شد. برخی آخوندها دوست دارند زندگی خود را بکنند، نمازی بخوانند، به مسجدی بروند و به خانه خود بازگردند و گربه به آن‌ها شاخ نزند؛ آن‌ها حاضر نیستند برای اسلام سیلی

بخورند. عده‌ای از نمازگزاران حاضر نیستند برای خدا، جان، مال و آبروی خود را به خطر بیندازند و تصور می‌کنند با خواندن یک عزاداری و خوردن شله و آش، به بهشت می‌روند! آن‌ها نمی‌دانند که قرآن این منطق را به شدت رد می‌کند. قرآن درباره نمازگزارانی که از دشمن می‌ترسند می‌گوید این‌ها «قاعدین» هستند و کسانی که علیه اسلام و به نفع دشمن شایعه‌پراکنی کنند یا بقیه را بترسانند، خائن هستند. حتی عده‌ای علیه پیامبر مسجد ساختند که به «مسجد ضرار» معروف شد و در ظاهر می‌گفتند ما مسلمان هستیم و در مسجد نماز می‌خوانیم. آن‌ها گفتند عده‌ای از مردم که پیر و گرفتار هستند، زمانی که باران می‌آید نمی‌توانند به مسجد قبا بیایند. آن‌ها پرسیدند با این که مسجد قبا اینجاست، چرا در کنار آن یک مسیر دیگر می‌سازید؟ آن‌ها گفتند عده‌ای که در باران گرفتار مشکل می‌شوند می‌توانند به اینجا بیایند. آن‌ها می‌خواستند این مسجد را به نام دین، پایگاه ضربه به دین بکنند؛ یعنی ظاهراً نماز بخوانند اما علیه پیامبر اقدام کنند.

زمانی که پیامبر اکرم(ص) از طرف امپراتوری روم که ابرقدرت غرب بود تهدید میشد، فرمودند هر کس که می‌تواند باید به جبهه برود. عده‌ای رفتند و عده‌ای نرفتند. عده‌ای هم در پشت جبهه در مدینه علیه پیامبر حرف زدند، با این که اسم آن‌ها ظاهراً مسلمان بود. منافق همین است؛ منافق یعنی کسی که ظاهراً مسلمان و واقعاً کافر است.

زبان و اداهای او یک چیزی می‌گوید اما قلب او در جای دیگری است. او می‌خواهد بین مذهب و عبادت با عدالت و سیاست تفکیک قائل شود. سیاست یعنی این که چه کسی، چرا و چگونه بر ما و مسلمین عالم حکومت کند؟ این یک سوال قرآنی است. یک آدم نمی‌تواند خدا، قیامت و احکام الهی را قبول داشته باشد و بگوید این مسئله مهم نیست. ما می‌خواهیم به مسجد برویم و نماز بخوانیم و یک زیارتی زیر سایه شاه در زیارت حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع)، زیر سایه صدام در زیارت نجف و کربلا، زیر سایه آمریکا در زیارت مکه و مدینه و ان‌شاءالله زیر سایه اسرائیل در زیارت مسجدالاقصی انجام دهیم و با کله به بهشت برویم و به بقیه مسائل کار نداشته باشیم. اصلاً تمام دعواها بر سر همین موضوع بود و برای همین 70- 80 جنگ را به پیامبر تحمیل کردند. امیرالمؤمنین(ع) هم یک دوره چهار ساله، به اندازه یک دوره ریاست جمهوری، حکومت کرد و سه جنگ به او تحمیل کردند و در آخر هم او را ترور کردند. کسانی که خیال می‌کنند در زمان امام معصوم مسئله راحت و روشن بوده است، این‌گونه نیست. قبر علی(ع) و فاطمه(س) مخفی شد. دشمنان از فاطمه(س) که تا الان هم مکان قبر ایشان قطعی نیست، کینه داشتند. قبر حضرت امیر(ع) هم در تمام دوران حکومت بنی‌امیه نزدیک به یک قرن مخفی بود تا جنازه ایشان را از قبر بیرون نکشند و نسوزانند و توهین نکنند. نزدیک به یک قرن بر تمام منبرها در کل جهان اسلام می‌گفتند: بسْم ٱللَّه ٱلرَّحْمَن ٱلرَّحیم. الْحَمْدُ للَّه رَب ٱلْعَالَمینَ. درود بر پیامبر و لعنت بر علی! در تمام مسجدها این دو تلقی وجود داشت که ما دینی داریم و به بقیه مسائل کاری نداریم؛ ما می‌خواهیم صبح بیدار شویم و به دکان، دانشگاه و مدرسه بروم و شب هم نماز بخوانیم و همین‌گونه ادامه دهیم تا آقا امام زمان(عج) بیاید و خودش همه کارها را درست کند. این تیپ آدم‌ها وقتی امام زمان(عج) هم بیاید می‌گویند آقا خودش آمد و خودش برود کارها را انجام دهد. در حالی که قرار است آقا بیاید و بزرگترین انقلاب تاریخ بشر را رهبری کند. در روایات آمده است که عدالت در سطح جهان یعنی سرنگونی تمام این رژیم‌ها و حکومت‌های فاسد جنایتکار. یک جنگ در سطح جهان راه می‌افتد و در روایات داریم که در تمام دنیا برای نجات ملت‌ها، سیل خون از مجاهدان، شهیدان و دشمنان راه می‌افتد.

شما الان ببینید این ملت ایران می‌خواهد سر پا بایستد و استقلال، عزت و کرامت خود را حفظ کند، پس دشمن او را رها نمی‌کند. آن‌ها از روز بیست و دوم بهمن که انقلاب پیروز شد شروع کردند و تا همین الان ادامه داده‌اند. الان جنگ بسیار خوبی است؛ قبلاً صدام، این داعشی‌ها و تکفیری‌ها را می‌فرستادند و بین ما جنگ‌های داخلی راه می‌انداختند، اما الانن دیگر خودشان مستقیم آمده‌اند. این جنگی که الان در جریان است، هنوز عده‌ای داخل کشور و داخل این شهرها اصلاً نمی‌دانند که جنگ است و فکر می‌کنند شرایط عادی است؛ در حالی که الان تهرانی‌ها و بعضی شهرها زیر بمباران آتش هستند.

راجع به این جنگ و شهادت رهبر ما چند نکته عرض بکنم و تاکید کنم که این جنگ با همه جنگ‌های قبلی متفاوت است. تمام اتفاقاتی که در حال رخ دادن است، برای سرنگونی، براندازی و اشغال ایران است. آن‌ها می‌خواهند با ملت ایران کاری کنند که با هیچ ملتی نکرده‌اند تا به تمام دنیا بگویند که این برای شما درس عبرت بشود و دیگر انقلاب نکنید و در برابر ما نایستید. امام خمینی(ره) هم می‌گفت اگر این مردم و این انقلاب را شکست دهند، این دفعه دیگر تا پانصد سال دیگر اجازه نمی‌دهند کسی نفس بکشد، چون آن‌ها از اسلام و از این مسجدها که صدای آن در دنیا پیچیده است ضربه خورده‌اند و از هیچ جای دیگر چنین ضربه‌ای نخورده‌اند. این کاری است که با عراق، افغانستان، سوریه، لیبی، یمن، لبنان، فلسطین، غزه، سودان و سومالی انجام دادند؛ چون در این ده الی پانزده سال به نزدیک ده کشور مسلمان حمله کردند تا این کشورها را قتل‌عام، اشغال، غارت و تجزیه کنند و آن‌ها را تضعیف نمایند تا دیگر نتوانند سر برآورند. الان لیبی عملاً تجزیه شده و سه‌تا کشور است؛ یمن تجزیه شده و سه‌تا کشور است؛ سوریه چهارتا تکه شده است و در عراق هنوز اجازه نمی‌دهند که مردم سر برآورند. برنامه آن‌ها این بوده است و هست که با ایران کاری کنند که با همه آن‌ها نکرده‌اند و ان‌شاءالله نخواهند توانست.

اولاً پس بدانید این جنگ شاید بزرگترین و سرنوشت‌سازترین جنگ این قرن باشد. این جنگ، هم بر سر موجودیت و هم بر سر مشروعیت است. هیچ وقت دشمن این‌قدر عریان به صحنه نیامده بود؛ یعنی الان ارتش آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان همگی در کنار اسرائیل به کار آمده‌اند. رژیم‌های دست‌نشانده این‌ها در منطقه که کشورهای عربی

هستند، در حکم رژیم پهلوی پیش از انقلاب ما هستند و همگی کمک کرده‌اند. تمام دنیا در حال نگاه کردن به ایران است و الان کل جهان دوقطبی شده است و دارد نبرد مقاومت ایران با آمریکا و اسرائیل را نگاه می‌کند. دل‌های همه ملت‌ها با ماست؛ جالب است که اکثر دولت‌های دنیا هم دلشان با ما است ولی زبان و عمل آن‌ها این‌گونه نیست.

من با اطلاع به شما می‌گویم که دل‌های برخی از دولت‌ها و حتی مقامات همین منطقه که کشورهای‌شان پمپ بنزین و پادگان آمریکا و اسرائیل است، با ما است. آمریکا در تمام کشورهای دور ما پایگاه دارد و همه در محاصره هستند. ایران اولین کشوری بوده است که پس از جنگ جهانی دوم که همه جهان اسلام اشغال شد، خلاص شده است و حالا دارد منطقه را از دست این‌ها آزاد می‌کند. دل‌های دولت‌ها هم اینجاست منتهی جرأت ندارند. این همان حرفی است که فرزدق به امام حسین(ع) گفت. وقتی سیدالشهدا(ع) در ایام حج، حج را رها کردند و آن را به عمره مفرده تبدیل نمودند، عده‌ای گفتند: آقا همه مردم برای عبادت آمده‌اند، چرا عبادت را با سیاست قاطی می‌کنید؟ در حالی که همه در حال رفتن به منا و عرفات هستند تا قربانی کنند و ثواب ببرند، شما حج را رها کرده‌اید و به جنگ برای دنیا، حکومت و سیاست می‌روید؟ امام حسین(ع) گفت: شما بروید اینجا گوسفند قربانی کنید، من می‌روم کربلا تا خودم و بچه‌هایم را قربانی کنم. اسلام شما به درد خودتان می‌خورد. اسلامی که من برای آن قیام کردم، اسلامی است که پیامبر اکرم(ص) آورد؛ اسلامی که برای آن تمام رهبران شیعه را کشتند. می‌دانید ما تنها مذهبی هستیم که تمام ائمه ما را کشتند؟ هیچ مذهب دیگری این‌طوری نیست؛ تمام ائمه ما شهید شدند و هیچ‌کدام عمر طبیعی نکردند. از علی(ع) و فاطمه(س) که شهید شدند تا امام عسکری(ع)؛ حتی بعضی از آن‌ها در زندان به دنیا آمدند و بزرگ شدند.

به پیامبر گفتند: آقا شما آمدی و می‌گویی خدا و پیغمبر؛ بسیار خب، ما هم می‌گوییم خدا و پیغمبر؛ این جنگ‌ها و درگیری‌ها برای چیست؟ شما می‌دانید عده‌ای آمدند و امام حسین(ع) را نصیحت کردند و گفتند: جد شما استاد اخلاق و معنویت بود، شما در شصت سالگی به سیاست چسبیده‌اید؟ الان که حکومت از دست پدر شما سقوط کرد، آن را رها کنید و در اواخر عمر بیایید مجاور مسجدالحرام شوید. تمام نمازها را به جماعت در مسجدالحرام بخوانید که از این بهتر وجود ندارد. امام حسین(ع) فرمود: «أُفٍّ لهَذَا الْکَلَام»؛ اف بر این منطق. به امام حسین(ع) گفتند که ما و تو باید به فکر آخرت باشیم و سیاست را رها کنیم. بیاییم الان در مسجد بنشینیم و صبح و شب

نماز و زیارت بخوانیم و این سیاست و حکومت را جلوی سگ و جلوی یزید بینداز ولش کن! امام حسین(ع) فرمود: من دارم برای آخرت می‌جنگم.

پس دوتا نگاه به مسجد وجود دارد. یک نگاه به مسجد این است که بدانید یزید برای امام حسین(ع) مجلس ختم گرفت و خودش هم در آن نشست و گفت قرآن بخوانید و هیچ حرف سیاسی نزنید! من نگفته بودم ایشان را بکشند و شمر و عبیدالله بن زیاد خودشان این کار را کردند؛ من گفتم کلاه بیاورید، آن‌ها رفتند سر آوردند. او به دروغ گفت قرآن بخوانید تا بمیرد. اما اگر حضرت زینب(س) نبود، آن‌ها می‌گفتند حسین بن علی(ع) در وسط حج به دنبال دنیا رفت و سرطان هم داشت و در بین راه مرد! حج را ول کرد رفت!

قبر امیرالمؤمنین(ع) نزدیک به یک قرن پیش از آن مخفی بود. وقتی رژیم بنی‌امیه که اتفاقاً به دست ایرانی‌ها و از همین خراسان سقوط کرد، امام صادق(ع) فرمودند که قبر جد ما علی(ع) اینجاست. چرا مخفی بود؟ برای این که دشمنان داخلی و خارجی داشتند و می‌گفتند اگر بفهمیم علی(ع) کجا است، می‌آییم و او را از قبر بیرون می‌آوریم. این‌قدر دشمن کینه داشت، ظاهراً اسم‌شان هم مسلمان است.

برادرها و خواهرها، الان این جنگی را که در وسط مذاکره شروع کردند، دوباره صریح گفتند. این سگ زرد و خوک کثیف که باطن آمریکا را نشان می‌دهد، دیروز صریح اعلام کرده که جنگ را ادامه دهید تا ملت و دولت ایران رسماً بگوید غلط کردیم و کاملاً تسلیم شود. این دقیقاً حرفی است که یزید به امام حسین(ع) گفت؛ او گفت بر سر دو راهی هستی، یا تسلیم می‌شوی یا سر تو را از بدنت جدا می‌کنم.

شما دیدید رهبری در آخرین سخنرانی خود چه گفت؟ ایشان فرمود که امام حسین(ع) گفته است: «مثْلی لَا یُبَایعُ مثْلَهُ». ایشان نمی‌گوید من با یزید بیعت نمی‌کنم، بلکه می‌گوید کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمی‌کند.

حالا سؤال من این است که رهبری نمی‌دانست آنجا را می‌زنند؟ همه و حتی بچه‌های کوچک هم می‌دانستند. چندین بار به ایشان گفتند که آقا قطعاً هدف اول آن‌ها شما هستید بارها هم گفته‌اند. اما ایشان فرمودند: من با خانواده و بچه‌هایم برای چه به پناهگاه بروم در حالی که مردم زیر آتش دشمن هستند؟ مردم و زن و بچه‌های آن‌ها زیر آتش هستند و خانه، مسجد، بیمارستان و بازار تهران را می‌زنند و تا الان هفت بیمارستان را زده‌اند و می‌گویند مراکز نظامی را داریم می‌زنیم. ایشان فرمودند وقتی همه مردم به پناهگاه رفتند، من هم می‌روم؛ وقتی زن و بچه مردم امنیت نداشته باشند، برای چه من و خانواده من باید به پناهگاه برویم؟

در نبرد صفین گفتند اگر می‌خواهی علی(ع) زنده بماند، باید معاویه را رها کنی چون علی(ع) داشت پیروز می‌شد و به پشت خیمه فرماندهی دشمن رسیده بود، گفتند اگر ادامه دهی، علی(ع) را در پشت جبهه می‌کشند. یک عده از سربازان خودمان مسئله‌دار شدند. یک عده احمق که نماز شب هم می‌خواندند و پیشانی‌های آن‌ها از شدت سجده پینه بسته بود (خوارج) که از فدایی‌های علی(ع) بودند. آن‌ها وقتی دیدند دشمن قرآن را بر سر نیزه برده

است، گفتند ما با قرآن نمی‌جنگیم. حضرت امیر(ع) فرمود این پوست قرآن است؛ اموی‌ها کسانی هستند که تا لحظه آخر با اسلام جنگیدند و وقتی مکه فتح شد، گفتند ما مسلمان هستیم. یک عده احمق فریب جنگ روانی دشمن را خوردند و گفتند ما با قرآن نمی‌جنگیم و باید صلح کنی و هماهنگ شوی. وقتی بحث حکمیت پیش آمد، گفتند نماینده تو را هم ما خودمان باید می‌گوییم چه کسی باشد. ایشان فرمود مالک اشتر یا عمار نماینده ما باشد، اما آن‌ها گفتند نه، باید ابوموسی اشعری باشد! یک آدم مقدس‌نما که ساده‌اندیش و ابله بود و به عنوان آدم نماز شب‌خوان و مفسر قرآن شناخته می‌شد و عده‌ای مرید او بودند. شعار او این بود که من مخالف جنگ مسلمان با مسلمان هستم و باید توافق کنید و یک مقدار شما کوتاه بیایید و یک مقدار معاویه، تا این غائله تمام شود. او در جنگ جمل و صفین، عده‌ای از مسلمان‌ها را از صف علی(ع) جدا کرد. این کسانی که می‌آیند و امام حسین(ع) و امیرالمؤمنین(ع) را نصیحت می‌کنند که آقا این کارها را نکنید و دردسر درست نکنید، آیا حرف آن‌ها شرعاً درست است؟ شما دارید زن و بچه را جلو می‌برید، آیا این شرعاً درست است؟

ما دو نوع شرع داشتیم: شرع و فقه یزیدی و فقه حسینی! الان دیگر علی(ع) نیست که بخواهید بگویید از ترس و برای حفظ جان او، مالک باید از جنگ دست بردارد، علی را زدند. یعنی چی؟

ما باید این جنگ را تا آخر برویم و این جنگی نیست که بقیه بایستند نگاه کنند و بگویند حالا ببینیم رزمنده‌های ما چه کار می‌کنند؟


هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha