شبکه یک - 8 اسفند 1404

قرآن اینجا، اکنون (۹) (با تمام قوا، بدون تردید و با اعتماد مطلق به خدای محمد ص)

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خدمت برادران، خواهران و سروران عزیز سلام عرض می‌کنم.

درباره یکی دو پرسشی که گاهی با ادبیات نخبگانی تعریف و ارائه می‌شود اما هدف آن عوام‌فریبی است و از طریق مشکوک یا حتی محکوم کردن مقاومت در برابر متجاوزان و مهاجمان مطرح می‌گردد، یکی دو نکته را عرض می‌کنم.

گاهی کسانی مسلمانانه و مؤمنانه از موضع دینی و فکر دینی بحث می‌کنند که باید به آن‌ها به نحوی پاسخ گفت. پرسش‌هایی از این قبیل مطرح می‌شود که آیا لازم است بر سر حقوق و منافع ملت، از جمله حقوق هسته‌ای یا حقوق مستضعفان و مظلومان عالم و حقوق مسلمانانی که سرزمین‌های آن‌ها حداقل 150 سال است که مورد هجوم و اشغال چند قدرت فاسد غربی نظیر انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها، فرانسوی‌ها و چند کشور دیگر بوده است، مقاومت کرد؟ آیا مقاومت در برابر آن‌ها و دفاع از سرزمین‌ها و مردم مظلوم و تحت ستم، ارزش مقاومت را دارد یا خیر؟ آیا ما باید از حقوق ملت خود، عزت و استقلال این مردم و حقی که در تمام عالم قانونی است، تا چه حد دفاع کنیم؟ آیا مسئله فقط بحث انرژی هسته‌ای است تا ما محاسبه فیزیکی بکنیم دو دوتا چهارتا که مثلاً انرژی هسته‌ای مشکلات انرژی، کشاورزی، پزشکی و صنعتی ما را حل می‌کند، اما آیا این موضوع به تهدیدها، فشارها و این مسائل می‌ارزد؟ زیرا ممکن است کسانی چرتکه بیندازند و بگویند ارزش ندارد؛ چنان‌که در زمان جنگ وقتی

صدام حمله کرد و چند استان ایران را گرفت و قتل و غارت کرد و شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» و دفاع مقدس داده می‌شد، عده‌ای می‌گفتند آیا این کار می‌ارزد؟ خب حالا بخشی از خاک ایران را گرفته است، قبلاً هم دیگران گرفته بودند، این را هم بدهیم برود! آن‌ها می‌پرسیدند آیا مقاومت شما و تقدیم دویست هزار شهید می‌ارزید؟ بعضی‌ها معتقد هستند که نمی‌ارزد. اگر هر اتفاقی بیفتد، آن وقت باید این سوال را از همه انبیاء پرسید.

قرآن می‌فرماید هیچ پیامبری نیامد مگر این که مورد تمسخر قرار گرفت: «إلَّا کَانُوا به یَسْتَهْزئُونَ». در قصه‌های انبیایی که قرآن ذکر می‌کند، کدام یک از انبیا حاضر شد توحید و عدالت را به خاطر مشکلات آن رها کند و تسلیم شرک و ظلم بشود؟ باید این اعتراض را به پیامبر اکرم(ص) کرد که شما استاد معنویت و اخلاق هستید، اما آیا منافع ملی در تسلیم شدن بود؟ آیا منافع ملی در این بود که ابراهیم(ع) تبر برندارد و سراغ بت‌ها نرود؟ یا موسی(ع) سراغ فرعون نرود و برای آزاد کردن بردگان با او درگیر نشود؟ آیا عیسی(ع) نباید سراغ سرمایه‌داران، خاخام‌های فاسد یهود، رباخواران و امپراتوری روم می‌رفت؟ آیا پیامبر اکرم(ص) نباید با قبایل جاهلی، اشراف قریش، امپراتوری روم و شاهنشاهی ساسانی در می‌افتاد؟ بعد باید این اعتراض را به امیرالمؤمنین(ع)، فاطمه زهرا(س) و تا امام حسن(ع) و امام عسکری(ع) وارد کرد؛ زیرا همه رهبران ما درگیر مقاومت بودند و همگی بدون استثنا به دست مستکبران و ظالمان به شهادت رسیدند؛ چه آن‌هایی که پیروزی‌های مقطعی داشتند و چه آن‌هایی که شکست‌های مقطعی خوردند.

قرآن می‌فرماید اگر دشمن شما ولو برای عوام‌فریبی گفت که بیایید مسالمت‌آمیز گفتگو کنیم تا مسائل حل شود: «وَ إنْ جَنَحُوا للسَّلْم فَاجْنَحْ لَهَا». اگر آن‌ها اظهار کردند که دیگر نمی‌خواهند بجنگند و حاضر هستند مسالمت‌آمیز مسائل را حل کرده و مذاکره کنند، «فَاجْنَحْ لَهَا». خداوند به پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید که شما آن را رد نکنید اما اعتماد و باور هم نکنید. بگذارید بیایند و خودشان را رسوا کنند. از اول معلوم بود که دروغ می‌گویند. ترامپ کاملاً در جریان حمله اسرائیل به ایران بود و با نتانیاهو هماهنگ بود. هر دو با هم اعلام کردند که مردم شهرها را خالی کنند چون ما می‌آییم می‌زنیم! از اول بحث مذاکره و آن نامه همگی بازی بود. وقتی صریحاً دروغ می‌گویند،

می‌آیند و قراردادشان را پاره می‌کنند. در عین حال فرمود: «فَاجْنَحْ لَهَا». یک بار دیگر فرصت بده و «وَ تَوَکَّلْ عَلَى ٱللَّه»؛ به خداوند اعتماد و تکیه کن و به دشمن اعتماد نکن. به این نهادهای ظاهراً بی‌طرف و رسانه‌ها اعتماد نکنید؛ «وَ تَوَکَّلْ عَلَى ٱللَّه» فقط به خداوند تکیه کنید: «إنَّهُ هُوَ ٱلسَّمیعُ ٱلْعَلیمُ». خداوند همه چیز را می‌بیند و همه حرف‌های پنهانی، مذاکرات، توطئه‌ها، نقشه‌ها و نقشه‌های آن‌ها را می‌شنود. خداوند در صحنه است، بلکه صحنه محضر خدا است.

ماجرای آن جالب است و از جهاتی شبیه به وضعیت الآن است. در قضیه جنگ بدر که دشمن به مدینه حمله کرد، ابوجهل و دیگران یک تیم جاسوسی فرستادند تا ببینند مسلمانان چگونه هستند. آن‌ها می‌خواستند بدانند آیا مسلمانان فهمیده‌اند که ما در حال آمدن هستیم؟ وضعیت روحی و جنگ روانی آن‌ها چگونه است؟ آیا ترسیده‌اند یا خیر؟ آن‌ها قصد داشتند ریشه مسلمانان را بزنند تا کار آن‌ها برای همیشه تمام شود. آن‌ها یک نفر را که رزمنده بسیار شجاعی بود به نام "عمیربن‌وهب" فرستادند. این‌ها با اسب به طرف نیروهای مسلمان حمله کردند و در آنجا رجز خواندند که بیایید جلو ما آمدیم؛ شما می‌خواستید به بهشت بروید، الان ما آمدیم تا شما را به بهشت بفرستیم. ما آمدیم به شما کمک کنیم تا زودتر شهید شوید! اما او سریع بازگشت و گفت من به آنجا رفتم و این حرف‌ها را زدم، اما آن‌ها ترسیدند و هیچ‌کس نیامد. ابوجهل گفت این‌طوری نیست؛ من این پیامبر و طرفداران او را می‌شناسم. آن‌ها به این زودی از میدان در نمی‌روند. این احتمالاً آن‌جا رفته الکی یک دوری زده، و یک چیزی گفته و خودش ترسیده، نرفته چشم‌توی‌چشم مسلمانان بایستد، حالا برویم جلو نیروهای ما را ببینند آن وقت می‌ترسند. می‌آیند جلو؛ آن وقت قرآن می‌فرماید که بله، اتفاقاً عده‌ای از مسلمانان که دشمن دشمن بودند و واقعاً قلب آن‌ها با حق بود اما انرژی معنوی و ایمان کافی نداشتند ترسیدند. آن‌ها گفتند این‌ها که چند برابر ما هستند؛ ما کجا و این‌ها کجا؟ سلاح‌های این‌ها کجا! خداوند می‌داند که آن‌ها جنگ را شروع می‌کنند، اما آن‌ها پیامی هم دادند که با مذاکره و به زبان خوش بیایید تسلیم شوید تا جنگ نشود. این پیام مشرکان به پیامبر اکرم(ص) بود. وحی آمد که بگو مذاکره عیب ندارد می‌آییم، اما به آن‌ها اعتماد نکن و فقط به خداوند تکیه کن؛ زیرا قدرت اصلی در آنجاست و خداوند همه صحنه را می‌بیند و می‌شنود و شما تنها نیستید.

از آن طرف هم عده‌ای از مسلمانان که ترسیدند و جا زدند، خداوند خواست که آن‌ها هم کمی آرام شوند تا در برابر جنگ روانی و دروغ‌های دشمن وا ندهند و دچار تردید نشوند. با این که خدای متعال می‌داند آن‌ها جنگ را شروع می‌کنند (جنگ بدر) و در این جنگ دشمن شکست خواهد خورد در عین این تهدید و تطمیع، وقتی می‌گویند بیایید گفتگو کنیم، شما بگو خیلی خب می‌آییم ما دنبال جنگ نیستیم، اما هرگز از جنگ فرار نمی‌کنیم. وقتی دشمن جنگ را شروع می‌کند، باید مقاومت کرد.

حضرت امیر(ع) به مالک اشتر فرمودند که اگر دشمن حتی به ظاهر اعلام کرد که نمی‌خواهیم بجنگیم، آن را رد نکنید؛ زیرا «اَلصُّلْحُ جُنُودٌ». معلوم است که صلح از جنگ بهتر است. وقتی صلح برقرار باشد، نیروها آرامش دارند، هزینه نمی‌دهید، تلفات نمی‌دهید، شهید نمی‌دهید و صدمه نمی‌بینید. «راحة لهمومک» آرامش دارید. «أَمْنُ لبلَادک» امنیت دارید. اگر دشمن بگوید نمی‌خواهیم بجنگیم، استقبال کن و بگو خیلی خب نجنگیم. اما «وَکُن ٱلْحَذَرَ کُلَّ ٱلْحَذَر منْ عَدُوکَ بَعْدَ صُلْحه»؛ یعنی بعد از صلح، احتیاط کامل را رعایت کن، و نسبت به دشمنی که می‌گوید بیا صلح و مذاکره کنیم، حساس و بدبین باش. حتی پس از این که قرارداد صلح را امضاء کردید، به شدت بیدار و حساس باشید؛ زیرا این‌ها پس از امضای قرارداد یا دادن شعار صلح و مذاکره، خطرناک‌تر هستند. «فَإنَّ ٱلْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لیَتَغَفَّلَ»؛ دشمن گاهی لبخند می‌زند، نامه دوستانه می‌نویسد و می‌گوید بیایید مذاکره کنیم، اما هدف او فقط این است که وقت بکشد تا شما را غافلگیر کند تا به شما نزدیک شود و ضربه بزند.

ببینید همین کاری را که کردند؛ یعنی پنج فرمانده سپاه را ترور کردند. تخصص این‌ها در ترور، کشتار، بمباران و کشتار مردم بی‌سلاح و بی‌دفاع است. این‌ها هنر و جرأت جنگیدن ندارند. اسرائیل در جنگ از حماس و از حزب‌الله شکست خورد و به ترور، صنعت تروریسم و تروریسم دولتی و بمباران مردم بی‌گناه روی آورد.

حضرت امیر(ع) فرمود که ما جنگ‌طلب نیستیم و شعار جنگ‌طلبی ندهید؛ اما وقتی حمله کردند، بگویید «جنگ جنگ تا پیروزی» و مقاومت کنید. شما باید در اوج قدرت باشید. بگویید اگر واقعاً اهل صلح و مذاکره هستید، بیایید. آن‌ها باید درخواست صلح کنند؛ شما نباید ندای تسلیم و صلح بدهید، بگذارید متجاوز خودش بگوید: «وَ إنْ جَنَحُوا للسَّلْم». اگر آن‌ها «سلم» گفتند، بگو خیلی خب ما جنگ‌طلب نیستیم: «فَاجْنَحْ لَهَا».

خداوند به پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید تو رهبر جامعه اسلامی هستی، تصمیم‌گیری درباره جنگ و صلح با توست. حرف‌ها را بشنو، مشورت کن، کارشناسی انجام شود و به پیام طرف مقابل اشراف داشته باش؛ اما وقتی دشمن حمله کرد، باید با همه قدرت بجنگیم تا آن‌ها را بیچاره کنیم. چه زمانی که مذاکره کردید و آن‌ها خیانت کردند و چه زمانی که اعلام جهاد و جنگ می‌کنید و وارد نبرد می‌شوید، در هر دو حال فقط «و توکّل»‌ به خدا توکل کنید. از قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها نترسید و به وسوسه کسانی که برای تسلیم کردن شما تلاش می‌کنند، گوش نکنید. حتی وقتی صد درصد لبخند می‌زنند و می‌گویند صلح و مذاکره، غافل نشوید و بازی نخورید؛ زیرا آن‌ها دروغ می‌گویند و خیانت می‌کنند و باز هم احتمال خطر، توطئه، ترور و جنایت وجود دارد. هیچ وقت احساس نکنید که تحت نظر خداوند نیستید؛ خدای متعال شما را می‌بیند و می‌شنود.

آیات 15 و 16 سوره انفال می‌فرماید حالا که خیانت کردند و جنگ را شروع می‌کنند، هر کس که بترسد و بقیه را بترساند، خائن و جهنمی است؛ حتی اگر آیه، روایت، حدیث و حرف‌های مذهبی بزند. هر کس از برابر دشمنی که جنگ را شروع کرده است فرار کند، گرفتار عذاب و غضب خداوند خواهد شد. قرآن صراحتاً می‌گوید تنها جایی که حق دارید موقت و مقطعی عقب‌نشینی کنید، این «عقب‌نشینی تاکتیکی» است؛ آن هم فقط برای این که از دشمن ضربه نخورید یا کمتر ضربه بخورید و بتوانید ضربه بیشتری به دشمن بزنید. مثلاً مجبور می‌شوید یک خاکریز را از دست بدهید و دو کیلومتر عقب می‌آیید تا از طریق دیگری به دشمن ضربه بزنید و در آنجا مقاومت کنید. نام این کار فرار نیست و در واقع عقب‌نشینی هم نیست، بلکه تاکتیک مبارزه است. این‌گونه عقب‌نشینی‌های تاکتیکی جایز است و فرار نیست. اما اگر به اسم عقب‌نشینی تاکتیکی و مصلحت است، کلاً ول کنی بروی و فرار کنی و کل سنگرها را بدهی بگویی تاکتیک است و هر چه دشمن بگوید تسلیم شوی بپذیری، این دیگر تاکتیکی

نیست بلکه خیانت است.

تفاوت «نرمش قهرمانانه» که یک عقب‌نشینی تاکتیکی است با «سازش خائنانه»، در این است که عقب‌نشینی تاکتیکی با فرار از دشمن و تسلیم شدن و ترک مبارزه است. مانند تقیه که واجب است؛ تقیه یعنی مبارزه مخفی و ادامه مبارزه، نه سازش، تسلیم و فرار. تقیه یعنی ادامه مبارزه به روشی پیچیده‌تر تا کمتر ضربه بخورید و بیشتر ضربه بزنید. اما عده‌ای گفتند تقیه یعنی وقتی جان و مال شما به خطر افتاد، کلاً آن را رها کنید وظیفه‌ای نداریم! کلاً تسلیم شویم و وا بدهیم برود! این تقیه نیست بلکه فرار از جبهه و خیانت است.

قرآن کریم می‌فرماید اگر به این عنوان که جان ما در خطر است و ممکن است منابع ما را بمباران کنند و خسارت، تلفات و مشکلات داشته باشیم، تسلیم شویم و همه‌چیز را رها کنیم، این عقب‌نشینی تاکتیکی یا تقیه نیست؛ بلکه خیانت، ذلت و ظلم‌پذیری است. این که اجازه دهید کشور را اشغال کنند و اموال، آبرو، نوامیس، زندگی، عزت و هستی شما را ببرند، ظلم است. در اینجا خدای متعال می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إذَا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَرُوا زَحْفاً» ای مؤمنین و آن‌هایی که ایمان را انتخاب کرده‌اند اگر به راستی مسلمان هستید خدا و قیامت و نبوت انبیاء را قبول دارید، الان زمان امتحان است. اینجا مرز مؤمن، کافر و منافق از هم جدا می‌شود. آیا حاضر هستید هزینه بپردازید یا می‌ترسید و بقیه را می‌ترسانید؟ یا می‌ایستید و مقاومت می‌کنید؟

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، وقتی با جبهه‌ای که کفر را برگزیدند و با اسلام و مظلومان در حال نبرد هستند روبرو شدید و به شما حمله کردند، «إذَا لَقیتُمُ» وقتی با آن‌ها چشم‌در‌چشم به اصطلاح فیس‌توی‌فیس شدید که الآن ما شدیم. ببینید جنگ 8 ساله با عراق و همه این جنگ‌ها خود دشمن اصلی مستقیم به سراغ ما نمی‌آمد اما الآن خودشان آمده‌اند یعنی خود آمریکا و اسرائیل و انگلیس خودشان مستقیم به جنگ ما آمدند و به ملت ما حمله کرده‌اند، این می‌شود همان «إذَا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَرُوا». خب حالا چه کنیم؟ دشمن آمده «زَحْفاً» خیلی هم انبوه، سلاح‌ها و نیروهایشان، سیاهی لشکری هستند که ممکن است بعضی از شما بترسید. «فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ» هرگز حق ندارید به دشمن پشت کنید و ضعف نشان دهید. «وَ مَنْ یُوَلهمْ یَوْمَئذٍ دُبُرَهُ» هر کس در این روز به آن‌ها پشت کند، جهنمی است. الآن که آمریکا، اسرائیل و انگلیس به ایران حمله کرده‌اند و دشمن تعارف، دیپلماسی و خنده‌ها را کنار گذاشته است، هر کس به آن‌ها پشت کند، دچار خشم خدا شده است. آن‌ها حتی مذاکره‌ای را که با علم به دروغ‌گویی‌شان شروع کردیم و پذیرفتیم، در وسط آن ترور رهبران و فرماندهان ما و حمله به کشور را آغاز کردند. اگر الان در برابر دشمن وا بدهید و تسلیم شوید،هرکس بترسد و بترساند و تردید کند، شک کند، به دشمن پشت کند، «فَقَدْ بَاءَ بغَضَبٍ منَ اللَّه» در برابر خشم خدا شیرجه رفته است و از این لحظه که اگر در برابر دشمن وا بدهید و تسلیم بشوید دشمن خدا هستید، خود شما دشمنان خدا هستید و با آن دشمن فرقی نخواهید داشت «وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ» هرکس در برابر این‌ها فرار کند و عقب برود، مأوا آنجایی که از ترس دشمن به آن پناه می‌بری آن‌جا جهنم است. شما از ترس آمریکا، اسرائیل و انگلیس مستقیماً به سمت جهنم می‌روید «وَبئْسَ الْمَصیرُ» و خداوند می‌فرماید یادتان نرود که جهنم کجاست. اگر به شما حمله کردند و شما بخواهید جامعه و افکار عمومی را دچار تردید کنید که مقاومت نکنید، تقصیر ماست! تقصیر آن‌ها نیست! یا بگویید آن‌ها ما را از بین می‌برند، آن‌ها دکمه‌ای دارند که اگر بزنند تمام اسلحه‌های شما از کار می‌افتد، این خیانت است. این موشک‌های ایران را ببینید که چگونه صهیونیست‌ها در تمام شهرهای سرزمین فلسطین اشغالی مانند موش در سوراخ می‌روند و مانند سگ پارس می‌کنند. زور این‌ها فقط به ضعیفان می‌رسد. این‌ها در برابر مردم غزه گردن کلفت و وحشی هستند و قاه‌قاه می‌خندند؛ اما ببینید که در برابر این موشک‌ها حتی خود صهیونیست‌ها هم نمی‌توانند از خود دفاع کنند. آمریکا هم نتوانست؛ بیش از ده کشور منطقه و ارتش‌های ناتو در این سه عملیات آمدند تا جلوی موشک‌ها و پهپادهای ما را بگیرند که به اسرائیل نخورند، اما نتوانستند. الآن عده‌ای در اینجا مردم را می‌ترسانند. اگر نترسانند، تردید ایجاد می‌کنند که آیا شرعاً درست است که خودمان را به خطر بیندازیم؟ بله، در اینجا شرعاً درست است. این موضوع تا حدی درست است که تمام ائمه ما شهید شدند و همگی به استقبال شهادت رفتند. الان که زمینه پیروزی ما فراهم است و ما در منطقه در حال پیروز شدن هستیم، حتی اگر شکست قطعی هم در کار بود، شما شیعه و پیرو اهل بیتی هستید که همگی برای دفاع از حق به استقبال شهادت رفتند. «مَا منَّا إلَّا مَسْمُومٌ أَوْ مَقْتُولٌ»؛ یعنی همگی با قدرت‌ها درگیر بودند و الا کسی که با قدرت‌ها و ظلمه عالم کاری ندارد، حتی اگر عارف‌ترین عارف باشد و احکام طهارت و نجاست بگوید، کسی با او کاری ندارد. وقتی مغول‌ها ایران را گرفتند، سربداران را می‌کشتند اما خودشان خانقاه برخی صوفیان را تأسیس می‌کردند. خان مغول جنایتکار خودش به خانقاه می‌آمد و از فیض معنوی آن‌ها بهره می‌برد! آن‌ها با این‌گونه مسجد، نماز و معنویت مشکلی ندارند.

امروز تمام مظلومان عالم می‌گویند ملت ایران به نیابت از ما در حال جنگیدن است. بله، این یک جنگ نیابتی است؛ ایران به نیابت از مسلمانان مظلوم و مستضعفان جهان در برابر این‌ها مقاومت می‌کند و ضرب‌شست‌های بزرگی نشان داده است و در آینده هم نشان خواهد داد. تنها استثناء این است: «إلَّا مُتَحَرّفاً لقتَالٍ»؛ مگر این که از جلوی تیررس دشمن به سمتی بروید تا دوباره نبرد را ادامه دهید. نام این فرار یا حتی عقب‌نشینی نیست، بلکه تاکتیک است. «أَوْ مُتَحَیّزاً إلَى فئَةٍ»؛ یعنی به یک موقعیت مکانی دیگر بروید که جزو استراتژی مبارزه باشد؛ این

اشکالی ندارد و فرار نیست. مواردی که ما به طور تاکتیکی انعطاف نشان دادیم، مانند مذاکرات هسته‌ای و مسائل دیگر، از همین قبیل بوده است. اما کسانی که می‌گویند مذاکره کنید و منظور آن‌ها این است که وا بدهید و تسلیم شوید و نام آن را عقلانیت، دیپلماسی، مذاکره و تقیه می‌گذارند! در اشتباه هستند. این یعنی بخواهند تمام دین، حق، توحید و عدالت را فدای خود بکنند؛ در این صورت فرق مؤمن و کافر چیست؟ کلمه «زَحْفاً» که در اینجا آمده است نشان می‌دهد که دشمن بسیار چشم‌گیر بوده و بسیاری از مسلمانان گفته‌اند مگر ما حریف این‌ها می‌شویم؟ این شرایط بسیار شبیه به وضعیت کنونی ماست. می‌فرماید: «زَحْفاً» آن‌ها بسیار انبوه به نظر می‌رسند و فکر می‌کنید شکست‌ناپذیر هستند، اما مبادا تردید کنید و عقب‌نشینی و فرار کنید. شما مقاومت کنید.

قرآن کریم صراحتاً می‌فرماید فرار از دشمنی که به شما حمله کرده است از بزرگترین گناهان کبیره است. آیات متعددی در قرآن هست، در جایی قرآن می‌فرماید شما حتی می‌توانید با ده برابر خود بجنگید و پیروز شوید. در بدر که سه برابر هستند حتی اگر ده برابر هم باشند شما می‌توانید بجنگید و پیروز شوید. اگر بسیار سست باشید و محاسبات مادی بکنید، حداقل می‌توانید بر دو برابر خود پیروز شوید! یعنی اگر شما نصف دشمن باشید، قطعاً می‌توانید پیروز شوید. بلکه اگر یک‌دهم دشمن باشید شما می‌توانید پیروز شوید. این‌ها تعابیر بسیار مهمی است؛ یعنی همه چیز محاسبات مادی نیست، هرچند که دشمن به لحاظ مادی هم شکست‌های بزرگی خورده است و خواهد خورد.

قرآن می‌فرماید کسانی که موقع جنگ با دشمن پشت می‌کنند، مگر این که به عنوان یک روش جنگی بخواهند از یک محور عقب‌نشینی کنند تا از محور دیگری به دشمن حمله کنند یا بخواهند به گروه دیگری از رزمندگان ملحق شوند و دوباره حمله کنند، این‌ها عقب‌نشینی و فرار نیست، این‌ها انفعال نیست بلکه انعطاف برای ادامه مبارزه است. در غیر این صورت، هر کس که به عقب‌نشینی و تسلیم دعوت کند، خداوند صراحتاً می‌فرماید که حتماً خود را در معرض خشم الهی قرار داده‌اید. جنگ و گریز بله، برای خسته کردن دشمن و ضربه زدن به او لازم است، اما وادادن، بده برود و تسلیم شدن هرگز جایز نیست؛ «مَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبئْسَ الْمَصیرُ» اگر این مسیر را بروید، سرانجام شما جهنم است؛ «وَبئْسَ الْمَصیرُ» این روش بدی است، گشتن و گردیدن بدی است. این «مصیر» غیر از آن «مسیر» است. ولی به لحاظ معنایی با هم ارتباط دارند.

از امام رضا(ع) پرسیدند که چرا فرار در برابر دشمن حرام است؟ چرا اگر در برابر دشمنی که می‌کشد و می‌زند، سستی کنید یا بگویید تسلیم می‌شویم، حرام و خیانت است؟ امام رضا(ع) فرمودند: زیرا اولاً معنای آن این است که دین ندارید و به خداوند ایمان ندارید. دوم این که دین شما ذلیل می‌شود و این سستی در ایمان است. سوم این که معنای آن این است که تمام انبیا، پیشوایان عادل و همه شهدا و مجاهدان تاریخ را مسخره و تحقیر می‌کنید؛ یعنی به آن‌ها می‌گویید که مقاومت و شهادت شما ارزش نداشته و کلاه سرتان رفته است ببینید ما مقاومت نمی‌کنیم! چهارم این که ایشان فرمودند مقاومت باعث می‌شود کفر و ظلم بر جهان مسلط نشوند. شما وظیفه دارید دشمن را به خاطر مخالفت با دعوت به توحید و عدالت کیفر دهید و در دهان ظالمان و ستمگران بزنید. بعد هم، اصلاً شما به دین و آخرت و... کاری ندارید، حضرت رضا(ع) می‌فرمایند ملتی که تسلیم شود و از برابر دشمن فرار کند به همه پیام می‌دهد که سراغ ما چون ما دفاع نمی‌کنیم!

اگر ما در جنگ هشت ساله مقاومت نمی‌کردیم، تا کنون هشتاد جنگ دیگر به ما تحمیل شده بود. الآن به سیم آخر زدند که به ما حمله کرده‌اند، چون به بن‌بست رسیده‌اند. اسرائیل دارد نابود می‌شود. آمریکا و غرب تماماً در کنار اسرائیل ایستاده‌اند؛ زیرا اسرائیل برای آن‌ها یک کشور نیست، بلکه خط مقدم استکبار و ناموس غرب و ابزار سلطه آن‌ها بر جهان اسلام است.

امام رضا(ع) می‌فرمایند اجازه ندهید دشمنان در برابر شما جسور بشوند و احساس کنند که اگر شما را بزنند، تسلیم می‌شوید.- این‌ها فرمایشات امام رضا(ع) است- حتی اگر مسلمانانی به دست دشمن شهید یا اسیر شوند، ارزش مقاومت را دارد؛ وگرنه آن‌ها جلو می‌آیند و هیچ خط قرمزی ندارند و تا جایی پیش می‌روند که دین خدا را برچینند؛ همان‌گونه که در بخشی از دنیا و کشورهای خودشان این کار را کردند. کار را به جایی رسانده‌اند که حتی پاپ می‌گوید دو همجنس با هم ازدواج کنند و برای آن‌ها آرزوی عاقبت‌بخیری می‌کند! آن‌ها دین را تا این حد مبتذل می‌کنند.

بنابراین توجه داشته باشید که دو دسته شبهه‌پراکنی و شیطنت می‌کنند؛ عده‌ای تحت این عنوان که نگاه ایدئولوژیک و انقلابی به دیپلماسی و روابط بین‌الملل کارایی ندارد و مبارزه با استکبار حرف بیهوده‌ای است، می‌گویند منافع ملی یعنی تسلیم قدرت‌ها شدن! آن‌ها می‌گویند اگر تسلیم شویم منافع ما تأمین می‌شود و باید حساب دیپلماسی را از ایدئولوژی جدا کرد! یک بخشی جواب این‌ها را عرض کردیم.

دسته دوم کسانی هستند که به عنوان متدین و مذهبی می‌خواهند تسلیم و سازش را توجیه مذهبی کنند و می‌گویند نباید خود را به کشتن بدهیم و در خطر قرار دهیم. این هم جواب قرآن و حدیث به این تیپ آدم‌ها است که با ادبیات مذهبی می‌خواهند به جهنم بروند و به توحید، عدالت و ملت خود خیانت کنند. یک جنگ قوی رسانه‌ای در جریان است. همان کسانی که قرآن می‌فرماید در آن زمان مسلمانان را در مدینه می‌ترساندند و «مُرْجفُونَ» بودند، الان هم هستند. شما با قدرت و عقلانیت وارد این نبرد بشوید. این جنگ روانی شاید مهم‌ترین جزء یک جنگ تهاجمی باشد؛ زیرا مجروح یا مقتول شدن افکار عمومی، اهمیت، ارزش و تأثیر آن از اصابت چند بمب و موشک به ما و تخریب چند ساختمان بسیار بیشتر است.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha