شبکه افق - 16 بهمن 1404

زنده باد انقلاب (مبارک است فجر انقلابی که اولویتهای جهان را تغییر داد)

بسم‌الله الرحمن الرحیم

سالگرد پیروزی انقلابی است که قرار نبود بشود و نه دوست و نه دشمن منتظر آن نبود؛ نه انقلابیون باور می‌کردند پیروز بشوند و نه ضدانقلابیون. هزینه این انقلاب حدوثاً و بقائاً توسط فداکارانی داده شد که در گمنامی و بی‌نامی، برخی از آن‌ها هرچه را که داشتند و نداشتند به میدان آوردند و کل زندگی خود را فدا کردند. خانواده‌هایی هستند که اکثریت اعضای یک خانواده شهید شدند. خانواده‌هایی هستند که ۳۰ سال است دو جانباز را تیمار و پرستاری می‌کنند، تنفس را فراموش کرده‌اند، سینه‌های مجروح دارند، دردهایی را که نیمه‌شب تا صبح در تنهایی و خلوت تحمل می‌کنند و دیگران اساساً متوجه نیستند و خبر ندارند. هزینه را آن‌ها پرداختند؛ منافع آن به ما رسید. و البته اگر دنیا همان است که ما می‌بینیم و اگر قرار بود حساب و کتاب آن به ما سپرده بشود، خیلی نامردی‌ها اتفاق افتاده است و می‌افتد. کسانی هستند که هرچه داشتند، دادند و به لحاظ مادی چیزی به دست نیاوردند؛ گاهی دنبال آن هم نبودند. و کسانی هستند که هیچ چیز ندادند و خیلی چیزها را به دست آوردند. منتهی چون خداوند کار عالم را به ما نسپرده است و حساب و کتاب خدا جور دیگری در جریان است و دقیق‌ترین بود و نبودها را محاسبه و ثبت می‌کند و فرمود که خداوند هر جا باشید با شماست؛ هر کجا هستید: «إنّ الله معکم و أَیْنَمَا کُنتُمْ». و فرمود که تک‌تک کارهایی که کردید و مشکلاتی که تحمل کردید، ثبت شد و خداوند مجاهدین و قاعدین را مساوی نمی‌داند.

متدینین را به دو گروه ایستادگان و نشستگان، قائمین و قائدین تقسیم می‌کند. و فرمود که یک وقت فکر نکنید که دنیا این‌گونه است که هرکس هرچه کرد، کرده است؛ هرچه هم نکرد، نکرده است. ما مثل شما نیستیم؛ ما همه چیز را داریم ثبت می‌کنیم و این‌ها حساب می‌شود. چیزهایی حساب می‌شود که بعد خواهید دید که تصور آن را هم نمی‌کردید چیزی به این کوچکی هم حساب بشود که در قیامت خواهید گفت: وای بر ما! این کتابی است که همه چیز را ثبت کرد: «ولَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَ لَا کَبِیرَةً». کوچک و بزرگ اصلاً برای آن مهم نبود؛ کوچک‌ترین خطور ذهنی ما که به ذهن ما خطور کرد فلان کار را بکنم یا نکنم، ثبت شد. فرمود: چون حساب و کتاب دست ماست، نگران نباشید؛ همه چیز حساب می‌شود: آن‌هایی که خوردند و آن‌هایی که نخوردند؛ آن‌هایی که رفتند و آن‌هایی که نرفتند. و جوری ثبت می‌شود که در عالم بعد، از یک عالم که بیایید، شاخ درمی‌آورید که چطوری این‌جوری است؟

در حالی که قرآن می‌فرماید: در دنیا شما فکر می‌کردید که ما داریم بازی می‌کنیم؛ «مَا کُنَّا لَاعِبِینَ»؛ ما بازیگر نیستیم؛ ما شوخی نمی‌کنیم. و هرکس بخواهد با خداوند وارد بازی بشود، سر شوخی را با خداوند باز کند و بخواهید کلاه ما را بردارید، ما بهترین نقشه‌کشان هستیم: « مَکَرُواْ وَ مَکَرَ ٱللَّهُ إِنَّ ٱللَّهَ خَیْرُ ٱلْمَاکِرِینَ» آن‌ها نقشه کشیدند، خداوند نقشه کشید: «وَٱللَّهُ خَیْرُ ٱلْمَاکِرِینَ»؛ و خداوند در صدر نقشه‌کشان است. اگر قرار باشد نقشه بکشید، چنان برای شما نقشه می‌کشم که نفهمید از کجا خوردید؛ هم در دنیا، هم در آخرت.

بنابراین گاهی یک تصوری در ذهن می‌آید که حالا در انقلاب، در جنگ، یک کسانی هرچه داشتند سوختند؛ یک کسانی هم فقط تماشا کردند؛ یک کسانی حتی حاضر نشدند نگاه کنند، روی خود را آن‌طرف کردند. و بعد از انقلاب و جنگ، از دهه ۷۰ تا امروز، یک کسانی مشغول خدمت به خلق شدند، امکان خیانت هم داشتند و خیانت نکردند؛ یک کسانی هم خدمت، بهانه بود برای این که بتوانند خیانت کنند. این هم حساب شد؛ این‌ها هم شیرتوشیر نبود؛ که در روایت می‌فرماید: در قیامت یکی از یک دسته کسانی که خیلی حساب سخت و دقیقی خواهند داشت و خیلی معطل می‌شوند، مدیران هستند. در یک روایتی دیدم حاکمان را در تابوتی از آتش می‌گذارند تا حساب‌ها یکی‌یکی صاف شود؛ حساب حق‌الناس و حق‌الله، اموال عمومی و به‌خصوص حقوق فقرا. آن‌هایی که خدمت کردند، در مقامات بالا خواهند بود، در صف اولیاء هستند؛ آن‌هایی که به مردم خدمت کردند و هیچ خیانتی نکردند. آن‌هایی که خدمت نکردند، خدمت‌نمایی کردند یا حتی بدتر، خیانت کردند، آن‌ها هم جزو کسانی می‌شوند که... در روایت داریم جهنمی‌ها از دیدن عذاب آن‌ها باز دچار عذاب اضافی می‌شوند. کسانی که بیت‌المال و اموال مردم در اختیار آن‌ها بود و حقوق مردم را رعایت نمی‌کردند یا به مشکلات مردم رسیدگی نمی‌کردند. این جواب کسانی است که ممکن است بگویند: حالا کسانی که در انقلاب و جنگ و بعد از آن آمدند و فداکاری کردند با کسانی که نیامدند چه فرقی دارد؟ بالاخره هر دو کنار هم می‌نشینند؛ تازه بسا که زندگی آن‌ها از نظر دنیوی، خانه و امکانات و ماشین و فلان و این‌ها بهتر هم باشد. این جواب آن‌هایی است که یک چنین توهمی می‌کنند و بعد نتیجه می‌گیرند که نکند این‌هایی که فداکاری بیشتر کردند، کلاه سرشان رفت و بازی خوردند. نکند این‌هایی که نشستند نگاه کردند یا حتی سوءاستفاده کردند، این‌ها بردند؟! این جواب خداوند به این دو پرسش است که مجاهدین و قاعدین مساوی نیستند: «فَضَّلَ ٱللَّهُ ٱلْمُجَاهِدِینَ عَلَى ٱلْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا»؛ هرکس جهاد می‌کند، جهاد سیاسی، نظامی، علمی، اقتصادی و به خصوص هرچه زحمت جهاد بیشتر و خطر جهاد بیشتر باشد، پاداش آن بیشتر است. و خداوند فرمود: برای من مسلمانان و متدینین و مذهبی‌هایی که مجاهد هستند با آن‌هایی که مجاهد نیستند، مساوی نیستند؛ آن‌هایی که خود را به خاطر مردم در سختی می‌اندازند با آن‌هایی که نمی‌اندازند؛ پس همه این‌ها حساب است.

نکته دوم این است که انقلاب باید جوری عمل بکند که احتیاج نداشته باشد دستاوردهای خود را تبیین کنی؛ چون اینجا نوشتن "تبیین دستاوردهای انقلاب در دهه فجر". البته این نشان می‌دهد ما حتی در گفتگو و توضیح کارهای بزرگی که انقلاب کرد، مشکل داریم. اغلب بچه‌های ما خبر ندارند که چه بود و چه شد و چگونه شد؛ چه موانعی بود، از چه موانعی عبور شد. و چون فکر می‌کنند در جامعه‌ای که به دنیا آمدند از اول همین‌جور بوده است، قدرت اقتصادی، سیاسی، نظامی، آزادی، استقلال، جمهوریت، انتخابات که کل مسئولین کشور با انتخاب مردم می‌آیند و... فکر می‌کنند که ایران مثلاً یک چنین موقعیتی داشته است. که معاون رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید: قرن ۲۱ میلادی با چهار قدرت جهانی شروع شد؛ بعد در کنار روسیه و چین و آمریکا، ایران را ذکر می‌کند؛ می‌گوید: این چهار تا قدرت‌های تعیین‌کننده قرن ۲۱ میلادی هستند. این‌ها نمی‌دانند که ایران، یک کشور درجه دو- سه بود، نوکر بود؛ در حوزه تولید علم، در حوزه تولید اقتصاد.

الان توضیحاتی که برادر عزیزمان داشتند می‌دادند از همین کاری که شماها می‌کنید، ایشان گفتند: ما گاهی به اندازه ۲۳-۲۲ طبقه زیر زمین هستیم. گاهی به اندازه ارتفاع میلاد، برج میلاد زیر زمین می‌رویم یا سدهایی که می‌سازیم جزو سدهای درجه اول جهان است یا این تونل‌هایی که برای مترو توضیح می‌دادند با چه سختی و با چه دقت علمی ساخته می‌شود. که من به آن‌ها عرض کردم: بچه‌های ما همین‌ها را نمی‌دانند؛ همین را هم نمی‌دانند که خود این یک تکنولوژی برتر جهانی است و بچه‌های خود ما دارند این کارها را در سطح استانداردهای جهانی انجام می‌دهند. و به قول ایشان معمولاً بدون حمایت دولت‌ها.

یک بخش آن این است که این کارها باید به اطلاع بچه‌ها برسد و کل مردم بدانند که یک چنین کارهای بزرگی دارد صورت می‌گیرد.

یک بخشی که از آن مهم‌تر است، تبیین ایدئولوژی انقلاب، مکتب انقلاب است و در رأس سوال‌های آن این است که اصلاً چرا انقلاب؟ و بعد چرا گسترش و توسعه انقلاب یعنی صدور انقلاب؟ که من سعی می‌کنم به این دو سوال بپردازم؛ یعنی این که پاسخ دینی، پاسخ مکتبی به این دو سوال مهم چیست. منتهی این که عرض کردم باید جوری عمل کنیم که اطلاع‌رسانی بکنید، اما خود مردم باید بفهمند مثل تفاوت شب و روز.

و الا اگر انرژی انقلاب و آن روح جهادی که دوران انقلاب و جنگ ایجاد شد، نبود، این‌ها به دست نمی‌آمد؛ این‌ها محصول همان روح جهادی دوران جنگ و طرز فکر دهه شصتی بود. اگر ما بتوانیم آن اخلاص دهه 60 را با تجربیات دهه 90 ترکیب کنیم، آن وقت کارهای خیلی بزرگ‌تری در دهه آینده که قرن ۱۶ هجری خواهیم شد، اتفاق خواهد افتاد.

آنچه که در درجه اول به چشم نسل جدیدی که انقلاب دارد به آن‌ها منتقل می‌شود و سیستم تحویل داده می‌شود، می‌آید، آن که به‌طور طبیعی اول به چشم این‌ها می‌آید مشکلات موجود است، نه دستاوردها؛ اطلاع ندارد که چه بود، چگونه این‌جور شد، با چه هزینه‌هایی و یک کار منحصر‌به‌فرد بود.

بعد از انقلاب ما، چند انقلاب در کشورهای اسلامی شروع شد؛ همه‌ آن‌ها شکست خوردند. آخرین آن هم این موج بیداری بود که چهار رژیم افتاد، بقیه آن هم داشت می‌افتاد؛ دوباره با جنگ مذهبی و... چگونه این انقلاب‌ها را سرکوب و منحرف کردند. که وقتی آدم این‌ها را می‌بیند، آن وقت متوجه می‌شود که این انقلاب از چه موانعی گذشت که این‌ها فعلاً از اولی آن هم نتوانستند بگذرند. اما این بچه‌ها مشکلات را می‌بینند. یک خبر اختلاس که می‌آید، دیگه شما صد تا سخنرانی هم بکنید فایده ندارد؛ یک خبر خیانت که بیاید و از این قبیل. این‌ها نکاتی است که دیگه با حرف نمی‌شود؛ یک‌مرتبه ممکن است صد واحد خدمت را، هزار واحد خدمت را، این یک واحد خیانت، این سه واحد خیانت، همه را پاس کند! یک ناکارآمدی و بی‌عرضگی یک جایی ببینند، در یک مدیریتی، مثلاً مدیریت حمل و نقل، مدیریت هوایی، مدیریت زمینی، مدیریت نظارت بر قیمت و از این قبیل، هر جا دو- سه‌تا ناکارآمدی ببینند، چهارتا مدیر بی‌عرضه ببینند، نتیجه‌گیری کنند که بله، اصلاً انقلاب اسلامی ناکارآمد است! آن ‌وقت آن همه کارآمدی‌ها و کارهای بزرگ، همه یک‌مرتبه نادیده گرفته می‌شود؛ پوچ می‌شود.

این هم نکته دوم که امروز بزرگ‌ترین جهاد، کارآمدی است؛ هرکس هرجا هست، همان کار را باید به احسن وجه و در ردیف بهترین‌ها در دنیا انجام بدهد. و این تعبیری است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند که در جامعه دینی هرکس هر مسئولیتی به عهده می‌گیرد، باید آن را، آنجا را مرکز دنیا بداند و آن کار خود را مهم‌ترین کار بداند و آن کار را باید به تمیزترین وجه انجام بدهد. این خیلی تعبیر مهمی است. پیامبر(ص) فرمودند که مهم نیست چه کاری را دارید انجام می‌دهید. هرکس هر کاری را می‌کند، باید آن کار را به زیباترین و بهترین وجه و علمی‌ترین وجه انجام بدهد «أَحْسَنَهُ» هرکسی هر پروژه‌ای را انجام می‌دهد، باید آن را متقن یا محکم انجام بدهد «أَتْقَنَهُ» یا «أَحْکَمَهُ» این دوتا تعبیر را دارند. پیامبر(ص) فرمودند که هرکس هر کاری می‌کند (و این در همه کارها معنا دارد) باید آن کار را یک) متقن انجام بدهد، محکم (یعنی حکیمانه) و متقن (یعنی چنان درست که مو لای درز آن نرود). حالا در کارهایی مثل کارهای شماها که پروژه‌های سد و تونل و مترو و این چیزها هست، این‌ها خیلی روشن‌تر ملموس است که فرق یک کار تمیز و کار متوسط و کار ضعیف چه چیزی است.

پیامبر(ص) فرمودند که مومن، (یک تشکیلات مومن، یک مدیریت مومن و اصلا مردم مومن حتی هرکسی در زندگی شخصی خود) فرمودند هرکس هرکاری را می‌کند، اگر می‌خواهد آن کار او مورد رضایت خداوند باشد، باید مورد رضایت خلق باشد. یعنی تمام حقوق آن کسی که کار را از ما خواسته است (مشتری، مخاطب، صاحب حق) باید تمام حقوق اورعایت بشود و راضی باشد و احساس غبن نکند. یکی از وجوه اقتصاد اسلامی و مدیریت اسلامی، این می‌شود. ما در این باب خیلی روایت داریم.

حتی یک وقتی یکی از اصحاب پیامبر(ص) فوت کردند و می‌خواهند دفن کنند، پیامبر(ص) خیلی به ایشان علاقه داشتند، آمدند جنازه را در قبر بگذارند، پیامبر گفتند که چه کسی این قبر را کنده است؟ چرا کج‌وکوله است؟ گفتند که آقا قبر است دیگه، می‌خواهند مرده را داخل آن بیندازند و خاک بریزند؛ قبر که نظم هندسی و مهندسی ندارد، یک سوراخی را بکن و بینداز و برو! پیامبر(ص) فرمودند نه؛ حتی قبر هم که می‌خواهید بسازید که آخرین نقطه دنیا و آغاز آخرت است (آغاز مراحل بعدی) است؛ حتی قبری را که می‌خواهید بگذارید که جای مرگ و فنا و پوسیدن بدن است و کسی قرار نیست در آن را باز کند ببیند که بعداً چه شد؟ فرمودند حتی قبر را هم باید درست و منظم بکَنید. چرا کج و خراب باشد؟ مومن «إِذَا عَمِلَ شَیْئاً» هر وقت هر کاری را که می‌کند، باید آن کار را محکم، متقن و درست و دقیق انجام بدهد. اگر ما به همین یک روایت توجه داشته باشیم، اصلاً سبک زندگی و اقتصاد و مدیریت و همه چیز زیرورو می‌شود.

آن وقت دیگه مردم نمی‌روند جنس خارجی بخرند، کالای خارجی نمی‌خرند و به تخصص و شرکت‌ها و آرم‌ها و لوگوهای شرکت‌های خارجی دیگه اعتماد نمی‌کنند؛ ما آن لحظه‌ای که بتوانیم اعتماد ملی را به تولیدکننده‌ها و دانشگاه خودمان جلب کنیم و به داخل و به متخصصان خودمان و شرکت‌های داخلی جلب کنیم و بتوانند به مردم نه با حرف بلکه با عمل و با کار، بباورانند که ما می‌توانیم و ما بهتر می‌توانیم انجام بدهیم، به ما کمک کنید و ما هم با شما صادق هستیم. یعنی آن روزی که هرکس یک جنسی را می‌خرد، وقتی‌که خرید و به خانه خود رفت، نرود دو هفته بعد ببیند که این خراب است و قطعات آن مشکل دارد! ماشین را از کارخانه می‌گیرد، نرود ده روز بعد خرابی‌های آن شروع بشود تازه باید آن را به تعمیرگاه ببرد. بعد که به تعمیرگاه می‌دهد مطمئن نباشد که ماشین را دست‌کاری کردند یا نکردند؟ قطعه واقعاً اضافه کرد؟ قطعه درست برداشت و خراب گذاشت؟ با آن چه کاری کرد؟ ما تا آن لحظه فاصله داریم و آن لحظه‌ای است که می‌شود گفت ما وارد پروژه مدیریت اسلامی شدیم. الان تا یک حدودی در یک جاهایی شدیم و در یک جاهایی نشدیم.

پس این هم یک نکته که اهل بیت(علیهم السلام) فرمودند با عمل خود حرف بزنید نه با زبان خود. اگر می‌خواهید دستاورد انقلاب را تبیین کنید، بیش از تبیین زبانی و سخنرانی و حرف که ما خیلی کار کردیم (ولو راست و درست بگویید)، آن چیزی که مردم می‌بینند و لمس می‌کنند، آن مهم است. تبیین دستاورد انقلاب آن است و مردم باید دستاورد را ببینند.

نکته سوم یک پرسشی است که بعضی‌ها (حالا به عنوان موضع دینی، این مذهبی‌هایی که خیلی سیاسی نیستند و اصلاً کاری به سیاست و انقلاب و ضد انقلاب و مبارزه و این کارها اصلاً ندارند ولی نمازش را می‌خوانند و زیارتش را می‌رود و روزه‌اش را می‌گیرند) معتقد هستند که اساساً اسلام دین و مکتبِ انقلاب و انقلاب‌بازی و این حرف‌ها نیست و فقط همان عبادات فردی که ما انجام بدهیم کافی است. این که عبادات فردی باشد و این که چه کسانی بر ما حکومت می‌کنند و چگونه حکومت می‌کنند (که اصلاً دوتا سوال اصلی که سیاست را می‌سازد و آدم را سیاسی می‌کند همین دو سوال است دیگه؛ و الا مگر سیاست شغل است که آقا ما با سیاست کار نداریم!) اگر با سیاست کار نداری یعنی به این دوتا سوال کار نداری که چه کسانی بر تو حکومت می‌کنند؟ چرا و چگونه؟ اگر به این‌ها کار نداری، بله؛ می‌گویی ما با سیاست کار نداریم! اگر با سیاست کار نداری، یعنی به این دوتا سوال کار نداری که چه کسانی بر تو حکومت می‌کنند؟ چرا و چگونه؟ اگر به این‌ها کار نداری، بله؛ تو با سیاست کار نداری ولی سیاست با تو کار دارد.

اگر تو احساس مسئولیت نکنی که چه کسانی دارند بر ما حکومت می‌کنند، چه کسانی بر ما حکومت بکنند و مدیریت‌ها دست چه کسانی باشد (مدیریت اقتصاد و سیاست خارجی و واردات و صادرات و مدیریت رسانه و مدیریت تعلیم و تربیت و مدیریت نظامی و مدیریت فرهنگی و... نظام حقوقی و قضایی و این‌ها دست چه کسانی است و چگونه دارد اداره می‌شود)، حالا تو با آن‌ها کار نداری ولی آن‌ها با تو کار دارند. اگر فاسد بشوند و فاسد باشند، آن‌ها به سراغ تو می‌آیند، حقوق همه را از جمله تو را پایمال می‌کنند و به ناموس تو هم تعرض می‌کنند.

مثل این که رضاخان آمد بعضی‌ها گفتند کشف حجاب کرد و چه کار کرد و قراردادهای خائنانه و استعماری و با ارباب‌های انگلیسی و این‌ها بست. بعضی متدین‌ها گفتند آقا ما سیاسی نیستیم، ما کاری نداریم! خیلی خب، تو با رضاخان کار نداری ولی رضاخان با تو کار دارد. تو گفتی که نرویم و مبارزه نکن، ولی او بعد آمد و وقتی‌که به حساب بقیه رسید، سراغ تو آمد و گفت حالا دختر تو و زن تو و خواهر تو و این‌ها باید لخت بشوند، باید برهنه بشوند و کشف حجاب باید بشود! او سراغ تو آمد، داخل خانه تو آمد. آخوندی که می‌گفت آقا کاری به رضاخان و به شاه و حکومت نداشته باشیم تا برود! بعد او سراغ تو آمد و گفت آقا جان! عمامه‌ات را بردار! و تو را خلع لباس کرد. گفتی ما می‌رویم روضه امام حسین می‌خوانیم و کاری نداریم که انگلیس و آمریکا و حکومت چه هستند! بعد رضاخان دم در خانه‌ات آمد گفت در خانه و در زیرزمین خانه خودت هم حق نداری روضه امام حسین بخوانی! این‌جوری است. می‌گویی ما با آمریکا چه‌کار داریم آقا هی می‌گویند مرگ بر آمریکا؟ آمریکا با تو کار دارد.

اولاً که ما با آمریکا کاری نداشتیم، او با ما کار داشت، در کشور ما کودتا کرد و شاه را بر ما مسلط کرد. می‌گویی با شاه چه‌کار داری؟ ما کاری نداریم او کار دارد، آمده است و سوار تو شده، ناموس تو را، اموال عمومی تو را، منابع تو را، حیثیت تو را، کرامت تو را، آزادی تو را، حقوق تو را، دین تو را و همه چیز تو را از تو می‌گیرد. مثل این که یکی بالای تو بالای گردن تو نشسته، آن وقت تو بگویی آقا ما با این کار نداریم! او از خدا می‌خواهد تو با او کاری نداشته باشی ولی او با تو کار دارد، سوار توست، جیب‌های تو را خالی می‌کند و به سراغ ناموس تو می‌رود. به دین تو توهین می‌کند و خلاف احکام خدا عمل می‌کند. بله، تو با او کار نداری؛ نفت این ملت را غارت می‌کند، بعد بگو ما با او کار نداریم! دارد جیب تو را می‌زند؛ یعنی چه که کار نداری؟ دارد سر تو را معامله می‌کند دارند تو را می‌فروشند. امام همان سال ۴۲ در یکی از سخنرانی‌های خود گفت که ما را فروختند! گفت ملت ما را فروختند! هم آن زمان آن‌هایی که می‌گفتند آقا با شاه چه‌کار داری؟ و هم آن‌هایی که بعد گفتند با صدام چه‌کار داری؟ ما با صدام کار نداشتیم، صدام با ما کار داشت. آمد هزاران کیلومتر را گرفت و ده‌ها شهر و هزاران روستا را نابود کرد و چند میلیون آواره و ده‌ها هزار شهید دادیم؛ او با تو کار دارد. می‌گویی با آمریکا کاری نداریم. خب کار نداشته باش. او از خدا می‌خواهد تو با او کاری نداشته باشی تا کارهای خود را بکند. می‌گویی با اسرائیل کار نداریم، با چه کسی کار نداریم و... این‌ها به سراغ تو می‌آیند حالا هم سراغ شخص تو نیایند، بعداً می‌آیند.

اگر طرف متدین است و می‌گوید انقلاب چرا؟ گسترش و صدور انقلاب چرا؟ ما چه‌کار به این کارها داریم؟ باید جواب خود را از قرآن بشنود. اگر هم کسی دین ندارد، از او می‌پرسیم بر اساس کدام مبانی تحلیلی استنتاج می‌کنی که کاری به کار آن‌ها نداشته باش تا کاری به کار تو نداشته باشند؟ این را از کجا و با کدام تجربه تاریخی می‌گویی؟ این‌همه جنگ‌ها، اشغال‌ها، تجاوزها، جنایت‌ها، قتل‌عام‌ها و دیکتاتوری‌ها؛ این‌ها همه خلاف این حرف تو است که کاری به آن‌ها نداشته باش تا کاری به تو نداشته باشند! نه آقا؛ اگر کاری به آن‌ها نداشته باشی، آن‌ها با تو کار دارند. اگر شما در سوریه و عراق کمک نمی‌کردید و جلوی جریان‌های تکفیری را نمی‌گرفتند، آن‌ها با تو کار داشتند. اصلاً اولین بیانیه‌هایی که چند سال پیش خواندند، علیه ایران بود. این که می‌گویند آقا ما چرا فدای سوریه و عراق و این‌ها بشویم؟ من از آن‌ها شنیدم که می‌گویند ما فدای شما شدیم! عکس قضیه است. گفت: البته اگر کمک شما هم نبود، کل عراق افتاده بود دست وهابی‌ها و صهیونیست‌ها و کمک شما بود که نشد؛ ولی این‌ها بارها به ما پیشنهاد کردند که رابطه‌تان را با ایران قطع کنید و با ایران نباشید، ما دیگر کاری با شما نداریم، همین‌جا بمان و حکومت کن؛ یعنی در سوریه و عراق و در لبنان این فکر هست که هدف اصلی این‌ها ایران بود و هست. ما قورت شدیم تا ایران محفوظ بماند (و البته عیبی هم ندارد چون ما فقط پناه ما و تنها قدرتی که امروز در جبهه اسلام هست، ایران است). اگر عراق و سوریه حاضر بودند با اسرائیل و با آمریکا ببندند، این اتفاقات در عراق و سوریه نمی‌افتاد و همه این‌ها در ایران می‌افتاد. تو کاری به آن‌ها نداری ولی آن‌ها با تو کار دارند.

و اما پاسخ: خداوند در قرآن کریم در موارد متعدد سنت‌های اجتماعی و تاریخی را توضیح می‌دهد که بخشی از آن را ما با عقل و بخشی از آن را با تجربه هم می‌فهمیم و می‌توانیم بفهمیم و بخشی از آن را نه؛ اما یک بخش‌هایی را که خیلی مکرر ذکر می‌شود، چیزهایی است که می‌گوید: «یک‌کمی عقل خود را به کار بیندازید، خودتان هم می‌فهمید». وقتی می‌گوید: «فَاعْتَبِرُوا» یعنی خودتان هم می‌توانید بفهمید ولی حواس شما جمع نیست و توجه نمی‌کنید. یکی این که «إِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا»؛ اگر قدرت به دست باندهای فاسد و آدم‌های دیکتاتور و افرادی بیفتد که اصالت دنیا هستند، این‌ها به این که حالا ما به قدرت رسیدیم، حالا خودمان بخوریم و بخشی از حقوق مردم را برداریم و خودمان بخوریم» حتی به این هم اکتفا نمی‌کنند. وقتی به ولایت برسند و حکومت و مدیریت در اختیار آن‌ها قرار بگیرد، «سَعَى فِی الْأَرْضِ» تلاش می‌کنند و نمی‌ایستند بیکار نگاه کنند و می‌خواهند یک قدم، دو قدم و صد قدم دیگر جلو بیایند.

اولاً تمام زمین را می‌خواهند به گند بکشند «لِیُفْسِدَ فِیهَا» به یک شهر و یک خیابان اکتفا نمی‌کنند، بلکه کل شهر، کل کشور و کل ملت را می‌خواهد به لجن بکشد. نمی‌ایستد که اکتفا کند که «حالا همه هم به حقوق خود برسند و ما هم بیشتر از حق خود بخوریم»؛ این نیست. «سَعَى» تمام تلاش خود را روی این می‌گذارند (این‌ها جامعه‌شناسی سیاسی است، این‌ها بررسی مسیر تاریخ است، این‌ها قوانین حاکم بر تاریخ بشری است) که اگر اشخاص و باندهای فاسدِ وابسته و بی‌دین و دست‌نشانده و مادی سر کار بیایند: یک) «سَعَى» بیکار نمی‌نشینند، برنامه‌ریزی می‌کنند، پروژه پشت پروژه سرمایه‌گذاری می‌کنند و حمله می‌کنند. «فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا» تا تمام زمین را به گند نکشند، رها نمی‌کنند؛ یعنی دنبال گسترش فساد هستند، دنبال صدور فساد هستند. نمی‌ایستد نگاهت کند. آمریکا آن‌ور دنیا است، چه‌کار دارد به اینجا؟ او می‌گوید به همه‌جا کار دارم. «سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا» تمام زمین را باید به گند بکشی. چه‌کار می‌کنند؟ «وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ» برای نابودی دو چیز سرمایه‌گذاری می‌کنند: یکی «حرث» (کشاورزی، یعنی تولید، یعنی اقتصاد)؛ یک پروژه برای نابود کردن اقتصاد شما دارند (همین تحریم اقتصادی، فساد اقتصادی). یک پروژه، نابودی اقتصاد شما است. «یُهْلِکَ» هلاک کنند، نابود کنند.

دوم) «وَالنَّسْلَ»؛ نابودی نیروی انسانی شما و نسل جوان شما. این‌ها نمی‌ایستند نگاه کنند؛ پروژه دارند برای نابودی حرث و نسل شما، هم اقتصاد شما و هم جامعه و فرهنگ شما. پروژه‌های فرهنگی و پروژه‌های اقتصادی علیه شما اجرا می‌کنند. «وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ» و خداوند نمی‌تواند طرف فساد باشد. شما نمی‌توانی بگویی ما خدا را قبول داریم، با فساد هم کنار می‌آییم! خداوند می‌فرماید بین من و فساد یکی را انتخاب کن. نمی‌شود هم خداپرست و اهل مسجد و حرم و روزه و زیارت و این‌ چیزها و مذهبی باشم و هم با فساد کنار بیاییم.

خداوند می‌فرماید بین من و فساد یکی را انتخاب کنید. «وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ» من فساد را دوست ندارم. ما دوتا جبهه هستیم؛ یا شما در جبهه «الله» هستید یا در جبهه فساد هستید. خداوند می‌فرماید: رفتن شما زیر بار حکومت‌های فاسد، اصلاً حرام است. «لَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ»؛ مسرف یعنی کسانی که زیاده‌روی می‌کنند و حدود را زیر پا می‌گذارند. حالا اسراف در مصرف اقتصادی، مُسرف اسراف، یعنی زیاده‌روی در مصرف و الگوی غلط مصرف. اسراف در مسائل جانی، یعنی قتل؛ یعنی عبور از حدود و خط قرمزها در جان انسان‌ها. «خداوند» می‌فرماید: «لَا تُطِیعُوا»؛ اطاعت حرام است، اطاعت حرام است. تسلیم‌شدن در برابر چه کسی حرام است؟ در برابر قدرت‌هایی که حد نمی‌شناسند. آن‌ها همه جا، در اقتصاد، در حوزه فرهنگ زیاده‌روی می‌کنند؛ و در همه جا از خط قرمزها رد می‌شوند. عقل و عدل سر آن‌ها نمی‌شود. «لَا تُطِیعُوا»؛ «قرآن» می‌فرماید: اطاعت از آن اشخاص، اطاعت از آن حکومت‌ها و همکاری با آن قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها حرام است. حرمت آن هم از زنا و شراب و این‌ها بیشتر است؛ از همه آن‌ها حرام‌تر است. این مسرف چه کسی است؟ «الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَلَا یُصْلِحُونَ»؛ همه کسانی که به نحوی دارند زمین را به گند می‌کشند؛ جوامع بشری را فاسد می‌کنند. حقوق آن‌ها، اقتصاد آن‌ها و فرهنگ آن‌ها را، حرث و نسل آن‌ها را فاسد می‌کنند. «وَلَا یُصْلِحُونَ»؛ ادای اصلاح و رفرم را در می‌آورند، ولی هیچ جا را درست نمی‌کردند و نمی‌کنند. نه تنها اصلاح نمی‌کنند، بلکه فاسد می‌کنند؛ ولو با شعار این که ما مصلح هستیم، بیایند.

حضرت امیر(ع) فرمودند: اگر اجازه بدهید قدرت‌ها در سطح کشور و ابرقدرت‌ها در سطح جهان بر شما مسلط بشوند و به قدرت برسند، زمانه را عوض می‌کنند. اصلاً شیب بعضی جوامع به سمت فساد و گناه و ظلم است. یعنی اگر تو بخواهی سالم بمانی، باید به سختی سربالا حرکت کنی. ممکن است بعضی جوامع علی‌السویه باشد؛ یعنی می‌توانی گناه کنی، ظلم کنی؛ می‌توانی سالم باشی. تو می‌توانی یک جامعه‌ای هم بسازی که اصلاً شیب آن به طرف خوبی باشد. یعنی مردم بتوانند راحت صالح باشند؛ برای ناصالح بودن باید زحمت بکشی؛ برای فساد و گناه باید سرمایه‌گذاری خاص بکنی. جوامع این‌جوری هستند؛ غالباً طبیعی است که شیب این جوامع به سمت فساد و ظلم و گناه است. حالا این که بعد چه خواهد شد، آن بحث دیگری است. انقلاب برای این است که تلاش کنی این شیب کمتر بشود. حتی اگر بشود، لااقل مساوی بشود؛ اگر می‌توانی در یک مواردی شیب معکوس بشود. تو یک جامعه‌ای بسازی که کسانی که می‌خواهند آدم باشند، بتوانند راحت‌تر آدم باشند و انسانی زندگی کنند نه این که مجبور باشی خلاف جریان سنگین رودخانه تاریخ و جامعه حرکت کنی برای این که فاسد نشوی؛ و هزینه زیاد بپردازی.

آن کاری که حضرت حجت(عج) انجام می‌دهند این است که تمام قدرت‌ها و حکومت‌های فاسد را که سر راه انسان و جوامع بشری مانع درست می‌کنند، آن‌ها را از سر راه برمی‌دارند. حکومت‌ها در سطح جهان، حکومت‌های درست و صالح می‌شوند. شیب، به سمت خیر و صلاح خواهد بود؛ آن‌جا هم باز آدم‌های گناهکار خواهند بود، منتهی گناهکار دیگر نمی‌تواند تقصیر حکومت و شرایط بیندازد و بگوید آقا مجبور بودیم! آقا یک دوره‌ای است که نمی‌شود دزدی نکرد، نمی‌شود... دیگه این حرف‌ها را نمی‌زند گرچه الان هم آن‌ها شنیدنی نیست، ولی اضطرار به فساد نخواهد بود. ولی الان در یک مواردی، گاهی جاهایی هست.

حضرت امیر(ع) فرمودند که اگر این مسئله که قدرت دست چه کسانی است، ثروت دست چه کسانی است، برایتان از اهمیت بیفتد «یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ» دورانی بر بشریت خواهد رسید که «لَا یُقَرَّبُ فِیهِ إِلَّا الْمَاحِلُ» حکومت‌ها و قدرت‌ها و ابرقدرت‌هایی بر کشورها و ملت‌ها و جهان و جهان اسلام حاکم می‌شوند که... اولاً فقط کسانی را به خودشان نزدیک می‌کنند که به این‌ها کمک کنند. ماحل یعنی سخن‌چین؛ جز سخن‌چین را در مراکز قدرت به خودشان نزدیک نمی‌کنند. یعنی بیشترین سرمایه‌گذاری آن‌ها روی مسائلی است که قدرت ما کجا تهدید می‌شود، کجا چه کار کنیم و... تمام اهمیت اصلی آن‌ها مسائل سرویس‌های اطلاعاتی در دنیا می‌شود که مسئله اول هستند؛ سیستم‌های اطلاعاتی و جاسوسی و ضد جاسوسی.

فرمود: اولاً تمرکز اصلی را روی این که چه ‌کار کنیم تا خودمان سر کار بمانیم، می‌گذارند. نزدیک‌ترین اشخاص کسانی هستند که هی به این‌ها... سیستم اطلاعاتی برای سرکوب انقلابیون و ملت‌ها هستند.

دیگر این که «وَلَا یُظَرَّفُ فِیهِ إِلَّا الْفَاجِرُ»؛ هرکه بیشتر، هرکه فاسدتر و دزدتر است، زرنگ‌تر به نظر می‌آید. هرکه جیب ملت را بیشتر خالی کند، می‌گویند: احسنت! به‌عکس «وَلَا یُضَعَّفُ فِیهِ إِلَّا الْمُنْصِفُ»؛ انسان‌های درستکار و منصف را می‌گویند: بابا! این بی‌عرضه است. یک‌جوری که هرچه بدکارتر باشد، زیرک‌تر شناخته بشود! و هرکه درست‌کارتر و باانصاف‌تر باشد، این آدم بی‌عرضه و ناتوان شناخته بشود. یعنی اگر کسی نمی‌دزدد، بگویند بابا این بی‌عرضه است! توی یک قرارداد و پروژه و توی این پیمانکاری‌ها، آن کسی که نتواند کلاه بردارد، وسط یک پروژه یک چند ده میلیونی نخورد، آن کسی که نمی‌تواند بخورد، بگویند این بی‌عرضه است، عقل او درست کار نمی‌کند، آدم تنبلی است. آن کسی که توی هر پروژه به اندازه نصف پروژه خودش می‌خورد، او را بگویند زرنگ است! توی قراردادهای اقتصادی، مدیریت، توی شهر، توی سازندگی‌های بیرون شهر، جاهای مختلف.

حضرت امیر(ع) فرمود: فکر نکنید که اگر افراد فاسد سر کار بیایند، این‌ها فقط فساد توی خانه‌شان است. این‌ها تلاش می‌کنند فساد را در کل جامعه و حاکمیت و سیستم حاکم کنند. این سه‌تا خصوصیت خیلی جالب است. بیشترین سرمایه‌گذاری رابرای سرکوب، روی مسائل اطلاعاتی می‌کنند؛ کشف تهدیدهایی که متوجه خودشان است. حالا یک وقت شما کشف تهدیدهایی که متوجه ملت است، کشور است، انقلاب است را انجام می‌دهید؛ آن عیب ندارد، لازم هم هست. اگر ما توی این قضایا ساده‌لوح باشیم، ایران به سرعت به سوریه و عراق و افغانستان و یمن و این‌ها تبدیل می‌شود. شکاف بیفتد، مدیریت نشود، میلیون‌ها سلاح سریع وارد کشور بشود، هزاران نفر از جاهای مختلف، ده‌ها هزار نفر وارد بشوند، از شکاف‌های موجود در جامعه ما که بالقوه است، بالفعل نیست، آن‌ها را فعال کنند، ملت به جان خودش می‌افتد. همین کاری که توی بعضی از این کشورها شد. پنج سال کل کارهایی که توی این چهل سال کردید، این آبادی‌ها، ساختن‌ها، همه‌اش نابود می‌شود.

آن اطلاعات برای حفظ کشور یک بحث است، اما این اطلاعات می‌گوید: افراد سخن‌چین، تحلیل‌های غلط، مدیریت افکار نخبگانِ حاکم، خط بدهی برای این که سر کار بمانند.

آن‌وقت جدول ارزش و ضد ارزش عوض می‌شود؛ جای معروف و منکر عوض می‌شود. به آدم فاسد می‌گویند: زرنگ؛ آدم صالحِ پاک را می‌گویند: این خپل است! و الا تو اگر ضریب هوشی داشتی، توی این سال‌ها چه‌کار می‌کردی؟ حضرت امیر(ع) فرمودند که فکر نکنید اگر آدم‌های رذل و ارذل حاکم بشوند، اراذل، آدم‌های پست به قدرت برسند، آدم‌هایی که تمام حواس آن‌ها به اسم و عنوان و امکانات شخصی‌شان است، فکر نکنید اگر این‌ها بیایند حاکم بشوند، فقط خودشان فاسد هستند. «إِذَا مَلَکَ الْأَرَاذِلُ»؛ اگر گذاشتید آدم‌های فاسدِ بی‌تقوایِ بی‌دینِ بی‌تخصصِ بی‌سوادِ بی‌شخصیتِ ترسو، این‌ها سر مدیریت و سر کارها بیایند «هَلَکَ الْأَفَاضِلُ» تمام انسان‌های برترِ افضل، آن‌هایی که همه بهترین‌ها، بهترها را همه را حذف کردید، همه را حذف می‌کنند، نابودشان می‌کنند. منزوی و حاشیه‌نشینشان می‌کنند، خانه‌نشینشان می‌کنند. فکر نکنید آن‌ها می‌آیند سر کار، می‌گویند: حالا شما هم باشید، آن‌ها هم باشند. وقتی آدم‌های پست‌تر می‌آیند، آدم‌های برتر را حذف می‌کنند؛ نمی‌گذارند سر کار بمانند. همه، از همه جا این‌ها را حذف می‌کنند تا مجبور بشود برود خانه‌نشین بشود. کارشان را گسترش می‌دهند؛ آن‌ها صدور فساد می‌کنند؛ اگر شما صدور انقلاب نکنید، آن‌ها صدور فساد می‌کنند، صدور ظلم را انجام می‌دهند.

دیگر این که خداوند می‌فرماید: همیشه این‌جوری نیست که ظالم بر مظلوم دارد حکومت می‌کند. بسا که ظالمی بر ظالمی دارد حکومت می‌کند. یعنی بسیار جوامعی هستند که حکومت ظالم است، چون خود ملت آن هم ظالم هستند. خود ملتِ جامعه هم هرکس دست او می‌رسد به هر کس دیگر ظلم کند، این‌جوری می‌شود. «کَذَلِکَ نُوَلِّی»؛ این‌جوری‌هاست؛ اگر این‌جوری عمل کنید، برنامه ما این است؛ "کذلک" یعنی این‌جوری‌هاست؛ حواس‌تان باشد این یک قانون است. هرجا در قرآن شریف می‌فرماید: کذلک فلان، کذلک یعنی دارد یک قانون را ذکر می‌کند. "کذلک" یک قانون هم در حوزه تمدنی و اجتماعی این است که «نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضًا» یک جاهایی ما اجازه می‌دهیم؛ نه این که ما شرعاً اجازه می‌دهیم ولایت می‌دهیم، تکویناً این امکان را قرار می‌دهیم که یک عده ظالم بر یک عده ظالم دیگر حکومت کنند. دو طرفتان ظالم هستید؛ حاکمِ مدیریت ظالم و جامعه ظالم؛ هم حاکم ظالم، هم محکوم ظالم. این‌جوری نیست که فقط آن‌هایی که دارند بر بسیاری جوامع بشری حکومت می‌کنند فقط آن‌ها ظالم باشند بلکه خود آن محکومین هم، خود جامعه هم، مردم آن هم ظالم هستند؛ این هم یک سنت الهی است.

فرمود گاهی ما شما را به حال خود رها می‌کنیم؛ شما ظالم هستید، آن‌ها ظالم هستند؛ ظالم بر ظالم حکومت کند. بعد فرمود که «بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ»؛ اما یک وقت تقصیر من نیندازید بگویید دیگه خدا خواست این کار شد! «بما کانوا یکسبون» یعنی این دستاورد خودشان است. «بما کانوا یکسبون» یعنی این کیفر کارهایی است که می‌کردند. وقتی این سبک زندگی و این روال کار را انجام می‌دهید، نتیجه‌اش این است که ما اجازه می‌دهیم ظالمی بر ظالمی مسلط شود! شما خودتان هم ظالم هستید، یکی از خودتان را بر شماها مسلط می‌کنیم. می‌گذاریم مسلط شود؛ می‌گذاریم رضاخان بیاید، می‌گذاریم پهلوی بیاید، می‌گذاریم رشوه یا اختلاس گسترش پیدا کند. یعنی هم اصلاح جامعه، هم اصلاح حکومت، هر دو باید همزمان با هم باشد. حالا معمولاً در دنیا حکومت‌ها ظالم هستند، ملت‌ها مظلوم هستند؛ خیلی جاها حکومت‌ها ظالم هستند، ملت هم ظالم است، منتهی او ظالم قوی است، این‌ها ظالم ضعیف هستند. ظالم قوی بر ظالم ضعیف حکومت می‌کند.

یک موارد استثناء هم هست. حضرت امیر(ع) یک جا گفت ظاهراً من تنها حکومتی هستم که ملت آن ظالم است و حکومت آن مظلوم است.

حضرت امیر(ع) فرمودند که من ظاهراً تنها حکومتی هستم که من مظلوم هستم، مردمِ من، بر من ظلم می‌کنند. برعکس است؛ حاکم مظلوم است، محکوم (مردم) ظالم هستند. بعضی جاهایی هم می‌شود گفت که گاهی هم داریم که هم حکومت مظلوم است، هم مردم آن مظلوم هستند. البته این توی تاریخ خیلی استثنایی است! و این نشان می‌دهد دیگر هر دو آن‌ها بی‌عرضه هستند. این وسط کسانی هستند که هم به نظام ظلم می‌کنند، هم به مردم ظلم می‌کنند.

انقلاب، تئوری انقلاب، نظریه انقلاب از کجا توی فرهنگ اسلامی آمده است؟ خیلی روشن است. سیدالشهدا(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کنند که از ایشان می‌پرسند: آقا چرا انقلاب کردید؟ چرا قیام کردید؟ چرا نهضت مسلحانه؟ چرا بیعت نمی‌کنید؟ چرا تسلیم نشدید؟ چرا برای براندازی حکومت تلاش می‌کنید؟ فرمودند: «فَقَدْ عَلِمْتُمْ»؛ همه‌تان دانستید و همه‌تان می‌دانید چرا؛ خودتان را به آن راه می‌زنید.

امام حسین(ع) فرمودند: «فَقَدْ عَلِمْتُمْ»؛ همه شما دانستید؛ همه شما می‌دانید چرا. خودتان را به آن راه می‌زنید. «فَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَدْ قَالَ فِی حَیَاتِهِ»؛ همه شما پاسخ این سؤال را می‌دانید که چرا من قیام کردم؟ من باید از شما بپرسم چرا قیام نمی‌کنید؟ چرا به من ملحق نمی‌شوید؟ آن وقت شما از من سؤال می‌کنید که چرا انقلاب می‌کنی؟ شما باید جواب بدهید که چرا قیام نمی‌کنید. همه شما می‌دانید؛ «فَقَدْ عَلِمْتُمْ». همه شما علم دارید و آگاه هستید که رسول‌الله فرمودند: «مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً»؛ هرکس، هر وقت، هر جا، در سطح محل خود و خانه خود، تا شهر خود، تا کشور خود، ملت خود، تا در سطح جهان، هر جا سلطه، "سلطان" یعنی سلطه؛ نه یعنی شاه و پادشاه! سلطان یعنی سلطه؛ یعنی حاکمیت؛ قدرت‌ها. هرجا سلطه‌ای دید... شما همه می‌دانید که پیامبر چه گفتند؛ باز این سؤال را از من می‌کنید؟ دنبال بهانه می‌گردید؟ می‌دانید که پیامبر فرمودند: «مَنْ رَأَى»؛ هرکس، هر وقت دید؛ «سُلْطَاناً جَائِراً»؛ سلطه‌هایی را، سلطه ملی یا بین‌المللی که جور می‌کند؛ حاکمیتی که حقوق ملت را رعایت نمی‌کند؛ حقوق سر او نمی‌شود؛ «مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَّهِ»؛ حرام خدا را حلال می‌کند؛ مسخره می‌کند؛ حدود و خط قرمزهای الهی را، همه را رد می‌کند؛ احکام خدا را مسخره می‌کند. «نَاکِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ» پیمانی را که با خداوند دارد، می‌شکند؛ خیانت می‌کند. چه پیمانی؟ این پیمان که هرکس به قدرت می‌رسد، تعهدی در برابر خدا و خلق دارد. یک) فرمودند: هر مسئولیتی دست توست، کوچک یا بزرگ، «أَمَانَةُ اللَّهِ وَ أَمَانَةُ النَّاسِ» است؛ این تعبیر هست همین‌جا. مسئولیت، هم امانت خداست، هم امانت مردم است. تو هم باید جواب خدا را بدهی، هم باید جواب مردم را بدهی. هرکس هر کاری دست او است باید پاسخگو باشد. او نباید بگوید ما با مردم کاری نداریم؛ در روز قیامت به خدا جواب می‌دهیم! یا کسی بگوید که من در برابر مردم پاسخگو هستم؛ بعد کلاه مردم را بردارد. نه! خدا می‌فرماید که، حضرت امیر می‌گویند هم این مدیریت‌ها امانت خداست، هم امانت مردم است. هم باید به مردم توضیح بدهی، جواب بدهی؛ هم باید به الله پاسخ بدهی و خواهی داد. هم در دنیا باید پاسخگو باشی، هم در آخرت.

سیدالشهدا(ع) فرمودند همه شما شنیدید که پیامبر گفت اگر جایی دیدید کسانی بر سر قدرت هستند که «نَاکِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ» هستند؛ پیمان خدا، عهد الهی را می‌شکنند. اصلا کاری ندارند که چه تعهداتی در برابر خدا و خلق داری. «مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ»؛ هرچه می‌گوییم قانون پیامبر، سنت پیغمبر در حکومت این است؛ می‌گویند سنت پیغمبر به درد خودش می‌خورد! برای هزار سال پیش بوده؛ به ما چه؟! این که گفتند رشوه نگیر، اختلاس نکن، کار خود را درست انجام بده، این‌ها مربوط به دوره سنت بوده است؛ حالا دوره مدرنیته است. حالا لازم نیست شما این‌ها را رعایت کنید.

«یَعْمَلُ فِی عِبَادِ اللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ»؛ هر جا دیدید کسانی مسلط هستند که تلاش می‌کنند «فِی عِبَادِ اللَّهِ»؛ یعنی در سطح جامعه، در حریم عمومی، دو محور، دو معیار می‌آورند: یک) «إِثْمِ» یعنی گناه؛ دو) «عُدْوَانِ» یعنی تجاوز به حقوق مردم؛ ظلم. هر جا می‌بینید گناه و فساد را ترویج می‌کنند؛ مثلا می‌گوید آقا! حالا حجاب مهم نیست؛ ربا مهم نیست؛ زنا مهم نیست؛ و... . هر جا این چیزها را می‌بینید. دو) هر جا می‌بینید حقوق ملت را پامال می‌کنند؛ حقوق فقرا را پایمال می‌کنند سیدالشهدا(ع) فرمودند همه شما شنیدید که پیامبر گفتند هر جا دیدید که دارند عمداً و آگاهانه... حالا یک وقت بحث فساد و اشتباه است آن بحث دیگری است؛ روال‌شان این است؛ سیستم به این سمت برنامه‌ریزی شده است که «یَعْمَلُ فِی عِبَادِ اللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ». در سطح جامعه یکی دنبال گسترش فساد و گناه است و یکی دنبال گسترش بی‌عدالتی و عدوان، تجاوز به حقوق آدم‌های ضعیف است.

«ثُمَّ لَمْ یُغَیِّرْ»؛ اگر کسی این‌ها را ببیند و بعد تکان نخورد؛ فریاد نزند؛ رگ گردن او بیرون نزند؛ بگوید به ما چه؟ و رد شود؛ «بِقَوْلٍ وَ لَا بِفِعْلٍ»؛ نه عملی انجام بدهد، وارد عرصه انقلاب و مبارزه و نهی از منکر بشود؛ نه حتی حرفی بزند. «کَانَ حَقّیقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ یُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ». شایسته است که خداوند او را با آن حاکم ستمگر یک‌جا با هم مجازات کند. فهمیدید چه شد؟ آمدند به امام حسین می‌گویند آقا! چرا قیام کردی؟ چرا می‌خواهی مبارزه کنی؟ شهید می‌شوی؛ خانواده تو، زن و بچه تو، دخترهای پیغمبر اسیر می‌شوند! فرمودند از من سؤال می‌کنید چرا علیه حکومت قیام می‌کنم؟ یا من باید از شما بپرسم چرا به من ملحق نمی‌شوید؟ همه شما شنیدید؛ خودتان را به آن راه نزنید. «فَقَدْ عَلِمْتُمْ»؛ همه شما دانستید و خبر دارید که پیامبر در حیات خود گفتند: هرکس قدرت‌های مسلطی را دید که حقوق مردم و حدود اله (خدا) را رعایت نمی‌کنند، پیمان‌شکن هستند، بر سر تعهدات خود در برابر خدا و خلق نمی‌ایستند، سنت سیاسی و مدیریتی پیامبر را قبول ندارند، حکومت دینی را قبول ندارند و سبک مدیریت آن‌ها این است که دنبال گسترش یک) «إِثْمِ»، گناه، فساد، فحشا، شراب، بی‌حجابی، فسق و فجور؛ دو) «عُدْوَانِ»، تجاوز به حقوق مردم، حق‌الناس هستند و بعد بایستد نگاه کند؛ «لَمْ یُغَیِّرْ» یعنی درگیر نشود. بایستد نگاه کند یا بگوید به من ربطی ندارد! نه با قول، نه با فعل. نه شعار بدهد، مطلب بنویسد، مقاله بنویسد، حرف بزند؛ نه عمل کند که اگر لازم شد مبارزه کنیم، انقلاب، جنگ، جهاد کند. آن ‌وقت بداند که خداوند تو را با همان ظالم‌ها در یک صف برخواهد انگیخت.

یعنی کسی که رژیم شاه را دیده و سکوت کرده است، به رژیم سلطنت در آن ظلم کمک کرده است. سکوت تو کمک به اوست. کسی که می‌بیند صدام حمله کرد و در جبهه نیرو نیاز است و می‌تواند برود و نرفت؛ یعنی به صدام کمک کرده است. کسی که رژیم صهیونیستی اسرائیل را ببیند، این جریان‌های تکفیری را ببیند، آمریکا، انگلیس، این جنایت‌ها را ببیند و بگوید این‌ها به ما چه ربطی دارد؟ پیامبر(ص) فرمودند: هرکس بگوید به من چه و من بی‌طرف هستم، نگوید مرگ بر ظالم، با ظالم در یک صف است.

این‌ها آثار یک حکومت فاسد را، در روایات شمردند که چقدر دقیق است؛ این‌ها کارها را به دست آدم‌های ناوارد و نفهم می‌سپارند؛ دست آدم‌های احمقی که حرف‌شنو هستند. دنبال متخصص دیگر نخواهند بود. دنبال آدم‌هایی هستند که متعهد به این‌ها باشند، نه متعهد به خلق. دیگر این که شروع می‌کنند بدعت‌های نابودکننده را کم‌کم منتشر می‌کنند. نمی‌ایستند که شما به دین خودتان عمل کنید، ما خودمان به راه خودمان برویم. نه!

- خواهش می‌کنم دقت کنید - در آیه ۵۱ سوره مبارکه نساء، می‌فرمایند که: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتَابِ». ندیدید کسانی را، این باندهایی را و حاکمانی را که «أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتَابِ»؛ کسانی که اتفاقاً مذهبی هم هستند؛ سهمی از کتاب آسمانی دارند؛ یک چیزهایی بلد هستند. اما «یَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ»؛ سهمی از علم به کتاب مقدس دارند، با دین بیگانه نیستند، اطلاعات دارند، برگه امتحان را قشنگ پر می‌کنند. «یَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ»؛ اما عمداً و آگاهی در مقام عمل به سمت ضلالت می‌روند. راه را به لحاظ نظری بلد است؛ موقعی که می‌خواهد راه بیفتد، این مسیر را می‌رود، نه این یکی را.

و بعد این مهم است؛ نه این که خود او به جهنم می‌رود، بلکه بقیه را هم می‌خواهد با خودشان به جهنم ببرند! آخه این‌ها می‌گویند آقا کسی را به زور به بهشت نبرید. خیلی خب، اصلا کسی را به زور نبرید. تو خودت می‌خواهی بروی جهنم برو؛ چرا در عرصه عمومی می‌آیی می‌خواهی بقیه را هم با خودت به زور به جهنم ببری؟ کسی که می‌خواهد گناه را در جامعه علنی کند، دارد می‌گوید می‌خواهم بقیه را هم با خودم به جهنم ببرم. ما می‌خواهیم بقیه را با خودت به جهنم نروی. حالا خودت می‌خواهی به جهنم بروی، به جهنم! بقیه را چرا می‌خواهی ببری؟ جامعه را چرا می‌خواهی به گند و فساد بکشی؟ عرصه خصوصی تو هستی و خدا. تازه آنجا هم به بچه‌های خودت و همسر خودت و نزدیکان خودت ظلم می‌کنی.

«یَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ»؛ اگر مجبور به انتخاب بشوند، ضلالت را انتخاب می‌کنند نه هدایت را. حرف‌های قشنگ می‌زنند؛ در عمل انتخاب بد می‌کنند. به این حرف‌ها پایبند نیستند؛ این‌ها لقلقه‌ی زبان است؛ سخنرانی است! در زندگی‌شان می‌بینید موقع انتخاب همه جا آن طرف را انتخاب می‌کنند. حالا خب انتخاب شخصی کردید، خودتان آزاد هستید؛ خیلی خب.

قدم بعدی: «وَ یُرِیدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِیلَ» این‌ها اصلا برنامه دارند؛ می‌خواهند شما هم گمراه بشوید. می‌گوید خودم دارم می‌روم جهنم کافی نیست؛ شما هم باید بیایید! برای شما هم نقشه می‌کشند که شما را هم با خودشان ببرند. اگر جنگ نباشد معلوم می‌شود کی شجاع است، کی ترسو؟ نه، همه شجاع هستند. تا بیت‌المال دستت نیفتد معلوم می‌شود که تو دزد هستی یا نیستی؟ نه، معلوم نمی‌شود. تا یک کسی به من فحش ندهد، عصبانی نشوم، معلوم نمی‌شود که من می‌توانم خشم خودم را کنترل کنم یا نه. ما پاک ماندیم؛ فرصت ناپاکی پیش نیامده است برای ما تا حالا. امکان آن پیش بیاید ببین خیانت می‌کنی یا نه.

می‌فرماید بعضی‌ها سهمی از دین و حرف‌های دینی دارند؛ یعنی کلاً لامذهب و بی‌دین نیستند. در زندگی‌شان کارهای مذهبی هم می‌کنند اما «یَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ» راه را گم می‌کنند. به بیراهه می‌روند.

«وَ یُرِیدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِیلَ»؛ این خیلی مهم است. بعد به این اکتفا نمی‌کنند؛ می‌خواهند شما هم با ایشان بروید. می‌خواهند شما هم گم شوید. بقیه را هم می‌خواهند با خودشان ببرند.

سؤال: می‌فرمایند با وجود مسائل ضداخلاقی در جامعه، مسئولین نسبت به مسائل فرهنگی و دینی کوتاهی می‌کنند یا بی‌تفاوت هستند. آیا زمان آن نرسیده مراجع در این خصوص فتوای انقلابی بدهند؟

جواب استاد: آن‌هایی که بی‌تفاوت هستند، فتوای مراجع هم وضعیت را عوض نمی‌کند؛ چون فتوای مراجع از قبل بوده است؛ بالاتر از فتوای مراجع هم بوده است که خود قرآن و روایات و این‌هاست. باید بازخواست بشوند. تا مجبور نشوند توضیح بدهند، توضیح نمی‌دهند. ما باید دوباره به فرهنگ دهه 60 برگردیم. تجربیات دهه 90 باید باشد؛ اما اخلاص دهه 60.

می‌دانید آدم در سختی تربیت می‌شود. یعنی وقتی که دشمن هزار برابر است، هیچی نداری، یک جلسه هم با پنج نفر نمی‌توانی برگزار کنی، تحت تعقیب هستی، هزار تا کتاب علیه دین می‌نویسند، یکی از آن‌ها را هم نمی‌گذارند جواب بدهی؛ اتفاقاً در این مشکلات آدم‌حسابیِ پخته بیرون می‌آید. ولی وقتی که این کارها می‌شود شغل و امکانات و مدرک و اضافه حقوق و چارت تشکیلاتی و این‌ها، دیگر طرف طبیعی است وا می‌دهد. می‌گوید دیگر الحمدلله عضو هیئت علمی شدیم، مدیر شدیم و این‌ها. شغل ما تأمین شد، حقوق ما تأمین، اعتبار ما هم تأمین است؛ دیگر هم آیت‌الله هستیم، هم دکتر هستیم! انگیزه‌ها فرق کرده! و الا سواد و تحصیلات که بیشتر شده است، انگیزه و اخلاص کمتر شده است.



نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha