بسمالله الرحمن الرحیم
استاد رحیمپور ازغدی: سلام عرض میکنم خدمت جنابعالی و دوستانی که شاهد این جلسه هستند.
مجری: سلام عرض میکنم. استاد رحیمپور، در موضوع مهدویت، از ابعاد متعددی میتوان به این مسئله پرداخت و آن را موشکافی کرد. یکی از مسائلی که شاید از ابتدای انقلاب و حتی قبل از انقلاب به آن پرداخته شده است، این است که آیا اساساً مهدویت میتواند ابعاد انقلابی و غیر سکولار هم داشته باشد؟ چون پیش از انقلاب، افرادی بودند که این فکر را ترویج میکردند؛ ولی حضرت امام(ره) اساساً آمد و این قاعده را بهم زد. البته نه فقط در مهدویت، بلکه حضرت امام در بسیاری از مسائل دیگر، این نگاه سکولار را رد کرد. ولی این نگاهِ منفعل، مأیوسانه و ضد جهاد که در بعضیها از اندیشههای حوزه مهدویت وجود دارد، به نظر میرسد نگاهی مخدری است. این نگاه، نگاهی فعال نیست و گویا اساساً با آن وجوه تمدنی مهدویت مغایرت دارد. به نظر من، اگر بحث را راجع به این موضوع آغاز کنیم، خوب است.
استاد رحیمپور ازغدی: بنده هم سلام عرض میکنم و میلاد مبارک حضرت ولی عصر(عج) و هم سالگرد انقلاب اسلامی را تبریک میگویم و به مناسبت شهادت گروهی از مردم بیسلاح و بیگناه که قربانیان یک توطئه بزرگ دیگرِ دشمنان این کشور شدند، تسلیت عرض میکنم.
خدمت شما عرض شود که این که فرمودید تفسیر انقلابی از مسئله مهدویت، این موضوع اولاً باید روشن بشود؛ چون مقداری مرسوم است که مثلاً ما از هر مفهومی، چند قرائت داریم. مثلاً از اسلام، در تفسیر قرآن، از مسئله امامت، ولایت، غیبت، مهدویت و انتظار، قرائت سنتی، قرائت مدرن و قرائت بنیادگرا داریم. این تعبیر، قطعاً تعبیری جامع و مانع نیست و در مواردی هم قطعاً تعبیر درستی نیست. معنی آن این است که گویا ما میتوانیم از هر مفهومی، هر خوانش و هر قرائتی را داشته باشیم. حالا مثلاً شما کدام خوانش را میپسندی؟ همه آن در عرض هم است، همه آن میشود، همه آن درست است یا این که قابل داوری نیست. خیر، بسیاری از مفاهیم در تعامل عقل و نقل، بیش از یک خوانش ندارند و اینها مسائلی هستند که از ضروریات هر دین و مذهبی به شمار میروند؛ به طوری که اگر کسی بگوید من به این دین، به این مذهب و به این ایدئولوژی قائل هستم اما این را به گونهای میخوانم و یک خوانش از آن ارائه میدهم که ضروریات آن را زیر سؤال ببرد، این دیگر تفسیر یا قرائتی از آن مفهوم نیست، بلکه تحریف آن مفهوم و گاهی هم تکذیب آن است.
بله، مفاهیم در دایرههای مختلفی هستند. یک دایره، نص و صریح است؛ دایرههای دیگری هم وجود دارند که در آنها نص، تبدیل به ظهور، ظهور قوی یا ظهور ضعیف میشود؛ بعد بخشهایی از مفاهیم هستند که کمی مجمل و مبهم میباشند و بعد قرینه عقلی یا نقلی برای آن یا هست یا نیست و مراتب آن از محکم به متشابه گسترش پیدا میکند. اما در محکمات آن، ما با عقل و نقل و بررسی همه منابع، بررسی سند آنها، معنای آنها و ارتباط آنها، به یک ضروریاتی میرسیم که آنها چندخوانشی و چندقرائتی نیستند. اما در بعضیها از موارد آن که جزئیات آن است یا بعضی لوازم غیر بیّن به معنی اخص یا به معنی اعم را شامل میشود، در آنجا بله، اختلاف نظر میتواند وجود داشته باشد و همچنین ممکن است هیچگاه به قطعیت نرسیم و تفاهم حاصل نشود؛ چون این امر، اجتهادی است و صاحبنظران در آن اختلاف نظر دارند، همانطور که در همه علوم هم اینگونه است. همانطور که مثلاً در فیزیک، شیمی و در جراحی مغز و اعصاب، بعضیها چیزها از ضروریات هستند و دیگر چند خوانش ندارند، بلکه آنها قطعیات آن علم هستند؛ به گونهای که اگر بر خلاف آن عمل کنیم، بیمار میمیرد؛ یا در پلسازی و جادهسازی و مانند آنها هم اینگونه است. اما یکسری جزئیات و مسائلی وجود دارد که هر چه به حاشیه نزدیکتر میشوی، غیرقطعیتر و اختلافیتر میشود؛ در آنجا بله، ممکن است به قدر کافی نص در نقل نداشته باشیم یا موضوع ابهام داشته باشد.
مجری: پس ما یک نگاه پلورالیستی در آن نداریم.
مجری: بله، پلورالیسم به معنی درست
جواب استاد: آن که ما تفسیرهای متعدد در طول هم داشته باشیم، بله وجود دارد؛ و در مواردی که در عرض هم هستند، باید امکان داوری در آنها باشد یا حداقل بتوانی حجت را تمام کنی، یعنی همینطور روی هوا نگوییم... یعنی مثلاً بگویی یک قرائتی از نبوت داریم که نبوت نیست. یک خوانش از وحی ارائه بدهیم که در نهایتِ آن مشخص شود اینها وحی نیستند. یک خوانش از عصمت ارائه بدهیم که عصمت نباشد، اینها دیگر خوانش و قرائت آن مفهوم نیستند. انتظار، مهدویت و غیبت، ضروریاتی در نگاه شیعه و مخصوص مذهب تشیع هستند؛ اما بعضیها چیزها هم مخصوص مسلمانان هستند و همه مسلمانان آنها را قبول دارند. یعنی اصل مهدویت و این که مهدی فرزند علی و فاطمه، فرزند پیامبر اکرم و نام او، نام پیامبر اکرم است و مسائلی از این دست را همه مسلمانان از ضروریات دین اسلام میدانند.
مجری: این موضوع دیگر قرائت متعدد ندارد.
جواب استاد: نه، یعنی در منابع همه مذاهب اسلامی از جمله برادران اهل سنت، منکرِ مهدی و امام زمان، منکر یکی از ضروریات اسلام است. اما در بعضی جزئیات که مشخصاً متولد شده یا نشده است، این که در چه سالی بوده یا نبوده، چگونه است و مسائلی از این دست، در کدام شهر بوده، دقیقاً در چه روزی رخ داده و حرکت او چگونه میشود؛ یا مثلاً شما میدانید که ما در مورد ملاحم و روایات آخرالزمان نزدیک به دو هزار حدیث در همه مذاهب اسلامی داریم و البته اکثر آنها هم دلالت قطعیِ نقلی و عقلی بر مسائل خاصی به طور ضروری با زمان و مکان مشخص شاید نداشته باشند و بسیاری از آنها هم سند ندارند یا معنای آنها درست نیست؛ بخشی از آنها قطعاً جعلی یا تحریف شده است، بخشی از آنها قطعاً درست است، بخشی از آنها قابل تخمین و تصدیق است و بخشی از آنها اینگونه نیست. بنابراین ما مسائل قطعی و غیرقطعی داریم؛ در مسائل قطعی، خوانش معنایی ندارد اما در مسائل غیرقطعی، خوانش معنا دارد. مثلاً دو ضرب در دو، بیش از یک خوانش ندارد و آن چهار است. اما یکسری معادلات پیچیدهتری پیش میآید که در آنجا ممکن است شما برای یک معادله، سه راه حل داشته باشید. من این موضوع را عرض کردم برای این که بسیاری میگویند قرائتِ اسلام سیاسی، اسلام عرفانی، یا اسلام فلسفی و... اینها یعنی چه؟ ما اسلام سیاسی یا اسلام فلسفی نداریم؛ بلکه یک بخش از اسلام، گزارههایی است که قابل برهان هم هست و مربوط به هستیشناسی هستند. یعنی یک بخش از گزارههای اسلامی با تقسیمبندیهای بشری، فلسفی حساب میشود. یک بخش از آن با تقسیمبندیهای ما عرفانی، یک بخش از آن فقهی و بخش دیگر فلان. اما اسلام، کل اسلام و یکپارچه است. خود خداوند در قرآن نگفته است که این آیات، سیاسی هستند و معنوی نیستند، یا این آیهها عبادی و معنوی
هستند و اینها به اقتصاد کار ندارند. اصلاً هنر قرآن این است که دنیا و آخرت، ماده و معنا را بهم گره زده است. قرآن حتی عادیترین و مادیترین مسئله را که مطرح میکند، عمیقترین ابعاد معنوی و ملکوتی را در ضمن آن میآورد. وقتی از ملکوت حرف میزند، میگوید هر چه که در این عالم است، منشأ آن از خزانه غیب میباشد. قرآن میفرماید: «مَا مِنْ شَیْءٍ»، هیچ چیز در این عالم نیست مگر این که اصل آن در آنجاست و ما همه اینها را نازل کردهایم. یعنی هم میگوید باران را نازل کردیم، هم میگوید این حیوانات چهارپا را نازل کردیم و هم میفرماید آهن را نازل کردیم. معنی آن لزوماً این نیست که اینها از آسمان آمدهاند. البته من دیدهام که بعضیها میگویند بر حسب شروع حیات در کره زمین، هسته اولیه حیات انسان یا حیوان از کرات دیگری به کره زمین آمده است که البته شاید هم آمده باشد. بنابراین، این کلمه «أَنْزَلْنَا» را اینگونه تعبیر و معنی میکنند که ما اولین آب را از خارج از این سیاره به زمین فرستادیم و آن منشأ حیات شد و موجودات دیگر آمدند. پس قرآن میگوید ما همه چیز را نازل کردیم و انبیا و وحی را هم نازل کردیم. یک معنی آن این است که هر چه در عالم طبیعت است، نازلشده حقایقی میباشد که مربوط به عالم فراطبیعت است.
از طرف دیگر میگوید کل عالم طبیعت، نشانهای از ماوراءطبیعت میباشد؛ یعنی همه اینها انگشت اشاره به سمت مبدأ و معاد غیرمادی هستند. حالا پس مسئله مهدویت روشن بشود. اسلام دارای بعد سیاسی، بعد فلسفی، بعد عرفانی، اخلاقی، تربیتی، خانواده و اقتصادی است. وقتی بحث تمدن میکنیم، باید توجه داشته باشیم که وقتی مثلاً میگویید جامعه اسلامی، دیپلماسی اسلامی یا اقتصاد اسلامی، معنی آن روشن باشد که چیست. معنی آن این نیست که چون کل دستاوردهای عقلی و تجربی بشر سکولار هستند، باید همه آنها را دور بریزید یا این که کلاً باید نقل به جای عقل یا به جای تجربه بیاید؛ نه، اینطوری نیست. تفاوتِ تعریف دینی از علم با علم غیردینی و سکولار، در این نیست که ما عقل و تجربه را قبول نداریم؛ بلکه ما هر دو را قبول داریم. ما در اینجا با یکدیگر مشترک هستیم؛ هر گزاره عقلی، گزارهای اسلامی است به شرطی که واقعاً
گزارهای عقلی باشد. نباید ادعای ایدئولوژیک، ظن و گمان، تخیلات تو، مطامع تو و هوسهای تو را به اسم واقعیت و علم، غالب کنی. منطق قرآن این است: «قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ»؛ برهان بیاورید، برای هر چه که برهان بیاورید و اثبات کنید، آن مفهوم دیگر سکولار نیست، البته به شرطی که برهان بیاورید. هر مفهوم عقلی، حتی اگر یک کافر آن را بگوید، پذیرفته است. پس عقل و تجربه حجت هستند. خدای متعال در قرآن میفرماید عقل را ما به شما دادیم و تجربه شنیداری، دیداری، بویایی، حسی و همچنین فطرت را ما به شما دادیم و در برابر همه اینها هم شما مسئول هستید. ما اینها را به عنوان ابزار تکامل، آگاهی، آزادی و رشدِ شما قرار دادیم. ایمان، عمل صالح، تقوا و عدالت، اینها همگی نامهای خاصی برای تکمیل قطعات این پازل هستند که عبارت است از تکامل انسان و آماده شدن او برای دیدار با خداوند یا همان لقاءالله. پس هدف از مهدویت، انتظار و انقلاب باید کاملاً روشن باشد. هدف نهایی همه چیز از جمله سیاست و اقتصاد، ساختن انسان است. هدف آن معراج و عروج انسان است؛ منتها یک انسان در عالم طبیعت دارای بدن است و غذا، مسکن، بهداشت، ازدواج، امنیت و منزلت میخواهد؛ به همین دلیل، معنویت و کرامت انسان با عدالت گره میخورد. در خصوص علوم انسانی، همه علوم، تکنولوژی اسلامی و اقتصاد اسلامی، بعضیها افراد مدام خود را به گیجی میزنند و نمیفهمند یا به عبارتی خود را به نفهمی میزنند. اصلاً تمام علوم انسانی دارای مبانی ایدئولوژیک هستند؛ یعنی مبانی آنها عقلی نیست و اثبات عقلی نشده است، بلکه پیشفرضهای مارکسیستی یا پیشفرضهای لیبرالیستی و پیشفرضهای فاشیستی دارد. اقتصاد سوسیالیستی و کمونیستی هم سکولار است و اقتصاد سرمایهداری هم سکولار میباشد؛ اگر به این معنا میگویید، همه پسوندهای اسلامی یعنی هر شیء، هر علم یا هر اقدام، از آنجایی که به انسان و به انسانیت انسان مربوط میشود، یعنی به خصوص از بعد حقوقی و اخلاقیِ آن، به اسلامی و غیراسلامی تقسیم میشود. یعنی مثلاً یک بخش از اقتصاد، گزارههای عقلی و تجربی است که این بخش دیگر اسلامی و غیراسلامی ندارد. به عنوان مثال، اگر عرضه اینگونه باشد، تقاضا آنگونه میشود، یا اگر اینگونه مدیریت کنی، وضعیت ارزِ تو اینگونه میشود و قیمت ارز بالا رفته و ارزش پول ملی تو پایین میآید. اگر عقل داشته باشیم، این مسائل معلوم میشود و اگر هم عقل نداشته باشی، باز هم مشخص است؛ در این زمینه فرقی نمیکند که بخواهی نام تو مسلمان باشد یا کافر.
این که چگونه تورم به وجود میآید، در اینجا عقل و تجربه حجت اسلامی است؛ حتی اگر یک غیرمسلمان بگوید که اگر اینگونه عمل کنی، این صنایع رشد میکنند و این اشتغال در اینجا ایجاد میشود یا نمیشود، اینها دیگر سکولار نیستند. اما گاهی در میان آن، توصیفها یا توصیههایی میکنند که نه برهان عقلی برای آن وجود دارد و نه تأیید تجربی، بلکه فقط ادعاهای ایدئولوژیک هستند که این در آنجا تبدیل به اقتصاد لیبرال، اقتصاد کمونیستی، فاشیستی، یا این مسائل در علوم سیاسی و تعلیم و تربیت میشود. ما وقتی میگوییم اقتصاد اسلامی، به همان معنایی میگوییم که تو میگویی اقتصاد سرمایهداری یا اقتصاد کمونیستی. تو به چه معنا میگویی علوم سیاسی لیبرال؟ به چه معنا آن یکی دیگر میگوید سیاست فاشیستی؟ ما هم به همان معنا میگوییم سیاست اسلامی.
مجری: آنها یک مبانی ایدئولوژیک دارند، ما هم یک مبانی ایدئولوژیک داریم.
جواب استاد رحیمپور: بله، ضمن این که ادعای ما این است که مبانی ایدئولوژیکِ ما هم عقلانی است و ما اینها را با عقل اثبات میکنیم و ظن و گمان نیستند. یعنی ما برای توحید، نبوت و معاد استدلال میکنیم؛ به این معنی که انسان روی هوا معلق نیست و ما پر کاه نیستیم و انسان زیر بوته به عمل نیامده است، بلکه مبدأ و معاد دارد. حالا تو اینها را قبول نداری و میگویی من بر اساس این که انسان یک موجود مادی محدود سی - چهل ساله است، طرحِ سیاسی، اقتصادی یا تفریحی ارائه میدهم. ما میگوییم تو باید انسان را به عنوان یک موجود ابدی ببینی و بعد با همان عقل و تجربه، با توجه به بعد حقوقی و اخلاقی آن، برای او طراحی کنی؛ چون اینها با یکدیگر ارتباط دارند؛ یعنی بدن، جسم و روح با هم مرتبط هستند. حالا میخواهم بگویم پس امام زمان میخواهند چه کار کنند؟ آیا قرار است ایشان بیایند... چون بعضیها خیال میکنند ایشان میخواهند
بیایند و مثلاً کل غذاهای دنیا را تقسیم کنند و به همه بگویند بخورید، تو دو قاشق بخور و تو هم دو قاشق بخور، یا لباسهای شما را درست کنند؛ آنها فکر کردهاند کار ایشان فقط این است! این یکی از کارهای امام زمان در روایات و منابع ماست. اصل مسئله خیلی فراتر از این است. یک بُعد ملکوتی و تربیت انسان است. منتهی این انسان شکم دارد و وقتی شکم انسان خالی است گرسنه میشود و وقتی گرسنه میشود شکم او درد میکند مریض که میشود عقلش درست کار نمیکند عصبانی میشود وقتی خانه ندارد، وقتی نمیتواند ازدواج بکند، وقتی گرسنه است، وقتی بهداشتش تکمیل نباشد و وقتی حق او را بخورند او تعادل ندارد و نمیتواند معنوی باشد البته معنیاش این نیست که هرکس که میتواند بخورد میتواند معنوی باشد. نه خیلی از آدمها هم هستند میخورند ولی خوک سیر است! انسان سیر نیست بلکه خوک سیر است. گفتهاند نه انسان گرسنه نه خوک سیر. به طریق اولی نه خوک گرسنه. انسانی که سیر و متعادل باشد نه اسراف و نه افراط و نه تفریط. نه فقر و نه رفاهپرستی و عیاشی. نه سبک زندگی سرمایهداری نه گداپروری. اینها نه.
و ماده مقدمه است. اقتصاد، زیربنا نیست. هیچی زیربنا نیست سیاست هم زیربنا نیست. زیربنا به معنای اصالت انسانیت انسان است. انسان البته اگر تربیت الهی نشود ماها با حیوانات فرقی نمیکنیم. ما همه میدانیم که وقتی ما به دنیا میآییم ما انسان بالقوه هستیم نه انسان بالفعل. یعنی حیوان بالفعل هستیم و انسان بالقوه هستیم. ولی فقط انسان، انسان بالقوه است هیچ موجودی دیگری نمیتواند انسان بالقوه باشد. این میآید در این ۵۰- ۶۰ سال که در این عالم است هدف این است، یعنی هدف امام زمان(عج) و انبیاء هم همین بود که تعداد هرچه بیشتری از انسانها و انسان هرچه بالفعلتر، یعنی انسان هرچه انسانتر تبدیل بشود و این بدون ایمان به مبدأ و معاد و بدون تقوا نمیشود. خب پس اولاً روشن شد که هدف اصلی چیست؟ و وقتی میگویند اقتصاد، سیاست اسلامی و غیر اسلامی، فرق آن در این نیست که ما بگوییم ما با عقل و تجربه کاری نداریم، عقل و تجربه حجت الهی است. فرق آن این است که ما میگوییم به دلیل عقلی ما با وحی هم کار داریم. شما وحی و انبیاء را از دایره معرفت و علم بیرون ریختید. شما با مسئله فطرت و ابدیت انسان این همه آگاهیها و تعالیم فرابشری و مهم و دقیق و مؤثری که از طریق انبیاء به بشر رسید اینها را کنار گذاشتید، اینها خارج از علم است؟
فرق دیگر ما این است که اینها را دارید برای چه کسی دارید میگوییدک وقتی دارید میگویید علوم انسانی، تعریفتان از انسان چیست و تعریفتان از علم چیست؟ تعریف شما هم از علم، محدود و کوتوله است. شما فقط علم تجربی و غریزی و مانند اینها را علم میدانید؛ در حالی که این، یک بخش از علم است و علوم، فراتر از این هستند. «وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا».
مورد دیگر این است که شما انسان را خیلی حقیر و صغیر کردهاید. شما انسان کبیر را انسان صغیر کردهاید؛ یعنی او را فقط برای همین چند سالی که در اینجا حضور دارد، آن هم به صورت محدود و نه برای همه، در نظر گرفتهاید. هرگاه درباره هر چیز دیگری میپرسند که اسلامیِ آن چیست، میگویید اسلامی یعنی عقلی، تجربی و علمی. این مورد اول است.
مورد دوم یعنی اخلاقی و حقوقی، یعنی نسبت آن با عدالت و نسبت آن با فضیلت است؛ و این که شما در کنار عقل و تجربه، به وحی چه نگاهی دارید؟ آیا شما این آیات قرآن را که درباره انسان، جهان، مرگ، زندگی، درست، نادرست، جنگ، صلح، خانواده، بازار و مانند اینها آمده است، شناختاری یا غیرشناختاری میدانید؟ آیا اینها معرفتبخش هستند؟ آیا حقیقی هستند؟ آیا اینها علم هستند یا علم نیستند؟ آیا خرافه هستند؟ اصلاً تفاوت میان سکولار و دینی چیست؟ چون شما درباره سکولار و دینی فرمودید. و اما مهدویت هم اتفاقاً – البته نه لزوماً خود کلمه مهدویت، بلکه مسئله آخرالزمان – اتفاقاً سکولار هم هست؛ یعنی حتی کمونیستها هم آخرالزمانی بودند. کمونیستها میگفتند که جامعه بیطبقه، بیدولت و بیدین به وجود میآید و دیگر همه با هم برابر خواهند بود و جامعه طبقاتی را بیطبقه میکنیم؛ اما در نهایت آن را دو طبقه کردند! آنها جامعه طبقاتی سرمایهداری را نه به جامعه بیطبقه، بلکه به جامعه دوطبقه تبدیل کردند. یک طبقه، حزب حاکم بود که مانند سرمایهدارهای غرب همانقدر بهرهمند میشدند و همانقدر جنایت میکردند و با شعارهای زیبا، شبیه سرمایهدارها رفتار میکردند.
و طبقه دوم هم کل مردم بودند. یعنی اردوگاه کمونیسم، آزادی و دین را از بشر و جوامع گرفت و به جای آن، فقر و دیکتاتوری آورد، نه برابری را. البته نمیخواهم بگویم این موضوع بهطور کامل اینگونه بود؛ در کشورهای چپ، نسبتاً در مقایسه با نظام سرمایهداری، برابری بیشتری وجود داشت؛ اما آن برابری توأم با دیکتاتوری و فقر بود و این کار، هنر نیست. وقتی اینها از آزادی و مانند آن صحبت میکنند، منظورشان غرب و نظام سرمایهداری است؛ کسانی که اکنون بزرگترین دشمنان مهدویت و عدالت در جهان هستند. شما ببینید که حکومت دنیا، قدرت، ثروت و اسلحه در دست چه جانورانی است؟ کسانی مانند ترامپ که یک حیوان مجسم و یک حیوان وحشی رمکرده است و هیچ اصل و اصولی ندارد؛ او مست و وحشی است. واقعاً «بَلْ هُمْ أَضَلُّ» است. او نه خداشناس، نه انسانشناس و نه حقشناس است. اصلاً مانند آب خوردن، چه کسانی دارند بر دنیا حکومت میکنند؟ البته ما نباید امام زمان(عج) را با این افراد مقایسه کنیم. ما میگوییم شما امام خمینی(رضوانالله تعالی علیه)، خود رهبر معظم انقلاب و همین آقای آیتالله خامنهای را الآن با سران دنیا مقایسه کنید. شما این بزرگواران را با تمام این شاهها و رئیسجمهورها مقایسه کنید.
مجری: در این جزیره فسادی که اخیراً...
جواب استاد: اصلاً اینها آدمهایی حقیر هستند که با کودکان چهار - پنجساله مشکل اخلاقی دارند و کار آنها دزدی، قماربازی، خیانت و دروغ است. آنها قراردادهای بینالمللی را متوجه نمیشوند، قرارداد را پاره میکنند، دوباره قرارداد مذاکره امضا میکنند و در میان مذاکره بعدی، جنگ راه میاندازند و ترور میکنند. بعد به دروغ میگویند ما همان موقعی که در حال مذاکره بودیم، داشتیم طرح جنگ را میریختیم. ما اصلاً با چنین وحشیهایی روبرو هستیم. براندازی اینها جزو طرحهای قطعی امام زمان(عج) است. یعنی کل این حکومتها و دولتهای فاسد و مفسد که ابرقدرت و قدرتهای بزرگتر هستند، و هم دیکتاتورهای دستنشانده آنها، همگی سرنگون میشوند. این موضوع جزو روایات هم هست. یک دولت واحد جهانی به وجود خواهد آمد. تمامی رژیمهای جهان سرنگون میشوند؛ چون همه آنها ترکیبی از ظلم، جهل و فساد هستند. یعنی یا کشورهای آنها مانند ایرانِ دوران پهلوی است، یا مانند این شیخکهایی است که در کشورهای حاشیه خلیج فارس و کشورهای نفتی گماشتهاند. همه اینها را پس از جنگ جهانی اول و دوم را سر کار گذاشتند و چند خانواده را بر سر کار آوردند که غارت کردند و هنوز هم در حال غارت کردن هستند. آنها یک مشت دستنشانده جیرهخوار و گاو شیرده هستند؛ گاوهای شیردهی که تقریباً همه آنها فاسد هستند. یعنی در میان اینها واقعاً آدمی که حداقلِ مسائل اخلاق شخصی را رعایت کند، وجود ندارد. آنها دیکتاتور و دزد بیتالمال هستند و در برابر اربابهای خارجی خود، ذلیل و برده هستند. شما وضعیت کسانی را هم که سمبل آنها هستند.
ببینید؛ اینها سدی در برابر نهضت مهدویت هستند، اما نهضت مهدویت تمام این سدها را در هم خواهد شکست. ما باید در عصر غیبت در برابر اینها بایستیم. ما باید در حد توان خود با اینها بجنگیم و مقاومت کنیم. اما آن نبرد بزرگ، یعنی نبرد آخرالزمان که «الْمَلْحَمَةُ الْکُبْرَى» است و نبردی در سطح کل کره زمین است، آن نبرد در پیش خواهد بود. و آن جنگ با ملتها نیست؛ بلکه آن جنگ با همین وحوش و وحشیها و با این جنایتکارانی است که کل بشر، یعنی هفت یا هشت میلیارد انسان و حتی مردم خودشان را به بردگان خود تبدیل کردهاند. پس این یک قضیه است. مسئله دیگر این است که وقتی از انتظار فرج سخن میگوییم، این موضوع باید روشن شود؛ چون بعضیها تصور میکنند معنی انتظار این است که ما در حال انجام دادن کارهای خود و زندگی خود هستیم و در کنار آن، منتظر هم هستیم. حالا اگر او آمد، بسیار عالی و خوب است؛ او میآید و کارهای ما را راه میاندازد و مشکلات ما را حل میکند و وضع ما خیلی بهتر میشود. اگر هم نیامد، ما زندگی خود را ادامه میدهیم! اگر انتظار این باشد، ما الآن منتظر هزاران چیز دیگر نیز هستیم؛ هزاران چیزی که توقع رخ دادن آنها را داریم که اگر اتفاق افتاد، رخ داده است و اگر اتفاق نیفتاد هم نیفتاده است، ولی انشاءالله که او بیاید. بعد مدام میگوییم مهدی بیا؛ او بیاید که چه کار کند؟ آیا شما اصلاً میدانید که او
قرار است بیاید چه کار کند؟ او قرار است بیاید و بزرگترین انقلاب تاریخ بشر را رهبری کند. اصلاً وقتی میگوییم قائم آل محمد، قائم به چه معنا است؟ قائم یعنی چه؟ این کلمه از قیام میآید. قائم یعنی قیامکننده. قائم آل محمد یعنی انقلابیِ بزرگ آل محمد که نظام سیاسی و اقتصادی کل کره زمین و پنج قاره را بهم خواهد ریخت. و جالب است که تمام ادیان به او معتقد هستند. مسیحیها، یعنی دو میلیارد مسیحی، همگی
منتظر ظهور مسیح هستند و همه معتقدند که مسیح بازخواهد گشت. یهودیها که جمعیت آنها کم است ولی قدرت، ثروت و فساد آنها از همه بیشتر است، در کل دنیا بیش از پانزده میلیون نفر نیستند؛ تازه اکثر آنها هم اصلاً سکولار هستند و مذهبی نیستند. اینها معتقدند که حضرت عیسی- نعوذبالله- دجال بوده است، او اصلاً مسیح نبوده و یک کلاهبردار بوده است و ما کار خوبی کردیم که او را به صلیب کشیدیم! اما مسیح خواهند آمد. زرتشتیها هم سوشیانت دارند، یعنی منتظر مصلح آخرالزمان هستند که او خواهد آمد. بوداییها طبق دو تفسیر متفاوت، منتظر بودای پنجم یا بودای سیزدهم هستند و هندوها هم همینطور هستند. یعنی ما تقریباً هیچ دین و مذهبی نداریم که منتظر آخرالزمان و یک جامعه جهانی، انسانی و عدالتخواه نباشد. کمونیستها هم که اصلاً بیدین و بیخدا بودند، میگفتند ما منتظر یک جامعه عادلانه جهانی در آخرالزمان هستیم که البته حاکمیت کمونیسم بر کل جهان خواهد بود. نظام سرمایهداری نیز اساساً ضدآخرالزمانی است و نظام لیبرالسرمایهداری همیشه توجیهگر وضع موجود است، یعنی همواره میخواهد همین وضعیت غارتگری باقی بماند. ذات لیبرالیسم همیشه ضد انقلاب و ضد اصلاح است. اینها هم برای این که یک امیدی ایجاد کنند و خودشان هم ایدئولوژی انتظار داشته باشند، از پایان تاریخ سخن گفتند؛ منتهی پایان تاریخ از نظر آنها، نظام لیبرالسرمایهداری است. آنها میگویند ما به پایان تاریخ رسیدهایم و پایان تاریخ همینجا است؛ اینجا ایستگاه آخر است، پس پیاده شوید.
پس این یک تفکیک است که آیا امام زمان(عج) برای معنویت میآید یا برای مدنیت، یا برای معیشت و فضیلت میآید؟ اصلاً کل قرآن کریم با این تفکیکها مخالف است؛ یعنی شما هر عملی که انجام میدهید، یک سری آثار مادی و یکسری آثار معنوی دارد. یک عمل ممکن است اثر سیاسی داشته باشد و در عین حال، هم معنای
سیاسی و هم معنای اخلاقی و تربیتی داشته باشد. این انسان، یک منشور چندبعدی است و اعمال او هم همینطور است. در سطح فرد و بخصوص جامعه، هرچه مسائل اجتماعیتر میشوند، این منشور اضلاع جدیدتر و بیشتری پیدا میکند؛ ولی همه اینها در هم میتابند و به یکدیگر مربوط هستند. پس برای ما رهبر دینی، رهبر سیاسی و رهبر علمی تفکیک نمیشوند؛ یعنی اینگونه نیست که ما بگوییم امام زمان(عج) مثلاً فقط مرجعیت علمی دارد، یا مرجعیت اخلاقی و معنوی دارد، یا مرجعیت سیاسی دارد. یا این که معنی ولایت چیست؟ آیا ولایت فقط به معنی محبت است، یا ولایت معنوی است، یا ولایت فقط سیاسی است؟ ولایت اصلاً شامل همه این موارد میشود. همه اینها به یکدیگر مربوط هستند و از هم تفکیک نمیشوند.
عرض میکردم درباره این روایاتی که داریم و روی انتظار فرج بسیار تأکید میکنند؛ صرفاً این که ما در شرایط سختی باشیم و کسی که نیست را بخواهیم که باشد و نام این را انتظار بگذاریم، آنقدر چیز مهمی نیست که در روایات بفرمایند: «انْتِظَارُ الْفَرَجِ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ» یا حضرت رضا(ع) فرمودند که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی». بالاترین عمل امت من، انتظار فرج از طرف خداوند است. این به چه معنا است؟ این انتظار چه کار سختی است که برترینِ اعمال به شمار میآید؟ اگر انتظار همین است که ما سالی یک بار برای آن جشن میگیریم، کجای این کار سخت است؟ اصلاً این چه کاری است؟
مجری: ما روایت «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا» را هم داریم.
جواب استاد: بله. این که چرا انتظار، برترینِ اعمال است، به این دلیل است که در معنی انتظار، اولاً فرج وجود
دارد؛ فرج یعنی گشایشی بزرگ. یعنی آسایش جهان و انفتاح و گشایش برای همه بشریت. یعنی در انتهای تاریخ، تونل بسته نیست، بلکه این تونل باز است و از درون این تونل، نور دیده میشود. معنی انتظار فرج این است که ما به وضع موجود جهان راضی و قانع نیستیم؛ به همین دلیل چون این عمل بسیار سخت است، پاداش آن هم بالا است. معنی آن این است که ما به مشروعیت هیچکدام از رژیمهای سیاسی که توأم با قساوت و جهالت هستند، تن نمیدهیم. ما منتظر یک حکومت صددرصد پاک جهانی برای خدمت به همه بشریت هستیم. معنی انتظار فرج این است که ما در برابر هر چیزی که بر ضد آن فرج باشد، جبهه میگیریم. ما منتظر شما نیستیم، بلکه ما منتظر او هستیم؛ وقتی ما منتظر او هستیم، یعنی شما را قبول نداریم. یعنی ما این نظم کنونی جهان را قبول نداریم و این کار، انتظار فرج میشود. یعنی ما شما و قدرتهای فاسد را در جهان به رسمیت نمیشناسیم. انتظار فرج این است؛ یعنی ما تمکین نمیکنیم و تسلیم شما نمیشویم. الآن میبینید که انتظار، هزینه پیدا کرده است و هزینه پیدا میکند و سخت میشود. حالا میفهمیم چرا حضرت رضا(ع) فرمودند که رسول خدا(ص) فرمود: برترینِ اعمال شما این است که وقتی هنوز آن اصلاح جهانی صورت نگرفته است، شما خودتان مصلحانه و صالح زندگی کنید؛ این کار، انتظار فرج است و این، کار بسیار سختی است.
امام سجاد(ع) این تعبیر را به زیباترین شکل بیان کردهاند. بعضیها میگویند اگر زمان امام باشد و او بیاید، وضع ما از نظر معنوی و مادی بسیار خوب میشود؛ ولی اکنون که او حضور ندارد و هنوز نیامده است، ما در عصری هستیم که پیامبران حضور فیزیکی ندارند و ما نه با پیامبران و نه با امامانِ حق، ارتباط حضوری داریم و ارتباط حضوری ما با امام معصوم(ع) قطع شده است؛ پس ما الآن هر چقدر هم دستوپا بزنیم، این عصر، عصر تسلیم، حیرت و وادادگی است.
حالا ببینید امام سجاد(ع) چه میفرمایند: «إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ». ایشان فرمودند کسانی که در عصر عدم دسترسی مستقیم به رهبران معصوم الهی، به امامت و رهبری آنها معتقد هستند و در آن جبهه قرار دارند، «وَالْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ» و منتظر آن ظهور، آن قیام بزرگ و انقلاب بزرگی که بزرگترین انقلاب تاریخ بشر است و کل کره زمین و پنج قاره را فرا میگیرد، هستند و به آن اعتقاد دارند. یعنی آنها تسلیم این نظام کنونی جهان نشدهاند. آنها میگویند نه شرقی، نه غربی. معنی نه شرقی و نه غربی این نیست که ما نه با شرق ارتباط داشته باشیم و نه با غرب. بله؛ بلکه معنی آن این است که ما نه سلطه شرق و نه سلطه غرب را نمیپذیریم و زیر بار زور نمیرویم و هزینه آن را هم میپردازیم. ما را بکشید؛ ما را بکشید. شما از ابتدای انقلاب تا همین حالا، همینطور در حال کشتن، ترور کردن، توطئه کردن، تحریم کردن، جنگ افروزی و تهدید کردن هستید. ما الآن در دهه فجر سال ۱۴۰۴ هستیم؛ اکنون چند سال از پیروزی انقلاب میگذرد؟ فکر میکنم ۴۷ سال تمام شده و وارد چهل و هشتمین سال میشویم. حالا دوباره مانند سالهای اول، دشمنان دستبردار نیستند. آیا میدانید چرا؟ به این دلیل که انتظار فرج اینگونه است. آنها میفهمند که این مردم منتظر حادثه دیگری در سطح جهان هستند و آنها ما را قبول ندارند و تسلیم ما نمیشوند. آنها تسلیم نمیشوند؛ این کار هزینه دارد و دشمنان برای آن هزینه ایجاد میکنند و به همین دلیل است که این کار، برترین و بافضیلتترین عمل است.
حالا ببینید امام سجاد(ع) چه تعبیر زیبایی دارند. ایشان فرمودند کسانی که معتقد و منتظر هستند، نمیگویند که کار را رها کنیم و تسلیم شویم و هر چه شما میگویید را بپذیریم. آنها نمیگویند که دیگر شعار ندهیم یا بابت شعارهای خود عذرخواهی کنیم و مانند بقیه تسلیم شویم. بعضیها میگویند ما باید زندگی نرمال داشته باشیم؛ اما ما باید واژه نرمال را تعریف کنیم. نرمال بر اساس کدام هنجار و تعریف است؟ زندگی نرمال برای یک شغال یکجور است که باید زوزه بکشد و بدرد؛ زندگی نرمال برای موش به شکلی است، برای گربه به شکلی دیگر، برای سگ به شکلی دیگر و برای انسان هم بهگونهای دیگر است. علاوه بر این، شما اجازه نمیدهید مردم همین زندگی نرمال را، یعنی زندگی بدون اضطراب و تهدید، تجربه کنند. آنها به همه میگویند یا باید گاو شیرده ما باشید، یا اجازه نمیدهیم آرامش داشته باشید؛ ما شما را ترور میکنیم، بمبگذاری میکنیم، جنگ راه میاندازیم، تهدید و تحریم میکنیم؛ زیرا شما میگویید که ما گاو شیرده شما نیستیم!
در آن سوی جهان، رئیسجمهور منتخب یک انتخابات دموکراتیک را میدزدند و با خود میبرند. بعد هم میگوید از امروز به بعد، هر کس نفت ونزوئلا را خریداری کند، پول آن متعلق به من است و باید آن را به حساب ما واریز کنید. در اینجا هم یکسری عربهای شکمو و مفتخور که سگهای نگهبان آنها در منابع نفتی هستند، حکومت میکنند؛ اینها کشور نیستند، بلکه پالایشگاه و پادگان هستند و نگهبانهای آنها به شمار میآیند. اصلاً اقتصاد آمریکا و نظام سرمایهداری بهطور کلی بر پایه غارت کشورهای دیگر بنا شده است. دویست سال است که از عمر اینها میگذرد و در این مدت، دویست جنگ راه انداختهاند. اگر آنها پنجاه سال جنگ نکنند، اصلاً اقتصادی نخواهند داشت. آنها همین الآن هم در حال غارت کردن هستند؛ الآن نفت عراق را میفروشند و پولهای آن به دست آمریکا میرسد و به دست خود عراقیها نمیآید. درباره ونزوئلا هم اینگونه گفتهاند. حالا میخواهند دوباره به ایران بیایند و یاد دوران پهلوی کردهاند که دوباره به اینجا بیایند.
حضرت امام سجاد(ع) میفرمایند کسانی که در عصر غیبت هستند و امامت ما را قبول دارند و منتظر ظهور و معتقد به آن هستند، سبک زندگی خود را در همین مسیر حفظ میکنند؛ یعنی آنها نمیگویند چون عصر غیبت است، بیخیال همه چیز شویم. آنها نمیگویند که ما دیگر تکلیفی نداریم و بیایید مانند کفار زندگی کنیم. ما الان مناسک دینی را انجام میدهیم، ولی بسیاری از ما مانند کفار زندگی میکنیم و تفاوت چندانی با آنها نداریم. اگر او دروغ میگوید، ما هم دروغ میگوییم؛ اگر او خیانت میکند، ما هم خیانت میکنیم؛ اگر او ربا میخورد، ما هم ربا میخوریم و اگر او سوءاستفاده میکند، ما هم سوءاستفاده میکنیم. اگر زندانهای او پر است، زندانهای ما هم پر است و اگر او اعتیاد دارد، ما هم اعتیاد داریم و... این شیوه، سبک زندگی اسلامی و تمدن اسلامی نیست؛ این جامعه، جامعه دینی به شمار نمیآید. ایشان فرمودند کسانی که در آن دوره منتظر و معتقد هستند، «أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ» هستند؛ یعنی ارزش آنها از همه مردم در تمام زمانها بیشتر است. ارزش مردم این زمان حتی از کسانی که در دوران حضور پیامبران یا در زمان امام زمان(عج) زندگی میکردند، بیشتر است چون آنها امام را ندیدهاند؛ این سخن بسیار بزرگی است. یعنی امام سجاد(ع) میفرمایند کسانی که در عصر غیبت، انسان باشند، درست زندگی کنند، به مسئولیت خود عمل کنند و مسلمانانه زندگی کنند، از همه مردم در تمام دورانها برتر هستند. بعد ایشان استدلال هم میکنند. چرا؟ «لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِکْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَالْأَفْهَامِ وَالْمَعْرِفَةِ». اولاً به این دلیل که خداوند سطحی از عقلانیت به اینها عطا کرده است و آنها بسیار باشعور هستند، با وجود این که به پیامبر و امام معصوم دسترسی مستقیم ندارند، خداوند «أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ» یعنی عقل، «وَالْأَفْهَامِ» یعنی فهم و شعور را به آنها بخشیده است. اولاً برای این که خداوند یک سطح از عقلانیت را به اینها اعطا کرده است؛ آنها اینقدر باشعور هستند که با وجود این که به پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) دسترسی مستقیم ندارند، خداوند «أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ» یعنی عقل، «وَالْأَفْهَامِ» یعنی فهم و شعور، «وَالْمَعْرِفَةِ» یعنی آگاهی و شناخت را در حدی به آنها اعطا کرده است که «مَا صَارَتِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ» یعنی آنها در عصر غیبت بهگونهای زندگی میکنند که انگار عصر حضور و عصر ظهور است.
شما الآن این شهدای بزرگ ما، این مجاهدان، علمای پاک، انسانهای پاک و بعضی از مسئولان را که انسانهای پاک، شریف، صالح، صادق و خدمتگزار هستند (آنهایی که هستند)، ببینید؛ یک بچهای که هیچکس او را نمیشناسد و بهصورت گمنام در اردوی جهادی کار میکند، آن یکی دیگر در سپاه قدس میرود و خود او را فدای مستضعفان دیگر میکند و بدن او و همچنین جنازه او هم بازنمیگردد، آن بچههایی که پای همین پدافندها در جنگ دوازدهروزه، چهل نفر از آنها، هفتاد موشک به اسرائیل شلیک کردند و زیر سنگینترین آتشها مقاومت کردند و چهل نفر از آنها شهید شدند؛ یعنی این بچهها جلوی چشم یکدیگر تکه تکه شدند و بقیه باز هم فرار نمیکردند، بلکه میایستادند و شلیک میکردند تا از ملت دفاع کنند. اینها اولیاءالله هستند و مقام آنها بسیار بالا است. امام سجاد(ع) میفرماید ارزش شما از کسانی که در زمان امام زمان هستند، بالاتر است؛ زیرا خداوند این درک، معرفت، شعور و عقلانیت را اینقدر به شما اعطا کرده است که در عصر غیبت معصوم، همان کاری را انجام میدهید که انجام آن در عصر ظهور او، معقولتر و ممکنتر است؛ و «وَجَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ» امام سجاد(ع) فرمود اینهایی که در عصر غیبت، یعنی الآن، با ظلم و ستم جهانی میجنگند و در برابر ستم داخلی و خارجی و در برابر ستمگران، دیکتاتورها و مفسدان میایستند، نترسند، شک نکنند، وا ندهند، مأیوس نشوند و تسلیم نشوند، اینها به منزله مجاهدان
و رزمندگانی هستند که جلوی چشم پیامبر اکرم شهید شدهاند یعنی خود پیامبر، فرمانده مستقیم آنها بوده است. «الْمُجَاهِدِینَ بِالسَّیْفِ» که رزمنده بودند، شمشیر برداشتند و جنگیدند. «أُولَئِکَ الْمُخْلِصُونَ حَقّاً» امام سجاد(ع) میفرماید آیا میدانید مخلصان واقعی چه کسانی هستند؟ آنهایی که در عصر غیبت، مجاهد و مؤمن هستند مخلصان واقعی، آنها هستند. یک بار هم پیامبر اکرم فرمود ارزش یکی از آنها به اندازه پنجاه نفر از شما است ایشان یک بار فرمودند برادران من کجا هستند؟ اصحاب دور آتش نشسته بودند و گفتند ای آقا! مگر ما برادران شما نیستیم؟ ایشان فرمودند شما اصحاب من و یاران من هستید ؛ برادران من کسانی هستند که بدون دیدن من، به من ایمان میآورند؛ برادران ما کسانی هستند که در عصری که ما حضور نداریم، چنان مبارزه و زندگی میکنند که انگار ما حضور داریم. آن برادران من کجا هستند؟ ارزش هر کدام از آنها پیش خدا پنجاه برابر شما است؛ یعنی الآن.
«أُولَئِکَ الْمُخْلِصُونَ حَقّاً» مخلصان حقیقی، آنها هستند. «وَشِیعَتُنَا صِدْقاً» شیعه واقعی، آنها هستند. «وَالدُّعَاةُ إِلَى اللَّهِ سِرّاً وَجَهْراً» و کسانی که بهصورت علنی و غیرعلنی، به هر سبکی و در هر جبههای، همه را به راه خدا و جبهه حق دعوت میکنند. بنابراین، کسانی که میگویند تا امام معصوم در عصر ما حضور نداشته باشد، هیچ کاری نمیشد کرد، نباید کرد و فایدهای ندارد، خیر؛ تو تنبل و مفتخور هستی؛ تو برای تعطیل کردن همه تکالیف، به دنبال توجیه مذهبی هستی. اتفاقاً در عصر غیبت، وظیفه تو بیشتر و ارزش آن نیز بیشتر است. تو باید برای همان توحید و عدالت فداکاری کنی. مگر اینگونه افراد در زمان خود پیامبران و امامان نبودند؟ در همان زمانِ امام معصوم و زمان پیامبر هم خیلیها حضور داشتند؛ او را دیدند اما به او ایمان نیاوردند، با او جنگیدند، او را مسخره میکردند و میگفتند او دیوانه شده است و میگوید خدا با من حرف میزند. اگر شما هم در آن دوران بودید، جزو آنها بودید؛ کسانی هم که در این دورانها فداکاری میکنند، اگر در آن زمان حضور داشتند، جزو آنها بودند. ببینید، هر کس الآن هر کاری انجام میدهد، هنگام آمدن امام زمان هم همان کارها را انجام خواهد داد.
مجری: کسانی که مسلم را یاری نکردند، امام حسین را هم یاری نکردند.
جواب استاد: اصلاً شما ببینید، مگر مردم درباره امام زمان اینطوری خیال میکنند که... شخصی آمد و به امام علیهالسلام گفت ما شنیدهایم هنگامی که امام زمان و مهدی میآید، به اندازه یک خوندماغ و یک حجامت هم خون نمیآید و بسیار مهربان، راحت، عادی و مانند اینها رفتار میکند. امام(ع) فرمودند چه کسی این سخن را به شما گفته است؟ اگر کار فقط با لبخند و موعظه حل میشد، چرا در زمان پیامبر و پیامبران اینگونه نشد؟ چرا هشتاد جنگ را به پیامبر اکرم(ص) تحمیل کردند؟ در حالی که ایشان حرف میزد، آنها جنگ راه میانداختند؛ مگر مسائل با حرف زدن درست میشوند؟
حضرت مهدی(عج) دو چهره دارد؛ یک چهره در مواجهه با ملتها است؛ ایشان بسیار مهربان است؛ در روایت داریم مانند کسی است که با انگشت خود، عسل در دهان آنها بگذارد. حتی در روایت داریم که امام زمان در مواجهه با غیرمسلمانان، به زور به کسی نمیگوید باید مسلمان شوید؛ بلکه در روایت آمده است که ایشان با پیروان هر دینی، بر اساس مفاهیم درستی که در تعالیم خود آنها وجود دارد، صحبت میکند؛ یعنی امام زمان با مسیحیان بر اساس انجیل صحبت میکند. ایشان با یهودیان بر اساس تورات، با دیگران بر اساس زبور و با پیروان هر دین، مکتب و مذهبی بر اساس همان آغاز میکند و میگوید تو چه چیزی را قبول داری؟ ما بر اساس بخشهای درستِ آنچه تو قبول داری، از همانها شروع میکنیم؛ و بعد از آن، با گفتگو همه مسلمان میشوند. مواجهه ایشان با ملتها بر اساس صلح، آشتی و محبت است؛ ما فدای ملتها هستیم؛ اما مواجهه ایشان با قدرتها، جنگ و بزرگترین جنگ تاریخ بشر خواهد بود. این ملحمه است؛ در روایات آمده است که نهر خون جاری میشود و بخش مهمی از جوامع بشری و ملتها کشته میشوند؛ خیلی از آنها که اکثر جمعیت هستند هم به دست دشمن کشته میشوند. یعنی ایشان برای براندازی آنها حرکت میکنند و آنها هم شروع به کشتار مردم با بمبهای شیمیایی و بمبهای اتمی و انجام اینگونه کارها میکنند؛ بر اساس بعضی روایات، آنها بسیاری از مردم و ملتها را میکشند، ولی بالاخره سقوط خواهند کرد؛ این اتفاق در یک فرصت سریع، یعنی زیر یک سال رخ خواهد داد.
در بعضی روایات آمده است که این نبرد شش یا نه ماه به طول میانجامد. یک نبرد جهانی صورت میگیرد و در روایات آمده است که مجاهدان عدالت جهانی، انقلابیون و عدالتخواهان در این مدت آنقدر درگیر هستند که فرصت نمیکنند پوتینهای خود را درآورند؛ این موضوع در حدیثها آمده است؛ آنها فرصت نمیکنند چکمههای خود را درآورند؛ یعنی شب و روز نبرد است تا این جنایتکاران و قدرتهایی که بشر را به بردگی گرفتهاند، قوای نظامی و قهرآمیزشان درهم بشکند. بله، جنگ بزرگی خواهد بود؛ جنگ با چه کسانی؟ با این قدرتها؛ و این قدرتها در سراسر جهان شکست خواهند خورد. و اتفاقاً قضیه فلسطین و قدس هم در روایات آخرالزمان بسیار مطرح است که آنجا یکی از جاهایی است که تکلیف جهان در آن مشخص میشود؛ همینطور که در روایات آخرالزمان، از ایران و ایرانیان نام برده شده که آنها تعیینکننده هستند.
یک وقتی پیامبر اکرم(ص) روی شانه سلمان زدند و فرمودند مردمان این کشور، همشهریهای او یعنی ایرانیان، ملت بزرگی هستند؛ اینها کارهای بزرگی خواهند کرد. بعد ایشان به مردم عرب در آنجا فرمودند امروز شما برای معرفی اسلام رفتید و عربها اسلام را به ایرانیان معرفی کردند، اما روزی خواهد رسید که ایرانیان به شما اسلام را یاد بدهند؛ این سخن در روایت پیامبر اکرم(ص) آمده است. روزی خواهد رسید که اینها معلم اسلام و انسانیت در جهان میشوند و تعیینکننده وضعیت خواهند بود.
بنابراین، هر کس مأیوس میشود و هر کس اکنون از آمریکا یا ترامپ میترسد، اگر در زمان امام زمان، زمان
پیامبر اکرم(ص)، در جنگ بدر و احد و در کربلا حضور داشت، باز هم جزو همین افراد ترسو بود. کسانی که مدام میگویند آقا رها کنید و تسلیم شوید، تقصیر شما و تقصیر ما است، این افراد در آن زمان هم حضور داشتند و اینها همان کسانی هستند که آیات در مورد آنها نازل شده است؛ همین کسانی که مدام میگویند اصلاً تقصیر ما بوده است! آنها میگویند تقصیر ما بوده که شاه پهلوی هزاران نفر را کشته است! میگویند تقصیر ما بوده که آمریکا ما را تحریم یا به ما حمله کرده است! میگویند تقصیر ما بود که صدام حمله کرد!. الآن هم سر قضایای فعلی میگویند تقصیر ما است؛ میگویند تقصیر حماس بود که اسرائیل و آمریکا رفتند و هفتاد هزار نفر از آنها را کشتند. بابا شما با تمام توان خود جمع شدهاید و دو سال و نیم است که نتوانستهاید غزه را تصرف کنید؛ شما فقط مردم را کشتید و چند تن از رهبران را ترور کردید؛ آیا کشتن مردم بیسلاح و ترور، هنر است؟ شما جرأت و قدرت جنگیدن روی زمین را ندارید. شما سه سال است که نتوانستهاید غزه را که به اندازه کرج است تصرف کنید؛ در حالی که به اندازه بیست بمب اتم در آنجا بمب ریخته و دو سوم خانهها را خراب کردهاید؛ چرا جرأت نمیکنید به داخل غزه بروید؟
مجری: حماس هم نابود نشد.
جواب استاد: حماس هم نابود نشد، خلع سلاح هم نشد و شما غزه را هم نتوانستید تصرف کنید. حزبالله نابود نشد، خلع سلاح نشد و شما نتوانستید به لبنان وارد شوید؛ بعد از آتشبس، فقط چهار - پنج کیلومتر پیشروی کردید. شما چند سال یمن را بمباران کردید؟ قبل از آن، عربستان که همه اینها با او همراه بودند یمن را بمباران کرد؛ بعد از این که آنها شکست خوردند، اسرائیل حمله کرد و بعد از آن آمریکا گفت کنار برو که خودم آمدم! تو یعنی آمریکا با همه این ناوها، ناوگانها، هواپیماها، افشانزدهها، موشکها و تجهیزات خود که چندین هزار بار یمن را بمباران کردید، در آخرش دست از پا درازتر عقبنشینی کردید؛ آخرش شما پیشنهاد آتشبس دادید؛ شما به انصارالله گفتید آقا دیگر شلیک نکنید، ما هم دیگر شلیک نمیکنیم؛ آنها گفتند ما اصلاً با تو کاری نداشتیم و داشتیم اسرائیل را هدف قرار میدادیم؛ تو خودت را وسط انداختی، ضربه زدی و ضربه خوردی؛ حالا کنار برو.
این ترامپ هم یک حیوان وحشی است که هیچکدام از کارهای او اصلاً تعادل اخلاقی ندارد؛ او دیوانه نیست، بلکه دیوانهبازی درمیآورد؛ او وحشی است و هنگامی که میگوید من آمدم الآن میآیم و شما را میخورم! بابا! همین حرفها را از دهه شصت مطرح میکردند. در سال ۱۳۶۹ (البته سال ۱۳۵۹ بود) رئیسجمهور آمریکا ما را سر قضیه لانه جاسوسی به بمباران اتمی تهدید کرد؛ بعد گفت ناوها و ناوگانهای ما آمدهاند و همه ناوها و ناوگانهای او به طرف ایران راه افتادند. تازه در آن زمان، ما نه موشک داشتیم و نه هیچ چیز دیگری، و درگیر جنگ هم بودیم. در داخل کشور هم جنگ مسلحانه منافقین، کومله، دموکرات و امثال آنها وجود داشت و آنها هر روز انسانها را میکشتند؛ شرایط ما خیلی بدتر بود. در حکومت هم درگیری با بنیصدر وجود داشت و حکومت دو شقه شده بود؛ در شهرها درگیری بود؛ در خوزستان به نام خلق عرب، در آذربایجان خلق ترک، در کردستان خلق کرد و در بلوچستان خلق بلوچ، تجزیهطلبی، ترور و جنگ در همهجا وجود داشت؛ در شهرهای بزرگ و در خیابانها، درگیریهای گروهی وجود داشت؛ در میان جریانها و احزاب، در یک چنین وضعیتی، ناوهای آمریکا هم راه افتادند آمدند و گفتند ما شما را بمباران اتمی میکنیم.
من یک صوت از امام شنیدهام که حیف نمیشود پخش کرد. حتماً این صوت را در تلویزیون پخش کنید. امام در آن فایل صوتی میفرماید: باز گفتند که ناوهای ما دارند میآیند، ما داریم میآییم؛ این دفعه چندم است که دارید میآیید؟ بعد ایشان فرمود اینها مدام میگویند؛ اینهایی که از ایران فرار کردهاند میگویند داریم برمیگردیم؛ یعنی ساواکیها، شاهدوستان، منافقین، بنیصدر و تیپهای مختلف؛ آنها فرار کردند و بعد همه میگفتند ما آمدیم، داریم میآییم و دیگر آمدیم! امام فرمود اگر شما میخواستید بیایید، چرا رفتید؟ شما که همه اینجا بودید؛ مدام آمریکا، شاه و اینها میگویند ما اینها یعنی پهلوی را دوباره برمیگردانیم، در حالی که کل ایران در دست شما بود و مردم شما را استفراغ کردند. بعد جالب اینجا است امام فرمود: مدام میگویند و تبلیغات شروع کردهاند که میآیند بالای سفارت آمریکا و موادی میریزند که همه مردم بیهوش میشوند و بعد این جاسوسهای خود را برمیدارند و میبرند. امام میفرماید چند نفر چند بار پیش من آمدند گفتند آقا اینها میخواهند بیایند شما را بدزدند یعنی آمریکا؛ مانند همین کارهایی که در آن زمان با مادورو کردند. امام میفرماید چند نفر نزد من آمدند و گفتند آقا در قم نمانید، از خانه خود بروید و در جایی مخفی شوید؛ چرا که این کماندوهای آمریکا میخواهند بیایند و شما را بربایند و ببرند. بعد امام فرمود آقا اینها همه شعر است، که معلوم است منظور از شعر چیست! امام فرمود شعر میگویید، جفنگ میگویید؛ شما اصلاً قدرت ندارید؛ در آن زمان که میگفتند اکنون بمباران اتمی میکنیم، امام فرمود حالا بمباران میکنید، اما بالاخره میخواهید پایین بیایید یا میخواهید تا آخر همان بالا بچرخید؟ هنگامی که پایین بیایید، این بچههای جوان ما شما را تکه تکه میکنند. بابا! همه این قضایا در همان زمان هم وجود داشت و واقعاً هم در آن زمان امام
فرمود آماده نبرد شوید، اینها از ما شکست میخورند.
مجری: تازه ما در آن زمان استحکام ساختاری نداشتیم، اصلاً ما هیچ چیزی نداشتیم.
جواب استاد: نسبت به الآن هیچ چیزی نبودیم. اصلاً در داخل کشور ما وضعیت تحریمهای آنها شروع شده
بود، در چند استان جنگ داخلی بود، در حکومت دعوا بود و اصلاً وضعیت عجیبی بود. در ۲۲ بهمن انقلاب پیروز شد و در ۲۳ بهمن به کردستان رفتند، به پایگاههای ارتش حمله کردند، آنها را گرفتند و خلع سلاح کردند؛ اغتشاشها، بمبگذاریها و ترورها شروع شد. بچههای ما به همین کردستان، بلوچستان و مکانهای مختلف برای کارهای جهادی میرفتند تا جاده و آب بکشند و کارهایی از این دست انجام دهند؛ آنها را گرفتند، چند نفر از آنها را روی زانو نشاندند، دستهای آنها را بستند و با قاشق، چشمهای آنها را از حدقه بیرون کشیدند. آیا شما فکر کردهاید این کارها فقط برای الآن است؟ همه این کارها در همان زمان هم انجام میشد. اصلاً حکومت پهلوی پیش از انقلاب چه کاری انجام میداد؟ آنها در همین مشهد ما، به بخش کودکان بیمارستان امام رضا حمله کردند. چند کودک شیرخوار کشته شدند. الآن آنها مساجد را آتش میزنند؛ در صورتی که در همان زمان هم دویست و پنجاه تا سیصد مسجد را به آتش کشیدند. اصلاً یکی از شعارهای مردم این بود که شاه، مسجد کرمان را به آتش کشید. در همان زمان هم حکومت پهلوی، مسجد جامع کرمان و قرآن را به آتش کشید. شما کودککش بودید و در ساواک شکنجههایی اعمال میکردید که در سراسر جهان نظیر آنها انجام نمیشد. استادان شکنجههای شما هم همین آمریکاییها، انگلیسیها و اسرائیلیها بودند.
بعد آنها کشور و همه چیز را غارت میکردند و حتی شاه را هم تحقیر مینمودند. امام یک بار فرمودند: من یک زمان دیدم که شاه در ایران، در مقابل رئیسجمهور آمریکا ایستاده بود و آن رئیسجمهور پاهای خود را روی یکدیگر انداخته بود؛ بعد امام ادای او را درآوردند. امام فرمودند: رئیسجمهور آمریکا عینک خود را هم اینگونه گرفته بود، گویی که اینها اصلاً انسان نیستند؛ شاه ایران هم با نهایت حقارت اینگونه ایستاده بود. امام فرمودند: آنقدر به من فشار آمد و من ناراحت شدم که چرا آنها ملت ما را اینقدر تحقیر میکنند! و خود مادر شاه در خاطرات خود میگوید: یک بار شاه در حالی که لب و لوچه او آویزان بود، آمد و گفت: من هر چه را که آمریکاییها و اسرائیلیها میگویند، عمل میکنم و اصلاً همه چیز در اختیار آنها است؛ اما هر چند وقت یک بار به من خبرهایی میرسد که آنها کارهایی انجام میدهند و دیگر اصلاً به من هم نمیگویند! مثلاً خود آمریکا دستور داده است که خلبانها و هواپیماهای ما بروند و ویتنام را بمباران کنند و در جنگ با اعراب، به کمک اسرائیل بروند. در حالی که من خودم به آنها کمک میکنم. هنگامی که چندین هواپیمای اسرائیل سقوط کرد، شاه به او هدیه رایگان داد.
آیا میدانید که بانک جهانی و سازمان ملل اعلام کردند در زمان شاه، ۴۷ درصد مردم ایران زیر خط فقر بودند؟ در چه زمانی؟ در سال ۱۳۵۵ هجری شمسی. یعنی آن زمان تازه دوره اوج سوء استفادههای نفتی آنها بوده است. ۴۷ درصد ملت ایران زیر خط فقر بودند. و ضریب جینی به معنای همان شکاف طبقاتی است. با وجود این که ما روزانه هفت - هشت میلیون بشکه صادرات نفت داشتیم، شکاف طبقاتی ایران جزو بالاترین شکافهای طبقاتی در جهان بود. که همه آن به صورت رایگان به دست آمریکاییها، اسرائیلیها و انگلیسیها میرسید. و بقیه آن را هم درباریها، شاه و اطرافیان آنها مصرف میکردند. آنها تهران و چند خیابان آن را آراسته کرده بودند، در حالی که بقیه مردم همگی گرسنه و فقیر بودند؛ افزون بر این، آیا میدانید که در زمان شاه، اصلاً بیشتر مردم ایران روستایی بودند؟ اکثریت مردم روستایی بودند و جمعیت شهرنشین اندک بود. حالا در آن زمان و زمان فعلی چگونه جوسازی میکنند؟ اکنون من از بحث خود ما خارج شدم.
مجری: بنابراین با تفاصیلی که شما فرمودید، باید بگوییم انقلاب اسلامی که اکنون در دهه فجر آن هم هستیم، مقدمه آن اتفاق بزرگ را رقم میزند؛ یعنی فرمودید که انسان باید در دوره غیبت مجاهدانه رفتار کند و با ظلم مبارزه کند؛ امام در انقلاب اسلامی، زمینه تربیت نیرو را برای دوره ظهور فراهم کردند.
جواب استاد: ببینید ما زمان دوره ظهور را نمیدانیم. هر کس بگوید که قطعاً تا دو سال دیگر ظهور رخ میدهد، سخن بیدلیلی گفته است. اما اولاً ما این امید و رجا را داریم. و همچنین ما دعا را داریم؛ چون بعضی افراد درباره دعای فرج سخنان بسیاری گفتهاند. درباره دعا هم بعضی افراد میگویند: اگر در این عالم قوانین حاکم است و قضا و قدری وجود دارد، دعای ما چه تأثیری دارد؟ هر کاری که قرار باشد انجام شود، رخ میدهد؛ چه در باب فرج و چه در باب مسائل دیگر. برای مثال میگویند: خدایا این کار را انجام بده یا بیماری این بیمار بهبود یابد؛ این افراد این سؤال را مطرح میکنند که اصلاً این دعا چه تأثیری دارد؟ ما یک سؤال دیگر میپرسیم: اصلاً به طور کلی اعمال بشر چه تأثیری دارد؟ به عنوان مثال، وقتی ما بیمار میشویم، آیا مراجعه به پزشک و طبابت کردن یا نکردن تأثیری دارد یا ندارد؟ گویی کسی بگوید: اجل این شخص یا فرا رسیده است یا فرا نرسیده است، پس دیگر کارهای شما چه فایدهای دارد؟ آیا ما اگر درس بخوانیم، عالم میشویم یا خیر؟ خیر، اگر قرار بوده است شما عالم شوید، بدون درس خواندن هم عالم میشوید!
مجری: انگار یک یک حالت جبرگرایی است!
جواب استاد: تمام اعمال بشر چه کار علمی و عملی او و چه دعای او و چه دعای او همه اینها خودشان جزئی از قضا و قدر هستند. یعنی اینگونه نیست که به طور جداگانه یک قضا و قدری وجود داشته باشد و بعد در عرض آن به ما بگویند شما هم بروید و کارهایی انجام دهید. یا دعا و توسل و کارهای دیگر انجام دهید، یا اعمالی انجام دهید و تلاشی بکنید. اصلاً قضا و قدر این است که اگر این کار را انجام دهی، این نتیجه حاصل شود و اگر آن کار را انجام دهی، آن نتیجه حاصل شود؛ همه اینها و کل آنها قضا و قدر هستند. یعنی خداوند اراده انسان و خواهش انسانی و بشری او را جزئی از قضا و قدر و مکانیسم عمل قرار داده است؛ بنابراین، اینگونه نیست که ما چه کار بکنیم و چه کار نکنیم، فایدهای نداشته باشد. یا این که بگویند دعای فرج خوانده بشود یا نشود، اگر او قرار باشد بیاید، میآید و اگر قرار نباشد، نمیآید.
مجری: بعضی افراد قائل به جبر تاریخ هستند.
جواب استاد: آنها به انواع و اقسام جبرها قائل هستند. خیر، انسان مؤثر است. خداوند میفرماید: این که شما بخواهید یا نخواهید، تضرع بکنید یا نکنید، عمل بکنید یا نکنید، ما اینها را قرار دادهایم تا اثر بگذارند.
مجری: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»
جواب استاد: بنابراین، باید همه آیات و روایات را با هم فهمید؛ یعنی هم معنی توکل، توسل، دعا و اینها را به درستی بفهمیم، و هم آزادی، آگاهی، اراده، نقش انسان و مسئولیت او را درک کنیم. در باب غیبت هم موضوع به همین شکل است. اصلاً چه کسی به شما گفته است که در عصر غیبت به دلیل عدم حضور امام زمان، دین
تعطیل است و ما وظیفه دیگری نداریم؟ آیا احکام اجتماعی دین تعطیل است؟ یعنی شما خودتان اکثر قرآن و روایات را نسخ کردهاید؟ یعنی کلی آیه و احادیث که در باب اجتماع، روابط خانواده، اقتصاد، تعلیم و تربیت،
این خط و ربطها را ارائه داده است، که توأم با اجتهاد است، و عنصر زمان و مکان را در نظر میگیرد، یعنی آیا خداوند همه اینها را فقط برای ده سال حکومت پیامبر و چهار سال و نیم حکومت علی فرموده است؟ و آیا اینها دیگر کلاً تعطیل است تا زمانی که امام زمان بیاید که معلوم نیست چه وقت خواهد بود؟ در حالی که خود آنها اینها را بلد هستند. آنها اینها را برای من و شما گفتهاند. و بعد میفرماید: شما به گونهای تحریف میکنید و تحریف میشوید که وقتی مهدی میآید و حقایق قرآنی را به شما میگوید، خیلی از شما میگویید که این قرآن نیست! میگویند: «یَأْتِی بِکِتَابٍ جَدِیدٍ»؛ این قرآن نیست، بلکه کتاب دیگری است، گویی جلد دیگری از قرآن است؛ اصلاً مگر معنی قرآن اینها است؟ چرا این آیه را اینطوری معنی میکنی؟
آیا میدانید در روایات ما آمده است که عده زیادی از مذهبیها جلوی مهدی میایستند و همه آنها برای مهدی قرآن میخوانند؟ «کُلُّهُمْ یَتَأَوَّلُونَ عَلَیْهِ بِالْقُرْآنِ» آنها میخواهند به حضرت مهدی درس قرآن بدهند.
دستگاه قضایی او به گونهای عمل میکند که مسلمانان میگویند این قضاوت اسلامی و شرعی نیست؛ چون «یَأْتِی بِقَضَاءٍ جَدِیدٍ». این چه دستگاه قضایی است؟ برای این که آن بسیار قاطع و دقیق است. آنها با دزدها و سرمایهداران تعارف نمیکنند. او با چند مسئول فاسد یا بیعرضه که در حکومت پیدا میشوند، مسامحه نمیکند. در روایات ما آمده است: «شَدِیدٌ بِالْعُمَّالِ و رَحِیمٌ بِالْمَسَاکِینِ» حکومت مهدی با مسئولین حکومتی به شدت دقیق و قاطع برخورد میکند، اما نسبت به تودهها، مساکین، خانوادهها و ملتهای محروم در سطح جهان به شدت مهربان است. اکنون در دنیا برعکس است. «رَحِیمٌ بِالْعُمَّالِ و شَدِیدٌ عَلَى الْمَسَاکِینِ» هستند یعنی همه حکومتهای دنیا با فقرا، تودهها و ملتها برخورد میکنند، اما با مسئولین و مدیران آنها مدارا میکنند؛ این روش برخلاف روش امام زمان است. میفرماید: مگر اینها میگویند این قرآن نیست و یک کتاب دیگر است؟ قضاوت ما. اصلاً میگویند آیا این دین است؟ اصلاً میگویند: «دِینٍ جَدِیدٍ». یعنی ما در عصر غیبت آنقدر از اسلام فاصله میگیریم و مسلمانان فاصله گرفتهاند که وقتی او میآید و قرآن و حقیقت اسلام را میگوید، بعضی افراد میگویند که این اسلام نیست! - دقت میکنید؟ - شما یک بخش از آن را همین الآن دارید مشاهده میکنید؛ یک بخش از آن همین است که میگویند در عصر غیبت کل دین تعطیل است. هر کس بر ما حکومت کرد، فرقی ندارد؛ یعنی یا باید امام زمان حکومت کند یا شاه، صدام و ترامپ! دیگر میان این دو حالت، گزینهای وجود ندارد؟ آیا نمیشود کسی حاکم باشد که جزو این آدمهای کثیف نباشد؟ هرچند معصوم هم نباشد، ولی هرچه در این مسیر نزدیکتر، عادلتر و فداکارتر باشد؛ آیا این امر نمیشود؟ نه. نمیشود. این تفکر نشاندهنده اسلام انحرافی و مهدی قلابی است.
«إِنَّ فِی وِلَایَةِ وَالِی الْعَدْلِ وَوُلَاتِهِ»؛ امام صادق(ع) به شیعه جعفری فرمودند: «معنی ولایت این نیست که بگوییم ما اینها را دوست داریم و بعد در گوشهای بنشینی و تن به هر استکبار، استبداد و فسادی بدهی! و به گناهان اجتماعی نگاه کنی و بگویی به ما چه ربطی دارد، امام زمان که نیست! و سر خود را در آخور خود تو فرو کنی!
حالا ولو این که یک نمازی هم بخوانی و زیارتی هم بروی. امام میفرمودند: بعضیها نماز شب میخوانند و بعد مانند حیوانات میروند و علف خود را میخورند؛ او خیال میکند این عبادت است و تکلیفی به همراه نمیآورد و همینها برای او کافی است! پس چرا میفرماید قیام به قسط جزو برترین عبادتها است؟ همه پیامبران در راه اقامه قسط آمدند و کشته شدند؛ با وجود پیامبر اکرم، اگر آنها با استبداد، استکبار، فساد, دزدی و ظلم درگیر نمیشدند، پس برای چه همه پیامبران را مورد آزار قرار دادند و زدند؟ قرآن میفرماید تمام پیامبران را مسخره کردند. برای چه در زمان امپراتوری روم، سر حضرت یحیی(ع) را در تشت بریدند؟ چرا حضرت زکریا(ع) را همراه با درخت اره کردند؟ چرا فرعون حضرت موسی(ع) را تعقیب کرد؟ چرا خواستند حضرت عیسی(ع) را به صلیب بکشند؟ چرا ابراهیم(ع) را در آتش انداختند؟ چرا با پیامبر اکرم(ص) هفتاد- هشتاد جنگ راه انداختند؟ چرا وقتی علی(ع) آمد و به اندازه یک دوره ریاست جمهوری حکومت کرد، سه جنگ به او تحمیل کردند و در نهایت او را ترور کردند؟ چرا امام حسن(ع) را بیست بار مسموم کردند تا این که در بار بیستم شهید شد؟ برای چه امام حسین(ع) را در کربلا تکه تکه کردند؟ برای چه تمام ائمه ما را کشتند؟ شیعه تنها مذهبی است که هیچ رهبر آن عمر طبیعی نکرده است. همه را کشتند؛ برای این که اینها همگی در راه عدالت، قسط و توحید با همه قدرتها درافتادند. حالا شما این را تعطیل کردهاید؟
امام فرمودند: وقتی تلاش کنید که حکومت هرچه اسلامیتر و عادلتر باشد؛ هرچند معصوم نمیشود و صد در صد اسلامی نمیشود، ولی تا هر کجا که میتوانید حکومت را با حضور آدمهای صالحتری ایجاد کنید؛ این احیای کل حق و کل عدل است. شما تا میتوانید حق را در عرصه نظری و تربیت، و عدل را در عرصه اجتماع و اقتصاد احیا کنید؛ چون بدون حکومت نمیتوانید این کار را انجام دهید. وقتی حکومت در دست یک آدم جلاد، خبیث، فاسد، دیکتاتور و دستنشانده است، مگر او میگذارد شما حق و عدل را احیا کنید؟ او همه را اصلاً به زور فاسد میکند، به زور کشف حجاب میکند، به زور میگوید عزاداری امام حسین تعطیل است و به زور میگوید باید غارت بکنی؛ او اجازه نمیدهد. حتی اگر تو هم با او کار نداشته باشی، او با تو کار دارد. بنابراین فرمودند: حتماً باید به دنبال تشکیل حکومت حق باشید؛ منتها چون حکومت معصوم نیست، تلاش کنید هرچه بهتر بشود. حکومت اسلامی صددرصد، متعلق به بعد از ظهور است و الآن برقرار نیست. ولی همین الآن تو تمام آن تکالیف را در حد توان خود داری و ارزش کار تو از ارزش کار آن زمان کمتر نیست، بلکه بیشتر است.
یکی این که فرمودند کل زمین احیا میشود؛ یعنی اقتصاد جهانی شکوفا میشود، تمام منابع زمین منابع خود را بیرون میدهند و زمین سخاوت میکند، آسمان میبارد و در کل کره زمین دیگر زمین خشک و قحطیزده نخواهیم داشت. در روایت داریم تمام زمینها سرسبز خواهند شد. خود امام زمان از خدا میخواهد و دعا میکند. ما مدام فکر میکنیم که امام زمان در گوشهای نشسته است و میگوییم آقا بیا دیگه، کملطفی نکن، مگر نمیبینی، دیگر اینقدر ما را اذیت نکن! مردم اینگونه با او صحبت میکنند. به عنوان مثال، از او طلبکار هستند و میگویند بلند شو و بیا؛ و در نهایت یک متلک هم به امام زمان میاندازند!
در روایت داریم که خود امام زمان دعای او این است: «اللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی»؛ خدای من، آن وعدهای که به من دادی و مسئولیتی که بر دوش من گذاشتی، من منتظر تحقق آن وعده خود هستم؛ خود امام زمان هم منتظر است. «أَتْمِمْ لِی أَمْرِی»؛ خدایا، کار این حکومت، یعنی حکومت عدالتگستر جهانی، این مسئله سیاسی و تشکیل یک حکومت صالح در کل کره زمین را که همه جهان یک خانواده بشوند، خدایا «أَتْمِمْ» به تمامیت برسان. «وَثَبِّتْ وَطْأَتِی»؛ خدایا گامهای من را تثبیت کن. این موضوع بسیار عجیبی است؛ امام زمان میگویند: «خدایا، این کار انقلاب جهانی آنقدر سخت است که من از تو میخواهم قدمهای من ثابت باشد و پاهای من نلرزد، چون میخواهم یک چنین نهضتی را رهبری کنم. «وَامْلَأِ الْأَرْضَ بِی عَدْلًا وَقِسْطًا»؛ خدایا، سراسر کره زمین و پنج قاره را به دست من مملو از عدالت و قسط کن و رهایی بشر را رقم بزن.
من عرض خود را قطع کنم؛ از مشهد آمدهام و با روایت امام رضا(ع) سخن را شروع کردم و با روایت امام رضا علیهالسلام هم ختم میکنم. فرمودند: «یُطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ»؛ قدرتهای فاسد و انسانهای فاسد و ظالم، این زمین و کره زمین را آلوده و نجس کردهاند و خداوند به دست او زمین را دوباره تطهیر خواهد کرد. او زمین را غسل خواهد داد. «یُطَهِّرُ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ»؛ یعنی از هر ستم و بیعدالتی پاک میکند؛ «وَیُقَدِّسُهَا مِنْ کُلِّ ظُلْمٍ»؛ چون ظلم ضد قداست است. او زمین را از همه ظلمها مقدس و تطهیر میکند؛ دیگر حکومتها در جهان به مردم ظلم نخواهند کرد، در حالی که الآن حکومتها همگی آنها فاسد هستند و اجازه نمیدهند.
حکومتها دیگر نمیتوانند ظلم کنند، اما خود مردم میتوانند گناه کنند؛ باز هم مردم معصوم نمیشوند و گناه ادامه دارد. منتهی راه بیگناهی و پاکی راحت میشود، در حالی که اکنون در همه جا سخت است.
و بعد فرمودند: «إِذَا خَرَجَ»؛ یعنی وقتی خروج, قیام و انقلاب او واقع میشود، «وَضَعَ مِیزَانَ الْعَدْلِ بَیْنَ النَّاسِ»؛ معیارهای عدالت در کل جامعه بشری اقامه خواهد شد تا «فَلَا یَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَدًا» محقق گردد. دیگر هیچ قدرتی نمیتواند به ملتهای دیگر ظلم کند، چون معیارها واضح و مشخص است. میدانید همین الآن حتی سر تعریف عدالت هم اختلاف است.
فقط یک اشاره کنم که یک پیماننامه و سوگندنامهای امام زمان(عج) با اصحاب خود همان ۳۱۳ نفر دارند که در روایت داریم بعضی از آنها خانم هستند و بعضی از آنها آقا هستند که از ملتهای مختلف از سراسر جهان میآیند آن پیماننامه خیلی عجیب است. یک چیزی الآن برایتان میخوانم که واقعاً در دنیا کسی نشنیده است. پیمان میگیرد. امام باقر(ع) میگویند جیب هر کس جیب همه هست؟ یا جیب من و تو داریم؟ فرمودند شما منتظر مهدی نیستید. جیب منتظران مهدی یکی است. یعنی مالکیت خصوصی و این که کسی دنبال منافع خودش باشد نیست. هرچه من دارم برای توست و هر چه تو داری برای من و دیگران است. خیلی عجیب است. مساوات و مواسات. فرمودند یاران مهدی کسانی هستند که اگر کسی احتیاج دارد دست در جیب بغلی میکند و او هم نمیگوید دست تو در جیب من چه کار میکند؟ هرکس هرچیزی لازم دارد برمیدارد و هر چه برداشت سر جایش میگذارد. ما در جبهه، بچههای غواص که شهید شدند این جمع بچهها هرکس هرچه پول داشت روی طاقچه میگذاشت و هرکس هم هرچه لازم داشت برمیداشت هیچ کس نمیفهمید چه کسی چقدر گذاشت و چقدر برداشت. این یک جامعه کوچک امام زمانی میشود.
مجری: خیلی ممنون از شما.
هشتگهای موضوعی