شبکه یک - 26 دی 1404

مرزبندی «اعتراض» و «اغتشاش» (خانه ملی گفتگوی آزاد)

بحثی در مصوبه تاریخی «شورای عالی انقلاب فرهنکی» و مانع تراشی ها - 1404

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت برادران و خواهران عزیز سلام عرض می‌کنم و مبعث پیامبر اکرم(ص) را تبریک می‌گویم.

به بعضی از آورده‌های مبعث برای بشریت در سبک اندیشه و سبک زندگی اشاره می‌کنم. هر کدام می‌تواند سرفصل تغییر بزرگ، تغییرات بزرگی و تحولات بزرگی در جامعه بشری باشد.

نکته اول، نگاه به سبک زندگی اقتصادی است. از ایشان نقل شده است که فرمودند: «ما برای تشویق شما به تکاثر در قدرت و ثروت نیامدیم؛ شما خودتان به‌طور غریزی از همان اول به دنبال قدرت و ثروت و لذت و غریزه هستید. ما آمده‌ایم تا انفاق کردن و بخشیدن به دیگران را به شما بیاموزیم. ما برای این برانگیخته شده‌ایم.» فلسفه بعثت از جمله این است. این که دعوت به این که بیشتر بخورید، بیشتر بخوابید و بیشتر بقاپید به نام توسعه و پیشرفت و تکامل با تعریف مادی باشد، نیست. ما آمده‌ایم تا شما را به تکامل معنوی دعوت کنیم که چگونه تولید ثروت و قدرت و معرفت بکنید اما تنها تنها نخورید بلکه بخشیدن را یادآوری کنیم. برای دعوت به هرچه ثروتمندتر شدن نیامدیم بلکه آمدیم تا بیاموزیم که تکامل و انسانیت شما به هرچه بیشتر اندوختن نیست، بلکه به هرچه بیشتر بخشیدن است.

خوشا آنان کِه جانِبَ أَهلِ الخُیَلاءِ وَ التَّفاخُرِ وَ الرَّغبَةِ فِی الدُّنیا. خوشا آنان که از این خانواده‌های اشرافی و طبقات پرمصرف و ولخرج فاصله بگیرند. این خانواده‌ها و این قشر و طبقه‌ی سرمایه‌دار و سرمایه‌پرستی که کار آن‌ها تفاخر و فخرفروشی است که چقدر املاک دارم، چقدر ویلا داریم، چه ماشین، چه سفرهای خارج، چه فلان و چه فلان داریم؛ فرمودند: این‌ها موجودات زشتی هستند؛ از این‌ها و از این طبقه از اشراف فاصله بگیرید. «التَّفاخُر؛ أَهلِ الخُیَلاءِ»؛ اهل خیلاء یعنی آدم‌های خودخواه، متکبر، خودپسند و خودمرکزبین که بقیه را آدم حساب نمی‌کنند و اهل فخرفروشی هستند؛ دنیا دوستان و دنیا پرستان. و این‌ها بدعت‌گذارانی برخلاف سنت من هستند؛ یعنی این طبقات اشرافِ ولخرجِ متکبر که به دیگران، به حقوق دیگران و به نیاز دیگران کاری ندارند. «المُبتَدِعینَ خِلافَ سُنَّتِی»؛ این‌ها بدعت‌گذار هستند؛ این‌ها بدعت‌گذارانی هستند که سنت مرا و سنت انبیاء را می‌شکنند و زیر پا می‌گذارند. «العامِلِینَ بِغَیرِ سِیرَتِی». اغلب آن‌ها که دین ندارند ولی حتی آن‌هایی از آن‌ها هم که ممکن است ادای مذهبی در می‌آورند و یا بعضی مناسک را انجام می‌دهند فرمودند: این‌ها «العامِلِینَ بِغَیرِ سِیرَتِی» هستند. زندگی‌های اشرافی برخلاف سیره ما است؛ برخلاف سنت ما است؛ این مسیر، مسیر ما نیست. این‌ها جزو ما نیستند؛ با ما نیستند.

حالا شما می‌بینید ما الآن در همین تهران خانه‌هایی داریم که ۶- ۷ هزار میلیارد تومان خرید و فروش می‌شوند. خانه‌هایی داریم که کاخ‌هایی در همین تهران هستند که اجاره آن‌ها میلیاردی است! و این‌ها دقیقاً مصادیق همین طبقاتی هستند که پیامبر اکرم می‌فرماید. خانواده‌هایی که مسکین و «أَهلَ المَسکَنَة» هستند به تعبیر پیامبر و این‌هایی که پول دارند اما «مِن مَعصِیَة» از طریق نامشروع است. پول خرج می‌کنند «فِی مَعصِیَة». ثروت او از راه نامشروع است؛ حقوق دیگران را پایمال می‌کنند؛ حق‌الناس و حق‌الله را زیر پا می‌گذارند؛ حلال و حرام سرشان نمی‌شود و در شیوه مصرف آن هم، باز مشروع و نامشروع ندارند. این‌ها یک جوری به بیت‌المال وصل بشوند.

پیامبر اکرم(ع) راجع به قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها فرمودند می‌دانید چرا خدای متعال تمدن‌های گذشته را یادآوری می‌فرماید؟ حواس شما به آن هست؟ این قدرت‌ها، امپراتوری‌ها، دیکتاتورها، اشراف و سرمایه‌داران بزرگ، «عادٌ وَ ثَمُودٌ وَ أَصحابُ الرَّسِّ»؛ جوامع مرفه گناهکار. «وَ قُرُوناً بَینَ ذلِکَ کَثیراً». و نسل‌های بسیاری که به این سبک در چنین جوامعی زیر سایه چنین فضایی و چنان حاکمیت‌هایی زیستند؛ این‌ها را دیدید؟ برای چه خداوند این‌ها را یادآوری می‌کند؟ برای این که امروز مرعوب قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها نشوید. برای این که امروز مجذوب اشراف و سرمایه‌داران نشوید که آن‌ها هم آن زمان فکر می‌کردند ابدی‌ هستند و حالا حالاها هستند، اما نیستند. این‌ها هم به ‌زودی نخواهند بود؛ لذا معیار ترس و طمع خودتان را این ابرقدرت‌ها و این ثروت‌ها نگذارید و حقیقت را معیاری دیگر است.

امام کاظم(ع) به لحاظ معرفتی یک شاخصی هست که برای عقلانیت ارائه می‌کنند. می‌فرمایند: «مَن أَکرَمَهُ اللهُ بِثَلاثٍ فَقَد لَطَفَ لَهُ». اگر سه خصلت در فرد یا جامعه‌ای یا مدیریتی هست، این واقعاً مشمول الطاف خداوند قرار گرفته است و باید توجه کند و خدا را شکر کند. «عَقلٌ یَکفِیهِ مَئُونَةَ هَویً». یکی عقلانیت اخلاقی و عقل در رفتار که بفهمد در زندگی ما لزوماً نباید هرچه را هوس می‌کنیم، انجام بدهیم. ما خیلی چیزها را می‌خواهیم، خیلی کارهایی را نمی‌خواهیم بکنیم ولی این می‌خواهم و نمی‌خواهم، دلم می‌خواهد و دلم نمی‌خواهد؛ این سبک زندگی عقلانی نیست. اگر عقلی دارید که می‌تواند هوس‌های شما را مدیریت کند و مهار کند، این یک لطف بزرگی است. و کسانی که آن خانواده‌ها، طبقات، جامعه یا تشکیلاتی که بر اساس هوس پیش می‌رود؛ این‌ها مشکل عقلی دارند.

دوم: «عِلمٌ یَکفِیهِ مَئُونَةَ جَهلِهِ». زندگی و رفتار علمی، مدیریت علمی؛ یعنی هیچ برنامه و پروژه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، تربیتی، حتی تفریحی، هیچ کاری را بدون مطالعه علمی انجام ندهیم. نگوییم حالا جلو برویم ببینیم چه شد، بالاخره یک کاری می‌کنیم، می‌رویم ببینیم چه می‌شود! امام کاظم(ع) می‌فرمایند: «هرگز این کار را نکنید». علمی که می‌تواند هزینه جهل شما را بپردازد. فرمودند: «هیچ کاری را جاهلانه و ناآگاهانه آغاز نکنید».

امام کاظم(ع) فرمودند هر برنامه‌ای که از شخصی، اجتماعی، حکومتی دارید حتماً نگاه علمی و مدیریت علمی داشته باشید؛ یعنی تجربه، آزمایش، تفکر، سوال، مشورت، پیش‌بینی، تدبیر، پلن یک، پلن دو، پلن سه؛ همه این‌ها را تا جایی که می‌توانید در نظر داشته باشید، بعد وارد عمل بشوید.

و سوم: «غِنیً یَکفِیهِ مَخافَةَ الفَقرِ». سوم رفاه، رفاه اقتصادی. جامعه اسلامی باید جامعه منهای فقر باشد؛ و لذا حتماً برای رفاه اقتصادی برنامه‌ریزی کنید و تلاش کنید؛ هم فکر کنید، هم عرق بریزید. منظم باشید، برنامه بریزید و علمی برخورد کنید. این‌ها سفارشات امام کاظم(ع) به ما برای هر دوره‌ای است. پس فرمودند این سه چیز علامت لطف الهی است: یک) عقلانیت به جای هوس و خواسته‌های فکر نشده. دو) علم و مدیریت علمی به جای حرکت‌های جاهلانه و ناگهانی و تصمیم‌های احمقانه. و سوم) رفاه و بی‌نیازی در حدی که رنج فقر نبرید؛ یعنی یک زندگی شرافتمندانه‌ی متوسط که بهداشت و مسکن و امنیت و آموزش، ازدواج، اشتغال، در حد متوسط و شرافتمندانه بتوانید برای همه و برای خودتان فراهم کنید. فرمودند اما رفاه‌پرستی نه. همین که دیگر شروع می‌کنید به این که نیازها تامین شده، دیگر حالا دنبال تنوع‌های صددرصدی باز حالا این را، باز آن را، و... اینجا شروع انحطاط است. بیشتر از نیازهای متوسط عرفی‌تان که دارید، به دیگران بدهید؛ بگذارید آن‌ها هم به شما برسد.

نکته دیگر امام کاظم(ع) فرمودند: «خود انتقادی». فرمودند: «اگر انتقاد دیگران را گوش نمی‌کنید و وقتی وارد هست نمی‌پذیرید، از ما نیستید؛ شیعه ما نیستید». بلکه بالاتر از آن، اصلاً فرض کن کسی از شما انتقادی نکرده است؛ اگر خودتان خودتان را نقد نمی‌کنید، محاسبه و حساب و کتاب نمی‌کنید، مسلمان واقعی و مسلمان درست حسابی نیستید. «لَیسَ مِنّا»؛ از ما نیستید؛ شیعه ما نیستید. «مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فِی کُلِّ یَومٍ»؛ کسانی که هر روز خودشان را محاکمه نمی‌کنند. حتماً محاسبه هم، هم محاسبه شخصی است که من خودم را در رفتار شخصی‌ام و در مناسبات اجتماعی‌ام با خانواده، با جامعه محاسبه کنم و زیر ذره‌بین بگذارم و یکی هم محاسبه و محاکمه نهادهای جمعی است؛ یعنی ما جامعه را، مدیریت‌ها را، اقشار مختلف، گروه‌ها، وزارتخانه‌ها و تشکیلات‌ها را دائم باید محاسبه بشوند؛ یعنی نقد بیرونی و نقد درونی.

این هم فرمایش موسی‌بن‌جعفر(علیه‌السلام) است؛ یعنی خودتان را محاسبه کنید؛ آن «خودِ» فردی و «خودِ» اجتماعی و «خودِ» حکومتی و «خودِ» مردمی را. محاسبه سیاسی، محاسبه قضایی؛ به لحاظ نهاد قضایی وضع شما چه جور است؟ عدالت، دادگاه‌ها. به لحاظ سیاسی، سیاست داخلی چطور هستید؟ به لحاظ سیاست خارجی چطور هستید؟ به لحاظ اداری و مدیریت، وزارتخانه‌ها و بروکراسی‌تان را محاسبه کنید. بازارتان را محاسبه کنید که یک بازار عادلانه، اخلاقی و اسلامی هست یا نیست؟ اخلاق اجتماعی را محاسبه کنید که ما در روابط اجتماعی‌مان مجموعاً چقدر به هم دروغ می‌گوییم، کلاه هم را برمی‌داریم، چقدر اخلاقی هستیم یا نیستیم. الگوی مصرف‌مان را محاسبه کنیم. چقدر مسئولیت‌پذیر هستیم؟ چقدر قانونمند هستیم؟ امام کاظم(ع) می‌فرمایند انواع و اقسام مسائل را از جهات مختلف دائماً خودتان را محاسبه کنید؛ هم فردی، هم اجتماعی، هم حکومت را که دارید مسیر را درست می‌روید یا نه.

نگران یکدیگر بودن، نگران همسایه بودن، نگران بستگان، نگران همشهری، نگران هموطن، نگران همنوع و کل بشریت در سراسر عالم. پیامبر اکرم(ص) فرمودند که: «إِنَّ اللهَ فِی عَونِ المُؤمِنِ ما دامَ المُؤمِنُ فِی عَونِ أَخِیهِ المُؤمِنِ» خداوند به همان اندازه به شما محبت خواهد کرد که شما به یکدیگر محبت می‌کنید. هیچ‌کس به اندازه پیامبر خداشناس نیست - یعنی خدا را نمی‌شناسد، صفات خدا، قانون خدا - ایشان می‌فرمایند: اگر می‌خواهید مورد رحمت خدا قرار بگیرید و خدا به شما کمک کند، به همدیگر کمک کنید. کمک نمی‌کنید؟ به هم توجه ندارید؟ به هم رحم نمی‌کنید؟ خداوند به شما کمک نخواهد کرد؛ این یک قانون الهی است.

جامعه‌ای که مردم به فکر هم باشند، کلاه هم را برندارند، به هم دروغ نگویند، همدیگر را اذیت نکنند، گران نفروشند و به هم احترام بگذارند؛ خداوند به این جامعه کمک می‌کند. حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) فرمودند: «جامعه دینی جامعه‌ای است که مردم وقتی روبرو می‌شوند، همه با هم با لبخند روبرو بشوند». همه تصمیم بگیرند آن روز به هم محبت کنند. شیعه ما کسی است که شبانه‌روز برای او نگذرد الا این که به چند نفر کمکی بکند؛ بدون توقع.

از پیامبر پرسیدند: محبوب‌ترین عمل پیش خدا چیست؟ چه کسی را خدا بیش از همه دوست دارد؟ فرمودند: «أَنفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ». کسانی که بیش از همه به دیگران خدمت می‌کنند، به مردم خدمت می‌کنند، آن‌ها به مردم نفع می‌رسانند و منافع اجتماعی برای آن‌ها مهم است؛ آن‌ها به خداوند نزدیک‌ترند و خداوند آن‌ها را دوست دارد.

و اگر روزی حتی یک روز صبح بشود و شما آن روز به فکر کل مسلمین جهان و مسلمانان عالم نباشید، شما مسلمان نیستید. مسلمان بی‌درد که می‌گوید: نه کجا، نه کجا، بعد کم‌کم می‌گوید: نه ایران، نه خود ایران! و دیدید کسانی که دشمنان غزه و لبنان و ایران یکی هستند؛ همان‌هایی که در غزه هفتاد هزار انسان را کشتار کردند؛ همان‌هایی که در لبنان بمباران و ترور کردند؛ همان‌هایی هستند که در جنگ دوازده روزه ملت ما را بمباران کردند و همان‌هایی هستند که پشت این اغتشاشات این چند روز بودند و همان تعداد اشخاص - شاید صدها نفر - را به شهادت رساندند.

موسی‌بن‌جعفر(ع) فرمودند که: «مَن لَم یَستَطِع أَن یَصِلَنا فَلیَصِل فُقَرَاءَنا» اگر ما را نمی‌بینید، از ما دور هستید، دست‌تان به ما نمی‌رسد یا زمان‌هایی خواهد بود که ما نیستیم و مستقیم با ما ارتباط ندارید، اگر می‌خواهید به ما وصل بشوید و می‌خواهید به ما خدمت کنید، به کمک فقرا و خانواده‌های محروم بروید. به کسانی که سخنان ما را به شما منتقل می‌کنند، به آن‌ها ملحق بشوید. به خانواده‌های گرفتار و ملت‌های مستضعف و مظلوم؛ به آن‌ها رسیدگی کنید. با این حدیث جالب موسی‌بن‌جعفر(ع) که دوستان شنیدند که در همین انقلاب خیلی مورد توجه قرار گرفت، حتی قبل از انقلاب من به یاد دارم که این روایت بین مبارزین مذهبی مطرح بود. امام کاظم(علیه‌السلام) فرمودند: «رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُم...» یک روزی در آینده‌ها، مردی از قم بپا خواهد خاست. «یَدْعُو النَّاسَ إِلَی الْحَقِّ»؛ مردم را به حق فرا می‌خواند و دعوت می‌کند.

وقتی که باطل حاکم است و «یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ»؛ یک عده‌ای اطراف او جمع می‌شوند که تعداد آن‌ها اول زیاد نیست ولی مثل پولاد محکم هستند. «لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ»؛ هیچ طوفانی این‌ها را متزلزل نمی‌کند. هزار مشکل به سراغ آن‌ها می‌آید ولی محکم می‌ایستند. «وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرْبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ»؛ دشمنان با این‌ها وارد جنگ می‌شوند و حمله می‌کنند ولی این‌ها هرگز از مقاومت خسته نمی‌شوند و جبن و ترس در این‌ها نیست. با صد برابر خودشان حاضر هستند بجنگند و درگیر می‌شوند. «وَ عَلَی اللَّهِ یَتَوَکَّلُونَ»؛ آن‌ها در آن دوران به خداوند اعتماد دارند و به او تکیه می‌کنند. «وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»؛ و گرچه فراز و نشیب‌هایی خواهند داشت و شکست و پیروزی‌های مقطعی خواهد بود و ضرباتی خواهند خورد اما «الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ». آن‌هایی که تقوا دارند، هدف آن‌ها خداست و محکم هستند و این مسیر را تا آخر می‌روند؛ پیروزی متعلق به آن‌ها است.

و می‌دانید که موسی بن جعفر(ع) ایشان سال‌ها در زندان و تبعید بودند. این ائمه ما که هیچ‌کدام از آن‌ها عمر طبیعی نکردند و همه به شهادت رسیدند. حضرت موسی بن جعفر(ع) سال‌ها یا زندان بودند یا تبعید یا تحت تعقیب بودند و زندگی مخفی داشتند. و بالاخره هم در زندان و تحت شکنجه در زمان هارون، ایشان را در زندان مسموم کردند و به شهادت رسیدند.

و اما مربوط به این چند روز، چند نکته عرض بکنم. دوستان! این بحث اغتشاش و اعتراض... متأسفانه وقتی اغتشاش می‌شود، همه این حرف‌ها را می‌زنند و باید هم زد؛ اما نه این که قبل از آن یا بعد از آن فراموش بشود. یک عده مسئولین با تمام توان و ظرفیت خود، توقع کم و با امکانات مثل بقیه مردم، صادقانه تلاش می‌کنند. اما یک اقلیتی در حکومت هستند که متأسفانه در بعضی از رده‌های تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی اداره کشور و بالاخص در حوزه اقتصاد، اثرگذار و نافذ و بی‌سروصدا هستند. بهترین قوانین را هم به دست او بدهی، کاری را که می‌خواهد، می‌کند یا کاری را که فقط می‌تواند و بلد است. ممکن است بین این‌ها افراد فاسدِ رانت‌خوارِ سوءاستفاده‌چی یا افراد سالم اما بی‌عرضه و نابلد و ناکارآمد باشند و هستند. آن گروه اول دانسته و گروه دوم نخواسته یا ندانسته صدماتی می‌زنند؛ بخشی از حقوق جامعه پایمال می‌شود. اگر هم بعضی از این‌ها اهل میل نباشند، اهل حیف هستند.

این یک مسئله عزل و نصب‌ها و نظارت‌ها به‌خصوص نهادهای نظارتی در کشور است که هم فعل نادرست و ضعیف بعضی مدیران را و هم شاید خیلی بیشتر از او، ترک فعل‌ها را باید پیگیری کنند. یعنی خیلی‌ها مسئولیت‌هایی را قبول کردند و نشستند و ده تا مسئولیت دارند، به دوتا از آن‌ها عمل می‌کنند و کسی هم یقه او را نمی‌گیرد که آقا! شما اینجا نشستی و در فلان اداره و فلان وزارتخانه مدیر شدی، شما شش‌تا مسئولیت داری، ده‌تا مسئولیت داری.

یک نظارت قوی دقیق که نه مدیر را بترساند و از کار بیندازد و محافظه‌کارش کند، مخفی‌کارش کند و منافقش کند؛ و نه این که رهایش کند که هر کاری دل او می‌خواهد بکند و کسی هم به کسی جواب ندهد و هر کسی تقصیر را گردن یکی دیگر بیندازد. این یک مشکلی است که ما الان یک جاهایی از بس نشستیم و سند و قانون نوشتیم، گاهی برای یک کار، ده نفر مسئولیت پیدا کردند و نهایتاً هیچ‌کدام هم واقعاً مسئولیت نمی‌پذیرند! آن می‌گوید مربوط به آن است، این می‌گوید مربوط به آن است. یک اصلاحاتی در ساختار اداری کشور، بروکراسی، دیوان‌سالاری و وزارتخانه‌ها لازم است؛ دیگر ۴۶ سال، ۴۷ سال گذشته است. این‌ها که دیگر به تحریم مربوط نیست، این‌ها که به آمریکا مربوط نیست. یک اصلاحاتی در ساختار اداری کشور و مدیریت کشور نیاز است. ما چهار میلیون و خورده‌ای کارمند داریم؛ به نظرم در دنیا کم‌نظیر است یا اول هستیم، دوم، سوم هستیم و جزو کشورهای معدود هستیم. با خانواده‌هایمان ما ۳۰ میلیون می‌شویم؛ یعنی نزدیک یک‌سوم، حالا دیگه کم‌کم یک‌چهارم ملت، حقوق‌بگیر دولت هستند. اصلاً کجای دنیا دیگر این‌جوری است؟

این نظام اداری اگر قرار است این تعداد باشند، یک بررسی بشود و دوباره ساختارها را کلاً مرور کنیم که چه تعداد نیرو برای چه کارهایی لازم است؟ چه تعداد دانشجو در دانشگاه‌ها در چه رشته‌ای می‌پذیرید؟ چرا؟ اصلاً برای این‌ها کار هست؟ کشور نیاز دارد؟ بعد یک رشته‌هایی که خلأ دارید و نیروی آموزش‌دیده ندارید، خالی است و یک جاهایی که اصلاً این همه تعداد فارغ‌التحصیل در این رشته نمی‌خواهید پر است. میلیون‌ها فارغ‌التحصیل در رشته‌های مختلف علوم انسانی داریم؛ در حالی که نه شغلی برای آن‌ها هست، نه خود آن‌ها نیاز دارند و نه کشوری نیاز دارد. آن وقت یک عالمه مسائل کارهای خدمات فنی و اقتصادی داریم که نیروی کارآمد آموزش‌دیده نداریم.

نظام آموزشی ما هم مشکل دارد. صد بار هم گفتند که آقا یک آمایشی بشود؛ همین‌طوری کلاس دارند، دانشجو می‌پذیرند و مدرک می‌دهند. دیپلم بیکار را می‌کنند دکتر بیکار. یا وقتی که در یک نظام بروکراسی مشکلاتی هست، رجوع می‌کنند، جواب نمی‌گیرند، جواب درست نمی‌گیرند، جواب به‌موقع نمی‌گیرند.

ببینید این نارضایتی‌ها هی جمع می‌شود. از آن طرف خبرهایی می‌رسد که آقا فلان کس خورد، آن یکی برد، آن یکی نمی‌دانم بچه او فلان کرد؛ راست و دروغ. این‌ها هم اضافه می‌شود. بعد طرف مشکلات خود را هم می‌بیند که با فلان زحمتی کشیده، فلان مدرک را گرفته، فلان کار را کرده، یک اتاق نتواند اجاره کند، برای آینده‌اش نتواند برنامه‌ریزی کند. مجموعاً عرض می‌کنم، این‌ها را با هم ببینید. صبح بلند می‌شود، می‌بیند قیمت‌ها فرق کرد؛ عصر، فردا دوباره همین موقع قیمت‌ها فلان شد. این‌ها روشن است که افراد را ناراحت می‌کند؛ حقوق آن‌ها دارد ضایع می‌شود. و درست هم توضیح ندهی.

همین مسئله ارز و تورم و گرانی، شکی نیست که بخشی از آن توطئه سرویس‌های جاسوسی است که با میلیاردها پول، اطراف می‌نشینند و کمین می‌کنند. این‌ها ده تا روش دارند برای این که چه‌جوری ارزش پول یک کشور را پایین بیاورند یا تورم ایجاد کنند و نرخ ارز را بالا ببرند. این‌ها همه شیوه دارد، روش دارد؛ با پول و نقشه و برنامه. یک بخش آن حتماً مربوط به آن‌هاست. مربوط به دشمن است؛ یعنی همان آمریکا و اسرائیلی که بمباران می‌کنند و دانشمندها را ترور می‌کنند و صریح می‌گویند ما در این اغتشاش دخالت داریم، همان‌ها در قضیه اقتصاد و ارز و تورم و تحریم هستند؛ این‌ها همان‌ها هستند.

این‌ها می‌گویند باید تسلیم شویم، باید مثل دوره شاه، مثل دوره پهلوی، دوباره آمریکا و اسرائیل و این‌ها اینجا برگردند و به همه‌چیز مسلط بشوند؛ حرف این‌ها این است و اگر بگویی نه، می‌زنند. این که بگوییم ما هم استقلال می‌خواهیم و هم مثلاً تحریم نمی‌خواهیم، نمی‌شود. شما یا باید تسلیم بشوی و بگویی آقا بیا ببرید؛ مثل این که برگردیم دوره پهلوی، تحریم تو را نمی‌کنند برای این که مال خود آن‌ها است و دارند می‌خورند. اگر بخواهی استقلال داشته باشی، تو را می‌زنند و تو را تحریم می‌کنند. تسلیم نشوی، می‌زنند و ترور تو را می‌کنند. بنابراین این که ما می‌خواهیم هم مثلاً تحریم نشود و هم مستقل باشیم، این نمی‌شود. هزینه دارد؛ آزادی، استقلال، تمدن‌سازی و عزت هزینه دارد. اگر تن به ذلت و وابستگی و غارت و این‌ها بدهی، بعضی مشکلات نیست. بله دیگه نه ترور تو را می‌کنند، نه تحریم می‌کنند، چون برای خود اوست دیگه؛ مثل دوره پهلوی که همه‌چیز در اختیار خودشان بود. حتی خود شاه هم، از شاه تا پایین همه دستور می‌گرفتند. خود شاه هم نمی‌دانست چقدر نفت استخراج می‌شود و می‌رود و می‌آید؛ نمی‌دانست ارتش او و فرمانده‌های او دارند چه‌کار می‌کنند. خودش گفت من بعد از مدت‌ها فهمیدم که هواپیما و خلبان‌های ما می‌روند در ویتنام چه‌کار می‌کنند یا با اسرائیل همکاری می‌کنند. به خود من دستور می‌دادند من این کارها را می‌کردم ولی دیگر کم‌کم به من حتی اطلاع هم نمی‌دهند. خاطرات مادر شاه هست که می‌گوید یک روز شاه آمد گفت دیگه اصلاً کلاً هیچی به من نمی‌گویند، هر کار می‌خواهند می‌کنند. من هر چی بگویید من که دارم اطاعت می‌کنم. این‌ها می‌گویند برگردیم به آن زمان.

شما الان ببینید رفتند توی ونزوئلا، رئیس‌جمهوریِ یک کشوری را که دو سه دوره اکثریت رأی آورده، در انتخاباتی که تازه با نظارت بین‌المللی و سازمان ملل بوده و رقیب او هم نوکر رسمی آمریکا بوده و شکست خورده... و بعد این‌ها رفتند به آن یکی دیگر جایزه صلح نوبل می‌دهند، به او چی می‌دهند. رسماً رفته او را گرفته! ترامپ اعلام کرد از امروز به بعد هر کسی نفت ونزوئلا را می‌برد، پول‌های آن را باید به حساب خزانه‌داری آمریکا بریزد. یعنی این‌قدر وقیح هستند. مگر ما نفت می‌خواستیم لازم داریم. سرمایه‌دارهای آمریکایی بروند چیز کنند... چون در انتخابات به این سرمایه‌دارهای نفتی پول هم به او دادند و کمک او کردند، باید به آن‌ها پس بدهد؛ هم خودش بخورد هم آن‌ها. رسماً در دنیا توی چشم همه نگاه می‌کنند و این حرف‌ها را می‌زنند!

رئیس سازمان ملل هم می‌گوید نه این کارها را نکنید خوب نیست ولی اگر لازم است خب بکنید! این‌ها این‌جوری هستند؛ آن سازمان انرژی اتمی او آن‌جور است، سازمان ملل این است، نهادهای حقوق بشرشان آن است. افتضاح بالاتر از این دیگه نمی‌شود. خب این‌ها می‌خواهند ایران به ایران پهلوی برگردد؛ می‌خواهند ونزوئلا برگردد به دورانی که ونزوئلا حیاط خلوت آمریکا بود. اصل قضیه این‌ها است.

حالا ما این قضایا را به سه بخش باید تقسیم بکنیم: یکی اعتراضِ بخشی از جامعه. همه ما می‌دانیم، اصلاً بخشی نیست، همه داریم این فشار اقتصادی را می‌بینیم و گرانی‌هایی که روزمره و هفتگی است. آن بخشی که کار دشمن است را تحمل کنیم؛ اما یک بخش مهمی از آن کار دشمن نیست، نوع برنامه‌ریزی و نظارت و پاسخگویی و نحوه مدیریتِ مدیران اقتصادی کشور است. این را باید به مردم توضیح بدهند، باید آن را اصلاح بکنند. اگر مردم بدانند یک بخش آن ادامه تداوم همان موشک‌هایی است که در بمباران‌های ۱۲ روز زدند، این هم بمباران اقتصادی است، آن بخش را مردم تحمل می‌کنند. همان‌طور که در زمان جنگ ما خیلی مشکلات داشتیم، اصلاً قابل مقایسه با الان نبود؛ همه چیز کوپنی، هیچی هم نبود، همه چیز صف بود ولی مردم تحمل کردند برای این که می‌دیدند که این طرف دارد تلاش خود را صادقانه می‌کند و این‌ها توطئه دشمن است. الان هم آن مقداری که مردم مطمئن باشند توطئه‌های دشمن است، تحمل می‌کنند؛ اکثر مردم تحمل می‌کنند. شرف دارند، وجدان ملی دارند، عزت دارند، دین دارند.

اما یک بخش‌هایی از آن مربوط به بی‌عرضگی‌ها و بی‌دقتی‌ها است؛ مربوط به پاسخگو نبودن است، توضیح درست به مردم ندادن است.

یک بخش آن مربوط به باندهای مافیای سرمایه‌داری در کشور است. آقا این جنبش برهنه‌سازی و کشف حجاب، جنبش گسترش فساد در وضعیت سینما و رسانه‌های کشور، بالا کشیدن اموال... شما دیدید صندوق بازنشستگان کشور را چاپیدند بردند و با آن فیلم سینمایی و سریال توی سینمای خانگی ساختند. این پول‌ها چیست؟ از کجا می‌آید؟ کجا می‌رود؟ از بیرون کشور با صدها نفر از اشخاص مشهور ارتباط گرفتند؛ صهیونیست‌ها، اسرائیلی‌ها، سلطنت‌طلب‌ها با میلیاردها پولی که از ایران دزدیدند و رفتند و هنوز هم دارند می‌خورند و پول‌هایی که آمریکا و این‌ها به آن‌ها می‌دهند. با صدها نفر، حالا طبق آماری که یکی از دوستان مطلع می‌گفت، با چند هزار نفر اشخاص، این‌ها هی تماس گرفتند؛ در عرصه هنر و سینما، ورزش، رسانه، حتی در نهادهای حکومتی، در دانشگاه، در حوزه که این‌هایی که زمینه در آن‌ها می‌دیدند که این‌ها را با تطمیع، با تهدید... بعضی از این‌ها را تهدید کردند، به بعضی‌ها پول‌های کلان دادند، تبلیغ کردند که شما یک کلمه بگویید که علامتی باشد که فلان اتفاق بیفتد. و اکثر این‌ها همراهی نکردند اما بعضی از آن‌ها همراهی کردند.

بعضی از آن‌ها درست در فتنه، در اغتشاش‌ها، در وسط خونریزی‌ها و جنایت‌های این‌ها می‌آیند مواضعی می‌گیرند که طرف در عرصه یا سینماست یا ورزش است یا در حوزه علمیه است، در دانشگاه است، این‌طرف، آن‌طرف؛ از این‌ها یک جمله بیاید بیرون که یک نفتی روی آتش بریزد و آن‌ها استفاده آن را ببرند. حتی بعضی‌ها را تهدید کردند؛ یعنی با آن‌ها تماس می‌گیرند که اگر همراهی نکنی، می‌زنیم خانه تو، خود تو و بچه تو را می‌کشیم، آبروی تو را می‌بریم، چه‌کار می‌کنیم. یعنی این‌جور وحشی هستند، و در عمل شما دیدید... الان همین مشهد، فرزند شهید شوشتری پریروز که جزو همین شهداست، این بنده خدا رفته آنجا دارد وسط آن جمع که جمع شده بودند، رفته دارد صحبت می‌کند، می‌گوید: برادران، عزیزان، فلان! حق دارید اگر مشکل شما مشکل اقتصادی است، همین‌طور است. من خودم حقوقم این‌قدر است، خودم مستأجرم، زندگی من این‌جور است، باید تفکیک کنیم و... همان لحظه یکی آمد شاهرگ او را قطع می‌کند و می‌رود. این‌جوری هستند.

خب پس ما چه کنیم؟ پس یک بخش اعتراضات طبیعی است. اشکال در مدیریت است، اشکال در رسانه و افکار عمومی است. یک بخشی مربوط به دشمن بیرونی است. ببینید ترامپ چند روز قبل از این اغتشاشات گفت به زودی یک خبرهایی در ایران اتفاق خواهد افتاد. بعد که شد همان روز گفت ملت ایران بپا خواستند اگر با این‌ها برخورد بشود ما به ایران حمله می‌کنیم! یعنی صریحاً اعلام جنگ کرد یعنی اگر نگذارید این‌ها بزنند و بکوبند و بسوزانند و سرنگون کنند ما وارد عمل می‌شویم و می‌زنیم. هر کاری را می‌کنیم. ترامپ این را صریح گفت. بعد که شروع شد همان شب گفت که تبریک، مشهد آزاد شد! شهر مشهد سقوط کرد و حکومت دارد سقوط می‌کند تبریک عرض می‌کنیم! فردایش دید که هیچ اتفاقی نیفتاد و اوضاع برگشت. نتانیاهو و اسرائیل قبل از آن گفتند که این‌ها یک جلسه‌ای در فلوریدای آمریکا با هم داشتند. بعد از این جلسه، استارت این قضایا در اینجا خورد و شروع شد. وقتی که آن‌ها شکست خوردند، یعنی شب اول کشتار کردند و سوزاندند و غارت کردند و هزاران میلیارد تومان به بیت‌المال و به مردم صدمه زدند؛ هزاران هزار میلیارد صدمه زدند ولی نتوانستند؛ قرار بود بچه شاه به ملاقات ترامپ برود که یعنی ترامپ بگوید که ما دوباره حکومت را پس گرفتیم؛ مثل زمان قبل از انقلاب. ترامپ تا دید این‌گونه شد، ملاقات را بهم زد و گفت حالا ضرورتی ندارد و فلان! این‌ها این‌طوری هستند؛ یعنی جلوی‌شان بایستی، راحت آدم‌هایشان را می‌فروشند و همه حرف‌های خود را هم پس می‌گیرند.

نتانیاهو صریح گفت که ما در این اغتشاشات در داخل ایران حضور داریم و از قبل طراحی و برنامه‌ریزی کردیم. رئیس اطلاعات اسرائیل (موساد) گفت که نیروهای موساد در خیابان‌های ایران در کنار معترضین هستند و دارند در کنار آن‌ها به آن‌ها کمک می‌کنند تا ایران آزاد بشود. این‌ها را صریح گفتند؛ اصلاً تا حالا این‌گونه حرف نمی‌زدند. قبلاً هم همین مسائل بود و این خیلی جالب است که تا حالا می‌گفتند کار آمریکا است و کار اسرائیل است؛ یک عده‌ای مسخره می‌کردند که آقا آمریکا و اسرائیل کجا بودند؟ بابا قبلاً هم همین‌ها بودند. در سال ۱۴۰۱ هم همین‌ها بودند ولی اعلام نکرده بودند؛ در سال ۸۸ هم بودند ولی اعلام نمی‌کردند. این دفعه علنی اعلام کردند؛ چرا؟ برای این که دیگه ته خط است؛ یعنی می‌گوید که ما تمام زور خود را زدیم. آن‌ها علنی کردند؛ تا حالا هیچ ‌وقت این‌جور علنی نمی‌کردند. موارد زیادی است که دیگر چون همه شنیده‌اند، من تکرار نمی‌کنم ولی او صریح می‌گوید که نیروهای ما در ایران حضور دارند.

نخست‌وزیر قبلی آن‌ها اعلام کرد که محموله‌های بسیار زیادی از اسلحه را در سال‌های گذشته به تدریج و به‌ خصوص در یکی دو سال اخیر، وارد ایران کردیم. یعنی اسلحه‌های زیادی را در داخل ریختیم. الان در همین مشهد، در یک منطقه‌ای در حاشیه مشهد، یکی از دوستان می‌گفت که من خودم آنجا که رفتم تا از مغازه چیزی بگیرم، گفتند که آقا اینجا را نگاه کن؛ می‌گوید نزدیک صدها پوکه فشنگ برای یوزی بود که سلاح اسرائیلی است.

یعنی خود آن‌ها صریح می‌گویند که ما در ایران اسلحه ریختیم. ببینید افرادی را گرفتند که چند میلیارد، ۸۰ میلیارد، ۱۰۰ میلیارد تومان به طرق مختلف به او پول دادند؛ از طریق رمزارز و یا شیوه‌های مختلف. الان او را گرفتند و می‌گوید که به من گفتند فقط در این شهر خودت هم نه، در یک شهر دیگر، اگر مثلاً اتوبوس آتش بدهی این‌قدر، اگر به نیروی انتظامی حمله کنی این‌قدر، اگر مسجد آتش بدهی این‌قدر، اگر آدم بکشی این‌قدر؛ ولی باید از همه این‌ها فیلم بگیری که ما بدانیم این کار را کردی. اگر آدم بکشی، نیروی انتظامی بکشی یا فلان کار را بکنی، این‌قدر پول می‌دهند و این پول‌ها را به او دادند. این که آمریکا و اسرائیل فتنه می‌کنند، بعضی‌ها می‌گویند کو؟ کجا؟ کی فتنه است؟ همه‌اش فقط اعتراض و مشکلات فلان است. نه، هر دوی آن‌ها هست.

یکی هم چندین گروه هستند که این‌ها از قبل ضربه زدند و ضربه خوردند و سازماندهی‌شده وارد عمل می‌شوند. گروه‌های تجزیه‌طلب بسیار خشن، با اسرائیل مرتبط هستند؛ در قضایای بعضی ترورها و انفجارهای قبلی هم بودند.

این تیپ‌های کومله - دموکرات که از اول به دنبال تجزیه بودند و درگیر بودند، در این صحنه‌ها صدها نفر مسلحانه به توی کشور و در شهرها می‌ریزند. منافقین که مجموعاً هزاران هزار ترور از رئیس‌جمهور تا یک سبزی‌فروش را در دهه ۶۰ کردند، هنوز هم بیش از ۱۰۰۰ تا آدم مسلح دارند؛ هزار و خورده‌ای نیرو دارند و آموزش می‌دهند؛ و در این سال‌ها از سرمایه‌دارهای بزرگ رژیم‌های وابسته نفتی عربی اطراف و از اسرائیل و از آمریکا صریح پول‌های کلانی گرفتند و خودشان هم می‌گویند؛ این‌ها چیزی نیست که اتهام باشد. این‌ها هم هستند.

تیپ‌های داعشی تکفیری که در دو سه سال گذشته چند تا عمل کردند، به مجلس حمله کردند، به مزار امام حمله کردند و در چند جا بمب‌گذاری کردند؛ این‌ها هم هستند.

یک عده تیپ‌هایی هستند که طرف قاچاقچی بوده است، اعدامی داشته است، قاتل بوده است، بابای او اعدام شده است، یا مجرمینی که همیشه در همه کشورها هستند؛ این‌ها هم هستند (خانواده او و خودش). شما دیدید که در جنگ ۱۲ روزه در شهرها از داخل پهپاد حرکت می‌دادند؛ یعنی این‌گونه نبود که فقط از بیرون باشد. این‌ها افرادی را در داخل کشور هم سازماندهی کردند؛ پول اساسی کلان میلیارد میلیارد و امکانات آموزش می‌دهند و این‌ها را از راه دور فعال می‌کنند. ببینید این خشونت‌ها، این آدم‌کشتن‌ها، سر بریدن و آتش‌دادن، از کجا می‌آید؟

یک چند تا گروه‌ها و فرقه‌های مذهبی و شبه‌عرفانی و از این حرف‌ها هم بودند که چون این‌ها هم در سال‌های گذشته درگیر شدند، بعضی از این‌ها را هم به کار گرفتند.

یک عده هم اشخاصی هستند که واقعاً مشکل دارند و راه حلی برای مشکل او نیست و عصبانی است؛ مخصوصاً سن کم که پای ماهواره نشسته و هر چه می‌گوید، باور می‌کند؛ به او امید می‌دهند و او هم باور می‌کند و به توی صحنه می‌آید. سن‌های کم نه اطلاعات سیاسی دارند، نه مطالعات تاریخی دارند، نه دشمن را می‌شناسند و نه داخل را می‌دانند. احساسات و تحریک‌پذیری دارند که متأسفانه این‌ها قربانیان آن‌ها می‌شوند؛ آن‌ها گاهی این‌ها را جلو می‌اندازند.

البته در اینجا یک مشکل و یک نقص هم متوجه خود ماست که مثل این که رابطه‌ها با یک بخشی از این بچه‌ها قطع شده است. او کلاً با تو کار ندارد و حرف‌های تو را گوش نمی‌کند؛ پای رسانه‌های آن‌طرف نشسته است. تو هم با او کاری نداری؛ به احساسات او، ادراکات او و به سوالات او کاری نداری. این مسائل هم هست. یعنی اعتراض به حق، گرفتاری، مشکلات و محرومیت‌هایی که پاسخ عملی یا حداقل پاسخ توضیحی و پاسخ شفاهی درستی به موقع نمی‌گیرد و به سوالات و ابهامات جواب داده نمی‌شود؛ از آن طرف این شبکه‌های داخلی و خارجی که سوار این موجِ این مسائل می‌شوند. ما مجموعاً باید این‌ها را ببینیم.

حالا عرایض من تفکیک درست این سه بخش از همدیگر است. ما نمی‌توانیم بگذاریم هر چند سال یک مشکلاتی روی هم تلنبار بشود؛ و بخشی از جامعه که حقوق آن یا پایمال شده است یا فکر می‌کند پایمال شده است یا اطلاع ندارد و تحت تأثیر تبلیغات است یا نه، واقعاً به او ظلم شده است. بعد با یک جرقه‌ای، یک وقت سر مؤسسه اعتباری، یک وقت سر قیمت بنزین، یک وقت سر فلان موضوع؛ این نمی‌شود که هر چند سال بیاید و یک‌مرتبه چند ده نفر، چند صد نفر کشته بشوند. بخشی از مردم، افراد بی‌گناه در کوچه و خیابان هستند.

ببینید ما هم در سال ۴۰۱ داشتیم و هم این دفعه که چند نفر از این کسانی که تیر خوردند و مجروح شدند، می‌گویند که ما تماشاچی بودیم و آمده بودیم ببینیم چه خبر است. درگیری شد و بعد یک‌مرتبه یک کسی که کنار ما بود و او هم داشت شعار می‌داد، از کنار من با فاصله دو متری به من تیر زد. که این از آدم‌های همین طرف است؛ همان خودشان هستند؛ یعنی این مسئله کشته‌سازی است. یک فیلمی در سال ۱۴۰۱ بود، شاید الان هم در فضای مجازی باشد؛ من هم در همان موقع‌ها دیدم که طرف دارد به سمت این نیروی انتظامی تیراندازی می‌کند. بعد همان‌جور که پنج شش تا تیر به آن‌طرف می‌زند، بعد برگشته است و دارد می‌رود و در بین همان افرادی که اطراف او هستند و دارند شعار می‌دهند، یک تیر به یکی از این‌ها می‌زند. چون چه می‌گوید؟ آخرش می‌گوید که اگر او را بزنم که زدم دشمن را کشتم؛ یعنی نیروی انتظامی است. اگر این را هم بزنم، می‌گویند که آن‌ها زدند. همین که هرچه خون بیشتر ریخته بشود و تخریب بیشتری بشود، به نفع ماست! از هر طرف که کشته شود، به سود ماست. یعنی حتی در این درگیری‌ها، این تیپ‌های اغتشاشگر تروریست و جنایتکار، بعضی از همین افراد معترض را هم زدند. این قضایا تا به حال چند بار تکرار شده است.

خب با آن دو گروه باید به لحاظ اطلاعاتی، امنیتی، سازماندهی و آموزش، با آن دو گروه قوی و قوی‌تر بشویم. این کاری که این‌ها امروز در همین دو روز کردند، به اندازه هزار تا کودتای ۲۸ مرداد بیشتر بود. این کاری که این‌ها سازماندهی کردند و در شهرهای مختلف آدم سازماندهی کردند یا خریدند یا تحریک می‌کنند؛ اگر این کار در هر کشوری در دنیا انجام بشود، حکومت آن سقوط می‌کند. یعنی اگر همین کار در خود آمریکا بشود، رژیم آن سقوط می‌کند. لذا وقتی این‌جور کارها در یک شهر و ایالت آن‌ها شروع می‌شود، با تانک و مسلسل و هلیکوپتر می‌آیند؛ اگر هزار نفر هم کشته بشوند، محل نمی‌گذارند و آن‌ها را لت‌وپار می‌کنند. شما آن جریان فرقه داوودی‌ها را دیدید؛ یک عده زن و بچه بودند. چون مقاومت کردند، با تانک روی آن‌ها آمدند؛ یعنی خانه این‌ها را که اغلب آن‌ها زن و بچه بودند، زدند و این‌ها را آتش زدند و زنده زنده در ساختمان سوزاندند. اصلاً آن‌ها این‌طوری نیستند که بگذارند مثلاً یک‌مرتبه در ۳۰، ۴۰ تا شهر راه بیفتند، بزنند و با اسلحه آتش بدهند؛ می‌آیند می‌زنند.

دیدید که همین پریروز پلیس به یک خانمی ایست می‌دهد و تیر می‌زند و او را می‌کشد. یک خانمی است که در ماشین خودش است و به حرف هم گوش کرده ایستاده است؛ می‌زنند او را می‌کشند. بعد ترامپ گفت که خوب کاری کردند. مگر در همین آمریکا، دو- سه هفته پیش چند میلیون، یعنی خودشان گفتند حدود ۱۷ میلیون جمعیت، در ایالت‌های مختلف نیامدند و علیه ترامپ تظاهرات نکردند؟ ترامپ یک فیلمی پخش کرد که با هوش مصنوعی ساخته بودند و در صفحه خود گذاشت که یک هواپیما بالای جمعیت می‌آید و از آن بالا روی مردم مدفوع می‌ریزد. ۱۷ میلیون آدم آمدند و علیه او تظاهرات می‌کنند؛ می‌گوید بالای سر آن‌ها مدفوع می‌ریزد. این‌ها این‌گونه هستند؛ این دموکراسی و این قبیل است. حالا روشن شد که با آن‌ها چه بکنیم.

اما با این مشکلات معترض و گرفتاری چه باید کرد؟ آیا بگذاریم همین‌طور چند سال دیگر یک مشکلی پیش بیاید و باز یک عده بیایند، به حرف آن‌ها گوش نکنی، جواب آن‌ها را ندهی توضیح ندهی، این تقصیر آن بیندازد و آن تقصیر این بیندازد؛ این بگوید مسئول آن فلانی است و آن بگوید مسئول آن فلانی است. بعد دشمن بگوید که آره، راست می‌گویید؛ به شما مربوط نیست، به من مربوط است و دوباره باز بیاید و همین بشود. قرار نیست که هر چند سالی که یک‌همچین اتفاقاتی بیفتد و ده‌ها نفر یا چند صد نفر کشته بشوند و هزاران میلیارد خسارت وارد بشود. قانون اساسی ما می‌گوید که مسئولین کشور باید پاسخگو باشند و دائم بین مردم باشند. امام می‌فرمود که شما باید پاسخگوی مردم باشید.

رهبری چند بار به مسئولین کشور، حتی به رؤسای سه قوه و به همه مسئولین گفتند که آقا دائم توی جامعه، توی دانشگاه‌ها، توی مسجدها، این‌طرف و آن‌طرف بروید؛ با مردم حرف بزنید، به سوالات آن‌ها جواب بدهید، توضیح بدهید که دارید چه کار می‌کنید و اگر مشکلی هست، چرا هست؟ امیرالمؤمنین(ع) فرمود: حکومت دینی حکومتی است که مسئولین آن شفاف در مورد همه‌چیز برای مردم توضیح بدهند. ایشان می‌گفت: من خودم در این حکومت نه یک دروغ به شما گفتم و نه چیزی را از شما مخفی کردم؛ تنها چیزی که مخفی کردم مسائل اطلاعاتی و امنیتی بود که اگر به شما می‌گفتم، دشمن می‌فهمید و به شما ضربه می‌زد و الا من در اتاق شیشه‌ای حکومت کردم. حکومت دینی حق ندارد هیچ‌چیزی را از مردم مخفی کند. تو حق نداری وعده‌ای بدهی که نمی‌خواهی یا نمی‌توانی عمل کنی؛ حق نداری گزارش دروغ بدهی. حق نداری وقتی از تو سوال می‌کنند، بگویی به تو چه؟ باید به مردم توضیح بدهی. همه از بالا باید توضیح بدهند.

خب همه این را می‌گویند. این چند بار هم که در این چند سال دو- سه‌تا اغتشاشات شد، آن موقعِ اغتشاشات حتی مسئولین هم می‌آیند و می‌گویند که بله، باید اعتراض غیر از اغتشاش باشد و باید فضای اعتراض باز باشد. بعد که تمام می‌شود، آن را ول می‌کنید!

ببینید شورای انقلاب فرهنگی به همین دلیل مصوبه‌ای با حضور سران قوا به نام خانه ملی گفتگو، گفتگوی آزاد داشت. این سه تا مسئولیت داشت و دارد؛ یعنی اصلاً برای همین کار تصویب شده است. رؤسای سه قوه هم در شورای اصلی نماینده گذاشتند. این یک نهاد حاکمیتی برای شفاف‌سازی و گفتگو است. این سه تا مسئولیت دارد. این غیر از کرسی‌ها است که در آن کرسی‌های مناظره، بحث‌های مختلف مناظره و نظریه‌پردازی و تریبون آزاد است؛ آن هم لازم است و باید درست عمل بشود.

اما این سه تا کارِ زمین‌مانده است: یکی همین است که در مواردی که اعتراض هست، نگذاری دشمن بیاید و آن را به اغتشاش تبدیل کند. معترضین بر سر یک مسئله ملی یا محلی، سخنگویان آن‌ها و نماینده‌های آن‌ها، دقیقاً با همان بخش از حکومت که مسئول آن عمل هستند، در خانه گفتگو بنشینند و مشکلات و راه‌حل‌ها را درست توضیح بدهند. آن‌ها بگویند مشکل ما چیست؛ این‌ها بگویند ما می‌دانیم، این کارها را کردیم، این کارها را هم داریم می‌کنیم و این کارها را هم نمی‌توانیم بکنیم نمی‌شود. بعد این برای افکار عمومی خبری می‌شود.

ببینید این‌ها به دنبال آن هستند؛ آن مشکلِ اغتشاشگر و بهانه‌جو را حل نمی‌کند، او در هر صورت کار خود را می‌کند؛ اما یک بخشی از جامعه هستند که واقعاً با این‌ها نیستند، اما ناراحت و معترض هستند؛ حق او پایمال شده است یا فکر می‌کند حق او پایمال شده است. تو باید او را توجیه کنی.

وقتی خانه گفتگو این توضیحات را از دو طرف منتشر کند تا این‌ها ببینند و بشنوند، دیگر آن‌وقت آن بچه‌ای که خبر ندارد و او را فریب می‌دهند، تحریک می‌کنند، دروغ می‌گویند و او باور می‌کند، دیگر نمی‌آید این کارها را بکند؛ صدمه بزند و صدمه ببیند. فقط خود این دشمن می‌آید؛ دیگه معترض و تروریست قاطی نمی‌شود. این یک نکته.

با حداقل ۲۵ نهاد حکومتی در همین یک سال گذشته که این تصویب شده است، تماس گرفته شد. صد و خورده‌ای، ۱۱۰، ۲۰ موضوع که احتمال تبدیل شدن به بحران است یا مشکلات اجتماعی است، اعتراضاتی هست و طبیعی هم هست و همه جای دنیا هست، سرشماری شد. این که عرض می‌کنم، ببینید این خانه گفتگو نه یک ریال بودجه بیت‌المال دارد، نه نیرو و تشکیلات و دیوان‌سالاری و اداره و از این حرف‌ها و حقوق‌بگیر و این‌ها؛ هیچی ندارد، یعنی هیچی هم ندادند. خیلی هم اصل مسئله هم این نیست؛ اصل مسئله این است که وقتی از آن‌ها دعوت می‌شود که بیایید آقا، این سوال و اعتراض هست، بیایید، بیایند و بگویند می‌آیند و بیایند و درست توضیح بدهند. بعضی از آن‌ها قبول کردند اما همین‌طور هی تعلل کردند که می‌آییم! یعنی حالا دیر هم نمی‌شود؛ اما می‌بینید که دیر می‌شود.

بعضی‌ها اصلاً جواب نمی‌دهند و ندادند؛ مخصوصاً در سه قوه، در وزارتخانه‌ها و نهادهای اجرایی.

بعضی‌ها می‌گویند این موضوع به شورای انقلاب فرهنگی چه ربطی دارد؟ مگر ما باید پاسخگوی شما باشیم؟ سازمان بازرسی هست، دیوان محاسبات هست، وزارت اطلاعات هست، چه کسی هست؟ شما چه کسی هستید؟ این خانه گفتگو باز چیست؟ بابا آن‌ها کارهای حقوقی و اداری خود را می‌کنند؛ این قرار است با افکار عمومی کار کند.

همین الان شما ببینید رهبری در این قضیه قریب چندمین بار گفتند؛ رئیس‌جمهور آقای پزشکیان گفت، قبلاً هم گفت، الان هم گفت. رؤسای دو قوه دیگر هم گفتند که بله، اعتراض و انتقاد ما قطعی است و باید شنیده شود و باید فضا داده شود تا جلوی اغتشاشگران را بگیریم. کجا اعتراضات بطور قانونی، شفاف و منطقی کجا مطرح می‌شود و باید بشود؟ خب این یک مأموریت آن است.

نهادهای حکومتی باید همکاری کنند. وقتی از آن‌ها دعوت می‌شود که بیایید راجع به این موضوع که این معترضین وجود دارند، بیایید با نماینده این‌ها بنشینیم، حرف‌های آن‌ها را بشنوید و آن‌ها حرف‌هایشان را بزنند، شما هم جواب آن‌ها را بدهید و حرف‌های شما را بشنوند، بعد این‌ها را منتشر کنیم تا فردا عذر موجه باشد؛ دیگر فردا کسی نگوید که نه ما خبر نداشتیم؛ تا بدانند که آقا این مسئله بررسی شده و پاسخش هم این‌هاست. و اگر مسئولین دارند کوتاهی یا خیانتی می‌کنند، در این گفتگوها افشا می‌شوند. اگر نه خدماتی کردند، آن خدمات اعلام بشود که افرادی را بیخودی عصبانی نکنند و کینه نسبت به این‌ها تحریک می‌کنند در حالی که نداند او دارد به تو خدمت می‌کند و تو او را می‌زنی. مسئله از دو طرف حل شود.

کمک کنید اعتراضات و انتقادات درست مطرح بشود؛ اگر در بیرون حل هم نمی‌شود، لااقل یک تفاهم دوستانه‌ای بشود و تبدیلی به کینه و خشونت و زمینه‌سازی برای امثال ترامپ و نتانیاهو و منافقین و کومله دموکرات و آدم‌کش‌ها نشود.

کار دوم و مأموریت دوم آن این بوده است که در حوزه نظر، مواردی که اختلاف نظر تئوریک در داخل حکومت بین دیدگاه‌های مختلف است، ولی مردم دارند چوب آن و نتیجه آن را می‌بینند بررسی شود. مثلاً یک اختلاف نظر راجع به نظام بانکی و پولی است؛ راجع به مسئله آب در استان نمی‌دانم اصفهان و فلان و فلان است؛ راجع به هر چیزی، این مسائل مختلف ملی و محلی که ما داریم؛ ما فهرست این‌ها را هم تهیه کردیم.

این اختلاف نظرهای داخل حکومت است که هر کسی حرف خود را می‌زند، کار خود را می‌کند و این می‌گوید او را قبول ندارم، او می‌گوید این را قبول ندارم. این‌ها هم باید بیایند آنجا بنشینند، با هم بحث کنند، شفاف استدلال‌ها روی میز باشد و درست بحث بشود.

ما اول آن‌قدر خوش‌بین بودیم که رفتم از این ساعت‌هایی که در مسابقه‌های شطرنج هست گرفتم که تایم محدود است، هر کسی تایم او محدود است، می‌زند، بعد معترض و این مدیر می‌آیند با همدیگر می‌نشینند بحث می‌کنند یا بین این دو مدیر سر یک مسئله‌ای اختلاف نظر است و مشکلات عمومی جامعه است، نه هر مسئله‌ای. می‌آیند بحث می‌کنند! دیدیم اصلاً خیلی قبل از این باید کارهایی بشود و اعتنا بکنند و اهمیت بدهند. خب چندتا جلسه هم برگزار شد، با هم دعوا کردند! او می‌گوید تقصیر توست، این هم می‌گوید تقصیر توست! ما باید تمرین کنیم؛ این‌ها آموزش می‌خواهد، تربیت دینی می‌خواهد؛ همین حرفی که فرمودند خودتان را دائم محاسبه کنید، نقد کنید، نقدپذیر باشید و خودت هم خودت را نقد کن، خودمان خودمان را نقد کنیم.

یک وجه سوم هم که خلأ بود، این است که کسانی که به لحاظ نظری مدعی هستند، علیه اصل دین اسلام، علیه اصل جمهوری اسلامی، علیه ولایت فقیه، علیه قانون اساسی، علیه سیاست‌های حاکم اعتراض یا انتقاد دارند و استدلال دارند؛ یعنی افراد صاحب‌نظر هستند، صاحب‌فکر هستند یا مدعی هستند که صاحب‌نظر هستند؛ این‌ها در آزادی و امنیت کامل، شفاف حرف‌های خود را بزنند، مسئولیت حرف خود را هم بپذیرند، جواب تو را هم بگیرند و به گفتگوی دوطرفه تن بدهند.

حالا من به شما عرض کنم، اگر اسم اشخاص را ببرم، آن‌هایی که در هر فنی وارد هستند، این‌ها را می‌شناسند، ولی توده مردم ممکن است خیلی‌ها ندانند. با ده‌ها نفر از چهره‌ها در رشته‌های مختلف که صریح می‌گویند قبول نداریم، الان هم هستند، در کشور هستند، یک جایی بعضی از آن‌ها حتی در حکومت هستند، بعضی از آن‌ها در دانشگاه هستند، بعضی در حوزه هستند، ادعا دارد که من به لحاظ تئوریک مخالف هستم و استدلال دارم؛ حالا ما اسامی این اشخاص را اعلام نکردیم، نمی‌خواهیم تنش بشود، می‌خواهیم آرام باشد. ده‌ها نفر دعوت شدند؛ بعضی‌ها اصلاً جواب ندادند، بعضی‌ها گفتند ما با کسی مناظره نمی‌کنیم، بعضی‌ها گفتند ما حرف‌هایمان را زدیم، هر کسی می‌خواهد برود همان‌ها را بخواند، بعضی از آن‌ها گفتند ما با فلان کس بحث نمی‌کنیم، او می‌گوید با او بحث نمی‌کنیم. بعضی حتی نامه‌های اعتراضی دادند، وسط جنگ نامه‌ای نوشتند، ۱۷۰، ۸۰ تا امضا کردند که البته بعداً معلوم شد اکثر آن‌ها اصلاً در جریان نیستند، همین‌طوری امضا کردند و حتی چند تا از آن‌ها گفتند ما اصلاً نامه را ندیدیم، دوستان به ما گفتند، ما هم گفتیم!

اما آن ۱۰، ۲۰ نفر اصلی آن‌ها که خودشان ۲۰- ۳۰ سال مسئول اقتصاد کشور بودند، رئیس بانک مرکزی بوده، رئیس برنامه بودجه بوده، معاون رئیس‌جمهور بوده، معاون نخست‌وزیر بوده، وزیر اقتصاد بوده، وزیر مسکن بوده، همه‌کاره مملکت بودند! اصلاً همین مشکلات اقتصادی خیلی زمان خود همین‌ها بود که شروع شد. بعضی از همین‌ها برداشتند وسط جنگ اعلامیه دادند که آقا بروید با آمریکا درست مذاکره کنید؛ یعنی هر چه می‌گوید قبول کنید، مسئله و مشکلات اقتصادی حل می‌شود.

همین آقایان دعوت شدند. ما از یک نفر از دوستان کمک خواستیم؛ ۵۰۰ تا از دوستانی که در دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی هستند، ایشان ظرف چند روز ۵۰۰ تا تماس تلفنی با تک‌تک این آقایان گرفت که همه ادعا می‌کنند آزادی بیان نیست! حرف‌هایشان هم همه جا منتشر می‌شود؛ اصلاً بعضی از آن‌ها همین الان در حکومت هستند یا رسماً دارد تدریس می‌کند و خیلی هم با احترام.

بالاخره پای میز مناظره نیامدند. گفته شد گفتگو؛ یعنی بیایند نه حالت مناظره، که تبیین بشود نظر شما چیست. شما می‌گویی من طرفدار لیبرالیسم اقتصادی هستم؛ بیایید توضیح بدهید؛ اگر واقعاً حرف منطقی‌ای هست، چرا قبول نکنند؟ چرا دولت قبول نکند؟ و اگر نیست چرا می‌گویی؟ یعنی نمی‌خواهیم دعوا راه بیفتد، می‌خواهیم مسائل شفاف و روشن بشود.

پس این سه تا فضای خالی بود که شورای انقلاب فرهنگی با خانه گفتگو تصویب کرده است؛ بدون هیچ امکاناتی که بگویند آقا دارید بودجه بیت‌المال را می‌خورید، آنجا باز صدتا کارمند و اداره و... دارد! نه هیچ اداره‌ای در کار است، هیچ حقوقی هم در کار نیست، هیچ بودجه‌ای هم تا الان ندادند و ندارد. فقط تماس می‌گیرند و توقع جلسه‌ای که با حضور سران سه قوه تصویب شده است می‌رود. آنجا نماینده دارند، شورا تصویب کرده است، در دبیرخانه شورا است و رهبری چند بار راجع به این کرسی‌ها و خانه گفتگو بحث کردند. خلأ آن دارد احساس می‌شود؛ بهترین نهاد برای تفکیک اغتشاش از اعتراض است.

دوستانی که مخصوصاً در حکومت هستند، در دولت هستند، هم این‌ها، هم آن‌هایی که به‌عنوان مخالف حرف می‌زنند، کتاب می‌نویسند، سخنرانی می‌کنند ولی برای مناظره نمی‌آیند، هر دو منطقی، دوستانه، مؤدبانه، مناظره هم نمی‌خواهند بکنند، بیایند گفتگو کنند؛ ولی بگذارید حرف‌ها شفاف بشود، بگذارید روشن بشود که کجا قصور است، کجا تقصیر است، کجا سوءتفاهم است. اگر این تنها راه نباشد، درست‌ترین، راحت‌ترین و بهترین راه برای تفکیک اعتراض از اغتشاش در مسائل اجتماعی و اقتصادی و برای تفکیک کلاهبرداری از نظریه‌پردازی در عرصه گفتگوهای تئوریک است.

امیدوارم که همه با هم همکاری کنیم؛ دیدگاه‌های مختلف، اقشار مختلف، گرایشات مختلف. ما همه باید با هم کنار هم دوستانه با رعایت حقوق هم و احترام به عقاید هم زندگی کنیم. احترام به عقاید هم معنی‌اش این نیست که عقاید همه درست است؛ یعنی شما عقاید من را قبول نداری، بنده ممکن است عقاید شما را قبول ندارم، ولی احترام به معنای درست دانستن نیست، احترام به معنای گفتگو نکردن نیست. ما می‌توانیم با هم گفتگو بکنیم، حتی مناظره بشود در عین حالی که محترمانه باشد. و به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) فرمودند به جای تضارب ابدان، به جای زد و خورد فیزیکی «تَضَارُبُ الْعُقُولِ» بشود؛ عقل‌هایتان با هم کشتی بگیرند، افکارتان با هم کشتی بگیرند. زد و خورد افکار مفید است اما زد و خورد ابدان مضر است.

و بخشی از اعتراضات که تبدیل به اغتشاش می‌شود، ناشی از مشکلات بوروکراسی و سیستم اداری کشور است؛ این سیستم را ادامه ندهند؛ این سیستم از زمان پهلوی مانده است، این سیستم کارآمد نیست، این سیستم مشکل درست‌کن است. یک گروه‌هایی، ما الان جوان‌های محقق خوش‌فکر دانشمندی داریم که بیاورید بگویید آقا بنشینند کل این سیستم‌های اداری را بازنگری کنند که چه کنیم با کمترین هزینه در سریع‌ترین وقت بیشترین خدمت‌رسانی به مردم بشود. سال‌ها پیش مثلاً گواهینامه گاهی شش ماه، نه ماه چقدر طول می‌کشید؛ آن را فرض کنید یک هفته کردند. خب می‌شود؛ الان در نظام اداری کشور خیلی کارهای دیگر را هم می‌شود همین کار را کرد. می‌خواهید جلوی اغتشاش را بگیرید، یک بخش مهم آن کف خیابان و این نیروی مظلوم انتظامی است که خیلی وقت‌ها با دست خالی رفتند؛ طرف آمده سر این نیروی انتظامی را بریده است، آن یکی را برداشتند زیر دست و پا کشتند، آن یکی را آتش زدند. چرا این‌ها هزینه آن را بدهند؟

شما اگر قبل از آن، همین سیستم مدیریت کشور و پاسخگویی به مردم را... طرف شش ماه، یک سال، دو سال، سه سال هی می‌آید سؤال می‌کند، فرم پر می‌کند، جواب او را درست نمی‌دهید؛ این‌ها را اصلاح کنید. اگر می‌خواهید اغتشاش نشود، باید به اعتراض جواب بدهید. اگر انتقاد باشد، اغتشاش نخواهد بود؛ اغتشاش بیاید، دیگر انتقاد نخواهد بود؛ یعنی انتقاد و اغتشاش درست ضد هم و دشمن هم هستند. باید این اصلاحات را انجام بدهید.

به همه شهدای عزیزی که ترور شدند، سوزانده شدند، با حمایت علنی و صریح و مستقیم رئیس‌جمهور فاسد آمریکا و رئیس فاسد رژیم صهیونیستی، به همه ملت و به همه خانواده‌ها برای چنین شهدای پر افتخاری تبریک عرض می‌کنیم و به خاطر صدمه‌ای که به این خانواده‌ها وارد شد، تسلیت عرض می‌کنیم. و انشاءالله این خون‌ها باعث بشود که هم مسئولین، هم مردم، هم نهادها همه بیدارتر بشوند، حساس‌تر بشویم و برای آینده از این سوءاستفاده‌ها پیشگیری کنیم. بله، بعضی مسائل هم هست که شما هر چه هم تلاش بکنید نمی‌توانید پیشگیری کنید، چون دشمن است، عمل می‌کند. آن وقت آنجا خیلی صریح و علنی و به ‌موقع می‌شود توی دهان دشمن و عوامل داخلی‌اش زد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha