شبکه افق - 13 آذر 1404

انسان معنوی شکست ندارد (زنانی که تاریخ به آنها تکیه داده است)

هفته بسیج - روز تکریم مادران و همسران شهدا

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ارادت به محضر شما عزیزان طلبه و بسیجی. بدون هیچ تعارفی و تملقی باعث افتخار من است که خدمت شما عزیزان و امثال شما برسم، زیرا از جمله مصادیق قطعی کسانی که مورد توجه و عنایت خاص خداوند هستند، آن مردان و زنانی هستند و خانواده‌هایی که وقتی بقیه خانواده‌ها به فکر خودشان هستند و دارند زندگی‌شان را می‌کنند، اینان به فکر کل بشریت‌ هستند در راه خدا، در راه نجات خلق‌های مظلوم و محروم، خودشان را به زحمت می‌اندازند و به خطر می‌اندازند. این یک توفیقی است که کسانی که عقیده ندارند این را یک توفیق نمی‌دانند، اما آن‌هایی که مسیر برایشان روشن است، این را بالاترین توفیق الهی می‌دانند.

خداوند در آیات متعددی در قرآن کریم وعده‌های بی‌نظیری به مجاهدین داده است، هم آن‌هایی که در میدان هستند و هم خانواده‌هایشان که آنان نیز در میدان هستند در واقع و در خط مقدم. یک وقتی بعضی خانم‌های رزمندگان و اصحاب و مجاهدین آمدند خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و گفتند: آیا طبیعی نیست که بین مرد و زن، مردان ما جهاد و نبرد می‌کنند و تکلیفشان این است که حقشان را ببرند و بالاترین پاداش‌ها را به دست آورند و ردیف انبیاء و اولیای خدا قرار گیرند؟ و تمام گناهانشان بخشیده می‌شود و... آن وقت ما که خانم هستیم، وظیفه جهاد نداریم، آیا ما از این پاداش‌ها محروم باشیم؟ پیامبر اکرم فرمودند: کی گفته شما محرومین؟ اگر پای ‌زنی، این روح بزرگ شما زنان و خانواده‌های اینان نباشد، مگر اینان می‌توانند مبارزه کنند؟ در واقع این عمود حرکت‌های آزادی‌بخش، جهاد برای نجات خلق‌های مستضعف، توده‌های محروم در دفاع از دین خدا، این خیمه‌ای است که دو عمود دارد: مرد و زن؛ مردان رزمنده و خانواده‌های رزمنده و مقاوم و صبورشان که گاهی همسر چون مردانی، هم کار مردشان را باید انجام بدهند، هم کار پدر، هم مادر و هم غیر او که این از چشم هر کس بیفتد، از چشم خداوند و فرشتگانی که مشغول ضبط اعمال‌اند، نمی‌افتد.

پیامبر به آن خانم‌ها فرمودند: شما در اجر و پاداش مردان‌تان، شوهران‌تان، پدران‌تان کاملاً شریک هستید؛ همان پاداشی که آنان می‌برند، شما می‌برید، علاوه بر این که شما غیر از تحمل سختی و دوری و مسائل دیگر، پاداش فرزندداری و پاداش‌های اضافی می‌برید. بنابراین، ولو این که زن سلاح برندارد، کاملاً مجاهد خط مقدم در رکاب پیامبر است در زیر پرچم توحید است و به نص صریح پیامبر اکرم پاداش جهاد را صد درصد می‌برد. حتماً سخت است و مشکلاتی دارد. من بیشتر توجهم به خانم‌ها و بچه‌هاست که ماه‌ها و هفته‌ها و سال‌ها دور بودن و دیدارهای مختصر و باز دوباره جدا شدن، حتماً این‌ها سختی‌هایی و مشکلاتی به لحاظ عاطفی و به لحاظ تأمین خانواده و مشکلاتی که خانواده‌ها دارند، حتماً دارند و به خاطر همین مشکلات است که خداوند وعده بالاترین پاداش‌ها را به مجاهد و خانواده مجاهد که خودشان مجاهدند داده است.

در آیه 218 سوره بقره: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ» (آن‌ها که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند، و آن‌ها که (در دیار خود) پناه دادند...). آن‌هایی که در راه خدا هجرت کردند و جهاد کردند، شما هم مهاجرید و هم مجاهد؛ دو تا فضیلت بزرگ. «الَّذِینَ آمَنُوا» آن‌هایی که ایمان را انتخاب کردند و وعده‌های خدا و انبیاء را باور کردند و «وَالَّذِینَ هَاجَرُوا» و آن‌هایی که از خانه و زندگی‌شان، از شهرشان دور شدند، رفتند به مناطق دیگری در سختی، در غربت، در جدایی تلاش کردند و فداکاری کردند و «جَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ» و در راه حق جهاد کردند، تلاش کردند، خودشان را به سختی و زحمت و خطر انداختند، خدای متعال می‌فرماید: «أُولَئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ»؛ این‌ها هستند که امید به رحمت خاص خدا دارند، یعنی خداوند یک رحمت عام به همه موجودات دارد ، یک رحمت خاص دارد که این به همه نمی‌رسد. چند گروه خاص را قرآن نام برده است که آن رحمت خاص الهی به این چند گروه می‌رسد: یک گروه آن‌هایی که بر اساس ایمان و باور - نه برای شهرت، نه برای پول، نه برای زور، نه برای مقام - برای حق؛ و بر اساس این ایمان هجرت کردند، از خانه و زندگی و شهرشان و خانواده‌شان دور شدند و در این راه جهاد می‌کنند، خودشان را به سختی و مشقت می‌اندازند. می‌فرماید: «أُولَئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ»؛ این‌ها هستند که امید به رحمت خاص خداوند دارند، می‌توانند امید داشته باشند. مجاهد و خانواده مجاهد مشمول رحمت خاص خداوند است. این وعده صریح خداوند است؛ خدا به شما این وعده‌ها را بر اساس خالی‌بندی نمی‌دهد، هر وعده‌ای که می‌دهد حق مطلق است و می‌فرماید خداوند صادق‌الوعد است یعنی امکان ندارد خداوند وعده‌ای بدهد و صادق نباشد. می‌فرماید: «وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ»؛ چه کسی از خداوند بیشتر پای تعهداتش می‌ایستد؟ چه کسی از خدا باوفاتر است؟ وفای بیشتری را نسبت به عهدش دارد و من عهد می‌کنم که مجاهد، خانواده مجاهد، مهاجر فی سبیل الله، کسی که از شهرش، کشورش، خانواده‌اش، زندگی‌اش به خاطر خدا دور شده، خودش را به سختی می‌اندازد، رحمت خاص من متوجه شماست. این وعده من با شماست که «وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛ خداوند می‌بخشد، غفور یعنی این وسط هر گناهی، ظلمی، خطایی هم که کردی که بالاخره همه انسان هستیم، خطاهایی داریم می‌فرماید همه آن‌ها را خواهم بخشید. خداوند نمی‌فرماید که غافر، بلکه می‌فرماید غفور، یعنی زیادی می‌بخشد، و رحیم؛ رحیم هم غیر از رحمان، رحمان رحمت عامه است که به همه موجودات، همه مخلوقات می‌رسد. رحیم رحمت خاص است. در مورد مجاهد و مهاجر می‌فرماید رحمت خاص خدا متوجه آن‌هاست و حساب کتاب‌تان با من؛ این وسط خطاها و گناهانی هم که کردید بخشیده خواهد شد.

در آیه 192 سوره بقره: «فَمَنْ جَاءَکُمْ مِنْکُمْ مُنْکَراً بَعْدَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (اما هر کس بعد از آن، از شما دست بردارد و به سوی کفر بازگردد، آنان ستمکارانند.) این آیه در مورد قتال و جهاد و مبارزه است.

من نمی‌خواهم کل آیات را بگویم، فقط می‌خواهم بعضی تعابیر را بگویم، وعده‌هایی که خداوند می‌دهد که؛ یکی از این‌ها کافی است که تمام مشکلات را آدم تحمل کند، چون آن‌هایی که این مشکلات را تحمل نکردند و وظیفه نشناختند و مشغول زندگی‌شان شدند با آن‌هایی که فداکاری کردند، دوران همه‌شان می‌گذرد. ما زمان جنگ خب در هر فامیلی آن سه چهار تا خانواده رزمنده داشتند، بقیه نگاه می‌کردند، نمی‌آمدند، بعضی هم که متلک می‌گفتند. خب الان نگاه می‌کنم آن‌هایی که آن زمان جبهه رفتند و آن‌هایی که نرفتند، همه‌شان الان دیگر یا از دنیا رفتند، آن‌هایی که نرفتند جبهه، آن هم از دنیا رفتند، یا مریض و گرفتار و فلان و تمام شد، مثل برق گذشت.

مجاهدین و قائدین و خائنین سه گروه هستند: مجاهد کسی که فداکاری در راه حق می‌کند. قائدین کسانی که حرف میزنن ولی عمل نمی‌کنند، فداکاری نمی‌کنند، فقط حرف‌های خوب می‌زنند، متدین و مذهبی هستند، زیارت می‌روند، عزاداری می‌کنند ولی جهاد نمی‌کنند. خائنین هم که خب معلوم است.

قرآن می‌فرماید: درست است که ساختن مسجد، مسجد الحرام و آب دادن به حجاج و این‌ها کار خوب و عبادت است، اما یک ‌وقت فکر نکنید این‌ها مثل جهاد است، چون بعضی‌ها می‌گویند کارهای جهاد و کارهای خطرناک و سخت و این‌ها مال شما، کارهای آسان مذهبی را ما انجام می‌دهیم، سر راه حاجی‌ها به آن‌ها آب می‌دهیم، مسجد می‌سازیم، کارهای خیریه می‌کنیم. قرآن می‌فرماید: بسیار خوب، کار خوبی می‌کنید و این‌ها پاداش دارد. قرآن می‌فرماید: یک ‌وقت فکر نکنید که مسجد را تعمیر می‌کنید، کسانی که تعمیر می‌کنند، مسجد الحرام مسجد الحرام که دیگر، پاک‌ترین و مقدس‌ترین مسجد، مسجد الحرام را تعمیر می‌کنید، آب می‌دهید به حجاج، این‌ها بارک الله، خدا قبول کند، اما یک ‌وقت نگویید که خب ما این کارها را کردیم به جای جهاد. می‌فرماید: هیچ کس در ردیف مجاهد نیست و خانواده مجاهد. گناهان مجاهد بخشیده می‌شود «وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ» و منتظرشان هم ننشینید، آن‌ها سراغ شما بیایند. هر جای عالم که خط استکبار، خط کفر و خط ظلم را پیدا کردید، سراغشان بروید. «فَإِنْ قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ» وقتی آن‌ها با شما می‌جنگند، وظیفه شما مبارزه با آن‌هاست.

یا در آیه دیگری می‌فرماید که اگر دشمنان ظلم و تجاوز برداشتند، شما هم دست از سلاح بردارید، ولی تا وقتی آن‌ها جنایت می‌کنند باید در برابرشان بایستید. «فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‌» اگر دست برداشتند، خیلی خب، گذشته جبران کنید. ولی وقتی ول نمی‌کنند، الان خیلی‌ها می‌گویند امام گفته اگر آمریکا آدم شد، ما رابطه برقرار می‌کنیم. بله الان هم می‌گوییم مگر آمریکا آدم شده است؟ آمریکا از زمان امام الان وحشی‌تر است، به افغانستان، به عراق، به سودان، به سومالی، به سوریه، به همه جا حمله می‌کند ول نمی‌کند که، آدم نشده‌. قرآن می‌گوید تا آدم نشده‌اند، باید بایستید. و همه هم اهل ایستادن نیستند. بعضی اصلاً دغدغه‌شان فقط شکم و خواب و تفریح و این‌هاست. یکسره دارند برای این جور چیزها نقشه می‌کشند. اصلاً چیزی به اسم حق، توحید، عدالت، خدمت به خلق، ایثار، اصلاً در ذهنشان نیست. این‌ها می‌گویند مگر آدم عاقل این کارها را می‌کند؟ آدم عاقل فقط باید بنشیند بخورد و بخوابد. اگر شد، سهم دیگران هم بقاپد! این می‌شود عاقل؟ این عقلانیت نیست، این نفسانیت و شیطنت است. اما عقلانیت، عقل همان است که قرآن می‌فرماید. می‌فرماید: «قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ» بجنگید با کسانی که با شما می‌جنگند، ولی نه بر اساس کینه‌های شخصی، و... بلکه «فی سبیل الله» باشد؛ آن‌ها برای منافع‌شان می‌جنگند، شما برای حق بجنگید، برای دنیا نجنگید، شما برای خدا، برای حق و «لَا تَعْتَدُوا» (تجاوز نکنید)، از خط قرمزهای الهی هم تجاوز نکنید. جنایاتی که آن‌ها می‌کنند، شما نکنید؛ «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد. شما دارید در راه خدا عمل می‌کنید.

در آیه دیگری در قرآن می‌فرماید که ما خودمان می‌توانستیم اراده کنیم کل دشمنان از بین بروند، اصلاً کافری نباشد. قرآن در این آیه می‌فرماید: ما اگر می‌خواستیم که اصلاً مشرک روی زمین نبود، همه بشر مادرزاد همه مؤمن بودند، ولی این ایمانی که ارزشی ندارد. ما که می‌توانستیم این کار را بکنیم ولی نکردیم، برای این که آن ایمانی ارزش دارد که بر اساس آزادی و آگاهی باشد. می‌فرماید: ما که اراده کنیم، کل دشمنان حق را یک «کن فیکون» کنیم دیگر هیچ اثری از آن‌ها نمی‌ماند، ولی ما می‌خواهیم شما بروید عمل کنید، فداکاری کنید، به دست شما باشد. بعد می‌فرماید: «حتی لَنَبلوَنّکم» حتی ما داریم آزمایش‌تان می‌کنیم. خودمان بلد بودیم که یک بشکن بزنیم کل این‌ها نابود بشوند و اصلاً دشمنی در کار نباشد. کل جهان در اختیار موحدین باشد. اصل فلسفه خلق این نیست. فلسفه خلق امتحان است؛ باید همه امتحان بدهند که چه کسانی آن طرف می‌روند و چه کسانی این طرف می‌آیند. چه کسانی مجاهدین، چه کسانی قائدین و چه کسانی خائنین هستند، باید امتحان بدهند. اصلاً قرآن می‌فرماید: شما باید از هم جدا بشوید. این سختی‌ها، مشکلات، بیماری، مرگ، فقر، گرفتاری که در سختی‌هایش سراغ‌مان می‌آید، هم مؤمن و هم کافر. یک بخشی هم هست که ما خودمان سراغ آن‌ها می‌رویم سراغش، ما یعنی شما سراغش می‌روید. می‌فرماید که اصلاً ما این شرایط را همین جور دنیا ساختیم. «لنبلونکم» سه‌تا تأکید در این هست که قسم می‌خورد که تردید نکنید، تک‌تک شما را، تک‌تک این خانواده‌ها، همه‌تان آزمایش می‌شوید. قرآن می‌فرماید: هیچ کس را نمی‌گذاریم از دنیا بدون ده‌ها آزمایش، صدها آزمایش برود، همه آمدند در آزمایش. بی شک شما را خواهیم آزمود «حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنْکُمْ وَالصَّابِرِینَ» تا معلوم شود چه کسانی مجاهد هستند و چه کسانی نیستند. چه کسانی صابر هستند و اهل مقاومت هستند، قوی هستند، از پا درنمی‌آیند، شک نمی‌کنند، مأیوس نمی‌شوند، نمی‌ترسند. ما می‌خواهیم روشن شود، برای خدا که روشن است. می‌گوید: «حَتَّى نَعْلَمَ» تا ما بدانیم، معنی‌اش این نیست که ما نمی‌دانیم. ما که می‌دانیم تا شما خودتان رشد کنید، چه کسانی می‌شوند جز مجاهدین و صابرین و «وَنَبْلُوَ أَخْبَارَکُمْ» باید اخبار شما آشکار شود، باید شما آزمایش بشوید، حدیث نفس هر کدامتان باید علنی شود و باید بشکفید، هر چه درون همه‌تان هست باید بیرون بریزد. درون یک عده عطر و گلاب است، یک عده هم لجن است. قرآن می‌فرماید این بوی گلاب و این بوی لجن باید بزند بیرون. و این پنجاه، شصت سال، هفتاد سال، فوقش هشتاد سال که کسی بیشتر از این در این عالم نیست، قرار نیست کسی این‌جا بماند. اینجا جای امتحان است. قرآن می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا» وقتی که با دشمن روبرو می‌شوید، وقتی چشم در چشم‌شان قرار می‌گیرید، محکم باشید. خداوند می‌توانست اصلاً کاری کند این‌ها نیایند، اصلاً نباشند، می‌خواهد آن‌ها باشند، شما هم باشید. شما باید رشد کنید. هشتاد درصد مردم دنبال این چیزها نیستند، رشد نمی‌کنند، نمی‌فهمند، همین طور صبح تا شب فقط چی بخرند، چی بخورند، از این تفریح، حالا تفریح بعدی چه کار کنیم، بعد چه کار کنیم، مدام توی این نخ‌ها هستند! «یتمتعون کالانعام» همانطور که چهارپایان می‌چرند – نمی‌خواهد توهین کند می‌خواهد توصیف کند، توهین نیست - چهارپاها می‌چرند، هیچ آرمان و هدفی ندارند غیر از چریدن، اصلاً شب بخوابد به امیدی که صبح بچرد، صبح می‌چرد به امید شب بخوابد. این‌ها اکثریت مشغول همان زندگی طبیعی غریزی‌اند. «لَا یَعْقِلُونَ» از عقلشان استفاده نمی‌کنند، با عقل زندگی نمی‌کنند. «لو یشاءالله» اگر خداوند اراده کند «لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَکِنْ لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ» خداوند خودش می‌توانست از این‌ها انتقام بگیرد، می‌تواند این‌ها را نابود کند، اما قرار است شما امتحان بدهید، قرار است مردم امتحان بدهند که چه کسانی چه می‌گویند و چه عمل می‌کنند. خدا می‌خواهد شما را با همدیگر بیازماید. و بعد قرآن می‌فرماید: آن‌هایی که در این مسیر سختی می‌کشند، دوری، گرفتاری، مشکلات، تا آن کسانی که دیگر شهید شدند، «لَنْ یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ» به هیچ وجه اعمال آن‌‌ها باطل نخواهد شد، گم نخواهد شد، کوچکترین عمل آن‌ها و مشکلات آن‌ها دارد ثبت می‌شود. ما یک چیزی داریم به نام «جریده عالم»، دارد آنجا ثبت می‌شود اغلب ما فکر می‌کنیم دنیا شیرتوی‌شیر است! هر کسی فداکاری کرده کرده، هر کسی هم مفت‌خوری کرد کرده!. آیه دیگر می‌فرماید که سبک و سنگین حرکت کنید « وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» از اموالتان و از راحتی‌تان از جانتان در راه حق بگذرید، « ذلِکُم خَیْرٌ لَکُمْ» (به نفع شماست). این به نفع ما نیست، به نفع شماست. می‌گویند در راه خدا این کار را بکن، معنی‌اش این نیست که برای خدا یک منفعتی دارد، «خَیْرٌ لَکُمْ» شما رشد می‌کنید، شما نجات پیدا می‌کنید. هر کسی بیشتر فداکاری کرد « إِن کُنتُم تَعلَمونَ» (توبه/ 41)؛ اگر بدانید، یعنی اکثر افراد نمی‌دانند، ما فکر می‌کنیم هر کسی بیشتر فداکاری کرده، انفاق کرده، ایثار کرده، مثلاً به محرومین کمک کرده، این از جیبش رفته! آن کسی که بیشتر خورده و کمتر به دیگران داده، این سود کرده است. قرآن می‌گوید: دقیقاً عکس است. عکس قضیه است؛ هر کسی بیشتر خورده و به دیگران نمی‌دهد او آنچه که بیشتر می‌خورد به مدفوع تبدیل می‌شود چند ساعت بعد می‌روی تخلیه‌اش می‌کنی، چیزی برایت نمی‌ماند. آن که برایت می‌ماند، آن است که برای خدا به دیگران خدمت کردی، فداکاری کردی، او برای تو می‌ماند، تو آن‌جا به نفع خودت کاری کردی.

خداوند در آیه دیگر می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ» (خداوند جان و مال مؤمنان را در برابر بهشت از آنان خریداری کرده است).

من خریدار شما هستم، من طرف معامله شما هستم. می‌فرماید: مجاهد و مهاجر بداند پای میزی نشسته که آن طرف میزش من هستم. «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى» خدا خریدار شماست، من مشتری شما هستم. «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» از آن‌هایی که ایمان آوردند من خریدار شما هستم. شما دارید جان و مال و آرامش‌تان را می‌گذارید، ما می‌فهمیم برای چه دارید می‌گذارید. شما با بقیه فرق دارید. کمترین وعده من در این معامله بهشت است. «وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ» و چه کسی از خداوند به تعهدش وفادارتر است؟ قرآن می‌فرماید: به وعده خدا، به تعهد من شک داری؟ من دارم با شما معامله می‌کنم. چه کسانی؟ مجاهد. خانواده مجاهد که خودشان مجاهد هستند. می‌گوید من دارم با شما معامله می‌کنم. «فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ»؛ به این معامله‌ای که کردید، به این تجارتی که کردید بشارت دهید. بشارت، مژده. «وَ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»؛ می‌فرماید که فوز عظیم برای شما است.

حالا من می‌گویم که بفهمیم؛ می‌فهمیم ولی بیشتر بدانیم که خداوند چه وعده‌هایی به رزمنده، به مجاهد، به خانواده مجاهد می‌دهد. خدا بیش از همه می‌داند که چه مشکلاتی تحمل می‌کنند. دغدغه، نگرانی، چه می‌شود، فلان، بچه‌ها، این‌ها.

در آیه دیگر می‌فرماید: «آن‌هایی که هجرت کردند، از خانه و زندگی خود دور شدند، جهاد کردند «أُولَئِکَ مِنکُم»؛ آن‌ها خودی هستند. می‌شود روی آن‌ها حساب کرد. آن‌ها از شما هستند». «إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»؛ هیچ ‌چیز از آگاهی خداوند مخفی نمی‌ماند. خداوند می‌گوید: «فکر نکنید که دیده نشد، شنیده نشد، خریده نشد؛ همه ‌چیز دارد ثبت می‌شود، دیده شد، خریده شد. «إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»؛ هیچ‌ چیزی نیست که خداوند به آن آگاهی نداشته باشد؛ آگاهی مطلق. اول او است، آخر او است، ظاهر او است، باطن او است.

ببینید، مجاهد در نگاه اسلامی و اهل‌بیت(علیهم‌السّلام) یک آدم چندبُعدی است؛ یک‌بعدی نیست. تهِ آن آدم نظامیِ یک‌ بُعدی، گلادیاتور می‌شود. تهِ آن، کماندوهای آمریکایی و غربی و این‌ها می‌شود. اولاً اسم آن‌ها از خود آن‌ها بزرگ‌تر است. شهید قاسم سلیمانی(رضوان‌الله‌علیه) یک بچه عشایریِ دهاتیِ پشتِ‌کوه بود که وقتی خدا پاسخ اخلاص را می‌دهد، بزرگ‌ترین شخصیت جهان، بزرگ‌ترین تشییع‌جنازه جهان می‌شود. هزار مجلس ختم در هند تا تظاهرات با عکس او در نزدیک بیست ایالت آمریکا که عکس رئیس‌جمهور خودشان، ترامپ را پاره می‌کردند و عکس سلیمانی و ابومهدی را بالا بردند. یک چریکِ قدّیس؛ چریک بین‌الملل و قدّیس. سپاه قدس یعنی نهضت آزادی‌بخش برای کل ملت‌ها و خلق‌های جهان. می‌دانید معنی سپاه قدس چیست؟ یعنی من انسان هستم و نگران همه بشریت. نه به ملیت آن‌ها کار دارم، نه به مرزها، نه به نژاد آن‌ها، نه به جنسیت آن‌ها، نه طبقه‌ آن‌ها، حتی به دین و مذهب آن‌ها. انسان مستضعف و مظلوم هر جا باشد، گرفتار استبداد، استعمار، استکبار باشد که خود آن‌ها نمی‌توانند و می‌ترسند، من می‌روم؛ فدای آن‌ها می‌شوم. بزرگ‌ترین تمثال دفاع از حقوق بشر است؛ حقوق بشر واقعی این‌ها است. بزرگ‌ترین اخلاق الهی و انبیایی؛ نگران ملت‌های مستضعفِ دربند، بدون هیچ چشم‌داشتی. هیچی برای خودم نمی‌خواهم. خودم و خانواده‌ام را به زحمت می‌اندازم. من مجاهد بین‌المللی هستم؛ معنی آن این است.

من در خیبر یادم است که زیر آتش دشمن، شیمیایی، منطقه وضع عجیب بود. بعد یک بچه روستایی را دیدم که پشت او نوشته بود: «انقلاب اسلامی پشت مرزها منتظر ویزا نمی‌ماند». اصلاً انقلاب ما به خاک و خون و نژاد و قومیت و مرز و این‌ها نیست... دیگر انقلاب انسانی است؛ نگران کل بشریت است. هر ملتی، آفریقا، آسیا، آمریکا، شرق، غرب، جنوب، شمال؛ هر ملتی کمک بخواهد و بتوانیم برویم، می‌رویم. ایدئولوژی انقلاب ما، اوضاع منطقه را عوض کرد. شوخی است آقا؟ کشور ما تا سی-چهل سال پیش خودش یکی از نوکرهای این‌ها بوده است. در ایران نزدیک صد هزار مستشار آمریکایی، انگلیسی، اسرائیلی بودند؛ همه‌ چیز تحت کنترل آن‌ها بوده است. حالا اینجا منشأ بزرگ‌ترین جبهه مقاومت در جهان امروز و یک انقلاب بین‌المللی و جهانی شده است. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا خودش می‌گوید: ما هفت هزار میلیارد دلار خرج کردیم و شکست خوردیم؛ از چه کسی شکست خوردند؟ مگر ما این‌قدر پول داشتیم یا داریم که اصلاً بدهیم؟ اگر پول حلال بود که عربستان میلیاردها دلار، قطر، امارات، خود آمریکا، این‌ها میلیاردها میلیارد دلار پول خرج کردند. خود آن‌ها می‌گویند: «چند هزار میلیارد دلار پول خرج کردند، شکست خوردیم. خود آن‌ها می‌گویند در عراق، در یمن، در لبنان، در غزه، فلسطین، در افغانستان، همه‌جای آن شکست خوردند. از چه کسی شکست خوردند؟ از ایدئولوژی انقلاب اسلامی، از مقاومت خانواده‌ها شکست خوردند. این خدمت به این خلق‌ها در دنیا و آخرت می‌ماند.

قرآن می‌فرماید که به مسلمان‌ها می‌گوید: «مَا لَکُم»؛ شما را چه شده است؟ «لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»؛ در راه خدا مبارزه نمی‌کنید؟ «وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ»؛ برای نجات مستضعفین جهان. «مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ»؛ چرا در دفاع و کمک به مردان و زنان و کودکانی که «یَقُولُونَ» جهاد نمی‌کنید؟ می‌گویند که خدایا به داد ما برس، زور ما نمی‌رسد، ما له شدیم، دارند ما را نابود می‌کنند؛ خدایا به ما کمک کن و کسی جواب آن‌ها را نمی‌دهد. شما را چه شده است که نشستید نگاه می‌کنید؟ شما که می‌توانید کمک کنید. یعنی آن‌هایی که این کارها را نمی‌کنند باید جواب بدهند؛ دارند فعل حرام انجام می‌دهند. مسئله جهاد و شهادت این‌قدر مهم است که شهیدترین شهدا... همه اهل‌بیت شهید شدند. تنها مذهبی که همه رهبران آن شهید شده‌اند شیعه است که نشان می‌دهد اصلاً این مذهب از اساس، سیاسی و عدالت‌خواه است. همه‌شان شهید شدند. شهیدترین این شهدا امام حسین است؛ آن وضعی که در کربلا پیش آمد.

چرا ما این‌همه روایت داریم که می‌فرمایند: زیارت قبر حسین و سجده بر خاک و تربت حسین پاداش آن مضاعف و چند برابر است؟ همه اهل‌بیت گفتند زیارت حسین. امام باقر(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: «لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ»؛ اگر مردم بدانند که «مَا فِی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ»؛ زیارت قبر حسین بزرگداشت امامت و شهادت است. «مِنَ الْفَضْلِ»؛ چقدر فضل و فضیلت و پاداش دارد، «لَمَاتُوا شَوْقاً»؛ از شدت شوق و عشقِ زیارت حسین می‌میرند. اصلاً نرفته و نرسیده، از شوق زیارت حسین می‌میرند. این برای چیست؟ فرق امام حسین با بقیه ائمه چیست که این‌قدر راجع به زیارت او، اسم او، قبر او حرف می‌زنند؟ تفاوتش در شدت شهادت است وگرنه همه‌شان شهید شدند. جهاد. آن خطر بزرگ.

در روایت، امام باقر(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: «امر به معروف و نهی از منکر». یعنی چه؟ یعنی نظارت، انتقاد، اعتراض، مبارزه. امر به معروف یعنی پیشنهاد. نهی از منکر یعنی انتقاد، اعتراض. یعنی «چه نباشد» می‌شود نهی از منکر، «چه باشد» می‌شود امر به معروف. به وضع موجود اعتراض می‌کنیم، هم به جای آن پیشنهاد داریم. «این‌جوری غلط است». حالا چه کار کنیم؟ این نهی از منکر. امر به معروف «این‌جوری درست است». در همه ابعاد؛ مسائل اجتماعی، اخلاقی، خانوادگی تا مسائل جهاد.

این نوع حضور اجتماعی، حساسیت اجتماعی، مسئولیت‌پذیری، انتقاد، پیشنهاد «سَبِیلُ الْأَنْبِیَاءِ»؛ این خط انبیاء است. این خط، خط پیغمبران است. و مجاهد؛ بزرگ‌ترین ناهی از منکر است؛ دارد نهی از منکر می‌کند. اصلاً انقلاب، چی بوده است؟ انقلاب، امر به معروف و نهی از منکر است. صدور انقلاب چیست؟ امر به معروف و نهی از منکرِ جهانی، خدمت به کل بشریت. «مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ»؛ این مسیر همه صالحان تاریخ بوده است. با آن صالحین ملحق می‌شوید. «فَرِیضَةٌ عَظِیمَةٌ»؛ بزرگ‌ترین واجبِ بزرگ، تکلیف بزرگ. «بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ»؛ بقیه واجبات و احکام خدا... اگر این انتقاد و اعتراض و نظارت و حساسیت و این مبارزه و جهاد نباشد، بقیه احکام خدا نابود می‌شود.

اگر خانواده‌ها و افراد و همه کسانی که در طول تاریخ بودند و الآن هم در سراسر دنیا هستند... اگر این تیپ آدم‌ها نباشند، کل احکام خدا از بین می‌رود.

عکسی فرستادند که مکه به اسم کرونا، خانه خدا کلاً خالی است؛ در کل مسجدالحرام مثلاً ده نفر نیستند. بعد در جده، در همین کشور کنسرت گذاشتند؛ برای خواننده‌های خارجی این سالن کنسرت پر از جمعیت است. آنجا دیگر کرونا نیست! یعنی اگر به آن‌ها رو بدهی، کنار خانه خدا دیسکو، شراب و مشروب‌فروشی می‌زنند. می‌گوید: یک طواف بکن، باز بعد بیا یک عرقی بزن خستگی در کن! یک چیز کن، باز دوباره برو طواف بعدی! بین هر دو تا طواف یک موادی، شرابی، یک دیسکو رقصی، باز دو تا طواف، بین‌الطوافین! این‌ها این‌جوری هستند. چون اصلاً معاویه و یزید همین اسلام بود. می‌دانید معاویه گفت نماز جمعه را چهارشنبه بخوانیم؛ همه ایستادند چهارشنبه نماز جمعه خواندند! حاکم اسلامی مدینه، ولید، صبح توی محراب آمده است، در حکومت اسلامی 50- 60 سال هنوز از پیغمبر بیشتر نگذشته است. توی محراب نماز خوانده، نماز صبح را چهار رکعت خواند. یکی کنارش آمد گفت آقا صبح است. مشروب خورده بود، مست بود. گفت خب صبح باشد. گفت صبح دو رکعت است نه چهار رکعت! گفت الآن حالم خوب است، هرچه می‌خواهی نماز می‌خوانم. الآن شنگول هستم، چهار رکعت که هیچی، نماز صبح هشت رکعت هم بخواهید می‌خوانم! بعد هم توی محراب استفراغ کرد، بالا آورد؛ از بس شراب خورده بود. این‌جوری می‌شود.

می‌دانید زمان معاویه بهترین رقاص‌ها و خواننده‌ها و مطرب‌ها و سلبریتی‌های آن موقع در حجاز، در جهان اسلام، در مکه و مدینه بود بودند. از شهرهای دیگر می‌آمدند پول می‌دادند به شهرشان می‌آوردند که این‌ها مثلاً برایشان بزنند و برقصند. مشروب‌فروشی و فاحشه‌خانه و رقاصی هست، عبادت هم هست؛ صبح برو آنجا، عصر هم بیا اینجا! این‌جوری می‌شود.

قرآن می‌گوید اگر کسانی از شما نباشند که در برابر آن‌ها بایستند، نه‌ تنها مساجد بلکه کلیساها، صومعه‌ها، همه نابود خواهد شد. شماها نباید بگذارید. در جنگ احد که به حرف پیغمبر نکردند، آن اتفاق افتاد، بعد داشتند همه یکی‌یکی همین‌جوری شهید می‌شدند. رسول خدا به سجده رفتند گفت خدایا اگر همین عده‌ای که ماندند، اگر این‌ها امروز شهید بشوند، کشته بشوند، «لَنْ تُعْبَدَ عَلَى الْأَرْضِ»؛ دیگر روی زمین کسی تو را عبادت نخواهد کرد. این‌ها آخرش هستند، همین‌ها ماندند. این‌ها به من... اگر این‌ها امروز کشته بشوند، شهید بشوند، این‌ها به بهشت می‌روند ولی دیگر کفر برای همیشه بر کل کره زمین حاکم می‌شود. ببینید چه شرایطی بود.

توی صحنه بودن، امر به معروف و نهی از منکر یعنی حضور در صحنه. همه ‌چیز به ما مربوط است. مأیوس نمی‌شویم، نمی‌ترسیم، خسته نمی‌شویم، شک نمی‌کنیم. این باعث می‌شود «بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ»؛ همه احکام دیگر با این جهاد است که حفظ می‌شود، با این انتقاد و نظارت عمومی. «تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ»؛ امنیت می‌خواهید؟ امنیت راه‌ها و جاده‌ها، امنیت زندگی، شرط آن این نظارت و حضور و حساسیت است. «وَ تَحِلُّ الْمَکَاسِبُ»؛ می‌خواهید تجارت و بازار و اقتصاد شما درست باشد، سر پا بایستد؟ باید کسانی بیش از بقیه فداکاری کنند؛ من هم بیش از بقیه پاداش خواهم داشت. «یُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ، تُرَدُّ الْمَظَالِمُ»، «تَعْمُرُ الْأَرْضُ»؛ زمین آباد می‌شود. عمارت، توسعه، پیشرفت؛ بدون این انتقاد و پیشنهاد و حضور اجتماعی و حضور در صحنه نمی‌شود؛ این امر به معروف، نهی از منکر و جهاد و مبارزه. می‌خواهید ظلم عقب برود؟ «تُرَدُّ الْمَظَالِمُ»؛ جلوی ظلم بایستید، مظالم و بی‌عدالتی‌ها جبران بشود، باید توی صحنه باشیم. «تَعْمُرُ الْأَرْضُ»؛ می‌خواهید زمین آباد بشود, اقتصادتان، جامعه‌تان، کشورتان به رفاه برسد باید توی صحنه باشید؛ و از دشمنان‌تان اگر باید انتقام گرفته بشود، جلوی آن‌ها بایستید وگرنه می‌آیند به جان و مال و ناموس شما رحم نمی‌کنند. شرط آن این حضور در صحنه، نظارت و جهاد است. «وَ یَسْتَقِیمُ الْأَمْرُ»؛ اگر بخواهید هر کارتان درست بشود، شرط آن این است. نباید بی‌تفاوت بشویم، بی‌طرف بشویم، بگوییم ما هم مثل بقیه، سری که درد نمی‌کند دستمال نبند، نمی‌دانم به ما چه، به تو چه، مگر من چی هستم! مگر ما قیم همه ‌چیز هستیم؟ ما مسئول همه ‌چیز هستیم؟ پیامبر می‌گویند: «بله، «کُلُّکُمْ رَاعٍ»؛ تک‌تک شما، همه شما مسئول هستید. «وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ»؛ تک‌تک شما مسئول هستید. بقیه مسئولیت خود را نمی‌شناسند، شما بشناسید. بعد هم فرمودند از هیچ ‌کس نترسید.

امام باقر (علیه‌السّلام) فرمودند: «مَنْ تَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ لاَ یُغْلَبُ»؛ راز شکست‌ناپذیری، باور کردن خداست. لفظ خدا نه، خود خدا؛ چون لفظ خدا را همه می‌گویند. لفظ توکل را همه می‌گویند. «خدایا توکل بر تو»؛ مگر این توکل است؟ این ادای توکل است. توکل که این است که خدایا توکل بر تو! مگر توکل کردن کار آسانی است؟ همه می‌توانند توکل کنند؟ توکل یک عمل قلبی است. توکل یعنی خدایا تو وکیل من هستی، همه کارهایم دست تو است، من به وظیفه‌ام عمل می‌کنم، هرچه تو بخواهی و تو بگویی همان است. فرمودند اگر خدا را وکیل بگیرید، محکم باشید، محال است شکست بخورید؛ «لاَ یُغْلَبُ»؛ محال است شکست بخورید. حتی پیروزی دنیوی هم پیدا می‌کنید. خب الآن این پیروزی‌هایی که به دست آمده شوخی بوده است؟ مگر ما با دست خالی... چه کسی این پیروزی‌ها را باور می‌کرد؟ آن‌طرف دارند هزاران هزار میلیارد پول خرج می‌کنند؛ برای چه این‌ها شکست می‌خورند، هی عقب می‌روند؟ «وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ لَا یُهْزَمُ»؛ فرمودند توی مسیر حق قوی باشید، نترسید. هر کس چنگ بزند، دست خدا را بگیرد، «لَا یُهْزَمُ»؛ شکست‌ناپذیر است.

امام می‌گفت وقتی هدف معنوی است، شکست معنی ندارد. هدف معنوی شکست ندارد چه به لحاظ مادی شکست بخوری و چه پیروز بشوی پیروز هستی. قرآن می‌گوید چه پیروز بشوی چه کشته بشوی «إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ»؛ اصلاً آدم معنوی شکست ندارد. شکست مال آدم‌های مادی است. آدم‌های مادی، پیروزی‌شان هم شکست است. معنوی، شکستش هم پیروزی است. اگر با خدا وصل بشوید، شما شکست‌ناپذیرید. شما از خدا بترس همه از تو می‌ترسند؛ شما عاشق خدا باشد همه عاشق تو می‌شوند. فرمانده سپاه قدس نمونه حی و حاضر آن بود. شما دیدید که اصلاً کسانی که این چیزها را قبول نداشتند یا توی انتخابات گاهی رأی هم نمی‌داده. یک‌جوری برای قاسم سلیمانی اشک می‌ریزد. بعد چند وقت پیش‌ها خودش می‌گفت آقا پول‌هایمان را بردند عراق، سوریه، فلسطین خرج می‌کنند و... بعد برای قاسم سلیمانی هم گریه می‌کرد! گفتم نگاه کن، آن که می‌گویی پول‌ها را می‌برد همین بود ها که داری برایش گریه می‌کنی. این رئیس تروریست‌ها بود، بزرگ‌ترین تروریست دنیا بود. این‌ها توی دنیا داشتند می‌جنگیدند. این یک وقت توی افغانستان، یک وقت می‌رود توی فلسطین اشغالی بیخ گوش صهیونیست‌ها، یک وقت می‌روند توی تشکیلات‌های داعش وسط آن‌ها. این‌ها همان‌هایی هستند که همه‌جا می‌گویید بهانه دست دشمن دادند؛ همین قاسم سلیمانی بود. گیرش آوردیم!

امام باقر(علیه‌السّلام) می‌گوید: «هر کس فقط از خدا بترسد، همه دشمنان از او می‌ترسند؛». هر کس فقط خدا را محور بگیرد، عاشق خدا باشد، همه عاشقش می‌شوند. هر کس خدا را اطاعت کند، همه اطاعتش می‌کنند. قلب‌هایشان تسلیم می‌شود؛ هرچه می‌گویند، تو بگو، می‌گویند. مهمات بچه‌ها تمام شده بود، تانک دشمن بالا آمده بود، زخمی‌های ما را له می‌کرد، تیر خلاص می‌زدند. از صبح تا غروب توی آن عملیات سه بار ترکش خوردم؛ از بس آتش سنگین بود. یعنی توی زمین هم خوابیده بودیم می‌خوردیم. توی آن شرایط مهمات تمام شده بود. یکی از بچه‌ها که برادر فرمانده گردان بود. سه تا از برادرهایش شهید شدند. سومی‌اش آنجا شهید شد. یک طلبه‌ای بود، خودش هم ترکش خورده بود، تمام این پهلوش شکافته بود، خون می‌زد. تانک‌های دشمن داشتند می‌آمدند بالا، خوابید گفت که حسینی‌ها بلند شوند. خب خیلی‌ها زخمی و شهید افتاده بودند. یک هفت-هشت-ده نفر از بچه‌ها... من زخمی بودم افتاده بودم. دیدم بلند شدند. آن طلبه هم جلوتر از همه. این‌ها زدند وسط تانک‌ها. صدای عراقی‌ها هم می‌آمد. تقریباً جنگ تن‌به‌تن بود. تانک‌ها زدند رفتند عقب. یک هفت-هشت-ده تا از بچه‌ها، خب بعضی‌شان دیگر برنگشتند. یکی از این‌ها که جانباز بود گفت ما رفتیم آنجا وسط این‌ها زدیم، ما مهمات که نداشتیم. اصلاً هفت-هشت نفری یک گوله آرپی‌جی داشتیم، یکی یک دونه نارنجک داشت. رسیدیم وسط کنار لای این تانک‌ها با مشت می‌زد روی تانک می‌گفت بیایید بیرون. کسی که به آن قدرت مطلق وصل شد دیگر نمی‌ترسد. از آن طرف

فکر نکنید رزمنده مجاهد یک آدم قسی‌القلب، خشن، خشک است. مؤمن اهل شوخی است. یکی از کسانی که امام باقر فرمودند پاداش الهی دارد، کسی است که توی جمع بقیه را بخنداند. جوک‌های خرکی نه، تبسم بیاورد. مجاهد یک آدم خوش‌اخلاق است، مؤدب است، متواضع است.

حالا یک چیزهایی بگویم به نفع خانم‌هایتان است، به ضرر خودتان است. به مردان فرمودند که اگر بخواهید بدانید خداوند چقدر از شما راضی است، از همسرانتان باید بپرسید چقدر از شما راضی است. – می‌گویند این راجع به مادرهاست – نه، راجع به مادر هست، همسر هم هست. اولاً مادرها هم همسر یک کسی است.

رضایت همسر؛ پیامبر اکرم فرمودند هر کس نسبت به همسرش لطیف‌تر، مهربان‌تر باشد به خداوند نزدیک‌تر است. «وَ أَنَا أَلْطَفُکُمْ بِأَهْلِی»؛ من از همه شما با همسرم و خانواده‌ام لطیف‌تر و مهربان‌ترم. هیچ‌کدام‌تان به اندازه من با همسرانتان مهربان و اهل لبخند و تواضع و ادب نیستید. این پیامبر اکرم است. قساوت قلب علامت سقوط است. بعضی‌ها فکر می‌کنند انقلابی و حزب‌اللهی یعنی یک آدم خشن است که نه لبخند، نه محبت، نه عشق، هیچی سرش نمی‌شود، یک تیکه سنگ است. این‌هایی که سنگ‌اند، مؤمن نیستند. این‌هایی که قسوت قلب دارند، خشن‌اند. قساوت قلب یعنی خشونت.

امام باقر(,) فرمودند آدم‌های خشن و خشونت‌طلب مؤمن نیستند. مؤمن قلبش نرم است. مؤمن مهربان است. مؤمن اشکش زود در می‌آید. کسی را ببیند مشکلی چیزی دارد، نمی‌تواند خودش را کنترل کند. مؤمن مجاهد اسلامی احساساتی است؛ اشکش دم مشکش است و لبخندش همیشه بر چهره‌اش است. بزرگ‌ترین عذاب این خشونت و خشونت‌طلبی و قساوت قلب است؛ عذابی بالاتر از این نیست. جهنم توی همین دنیا خودشان را نشان می‌دهد توی بعضی خصلت‌ها؛ یکی‌اش این خشن بودن و خشونت‌طلبی و قساوت قلب است. بی‌رحمی، بی‌عاطفگی، بی‌احساسات بودن. این کسانی که اصلاً نه گریه می‌کنند نه می‌خندند، خشک‌اند، این‌ها سقوط است، این‌ها انسانیت نیست. یعنی احساسات بر عقلت نباید غلبه کند، نه این که نباید احساساتی باشی. لبخند دائمی بر لب داشتن. تبسم، با لبخند با مردم روبه‌رو بشید، همین‌طور مجانی ثواب می‌برید.

«تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِی وَجْهِ أَخِیهِ حَسَنَةٌ»؛ چهره به چهره با برادرش، خواهرش، با مردم، با دیگران با لبخند روبه‌رو بشود، این حسنه است، ثواب است.

ما هر وقت اسم حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) را می‌شنویم یاد گریه و اشک می‌افتیم چون مظلوم است. مظلوم بزرگ تاریخ است. ایشان به تنهایی بعد از آخرین نهضت انبیایی با همان اشک‌ها و اعتراضات و سخنرانی‌هایش جلوی انحراف حکومت اسلامی را گرفت. اما این روایت را از حضرت زهرا نمی‌شنویم که ایشان فرمودند: جامعه دینی جامعه‌ای است که مردم همه با لبخند با هم روبه‌رو بشوند. ببینید چقدر لبخند بر لب‌های مردم است. جامعه دینی، خانواده مسلمان، یک خانواده پر از استرس، خشونت، قهر نیست. جدی هستیم، اما جدی بودن بداخلاق بودن و خشک بودن نیست. بعضی‌ها به خیال‌شان قاطعیت یعنی تکبر. تکبر بد است، قاطعیت خوب است. بعضی‌ها فکر کردند تواضع یعنی ذلت. تواضع خوب است، ذلت بد است.

اصالت لبخند؛ خانواده متدین و جامعه دینی معیارش این است. فرمودند یکی از خصلت‌ها این است. - حالا به من می‌گویند تو همین‌جوری همه‌ش با همه دعوا داری گفتم این فیزیک چهره و قیافه‌ام این‌جوری است برخلاف قلبم که مهربان است - تیپولوژی شخص و جامعه مؤمن و مجاهد لبخند باشد. حضرت زهرا(س) فرمودند همه با لبخند با هم روبه‌رو شوید. توی خیابان هر کس هر کسی را می‌بیند لبخند بر لبش ببیند. به هم استرس و اضطراب منتقل نکنید. این جز حق‌الناس که با قیافه و تیپ و طرز حرف زدنتان دیگران را نگران کنید. ما مجاهدتر از پیغمبر که نداریم دیگر، معنوی‌تر از او که نداریم. درخت‌های توی حیاط خانه پیغمبر اسم داشتند؛ نمی‌گفتند آن درخته! انگار که آن یک کسی است. رابطه عاطفی و احساس بوده. یک جا پیامبر به اصحاب فرمودند «عَمَّتُکُمُ النَّخْلَةُ»؛ درخت نخل عمه‌ت است، درخت زیتون خاله‌ت است. آن گلی که آنجا روی درخت است، آن دخترخاله‌ت است، آن پسرعمویت است. گفت من خاله و عمه ندارم. گفتند خب به محیط سبز، گیاه‌ها، درخت‌ها، گل‌ها برو؛ آن‌ها عمه و خاله‌ات می‌شوند. یعنی حتی گیاهان هم با ما فامیل‌اند، ما هم‌خانواده‌ایم؛ چه برسد به حیوانات!

طرف گفت اسم بچه‌ات را چی گذاشتی؟ یک اسمی را گفت. گفت آن فحش نیست اسم آهو است، گفت حیوان حیوان است دیگه، چه فرقی دارد!

حالا راجع به حیوانات، محبت به حیوانات ببینید دینی که می‌گوید جهاد، همین دین می‌گوید... طرف روی اسب نشسته، به اسبش تازیانه می‌زند. امام(ع) می‌فرمایند: برای چی این حیوان را می‌زنی؟ گفت برای که تندتر برود! گفت تو می‌دانی با این زدی توی صورت حیوان، حیوان با صورتش عبادت خدا را می‌کند؟ یک کسی سوار اسبی بود به آن اسب فحش داد، امام(ع) گفتند چرا به حیوان فحش می‌دهی؟ گفت آقا حیوان است، به حیوان هم فحش ندهیم؟ فرمودند به حیوان هم نباید فحش بدهی!

آمده می‌گوید آقا یک ساری توی ایوان خانه ما لانه کرده، می‌شود بخورمش؟ حلال است؟ فرمودند حالا گوشتش حلال است، برای چی بخوری‌اش؟ یک ذره عاطفه داشته باش. آمده توی خانه تو لانه کرده، می‌خواهد آنجا تخم بگذارد، نقشه‌ها دارد. می‌خواهی بروی زرتی آن را بخوری؟ مگه هرچی گیرت می‌آید باید بخوری؟ احساس عاطفه نداری؟ می‌گویند حیوان را جلوی حیوان ذبح نکنید. می‌گویند چاقو را جلوی حیوان تیز نکنید. می‌گویند به حیوان دروغ نگویید. حیوان را می‌خواهید از توی طویله بیرون بیاورید، نمی‌آید. جلوی آن هی علوفه می‌گیری که یعنی اگه بیایی بیرون این را به تو می‌دهم بخوری. او هم طفلک باور می‌کند، حیوان نمی‌داند که ما چه دروغ‌هایی می‌گوییم! می‌گوید حتماً دارد راست می‌گوید. می‌آید بیرون، بعد به او نمی‌دهی. فرمودند به حیوانات هم دروغ نگویید، در وعده‌تان خیانت نکنید.

یکی از چیزهایی که آبروی اسلام و سپاه قدس است می‌گفتند همان زمانی که توی سوریه و عراق درگیری بود، یکی از همین‌ها توی تلویزیون اخبار می‌گفت شهید سلیمانی از آنجا با ما تماس گرفته بود آنجاها صدای درگیری بود به ما می‌گفت که الآن آنجا توی کوه‌های آن منطقه برف است، چند تا آهو هستند، یادتان نرود بروید برای آن‌ها علوفه بریزید! وسط درگیری یاد این است که چندتا آهو روی کوه هستند می‌گوید به آن‌ها علوفه بدهید. می‌گوید به او گفتیم بابا حالا وسط جنگ آنجا معلوم نیست چی بشود اصلاً ما برمی‌گردیم یا نه! شما به یاد علوفه‌ی آهوها هستی! جمله قشنگی گفته بود. گفته بود که ما به دعای خیر آن آهوها احتیاج داریم. می‌خواهم آن‌ها ما را دعا کنند. این است مجاهد اسلامی. به دعای آهو هم فکر می‌کنند. از کشتن و کشته شدن و خون و جنگ و این‌ها لذت نمی‌برند که, این‌ها بالاترین گناهان در دنیا است. آن‌ها این کارها را می‌کنند، آن‌ها شروع کردند. در واقع می‌دانید مجاهد اسلامی ضد جنگ است. جهاد یعنی سرکوب جنگ و جنگ‌طلبان و متجاوزین. جهاد یعنی دفاع از صلح. یعنی نگذارید این جنایتکارها این‌قدر خون بریزند. جهاد عین محبت است؛ محبت به انسان‌ها.

حضرت امیر(ع) می‌فرمودند: ما با دشمنان‌مان حتی بدون کینه می‌جنگیدیم. یعنی من با آن شخص کینه ندارم، ولی چون تو آمدی جلوی حق ایستادی داری ظلم می‌کنی، من مجبورم با تو بجنگم وگرنه ما کینه شخصی با کسی نداریم. «لَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا»؛ وقتی خداوند صداقت ما را دید که ما همه‌چیز را کنار گذاشتیم، فقط به حق می‌اندیشیم، آن وقت خداوند عنایات و امدادهایش را نازل کرد.

مجاهد اسلامی این‌قدر اخلاق و محبت سرش می‌شود. مؤمن دیگران را دعا می‌کند بدون این که به آن‌ها بگوید. ما آخه هنوز دعا نکرده، می‌گوییم آقا ما داریم می‌رویم حرم، می‌خواهم شما را هم دعا کنم. می‌گوید دعا کن بقیه را، حتی کسانی که به تو ظلم کردند یا با آن‌ها مشکل شخصی داری. فرمودند نسبت به انسان‌ها سعه صدر، گذشت، محبت داشته باش. آن‌ها را دعا کن «بِظَهْرِ الْغَیْبِ»؛ ولو پشت سرشان خبر هم نداشته باشند. تو عاشق همه باش ولو آن‌ها ندانند. تو از همه بگذر ولو آن‌ها نفهمند. گذشت داشته باش، سعه صدر داشته باش، نگاه الهی به انسان داشته باش.

«عَلَیْکَ بِالدُّعَاءِ لِإِخْوَانِکَ»؛ برادران و خواهرانت را دعا کن «بِظَهْرِ الْغَیْبِ فَإِنَّهُ یَهِیلُ الرِّزْقَ»؛ ولو ندانند، این باعث می‌شود خداوند تو را مورد رحمت خودش قرار بدهد و رزق خاص مادی و معنوی‌اش را از جاهایی که فکرش را هم نمی‌کنی خدا به تو می‌رساند؛ کمک‌هایی به تو می‌کند که تو اگر هزار بار برنامه‌ریزی می‌کردی به آن‌ها نمی‌رسیدی. ما از ده جا هوای تو را داریم. تو به فکر بقیه انسان‌ها باش، کمک مادی کن. جهاد به معنی کینه به انسان‌ها نیست؛ اتفاقاً جهاد برای عشق به انسان‌ها و انسانیت و مظلومین است. «وَ اعْلَمْ أَنَّ الْأُلْفَ مِنَ اللَّهِ»؛ هر جا الفت و انس و عشق است، از خداست. آنجا منطقه خدا است؛ آن خانه، آن خانواده، آن شهر، آن اردوگاه. «وَ الْفِرْکَ مِنَ الشَّیْطَانِ»؛ هر جا کینه و دشمنی و لجاجت، نقشه‌کشی علیه همدیگر است، فرمودند آنجا منطقه سلطنت شیطان است. این اخلاق و انسان‌شناسی اهل‌بیت(ع) است.

وقتی همه دوست دارند بیشتر بخورند، امام باقر(ع) فرمودند شما بیشتر بخورانید. همه مسابقه گذاشتند کی بیشتر می‌خورد، وقتی همه از سر و کول هم بالا می‌روند آی ما بیشتر بخوریم، زودتر جلوی صف بروند، این‌ها می‌روند ته صف می‌ایستند. هر جا فداکاری است که همه عقب می‌روند، این‌ها می‌آیند صف اول. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِطْعَامَ الطَّعَامِ»؛ خدا عاشق کسانی است که به بقیه غذا می‌دهند، آن‌ها را سیر می‌کنند، انسان‌ها را، گرسنگان را سیر می‌کنند. «وَ إِفْشَاءَ السَّلَامِ»؛ خداوند عاشق کسانی است که زودتر از بقیه به همه سلام می‌کنند. منتظر نمی‌ایستند او سلام کند. هر کسی هست! می‌دانید پیامبر به کودکان زودتر از خودشان سلام می‌کرد.

امام رضا(ع) که در محضرشان هستیم، جلوی مردم به ‌خصوص جلوی بردگان و فقرا و اسرا... امام رضا(ع) به دیوار تکیه نمی‌داد. چون وقتی به دیوار تکیه می‌دهی یعنی مثلاً ما یک چیزی هستیم، یعنی شما کسی نیستی که حالا بخواهیم خیلی احترام کنیم! حتی جلوی کودکان به دیوار تکیه نمی‌داد، پایش را دراز نمی‌کرد. خب این‌ها ائمه ما هستند؛ تمام ادب، اخلاق، انسانیت. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِبْرَادَ الْکَبِدِ الْحَرَّى»؛ خدا دوست دارد، عاشق کسانی است که جگرهای تشنه را سیراب کنند؛ ملت‌هایی که تشنه‌اند را بروند سیراب کنند، مشکلشان را حل کنند. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُدَاعِبَ فِی الْجَمَاعَةِ بِلاَ رَفَثٍ»؛ خدا عاشق کسانی است که هرجا می‌نشینند توی جمع، شوخی می‌کنند، همه را می‌خندانند. عاشق این‌هاست منتهی می‌فرمایند که «بلا رفث» توهین به یک قومیت، نژاد، خانواده نمی‌کنند توهین به یک انسانی یا ترویج فسادی باشد ندارند و الا فرمودند خداوند عاشق کسانی است که هرجا هستند آن محیط را شاد می‌کنند. با فامیل، با دوستان، در جبهه. یکی از تفریحات ما در جبهه شوخی‌هایی بود که بچه‌ها می‌کردند. ما اصلاً این‌قدر که از جبهه شوخی و خنده یادمان است خاطرات سخت یادمان نیست. واقعاً هر وقت می‌خواهم خاطره بگویم ده‌تا از این شوخی‌ها و مسخره‌بازی بچه‌ها یادم می‌آید حتی زیر خط دشمن. همین بچه‌های غواص کربلای 4 داشتند می‌رفتند توی باتلاق‌های هورالهویزه به سمت مرگ قطعی می‌رفتند توی خط غواص‌ها با هم شوخی می‌کردند. این آقای جانبازی که الآن بازنشسته شده مسئول یکی از ستون‌های غواص بود, می‌گفت به خدا این بچه‌ها (در کربلای 4) که خیلی‌هایشان مفقود و شهید شدند که اخوی من هم در همان کربلای 4 شهید شد. گفت ما داریم به سمت دشمن می‌رویم، وسط میدان مین است، ده-پانزده رده میدان مین است، کمین‌های دشمن هست؛ تازه اگر به نهر خین برسیم و خط را بشکنیم، تازه بعد چه بشود! ما داریم در باتلاق‌ها و نیزارها جلو می‌رویم و بچه‌ها دارند آهسته می‌خندند. گفتم چی شده دارید می‌خندید یا گریه می‌کنید؟ گفت نه بچه‌ها دارند می‌خندند. گفت یک جوک جدید گفت. یعنی ستون دارد وسط میدان مین دشمن می‌رود و آن‌ها شوخی می‌کردند و مسخره بازی درمی‌آوردند گفتم داری مسخره‌بازی می‌کنی؟ این‌قدر عقل نداری که ما زیر پای دشمن هستیم؟

انسان در نگاه اهل‌بیت(علیهم‌السّلام) و نگاه اسلام، موجودی چندبعدی است. عاشق همسرش است، عاشق بچه‌هایش است، عاشق ملتش است، عاشق مردم است، عاشق گیاهان و دار و درخت است. به درخت‌ها خاله و عمه می‌گوید. عاشق حیوانات است.

احترام به زیبایی‌شناسی زن و احترام به عواطف او لازم است. هوای او را داشتن، به زن محبت کردن و با همسر لطیف بودن ضروری است. پیامبر(ص) فرمودند من با همسرم از همه شما لطیف‌تر هستم و هر کس با زن، همسر، خانواده و بچه‌هایش مهربان‌تر و متواضع‌تر باشد، به خداوند نزدیک‌تر است. این یک ملاک است. البته از آن طرف هم گفتند زنی که شوهرش از او راضی نباشد، او هم حسابش روشن است. والسلام علیکم و رحمه الله.

سؤال: پرسیدند که ارتزاق از بیت‌المال است؛ در حالی که خداوند به حضرت داود فرمود از بیت‌المال استفاده نکن و به زره‌بافی مشغول شد. درباره ترس ادغام مال شبهه‌ناک در زندگی توضیح دهید.

پاسخ استاد: خب شما هم مشغول زره‌بافی بشوید. شما الان دارید زره‌بافی می‌کنید. حساب رزمنده با بقیه فرق می‌کند. مجاهد و رزمنده کسی است که تمام وجود و خانواده‌اش را برای دفاع از همان مردم به سختی انداخته است. بنابراین حقوقی حلال‌تر از حقوق رزمنده نیست. البته در عین حال بگویم که اوج عاطفه، احساس و عشق به خانواده در اوست؛ در عین حال قرآن می‌فرماید که فرق مجاهد و مؤمن با دیگران این است که با وجود این که عاشق خانواده، زندگی و همه‌چیزش است، اما خدا را از آن‌ها بیشتر دوست دارد و همه این‌ها را برای خدا فدا می‌کند. لذا مقام او و خانواده‌اش در حد انبیاء است.

در دعای امام سجاد(ع) داریم که خدایا! این رزمنده‌هایی که دارند با دشمنان، کفر و استکبار جهانی می‌جنگند، همه این‌ها آدم‌های با احساس و عاطفه‌ای هستند؛ اما خدایا در آن لحظه‌ای که با دشمن روبه‌رو می‌شوند، یاد خانواده را در آن لحظه از دلشان ببر و یاد خودت را در دل آن‌ها بیاور؛ چون سست می‌شوند.

من یادم است در عملیات... البته ما آن موقع که مجرد بودیم، مجاهد واقعی نبودیم؛ بچه بودیم و سن ما کم بود. مجاهد آن‌هایی بودند که خانواده داشتند و می‌رفتند. ما برای بازی به جبهه می‌رفتیم؛ شوخی و تفریح بود. ولی در عین حال من یادم است وقتی می‌خواست عملیات شروع بشود می‌رفتیم همان لحظه که داریم به سمت دشمن می‌رویم، یک لحظه یاد پدر، مادر، خواهر و برادر در آن لحظه‌ها به ذهن آدم می‌آید.

امام سجاد(ع) فرمودند خدایا! این‌هایی که در راه تو آمدند، در آن لحظه‌ای که دیگر باید فداکاری کنند، وابستگی‌هایشان را از قلبشان بیرون ببر. و این خیلی مهم است. هیچ مال شبهه‌ناکی وجود ندارد و چیزی هم نیست که حالا به آن صورت... این بالاترین عبادت و جهاد است؛ هرچه هم می‌گیرید، نوش جانتان.

سؤال: فرمودند بحث ظهور امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)؛ آیا این جنگ‌ها مربوط به ظهور هست یا نه؟ آیا حضور ما تأثیری در ظهور دارد یا نه؟

پاسخ استاد: بحث ظهور را هیچ‌کس به ‌طور قطع نمی‌داند. فرمودند هر کس ادعا کرد که ظهور می‌شود و زمان آن فلان وقت است او را تکذیب کنید؛ چون هیچ‌کس نمی‌داند ولی همیشه منتظر و امیدوار باشید. ممکن است هر جمعه، هر هفته بیاید. چون اتفاقات ناگهانی شروع می‌شود. این‌طور نیست که یک حرکتی شروع بشود و مثلاً بیست سال طول بکشد. در بعضی روایات داریم که از آغاز آن تا پیروزی نهایی‌اش، شش ماه تا نه ماه بیشتر نمی‌شود. بنابراین دائم منتظر باشید. این یک. ولی قطعی نیست. این‌هایی که مدام می‌گویند آقا ظهور صغری شده، ظهور کبرا مانده! اصلاً ما ظهور صغری و کبری نداریم. من چنین چیزی را در روایات ندیدم. ما «ظهور کوچک» و «ظهور بزرگ» نداریم؛ ما «غیبت صغری» و «کبری» داشتیم اما درباره ظهورش چنین چیزی را ندیدیم. ظهور قطعاً هست؛ ممکن است هر هفته یا هر ماه اتفاق بیفتد. باید همیشه آماده باشیم، اما هرگز نباید آن را قطعی بگیریم.

دو؛ اما روایاتی در منابع شیعه و سنی است که بخشی از آن سندهایش ضعیف است، بعضی متوسط است و بعضی قوی است. دلالت و محتوای آن، بعضی خیلی واضح است و بعضی مبهم است و می‌شود ده جور تفسیر کرد. به روایاتی که پیش از ظهور چه اتفاقاتی می‌افتد، «روایات ملاحم» می‌گویند. بعضی علائم قطعی است، بعضی قطعی نیست و تعلیقی است. بعضی اتفاقات قبل از ظهور می‌افتد ولی نگفتند چقدر قبل از آن؛ ممکن است بعضی از آن‌ها شش ماه قبل از آن باشد، بعضی از آن‌ها ممکن است شصت سال یا دویست سال قبل از آن باشد. ولی در روایات علائمی می‌آید که ما می‌بینیم خیلی از آن‌ها هست و اتفاق افتاده است؛ به ‌خصوص از بعد از انقلاب ما. روایات متعددی هست که واقعاً می‌شود خیلی تطبیق داد؛ اما هرگز نباید آن را قطعی گرفت.

بیماری‌هایی که در آخرالزمان می‌آید، این که وضعیت خانواده‌ها چه می‌شود، اخلاق زندگی و اخلاق جنسی چطور می‌شود، بی‌عدالتی، جنگ، ناامنی، گرانی و... همه این‌ها در روایات هست که فلان طور می‌شود. «رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ»؛ مردی از قم و از فرزندان ما قیام می‌کند. بعد از او چه می‌شود؟ جنگی بین عرب و عجم می‌شود، قضیه قدس، اتفاقاتی که در شام می‌افتد، در یمن می‌افتد، در قدس می‌افتد؛ این‌ها روایاتی بین شیعه و سنی است. و غیر از آن، حتی در پیشگویانی که مثلاً هندوها و بودایی‌ها دارند، پیشگوهای مسیحی، غرب و شرق، آن پیشگوی مشهور اروپایی فرانسوی که فلان... خیلی از این‌ها را هم خارج و هم داخل دارند الان بر همین اوضاع تطبیق می‌دهند. می‌دانید حتی در جبهه دشمنان ما هم عده‌ای می‌گویند آن نبرد بزرگ آخرالزمان نزدیک است که مرکزش هم همین منطقه‌ای است که آن‌ها به آن خاورمیانه می‌گویند و با مرکزیت همین شام و فلسطین اتفاق می‌افتد.

یا روایاتی در مورد نقش ایرانی‌ها در انقلاب جهانی آخرالزمان داریم. خب این‌ها همه هست. ما باید امید داشته باشیم، انتظار هم باید داشته باشیم؛ اما این که بر آن اساس برنامه‌ریزی کنیم، نه. ما باید بر این اساس بگوییم: خدایا! هر وقت هست، بیاید.

کسی از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسید آقا! اگر ما نبودیم و این ظهور را که این‌قدر مهم است ندیدیم، چه؟ - دقت کنید - پیامبر فرمودند هر کس در راه آن اهداف یعنی توحید و عدالت تلاش کند، مثل کسی است که «فِی فُسْطَاطِهِ»؛ یعنی در خیمه فرماندهی امام مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) و در جلوی چشم امام مهدی بجنگد و شهید بشود. یعنی الان ممکن است امام زمان(عج) پانصد سال دیگر بیاید، ولی الان من و شما داریم به وظیفه‌مان عمل می‌کنیم؛ شما مثل کسی هستید که پیش چشم مهدی جنگیده است و سرباز اردوگاه فرماندهی‌اش است. خودتان را این‌طور حساب کنید. ما رفقایی داشتیم که بعضی شهید شدند، بعضی از آن‌ها هم هستند. وقتی می‌خواست به عملیات برود، اصلاً با خودش نمی‌گفت مثلاً فلانی، جواد، برادر جواد، فلان. اولاً در جبهه ما به کسی نه فرمانده می‌گفتیم، نه سرهنگ و سرگرد؛ اصلاً آنجا درجه نداشت. تنها جا در دنیا که در جنگ درجه نداشتند، بعد از جنگ درجه دادند؛ ما بودیم. در جنگ همه برادر و حاجی و غلامعلی و این‌ها بود. بعد از جنگ درجه‌دار شدند. بعد هم آنجا اصلاً کسی نمی‌فهمید که چه کسی رئیس است و چه کسی نیست. و هرچه درجه فرمانده بالاتر بود، متواضع‌تر بود. البته آن‌هایی که در خط بودند. این‌هایی که پشت خط بودند، فرق می‌کردند. ما چون در جبهه هم سفیدپوست، هم سیاه‌پوست و هم سرخ‌پوست داشتیم. سرخ‌پوست بچه‌هایی بودند که یکسره در معرض شهادت بودند. سفیدپوست آن حزب‌اللهی‌هایی بودند که خط مقدم‌شان اهواز بود؛ یقه‌هایشان را هم می‌بستند اما تا اهواز جلوتر نمی‌آمدند. یعنی مأموریت‌شان هم حالا این‌طور بود. سرخ‌پوست هم به ماها می‌گفتند سرخ‌پوست. می‌گفتند شما پشت جبهه مثلاً دارید درس و کار و زندگی‌تان را می‌کنید، موقع عملیات‌ها می‌آیید. اگر شهید شدی که شانس آوردی؛ زدی و به بهشت رفتی. اگر هم برگشتی که بازدوباره تا عملیات بعد سر زندگی‌تان می‌روید. سیاه‌پوست و سفیدپوست و سرخ‌پوست. الان هم هستند، همیشه خواهند بود.

آن‌هایی که الان سیاه‌پوست و سرخ‌پوست و سفیدپوست هستند، با آن‌هایی که اصلاً پوست ندارند؛ اصلاً در صحنه نیستند. هر کس الان هرچه هست، امام زمان هم که بیاید، آن موقع همین خواهد بود. این‌هایی که الان در همین دوره در انقلاب و جنگ آمدند و ایثار و فداکاری کردند، این‌ها اگر زمان کربلای امام حسین (علیه‌السّلام) بودند، این‌ها به کربلا می‌رفتند. آن‌هایی که الان نرفتند، زمان امام حسین هم نمی‌رفتند؛ به حضرت عباس نمی‌رفتند. هر کس الان می‌رود، با حسین و علی هم بود می‌رفت با مهدی هم باشد می‌رود. هرکس الآن نرود آن موقع هم نمی‌رفت. لذا فرمودند هرکس الآن به وظیفه‌اش عمل کند انگار همان موقع عمل کرده است. این هم از این قضیه.


نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha