چرا به سفارت آمریکا حمله کردیم؟ (لانه جاسوسی، صفت است یا تهمت؟)
نشست (ضرورت انتشار جهانی اسناد لانه جاسوسی و پاسخ به تهمت ها و بهانه ها)
بسم الله الرحمن الرحیم
شما نسلی هستید که بعد از این قضایا متولد شدید و آمدید. شما طبیعتاً با آن ماجرا ارتباط شهودی و حضوری ندارید. ارتباط شما ارتباط کتبی و خاطراتی است. هرچه کتبی شد و بین یک واقعیتی با یک معرفتی فاصله افتاد ولو یک نسل فاصله و واسطه، کاملاً امکان فراموششدگی، تحریفشدگی، بدفهمیدگی و استنتاجهای نادرست از آن قضیه وجود دارد؛ به خصوص که طرف مقابل ساکت نیست و مدام مشغول دروغپردازی و تحریف است. در جبهه خودی هم کسانی بعد از دو سه دهه، چهار دهه دچار سستی، ضعف، ترس، یأس، وابستگی، کینه، لجاجت و اینها میشوند و چیزهایی را که میدانند دروغ است، از باب انتقام از دیگری و دیگران خود آنها میگویند. سیزده آبان است و مسئله فتح لانه و آمریکا؛ این حرف را میشنوید و میبینید. در رسانههای دشمن و رسانههای داخلی که اصل ماجرا را دروغ میگویند. راجع به ابعاد مختلف این قضیه ما و آمریکا و لانه جاسوسی و اینها، راجع به بخشهای مختلف دروغهای متعدد میگویند. آن زمان برای ما که خودمان بودیم و دیدیم، اصلاً مطرح نبوده است. همه میفهمیدند چه اتفاقی دارد میافتد. همه هم موافق بودند. بعدها کسانی آمدند و قصههای دیگری بافتند. قصههای دروغ میگویند چون شماها که نبودید. برای این که بگویند مثلاً قرائت دیگری، ممکن است این باشد، ممکن است این باشد. دو تا، سه تا قرائت از ماجرا. اصلاً آیا رژیم پهلوی اینجوری بوده است؟ اینجوری نبوده است؟ دو تا قرائت است؟ نه آقا، اینطور نیست. یکی از آنها واقعیت است و یکی تحریف و دروغ است. راجع به جنگ که چه کسی شروع کرد؟ چهجوری ادامه پیدا کرد؟ چهجوری تمام شد؟ راجع به تروریسم، منافقین، گروهکها، راجع به هستهای، فتح لانه، هفتهشت تا پرسشها و دروغهایی که باب دارد گفته میشود. خدمت شما عرض میکنم که خودتان سرنخ اینها را میدهم، خودتان بروید مطالعه کنید و ببینید قضیه چه بوده است. این ۱۰-۱۵ مورد را که مدام دروغ و فاضلاب دروغ به ذهن و افکار عمومی سرازیر کردند و از زبان خودشان به ذهن دیگران جاری کردند. باید از افکار عمومی مراقبت بکنید که با این دروغها سیاه را سفید میکنند و سفید را سیاه نشان میدهند. من چند تا از آنها را عرض میکنم، شما بقیهاش را خودتان پیگیری کنید. بعد از آن هم در خدمت رفقا برای گفتگو هستیم.
یکی از تاکتیکهای این کلاشها باید گفت، این است که جوری قصه میبافند که انگار آمریکا یک کشور عادی و معمولی است و یک گوشهای کاری هم به کار کسی، از جمله ما ندارد و نداشته است. ما مریض هستیم، هی رد میشویم «مرگ بر آمریکا» میگوییم، بیخودی تحریکش میکنیم و عصبانیاش میکنیم. دشمنتراشی میکنیم! آمریکا دشمن ما و هیچ کس نبوده است. ما دشمنتراشی کردیم. یعنی دشمنشناسی را میگویند دشمنتراشی! دشمن واقعی را شناختی و افشا میکنی و جلویش میایستی، میگویند چرا دشمنتراشی کردی. اولاً دشمنتراشی که اینها میگویند به این معنا همه انبیاء دشمنتراش بودند. چون انبیاء میآمدند توی یک جامعه میدیدند کفر و ظلم است، جلویش میایستادند. او دشمنشان میشد. اگر مراد از دشمنتراشی این است، اصلاً هر کس پرچم حق را بالا ببرد دشمنتراش است. برای این که باطل به دشمن او تبدیل میشود. الان شما برو توی یک محیطی، یکی دو تا گردنکلفت لات دارند ظلم میکنند، همه را خفه کردند، سرکوب کردند، غارتشان میکنند و توهین میکنند. شما اولی که میروید دشمن نداری. درست است؟ حالا یک دوراهی است. جلوی این بایستیم یا نایستیم؟ اگر نایستی، شما دشمنتراشی نکردی. بهانه دستش ندادی. اما اگر گفتی آقا چرا اینجوری برخورد میکنی؟ چرا میزنی؟ چرا توهین میکنی؟ چرا غارت میکنی؟ شما از این لحظه به بعد چکار کردی؟ دشمنتراشی کردی دیگه. بهانه دست او دادی. طرف آمده نشسته بالای سر تو، موهایت را میکشد، افسار زده به دهانت، میگوید من را اینطرف و آنطرف ببر. بعد میگویند هیچی نگو، بهانه دست او نده. برو! اگر به او بگویی آقا بیا پایین، میگویند بهانه دست او دادی ناراحت شد. دشمنتراشی کردی. یک عده اینجوری هستند. کشتیهای آمریکایی و انگلیسی آمدند خلیج فارس را گرفتند، نفتکش ما را گرفتند، بچهها خودشان ایستادند ترسیدند عقب رفتند. اولین بار است در تاریخ دارد این اتفاقات پشت سر هم میافتد. اصلاً اینها اینجوری نبودند. دنیا وا میداد. ناو آمریکا ۴۰ سال پیش آنطرف دنیا روشن میشد، اینطرف دنیا چهارتا دولت از ترس سقوط میکرد. الان آمدند اینها به آنها میگویند در خلیج فارس و دریای عمان باید با ما فارسی حرف بزنید. باید با ما فارسی حرف بزنید. دارد رد میشود میگویند چی بود؟ یک نگاهی کردی؟ چرا رویت را این طرف کردی؟ اینها را قبلاً اینها به ما و به همه میگفتند. اصلاً اوضاع عوض شده است. شما این عزتی را که دارید میبینید در تاریخ ایران نبوده است. زمان قاجار، پهلوی، کی قبلش؟ اصلاً همچین عزتی نبوده است. همیشه ذلت، ترس، توسریخوری و باج دادن بوده است.
یکی از همین آدمها دیدم نوشته حالا آمریکاییها را عقب زدید و مثلاً نگذاشتین نفتتان را ببرند، الان همه مشکلاتتان حل شد؟ وا بدهی بروی عقب، مشکلاتت حل میشود؟ یا ده برابر میشود؟ انقلاب کردیم، دشمنتراشی کردیم. خب راست میگوید اگر امام با شاه و آمریکا کاری نداشت، دشمن نمیشدند که. نوکرشان بودیم، اربابمان بودند. ارباب با نوکرش دشمن نیست. جلوی سگش استخوان هم میاندازد. به شرطی که آن سگ برایش واقواق کند، پارس کند. ارباب با سگش که دشمن نیست. ذهن بیشرف است. زبان ناموس ندارد. تو را توبیخ میکند که چرا از حقوقتان دفاع میکنی. شما را توبیخ میکنند که چرا تن به ذلت نمیدهید؟ «هیهات منا الذلة» یک طرف است، این هم «هیهات منا العزة». از ما عزت دور باد. موشک نباید داشته باشیم. برای این که ما هر وقت خواستیم بزنیمتان راحت بزنیم. دفاع از خودتان نکنید. یعنی چارواداری میگوید باید ما اسلحه داریم، بمب اتم داریم، شما موشک معمولی هم نباید داشته باشی. برای چی؟ برای این که هر وقت بخواهم تو را بزنم. باید خلع سلاح بشوی. باید هرچه من میگویم قبول کنی. این تیپها میگویند آقا قبول کنید. همه چیز را بده برود! شرف را بده برود، ناموس را بده برود، نفتت را بده برود، عزت کشورت را بده برود! خب بعد که همه چیز رفت، یک زبالهای بیشتر نیستی که. میگویند عوضش دو روز بیشتر زندگی میکنیم. سه وعده دیگر غذا میخوریم، دستشویی میرویم. حیف نیست این فرصت را از دست بدهیم؟ این است. تعریف اینها از زندگی اینجوری است. اصلاً فرق انسان و حیوان همین است. انبیاء آمدند جلوی همین منطق بایستند. مثل این است که به امام حسین(ع) بگویند که چرا دشمنتراشی کردی؟ چرا برای خودت مشکل درست میکنی؟ حالا خوب شد سرت را بریدند؟ حالا خوب شد دخترهای پیامبر را به اسارت بردند؟ همین را میخواستی؟ امام حسین میگوید بله همین را میخواستم. یک چیزی هست که از حسین مهمتر است و آن توحید و عدل است، اسلام است. بله همین را میخواهم آن در خطر است. دقت کنید اینها میگویند آقا شما این کارها را کردید دست آنها بهانه دادید! برای چی میگویید مرگ بر آمریکا؟ میگویند برای چی روزه میگیری؟ همین خوب است الان گشنه شدی؟ دو ساعت دیگر هم هنوز تا افطار مانده، همین خوب است؟ برای چی روزه میگیری؟ صبحها بلند میشوی نماز میخوانی، برای چی آخه؟ حیف نیست نخوابی؟ خب برای این است که این منطق کفر است.
نکته دوم؛ دروغ میگویند. همیشه انقلاب، یعنی خط انبیاء همیشه دفاع کرده است، حمله نکرده است. توی این چهل و چند سال، از ۱۵ خرداد، توی این ۵۰-۶۰ سال شما این را بدانید هیچ وقت حمله اول از طرف امام و انقلاب نبوده است. همیشه دفاع کرده است. اول که امام آمد به شاه میگفت، نامه مینوشت که اعلیحضرت! نامههای اول امام را ببینید، اعلیحضرت این کار را نکن. به نخستوزیرت بگو این حرف را نزن، این کار را نکن. بعداً دید جواب اعلیحضرت، حمله به فیضیه و بکشبکش و توهین و اینهاست. بعد گفت کاری نکن به مردم بگویم گوش تو را بگیرند مثل بابایت تو را از مملکت بیرون بیندازند. بعداً گفت بگویید مرگ بر شاه، شاه باید برود. بعد گفت اصلاً سلطنت باید برود. خشونت همیشه از طرف مقابل بود. جنگ را آنها شروع کردند. تروریسم و ترورها را آنها شروع کردند. تحریم را آنها شروع کردند. میدانید حتی قطع رابطه ایران و آمریکا را آمریکا شروع کرد. آنها قطع رابطه کردند. هیچجا ما شروع نکردیم. دفاع کردیم. «مرگ بر آمریکا» یک شعار دفاعی بود نه که همینجور آمریکا نشسته دارد زندگیاش را میکند، ما هم این گوشه نشستیم همینجور الکی بیخود «مرگ بر آمریکا» میگوییم! همینجوری از سر بیکاری! مریضیم؟ چرا مرگ بر دویست و خوردهای کشور دیگر نمیگوییم؟ چرا فقط آمریکا و انگلیس و سه چهار تا کشور هستند؟ برای این که دارید صد سال و آمریکاییها و قبلش انگلیسیها، اینها دارند جنایت میکنند. جنگ و غارت و جنایتی توی دنیا نبوده که توسط این دو- سهتا بوده است. مرگ بر همینها گفته است. چرا بر این همه کشورهای اروپایی، کشورهای آسیایی، آفریقایی کسی مرگ بر نمیگوید؟ مگر کسی با آنها مشکلی دارد؟ تازه آنهایی که قبلاً استعمارگر بودند الان نیستند، به آنها هم نمیگوییم مرگ. مثلاً یک زمانی پرتغال استعمارگر بوده، آمده جزایر جنوب ایران را هم گرفته، الان دیگر «مرگ بر پرتغال» نمیگوییم. برای این که این پرتغال دیگر آن پرتغال نیست، یک پرتغال پوسیدهای است. دیگر «مرگ بر پرتغال» نمیگوییم. امام همان اول گفت حتی انقلاب پیروز شد گفت ما حتی حاضریم با آمریکا هم روابط داشته باشیم، نفت هم میفروشیم ولی ما دیگر آن ایران نیستیم، تو هم حق نداری آن آمریکا باشی. مثل دو تا کشور معمولی. آدم باش. امام گفت آدم باش. برو توی کشور خودت، منافع توی کشور خودت است. اینطرف دنیا، هر جای دنیا میآیید جنایت میکنید.
شما میدانید آمریکا ظرف این دویست و خوردهای سالی که به وجود آمده، بیش از ۲۰۰ تا جنگ را راه انداخته است؟ هیچ کشوری مثل آمریکا اینقدر جنگ و غارت راه ننداخته است. فقط در نیمه دوم قرن ۲۰، قرن قبل، ظرف ۵۰-۶۰ سال، آمریکا توی ۱۰۰ تا کشور کودتا و جنگ راه انداخته است. توی پنج قاره دستش از کودتاها و جنگهایش رو شد. هنوز هم همین است، همین الان هم شما یک جنگ توی دنیا نشان بدهید که آمریکاییها و انگلیسیها یا علناً جلوی صحنه یا پشت صحنه آن نیستند. کل دنیا را در این 100 سال، 200 سال غارت کردند. هنوز هم دارند غارت میکنند.
ترور، شکنجه، تحریم. میلیونها میلیون آدم کشتند. توی کره یکی دو میلیون آدم کشتند. توی ویتنام دو سه میلیون کشتند نابود کردند. توی کامبوج کشتند. توی اندونزی کودتا کردند یکی دو میلیون آدم کشتند. همین آمریکاییها و انگلیسیها کشتند. توی آمریکای لاتین کشوری نیست که تحت سلطه و غارت و ترور و کودتا نباشد و دارند غارتشان میکنند. کل قاره آفریقا در نیمه اول قرن ۲۰ بدون استثناء تحت سلطه پنج- شش کشور اروپایی بود. یعنی کل قاره آفریقا یک کیلومتر مربع سرزمین آزاد نگذاشتند. کل آفریقا را بین خودشان تقسیم کردند. قبلش هم که ۱۰۰ میلیون آفریقایی را به عنوان برده به قاره آمریکا و اروپا بودند. در قاره آمریکا پنج تا تمدن سرخپوستی را نابود کردند. دهها میلیون سرخپوست را نابود کردند. الان میگویند دو- سه میلیون بیشتر سرخپوست در آمریکا نیست. در حالی که آنجا فقط سرخپوستها بودند. این هم که کریستف کلمب کشف کرده باز یکی دیگر از دروغهاست. مسلمین ارتباط داشتند، میرفتند میآمدند، تمدن اسلامی. آنجا مسجد بود، سکههای ضرب اسلامی «لا اله الا الله» در آنجا بود. اصلاً کلمات عربی در زبان قبایل سرخپوستی آنجا بود. اینها مسلمانها، قرنها قرن میرفتند میآمدند منتهی تجارت میکردند. معامله میکردند، ازدواج میکردند، عدهای مسلمان شدند. جنگ و غارت و بردهگیری و اینها نمیکردند. این اروپاییها آمدند این جنایات را کردند.
آقا شما دشمنتراشی، بهانه میدهید شروع میکنید چرا هی تنش درست میکنید؟ تنش کسی درست نکرده است. تنش خود ظلم است. تنشزدایی بدون ظلمستیزی معنی ندارد. اینها میگویند صلح بدون عدالت! یعنی صلح به نفع ظالم! یعنی او میآید سوارت میشود، هر کاری میخواهد میکند. تو که میخواهی دفاع کنی میگویند خشونت نکن. ترور است. صلح. وقتی او میزند صلح لازم نیست. وقتی که تو میخواهی دفاع کنی میگویند صلح. این قانونشان است.
از جنگ جهانی ارتش آمریکا توی ایران آمده دیگر نرفته است. نیروهایشان ماندند. جنگ دوم، شهریور ۲۰. بعدش ۱۰-۱۲ سال بعد کودتا کردند. کودتای اول را انگلیسیها کردند بابایش را آوردند. کودتای دوم را آمریکاییها و انگلیسیها کردند بچهاش (شاه) را آوردند، باز بعد از او ۲۵ سال غارت کردند. کل کشور ما در اختیار اینها بود. شما میدانید ۷۰-۸۰ هزار مستشار آمریکایی در این مملکت بود؟ انگلیسی، اسرائیلی. کل کشور در اختیار اینها بود. یعنی ژنرال ارتش ایران پیش گروهبان آمریکایی باید اطاعت میکرد. سلام نظامی میداد، دستبسته که بفرمایید! پلیس ما دست آنها بود، ساواک را آموزش میدادند چهجوری ناخن بکشید، سوزن زیر ناخن کنید، چهجوری تجاوز کنید، چهجوری آویزانشان کنید، چهجوری بسوزانیدشان. انواع مدرن شکنجه. همین حقوق بشریها. هزاران نفر را کشتند قتلعام کردند. از ۱۵ خرداد ۴۲، قبلش، بعدش، سال ۵۷. همینطور ادامه دارد. وقتی آمریکا به شاه دستور داد ۱۳ آبان ۴۳ امام را از ایران بیرون کرد، ۱۳ آبان ۵۷ باز شاه به دستور آمریکا بچه مدرسهایها را توی خیابان جلوی دانشگاه تهران به رگبار مسلسل بست. سال بعدش ۱۳ آبان ۵۸ بچههای انقلاب آمریکا را از مملکت بیرون کردند. کسانی که صحبت امروز خط ما خط امام است. آمریکا را بیرون کردند. چنانکه هفت- هشت ماه قبلش شاه را بیرون کردند، ۱۰ ماه قبلش آمریکا را بیرون کردند. این میشود «ایام الله». روزهای خاص خداوند. ببینید که خداوند چگونه به وعدهاش عمل میکند.
کار مسئله فتح لانه عکسالعمل بود، نه عمل. دفاع بود. نه هجوم به یک شخصی، یک نهادی که بیگناه بوده است. کودتا کردید، استبداد را حاکم کردید، کشور را غارت کردید. کاپیتولاسیون آوردید. کاپیتولاسیون یعنی من هر کاری با تو میکنم، تو فقط باید نگاه کنی و حق نداری اعتراض بکنی. بعد ما خودمان اگر صلاح دیدیم خودمان هر کاری بخواهیم بکنیم. این میشود کاپیتولاسیون. میدانید همین الان هنوز در ۱۴۰-۵۰ تا حداقل کشور جهان کاپیتولاسیون است؟ کشوری که کاپیتولاسیون ندارد و مثل ما جلوی او ایستاده تکوتوک، خیلی کم هستند. همه تحت سلطه هستند. یا کاپیتولاسیون آمریکاییها یا انگلیسیها، فرانسویها یا روسها. اینجوری بودند.
کاپیتولاسیون یعنی میآیم تو را میکشم، غارتت میکنم، تجاوز میکنم، توهین میکنم، قتلعامتان میکنم. حق ندارید بگویید که آقا چرا این کار را میکنی؟ ما خودمان صلاح میدانیم. اگر خیلی بخواهید پررو بشوید به خودمان بگویید که آقا میشود یک لطفی بکنید مثلاً به این نیروهایتان بگویید با ما این کارها را نکنند؟ باز هم هر جور خودتان صلاح میدانید ما جسارت نمیکنیم. این است. یعنی بردگی، ذلت. به این تیپها بگویی، میگویند آقا چه اشکالی دارد؟ دیدی گفتی کاپیتولاسیون نباشد، تحریمت کردند مشکل درست شد؟ حالا خوب شد؟ اینها این را میگویند.
تبعید امام، سرکوب ملت، غارت نفت، ساواک، شکنجه، کشتار در مقاطع مختلف. این ژنرال هایزر آمد آن لحظه آخر که دید دیگر کنترل حکومت از دست رفته، دیدند که شاه شکست خورده دارد فرار میکند یا فرار کرد، دیگر نمیتوانند. برای آخرین ارزیابی اینجا میآید هم با بقایای حکومت شاه مذاکره میکند توی ارتش و پلیس و ساواک و اینها، هم با جریان لیبرال غربگرای مذهبی و غیر مذهبی داخل منتقدین شاه مذاکره میکند. باند بازرگان و نهضت آزادی، جبهه ملی و اینها. و بین روحانیون با مثلاً آقای شریعتمداری و بعضی کسانی که به اسم مرجعیت جلوی امام میایستادند. کنار شاه بودند. میگفتند ما اسلام معتدل را قبول داریم، نه اسلام افراطی؛ یعنی انقلابی، یعنی امام. شاه باشد، امام نباشد. این میشود اسلام متعادل! آمریکا باشد، سعی کند کمتر ظلم کند. این میشود اسلام منطقی، اسلام متمدن! اما او که میگوید نه ظلم، مبارزه با ستم، او نه. او اسلام افراطی است!
همینهایی که این جنایات را میکردند وقتی انقلاب پیروز شد، ۱۵۰ تا از این جنایتکارهای آن دستگاه را محاکمه کردند و بعد اعدام کردند. با محاکمه. یکمرتبه صدای حقوق بشر! همان موقع هنوز! قطعنامه، قطعنامه حقوق بشر، دفاع از... بشر از نظر اینها نصیری بود و هویدا بود و شکنجهگرهای ساواک و دربار و این خائنها. حقوق بشر اینها را نباید محاکمه و اعدام کند. اصلاً بحث این بود به آمریکا میگفتند شاه را باید برگردانی، اینجا شاه و فرح باید محاکمه بشوند و مجازات بشوند اما او را برنگرداندند. یکی از دلایل فتح لانه، یکیاش این بود حالا غیر از همه جنایاتی که قبلاً کرده بودند، یکیاش هم این بود که مدام داشتند توطئه میکردند همچنان. اسناد که آمد بیرون، بعد اینها دیگر کامل لو رفت. چند تا کودتا طراحی کردند توی همان 7- 8 ماه بعد از انقلاب که تازه به رسمیت شناختند، گفتند ما جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختیم، میخواهیم همکاری کنیم. توی همان 7- 8 ماه. چند تا طرح کودتا، جنگهای داخلی، ترور، تجزیه کردستان، تجزیه آذربایجان، تجزیه خوزستان، تجزیه بلوچستان. همه اینها در اسناد هست. زمینهسازی برای جنگ. تحریم. سفارت آمریکا اصلاً سفارت نبود بلکه پایگاه جاسوسی و براندازی بود. این هم هزاران برگ سندهای آن. اگر این سندها نبود باز میتوانستند دبه دربیاورند. شروع کردند این که ۱۰۰ تا جنایتکار اعدام شدند، آی حقوق بشر، قطعنامه! همانهایی که هزاران هزار نفر را زندانی و اعدام و شکنجه و تیرباران میکردند یا کف خیابانها زدند و کشتند. بله هر کاری منافعی دارد یک صدمات و هزینهای هم دارد. اصلاً مبارزه نه؛ الآن مثلاً شما میخواهید یک مزرعه را آباد کنید یا میخواهید یک کارخانه بسازید یک زحمتها و سختیهایی دارد یک منافعی هم دارد، یک چیزی باید بدهی و یک بستانی. اگر منافع آن از صدمات آن هم بیشتر باشد این با عقل مادی هم معقول است. چه برسد به عقل معنوی که سنگ ترازوی آن فقط مادیات نیست. ماده و معنا با هم است. مجموعا این فتح لانه منافع و مصالح حتی دنیویاش صد برابر صدمات و مضارّ آن بود. حالا من به چند مورد اشاره کنم.
یکی دیگر از دروغهایی که میگویند این است که جریانهای لیبرال و غربگرا میگویند بله ما همان موقع گفتیم این کار درست نیست نباید بکنید دیدید کردید تحریم شد و این مشکلات پیش آمد. اولاً این مشکلات از قبلش بود. ثانیاً آمریکا اینجا بود اگر شما میخواستی بهانه ندهی اصلاً نباید علیه شاه و آمریکا انقلاب میکردید! این که میگویید مرگ بر شاه، توی تظاهرات قبل از انقلاب میگفتند بعد شاه نوبت آمریکاست. این شعار مردم قبل از پیروزی بود. یا میگفتند امروز تهران فردا فلسطین. امروز ایران فردا فلسطین. اینها شعارهای مردم توی انقلاب بوده بعد از انقلاب نبود. امام(ره) از سال 42 میگفت اسرائیل باید از بین برود. سال 41 امام(ره) گفت منفورترین شخص بین مردم رئیس جمهور آمریکاست. از همان اول نهضت امام گفت آمریکا از شوروی بدتر، شوروی از آمریکا بدتر، انگلیس از هردویشان بدتر. اینها شعارهای بعد از انقلاب نبود. چون یک وقتی بازرگان گفت بله این شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «اسرائیل» اینها جزو شعارهای انقلاب نبودند. امام این شعارها را بعد از انقلاب، تحت تأثیر کمونیستها داد! آیا امام سال ۴۱ تحت تأثیر کمونیستها این حرفها را زده است؟ قرآن تحت تأثیر اینها بوده است که شعارها و آیات ضد استکباری وجود دارند که اصلاً صفحهای از قرآن نیست که پیام ضد استکبار نداشته باشد؛ حالا چه استکبار شخص باشد، چه استکبار در بازار، استکبار در خانواده یا استکبار در روابط بینالملل باشد. اصلاً قرآن کتاب ضد استکبار است. آمده است تا بگوید عبد باشید، خدایی نکنید و مستکبر نباشید.
این مطلب را بدانید؛ بروید روزنامههای آن موقع آبان 58 را از بعد از فتح لانه بخوانید. همه اشخاص و همه گروهها بدون استثنا از آن حمایت کردند. یکی از دیگری شعار داغتر میدادند. همه مسابقه گذاشته بودند؛ زیرا میدانستند که کل ملت از آمریکا متنفر هستند. هیچ کس جرأت نمیکرد از آمریکا دفاع کند. هیچ کس جرأت نمیکرد جلوی مردم سرش را بالا بگیرد و بگوید آقا نباید به سفارت آمریکا حمله کرد. هیچ کس این حرف را نزد. از منافقین، کمونیستها، تودهایها، چریک فدایی، حزب رنجبران و اینها بگیرید تا گروههای لیبرال غربگرا... در این طرف، بیانیههای غربگراها و لیبرالها و جبهه ملی و نهضت آزادی موجود است. بیانیه اینها را که آن موقع دادند، خدمت شما عرض بکنم... علاوه بر این که مثلاً خود یزدی وزیر خارجه دولت بازرگان بود و بعد از بازرگان هم رئیس نهضت آزادی بود. اینها بعداً مثلاً خیلی مدعی شدند که اصلاً مرگ بر آمریکا گفتیم، مشکلات درست شد؟ چرا سفارت آمریکا و لانه جاسوسی را گرفتیم؟ بروید بیانیههای آنها را ببینید. جزو تندترین بیانیههایی بود که آن موقع داده میشد. همه میگفتند و یزدی هم همینطور.
اولاً خود یزدی در شهریور سال ۵۹ در مجلس میگوید: «من با افتخار اعلام میکنم وقتی گروگانگیری اتفاق افتاد، من اولین کسی بودم که با افتخار آن را تأیید کردم.» او وزیر خارجه هم بوده است. خب شما اگر اولین کسی بودید که تأیید کردید، چطور حالا دارید دروغ میگویید و میگویید مخالف بودیم و این کار صدمه داشت و درست نبود؟ چرا به خودتان و به ملت دروغ میگویید؟ - من میخواهم عین عبارت آن را بخوانم - جبهه ملی بعد از فتح لانه بیانیه داد. جبهه ملی اصلاً جبهه آمریکایی هستند که بعد از فتح لانه اطلاعیه داد. اگر من نگویم که این متن برای جبهه ملی است، شما فکر میکنید مثلاً حزباللهیترین گروهها این بیانیه را دادهاند. در موج آبان ۵۸ میگوید: «موج احساسات علیه امپریالیسم آمریکا سراسر کشور را فرا گرفته است - یعنی اصلاً کسی در کشور نیست که از آمریکا و از سفارت آمریکا دفاع کند - مبارزه برای طرد نفوذ استعمار و نابودی امپریالیسم بهعنوان شعار روز در همه نقاط میهن طنین افکنده است و تا مرحله اشغال سفارت آمریکا بهوسیله جوانان پرشور میهن پیش رفته است. وقتی محمدرضا پهلوی، شاه خائن مخلوع، به علت بیماری یا به این بهانه در آمریکا ساکن میشود و ایادی استعمار و غارتگران بیتالمال با حمایت آمریکا به تکاپو میافتند و با صرف پولهایی که از این کشور به یغما بردهاند و غارت کردهاند، میخواهند بر میهن ما مسلط شوند؛ فریاد خشم ملت است که ناگهان بر میخیزد و طوفان هیجان ملی علیه امپریالیسم پدیدار میشود.»
نهضت آزادی برای افکار عمومی در آبان ۵۸ بیانیه میدهد. اگر مخالف بودید و این بیانیهها را میدادید، پس منافق بودید. اگر موافق بودید و این بیانیهها را دیدید، الان دروغ میگویید و دارید کلاهبرداری میکنید. ضمن این که حرفِ آن موقع شما درست بود، نه حرف الانتان.
بیانیه نهضت آزادی میگوید: «خصلت ضد استعماری انقلاب اسلامی ایران، بیانات صریح امام و شعارهای روشن مردم درباره قطع رابطه سیاسی ایران با سردسته استعمارگران، جای تردید نمیگذارد که شورای انقلاب باید قطع رابطه با آمریکا را اعلام کند.» حالا این تیپها چه دارند میگویند؟ میگویند اصلاً شعار مرگ بر آمریکا جزو شعارهای انقلاب نبوده است. ما خود آمریکا را علیه خودمان تحریک کردیم! ما کجا تحریک کردیم؟ عرض کردم طرف آمده بالای سرت نشسته، دارد توی سرت میزند، جیبت را هم خالی کرده است، توهین هم میکند، تف هم در صورتت میاندازد؛ بعد میگویند تو برنگرد یک نگاهی بکن! یک وقت بهانه به او ندهید دشمنتراشی نکنید! هر کاری میکند، تو ساکت باش این بهتر است! در جواب هزار تا ضربهای که خوردیم، یکی دادیم. هزار تا خوردیم، یکی جواب دادیم؛ باز ما مجرم هستیم.
بروید بیانیههای کانون نویسندگان ایران را ببینید. اصلاً کسی آنجا نبود که این حرفها را نزند. همین بنیصدر آمد و حمایت کرد. اما چرا کمکم شروع به مخالفت کردند؟ برای این که اسناد آنها یکییکی از توی لانه بیرون آمد. معلوم شد امیرانتظام، سخنگوی دولت موقت، آن معاون بازرگان و معاون نخستوزیر، جاسوس بود. آن نماینده سیا یک جا میگوید آمده است و دارد به ما گزارش میدهد که در شورای انقلاب، در دولت و در مجلس خبرگان چه بحثهایی بوده است و با ما مشورت میکرد که چهکار کنیم. دهان سخنگوی دولت اسلام و دولت موقت بوی عرق میداد؛ مشروب خورده بود. گیج هم بود. به او گفتیم برو یککم استراحت کن، بخواب، مستی از سرت بپرد و حالت جا بیاید؛ بعد بنشینیم صحبت بکنیم!
اسناد مقدم مراغهای، استاندار آذربایجان و عضو مجلس خبرگان که جزو سردمداران مخالفت با این بود که ولایت فقیه در قانون اساسی بیاید، درآمد.
حسن نزیه، وزیر نفت همینطور؛ صریح علیه اسلام و امام و احکام اسلام در مجلس خبرگان موضع میگرفت. اسناد آنها درآمد. هیئت دولت بازرگان معلوم شد که صدها صفحه بارها با اینها از قبل از انقلاب، توی انقلاب، بعد از انقلاب جلسه داشتهاند، حالا ممکن است بگویید آقا صرف جلسه دلیل بر این نمیشود که طرف جاسوس بوده است. بله؛ اما در جلسات چه گفتند؟ دارد برای آمریکاییها دلسوزی میکند که آقا این کار را بکنید تا اینجوری نشود. کمک کنید تا ما جلو خمینی بایستیم؛ خمینی افراطی است. فلان کار را بکنیم تا جریان میانهروی مذهبی را سر کار بیاوریم؛ نه انقلابیها را!
یکی هم که میگفتند: «ما عمل دانشجویان یعنی عمل اشغال سفارت آمریکا را کاملاً درست میدانیم». آخر بعداً گفتند: «اینها رفتند این کار را کردند برای این که دولت بازرگان سرنگون بشود و سقوط کند». این هم درست خلاف حرفی است که همان موقع خودشان زدند. این وزیر خارجه دولت موقت بلافاصله بعد از فتح لانه میگوید: «من تصور میکنم این عمل در پشتیبانی از عمل دولت بوده است. اینها برای دفاع از دولت آمدهاند». چون دولت هم یک هفته قبل، یک یادداشت اعتراض به آمریکا داده بود که: «چرا شاه را پس نمیدهید؟ ملت ایران میخواهند او را محاکمه کنند. امام گفته است که باید اینها را پس بدهید. باید شاه و فرح را بیاوریم و اینجا محاکمه کنیم».
نکته دیگر و دروغ دیگر؛ میگویند: «بعد از این که سفارت آمریکا فتح شد، ایران در دنیا بدنام شد، اعتبار بینالمللی ما از دست رفت، دوستان با ما دشمن شدند، همه به ما بدبین شدند و ما مثلاً یک کشور قانونشکنِ بیادبِ بیتربیت و اینها بودیم». این هم دروغ بعدی است. بروید رسانههای داخلی و خارجی آن موقع را ببینید. یکی از بهترین پیامدهای مثبت فتح لانه، عزت ایران و محبوبیت ایران در کل جهان بعد از این قضیه بود. اصلاً من به شما بگویم؛ انقلاب اسلامی زمان خود انقلاب که شاه را سال ۵۷ سرنگون کرد، به این اندازه در دنیا مشهور و محبوب نشد که یک سال بعد، قضیه سفارت آمریکا و سیلی زدن در گوش آمریکا مطرح شد؛ چون همه در دنیا آمریکا را میشناختند و زهر او را چشیده بودند. همه دنیا خوشحال شدند که یک کسی یا یک ملتی پیدا شد، سیلی در گوش اینها زده است و زمین افتادهاند، دارند گیج میزنند و نمیتوانند از جای خود بلند شوند. ۴۴۴ روز ۵۰-۶۰ تا گروگان اینها را گرفتهاند؛ آمریکا هی هم میگوید آمدیم، الان میآییم بمباران اتمی میکنم. کشتیهایش را روشن میکند و هی میگوید آمدم! امام هم هی میگوید خب آقا پس چرا نمیآیی؟ هی میگویند میآیم؛ چرا نمیآیی؟ ملت ما منتظر تو هستند. گفت: شما اگر میخواستید بیایید، چرا رفتید؟ شما که اینجا بودید ایران که برای شما بود. شما اگر میخواهید برگردید، چرا رفتید؟ میگفتند میآییم بمباران میکنیم؛ بمباران اتمی میزنیم! یک عده داخل ایران ترسیدند که چرا امام افراطی است؟ چرا تند صحبت میکند؟ گفتند هواپیماهای آنها الان میآید. امام گفت: که اصلاً حالا هواپیماهای شما بیایند، بمباران هم میکنید؛ بالاخره میخواهید بیایید پایین یا میخواهید همان بالا تا آخر بچرخید؟ بالاخره که باید پایین بیایی؛ مگر نمیخواهی ایران را دوباره پس بگیری؟ پایین که میآیید جوانهای ما و مردم ما یکی از شما را زنده نمیگذارند. مردم ما تمام چتربازهای شما را تکهتکه میکنند. بیایید! اگر به ایران حمله کنید، ما جنگ جهانی سوم راه میاندازیم. امام اینها را گفت. گفت اینجوری نیست. آن دوره گذشت که یک پخ میکنید، سوار یک ملتی میشوید، صد سال غارت و تجاوز میکنید و کسی نفس نمیکشد. گفت اگر به ایران حمله کنید، در پنج قاره با شما میجنگیم. انقلاب ما یک کشور نیست، ایران نیست؛ یک انقلاب جهانی است. در کل ملتها طرفدار داریم. هی میگفتند ایران منزوی شد. امام گفت خب امتحان کنیم که چه کسی منزوی است. گفت سه تا ماشین راه بیفتند؛ رئیسجمهور آمریکا و ملکه انگلیس و رئیسجمهور ما. بروید در پنجاه تا کشور ببینید شما را با تخممرغ و گوجه میزنند و رئیسجمهور ما را مردم سر دست میگیرند بعد بفهمیم چه کسی منزوی است و چه کسی منزوی نیست. اگر راست میگویید، این کار را بکنید.
همان موقع رهبری رئیسجمهور بود. به پاکستان رفته بود. صدها هزار جمعیت آمده بود؛ ماشین او جلو نمیرفت. مردم آمده بودند و لاستیک ماشین رئیسجمهور ایران را میبوسیدند. آیا ما منزوی هستیم؟ ایران منزوی شده است؟ شما اگر جرأت دارید ۱۰ دقیقه به مردم اعلام کنید که «ما میخواهیم در خیابان بیاییم». اگر جرأت دارید بروید؛ بعد معلوم میشود چه کسی منزوی است. شما منزوی هستید؛ آمریکا در دنیا منزوی است. یک عده همان حرفها را همان وقتها...
بعد امام با آرامش مطلق، همان روزی که امام گفت: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»، خیلیها ترسیدند. گفتند کسی تا حالا در دنیا این جمله را نگفته است. این جمله شما یعنی شروع جنگ جهانی. میآیند ما را بمباران اتمی میکنند. بعد در خاطرات دختر امام یا نمیدانم عروس امام بود که یک جایی خواندم که میگوید: همان روز که جلسه امام تمام شد، آمد و طبق معمول همیشه در حیاط قدم میزد و یکی از نوههایش هم دست او را گرفته بود و قدم میزد. من جلو رفتم و سوالی کردم که آقا این صحبتتان امروز خیلی تند بود؛ حالا چه میشود؟ فکر کردند الان که امام این انقلابیترین نطق را کرده است، الان مثلاً مضطرب است، فشار خونش بالاست، مثلاً حالش خوب نیست و باید قندآب بیاوریم تا یککم آرام شود. دیدم دستش را پشتش زده و دارد همینطور قدم میزند. من سوال میکنم که چه میشود و فلان. گفت اینها را ول کن. این گل را میبینی؟ یک گلی در باغچه بود. گفت: این غنچه را میبینی؟ این ۱۷ روز و ۵ ساعت از عمرش میگذرد. یک غنچه گل! آمریکا را ول کن؛ این را نگاه کن. ۱۷ روز و ۵ ساعت..» نمیدانم چقدر، حالا عددش دقیق یادم نیست... از عمر این غنچه میگذرد. این توحید و عرفان توحیدی میشود. امام میگفت: «اینهایی که از ابرقدرتها میترسند، برای این است که تهذیب نفس نکردهاند و آلوده هستند.» کسی که با نفس جهاد کرده است، توحید دارد و اهل توحید است؛ نه میترسد، نه وسوسه و تطمیع میشود، نه مأیوس میشود؛ چون معتقد است که «هُوَ القَوی»؛ خدا قوی است و فقط او قدرت دارد. هر چه قدرت است، برای اوست.
این آیات قرآن برای قدیم نیست که فرشتگان در جنگ بدر آمدند و به مجاهدین مؤمن کمک کردند. شما فکر نکنید فقط آن موقع است؛ این آیات همین الان هم هست. همین الان هم فرشتهها میآیند. همین الان هم «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم» برقرار است. همین الان هم شما خالص برای خدا اقدام بکن، نصرت خدا را ببین. آمریکا حمله کرد که از طبس به تهران بیایند و گروگانهایشان را آزاد کنند و مقامات ما را بکشند و یک شبهکودتا و... در تهران ورزشگاه دیده بودند، آدمهایشان را آماده کرده بودند، همه کارها را کردند. خودشان در صحرای طبس آمدند، خودشان زدند ترتیب همدیگر را دادند. هواپیما و هلیکوپترهایشان به همدیگر خورد، سوختند، سه- چهارتا کموندوهایشان سوختد و هفت- هشتتایشان جزغاله شدند و افتادند. اصلاً ما نمیدانستیم نفهمیدیم. خودشان آمدند، سوختند و خودشان هم رفتند. سه- چهار تا هواپیما و هلیکوپتر و جنازههایشان هم ماند. بعد که خودشان آمدند گفتند چون اصلاً ایران خبر نداشت. فرداشب آن کارتر آمد و گفت که بله! یک عملیات ناکامی انجام شده است. ما که اصلاً نمیدانستیم.
خب شما که اصلاً خودتان آمدید، خودتان هم رفتید؛ آمدید گروگانهایتان را بردارید و ببرید. ما که اصلاً خبر نداشتیم. چه کسی شما را زد؟ چه کسی در دهانتان زد؟ خدا. گفت طوفان شد این شنهای طبس رفن توی موتور این هلیکوپترها و هواپیما رفته بود و نمیدیدند میخواستند فرار کنند. ترسیدند این به آن زد، آن هم به این زد. امام گفت شنهای طبس مأمور خدا بودند. ممکن است شما بگویید نه آقا اتفاقی یک طوفانی شد! هیچ چیزی در عالم اتفاقی نیست. همان اتفاقاتی هم که میگویید اتفاقی است، همان هم اتفاق نیست. کل عالم طبیعت تحت کنترل ماوراءالطبیعه است. کل موجودات جنود خدا هستند؛ «جُندُ الله» هستند، «حزبالله» هستند.
کودتای نوژه؛ آمریکا کودتا کرد و شکست خورد. از پایگاه شهید نوژه. از دو- سه طریق لو رفت. یکیاش این بود که مأمورهای کمیته به یک خانهای رفته بودند مواد مخدر و مشروب و زن و مرد و اینها دیده بودند. اینها فکر کرده بودند آنجا یک مرکز فساد است. به حساب این کمیتهایها رفته بودند که مرکز فساد را بگیرند. رفته بودند، دیدند خب مشروب و مواد مخدر و آدمها و اینها هست. بعد یک چند نفر را گرفته بودند داشتند میرفتند؛ اصلاً نفهمیدند که اینجا چیست. یک مرتبه سگی که آنها داشتند خود سگ آنها صاحبخانه پارس میکند. بیخودی میدود یک دری را میزند، در را باز میکند و توی زیرزمین میرود. یکی از این مأمورهای کمیته همینجوری میگوید بروم ببینم آن پایین چیست؟ نکند آنجا هم یک چیزهایی باشد. میرود، میبیند انبار اسلحه است. بعد که بازجویی و صحبت و اینها میکنند، کمکم میفهمند ای عجب! امام بعداً گفت همان سگ هم مأمور خدا بود.
امام به آمریکا میگفت که نگاه کن! کل در و دیوار این عالم با ما هستند؛ همه جزو حزبالله هستند. طوفان، خورشید، ابر، باد؛ ما تنها نیستیم. وقتی «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم» هست، در صف خدا برو، ببین خدا چهکار میکند. با یک سگ از این طرف، با طوفان آن طرف میزند. امام گفت ما که اصلاً نفهمیدیم شما چه زمانی آمدید، چه زمانی رفتید و چه کسی در دهانتان زد.
اتفاقاتی که در این ۱۰-۲۰ سال دارد میافتد... عراق، سوریه، جنگ جهانی بود؛ اینها شکست خوردند. یمن اصلاً ملک طلقشان بود؛ الان یمن موشک میزند، دارد مأرب را میگیرد. اصلاً تمام شد؛ اینها غیرعادی است. گرانترین سلاحهای دنیا را دارند بر سر اینها میریزند. آمریکا بعد از ۲۰ سال از افغانستان فرار میکند. در عراق، همهجا... اینها غیرعادی است. ما چنین قدرت مادیای نداشتیم. این روح توحیدی و معنوی بود.
میگویند ایران در دنیا بدنام شد و منزوی شد. اتفاقاً بعد از قضیه لانه، ایران در کل جهان آنقدر طرفدار پیدا کرد آنقدر محبوبیت پیدا کرد که در جهان تظاهرات و راهپیمایی کردند به نفع ما و علیه آمریکا؛ که اصلاً قبل از آن سابقه نداشت. اولین بار بود که گفتند اینها چه کسانی هستند که در دهان آمریکا زدند و موفق شدند؟ این یکی از بزرگترین حرکتهای ضد استکباری در تاریخ انقلابهای مردمی در قرن بیستم بود. اصلاً نمونه دیگری اینجور نداشته است که بگویی و هیچ کاری نتواند بکند. اصلاً این قضیه اسطوره آمریکا و بت ابرقدرتی را شکست.
میدانید امام هم قبلش خبر نداشت. اینها رفته بودند. اول امام میگوید چه کسانی هستند؟ قضیه چیست؟ بعد میگویند که ما وابسته به جایی نیستیم؛ برای انقلاب آمدهایم. بعد امام میگوید: خوب جایی را گرفتید؛ همانجا نگهش دارید. که بعضی از اینهایی که بعداً چند نفرشان وا دادند؛ اینها به خیالشان مسئله شخصی است که میگویند ما اصلاً غلط کردیم این کار را کردیم! اصلاً مسئله تو نبوده؛ تو هم یک موجی بودی، در این موج یک کاهی بودی، توفیقی داشتی، این کار را کردی، توفیق را از دست میدهی، برمیگردی. اصلاً من و تو مهم نیستیم؛ عمل مهم است. امام گفت: خوب جایی را گرفتید؛ نگهش دارید. یک عده گفتند سفارت آمریکا شوخی است؟ امام گفت: اصلاً این انقلاب از انقلاب اول بزرگتر بود. در انقلاب اول ما عامل آمریکا (شاه) را زدیم؛ در انقلاب دوم خود آمریکا را زدیم. این انقلاب بزرگتر از انقلاب اول است. حساب آمریکا و شاه از هم جدا نیست. اصلاً شاه و پهلوی را آمریکاییها آوردند نگه داشتند جنایت کردند. شاه ابزار بوده است؛ شاه به اینها سواری میداد. اصل آن کسی است که این کار را میکرد. رژیم پهلوی که از خودش استقلالی نداشت؛ تصمیم نمیگرفت.
صدای انقلاب اسلامی بعد از قضیه لانه جاسوسی جهانی شد. انقلابیون جهان، تمام گروههای مبارز انقلابی و نهضتهای آزادیبخش طرفدار ما شدند. مذهبی و کمونیست و ملیگرا و ناسیونالیست و همهشان به نفع ایران شروع به تظاهرات و راهپیمایی و دفاع از این کردند که کار ایران کار درستی است. و در دهها کشور، حتی اروپا و آمریکا، به نفع ما و علیه آمریکا تظاهرات شد. یعنی در پاریس تظاهرات شد، در لندن شد، در استکهلم شد، در بُن آلمان شد، در لیون و در پرتغال شد. همه جای دنیا؛ در هند، در مصر، در تونس، الجزایر، لیبی، سوریه، داخل فلسطین اشغالی و لبنان، در شرق آسیا، اندونزی و مالزی.
و بعد جالب است داخل خود آمریکا، بخشی از دانشجویان آمریکا کمیتهای را تحت عنوان «کمیته دفاع از اشغال سفارت آمریکا» تشکیل دادند. دانشجویهای آمریکایی کمیته تشکیل دادند، در چند ایالت تظاهرات کردند که با آنها برخورد شد. در اسپانیا... حالا من مواردش را اینجا آوردم، دیگر نمیخواهم یکییکی بگویم، وقت نیست. در کجا کجا... در دهها کشور، مردم و دانشجویان در آن کشورها جلوی سفارت آمریکا رفتند، تظاهرات کردند و پرچم آمریکا را آتش زدند. در ۱۰-۱۵ کشور، مردم حمله کردند، سفارت آمریکا را در کشورهای خودشان آتش زدند. این نشان داد یک آتشفشان جهانی بود که منتظر یک جرقه بود که چه کسی جرأت کند اول این کار را بکند؛ انقلاب اسلامی ایران، امام. یکمرتبه کل جهان منفجر شد.
سوریه مثلاً آمد در کشورهای عربی... سوریه و لیبی آن موقع انقلابی بودند؛ قذافی آن موقع انقلابی بود، طرف ما هم بود، با اینها هم مخالف بود. بعداً دیگر وا داد و تسلیم شد و مزد او را هم دادند؛ وقتی کسی تسلیم میشود، بعد تازه میآیند پدرش را درمیآورند به جای این که تشکر کنند. اسناد لانه جالب است. از همان موقع راجع به سوریه و عراق تحلیلهایی دارند، ۳۰ سال یا ۴۰ سال پیش که دقیقاً در همین ۷-۸-۱۰ سال به آن عمل شد. منتهی کسی اسناد لانه را درست نمیخواند.
اسنادی بود که دولت سوریه بین دولتهای عرب، بیشترین پشتیبانی را از ایران کرد و از قضیه لانه جاسوسی پشتیبانی کرد و اعلام کرد که اگر به ایران حمله کنید، خاورمیانه بشکه باروت است و منفجر خواهد شد. ایران تنها نیست. و در کنفرانس سران جامعه عرب در تونس، مسئله مطرح شد که آیا این کاری که در ایران شده سفارت آمریکا تسخیر شده، حالا اگر آمریکا بخواهد واکنش نشان بدهد، ما همسایگان و منطقه چهکار باید بکنیم؟ عربستان و امارات و کویت و بحرین و قطر، همانهایی که الان هم هستند، گفتند که آمریکا حق دارد. سوریه و لیبی و الجزایر و کشورهایی که اجمالاً بوی انقلابیگری داشتند، اینها کنار ایران ایستادند و گفتند کار اینها درست است. در آمریکای لاتین، دانشگاهیان و چریکهای چپ همه جا تظاهرات کردند. در اوگاندا، در آفریقای مرکزی، بوکاسا، در نیکاراگوئه و کشورهای مختلف که حدود ۳۶ سازمان آزادیبخش و جنبشهای چریکی آزادیبخش که علیه اشغالگر و علیه دیکتاتورها در دنیا میجنگیدند، مشترکاً مذهبی، مسیحی و ملیگرا، همه با هم بیانیه دادند و گفتند کل جنبشهای آزادیبخش جهان طرفدار ایران هستند.
بعد هم در ایران یک سمینار جنبشهای آزادیبخش گذاشتند. تمام گروههای چریکی آزادیبخش جهان آنجا نمایندههایشان را فرستادند و گفتند ایران با این کارش مرکز همه نهضتهای آزادیبخش است. یعنی ببینید اینقدر آبرو و احترام آورد. حتی بعضی کشورها اعلام کردند، گفتند: ما اگر آمریکا به ایران حمله کند، ما وارد جنگ نفتی میشویم؛ یعنی تحریم میکنیم و به اینها نفت نمیدهیم. اتحادیه دانشجویان فلسطین، انجمن جوانان دموکراتیک لبنان که اصلاً اینها مذهبی نبودند، اتحادیه ملی دانشجویان لیبی، حزب ترقیخواه مصر، جنبش آزادیبخش ملی الجزایر، اتحادیه دانشجویان کجا... انجمن جوانان دموکراتیک یمن؛ اینها هیچکدام گروههای اسلامی و مذهبی نبودند، ولی همه محکم کنار ما آمدند. اتحادیه جوانان جمهوری دموکراتیک کره، کمیته ویتنام، ویتنامیها یک چند سال قبل پوز آمریکا را به خاک مالیده بودند. اولین شکست خارجی آمریکا در ویتنام اتفاق افتاد. ضربه دوم را در ایران خوردند؛ در انقلاب ما و بعد از قضیه فتح لانه و اصل انقلاب. در ویتنام، ویتنامیها که آمریکا را شکست داده بودند، جشن ملی و یک جشن وسیعی گرفتند. کمیتههای همبستگی در آسیا، در آفریقا، طرفداران صلح در آمریکای لاتین، السالوادور و... به خیابانها ریختند و تظاهرات کردند. سفارتهای آمریکا در کشورهای متعدد به آتش کشیده شد.
نلسون ماندلا... شما میدانید که غرب مدام تبلیغات میکرد که اگر میخواهید انقلابی باشید، مثل نلسون ماندلا و گاندی باشید؛ نه مثل خمینی. خمینی جهاد و شهادت و اینها را دارد. گاندی میگفت: نه؛ مسالمتآمیز! اگر توی سرت زدند، بگو یکی دیگر هم بزن. بگذارید اینقدر بزند تا خودش خسته شود. نلسون ماندلا هم همینطور؛ مبارزه مسالمتآمیز. شما ما را بکشید تا ما تمام شویم.
آن وقت آمریکا و انگلیس و غرب وقتی که امام آمد، طرفدار اینها شدند. در حالی که چه کسی خود اینها را زده بود؟ اصلاً چه کسی نلسون ماندلا و گاندی و اینها را کی میزد؟ همین انگلیسیها بودند. اصلاً میدانید که کماندوهای آمریکایی آمدند ماندلا را پیدا کردند، به انگلیسیها کمک کردند، او را دستگیر کردند و بعد ۲۰-۳۰ سال زندان افتاد. ماندلا پیش چریکهای مسلمان انقلاب الجزایر آموزش نظامی میدید. اسلحه و آموزش چریکی میداد و جوانهای مسیحی و کمونیست را برمیداشت و از آفریقای جنوبی میبرد و به کمک الجزایریها (انقلاب الجزایر که مسلمان بودند)، آموزش چریکی میدیدند، اسلحه میدیدند و برمیگشتند در آفریقای جنوبی بجنگند. اصلاً ماندلا اول جزو گروههای چریکی بود. بعد که اینها زندان افتادند و ماندلا بعد از ۲۰-۳۰ سال زندان آمد، گفت که مبارزه مسالمتآمیز است. ماندلا یک سفری بعد از انقلاب ما به ایران آمد؛ به نظرم دو تا سفر آمد. سر مرقد امام رفت و گفت که «تمام جهان به این مرد مدیون هستند. او شیوه شکست دادن و شکست نخوردن را به ما آموخت». بعد رهبری یک وقتی میگفت که ایشان میگفتند که ماندلا پیش من آمد و گفت: راز پیروزی شما چه بود؟ چهطور توانستید ظرف یک سال طومار اینها را هم بپیچید؟ آمریکا، انگلیس، شاه، همه را زدید و رفتند و با قدرت ماندید. از تجربیاتتان به ما بگویید تا ما جلوی جریان آپارتاید و نژادپرستی در آفریقای جنوبی چهکار کنیم؟ ایشان میگوید: من گفتم که ما دو تا سرّ داشتیم. یک) رهبران انقلاب اسلامی و در رأس آن امام از مرگ و شهادت نترسیدند. نمیتوانی هم مبارز باشی، هم بترسی. باید تا آخر خط را ببینی و بروی. از شهادت نترسید.
دو) مردم را با چریکی و جنگ و بمب و اینها نمیشود انقلاب کرد. مردم باید بیدار بشوند، مردم را به صحنه بیاورید. مردم را توی خیابان بکشانید و دیگر توی خانههایشان نروند. بمانند تا پیروز شوید. ماندلا برگشت، همین سیاست را اجرا کرد و رژیم آپارتاید و نژادپرست آفریقای جنوبی سقوط کرد.
میدانید که گاندی را تبعید کردند، او را زدند، او را زندانی کردند. وقتی انگلیسیها مجبور شدند از هند بروند (البته ظاهراً نه واقعاً)، از گاندی پرسیدند: «سرّ پیروزی تو چه بود؟» گاندی چه گفت؟ گفت: «درسی که از حسین بن علی آموختم». گاندی به لحاظ مذهبی هندوی بتپرست است؛ البته بتپرست نبود. گفت: «از حسین بن علی». این که میگویند مبارزه بدون خشونت، مسالمتآمیز باشد! گاندیاش میگوید الگوی من حسین بود، کربلا بود که ۷۲ نفر در برابر دهها هزار نفر ایستادند و نترسیدند. ماندلا هم آمد گفت: «من از روش انقلاب شما یاد گرفتم که مردم را در خیابان کشاندم تا دیگر نروند.» یعنی شما از جنوب آفریقا، کنگره ملی آفریقای جنوبی علیه آپارتاید بگیر تا موارد دیگر. در بعضی کشورها هم عرض کردم؛ در پاکستان، در لیبی، در کویت حمله کردند و سفارتهای آمریکا را آتش زدند.
در مکه برای اولین بار تظاهراتی شد که علیه آمریکا شعار دادند. برای اولین بار بعد از فتح لانه، مکه و مدینه هزاران نفر جمعیت آمدند و شعار «الموت لآمریکا» برای اولین بار در تاریخ جهان اسلام و تاریخ مکه و مدینه این اتفاق افتاد که بعد آنجا شعار میدادند «الله واحد، خمینی قائد». عربستان در رسانههای خودشان و کشورهای عربی جهان اسلام برداشت، گفت: خمینی دستور داده است توی نماز، همه وقتی که تکبیر میگویند، بسمالله الرحمن الرحیم میگویند، باید بگویند که الله واحد، خمینی واحد! اذان که میگویند اول بگویند اشهد ان خمینی فلان، بعد بگویند اشهد ان محمد رسولالله! بعد هم یک جا ماکت خانه کعبه را ساخته بودند، داشتند آموزش طواف میدادند، این عکس را در تلویزیونشان نشان دادند، گفتند: «شیعه، ایرانیها میگویند که ما دیگر مکه نمیآییم، خودمان اینجا کعبه داریم و طواف میکنیم». ببینید یکسره از این حرفها زدند.
این بنباز و آخوندهای وهابی آلسعود رسماً اعلام کردند، توی مراسم حج پخش کردند که شیعه میگوید اگر کسی میخواهد به مادرش خدمت کند، با مادرش ازدواج کند. فقه شیعه این را میگوید! اینها توی کتابهایشان هست. مثلاً ۱۵ میلیون از این جزوهها چاپ کردند و بین حاجیها پخش کردند. شیعه میگوید دختر با پدرش ازدواج کند، پسر با مادرش، و این خدمت به والدین است. اینها میگویند «و بالوالدین احسانا» که قرآن میگوید، منظور قرآن این است! اینجوری. اصلاً وضعیت تغییر کرد.
بنابراین ایران اتفاقاً... حتی دانشجوهای دانشگاه آمریکایی بیروت که اصلاً دانشگاه برای آمریکاییها است، دانشجوها پرچم آمریکا را داخل دانشگاه آمریکایی آتش زدند. یعنی این کاری که امام کرد، صدای کل جهان بود. بعد هم گفت هیچ غلطی نمیتوانید بکنید.
و آخرین نکته: گفتند به سفارت آمریکا حمله کردید. حق ندارید به سفارت حمله کنید؛ سفارت مرکز قانونی است و این کار خلاف قوانین بینالملل است. تسخیر سفارت آمریکا صددرصد مطابق با قوانین بینالملل بود؛ یعنی مطابق با حقوق بینالملل. چرا؟ چون سفارت تعریف دارد. به لحاظ قوانین بینالملل سفارت، نمایندگی یک کشور در کشور دیگری است. فقط باید رابط دو کشور باشد. یکسری کمک کند در جهت گسترش ارتباطات سالم فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، تجارت بین دو کشور، روابط مناسب بین دو کشور؛ این سفارت است و کاملاً در چارچوب قوانین کشور میزبان. این میشود سفارت. حتماً مصونیت دارد. خاک آن کشور حساب میشود. باید صددرصد احترام گذاشت.
سفارت آمریکا چه بود؟ اگر اصلاً آن ۳۰ سال قبلش جنایاتی که از سفارت آمریکا رهبری میشد نبود... میدانید در لانه دستگاههای استراق سمعی پیدا شد که کل تلفنهای حتی مقامات رژیم پهلوی کنترل بود؛ چه برسد به مخالفین. دقت میکنید؟ همه را شنود میکردند. بعداً که اسناد درآمد که دیگر هزاران هزار صفحه دارد نشان میدهد؛ همهاش اثبات توطئه است، نقشه طرح کودتا، طرح جنگ داخلی، طرح تحریم، طرح منسجم کردن براندازها، تجزیهطلبها، و... این سفارت است؟ چرا اسناد لانه جاسوسی توی آمریکا همین الان ممنوع است؟ این را میدانید؟ وقتی اینها منتشر شد... آخر اینها را ریزریز کردند، بچهها اینها را برداشتند به زحمت دوباره بهم چسباندند که الان بعضی ۸ جلد کتاب با این قطر چاپ شده است. تازه بخش مهمتر آنها را همان اول از بین بردند. این سندها در بسیاری از دانشگاههای آمریکا و اینها نیست. مگر حالا اینترنتی بشود بزنند چیزی. جرم بود. اگر سفارت بوده است، چرا نمیگذارید این اسناد سفارتتان که مشغول سفارت بودید پخش شود تا مردم در آمریکا بخوانند که اینجا چه کار میکردید ؟ اگر یک جایی تبدیل شد به پایگاه براندازی، کودتا، توطئه، تجزیهطلبی، این دیگر سفارت نیست. این پایگاه جنگی دشمن است. این دیگر حرمت ندارد، مصونیت ندارد، اعتبار ندارد. این دژ جنگی دشمن است که آمده وسط شما دژ ساخته است.
حالا امروز که دیگر همه دنیا میدانند سفارتهای آمریکا همه جا لانه جاسوسی است. الان همه میدانند. این "اسنودن" که دهها هزار از اسناد سیا را آورد منتشر کرد دیگر که فرار کرد، آمریکا دنبالش است، به روسیه پناهنده شد. اسنودن اسنادی که افشا کرد (خودش هم عضو سیا است)، آنجا صریح میگوید که سفارتخانههای آمریکا در دهها کشور جهان مشغول جاسوسی هستند. حتی پشتبام سفارت انگلیس و آمریکا در اروپا، توی فرانسه، توی آلمان، مشغول شنود تلفنهای خصوصی مقامات آلمان و فرانسه و ایتالیا و هلند هم هست. که این یارو مرکل اعتراض کرد، گفت که: با ما هم بله؟» شما هم بله، با همه بله.
دهها میلیون مکالمات خصوصی مردم را شنود میکنند از طریق سفارتهایشان. امروز همه دنیا میفهمند سفارتهای آمریکا همه جا لانه جاسوسی است. بعد این اسناد ویکیلیکس درآمد همینطور. دیگه امروز تردید ندارید. آن موقع ایران اولین بار بود که... اصلاً این تعبیر «اینجا لانه جاسوسی است»، تعبیر امام(ره) بود. گفت: «اینجا سفارت نیست؛ اینجا مرکز لانه دشمن است. ما بهجای این که هی یکییکی کرمها را برویم جاسوسها را پیدا کنیم، حمله میکنیم به لانه کرمها. میزنیم آنجا را دود میدهیم که کلشان بروند».
داخل آمریکا چندین جریان توی دانشگاهها پیدا شدند، کتاب نوشتند دلایل حقوقی و قانونی که ایرانیها حق داشتند سفارت آمریکا را اشغال کنند. فقط یک نمونهاش را برایتان عرض میکنم: پروفسور "فرانسیس آنتونی بویل"، استاد حقوق دانشگاه ایلینویز آمریکا. و یک چند تا تیم دانشجویی، متخصصین حقوق، اینها چند جلد کتاب نوشتند که در حقوق بینالملل هر کشوری فقط به شرطی سفارتش احترام دارد که توی مسائل داخلی آن کشورها دخالت نکند و مصونیت متقابل دیپلماتیک آن کشور را بپذیرد در جهت همکاری، نه در جهت توطئه. طبق همین قوانین و حقوق بینالملل، اگر یک کشوری رعایت نکرد، کشور دیگر متقابلاً حق دارد رعایت نکند. یعنی وقتی تو زیر زدی میز قرارداد را تجاوز کردی، طرف مقابلت هم دیگر قرارداد و تعهدی ندارد؛ میتواند حمله کند. حمله کردید، جوابت را میدهند. لذا رضایت متقابل از کشورها فقط در این صورت معنا پیدا میکند. نمیشود یک طرف رعایت بکند، نکند، توقع داشته باشد آن طرف دیگر رعایت بکند. همین کتابِ همین استاد دانشگاه ایلینویز، این کتابهایی که اینها تهیه کردند، ممنوع اعلام شد. با خود اینها برخورد شد.
این هم از نظر حقوقی و قانونی که بدانیم آقا اینها خلاف قانون بود، خلاف ضوابط دیپلوماسی و حقوق بینالملل بود، چی بود چی بود»؛ نه، اینها همهاش خلاف... خب بفرمایید ما در خدمتیم. بفرمایید. هر کدامتان میخواهید بفرمایید.
یکی از حضار: علامه مجلسی میگویند که افزودن بر این موارد، مؤمن را در پیشگاه خدا، خدای تعالی عزیز میداند و در صورت احتمال ضرر، انجام برخی از کارها را جایز نمیداند. و مثلاً مصداق امروزیاش میتوانیم بحث مجالس تولّی و تبرّی را بگوییم که این موضوع یک موضوع واجبی است ولی مثلاً ایجاد مراسمهایی مثلاً مثل عیدالزهرا به صورت علنی از نظر همه مراجع حرام است.
پاسخ استاد: خب سه چهار تا مطلب گفتید که جدا جدا باید به آن اشاره بشود. دوستان سوال را متوجه شدند ؟ خلاصه فرمایش ایشان این بود که مگر ما یک اصلی به نام تقیه نداریم؟ تقیه یعنی وقتی که دشمن قوی است، شما کوتاه بیا، تسلیم شو و با او همراهی کن. علامه مجلسی هم مثلاً با حکومت صفوی، شاهانی که طاغوت بودند کنار آمد. تقیه میگوید وقتی دشمن قوی است، شما درگیر نشو، کوتاه بیا، تولی و تبری علنی نباشد.
ببینید این نکتهای که ایشان الان مطرح کردند، نکتهای است که خیلیها حتی از قبل از انقلاب هم مطرح میکردند. وقتی که امام علیه شاه درگیر شد، بعضی از مذهبیها، بعضی از روحانیون همین را میگفتند. خب مگر ائمه در برابر بنیامیه و بنیعباس تقیه نکردند؟ همه که مثل امام حسین نبودند. حالا امام حسین کربلا بپا کرد. از یکسری از اهداف و اصولشان دست برداشتند، کوتاه آمدند. بنابراین آقای خمینی اصلاً علیه شاه هم که امام حرکت میکرد، میگفتند این افراطیگری است. یعنی چه میگویی شاه باید برود؟ مگر ممکن است؟ اصلاً امکان دارد شاه برود؟ اصلاً آمریکا میگذارد شاه برود؟ خب حالا بعد شد دیگه؛ هم شاه رفت، هم صدام رفت، هم همینطور یکییکی رفتند. این مرگ بر شوروی، مرگ بر منافق، اینها هر چه گفتیم شد. هی میگفتند نمیشود، میگفتند نمیشد. ما گفتیم و کردیم شد. اینها یکییکی سقوط کردند. بقیهاش هم این آمریکا که آن آمریکا نیست. وقتی داری میبینی میشود، با کدام منطق میگویی نمیشود؟ ببین یک وقت میگویی نمیشود و واقعاً نمیشود، خب شما وظیفهات تغییر میکند. یک وقت میبینی دارد میشود. همانهایی که گفتند شاه نمیشود سرنگونش کنیم، شد.
همان: آیه قرآن میگوید وقتی میبینید تلفات مالی انسانی جانی دارد...
پاسخ استاد: من هم طبق آیه قرآن میگویم. همین قرآن میگوید که جهاد کنید، کشته بشوید. که این آیات قرآن که نمیگوید اگر دشمنتان ضعیف بود توانستید از پس او بربیایید بجنگید. اگر دیدید زورش زیاد بود، زیر بار زور نمیروید، مگر خیلی پرزور باشد. اصلاً منطق قرآن این نیست. همین آیه خیلی جالب است. همین آیه که میخوانید، صدر آیه چه دارد میگوید؟ اول آیه را بخوان: «حق ندارند مؤمنین تن به ولایت کفار بدهند؛ حرام است». خب؟ هر کس چنین کند، یعنی هر کس تسلیم کفر بشود «لَیسَ مِنَ الله»؛ دیگر از ما نیست. خدایی نیست. آن «اِلا» استثناء چیست؟ تقیه؛ یعنی فریب دشمن؛ نه یعنی تسلیم به دشمن.
مثل این که به طرف میگویند آقا بیا جبهه. میگوید به شرطی میآیم جبهه که ترکش نخورم، تیر نخورم، به محاصره نیفتم، غذایم به موقع برسد، آب سرد هم خیلی دوست دارم وقتی هوا گرم است توی جبهه و وسطهایش هم بتوانم استراحت بکنم؛ من اینجوری جبهه میآیم. خب این که جبهه و جهاد نیست که. جهاد اصلاً یعنی مشقت، سختی. خطر کن، ریسک کن. قرآن میگوید «قاتِلُوا» میجنگند، «قُتِلُوا» کشته میشوید. چرا قرآن میگوید «اِحدَی الحُسنَیَین» است؟ در مقیاس الهی پیروزی و شهادت و شکست مساوی است.
خب ائمه ما همه شهید شدند. همهشان هم تقیه کردند ها. غیر از زمان امام حسین که جای تقیه نبود. منتهی معنی تقیه این نبود که الان شما گفتی. که بگویند چون خطر دارد ضرر دارد ما تقیه میکنیم. تقیه یعنی تا میتوانی کمتر ضربه بخور بیشتر ضربه بزن. بعد برداشتند گفتند تقیه یعنی کلاً ضربه نزن تا ضربه نخوری! زمین مسابقه را ترک کن! این شد تقیه؟ خب این که معنی تقیه نیست. خلاف بسیاری از آیات و روایات و خلاف مبانی قرآنی است. بحث اختلافی که شده که شما میگویید علما کی چی گفته، اینها بحث مصداق بود. بعضیها مصداقش هم مشکل نبود. تشخیص آن را هم میدادند. جرأت بود. شجاعت و فداکاری بود. باید نترسی. ممکن است تو فقیه هم باشی بترسی.
کسی که مبارزه نمیکند احتیاجی به تقیه ندارد. مثلاً الان یک کسی میآید مبارزه نمیکند، خب؟ میگوید چون ضرر دارد، ضرر جانی مالی دارد، تسلیم شده است. بعد به او میگویند تو که تسلیم شدی، دیگر مبارزه نمیکنی، چه را میخواهی مخفی کنی؟ مثلاً به تو میگویند آقا کجا بودی؟ بگویی نه ما نمیتوانیم بگوییم تقیه داریم ما داریم مخفی میکنیم نمیتوانیم بگوییم کجا بودیم. تو کجا بودی دیگه؟ یا حمام بودی یا دستشویی بودی دیگه؛ جای دیگری نبودی. این که مخفیکاری نمیخواهد. یا رفته بودی مهمانی یا رفته بودی مسافرت. نه ما نمیتوانیم بگوییم. تو مبارزه نمیکنی. این کسی که دارد مبارزه میکند تقیه میکند. یک) تقیه برای حفظ اصل مبارزه است؛ نه برای تعطیل مبارزه. دو) تقیه یعنی دشمن را فریب بدهی نه این که مبارزه را رها کنی. بله تقیه یک امر صددرصد عقلانی و صددرصد شرعی است؛ واجب هم هست. امام صادق(ع) فرمودند «التَّقِیَّةُ دِینِی وَ دِینُ آبَائِی». تقیه دین من است و دین پدران من است. منتهی تقیه معنیاش این نیست که شما گفتی.
و لذا امام یک وقتی امام(ره) گفت دیگر تقیه حرام است «بَلَغَ مابَلَغ»؛ دیگر دارند اصل اسلام را صریح میکوبند. زنان مسلمان را بیناموس کردند. علمای دین را همه را خلع لباس کردند. مدرسههای علمیه را حوزهها را بستند. روضه امام حسین(ع) ممنوع شده. تاریخ چی کردند. آمریکاییها و اسرائیلیها آمدند حاکم شدند. تقیه دیگر تا کجا؟ این این جواب امام به اینها بود. بله تقیه حتماً عقلانی است. فرادینی... نه فرادینی نیست، دینی است.
هر وقت قدرت دشمن زیاد است تقیه یعنی اگر دشمن تو قوی است زور تو برای نبرد مستقیم به او نمیرسد دشمن را دور بزن. مبارزه مخفی کن. ضربه بزن ضربه نخور. این تقیه است. تقیه معنیاش نیست که وقتی میبینی دشمنت قوی است بگو آقا پس دیگر هیچی ما غلط کردیم ما نه امر به معروف نه نهی از منکر، اقامه قسط، مبارزه با فساد، مبارزه با ظلم، و... همه تعطیل برای چی؟ برای این که ما میخواهیم زندگی کنیم صدمه مالی جانی یک وقت خداینکرده نخوریم. خب این که میشود مثل زندگی تو با زندگی خوک چه فرقی دارد؟ کسی که این افکار را دارد پس فرق مومن با کافر چیست؟ کافر هم میگوید اصل زندگی به هر قیمت است. پس "هیهات من الذله" کجا میرود؟ ائمه ما هیچکدام سازش نکردند.
من اگر بخواهم با یک جمله توضیح بدهم، تقیه یعنی "نرمش قهرمانانه"، خب؟ سوءاستفاده از تقیه یعنی "سازش ذلیلانه". نرمش قهرمانانه غیر از سازش ذلیلانه است. سازش ذلیلانه یعنی طرف میبیند خطر دارد تسلیم میشود. آقا اصلاً به ما چه! ما سراغ زندگی خودمان میرویم. این که نرمش قهرمانانه نیست؛ این خیانت است. این همان است که قرآن میگوید اگر به دشمن پشت کردی جهنمی هستی. همین که اینجا میگوید اگر تحت ولایت اینها رفتی دیگر رابطهت با الله قطع است. الا این که تقیه کنی. یعنی الا این که مبارزه ظاهراً وانمود کنی که اینطوری هستی. خب این تقیه.
اما نکته دیگر. علامه مجلسی هم همین است که اصلاً علامه مجلسی... اولاً حکومت صفوی شما این را بدان اولین حکومتی بوده که آمده در ایران خطاب به علمای شیعه صریح گفته من تابع شما هستم. اینجوری نبود که حکومت صفوی مثل قبل بوده. حکومت صفوی۱۰ گام به جلو بود. درست است که حکومت اسلامی ایدهآل نبود. اما سلطان صفوی میآمد به فقیه شیعه میگفت که آقا من به نیابت از شما هر چی شما بگویی. این که به آن معنایی که حکومتهای قبل طاغوت بودند اینجوری نبود. اینها ادعا میکردند ما تابع هستیم. ولذا بله آقا علامه مجلسی اینها هم با اینها کنار میآمدند برای این که از این قدرت استفاده کنند.
امام یک تفکیک قشنگی کرد. گفت ما یکسری آخوندهایی داریم ترسو و فاسدند اینها تسلیم حکومتها میشوند. اینها آخوند درباریاند. وعاظالسلاطین. واعظ دربار هستند. نانخور دربار هستند. در مورد این آخوندها اینجور فقه و... پیامبر اکرم(ص) فرمود که «اتَّهِمُوهُم عَلی دینِکُم». اینجور روحانیون فاسد را متهم کنید. از دینتان دفاع کنید. اینها را افشا کنید. خب؟ همینجوری بود.
طرف آمد فقیه قاضی حکومت علی بوده قبلاً شریح؟ قبلاً قاضی حکومت عمر بوده، عثمان، قاضی حکومت علی، بعد قاضی حکومت یزید شده، بعد فتوا میدهد که حسین خودش به شمشیر جدش کشته شد، بیخود قیام کرد! حکومت قانونی بوده. این یک جور فقه و روحانیت فقه یزیدی فقه اموی است. یک وقت هم فقه است که مبارزهات را بکنی و عاقلانه. امام همین تقیه را کرد. اصلاً امام اول که جهاد نداد. گفت مردم بیایید در خیابان اعتراض کنید و ما اتفاقاً در انقلابهای قرن بیستم ما کمترین شهید و تلفات را دادیم و بیشترین پیروزیها را به دست آوردیم. بقیه همه جا به ما حمله شده ما دفاع کردیم. جنگ ۸ ساله به ما حمله شد دیگر در دفاع که تقیه نداریم! در دفاع ما تقیه نداریم وقتی به خانه شما حمله میکنند باید دفاع کنید اینجا نمیتوانید بگویید نه، ما تقیه میکنیم فعلاً بیایید خانههای ما را بگیرید. دفاع واجب است و احتیاج به حکم فتوای مجتهد هم ندارد. بر زن و مرد هم واجب است.
و السلام علیکم و رحمت الله برکاته.
هشتگهای موضوعی