لعنت بر لندن (غارتگر اعظم، همچنان زالوی سیاست بین الملل است)
روز مبارزه با استعمار انگلیس - نیم نگاهی به جنایات انگلستان در هند و ایران - مدیران رسانه های مسلمان (شیعی،سنی)، هندو و مسیحی هند - ۱۴۰۰
بسم الله الرحمن الرحیم
اولاً محضر برادران عزیزم خوشامد عرض میکنم. افتخار است که به خدمت شما میرسیم. امیدوار هستیم که این سفر شما به ایران مفید باشد و با خاطره خوشی به هند برگردید. ان شاء الله آخرین سفر شما نباشد و البته من نیز یکی دو بار که سالها قبل به هند دعوت شدم و آمدم، خاطرات منحصر به فردی داشتم و این یک تجربه ویژهای برای من نیز بود در مناطق مسلمان و هم میان هندوها و عمدتاً میان دانشگاهیان و روزنامهنگاران جلساتی داشتیم. هم منطقه و هم جهان، بسیار متموج هستند و به یک معنا آینده درازمدت غیر قابل پیشبینی شده است. انسان نمیداند تا آخر سال چه اتفاقی ممکن است در منطقه و جهان بیفتد.
اواخر قرن بیستم میلادی، همه میگفتند که بشر مدرن از لحاظ علمی و تمدنی چنان پیشرفت کرده است که دیگر بیماریهای واگیردار جهانی برای همیشه حل شدهاند و محال است که بیماریهایی مانند وبا و طاعون و اینها به صورت واگیردار در سطح جهان دوباره برگردند، آن دوره گذشت. ۴۰ سال پس از آن حرفها، میلیاردها انسان مجبور هستند ماسک بزنند و از شرق تا غرب جهان هر روز هزاران نفر میمیرند و اتفاقاً کشورهایی که عمدتاً در آمریکا و اروپا مدعیتر بودند اتفاقاً از بقیه جهان به طور نسبی بیشتر تلفات میدهند. مفهوم تکنولوژی، بهداشت، سلامت، استانداردها همه بهم ریختند.
در پایان قرن بیستم ادعا کردند که جنگ جهانی اول و دوم که اروپاییها بر سر قدرت و غارت جهان، انگلیسیها، فرانسویها، آلمانیها، روسها و آمریکاییها با یکدیگر جنگیدند، در مدت ۳۰ تا ۴۰ سال در دو جنگ بینالملل نزدیک ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون انسان را کشتند و کره زمین را به خاک و خون کشیدند. همین اروپا و غرب وحشیترین تمدن تاریخ هستند. هیچ تمدنی این همه جنگ و آدمکشی نکرده است. سلاحهای شیمیایی، میکروبی، سلاحهای اتمی، همه و همه کار همین غرب مدرن بودند. سپس ادعا کردند که بشر دیگه به رشد اخلاقی و عقلانی رسیده است و تمام شد. آن آخرین جنگها بود. بعد از این بشر با زبان منطق و صلح با یکدیگر سخن میگوید ولی باز ما دیدیم که پس از همه آن حرفها در پایان قرن20 و آغاز قرن 21، ظرف همین دو سه دهه باز همین چند کشور و در رأس آنها آمریکا و انگلیس و اینها و دیگران و همین چهار پنج کشور اروپایی همچنان بیش از ۲۰ جنگ دیگر را بر ملتهای مظلوم در آسیا و آفریقا عمدتاً تحمیل کردند. عراق را، افغانستان را، سودان را، لیبی، سوریه، عراق، لبنان، غزه، همه را به خاک و خون کشیدند. همین الان هم که با یکدیگر صحبت میکنیم باز یک جنگی دوباره در اروپا شروع شد. قرار بود بشر، بشر مدرن رشد کرده باشد. به جای تفنگ با قلم با یکدیگر گفتوگو کنند. به جای بمبهای شیمیایی و اتمی، با زبان منطق با یکدیگر صحبت کنند. همه به یکدیگر احترام متقابل بگذارند، ولی ما داریم میبینیم که باز هرکس زورش بیشتر باشد، مثل این که حقش بیشتر است؛ یعنی هرکس زورش بیشتر باشد، ظاهراً حقش بیشتر است. یعنی همچنان بشر وحشی است. بشر مدرن تجهیزاتش مدرن شده است، ابزارش مدرن شده است. اخلاق و افکارش مدرن نشده است، وحشی است و از همیشه وحشیتر است.
همینطور در پایان قرن گذشته، اینها ادعا کردند که دوره دین و ایمان به سر آمده است و عصر سکولاریسم و زندگی غیردینی فرا رسیده است و در قرن 21 میلادی دیگر خبری از دین اجتماعی و دین سیاسی نخواهد بود. دین فردی در حاشیه تمدنها ممکن است باشد، اما دین اجتماعی خیر. این هم خلاف از آب درآمد. شما امروز میبینید که قویترین جریانهای اجتماعی و سیاسی در جهان همه با پرچم دینی و شعار معنوی حرکت کردند. شروع آن از اسلام و جهان اسلام بود ولی امروز شما میبینید که گرایشهای معنوی بین ادیان دیگر نیز تقویت شده است. یعنی امروز قویترین نیروهای سیاسی در جهان، دینی سیاسی هستند؛ به تعبیر آنها بنیادگرایی دینی و سیاسی. در حالی که طبق پیشبینی اینها قرار بود تا الان دیگر دین در عرصه اجتماع حضوری نداشته باشد و در حاشیه باشد. در حالی که به متن آمده است و اتفاقاً مارکسیسم، فاشیسم، ناسیونالیسم، لیبرالیسم و انواع ایدئولوژیهای مادی مدرن غرب که در قرن 19 تا 20 امتحان بدی دادند و بشر را بیچارهتر کردند، طرفداران آنها به حداقل رسیدهاند و از متن به حاشیه رفتند.
بنابراین میخواهم عرض کنم تقریباً اکثر پیشبینیهایی که توسط فرجامشناسان و آیندهشناسان غرب و شرق جهان برای امروز میشد، همه آنها غلط از آب درآمدند. همه چیز معکوس شد. اما سلاحی که شما دوستان عزیز در اختیار دارید از همه سلاحهای دیگر مؤثرتر و کارآمدتر است. آن قلم و بیان است، رسانه. شما با افکار مردم هند، با ذهن و قلب انسان سروکار دارید و اتفاقاً دشمنان بشریت نیز بخصوص بیش از همیشه امروز از همین مسیر وارد میشوند. آنها میگویند اگر بتوانید با رسانه جمجمه جامعههای هدف را اشغال و کنترل کنید، خیلی راحتتر است از این که بخواهید کل شهرها و خیابانهای آنها را با هزاران تانک اشغال کنید! اگر توانستید ذهن یک ملت را اشغال کنید، کل منابع و نیروی انسانی و امکاناتشان را میتوانید اشغال و غارت کنید و نیازی به اشغال فیزیکی نیست. و این کاری است که غرب و شرق استعمارگران، همین چهار- پنجتا کشور غربی الان نزدیک سه- چهار قرن است که با کل بشر از جمله با هند و ایران و این منطقه انجام میدهند.
با قلم و رسانه، شب را روز و روز را میتوان شب جلوه داد؛ جای ظالم و مظلوم را عوض میکنند. جلاد و شهید جابجا میشوند. یک ملت غارت شده، باز هم خودش را شرمنده و بدهکار بداند. غارتگر باز هم طلبکار و مدعی باشد. یعنی اگر صورت مسئله را برای افکار عمومی و مردم شما بد جا بیندازند و برای ملتها، آنها هر کاری بخواهند میکنند. اگر به یک ملتی و ملتهایی تلقین کردند که شما شعور ندارید، قدرت اداره خودتان را ندارید، مغزتان و مختان عیب دارد، قدرت تمدنسازی ندارید، شما باید فقط تقلید کنید، تابع باشید و تسلیم باشید و افتخار کنید که ما ارباب شما هستیم، ما صاحب شما هستیم و به ما بگویید صاحب، ما را آقا و مولای خودتان بدانید تا پیشرفت کنید وگرنه اگر ما نباشیم و دست ما را از روی سر شما برداریم، اگر برای ما بردگی نکنید، شما اصلاً نابود میشوید. از گرسنگی میمیرید، بیچاره میشوید. در حالی که خود همینها ملتها را گرسنه و بیچاره کردند. همچنان طلبکار هستند. آمدند زبان ملتها را تغییر دادند. زبان اشغالگر اجباری شد، زبان انگلیسی در مستعمرات انگلیس، زبان فرانسه در مستعمرات فرانسه، زبان روسی و در مواردی آلمانی و ایتالیایی. هر جا را که گرفتند، زبان خودشان را، فرهنگ و لباس و افکار خودشان را بر آنها تحمیل کردند به اسم این که این زبان علم است. در حالی که این زبان ارباب بود، نه زبان علم. وگرنه چرا در مستعمرات انگلیسی، زبان فرانسه نباشد مثلاً؟ در مستعمرات فرانسه، زبان روسی نباشد یا به عکس. مسئله قدرت سیاسی و تغییر ملتها است. شما باید فرهنگ و سبک زندگی و زبان و مذهبتان را تغییر بدهید. شما باید مدل دسته دوم سوم ما شوید و تا آخر هم شما باید شکرگزار باشید، شرمنده باشید و سر خود را پایین بگیرید. ملتهای جهان را در این دو- سه قرن اینگونه تربیت کردند اینها که همه بگویند قطعاً آنها میتوانند و ما نمیتوانیم. آنها باید آقای ما باشند، ما باید برده آنها باشیم. آنها دستور بدهند، ما اطاعت کنیم. راه دیگری وجود ندارد. این کار را چه کسی کرد؟ رسانه، فرهنگسازی و آموزش و پرورش وابسته. دانشگاههای وابسته، نسلهایی را اینگونه تربیت کردند.
یکی از تاکتیکهای آنها این است که خودشان انواع و اقسام جنایتهای ضد بشر را میکنند، خودشان هم آقامعلم و مدرس اخلاق و حقوق بشر در همان کاری که میکنند، میشوند. یعنی تمام جنگهای جهان، وحشیانهترین جنگها زیر سر اینها هستند، همین چهار - پنج کشور اروپایی و آمریکایی و سپس معلم صلح هستند. خودشان جایزه درست میکنند و خودشان به خودشان جایزه میدهند. جایزه صلح نوبل، جایزه حقوق بشر، جایزه چی و چی! شما دیدید که به رئیسجمهور آمریکا چند بار جایزه صلح نوبل دادند، به نخستوزیر اسرائیل جایزه صلح نوبل میدهند، به اتحادیه اروپا، خودشان جنگ راه میاندازند و دفتر دائمی صلح بینالملل را راه میاندازند و به آن جایزه میدهند. صلیب سرخ راه میاندازند، کمیساریای سازمان ملل در امور پناهندگان را راه میاندازند. در حالی که تمام پناهندگان جهان محصول جنگها و فقرهایی هستند که همین چهار - پنج کشور سرمایهداری اروپایی و غربی به ملتهای دیگر تحمیل میکنند. همین الان یک موج پناهندههای بیچاره که از آفریقا و آسیا میخواهند به آنجا بروند، اینها برای چیست؟ همه اینها محصول جنگها و قحطیهایی است که ارتشهای غربی در کشورهای منطقه مانند سوریه، عراق و افغانستان ایجاد کردند. خودشان هم سپس معلم صلح هستند! خودشان ملتها را بیچاره و فقیر میکنند، سپس سازمان یونیسف، سازمان بینالملل کار، دفاع از حقوق کودک را راه میاندازند در حالی که تمام این کودکان در جهان یتیم شدنشان، فقیر بودنشان، گرسنگیشان و آواره شدنشان محصول کار سیاستهای اقتصاد سرمایهداری اینها است و غارت جهان و جنگهایی که تحمیل میکنند. از حقوق بشر میگویند، در حالی که بزرگترین نقضکنندگان هستند. زندانیها را از گوانتانامو و جاهای دیگر در دنیا، در ۱۰۰ زندان در جهان اینگونه شکنجه میکنند و از حقوق زندانیان حرف میزنند، کمیسیون دفاع از حقوق زندانیان. بزرگترین اهانتها را به زن در جهان معاصر کردند، زن را به کالای سکس در خدمت مردان فاسد و سرمایهداری تبدیل کردند ولی از حقوق زن حرف میزنند. خودشان بزرگترین کارتلهای مواد مخدر و قاچاق هستند، از مبارزه با مواد مخدر حرف میزنند. بزرگترین تولیدکنندگان و فروشندگان سلاحهای کشتار جمعی در جهان هستند و پشت صحنه همه جنگها از مبارزه با سلاح اتمی و دفاع از صلح جهانی بحث میکنند. اصلاً بمب اتم را فقط شماها دارید، شماها مصرف کردید. برای این که بر جهان مسلط بمانند، کنترل میکنند. سلاحهای میکروبی درست میکنند و علیه آنها شعار میدهند!
ما با یک موجود وحشی، دجال و کلاهبردار روبرو هستیم که دستش تا مرفق آلوده به خون و کثافت است ولی زبانش، بیانش و رسانههای آن دعوت به حقوق بشر، اومانیسم، کرامت انسان، صلح. این یک مشکل بزرگی است که ما داریم. حالا من یک مثال بزنم که اینها به طور خاص انگلیس با هند و با ایران چه کرد؟ و هنوز بخشی از مردم و افکار عمومی در کشورها هستند که اینها را نمیفهمند و خبر ندارند. یا خبر دارند و توجیه میکنند، عاشق اربابهای خود هستند و اینها با هر نوع مبارزه با استعمار، مبارزه میکنند. هر جا که آمدند با شعارهای خوب آمدند و به لجند کشاندند. اول هند را گرفتند سپس مدتها بعد بر ایران مسلط شدند. وقتی به هند آمدند، آن موقع انگلستان سابقه تمدنی نداشت. در حالی که هند ۵۰۰ سال تمدن بزرگی داشت که یکی از قویترین و پیشرفتهترین تمدنهای جهان بود، تمدن ایرانی- هندی مسلمانان که ۵۰۰ سال تولیدکننده قوی علم و اقتصاد و فرهنگ در منطقه و جهان بود. آن وقت آنها به عنوان کمپانی هند شرقی آمدند و ۴۰۰ سال برنامهریزی گام به گام، اول به اسم کمک اقتصادی که ما میخواهیم تجارت کنیم، ما میخواهیم کمک کنیم به شما مهارت یاد بدهیم، اینها شروع به شناختن راهها کردند. هندو با هندو، هندو با مسلمان، مسلمان با مسلمان، اینها را با یکدیگر درگیر کردند. افراد ضعیف و خائن را شناسایی کردند و خریدند، افراد مقاوم و قوی را از سر راه به شکلهای مختلف برداشتند و مسلط شدند. از هندیها دو- سه برابر شهروندان انگلیس و اسکاتلند، انگلیس مالیات گرفت. فقط ظرف ۱۰ سال در بنگال هند، ۱۰ تا ۱۵ میلیون هندی را به عنوان برده از آنها کار کشیدند. اینها از فقر و گرسنگی و زیر شلاق انگلیسیها مردند. در جنگ جهانی اول ۱۰ میلیون ایرانی، یعنی نصف جمعیت ایران، اینها کاری کردند که از گرسنگی و اینها قتل عام شدند. بزرگترین هولوکاستها. ولی اینها را نه در کتابهای تاریخ مینویسند و نه کسی راجع به آنها بحث میکند. اینها حقوق بشر نیست! اینها بلد هستند که چطور بحث کنند، آخرش طلبکار میشوند.
خود انگلیسیها گفتند که ما فقط با طلاهایی که از دو ایالت هند بردیم، خیابانهای لندن و منچستر و اینها را دوباره از صفر ساختیم و آباد کردیم و اصلاً تمام چهره خیابانهای انگلستان را ما فقط با طلاهایی که از دو ایالت هند بردیم ساختیم. سپس جوان هندی به آنجا میرفت، میدید که عجب چه قشنگ خیابانها و امکاناتی هست و نمیفهمید که پولها را از هند به اینجا آوردند. آن وقت شیفته آنها میشد. ببینید رسانه و تربیت غلط اینگونه میکند! طلبکار را بدهکار میکند، بدهکار را طلبکار میکند.
یکی از افسران یعنی ژنرالهای انگلیسی در هند در قرن نوزدهم میگوید که ما با ۱۰۰ هزار سرباز انگلیسی بر ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون هندی حکومت میکردیم. به دست خود آنها بر آنها حکومت میکردیم. حالا آن موقع جمعیت هند نصف جمعیت الان بوده است. او میگوید اگر اینها تصمیم میگرفتند ما را بیرون کنند، متحد میشدند و بیرون میکردند، نیم روز بیشتر وقت نمیخواست. ولی هیچ وقت این تصمیم را نگرفتند، نه متحد شدند و نه تصمیم گرفتند. ما از خود هندیها سرباز میگرفتیم، با پول خود آنها، از خود آنها مالیات میگرفتیم. با پول خود آنها، سرباز خود آنها بر خود آنها حکومت میکردیم و استفاده نیز میبردیم. بخش زیادی از این ثروت را ما به انگلستان بردیم.
اینها در جنگ جهانی اول و دوم، در هر جنگی بین یک تا سه میلیون سرباز هندی به آفریقا، ایران، آسیا و جاهای مختلف بردند. سربازهای هندی را جلوتر از خودشان میفرستادند که آنها کشته شوند. برای این که انگلستان در جنگهای جهانی اول و دوم جزء جبهه برنده باشد. در یک سمیناری استاد دانشگاه هندی از چرچیل خیلی تعریف کرد. گفت او نابغه بوده، مغز متفکر بزرگی بوده و خیلی خدمت انجام داده است! بعد از جلسه به او خصوصی گفتم تو میدانی چرچیل در جنگ جهانی دوم ظرف دو سال، کاری کرد که نزدیک ۵ میلیون هندی از گرسنگی مردند؟ یعنی کل کشتیها و غذاها، آذوقههایی که برای مردم هند میآمد، همه اینها را میبرد و به ارتش و سربازان انگلیسی در آفریقا و اروپا میداد تا برای او بخورند و بجنگند! غذای مردم هند را برد و ۵ میلیون هندی ظرف دو سال در جنگ جهانی دوم کشته شدند. هند که در جنگ جهانی دوم کارهای نبود. ایران که بیطرف بود کارهای نبود. ولی هزینه آن را، پول آن را و قربانیان آن را ما و شما دادیم. نفت آن را ما دادیم، امکانات و سربازان آن را شما دادید.
سربازهای هندی را در ایران برای اشغال ایران میآوردند. آنها را در آفریقا میبردند. مقامات انگلیسی گفتند ما اوایل که آمدیم، مردم کلکته مرفه بودند و ثروتمند بودند. ولی ظرف نیم قرن کاری شد که ۳۰ میلیون نفر در مناطق کلکته گرسنه بودند؛ یعنی غذای روز نداشتند، همه گرسنه بودند.
او میگوید سیاست ما باعث شد ۳۰ میلیون هندی در کلکته را به اوج بدبختی رساندیم. او میگوید ۳۰ میلیون هندی در کلکته یعنی همان مرکز بنگال. وقتی ما به بنگال آمدیم آنها مرفه بودند ولی بعد از نیم قرن ۳۰ میلیون گرسنه در بنگال داشتیم. گرسنه، او میگوید غذا نداشتند؛ یعنی حاضر بودند به هر قیمتی کار کنند فقط برای این که شکمشان را سیر کنند. این هم محصول کار ما در آنجا بود. آن وقت منت میگذاشتند ما آمدیم شما را متمدن کنیم، کشور شما پیشرفت کند، شما را مدرن کنیم. او میگوید آمدند، گفتند فلان جا برای شما داریم راهآهن میسازیم. در حالی که آن خط آهن (همین کار را در ایران هم زمان رضاخان پهلوی کردند) خط آهنی کشیدند که به درد خودشان و کارهای خودشان میخورد، نه به درد ملت ایران یا ملت هند. خط سیری بود که برای کارهای خودشان لازم بود. ولی پول آن را از مردم ایران و هند میگرفتند و منت هم میگذاشتند.
یکی از حضار: ولی جالب است اگر آن سربازانی که رفتند فلسطین را که جزو قلمرو عثمانیان بود، یعنی جزو ترکان عثمانی بود، فتح کردند، مخصوصاً شهر بیتالمقدس که ترکها آنجا مقاومت شدیدی علیه انگلیسیها کردند، جالب است که حضرتعالی بدانید در آن جنگ حتی یک نفر انگلیسی سفیدپوست کشته نشد! دوسوم سربازانی که در آنجا کشته شدند مسلمان بودند و یک سوم آنها هندو بودند. سربازان از حیدرآباد، سلطنت مسلمانان حیدرآباد، سلطنت میسور و مایی تیپو سلطان، سلطنت جودپور، در تیمورتی روبروی فرمانده کل ارتش انگلیس که در دهلی بود که یک خانه خیلی مجلل و کاخ مجللی دارد که بعد از سال ۱۹۴۷ جواهر لعل نهرو، نخستوزیر هند، ۱۷ سال در آنجا زندگی کرد. پس از فوت جواهر لعل، آن را تبدیل به موزه کردند و روبروی آن یک چهارراهی است که به آن میگویند چهارراه تین مورتی. سه سرباز هستند که یک سرباز پهلو یکدیگر، سه تا با هم ایستادهاند. سه سرباز که یک سرباز، سرباز حیدرآبادی است، سرباز دوم، سرباز میسور است، سرباز سوم، سرباز جودپور است. یعنی دوسوم آنها مسلمان بودند و یکسوم هندو بودند که رفتند کل فلسطین را...
پاسخ استاد: یعنی همین رژیم صهیونیستی را مدیون خود مسلمانان هستند، پول آن را و همکاریهای آن را حکومت حجاز داد، شریف حسین و بعد هم آل سعود. سرباز آن را هم انگلیسیها - خیلی جالب است- انگلستان که بیتالمقدس و فلسطین را اشغال کرده و از دست عثمانیها گرفته، میگویند با سربازان انگلیسی نبوده است، سربازها همه هندی بودند. دوسوم مسلمان هندی، یک سوم هندو، یعنی با سربازان هندی که اکثراً مسلمان هستند، فلسطین را گرفته است و رژیم صهیونیستی به وجود آمده است. حالا جالب است در جنگ جهانی دوم و اول دو طرف اروپایی هستند که با یکدیگر میجنگند. مثلاً این طرف آلمان است، آن طرف انگلیس و فرانسه. در ارتش هر دوتای آنها چند لشکر مسلمانها هستند، مسلمانهایی که مستعمرات آنها بودند. یعنی چند لشکر را معمولاً هم اول به جاهای خطرناک جلو میفرستادند که کشته شوند. یعنی صدها هزار، صدها هزار و شاید میلیونی، سربازان متعلق به آفریقا، شمال آفریقا، آسیا و از هند تا مراکش، سربازهای مسلمان بودند. آن مناطقی که در دست آلمان بود، یونیفرم آلمانی داشتند و برای آلمان میجنگیدند. آن مناطقی که در دست انگلیس و فرانسه بود، یونیفرم آنها را داشتند و برای آنها با آلمانیها میجنگیدند. اینگونه است. حالا این قضیه را که من اصلاً نمیدانستم، الان شنیدم.
یکی از حضار: آقای نتانیاهو، اولین نخستوزیری است که به هند سفر نمود و آمد. هدف سفر او به هندوستان که اهداف مختلفی داشت، این بود که با نخستوزیر هند و نخستوزیر اسرائیل در همان چهارراه سهتا سرباز آمدند که تشکر کند و آن چهارراه را به اسم سهتا سرباز، آن را به چهارراه حیفا تغییر دادند.
استاد: نخستوزیر انگلیس آمده تشکر کند که این سربازان مسلمان و هندی و هندوی بودند که فلسطین را غصب کردند و به انگلیس دادند، انگلیس به ما داد و اسرائیل درست شد.
همان: اگر آنها نبودند، ما هم نبودیم.
استاد: همین است. چه کسی این کار را میکند؟ وقتی اینجا را خراب کردید، فرهنگ و طرز تفکر یک ملتی و یک نسلی را خراب کردید، اصلاً آنها را بفرستید تا خودشان به دست خودشان، خودشان را نابود کنند. یعنی انگلستان نه پول داده، نه سرباز داده، نه هیچی. آمده است از نیروی مسلمین، مردم و ماها از خود ما مالیات گرفتند، سرباز درست کردند و ما را برای منافع خودشان به جنگ فرستادند.. این است که میگویند یک تمدنی که ازهم پاشید، لیاقت بردگی پیدا کرد.
شما ببینید، همین هند را اول میگفتند هند پرتغال، هند هلند، هند فرانسه، هند انگلیس. اصلاً آسیای جنوب شرقی میان چهار- پنجتا قدرت دست به دست شد آخرش انگلیسیها بردند. همین جنگ تریاک که میفرمایند، دو سه جنگ تریاک، اصلاً انگلیس هم بر چین، هم هند، هم ایران، اینها را به دست خودشان میزد. بازار ایران بازار تولید کشاورزی و صادرکننده بود. وقتی انگلیسیها آمدند، تاجران ایرانی را، بعضیها را با زور، بعضیها را با پول وادار کردند که دیگه کشاورزی و دامداری و این کارها را تقویت نکنند. همه تبدیل به تاجر تریاک شوند! صادرات ایران تمام شد، همه تریاک شدند. در هند، در افغانستان، در چین، در پاکستان که آن وقت جزو هند بود، اصلاً اینها اینطوری هستند.
برادران عزیز میخواهم بگویم اینها فقط مربوط به گذشته نیست، الان هم همین آمریکاییها، صهیونیستها، انگلیسیها، الان هم این کارها را میکنند. اینها خودشان ضعیف هستند. اینها ما را با سرمایههای خودمان، با نفت خودمان زمین زدند و غارت میکنند. چرچیل گفت اگر نفت ایران نبود، تانکها و هواپیماهای ما پیروز نمیشدند و ما در جنگ دوم بینالملل، حتی جنگ اول، میباختیم. چون آن موقع نفت در ایران و منطقه خلیج فارس و اینها کشف شد و آمدند غارت کردند و همه جا را گرفتند.
همان: یعنی جنگ 73 اعراب و اسرائیل، جنگ نفت ایران بود که اسرائیل میجنگید.
پاسخ استاد: بله، ایران به پشت اسرائیل ایستاد. هم هواپیما داد، فانتوم داد، هم نفت داد و یعنی با پول ما، با پول شما، با نیروی آنها ما را علیه خودمان اداره کردند. الان هم همینطور است. این عاقلانه نیست، شیطنت است. عقلانیت نیست، شیطنت است. این از پس از امام و انقلاب شروع شده است دیگر. یعنی الان چطور است که این منطقه از تحت سلطه آمریکا و انگلیس و اینها خارج میشود؟ اینجا یک عقلانیت دینی انقلابی دارد بر آن شیطنت غلبه میکند. یعنی همینها بر ایران مسلط بودند، چطور آنها را از ایران بیرون انداختند؟ چطور الان در یمن، عراق، سوریه، لبنان، غزه، افغانستان هی دارند شکست میخورند و عقب میروند؟ اینجا یک نیروی عاقله الهی و انقلابی فعال شده و دارد آن شیطنت را هی عقب میزند. اگر منظور شما ثروت و قدرت است، ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال غارت کردند. اصلاً همین مورخ آمریکایی مشهور "ویل دورانت" میگوید واقعیت این است که اگر منابع هند و ایران و این کشورهای عربی نبود، نه تنها انگلیس، بلکه کل غرب اینقدر بر جهان نمیتوانست مسلط شود و این ثروت را نداشت. ما هرچه داریم از این کشورهای به اصطلاح شرق مدیترانه و منطقه خلیج فارس تا هند داریم. هرچه داریم، ما اینها را غارت کردیم.
اما چرا توانستند بر ما غلبه کنند؟ برای این که ما ضعیف شدیم. ما خودمان به جان خودمان انداختیم. اخلاق اسلامی، وحدت، عقل، غیرت را کنار گذاشتیم. هرکسی به فکر خودش است، علت فساد و فروپاشی یک تمدن، و انحطاط مسلمین ترک اسلام بود. وقتی اسلام را ترک کنی، منحط میشوی، سقوط میکنی. اسلام میگوید عقل. وقتی بیعقل زندگی کنی، عقل معاش، عقل اقتصاد، نظم. اسلام میگوید «نظم امرکم». وقتی نظم نداشتی، خب شکست میخوری. میگوید: «علیکم بالعلم». وقتی علم را رها کردی و جاهل شدی، خب ضعیف میشوی. میگوید وحدت. وقتی وحدت را کنار میگذاری، به اسم قومیت و نژاد و مذهب و رنگ پوست و طبقه و به جان هم میافتید، خب ضعیف میشوید. ما خلاف اسلام عمل کردیم و آنها فهمیدند چطور باید بر ما مسلط شوند.
یک نکته هم راجع به زبان عرض بکنم، سپس در خدمت دوستان هستم. مستشار انگلیسی، افسر انگلیسی در خاطرات خود مینویسد: ما سرباز هندی گرفتیم، دو و نیم برابر کل نیروی زمینی ارتش انگلیس. کل شورشهای هند را به دست خودشان سرکوب کردیم. با نیروی کارگر و بردگان خودشان غارتشان کردیم.
اما یک مسئله مهم هم زبان است. شما ببینید یک سمینار زبان فارسی بود، یک وقتی در هند، یکی از اساتید زبان فارسی در هند میگفت که ما بیش از ۱۵۰ زبان در هند داریم. البته زبانهای محلی خیلی بیش از این است. شاید ۵۰۰ تا ۶۰۰ زبان محلی است. ۱۴ زبان برجستهتر و مثلاً رسمیتر محلی هست. حالا ایشان این را میگفت آن موقع ۱۰ سال پیش که حالا میفرمایید ۲۲ تا است و در دو- سه زبان، شبکههای تلویزیونی و رسانهها ظاهراً استفاده میشوند. حالا اگر بیشتر است نمیدانم. انگلیسی را در ۲۰۰ سال اخیر چطور آوردند؟ شما میدانید زبان دریچه فرهنگ است. یعنی اگر زبان شما را دیگر نگذارند به بچههای شما منتقل شود و مجبورشان کنند زبان دیگری را بیاموزند، ارتباط فرزند شما با شما و با کل تاریخش قطع میشود.
وقتی که در قرن نوزدهم مردم هند را مجبور کردند که زبان فارسی را که همه مردم هند، مسلمان و هندو با آن زبان صحبت میکردند، مجبور کردند آن زبان را ترک کنند، ممنوع کردند و زبان انگلیسی را اجباری کردند که مردم برای دانشگاه رفتن، برای کار در ارتش، پلیس، دستمزد بگیرند، حقوق بگیرند، هرکاری میخواستند بکنند، مجبور بودند زبان انگلیسی را یاد بگیرند و تقریباً زبان فارسی به یک جرم تبدیل شد. ظرف دو نسل کاری کردند که دیگر نسل بعدی نمیتواند، نتواند کتابخانه عظیم فرهنگ و تمدن هند را بخواند. ایشان میگفت که ما الان فقط در کتابخانهها حداقل بیش از یک و نیم میلیون در رشتههای مختلف نسخه خطی فارسی به زبان فارسی داریم. اصلاً شما میدانید یک سبک شعر ایرانی به نام سبک هندی مشهور است. چون اصلاً شاعران هندی این سبک را ایجاد کردند. قدیمیترین دائرهالمعارفهای فارسی و لغتنامههای فارسی متعلق به هند است و از لغتنامههای فارسی خود ایران قدیمیتر است. فارسی زبان ایران نبود. فارسی زبان دوم اسلام پس از عربی بود. یعنی هم حکومت ۵۰۰ سال تمدن در هند، حاکمان به زبان فارسی یک بحث میکردند، شیعه و سنی. هم خلافت عثمانی که ۶۰۰ سال بزرگ طولانیترین، یکی از طولانیترین امپراتوریهای جهان بود، خلفای عثمانی به زبان فارسی اصلاً شعر میگفتند. من در بالکان، بوسنی، آنجا رفتم. استاد دانشگاه سارایوو گفت ما ۴۶ دیوان شعر به زبان فارسی داریم که شاعرانش مربوط به خود اینجا هستند، اروپایی و بالکانی هستند. ۴۶ دیوان شعر فارسی مربوط به قرنهای گذشته. یعنی از شمال آفریقا تا سواحل چین، زبان فارسی زبان فرهنگ و تمدن بود کنار زبان عربی. و میدانید اسلام تا ایران به عربی آمد. از ایران به شرق یعنی به هند، چین، اندونزی، مالزی به زبان فارسی رفت. یعنی تاجران و علمای مسلمانان ایرانی شیعه و سنی، اینها اسلام را بردند.
خب حالا، وقتی زبان فارسی را انگلیسیها آمدند ممنوع کردند، یعنی نسل بعد و نسل پس از آن و بعد از آن که الان شماها هستید، مادرزاد انگلیسی باید بلد باشید ولی دیگر فارسی نمیتوانید بخوانید. فارسی نمیتوانید بخوانید یعنی چه؟ یعنی ارتباط شما با میلیونها جلد کتاب قطع شد. یعنی رابطه شما با هزار سال تاریخ و تمدن و فرهنگ خودتان قطع شد. یعنی دیگر بیریشه شدید. از وقتی که انگلیسیها اینجا آمدند نسل فعلی فکر میکند تاریخش ۲۰۰ ساله است! نمیفهمد این ۲۰۰ سال آن بخش نازل این تاریخ و آخرین بخش آن بوده است. شما هزار سال پیش از آن، تاریخ دارید. چقدر دانشمندان هندی، شاعران، نویسندگان، ریاضیدانان، متفکران بزرگ، عرفای بزرگ، ادیبان بزرگ، دیگه بچههای شماها و خود شماها اصلاً کتابهای آنها را نمیتوانید بخوانید. شما فکر میکنید بیریشه هستید.
وقتی زبان انگلیسی اجباری شد، شما باید بروید تاریخ ادبیات و فرهنگ انگلیسیها، ارباب را بخوانید. بعد میبینید او قرنها سابقه پشت سرش دارد ولی تو دو قرن بیشتر نیست و این دو قرن هم از خودت هیچی نداری. معماری شما از تاجمحل تا تاریخ شما، فرهنگ شما، ادبیات شما، همه چیز رابطه شما با آنها قطع شده است.
من رفته بودم دانشگاه لاهور، شعر اقبال لاهوری را میخواندم نمیفهمیدند. قبر اقبال آنجا و بغل بود. این دانشگاه خود او و به نام او بود و زیباترین شعرهای اقبال که اصلاً کسی که میخواند واقعاً منقلب میشود. سنی و محب اهل بیت. از علی و فاطمه و حسن و حسین و مهدی میگوید. و ای جوانان عجم. خطاب به جوانان عجم که من امیدم شما هستید. آن وقت یک نفر در پاکستان و در هند شعرهای او را نمیتواند بخواند و نمیفهمد. بعضی از بزرگترین شاعران از "بیدل دهلوی" تا... اینها اوج ادبیات فارسی و اسلامی و فرهنگ است. اصلاً جدا از زبان، اینها پر از اخلاق، پر از عرفان، پر از حکمت، پر از انسانیت، درس سیاست است. ارتباط نسلهای هند و پاکستان و اینها ۲۰۰ سال دیگر با اینها قطع میشود.
وقتی انگلیسی اجباری میشود، شما باید بروید فیلمهای انگلیسی ببینید. اخلاق انگلیسی، تاریخ انگلیسی، فرهنگ ارباب خود را یاد بگیرید. ولی وقتی که آن بود، رابطه شما با هزار سال فرهنگ و تمدنی بود که خودتان ساختید. یک جنبش قوی رسانهای، روشنفکری، دانشگاهی در هند برای احیای زبان فارسی به وجود بیاید. نه این که چون ما ایرانی هستیم این را میگویم. زبان فارسی برای ایران نیست. زبان فارسی از عثمانی تا هند زبان همه بوده است. زبان دوم اسلام است. زبان هزار سال فلسفه و تعلیم و تربیت و عرفان و اخلاق و تفکر، فلسفه، ریاضیات. آقا، اروپا ریاضیات و عدد صفر را از هندیها با واسطه مسلمین یاد گرفته است. یعنی مسلمانان از هندیها آموختند، گسترش آن را دادند، یک تحولی در ریاضیات، یک انقلابی ایجاد کردند، سپس اروپاییها و غربیها آمدند و با ریاضیات آشنا شدند.
من در خدمت دوستان برای گفتوگو هستم. همین نکات را، همین نکات را که عرض کردم ۱۰۰ برابر، هزار برابر آنها مطالب هست. در تاریخ شما هست. خودتان تاریخ و فرهنگ خودتان را بشناسید. در مردم خودتان، خودآگاهی ایجاد کنید. کاری کنید که گذشته خودشان را بشناسند و این که چه بر سرشان آمد و چگونه غارت شدند. کاری کنید سؤال از خودشان بپرسند که چرا یک زمانی ما وقتی که اروپا ۵۰۰ سال پیش یک جامعه وحشی بیسواد بودند که حمام نداشتند، کتابخانه نداشتند، دانشگاه نداشتند، بیمارستان نداشتند. آن وقت آن موقع ۵۰۰ سال یکی از قویترین تمدنهای جهان در تمدن اسلامی در هند بود، چه شد که اینها آمدند، پس از آن که رفتند به اصطلاح که البته نرفتند، ظاهراً رفتند. همین الان سازمان ملل ۱۰ سال پیش، سال ۲۰۱۲ آمار داد که ۴۷ درصد، نزدیک نصف ملت هند سرویس بهداشتی، دستشویی، مستراح در خانههای خودشان ندارند. نصف ملت هند. یعنی هند الان جمعیت دوم، شاید اول جهان است.
همان: یک میلیارد و 400 میلیون نفر جمعیت دارد.
پاسخ استاد: یعنی از چین بیشتر است. پرجمعیتترین کشور جهان است. یعنی از هر هفت نفر، یک نفر هندی است. از هر هفت انسان، یکی هندی است، یکی چینی است. یعنی شما پرجمعیتترین کشور جهان هستید. سپس نصف مردم هند سرویس بهداشتی، مستراح در خانههای خودشان نداشته باشند؟ این محصول تسلط غرب بر هند بود. اینها هنوز میگویند که هندیها وحشی بودند، ما اینها را متمدن کردیم. شما دستشویی، توالت را برای آنها در خانههایشان نساختید. آموزش ندادید. ملت مجبور هستند در کوچه و خیابان، اماکن عمومی، در بیابان، جنگل بنشینند. دیگه دستشویی که یکی از ابتداییترین مسائل تمدن است. چه کار کردید ملت هند که ۶۰۰ سال پیش جزو متمدنترین ملتهای جهان بوده است الان که پرجمعیتترین ملت جهان است، نصف مردم در خانههای خودشان دستشویی نداشته باشند؟ اینها را بگویید به مردم خودتان. اینها را به جوانان خودتان بگویید. همین نکات که من عرض کردم، همین اطلاعات را اگر بروید تکمیل کنید و بگویید، دانشجویان شما، اساتید، رسانهها اینها را بگویند، سؤال کنند، خودتان را نقد کنید.
ما در ایران یک دوره خودانتقادی داشتیم. الان هم داریم و باید هم داشته باشیم. اول برگردیم اشکالات خودمان را بگوییم. چه شد اینگونه شدید؟ چطور میشود که۱۰۰ هزار انگلیسی بر یک میلیارد هندی حکومت میکنند؟ چرا؟ کل انگلستان به اندازه یک ایالت هند شاید نباشد. به اندازه یکی از استانهای ما به اندازه همین استان خراسان ما فکر میکنم نیست. نصف جهان را، آفریقا و آسیا و آمریکای لاتین و استرالیا را اینها رفتند. فقط با پول این، او را خریدند. با زور این، این را زدند. و آنها فقط ایستادند همینطور نگاه کردند! حالا هم نسلهای جدید خودشان را بدهکار میدانند. بنابراین شما میفرمایید راه حل چیست؟ راه حل آگاهی است. خودآگاهی، خودت را باور کن، خودت را بشناس. بسیار بسیار حرف مهمی است. این که آنها آمدند با زبان فارسی اسلامی و با موقوفات که میگویید کل مردم مسلمان و هندو و هند را همه را با موقوفات اسلامی باسواد میکردند، آمدند این دو تا را زدند. یعنی پشتوانه مالی و پشتوانه فرهنگی را هر دو را قطع کردند. راه بازگشت آن الان هم باز احیای اینها است. یکی از مشکلات ما اتفاقاً این است که مستقیماً از یکدیگر خبر نداریم. یعنی شما را مسلمانان هند را رسانههای دشمن اخبار شما را به ما میگوید، اخبار ما را هم رسانههای دشمن به شما میگوید. یعنی از BBc و VOA ما خبرهای شما را بگیریم و شما خبرهای ما را. در حالی که اخبار آنها تحریف و دروغ است. یکی از کارهایی که باید بکنیم، رسانههای شما اخبار ایران را مستقیماً خودشان آنجا منعکس کنند. یعنی مستقیماً با یکدیگر حرف بزنیم. رسانههای ما با شما در ارتباط باشند، اخبار آنجا را درست درست بشنوند. ما مثلاً الان همین هفته پیش به یک دختر مسلمانی عدهای از این افراطیون هندو برخورد کردند برای حجابش. ایران موضع گرفت ولی پیش از این که ما خبر درست قضیه را از شماها بشنویم، خبر تحریف شده آن را از رسانههای غربی شنیدیم که اصلاً آنها میخواهند جنگ راه بیندازند، آنها میخواهند مسلمان و هندو با هم بجنگند، بعد باز مسلمانها، شیعه و سنی با هم بجنگند، باید داخل شیعهها، شیعه فلان با شیعه فلان با هم بجنگند. سنیها باز این سنی با آن سنیها بجنگند، خب اگر آنها هندو هستند، مگر گاندی، مگر جواهر لعل نهرو هندو نبودند؟ اینها که خودشان جلوی این جنگها ایستادند. اصلاً خود گاندی را چه کسی کشت؟ یکی از همینها کشت. یک هندو متعصب کشت. چون گاندی با این که هندو بود، اما گفت که برای من مسلمان و هندو فرقی نمیکند. اصلاً به همین دلیل او را کشتند. پشت او انگلیسیها بودند. انگلیسیها و آمریکاییها وقتی میخواهند کسی را بزنند، مستقیماً که نمیزنند. یکی از خودشان را میفرستند. مثلاً در آمریکا، مالکوم ایکس و مارتین لوتر کینگ. او سیاه مسیحی کشیش بود، این سیاه مسلمان انقلابی. خب این دوتا سیاه را علیه حکومت بسیج کرده بودند، هر دوی آنها را به دست دو تا سیاهپوست کشتند. که این دو تا سیاه لات که معلوم است پشت پرده FBI، حکومت به آنها پول میداد یا عدهای را تحریک میکنند که بگویند خودشان همدیگر را کشتند. در هند هم گاندی را یک هندو کشت. برای این که میگفت جنگ مسلمان و هندو و اینها را من قبول ندارم. روزه میگرفت که من اعتصاب غذا میکنم تا مرگ.
خب پس اینها این تفکر هندوئیزم اینجور اهانت و ظلم را ایجاب نمیکند و در همین هند چند بار مسلمانها را گیر آوردند، سوزاندند، زنده زنده کشتند. یا در آن شرق آسیا که مسلمانها را در میانمار، به آن زنیکه حاکم میانمار، غرب جایزه نوبل، صلح نوبل داد. آن وقت آنجا هزاران هزار مسلمان را، بچه کوچک و زنده زنده لاستیک ماشین دورشان انداختند، آتش زدند، زنده زنده میسوزد. سپس جایزه صلح نوبل به او میدهند. خب اینها را ببینید، اینها دسیسههای دشمن هستند.
اما ممکن است بگویید که چرا به اندازه مثلاً فلسطین یا عراق واکنش نشان ندادند؟ یک علتش این است که صورت مسئله در فلسطین و حتی عراق فرق میکرد با آنچه که در هند است. در هند یک کشور مستقری است، یک دولت است. بعد هم آن دولت قبلی از این جهات بهتر بود. حالا این جدیدی که آمده است، شنیدم یک مقداری نژادپرست و هندو افراطیتر هم هست. شنیدم، البته نمیدانم. ولی فرق میکند که در یک حکومت مستقری که حکومت دارد به مردم خودش در یک جهاتی ظلم میکند. در قضیه فلسطین، قبله اول مسلمین و خط مقدم حاکمیت کفر است. یعنی آنجا را که گرفتند، گفتند جنگهای صلیبی. یعنی کفر بر اسلام پیروز شد. این است مسئله فرق میکند. یا اگر اسرائیل سقوط کند، شما بدانید مسلمین احساس عزت بکنند، کل جهان دیگر کسی جرأت نمیکند به مسلمین ظلم کند. یعنی یک جاهایی جنبه کلیدی دارد. یا در عراق و سوریه، خب کفار آمدند کشور اسلامی را اشغال کردند.
خب وضعیت آن فرق میکند که باید بروید بجنگید تا وضعیتی که مثلاً مسلمین در هند دارند. وگرنه خیر، چرا موضعگیری هم کردند، البته باید بیشتر هم موضع بگیرند. ولی به نظر من شماها خیلی نقش دارید. رسانههای هند و ایران نقش دارند. الان که فضای مجازی و اینترنت که در دنیا از رادیو تلویزیونها دارد مهمتر میشود. شما باید اخبار آنجا را دقیق به زبان انگلیسی، به زبان فارسی، به زبانهای عربی و زبانهای مختلف منتقل کنید. افکار عمومی جهان اسلام بفهمند آنجا چه خبر است. اگر بفهمند، واکنش آنها جور دیگری میشود. وقتی نفهمند، واکنش آنها جور دیگری است.
خوشبختانه یک بیداری و رشدی در این جهت در ۱۰۰ سال اخیر و بخصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، در جهان اسلام ایجاد شده است که دوباره امید به حرکت و وحدت احیا شده است و انشاءالله این یک شروعی برای یک ادامه بزرگ است. ولی متأسفانه بعضی از دولتهای به اصطلاح اسلامی یا کشورهای مسلمان آنچه که در ظاهر در سخنرانیهایشان میگویند، آن چیزی نیست که عمل میکنند و به آن معتقد هستند. این مشکل را ما داریم. مثلاً همین قطر و ترکیه که روابط ایران با اینها خوب است و کمک هم کرد. هم در ترکیه دو- سه سال پیش میخواست کودتا شود، ایران نقش داشت، به دلیل این که زود اطلاع داد و کمک کرد که کودتا نشود. چون بالاخره اجمالاً ادعای اسلام میکنند. یا قطر را که عربستان و امارات و اینها تحریمش کردند و میخواستند حمله کنند، کمک خواست، خب ایران کمک کرد. اما همین قطر و کویت هر دو با اسرائیل رابطه دارند. یعنی رابطه دوستانه دارند. رابطه اقتصادی، سیاسی. همینها در عراق و سوریه یک عالمه پول و اسلحه و کمک راه انداختند که جنگ داخلی در عراق و سوریه شود. یعنی به داعش کمک کردند. هزاران سنی و شیعه را کشتند. مسجدها خراب شد. اینها با پول و اسلحه عربستان، امارات، قطر، ترکیه بودند. یعنی پول و نیروهایشان را صرف جنگ مسلمان با مسلمان کردند به جای این که با اشغالگران آمریکایی و اسرائیلی مبارزه کنند. یا پاکستان، خب حکومت پاکستان، الان این رئیسجمهور فعلی خیلی حرفهای قشنگی هم میزند این نخستوزیر. حتی یک جا گفت که من تحت تأثیر امام و دکتر شریعتی یعنی فکر انقلاب اسلامی ایران بودم و خب این خیلی نکته جالبی است. اخیراً هم گفت که ما با اسرائیل همکاری نمیکنیم. ولی چقدر اینها قدرت و استقلال دارند که بتوانند در برابر دستورهای آمریکا و انگلیس و اینها مقاومت بکنند؟ واقعیتش این است که هیچکدام از این کشورهایی که اسمشان را بردید، جلوی آمریکا و انگلیس و اسرائیل قدرت و جرأت مقاومت ندارند. یعنی حاضر نیستند ... خب ایران مقاومت کرد، هزینه آن را هم پرداخت کرده است، دارد میپردازد. یعنی تحریم شدیم، ترور میکنند، جنگ راه میاندازند. ولی خب ملت ما ایستاده، مستقل و قوی است. اینها میگویند ولی در عمل خیلی پای نمیایستند. دوستان دیگر سؤال ندارند؟ دوستان دیگر سؤالی نیست؟
فقط یک نکته را عرض بکنم و عرض خودم را به عنوان جمعبندی ختم بکنم. میخواستم خواهش کنم که خطاب به مردم هند توطئههایی که دشمنان ما و شما دارند تعقیب میکنند، با رسانههایشان، فرهنگسازیشان و پس از آن عواملشان در داخل ایران و هند و کشورهای اسلامی. اینها را از این توطئهها آگاه کنید. یکی یکی این توطئههای دشمن را افشا کنید. اول خودتان بشناسید، بازی نخورید، جای اصل و فرع را اشتباه نکنید، اهم و مهم را بشناسیم. یکسری اختلافات کوچک است، آنها را باید در حاشیه بگذاریم. آنها را بعداً هم میتوانیم با یکدیگر گفتوگو کنیم یا در جلسات خصوصی. مسائل اصلی مشترک را باید مطرح کنیم، موانع رشد و پیشرفت و اصلاح خودمان را باید حل بکنیم. الان این وضعیتی که در هند علیه یک عده بچه، جوانان و عوام هندو را تحریک میکنند و به جان مسلمین میاندازند، قبل از آن سر مسجد بابری، چند قرن سابقه این مسجد بود. حتی میان دوتا تقسیم شد، بعداً آمدند کلاً گرفتند. اینها را بیرون کردند. این زدن، مسلمانکشی، مسلمانسوزی به بهانههای مختلف، اینها را آگاهشان بکنید. هندوها را از طریق دانشگاهیان، روشنفکرانشان آگاه کنید که الگوی شما باید گاندی و جواهر لعل نهرو باشند، نه رسانههای ظاهراً هندی و پشت پرده انگلیسی، آمریکایی، صهیونیستی. افکار عمومی مسلمانان را باید بیدار کنید و آگاه کنید که مسائل اصلی و فرعی را اشتباه نگیرند. میان خود مسلمین بحث شیعه سنی را باید درست مطرح بکنید. به آنها بگویید که خود رهبران اسلام، آنهایی که حالا ماها پیروان آنها هستیم، به اسم آنها و به خاطر آنها با یکدیگر اختلاف میکنیم، خود آنها یکدیگر را تحمل کردند. الان اصلاً بحث شیعه سنی سر چیست؟ سر خلافت پس از پیامبر است دیگر که آیا حق علی بوده است یا حق مثلاً دیگری بوده است. اختلاف سر این است.
خب اصل کاری که خود اینها بودند که نه با یکدیگر جنگیدند و نه یکدیگر را تکفیر کردند، نه انتقاد بود، ولی حضرت امیر با وجود این که صریح میگویند حق خلافت و حاکمیت پس از پیامبر به نص صریح پیامبر با ما بود. ولی خود ایشان هم فرمودند که ما مسئله اصلی برای ما حکومت و قدرت نیست که ما بخواهیم به هر قیمتی به حکومت برسیم، و لو مسلمین یکدیگر را بزنند و بکشند. این مسئله که الان هست، به اسم آنها بحث میکنند، همان موقع بوده است. من یک عبارت از حضرت امیر(ع) را خدمت شما عرض بکنم: خود حضرت امیر(ع) همان موقع میفرمود من برای این که اصحاب و مسلمین به جان هم نیفتند، حرف خودم را زدم. اما در عین حال، در حالی که مثل کسی که استخوان در گلو و خار در چشمش است، من تحمل کردم و برای این که حکومت اسلامی و اصل اسلام و وحدت امت از هم نپاشد. یعنی این مشکل همان موقع هم بود. استخوان در گلو و خار در چشم خیلی اذیت میکند، نمیشود صبر کرد. واقعاً یک دقیقه هم نمیشود. حضرت امیر(ع) میگوید من در این شرایط صبر کردم برای این که میترسیدم و نمیخواستم مسلمین به جان هم بیفتند سر این مسئله. فرمود: «لَوْلَا وَیْمُ اللَّهِ»، به خدا سوگند: «لَوْلَا مَخَافَةُ الْفُرْقَةِ بَیْنَ الْمُسْلِمِینَ»، اگر ترس از اختلاف و تفرقه و جنگ داخلی میان مسلمین نبود، «لَکُنَّا عَلَی غَیْرِ مَا کُنَّا لَهُمْ عَلَیْهِ»، من جور دیگری موضع میگرفتم. حرفهای دیگری هم داشتم که بگویم ولی نگفتم. برای این که گفتم اصل وحدت و حکومت اسلامی نباید از بین برود.
فرمودند من اعتراض کردم اما «حَتَّی رَأَیْتُ رَاجِعَةَ النَّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الإِسْلاَمِ»، کم کم دیدم یک عدهای از مسلمانان میبینند ماها بزرگان اسلام با هم اختلاف کردیم، اینها کم کم دارند از دین برمیگردند، دارند شک میکنند. «یَدْعُونَ إِلَی مَحْقِ دِینِ مُحَمَّدٍ صَلَّوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ آلِهِ»، دارند میگویند اصلاً دین محمد پس از محمد تمام شد! دیدم دارند ریشه اسلام را ممکن است بزنند. «فَخَشِیتُ إِنْ لَمْ أَنْصُرِ الْإِسْلاَمَ وَ أَهْلَهُ»، ترسیدم اگر الان اسلام و مسلمین را کمک نکنم و به دادشان نرسم، «أَنْ أَرَی فِیهِ ثَلْماً أَوْ هَدْماً» یا شکاف برمیدارد یا اصلاً کلاً اصل امت و حکومت اسلامی و امت و وحدت منهدم میشود. «فَنَهَضْتُ فِی تِلْکَ الْأَحْدَاثِ»، من بپا خواستم. دیدم وظیفه من امروز دیگر حرفهایم را زدم، انتقاد کردم اما بعداً بیعت کردم. وظیفه من در این مسائل طور دیگری بود «حَتَّى زَاحَ الْبَاطِلُ وَ زَهَقَ» صبر کردم که اختلاف و جنگ داخلی نشود تا باطل دوباره شکست خورد و عقب رفت. «وَ اطْمَأَنَّ الدِّینُ»، و دین دوباره استقرار پیدا کرد. خب وقتی امیرالمؤمنین که اصل اختلافنظرها سر ایشان است، خود ایشان میگوید مسئله وحدت برای من مهمتر از این است. و سپس ما چقدر در روایات داریم که به مقدسات یکدیگر فحش ندهید و توهین نکنید. اینها را شما باید آنجا نشر بدهید.
قرآن میفرماید به بت بتپرستها هم فحش ندهید. مشرکین حجاز مثل همین هندوهای هند بودند، بت میپرستیدند دیگر. همینطور بودند، عین اینها. فرمود: با بتپرستی مبارزه کنید اما یک) به بتپرستان هم ظلم نکنید. دو) به بتها و مقدسات آنها توهین و فحاشی نکنید. چون وقتی شما به بت توهین میکنید، آنها هم به الله فحش میدهند و به اینها توهین میکنند. بعد دیگه حرف یکدیگر را که گوش نمیکنید. منطق اسلام فحاشی و توهین نیست. ظلم نیست. حتی به مشرک و بتپرست هم نباید ظلم کرد. منطق اسلام گفتوگو است. فرمود: «بِالْحِکْمَةِ»، حکمت، برهان، استدلال، «وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»، آرام و مهربان، با قلبش، با وجدانش حرف بزن، با عقلش استدلال کن و «وَ جَادِلْهُمْ»، بحث بکنید اما «بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»، به بهترین روش بحث کنید. یعنی با رعایت ادب، منطق، آزادی، اخلاق، نه توهین. مشرک هم اگر دارد از گرسنگی میمیرد، باید بروید کمکش کنید. پیامبر این کار را میکردند. بنابراین به مردم هند، مسلمان و هندو یاد بدهید که به یکدیگر توهین نکنند، فحش ندهند، ظلم نکنند. اگر بحثی دارند علمای آنها بحث بکنند، نه عوام در کف خیابان. چه برسد به مسلمان با مسلمان که آن دیگر کاملاً واضح است. پیامبر و ائمه ما میفرمودند به هیچ مقدسات هیچ کس ولو باطل است، فحش ندهید. این را من خواهش میکنم شما آنجا نهادینه کنید.
یکی از توطئههای دشمن این است که برخلاف کمونیستها که احمقانه با اصل دین مبارزه و توهین میکردند و میکنند، انگلیسیها و غربیها، آمریکاییها با اصل دین مبارزه نمیکنند. دین را تحریف میکنند، معنای آن و کارکرد آن را عوض میکنند. مثلاً به هند آمدند و به هندوها گفتند مگر شما معتقد به کارما و تناسخ و اینها نیستید؟ مگر نمیگویید که اگر اینجا آرام باشید، زندگی بعدی یک آدم خوشبخت ثروتمند میشوید؟ خب اینجا آرام باشید. شورش نکنید علیه ما. درست است که ما آمدیم کشور شما را گرفتیم و غارتتان میکنیم، شما تسلیم باشید. به هندوها گفتند که اگر میخواهید زندگیهای بعدیتان بهتر باشد، مقاومت نکنید. به بودیزم، بوداییها گفتند بودیسم مرکز رنج و تحمل رنج است. اگر میخواهید رشد کنید، باید رنج ببرید. خب شما رنج ببرید! شما رنج ببرید تا رشد کنید. بگذارید ما بدبختها لذت ببریم و رشد نکنیم، ما میرویم جهنم، شما میروید بهشت.
به مسلمانها چه گفتند؟ به سیکها چه گفتند؟ به کی چی گفتند؟ اولاً چند تا دین انگلیسیها در هند و ایران و میان عربها درست کردند. وهابیت را میان سنیها درست کردند. بهائیت را، بابیت را میان شیعه درست کردند. قادیانیه، احمدیها را که گفت من هم مهدی هستم هم مسیح هستم و...، اینها را درست کردند. چندتا مذهب درست کردند. شیعه اسماعیلی را یک تشیع خودشان کردند انگلیسیها. آمدند در مسلمانها. به سنیها گفتند: آقا، این شیعهها مشرک هستند. اینها مهر دارند، اینها امامهایشان، امام، میگویند امامهایشان فلان هستند و بهمان هستند، میروند زیارت، اینها مشرک هستند. بعد هم مگر شما نمیگویید که هرکس که حاکم است، بد، خوب، بیدین، با دین، ظالم، عادل، نوکر دشمن، نوکر غربیها باشد یا نه، شما مگر نمیگویید همه اولی الامر هستند؟ خب الان ما اولی الامر شما هستیم. نوکران ما اولی الامر شما هستند. تحمل کنید. شما مگر نمیگویند که شورش حرام است علیه حکومت؟ خب شورش نکنید.
پس از آن در شیعه آمدند. به شیعهها گفتند آقا، امام حسین هست، امام زمان هست، اینها همه درست است. ولی ببین درست معنیاش کن. کربلا پیامی برای شما ندارد، وظیفهای برای شما درست نمیکند. امام حسین مثل مسیح آمده است کشته شود تا شماها را شفاعت کند. اصلاً در کربلا ایشان هیچ هدف راجع به امر به معروف، نهی از منکر، اصلاح جامعه، عدالت، هدف سیاسی، اجتماعی، تربیتی، معنوی، اخلاقی هیچی نبود. آمده در کربلا کشته شود، همه را شفاعت کند. بله، حسین شفاعت میکند اما برای این کار که نیامده است کربلا که. این هدف حسین نبود. جزو نتایج کار حسین(سلام الله علیه) است، نه این که هدف ایشان باشد.
امام زمان چیست؟ مهدی چیست؟ مهدی که شیعه، سنی، حتی هندو، بودایی، میدانید اینها همه منتظر منجی آخر الزمان هستند. اسمش فرق میکند. مهدی یعنی قرار است بیاید ظلم را در جهان براندازی کند. یعنی یک انقلاب جهانی، یعنی همه حکومتهای فاسد ظالم جهان را سرنگون میکند. عدالت برای کل بشر. خب معنیاش این است که اگر منتظر مهدی هستی، باید تو در مسیر مهدی، در مسیر عدالت و توحید، در حد توانت عمل کنی در عصر غیبت تا ایشان بیایند که دیگر در رکاب ایشان باید باشید. گفتند: خیر. انتظار مهدی وظیفه ایجاد نمیکند. انتظار همین چراغانی نیمه شعبان، شیرینی بخورید، دور هم جمع شوید، جشن بگیرید، فلان، و هی بگویید آقا بیا، آقا بیا دیگر، همین. خودش قرار است بیاید کارها را بکند، ما هیچ وظیفهای نداریم. تا او نیاید، وظیفهای نداریم!
ائمه شیعه چیست؟ میگوییم تمام رهبران شیعه، ۱۲ امام، فرزندان پیامبر، همهشان کشته شدند، هیچکدام عمر طبیعی نکردند. خب سیاسی بودند و با حکومتها درافتادند. میگویند خیر. در هند هست، پاکستان هست، اینجا هم هست. اینها را دشمن، همین انگلیسیها، اینها تربیتشان کردند که آقا دین ربطی به عدالت، به سیاست، به استعمار، به تربیت، به رشد، پیشرفت، به برابری و برادری ندارد.
دین ربطی به تمدن، به خانواده، به عدالت اجتماعی اینها ندارد. دین فقط یک سرگرمی ذهنی است و تا امام زمان نیاید، شما اصلاً نباید وارد سیاست شوید، هیچ وظیفهای ندارید! نباید در جهت مبارزه با ظلم اقدامی بکنید! ببینید، دین انگلیسی سنی باشد، شیعه باشد، مسلمان، هندو باشد، بودایی باشد، هرکی باشد. اینها دین را سریع با آن مبارزه نمیکنند. مسیر آن را، معنای آن را عوض میکنند. از خود دین میآیند علیه شما استفاده میکنند.
بنابراین دین و مذهب اگر درست فهمیده شود، به نفع بشر است. اگر درست فهمیده نشود، تحریف شود، همین دین و مذهب، حتی اسلام که توحیدیترین دین است، از اسلام علیه خود اسلام استفاده میکنند و دین مضر به حال بشر میشود. مانع رشد میشود، مانع عدالت میشود.
شما در رسانه این کار را بکنید. که آقا ما دین، تفسیر درست دین، تفسیر درست اسلام. اسلام یعنی عقلانیت، یعنی عدالت، یعنی معنویت، یعنی اخلاق، یعنی برادری و رحمت، یعنی خانواده، یعنی مبارزه با ظلم، یعنی کمک به یکدیگر، تحمل یکدیگر و... . اینها را به افکار عمومی در هند، به مسلمان و غیرمسلمان انشاء الله منتقل کنید. برادران عزیز، هرچه بیشتر آگاهی منتشر بکنید، زحمت و هزینه پیشرفت کمتر میشود. هرچه آگاهی کمتر باشد، موانع بیشتر میشود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
هشتگهای موضوعی