شبکه چهار - 2 شهریور 1404

آسیب شناسی دین و دینداری (امام رضا ع: عقل، دوست شماست)

رحلت رسول اکرم ص، و شهادت حضرت رضا ع - مشهد

بسم‌الله الرحمن الرحیم

برادران و خواهران عزیز، شهادت امام علی بن موسی الرضا(ع) را و همین‌طور ایام عزای رسول الله(ص) و امام حسن مجتبی(ع) را به شما تسلیت عرض می‌کنم.

عده‌ای به نام حب اهل بیت(ع)، به نام شیعه، مذهب‌سازی کردند و می‌کنند. آن‌ها یک مذهبی را آن طور که خودشان تشخیص می‌دهند، گاهی یک مسئله مهم در مکتب اهل بیت را بی‌اهمیت جلوه می‌دهند چون منافع خودشان نیست. گاهی یک مسئله درجه سه را در مذهب، به درجه یک تبدیل می‌کنند. آن را اولویت اصلی قرار می‌دهند چون منافعی در آن هست یا مثلاً ضرر آن برای این‌ها کمتر است. حضرت رضا(ع) نسبت به این نوع مذهب، اسلام انحرافی، تشیع ساختگی و قلابی، بارها هشدار می‌دادند. یک وقت مذهب به دکور صحنه تبدیل می‌شود. یک لقب صرفاً شناسنامه‌ای است. یک هویت دنیوی و اجتماعی برای فرد می‌آورد. فرد وقتی می‌خواهد خودش را معرفی کند، اسم خود و پدر خود و تاریخ تولد خود را می‌گوید. یکی از آن‌ها را هم مذهب خود را می‌گوید. آن مذهبی که برای به دست آوردن آن، هیچ کاری نکرده است. برای شناختن آن، فعالیت و تلاشی نکرده است. برای عمل به آن، فداکاری و مایه‌گذاری از جان و مال و آبرو و وقت خود نمی‌کند بلکه یک برچسب و یک مارک است که یک آثار دنیوی دارد و ممکن است لزوماً آثار اخروی نداشته باشد.

امام رضا(ع) این خطر را که دین و مذهب در جامعه دینی و مذهبی ممکن است تحریف بشود، یعنی تعریف آن عوض بشود، معنای آن و کارکرد آن تغییر بکند، اصول آن جابجا بشود، مهم و اهم آن مسئله بی‌اهمیت و کم‌اهمیت بشود. مسئله کم‌اهمیت آن، مهم بلکه اهم، مهم‌ترین مسئله بشود. معنای فقه در قرآن و روایات اهم از فقه و فقیهی است که ما امروز به عنوان یک اصطلاح خاص به کار می‌بریم. امروز ما به کسی که در علم فقه که یک علم خاص از علوم اسلامی است، وارد است و تمحض دارد، به او فقط فقیه می‌گوییم. کلمه فقه و تفقه یعنی فهم عمیق و استدلالی. آن چیزی که در قرآن و روایات، تعبیر به فقه و تفقه می‌شود، معنای آن عام‌تر از فقه به معنی خاص است. به معنی درک دقیق و عمیق و استدلالی کل دین است. قرآن کریم هم که این تعبیر را می‌فرماید که بعضی از شما باید بروند تفقه کنند و بعد به سوی قوم خود برگردند و آن‌ها را انذار کنند و به آن‌ها اخطار بدهند که این سبک زندگی شما غلط است. درک همه ابعاد دین به نحو عمیق و استدلالی، نه عوامانه و سطحی، که معمولاً یا به افراط یا به تفریط کشیده می‌شود و معمولاً در خطر فریب‌خوردگی هست.

امام رضا(ع) فرمودند: «مَنْزِلَةُ الْفَقِیهِ فِی هَذَا الْوَقْتِ کَمَنْزِلَةِ الْأَنْبِیَاءِ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ». شما می‌دانید در بنی اسرائیل پیامبران بسیاری مبعوث شدند. این پیامبران شریعت تازه نمی‌آوردند. در برابر انحرافاتی که در دین ایجاد می‌شد، می‌ایستادند و مبارزه می‌کردند. مردم بعد از حضرت موسی، مردم بنی اسرائیل، کافر و بی‌دین نشده بودند. آن‌ها لامذهب نشده بودند. بنی اسرائیل جامعه مذهبی بوده است. چرا این همه پیامبر در بنی اسرائیل مبعوث می‌شد؟ و چرا به دست همین بنی اسرائیل بسیاری از این‌ها کشته شدند؟ و چرا بعد حضرت عیسی(ع) در بین همین‌ها ظهور کرد و مسئول و مأمور شد؟ امام رضا(ع) می‌فرمایند که یک علت آن این است که در بین بنی اسرائیل که برگزیده خداوند بودند نه به خاطر نژاد، به خاطر این که تابع مکتب انبیاء بودند، جامعه دینی بودند. در بین این‌ها آن‌قدر پی‌درپی انحراف در فهم مذهب، بدعت، خرافه، افراط، تفریط، تحریف دین و مذهب به وجود می‌آمد که خدای متعال مدام باید پیامبرانی را می‌فرستاد برای این که حرف پیامبر قبلی را دوباره برای مردم تعریف کنند. دوباره تبیین کنند. بگویند این قسمت‌ها را دارید اشتباه می‌فهمید. منظور پیامبر این نبود. این که می‌گوید آن نیست. جریان‌های انحرافی، افراط، تفریط، به اسم مذهب برای خودشان مغازه باز لکنند. حرف خودشان را به اسم مذهب می‌زنند. کار خودشان را به اسم دین می‌کنند. کاری به عقل و نقل و معتبر و این‌ها نداشته باشند. برای خودشان دکان باز لکنند و به تعبیر حضرت امیر، راجع به این تیپ‌های قشری که خودشان برای خودشان مذهب درست می‌کنند، سواد مذهبی و معرفت دینی هم ندارند و بعد از همه هم مدعی‌تر و به اصطلاح مذهبی‌تر می‌شوند. حضرت امیر(ع) راجع به این تیپ‌ها که بین شیعه و سنی همه بوده است و هست و خواهد بود، در بنی اسرائیل هم بود، می‌فرمایند که این‌ها تیپ‌هایی هستند که کاری به عقل و وحی ندارند. «اَلْمَعْرُوفُ فِیهِمْ مَا عَرَفُوا وَالْمُنْکَرُ عِنْدَهُمْ مَا أَنْکَرُوا» خودشان محور و ملاک هستند. خودشان برای خودشان دین می‌سازند، دین تعریف می‌کنند. کار معروف پیش آن‌ها آن چیزی است که خودشان معروف بدانند. همان چیزی که خودشان می‌شناسند، می‌گویند آن معروف است. آن شناخته شده است. آن چیزی که خودشان نمی‌فهمند، درک نمی‌کنند، می‌گویند آن منکر است. اهل تفقه در دین و فقه در دین نیستند، سطحی و قشری هستند. کل معارف دین آن‌ها در حد پنج تا روایت، بدون درک ارتباط این‌ها با همدیگر و با قرآن و با سایر روایات و با عقل است. کل سهم آن‌ها از دین همین‌قدر است. در همه ادیان و مذاهب بوده است که این‌ها کاری به معیار الهی نداشتند و ندارند. خودشان تشخیص می‌دهند چه چیزی مذهب باشد چه چیزی نباشد. کجای مذهب مهم است کجای آن مهم نیست.

حضرت امیر(ع) فرمودند یک عده‌ای هستند که معروف و منکر را خودشان تعریف می‌کنند. چه چیزی خوب است، چه چیزی بد است، چه چیزی دینی است، چه چیزی غیر دینی است، چه کسی مؤمن است، چه کسی کافر است. کافر است، این‌ها را کاری به ملاکات عقل و نقل ندارند. از خودشان می‌سازند. «ومَفْزَعُهُمْ فِی الْمُعْضِلَاتِ إِلَى أَنْفُسِهِمْ». تعبیر حضرت امیر را دقت کنید، خیلی مهم است. می‌فرمایند این‌ها تیپ‌هایی هستند که در معضلات، در مشکلات، در تنگناها و کارهای فروبسته، پناهگاه آن‌ها خودشان هستند. مرجع تقلید آن‌ها خودشان هستند. مثل این که مرجع تقلیدی هم ندارند که واقعاً بگویند حالا اینجا یک مسئله‌ای است ما برویم از عالم فن بپرسیم که علما چه می‌گویند؟ آن‌ها که اهل علم هستند چه می‌گویند؟ نه. خودشان مرجع تقلید خودشان هستند. شکل و نوع عزاداری را خودشان اختراع می‌کنند. مذهب را خودشان تعریف می‌کنند. بدون این که سواد دینی داشته باشند. «اَلْمَعْرُوفُ فِیهِمْ مَا عَرَفُوا وَالْمُنْکَرُ عِنْدَهُمْ مَا أَنْکَرُوا» خودشان تعریف می‌کنند چه چیزی معروف است، چه چیزی منکر است، چه چیزی ارزش دارد، چه چیزی ضد ارزش است. «مَفْزَعُهُمْ فِی الْمُعْضِلَاتِ إِلَى أَنْفُسِهِمْ» هر جا مشکل نظری یا عملی پیش می‌آید، خودشان مرجع تقلید خودشان هستند. خودشان تصمیم می‌گیرند که تعریف کنند. «تَأْوِیلُهُمْ فِی الْمُبْهَمَاتِ عَلَى آرَائِهِمْ» هر جا مسئله‌ای مبهم است یا اختلافی است یا یک چیزی می‌شنوند که خودشان نمی‌دانند، به جای این که ببینند در این قضایا مکتب چه چیزی می‌گوید، از نظر مکتب چه چیزی مهم است، چه چیزی مهم‌تر است، چه چیزی کمتر مهم است، چه چیزی اصلاً مهم نیست، «تَأْوِیلُهُمْ عَلَى آرَائِهِمْ» تکیه‌گاه آن‌ها، نظرات شخصی خودشان است. از همه هم مدعی‌تر هستند. «کَأَنَّ کُلَّ امْرِئٍ مِنْهُمْ إِمَامُ نَفْسِهِ» مثل این که این‌ها هر کدام امام خودشان هستند. الان شما بین جامعه خود ما چنین تیپ‌هایی را نمی‌بینید؟ از خودشان اصول دین درست می‌کنند. از خودشان فروع دین درست می‌کنند. از خودشان واجب و حرام در می‌آورند. شکل عزاداری را خودشان اختراع می‌کنند. هیچ کاری ندارند که این، وهن مذهب است یا تعظیم مذهب است؟

«قَدْ أَخَذَ مِنْهَا فِیمَا یَرَى بِعُرًى فُقَامَاتٍ وَأَسْبَابٍ مُحْکَمَاتٍ» حضرت امیر(ع) فرمودند این‌ها تیپ‌هایی هستند که هر کدام خودشان رهبر خودشان هستند. خودشان تصمیم می‌گیرند و چنان محکم و قاطع و بی‌تشویش حکم می‌کنند که چه کسی کافر است، چه کسی مؤمن است، چه جوری است که انگار به محکم‌ترین دستگیره‌ها دست زده است و دست خود را گرفته و به محکم‌ترین وسیله‌ها و اسباب وصل است. خودباور، خودمحور.

شما می‌دانید چقدر از اولیای خدا، از زمان همین بنی‌اسرائیل که حضرت رضا(ع) می‌فرمایند، تا در طول تاریخ به دست چنین افرادی تکفیر شدند؟ به دست چنین افرادی منحرف خوانده شدند. این مذهب هم، اسلام هم، تشیع هم در این خطر هست. همان کاری که در بنی اسرائیل می‌شد، در این دین هم خواهد شد. ولی آن موقع پیامبر پی پشت پیامبر مبعوث می‌شد. حالا که دیگر دوره پیامبری نیست. عصر خاتمیت است. دیگر پیامبری، پیام‌آوری از طرف خداوند مبعوث نخواهد شد. چون خداوند هر آن‌چه باید به بشر می‌گفت، گفت. دیگر حرفی نمانده است که لازم باشد خدا پیامبر جدیدی بفرستد. همه چیز فهم آن‌ها و عمل به آن‌هاست. پیامبر جدیدی نخواهد آمد اما حضرت رضا(ع) فرمودند که علمای دین باید به گونه‌ای باشند که کار پیامبران را در بنی اسرائیل امروز بین مسلمین بکنند. بدعت به وجود می‌آید. خرافات به وجود می‌آید. شرک به وجود می‌آید. افراط و تفریط می‌کنند. از خودشان مذهب‌سازی می‌کنند. امام رضا(ع) فرمودند کسانی باید باشند که پیامبر نیستند اما در بین امت کار پیامبرانه باید بکنند جلو انحرافات بایستند. ممکن است آن‌ها را تکفیر کنند، تفسیق کنند، بگویند این‌ها فاسد هستند، این‌ها بی‌دین هستند. آن‌ها را تهدید بکنند، این‌ها باید بایستند. دیگر پیامبر جدیدی نخواهد آمد. اما اسلام و مکتب تشیع در خطر انحراف است. باید کسانی باشند که فقیه، یعنی کسانی که دین را عمیق و استدلالی و درست و دقیق درک کنند. نه سطحی و عوامانه و افراط و تفریطی. نه خودمحورانه که هر کسی خودش برای خودش مذهب تعریف کند. به عقل کار ندارد. به نقل کار ندارد. زمان‌شناس نباشد. شناخت زمان، شناخت شرایط. چه کاری، چه حرفی، چه وقتی به چه معناست؟ مراقب مرزهای معرفت و معنویت در جامعه اسلامی باشید. آگاه به زمان باشید. توطئه‌های مختلف، نقشه‌های مختلف، همه ‌وقت به اسم ضد دین نمی‌آیند. گاهی به اسم از شما مذهبی‌تر و از شما دینی‌تر می‌آیند. جریان‌های انحرافی به اسم امام زمان(ع) همین الان سید حسنی و سید یمنی داریم. عده‌ای دنبال این‌ها راه افتاده‌اند. همین بچه‌مذهبی‌ها هستند که دنبال این‌ها راه افتاده‌اند. این همان چیزی است که حضرت رضا(ع) می‌فرمایند که «مَنْزِلَةُ الْفَقِیهِ فِی هَذَا الْوَقْتِ کَمَنْزِلَةِ الْأَنْبِیَاءِ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ». فرمودند مواظب باشید به اسم مذهب کلاه آن‌ها را برندارند. شما را بازی ندهند. آن‌ها وانمود می‌کنند از همه متدین‌تر و مذهبی‌تر هستند. از همه اهل بیتی‌تر و ولایتی‌تر هستند. ولایتی‌های بی‌دین. می‌گفت این ولایتی‌های این‌جوری نه، این‌ها ولایتی‌های بی‌دین هستند. ولایتی‌ای است که اصل خدا و پیامبر را معلوم نیست قبول داشته باشد. صداهای خود را نازک می‌کنند. گردن‌های خود را کج می‌گیرند. فشفش می‌کنند. مکتب اهل بیت در خطر است. نیامده‌اند، نمی‌آیند. نه جبهه آمده‌اند، نه بعد از آن آمده‌اند، نه الان می‌آیند. نه از جان خودشان برای اهل بیت حاضر هستند فداکاری بکنند، نه از مال خودشان، نه از آبروی نداشته‌شان. ظاهر آن‌ها ادعا و اصول است. پشت پرده که می‌روی، می‌بینی اهل پول هست، اهل شهرت و جاه‌طلبی هست، اهل همه ‌چیز هست. مراقب این‌ها باشید. امام رضا(ع) فرمودند: مراقب دزدان دین خود باشید؛ که ظاهر او نعره می‌زند که گلویش می‌خواهد پاره بشود ولی دین ندارد. همین آدم در بازار ربا می‌خورد. کلاه برمی‌دارد. او جایی که امام حسین در کربلا می‌گوید «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ؟» می‌گوید آقا حج، حج، احکام‌الله! زیارت خانه خدا! مگر همین کار را نکردند؟ مگر وقتی امام حسین(ع) حج را نیمه‌کاره گذاشت و آمد، مگر همین‌ها نگفتند که آقا آخه حج هم یک چیزی است که آدم آن را تعطیل کند؟ مگر همین‌ها نگفتند حسین بن علی دارد کار خلاف شرع می‌کند؟ همه ملت دارند برای حج می‌آیند! در ایام حج، شما از وسط آن یک نفری خلاف همه امت حرکت می‌کنید، دنبال کار سیاسی می‌روید؟ چقدر امام حسین(ع) را نصیحت کردند؟ آیه و حدیث برای ایشان خواندند که آقا قرآن می‌فرماید: «وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» خودتان را به هلاکت نیندازید. شما دارید خلاف شرع، خلاف قرآن عمل می‌کنید. چرا دارید کربلا می‌روید؟ بعد مگر خداوند حکم جهاد را از زنان و کودکان برنداشته است؟ چرا زن و بچه را دارید با خودتان می‌برید؟ می‌دانید چقدر احکام شرعی برای امام حسین خواندند؟ چقدر موعظه کردند؟ آقا این کار شما خلاف شرع است. همین آدم‌ها همین الان هم هستند. بین ما و شما هم هستند. بدون این که پیامبر باشند، کار پیامبرانه بکنند و بیایند مدام جلوی این انحرافات، افراط‌ها، تفریط‌ها، تحریف‌ها، کاسبی به اسم مذهب، ولایتی‌های بی‌دین، جلوی این‌ها را بگیرند و نسل‌ها را هشدار بدهند. اگر نگویید، این نسلی که هست و بخصوص نسل بعدش، کم‌کم با همین‌ها بزرگ می‌شود و خیال می‌کند همین‌ها مذهب است. خیال می‌کند همین‌ها دین است. بعد 20 -30 سال بعد، دیگه به این‌ها و به بچه‌های این‌ها نمی‌توانید بگویید دین چیست! فکر می‌کنند کفر است. چطور در روایت داریم وقتی امام زمان(عج) که تشریف بیاورند خیلی از مسلمین و مؤمنین در برابر ایشان می‌ایستند. می‌گویند آقا شما بی‌دین هستید. در روایت ما این است. می‌فرمایند «کُلُّهُمْ یَتَأَوَّلُونَ عَلَیْهِ بِالْقُرْآنِ» اولین مخالفان امام زمان، «کُلُّهُمْ یَتَأَوَّلُونَ عَلَیْهِ بِالْقُرْآنِ» با قرآن علیه امام زمان حرف می‌زنند! به امام زمان می‌خواهند قرآن یاد بدهند. چرا؟ برای این که دین تحریف می‌شود و شده است. یک چیزهایی به اسم دین در ذهن مردم جا افتاده است و کسانی اصلاح نکردند، مخالفت نکردند، تبیین نکردند، امت جاهل را امر به معروف نهی از منکر نکردند، تعلیم ندادند، مردم و نسل بعد کم‌کم فکر کردند همین است!

فرمود که عالم واقعی مثل کسی است که مشعل دست بگیرد و شب تاریک که همه دارند کورمال کورمال راه می‌روند و نمی‌بینند، راه را به راهپیمایان نشان بدهد.

روایت دیگر از حضرت رضا(ع) در حساسیت ایشان برای تبیین مکتب «رَحِمَ اللَّهُ عَبْدًا أَحْیَا أَمْرَنَا» رحمت بر آن کسی که و کسانی که امر ما را احیا کنند. احیای امر یعنی چه چیزی؟ احیای دین خدا یعنی چه چیزی؟ از ایشان پرسیدند که «کَیْفَ یُحْیِی أَمْرَکُمْ؟» چه جوری امر شما احیاء می‌شود و پرچم شما بالا می‌رود؟ مکتب شما احیاء می‌شود؟ فرمودند: «یَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یُعَلِّمُ النَّاسَ» اولاً خودشان بفهمند که ما چه می‌گوییم. آموزش ببینند و بعد به درستی آن را به مردم و به افکار عمومی و به جهان، به بشریت منتقل کنند. این احیای مکتب ماست. «فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا» فرمودند ما درست حرف زدیم. ما افراط و تفریط و این که یک کسانی این‌ها را از ما بشنوند و از ما متنفر بشوند، این‌ها حرف‌های ما نیست. ما درست حرف زدیم. بشریت، نمی‌گویند مؤمنین، نمی‌گویند شیعه، حتی نمی‌گویند مسلمان‌ها، خداپرست‌ها. می‌فرمایند «فَإِنَّ النَّاسَ» بشریت، یعنی کل این هفت میلیارد آدمی که در دنیا هستند، از بی‌دین و لامذهب آن و بودایی و هندو و مسیحی و یهودی و کمونیست و همه آن‌ها. فرمودند: «لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا» اگر درست حرف‌های ما به این‌ها منتقل بشود. حرف‌های درست، حرف‌های ما، حرف‌های زیبا، گفتار نیک ما، که ما جز زیبایی و جز حرف درست چیزی به مردم نگفتیم. چیزی از مردم ما نخواستیم. ما مغازه‌ای برای خودمان باز نکردیم ما هر چه می‌گوییم توحید و عدالت است. اگر سخنان ما درست به بشریت منتقل بشود، «النَّاسُ لَاتَّبَعُونَا» کل بشریت دنبال ما راه خواهند افتاد. این حرف‌های ما، این مکتب ما جهانی است. هیچ‌ کس با این حرف‌ها مخالفت نمی‌تواند بکند. اگر اهل منطق، اهل اخلاق، اهل حق و حقوق، اهل عدالت باشد، ولو مسلمان نباشد.

امام رضا(ع) فرمودند نه این که حرف ما را تأیید و تصدیق خواهند کرد بلکه دنبال ما راه خواهند افتاد. ببینید صدتا شاخص برای یک فرد و خانواده و جامعه دینی دادند. این‌ها جزء نودم آن است. هشتاد و نود به آن‌طرف است. آن هشتادتای اول یک چیزهای دیگری است. اگر نگویم برای امام رضا(ع)ست، شما باور می‌کنید؟ ممکن است بگویید آقا یک روشنفکر لامذهبی این را گفته است. امام رضا(ع) فرمودند: «دین و ایمان به کثرت صیام و صلات نیست». علامت دین زیاد نماز خواندن و زیاد روزه گرفتن نیست. از این که یک کسی خیلی اهل نماز و روزه است، نتیجه نگیرید که این از همه مؤمن‌تر است. «بِکَثْرَةِ التَّفَکُّرِ فِی أَمْرِ اللَّهِ» هر کسی بیشتر در امر خدا و در کار خدا و در حقیقت مکتب، بیشتر اهل تفکر است، بیشتر می‌فهمد. عمیق‌تر است، دقیق‌تر است. او مؤمن‌تر است. این عین عبارت امام رضا(ع)ست. حالا اگر من عربی این را نگویم و نگویم برای امام رضا(ع)ست، یعنی همین الان یک کسی ابتدا به ساکن بیاید بگوید آقا دینی بودن به نماز و روزه زیاد نیست. به زیاد اندیشیدن در کار خداست. بعضی‌ها چه می‌گویند؟ می‌گویند بابا یک روشنفکر لامذهبی معلوم نیست از کجا آمده این حرف‌ها چیه؟ تازه اتفاقاً نماز و روزه است. خیلی از کارهایی که ما می‌کنیم نماز و روزه هم نیست. هر کاری که اگر «النَّاسُ» غیر مسلمین نگاه کنند، منصف و عاقل آن‌ها، نه آدم مریض آن‌ها، نگاه کنند، دنبال شما راه بیفتند، فرمودند آن کار احیای امر ماست. هر کاری که اگر ببیند حالش بهم بخورد، بگویند الحمدلله خدا لطف کرد، خدا را شکر که ما شیعه نیستیم! آن کار کشتن ما و مکتب ماست. آن خیانت به ماست. می‌خواهد کار عملی باشد، می‌خواهد کار اجتماعی باشد، اقتصادی باشد.

امام صادق(ع) فرمودند که کاری کنید که وقتی غیر مسلمان و غیر شیعه به جامعه شما، بازار شما، شهر شما می‌آید بگوید «رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَرًا» بگوید خدا جعفر بن محمد، امام صادق(ع) را، خدا جعفر را بیامرزد و رحمت کند که چه شاگردانی تربیت کرده است! چه شیعه‌ای دارد! هر جا می‌روید راستگویی، امانت‌داری، اخلاق، انسانیت، احترام به حقوق همدیگر، ایمان، معنویت واقعی، نه ریا. فرمودند کاری کنید وقتی شماها را می‌بینند به ما درود بفرستند. نه این که وقتی شماها را می‌بینند بگویند که خدا را شکر خدا رحم کرد ما جز پیروان این‌ها نشدیم و الا مثل این‌ها می‌شدیم.

بعد ما معمولاً برای خودمان یک دین راحتی درست می‌کنیم که بعضی‌ها فکر می‌کنند ما قوم و خویش خدا هستیم! این هم تعبیر امام رضا(ع) است. تشیع ما فقط راز محبت و اهل بیت شده است. تازه راست و دروغ آن هم معلوم نیست. معرفت به اهل بیت(ع) در آن کمترین شأن را دارد. قربانی کبوتران امام رضا(ع) و قربان گنبد طلا و قربان دیوارها و... همه قربان همین چیزها می‌شوند. ولی علی‌بن‌موسی الرضا کجاست؟ همه‌اش همین جملات است! همه دکلمه و انشاء می‌خوانند! سابقاً که شمع هم روشن می‌کردند که یک بدعتی بود. اصلاً شمع روشن کردن به اسم امام و امامزاده، این کار مسیحیان و کلیسا و این‌هاست! همه را از این‌ها گرفته‌اند. الحمدلله حالا خیلی کم شده است ولی ما بچه که بودیم اصلاً مذهب در ذهن ما این بود که باید بیاییم حرم شمع روشن کنیم! مذهب شده بود شمع روشن کردن و نخ بستن! اصلاً ما کجا و در کدام روایت داریم، کجای این مکتب داریم؟ اگر اهل بیت خودشان بعضی از این صحنه‌ها را می‌دیدند که ما به اسم عزاداری و توسل این کارها را می‌کنیم، نمی‌فهمیدند که ما داریم چه کار می‌کنیم! باید می‌پرسیدند که ببخشید الان شما دارید چه کار می‌کنید؟ بعد باید به آن‌ها توضیح می‌دادیم آقا ما داریم عزاداری می‌کنیم! شمع روشن می‌کنیم! بعد می‌پرسیدند که شمع روشن کردن چه ربطی به مکتب ما دارد؟ قمه زدن توی سر خودت چه ربطی به عزاداری دارد؟ اصلاً کجای دنیا می‌گویند این‌ها عزاداری است؟ شیعه بله، این‌ها نه. این که می‌گویند بهشت برای همین ۲۰۰ میلیون شیعه است، منتهی کو شیعه؟ ما ۲۰۰ میلیون شیعه نیستیم. کو شیعه؟

امام رضا(ع) که امروز روز شهادت ایشان است، همه هم با عشق آمده‌اند انشاالله خدا از همه قبول کند. امام رضا(ع) هم انشاالله به همه توجه کنند. این‌ها به حیوانات نظر رحمت داشتند. دیگه ما از آن آهو و آن حیوانات انشاالله کمتر نیستیم. در حدی که به سگ و آهو نظر می‌کردند، به ما هم نظر می‌کنند. ولی امام رضا(ع)یی که ما می‌شناسیم، امام رضا(ع)یی نیست که بوده است. یک امام رضا(ع)ی دیگر ما برای خودمان ساختیم. سبک زندگی امام رضا(ع) را ما نمی‌شناسیم. نگاه ما به مسائل زندگی، خانواده، حق، کارگر، کارفرما، دنیا، آخرت، قیامت، عبادت. این‌ها را نمی‌دانیم. این مناسکی است می‌خواهید انجام بدهید. بعد از آن هم زود تمام شود. الحمدلله تمام شد، برویم دنبال کارمان! اهل بیت(ع) را ما همین دوران عزاداری لازم داریم برای این که عزاداری کنیم بعد آن‌ها ما را شفاعت کنند ما بهشت برویم. این‌ها امام ما نیستند. این‌ها موضوع عزاداری ما هستند! امام یعنی کسی که شما در تمام سال اقتدا می‌کنید. ایام عزاداری هم عزاداری او را می‌کنید. ما فقط ایام عزاداری عزاداری او را می‌کنیم. شیعه امام رضا(ع) قطعاً بهشتی است ولی کو شیعه؟ راهی برای مفت‌خوری به اسم مذهب وجود ندارد. زیارت و عزاداری جای کل مذهب را می‌گیرد؟ دارید اشتباه می‌کنید. زیارت و عزاداری یک بخشی از مذهب است. توسل و شفاعت، یک بخشی از مذهب هستند، نه همه مذهب. بخش مهم دیگری از مذهب هست. امام رضا(ع) فرمودند: «لَا یَنَالُ أَحَدٌ وِلَایَةَ اللَّهِ إِلَّا بِالطَّاعَةِ» صرفاً با زیارت و عزاداری و بدون اطاعت، محال است به ولایت خدا برسید.

امام رضا(ع) فرمودند: «وَ لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَلَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ لِبَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ» پیامبر(ص) همان اول حرکت که همه داشتند مسلمان می‌شدند و اسلام عزت پیدا کرد فامیل‌ها و بستگان و قوم و خویش‌های خود را جمع کرد. اول که قوم و خویش‌های خود را هم که دعوت کردند، همه پیامبر را مسخره کردند که قرآن فرمود: «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» اول از نزدیکان خود شروع کن. ایشان فامیل‌ها را دعوت کرد، فرمایش کردند که من این را می‌گویم، این را می‌گویم، این را می‌گویم و بعد فرمودند که چه کسی ایمان می‌آورد که وزیر من باشد؟ کمک من باشد؟ و بعد از من جانشین من باشد؟ تمام این قوم و خویش‌ها و فامیل‌ها و این‌ها که همه پیامبر را تا آن موقع قبول داشتند، می‌گفتند جوان خوب و امین و بااخلاق و راستگوست. آن‌جا شک کردند. گفتند او دیوانه شد. آمده می‌گوید خدا با او حرف زده است! مثل این که شما فرض کنید با فامیل‌ها، رفقا، قوم و خویش‌ها دور هم نشستید یک مرتبه یک بچه خوب فامیل هم هست. همه را دعوت کرده، بعد می‌گوید که من پیامبر هستم! می‌خواهم حرکتم را شروع کنم. چه کسی به من کمک می‌کند؟ همه فامیل‌های پیامبر یک نگاهی به هم کردند. گفتند طفلک! طفلک چه جوان خوبی بود. همین‌طور که شما می‌خندید، خندیدند. چون خنده‌دار بود. تنها کسی که به پیامبر ایمان آورد علی ابن ابی طالب(ع) بود. او را هم گفتند در کل فامیلش یک بچه مثلاً ۱۰- ۱۲ ساله حرفش را قبول کرده است! آن موقع حضرت علی(ع) یک نوجوان 10- 12 ساله بود. بعد خندیدند، مسخره کردند به پیامبر گفتند خب وزیر شما هم پیدا شد! دست انداختند! همین‌ها بعد که کار پیامبر جلو رفت و دیگه همه ایمان آوردند و این‌ها هم همه مسلمان شدند، بعد یک ملاقات دیگر پیامبر با نزدیکان خود فامیل‌ها دارد. این روایت را حضرت رضا(ع) می‌فرمایند که بدانید حتی نزدیک‌ترین خویشان پیامبر هم با خدا قوم و خویش نیستند. ملاک عمل است. امام رضا(ع) فرمودند که می‌دانید رسول خدا به بنی‌عبدالمطلب، به فامیل‌های خودشان، به بنی‌هاشم چه فرمودند؟ فرمودند: «ایْتُونِی بِأَعْمَالِکُمْ لَا بِأَحْسَابِکُمْ وَ أَنْسَابِکُمْ» برای من عمل بیاورید. نه نسبت قوم و خویشی و فامیلی و این حرف‌ها را که شما چه کسی هستید، با چه کسی فامیل هستید. در شناسنامه شما چه چیزی نوشته است! «ایْتُونِی بِأَعْمَالِکُمْ» عمل بیاورید نه ادعا. «قَالَ اللَّهُ تَعَالَى» امام رضا(ع) فرمودند: رسول‌الله فرمود که خدای متعال فرمود: «فَإِذَا نُفِخَ فِی الصّورِ» آن روز قیامت که تمام اعتبارات کنار می‌رود و حقیقت کامل ظهور می‌کند، «فَإِذَا نُفِخَ فِی الصّورِ» آن وقتی که در صور دمیده شود، مرده‌ها زنده می‌شوند و دادگاه قیامت برپا می‌شود، «فَلَا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءَلُونَ» آن روز حسب و نسب‌های شما که در شناسنامه‌های شما چه چیزی نوشته است، در شناسنامه‌های شما نوشته است اهل کدام مذهب و کدام جامعه هستید؟ دیگه هیچ کدام این حرف‌ها آن‌جا نیست. آن‌جا شما هستید و خدا و عمل شما. این اعتبارات و این‌ها نیست. این مذهبی که در شناسنامه‌های ما می‌نویسند، برای تا مرگ است. در دنیا به درد می‌خورد. از مرگ به بعد، شناسنامه‌های ما را کسی نگاه نمی‌کند. شناسنامه هر کسی قلب اوست. خداوند فرمود: «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» کسانی که قلب پاک، قلب سالم بیاورند. با اخلاص می‌آیند آن‌ها را خدا می‌پذیرد. به حسب و نسب و قوم و خویشی و این اداها و ادعاها و تظاهر و این‌ها کاری ندارند. این‌ها برای این عالم است. الان اعتباراً ما شیعه هستیم، اعتباراً یک عده‌ای متدین‌تر هستیم. حقیقتاً کو؟ حقیقت دین در اعمال است. آن‌جا قیامت عالم حقیقت است.

امام رضا(ع) فرمودند: رسول‌الله به این آیه استناد کردند که وقتی در صور دمیده شود، «فَلَا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءَلُونَ» دیگر در آن روز، نسب و تفاخر و این اعتبارات در کار نیست. دیگر آن روز هیچ ‌کس حال هیچ‌ کسی را نمی‌پرسد چون هر کسی نگران حال خودش است. دیگر آن روز این اداهایی که اینجا برای هم در می‌آوریم، آن‌جا دیگر از این اداها نیست. خودت هستی و تنها خودت هستی! خودت هستی و خدا و اعمالت.

شفاعت هم که پیش می‌آید «بِإِذْنِ اللَّهِ»، نه بدون اذن‌الله. شفاعت شامل همه ماها هم نمی‌شود. شامل همه شیعه نمی‌شود، شیعه شناسنامه‌ای. شامل کسانی می‌شود که در برابر خدا تسلیم بودند. مسیر کلی زندگی آن‌ها درست بوده است. حالا وسط آن پنج تا خطا هم کرده‌اند که ما ۱۰۰ تای آن را کردیم و می‌کنیم! نه این که همین‌طوری آن‌جا بگویند خب در شناسنامه‌های چه کسانی نوشته شیعه؟ شماها که بیایید بروید! هر غلطی کردی بیا برو! آن روز دیدم پیامک زدند - شاید برای شما هم آمده باشد - نوشته که روز قیامت که همه را به صف کردند، بعد عده‌ای را دارند به جهنم می‌برند، طرف مثلاً ربا خورده، دروغ گفته، ظلم کرده، خیانت کرد، گران‌فروشی، کلاهبرداری، نامردی. به زنش، به بچه‌اش ظلم کرده است. به همسایه. همین‌جور هر کاری که گفتند نکند، کرده است. بعد دارند او را به جهنم می‌برند، یک مرتبه یک صدایی در روز قیامت بلند می‌شود که می‌گوید آن‌هایی که روضه ما آمده‌اند، در شناسنامه‌های آن‌ها شیعه است. هر کاری که کرده‌اند نوش جانشان! حساب شد! این عین عبارت پیامک است. اباعبدالله می‌گویند آن‌ها حساب شد! صورت‌حساب را خود آقا حساب کردند! آن‌ها جدا می‌شوند آن‌ها همه بهشت می‌روند! برای چی؟ برای این که در شناسنامه آن‌ها شیعه نوشته است. یعنی این‌جور شیرتوی‌شیر است؟ پس چرا امام رضا(ع) این فرمایش را می‌فرمایند؟ چرا همین آدم‌ها همه‌شان امام حسین را در کربلا تنها گذاشتند؟ مگر همین امام حسین در زمان حیات‌شان در عاشورا مگر نفرمودند که چرا کسی به ما کمک نمی‌کند؟ مگر یک شخصی که آن‌جا بود، امام حسین به او گفتند که بیا کمک کن. طرف گفت آقا من که می‌دانم شما شکست می‌خورید. من می‌دانم شما حق هستید ولی شکست می‌خورید. من اگر می‌دانستم آمدن من در سرنوشت کربلا تأثیری دارد، به خدا می‌آمدم! ولی خب من می‌دانم، خود شما هم که فرمودید همه کشته می‌شوند. آقا آمدن من حالا چه فایده‌ای برای اسلام و مسلمین دارد؟ قلب من با شماست. اگر بدانم، شما بفرمایید آمدن من مؤثر است، من می‌آیم. شما که خودتان می‌فرمایید که همه قرار است کشته شویم. خب الان این چه کاری است؟ معقول است؟ مشروع است؟ این کار درست است؟ بعد گفت که من ولی بهترین اسب، تیزترین اسب و تیزترین شمشیر را دارم. من این دوتا را تقدیم به اباعبدالله می‌کنم! محبّ اهل بیت هم هستیم! این‌ها خدمت شما باشد! سیدالشهدا چه چیزی جواب داد؟ سیدالشهدا فرمودند که ما برای اسب و شمشیر تو نیامده‌ایم. من آمدم خودت را نجات بدهم. بعد فرمودند: ببین! حالا که به ما ملحق نمی‌شوی و اعلام بی‌طرفی کردی، از اینجا دور شو چون به خدا سوگند تا چند ساعت دیگر وقتی صدای «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ» ما بلند بشود و کسی این صدا را بشنود و به ما ملحق نشود، در قیامت با صورت در آتش خواهد افتاد، هر کسی که می‌خواهد باشد. چطور از بین صدها هزار محب اهل بیت و مسلمان، فقط ۷۲ نفر با امام حسین(ع) آمدند. آن همه شیعه به کدام گوری رفتند؟ آن همه محب اهل بیت و اباعبدالله در کدام قبرستانی بودند؟ هیچ‌جا. قالتاق که می‌گویند همین است دیگه. امام حسین را تنها می‌گذارد، شیعه هم است! بعد همین‌ها برای امام حسین بعد از عاشورا عزاداری کردند. گریه کردند. سیاه پوشیدند. وقتی اسرای کربلا را و سر شهدا را آوردند، مگر همین مردم کوفه روضه نخواندند؟ عزاداری نکردند؟ مگر گریه نکردند؟ فرمودند که ما را می‌کشید و بعد بر ما می‌گریید؟ ما را تنها می‌گذارید و بعد بر ما می‌گریید؟ هرگز خشک مباد چشمان شما. تا ابد گریه کنید! نعره می‌کشد. نعره‌هایی که آدم نمی‌دانم از کجا این صداها را می‌آورد. ولی به حضرت عباس اگر این‌ها در کربلا بودند، حضرت عباس را تنها می‌گذاشتند. چنان‌که نمونه‌های همین‌ها را ما دیدیم. در بازار دزدی می‌کند، بعد هم مجلس روضه را می‌گیرد.

مداح اباعبدالله آن بچه‌هایی بودند که در شب عملیات طرف اروند، در آن چولان‌ها و نیزارها، صادقانه‌ترین روضه اباعبدالله را ما آن‌جا شنیدیم. آن‌ها مداح امام حسین بودند. آن مداحی که آن‌جا مداحی کرد و بعد هم جلوی ستون غواص حرکت کرد. گفت روضه امام حسین را خودم برای‌تان خواندم اولین کسی که از بین شما به محضر امام حسین می‌رود، می‌خواهم خودم باشم. جلوی ستون غواص حرکت کرد. آن مداح اباعبدالله است.

امام رضا(ع) فرمودند: رسول خدا فرمود که آن قیامت که برسد، شما دیگر احوال همدیگر را نخواهید پرسید. آن روز «لَا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءَلُونَ» نسب و این اعتبارات و شما برای چه کسی هستید؟ کدام خانواده؟ از کجا هستید؟ این حرف‌ها نیست. «فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» آن‌هایی که ترازوی عمل آن‌ها سنگین است و محصول عمل صالح در زندگی خودشان دارند، آن‌ها رستگاران هستند. آن‌ها رستگار می‌شوند. «وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ» و آن‌هایی که کفه اعمال صالح و نیک آن‌ها سبک باشد، هی می‌رود بالا. در آن چیزی نیست. خالی است. ادا و اصول زیاد بود. محتوا هیچی نبود! هی این کفه بالا می‌آید. سبک است «فَأُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ» آن‌ها کسانی هستند که به خودشان خسارت زده‌اند. «فِی جَهَنَّمَ خَالِدُونَ» برای همیشه در جهنم خواهند بود. این امام رضا(ع) است. امام رضا(ع) با ما و شما این‌جوری حرف زده است. امام رضا(ع) ابزار کاسبی ما نیست. ابزار فرار از تکلیف نیست. امام رضا(ع) خودش در خط مقدم انجام تکلیف بود.

بعد ببینید ما یک مذهبی ساختیم که مسئولیت و فداکاری و انفاق و ایثار و گذشت و صبر و کارهای سخت در آن نیست. زندگی راحت، مفت‌خوری مثل همه دنیا، بلکه از آن‌ها هم. چون ما جاهای دیگر دنیا را هم دیدیم به اندازه ما دروغ نمی‌گویند! به اندازه ماها هم در مغازه‌هایشان گران‌فروشی نمی‌کنند. یک راه حلی را درست می‌کنیم که مفت و کی بهشت برویم. حالا بگذارید یک مثال بزنم. مربوط به همین ایام است. باز یک چیز دیگر بگوییم، باز یک عده‌ای دشمن پیدا کنیم! شما این خبر را شنیدید که یک مراسمی را درست کرده‌اند که این هم بدعت است که می‌گویند ایام آخر صفر، اول ربیع، راه بیفتید درب هفت‌تا مسجد در بزنید بگویید بشارت بدهید که ایام صفر تمام شد. هفت‌تا مسجد که این کار را بکنید، بهشت برای شما واجب است. تمام شد! این همه آیات قرآن، این همه روایات، این همه اهل بیت(ع) با آن عظمت‌شان گریه می‌کردند اشک می‌ریختند. کسی می‌آید به امام می‌گوید آقا شما چرا این‌قدر اشک می‌ریزید؟ چرا این‌قدر خوف دارید؟ و امام حسن(ع) که همین ایام شهادتشان است، نقل شده است هر وقت وضو می‌گرفتند، ما می‌دیدیم پاهای ایشان می‌لرزید. چهره ایشان سفید شده. گفتیم آقا چه شد؟ فرمودند که می‌دانید داریم در نماز به محضر چه کسی می‌رویم؟ می‌خواهیم برویم در برابر کدام آستان مقدس بایستیم؟ نگاه ایشان به نماز این است.

از امام(ع) می‌پرسند: خداوند که می‌فرماید پیامبر را بخشیدیم ایشان که اصلاً گناه نمی‌کند. بهشت چه کسی از ایشان تضمین‌تر است؟ چرا ایشان این‌جور گریه می‌کرد؟ می‌دانید پیامبر هیچ شب تا صبح نمی‌خوابیدند. این نماز شب و نوافل‌شان را ایشان یک‌جا که نمی‌خواندند. ایشان دو رکعت می‌خواندند، استراحت می‌کردند، باز بلند می‌شدند. تا صبح همین‌طور بود. پیامبر اصلاً هیچ ‌وقت پشت سر هم چندین ساعت نمی‌خوابیدند. این‌ها را با فاصله می‌خواندند. دو رکعت، دو رکعت. بین آن باز یک‌ کمی ذکر و استراحت می‌کردند، باز بلند می‌شدند. یعنی عملاً خوابی نداشتند. طرف می‌گوید پیامبر چرا این‌جور پیش خدای متعال ضجه می‌کرد؟ با این که عاشق خدا بود و معشوق خدا بود. با این که اصلاً گناه در حد پیامبر معنی ندارد. فرمودند برای این که هیچ‌کس به اندازه او نه به خدا نزدیک است و نه خدا را می‌شناسد. پیامبر در برابر خدا هیچ است و خودش را هیچ می‌بیند. این کسی که این‌طور است، بعد ما می‌گوییم که هر کاری می‌خواهیم بکنیم چهارتا چیز هم اختراع می‌کنیم می‌رویم بهشت!

حالا اصل آن چی بوده است؟ یکی از حدیث‌شناسان راجع به این قضیه تحقیقی کرده بود. این که می‌گویند هر کسی پایان ایام صفر را بشارت دهد، بهشت برای او گوارا باد! معنی آن الان این شده است که انگار هر کسی که زودتر خبر بدهد که ما صفر تمام شد و ربیع آمد و ایام عزا تمام شد، این دیگر بهشتی است! این را اختراع کرده‌اند. اول راه می‌افتند درب هفت‌تا مسجد را می‌رفتند در می‌زدند. بعد گفتند هر جا می‌روید باید جلوی در آن مسجد را آب و جارو کنید. آب و جارو کردن مسجد و رفتن به مسجد، همه این کارها خوب است. ولی اختراع کردن، چیزهایی که اختراع می‌کنند. بعد اگر کسی بگوید این کارها چیست، او نجس کافر مرتد بی‌دین می‌شود! این‌جوری می‌کنند. بعد گفتند درب هفت تا مسجد برویم. آن‌جا دم در هر مسجد دو رکعت نماز بخوانیم. بعد هفت تا مسجد برویم. در هر مسجد بشینیم، دعای توسل بخوانیم. همه این‌ها را هی اضافه کرده‌اند. اگر کسی هم بگوید این‌ها چیه! می‌گویند با دعای توسل مخالف هستی؟ حرام لقمه‌ها! لقمه حرام خوردید که با این چیزها مخالفت می‌کنید؟ دارید بدعت می‌گذارید. چیزی که مذهب نگفته، به اسم مذهب دارید جا می‌اندازید. بعد نذر! حالا اضافه شده نذر می‌کنند. دم مسجد توسل می‌خوانند و... همین‌طور یک چیزهای عجیب غریبی اضافه شده است. چندتا از مراجع گفتند که هی دهه‌های عزاداری دهه دهه درست نکنید. دهه سجادّیه، باقریه، صادقیه. بعد بعد محسنیه. همین‌طور. آن وقت ما آن را که در روایات داریم در مورد دهه عاشورا است. زیارت امام حسین است که تأکید شده است. آن وقت دهه امام حسین بین این دهه‌ها گم می‌شود و عادی می‌شود. بعد چندتا از این‌ها آمدند گفتند آن مراجعی که این‌ها را گفته‌اند، ولایت ندارند! وقتی می‌گویم که هرکس برای خودشان دین می‌سازند. آن روایت حضرت امیر را خواندم. خودشان برای خودشان دین می‌سازند. بعد حضرت محسن این بود. از بین یک ساعت و نیم حرف، یک جمله را جدا کرده‌اند. کل بحث تأیید عزاداری و اشک برای امام حسین و... همه صحبت این‌هاست. بعد نظر حاج عباس قمی، صاحب مفاتیح را داریم آن‌جا می‌گوییم که ایشان می‌گوید سه‌تا چیز در هیئت‌های عزاداری ما رائج شده است – تازه ایشان آن موقع این‌ها را می‌گوید - ایشان آخوند روشنفکر و انقلابی که نبوده! قبل از انقلاب آخوند سنتی بوده که کتاب مفاتیح او کنار قرآن در همه خانه‌هاست. آدم مخلص متدین سنتی. می‌گوید سه‌تا چیز در عزاداری‌ها باب شده است. یک) کذب و دروغ در نوحه‌ها و روضه‌ها. دو) ریا. دکان باز می‌کنند. هر کسی می‌گوید هیئت ما آش آن گران‌تر شد و جمعیت آن بیشتر است و علم و کتل آن سنگین‌تر است و مداح آن هم گران‌تر است. ریا. حاج عباس قمی می‌گوید ریا در عبادت مثل ربا در معامله است. ایشان آن موقع می‌گوید عزاداری‌هایی که دارید می‌کنید ریاست. برای خدا نیست. ادا و اصول است. سوم) بحث موسیقی است. تازه ایشان الآن نبوده ببیند چه خبر است! ظهر عاشورا دارد می‌زند و می‌رقصد به اسم عروسی حضرت قاسم! دایره می‌زند. مثل عروسی لی‌لی می‌کشند مثل عروسی. دقیقاً ظهر عاشورا. حالا اصل عروسی حضرت قاسم دروغ است. ما یک روایت معتبر نداریم که بحث ازدواج حضرت قاسم. یک روایت معتبر نداریم. اصل آن دروغ است. اصل آن را همین‌جوری درست کرده‌اند. بعد حالا روضه می‌خواند. ظهر عاشورا! نوار آن را که گذاشت اگر نمی‌گفتند آدم فکر می‌کند عروسی است! نمی‌فهمد عزاداری است.

حالا من اصل این را به شما بگویم که چی بوده چه شده! این که هفت‌تا مسجد بروید، نذر کنید و... یادتان باشد تا چند سال دیگر درست می‌کنند که جلوی هر مسجد باید قمه بزنید. بعد جلوی هر مسجد باید این‌جوری کنید و... همین‌جوری اضافه می‌شود. حالا اصل آن چه چیزی بوده است؟ اولاً در منابع شیعه این روایت که هر کسی پایان محرم- صفر را خبر بدهد، بهشت بر او واجب است را ما اصلاً نداریم. یک روایت هست و آن این است که «مَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ الْآذَارِ» آذار ماه‌های رومی بوده است. هر کسی به من بشارت بدهد که ماه آذار تمام شده است، او بهشتی است. حالا اصل قضیه چی بوده؟ پیامبر در مسجد نشسته‌اند. گاهی پیامبر می‌خواستند بعضی از اصحاب را در رأس آن‌ها امیرالمؤمنین را و بعضی از اصحاب را به بقیه بیشتر معرفی کنند که این‌ها را من قبول دارم. بقیه اصحاب خودتان را با این‌ها تنظیم کنید. مثلاً دارند که نشسته‌اند و به اصحاب می‌فرمایند: اولین نفری که الان از درب داخل شود، او بهشتی است، اهل بهشت. خب پیامبر می‌دانند چه کسی دارد می‌آید. نه این که مثلاً یک بازی راه‌انداخته‌اند که هر کسی اول بیاید او مثلاً بهشتی است! نه، پیامبر می‌دانند چه کسی اولین نفر می‌آید. می‌دانند علی بن ابی طالب دارد می‌آید. می‌فرمایند اولین کسی که از در می‌آید، او بهشتی است. خب یک مورد این روایت راجع به جناب ابوذر است. نقل شده است که اصحاب نشسته بودند. می‌خواستند ابوذر و امثال این‌ها را پیش بقیه بگویند بقیه مثل این‌ها باشید. گفتند که اولین کسی که الان از در مسجد داخل بیاید او، بهشتی است. بعد جالب است. بعضی از این اصحاب که نشسته بودند، یواشکی به بهانه یک کاری یا دستشویی این‌ها بیرون رفتند که اولین نفری باشند که می‌آیند. حالا بعضی از آن‌ها واقعاً می‌گفتند که ما برویم، اولین نفر بیاییم، بهشت برویم. خیال می‌کردند پیامبر دارد یک راه آسان‌تری نشان می‌دهد. به جای یک عمر عبادت و اطاعت، دارد می‌گوید هر کسی زود برود از در بیاید داخل، بهشتی است. این به جای کل یک عمر جهاد و عبادت است! خب؟ بعد چند نفر از اصحاب بلند شدند. از مسلمانان رفتند بیرون که این‌ها زود بیایند داخل که مصداق این روایت پیامبر بشوند. بعضی از آن‌ها هم احتمال دارد دنبال ریاکاری بودند که بعداً بگویند پیامبر گفته من بهشتی هستم. چنان‌که بعضی از این‌ها دکان باز می‌کردند. پیامبر دیدند که این چند نفر دارند این کار را می‌کنند. فرمودند که خب حالا دقیق‌ترش کنم. فرمودند: «مَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ الْآذَارِ» یک کسی الان می‌آید که خبر می‌دهد که ماه آزار تمام شده است. او بهشتی است. حالا پیامبر هی می‌خواهند بگویند که بابا ابوذر از نظر من بهشتی است. این که چه کسی می‌آید و این خبر را می‌دهد، این‌ به اصطلاح ما طلبه‌ها طریقت دارد، نه موضوعیت. یعنی این‌ها برای این است که شما بفهمید. نه این که به خاطر این کار بهشت می‌رود. نه این که به خاطر این که بیاید بگوید آقا ماه آزار تمام شده است، بهشت می‌رود. نه، برای این که شما بفهمید چه کسی بهشت می‌رود، من دارم یک علامتی به شما می‌دهم. پیامبر دیدند چند نفر رفتند و هی می‌خواهند بیایند، نمی‌خواستند اصلاً توهین کنند یا کسی را ناراحت کند، چون پیامبر خیلی مؤدب بودند. فرمودند: آن کسی که می‌آید اینجا و بشارت می‌دهد که ماه‌ آزار تمام شد، بدانید او بهشتی است. بعد یک جمعی آمدند. ابوذر هم بین این‌ها بود. پیامبر(ص) از بین همه به ابوذر رو کردند فرمودند ابوذر! الان در چه ماه رومی هستیم؟ ابوذر گفت آقا ماه آزار تمام شده است. همه فهمیدند که پیامبر که گفت: «مَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ الْآذَارِ فَهُوَ فِی الْجَنَّةِ» پس این ابوذر است. پیامبر می‌خواست ابوذر را به ما معرفی کند که بگوید همه اصحاب در یک سطح نیستند. اصحاب، بدانید الگوهای شما امثال ابوذر باید باشند؛ که می‌دانید ابوذر تا آخر در مسیر حق ماند و در تبعید به شهادت رسید در راه دفاع از عدالت و مبارزه با فساد اقتصادی در حکومت اسلامی. تبعید شد.

خب الان معنی این روایت چی بود؟ حالا آن را چه کار کردند؟ حالا شما بگویید این صفر را از کجا آورده‌اند؟ بعد بعضی‌ها گفتند آقا معادل همزمان ماه آزار رومی، ماه صفر قمری است. این را که عقل ما به چشم ماست خیال می‌کنیم یک کسی مثلاً می‌رود یک کار ظاهراً مذهبی را انجام می‌دهد با این کارهایی که ظاهراً غیر مذهبی است، ثواب آن بیشتر از این است. در خاطرات امام خوانده‌ام. امام وقتی با رفقای خودشان به زیارت امام رضا(ع) می‌آمدند از بقیه دیرتر از خانه بیرون می‌آمد و زودتر از زیارت برمی‌گشت که چایی و غذا آماده کند و به به بقیه خدمت کند. مرحوم شیخ بهلول - خدا رحمت کند- شیخ بهلول را که می‌شناسید فوت کردند. یکی از دوستان می‌گفت که یک شب عروسی بوده یا چی، گفته بوده من مواظب بچه‌ها هستم، شماها بروید. بعد می‌گوید همه این‌ها رفتند و برگشتند دیدند ایشان عمامه خود را – این که کسی ولی‌الله است به ظاهر کار ندارد باطن را می‌بیند چه چیزی لازم است و خدمت به خلق برای خداست- می‌گوید بچه‌های کوچک بودند زیرشان را خیس کرده بودند. این هم کهنه نداشته، عمامه خود را چهار- پنج تکه کرده بود این بچه‌ها را تعویض کرده بود. آن موقع که پوشک و این چیزها نبود که بخرند با عمامه‌اش برداشته بود این کار را کرده بود!

یعنی خدا خیلی به این ظواهر نگاه نمی‌کند. این را بدانید. تحریف مذهب چه جوری اتفاق می‌افتد؟ برای شما مثال زدم. پیامبر به چه معنا به کار بردند؟ اصلاً مسئله چه بوده، حالا چی شده است؟ یک عده‌ای که در مسجد رفتند، اتفاقاً از این خانم‌هایی که حجاب درست نداشتند البته حالا چون برای خدا می‌کند انشاالله خدا قبول می‌کند. ولی این‌جوری است که طرف حجاب ندارد ولی درب هفت تا مسجد راه می‌افتد تق‌تق و از این کارها که به بهشت برود! دیدید چه اتفاقی افتاد؟ دیدید سر روایت پیامبر چه بلایی آمد چه بود، چه شد؟ پیامبر چه گفتند ما آن را چه کارش کردیم؟ این همان چیزی است که امام رضا(ع) می‌فرمایند: فقیه بین امت مثل انبیای بین بنی اسرائیل است. باید مدام مراقب باشند حرف‌ها را بگویند.

و آخرین روایت حضرت رضا(ع). فرمودند: من ایمان را برای شما تعریف کنم. بگویم حقیقت ایمان چه چیزی است. ایمان از نظر ما و شما در ذهن ما چیست؟ ببینید امام رضا(ع) چه می‌فرمایند. می‌فرمایند: سه تا خصلت است که اگر کسی این سه‌تا را دارد ایمان او درست است. الان داشتم فکر می‌کردم. دیدم واقعاً اغلب ماها این سه تا را اصلاً جزو علائم اصلی ایمان هم نمی‌دانیم، چه برسد به علائم کمال ایمان! امام رضا(ع) می‌فرمایند: وقتی یک کسی دیگر حقیقتاً مسلمان شده، مؤمن واقعی شده، این سه‌تا خصلت در او هست: «لَا یَسْتَکْمِلُ عَبْدٌ حَقِیقَةَ الْإِیمَانِ حَتَّى تَکُونَ فِیهِ خِصَالٌ ثَلَاثٌ» هیچ‌کس به ایمان کامل نرسیده است، مگر این سه تا خصلت در او دیده بشود:

1) «التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ» دین را درست بفهمد. نه این که طوطی‌وار. دو) «حُسْنُ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعِیشَةِ» زندگی اقتصادی خانواده و جامعه خود را درست مدیریت کند. اقتصاد سالم و عقلانی. بفهمد دخل و خرج خود را چه جوری باید تنظیم کند. مدیریت درست اقتصاد، «تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ». شما در ذهن خودتان تا حالا بود که یکی از علائم ایمان کامل این است که بتوانی اقتصاد خانواده و جامعه خود را درست اداره کنی؟ اگر نمی‌گفتم امام رضا(ع) این حرف را زده، یک کسی می‌آمد می‌گفت آقا ایمان شما واقعاً درست نیست مگر این که اقتصاد خودتان را درست مدیریت کنید. نمی‌گفتید عجب آدم لامذهبی است! معلوم نیست کمونیست است که همه‌اش به اقتصاد می‌گوید یا همین توسعه و لیبرال را می‌گوید این اهل دنیاست و الا ایمان چه ربطی به اقتصاد دارد؟ این‌قدر به شکم فکر می‌کنی! می‌فرمایند یکی از علائمی که بفهمید ایمان یک خانواده، یک جامعه درست است یا نه؟ این است که ببینید آیا اقتصاد خود را درست برنامه‌ریزی می‌کند یا نه؟ سه) «وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزَایَا» قدرت مقاومت در برابر مشکلات. این علامت ایمان است. تحریم می‌کنند زود وا ندهید. تهدید می‌کنند زود نترسید. مشکلات در کار و زندگی‌تان پیش می‌آید زود تسلیم نشوید. فرمودند یک علامتی که بفهمید یک شخصی، خانواده‌ای، جامعه‌ای، دین دارند، ایمان آن‌ها کامل است یا نه، این است که «الصَّبْرُ عَلَى الرَّزَایَا» در مصیبت‌ها محکم باشند. مؤمنین در مصیبت‌ها شکیبا و محکم هستند. زود وا نمی‌دهند. ذلت نشان نمی‌دهند. تردید نمی‌کنند. این‌ها علامت است. یکی حسابگرانه زندگی کردن. الان این همه اسراف که در جامعه ما می‌شود، این خلاف «حُسْنُ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعِیشَةِ» که امام رضا(ع) می‌گویند. این‌قدر اسراف نمی‌شود. خیلی کم هستند اسراف‌کنندگان. مصرف غلط، رژیم غذایی غلط، مصرف سوخت، انرژی، دور انداختن نان، غذا، حسابداری در زندگی، سر سفره، خرید لباس، خانه، ماشین، تا اقتصاد ملی، احداث کارخانه، زدن جاده، سد، سرمایه‌گذاری‌های خرد و کلان.

امام رضا(ع) همه جا می‌فرمایند یکی از علائم جامعه دینی و ایمانی که ایمان او کامل شده این است که درست و دقیق ارزیابی فنی و علمی بکند که چه چیزی به چه هزینه‌ای چقدر می‌ارزد یا نمی‌ارزد؟ به نفع ملت است یا نیست؟ با سرمایه خانواده، ملی و بیت المال چگونه مواجه بشویم. این را امام رضا(ع) کنار صبر در برابر مشکلات و کنار تفقه در دین می‌گذارند.

عرض بنده تمام. این سه تا جمله امام رضا(ع) را شما الان بروید از ۱۰ نفر بپرسید. اصلاً نگویید امام رضا(ع) این را فرموده‌اند. بگویید این سه تا، مخصوصاً آن دو تای بعدی، اصلاً ارتباطی با ایمان دارد یا ندارد؟ این منشور روحانیت، روحانیون را دسته‌بندی می‌کند. می‌گوید ما دو تیپ روحانی، دو تیپ مذهبی و هیئتی و این‌ها داریم. می‌گوید من از همه روحانیون دفاع نمی‌کنم. ما روحانیونی داریم همیشه به یک مذهب عافیت طلب آسان دعوت کرده‌اند و می‌کنند که همین کارهایی که گفتم بکند، با این‌ها بهشت می‌رود. لازم نیست اهل انفاق و جهاد و به تعبیر حضرت رضا(ع)، اهل تفقه در دین و حساب‌گری در زندگی و مقاومت در برابر مشکلات داشته باشد. این حرف‌ها که امام رضا(ع) گفته‌اند، نه. یک مذهب دیگر برای خودشان درست کرده‌اند. قمه بزن و درب هفت تا مسجد برو این کارها را بکن، تو بهشتی هستی! کارهای دیگر را نمی‌خواهد بکنی. در انقلاب، در مبارزه، می‌خواهد صدام عراق باشد، می‌خواهد آمریکایی‌ها باشند، می‌خواهد اینجا شاه باشد، هر کسی که باشد. ما فقط روز شهادت امام رضا(ع) می‌توانیم برویم حرم سینه بزنیم؟ بَس است دیگه. تمام! ما می‌خواهیم سینه بزنیم. ما کار دیگری با دین نداریم.

امام(ره) می‌فرمایند که روحانیون وابسته و مقدس‌نما و تحجرگرا کم نبودند و نیستند. الان هم کم نیستند. در حوزه‌های علمیه هستند افرادی که علیه اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. بعضی‌ها می‌گویند آقا حالا چرا اختلاف داخلی بین شیعه و روحانیت و هیئت‌ها راه می‌اندازید؟ بالاخره حالا همه هیئتی هستند، همه محبّ اهل بیت هستند، همه عزادار هستند، همه مقدس هستند. امام می‌گوید که امروز عده‌ای با ژست تقدس‌مآبی، ادای مقدس‌مآبی که عرض کردم، از بقیه بلندتر نعره می‌زنند، از بقیه مقدس‌نمایی بیشتر می‌کنند. بقیه را متهم می‌کنند. امروز عده‌ای با ژست تقدس‌مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند! تیشه به ریشه دین می‌زنند. امام می‌گوید بی‌دین هستند. به ظاهر آن‌ها نگاه نکنید دین ندارند. ظاهر آن‌ها آخوند و هیئتی و مداح است ولی دین ندارند. می‌دانید چه وقت می‌فهمید دین ندارد؟ وقتی که منافع او با مذهب او تعارض پیدا کند، آن‌جا می‌فهمید دین ندارد. از جان و مال و آبروی خود حاضر نیست بگذرد. عرض کردم قمه می‌زند ولی با داعش نمی‌رود بجنگد. خب این وهابی‌ها که گفتند می‌خواهند بیایند حرم امام حسین را خراب کنند. بی‌غیرت! چرا نمی‌روی بجنگی؟ در می‌روند.

بعضی‌ها ممکن است بگویند آقا این‌ها خطر نیستند. درست است، عده‌ای هستند مذهب آن‌ها، مذهب نادرستی است اما این‌ها خطر نیستند. امام می‌گوید این‌ها خطر هستند. می‌گوید: خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست - این جمله امام است - می‌گوید در حوزه‌های علمیه مقدس‌نمای متحجر داریم. روحانی است. آیه می‌خواند. حدیث می‌خواند. احکام فقه می‌گوید. می‌گوید خطر این‌ها در حوزه‌های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش‌خط و خال کوتاهی نکنند. امام به طلبه‌ها اخطار می‌دهد که مواظب این‌ها باشید شما را بازی ندهند. اولاً این‌ها یک مشت طلبه برای خودشان تربیت کرده‌اند. طلبه مثل خودشان، که نه شعور دینی دارد نه عزتی برای شیعه می‌آورد نه سواد درستی دارد نه اهل فداکاری است! طلبه‌هایی هم داشتیم زمان جنگ که در خط مقدم می‌جنگیدند. می‌دانید بیشترین صنفی که شهید داده است، به لحاظ جمعیت‌شان طلبه‌ها هستند. سه- چهار هزار شهید داده‌اند.

همیشه با رفقای طلبه برنامه ما این بود که ما باید در خطرناک‌ترین بخش عملیات باشیم. با رفقای طلبه‌مان که نصف آن‌ها شهید شدند. بعضی از آن‌ها هم الان هستند. باید در اطلاعات عملیات یا در تخریب برویم. گردان حرکت می‌کند جلوی هر گردان، هر گروهان باید طلبه باشد. در والفجر ۸، عبور از اروند، جلوی غواص‌ها طلبه بود. در کربلای ۴ بود. در کربلای ۵ در بعضی از گردان‌ها بود. در خیبر، این‌جوری است. یک عده طلبه آن‌ها بودند. یک عده طلبه هم این‌ها تربیت کرده‌اند و دارند تربیت می‌کنند.

امام(ره) می‌گوید طلاب عزیز! لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش‌خط و خال کوتاهی نکنند. مراقب این افعی‌ها باشید. ظاهر آن‌ها خیلی خوب است. اما پر از زهر هستند. و می‌گوید یک لحظه از این‌ها غفلت نکنید. این‌ها مروج اسلام آمریکایی هستند و دشمن رسول‌الله. این‌ها حرف‌های امام است. اگر نگویم این‌ها را امام گفته است، کسی جرأت نمی‌کند این حرف‌ها را بزند. همین الانش هم جرأت نمی‌کند. امام دارد می‌گوید یک مشت این تیپ‌ها در حوزه هستند این‌ها دشمن رسول‌الله هستند. بعضی‌ها می‌گویند نخیر این‌ها دشمن نیستند! این‌ها مروج اسلام آمریکایی و دشمن رسول‌الله هستند. آیا در مقابل این افعی‌ها، نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟ خودی‌ها به جان هم نیفتند. در برابر این‌ها بایستید. این هم یک نمونه از حرف‌های امام است. یادتان باشد این منشور روحانیت امام را دارند بایکوت و سانسور می‌کنند. یک زمانی بود که اگر این را می‌خواندیم، متهم می‌شدیم. یکی از دوستان می‌گفت من یک وقتی یکی از این‌ها را تکثیر کردم، پخش کردم که ببینند. آمدند گفتند قضیه چیست؟ چرا این را پخش کردی؟ بعضی حرف‌های امام را سانسور کردند! یکی از آن‌ها همین منشور روحانیت است. برای این که مچ یک عده‌ای را باز کرده است! کسانی که نان مذهب را می‌خورند اما چوب مذهب را حاضر نیستند بخورند. ما هیئتی‌هایی داشتیم زمان جنگ جبهه می‌آمدند توی خط حسین حسین می‌گفتند. یک عده‌ای هم داشتیم که در تمام عمرشان یک بار نیامدند. پای سفره شله فقط حسین حسین می‌گویند.

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته


هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha