شبکه یک - 31 مرداد 1404

به پایان تاریخ آمریکا نزدیک می‌شویم (وقیح‌ترین کودتاچی تاریخ)

سالگشت کودتای سیاه "سیا"، ۲۸ مرداد و زنجیره جنایت‌های بین الملل آمریکا - ۱۴۰۲

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از خطرات و آفاتی که مرور زمان به ضمیمه کم‌کاری نیروهای انقلابی به بار می‌آورد، خطر شکاف بین ذهنیت نسل‌های بعد با واقعیت دوره قبل بوده و هست و البته بخشی از این طبیعی است. دورانی که انقلاب شده است، انقلاب علیه چه رژیمی شده است؟ کدام قدرت‌های داخلی و خارجی در ایران با این ملت و با سایر ملت‌ها چه می‌کردند؟ اصلاً انقلاب علیه چه چیزی شد؟ چگونه شد؟ به چه شیوه‌ای شد؟ بعد، مداخلات، تلاش برای کودتا، تحمیل جنگ، تحریم، ترورها، فشارهای اقتصادی، جو‌سازی‌های رسانه‌ای بین‌الملل و... اتفاقاتی که در این سه- چهار دهه افتاد، طبیعتاً نسل شما و نسل بعد از شما شاهد نبودید. خیلی طبیعی است که در مورد این‌ها هم سؤال داشته باشید و هم در ذهنیت نسل شما امکان دور خوردن وجود داشته باشد. برای این که وقتی زمان گذشت، ارتباط انسان با واقعیت قطع می‌شود، تنها ارتباط انسان با واقعیت‌ها از طریق ذهنیات است. ذهنیت با خاطره و تبلیغات و اطلاعات راست و دروغ ساخته می‌شود. آن وقت یک مرتبه می‌بینید بعد از سی- چهل سال، پنجاه سال، جای شهید و جلاد عوض می‌شود، جای معروف و منکر، ارزش و ضد ارزش، ظالم و مظلوم عوض می‌شود.

شما امروز دارید می‌بینید کسانی که عمدتاً رسانه‌های دشمن خط می‌دهند و اینجا کسانی که ذهن‌های کوتاه و دهان‌های گشاد دارند، همان حرف‌ها را تکرار می‌کنند و انعکاس می‌دهند. آن‌ها یک‌جوری صحنه را برای نسل سوم، چهارم، تصویر می‌کنند که انگار مثلاً رژیم پهلوی نگران پیشرفت کشور بوده است، کمونیست‌ها و آخوندها نمی‌گذاشتند، همان‌طور که خودش می‌گفت آمریکا هم از آن‌طرف جهان آمده بود، برای پیشرفت کشور کمک می‌کرد. منتهی مردم ما و ملت‌های مشابه، چون فقیر و عقب‌مانده بودند، حسادت کردند و کینه‌های جهان سومی و از این قبیل خودشان با دست خودشان انتحار کردند، مانع پیشرفت خودشان شدند. نگذاشتند یک جامعه متوحش متمدن بشود. بعد هم آمریکا کاری به کار کسی و ماو نداشته است. ما مدام بر آمریکا مرگ گفتیم، تحریک کردیم، عصبانی‌شان کردیم، به مقدسات آن‌ها توهین کردیم، پرچم آن‌ها را آتش زدیم. آن‌ها همیشه می‌خواستند با ما مذاکره کنند، الان هم می‌خواهند با ما مذاکره کنند، ما نمی‌کنیم و از این قبیل. دقیقاً جای حسین و یزید را عوض کردند. یک عده نادان هم یا روی غرض‌ها و کینه‌جویی‌های شخصی و باندی یا روی جهل و حماقت، به شیوه‌های مختلف همین حرف‌ها را در داخل بازتاب می‌دهند.

در فضای مجازی دیدم دو- سه نفر از همین آدم‌هایی که قبلاً هم ادعای انقلابی‌گری داشتند، دروغ‌های مسلم و مزخرفی را می‌نویسند که خودشان هم می‌دانند دروغ است. آن‌ها این طرف و آن طرف می‌نویسند که شناخته شوند و به آن‌ها توجه بشود. حالا یک عده و کسانی هم که طبیعتاً اصلاً نبودند و بعداً به دنیا آمدند و نمی‌دانند قضیه چیست. می‌گویند خب این یک نظر است، آن هم یک نظر است. حالا ما باید بین این دو تا نظر انتخاب کنیم؟ مثل این که بگویید یک نظر الان روز است، یک نظر دیگر هم هست می‌گوید الان شب است! دو تا نظر است. حالا باید ببینیم کدام آن؟ یعنی وسط روز.

یکی از ضرورت‌های امروز این است که فلسفه کنش و واکنش‌های دهه ۵۰- ۶۰ نسبت به مسائل، درست شناخته بشود و آثاری که تا الان دارد. آمریکا را باید درست شناخت. چرا ما از بین همه روی آمریکا متمرکز شدیم؟ برای این که هیچ حاکمیتی در جهان امروز مثل آمریکا نبوده است. تاریخ آمریکا را باید شناخت. دست‌های آلوده به خون و جنایت تا مرفق را باید شناخت. رژیمی که اصل به وجود آمدن آن بر اساس غارت و نسل‌کشی بوده است و الان حدود صد سال است که آمریکا مطرح شده است، یعنی ۹۰ سال است. قبل از آن آمریکا، آمریکا نبوده است. اما قبل از آن هم جنایات توسط آمریکا و در آمریکا زیاد اتفاق افتاده است. آمریکا مخصوصاً بعد از جنگ بین‌الملل دوم که اروپا در جنگ نابود شد، کل جهان به خاک و خون کشیده شد، عملاً آمریکا از دل خون و خاکستر دو تا جنگ جهانی بدون این که صدمه ببیند از جنگ دور بود ولی منافع این دوتا جنگ را برد. یعنی اگر آن دوتا جنگ نبود، آمریکا، آمریکا نمی‌شد. آن دوتا جنگ باعث شد که نابود شد و آمریکا در گوشه‌ای بود و هیچ ضربه‌ای در جنگ نخورد و در هر دو جنگ، مخصوصاً جنگ دوم که با فاصله ۲۰- ۳۰ سال این دو تا جنگ اروپایی اتفاق افتاد و جهان را اروپایی‌ها به خاک و خون کشیدند. آمریکا آمد، نان خود را خورد و سر سفره نشست. بعد از جنگ جهانی دوم، این آمریکا به وجود آمد. یعنی حدود ۷۰- ۸۰ سال بیشتر نیست. فقط با جنگ و غارت و جنایت و کودتا ادامه داده است.

دوستان توجه داشته باشند بیش از ۶۲ جنگ و کودتا حداقل آمریکا کرده است. این‌ها علنی شده است. حالا کودتاهایی بوده که شکست خورده است. جنگ‌هایی بوده که مستقیم علنی نیامده، ولی پشت صحنه بوده، آن‌ها جدا. در بیش از شصت کشور جنگ و کودتا کرده است. یک کشور معمولی نیست. قبل از آن انگلیس و فرانسه، روسیه تزاری، بعد هم روسیه کمونیستی (شوروی) و یکی دو تا کشور دیگر اروپایی. این‌ها قاره آفریقا را، قاره آمریکا و قاره آسیا را به خاک و خون می‌کشیدند. قرن هجده و نوزده، قبل از آن قرن شانزده و هفده، اسپانیا، پرتغال، این‌ها بعد از فروپاشی آندلس، از طریق مسلمانان، به کمک آن‌ها به قاره آمریکا رفتند، چون مسلمان‌ها آنجا رفت‌وآمد داشتند، کریستف‌کلمب و این حرف‌ها نیست. این‌ها آمریکا را به غارت و اشغال شروع کردند. وگرنه روابط و ارتباطات این‌ها بود. کشف نکردند. مثل این که من بیایم خانه شما را کشف کنم. این‌جوری آمریکا را کشف کردند.

وقتی می‌گوییم "مرگ بر آمریکا"، باید متوجه باشیم که در این ۷۰- ۸۰ سال، به یک عبارت در این صد سال، از یک زاویه دیگر، با چه رژیم و حاکمیتی مواجه هستیم. در پنج قاره عالم این‌ها، قبل از این‌ها، بخصوص انگلیسی‌ها جنایت کردند، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها. حالا کشورهای دیگر هم بودند. شما بدانید اروپایی‌ها علی‌رغم این ظاهر متمدن‌شان، وحشی‌ترین و خشن‌ترین قاره جهان هستند. خونین‌ترین قاره جهان، اروپاست. الان نگاه نکنید بعد از جنگ جهانی دوم به اصطلاح این پنجاه- شصت سال آنجا جنگی به آن صورت زیاد اتفاق نیفتاده است. برای این که بعد از جنگ، کل اروپا تحت سلطه آمریکا و با کمک انگلیس و فرانسه قرار گرفت. آلمان هم که اشغال‌شده آمریکا است. هنوز تحت اشغال آمریکا است. هیچ قاره‌ای به اندازه اروپا جنگ‌های داخلی به خودش ندیده است، این‌ها در نیمه اول قرن بیستم فقط ظرف دو تا جنگ که اسم آن را جنگ اول و دوم جهانی گذاشتند، ظرف دوتا جنگ اول و دوم، اروپایی‌ها ده‌ها میلیون خودشان از خودشان را کشتند، و این جنگ‌ها جهانی نبود، در واقع جنگ‌های اروپایی‌ها با همدیگر سر غارت جهان است. منتهی آتش این جنگ را به آسیا، به آفریقا، به همه‌جا کشیدند. این‌ها جنگ‌های اروپایی اول و دوم است، ولی قربانیان آن جهان بودند. بعد آمریکا از راه رسیده است.

بعد از جنگ جهانی دوم که اروپا ضعیف شد، آمریکا کم‌کم هم خیلی بر اروپا مسلط شد و هم در کل جهان مسلط شد، چون تنها کشوری بود که تقریباً در جنگ هیچ ضربه‌ای نخورده بود. آن‌طرف آب‌ها بود. سر سفره آمد چید. توجه داشته باشید آمریکا چگونه آمریکا شد. این‌ها با ما و با ده‌ها ملت دیگر چه کردند؟ "مرگ بر آمریکا" این‌جوری نیست که همین‌طوری هوس کردید گفتید. یعنی مرگ بر صد سال جنایت و ستم و کشتار و شکنجه و کودتا و جنگ و غارت، که هنوز هم ادامه دارد. البته این آمریکا، آن آمریکا نیست، خیلی ضعیف شده است و اسلام خیلی قوی شده است. بخصوص بعد از انقلاب ما که حالا اگر فرصت بشود به آن اشاره خواهم کرد.

فقط می‌خواهم جواب اجمالی به این القای مسخره‌ای که آن‌ها می‌کنند و عوامل دانا یا نادانشان در داخل بدهم، که می‌گویند ما مرگ بر آمریکا گفتیم، مشکلات به وجود آمد. اگر نمی‌گفتیم ما را تحریم نمی‌کردند. اگر نمی‌گفتیم مرگ بر آمریکا، نمی‌شد. اگر لانه جاسوسی را نمی‌گرفتید، الان وضع اقتصادی ما خیلی بهتر بود. میلیاردها پول آمریکا اینجا می‌آورد! آمریکا قبل از انقلاب، از اینجا میلیاردها پول برده است. اصلاً ایران را می‌خواستند برای این که غارت کنند. کجا پول آوردند؟ کدام کشور پول آوردند؟ از همه کشورها پول بردند، به هیچ‌ جایی پول نیاوردند. صحبت این نیست که آمریکا یک کشور معمولی باشد. انگلیس و فرانسه هم یک کشور معمولی نبودند، این‌ها همیشه جنایتکار بودند، بخصوص در این دو سه قرن. حالا ضعیف شده‌اند. الان انگلیس و فرانسه کشورهای درجه دو شده‌اند. این‌ها در ۲۰۰ سال گذشته ابرقدرت بودند. الان ضعیف شده‌اند. همین الان انگلیس و فرانسه با همدیگر بیایند، حریف ما نمی‌شوند. حریف انقلاب اسلامی نمی‌شوند، شکست می‌خورند. خود آمریکا هم شما می‌بینید، دارد منطقه را یکی‌یکی ترک می‌کند. از چه کسی دارد فرار می‌کند؟ اولین و تنها کشوری که این‌ها مجبور شدند بروند بیرون، ایران بود، انقلاب اسلامی بود و حالا در منطقه، در عراق، سوریه، افغانستان، یمن، لبنان، فلسطین، همه‌جا دارند شکست می‌خورند، عقب می‌روند. این اتفاقات برای اولین بار دارد بعد از سقوط جهان اسلام می‌افتد. اهمیت این جبهه مقاومت را بدانیم چقدر است. صد سال، دویست سال غارت، تحقیر، تجاوز، کشتار، تا می‌گویند لباس‌های خود را باید عوض کنید، لباس‌های خود را باید از تن خود درآورید، زبان خود را باید عوض کنید، خط خود را باید عوض کنید، دین خود را باید عوض کنید! این‌ها سیلی محکمی نخورده بودند. برای اولین بار از دست امام و انقلاب خوردند. وقتی لانه جاسوسی فتح شد، رئیس‌جمهورهای آمریکا گفتند در تاریخ آمریکا ما این‌طور تحقیر نشده بودیم و ایران بت آمریکا را شکست. اول با اصل انقلاب و سرنگونی شاه، بعد هم با فتح لانه جاسوسی، و الان هم که مناطق کشورهای مختلف از تحت کنترل آن‌ها دارد خارج می‌شود. اهمیت مسئله را بدانیم.

آمریکا این‌جوری شکل گرفته است. ده‌ها میلیون آفریقایی، سیاه‌ها، ده‌ها میلیون سرخ‌پوستان، ظرف دو- سه قرن، چهار قرن از بین رفتند تا آمریکا درست شده است. بعد که درست شده، تازه بین خود اروپایی‌ها با همدیگر (این‌هایی که از اروپا آمدند آمریکا را اشغال کردند) بین خودشان جنگ‌های داخلی آمریکا شروع می‌شود! این‌ها می‌خواهند به بقیه درس تمدن بدهند. نزدیک یک میلیون خودشان سر جنگ‌های داخلی از یکدیگر را کشتند. جنگ‌هایی که چهار- پنج سال بیشتر طول نکشیده است، در اواخر قرن نوزدهم. یک میلیون خودشان را کشتند. آن زمان کل جمعیت آمریکا حدود ۳۰ میلیون بوده است. نزدیک چهار- پنج میلیون‌شان برده بودند. یعنی شما ببینید یک کشوری که، تازه بعد از این که آن همه برده‌ها را کشتند، از بین رفتند و نسل‌ها نابود شدند و این‌ها را مثل خر و گاو به خیش می‌بستند و غذا به آن‌ها نمی‌دادند تا این‌ها کار کنند و جنایاتی که بر سر این‌ها آوردند، خودشان جنگ بین خودشان جنگ‌های شمال و جنوب راه افتاده است. کشوری که حدود ۳۰ میلیون جمعیت آن بوده و نزدیک پنج میلیون‌شان برده بودند، در جنگ داخلی یک میلیون از یکدیگر را کشتند. بعد قرن ۱۹ شروع می‌شود. در قرن نوزدهم آمریکا هنوز قدرت جهانی نیست، ولی قدرت قاره شده است. یعنی به کشتار و جنگ و اشغال‌گری داخل خود قاره شروع می‌کند، یعنی قاره آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی را. در قاره آمریکا می‌گوید: اصلاً اینجا که کاملاً حیاط خلوت ماست و از اروپا و آسیا و همه‌جا جداست، اینجا که هیچ. تگزاس را از مکزیک می‌گیرد، بعد خود مکزیک را چه می‌کند، بعد آنجا پنج - شش تا کشور کوچک آمریکای مرکزی را تا الان شاید به هرکدام از این‌ها پنج- شش بار حمله کرده و اشغال کرده است. آدم‌های خودش را آنجا می‌گذارد. باز بعد مثلاً سه چهار پنج سال بعد، موقعیتش ضعیف می‌شود یا قیام مردمی می‌شود. دوباره لشکرکشی می‌کند، می‌رود. مثلاً شما پاناما، کشورهای خرده آمریکای مرکزی، این‌ها دم دست هستند، هر وقت حوصله‌اش سر می‌رود، یکی توی سر این‌ها می‌زند، می‌رود آنجا را اشغال می‌کند می‌آید. شروع می‌کند خارج از کشور حمله کردن. مثلاً می‌رود فیلیپین را می‌گیرد. می‌دانید "فیلیپ" پادشاه اسپانیا بوده است. اسم این کشور را به اسم پادشاه گذاشتند. فیلیپین یک سرزمین اسلامی بود، مردم آن مسلمان بودند. این هم جزو سرزمین‌هایی بود که اسپانیایی‌ها اشغال کرده بودند. این اندونزی، مالزی، این کشورهای شرق آسیا، همه این‌ها، چه مسلمان، چه بودایی و هندو، این کشورها همه تقریباً تحت سلطه هلندی‌ها، انگلیسی‌ها، فرانسوی‌ها، آلمانی‌ها این‌ها بود آمدند گرفتند. همه این اتفاقات در این صد سال، صد و پنجاه، دویست سال افتاده بود. کل دنیا را شروع به غارت کردند، یک سرزمین مستقل آزاد نگذاشتند. این که می‌گویند غرب، "استعمار غرب." بدانید چه بوده است. شما اسم آن را می‌شنوید! یعنی یک بیگانه‌ای بر تو مسلط باشد، به همسرش، به مادرش تجاوز کند، به زنش تجاوز کند. اموالش را غارت کند. اگر به او یک کمی نگاه ناراحت بکنی، او تو را ببرد شکنجه کند، لختت کند. هرچه داری از تو بگیرد تا روی معادن طلا از گرسنگی بمیری! بعد به تو توهین کند. این که می‌گویند: "مرگ بر استکبار." شما در ایران مزه استکبار نچشیدید، چون شما در دوره‌ای به دنیا آمدید که ایران آزاد بوده است. یک ایران انقلابی که خودش پرچم‌دار مبارزه ضد استکباری بوده است.

قبل از انقلاب باید می‌دیدید که آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها، اسرائیلی‌ها که نزدیک صد هزار مستشارشان اینجا بود، با این مردم چه می‌کردند. اصلاً گروهبان آمریکایی دست زن ایرانی را می‌گرفت، جلو خودش می‌برد! او هم باید می‌آمد در را برایش باز می‌کرد، ببندد، بروید خوش بگذرد! آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها، اسرائیلی‌ها این‌جوری بودند. رئیس‌های دانشگاه‌های ایران بدون اجازه این‌ها، اجازه نبود رئیس دانشگاه بگذارد. وزرا، وکلا. مجلس که اصلاً انتخابات واقعی نبود، قلابی بود. لیست نماینده‌ها را باید سفارت آمریکا، انگلیس، اسرائیلی‌ها تأیید می‌کردند. نفت کاملاً در دست این‌ها، ارتش دست این‌ها، صدا و سیمای ما در دست این‌ها، ساواک، پلیس در دست این‌ها بود. آموزش شکنجه‌های مدرن. اصلاً شکنجه‌گرای ساواک را به انگلیس، اسرائیل، آمریکا آمآخرین شیوه‌های مدرن شکنجه را وزش می‌دادند. از حدود پنجاه کشور جهان، شکنجه‌گرها را می‌آوردند، کشورهایی که تحت سلطه آمریکا بودند، پنجاه کشور. همه را سالیانه می‌بردند آنجا آموزش می‌دادند. بعد به شکنجه‌گرهای این‌ها می‌گفتند تو تجربیات خود را به این‌ها بگو، آن‌ها تجربیات خود را به شما بگویند! مثلاً پلیس‌های شکنجه‌گر آمریکای لاتین و آسیا و آفریقا با همدیگر انتقال تجربیات می‌کردند که مثلاً چه‌جوری ناخن بکشی بهتر جواب می‌دهد، چه‌جوری بزنی مثلاً فکش را بشکنی، چه‌جوری به آن‌ها تجاوز کنی، چه‌جوری بدن آن‌ها را بسوزانی؟ آمریکا این‌هاست. انگلیس، آمریکا این‌ها بودند. خب این‌ها با دنیا این‌جوری برخورد کردند. هیچ کس هم جلوی آن‌ها جرأت نکرد بایستد. یک زمانی مگر شوروی، روسیه کمونیستی که رقیب این‌ها شد، او هم بر نصف جهان مسلط شد با شعارهای چپ انقلابی، ولی خودش مثل آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها همان‌قدر جنایتکار و آدم‌کش بود. منتهی با شعارهای چپ و سوسیالیستی، ولی همان جنایات آمریکا را می‌کردند. همان‌قدر کشتند، بلکه بیشتر کشتند.

دنیا بین این دوتا تقسیم شده بود. این که یک مرتبه امام(ره) "نه شرقی نه غربی"، "مرگ بر آمریکا، مرگ بر شوروی" می‌گوید، الان را شما نگاه نکنید، شما ممکن است الان اهمیت این شعار را نفهمید. آن زمانی این حرف‌ها آمد که اصلاً دنیا شرق و غرب بود، بین این دوتا تقسیم شده بود. هیچ کس اصلاً به یک شق ثالث فکر نمی‌کرد. معنای "نه شرقی نه غربی" این نبود که ما نه با شرق رابطه داریم، نه با غرب. ما می‌خواهیم منزوی بشویم. از دستاوردهای شرق و غرب استفاده نمی‌کنیم. ابداً این نبود. "نه شرقی نه غربی" یعنی نه سلطه غرب، نه سلطه شرق. نه آمریکا، نه شوروی. این بود. یعنی یک شعار ضد استکباری، ضد استعماری، در دفاع از کرامت انسان و حقوق مردم، حقوق بشر بود. دفاع از آزادی بود.

جنگ‌های داخلی آمریکایی‌ها، شمال و جنوب. خودشان یکدیگر را زدند. بعد تا یک کمی قدرت پیدا کردند، قاره آمریکا را به خاک و خون کشیدند. یک کمی قدرت آن‌ها بیشتر شد، از قاره خارج شدند. رفتند فیلیپین. رفتند شمال آفریقا با مسلمان‌ها. آن موقع بعضی کشورهای اروپایی استعمارگر بودند که حالا دیگر یک چیزی نیستند. مثلاً حتی دانمارک، هلند، سوئد، بلژیک، این‌ها هم یک زمانی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم اشغالگر بودند. بعد دیگر در رقابت داخلی عقب رفتند و آمریکا و انگلیس آمدند. با شعاری که ما داریم می‌رویم به جنگ بربرها، در شمال آفریقا، در الجزایر، در مراکش، در لیبی، با مسلمین جنگیدند. البته در اواخر قرن هجدهم شکست خوردند. مسلمین کل کشتی‌های آن‌ها را آتش زدند، از بین رفت و آمریکا اولین تجربه شکست خارج از قاره‌اش بود و بعد از آن در جنگ جهانی اول، این‌ها را می‌گویم برای این که بدانید بعضی‌ها خیال می‌کنند آمریکا همین تصاویر هالیوودی است که از آمریکا را می‌بینند. فیلم‌های هالیوودی برایشان آمریکاست. آمریکا یعنی مظهر جنایت، یعنی فرعون این عصر، نمرود این قرن. همان کسانی که حضرت موسی و ابراهیم در برابر آن‌ها می‌ایستادند، همین‌ها بودند. این‌ها همان‌ها هستند. تمام مفاسدی که همه اقوام داشتند، الان این‌ها دارند. مفاسد و مظالم فرعون و نمرود و قوم لوط و... این‌ها همه را دارند. ۱۲۳ نفر از اعضای کنگره آمریکا با افتخار رسماً اعلام کردند که همجنس‌باز هستند،. این‌ها قوم لوط هم هستند، قوم شعیب و صالح و هود و موسی و عیسی و همه همین‌ها هستند. قیصر و فرعون و... انبیاء با همین‌ها درافتادند. از خدا هم حرف می‌زنند. رئیس‌جمهورهای آن‌ها کلیسا هم می‌روند، مگر فرعون راجع به حضرت موسی نمی‌گفت: "او آمده دین شما و خدای شما را نابود کند." او هم می‌گفت من مذهبی هستم. خدا شما را خلق کرده است. «هو الخالق» اما «انا الرب ربکم الاعلی» اما رب شما من هستم! یعنی همه چیز شما در دست من است. بله، خدا هست، خدا خلق کرده است، ما هم خدا را قبول داریم، عبادت هم می‌کنیم، معبد داریم، خدایان را قبول داریم. فرعون هم قبول داشت. ولی رب شما من هستم. همین حرفی که این‌ها در این عصر می‌گویند.

امام(ره) دقیقاً تبر ابراهیم را برداشت. نیمه دوم قرن بیستم، کودتاها و جنگ‌هایی که به جایی نرسید و شکست خورد را حساب کنیم. ظرف پنجاه سال، یعنی از سال ۱۹۵۰ تا سال ۲۰۰۰، آمریکا و متحدانش، خود او در رأس آن قرار داشت. ۱۰۰ کودتا در کشورهای مختلف انجام داده است که ۴۰ تای آن‌ها به جایی نرسیده است. سی و خرده‌ای به جایی نرسید، شکست خورد. ۶۰ و خرده‌ای از آن‌ها موفق بود. یکی از اولین کودتاهای او هم ایران بود، سرنگونی مصدق و کاشانی و نواب. ده‌ها کشور را در آن ۵۰ سال در پنج قاره مورد حمله نظامی قرار داد! مذاکره بکنیم یا مذاکره نکنیم؟ این‌جوری.

بعد آن‌هایی که می‌گفتند "آشتی با جهان" یعنی انگار ما با جهان قهر هستیم. ما با جهانخوار دعوا داریم، نه با جهان. ما مدافع جهان هستیم. جهان از نظر این‌ها همین سه- چهار کشور هستند و در رأس آن‌ها آمریکا است. آشتی با جهان! چرا روابط ما را با جهان تیره کردید؟ ما را منزوی کردید. شعارهای انقلابی ما را منزوی می‌کند. منزوی پیش چه کسی؟ کشورهای غیرمتعهد و دیگران؛ این‌ها در مسائل هسته‌ای به نفع ما رأی دادند. آن‌ها جهان نبودند. از نظر این‌ها آمریکا و انگلیس و فرانسه جهان هستند.

با انقلاب و نیروهای انقلابی، اخم و تخم و توهین می‌کنند. ملاقات آن‌ها با سفیران انگلیس، فرانسه، آمریکا را ببینید می‌خندند. شش نفر در دهان آن‌ها جا می‌شوند! داخل از آن‌ها یک سؤالی می‌کردی و می‌کنی، می‌خواهند آدم را گاز بگیرند. این‌جوری هستند. دقیقاً خلاف قرآن: «اشداء علی الکفار رحماء بینهم». این‌ها «رحماء علی الکفار اشداء بینهم». این‌جوری هستند. قلب آن‌ها و قبله آن‌ها آن طرف است. نمی‌گویم جاسوس هستند!

آمریکایی که ۱۰۰ کودتای نظامی و براندازی برای حکومت‌ها رهبری کرده است، خودش مستقیم گاهی وارد شده است، ظرف فقط ۵۰ سال، یعنی سالی دو تا کشور را و کشورهای متعددی را به حمله نظامی تهدید کرده است. حتی به حمله اتمی تهدید کرد. دموکرات و جمهوری‌خواه آن‌ها هم مثل هم هستند. بعضی‌ها می‌گویند نه، آمریکا، جمهوری‌خواهان بد هستند، دموکرات‌ها خوب هستند. جنایت‌های دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان مثل هم هستند، به اندازه هم هستند. او آنجا کودتا می‌کرد. این که می‌آمد، این حزب دیگر، آنجا جنگ راه می‌انداخت. این حزب می‌آمد آنجا جنگ را ادامه می‌داد. باز آن جای دیگر می‌رفت کودتا می‌کرد. این‌ها فقط ادبیات‌شان با هم فرق می‌کند. او دموکراتیک و حقوق بشری و جنتلمن‌مآب حرف می‌زند ولی وحشی مثل همین‌ها عمل می‌کند. این‌ها وحشی و خشن هم حرف می‌زنند هم عمل می‌کنند. می‌شوند پلیس خوب و پلیس بد. مثلاً یکی فحش بدهد، بزند. آن یکی دیگر مؤدبانه بزند و بالاخره تسلیم‌تان کند.

می‌گفتند دموکرات‌ها خوب هستند، جمهوری‌خواهان بد هستند. یا می‌گفتند جمهوری‌خواهان هم خوب هستند، این ترامپ بد است. جمهوری‌خواهان هم خوب هستند. یک عده‌ هم می‌گفتند آمریکا بد است، اروپا خوب است. اروپا ده‌ها کشور است. آن کشورها چه کاره هستند؟ کشورها الان در اروپا بیچاره‌ها کاره‌ای نیستند. مثلاً الان نروژ، بلژیک، سوئد، سوئیس این‌ها چه کاره هستند؟ خود آلمان هم کاره‌ای نیست. می‌گویند ۵+۱، نمی‌گویند ۶. آن ۱ آلمان است، چون مستقل نیست. هنوز تحت سلطه آمریکا است. از جنگ جهانی دوم تا الان ارتش آمریکا از آنجا بیرون نرفته است. از ژاپن هم نرفته است. اشغال کردند، دیگر نرفته‌اند. این‌ها می‌خواستند از عراق و افغانستان هم نروند. منتهی اینجا انقلاب اسلامی آمد، گفت باید بروید. وگرنه این‌ها جایی که گرفتند را ول نکردند. ایتالیا هنوز تحت اشغال آمریکا است.

من در دانشگاه ایتالیا جلساتی داشتم. به نظرم حدود ده سال پیش بود. یکی از استادان آنجا که عضو شورای شهر میلان بود، او تعریف می‌کرد که وزیر جنگ و امنیتی نظامی ایتالیا همین الان، هنوز باید یک قسم علنی به پرچم ایتالیا باید بخورند. یک قسم غیرعلنی به پرچم آمریکا! چون آمریکا در جنگ جهانی دوم ایتالیا را اشغال کرد، دیگه بیرون نرفت. می‌گفت وزیر جنگ ایتالیا باید بعد بیاید در یک اتاق خصوصی، بین چند نفر، به پرچم آمریکا هم سوگند بخورد! این‌جوری است. اصلاً بعد از جنگ جهانی دوم آمریکا تقریباً بر اروپا مسلط شد. جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها دو جور حرف زدند، یک جور عمل کردند. هر دو یکی از دیگری وحشی‌تر.

بعد از جنگ جهانی اول آمریکا مقداری تقویت شد. اروپا ضعیف شد. مستعمرات اروپا را کم‌کم، مخصوصاً بعد از جنگ جهانی دوم که انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه، همه‌شان لت و پار شدند، اقتصاد آن‌ها، نظامی آن‌ها، همه از بین رفت. آمریکا در این وسط یک مرتبه سر و مر و گنده آمد. مستعمرات این‌ها را هم برای خودش بردارد. طرح مارشال که ما می‌خواهیم بعد از جنگ اروپا را بازسازی کنیم؛ و سلطه اقتصادی و فرهنگی و اطلاعاتی و نظامی خود را به خارج از آمریکا گسترش داد.

کشورهای اطراف آن در آمریکای مرکزی و شمال و آمریکای جنوبی که هر کدام را شاید هفت- هشت بار تا الان اشغال کرده است. یعنی هر چند وقت یک بار یا می‌رود کودتا می‌کند، آدم خودش را می‌آورد. یا می‌بیند نشد، اشغال می‌کند. مثلاً همین گوانتانامو را می‌دانید جزو خاک کوبا است، کوبایی که ضد آمریکایی بود، کمونیست شده بود. قبل از این که کمونیست‌ها بیایند، آن موقع مثلاً به چند صد دلار کل این جزیره گوانتانامو را به اسم اجاره (چند صد یا چند هزار دلار) گرفته بود. بعد هم تا همین الان نرفته بیرون که. ۱۹۰۳، آغاز قرن بیستم، اشغال هندوراس. ۱۹۰۴ اشغال دومینیکن. ۱۹۰۴، یک چیزی تحت عنوان پلیس بین‌المللی در قاره آمریکا درست می‌کند با اسم جهانی، جهان آزاد، پلیس بین‌الملل، جامعه جهانی.

دیدید بعضی از مسئولان ما رسماً می‌گویند ما باید با جامعه جهانی گفتگو کنیم! جامعه جهانی یعنی همین سه چهار کشور. کل آمریکای مرکزی باید تابع پلیس بین‌المللی یعنی ارتش آمریکا باشد.

۱۹۰۷ به نیکاراگوئه حمله کرد و آدم خودش را آنجا گذاشت. آنجا را اشغال کرد. یک نوکر آنجا گذاشت.

حمله به هندوراس دوباره. بعد باید قاره آمریکا حیاط خلوت آمریکا باشد. ایالات متحده باشد.

۱۹۱۰، دوباره آمریکا نیکاراگوئه را اشغال کرد.

۱۹۱۲، دو سال بعد، سوموزا خانواده دیکتاتور نیکاراگوئه را آنجا گذاشت و ارتش آمریکا در نیکاراگوئه ماند که از او حمایت بکند و یک دیکتاتوری سنگین وحشیانه. دموکرات و جمهوری‌خواهان هم همین خط را ادامه دادند.

۱۹۱۱، دوباره هندوراس احساس خطر می‌کند که مردم دارند قیام می‌کنند. دوباره آمریکا می‌رود هندوراس را اشغال می‌کند. ۲۰ سال در آنجا جنگ داخلی راه می‌اندازد. هزاران هزار نفر کشته می‌شوند.

۱۹۱۵، ارتش آمریکا دوباره هاییتی را می‌رود اشغال می‌کند.

۱۹۱۶، سال بعد، حمله مجدد به دومینیکن.

۱۹۱۷، به اروپا نیرو می‌فرستد، به کمک انگلیس و فرانسه علیه اتریش- مجارستان.

۱۹۱۸، پاناما را اشغال می‌کند. جنگ جهانی اول تمام می‌شود. یک اعلامیه ۱۴ ماده‌ای آمریکا منتشر می‌کند تحت عنوانی که ما می‌خواهیم از ملت‌ها در جهان دفاع کنیم برای این که خودشان بر سرنوشت خودشان مسلط بشوند. شعار را دقت کردید؟ این مستعمرات قدرت‌های قبلی، مستعمرات روسیه، آلمان، و کشورهای دیگر را می‌خواهد از چنگ این‌ها درآورد. یعنی کشورهایی که مستعمره مثلاً انگلیس و خودشان هستند که هیچی. آن‌هایی که مستعمره رقبای آن‌ها هستند، این‌ها می‌روند آنجا به مردم بگویند ما شما را کمک می‌کنیم که از تحت استعمار خارج بشوید. همین کار را در خود قاره آمریکا کردند. مثلاً رفته ایالات تگزاس را از مکزیک گرفته، جدا کرده. می‌گوید جمهوری مستقل تگزاس است. بعد جنگ می‌شود. مکزیک می‌خواهد بیاید تگزاس تجزیه نشود. آمریکا می‌گوید در دفاع از جمهوری آزاد تگزاس ما وارد جنگ می‌شویم! دقت می‌کنید؟

مثل همین الان که نمی‌گویند در دفاع از حقوق بشر، دموکراسی. همین الان چه می‌گویند؟ با همین شعارها می‌آیند. قانونی می‌گذراند که ملت‌ها حق تعیین سرنوشت خودشان را دارند. هدف این است که امپراتوری‌های رقیب، مستعمرات آن‌ها را از چنگ آن‌ها با شعار به اصطلاح آزادی‌بخش کمک کنند، از دست آن‌ها خارج شود که تحت سلطه خودشان بشود. دعوا سر مستعمرات است.

می‌دانید انگلیس و فرانسه به خصوص در قاره آمریکا، خیلی با هم جنگیدند. مثلاً کانادا یک زمانی کلاً در دست فرانسوی‌ها بود بعد انگلیسی‌ها گرفتند. تا همین الان در انگلیس می‌گویند ملکه، تشریفاتی است، مقام چیزی ندارد. همه چیز تحت کنترل سلطنت است! کانادا و استرالیا و نیوزیلند این‌ها تا الان هم مستقل نیستند. این‌ها جزو ایالات‌هایی از انگلیس هستند. یعنی حاکم دارند. حاکم آن‌ها را ملکه انگلیس تعیین می‌کند. ملکه انگلیس می‌تواند پارلمان و نخست وزیر کانادا و استرالیا را با یک فرمان عزل کند. این‌هام ستقل نیستند. هنوز حدود ۵۰ کشور در دنیا تحت عنوان مشترک‌المنافع و این‌ها عملاً تحت امر لحاظ اقتصادی، فرهنگی و سیاست خارجی تحت کنترل انگلیس هستند. با این که انگلیس دیگر آن انگلیس نیست، ضعیف شده است. در ۴۵ کشور جهان زبان انگلیسی را تحمیل کردند. در کشورهای دیگر هم انگلیسی زبان دوم است که باید در مدارس اجباری آموزش بدهند. مستعمرات فرانسه هم زبان فرانسه. آن‌ها آنجا می‌گویند زبان علم این است. این‌ها هم می‌گویند زبان علم این است!

کل آمریکا را اسپانیا استعمار کرده بود، کل قاره آمریکا جنوبی، لاتین و مرکزی مردم اسپانیولی صحبت می‌کنند، زبان ارباب! بعد فقط برزیل مستعمره پرتغال بود. الان در برزیل همه پرتغالی صحبت می‌کنند. می‌گویند زبان علم و زبان جهان پرتغالی است! چون ارباب آن‌ها پرتغال بوده است. برزیل پرتغالی زبان رسمی است و بقیه آمریکای لاتین اسپانیایی. برای این که آن‌ها اربابشان اسپانیایی بوده است. این‌ها هنوز آنجا می‌گویند زبان جهانی اسپانیایی، همه دنیا دارند اسپانیایی با هم صحبت می‌کنند! نه بابا، ارباب آن‌ها اسپانیایی بود. این است، آقا! هفت هشت کشور اروپایی کل جهان را در این ۲۰۰ سال گرفتند. دیکتاتوری، غارت، کودتا، جنگ، جنگ‌های داخلی، کشتار.

امام و انقلاب اسلامی برای اولین بار توانست یک شکاف بزرگ ایجاد کند. این منطقه را از قدرت تحت کنترل هم غرب هم شرق رها کند. و همین‌طور دارد پیش می‌رود. "مرگ بر آمریکا" یعنی مرگ بر چه حاکمیتی؟ مرگ بر چه سیاستی؟ تازه این‌ها کارهایی که هنوز با ما نکردند، آن‌ها وارد ایران و جهان اسلام، کشورهای همسایه خودمان این مناطق، جنایاتی که در این ۴۰-۵۰ سال اخیر کردند، هنوز این‌ها جداست. این‌هایی که اصلاً کسی همه یادش می‌رود. بعد از جنگ جهانی اول از رهبران جامعه ملل، خودش قوانینی که آنجا برای بقیه دنیا می‌نویسند، یکی‌یکی تخلف می‌کند. این قوانین مال آن‌ها نیست. هر کار می‌خواهند می‌کنند. الان حمله به عراق، حمله به افغانستان، این کارهایی که کردند این همه این‌ها خلاف قوانین سازمان ملل بود. خودشان این قوانین را نوشتند برای ماها و خودشان اجرا نمی‌کنند.

قانون حقوق زن، حقوق کودک، حقوق بشر، دفاع از حقوق زندانیان، دفاع از حق سرنوشت ملت‌ها، همه این‌ها را می‌نویسند. بزرگترین متخلف آن‌ها خودشان هستند. ولی با این شعارها توی سر بقیه می‌زنند حتی جنگ راه می‌اندازند. بزرگترین تروریسم را خودشان در منطقه راه انداختند. با شعار مبارزه با تروریسم، افغانستان را اشغال می‌کنند. بمب اتم خودشان ساختند، تنها کشوری که در دنیا بمب اتم مصرف کرده است، آمریکا است. جنایتکار جنگی هستند. او حالا رئیس پلیس بمب اتم شده! رئیس دزدها رئیس پلیس شده. خودشان متهم می‌کنند. دادستان هستند. خودشان دادگاه تشکیل می‌دهند، خودشان قاضی هستند، قضاوت می‌کنند، خودشان هم پلیس هستند و اجرا و زندان و اعدام می‌برند. ۵۰ زندان و شکنجه‌گاه دارد. مثل گوانتانامو و ابوغریب. نباید نفس بکشید!

حالا بفهمید که امام و انقلاب وقتی بلند می‌شود، سیلی می‌زند و این قدرت و هیبت آن‌ها را می‌شکند. وقتی لانه جاسوسی آن‌ها را می‌گیرید و هرچه تهدید می‌کند، هیچ غلطی نمی‌کند. مدام می‌گوید ما داریم می‌آییم، ناوگان ما می‌آید. امام(ره) می‌گوید خب بیایید چرا نمی‌آیید؟ شما اگر می‌خواستید بیایید، چرا رفتید؟ می‌گوید بیا. خب بالاخره می‌آیی با هواپیماها بمباران می‌کنی بعد می‌خواهی همان بالا بچرخی یا بالاخره می‌خواهی بیایی پایین؟ بیایی پایین، تمام چتربازان شما را در هوا می‌زنیم. یکی از شماها را زنده نمی‌گذاریم. این‌ها حرف‌های این پیرمرد می‌گفت. در دنیا اول کسی که جرأت کرد بگوید آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، امام بود. بفهمید چه قدرت‌هایی را شکستیم. آمریکا، انگلیس، فرانسه، این‌ها ۴۰ سال است دارند با ما می‌جنگند. نمی‌توانند. نوکران آن‌ها در منطقه همه دارند علیه ما، همین رژیم‌های فاسد منطقه، عمل می‌کنند. نمی‌توانند، نتوانستند. آن‌ها هی دارند عقب می‌روند، انقلاب دارد قوی‌تر می‌شود. مسئله فوق‌العاده حساس است. اهمیت آن را متوجه بشوید.

جنگ جهانی دوم شده بود. خود آمریکا از همان جامعه ملل که خودشان ساختند، آمدند بیرون. خودشان اول او را تخریب کردند و بعد از جنگ جهانی دوم سازمان ملل را درست کردند که توسط سازمان ملل جهان را کنترل کنند. یک شورای چند نفره هستند آن‌ها که بمب اتم دارند. هر کدام از آن‌ها مساوی با کل جهان هستند. می‌دانید حق وتو دقیقاً یعنی قانون جنگل! یعنی آن‌ها که بمب اتم دارند، رأی هر کدام از آن‌ها مساوی با کل کشورهای جهان است! یعنی اگر کل کشورهای جهان به الف رأی بدهند، یکی از این کشورهایی که بمب اتم دارند بگویند نه. این مقدم است. اگر می‌خواهید سازمان ملل را بشناسید، باطن آن این است.

آن وقت آمریکا و شوروی، این دو تا اول به بمب اتم رسیدند از طریق مهندس‌های هیتلر، آلمانی‌ها. آلمان در جنگ جهانی دوم شکست خورد، چون هیتلر داشت بمب اتم می‌ساخت. نزدیک هم بود. هم موشک و قاره‌پیما که برود کره ماه و قاره‌پیما، موشک‌هایی که کل زمین را تحت کنترل بگیرد. هم بمب اتم هیتلر داشت. همین کاری که آمریکا کرد، هیتلر می‌کرد. آمریکا هیتلر پیروز شده است. هیتلر آمریکای شکست خورده است. همه‌شان حیواناتی مثل هم هستند. در جنگ جهانی اول و دوم نزدیک ۱۰۰ میلیون انسان را این‌ها کشتند. جنگ قدرتی که دنیا برای چه کسی می‌شود. آمریکا و شوروی از طریق آلمان شکست خورده، افسرهای نازی، هر دوی آن‌ها هم به بمب اتم رسیدند، هم موشک‌هایی ساختند که به کره ماه رفتند.

بعد سر جنگ قدرت در منطقه، آمریکا به انگلیس و فرانسه بمب اتم داد. شوروی به چین بمب اتم داد. این‌ها کمونیست بودند. بعد هند و پاکستان هم در جنگ قدرت بین شرق و غرب، غربی‌ها به پاکستان دادند، شرقی‌ها آن موقع به هند. یک چیز جهانی تشکیل شده بود. منتهی پاکستان و هند مستقل نیستند. تحت کنترل هستند. چین تا مدت‌ها تحریم می‌شد از طرف آمریکا و غرب که به بمب اتم دارد می‌رسد، نرسد. می‌دانید چین هم تقریباً ده‌ها سال شدیدترین تحریم‌ها بود. منتهی چین گفت ما تا به بمب اتم نرسیم، دست از سر ما برنمی‌دارند. ما باید به بمب اتم برسیم تا دیگه خطر حمله به چین و این تحریم‌ها و این‌ها تمام بشود. و مقاومت کرد، بمب اتم را ساخت. بعد خودش شد یکی از ابرقدرت‌ها. یعنی گفتند خب پس تو هم بیا جزو این، که چهار تا بودیم، پنج تا بشویم. این پنج تا که بمب اتم دارند، شورای امنیت. در حالی که شورای ضد امنیت جهان همین پنج تا هستند. هر چه جنگ و جنایت در دنیا بود، زیر سر همین پنج تا بوده است. حالا البته چین کمتر. حالا چون تازه به دوران رسید. آینده آن را ببینیم چه می‌شود. ولی آمریکا، انگلیس، فرانسه، کل جنگ‌های ۲۰۰ سال زیر سر این‌ها بوده است. الان هم هست. این‌ها شدند شورای امنیت جهان. سازمان ملل هم این است. حقوق بشر را این‌ها تعریف می‌کنند. دموکراسی را این‌ها قضاوت می‌کنند. تجارت جهانی، سازمان انرژی اتمی، همه دست این‌ها است. امام(ره) می‌گفت: "احمق است کسی که فکر کند سازمان ملل یک سازمان مستقل ملت‌ها و ملل است." که حتی خواستند کودتا کنند با این که این‌ها همه‌شان تقریباً از یک جهاتی با هم هستند. اتفاقاتی که در افغانستان افتاده است، کودتاهایی که در پاکستان شده است، کشورهای مختلف منطقه، همه این‌ها همین دو - سه تا کشور با پول نفت به دستور آن‌ها انجام می‌دهند. اصلاً این کشورها پایگاه نظامی آمریکا و انگلیس هستند همین الان هم این کشورهای خلیج فارس، یک) پالایشگاه نفت هستند برای نفت آن‌ها، سوخت و انرژی، دو) پایگاه نظامی آن‌ها هستند. ایران از همه این پایگاه‌ها برای آمریکا مهمتر بود. در اسناد لانه آمده است که "اگر به ما بگویند دو تا نقطه در جهان بخواهی حفظ کنی، بقیه از دست برود." می‌گوید: "ایران و اسرائیل." این‌قدر ایران برای آمریکا و غرب و انگلیس مهم بود. هم همسایه شوروی بود، هم منبع بزرگ نفت و انرژی، هم جهات مختلف دیگر بود. موقعیت استراتژیکش و از این قبیل. این می‌بینید چه بوده است قضیه؟ این‌ها حتی حاضر بودند اسرائیل از دست برود، ایران را نگه دارند. این‌قدر برایشان مهم بود. آمریکا در چین رفته نیرو وارد کرده، ۱۹۲۲، اوایل زمانی بود که می‌خواست به یک استکبار خارج از قاره هم تبدیل شود با ناسیونالیست‌های چینی جنگیده بود تا آن‌ها مسلط نشوند که ضد غرب بودند. همان سال در ترکیه که در جنگ جهانی اول عثمانی تقریباً ازهم پاشید، ضعیف شده بود، مداخله در ترکیه را کنار انگلیسی‌ها انجام داد. همان سال به بهانه این که یک شرکت، یک کمپانی آمریکایی در فلان جا یک کارمندش را تهدید کردند، به همین بهانه حمله می‌کند و یک کشور آمریکای لاتین را اشغال می‌کند.

۱۹۲۵، مردم پاناما علیه آمریکا اعتصاب می‌کنند. ارتش آمریکا می‌رود دوباره پاناما را اشغال می‌کند. اعتصاب مردم را درهم می‌شکند. ۱۹۲۶، جنگ‌های داخلی در نیکاراگوئه راه می‌اندازد و ارتش آمریکا رسماً دوباره نیکاراگوئه را کاملاً اشغال می‌کند و می‌گوید این کشور باید برای سرمایه‌داران ما امنیت داشته باشد.

۱۹۲۹، رکود اقتصادی بر آمریکا حاکم می‌شود. اقتصاد آمریکا وضعش در ۱۹۲۹-۳۰ خیلی خراب شد. به حدی که حدود ۳۰ هزار نفر به خاطر ورشکستگی خودکشی کردند. این‌قدر وضع آمریکا خراب شد. رکودی که در تاریخ آمریکا مشهور است. نزدیک ۱۵ میلیون کارگر بیکار شدند ظرف یک دو- سه سال. ۲۰ هزار کمپانی آمریکایی ورشکست شد و نزدیک ۲۰۰۰ بانک آمریکا کاملاً ورشکست شدند و از بین رفتند.

این باعث شد که آمریکا یک مقداری متوجه داخل شد. خارج را یک مقداری ول کرد چون وضعش ازهم پاشید، ولی جنگ جهانی دوم که شد شروع کردند اسلحه فروختن و چون اروپا جنگ شده بود، از دل جنگ و خون وضع‌شان را یک مقداری بهتر کردند.

در ۱۹۴۲، در چند کشور آسیایی نیرو پیاده می‌کنند.

در ۱۹۴۷ در چین ۱۰ هزار چینی را کشتند. آمریکایی‌ها رفتند وارد شدند.

در ۱۹۵۰ جنگ کره را راه انداختند. کره را به شمالی و جنوبی تقسیم کردند. جنگ‌های هندوچین. قبل از جنگ جهانی دوم و بیشترین تانک و هواپیما و سلاح و توپ را تولید می‌کرد. یعنی به اندازه کل اروپا بیشتر منشأ جنگ افزار و جنگ شد. در دنیا ثروتمند شدند. بعد هم غارت کشورها.

در ۱۹۴۱ گفت کشتی‌ها و هواپیماهای‌مان را اجاره بدهیم. اعلام جنگ نمی‌کنیم که البته عملاً دیگر وارد جنگ هم شدند. چون کشتی‌های آن‌ها داشت برای انگلیس اسلحه می‌برد، آلمان‌ها زدند.

یک نمونه دیگر جنگ ویتنام است که ۲ میلیون ویتنامی، طبق بعضی آمار ۳ میلیون از مردم ویتنام را کشتند. میلیون‌ها تن مواد شیمیایی روی سر آن‌ها ریختند و آخر هم با شکست مجبور شدند بیرون بیایند. فکر می‌کنید آمریکا مثلاً با ما خورده حساب فقط دارد. این تاریخ ۲۵ ساله آمریکا بود. یعنی از ۱۹۲۰ که بطور جدی وارد فعالیت‌های خارج از قاره آمریکا شده است تا ۱۹۴۵ جنگ جهانی دوم. بعد از آن جنگ شرق و غرب. با ویتنام چه کرد؟ با آن چه کرد؟ مثلاً به کامبوج حمله کرد. یک میلیون و خرده‌ای در کامبوج آدم کشتند. آن طرف خمرهای سرخ که کمونیست‌های کامبوج بودند، این یعنی جنگ آمریکا و شوروی در آسیای شرقی با همدیگر. در کره، ویتنام، کامبوج، و غیره. بعد از کودتای ما در ایران، در اندونزی کودتا کرده است. کودتای شیلی، آلنده در شیلی را سرنگونش کردند که سوسیالیست چپ بود. سه تا کودتا ظرف دو سال و نیم در آفریقا کرد در همان مقطع، ناتو را ساختند که آمریکا و اروپا متحد شوند غارت کنند!

حالا این جنگ‌هایی که بعد در این سال‌های اخیر شد، حمله به عراق و افغانستان. دوتا برج در آمریکا افتاده است، می‌آیند دو تا کشور اسلامی را اشغال می‌کنند. میلیون‌ها نفر را می‌کشند. آواره می‌کنند. خانه‌های آن‌ها را خراب می‌کنند. تجاوز می‌کنند. غارت می‌کنند. افغانستان و عراق را. چه چیزی؟ ادعا کردند دوتا برج ما را این‌ها زدند که این‌ها در افغانستان بودند! اصلاً فرض کنیم راست می‌گویید که اصلاً معلوم نیست. هیچ چیزش معلوم نیست. همین که می‌گویند حتی بن لادن را کشتند، این معلوم نیست. راجع به ابوبکر بغدادی چه کار کردند؟ معلوم نیست. ارتباط این‌ها با همدیگر؛ اصلاً اصل القاعده را آمریکا علیه شوروی ایجاد کرد. بعد این‌ها برگشتند. یک بخشی از القاعده و یک بخشی از طالبان، بعد که با شوروی جنگیدند، پیروز شدند. بعد برگشتند علیه آمریکا هم درگیر شدند. یک بخشی از آن‌ها نه، شدند داعش و این‌ها که هنوز زیر نظر آن‌ها دارند کار می‌کنند.

سوریه؛ این ۷- ۸ سال در سوریه، جنگ جهانی بود که ما بردیم. هر کشوری که تسلیم این‌ها نباشد، تحریم، ترور، جنگ، بحران اقتصادی، محاصره، تبلیغات، کشورهایی که از کنترل‌شان خارج شده یا تحت کنترل‌شان درنیامده است. عراق، یمن، لبنان، بله، افغانستان که از افغانستان هم فرار کردند. تمام این کشورها را بمباران اقتصادی کردند. همه آن‌ها را تحت فشار سنگین اقتصادی قرار دادند. این‌ها یا باید جنگ داخلی کنند، یا اگر زورشان برسد، اشغال کنند. هر جا هم زورشان نرسد، ترور و تحریم کنند! این آمریکاست. وقتی می‌گویید "مرگ بر آمریکا"، بدانید با چه کسی دارید حرف می‌زنید. راجع به چه هیولایی دارید حرف می‌زنید. البته آمریکا، آمریکای چهل سال پیش موقع انقلاب نیست. آن موقع آمریکا یک بشکن می‌زد، رژیم عوض می‌شد. از افغانستان فرار کرد. از عراق نمی‌تواند جلوی موج بیداری انقلاب اسلامی بایستد.

دو جلد آخر صحیفه نور را بخوانید. مواضع و صحبت‌های رهبری را دقیق تحلیل کنید. ببینید این‌ها ثمره ۲۰۰ سال مبارزه است و تنها تجربه پیروز در برابر این‌ها. همه‌جا نهضت‌ها شکست خوردند. فقط اینجا ما پیروز شدیم. شما دیدید بیداری اسلامی در مصر ظاهراً پیروز شد، شکست خورد، دوباره برگشتند. در تونس، در تله آن‌ها انداختند. فشار اقتصادی، درگیری داخلی. یمن را چه کردند؟ جنگ داخلی. سوریه جنگ داخلی شد. افغانستان را بانک‌های آن‌ها را خالی کردند. یعنی فرهنگی، اقتصادی، سیاسی این‌ها. باید تسلیم شوید.

آن وقت انقلابی بودن، "مرگ بر آمریکا"، "مرگ بر انگلیس"، "نه شرقی نه غربی"، بفهمید این اولین باری بود بعد از ۲۰۰ سال که این‌ها شکست خوردند. این اولین پیروزی بوده است. ایران را از دست دادند و حالا پنج- شش تا کشور را تقریباً از دست دادند. دیگر دست آن‌ها نیست، و ان‌شاءالله در آینده به دست شماها، نسل شما، باید این به یک تمدن قوی مردمی در جهان تبدیل شود که امام گفت: ابرقدرت شرق و غرب داریم، ما باید ابرقدرت سوم بشویم." منتهی نه مثل این‌ها استعمارگر. ما می‌شویم ابرقدرت مستضعفین. ما می‌شویم بلوک سوم، ابرقدرت اسلام برای دفاع از انسان. این‌ها ابرقدرت هستند برای غارت انسان‌ها. ان‌شاءالله مطالعات شما در این قضایا بیشتر بشود. شما سه - چهار سال در دانشگاه هستید تا کارشناسی بگیرید. بعد کارشناسی ارشد و بعد هم ازدواج و اشتغال و این‌ها یادتان می‌رود. یک برنامه‌ای در کنار درس و زندگی، شما برای این که همیشه انقلابی بمانید و مسئله اصلی شما دین، جامعه، مردم، انقلاب باشد. بقیه‌اش فرع باشد. بله، زندگی باید بگذرد. مدرک خود را باید بگیرید. ازدواج، اشتغال، این‌ها هست. باید هم باشد، وظیفه شما هم هست. آن‌ها هم دنیا نیستند، آن‌ها هم آخرت هستند. ولی یک وقت در این مسائل غرق نشوید. ما در آینده احتیاج داریم نسل شماها در آینده باید نیروی متدین، متخصص، انقلابی دانشگاهی داشته باشیم. که فریب رسانه‌های دشمن را نخورند. بازی در این مسائل نخورند.

نتیجه‌ای که از این بحث الان ظرف چند جمله می‌گیرم: "مرگ بر آمریکا" یعنی مرگ بر حاکمیتی که در ده‌ها کشور، در صد کشور، کودتا، جنگ، غارت، ترور، شکنجه، تحریم کرده است. میلیون‌ها نفر را کشته است. به نوامیس تجاوز کرده‌اند. اینجا در برابر انقلاب ما تحقیر شدند که ۴۴۴ روز، یک سال و خرده‌ای، ۵۵ نفر از نیروهای رسمی سازمان سیا و وزارت خارجه آمریکا اینجا بودند و این‌ها حمله به طبس کردند، شکست خوردند. تحریم کردند، البته تحریم‌ها از قبل هم شروع شده بود. تهدید بود و چه و چه و نتوانستند.

فتح لانه یک حرکت تدافعی بود، نه یک حرکت تهاجمی. ما از خودمان دفاع کردیم. ملت از خودش دفاع کرد. هزارتا سیلی خورده بودیم، یکی زدیم. دفاع بود. کشوری که از کودتای ۲۸ مرداد فقط ۲۵ سال به طور صد درصد کامل بر ایران مسلط بود و میلیاردها میلیارد از ایران غارت کرد. اصلاً این حرکت فتح لانه، یک موج جهانی علیه آمریکا راه انداخت. اصلاً اولین باری که ابهت آمریکا در دنیا شکست خورد، سر قضیه فتح لانه بود. آمریکا یک غولی بود. شکست‌ناپذیر بود. یک مرتبه دیدند یک جوانی آمد یک سیلی توی گوش او زد و این نتوانست جواب بدهد. سرش گیج رفت و زمین خورد. وضعیت این است.

از کودتای ۳۲، استبداد و دیکتاتوری را در این کشور آمریکایی‌ها در درجه اول و با کمک انگلیسی‌ها برقرار کردند. قبل از آن هم انگلیسی‌ها مسلط بودند، ولی بعد دیگر تسلط صددرصدی کامل بود. بحرین را شاه داد. رضاشاه پدرش در تمام مناطق مرزی بخش‌های بسیار مهمی را به امر انگلیسی‌ها به عراق داد که آن موقع برای انگلیسی‌ها بود و به کشورهای آن منطقه که برای انگلیسی‌ها بود. این‌طرف را به ترکیه داد که برای انگلیسی‌ها بود. بخش‌هایی از مرز را به افغانستان داد که اصلاً خود افغانستان جزو ایران بود، انگلیسی‌ها از ایران جدا کردند. بعد هم بحرین را کاملاً داد. بعد هم که اصلاً کل ایران را دادند. یعنی کل ایران ملک طلق این‌ها شد!

انگلیسی‌ها داشتند در نهضت نفت از دست می‌دادند. بعد آمریکا به کمک آمد، دوباره مسلط شدند. سرکوب ملت ما در این ۲۵ سال قبل از انقلاب، غارت میلیاردها منابع نفتی، تبعید امام، هزاران هزار زندانی، زندان‌ها، تبعیدگاه‌ها، شکنجه، علما، دانشگاهیان، مبارزین، بازاریانی که انقلابی بودند، ساواک را درست کردند.

یکی از مراکز اصلی شکنجه مدرن در جهان، ایران بود. بعد شاه تحقیر می‌شد به حدی که امام(ره) گفت یک وقت من دیدم رئیس‌جمهور آمریکا به ایران آمده، این‌جوری نشسته، - امام ادای او را درآورد – گفت این‌جوری نشسته، عینکش را هم این‌جوری دستش گرفته است. شاه ما هم این‌جوری جلوی او ایستاده است! من خجالت کشیدم که شاه ایران چه‌جوری جلوی این مردک ایستاده است!

لایحه کاپیتولاسیون را آوردند. کاپیتولاسیون یعنی ما به شما تجاوز می‌کنیم، می‌زنیم، می‌کشیم. شما باید بگویید که هر طور صلاح است! هر طور خودتان صلاح می‌دانید! این کاپیتولاسیون است. می‌دانید همین الان در ۹۰ کشور جهان کاپیتولاسیون حاکم است؟ همه‌جا الان کاپیتولاسیون است! کاپیتولاسیون به نفع آمریکایی‌ها، یک جاهایی انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها. هنوز کاپیتولاسیون است. حتی در عراق هنوز کاپیتولاسیون رسماً نفی نشده است هنوز نتوانستند. امام جلوی این قضیه ایستاد.

بعد همین‌طور تا قتل‌عام‌های ۱۵ خرداد و... بعد انقلاب ۵۷. هزاران نفر را کشتند. کودتای نظامی طراحی شد بعد از انقلاب. کودتای پایگاه شهید نوژه که یکیش بود. قطعاً اصلاً انقلاب پیروز شده بود. هایزر را فرستادند. انقلاب پیروز شده است. اول تمام تلاششان را می‌کنند که شاه بماند ولی یک کمی دموکراسی بدهد. سلطنت ولی بماند. امام می‌گوید سلطنت هم نیست. امام به آمریکا گفت اگر آدم باشید، مثل زمان شاه نباشید، ما با آمریکا هم رابطه خواهیم داشت. ما نفت هم خواهیم فروخت. مشکلی ما نداریم به شرط این که دست از آن جنایت خود بردارید. همان موقع مشغول توطئه بودند. در کردستان اسلحه پخش می‌کردند. در سیستان و بلوچستان این آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها، اسرائیلی‌ها تیم ترور درست می‌کردند. در کردستان، در خوزستان به اسم خلق عرب، آنجا خلق کُرد، آنجا به اسم خلق بلوچ. با کمک کمونیست‌ها، گروهک‌ها، منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، ساواکی‌ها، با کمک این‌ها. در آذربایجان به اسم خلق ترک راه انداختند. در ترکمن‌صحرا خلق ترکمن. تجزیه، ترورها شروع شد. انفجارها شروع شد. بعد اسناد لانه آمد. دیدند همه این‌ها آنجا هست. کودتا راه انداختند. در کودتا آخوند و قطب‌زاده که جزو شورای انقلاب بوده است، او را ملی‌ها، بختیار و سلطنت‌طلب‌ها و جبهه ملی و کمونیست‌ها، یعنی کمونیست و مرجع و ساواکی را همه را با همدیگر، طوری که خودشان هم خیلی‌ها خبر نداشتند، در یک طرح واحد برای این که کودتا شود و امام و انقلاب سرنگون شود و این‌ها برگردند! خب این‌ها همه یکی یکی شکست خوردند. بعد تحریم‌ها و از همه مهمتر جنگ شروع شد. به ایران حمله کردند.

خب شما ببینید ما از این همه موانع، از هفت خوان رستم، از ۷۰ خوان گذشتیم به این‌جا رسیدیم. یک لحظه نباید باقی می‌ماند. همین ۱۳ آبان ۵۷ که دانش‌آموزان را در خیابان جلوی دانشگاه تهران به رگبار بستند. بچه‌های کوچک را به رگبار مسلسل بستند.

ژنرال هایزر سال ۵۷ برای کودتا به ایران آمد! حتی برنامه‌ریزی کرد با نماینده‌های امام یک ملاقات کنند. یک ملاقات با بهشتی دارد. منتهی آن ملاقات را شما ببینید چه گفتند و چه شنیدند. با بازرگان و نهضت آزادی ملاقات دارد ببینید آنجا چه حرف می‌زدند. همزمان هم با فرمانده‌های ارتش و ساواک ایران ملاقات دارد.

دارد به امام پیغام می‌دهد ما حاضریم شما را به رسمیت بشناسیم به شرط این که شما با یک خط قرمزهایی را که ما می‌گوییم رعایت کنید. ما در خدمتیم، ما حاضریم! همزمان با ملی‌گراها و لیبرال‌های مذهبی و خط میانه رو به اصطلاح عقلا، بازرگان و این طیف، مذاکره می‌کرد که ما به شما کمک می‌کنیم، شما خمینی و افراطی‌ها را کنار بزنید. ما کمک می‌کنیم جمهوری اسلامی باشد، دست شما باشد. ما با شما مشکلی نداریم. با خمینی و با افراطی‌ها مشکل داریم. بعد همزمان باز دارد با سران ساواک و ارتش ایران، هایزر و سیا دارند کار می‌کنند که کودتا کنند. ببینید همزمان سه تا کار. بعد می‌بیند اینجا ارتش ایران نمی‌تواند کودتا کند.

هایزر می‌گوید برگشتم به رئیس‌جمهور آمریکا و به سازمان سیا و پنتاگون گفتم ارتش ایران ازهم پاشیده است. بدنه ارتش، سربازها با خمینی هستند، با مردم هستند. ما آنجا نمی‌توانیم کودتا کنیم. ایران هم نمی‌توانیم حفظ کنیم. فقط یک راه دارد. خمینی هم سازش نمی‌کند. یک راه داریم. به اختیار من بگذار. - حالا رقم آن الان یادم رفته است- هزارتا افسر و ژنرال ارتش آمریکا را خودم باید انتخاب کنم، و نیروهای ویژه از اینجا با بخشی از بدنه ارتش و ساواک ایران که هنوز تحت کنترل هستند. برویم آنجا و کودتا کنیم. می‌شود ایران را فقط به این شیوه حفظ کرد. این هم آخرین تصمیم‌های آمریکا.

اسناد لانه می‌گوید ما باور نمی‌کردیم در ایران انقلاب شود آن هم توسط خمینی! بعد باور نمی‌کردیم که ظرف یک سال این‌ها پیروز شوند. این که ۲۱ بهمن اعلام حکومت نظامی کردند از ۴ بعدازظهر هیچ کس نباید بیرون بیاید و امام همانجا اعلامیه داد که بر همه واجب است که بیرون بیایند که دیگر همانجا رژیم فروپاشید. ۲۱ و ۲۲ بهمن دیگه مردم ریختند و همه جا را گرفتند.

اگر به حرف کرده بودند، برنامه آن‌ها این بود که ۲۱ بهمن ۴ بعدازظهر همه در خانه‌ها. امام هم که در تهران. بروند امام را بگیرند و در تهران و مثلاً ۱۰ تا شهر اصلی – این‌ها در اسناد ساواک و ارتش و خود آمریکایی‌ها و مقالات آن موقع، رسانه‌ها، خاطرات بعضی از این ژنرال‌های آمریکایی و ایرانی که فرار کردند، هست - برنامه‌ریزی کردیم که حداقل ۱۰۰ هزار نفر را در ایران بگیریم و انقلاب بخوابد! مردم بقیه می‌ترسند به خانه‌هایشان می‌روند. بعد دیدیم این زمان، آن زمان کودتای ۲۸ مرداد نیست. خمینی، مصدق نیست. این مردم، آن مردم نیستند؛ و همه چیز را از دست دادیم. بعدش به توطئه‌های بعد از انقلاب شروع کردند.

چرا "مرگ بر آمریکا" می‌گویید؟ چرا پرچم آمریکا را آتش می‌زنید؟ توهین به ملت آمریکاست. اصلاً مردم آمریکا خودشان پرچم آمریکا را آتش می‌زنند. این پرچم را نماد خودشان نمی‌دانند. در شهرهای ایالت‌های مختلف، خود آمریکایی‌ها پرچم آمریکا را آتش زدند. گفتند این پرچم نماد آن یک درصد است، نه ۹۹ درصد. این پرچم ما نیست. این پرچم سرمایه‌داران حاکم بر آمریکاست! آن نماد آمریکاست. الان که در ۱۱۰ کشور جهان پرچم آمریکا را آتش می‌زنند. اول فقط ایران بود. پرچم آمریکا نماد یک حاکمیت جنایتکار است. همین الان هم که ما با شما داریم صحبت می‌کنیم، دنبال ترور و تحریم هستند. ادامه دارد، طرح‌های آن‌ها ادامه دارد...

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته


هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha