شبکه افق - 2 مرداد 1404

«تمدن سازی»؛ ایران توانست، ایران می‌تواند («علم جدید»، مدیون تاریخ ماست)

سلسله نشست‌های «تاریخ علم و تمدن» - نشست (صفحات سانسور شده‌ی «تاریخ علم»، چرا از نظام آموزشی ما نیز پنهان مانده است؟) - ۱۴۰۳

بسم‌الله الرحمن الرحیم

سلام عرض می‌کنم خدمت خواهران و برادران عزیز.

طبق قرار قبلی، ما با استناد به منابع در حوزه تاریخ علم و تمدن که نویسندگان و محققان آن، نه ایرانی بودند و نه مسلمان، به بعضی از این منابع استناد شود که پدران آنچه علم جدید، علوم جدید و صنعت، تکنولوژی، ابزار هوشمند به یک معنا، گام‌های اصلی و اولیه و بنیادین، چگونه در جهان اسلام، تمدن اسلامی و از جمله ایرانی برداشته شد. از این جهت به این مستندات تاریخ علم می‌پردازیم که متاسفانه مورد هم سوء فهم و تفاهم قرار گرفته و هم مورد سوء استفاده. اولاً ملت‌های مسلمان، مردم شرق، ملت ما را غرب و غرب‌زدگان در این بخصوص، 100- 150 سال اخیر تحقیر کردند که شما نمی‌توانید و فقط ما می‌توانیم. ثانیاً، تاریخ علم و تمدن تحریف و دستکاری و سانسور شد. یک تاریخ جعلی جدیدی در اواخر قرن نوزده و در قرن بیست برای علم و تمدن نوشته شد که معنای آن این بود که مثل این که کل جهان کر و کور و عقب‌مانده بودند و توجه به علوم تجربی و صنعت و تکنولوژی و تحقیق و زمین‌شناسی، جانورشناسی، بدن‌شناسی، فیزیک، شیمی، پزشکی، جراحی، نجوم و فضا‌شناسی، مطالعه آب‌ها، اقیانوس‌ها، کشاورزی، روش‌های پیچیده دامداری و اولین روش‌های تازه‌تر دامداری و اولین نمونه‌ها از آنچه به نام صنعت و تکنولوژی و فناوری نامیده شد همه این‌ها کلاً تعطیل بوده و وجود خارجی نداشته است و شروع همه این‌ها از دو سه کشور اروپایی است و در قرن مثلاً هفده، هجده به بعد کم‌کم شروع شده است و رنسانس و این‌ها و کل جهان وارد یک مرحله جدید و مدرنیته شده است و تازه با علم و تجربه و عقل و صنعت و تدبیر جامعه و تصرف در طبیعت و این‌ها آشنا شده است؛ و از این بدتر، که نژاد ما می‌تواند و نژادهای ما نمی‌توانیم، که خودش یک مقدمه و زمینه‌ساز برای تئوریزه کردن و توجیه استعمار و غارت ملت‌های دیگر شده است تا امروز که هم تحقیر که شما عقب‌مانده هستید، هم غارت که ما توانستیم و شما نمی‌توانید، بنابراین زورمان بیشتر شد و هر کاری بخواهیم می‌توانیم بکنیم، حق داریم. و از آن باز نتیجه‌ای از جهاتی تیره‌تر و خطرناک‌تر این است که این را به عنوان یک توجیهی برای دین‌گریزی و دین‌ستیزی هم قرار دادند. به این معنا که تا قبل، در دوران دین و سنت، هیچ خبری از این نوع تدبیر و تدقیق و تحقیقات نبوده است و از وقتی که دین و سنت و الهیات و معقولات فلسفی- کلامی الهی ترک شده و وحی و عقل، عقلانیت عقل متافیزیک و این‌ها را کنار گذاشتیم و گفتیم اصلاً آنجا هیچی مفهوم نیست و معلوم نیست و مهم هم نیست، مفید هم نیست و آمدیم فقط سراغ تجربه و نگاه مادی به ماده فقط، یک تعریف سکولار از علم، از این به بعد پیشرفت‌ها و این‌ها شروع شده است و الا تا قبلش که مثلاً تا هر جا، در هر جامعه‌ای الان هم تأملات دینی هست یا قبلاً بوده، اساساً فکر تکنولوژی و صنعت و تحقیق و تجربه و این‌ها مطرح نبود که این هم تحریف بزرگی است که از آن سوءاستفاده‌های معرفتی و در واقع غیرمعرفتی شده است و تا امروز هم ادامه دارد و کسانی این دوگانه سنت و مدرنیته، دین و سکولاریسم، عقب‌ماندگی و پیشرفت، و این دوقطبی الهیات یا علوم تجربی، تسلیم طبیعت بودن یا تصرف در طبیعت و همچنان این کذب و دروغ بزرگ ادامه دارد.

حالا بر این مبنا، بر اساس آنچه دیگران گفتند و نوشتند و اقرار کردند، خود محققینی که متعلق به این جریان فکری بودند، نه جریان فکری متقابل، نمونه‌هایی را مستند به تاریخ عرض کنیم و عرض کردیم از جمله منابع متعددی که از این صنف هست، یکی که کمبریج چاپ کرده است و یک تیمی از محققین آنجا، البته زیر نظر یک پروفسور مسلمان شیعه عراقی که اساساً خیلی وقت است ده‌ها سال است در کمبریج و انگلستان است و آنجا کلاً دانشجو بوده و استاد و محقق و همچنان مشغول است. نمونه‌هایی را از این‌جور منابع عرض کنیم. یکی از این مسائل که شاید در واقع مادر تکنولوژی و صنعت امروز حساب می‌شود، این که اولین تلاش‌های موفق برای ساخت ابزار هوشمند و تکنولوژی در چه دوره‌ای و در کدام تمدن پیش آمده است. یعنی مفهوم ابداع صنعتی، حتی بازی‌های سرگرمی که محصول ریاضیات، فیزیک، هندسه و محاسبات مکانیک، این‌ها در این نخستین بار در کدام تمدن و فرهنگ متولد شد. مکعب‌های جادویی و انواع بازی‌های ریاضی و شیوه‌هایی که چشم‌بندی‌های علمی از چشم‌بندی‌های علمی تا ساختن نخستین ابزار بسیار بزرگ صنعتی و مکانیک، جرثقیل‌ها، کشاندن وزن‌های سنگین، جابجا کردن این‌ها و حل خیلی از مشکلات مهم در زندگی صنعتی و کشاورزی، نخستین بار بیش از هزار سال قبل در تمدن اسلامی این جرقه‌ها زده شد و این نطفه‌ها بسته شد و در واقع آغاز آنچه امروز تکنولوژی خوانده می‌شود و رسیده است، دارد به اینترنت اشیاء می‌رسد. شروع آن از کجا بود؟

کتاب‌هایی که از جمله به عنوان کتاب الحیل نوشته می‌شد در حوزه مکانیک و قرن‌ها قرن این کتاب‌ها، انواع و اقسامش راجع به قوانین حاکم بر دانش مکانیک، فرمول‌های ریاضی و بعد ساختن ابزار مهندسی و کم‌کم تولید انبوه در حوزه صنعت و تکنولوژی توسط کدام متفکران، مهندسان، ریاضیدانان، مکانیسین‌ها و مکانیک‌های برجسته صورت گرفته است؟ پدران مکانیک جدید و فیزیک جدید چه کسانی بودند؟ شما هر چه عقب می‌روید، بالاخره به مهندسان، فیزیکدانان و مکانیسین‌های مسلمان، تمدن اسلامی و از جمله ایرانی می‌رسید. به عنوان نمونه از جناب خوارزمی و خواجه نصیر طوسی تا دوره‌های قرن‌ها بعد شیخ بهایی و دیگران که این‌ها همه هم فیلسوف بودند، هم علمای دین بودند و هم بزرگ‌ترین ریاضیدانان و فیزیکدانان جهان و جزو چند شخصیت اول تاریخ این علوم و پدران مکانیک جدید و فیزیک جدید هستند. بعضی حتی خانواده بودند. خانواده بن‌شاکر و فرزندانش که همه‌ این‌ها برادرانی بودند که در آزمایشگاه‌ها و دانشکده‌های عالی علوم عقلی، ریاضیات و طبیعیات و فیزیک در تمدن اسلامی، آن موقع در بغداد، در حوزه ریاضیات، مکانیک و فلسفه درس می‌خواندند و درس می‌دادند. چه تعداد ریاضیدان‌ها و فیزیکدان‌های بزرگی که جرقه‌های فیزیک جدید در ذهن آن‌ها زده شد و اولین محصولات صنعتی پیچیده‌تر و ابزار مکانیکی با دست آن‌ها ساخته شد، در کارگاه‌های آن‌ها ایجاد شد که بعد نمونه‌های بعدی‌اش بعضی تا چند قرن بعد در نقاط دیگر جهان از شرق تا اروپا و جای دیگر کم‌کم نقاط دیگر کم‌کم کپی‌برداری شد و مورد تقلید و ترجمه قرار گرفت. چطور ریاضیدانان و مهندسان و فیزیکدانان مسلمان، منابع ریاضی و هندسی غرب از یونان تا مصر، تا شرق هند و ایران باستان، همه این‌ها را ترجمه کردند، نقد کردند، رد کردند و بر آن‌ها چیزهایی افزودند و نخستین ابزار صنعتی و وسایل شگفت‌انگیز و عجیب که کارهایی بزرگ می‌کرد. یعنی اولین نمونه به اصطلاح نمایش‌های بهت‌آور تکنولوژی و صنعت، محصول اختراع کدام مخترعان بود؟ محصول تمدن اسلامی و بخصوص دانشمندان ایرانی در این تمدن. یعنی از وسایل تردستی، بازی‌ها، بازی و سرگرمی و این‌ها که شکل اولیه ابزار هوشمند بودند تا موارد خیلی پیچیده که می‌توانست نیروهای کوچکی را به نیروهای عظیمی تبدیل بکند. و عرض کردم کتاب الحیل نمونه‌هایی است از این که چطور تکنولوژی و فناوری مکانیک هزار و صد سال قبل در این نقطه و این نقاط از جهان کلید خورد. دستگاه‌هایی که آب را با مجسمه، انواع مجسمه حیوانات و انسان‌ها و این‌ها ترکیب می‌کرد و چطور صدای انسانی، صدای حیوانات را، انواع صداها، انواع حرکات، انواع بازی‌های مکانیکی را، اولین ساعتها و ده نوع ساعت به شکل‌های مختلف، به طرز مکانیکی که با انرژی‌های مختلف کار می‌کرد، با آفتاب، با آب و از این قبیل و با آتش حتی بخار. اولین ماشین بخارها، قرن‌ها قبل از آنچه که به نام کارخانه‌های نساجی یا ماشین بخار در انگلیس و به عنوان رنسانس علمی و صنعتی در غرب و بعد می‌گویند در کل جهان نام می‌برند، قرن‌ها قبل این‌ها چطور اصلاً عادی شده بود و در جریان بود، رایج بود. تکنیک‌هایی که در آن‌ها به کار می‌رفت که برای کسانی که از نقاط دیگر عالم به کشورهای اسلامی و از جمله بعضی از شهرهای علمی، پایگاه‌های علمی در ایران می‌آمدند، چطور برایشان این مسائل، چقدر جذاب و گیج‌کننده بود. این‌ها را که عرض می‌کنم، تعابیری است که دارند از همین منابع نقل می‌کنم که در واقع باز آن‌ها را اعترافات نامیدند.

ملاحظه کنید که در این منابع می‌آید که ذکر می‌شود که اولین ماشین‌های خودکار، اولین در واقع ربات‌ها، ربات‌های مکانیکی، دستگاه‌های مکانیک هوشمند و قابل برنامه‌ریزی، هزار سال قبل در تمدن اسلامی چگونه ریخته شد، ساخته شد. شما در مقدمه "ابن خلدون" که هم تاریخ است، هم جامعه‌شناسی سیاسی و هم نوعی فلسفه تمدن بحث می‌شود. نمونه‌های متعددی را که قرن‌ها و قرن‌ها قبل ذکر می‌کند، طراحی‌ها و اشکالی که همین چیزهایی که در تاریخ علم امروز نسبت می‌دهند به مثلاً لئوناردو داوینچی، که می‌گویند ذهن خیّال و جرقه اولیه بسیاری از اختراعات و ماشین‌ها و این‌ها در نقاشی‌های اوست، ببینید که دقیقاً ایشان از نقاشی‌ها و طراحی و مهندسی کپی زده است، ابزار را از روی آثار چند قرن قبل از خودش در تمدن اسلامی. یعنی اولین ابزار ماشین پرواز، اولین نمونه‌های ماشین پرنده یا هواپیما به اصطلاح، ابزار استخراج آب، ابزار و دستگاه برای ایجاد خلأ و این چیزها که می‌گویند در واقع پدر تئوری و صنعت جدید از جمله داوینچی است.

خب، داوینچی و غیر داوینچی، دیگرانی که از جمله در ایتالیا و اسپانیا در حوزه تمدن آندولس و تمدن اسلامی، شمال آفریقا بودند، این‌ها را از کدام کتاب‌ها و منابع درآوردند؟ عین این‌ها قرن‌ها قبل با رسم شکل در منابع و این آثار هست. یعنی بسیاری از آنچه که آغاز علم جدید، صنعت جدید، فلسفه جدید در رنسانس و در غرب از آن نام برده می‌شود، کپی‌برداری و تقلید و تکرار ایده‌هایی است که قرن‌ها، قرن‌ها قبل در تمدن اسلامی از آندولس و جنوب اروپا و شمال آفریقا تا آسیای میانه و حتی شرق آسیا این‌ها در جریان بوده است، ابداع شده است. این داوینچی نوشته‌های خود را با همان خط لاتین، از راست به چپ می‌نوشت، نه چپ به راست. و به او گفته بودند چرا از راست به چپ می‌نویسی؟ گفت برای این که این مسلمانان و عرب‌ها از راست به چپ می‌نویسند. این‌ها همه چیزشان را بیشتر از ما می‌فهمند. حتماً این هم یک حکمتی است و نکات مثبتی در از راست به چپ نوشتن است. یعنی در این حد لئوناردو داوینچی تحت تأثیر کتاب‌ها و آثار دانشمندان اسلامی است.

شما ملاحظه کنید، اولین مطالعات ریاضی هندسی "دکارت" که دکارت را از جهاتی به عنوان پدر مدرنیته و فلسفه مدرن در غرب باز نام بردند. و همین‌طور کسانی که پدران علم جدید در اروپا دانسته شدند، همه این‌ها در واقع چند قرن بعد از فیلسوفان و دانشمندان جهان اسلام، گاهی با چند واسطه، گاهی با یک واسطه، مواردی هم بدون واسطه، کتاب بالینی آن‌ها و منبع الهام و آموزششان، آثار مهندسان و دانشمندان مکانیک و فیزیک تاریخ تمدن اسلامی بوده است. و باز نقل شده است که "جورج سارتون"، یک تعبیری راجع به "ابن‌هیثم" دارد که می‌گوید بزرگ‌ترین فیزیکدان و پژوهشگر در چندین رشته در کل تاریخ، از نظر من، ابن‌هیثم است و از جمله کسانی است که باید او را پدر علم جدید و فیزیک جدید نامید. و تصریح می‌کنند که کل جهان، نه فقط اروپا، از فرانسیس بیکن و قبل از او راجع به بیکن، تا کپلر و دیگران، همه این‌ها در حوزه هم نورشناسی، هم فضا‌شناسی و ستاره‌شناسی و نجوم. در نجوم و مکانیک و فیزیک همه مدیون مطالعات ابن‌هیثم و امثال او هستند. یا در تعبیر دیگری، می‌گوید در واقع اولین نظریه‌پرداز و اولین نمونه آزمایش اتاق تاریک و هم تئوری و هم عمل آنچه که بعد به دوربین‌های عکاسی انجامید و صنعت عکاسی و بعد دوربین فیلمبرداری، جرقه اصلی همه این‌ها در ذهن ابن‌هیثم و حلقه‌های امثال او در جهان اسلام زده شد و اولین نمونه‌هایش اجرا شد. اولین عدسی‌های مقعر و محدب، یعنی پدر میکروسکوپ و تلسکوپ این‌ها هستند. اولین نمونه عینک‌ها را، انواع و اقسام عینک‌ها را، عدسی‌های مقعر و محدب را این‌ها ساختند. اولین نمونه‌های تراش، بحث تعریف نور، شکست نور، مسیر نور، سرعت نور و از این قبیل. نام حدود ده نفر از دانشمندان جهان اسلام را می‌برند که شاید بیش از نصفشان هم ایرانی هستند. می‌گوید این‌ها در واقع بشریت در این عرصه مدیون این‌هاست.

از دوربین عکاسی نام بردیم. اساساً نخستین کسانی که و نخستین کسی که کشف کرد، تبیین کرد، نظریه‌پردازی و به دنیا آموخت که اصلاً چشم چگونه کار می‌کند؟ حالا مقداری که در تاریخ علم ثبت شده است. چشم چطور کار می‌کند؟ بینایی و اولین صنعت عکسبرداری، که باید گفت پدر سینما و همه ابزارهای این‌طوری است. کیست؟ اگر علم جبر نبود و لگاریتم که همان الخوارزمی است، این‌ها نبود، ابداع خوارزمی نبود، چیزی به نام کامپیوتر با همه پیچیدگی‌هایی که دارد، دهه به دهه پیچیده‌تر می‌شود، اصلاً معنا نداشت، به وجود نمی‌آمد. این که مکانیزم دیدن چگونه است. اشیا چگونه رؤیت می‌شوند. انواع ادراکات حسی و اصلاً مفهوم عکس، مفهوم تصویر. رنگ چیست؟ نور چیست و چگونه عمل می‌کند؟ اندازه یعنی چی؟ بُعد، ابعاد را باید چطور تعریف کرد؟ این‌ها تا قبل از تمدن اسلامی برای جهان شرق و غرب در عالم نامعلوم بود. حتی خرافاتی در این مورد قالب و رایج بود. مثلاً یک فکر غالب این بود که نور، یعنی یک نور، یک پرتوهایی از چشم ما بیرون می‌آید، به اشیا می‌خورد و ما آن‌ها را می‌بینیم. این فکر در یونان باستان، در غرب، تمدن یونانی، حاکم بود و در خیلی همه جا تقریباً تا قبل از این که این دانشمندان و متفکران اسلامی و از جمله اسلام ایرانی این‌ها را کشف کنند و به دیگران بیاموزند، برای اولین بار این‌ها این‌جوری به این نحو طراحی و تئوریزه شد که انعکاس یک نوری از اشیا به چشم ما می‌رسد و بعد در چشم چه اتفاقاتی می‌افتد که ما می‌بینیم. و چرا می‌بینیم و چرا یک چیزهایی را نمی‌بینیم و چرا کم و زیاد می‌شود و در چشم چه اتفاقاتی می‌افتد و در مغز چه اتفاقاتی می‌افتد که ما می‌بینیم.

ما حتی قبل از این روایاتی داریم از اهل بیت(علیهم‌السلام) که خیلی واضح آن موقع این را تبیین هم می‌کردند. حتی خیلی قبل‌تر از امثال ابن‌هیثم و این‌ها. منتهی مخاطب آن موقع خیلی متوجه نمی‌شد.

حالا من فقط یک نمونه‌اش را الان عرض می‌کنم که از امام صادق علیه‌السلام همین مسئله عیناً نقل شده است در حوزه طبیعت‌شناسی که چگونه ما اشیا را می‌بینیم و نور چگونه می‌آید و به چشم ما می‌رسد و چه اتفاقی می‌افتد. یا راجع به صدا امام صادق(ع) فرمودند اگر خلأ باشد، اگر هوا نباشد، شما صدای همدیگر را نمی‌شنوید. یعنی این بحث هم صدا، هم نور و حرکت موجی و ارتباط شنیدن با هوا و از این قبیل. چه اتفاقی در گوش و پرده گوش می‌افتد. توجه دادن به این مسائل که این‌ها مهم است و منافاتی با دین‌داری ندارد. بلکه تمدن دینی یعنی این‌ها در ذیل عقلانیت دینی تعریف می‌شود.

نخستین آزمایشگاه‌ها، شیوه‌های تجربی، روش آزمایشی که به مسائل فقط صرفاً ذهنی نباید بحث کرد و یک نگاه علمی ترکیبی است از ذهن و حس. در حوزه طبیعت‌شناسی به خصوص. یا در بین مورخین علم، مثلاً در قرن سه هجری، که تقریباً حدود قرن نه میلادی می‌شود، فیلسوفان جهان اسلام این مسئله را به صراحت بیان می‌کنند. حالا یک نمونه که نقل می‌کند در همین منابع که چگونه "کندی" که یک فیلسوف عرب مسلمان است، این چطور نظریات مثلاً "اقلیدوس" را یکی پس از دیگری نقد می‌کند، رد می‌کند. و اولین نظریه‌های نورشناسی را در یک بخشی از حوزه نور مطرح می‌کند که تا قبل از او در تاریخ علم و تمدن، در جهان، در شرق و غرب، هیچ سند مکتوبی نیست که این سخن گفته شده باشد و همین نوع نورشناسی است که تا الان ادامه پیدا کرده است. و بسیاری اختراعات و اکتشافات بر اساس این نظریات که برای نخستین بار قبل از کندی و همه این‌ها، از امام صادق مثلاً در منابع هست. بعد از کندی تا ابن‌هیثم، او هم اهل همین بصره و عراق و این منطقه تمدن اسلامی، ایران و عراق بود. بیان شد و این که مخروط به بینایی ما آن‌طوری که یونانی‌ها می‌گفتند، پرتوهای گسسته‌ای نبوده است. و این که یک حجم سه بعدی از پرتوهای پیوسته مطرح است. در قرن 16- 17 است که "کاردانو" یک دانشمند ایتالیایی است که در دانشگاه‌ها و مدرسه‌های و آزمایشگاه‌های تمدن اسلامی است که در همان اسپانیا و سیسیل ایتالیا درس خوانده و آموزش دیده است. او پانصد قرن قبل می‌گوید «ما از طریق دانشمندان مسلمان داریم آموزش می‌بینیم و آموختیم که حرکت پرتوهای نور در خط مستقیم چگونه است، شکست نور یعنی چه، چیست و چراست، و چه آثاری دارد، و چه نتایجی از آن می‌شود گرفت؟ آینه، انواع آینه‌ها چیست. دیدن و نگاه کردن یعنی چه؟ مسافت در بینایی چه تأثیری دارد؟ زاویه چه تأثیری در بینایی دارد؟ مکانیزم چشم چگونه است؟ خطای چشم به چه معناست و چرا اتفاق می‌افتد؟ و همه این‌ها را به روش تجربی و علمی و آزمایشگاهی به ما نشان دادند و آموختند. این را پانصد سال پیش یک پزشک یا ریاضیدان مسیحی ایتالیایی می‌گوید ما این را در کتاب‌های درسی در مدرسه‌های اسلامی آموختیم که این کتاب‌ها هم برای چند قرن قبل است. یعنی او می‌گوید باز این‌ها خیلی قدیمی هستند، ولی کاملاً همچنان این نظریه جدید است. حالا الان از آن موقع پانصد سال گذشته است، هنوز این نظریات ابطال نشده است، بلکه بر این مبنا نظریات دیگری داده شد و جلو رفت. قبل از او "راجر بیکن" که پدر علم جدید در غرب و اروپا معرفی می‌شود (یعنی قبل از فرانسیس بیکن، در قرن مثلاً سیزده میلادی است)، که اگر نگوییم پدر اصلی، یکی از پدران اصلی علوم تجربی در اروپا و غرب دانسته می‌شود که آن‌ها علم جدید در کل جهان می‌گویند. خب راجر بیکن اصلاً در دانشگاه‌های مسلمانان درس خوانده است. به زبان عربی درس خوانده است و در بعضی منابع نقل شده است که راجر بیکن و امثال او، کسانی که می‌رفتند در دانشگاه‌های اسلامی عربی درس می‌خواندند، بعد که به اروپا، به شمال اروپا برمی‌گشتند، با عبا - عمامه و لباس‌های دانشمندان عرب و مسلمان برمی‌گشتند. چطور در این 100- 150 ساله اخیر برعکس شده است. از این طرف می‌روند آنجا مثلاً کراوات می‌بستند، تیپ اروپایی و آمریکایی درست می‌کردند. اینجا می‌آمدند و می‌گفتند این دانشمند جدید است. آن زمان برعکس بود. آن‌ها لباس‌های این‌ها را می‌پوشیدند. چون علم اینجا بود و وقتی که برگشته به انگلستان، یا دیگری، استاد و پروفسور دانشگاه سوربن، که همه این‌ها دانشگاه‌ها بر اساس هم معماری و هم متون درسی‌اش، ترجمه از تمدن اسلامی بود. وقتی برمی‌گردد، حتی با همان شمایل برمی‌گردد. یعنی در حوزه نورشناسی هندسی، در حوزه سازوکار بینایی، اصلاً مستقیم و سریع از رساله‌های امثال حسن بن هیثم و کندی و دیگرانی استفاده می‌کند.

"ویتلو" که یک فیزیکدان آلمانی است، او را می‌گویند از پدران فیزیک جدید و نورشناسی جدید در اروپا و غرب است و می‌گویند در جهان. هر کسی به آنجا رفته، می‌گویند برای کل جهان است. خب این‌ها همه پای درس فیزیکدانان و نورشناسان و صنعت‌گران جهان اسلام نشسته بودند و آموخته بودند.

یک نمونه دیگر، دانشمند دانمارکی است که این برای همین 70- 80 سال پیش است. هفتصد، هشتصد سال پیش این کتاب را نوشت. "سباستین روگن" می‌گوید: «ما اروپایی‌ها هر چه در حوزه پرسپکتیو و نورشناسی و هر چه در حوزه علم حرکت، حرکت‌شناسی، علم مناظر و مرایا داریم، همه را از امثال راجر بیکن گرفتیم و امثال راجر بیکن هر چه دارند، از ابن‌هیثم و کندی و چه و چه و چه هستند که همه این‌ها در قرن مثلاً چهارم قبلش، بعدش (که می‌شود قرن مثلاً دهم میلادی، یازدهم میلادی) برای اولین بار در جهان آن‌ها توضیح دادند که بینایی چه ارتباطی با شکست پرتوهای نور دارد و چرا قابل تفکیک از این مسئله نیست.»

یک نمونه دیگر هم، کتاب تاریخ علم "جورج سارتون" است که می‌گوید، خب از مطرح‌ترین شاید بزرگترین مورخین علم و تمدن در غرب و جهان است و در همین قرن بیستم است و کتاب او هم جزو منابعی است که به آن ارجاع می‌دهند، می‌گوید: «اصلی‌ترین جهش‌های موفق در چند علم مبنایی که مبانی علوم جدید و صنعت و تکنولوژی جدید هستند، از جمله علم نورشناسی، که بعدها به اختراع دوربین عکاسی، دوربین فیلمبرداری، تلسکوپ، میکروسکوپ و... انجامید، و این‌ها را جزو بزرگترین ابزار مدرن و علم مدرن و مدرنیته علمی به شمار می‌آوریم، همه ادامه آموزش‌ها و تجربیات و نوشته‌های دانشمندان مسلمان بود. کسانی که برای نخستین بار عدسی‌های مقعر و محدب را در حوزه حلقه شاگردانشان اختراع و تولید کردند. میکروسکوپ و تلسکوپ از دل آن‌ها بیرون آمد. استوانه و اسکلت اصلی آنچه به نام دوربین، دوربین عکاسی و بعدها فیلمبرداری و سینما ابداع شد، کار آنان بود. امروز تقریباً هر چه از نورشناسی می‌دانیم، برای نخستین بار توضیح علمی آن را دانشمندان مسلمان دادند. و آنچه از پزشکان برجسته مسلمان در حوزه بهداشت آموختیم، از امثال "ابن سهل بغدادی" در قرن چهار هجری، مثلاً قرن نهم، دهم میلادی است و امثال اوست. انعکاس نور از عدسی‌ها را همان‌ها کار کردند و به ما آموختند. ابن‌هیثم را در غرب به نام "الحازن"، حسن، به اصطلاح می‌شناسند و هزار سال پس از این قطعه از تاریخ و تمدن و تاریخ علم بود که آزمایش‌هایی که آن‌ها هزار سال قبل کرده بودند، بر اساس همان یادداشت‌ها و تصاویری که آن‌ها کشیده بودند، اروپا دوباره از صفر شروع کرد، تقلید کرد. این که مکانیزم بینایی چیست، انعکاس نور از اشیا، نحوه ورود آن‌ها به چشم، چگونه نور در چشم مهندسی می‌شود، همه و همه را مدیون آن‌ها هستیم. آن‌ها همه نظریات قبل از خودشان را از جمله نظریات یونان را تماماً به روش علمی استدلالی و تجربی، یک به یک نقد و بسیاری از آن‌ها را رد کردند و نظریات جدید دادند و برخی از آن‌ها را تکمیل کردند. از این نمونه‌ها زیاد است.

یک نمونه که نقل می‌شود، همین ابن هیثم که حکومت مصر که فاطمیون بودند، در یک تمدن خیلی قوی، چند قرن آنجا تشکیل داده بودند (اسلامی شیعه)، ابن هیثم خواست بیاید آب رودخانه نیل را مدیریت کند. یعنی سیلاب‌هایی که پیش می‌آید، این‌ها را چطور مهار و کنترل بکند و جلوی تخریب را بگیرد و از همین سیلاب‌ها چگونه به نفع کشاورزی و آبیاری استفاده بکند. یک طرح جامع کلی، که چگونه آبیاری و کشاورزی و آب به جاهای خشک برسد، به جای این که حالت تخریب داشته باشد. خب ایشان همین در عراق و ایران بود. از او دعوت کردند، به مصر رفت و این پروژه عظیم مهندسی را، که یکی از جرقه‌های اولیه مهندسی آب بود، این را آنجا طراحی کند. ریاضیات اقلیدوسی، ریاضیات بطلمیوس، همه این‌ها را با اصول فیزیک که و روش علوم طبیعی و تجربی، این‌ها را هم نقد کردند، هم ادغام کردند. تئوری‌های جدیدی دادند. تئوری‌های قبلی را نقد کردند. بعضی را رد کردند. بعضی را تکمیل کردند. خب می‌بینید دانشمند این‌گونه که هم ریاضیدان است، ستاره‌شناس است، پزشک است، شیمی‌دان است، فیزیسین است و در همه این عرصه‌ها، ابداع و نظریه دارد. نه فقط اطلاعات دارد. این کتاب "المناظر" که در واقع بنیادهای اولیه علم نورشناسی جدید است، بنیانگذاری آن در همین آثار و کتاب‌ها شده است.

راجع به فیزیولوژی چشم، ماهیت نور، مفهوم انعکاس و بازتاب، تفرق پرتوها، پراکندگی انواع پرتوها، چگونگی محاسبه سرعت پرتوها، ساختن انواع آینه با کاربردهای مختلف و در واقع طراحی اولین دوربین عکاسی، هزار سال پیش. آینه تخت، آینه کروی، آینه سهمی‌وار، آینه، استوانه‌های استوانه کج، کاو، انواع آزمایش‌های تجربی علمی. این که چشم یک دستگاه عدسی‌دار است و چگونه تصویرسازی می‌شود، تصویر چطور تشکیل می‌شود و اولین گام‌ها در جراحی چشم، چشم‌پزشکی تخصصی، درمان انواع دردها و چشم، کالوت‌شکافی چشم، اینجا اتفاق افتاده است. هزار سال پیش، با کاربرد هندسه انعکاس، انعکاسی، انعکاس جوی، آسمان‌ها، نور ستاره‌ها و سیارات، منظومه‌ها، چطور می‌شود فاصله ستاره‌ها و سیارات را از زمین و از همدیگر بر اساس حرکت و سرعت نور محاسبه کرد. فاصله ما از ستاره‌ها و منظومه‌ها چطور می‌شود با دقت نسبی تخمین زد. و اولین بار در تمدن اسلامی کشف کردند که اطراف زمین یک حفاظی هست به اصطلاح جو هست و ارتفاع جو را حدس زدند. شما رساله‌ای برای هزار و پنجاه سال قبل دارید که یک منجم و فیزیکدان مسلمان، می‌گوید: «لایه‌ای اطراف زمین را گرفته که محاسبه ارتفاع آن می‌شود فلان.» بروید بپرسید الان با ابزار دقیق که اندازه‌گیری می‌کنند، چه می‌گویند؟ پایین‌ترین لایه جو همین است. روش‌هایشان، روش محاسبه و ریاضیات، روش تجربه، آزمایشگاه، که اساساً تا قبل از تمدن اسلامی این‌قدر جدی این نوع روش‌ها و آزمایش‌ها گرفته نمی‌شد.

در طبیعت‌شناسی یک انقلاب بزرگ علمی اتفاق افتاده است. در یک هزار قبل، شما فیزیک غرب و یونان را ببینید، تا در دوره قبل از تمدن اسلامی، عمدتاً به چه شیوه‌ای بوده است؟ غالباً رویکردها فلسفی و متافیزیک بوده است، نه آزمایش و تجربه. این که شواهد تجربی و تکرار آزمایش برای پذیرش یک نظریه و نقد او و آسیب‌شناسی یک نظریه چطور باید باشد، الگوی پس‌گرفتن یک نظریه یا پیش رفتن یک نظریه چگونه است؟ چطور می‌شود استدلال‌های عقلی را با شواهد تجربی تکمیل کرد یا احیاناً نقد کرد؟ خب این‌ها الان در جهان امروز و تمدن امروز، آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های علمی امروز، این‌ها الان جزو الفبای پیشرفت‌های امروز و پایه‌های اصلی آن حساب می‌شود. آن موقع همه این‌ها مدیون این متفکران بودند. اصلاً شما کتاب المناظر همین ابن هیثم را ملاحظه بکنید. بسیاری نظریات یونانی از بطلمیوس و دیگران را چطور با محاسبه ریاضی نقد می‌کند. الان هزار سال از آن موقع گذشته است هنوز در کتاب‌های درسی آموزش و پرورش ما، اساتید سر کلاس‌ها از دانشگاه تا آموزش و پرورش، هنوز می‌گویند مثلاً این قانون فلان است. این قانون اِسِنِل است و به کسان دیگری نسبت می‌دهند، چه چیزها، حرف‌هایی که قرن‌ها بعد از روی آثار این متفکران اسلامی ایرانی ترجمه شده است. شما بپرسید در کتاب‌ها آن‌چه که ترجمه کرده‌اند اروپایی‌ها و همه در دنیا آن‌ها را بلغور می‌کنند، تکرار می‌کنند و همه دروغ! آقا مخترع عدسی بگویید کیست؟ ببینید چه می‌گویند. مخترع و مبدع اتاق تاریک کیست؟ وقتی دارند اصل کالبد دوربین و عکسبرداری و فیلمبرداری را بحث می‌کنند. بپرسید جراحی چشم ابتدا کجا و چه وقتی توسط چه کسانی اتفاق افتاده است؟ هزار سال این وسط تمدن اسلامی را و از جمله ایرانی را سانسور می‌کنند. اصلاً انگار نبوده است. آن‌چه که کار امثال ابن سهل و... بوده، این‌ها را نسبت می‌دهند به کسانی که قرن‌ها بعد به اروپا آمدند و با واسطه آثار این‌ها را خواندند و ترجمه کردند و به نام این‌ها تمام می‌شود. شما یادداشت‌های ابن هیثم را، یادداشت‌های نورشناسان مسلمان را الان دارید که هزار سال قبل نقاشی آن را کشیده، تصویر کشیده، یادداشت‌هایی دارد که اتاقی را می‌گوید تعبیه و تنظیم کردیم. نور را از یک منفذ و سوراخ کوچکی درون اتاق تاریک تاباندیم و شکافی مثل خورشید، موقع خورشید گرفتگی روی دیوار مقابل ایجاد شد. با بررسی‌هایی که کردیم، تصویر خورشید را در زمان کسوف ما تحلیل کردیم و به این جمع‌بندی رسیدیم و داریم این مطالعات را ادامه می‌دهیم که اگر نور از یک منفذ خیلی باریکی و دایره عبور کند روی یک صفحه تخت روبروی آن منفذ بیفتد، اگر کامل باشد، به شکل هلال ماه دیده می‌شود. و بعد آنجا هم می‌گوید ما ثابت کردیم و می‌کنیم که نور در خط مستقیم حرکت می‌کند و به چشم ما می‌رسد و وقتی پرتو نور یا انعکاس آن از یک جسم روشنی بازتاب داده بشود، از یک منفذ بگذرد، متفرق نمی‌شود. همگرایی و هم‌رأسی حفظ می‌شود. یک تصویر معکوس وارونه، واژگونه، روی یک سطح صاف سفید که موازی آن منفذ باشد، ایجاد می‌کند. آن صفحه سفید همانی است که الان به آن پرده سینما می‌گویید. و می‌گوید چرا هر چه این منفذ تنگ‌تر باشد، این سوراخ کوچکتر باشد، آن تصویر واضح‌تر می‌شود. تصویر مخروط‌شکل در محل منفذ این در همین آزمایشات. آن وقت آنجا می‌گوید ما چه نوع آزمایشاتی کردیم و به چه نتایجی رسیدیم. از آن نتایج تجربی به چه نتایج جدید عقلی و استدلالی می‌شود رسید. در واقع نور را چطور می‌شود مهندسی و مدیریت کرد؟ و چه کارهایی می‌شود با نور کرد؟ و بعد توضیح می‌دهد که اینجا که تصویر وارونه افتاد، خب چرا ما وقتی تصاویر و اشیا را می‌بینیم، چرا ما این‌ها را وارونه نمی‌بینیم؟ چرا این‌ها را درست می‌بینیم، سر پا می‌بینیم؟ آنجا توضیح می‌دهد این اتفاقی است که در عصب بینایی و در مغز ما رخ می‌دهد و یک ارتباط خاصی و بسیار دقیق و حساب‌شده‌ای آنجا برقرار است که ما در آن هیچ‌کاره‌ایم، کار ما نیست و این‌ها خداوند طوری این بدن را خلق کرده و این چشم و اعصاب مغز را که عصب بینایی و مغز یک تعامل سریع و دقیقی دارند که تصویر را تحلیل می‌کند، تشخیص می‌دهد و به ما تصویر درست را منعکس می‌کند. مغز ما آن تصویر را درست می‌بیند و برداشت می‌کند. این تعامل چطور در بین چشم و اعصاب مغز ما با نور در بیرون اتفاق می‌افتد. یعنی این تعبیری که اصلاً دوربین، این گامرا که در غرب به دوربین، کامرا و گامرا گفته می‌شود، این اصطلاح مربوط به زبان لاتین است. منشأ آن چیست؟ الان هم به دوربین کامرا می‌گویند که در عربی قمرا می‌گویند. قمرا، این کامرا همان قمرا است. قمرا یعنی اتاق ویژه، همان اتاق تاریک. «قمر» این اصطلاحی است که آن موقع دانشمند مسلمان عرب، دانشمند مسلمان به کار می‌برد. اولین نظریه را می‌دهد و باید گفت اولین دوربین و اولین عدسی را در واقع ساخته است و این قمرا همین است که الان بهش می‌گویند کامرا. این اصطلاح ریشه‌اش این بود. قرن‌ها بعد که این‌ها اولین عدسی را آن موقع ساختند، قرن‌ها بعد در قرون وسطی، در اروپا، کسانی مثل "جرارد کرمونا" می‌آید به زبان لاتین آثار این دانشمندان مسلمان را (امثال ابن‌هیثم و این‌ها را) به زبان لاتین ترجمه می‌کند. بعدها امثال راجر بیکن، ویتلو و دیگران و بعد لئوناردو داوینچی در قرن پانزدهم میلادی مثلاً، حال، آمدند چند قرن بعد یادداشت‌های این‌ها و نقاشی‌های این‌ها را، تصاویر، توضیحات این‌ها را با واسطه این ترجمه‌های لاتین، در ایتالیا و اسپانیا می‌بینند و این‌ها ترجمه می‌شود به زبان‌های دیگر و وارد شمال اروپا می‌شود، چون جنوب اروپا که همین اسپانیا و سیسیل و این‌هاست، این‌ها قرن‌ها جزو تمدن اسلامی بوده است. و بسیاری از اروپاییان مسیحی و غیرمسلمان می‌آمدند در جنوب اروپا در این دانشگاه‌ها و آزمایشگاه‌های تمدن و جهان اسلام درس می‌خواندند. در واقع در ذیل تمدن اسلامی این‌ها ساخته و تربیت شدند و دانشگاه‌ها و مدرسه‌های شمال اروپا را کم‌کم بر اساس همین دانشگاه‌ها و مدارس جهان اسلام ساختند. هم معماریشان، هم متون درسی‌شان، هم گاهی اساتیدشان، همین‌ها بود و از این طریق آشنا شدند. یعنی الان که این دوربین‌های پیشرفته دیجیتال و در حوزه فیلمبرداری، عکاسی، سینما، صنعت، صنایع مختلف سینما و... این‌ها را می‌بینید، همه این‌ها محصول آزمایش‌ها و تجربیاتی بود که در یک اتاق کوچکی به نام قمرا، که بعد کامرا شد، اتفاق افتاد. هزار سال قبل در جهان در تمدن اسلامی. خب البته الان دیگر علم نورشناسی کاملاً وسیع و تخصصی‌تر شده است و در حوزه‌های مختلف از لیزر و برش شبکه چشم و جراحی‌های لیزری و پژوهش‌های مربوط به نورتابی‌های زیستی و زیست‌شناختی در طبیعت، مثلاً نورتابی از چشم عروس دریایی و از این قبیل. تولید نور در اعماق تاریک اقیانوس‌ها، استفاده از نور در خارج از جو و از این قبیل. چطور دارد استفاده می‌شود. در واقع این‌ها همه شاخه‌هایی هستند که روی آن تنه‌ها روییدند. آن ابداع اصلی مهندسین اصلی، پدران این علوم و ابداعات و ابزار، این‌ها بودند. گام نخستین آن‌ها بودند. نخستین هم نه به معنای فقط ابتدایی، یعنی نه به این معنا که همه ابتدایی بوده است. بخشی از این‌ها تا همین الان اصول همان نظریات به قوت و اعتبار خودش باقی است و در امتداد همان، ادامه پیدا کرده و پیچیده‌تر شده و استفاده‌های خیلی بیشتری می‌شود. دقت می‌کنید؟ یعنی آزمایش‌های هزار سال پیش در آن تمدن شده هزار سال بعد؛ حالا برای اولین بار تحت تأثیر آن در اروپا شده است، آن وقت این‌ها می‌گویند در اروپا شروع شده است.

یک نمونه باز در همین منابع، این کتاب چاپ کمبریج آمده است. می‌گوید که کتاب در حوزه نورشناسی متعلق به "کمال‌الدین فارسی" که مفهوم رؤیت و دیدن، کارکرد چشم. و کتاب مهمی به نام "تنقیح المناظر لذوی الألباب و البصائر". این‌ها از مهم‌ترین آثار علمی جهان هستند. بسیاری از نکاتی که اولین و مهم‌ترین گام‌های اصلی در حوزه آزمایش تجربی، در رشته‌های تخصصی نور و چشم بود و امروز سلاح‌های لیزری، محصول آن تحقیقات است. مدیون همان گام‌هاست. اولین بار در تمدن اسلامی این شخصیت‌ها بودند که دقیقاً چشم حیوان و چشم انسان را کالبدشکافی کردند و تصویر آن را کشیدند، اجزای آن را شکافتند، باز کردند، معاینه کردند و هنوز آن تصاویر و آن نقاشی‌ها هست، هنوز نام‌هایی که همان موقع روی آن گذاشتند، باقی است. منتهی کم‌کم نام‌های اروپایی روی آن گذاشتند و اسم آن عوض شد. نسل‌های بعد، امروزه این خبر را فکر می‌کند کلاً شناسنامه این علوم و ابزارها تماماً شناسنامه‌های جعلی و جدیدی است که برای آن ساخته شده است. خب متاسفانه این‌ها نه فقط در دانشگاه‌های غرب، بلکه در دانشگاه‌های خود ما هم سانسور شده و مجهول مانده و متروک شده است. به حدی که این‌ها را وقتی می‌گویم و می‌نویسم، باز یک عده‌ای باور نمی‌کنند یا توجه نمی‌کنند و اهمیت نمی‌دهند.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته



نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha