تقصیر ما بود، نه آمریکا؟! (اسناد لانه و حاکمیت اسرائیل در ایران پهلوی)
نشست (خیانتهای "خوشمزه"، "اتوکشیده" و "موجه") اساتید دانشگاههای خراسان جنوبی - ۱۴۰۴
بسمالله الرحمن الرحیم
هیچ وقت یادتان میآید یا در مورد تاریخ قبلتر از خودمان خواندید، جایی که ایران تا این اندازه که اکنون هست، در سطح جهان، افکار عمومی، مطرح و مهم بوده باشد و اینقدر بین ملتها محبوب باشد؟ همانقدر که مغضوب بین قدرتها است. من یادم نمیآید. حتی در تاریخ چهل و چند ساله بعد از انقلاب، در بیش از صد کشور جهان، پرچم ایران را و پرچم فلسطین را، این دو تا را ملتهای دیگر دستشان بگیرند و دور سرشان بچرخانند و شعارهایی که فقط در ایران داده میشد، شنیده شده بود، ممکن بود گفته شود، فقط در ایران، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، اصلاً کسی جای دیگری نمیگفت. امروز این شعار جهانی شد. این خیلی نکته مهمی است. هر چه میزنند، این قویتر میشود. قرآن میفرماید که وقتی یک بذری، خدا میخواهد این بشکفد و بالا بیاید، «فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ...» (فتح/ 29)؛ مستقر میشود، روی ساقهاش میایستد، بزرگ میشود، همه منتظر هستند این پژمرده شود، تمام شود، این هی بیشتر گل میدهد.
امروز همه داریم میبینیم، فضای مجازی کمک کرد. دیکتاتوری رسانهای که امپریالیسم رسانهای آمریکایی و صهیونیستی در ۶۰- ۷۰ سال گذشته از جنگ جهانی دوم به بعد بشکند. یک روزنهای باز شد برای اولین بار دنیا جنایتهای آنلاین را دید. قبلاً نمیدید. کسی اینها را اصلاً خبری نداشت. یک گزارش رسمی میآمد. گزارش اینها بود. رسانهها هم برای اینها بود. کسی خبردار نمیشد. اکنون برخط، مردم جهان میبینند در صحنه، کف زمین چه اتفاقی دارد میافتد و چه دروغهایی به اینها گفته میشود.
بنیانگذار معنادرمانی در غرب خطاب به همه معلمها و استادها مطلبی مینویسد. میگوید که: چیزهایی دیدم که هیچ کس نباید ببیند و کاش من نمیدیدم. من پزشکان بسیار ماهری دیدم که بچههای معصوم را مسموم میکردند. به شکنجهگران آموزش میدادند چطوری بدن اسیران را درد بیشتر به آن میتوانید وارد کنید. من فارغالتحصیلان دانشگاهی و دکترهایی را دیدم که به راحتی میتوانستند انسانها را بسوزانند. اتاقهای گاز دیدم که توسط بهترین مهندسین طراحی شده بود. بمبهای شیمیایی توسط بهترین شیمیدانان، شاگرد اولهای دانشگاه تهیه شد.
و این ایدئولوژیهایی که در قرن گذشته صد میلیون آدم را کشتار کرد. اصلاً دعوا قرن گذشته بین سه تا ایدئولوژی مادی غربی بود. سه تا بچه مدرنیته بین کمونیسم و فاشیسم و لیبرالیسم. این سه تا سر قدرت. صد میلیون زدند از همدیگر و از دنیا را کشتند. الان هم که ربع قرن از این قرن 21 گذشته است، شما همانها را دارید میبینید. برندگان آن جنگ قبلی مشغول جنایات هستند، دائم تا تبدیل به بازندههای آینده نشوند. میگوید اصلاً در تاریخ بشر این مقداری که مدرنیته به بشر، صدمه مادی و معنوی صدمه زد در تاریخ سابقه داشته است؟ هیچ جنگی در تاریخ بشر نبوده است که ظرف چهار پنج سال یک جنگ و با فاصله بیست سی سال دو تا جنگ، صد میلیون این دو تا جنگ کشته داشته است. اصلاً کل اروپا که در جنگ نابود شد و برای همین هم آمریکا بالا آمد. آمریکا تا قبل از جنگ جهانی اول و دوم اصلاً چیزی نبود. بعد این دو تا جنگ، آمریکا و اروپا خودشان زدند همدیگر را نابود کردند و دنیا را به آتش کشیدند. دهها میلیون مسیحی، میلیونها مسلمان و چند میلیون هم یهودی را کشتند،. ولی کل فیلمهایی که میزنند تا همین الان انگار کل قربانیان جنگ، همین یهودیها بودند.
میگوید: تمام این جنایتهایی که دارد میشود، چه در علوم پایه و علومی که منجر شد به، منجر میشود به صنعت، تکنولوژی، از جمله تکنولوژی مواد مخدر، تکنولوژی کشتار جمعی، بمب شیمیایی، بمب اتمی هستهای، بمب میکروبی، تا تکنولوژی پورنو و فساد و فروپاشی خانواده و اخلاق در جوامع دنیا، تکنولوژی استراق سمع و فروپاشی حریم خصوصی، میگوید تمام اینها محصول فارغالتحصیلان شاگرد ممتاز دانشگاههای ما بودند!
ایدئولوژیها را هم فارغالتحصیلان دانشگاههای ما ساختند. مارکسیسم کجا ساخته شد؟ لیبرالیسم کجا تئوریزه شد؟ چه کسانی شکل علمی و روشنفکری به فاشیسم دادند؟ اینها هم توسط متفکران دانشگاهی صورت گرفت. اینها هم متخصص بودند در رشته خودشان، در رشتههای علوم انسانی. میگوید: آنهایی که آمدند ترویج کردند، هیچچیزی از هیچ چیزی قابل تشخیص نیست. همه چیز مثل همه چیز است و همه چیز نسبی است و همه چیز مشکوک است. این را چه کسانی؟ این را قبلاً یک عده آدم خل و اینها میگفتند. هر کی میگفت که هیچ کس هیچ چیزی را نمیفهمد، میگفتند: این خودش نفهم است. به بقیه میگفتند: نفهم! اما چه کسانی آمدند این را روشنفکریاش کردند؟ به نام فلسفه علم، به نام اپیستمولوژی. میگوید: شاگردهای ما بودند. آمدند در دانشگاهها گفتند: هر چه که مادی نیست، با چشم دیده نمیشود، زیر تیغ جراحی نمیآید، علمی نیست و وجود ندارد.
خب، حالا شرف زیر تیغ جراحی میآید؟ اخلاق زیر تیغ جراحی میآید؟ اصلاً خدا و فرشته و قیامت، نه. محبت و عشق، وفاداری، بله، انسانیت، صداقت، اینها توهم است؟ چون تو زیر تیغ جراحی و زیر میکروسکوپ نمیبینی! میگوید: اصلاً ما، ما با همین، به اسم علم مدرن و اینها، پدر خودمان را درآوردیم. حیوان، وحشیترین حیوانات را مسلح کردیم. قبلاً هم این وحشیها بودند، مسلح نبودند، مجهز نبودند، بمب اتم نداشتند، تکنولوژی ترور نداشتند. رسانه این را نداشتند که کل دنیا را سانسور کنند. سیاه و سفید نشان بدهند، جای شهید و جلاد را عوض کنند. این امکانات را نداشتند. در تاریخ هیچ وقت، یعنی همین ایدئولوژیهای مدرنی که مفهوم اخلاق را زدند، عدالت و حقیقت را زدند، گفتند: معنویت یعنی چه؟ ملکوت عالم چیست؟ خدا چیست؟ روح چیست؟ اخلاق چیست؟ اقتصاد یعنی بزن و بخور. سیاست یعنی بزن و برو! حقوق بشر هم میگوییم، میسازیم تا جایی که به دردمان بخورد کسانی را بزنیم، وگرنه خودمان بزرگترین جنایتکاران علیه بشریم. دروغ بگو، کار خود را راه بینداز، برو جلو. دیپلماسی ابزار جنایت برای ملتهای دیگر ابزاری است که آنها را تسلیم کنیم. اصلاً دروغ بگو.
اصلاً میدانید پدر سیاست مدرن در اروپا میگویند ماکیاولی است. شعار ماکیاولی در کتاب «شهریار» چیست؟ میگوید: به خاطر اخلاق! میگوید: اصلاً دین و اخلاق و این چرت و پرتها را بگذارید کنار. اگر کارت با راست گفتن پیش میرود، بگو. نه به خاطر این که راست، صداقت حرمت دارد. اگر با دروغ گفتن پیش میرود، دروغ بگو. میگوید: دشمن خود را بکش و اگر میتوانی دوستان خود را نیز. دروغ بگو و وانمود کن که راست میگویی. قرارداد امضا کن و به محض این که دیدی به نفعت نیست، پاره کن!
این آدم را تقدیس میکنند. میگویند: قرون وسطا قبل از این حرفها بود، حرفهای مثلاً معنوی اخلاقی اینها را میگفتند. اینها دیگر حالا مدرن شده است، بشر سکولار شده است. واقعبین باش. سیاست یعنی این. بترسانید. مردم یا شیر هستند یا روباه هستند. حالا طبقه و رتبهبندی آدمها که چه کسانی گرگ هستند، چه کسانی روباه هستند، چه کسانی شیر و چه کسانی گوسفندند، با هر کدام مناسب خودشان، چیزی جلوی آنها بیندازید که خوششان بیاید. میگوید: همانطور که جلوی سگ چیزی میاندازند تا دم بجنباند، جلوی مردم خودتان، دلشان را ببینید چه میخواهد، خوششان میآید؟ ولو غلط. آن کار را بکن. برایت کف میزنند. بعد جیبهایشان را خالی کن، غارتشان کن، بردهشان کن. ولی هیچ وقت یادت نرود ابزار ترس را نباید کنار بگذاری. چون اگر همهاش را به خوشآمدن بگذاری، یک جاهایی هم ممکن است خوششان نیاید. باید بفهمی اگر خوشت هم نمیآید، باید آنطوری که ما میگوییم عمل کنی، وگرنه میخوری!
شما این ادبیات را و این روش را الان مثلاً در سبک کار ترامپ و صهیونیستها و اینها، عیناً دارید میبینید. سالها مذاکره کردهاند، قرارداد امضا شده است. این یارو آمد پاره کرد رسماً. بعد دوباره گفت: بیایید مذاکره. آمدند نشستند مذاکره. در وسط مذاکره ترور میکند، بمباران میکند. بعد میگوید: باید بیایید مذاکره! اصلاً سیاست بینالملل اینجوری است دنیا. دیپلماسی، سازمان مللش، سازمان حقوق بشرش، این آژانس انرژی اتمی، همهشان. مبارزه با تروریسم، مبارزه با شکنجه، دفاع از حقوق زنان، دفاع از حقوق کودک، جلوگیری از جنگ و دفاع از صلح جهانی، مبارزه با تسلیحات کشتار جمعی، یعنی دقیقاً کمدی است. در عین حال تراژدی است. یعنی از این مسخرهتر نمیشود. این همان سیاستی است که میگوید در عالم جز قدرت و ثروت چیزی معنی ندارد. ما اگر از شما بترسیم، خودمان را مجبوریم کنترل کنیم. نترسیم، میزنیم. پیام دادند که نه، آمریکا خوب است. اسرائیل بد است. این کار ترامپ نبوده، کار نتانیاهو بوده است و فلان. این سگ زرد آمد گفت که: اگر ایران، همانطور که سوریه آدم شد و کاشتی رفتیم آنجا با کمک این حکومتهای عربی و ترکیه و تکفیریها. اگر ایران هم خلاصه بگوید: غلط کردم. و اینها، شعارهایتان را کنار بگذارید و هر چه میگوییم به حرف بکنید، برای شما هم شاید یک فکری بکنیم.» دقیقاً. به محض این که این حرف زده شد، با هر نیتی، من نمیگویم با نیت بد. بلافاصله جوابش آمد. امام میگفت: اینها سگ هار هستند. اگر فرار کنی، رهایت نمیکنند. میآیند پارهپارهات میکنند. باید بایستی. وقتی میایستی، آنها هم میایستند. برو جلو، میرود عقب. یعنی اگر شما میخواهید به حقتان، به صلحتان، به امنیتتان احترام بگذارند، باید قوی بزنی. نزنی، چند برابر میخوری. اگر کسی از دیوار یک خانه بالا میآید، دو سه نفر را میزند ولی یک کتک مشتی هم میخورد. سرش میشکند. دفعه بعد میگوید از این خانه بالا نرو. این خانه، اینها میزنند. برویم خانههای بقیه! ولی وقتی میآید، هی بگویی نه، تو خوبی. او بد است! خب، میفهمد چه خبر است. میگوید این آماده است! بقیه رفقایش هم صدا میکند که بیایید برویم که شکار را گیر آوردیم!
در قرآن چقدر آیات راجع به همین مسئله داریم. چقدر امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه همین اخطار را داده است. حتی فرمود: به خانه دشمن بروید، به آن ضربه بزنید. وقتی میدانید قطعاً دارد به شما ضربه میزند. وگرنه او میآید در خانه شما، به شما ضربه میزند. این اصلاً عقل نظامی سیاسی، عقلانیت هم همین را میگوید. خیال کردید هر چه جمعتر بنشینید و سرتان را پایین بگیرید و بگویید نه، شما خوب هستید. نه، شما نزدید! او خودش دارد میگوید ما زدیم! اما تو میگویی نه، شما نزدید! ولی اگر جلویش بایستی، میگوید اینها شهید میدهند، محکم حاضر هستند هزینه هم بدهند تا آخرش هم میایستند. امکان ندارد جلو بیاید. چون تمام محاسبات آنها مادی است.
الان شما ببینید به ۱۰ کشور حمله کردهاند. به عراق، سوریه، لیبی، یمن، سودان، سومالی، لبنان، غزه، افغانستان. به ۱۰ کشور در ۱۰-- ۱۵ سال حمله کردهاند. چرا به ایران مستقیماً حمله نکردند؟ برای این که میترسیدند. میگفتند اینها یک جور دیگری جواب میدهند. یک جاهایی که میبینید حمله میکنند، برای این که یک روزنههایی را باز میبینند. که میگویند شاید اینها این دفعه یک کمی چرتکه بیندازند، جواب ندهند! به محض این که ببینند چرتکههای مادی بر چرتکههای معنوی غلبه کرد، میگویند خیلی خب. آمدی در بازی ما! در زمین ما وارد قمار شدی! حالا کاملاً تو را میتوانند پیشبینی کنند و کنترل کنند. تا الان اصلاً خارج از زمین ما داشتی بازی میکردی. از نظر ما تو دیوانه بودی. حالا که به زمین آمدی، دیگه نه، کاملاً قابل پیشبینی و محاسبه هستی. میفهمم اگر چه بگویم، جا میزنی.
شما ببینید آمریکا چند هفته یمن رفت و اول گفت من سه روزه یمن را تمامش میکنم. چندین هفته گذشت. خودش عقبنشینی کرد. یمن چه چیزی دارد؟ دو تا ناوش را اینها زدند. صدمه جدی خورد. بردند عقب، تعمیر کنند. اولین اف ۳۵، که در دنیا میگویند اینها قابل افتادن نیستند، یمنیها زدند. او میداند اگر ۱۰ بار دیگر هم برود بمباران بکند، آنها ول نمیکنند. اصلاً آنها ول کردند. یمنیها ول نمیکنند و آنها هنوز هر روز در اسرائیل میزنند. آن بخشهایی از ما را هم که نمیتوانند محاسبه کنند یا میدانند جدی هستیم، به خاطر منافع خودشان حریم نگه میدارند.
در همین ۱۲ روز، خب جنگ را اینها شروع کردند. خودشان هم تمامش کردند. خودشان گفتند ما دیگر نمیزنیم، شما هم فعلاً نزنید، آتشبس هم در کار نیست. توقف است. تازه آتشبس هیچی، صلح هم با آمریکا امضا بکنی، اینجوری است. به نفع خودش میبیند و الا پاره میکند، جلو میآید. میدانید سید حسن را بعد از اعلام آتشبس با حزبالله ترور کردند. آتشبس اعلام کردند که ما دیگر نمیزنیم. بعد او را ترور کردند. یحیی سنوار را بعد از این که به حماس آتشبس دادند، گفتند فعلاً آتشبس! او را زدند. اینجوری هستند. همین الان هم بعضیها سادهلوح هستند. اینها تا در محاسبات مادی، چون فقط محاسبات مادی دارند، تا آنجا به این نتیجه نرسند که تهدیدها بیشتر است برای آنها تا فرصتها، ادامه میدهند. آن لحظهای که بفهمند نه، نمیارزد. اصلاً الان هم که دست برداشتهاند، برای این که ترسیدند. یعنی اسرائیل ضرباتی خورد که در تاریخ خود نخورده بود و اسرائیل شکست خورد، نتوانست ادامه بدهد. آمریکا به میدان آمد.
اسرائیل اگر خود اسرائیل باشد، با ما بخواهد بجنگد، با محاسبه میشود گفت که اسرائیل دو هفته عمر نمیکند متلاشی میشود، نابود میشود. یعنی همین موشکهایی را که ایران زد، اگر دو هفته دیگر میزد، اسرائیل تمام بود. اسرائیل در کار نیست. آمریکا است، انگلیس است، فرانسه است، آلمان است، همه آنها هستند. کل ناتو دارد میجنگد. این رفته بود. اینها به دستور آمریکا و انگلیس آن را نگه داشتند. یک جنگ جهانی این وسط بود و نتوانستند حزبالله و حماس را شکست بدهند. میدانید اینها اول چه گفتند؟ گفتند ما حزبالله را در لبنان، حماس را در فلسطین، اولاً خلع سلاح باید بشوند، شدند؟ نه. دو) اسیرانمان را باید آزاد کنند، آزاد کردند؟ نه. بعد اصلاً باید از بین بروند. حزبالله و حماس از بین نرفتهاند. بعضیها خیالشان حزبالله الان از بین رفت. این سیاستی است که الان حزبالله باید آماده باشد، خود را بازسازی کند و خود اینها این را بهتر میدانند. اینها هنوز نتوانستند غزه را بروند بگیرند. غزه به اندازه کرج است. نتوانستند بروند بگیرند. هنوز نفهمیدند آنجا بقیه اسیرانشان کجا هستند. اگر کل اینها با هم بخواهند خاک لبنان را بگیرند، نمیتوانند. الان آمریکا و کل ناتو بخواهند به ایران حمله نظامی بکنند، که بیایند یک کشوری را بگیرند اصلاً نمیتوانند. نه این که نمیخواهند. نمیتوانند. اینها دو تا هنر دارند. یکی موشک را از راه دور روی خانههای مردم بزنند، مردم بیسلاح را بزنند، زن و بچهها را بزنند. دوم صنعت ترور. اینها متخصصترین تروریستهای تاریخ هستند. علیه تروریسم حرف میزنند. دو کار بلد هستند تا الان هم در لبنان و غزه و ایران و یمن و... هر جا هر کاری کردند، فقط بمباران مردم و ترور کادرهای انقلابی بوده است. ترور و قتل عام. کار دیگری بلد نیستند. جنگیدن بلد نیستند. اینها نمیتوانند بجنگند. آنجوری که مثلاً هشت سال ما با عراق جنگیدیم، اینها نمیتوانند بجنگند. چون اصلاً سرباز فداکار و میهن ندارند. همهاینها برای پول آمدهاند. سینمای هالیوود اینها را ایالات متحده آمریکا کرده است.
شما دیدید، قبلاً در دهه گذشته، برای اولین بار دوتا از کشتیهای انگلیسی و آمریکاییها جدا، دو تا قایقشان در آبهای ما آمدند. بچههای ما رفتند، اینها را گرفتند. خب، فیلمش هست، بخشی از آنها پخش شد. این کماندوهای آمریکایی و کماندوهای انگلیسی شلوارشان را خیس کرده بودند. مثل بچه از ترس. گریه میکردند که این مثلاً یک بچه بسیجی میگفت نترس آقا جون، چیزی نیست. نازش میکرد، به آن شکلات داد. گفت چیزی نیست. ما کاری نداریم. این چیزهایی را که به تو گفتهاند، دروغ است. ما کاری نداریم. بیا کت و شلوار نو هم به تو میدهیم! میدانید وقتی اینها برگشتند، چون اینجا پای تلویزیون، هم آن کماندوی آمریکایی، هم انگلیسی گریه کرده بودند، اینها همانهایی هستند که فیلم برایشان میسازند، تفنگداران دریایی! واقعیت آنها اینها هستند! بعد که برگشتند، اینها را آنجا توبیخ کردند. دوتا از آنها را بازداشت کردند که شما چرا آبروی ما را آنجا بردید؟ بعد گفتند باید جبران کنی. آنجا رفت، به دروغ مصاحبه از آنها گرفتند و گفتند باید بگویی که اسلحه روی سر ما گذاشته بودند گفتند باید گریه کنید!
اما روی یک چیز حساب کردند. پشت جبهه ما هم داخل حاکمیت، بعضی از تصمیمسازان، هم در افکار عمومی که تقصیر ما بوده است که آمریکا به ما حمله کرده است! زمان شاه میگفتند: تقصیر ما بوده که شاه هزاران نفر را در خیابانها کشت. تقصیر ما بود. چرا گفتید: «مرگ بر شاه؟» تقصیر ما بود، صدام به ما حمله کرد. تقصیر ما بوده که آمریکا تحریم کرده است. تقصیر حماس بوده است که اسرائیل زده کشته است. خون این ۴۰- ۵۰ هزار پای حماس است، نه اسرائیل. تقصیر سید حسن نصرالله بوده است که... این همان حرفی است که میگفتند: عاشورا تقصیر خود حسین بن علی بود که تکهتکهشان کردند، زن و بچههایش به اسارت رفتند. خب، چرا با یزید بیعت نکردی؟ چرا درگیر شدی علیه حکومت؟ چرا زن و بچهها را آوردی؟ تقصیر خودت بود. تقصیر علی بود که ترورش کردند. سه تا جنگ علیه او را انداختند. تقصیر پیغمبر اکرم بود که ۷۰-۸۰ تا جنگ علیه او راه انداختند. تقصیر عیسی بود که خواستند او را به صلیب بکشند. یک کارهایی کرده بود. یک حرفهایی زده بود. بیتربیتی بود. میخواستند او را ادب کنند! برای چه این حرفها را زدی که حالا بخواهند تو را به صلیب بکشند؟ تقصیر موسی بود که فرعون راه افتاد. تقصیر ابراهیم بود که او را توی آتش انداختند! چرا بتهای اینها را شکستی؟ چرا تبر برداشتی؟ حالا خوردی، بخور! اصلاً تقصیر خدا بود که دنیا را اینجوری ساخته است. تقصیر خودش است. دقت کنید. این حرفها را همین الان یک کسانی میزنند که آقا تقصیر ما بود که به ما حمله کردند! اینها را باید مراقب بود.
یکی هم داخل حاکمیت، کسانی واقعاً فکر کنند حساب آمریکا و اسرائیل جداست. گرچه خب، خودشان هم همه میدانند. الان که در همه دنیا در ۱۰۰- ۱۲۰ تا کشور دنیا، مرگ بر آمریکا و اسرائیل به هم سنجاق است. همه میدانند اینها یکی هستند. یک آدم عاقل واقعبینی هست، ولو بیدین. یک آدم عاقل واقعبین هست که الان حساب آمریکا و اسرائیل را در جنایتهایشان از هم جدا کند؟ اصلاً خود او دارد ده بار میگوید. همین ترامپ مگر نگفت من گفتم قاسم سلیمانی را بزنند، ترورش کنند. من او را کشتم بله! و بعد در ۱۰- ۲۰ تا ایالت آمریکا عکس همین ترامپ را رئیس جمهور خودشان را آتش زدند. عکس سلیمانی را بردند روی دست جوانهای آمریکایی. تو گفتی این تروریست است. گفتی این بزرگترین تروریست دنیا بود او را کشتیم. خب، چرا در خود آمریکا و در کل دنیا، همه عکس این را بالا بردند؟ عکس تو را آتش زدند؟ بزرگترین تشییع جنازه دنیا برای بزرگترین تروریست دنیا که آقا قاسم سلیمانی است، به قول اینها، انجام شد. خب، او خودش میگوید من کشتم. خودش میگوید: آمریکا داعش را درست کرد. خودش گفت دیگه. یادتان است؟ دوره قبل خودش گفت اصلاً این داعش را آمریکا، یعنی کلینتون، سازمان سیا و اینها با کمک رژیمهای منطقه، ما داعش را درست کردیم که بیندازیم به جان جبهه مقاومت.» بعد به اسم مبارزه با داعش، نیرو آوردند در عراق و سوریه و کجا و کجا. بیرون نمیروند. سالها مذاکره کردند با آمریکا. برجام آمد با همه نقاط ضعفش. چون میدانید در برجام ایران به تمام تعهداتش پیشپیش عمل کرد چون خیلی بچه با تربیتی است و آن طرف به ۹۵ درصد، به هیچکدام از تعهداتش عمل نکردند. نه آمریکا، نه آن سه تا اروپایی. به هیچکدام عمل نکردند. آن سه تا رفتند. ترامپ هم پارهاش کرد. اینجوری هستند. حالا آمده، دارد مذاکره میکند. در وسط مذاکره که اصلاً معلوم بود این مذاکره دروغ است، به جایی نمیرسد. من معذرت میخواهم یک خودش این تعبیر را به کار برد. هنوز فیلم آن هست. حتی به متحدین خودش علنی گفت که هر کس میخواهد با من ملاقات کند، تعهد و قراردادی، حساب و کتابی داشته باشد، باید وقت قبلی بگیرد. وقت قبلیاش این بود، گفت باید بیاید باسنش را ببوسد! دیدید خودش رسماً در سخنرانیاش هست الان. حالا بعد از این همه جنایتها را مطرح کنند که این کارها را که اسرائیلیها کردند، ربطی به ترامپ نداشت. ترامپ طفلک در جریان نبوده است! این بمبارانها و ترورهایی که کرد، دیدید چطور فرماندهان سپاه و ارتش و... همه را زدیم ترور کردیم؟ بعد گفت رهبرتان را هم من گفتم فعلاً نزنید. این همان وقتی بود که هنوز نیامده بود گفت که حماس باید تسلیم شود. این چند روز فرصت میدهم، بعد جهنم به پا میکنم! خودش گفت دیگه! آمد، هر غلطی توانست کرد. حماس یک قدم عقب نرفت. تسلیم نشد. به اسرائیل گفت و خودش هم کمک کرد. زدند. چند هزار نفر دیگر را کشتند. میگویند به اندازه چند برابر جنگ جهانی دوم و بمب اتم، اینها در غزه بمب ریختهاند. ولی دو سوم غزه نابود شده است. هنوز ۲۰- ۳۰ هزار جنازه زیر آوارها است. ولی این ملت تسلیم نمیشود.
خب، تو گفتی که حماس را اینجوری... نشد. گفتی حزبالله باید تسلیم شود وگرنه فلان میکنم. این فلان، آن جنایت را هم در حزبالله و در لبنان هم کردی ولی باز هم تسلیم نشدند. وضع فرقی نکرده است. نه حزبالله نه حماس تسلیم نشدند. نه غزه نه لبنان را نمیتوانی اشغال کنی. اسلحههایشان را هم تحویل ندادند. اسیران را هم نتوانستی آزاد کنی. فقط آدم کشتی. خب، این دو تا شکست در غزه و لبنان. به یمن گفت غلاف کن وگرنه آمدم حسابت را برسم. رفت سه هفته بمباران کرد. بعد گفت که نزن تا نزنم. اصلاً یمنیها گفتند ما که با تو کاری نداشتیم. ما داشتیم اسرائیل را میزدیم. تو خودت را جلو انداختی، زدی ما هم تو را زدیم! حالا به ما میگویی نزن تا نزنیم؟ نزن تا ما نزنیم. ما داشتیم اسرائیل را میزدیم. باز هم میزنیم. خودش را کنار کشید. اینها اینجوری هستند. به ایران هم یک چیزی را دوستان بدانید. اینها الان خودشان دارند اعتراف میکنند. این ۱۲ روز جنگ یک جنگ معمولی نبود. اینها آمدند تا سرنگون کنند. و در هر کشوری در جهان این کار را بکنند، او سرنگون میشود. فقط اینجا نمیشود. اینها که زمان مصدق کودتا کردند و یک نهضتی را شکست دادند. شاه را دوباره پای کار نشاندند. این کاری را که در همین ۱۲ روز، بلکه در این ۴۶ سال کردهاند، مخصوصاً در این ۱۲ روز، چند هزار کودتای ۲۸ مرداد بود! اینها گفتند هستههایشان را میزنیم. نهادهای حکومتیشان را میزنیم. حتی میدانید جلسه سران قوا را زدند. جلسه همین شورای امنیت سران قوا را هم زدند. اینها گفتند اینها را میزنیم. فرماندههای سپاه و ارتش و... را میزنیم. بعد در شهرها هم معلوم شد اینها چند سال است دارند چند هزار آدم را در ایران سازماندهی میکنند متأسفانه نفهمیدند. با این که خب، خیلی کارهای بزرگی کردهاند. در این سالها توطئههای زیادی را خنثی کردهاند. اینها گفتند ما چند هزار آدم را، سرویسهای جاسوسی چندین کشور است. نه فقط آمریکا و اسرائیل.
اینها یک اتاق جنگ و یک اتاق عملیات و اتاق اطلاعات دارند. ۲۰- ۳۰ کشور آنجا دارند شبانه روز کار میکنند. یک جنگ جهانی اعلام نشده است. موشکهای ما را که میزدند، ۱۰- ۲۰ کشور میآمدند سپر میشدند که موشکهای ما به اسرائیل نخورد. باز هم آنجوری داغونش کردند. و اگر داغون نمیکردند، رها نمیکردند. یکی مردم را دیدند که این مردم در صحنه هستند، یکی از تحلیلهای آنها این بود که ما میزنیم. این سران نظام که میروند. همان تحلیلی را که سال ۶۰ کردند که منافقین، بهشتی و رجایی و باهنر را زدند، یک مرتبه سران سه قوا را زدند امام را هم میخواستند بزنند و گفتند مردم هم با ما هستند میریزند در خیابان و تمام! ولی بعد دیدند تازه شروع شد. آن وقت بنیصدر زیر ابرویش را برداشت، چادر سرش کرد، سیبیلهایش را تراشید، در رفت. رجوی هم با هواپیمای خلبان شاه با او فرار کرد رفت. خب، اینها این کارها را کردهاند. الان هم همینطور شد. این به اندازه چند صدتا کودتا بود. مردم و نیروهای کشور، همه ایستادند و البته هنوز هم تمام نشده است.
حالا شما ملاحظه کنید تا رهبری آقا آمد، گفت که به ملت سه تا تبریک میگویم. و دیدید که نقطه چهارم مهمتر است. اصلاً نمیگویند، همیشه یک بهانهای میآورند. هستهای، حجاب، حقوق بشر، تروریسم و... اما این دفعه دیگه این یارو صریح حرف زد. من از این ترامپ اتفاقاً راضی هستم برای این که این آمریکای بدون نقاب است. آن اوباما و اینها منافق هستند. حرف میزنند ولی همین جنایتها را میکنند. همین تحریم، همین ترورها، همین جنگها، همه زمان آنها شده است. ولی سعی میکنند مؤدب حرف بزنند. این یارو (ترامپ) لاتی صحبت میکند و این خیلی خوب است. این به نفع ما است و به ضرر آمریکا است. الان آمریکا در دنیا هم به شدت منفور شده است، هم مسخرهاش میکنند. در تاریخ آمریکا و اسرائیل اینقدر که الان منفور ملتها هستند، نبودند. اصلاً تا چند دهه پیش اینها محبوب بودند. از بس اسرائیل را، جای جلاد و شهید را معکوس نشان میدادند. حالا جالب است، آن نسل قبلیهای آمریکا و اروپا هنوز نظرسنجیها، یک بخشهایی طرفدار اسرائیل و آمریکا و اینها هستند. این نسل جدیدشان، این نسل z آمریکا و اروپا ۸۰ درصد طرفدار ما و فلسطین هستند. این خیلی جالب است. چرا؟ چون با رسانههای مجازی و اینترنت سر و کار دارند، خبرهای دیگر را میشنوند. روایتهای دیگر را میبینند. مسائل را آنلاین میبینند. این نسلهای جدیدشان با اینها مخالف هستند. این خیلی چیز مهمی است. اینها افکار عمومی خودشان و افکار عمومی دنیا را از دست دادهاند. این شوخی نیست که در ۱۰۰ تا کشور مردم. روشنفکرها، کمونیستها، حقوق بشریها، ملیگراها پرچم ایران را بالا میبرند و همه جا دارند میگویند ایران قهرمان است. در اسرائیل، معاون وزیر خارجه اسرائیل گفت ایران و رهبر ایرانٰ امروز چگوآرای جهان شدند. همه دارند کف میزنند. من با چندین نفر از رفقا، دوستان سابقمان که در کشورهای مختلف استاد دانشگاه هستند، درس میخوانند، پیام دادم یا آمده بودند آنها را دیدم میگفت آقا، اصلاً نمیدانید همیشه به ما ایرانیها در همه جا، در کشورها توهین میشد الان هر جا میرویم، ایشان میگفت چند مورد، مثلاً به رستوران رفتیم، یا در هواپیما رفتیم تا فهمیدند ایرانی هستیم، مردم بلند شدند، برای ما کف میزنند و ایران، ایران میگویند. میگفت مثل این که داریم خواب میبینیم. چقدر عزت و احترام پیدا کردیم. حتی شما دیدید در این ایام این ضدانقلابهایی که ۳۰ سال- ۴۰ سال است دارند فحش میدهند، آمده عکس رهبری را دستش گرفته و میگوید: «من چاکر این آقا هستم.» یکیشان آمده است، میگوید: «من ۳۰ سال است اینجا دارم در رسانههای اینها به ایران فحش میدهم – فیلم آن الان در فضای مجازی هست من هم اینجا دارم - ولی الان میگویم خدایا، سایه این آقا را بالای سر ما نگه دار. تو ۳۰-۴۰ سال است داری فحش میدهی! یعنی وقتی که حتی آنهایی که مخالف هستند، ولی هنوز یک ذره شرف ته او هنوز مانده است ولو به نام ملیت و ایرانی، همه برای ایران کف میزنند میگویند ما احترام پیدا کردیم. همه به ما احترام میگذارند تشویق میکنند – فیلمهای آن هست حتماً همه شما دیدهاید- میگوید به رستوران میروم بفهمند ایرانی هستم، از من پول نمیگیرند. فلسطین و ایران در دنیا محبوب شدند؛ و همه جا آمریکایی و اسرائیلی منفور شدند. اسرائیلیها اصلاً به شهروندانشان گفتند هیچ جا نروید چون هر جا بروید شما را میزنند.
یک قضیه، یکی از دوستان تعریف کرد، هلند بود. گفت یک محله اونجا هست که یهودیها بودند. وقتی که همان دو سال پیش جنگ شروع شد، با سفارت اسرائیل هم رابطه داشته، آنها همه روی خانههایشان آمدند پرچم اسرائیل زدند مثلاً یک محلهای شاید مثلاً چند صد تا خانه. جنایتهایی را که دارند میکنند، با بچهها، با خانوادهها، بیمارستان میزند، مدرسه میزند، حتی خیمه اورژانس را میزند. و این دروغهایی را که گفتند، اول گفتند حماس آمده ۴۰ تا کودک اسرائیلی را گرفتند، زنده زنده در آتش سوزاندند. اینها آمدند به زنان و دختران کمسن ما هم تجاوز کردهاند. حماس آمده به زنان ما تجاوز کردهاند و... همهاش دروغ گفتند. بعد که هی جلو رفت، خبرهای دیگر آمد بیشتر که معلوم شد چی به چی هست، ایشان میگفت همان محله، میدیدم پرچمهای اسرائیل را دارند یکییکی از روی خانههایشان برمیدارند. هی دارد کم میشود. بعد که ادامه پیدا کرد، چند ماه گذشت، دیدم روی همین خانهها دارند پرچم فلسطین را میزنند. خیلی جالب است یعنی حتی این یهودیهایی که بازی اینها را خوردهاند. آن وقت میگفت اخیراً، مخصوصاً بعد از این موشکهایی را که ایران به اسرائیل زد گفت حالا در همان محله رفتم، میبینم پرچمهای ایران را هم در بعضی خانهها زدهاند.
وقتی شما افکار عمومی خودت را از دست میدهی، یعنی باختی. آبرویت دیگر نمانده است. یعنی الان این که آمریکا در حال افول و فروپاشی است، همه قبول دارند. یک زمانی اگر میگفتی اسرائیل از باید از بین برود، امام(ره) گفت: «اسرائیل باید از بین برود.» آمریکا گفت است ایران ما را تحقیر کرد. امام(ره) گفت تازه اولش است. از این به بعد تو را خیلی تحقیر خواهیم کرد تا فلان! بعضیها میگفتند برو بابا! مگر وقتی شوروی بود، کسی باور میکرد شوروی از بین برود؟ آنهایی که سنشان کمتر است، نمیدانید شوروی چه بود! ارتش و نیرو و قدرت شوروی از آمریکا خیلی بیشتر بود. امام که گفت: «شوروی از بین میرود.» همه مسخره کردند. حتی یادم هست در داخل، یک عدهای چپها و کمونیستهای داخلی و یک عدهای میگفتند امام چه میگوید؟! خب ایشان یک آدم معنوی و روحانی است مثل این که نمیفهمد سیاست چه خبر است! از آن حرفها چهار - پنج سال نگذشت، شوروی منهدم شد. آن موقع اگر میگفتند: «جهان بدون شوروی.» کسی باور نمیکرد. میگفت مگر میشود؟ محال است. الان هنوز هم یک کسانی میگویند: «بدون آمریکا و اسرائیل نمیشود.» یعنی چه مگر میشود؟ مرگ بر شوروی گفتید، رفت. مرگ بر صدام گفتید، رفت. مرگ بر شاه گفتید، رفت. ولی مرگ بر آمریکا و اسرائیل نمیگویند. خب دارد میشود. اسرائیل لب پرتگاه است. اگر آمریکا و انگلیس و فرانسه و این کشورهای منطقه اسرائیل را کمک نکرده بودند از بین رفته بود. اسرائیل لب پرتگاه است. همه اینها آمدند اما با این وجود هم نمیتوانند اسرائیل را حفظ کنند. الان رهبری چند بار گفت: «آمریکا باید از این منطقه بیرون برود و بیرونش میکنیم.» خب، همین الان یک کسانی میگویند نه آقا، نمیشود! اسرائیل از بین میرود. نخیر آقا، از بین نمیرود! خب، حالا ببینیم میشود یا نمیشود؟ شما زمانی هم که شاه بود، امام(ره) میگفت: «شاه باید برود. رژیم سلطنتی باید برود.» میگفتید که این آقا سیاست سرش نمیشود. واقعبین نیست. همینطور حرفهای رؤیایی میزند و خیالات میکند! حتی آن زمان بازرگان و سنجابی و اینها رفتند پاریس. به امام گفتند آقا، شما ۱۰- ۱۵ سال است ایران نیستید نمیدانید چه خبر است. وقتی میگویید رژیم سلطنتی باید برود، یعنی محال! مگر آمریکا و انگلیس و اسرائیل مگر میگذارند رژیم سلطنتی برود؟ بگویید که رژیم باشد ولی یک رفرم و اصلاحاتی شود. یک کمی دموکراسی بیاید. یا در عوض او مثلاً بچهاش را بیاورند، و از این حرفها بزنند. این طفلک بچهاش هم من خیلی برایش غصه خوردم. ما بچه بودیم، مدرسه ما را به زور میبرد سر راه همین ولیعهد و فرح، پدرمان را درمیآوردند تا این پدر سوخته بیاید رد شود. بعد تلویزیون نشان میداد با هلیکوپتر از خانه او را مدرسه میبرند، بعد او را میآوردند اسبسواری میکرد و... طفلک آخرش هم نشد. خیلی سرمایهها هدر رفت. وقتی اول انقلاب این با ننهاش، میلیاردها پول را دزدیدند و رفتند، امام به او گفت بچه جون، اینهایی که دور و بر تو هستند، میخواهند تو را تیغ بزنند، جیبت را خالی کنند. ول کن. دیگه شاه و اینها تمام شد. برو یک شغل شرافتمندانهای، یک کار آبروداری پیدا کن. در همین قضایا به اسرائیل میگفتند بزن، بزن! همینهایی که میگفتند ایران، ایران. کسانی که در اروپا و آمریکا و اینطرف و آنطرف میگفتند ایران، ایران، نه اسلام! دعوای ایران و دین را راه میانداختند. اینها میگویند ایران از بین هم رفت رفت!
میدانید همان اول جنگ که صدام حمله کرد، بختیار که رهبر ملیگراها بود، دو- سه بار عراق رفت با صدام و اینها ملاقات کردند و همین افسرهای شاه که فرار کرده بودند، اویسی و چندین نفر، اینها آمده بودند با صدام بسته بودند. او گفت من میآیم بخشی از ایران را میگیرم. شما آنجا بیایید ایران آزاد درست کنید. بقیه ایران را هم با کمک هم میرویم میگیریم. همینهایی که ایران ایران میگویند با صدام به ایران حمله کردند. همین سازمان منافقین که اول جنگ راه افتاد، من یادم است، اینها میگفتند ما هم جبهه میآییم به شرطی که یک بخشی از جبهه را دست ما بدهید. ما پرچم سازمان خودمان را بزنیم. میخواستند آنجا هم دکان باز کنند. امام گفت جنگ سازمانی و حزبی و اینجوری نیست. جنگ مردمی است. هر کسی میخواهد از خاک ایران دفاع کند، بسمالله، بیایید تحت سازمان نظامی بروید بجنگید. گفتند نه، ما اینجوری نمیکنیم. همینها، چند سال بعد توی ارتش صدام رفتند و کنار صدام در ارتش عراق علیه ما جنگیدند و به ایران حمله میکردند.
اصلاً ما آمریکا و اسرائیل و انگلیس و فرانسه جدا نداریم. حالا ممکن است بین خودشان سر مسائل جزئی، بحثهایی باشد. نسبت به ما و کل جهان، اینها یکی هستند. یک جبهه هستند. اینها اصلاً متفرق نیستند. گاهی هم یکی پلیس بد، پلیس خوب میشود. ولی همه یک پروژه است. وسط همین که داشتند بمباران میکردند، انگلیس و آلمان و فرانسه سریع پیام دادند که بدوئید بیایید باید هستهایتان را تعطیل کنید. باید تحویل بدهید! وسط جنگ! یعنی حالا که به شما حمله شده، حتماً ترسیدید یا باید بترسید! زود باشید الان میخواهیم فلان کنیم! همین وسط، مذاکره کنید زود امضا کنید! رئیس آژانس هم، همین چیز را میگوید. اصلاً همه اینها یکی هستند. آقا، دیپلمات یعنی حساب هر کدام از اینها جداست واقعبین باشید! آقا شما واقعبین باش! اینها همه در یک پروژه دارند عمل میکنند. مأموریتهایشان با هم متفاوت است. البته همه هم تا آخر خط نمیایستند. هر کدام نگاه میکنند تا کجا به نفع خودشان است و الا کنار میزنند؛ و منتظر هستند شما کنار بزنید! میگویند میرویم جلو تا او کنار بزند. در فیلمها دیدید دو تا ماشین، در جاده شاخ به شاخ طرف هم میآیند، منتظر هستند ببینند اول کی میترسد؟ هر دو تظاهر میکنند که تا آخر ما میآییم! چون میگویند ما بمب اتم میزنیم، میآییم، داغون همه شما را داغون میکنیم! آن وقت اینجا اول کسی که بترسد باخته است بیرون میزند. آن وقت اینها از چه زمانی حساب کارشان را میکنند؟ وقتی میبینند طرف فرمانش را کَند بیرون انداخت. گفت ما فرمان نداریم. تخته گاز داریم میآییم! او فرار میکند، سر و ته میکند. آنها نیامدند که منافعشان را از دست بدهند. شما فکر میکنید چرا تا الان حمله زمینی و نظامی، اینجوری که با ده تا کشور کردند، چرا به ما جرأت نمیکنند؟ برای این که میداند به محض این که وارد شود، مثلاً اینها همان اول میخواستند پالایشگاههای نفت و گاز و ما را بزنند. کل بنزین و اینها را بزنند. مراکز برق و آب و اینها را همه را بزنند. کشور فلج شود. گفتند مردم بهم میریزند و حکومت سقوط میکند و... خب، بعد اینها هم گفتند که اولین پالایشگاه ما را بزنید، کل این پالایشگاهها را میزنیم. زمان امام هم، آمریکا گفت بمب اتم میزنیم و میآییم. امام گفت بیا بزن. امام گفت اگر به ایران حمله کنی، ما جنگ جهانی سوم راهمیاندازیم. آن موقع که امام گفت، تازه ما هیچی نداشتیم. ما قایق انتحاری داشتیم. چیزی نداشتیم. موشک سه هزار کیلومتر نقطهزن که بزند، سه تا برج بیاید پایین، نداشتیم. میدانید ۱۰تای این موشکها را که بزنید، به اندازه یک بمب اتم است. لازم نیست اصلاً بمب اتم داشته باشید. همین موشکهایی که مرکز موساد را با آن زدند اگر اینها نبود و اگر بدانند اینها هست، ولی اراده زدنش نیست و ترسیدی وامیدهی، آن وقت میآیند حسابت را میرسند. وگرنه محاسبه میکنند. او میداند اگر به منابع نفت و آب و برق و انرژی ما حمله کند، کل این منطقه، منابع نفت و گازش همه میرود. قیمت نفت و بنزین در اروپا، در دنیا روی ۲۰۰- ۳۰۰ دلار و بلکه بیشتر میرود. اگر این منطقه هرج و مرج شود، بیشترین ضربه را اینها میخورند. آمریکا ۵۰ تا پایگاه اطراف ما در همه این کشورها دارد. همه را میزنیم. او میداند الان ما موشکهایی را داریم که ناوهای جنگیاش را میتوانند ظرف پنج دقیقه غرق کنند. هر ناوی پنج- شش هزار نیرو آدم توی آنهاست. در پنج دقیقه غرقشان میکنند. اینها را میدانند، ولی دارد محاسبه میکند روی چه چیزی؟ میگوید اولاً باید این جنگ روانی را ببرند و بعد شاید پشت جبهه اینها یک فضایی پیش بیاید در حکومت یا در جامعه که بگویند آقا، خیلی خب، چشم. هر چه تو بگویی! اینها منتظر اینها هستند. وسط مذاکره، به ما حمله کرده، ترور کرده، بمباران کرده است. همان لحظه که بمباران کرده، میگوید باید بیایید مذاکره! اصلاً شما از این چه میفهمید؟ یعنی شما نشستید سر میز، دارید با او حرف میزنید، داریم مذاکره میکنیم. یک مرتبه بلند میشود توی گوش تو میزند میگوید باید بیایید مذاکره کنیم! خب، معلوم است منظورش از مذاکره چیست؟ یعنی هر چه داری، باید بدهی بیاید. الان بعد از این کارها و جنایتها و ترورها، باز دوباره میگوید بیایید مذاکره! حالا بیایید مذاکره، چه میخواهد بگوید؟ چه بگوید؟ چه میخواهد بشود؟ او از قبل گفته باید کل آن را جمع کنید. تمام! تسلیم شوید. اصلاً گفت ایران باید تسلیم شود. نگفت سر این قضیه باید با هم مذاکره کنیم، توافق کنیم. میگوید باید تسلیم شوید! خب، حالا مذاکره با او یعنی چه؟ حالا باز هم بروید مذاکره کنید. این خیلی چیز عجیبی است.
خودش میگوید من به فردو حمله کردم. اصلاً این جنایتها در افغانستان، عراق، این همه کشورها، این ترورها، این کارها، داعش را خودش درست کرده است و این همه مسائل، باز حالا با کدام محاسبه میشود کسی بگوید بیایید واقعبین باشیم! با دیپلماتیک مسئله حل میشود! خیلی خب. حل کنیم.
و اما سندی را که میخواهم خدمت شما بخوانم که مربوط به حتی قبل از انقلاب است. که آمریکا و اسرائیل اصلاً دو چیز جدا نیستند. اسرائیل بدون حمایت مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی، دیپلماتیک بینالمللی آمریکا، یک روز هم نمیتوانست بماند. اصلاً به وجود نمیآمد. آمریکا و انگلیس او را در سازمان ملل به وجود آوردند. میدانید تشکیل اسرائیل خلاف قوانین سازمان ملل بود. هر کشوری برای این که به رسمیت شناخته شود، باید چهار تا شرط میداشت. این اصلاً سه تا از آن چهارتا شرط را نداشت. آن یکیاش هم به ادعا بود.
اصلاً از اول آمریکا و انگلیس، استعمار اینها را آورده است. خود ایدئولوگ اینها "هرتسل" که در قرن اول، قرن بیستم در اروپا، چون اصلاً صهیونیسم یک ایدئولوژی سکولار است. یهود هم که میگویند منظورشان نژاد و قوم یهود است. نه دین یهود. چون اصلاً میدانید تنها دینی که تبلیغ نمیکند، یهود است. یهودیها تا حالا دیدید جایی تبلیغات کنند؟ مسیحیها میکنند، مسلمانها میکنند، یهودیها اصلاً تبلیغ نمیکنند. چون میگویند ما اصلاً یک نژاد خاص و برتر هستیم. کسی را نمیخواهیم یهودی شود. ما میخواهیم بر بقیه مسلط باشیم. شما باید بردگان ما باشید. ما نمیخواهیم شما یهودی شوید. کل دنیا باید نوکرهای ما باید باشند.
خود هرتزل میگوید: اروپا به ما کمک کند تا فلسطین را بگیریم. ما آنجا خط مقدم شما در جهان اسلام میشویم. اسرائیل یک کشور نیست اسرائیل ناموس استکبار استعمار جهانی است. اسرائیل بشکند، کمر استعمار غرب در جهان اسلام و بلکه شاید در دنیا کلاً بشکند؛ و یک تاریخ و عصر جدیدی شروع میشود.
ببینید من فقط یک سند برای شما بخوانم که جزو سندهای اسناد لانه جاسوسی است. میدانید که بزرگترین پایگاه اطلاعاتی و جاسوسی هم آمریکا، هم اسرائیل در ایران بود. یعنی بعد از خود اسرائیل، قویترین پایگاه موساد، تهران بوده است. اینها در اسناد لانه است. سفارت آمریکا فقط لانه جاسوسی در ایران نبوده، بلکه سفارت آمریکا همین الان هم در همه جای دنیا لانه جاسوسی است. همین الان مشغول جاسوسی و طراحی هستند. کشورها را چطور غارت کنند، کنترل کنند، مخالفینشان را حذف کنند، سرکوب کنند، کودتا کنند، جنگ را بیندازند و اگر کشور دست خودشان است، چطوری آن را مدیریت کنند. سفارت آمریکا همه جا لانه جاسوسی بوده و هست. سفارت کشورهای استعماری همه جا اینطوری است. سفارت اسرائیل همه جا اینجوری بوده است.
حالا فقط این سند را ببینید. زمان شاه که ۷۰- ۸۰ هزار افسر آمریکایی و انگلیسی و اسرائیلی در ایران بودند و کل کشور، اعم از پلیس آن، اقتصاد آن، بانکهای آن، سینمای آن، رادیو تلویزیون و ارتش و ساواک و همه نفت آن و... همه چیز آن تحت کنترل اینها بود. همه جا اینها رئیس بودند. ایرانیها زیردست بودند. حتی در منطقه نفت جنوب، کارگرهای سطح پایین آنها ایرانی بودند. نمیگذاشتند اینها مدیر شوند ولو مدیر رده میانی. در همین آبادان، اینها کافههایی ساخته بودند که نوشته بودند ورود سگ و ایرانی ممنوع! برای توهین اینها را نوشته بودند. وگرنه اینها که خودشان ذاتاً سگباز هستند. منتهی سگ هم سگهای خارجی باید باشد، نه سگهای ایرانی. در خود ایران، نوشته بود: «ورود سگ و ایرانی ممنوع» این کافه برای اربابهای شماست. خب، آن زمان اینها بر ایران حاکم بودند. شما فکر میکنید فقط ایران را غارت میکردند؟ آموزش شکنجه به ساواک، چطوری ناخن بکشید، چطوری شلاق بزنید، چطوری آنها را بسوزانید، فرصت مطالعاتی میدادند، میرفتند آمریکا، انگلیس، اسرائیل. اسرائیل، شکنجهگرهای ساواک را آموزش میداد. ساواک شعبهای از موساد و سیا بود. باید به آنها دائم گزارش میداد.
من خواهش میکنم دوستان خودتان فرصت کردید، به اسناد لانه رجوع کنید. من فقط یکی از آنها را برای شما عرض میکنم. میگوید از ۱۹۵۰ یعنی تقریباً ۳۰ سال قبل از انقلاب ما. یعنی بعد از کودتای ۲۸ مرداد، چند سال بعد. از همان موقع، موساد و سیا نظارت کامل بر ساواک داشتند. ساواک هر مأموریتی در ایران انجام میداد، پلیس و ارتش باید از موساد و سیا و از MIX انگلیس اجازه میگرفت. منتهی میگفت در رأس آن انگلیسیها بودند، اما نفوذ اصلی در سطح بالاتر دست آمریکاییها بود. در ردههای میانی، اسرائیلیها مستقیم وسط صحنه میآمدند دستور میدادند که فلانیها را بگیرید. فلانجا شکنجه کنید، فلان کار را بکنید! اینها در اسناد لانه جاسوسی است. ۳۰ سال قبل از انقلاب، بعد از کودتای ۲۸ مرداد، اینها که میگویند حساب آمریکا و اسرائیل جداست. الان میگویند نه، اسرائیل دارد این کارها را میکند. آمریکا نه. آمریکا خوب است! «نتانیاهو بد است. اسرائیل بد نیست. فقط نتانیاهو بد است. اسرائیل بد است، آمریکا خوب است. آمریکا خوب است. ترامپ بد است. دموکراتها خوب هستند، جمهوریخواهها بد هستند. جمهوریخواهها خوب هستند، ترامپ بد است. نئوکانا بد هستند. آمریکا بد است، اروپا خوب است. اروپا کیست؟ اروپا یعنی انگلیس و فرانسه. کس دیگری نیست. آلمان و ایتالیا که هنوز تحت اشغال آمریکا هستند. اصلاً میدانید اینها مانند ژاپن دولت مستقلی ندارند. اینها نه ارتششان، نه قانون اساسی، نه حکومتشان مستقل نیستند.
من یک وقتی به دانشگاه توکیو دعوت بودم. آنجا راجع به فلسفه علم و دین بحثی بود. مسئولین دپارتمانهای دانشکدههای مختلف آمده بودند. مسائلی پیش آمد، ولی یک نکتهای پیش آمد که بحث همین بمباران اتمی ژاپن شد. دیدم اینها هیچکدام اعتراضی به آمریکا نکردند. نمیکنند. چون سالگردش بود گفتند یک دقیقه سکوت کنید! سکوت کردند و ما هم سکوت کردیم. بعد گفتم خب، حالا یک دقیقه هم حرف بزنید. این بمبها را چه کسی زد؟ این رئیسهای دپارتمانهای دانشگاه توکیو مثل موش، مثل بچه میترسیدند. به هم نگاه میکردند. جواب ندادند. یکی از آنها گفت بله حادثه خوبی نبوده ولی شاید لازم بوده که آمریکا بزند! گفتم این حرف تو که میگویی لازم بوده است آمریکا چند صد هزار پدر و مادرها را سوزاند، این حرف تو از بمب اتم بدتر بود. کاشکی هیچی نمیگفتی مانند اینها که سکوت کردند. بعد بیرون آمدیم، چندین نفر از همین استادها و رئیس دانشکدهها کنار من آمدند گفتند آقا، ما همه میفهمیم چه میگویی. اینجا ایران نیست. نه دولت ما، نه ملت ما. اینجا اینجوری نیست. اگر الان در جلسه یکی از ما، ولو با لبخند حرف شما را تأیید میکردیم، الان شما برو، چند هفته دیگر بیا. نه این که من دیگر اینجا استاد دانشگاه نیستم. دانشگاه راهم نمیدهند بلکه خانهام را از من میگیرند. ماشینم را از من میگیرند. خانوادهام را از من میگیرند. یک مرتبه ۱۰ تا پرونده در دادگاه به بهانههای مختلف برای من ایجاد میشود. تا به گریه بیفتم، بگویم غلط کردم. بعد هم باز معلوم نیست ببخشند. گفت آخه شما این سؤال را کردید، ما اگر جوابتان را بدهیم که زندگیمان هم نابود میشود. گفت مگر آمریکاییها میگذارند اینجا کسی نفس بکشد؟ گفت هنوز ۴۰ هزار سرباز آمریکایی از ۸۰ سال پیش اینجا هستند. خرجی آنها را هم ما باید بدهیم. بعد دست دختر و پسر ما را میگیرند، میبرند توی پادگان، به اینها تجاوز میکنند. بیرون میآیند ما هیچ کار نمیتوانیم بکنیم. چون کاپیتولاسیون است ما هیچچیزی نمیتوانیم بگوییم. حالا برای اولین بار در خیابانهای ژاپن، در توکیو چند ماه پیش دانشجویان ژاپنی آمدند پرچم ایران و فلسطین دستشان بود با این که میدانید این نسل جدیدشان خیلی بیغیرت هستند. یعنی خیلی ترسو هستند. خیلی میترسند. از بچگی این نسل را آمریکاییها تربیتشان کردهاند.
میگوید از همان سالها، ببینید ۳۰ سال پیش، توضیح میدهد که یکسری سندهایی در اسناد لانه هست که میگوید موساد چگونه سیا و ساواک را کلاً مدیریت میکردند. ردهها را تنظیم میکردند. چه کسی رئیس کجا باید باشد. سیاستهای حاکم چه باشد. کردهای عراق را از همان موقع در کردستان عراق، اسرائیل نفوذ داشته است تا همین الان هم نفوذ دارد. کردهای عراق را ما از داخل ایران مدیریت میکردیم. در افغانستان ما از طریق ایران، ساواک و ارتش ایران دخالت میکردیم. علیه مسلمانان، اعراب مسلمانانی که ضد اسرائیل هستند، علیه سوریه، آن موقع بابای این اسد، حافظ اسد و قذافی آن موقع که انقلابی بود، میگفت ما از داخل ایران داریم کشورهای عربی منطقه را مدیریت میکنیم.
انقلابیونی که در ایران، گروههایی که با شاه مبارزه میکردند، همه اینها با هدایت نیروهای اطلاعاتی سیا و موساد، شناسایی و سرکوب میشدند! یعنی تمام پروندههای ساواک زیر نظر آمریکا، انگلیس و اسرائیل بوده است. یک اتاق مشترک داشتند. بهترین کارشناسهای اطلاعاتی و شکنجه و امنیتی از آمریکا، انگلیس و اسرائیل آنجا بودند. این اتاق مشترک، رئیسهای ساواک هم آنجا میآمدند و هر چه اینها میگفتند انجام میدادند. میگوید از طریق ایران، سندهایی را داریم در همین لانه جاسوسی که چطوری از داخل ایران، مسیحیان و مسلمانان لبنان را، آنجا در لبنان توطئه میشد، طراحیاش در اسرائیل و در ایران انجام میشد. تشکیلاتهای مخفی که در ۲۰ کشور در منطقه ایجاد کرده بودند اینها از داخل ایران، مرکز سیا و موساد در تهران رهبری میشد.
سند دیگر مربوط به ۱۹۶۵ است. - من چون دیگه فرصت نیست کاملاً سند را نمیتوانم بخوانم خود دوستان ارجاع میدهم، بروید ببینید- سند دیگر ۱۹۶۵ است که ۱۴- ۱۵ سال قبل از انقلاب میشودیعنی تقریباً حول و حوش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، آن موقعها میشود که از کودتا ۱۰ سال گذشته است. این سند ۱۵ سال بعد است. رژیم اسرائیل فعالیتهای خود را در ایران گسترش داده و در رژیم شاه نفوذ بسیار قویتری پیدا کرده است. این را سیا در تهران دارد به واشنگتن میگوید. میگوید اسرائیلیها در این ۱۰ سال، در ردههای حکومت و منابع ثروت ایران، خیلی نفوذ کردهاند. کمکم حتی در بعضی جاها دیگه به ما هم نمیگویند. خودشان دیگر بدون هماهنگی با ما دارند یارگیری میکنند و بخور بخور است و اینها یک جاهایی هم دارند خودشان میروند.
میگوید پروژههای مهم کشاورزی و صنعتی به اسم پیشرفت ایران انجام میشود، زیر دست سرمایهداران یهودی و بهایی در ایران که بعضی از اینها با ما ارتباط دارند. ولی بعضیشان هم مستقیم با اسرائیل و با موساد دارند کار میکنند که کشور را به نام این که ما داریم پیشرفت میکنیم، کشاورزیاش را نابود کنند. به لحاظ صنعتی هم صنعت مونتاژ، نه تولیدی، اینها را تقویت میکنند و خودشان هم این وسط خیلی میخورند! اصلاً در اسناد لانه میگوید مسابقه بخور بخور بین دلالان آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی در ایران راهافتاده است.
از آن طرف درباریها و بعضی از ژنرالهای ارتش میخورند. از این طرف یک عده از اینطرف میخورند و پروژههای میلیاردی بین ایران و آمریکا، اسرائیل و انگلیس است. اینها توسعه و پیشرفت و آبادی مملکت بوده است. میگوید برای این که دارند در بعضی موارد بدون سر و صدا، با پوشش، عمل میکنند و در دو- سه مورد حتی به ما و به سفیر آمریکا اطلاع ندادند و خودشان دارند میخورند! باید به اینها تذکر بدهیم که اینها را چه کار کنیم؟ به آنها باید بگوییم که باید با هم بخوریم و خودتان نباید بروید.
سند دیگر، سند سوم؛ که چطوری شاه و پهلوی کاملاً، صد در صد در خدمت اسرائیل بودند. علاوه بر این که تابع آمریکا بودند، میدانید که شاه دانشگاهی نبود. اصلاً درس دانشگاهی نخوانده است. پدرش که اصلاً بیسواد بود، میدانید رضا خان. وقتی هم مرد، سواد درستی نداشت. یعنی وقتی که جنگ جهانی شد، او در آخر، طرف هیتلر رفت، زنش و بچههایش را پیش هیتلر فرستاد! فکر کرد هیتلر پیروز شد، تمام شد. به هیتلر نامه نوشت. این آرم صلیب شکسته هیتلر را هم روی فرش گفته بود بافتند. یک فرش ایرانی زیبا بافتند و به همراه زن و دوتا دخترهایش پیش هیتلر هدیه فرستاد که شما دارید پیروز میشوید! فکر کرد انگلیس و اربابهای قبلیاش، آمریکا و شوروی و کمونیستها، همه شکست خوردهاند! چون هیتلر با قدرت کل اروپا را گرفته بود. روسیه را هم شکست داده بود. نزدیک دریای خزر رسیده بود و نیروهایی را هم داخل ایران فرستاده بود. رضا خان که تا آن موقع از انگلیسیها دستور میگرفت، اول که در دوران جوانیاش نوکر روسها بود. در ارتش قزاق، دست روسهای قزاق (تزار) بود. نوکر روسها بود. بعد انگلیس کودتا کرد. وقتی ایران را اشغال کرد او را سر کار آوردند، چون زمان انقلاب کمونیستی، روسها از ایران رفتند، انگلیس کل ایران را گرفت و کودتا کرد. رژیم دستنشانده آوردند. آنجا دیگر تا جنگ جهانی دوم نوکر انگلیسیها بود. جنگ جهانی دوم که شد، تا یک سالی هیچ کاری نکرد تا ببیند چه میشود. بعد دید آلمان کلاً برد. چون آلمان سال اول و دوم جنگ، همه گفتند تمام شد. اینها با سرعت برق اروپا را گرفتند. انگلستان (لندن) را هم بمباران میکرد. روسیه را هم تا نزدیک مسکو آمد. آنجا رضا خان خواست ارباب عوض کند. این هدیه و زنش را فرستاد که ما در خدمت شما هستیم. او هم گفت خیلی خوب است. ما خیلی خوشحال هستیم. خوشحال هستم که یک نظامی در ایران حاکم است و ایران را موفق میکند. ما با هم در ارتباط هستیم و... شروع کردند یک عده افسرهای آلمانی (نازی) به ایران آمدند و زمان رضا خان برای ایران شروع کردند پل و راهآهن یک چیزهایی ساختند. بعضی از چیزهایی را که میگویند زمان رضاخان ساخته شد، اینها را آلمانیها، هیتلریها آمدند اینجا ساختند. از جمله همین راهآهن مشهد را که دوستان میگفتند اینها را مهندسهای آلمانی ساختهاند. یک پل بزرگی هم هست که خیلی به آن پز میدهند، آن را هم آلمانیها ساختهاند. یعنی مهندسهای هیتلر آمدهاند.
والسلام و علیکم و رحمتالله و برکاته
هشتگهای موضوعی