دیپلماسی قرآنی و ضد قرآنی (نه جنگ تحمیلی، نه صلح تحمیلی)
نشست (برادرتر و خواهرتر شویم، وحدت علیه آمریکا) - ۱۴۰۳
بسمالله الرحمن الرحیم
الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمینَ بِالصَّلاةِ وَ السَّلامِ عَلَی نَبِیِّنَا نَبِیِّ الرَّحمَةِ أَبِی القَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ آلِ اللّه. عرض سلام خدمت برادران و خواهران عزیز دارم. به حوزه سیاست خارجی رسیدیم.
آیا قرآن کریم در حوزه روابط بینالملل، بینالادیان، روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی با ملتهای دیگر، دولتهای دیگر غیرمسلمان چه حکمی دارد؟ «أَعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ لا یَجْعَلُ اللهُ لِلْکَافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (نساء/ 141). خداوند برای ابد، «لن» یعنی این یک قانون و فرمول یا یک حکمی برای ابد است. هرگز خداوند راه نفوذ. سبیل یعنی راه، یعنی نفوذ، برای غیرمسلمانان بر مسلمانان قرار نخواهد داد. اگر خبر از آینده است، قرآن توضیح میفرماید که نمیشود شما مسلمان باشید و تحت سلطه یا حتی نفوذ کافران قرار بگیرید. معنی آن این است که اگر در آینده، مثل امروز، جوامع مسلمان تحت کنترل قدرتها و سلطههای کافران افتاده، مثل الان که تقریباً اکثر کشورهای مسلمان در این صد سال اخیر نوکر و دستنشانده هستند. یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه، اینها مسلط بر کشورهای مسلمان هستند. بعد از جنگ جهانی اول و دوم، کل جهان اسلام را اینها در جنگها گرفتند. آیا الان مگر این نفوذ و سلطه نیست؟ پس خدا چه میفرماید: «خداوند کافران را بر مسلمانان مسلط نخواهد کرد»؟ اگر این آیه خبر از آینده یعنی امروز میدهد، معنی آن این است که شما و ما، مسلمان نیستیم. وگرنه اگر ملتهای مسلمان واقعاً مسلمان بودند، امکان ندارد تحت سلطه استکبار قرار بگیرند. خداوند وعده داد مسلمانان تحت سلطه کافران قرار نگیرند. اگر ما امروز جهان اسلام تحت سلطه آنها است، معنی آن این است که اسم ما و شما، مسلمان است. شما مسلمان شناسنامهای و مسلمانانی که به اسلام عمل نمیکنید، هستید. یک برداشت هم این است که این در واقع فرمان است. دارد میفرماید خداوند که چنین اجازهای نداده و نخواهد داد. شما اگر این امکان را به وجود بیاورید که دشمن بر شما مسلط بشود. نفی سبیل یعنی نفی نفوذ و سلطه، چه سلطه علمی، سلطه اقتصادی، یعنی تجاری، صنعتی، سلطه هنری، سینمایی، سلطه در سبک زندگی، سلطه سیاسی که حاکمان شما نوکران آنها باشند، سلطه فرهنگی، سبک زندگی شما را آنها به شما تعیین میکنند و آموزش میدهند، سلطه نظامی، یعنی میآیند کشورهایتان را میگیرند. خداوند چنین اجازهای نداده است. این، خود همین یک آیه، تکلیف شرعی است که همه مسلمین علیه استعمار در جهان مبارزه کنند، علیه حکومتهای وابسته به بیگانه هم که دستنشانده آنها هستند، قیام کنند. همین آیه دستور قیام علیه استبداد رژیمهای وابسته در جهان اسلام و قیام علیه استکبار و سلطه جهانی است که کشورهای مسلمان را یا اشغال میکنند، دارند مسلمانان را میکشند. شما دیروز دیدید در لبنان چه کردند. چند هزار مردم را حالا بین آنها مثلاً صدتایی هم مجاهدین حزبالله باشند. در میوه فروشی، در خانه، موبایل و آن پیجرها و... حتی شنیدم بعضی تلویزیونها، بعضی چیزها را اینها منفجر بکنند. همین یک آیه اگر بود و هیچ آیه دیگری نبود، همین یک آیه: «لا یَجْعَلُ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا». خداوند هم تکویناً این امکان را نداده که شما اگر مسلمانانه زندگی کنید، کافران بر شما مسلط بشوند. نمیتوانند. مگر این که مسلمانانه زندگی نکنید. هم به این معنی است که خداوند چنین اجازهای نداده است. بحث امکان جدا است. اجازه نداده است که شما راه را برای نفوذ کفار و مستکبرین در جامعه دینی باز بگذارید. همین یک آیه یعنی وجوب مبارزات سیاسی و نظامی و جهادی علیه رژیمهای وابسته در جهان اسلام و علیه خود ارتشهای اشغالگر و استکبار، علیه اسرائیلیها، علیه آمریکاییها و اینها. همین آیه.
دیگر این که این آیه، سبیل نفوذ فقط نظامی نیست، سیاسی نیست. این فرمان جهاد خودکفایی در عرصه اقتصاد هم هست. در عرصه علم هم هست. یعنی شما نباید ضعیف و به لحاظ علمی به دشمنان خود وابسته باشید به لحاظ اقتصادی که یک چیزهایی را آنها تحریم شما کنند، خودتان هم نتوانید به دست بیاورید. این قاعده نفی سبیل. یعنی باید اینقدر قوی بشوید به لحاظ علمی، اقتصادی، هنری، سبک زندگی، اجتماعی، و نظامی و سیاسی و اطلاعاتی و امنیتی که دشمن نتواند بر شما مسلط بشود، به شما دستور بدهد. حتی نفی سبیل یعنی نفوذ، نه فقط نه سلطه. اصلا به سلطه نرسیده، نتوانند در شما نفوذ کنند. نتوانند کار شما را مختل کنند. این فرمان خداوند است. ببینید این قاعده نفی سبیل، چه اصل و قاعده مهمی است. این قاعده در اقتصاد، در علم، در سیاست، در امور نظامی، در صنعت و تکنولوژی، در هنر و سینما، همه ابعاد سبک زندگی و از جمله در مسائل اطلاعاتی، امنیتی و نظامی. نگذارید جامعه مسلمانان جهان تحت کنترل دشمنانشان قرار بگیرند. آنها برای شما دستور بدهند. آنها برای شما تعیین تکلیف کنند. آنها هر کاری میخواهند با شما بکنند و شما نتوانید دفاع کنید، نتوانید برای خودتان تصمیم بگیرید. و این کلمه «لن» که میآید، «لن» در لغت عربی، نفی ابد است. یعنی تا ابد. نگویید فقط مخصوص زمان پیغمبر بوده. برای همیشه باید هوشیار باشید و مراقب باشید دشمن بین شما نفوذ نکنند. جاسوسهای آنها، آدمهای آنها، نفوذیهای آنها، مراقب باشید. یک کاری کنید که آنها برای همیشه از شما مایوس بشوند، از این که بتوانند بر شما مسلط بشوند، مایوس بشوند. همین یک آیه یعنی جهاد علمی، جهاد اقتصادی، جهاد هنری، جهاد سیاسی، جهاد نظامی، جهاد اطلاعاتی، جهاد هنری.
دیگر از این آیه چه میآموزیم؟ هر نوع ارتباط با کشورهای بیگانه، کشورهای دشمن، نه همه کشورها. هر نوع ارتباط با دشمن و اصلا قدرتهای بیگانه. هر قراردادی، هر پروتکلی، رفتوآمدی، عهدنامهای که به نفوذ آنها در حکومت مسلمانان و نفوذ یا تسلط آنها بر زندگی مسلمانان کمک کند، کل آن قراردادها حرام و باطل است. قرارداد مثلا هستهای. اگر به این معنی است که یک قانون عمومی در دنیا است که کسی بمب اتم نباید بسازد، که دروغ میگویند. خودشان ساختند و میسازند و به بقیه میگویند غیرنظامیاش هم نباید بکنید. اصل این قرارداد بر مبنای ظلم و خیانت است. ولی حالا فرض کنیم مثلا این قرارداد درست است. خیلی خوب. پای قرارداد درست، اگر قرارداد درستی باشد باید پایش ایستاد. اگر این قرارداد به این معنی است که میخواهند کلا جلوی هر نوع پیشرفت علمی و تکنولوژی در حوزه انرژی هستهای را بگیرند، یعنی بگویند آقا غنیسازی نکنید، ولو به درد پزشکی و کشاورزی و صنعت و انرژی و... بخورد، نباید بکنید. پذیرفتن این تعهد حرام است. چون معنیاش این است که دشمنان شما دارند برای شما تحمیل میکنند، بر شما مسلط شدهاند. میگوییم آقا ما بمب نمیخواهیم بسازیم. شما ساختید و مصرف هم کردید. ما نمیخواهیم بمب بسازیم. میگویند نه، غیربمب هم نباید بکنید. اصلا کلا علوم هستهای تعطیل! این یعنی نفوذ دشمن در بین شما. به شما فردا بگویند حق ندارید فلان محصول را در کارخانههای خود تولید کنید. در دارو، در فلان. بگویند حق ندارید واکسن تولید کنید. به تو چه که حق نداریم یا حق داریم؟ اینجا قرآن میفرماید به هیچ وجه حق ندارید بپذیرید. ظلم است و نفوذ دشمن است. حق ندارند چنین حرفی بزنند. پای حقوق خود و کرامت خود بایستید. در تمام ابعاد، باید مستقل و عزیز باشید.
ذلیل؛ یعنی نفوذپذیر. میدانید کلمه ذلت و عزت، عزت یعنی شکستناپذیر. عزیز یعنی شکستناپذیر، نفوذناپذیر. خداوند عزیز است یعنی خداوند شکست نمیخورد. بعد میفرماید: عزت پیش خدا است. اگر میخواهید شکستناپذیر باشید، به خدا وصل شوید. در مسیر خدا حرکت کنید. عزت را خدا به مومنین میدهد. عزت مال خدا و رسول او و مومنین است. شما عزیز باشید، یعنی نفوذپذیر نباشید. شما هم باید شکستناپذیر باشید. اگر در عرصه اقتصاد ضعیف هستی، باید قوی بشوی. در علم، در تکنولوژی، نباید شکستپذیر باشید. این در برابر دشمن.
درباره روابط بین مسلمانان چه؟ دولتها و ملتهای مسلمان، از جمله آیه ۹۲ سوره انبیا میفرماید: «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً». زبان شما، نژاد شما، رنگ پوست شما، قومیت شما، متفاوت است. هیچکس حق ندارد به نژاد خودش افتخار کند یا نژاد دیگران را تحقیر کند. ما عربیم، ما عجمیم، هر که میخواهی باشی. ارزش شما به نژاد شما نیست. به هیچ نژادی حق ندارید توهین کنید. هیچ نژادی از نژاد دیگر بهتر نیست. «لَا تَسْخَرْ قَوْمٌ قَوْمًا». هیچ قومی حق ندارد هیچ قوم دیگری را مسخره کند. این فرمان قرآن است. هر جا میبینید یک عدهای عده دیگر از مردم را مسخره میکنند، علیه آنها جوک درست میکنند، متلک میگویند، توهین میکنند، قرآن میفرماید این خط قرمز است. اگر به قومیت کسانی، به نژادشان، به زبانشان، به رنگ پوستشان، به خانوادهشان، به شهرشان، منطقه جغرافیاییشان، توهین کنید، مسخرهشان کنید، این خط قرمز و حرام است. این از گناهان کبیره است. بعضی از بزرگان میگویند گناهانی که در قرآن ذکر شده، به اینها گناهان کبیره میگویند، یعنی مسخره کردن قومیتها و نژادهای دیگر جزو گناهان کبیره است. سابقاً بیشتر بود، یادتان هست جوک درست میکردید، همهاش اسم یک قومیتی را میآوردید. مثلا شمالیها اینجوری، اصفهانیها اینجوری، یک ترکه اینجوری، مشهدیه اینجوری، فلان. یا روی ترک و کردی و فارسی و فلان. اینها همه حرام است. به مسلمانان میگوید شما به طور خاص یک امت خاص واحدی هستید، حالا جدا از همه بشر. شما یک امت خالصتر هستید، شما امتتر هستید. شما در یک کاروان هستید، دارید حرکت میکنید. شما برادرتر و خواهرتر باید باشید. «أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً». یک امت هستید، یک خانواده هستید. آقا ما فلان کشور هستیم. او غزه است، او یکی آنجا است، آن بوسنی است، اینها نیست. ما همهمان یک خانواده هستیم. همه شما به سمت یک هدف مشترک دارید حرکت میکنید و او خدا است. باید با هم ارتباط داشته باشید، مشکلات همدیگر را حل کنید، به داد هم برسید، با هم آشنا بشوید، به هم محبت کنید. شما با تمام مسلمانان جهان، ولو آن طرف کره زمین، یک خانواده هستید.
قرآن باز میفرماید: اگر به یک ملت مسلمانی آنور کره زمین دشمن حمله کرد، همه مسلمانان جهان واجب است بروند به آنها کمک کنند. اینها که میگویند نه غزه نه لبنان، این شعار را اسرائیل ساخت. «سوریه را رها کن»، اینها را اسرائیل ساخت برای این که سوریه، لبنان و غزه و سوریه و اینها همه را اسرائیل و آمریکا قورت داده بودند. قرآن میفرماید: بر همه شما واجب است دفاع کنید از مسلمانان و سرزمین اسلامی که دشمن به آن حمله کرد. یعنی دفاع از عراق، سوریه، لبنان، افغانستان، غزه، یمن، لیبی، از همه اینها بر همه مسلمین واجب است. چنانکه به ایران حمله بشود، بر همه آنها واجب است کمک کنند. زمانی که ایتالیا لیبی را گرفته بود، مراجع ما در نجف حکم جهاد دادند که هر کس میتواند برود در لیبی با ایتالیاییها بجنگد. زمانی که انگلستان داشت عثمانی (ترکیه) را میگرفت، غربیها، مراجع شیعه گفتند: با این که حکومت عثمانی به شیعیان ظلم کرد، ولی اینجا دعوای اسلام و کفر است. بر همه واجب است بروند به کمک عثمانی، حکومت عثمانی و با انگلیسیها بجنگند. در الجزایر، مراجع نجف و علما، فتوا دادند هر کس میتواند به الجزایر برود با فرانسویها بجنگد. این حکم قرآن است. اگر بگویید فلان جا را گرفتند به ما چه ربطی دارد، قرآن میفرماید مسلمان نیستید. در قیامت، مواخذه خواهید شد. یک قدم جلوتر. قرآن میگوید: مستضعفینی که مسلمان نیستند، ولی مستضعف هستند. مظلوم هستند. در آفریقا، آمریکای لاتین، هر جا. قرآن میفرماید: شما را چه شده؟ «مَا لَکُمْ»؟ یعنی چه مرگتان است؟ این چه وضعی است؟ «لَا تُقَاتِلُونَ» نمیجنگید «فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ» در راه خدا و مستضعفین، ضعیفشدگان، تحقیرشدگان، سرکوبشدگانی که «مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ» مردان و زنان و کودکانی که مسلمان نیستند، ولی تحت ستم هستند. و میگویند: خدایا به داد ما برس و کسی نیست به کمک آنها برود.
قرآن میفرماید: شما چه جور مسلمانی هستید که دارند به یک ملتی ظلم میکنند ولو مسلمان نیستند و شما بیغیرت نشستید، میگویید به ما چه، به ما کاری نیست؟ پیامبر فرمودند اصلا اگر هر روز «مَن أَصبَحَ»، هر روز که صبح میکنید، نگران بقیه مسلمین عالم و مستضعفین نباشید، «فَلَیسَ بِمُسْلِمٍ»، شما مسلمان نیستید اصلا. یعنی اصلا انسان نیستید و عواطف انسانی ندارید. اصلا کسی که میگوید آقا الان در غزه این کارها را میکنند، آن بچهها و آن زنان و مادرها، آن کارها، آن جنایات، به ما چه؟ اصلا انسان نیستی. نه این که مسلمان هم باشی. انسان هم نیستی. تازه حیوان هم نیستی. از حیوان هم پستتر هستی. دیدم بعضی از حیوانات هم از ماها هم عاقلتر هستند هم مهربانتر. یک اردک دیدم برای ماهیها غذا میریزد. یک کلاغی یک پنیر وسط خیابان افتاده، دارد میخورد. بعد میبیند یک موشی از سوراخ خودش هی میخواهد بیاید از این پنیرها بخورد، ماشینها میآیند، میترسد، دوباره برمیگردد. کلاغ! اصلا ما تا حالا نمیدانستیم کلاغ عقلش از ما بیشتر است. و از ما آدمتر هستند. کلاغه یک کم از پنیر را خورد، دلش نیامد بقیهاش را بخورد. بقیه پنیر را به نوک و منقار خود گرفت، پرواز کرد، رفت دم سوراخ موش، بقیه پنیر را دم سوراخ برای موش گذاشت. این که میگوید ما با ورزشکار اسرائیلی هم ورزش میخواهیم بکنیم برای این که مدال بگیریم، از این کلاغه کلاغتر است. این کلاغ از او انسانتر است. این کلاغ از این شعور اخلاقی، وجدان اخلاقیاش ظاهراً فعالتر است. او که میگوید نه غزه نه لبنان، آنها به ما چه، اینها به ما چه، این همین اردک از تو آدمتر است. البته در حد توان. منطق قرآن این است قرآن میفرماید اگر بتوانی به مسلمانان مظلوم، بلکه به مستضعفانی که مسلمان هم نیستند ولی از شما کمک خواستند، یا به کمک احتیاج دارند ، اگر بتوانی به آنها کمک کنی، کمک مالی، کمک نظامی، کمک رسانهای، هر کمکی، و نکنی، پیامبر فرمودند شما از امت من نیستید، مسلمان نیستید. در حد توان خود، هر چقدر میتوانید. با هیچ دولت خارجی قراردادی بینالمللی اگر امضا کردید و این قرارداد ظلم به ملت شما نیست، کلاه شما را برنداشتند، غارتتان نمیخواهند بکنند، نفوذ نیست. یک قرارداد اقتصادی بینالمللی است، یک قرارداد حقوقی بینالمللی است که هم حقوق شما را ملاحظه کرده، هم حقوق و منافع دیگران را. ولو کافر باشند، مشرک باشند. قرآن میفرماید باید پای چیزی که امضا کردید، بایستید. هر قرارداد بینالمللی که امضا کردید به شرطی که خلاف شرع و عدالت نباشد، باعث نفوذ سلطه دشمن بر شما نشود، منافع و حقوق ملت شما لحاظ شده باشد، قرآن میفرماید باید به قراردادهای خود عمل کنید، ولو با کفار، و حق تخلف و خیانت ندارید، مگر این که آنها قرارداد را زیر پا بگذارند. اگر آنها شروع کردند به بازی درآوردن، دیگر شما وظیفه ندارید که بمانید. شما سر برجام دیدید. ایران به همه تعهدات خود همان اول عمل کرد و اینها تقریبا به هیچ کدام از تعهدات خود عمل نکردند، تحریمها را هم بیشتر کردند. برجام برجام. دیگر آن آخر کاری در برجام فقط ما مانده بودیم، خودمان تنها. یعنی آمریکا رفته بود، بقیه هم رفته بودند. بعد میگفتند شما همانجا باشید، حالا ما رفتیم ولی شما باشید. اصلا تحقیرمان کردند، تحقیر. زمانی گفتند که ایران به تعهدات خود عمل کرد، چیزهای هستهای را بست. بعد گفتند الان شما عمل کنید. گفتند نه دیگه ما چیزی نیست. بعد هم ترامپ آمد، پاره کرد. میگفتند کری قول داده، امضای جان کری معتبر است، از امضای خدا و پیغمبر بالاتر است. همین خدا در قرآن این را به شما میگوید، نمیفهمید؟ بعد همان هم گفت که بله دیگه نشد. همان هم گفت همینی که هست، پاره کرد! باز یکی در بین آنها به آنها گفته بود: الان به ما چه میرسد پس؟ آخه گفته بودند باغ گلابی! رسماً نماینده اتحادیه اروپا به نماینده ایران گفته بود: حالا گلابی و درخت و اینها نشد، از سایه درخت استفاده کنید! الان میوه نداده حالا زیر سایهاش اقلا بنشینید. اینقدر توهین و تحقیر.
قرآن میفرماید اگر قراردادی با دیگران امضا کردید، اولاً نباید به معنی تسلط آنها بر شما و ظلم به شما باشد. کلاه شما را برندارند، نفوذ نکنند. قرارداد باید عادلانه باشد. اگر قراردادی را امضا کردید، حق ندارید حتی اگر طرف شما کافر و مشرک و بیدین است، حق ندارید کلاهش را بردارید. صادقانه باید به تعهد خود عمل کنید. مگر این که آنها به کلاهبرداری شروع کنند. آخه بعضیها میگویند: آقا، الان آنها کلاهبرداری کردند، خیانت کردند. شما باز هم سر تعهدات خود ادامه بدهید. برای چه؟ برای چه باید ادامه بدهید؟ او طرف تف انداخته به صورت شما، جیب شما را زده، حقوق و اضافه حقوق خودش را برداشته، یکدهم حقوق شما را هم به شما نداده، خلاف قراردادش دارد عمل میکند. چرا باید شما ادامه بدهید؟ باز چرا دوباره اعتماد میکنید؟ فرمودند قرآن میفرماید حتی با دارالکفر اگر قرارداد بستید، امضا کردید، پای آن بایستید. دیدید بعضیها معامله میکند، مثلاً چیزی را میفروشد یا میخرد، بعد به هر دلیلی، فردا قیمتها یک مرتبه بالا و پایین میرود. شما امضا کردید، زیر آن نزنید. شما قرارداد امضا کردید الان به ضرر شما شده، خوب بشود. اگر به سود شما شده بود که بهم نمیزدید و زیر میز نمیزدید. الان هم به ضرر شما شده، زیر میز نزنید.
قرآن میفرماید با کافران هم تا وقتی که پیمانشان را نقض نکنند، این آیه را دقت کنید، آیه ۴ سوره توبه. میفرماید که این برائت که میگویند در برابر مشرکین گارد بگیرید، اظهار برائت کنید، بگویید ما با شما نیستیم، ما با شما اصلا دوست نیستیم. فرمودند این منظور از مشرکین که از آنها اظهار نفرت و برائت کنید، مشرکین این نیست که با شما دشمن نیستند. با آنها نگفتند بگویید مرگ بر شما. مثل این که ما الان بگوییم مثلاً مرگ بر همه کشورهای دنیا. مرگ بر همه کشورهای غربی، شرقی. همچین چیزی حق ندارید بگویید. یعنی چه، مرگ بر آنها؟ آقا خب بیدین و کافر هستند. خوب باشند. رابطه اقتصادی نباید با آنها داشته باشیم. اشکالی ندارد داشته باشید. منتهی منافع و حقوق خودتان را تامین کنید. آقا اگر شد به قرارداد خود عمل نکنیم! نه، باید عمل کنید.
یکی آمد به پیامبر اکرم گفت که آقا امروز یک معامله شیرین کردم، کلاه یک غیرمسلمان را برداشتم. یک هیچ به نفع اسلام! من با یک مسیحی یا یهودی یک معاملهای کردم، نفهمید. کلاهش را حسابی شیرین برداشتم! اسلام پیروز شد. پیامبر فرمودند: اشتباه کردید. مگر کسی وقتی مسلمان نیست، باید کلاهش را برداری؟ این سودی که کردید حرام است، باید بروید به او بگویید و از او عذرخواهی کنید. و این مقداری که اضافه از او گرفتید، باید به او برگردانید. گفت: آقا مسلمان نیست. گفت نباشد. دارد در جامعه اسلامی زندگی میکند. زیر سایه حکومت اسلامی دارد زندگی میکند. مگر شما حق دارید کلاه او را بردارید چون همعقیده شما نیست؟ در معامله به عقیده طرف شما چه کار دارید؟ حقوق او را باید رعایت کنید. بعد یک جمله عجیبتری پیامبر گفتند. فرمودند من در قیامت وکیل و مدافع غیرمسلمانانی هستم که در جامعه مسلمانان، مسلمانان به آنها ظلم میکنند. فهمیدید چه شد؟ دقت کردید؟ پیامبر میگویند در قیامت من دادستان هستم علیه مسلمانانی که در جامعه اسلامی به غیرمسلمانان ظلم کردند، کلاه آنها را برداشتند. من در قیامت طرف آنها هستم. طرف مظلوم هستم. ظالم ولو مسلمان باشد، مظلوم ولو کافر باشد، پیامبر فرمودند در قیامت معیار عدالت است. نه این که در شناسنامه شما نوشتهاند شما مسلمان هستید یا شیعه هستید یا نیستید یا هستید. طرز معامله و طرز کار شما مهم است.
قرآن میفرماید مشرکینی که پیمانی با شما بستند، زیر پیمان خود نزدند، سر قرار دارند عمل میکنند. به دشمنان شما هم کمک نمیکنند. در صف جبهه دشمن نیستند. مشرک هم هستند. کافرند. تا وقتی که به آن قرارداد عمل میکنند، قرآن میفرماید شما به قرارداد خود عمل کنید. خداوند «یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ». خدا آدمهای با تقوا را دوست دارد. با تقوا یعنی کسی که تصمیمات خود را بر اساس منافع شخصی خود نمیگیرد. بر اساس وظایف خود میگیرد. الان در بازار ما معامله میکنیم، معمولا نگاه میکنیم چه به نفع ما است، همان کار را میکنیم. گاهی قسم، دروغ، چانه میزنیم، هر کاری بشود میکنیم یک کمی بیشتر به نفع ما تمام شود. ما یعنی بیتقوایی. خدا میگوید از شما متنفرم. میگوید خدا آنها را دوست دارد که در معامله دارد میکند، ببیند که چه چیزی حق است. من همانقدر که حقوق خودم مهم است، حقوق طرف هم باید رعایت کنم. این متقی، با تقوا میشود. قرآن میفرماید اینجور معاملههایی را خداوند دوست دارد و قبول دارد. جنس قلابی به مردم میدهیم. کارخانه محصول خود را میدهد به مشتری، هفته بعد خراب میشود. به دروغ میگویید من این ساختمان را با این مصالح میسازم، در این تاریخ تحویل میدهم. دروغ میگویید، نمیکنید. چیزی را قیمت گرانتر میفروشید. کالا خراب است. ماشینی را میدهید از کارخانه، هفته بعد باید تعمیرگاه برود. پیامبر اکرم(ص) فرمودند تمام اینها معاملات حرام هستند. قرآن میفرماید که تقوا داشته باشید. الان جالب است، این را در آیه معامله با مشرکین میفرماید. میگوید وقتی معامله با کفار میکنید، تقوا داشته باشید. حقوق آنها را هم رعایت کنید. کلاه کافر را هم حق ندارید بردارید.
لذا در سیاست خارجی، در روابط بینالملل، جامعه مسلمان، حکومت مسلمان، مردم مسلمان نسبت به هم مردم خودشان، هم مسلمانان جهان، هم مستضعفین جهان، مظلومین جهان، هم حتی نسبت به کافران و مشرکانی که ظالم نیستند و دشمن شما نیستند. دارد مثل آدم معامله میکند، جنس او جنس درستی است، حرفش حرف عادلانه است، ولو کافر است. همه اینها را قرآن میفرماید به تعهدات خود عمل کنید.
حالا دقت کنید. چون بعضیها میگویند روابط بینالمللی اسلامی انقلابی، یعنی اینها با همه دشمن هستند، مرگ بر همه دنیا میگویند، روابطشان را با همه دنیا قطع کنند، اینها طرفدار انزوا و منزوی شدن و قطع رابطه با جهان هستند. این حرفها چیست؟ این قرآن است. قرآن میفرماید در برابر دشمنان خودتان و دشمنان بشر، تمکین و تسلیم نشوید. هوشیار باشید، قوی باشید. کجا گفته مرگ بر؟ قرآن میگوید به همه سلام، صلح. ما با کسی دعوا نداریم. اما با آمریکا دعوا داریم. این دوست ما گفت که ما با آمریکا برادر هستیم! به شرطی که او هم برادر باشد. آخه برادر نیست. همین کاخ سفید اعلام کرد: نخیر، ما برادر نیستیم، شما باید ثابت کنید، باید به تروریستها، یعنی به مسلمانها، به مستضعفین، به این فلسطینیها به این غزهایهای بیچاره، نباید کمک کنید، باید بیایید از اسرائیل حمایت کنید. باید هستهای خود را کلا تعطیل کنید و... دشمن اینجوری است. شما یک قدم میخواهید کوتاه بیایید. دشمنی با ما نکن، ما با هم برادریم. اینجوری میکند. وگرنه این که حرف درستی است. دشمن نباشید، ما با همه برادریم. اصلا امام(ره) اول انقلاب گفت ما با ملت آمریکا که خصومتی نداریم. ملت آمریکا هم اگر بداند حکومتش چه کار دارد میکند، او هم طرف ماست. الان هم میبینید دیگه، مردم آمریکا به نفع غزه و فلسطین و علیه حکومتشان هستند. امام گفت ما «مرگ بر آمریکا» که میگوییم، منظور ما مردم آمریکا نیستند. منظور ما حاکمان فاسد هستند. بعد گفت حتی اگر این آمریکا مثل بقیه کشورها، بروید در آمریکا، در کشور خودتان، چه کار دارید به همه جای دنیا آتش میاندازید؟ امام گفت اگر آمریکا آدم باشد، مثل بقیه کشورها عادی باشد، ما «مرگ بر آمریکا» نمیگوییم.
قرآن میفرماید آیه ۸ و ۹ سوره ممتحنه. خداوند ممنوع نکرده که شما با کافران و غیرمسلمانان، مشرکینی که با شما سر جنگ ندارند، با دین شما در نیفتادهاند، علیه اسلام و مسلمین توطئه نمیکنند، شما را از خانههای خود، سرزمین خود بیرون نکردند، سرزمین شما را اشغال نمیکنند، اذیتتان نمیکنند و به شما کاری ندارند. خداوند اجازه میدهد که با آنها روابط داشته باشید. بدون این که بر شما مسلط بشوند. نفوذ نکنند، مسلط نشوند. میفرماید خداوند عدالتپیشگان را دوست دارد. یعنی اگر به غیرمسلمانانی که با شما دشمن نیستند، یعنی ۹۵ درصد دنیا. با اینها اگر رابطه عادلانه نداشته باشید، قرآن میفرماید ظالم هستید، خودتان ظالم و بیتقوا هستید. ما با کسی دعوا نداریم. ما میگوییم حقوق شما محترم است، حقوق ما هم محترم است. مسلمان نیستید؟ خیلی خوب، نیستید. راجع به اسلام هم باید جداگانه صحبت کنیم. ولی معامله ما کلاه تو را برنمیداریم، ولی نمیگذاریم شما هم کلاه ما را بردارید.
بعد ادامه همین آیه قرآن میفرماید: خداوند شما را از دوستی با یک گروه از کفار و مشرکین برحذر میدارد. یک خط قرمز دارید. کی؟ آنان که در کار دین با شما پیکار میکنند. آنها که دائم دارند به اسلام و مسلمین حمله میکنند، توطئه میکنند. حالا آن روز مصداقش اشراف قریش بودند، ابوجهل و ابوسفیان بودند. امروز مصداق آن در سطح جهان همین آمریکا، انگلیس، اسرائیل، فرانسه، همینها هستند. قرآن میفرماید با تمام دنیا روابط دوستانه عادلانه داشته باشید، ظلم هم نکنید. با اینها که علیه اسلام و مسلمین دارند درگیر میشوند، هرگز با اینها دوست نشوید. اینها به قراردادهایشان هم عمل نخواهند کرد.
خداوند شما را از دوستی، - قرآن اینهاست - قرآن میگوید، از دوستی، رابطه دوستانه با کسانی، حکومتها و قدرتهایی که با دین شما اصلا دشمن هستند، چون مسلمان هستید دارند با شما میجنگند و شما را از خانههای خود، از سرزمینهای خود بیرون میکنند، قرآن میفرماید حق ندارید با اینها روابط دوستانه داشته باشید. حرام است. اگر با دشمنان اسلام و مسلمین دوست بشوید، قرآن میگوید شما دشمن خدا هستید. و دشمن خودتان هم هستید. اما با بقیه جهان، با همه دوست بشوید.
پس اصل کلی رابطه مسلمان و غیرمسلمان؛ مسلمانان در برابر تمام بشریت اگر موضع خصمانه ندارند، رابطه دوستانه داشته باشید. اما عادلانه. اما در برابر هر حکومت و قدرتی که علیه اسلام یا علیه مسلمین توطئه کرده، دارد عمل میکند، حتما باید با آنها قطع رابطه کنید. هر نوع قرارداد دوستانه با آنها حرام است. هیچ تعهدی به آنها نباید بدهید که باعث بشود آنها بر شما مسلط بشوند. این سیاست خارجی قرآن است.
حالا نکته بعدی. بین خود مسلمانان چه؟ در آیه دیگر قرآن میفرماید: اگر دیدید دو تا گروه مسلمان، دو تا کشور، دو تا قبیله، دو تا حزب، دو تا حکومت، دو ملت مسلمان با هم وارد جنگ شدند، درگیر شدند، اینجا چه باید کرد؟ حالا سوال: بگوییم آقا به ما چه؟ دارند با هم میجنگند، بالاخره یک کاری میشود. ما در جنگ مسلمان با مسلمان، هیچ دخالتی اصلا نمیکنیم. قرآن میفرماید حق ندارید. این غیرمسئولانه است. حق ندارید عبور کنید، صورت مسئله را پاک کنید. باید تحقیق کنید، بپرسید که شما برای چه دارید همدیگر را میزنید و میکشید؟ این یک. در دعوای مسلمان با مسلمان حق ندارید بیطرف باشید، جنگ بین مسلمانان. مثلا جنگ صدام حمله کرد به ایران. عربستان به یمن حمله کرد. قرآن میفرماید حق بیطرفی ندارید که بگویید سری که درد نمیکند، دستمال نبندم، به من چه؟ نه خیر. باید جلوی جنگ را بگیرید. فرمان اول این است که بروید، وساطت کنید، آتشبس و صلح بشود. یک نفر هم نباید کشته بشود. اگر سوء تفاهمی است، بین آنها دعوایی است، حل کنید، مذاکره بشود. اگر یکیشان به حقوق یکی دیگر تعرض و تجاوزی کرده، یکی ظالم است، یکی مظلوم، از حق مظلوم دفاع کنید. و به ظالم بگویید: خوب، مثلاً رعایت کن. بعد قرآن میفرماید: اگر حرف نمیشنود. معلوم است که یکی دارد گردنکلفتی میکند، ظالم است، ولو اسمش مسلمان است. اینجا هم قرآن میفرماید حق ندارید بگویید: خوب دیگر، ما وظیفه خود را انجام دادیم، ما میخواستیم آتشبس و صلح بشود، نشد دیگه. دیگه وظیفهای نداریم، هر کار میخواهید بکنید! قرآن به شما میفرماید: نه. باید بروید کنار مظلوم، با آن ظالم شما هم بجنگید. شما هم باید وارد جنگ بشوید. باید از مظلوم دفاع کنید. ببینید اینها سیاستهای قرآن است. مبنا و هدف اصلی همهاش صلح و عدالت است. کسانی که صلح را به خطر میاندازند، ظالم همیشه صلح را به خطر میاندازد. وگرنه همه دارند مثل آدم با هم زندگی میکنند. کی دعوا میشود؟ وقتی یکی دارد به یکی ظلم میکند. هر جا بیعدالتی است، دیگر صلح نمیتواند باشد. صلح ظالمانه، ظلم است. جنگ ظالمانه هم ظلم است. جنگ عادلانه علیه ظلم، جنگ عادلانه، جنگ آزادیبخش، این جنگ واجب است. جنگ حرام، جنگ ظالمانه است. صلح واجب، صلح عادلانه است. صلح حرام، صلح ظالمانه است. یعنی تسلیم شدن مظلوم به ظالم. پس قرآن میفرماید: شعار ما این است: صلح با همه، حتی غیرمسلمانان، مشرکین. رعایت حقوق همه. این قرآن است. غیرمسلمانانی که با شما روابط دارند، اگر با اسلام و مسلمین دشمن نیستند، توطئهای نمیکنند، باید حقوقشان را رعایت کنید، سر تعهدات خود کامل بایستید. اگر آنها زیر قرارداد زدند، شما هم قرارداد را کنار بگذارید. بگویید خوب، شما زیرش زدید، زیر میز میزنید. خوب من دیگر وظیفه ندارم بنشینم عمل کنم به تعهداتم. اگر مسلمان با مسلمان درگیر شد در روابط بینالملل، وساطت کنید، بیطرف نباشید. جلوی جنگ و خونریزی را بگیرید. مذاکره، تفاهم، اصلاح ذاتالبین، روابط را اصلاح کنید. اگر میبینید نه، یک طرفشان ظالم است، سوءتفاهم نیست، باید با ظالم شما هم وارد جنگ بشوید. کنار مظلوم بایستید، با ظالم درگیر بشوید. وگرنه شما هم شریک آن خونها هستید. شما هم شریک ظلم هستید.
حالا جالب است. اگر کافران نسبت به اسلام و مسلمین بیطرف هستند، دشمن شما نیستند. یا کافر است ولی با شما دوست است. الان بعضی کشورها هستند که مسلمان نیستند ولی به ما کمک میکنند. با اینها قرآن میفرماید رابطه دوستانه داشته باشید. اما نفوذ نه. تا حدی که آنها با شما درست برخورد میکنند، شما انسان باشید، محبت کنید، تشکر کنید از آنها. آقا شما مسلمان نیستید ولی شما در این درگیری به ما کمک میکنید. اما نه تا حدی که نفوذ کنند. در روابط با دولتهای کافر، اصل این است که شما مستقل باشید و آنها بر شما سلطه و نفوذ نداشته باشند. حالا اگر دشمنی که با شما در حال جنگ است، کفاری که با شما در حال جنگ است وسط جنگ میگویند دشمن بگوید صلح! آیه ۶۱ سوره انفال. «إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ». اگر دشمن، با شما دشمنی کرده، بعد به شما اعلام میکند که خیلی خوب دیگه. بیایید تمامش کنیم. ممکن است این توطئه، حقوق است. هوشیاری و بدون این که کلاه سر شما برود، همان که امام(ره) گفت. آمریکا بگوید ما دیگر هیچ جنایتی نمیکنیم، ما با آمریکا هم روابط خواهیم داشت. منتهی این آمریکاست سال به سال، دهه به دهه وحشیتر شده. اصلا کارهایی که الان میکند، زمان امام این کارها را هم نمیکرد. در همین ۱۰ سال به پنج تا کشور مسلمان تا حالا حمله کرده است. الان اگر طرف دشمنی که دارید با او میجنگید، «إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ»، آتشبس. یعنی گفت که ما دیگر زورمان به شما نمیرسد بیایید آشتی کنیم. این کارهایی که تا حالا میکردم دیگر نمیکنم. الان آمریکا که هیچ وقت چنین حرفهایی نزده. روز به روز آمریکا یا صهیونیستها دارند طلبکارتر و مهاجمتر میشوند. فرض کنیم یک وقتی آنها بگویند که ما قبول داریم اشتباه کردیم. از کودتای ۲۸ مرداد تا الان ما اشتباه کردیم، جنایت کردیم. الان میخواهیم جبران کنیم یا عذرخواهی میکنیم. میخواهیم این مسیر را دیگر ادامه ندهیم. مثل یک کشور عادی باشیم. اگر این حرف را با شما زدند، قرآن میفرماید که یک) اعتماد مطلق نکنید. ممکن است این تاکتیک باشد. شاید میخواهند کلاه شما را بردارند. میگویند مذاکره، مذاکره. بعد در مذاکره میخواهند کاری که با جنگ و با زور نتوانسته بکند، الان میخواهد با صلح و با مذاکره همان کار را بکند. پس هوشیار باشید. سادهلوح نباشید.
دو) شما نگویید که اگر آدم هم بشوید، ما با شما ادامه میدهیم. این را هم نگویید. «إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ». اگر اعلام کردند ما دیگر حاضریم دست از دشمنی برداریم. «فَاجْنَحْ لَهَا». به پیامبر خداوند میفرماید: شما هم بگویید خیلی خوب، جنایت تمام. شما جنایت نکنید ما هم دیگر مرگ بر آمریکا نمیگوییم. جنایت نکنید. «فَاجْنَحْ لَهَا». بعد میفرماید: «وَتَوَکَّلْ عَلَی اللّه». به خداوند اعتماد کن. «إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ». خداوند دارد میشنود. علیم است. خداوند همهچیزدان است. اینها کلاه خدا را نمیتوانند بردارند. به پیامبر(ص) میفرماید شاخص شما الله باشد، خدا باشد. و خداوند سمیع است، سامع نیست، سمیع است. خداوند همه چیز را میشنود. همه پچپچهایی که یواشکی در جلسات خودشان دارند، توطئهها و نقشهها دارند، همه را خداوند میداند و میشناسد و علیم است، همه چیزدان است. شما هوشیار باشید. بهانه هم به دست آنها ندهید که میخواهند بگویند اینها جنگطلب هستند. دیدید ما گفتیم اینها میگویند نه. خیلی خوب، بگویید بسمالله، الان ببینیم در عمل چه میشود. نه لجبازی که همه بگویند: بابا، آنها که دارند میگویند آتشبس اینها ول نمیکنند! صدام حمله کرد، همه را لت و پار کرد هر چه میگفتند صلح، محل نمیگذاشت. بعد که گرفت و کشت و ۱۰-۱۲ هزار کیلومتر مربع گرفت و چهار تا استان و دهها هزار نفر را کشت و نابود کرد، بعد که بچههای ما زدند اینها را متوقف کردند و پیشروی نیروهای ما شروع شد، بعد صدام گفت صلح. خب آن صلح معلوم بود دروغ و تاکتیکی بود. امام(ره) گفت نه، اینجوری نیست. شما در سرزمین ما نشستید میگویید صلح؟ اگر واقعاً صلحطلب هستید، بروید بیرون. بروید بیرون، معلوم میشود واقعاً طرفدار صلح هستید. آمده در خانه، یکی بیاید در خانه شما، خانه شما را آتش بزند، بزند بچه شما را بکشد، تجاوز کند، توهین کند، نصف خانه شما را گرفته، آتش زده، بعد میگوید صلح! بعد شما میگویید نه، جنگ جنگ تا پیروزی. بعد آنها بگویند نگاه کنید، اینها جنگطلب هستند! از خانه بیرون بروید. آمدید در خانه من نشستید، کشتید، آتش زدید، میگویید صلح؟ یک) شرط امام این بود: باید از خانه بیرون بروید. دو) باید الان ببینیم اصلا برای چه حمله کردید؟ کی مجرم است؟ و بعد خسارت باید بدهید. زدید، کشتید، سوزاندید، نابود کردید، باید خسارت بدهید. شرطهای امام این بود. کجای این شرطها ناعادلانه است؟ جنگ جنگ تا پیروزی، منظور این بود که شما که تن به عدالت نمیدهید. مثل این که باید با زور شما را زد. و لذا دیدید صدام وقتی هم که جنگ تمام شد، بلافاصله حمله کرد باز به کویت. امام یک وقتی به این رژیمهای فاسد نفتی گفت: هی میلیارد میلیارد به صدام علیه ما کمک میکردند اصلا پولهای جنگ و اسلحهاش را اینها میدادند. اسلحهاش را شوروی، روسیه کمونیستی میداد و فرانسه و آمریکا و انگلیس و اینها کمکهای نظامی میکردند، پولها را هم آنها میدادند. امام همان موقع یک وقتی که به اینها گفت: خب، شما اینقدر به این پول میدهید، کمک میکنید. این آدمی است که وقتی که بداند میتواند، پدر خودش شما را هم در میآورد. آن موقع در وسط جنگ گفت. اینها هم محل نمیگذاشتند و مسخره میکردند. عیناً همین کار بعدش شد.
خب حالا فرض کن صدام آمده وسط درگیر شده و حمله کرده، یا آمریکا یا اسرائیل، همه اینها همینجوری هستند. حالا صدام حمله کرده. «إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا». اگر وسط آن گفت که آقا، بیایید صلح. بگویید خیلی خب، اما صلح عادلانه. جنگ جنگ تا پیروزی، یعنی جنگ جنگ تا عدالت. نه این که نشسته... مثلاً بالای شانه شما یکی بیاید بنشیند، بزند توی سر شما. بعد شما از پایین یک مشت به او میزنید. بعد میگوید آقا آشتی، آشتی! خب از آن بالا که نشستی بیا پایین. بعد هم بگو برای چی این کارها را کردی؟ چرا زدید؟ آن وقت آشتی معنی دارد. میگوید: نه، پایین نمیآیم، آن بالا میگوید صلح! خب این پایین هم میگوید پس جنگ، جنگ تا پیروزی، آنقدر میزنم تا بیفتی.. بعد میگویند ببینید اینها جنگطلب هستند. اینها تروریست هستند. نگاه کنید، اسرائیل به فلسطین جنایت میکند، حمله کرده، اشغال کرده. به فلسطینیها تروریست میگویند. به اینها که در موبایلهای مردم بمب گذاشتند، چند هزار نفر مردم را به خون کشیدهاند، یا کور شدهاند، دستهایشان قطع شده است. اینها تروریست نیستند.
قرآن میفرماید خداوند همه چیز را میشنود و میداند، به خدا اعتماد کن. اگر شعار صلح داد، بهانه را از او بگیر که نگویند شما جنگطلب هستید. بگو خیلی خوب. قضیه هم این بود در جنگ بدر، نیروهای دشمن که آمدند حمله کردند، نیروهای نفوذی اطلاعاتی خود را دشمن داخل مدینه، پشت جبهه مسلمین فرستاد. گفت: برو ببین آنها چند نفرند؟ نیروهایشان چگونه هستند؟ که روحیهشان چطور است؟ به ابوجهل و به عتبه بن ربیعه، اینها دو نفر را مامور کردند، از جمله شخصی به نام عمیر بن وهب، که این یک آدم خیلی شجاع، آدم قوی و نظامی بود، کماندو بود و خیلی هم نیروی اطلاعاتی قوی بود. به او میگویند برو پشت جبهه مسلمانان نفوذ کن، ببین اینها نیروهایشان چقدر است، روحیهشان چگونه است؟ این رفت «هَل مِن مُبارِز». برگشت و گفت که اولاً نیرویشان از ما خیلی کمتر است. ما سه چهار برابر آنها هستیم. بعد هم من رفتم آنجا، میگویم: بیایید جلو. یک نفرشان جرات نکرد بیاید. اینها نه روحیه جنگیدن دارند نه نیرو دارند. ابوسفیان و ابوجهل خوب قضایا را میشناختند، آدمهای پیچیدهتری بودند. دیدند این زود برگشته، به او گفتند نگاه کن، ما بچه نیستیم، تو خودت ترسیدی برگشتی. امکان ندارد تو به این سرعت فهمیده باشید که اینها چقدر نیرو دارند و روحیهشان چیست. رفتی وسط میدان، یک داد زدی، همان لحظه کسی نیامده، داری نتیجه میگیری که اینها روحیه ندارند؟ خوب ما که این مسلمانها را میشناسیم، اینها چقدر به حرفهای خودشان مومن هستند. اینها آدمهایی هستند که ما همینها را در مکه چقدر شکنجه کردیم، کشتیم، اموالشان را گرفتیم، کوتاه نیامدند. تو رفتی الان میگویی ترسیدند؟ تو خودت رفتی شمشیر آنها را دیدی، ترسیدی؟ البته بعضی از اصحاب و مسلمانان واقعا هم ترسیده بودند. دیدند اینها سه چهار برابر هستند. این اولین جنگی بود که داشت تحمیل میشد. اینجا این آیه نازل شد که اگر اینها حمله کردند درگیری شد اگر اینها وسط جنگ (جنگ بدر) میگویند جنگطلب نیستیم، مواظب باشید، کلاهتان را برندارند، شاید این یک تاکتیک است، میخواهند شما را دور بزنند.
این آیه به مسلمین روحیه هم داد. حالا جالب است در جنگ بدر مسئلهای هم که اتفاق افتاد، حضرت امیر علیبنابیطالب(ع)، یکی دو تا از بزرگان آنها را زد، روحیه مسلمانها خیلی بالا رفت. خوب، این فرمان قرآن است. با دشمنان کافری که با شما وارد جنگ میشوند، اگر پیشنهاد ترک جنگ و آتشبس دادند، نگویید نه. اما بازی نخورید. سلاحهای خود را زمین نگذارید. آمادهباش کامل باشید. چون این خودش ممکن است یک تاکتیک جنگی باشد. از این آیه چه چیزهایی فهمیده شده؟ یک) باید شما اینقدر قوی باشید دشمن شما از شما تقاضای صلح کند. دقت کردید چه شد؟ آنها باید بگویند. اگر وسط جنگ شما هی به دشمن بگویید آقا، آتشبس، معنیاش این است که کم آوردید، ضعیف هستید. دارید پیام میدهید که ما نمیتوانیم بجنگیم.
قرآن اینجا میفرماید: هر کس پیامی بدهد، در مذاکرات، در سخنرانی، در پیامها جوری حرف بزند که به دشمن علامت بدهد که ما ضعیف هستیم و ما نمیتوانیم با شما بجنگیم. این خیانت است. آنها باید پیشنهاد صلح را بدهند. چون آنها حمله کردند. تو به حمله کردی و به ما جنایت کردی، جنگ را تو شروع کردی، هی من بگویم صلح، معلوم است که یعنی من از پس تو بر نمیآیم، جنگ را ادامه بده. بیشتر دارید او را به جنگ تشویق میکنید. چنان قوی بایستید و مقاومت کنید و به دشمن ضربه بزنید که آنها که خودشان متجاوز و ظالم هستند، خودش بگوید که خیلی خوب، آتشبس، صلح. یعنی چه؟ یعنی باید به لحاظ نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی، علمی، تکنولوژی اینقدر خودتان را قوی کنید. موشکهایی بسازید، نیروهایی را آموزش بدهید، لشکرهایی آماده کنید که دشمن بترسد. او بگوید که آتشبس. دو) به همه بفهمانید ما جنگطلب نیستیم. ما جنگ را شروع نمیکنیم. ما طرفدار صدور انقلاب هستیم. صدور انقلاب به معنی جنگ با دیگران نیست. بعضیها به خیالشان امام گفته ما انقلابمان را صادر میکنیم، یعنی ما به کشورهای دیگر میخواهیم حمله کنیم. کی چنین حرفی زده؟ انقلاب که اسلحه نیست. انقلاب یعنی مکتب، ایدئولوژی، شعار. و این انقلاب صادر شده است. کل ملتهای مسلمان از یمن تا فلسطین تا لبنان تا افغانستان همه جا دارند همین شعار انقلاب اسلامی را میدهند. اصلا انقلاب ما به خود اروپا و آمریکا صادر شد. پرچم آمریکا را در آمریکا آتش میزنند. پرچم اسرائیل را دارند آتش میزنند. اینها قبل از ما کجا بوده؟ اینها فقط در ایران بود. حالا بعضیها خیال میکنند اگر بگویند ما انقلاب را صادر نمیکنیم، اولاً به خیالشان آنها باور میکنند، خوششان میآید. ثانیاً به خیالشان این حرفی درستی است. نه، این منظورش مثلاً این است که ما نمیخواهیم بجنگیم، ما جنگطلب نیستیم. جنگطلب نبودیم و نیستیم. اما صدور انقلاب به معنی جنگطلبی نیست. صدور انقلاب یعنی پیام انقلاب را ما به گوش کل بشر، همه جا، تا جایی که زور ما برسد این پیام را میرسانیم. اصلا امام همان موقع هم خودش گفت: ما که میگوییم انقلابمان را صادر میکنیم، منظور این نیست که ما میرویم کشورهای دیگر را اشغال میکنیم، بحث ما این نیست. ما یعنی به دنیا میگوییم مکتب ما این است، اسلام این است، ما طرفدار مظلومین هستیم. ما این را میگوییم. هر جا هم اگر به یک سرزمین اسلامی مثل فلسطین، مثل هر جا حمله کنند، قرآن میفرماید وظیفه شرعی ما، واجب است همه مسلمین در حد توان خود دفاع کنند. و بعد به پیامبر(ص) میفرماید: «فَاجْنَحْ» یعنی فرمان صلح و جنگ را شما باید بدهید. اذن جنگ و صلح را پیامبر اکرم، رهبری دینی باید بدهد. هر کسی حق ندارد در جامعه بگوید به نظر ما با فلان جا بجنگیم. به نظر ما فلان جا تسلیم بشویم. این وظیفه شما نیست، حق شما نیست. رهبری الهی دینی حق دارد. بعد شما اینقدر قوی شدید که دشمن مجبور شده پیشنهاد آتشبس بدهد. به همه بفهمانید ما اینجوری نیست که چون زور ما نمیرسیده به شما ظلم نکردیم. زور ما هم که برسد، نمیکنیم.
ببینید چقدر همین یک آیه کوتاه پیام دارد. احتمال خطر است، توطئه است. «تَوَکَّلْ عَلَی اللّه». به خداوند اعتماد کن. شما به وظیفه خود که همینهایی که بود، گفتیم، به وظیفه خود درست عمل کن، هوشیار باش. این دیپلماسی بینالمللی را هم مد نظر داشته باش که علیه شما بسیج نشوند. دیگر نه از متلکهای داخلی بترس که اوه، اینها ترسیدند. ترسیدند دارند میگویند. آخر هر آیهای، هر صفتی از خدا نمیآید. ارتباط دارد. «إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ». یعنی در تمام این روابط بینالملل، جنگش، مذاکراتش، صلحش، روابط اقتصاد جهانی و سیاست جهانیاش، حواستان باشد که خداوند همه چیز را میشنود، همه مذاکرات، پچپچها و همه چیز را میداند و همه را میشناسد. قرآن میفرماید در محضر خدا شما دارید عمل میکنید، ولو در روابط بینالملل.
همین چهار- پنج آیه کل چارچوب روابط بینالملل را تعریف کرده است. جنگ و صلح، دوست و دشمن، مذاکرات، انواع مذاکرات، صلح و آتشبس، چقدر اعتماد کنید، روابط اقتصادی با مسلمانان، با غیرمسلمانان چطور باشد، اختلافات داخلی مسلمانان چطور حل شود، با متجاوز چطور مذاکره کنید، چطور مذاکره نکنید. مسئولیت شما در برابر ظلمهای در سطح جهان در حد توان است. در حوزه دیپلماسی، نگذارید شما را جنگطلب و تروریست نشان بدهند. جواب تبلیغات و شبهاتشان را بدهید. ولی در عین حال تسلیم جنگ روانیشان نشوید که بله، ما تروریست نیستیم. شما بیایند کل فلسطین را بخورید. ما تروریست نیستیم. این هم غلط است. آن هم که میگوید تروریست بگوید بله، ما تروریستیم، همینی که هست! هر دویش غلط است. شما تروریست نیستید، تروریست اوست. نه بایست بگو ما تروریست هستیم، بله، ما جنایتکاریم! برای چه این حرفها را میزنید؟ میگوید صلح، بگو بله، صلح. منتهی صلح عادلانه، صلح که حقوق دو طرف رعایت شود. اما از جنگ با شما هم نمیترسند. چیزی نمیگویم شما فکر کنید که ما حاضر به جنگیدن نیستیم. ما میجنگیم. جوری هم میجنگیم که اگر جایش رسید شما مجبور بشوید پیشنهاد صلح بدهید.
حالا همین آیهها را میخوانیم با قرائت. «الله الله» فلان. اصلا هیچکس نمیفهمد چه دارد میگوید. الان همین که من گفتم حضرت عباسی، قرآن هم میخواند. زیارت امام رضا میآید. بعد در مذاکرات با آمریکاییها، غربیها، سازمان ملل و... خلاف همین آیات عمل میکند. این اینجوری هستند! یعنی انگار ما قرآن میخوانیم که درست خلاف آن عمل کنیم. یا آگاهانه یا ناآگاهانه.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته
هشتگهای موضوعی