انقلاب دینی در جهان (با فقیران بر حاکمان)
اندیشه امام خمینی (ره) در افق قرن ۱۵ - نسل نو، فصل نو - ۱۳۹۵
بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان کار شما همان چیزی است که به آن چارهاندیشی برای شکاف بین نسلی در انتقال ارزشهای انقلابی میگویند. نسلی که بعد از امام و در فصل دوم انقلاب به دنیا آمده و رشد کرده و وارد عرصه فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیره شده است -از جمله دانشگاه- هم این فصل فصل مهمی است، هم این نسل نسل مهمی است.
اگر نسل جدید به درستی و دقت ارزشها و شعارهای نهضت و انقلاب را بشناسد میتواند مشعل حفظ ارزشهای انقلابی را در چند دهه آینده که خیلی حساس هستند، بر سر دست بگیرد. همچنین نباید اجازه داد این شعارها و این ارزشها فراموش بشوند، به آرشیو تاریخ بروند و بایگانی بشوند. همچنین نباید اجازه داد اینها تحریف بشوند، تفسیر به رأی بشوند، تفسیر نادرست. این دقیقا این، دو تهدیدی است که متوجه هر نهضت انقلابی و الهی و آزادیبخش است.
اول میآیند ریشهاش را بزنند و نگذارند اصلا ریشه بزند، ریشه بدواند. بعد که شکست میخورند، این نهضت ریشهدار میشود و سر پا میایستد. سعی میکنند آن را با تبر قطع کنند، ترور، تحریم، جنگ و انواع مسائل. بعد اگر دوام آورد و نتوانستند، شکست خوردند، پروژه بعدی شروع میشود که بگویند ما هم جز همانها هستیم، به آن طرف خندق برویم و شروع به تحریف مسئله کنند. تا حالا میگفتند امام نه، نهضت نه، انقلاب نه. بعد که دیدند پیروز شد، حالا میآیند این طرف و میگویند بله نهضت و انقلاب آری، ما هم هستیم، ما هم جزئی از آن هستیم. بعد از این طرف خندق همان کاری را بکنند که قبلاً آن طرف خندق میکردند.
عدهای هم از نیروهای سابقاً انقلابی که این طرف خندق بودهاند کمکم به دلایلی به اینها ملحق میشوند. بعضیها به خاطر منافع مالی و مادیشان که قبلاً اهل گذشته انقلابی و ایثار و فداکاری بودهاند، کمکم آدمها عوض میشوند. ما و شما هم عوض میشویم اگر مراقبت نکنیم. عدهای هم نه، منافعشان لزوماً به خاطر منافع مادی نیست، به خاطر عقاید نادرست، نگاههای غلط، منافع غیر از منافع مادی ولی آنها هم باز منافع حساب میشود، خودخواهیها و از این قبیل.
به هر صورت عدهای از خودیهای انقلاب -چون خودی و غیرخودی دو معنی دارد، یک معنای آن غیراسلامی است، یک معنای آن اسلامی است- خودی و غیرخودی اگر به معنای قبیلهای باشد، یعنی باند ما، حزب من، رفیقهای ما، همشهریهای ما این خلاف است. این تعصب، تکبر، تبعیض است. این نوع تقسیم کردن آدمها به خودی و غیرخودی غلط است. یک تقسیم دیگری داریم خودی و غیرخودی، تقسیم بر اساس حق است، حق و باطل. یعنی هر کس، هر که میخواهد باشد، قومیت، نژاد، طبقه، محله، شهر، هیچ اهمیتی ندارد. رفیق ما بوده، نبوده، فامیل من است، نیست. هر کس، هر وقت، هر جای عالم در جبهه حق باشد، دفاع از حق و توحید و عدل بکند، او خودی است و ما با او یکی هستیم. هر کس در جبهه مقابل است، غیرخودی است. یعنی خودی و غیرخودی بر اساس حق و باطل، عدل و ظلم است. این خودی و غیرخودی کاملاً انسانی است، الهی است، معقول است و به نفع بشر است.
پس این تقسیمات مختلف را بشناسیم و آنها را با هم قاطی نکنیم. به این معنای دوم، عدهای از خودیها عمدتاً به دلیل منفعتطلبی، گاهی هم به دلیل مواردی که وجود دارد -مواردی هم به دلیل سوءتفاهم، مدیریت غلط روابط، و اینجور مسائل- به اینها ملحق میشوند. حالا گاهی اینها قدرت اصلی را در حکومت به دست میگیرند و کل نهضت را منحرف میکنند. آنها را به سمت ضد ارزشها میبرند. در یک مواردی اینها قدرت غالب نیستند ولی از پشت جبهه با موضع گرفتن، حرف زدن، کار کردن، هر جا بتوانند، یک جوری موضع میگیرند که یا مستقیم یا غیرمستقیم حرفهای جبهه مقابل را پیش میبرند، ترویج میکنند.
این دسته دوم دیگر طبیعی است که نمیآیند علیه اصل آن شعارها و ارزشها موضع بگیرند. چون هم به این عنوان شناخته شدهاند هم کسی از آنها این جوری قبول نمیکند. همه میفهمند وقتی قدرت، گفتمان غالب، همچنان آن ایدئولوژی انقلاب و مکتب امام است، طبیعتاً به صرفه آنها هم نیست، مقرون به صرفه هم نیست برای آنها که بیایند و بگویند آقا اصلش ما اصلاً ما تجدید نظر کردیم، ما حرفمان را عوض کردیم، ما اصولمان را کنار گذاشتیم. نه، میگویند که ما همین انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، اینها. منتها تفسیرش این است. یعنی سوءتفسیر، سوءتعبیر یا تحریف.
بهترین روش مقابله در برابر هر دو جریان -هم آنهایی که در حکومت هستند اما میخواهند انقلاب را تحریف کنند، هم آنهایی که در حکومت نیستند و دنبال تحریف این ارزشها و حقایق هستند- همچنین آنهایی که اساساً از بیرون و از جبهه مقابل راجع به یک انقلاب، یک نهضت مدام دروغ میگویند به نسل بعد که نبوده و ندیده اصلا، دروغ میگویند. آنها هم تحریف میکنند. شعارهای امام، شعارهای انقلاب، روش آنها، اصلاً این که نظام شاه، رژیم شاه پهلوی چه بود؟ غرب در ایران چه میکرد؟ آمریکاییها، دهها هزار آمریکایی، انگلیسی، اسرائیلی یک کشور را کلاً از اداره میکردند به نفع خودشان. یعنی دهها هزار مستشار اینها همه جا بودند. همه چیز دست در اختیار آنها بود. اصلاً بر ما حکومت میکردند.
یک جوری قضایا را تحریف کنند که انگار آنها میخواستند این کشور وحشی بوده و آن را متمدن کنند یا آن رژیم این کارها را میکرده، آن کارها را نمیکرده. دروغ است. دروغ گفتن هم مالیات ندارد و کافی است قشنگ دروغ بگویی. وقتی کسی قشنگ دروغ گفت، نسل دوم و فصل دوم انقلاب که نبودند ببینند چه بوده، نه رژیم شاه را دیدهاند نه انقلاب را دیدهاند، نه جنگ را دیدهاند، نه امام را دیدهاند. وقتی به آنها ده تا دروغ بگویی، آن هم یکی از یکی قشنگتر و کسی هم نباشد جواب بدهد -چون آنهایی که بودهاند خودشان میدانند دروغ است، میگویند خب ما که میدانیم. فکر میکنند همه مثل آنها میدانند.- بعضیها هم که بلد نیستند، هنر آن را ندارند که درست پاسخ بدهند.
نتیجه اینها این میشود که یک مرتبه واقعیت کلاً واژگونه و معکوس بعد از سی سال، چهل سال، پنجاه سال تصویر میشود. خیلیها اصلا تردید میکنند که اصلا حق با چه کسی بوده، الان حق با کیست؟ اصلا چه کار باید کرد؟ ارزشش را دارد؟ ندارد؟ آنها چه میگفتند؟ اینها چه میگفتند؟ آنها مخصوصاً عصر، عصری است که کلمات مقدس همه به ضد معنای خودش به کار میرود و طبیعتاً فریب افکار عمومی، دروغهای تزیین شده مؤثر و کارآمد است برای کسانی که آگاهی سیاسی و تاریخی ندارند و کسانی که آگاهی نسبت به مفاهیم ارزشی و معیارها ندارند. از همان موقع بوده. این همیشه بوده. اصلا منطق دشمن همیشه این است که از کلمات خوب و زیبا برای توسعه مفاهیم بد و زشت استفاده میکنند. نمیآید عنوان بد روی مفهوم بد بگذارد. کلمات خوب انتخاب میکنند منتهی گاهی وقاحت به اوج میرسد. برای درست معنای عکس کلمه عکس میگذارند. یعنی کلمه را درست در ضد معنای خودش به کار میبرند و اینقدر تکرار میکنند که دیگر در ذهن همه تداعی این جوری بکند.
امام همان موقع این بحث را مطرح میکنند. مگر در منطق جهانی غرب اصلا کلمات برای ضد خودش دارد به کار میرود؟ فریب این لفاظیها را نخورید. در مذاکرات از نزدیک، از راه دور، حقوق بشری، بحثهای اتمی، اینها همه که حالا پیش آمده و آن موقع هم شکلهای دیگرش بوده است. میگویند اینها خطا است. سادهلوح نباشید. از این به بعد هر چه من میگویم تعابیر و سخنان امام(ره) است.
میگوید همهچیز الان اینطور شده است. من اصل مطلب را به شما میگویم، دنبالش بروید. اگر الان در دنیا لفظی پیدا کردید که طبق معنای خودش به کار میرود و معنا و عمل میشود، به من هم اطلاع بدهید. علیه آزادی عمل میکنند، اسمش را میگذارند آزادی. علیه رأی ملتها کودتا و اقدام میکنند، اسم آن را دموکراسی و مردمسالاری میگذارند. علیه حقوق بشر جنایت میکنند، اسم خودشان را میگذارند طرفداران حقوق بشر. تمام جنگهای عالم زیر سر اینها است. تسلططلبی، حرف میزنند. بزرگترین پشتوانههای تروریسم هستند، میگویند ما آمدهایم به جنگ تروریسم. جلوی پیشرفت و توسعه ملتهای دیگر را میگیرند، نمیگذارند اینها پیشرفت کنند، اسم آن را میگذارند دعوا، دعوای سنت و مدرنیته است. ما میخواهیم شما پیشرفت کنید، اینها نمیگذارند، سنتی و عقبافتاده هستند.
مطمئن باشید در قوطی هیچ عطاری این چیزهایی که اینها میگویند پیدا نمیشود و نیست. هر چه میگویند، هر چه میکنند درست خلاف آن چه که میگویند، دقیقاً خلاف آن چه که میگویند عمل میکنند. همین قضیه هستهای. مخالفت با بمب اتم، تولید بمب اتم. خودشان بمب اتم دارند. تنها کشوری که بمب اتم استفاده کرده، جنایت جنگی کرده، باید محاکمه بشود، رئیس دزدها است، رئیس پلیس بمب اتم شده است! درست همان کاری که خودشان میکنند ضد آن را میگویند. هر چه میکنند خلاف مسائلی است که میگویند. هر حرفی میزنند، عملشان درست بر خلاف اوست. حتی اخیراً بعد از انقلاب ما که دیگر همه اسلامی شدهاند، آن موقع امام میگوید حالا قبلاً همه به اسلام فحش میدادند، حالا دیگر همه اسلامی شدهاند. هر جا میروی اسلامی حرف میزنند. همانهایی که با افتخار به اسلام توهین میکردند، فساد علنی میکردند، اسلامی که اینها میگویند باز میخواهند جنایات جدیدی بکنند، این بار به اسم اسلام. همین کاری که الان دارد میشود. آن موقع میشد، الان بیشتر میشود. این بار میخواهند جنایت بکنند، اسم آن را اسلام راستین میگذارند! قبلاً از حقوق بشر حرف میزدند، کشورهای بیچاره را پامال میکردند، اسم آن را میگذاشتند فلان. میگوید ما برای صلح قیام کردیم، میخواهیم صلح در دنیا باشد، تمام جنگها زیر سر خود اینها است. همین جنگ ما همین که عراق به ما حمله کرد، این هم زیر سر چند قدرت غربی است.
میگویند بله حتماً جنگ راه انداختهاند تا صلح در دنیا پیدا بشود. مدام جنگ راه میاندازند تا صلح باشد. آمریکا در این دویست و خردهای عمرش بیش از دویست تا جنگ راه انداخته است. اصلاً آمریکا با جنگ مانده است. اگر یک وقتی جنگ نباشد، آمریکا سقوط میکند. همین الان اقتصادش کلاً وابسته به شلوغبازی و جنگ و غارت و اشغال و دعوا راه انداختن است. بدهکارترین کشور جهان است. به طور متوسط سالی یک جنگ انگار راه انداخته است. آن وقت از جنگهای کوچک تا جنگهای بزرگ. همین الان هم اگر آمریکا این جنایتکاران، این جنایتها را نکنند، تمام جنگها تمام میشود. عراق، سوریه، یمن، افغانستان، این طرف، آن طرف، لبنان، فلسطین، همه زیر سر اینها است.
میگوید همه جا جنگ راه میاندازند که صلح پیدا بشود. بازی آنها است. الفاظ ماهیت خودشان را از دست دادهاند. مثل همین نطقی که صدام کرد. جلوی درجهدارها و افسرهایش آمده است، آنها را جمع کرده است نشان پیروزی بدهد که در ایران پیروز شدهاند، در عراق پیروز شدهاند. مثل این که پیروزی هم محتوایش را از دست داده است. مرتیکه رزمندگان ما عقبش زدهاند، در دهانش زدهاند، بیرونش کردهاند، همین چند روز پیش عملیات کردهاند، اینها را شکست دادهاند، این میآید مدال پیروزی میدهد به افسرهایش. میگوید معنای پیروزی هم عوض شده است. شکست و پیروزی هم عوض شده است. شکست میخورند مدال پیروزی میدهد. مثل این که محتوا از دست رفته است. بعد یک آدمی که تمام عمرش علیه اسلام مبارزه کرده است، میگوید این همه علما را کشت، این همه توهین به دین کرد، حالا آمده است اول سخنرانیاش یاد گرفته است «بسم الله الرحمن الرحیم» میگوید و اینقدر در این نطقش از اسلام تعریف کرد که ما از اسلام حرف نزدیم، به اسلام عمل کردیم، اینقدر حرف نزدیم. صدام شکست خورد. دیگر بعد آمد خودش روی پرچم عراق اللهاکبر نوشت. اینها دیگر مسخ تاریخ مصرف بعثیگری و سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی و قومیت و اینها تمام شد، فایده نداد، دید نوبت اسلام است، انرژی اسلامی به صحنه آمده است، یک مرتبه همه مسلمان شدند. میگوید حتی صدام هم مسلمان شده است. علت آن را میدانید چیست؟ میگوید علت آن این است که جلوه اسلام تا کاخهای سفید رفت، تا کاخ کرملین مسکو هم رفت. اسلام، جلوه و تجلی اسلام تا آمریکای لاتین رفت، تا آفریقا رفت. همه اینها را ملزم و مجبور کرده است از این پس همهشان اظهار اسلام بکنند. همه اینها که با افتخار به دین توهین میکردند، امام میگوید حالا یادتان باشد از حالا به بعد که انقلاب آمد، اسلام مطرح شد، اسلامنما و اسلامگرایی رایج میشوند.
ما که میدانیم اینها به اسلام اعتقاد ندارند، حتی مخالف هستند، کاش که اعتقاد نداشتند، اما این تجلی انقلاب اسلامی که از ایران برخاست و منعکس شده بود که همه کسانی که به اسلام بیاعتقاد هستند بلکه ضد اسلام عقیده دارند حالا همه آنهامیگویند اسلام، اسلام. منتها کدام اسلام؟ اسلامی که اینها میخواهند عملاً باز همان کفر سابق منتهی با ننگ و پیرنگ اسلامی است. کارتر رئیسجمهور آمریکا که زمان شاه اینقدر دستور میداد، دهها هزار نفر از مردم ما را شاه در خیابانها کشت در انقلاب، بعد که پیروز شدیم و اسلام آمد سر کار، گفت که ما به اسلام احترام میگذاریم، ما با این بنیادگراها و اسلام سیاسی مخالف هستیم و الا اسلام دین محترمی است. و بعد گفت که ایران -یعنی گفته بود آیتالله خمینی اسلام را نمیشناسد- امام میگوید حالا بیا درستش کن. حالا آقای کارتر هم اسلامشناس شده است. مبارک در مصر هم اسلامشناس شده است. مناخیمبگین اسرائیل هم اسلامشناس شده است. همه حالا دیگر ما اسلام را نمیشناسیم، اینها اسلام را میشناسند!
بعد میگوید من نمیدانم چه کسانی میخواهند بیایند به عروة الوثقی حاشیه بزنند. عروة الوثقی یک کتاب فقهی شیعه است که معمولاً مجتهدین آنجا وقتی میآیند مطالب ایشان را نقل میکنند، این دیگر مانور اجتهاد است که آقا ببین ما داریم فلانی را اینجوری نقد میکنیم. میگوید منتظر هستیم کمکم کارتر و اینها همه بیایند به عروه حاشیه بزنند. میگوید توجه کنید چه اتفاقی افتاده است در دنیا. دول استکباری به خصوص آمریکا -و آن موقع شوروی هم که بود- اینها عملاً چه کردند با بشریت؟ جهان را تقسیم کردهاند به دو بخش، بخش آزاد که آنها هستند، بخش قرنطینه سیاسی که بقیه دنیا هستند. در بخش آزاد جهان این ابرقدرتها هیچ حد و قانون و هیچ مرزی نمیشناسند. هر کاری دلشان بخواهد، هر وقت دلشان بخواهد، هر طور دلشان بخواهد انجام میدهند. طاغوت یعنی همین اصلا که هر کار دلش بخواهد میکند، به حقوق و حدود و اینها کاری ندارد.
اینها بخش آزاد جهان هستند، اینها سرور هستند. اینها تجاوز به منافع دیگران، استعمار، استثمار، بردگی ملتها، همه را هم کاملاً توجیه شده میدانند برای خودشان، هم اصلا ضروری میدانند، ضروری میدانند، میگویند منطقی است. یک اصول و ضوابطی هم به اسم اصول جهانی خودشان ساختهاند، میگویند این با آن اصول منطبق است چون ضوابط بینالملل را قلدرها باید تعریف کنند که منافع آنها تأمین بشود. این بخش آزاد جهان که مال اینها است. بخش قرنطینه بقیه دنیا است، آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین، بخشی از اروپا و جای دیگر که تحت سلطه اینها است، ۱۵۰ سال است تحت سلطه اینها است، به خصوص در این هشتاد نود سال اخیر، بعد از جنگ دوم.
در بخش قرنطینه سیاسی که متاسفانه اکثر ملتهای ضعیف عالم و اکثر مسلمین در این بخش زندانیاند، این بخش از بشر که اکثریت بشر هستند حق حیات مطلقاً ندارند. حق اظهار نظر ندارند و تمام قوانین و مقرراتشان، فرمولهایشان باید قوانینی باشد که آنها دیکته کردهاند. باید طبق مدل آنها، خواست آنها زندگی کنند. باید منافع و منابع خود را، منابع زیرزمینی، روزمینی، همه را دو دستی تقدیم به آنها بکنند. باید قوانین خود را با آنها تطبیق بدهند و به سبک آنها تغییر کنند. آنجوری که آنها میخواهند لباس بپوشند، سبک زندگی، سبک حکومت سیاسی، همهچیز باید تابع آنها باشد. اینها بخش قرنطینه هستند. اینها باید طبق دلخواه نظامهای دستنشاندهای که منافع مستکبران را فقط مد نظر دارند نه منافع ملتهای خودشان را، طبق آنها عمل کنند و میگوید متاسفانه اکثر حکومتها در کشورهای مسلمان و غیرمسلمان، اکثر حکومتها در کشورهای مسلمان عامل اجرایی آنها هستند. حاکمانی هستند که توسط آنها تحمیل شدهاند و یا هم اگر تحمیل نشدهاند، پیرو خطوط کلی استکبار هستند. یعنی خودشان را با آنها تطبیق میدهند.
همین الان هم ما در جمهوری اسلامی داریم، از اول هم داشتیم. یک کسانی که نوکر و مزدور هم لزوماً شاید نبودند که حقوق بگیرند از سرویسهای جاسوسی، اصلاً خودشان اینجوری ساخته و تربیت شدهاند که صبح که از خواب پا میشوند نگاه میکنند قبله کدام طرف است، قبله طرف لندن است، واشنگتن است، پاریس است. قبله کدام طرف است؟ خودشان را با او تنظیم میکنند. امام میگوید اصلاً بعضیهایشان هم پیرو خطوط کلی استکبار هستند که حتی -دقت کنید اینها عین جملات او است- عدهای هستند بین ما که حتی فریاد زدن از سر درد را هم، حتی درون حصار و زنجیر جرم و گناه نابخشودنی میدانند. چون مبارزه و انقلاب یعنی چی؟ یعنی آقا دارند اذیت میکنند، فشار میآورند، غارتت میکنند، میزنند، توهین میکنند. حتی تو زنجیر، تو بخش قرنطینه اگر یک دادی بزنی، یک اعتراضی بکنی، یک مرگ بر آمریکایی بگویی، این را هم اجازه نمیدهند و این را هم میگویند درست نیست. منافع جهانخواران ایجاب میکند هیچ کس حق گفتن کلمهای که بوی تضعیف قدرتهای فاسد را بدهد را نداشته باشد. میگویند این حرفها را زدی ما را تحریم کردند. این حرفها را زدی، آمدند فلان کار را کردند. این حرفها را زدی، دشمنتراشی کردی. ناله نکن، دشمن درست نمیشود. دهانت را ببند، تحمل کن. امام میگوید اینها دارند این را به ما میگویند. میگویند فریاد زدن از سر درد درون زنجیر و حصار هم جرم نابخشودنی است. هیچ نگوئید که حتی آنها را تضعیف کند. میگوید حالا که اصلاً مسلمین را خفه کردهاید که مسلمین جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت ندارند که حتی مصیبتهایی که حاکمان فاسدشان بر آنها تحمیل کردهاند بیان بکنند چه برسد به فریاد بزنند. اقلاً اجازه بدهید سالی یک بار حج میآیند، آنجا بتوانند در حرم امن الهی یک شکایتی بکنند. اقلاً آنجا آزاد باشند. آنجا بنشینند یک چارهای برای مشکلات مسلمین بیندیشند. این کار را هم نکردید. زدید حجاجی که به شما حرفی نزدند، به اربابهایتان حرف زدند، مرگ بر آمریکا گفتند، مرگ بر اسرائیل گفتند. زدید سیصد - چهارصد نفر آنها را کنار حرم امن خدا کشتید. بگذارید حداقل این چند روز مسلمین در حرم الهی خودشان را از زنجیر ظالمان آزاد ببینند و در این مانور بزرگ حج لااقل از چیزی که از آن متنفرند اعلام برائت بکنند. شما که نمیگذارید آنها از هر وسیلهای باید استفاده کنند برای رهایی خودشان، آن را که مانع شدید و اینها آن مسائل را کنار گذاشتند.
بعد آنجا یک کنفرانس طائف برگزار شده بود، همین آل سعود خبیث و این رژیمهای فاسد منطقه که در جنگ همه کنار صدام بودند. الان هم اینها هستند که این جنگ ادامه همان جنگ است. الان هم اینها هستند. دارند در از ما شکست خوردند و عقب رفتند. جبهه از ایران منتقل شده حالا به سوریه، عراق، یمن، غزه، لبنان، افغانستان. آن طرف همینها بودند، همان زمان هم همینها بودند. تنها تفاوتی که آن طرف کرده شوروی، یعنی کمونیسم بود که بعد از انقلاب ما سقوط کرد. شوروی سقوط کرد. حالا این روسیه که آن موقع کمونیسم بود و شوروی بود و این هم کنار صدام بود، اینها تغییر موضع دادند. از بعد از کمونیسم حالا اینها سر تصادد منافع خودشان با غرب در این مناطق فعلاً در برابر آنها دارند موضع میگیرند. تنها تفاوتی که در جبهه جهانی کرده همین است و الا آن طرفیها همینها بودند و ادامه، تفاوتی نکرده است.
همان موقع اینها آمدند کنفرانسی در طائف گذاشتند، چون صهیونیستها با اجازه غرب فلسطین و لبنان را میکوبیدند و بخش مهمی از لبنان را اشغال کرده بودند. گفتند اعتراض مدنی کنیم چون نمیتوانستند بگویند اعتراض نمیکنیم و میخواستند در این اعتراض. مثلاً میگویند که در اعتراض به آمریکا یک دقیقه سکوت کنید. خب سکوت بکن تا بمیری، بپوسی. اصلاً یک عمر سکوت کن به چه یک دقیقه؟ این از این جور اعتراضها. ولی هیچ صدمهای هم به دشمن نزنند. این رژیمهای عربی امسال اعلام کردند در اعتراض به اسرائیل عید نمیگیریم. و سه چهار تا سخنرانی ضد اسرائیلی همین نوکرهای اسرائیل کردهاند.
امام گفت که خیلی خب، حالا اجتماع فرمودید و از این حرفها زدید. قبل از شما هم شاه ایران از این حرفها میزد. از آن طرف مدام نفت و گاز میداد به اسرائیل. هزاران اسرائیلی در ایران بودند، در حکومت ایران اشراف داشتند همه جا را. بعد یک نطقی هم سالی یک بار میکرد، میگفت اسرائیل کارهای حقوق اعراب را رعایت کند. امام میگوید شاه که همین حرفهای شما را از قبل از شما میزد. صدام هم که الان تندترین سخنرانیهای ضد اسرائیلی را میکند ولی در جهت منافع اسرائیل عمل میکند. این اشخاصی که بر حکومتهای کشورهای مسلمان و بر ملتهای مسلمان حاکم هستند و دارند حکومت میکنند همهشان سلطه بیجا دارند، همه سلطه ظالمانه است ولی همه آنها از این جور خورده فرمایشات جلوی دوربینها هم میکنند. در عمل چه میکنید؟ همه شما یک نقشه را دارید تعقیب میکنید، اسلامزدایی و انقلابستیزی و ایران امروز آمده دست قدرتها را از منابع و مخازن کشور قطع کرده، مستشاران و عوامل اینها را هزاران نفر را از کشور بیرون کرد، اینها فهمیدند بعد از انقلاب ما دشمن حقیقی آنها اسلام است. منتهی نه اسلام شما. اسلام شاه، اسلام صدام، اسلام آل سعود، اسلام آمریکایی. این اسلام مخالف آنها نیست. آن اسلام به آنها هم تقویت میکند اگر مجبور شدند البته چنانکه الان مجبور شدهاند. میگوید این اسلام ساخته و پرداخته آخوندهای فاسد در حکومتهای فاسد است. بعضی حکومتها و آخوندهای بدتر از آناناند که با این نوع اسلام موافق هستند. این اسلام را دارند پرورش میدهند برای این که مواظب منافع آنها باشند و وضع موجود در جهان اسلام را حفظ کنند و این نوع خشن تکفیری آن هم باز همان است. و الا تا قبل از انقلاب ما و این شرایط شما چطور وهابی تکفیریای که حکم جهاد، شهادت بدهد و از این حرفها حتی علیه آمریکا سخنرانی کند، چطور نداشتید؟ اصلاً ما قبل از انقلاب همچین چیزهایی نداشتیم. دیدند این ادبیات جهاد و شهادت و ضد استکباری دیگر حاکم شده، حتی جوانان اهل سنت مدام دارند به این سمت میآیند یک ورژنی ساختند از آن که همین شعارها را بدهد، ادایش را در بیاورد. شهادتطلبی، جهاد، اسلام اینها، گاهی هم دو تا کلمه علیه آمریکا هم حرف بزند ولی در عمل کجا وارد عمل بشود؟ علیه جبهه مقاومت اسلامی.
انواع اسلام، اسلام لیبرالی، یک زمان یک جوری اسلام لیبرالی میسازند، یک وقت اسلام از نوع شیعه لندنی، اسلام شیعی غیر سیاسی تسلیمطلب. یک وقت اسلام از نوع تکفیری وهابی.
سه- چهار مدل اسلام و شیعه ساختند و تقویت کردهاند فقط برای این که این اسلام اصیل، انقلاب اسلامی شکست بخورد و گسترش بیشتر پیدا نکند که تا الان هم نتوانستهاند جلویش را بگیرند. دقت میکنید؟ البته وقتی این را میگوییم منظورمان این نیست که تمام افرادی که در بدنه این جریانها هم هستند، اینها هم مثلاً جاسوس و مزدور هستند. نه، کافی است اتاق فرمان اینها پشت صحنه وصل باشد، مستقیم به سرویسهای جاسوسی، گاهی هم از طریق رژیمهای منطقه وصل باشد. حمایت لوژستیک، حمایت رسانهای، حمایت تسلیحاتی، حمایت آموزشی، اینها انجام میشود. یک عده از آنها مزدور رسمی در صحنه میآوردند. یک عدهای هم بچههایی هستند که فریب میخورند. شعور سیاسی ندارد، بصیرت دینی ندارد، بازی میخورد. در هر سه تا جریان هست. هم آدمهایی که از اسلام لیبرال تحت عنوان اسلام رحمانی بازی خوردهاند، اسلامی که اسلام منهای جهاد، منهای سیاست، منهای عدالت، اسلامی که همین اسلام سکوت یک دقیقهای! اسلام احترام به همه! به ظالم، به مظلوم! به تصمیم شما احترام میگذاریم، به تصمیم شما احترام میگذاریم، همه خوب و درست هستند! یزید اجتهاد کرد خدا قبول کند، حسین اجتهاد کرد خدا قبول کند، هر دو به وظیفه خودشان عمل کردهاند، خدا انشاءالله از هر دوی آنها را قبول کند. اسلام رحمانی.
شیعه لندنی، تشیع سوری قلابی، این هم یک جور است. این هم قربانیانی دارد. یک عده واقعاً فریب اسلام لیبرال خوردند، همین الان هم هستند، واقعاً فکر میکنند اگر این حرفها را بزنند این خدمت به اسلام است. اینها قربانیان آنها هستند. فرماندههای آن چه کسانی هستند؟
در این قضیه تشیع انگلیسی هم همینطور است. خب یک عده قربانیاند. واقعاً حب اهل بیت، عشق اهل بیت. میگوید آقا یعنی چی این به ما میگویند که با مخالفین اهل بیت ما برویم متحد بشویم؟ یعنی چی؟ یعنی فراموش کنیم قضیه در و دیوار را؟ خیانت به حضرت زهرا(سلامالله) علیها نیست؟ یعنی فلان؟ یعنی فلان؟ فریب میخورند. نمیداند این سؤالها همه جواب دارد. کی گفته فراموش کنیم؟ ببین امیرالمؤمنین چه کرد؟
از آن طرف هم اسلام وهابی تکفیری هم یک فرماندهان فاسد دارد، یک عده هم قربانیان آنها هستند. الان آن بچهای که بلند میشود از در اروپا و آمریکا به دنیا آمده، زندگی کرده، حتی سابقاً نماز هم نمیخوانده، دیسکو میرفته و شراب و دوست دختر و دوست پسر و رقص و اینها اهل اینها بودند بعضیشان. بعد دختره پوشیه میزند به روی صورتش، خودش رامیپوشاند. پسره هم دو من ریش میگذارد و پا میشوند میآیند میخواهند خلافت اسلامی تشکیل بدهند. بعد سوار ماشین میشود با مواد منفجره مثلاً چهار تا شیعه یا چهار تا چیز را بزند. خب این معلوم است فریب خورده است. جاذبه برای چی بوده است؟ جاذبه، برای عملیات شهادتطلبانه بود که بچههای ما در جنگ در عصر جدید دوباره برای اولین بار به بشر نشان دادند و بعد این مدلسازی کرد، جاذبه مال آن عملیات استشهادی بچههای حزبالله بود علیه صهیونیستهای اسرائیل بود که با چند تا عملیات استشهادی ارتش اسرائیل را به هم ریختند و عقب زدند. منتهی میآیند از همین جاذبه، از همین ابزار، از این ادبیات حالا استفاده میکنند علیه خود این جبهه. منتها آن مزدور که نمیآید عملیات انتحاری بکند. چهار تا بچه ساده، فداکار که فرق سنیگری با وهابیت هم نمیفهمد آن را در صحنه میآورند. پس یک عدهای در هر سه تا جریان، یک عدهای به اسم اسلام رحمانی، یک عدهای به اسم اسلام جهادی، یک عدهای به اسم تشیع خالص و حب اهل بیت، یک عدهای این وسط بازی میخورند.
ولی نکته مهم این است، امام دارد میگوید حواستان باشد تا قبل از انقلاب ما هیچکس به مسلمانی، به شیعه بودن، به سنی بودن افتخار نمیکرد. این حرفها نبود. حالا بعد از انقلاب ما شروع کردند همه مجبورند اسلام، اسلام بگویند، استاد اسلامشناس میشوند و از ما بلندتر از اسلام حرف میزنند.
بعد امام میگوید این دولتهایی که ادعای اسلام یاد گرفتهاند میکنند، چطور آدم دنیا از شما میتواند بپذیرد که در عمل مدام علیه اسلام عمل میکنید، دشمنان اسلام را تقویت میکنید؟ در پروژه آمریکا و صهیونیستها عمل میکنید. آمریکا کیست؟ امام میگوید آمریکا دشمن همه ادیان است، دشمن مسیحیت هم هست. مگر آمریکا مسیحی است؟ حکومت آمریکا اصلاً دین ندارند اینها. حکومت آمریکا همانقدر مسیحی است که شاه ایران شیعه بود و اینها هم همانقدر شیعهاند که آل سعود سنی هستند. اصلاً نه آنها مسیحیاند، نه اینها شیعهاند، نه آنها سنیاند، همه اینها بازی است. همه اینها یک مذهب دارند. همه با هم اتفاقاً هممذهباند. آن مذهب نفسانیت، استکبار و دنیاپرستی است. همه اینها اتفاقاً با هم هممذهب هستند. حالا اسمهای آنها با هم فرق میکند. میگوید اینها منافع خودشان است. میخواهند منافع آمریکاییها را میخواهند، حتی گاهی منافع خودشان را فدای منافع آمریکا میکنند، اینقدر احمق هستند. خودشان را فدای آمریکا و اسرائیل میکنند. آمریکا را بشناسید. آمریکا است که همه جهان را آتش زده و دارد به آتش میکشد. چرا با آغوش باز از آمریکا استقبال میکنید؟ چرا ارتش آمریکا را در سرزمینهای اسلامی میپذیرید؟ برای این که ایران را ارعاب کنید؟ مگر ما میترسیم؟
مسلمین با این کسانی که اینگونه بر آنها حکومت میکنند باید چه بکنند؟ مسلمین گرفتار چنین حکومتهایی هستند، گرفتار چنین حاکمان و سردمدارانی هستند. آیا مسلمین حق دارند ملتها ساکت بنشینند تماشا کنند، بگذارند اینها بر آنها حکومت کنند ؟ بکشید پایین اینها را. بکشید پایین اینها را و کفر و استکبار را از سرزمینهایتان بیرون کنید. تماشاگر نباشید. میگوید اگر ایرانیها هم همین مثل شماها فکر میکردند که به ما چه ربطی دارد، ما مشغول کاسبی خودمان هستیم، کاری نداریم، و خدا خودش میداند، هر کار خودش صلاح میداند بکند، مگر رژیم شاه رفتنی بود؟ رژیم شاه از همه رژیمهای شما قویتر و مسلطتر بود و بیشتر از طرف آمریکا حمایت میشد. امام میگوید خب یاد بگیرید ایرانیها چه کردند، از ملت ایران یاد بگیرید، سرنگون کنید، انقلاب کنید. اگر ما شاه را، اگر این مردم ما شاه را پایین نکشیده بودند تا حالا اسلام را کلاً از محتوا خالی کرده بود. مشروبفروشیها در ایران از کتابخانهها شلوغتر بود، مراکز فساد. فاحشهخانهها در همه شهرها حتی شهر مذهبی، حتی مشهد، فاحشهخانه داشتند.
امام میگفت اگر این ملت در صحنه نیامده بود که تا حالا همه چیز رفته بود. در شیراز به اسم جشن هنر مرد و زن در خیابان علناً جلوی مردم به عنوان هنر مدرن آمیزش جنسی انجام دادند! یک وقت در روزنامه عکس دو تا پسر را انداختند که پسرهای مقامات رژیم بودند، یکی از آنها پسر یک ژنرال ارتش شاه بود، یکی دیگرشان هم نمیدانم کی بود که این دوتا پسر میخواهند با هم ازدواج کنند. در روزنامههای زمان شاه عکس دوتایشان را هم انداختند. کل منابع کشور، نفت و چه که همه غارت. رئیس دانشگاههای ایران با اجازه سفارتخانهها باید تعیین میشد و... امام میگوید خب اگر این ملت ما انقلاب نکرده بود که تا حالا دیگر خبری از اسلام هم نبود، که هیچی نبود. از این مردم یاد بگیرید، مثل این مردم حرکت کنید و از هر وسیلهای باید برای این حرکت استفاده کنید.
نکته دیگر این است که خطاب به بعضی از مسئولین خود ما و بعضی از جریانهای داخل خود ما هم هست. عرض کردم امام میگفت که ادای مبارزه در نیاورید. واقعاً مبارزه کنید. این خائنین عرب و غیرعرب، رژیمهای خائن کشورهای مسلمان، اینها فقط قشنگ حرف میزنند. سؤال میکند تا چه وقت مستشاران آمریکا و شوروی باید بر ما، بر مسلمین حکومت کنند؟ تا چه وقت یک گروهبان انگلیسی بیاید بر کل ارتش شما حکومت کند و به شما توهین کند؟ در مقابل آمریکا بایستید، با مشت گره کرده بایستید، نه با لبخند. اخم کنید. بر سر آمریکا فریاد بکشید. در مقابل صهیونیسم و جنایتکاران بایستید. با هر امکان و همه امکاناتی که دارید با اینها مبارزه کنید. همه ظرفیت خود را در صحنه مبارزه ضد آمریکایی بیاورید. و الا ما امسال عید نمیگیریم! امام میگوید حالا عید شما بگیرید یا نگیرید، چه چیزی دارد، این اداها چیست؟ شما از آن طرف میگویید نفتتان را رایگان دارید به اینها میدهید، کمک مادی میکنید، کمک معنوی میکنید. مبارزین را میکوبید، از پشت خندق میزنید که به اسرائیل و آمریکا ضربه نزنند و همه ملتهای مسلمان را در بند خودتان نگه میدارید که تسلیم غرب باشند و یک کلمه هم حرف نزنند. بعد میآیید میگویید که ما امسال عید نمیگیریم چون اسرائیل در فلسطین، در لبنان خیلی کشتار کرد. امام میگوید اینها انحراف است، اینها "تعمیه" است. تعمیه یعنی چشمبندی، یعنی کلاهبرداری. یعنی فریب دادن مردم، کور کردن افکار عمومی.
میگوید اینها میخواهند به ملتهای خودشان، به مسلمین جهان تعمیه کنند که ما با اسرائیل مخالف هستیم. او دارد با توپ و تانک میزند. در مقابل توپ و تانک عید نگرفتن هم کاری است؟ او با توپ و تانک میزند، قتل عام میکند، شما عید نمیگیرید؟ این همه هم توپ و تانک دارید، این همه هم نفت دارید، چرا نمیجنگید؟ چرا به جنگ اسرائیل نمیروید؟ برای این که همه شما وابسته هستید. میگوید شما اگر نفتتان را ۱۰ روز ببندید به روی غرب، غرب در برابر شما خاضع و تسلیم میشود. منتهی اصلاً شما را غرب برای همین نفتش نگه داشته است. اینهاست مصیبت مسلمین، اینهاست مصیبت این این نوع پیروی از اسلام. در بین اینها خبری از اسلام نیست. اسلامی که قرآن آن صریح میگوید اجازه ندهید سلطهجویان و کفار عالم بر مسلمین مسلط بشوند و سلطه پیدا کنند. شما کمک میکنید اینها سلطه پیدا کنند. شما با قرآن علناً جنگ دادید. وضعیت لبنان، شیعیان لبنان، وضعیت چه، وضعیت چه. شما میخواهید در لبنان هم با آمریکا و اسرائیل و فلان جیستایی، انجمیل و اینها بسازید. این سازش است، وظیفه شما سازش است!
بعد میگوید ای مردم قیام کنید، ملتها قیام کنید، جوانان مسلمان انقلاب کنید، اینها را سر جایشان بنشانید، ملتهای مظلوم را نجات بدهید. اسلام تکلیف کرده است برای شما که مظلومین جهان را نجات بدهید. این تکلیف الهی است. یعنی انقلاب جهانی، صدور انقلاب، مبارزه در سطح عالم با استکبار. اسلام (خداوند) تکلیف کرده است که تا آنجا که میتوانید این کار را انجام بدهید. بقیهاش همه ادا اصول است. این یک نوع و یک سطح از مطالب امام است.
یک بحث دیگر بحث فقرا است. فقرا و مستضعفین. تحت عنوان توسعه و پیشرفت. امام میگوید مراقب باشید. پیشرفت یعنی چه؟ یعنی تأمین رفاه، عزت، بهداشت، مسکن، امکانات زندگی برای همه مردم. برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه و متعارف. این اصلاً جز اهداف اسلام است، جز وظایف ماست. در دعا امام(ع) میفرمایند که: «اللَّهُمَّ أَسْأَلُکَ رَفَاهِیَةَ الْعَیْشِ» خدایا یک زندگی مرفه برای همه مسلمین از تو میخواهیم. رفاه پس یک ارزش اسلامی است. منتهی بعدش تعریف میکنند نه فقری که ما را از انجام وظیفه باز دارد. فقری که باعث بشود یک خانوادهای، شخصی، یک ملتی زانو بزند، ذلیل بشود، گرفتار بشود. و نه رفاهی که ما را از تو دور کند و تو را به فراموشاند. اینقدر رفاهزده و عیاش و اشرافیگری، اشرافی بشوی که دیگر مست که اصلاً خدا چیست؟ هدف توسعه اسلامی این است: «رَفَاهِیَةَ الْعَیْشِ» نه فقر مُنسی. در روایت این است. فقر مُنسی. یعنی فقری که تو را میفرام، بقیه را نسبت به تو اصلاً غافل میکند، تو فراموش میشوی. فقیر فراموش میشود. در روایت داریم فقیر وقتی حرف حساب هم میزند کسی گوش نمیکند. و آدم ثروتمند قدرتمند حرف مفت هم که میزند همه میگویند ای بهبه، دقت فرمودید، دقت کردید چی گفتند؟ یک آروغ میزند، میگوید بله چی فرمودید؟ ولی او یک آدم فقیر اگر حکیمانهترین حرفها، درستترین حرفها را بزند، خیلی خب بابا بس است دیگه! باز تو زر زدی؟ این جوری است دیگه. روایت میگوید که فقر کاری میکند شما دیگر کرامت نداشته باشی، اصلاً حرفت را گوش نمیکنند، خودت هم کمکم به خودت احترام نمیگذاری، ولش میکنی، رها میکنی. در روایت میگوید این فقر شاخهای از کفر است، این شروع کفر است. فقر منسی.
از آن طرف میفرمودند رفاه، رفاهزدگی، غنایی که، غنای مُطغی، منسی نسیان یعنی فراموش. مطغی طغیان است. میفرمود جامعهای باید ایجاد کنیم که نه فقر منسی که یک عدهای فراموش بشوند، حذف بشوند. نه غنای مطغی یعنی رفاهزدگیای که به طغیان، وا میدارد. طاغوت میکند طرف را. وقتی یک کسانی، اغلب ما وقتی خیلی مرفه میشویم، طاغوت میشویم. خدا و خلق و اصول و همه فراموش میشود. بزن و تخته گاز برو. خب این ارزش اسلامی است. «اللَّهُمَّ أَسْأَلُکَ رَفَاهِیَةَ الْعَیْشِ» وقتی کسانی، اغلب ما وقتی خیلی مرفه میشویم طاغوت میشویم. خدا و خلق و اصول و همه فراموش. بزن و برو، تخته گاز. این ارزش اسلامی است. «اللهم اسئلک رفاهیة العیش». نه فقر منسی، نه غنای مطغی.
یک زندگی شرافتمندانه متعارف با یک مقدار تفاوتهای جزئی، نه خیلی شکاف طبقاتی. همه داشته باشند. خب حالا این درست است. اما یک توسعه توسعه مادیون عالم است. پیشرفت منهای اخلاق، منهای عدالت، مسابقه قدرت و ثروت است. هر که بیشتر میتواند بیشتر و بهتر. راهش هم مهم نیست، روشش هم مهم نیست. ارزشها را هم دخالت ندهید. دین از اقتصاد جدا است، شریعت از توسعه، از مدنیت جداست. طبیعتاً اشرافیگری میشود ارزش، هر چه اشرافیتر ارزشش بیشتر.
در توسعه اسلامی انسانیت انسان هدف پیشرفت است. پیشرفت هدف انسان نیست. انسان هدف پیشرفت است. پیشرفت هدف ذاتی نهایی نیست. پیشرفت وسیله است در خدمت انسان. انسان هم هم بدن دارد هم روح. انسانیت انسان باید در این قضیه ملاحظه بشود. میشود توسعه بدون ظلم، توسعه بدون شکاف طبقاتی، توسعه بدون بیتقوایی و بیاخلاقی، توسعه بدون ناجوانمردی، توسعه بدون ربا، توسعه بدون دروغ و کلاهبرداری و غصب و احتکار و گرانفروشی و رانتخواری و این چیزها. مگر آقا بدون اینها توسعه میشود؟ بله میشود. ضمن این که آن مقدارش هم که نشود نشود. مگر باید تو حتماً به قله ثروت و قدرت برسی؟ بعد میگوید آقا میشود به قله ثروت و قدرت برسم بدون این که دروغ بگویم؟ کی گفته باید به قله ثروت و قدرت برسی؟ مگر هدف خلقت این است که من و تو به قله ثروت و قدرت برسیم؟ هدف آفرینش ما این است که ما ثروت و قدرت داشته باشیم، منتهی به روش درست به دست بیاید، به روش درست مصرف بشود. هدف انسان شدن است، نه به قله ثروت و قدرت رسیدن. ولی به ثروت و قدرت میرسید. اتفاقاً اگر به ضوابط اسلامی عمل کنید، یعنی نظم، راستگویی، در بازار دروغ نگویید، منظم باشید، مسئولیتپذیر باشید، اتفاقاً به قله ثروت و قدرت هم میرسید. به این هم میرسید. منتهی هدف این نیست.
در این مبنای مادی، آن وقت فقیر موجود پست میشود. ثروتمند اشراف و اشرافیگری یک ارزش میشود. هر چه فیش حقوقیات بیشتر باشد تو ارزشمندتری ولو از راه حرام. هر چه از بیتالمال بیشتر بتوانی برداری تو برنده تری، پوئن و امتیاز بیشتر میگیرید. هر چه بتوانی با دروغ و کلاهبرداری پیش بروی، تو توسعه یافتهتر میشوی.
توهین به فقرا تکریم اشراف. اصلاً این دقیقاً اسلام معاویه و امویها همین بود. دعوای بنیامیه و بنی فاطمه سر این بود، دعوای علویها اهل بیت با اینها سر این بود، دعوای اینها با بنیامیه، بنی عباس سر این بود. دعوای امام با شاه سر این بود و الا شاه آمد، همین حرم امام رضا زیارت، یک وقت هم لباس احرام پوشید حج هم رفت. گفت آقا حج و زیارت به جای خود، زنا و شراب و لواط و اینها هم به جای خود. همه هر کاری در جای خودش. همهاش محترم است. کشور وطنفروشی و نفت فروشی و خیانت و اینها همه به جای خود، احترام به مقدسات و خواب حضرت ابوالفضل هم دیده بود. شاه یک وقت آمد گفت من خواب حضرت ابوالفضل، حضرت عباس را دیدم، کمربسته حضرت عباس هستم. حضرت عباس گفته من مواظب تو تا آخر. هر کار دلت میخواهد بکن، خیانت، جنایت، اینها هر کار میخواهی بکن، من مواظب تو هستم. حضرت عباس به خوابش آمد. یک جوری آمد خوابش را تعریف کرد. خواب حضرت ابوالفضل به جای خودش، وطنفروشی و اسلام ستیزی و اینها هم به جای خودش. کارها را نباید مخلوط کرد. دین به جای خودش، سیاست به جای خودش. شر به جای خودش، توسعه و پیشرفت به جای خود! ببین، هر چیزی را سر جای خودش بگذار، منظم باش! اصلاً اینها که میگویند تفکیک دین از سیاست همین را میگویند، میگویند منظم باشید آقا. چیزهایی که به هم مربوط نیست به هم مربوط نکنید. هر چیزی را بگذار سر جای خودش. محرم سینه میزنی بزن، این سینه زدن است. در بازار ربا میخوری آن هم بخور. آن یک مسئله اقتصادی است، این یک مسئله مذهبی است، اینها به هم چه ربطی دارد ؟
در این ماه محرم که در اینترنت دیدم عکسهایی را که پسر و دخترها، که البته در عکس هر چه نگاه میکردم من نمیفهمیدم کدام پسر است کدام دختر است ولی چون زیرش نوشته بود اینها دوست دختر پسرند، گفتیم حتماً بعضی از آنها پسرند، بعضی دخترند دیگه. لباس سیاه، آرایش کرده، رنگ، فلان، اینها. ببین آقا عزاداری اباعبدالله جای خودش، بیناموسی هم جای خودش. ما باید به همه ارزشها احترام بگذاریم. سیاه و سفید نگاه نکن، خاکستری نگاه کن. سیاه و سفید نه، که آقا این خوب است، این بد است. نه، ببین میشود هم عزادار هم این کار.
آمریکا میگوید به کشورهای اسلامی، عراق، سوریه، افغانستان و... حمله کنید، نابود کن، میلیونها انسان را آواره کن، صدها هزار نفر کشته بشوند، صدها هزار خانه خراب بشوند. ولی عید فطر به همه مسلمین تبریک بگو و نمایندگان مسلمانان آمریکا در کاخ سفید بیایند عیدی بگیرند. ایران را از کودتای ۲۸ مرداد تا انقلاب غارت کن. بعد هم در این ۳۷ سال مدام درگیری و مشکل ایجاد کن. ولی عید نوروز را به مردم ایران تبریک بگو. همه چیز به جای خودش. ایران را از بین ببر، ولی عید نوروز هم بالاخره یک سنت ایرانی است، تبریک بگو. قاطی نکن. مسائل را با هم مخلوط نکن، علمی باش. دقت میکنید؟ اصلاً سکولاریسم یعنی همین. یعنی تفکیک کن. دین به جای خود، دین برای چیست؟ برای عزاداری است، برای نماز و روزه است. سیاست به جای خود، قدرت دست شاه و صدام و آل سعود و آمریکا و اینها باشد. اقتصاد به جای خود، دست رباخوارها، سرمایهدارها، دزدها، اینها به جای خود! اینها یک مسئله علمی را میگویند که امام متوجه نمیشد. چون امام سواد علمی نداشت، نمیفهمید این را. قبل از امام اصلاً انبیاء را نمیفهمیدند!
به قوم صالح یا شعیب که میگویند که از او میپرسند در قرآن میفرماید از او میپرسند: «أَصَلَوَاتُکَ» ما که با نمازت مشکل نداشتیم. این نماز تو تو را وادار میکند که به ما بگویی دست از این نوع اقتصاد و اموال و این کارها برداریم؟ این نماز توست که به سیاست و اقتصاد و اینها کار دارد؟ تو که گفتی نماز، ما گفتیم ما با نمازت مشکل نداریم. ما خدایان خودمان را تو هم خدای خودت، نمازت را بخوان. کی گفته نماز نخوان؟ منتهی نماز تو مثل که اول فتنه است. اول میگویی نماز. بعد نماز، بعد میگوید اقتضای این نماز توحید، توحید فقط ذهنی و قلبی نیست. توحید در بیرون یعنی تلاش برای حاکمیت خدا بر همه عرصهها و او یعنی ما با اقتصاد سرمایهداری ربوی اشرافیگری مخالفیم. در سیاست ما با دیکتاتور، ظالم، طاغوت مخالفیم. قرآن میفرمود از پیامبر خدا پرسیدند «أَصَلَوَاتُکَ» آیا این نمازت است که از درون این همه حرف بیرون میآید؟ ما که با نماز تو مشکل نداشتیم، ولی این نماز تو مثل که از هر طرفش تیغ بیرون زده است. نماز تو یک نماز جنگی است. این چه نمازی است که تو نماز میخوانی بعدش هم میخواهی قدرت، تکلیف قدرت و ثروت را، میگویی این نماز عوض میکند. میگوید آقا نمازی که ما میگوییم: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» دارد. «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» یعنی هیچ قدرتی را در این عالم به رسمیت نمیشناسیم.
خب این یعنی چی؟ اصلاً از درون همین سوره حمد مرگ بر آمریکا بیرون میآید. مرگ بر اسرائیل بیرون میآید. مرگ بر استکبار، مرگ بر فساد، مرگ بر دزدی. هی میگویند ذکر بگو برای چیست؟ هی بعضیها فکر میکنند خود این کلمه، صوت، یک کاری میکند. ذکر بگو، دائم بگو «سُبْحَانَ اللَّهِ» «اللَّهُ أَکْبَرُ» «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» «الْحَمْدُ لِلَّهِ» «لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». خیال میکند ذکر که میگویند بگو این ذکر باید یک کاری با درون انسان بکند، یک کاری هم با بیرون بکند. از طریق تغییر انسانها. این معنی نیست که خدا حال میکند اسم او را ببرند. «اعبدونی» من را عبادت کنید، «اذکرونی» ذکر بگوئید، نماز بخوانید. بعد خدا مثلاً میگوید که اسم من را بگویید من یک حالی به من دست میدهد خوشم میآید! این نیست. میگوید «اذکرونی»، «اعبدونی»، «اطیعونی»، «اسجدوا لی». من هدف شما باشم. اگر میخواهید رشد کنید، نام خدا را ببر. اگر میخواهید سالم باشی، پاک بمانی، یاد خدا در دلت باشد. در اقتصاد، در سیاست. حالا با این یاد در سیاست، برو در اقتصاد، برو در خانواده برو. از خلوت در خلوت رابطه خود را با خدا تقویت، محکم، خالص کن. حالا برو در صحنه عمومی و جلوه کن، برو اوضاع را درست کن. اول خود خودمان را، خانواده، جامعه، بازار، دانشگاه و بعد در سطح ملی و در سطح بینالمللی و جهان. او میگوید بله همین نماز من است که نمیگذارد شما حکومت کنید.
اینها میگویند اگر دین فقط جنبه انفسی و درونی دارد، هر دینی میخواهد باشد به ما چه، آزادی دین. اگر جنبه آفاقی پیدا کرد، یعنی میخواهد بیرون دست ببرد و وضع جهان را تغییر بدهد، آنجا دیگر نه. با تو میجنگیم.
امام میگوید مراقب باشید به اسم پیشرفت و اینها یک وقت فقرا را فراموش نکنید، آنها را له کنید، توهین کنید، یا اگر کمک میکنید منت بگذارید. یک وقت نشود که کاخنشینها، سرمایهداران، مرفهان اینها ارزش بشوند، بشوند الگو در جامعه، هی مردم، جوانان مدام به آنها نگاه کنند. آقا کی ما مثل اینها میشویم؟ مواظب باشید این اتفاق نیفتد. ببین کسانی، اسلام چون از فقیر دفاع میکند، بعضیها خیالشان اسلام طرفدار فقر است. اسلام چون ضد فقر است از فقیر دفاع میکند که فقیر فقیر نماند. بعضی میگویند آقا ببین همهاش هی از فقرا حرف میزنند. اصلاً اینها طرفدار فقر هستند. بابا جون، طرفدار فقیر مخالف فقر است. اتفاقاً تو شماها هستید که طرفدار فقرید، طرفدار فقر اینها، میخواهید اینها فقیر باشند. شما طرفدار فقر هستید.
یا اسلام وقتی که با اخلاق سرمایهداری فاسد، که پولپرستی است، دلارپرستی، طلاپرستی است، مبارزه میکند، تحریف میکنند، میگویند ببین اسلام با ثروت مخالف است، اسلام با رفاه مخالف است، با پیشرفت مخالف است. نه، اتفاقاً چون اسلام طرفدار رفاه است، منتها رفاه همه، نه سوپر رفاه جنابعالی به قیمت فقر بقیه. اسلام طرفدار رفاه است، منتها رفاه همه. طرفدار دفاع از فقیر است برای این که مخالف فقر است.
امام(ره) دو تا نکته میگوید. میگوید اولاً توجه کنید در صدر اسلام فقرا، مستضعفین، محرومان بودند که بخش اصلی جبهه اسلام را کنار پیامبر تشکیل دادند و مشرکین جاهلیت عرب را پایین کشیدند، فتح مکه اتفاق افتاد، جزیرةالعرب آزاد شد. و بعد همین نسل آمد از این طرف آفریقا رفت تا آن شمال آفریقا را کلاً پیروز شدند، از جنوب اروپا تا اسپانیا و فرانسه، از این طرف تا ماوراءالنهر تا شمال ایران آمدند و اینها نشان داد که اگر مستضعفین با شعار پرچم توحید قیام کنند به لحاظ مادی هم قدرت اول جهان میشوند. غیر از معنوی، به لحاظ مادی هم پیشرفت میکنند و قدرت و مرکز قدرت و ثروت جهان میشوند و این کار شد.
منتهی بعد میگوید بعد بی عرضگی کردند خود مسلمین و از اسلام منحرف شدند، کم کم بیشتر و سقوط کردند. متن اسلام را ببینید، هرگز اجازه نمیدهد سلاطین و اشراف بر فقرا و بر سایر طبقات مسلط بشوند. هرگز اجازه نمیدهد قدرتپرستها بر غیر قدرتمند، اقویا بر ضعفا مسلط بشوند. اسلام مخالف سلطه است. هیچکس بر هیچکس نباید سلطه داشته باشد. هیچ دولت بر هیچ ملتی، هیچ دولت بر هیچ دولتی، هیچ ملت بر هیچ ملتی، هیچ قومیتی بر قومیت دیگر، طبقهای بر طبقه دیگر سلطه نباید داشته باشد. ولایت هم غیر از سلطه است، ولایت الهی. ولایت الهی سلطه شخص بر او نیست. مثلاً ولایت فقیه سلطه آن شخص بر ما نیست. ما تحت سلطه هیچکس نباید باشیم. سلطه او نیست. او به شرطی حق دستور دادن، فرمان دادن دارد که به وظیفه خود در برابر خدا و خلق عمل کند. یعنی ولایت الهی جریان پیدا بکند. نه سلطه شخصی بر او. میگوییم آقا انقلاب شد سلطه شاه بر ملت برود، به جای آن سلطه مثلاً امام بر ملت بیاید. هرگز. انقلاب نفی سلطه است. هیچکس بر هیچکس سلطه ندارد. فقط «الولایة لله». فقط خداوند. هر کس کمک کند، در مسیر ولایت خدا عمل کند به همان میزان ولایت و اختیارات و به همان میزان مسئولیت پیدا میکند.
و اما راجع به ثروتمندان. امام میگوید با ثروت مخالف نیستیم، با ثروتمند مشروع مخالف نیستیم. کار او عبادت است، تولید شغل میکند، تولید ثروت میکند، کار ایجاد میکند، جامعه اسلامی را به رفاه میرساند. چیز که با آن مخالف است، امام میگوید این مرفه بیدرد، سرمایهدار ضد عدالت، اینهایی که اموال محرومین را بالا میکشند، یا اگر نکشیدهاند، مرفه شدهاند، سهم فقرا را نمیدهند. معمولاً آلوده به حرام شدهاند مخالف است.
میگوید سرمایهداران، مرفهان و کاخنشینان در این انقلاب نقشی نداشتند. فردا مواظب باشید اینها نیایند بگویند ما صاحب انقلاب بودیم. این انقلاب را فقرا، طبقههای متوسط به پایین کردند. ۹۵ درصد آنها اینها بودند. اگر کسانی هم از خانوادههای خیلی مرفه در انقلاب یا در جنگ آمدند، معمولاً اینها با خانوادههایشان اختلاف پیدا کردند، درگیر شدند، از خانوادههایشان آمدند بیرون. آمدند بین محرومین مثل آنها زندگی کردند. مراقب باشید اینها در جمهوری اسلامی حاکم نشوند. مسلمان وقتی مرفه هم میشود و نیازهایش برطرف میشود، میرود به کمک دیگران. نگه نمیدارد که. یا در یک مسیر تولیدی، کار، اشتغال، پیشرفت برای جامعه میاندازد نه که همهاش را خودش بخورد. حالا فرض کنید اصلاً همهاش هم خودت نخوردی، حق نداری در حکومت بیایی. امام میگوید اجازه ندهید سرمایهداران خرپول وارد جمهوری اسلامی بشوند. اینها نباید در حکومت بیایند. اصلاً فرض کن نان حلال است، سهم فقرا را هم دادی، باز هم اینقدر داری، نباید تو بشوی مسئول جمهوری اسلامی. برای این که تو دیگر تو درد فقرا را نمیفهمی. البته از آن طرف هم مواظب باید باشید این آدمهای گدای چیز ندیدهای که دنبال فرصت هستند، اینها هم نباید بیایند جز مسئولین بشوند، مگر تربیت دینی و تقوا داشته باشند، تربیت شده باشند. که تمام دنیا را با دینشان معامله نکنند. و الا اگر کسی تربیت دینی نداشته باشد، فقیر هم باشد، وقتی برسد این تازه شروع میکند به بله، خوردن و چاپیدن و اینها، چشمش هم گرسنهتر است از آن، آن ثروتمند باید چشمش سیر باشد. اینها نه دیگه. البته اینها دله دزدی بیشتر میکنند، دزدی هم چون رقمهای میلیاردی بلد نبودند، دزدیهایشان کم بود. داریم آدمهایی که هم سالماند، هم زرنگاند، پولدار هم شدهاند، دزدی هم نکردهاند واقعاً. از بیتالمال و رانت و چیزهای بانکی و این حرفها هم سوءاستفاده نکردهاند. اینها هم هستند. منتهی اینها خوی اشرافی ندارند، من بعضی از اینها را دیدهام، خوی اشرافی ندارند. معمولی زندگی میکنند و بعد به فقرا خیلی کمک میکنند. مدام در کار، مشغول کار خیریه هستند. بیسر و صدا، نه با سر و صدا. ولی خب اینها در اقلیتاند در آن گروه.
امام میگوید اگر الان هم ببینید اگر در جبههها اینهایی که جانفشانی میکنند از کدام طبقه هستند؟ اگر پیدا کردید در تمام جبههها یک نفری که متعلق به خانوادههایی هستند که سرمایههای بزرگ دارند و یا قبل از انقلاب در قدرت بودهاند، اگر یک نفر از اینها پیدا کردید، بیایید از ما مژدگانی بگیرید. ولی میدانم که پیدا نمیکنید. همه فداکاران از همین جمعیت هستند. طبقات متوسط به پایین و فقرا بیشتر مستضعفین. همینهایی که جانشان را دستشان گرفتهاند دارند از شما حفاظت میکنند در جبههها میجنگند، از همین طبقه. اینها منت دارند بر ما و شما. از اول هم اینها منت داشتند بر سر ما و شما. اینها هستند که هیچ توقعی هم ندارند. هیچ وقت هم نمیآیند چیزی بخواهند. چیزی ندارند ولی هر چه دارند میدهند. چیزی نمیخواهند و نمیگیرند. سه تا بچهاش را داده است، میگوید چهارمی هم هست. هیچی هم نمیگیرند. مردم این جمهوری را به پا کردهاند. البته نه همه این مردم. همین پابرهنهها و متوسطین، همین مؤمنین و متدینین محروم.
بنابراین که ملت شریف ایران انقلاب کردهاند، ملت شریف ایران هشت سال جنگیدهاند، این خبرها نبوده است. بخشی از ملت شریف ایران بودهاند. هم در انقلاب وقتی خطر بود، بعداً که خطرها کم شد بقیه هم آمدند! هم در جنگ. در جنگ همه خانوادهها نه، در فامیلتان بروید بپرسید چند تا خانواده جبهه میرفتند؟ از هر فامیلی چند تا خانواده بیشتر نبودند. بقیه نمیرفتند.
امام میگوید نه همه ملت، نه همه مردم. این تیپها بودند، محرومین متدین، اینها بودند که این کارها را کردهاند. مرفهان کمتر دل برای این انقلاب سوزاندهاند. این طبقه عزیز محروم است که در ازای خدمتش غیر از خدا هیچ نمیخواهد و از هیچکس نمیخواهد. ما رهین منت این فقرا هستیم. ما اگر لایق باشیم خدمتگزار شما باشیم. اگر لایق باشیم نوکر فقرا و محرومین باشیم. اگر لیاقت داشته باشیم.
بچهها دقت کنید ایدئولوژی انقلاب اینهاست، این شعارها را باید زنده نگه دارید، احیاء کنید. میگوید شما بودید که در خیابانها مشت با مشت گره کرده جلوی توپ و تانک و مسلسل آمریکا و شاه و اسرائیل ایستادید. زن و مرد شما بودند که فداکاری کردند، شهید دادند، شهید شدند تا غلبه کردند. الان هم در جبههها باز این طبقه محروم هستند که مشغول خدمتاند، متدینین محروم. آن کاخنشینها یک ریال خدمت به این جنگ نکردهاند. پولهایشان را جای دیگری مصرف میکنند و نخواهند کرد. اگر مشغول فساد نباشند لااقل با پولهایشان بیتفاوت هستند. کشور مال زاغهنشینان اطراف تهران است.
هشتگهای موضوعی