شبکه افق - 1 خرداد 1404

امام خمینی، حوزه علمیه، خدمات و خطرات (از منشور روحانیت تا وصیت‌نامه)

حوزه علمیه قم - تقارن صدمین سال تاسیس حوزه قم و سالگشت رحلت امام خمینی - ۹۴

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عرض می‌کنم محضر سروران عزیز. برای حذف روحانیت از صحنه، با آن شیوه‌های سابق دیگر عملی نمی‌شود. یک زمانی برای حذف روحانیت از یک ادبیات و شیوه‌های استفاده می‌شد که امام هم در وصیت‌نامه اشاره کردند. یک شیوه‌هایی هم حتی از در اسناد لانه‌ی جاسوسی برای تضعیف و حذف روحانیت یا نفوذ در روحانیت اشاره شده که چگونه به دنبال موازی‌سازی با حرکت امام بودند. و همین‌طور شیوه‌های جدیدی که در ادبیات روحانیت‌ستیزی و حذف روحانیت امروز به کار می‌رود ظاهرش ادبیات آکادمیک و روشنفکری و حتی در قالب علوم اجتماعی و علوم سیاسی و در باطن تکرار همان سخنانی که امام هم در وصیت‌نامه‌اش به او اشاره می‌کند، از قبل از صدر اسلام هم ما با این مشکل مواجه بودیم و هستیم و خواهیم بود. همان استدلال‌های قدیمی که در تعریف یعنی در واقع در تحریف نقش روحانیت به کار می‌رفت با ادبیات‌های جدید همچنان به کار می‌رود. اولین محوری که خدمت شما عرض می‌کنم این ادبیات است به عنوان نمونه که بر خلاف سابق که اصل معنویت و روحانیت خرافه و خزعبلات و باعث تهجر و عقب‌ماندگی و تمدن‌سوزی دانسته می‌شد، امروز با این ادبیات که معنویت چیز خوبی است اما در جای خودش. روحانیت یک صنفی است که به یک دردی می‌خورد اما در جای خودش. جای خودش کجا است؟ در حاشیه‌ی جامعه. روحانیت که عرض می‌کنم منظورم صنف نیست، اشخاص، لباس، صنف. آن‌ها با این مشکلی ندارند. یعنی هم شاه و هم آمریکا و هم قدرت‌های استکباری و هم وهابیت با صنف مشکلی ندارند، می‌پذیرند. به شرطی که در جهت مطامع و اهداف آن‌ها یا همکاری کند یا سکوت کند. امام در وصیت‌نامه می‌گوید این‌ها با اصل عزاداری مخالفت نمی‌کنند. منتهی عزاداری را می‌پذیرند که جهت آن نهایتاً توجیه آن‌ها یا تحمیل سکوت باشد. یعنی از روح خودش عاری و خالی شده باشد.

این تعبیر به شکل‌های مختلف بارها تکرار شده است. اولین خط نفوذی که می‌خواهم به آن اشاره کنم همین نکته است از این قبیل که می‌خواهید یک اندیشه‌ی سیاسی را بر مبانی عرفانی و معنوی به اصطلاح بنا کنید. حالا یک زمانی می‌گفتند اصلاً اندیشه‌های عرفانی مزخرف است و در این عالم جز ماده و قوانین مادی چیزی نیست. حالا دیگر خودشان هم هوشمند شده‌اند این جوری حرف نمی‌زنند. معنویت را به شرط ماده می‌پذیرند. معنویت در ذیل مادیت باشد و تفسیر بشود. دین، نبوت، اخلاق، معنویت، همه این‌ها را امروز می‌پذیرند در علوم اجتماعی سکولار. منتهی همه‌اش با این قید که معنویت نیازهای و مناسبات مادی ما را مدیریت نکند و وتو نکند. بلکه برعکس باشد. معنویت زیر سایه‌ی مادیت. مبنای معنویت هم ماده و مادیت باشد. یک معنویتی که از دو سمت هم از لحاظ مبنا و هم به لحاظ غایت در ماده و مادیت محصور شده باشد. یعنی نمی‌پذیریم که اساساً دین مبدأ الهی دارد، بلکه مبدأ بشری دارد. دین یا یک پروژه یا یک پروسه است ولی در هر حال بشری است. دین از زمین شروع شده به قصد توجه به آنچه که آسمان می‌گویند نه این که از آسمان نازل شده باشد. این در حوزه مبادی. در حوزه غایات هم می‌گویند ما انسان یک موجود مادی است اما نیازهای معنوی هم دارد. معنویت و روح حقیقت ندارد، اصالت ندارد. مسائل روانی است یا فرا روان‌شناختی است که جزء زوائد جسم و زندگی مادی است. اما واقعیت دارد. فرق آن‌ها با قبلی‌ها، مادیون صریح، این است که می‌گویند اصل معنویت را به کلی رد نمی‌کنیم. نقش روحانیت را هم رد نمی‌کنیم. منتهی در جای خودش، در چارچوب، در یک چارچوب مادی و سکولار حتماً برای روحانیون هم نقش تعریف می‌کنیم. برای کلیسا، مسجد، برای عزاداری، برای همه این‌ها نقش تعریف می‌کنیم. ولی اجازه نمی‌دهیم که اندیشه سیاسی با مبانی عرفانی شکل بگیرد با این بهانه که عرفان حوزه‌ی مرید و مرادبازی است. اگر قرار بشود مرید و مرادبازی‌های عرفانی و معنوی و رابطه‌ متدینان با روحانیان مبنای تشکیل یک نظام سیاسی، اجتماعی، حقوقی بشود و این مبنا وارد عرصه سیاست بشود، نتیجه آن یک حکومت خودکامه، توتالیتر که همه چیز را به خودش مشروط می‌کند و مراد در مقام مرادی فکر می‌کند که حق پیش اوست و بس. مرید هم فکر می‌کند حق پیش مراد است و بس. با این نگاه فاتحه‌ نقد و پیشرفت و گفتگو و کثرت‌گرایی و این حرف‌ها را در عرصه سیاست باید خواند. این یکی از مثلاً محل‌هایی است که همین الان تدریس می‌شود در بعضی از دانشگاه‌های ما تحت عنوان تئوری‌های علوم سیاسی و علوم اجتماعی بدون هیچ نقدی تدریس می‌شود و نتیجه این نوع تدریس عملاً تبلیغ است. طبق این مبنا مسئول هدایت هم مانع اضلال باید باشند و مریدان که مردم باشند، فقط شأن اطاعت دارند. با این نحو تربیت اجتماعی امکان اصلاح خطا وجود ندارد. این یک طرفه حرف می‌زنند. کسی نمی‌تواند نصیحت کند. همیشه مردم باید اصلاح بشوند. در نگاه معنوی، محاسبات مادی اساساً یک مسئله‌ درجه دو و سه است اگر مطرح بشود. یعنی توجه به تکالیف معنوی و مذهبی است، توجه به حقوق مادی جامعه نیست. حقوق مردم به این‌ها مربوط نیست. تکالیف مردم فقط به این‌ها مربوط است. این هم یک رابطه‌ جاده یک طرفه دیگری است که ایجاد می‌شود و آن وقت وقتی که محاسبات دنیایی و حقوق مادی مردم بی‌ارزش یا کم‌ارزش شد، آن وقت اگر این طرز فکر وارد ساختار حکومتی بشود و بی‌ارزش شدن حقوق و منزلت مردم با ادبیات و اصطلاحات عرفانی، این وقتی خطرناک می‌شود که بیاید در حوزه‌ سیاست و مدیریت. در عرصه معنویت و مفاهیم معنوی هر اتفاقی بیفتد خیر است. «الْخَیْرُ فِی مَا وَقَعَ» هر بلایی سر هر کس بیاید «الْخَیْرُ فِیمَا وَقَعَ». هزار کودک کشته بشوند تا موسی(ع) به دنیا بیاید. تدریس دارد می‌شود به نام روشنفکری دینی هم بحث می‌شود.

مثل سابق کسی نمی‌گوید روحانیت باید حذف گردد یا باید امامان را از سر روحانیت برداشت. کسی الان دیگر جرأت نمی‌کند این حرف‌ها را بزند. جامعه هم از آن‌ها نمی‌پذیرد. ولی با این سطح مغالطه، مغالطه بین مبنای عرفانی، عرفان اسلامی با سیاست اسلامی. در حوزه عرفان، اولاً مفهوم مرید و مرادبازی که در تصوف اصطلاحی است چه ربطی دارد به مفهوم ولایت و ولایت‌پذیری که در عرصه متشرع اهل معناست. ثانیاً در مسائل معنوی و تهذیب نفس یک اصولی حاکم است. در حوزه امور عامه و امور شهروندی و در عرصه‌ سیاست و مدیریت، بحث دیگری است. همه مأمور به ظاهر هستند نه مأمور به باطن؛ و اینجا صحبت از شریعت پیش می‌آید. شریعت به شمول عقلانیت، نه صحبت مرید و مرادبازی، ضمن این که مرید و مرادبازی هم در معنویت اسلامی و مکتب اهل بیت(ع) به مفهوم تسلیم مطلق بدون حجت عقلی، آن هم در برابر غیر معصوم ما نداریم. در همه مسائل در اصول عقاید باید حجت عقلی به اجمال یا تفصیل بر فرد تمام شده باشد. در حوزه فروع و سبک زندگی و احکام عملی هم که در واقع فقه سبک زندگی را می‌خواهد بیان بکند به شرط اجتهاد، آنجا هم باز صحبت از ملاک و متد استنباط است، صحبت از عقل و نقل است. بعد از اثبات حجت است که ارادت می‌آید و این ارادت به مفهوم تسلیم مطلق غیر عقلانی در برابر غیر خدا و غیر رسول خدا نیست. ما در برابر رسول الله هم که تسلیم می‌شویم اصالت را به شخص ایشان نمی‌دهیم. خود قرآن می‌فرماید: «مَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ» این راجع به شخص پیغمبر است. ما اگر باید مرید کسی باشیم در درجه اول شخص پیغمبر است. خود پیغمبر هم شخصاً اصالت ندارد. حتی بالاتر از او ارادت و بندگی انسان در برابر خدا را هم قرآن می‌فرماید با حجت است.

خداوند می‌فرماید اگر پیامبران را نمی‌فرستادم، روز قیامت انسان می‌توانست علیه من اقامه دعوا کند. به من بگوید حجت بر من تمام نشده بود. درست برای من توضیح ندادی که من چرا به دنیا آمدم و رفتم. قرآن تصریح می‌فرماید اگر پیامبران را نمی‌فرستادم، عقل به شما نمی‌دادم، وحی نبود، در قیامت به جای این که من شما را محاکمه کنم، شما من را محاکمه می‌کردید. خب پس از مکتبی حرف بزنیم که حتی ارادت و تسلیم در برابر خداوند هم با حجت است نه بی‌حجت. این بحث مرید و مرادبازی نیست. ضمن این که بله ارزش و اهمیت کل عالم ماده به معنای آن است. بله. تمام این عالم محصول فلسفه‌ خلقت تمام عالم ماده بروز و ظهور خلیفة الله است. یک امر معنوی است. اصلاً اگر آن معنا را از عالم ماده بگیریم، عالم ماده بی‌معنی می‌شود و بی‌سروته است. لغو است. اگر مرگ نباشد، زندگی اصلاً معنا ندارد. اگر آخرت نباشد کل دنیا بی‌معنی است. اگر معنا نباشد این ماده معنا ندارد. بله قضیه حضرت موسی(ع) یا قضایایی شبیه این، آنجا وزن کمی و مادی نمی‌کنند. وزن کیفی می‌کنند. بحث حضرت موسی(ع) که مثال می‌زند، این جنایتی است که فراعنه کردند. این ربطی به حضرت موسی ندارد. خداوند اراده‌ی تشریعی نکرد که هزاران کودک قربانی بشوند تا موسی بماند. آن‌ها طواغیت نافرمانی کردند از شریعت الهی که این کار را کردند. این قدر از این مغالطه‌ها در این بحث‌ها صورت می‌گیرد. یا بحث اطاعت از روحانیت به مفهوم تعطیل نقد و سؤال، این هم خلاف مفاهیم تشیع و اسلام است. امر به معروف و نهی از منکر یک مقوله‌ دو طرفه است. مردم علما را، علما مردم را، حاکمیت مردم را، مردم حاکمیت را، همه باید امر به معروف و نهی از منکر کنند. این جاده یکطرفه نیست. ضمن این که اصلاً ما روحانیت به عنوان یک صنف، به عنوان یک شغل، در فرهنگ اسلامی مطرح نیست. روحانیت در واقع ترکیب علم و تقوا و احساس مسئولیت است. یک کسانی از مردم بیش از دیگران به دنبال علم و تقوا می‌روند و احساس مسئولیت می‌کنند و می‌آیند پیام خداوند را، پیام انبیاء را به جامعه برسانند. بحث صنف یا لباس یا شغل نیست. که بگوییم حکومت دینی حکومت یک صنف بر بقیه‌ مردم است. حکومت روحانیون بر بقیه‌ مردم است.

حالا جالب است که این‌ها را امام در وصیت‌نامه‌اش اشاره می‌کند. در اسناد لانه هم از همین منافذ استفاده شده است. همین تعابیر آمده است. هم در لانه، هم در وصیت‌نامه امام. که این‌ها از مرا، منافذی است که راجع به برای برنامه‌ریزی برای حذف روحانیت از عرصه پیگیری می‌شود. این حذف گاهی به دست بخشی از خود روحانیون صورت می‌گیرد. یعنی عملکرد بخشی از روحانیون باعث می‌شود از صحنه حذف شوند. در یک موارد دیگر هم توطئه‌ جبهه مشترک ضد روحانیون هستند. یعنی ضد روحانیون نه به عنوان اشخاص. در واقع ضد روحانی ضد دین است. یعنی اگر کسی با علمای دین مبارزه می‌کند، هدف اصلی آن ضربه زدن به دین است. و الا اگر یک روحانیونی، روحانیتی بپذیرد که دین نباشد. دین فدای من. دین فدای روحانی. اگر بپذیرد تمام قدرت‌های جبار عالم با این روحانی کنار می‌آیند. چنان که در زمان شاه روحانیون این جوری داشتیم. الان روحانیون وهابی هستند. روحانیون مختلفی بودند. در همه در مسیحیت، کلیسا فلان جا. ضد دین‌ترین حکومت‌ها تا معمولاً روحانیون را سعی می‌کنند برای خودشان حفظ کنند. برای کنترل بخشی از جامعه. منتهی به شرطی که این‌ها دست از دین بردارند. یعنی بگویند ما خودمان اصالت داریم نه دین. ما بمانیم، دین نماند هم نماند! این که امام اشاره می‌کند حالا تعبیر امام این نیست ولی مضمون این است که همان طور که اسلام منهای روحانیت، دوتا خطر، دوتا مسیر توطئه از طرف دشمن دارد، یکی اسلام منهای روحانیت. که ما خودمان اسلام را بلد هستیم احتیاج به روحانیان نداریم! اسلام و قرآن و روایات است ما خودمان معنا بلد هستیم معنی کنیم! این یک توطئه. توطئه دوم، روحانیت منهای اسلام! یعنی حکومت‌های جائر به بعضی از روحانیون اجازه می‌دهند بمانند منتهی می‌گویند تو دیگر با اسلام کاری نداشته باش! با استبداد و استکبار و ظلم و فاصله‌های طبقاتی و گناه و فسق و فجور و ربا و با مستضعف و مستکبر کاری نداشته باش. احکام الهی را ول کن، همه این‌ها تعطیل است تا زمان امام زمان.

پس اسلام منهای روحانیت و روحانیت منهای اسلام این‌ها دوتا خط نفوذ و توطئه است که هدف نهایی هر دو، حذف اسلام است. هدف واسطه‌اش حذف روحانیت است چون چه بگویید اسلام منهای روحانیت که صریحاً روحانیت را برای خیانت به اسلام حذف کنی. اگر علمای دین و حوزه نبود، همان بلایی که سر انجیل و تورات درآوردند سر قرآن در این هزار و اندی سال درمی‌آوردند،. علمای دین نگذاشتند. همان بلایی که بر سر مذاهب دیگر اسلامی آمد بر سر مکتب اهل بیت درمی‌آوردند. علما نگذاشتند. راه دیگر حذف روحانیت عرض کردم همین است که امام(ره) می‌گوید که ببینید چطور روحانیون فاسد - امام تعبیر تندی دارد - که می‌گوید حکومت‌های جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان این‌ها باشند به شرطی که دین نباشد. به اسلام و کفر و عدل و ظلم کار نداشته باشند. این‌ها دو راه نفوذ است. بله مرید و مرادبازی در حوزه معنویت خوب است، عیبی ندارد ولی در حوزه‌ی سیاست نباید بیاید. اصلاً آن مرید و مرادبازی که تو می‌گویی در حوزه‌ معنویت هم نباید باشد. آن مریدبازی و مرادبازی که تو می‌گویی. یعنی اغفال مردم. یعنی جهل اندر جهل. این‌ها که در اصل معنویت هم باطل است. چه برسد به سیاست. اصلاً هر چه که در معنویت باطل است در سیاست هم باطل است. هر چه در سیاست باطل است در معنویت هم باطل است. برای اصلاً سیاست ما هم معنوی است. بدون معنویت سیاست ما می‌خواهیم چه کار؟ اصلاً انبیاء فقط به دلیل معنوی وارد عرصه سیاسی شدند. آمدند سیاست را معنوی کنند. این‌ها می‌گویند معنویت را سیاسی بکنی عیبی ندارد. بیایید. معنویت باشد، سیاسی کنید. یعنی در خدمت قدرت و ثروت ما باشد اما بخواهی سیاست را معنوی و الهی و عرفانی بکنی، آنجا در برابرت می‌ایستند.

این دوتا خطی است که سؤال می‌شود گاهی جریان‌های ضد دین چه جوری این‌ها که اصل دین را قبول ندارند، چه جوری به کلیسا به فلان... توی هلند که یک جامعه‌ی دیگر کاملاً تقریباً سکولار شده است. یعنی مثلاً تو آمستردام توی شهر توی مغازه‌ها همان طور که نان و پنیر می‌فروشند رسماً توی قهوه‌خانه‌ها، کافی‌شاپ‌ها مواد مخدر می‌فروشند آنجا می‌نشینی مثلاً یکی به مشروب، قهوه سفارش می‌دهد یکی هم مواد سفارش می‌دهد. قشنگ می‌آورند. حتی توی این جامعه توی یکی از این شهرهای دانشگاهیشان این بچه‌های دانشجوی ایرانی می‌گفتند می‌دانی این دانشگاهی که ما هستیم یکی از دانشکده‌های فنی مهندسی قوی در اروپاست. می‌گفت ساختمان داشتند می‌ساختند طبق نقشه باید دو سه طبقه دیگر می‌رفتند بالا. شهرداری جلوی آن را گرفت و یک بخشی از آن را هم خراب کرد. گفت از اینجا بالاتر نباید بروید چون ارتفاع شما از ارتفاع کلیسای شهر نباید بیشتر باشد. خیلی جالب است. یعنی یک جامعه‌ای که این را تقریباً بطور کامل در زندگیشان کنار گذاشتند و نقشی ندارد ولی می‌گوید ارتفاع هیچ ساختمانی در این شهر از کلیسا نباید بیشتر باشد.

اولاً قابل توجه هم ماها، هم قابل توجه وهابی‌هایی که آن ساختمان را دیدید بالا سر مکه که چطور از آن بالا توهین به مسجدالحرام و کعبه است. ضمن این که در معماری آن هم، دوستانی که معماری وارد بودند می‌گفتند معماری‌های فراماسونری است. بزرگ‌ترین توهین به اسلام و قرآن. آن‌ها توی یک کشور لائیک، توی آلمان یک کلیسا زمان جنگ که تخریب شده، نیمه تخریب آن را نگه داشتند، شیشه دور آن کشیدند که توی خیابان مردم ببینند. حالا جوامعی که لائیک‌ هستند و دیگر دین را کنار گذاشتند، به نماد مذهب و کلیسا احترام می‌گذارند. این هم قابل توجه ماها، هم قابل توجه مخالفین. اصلاً لازم نیست دیگر حذف شود. باشد ولی در مسائل دخالت نکند. این یک روش مهم نفوذ فرهنگی است که به حذف روحانیت منجر می‌شود.

امام(ره) می‌گوید اولین قربانی نفوذ فرهنگی در صدر اسلام و پس از پیغمبر، اصل خود اسلام و قرآن بود. بعد از پیغمبر، عده‌ای دانسته، عده‌ای ندانسته، باعث تغییر معنای حکومت اسلامی و تغییر مفاهیم قرآنی پس از پیغمبر شدند. باعث تحریف معنوی قرآن در صدر اسلام شدند. امام خطاب به علما می‌گوید ما و شما که به پیغمبر و اهل بیت نمی‌رسیم. در زمان آن‌ها این اتفاق افتاد. در زمانی که امیرالمؤمنین و اهل بیت بودند این اتفاق‌ها افتاد. ما که کسی نیستیم. نفوذ فرهنگی را جدی بگیریم، تحریف یک مکتب، یک انقلاب را. می‌گوید ببینید چه گذشت بر کتاب خدا که ودیعه الهی بود، ماتَرَک پیغمبر اکرم بود. آنقدر مسائل اسف‌انگیز بر آن گذشت که باید برای آن خون گریه کرد. بعد از شهادت حضرت امیر(ع) بطور ویژه دیگر این پروژه اجرا شد. حالا باز پس از پیغمبر تا علی ابن ابی طالب بود، خیلی جرأت نمی‌کردند. بعد از امیرالمؤمنین دیگر از زمان معاویه به بعد، صریح قرآن و معنای دین و حکومت دینی و اسلام و همه چیز تحریف شد. سیل جعل حدیث، تفسیر به رأی در قرآن.

امام به علما می‌گوید یادتان باشد که در صدر اسلام خودخواهان و طاغوت‌ها بخصوص از زمان معاویه به بعد، قرآن را برای حکومت‌های ضد قرآنی وسیله کردند. و مفسران حقیقی قرآن را همه‌جا به بهانه‌های مختلف و توطئه‌های از پیش تهیه شده و بسیار پیچیده از صحنه حذف کردند. همه را عقب زدند و با قرآن حقیقت قرآن را از صحنه خارج کردند. با قالب قرآن، محتوای قرآن را از صحنه خارج کردند. و نگذاشتند حکومت عدل الهی تشکیل بشود. نگذاشتند امام حسن، امام حسین، اهل بیت حکومت اسلامی تشکیل بدهند و مفهوم حکومت عدل الهی را به بشریت نشان بدهند که اگر این کار شده بود امروز مسیر جهان تغییر کرده بود نه فقط مسلمین. می‌گوید همان اول بر حکومت الهی به اسم حکومت دینی خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا را پایه‌گذاری کردند تا کار رسید به جاهایی که مثل کربلا و بعد تا امروز که دیگر قلم شرم می‌کند بنویسد.

می‌گوید این بنیان کج چون یک کسانی همان اول باید به وظیفه‌ خود عمل می‌کردند پس از امیرالمؤمنین، پس از پیغمبر، پس از امیرالمؤمنین و به وظیفه خود عمل نکردند و اهل بیت را تنها گذاشتند. این بنیان کج جلو هرچه آمد کجی‌ها بیشتر شد. نفوذ این جوری است اول که شروع می‌شود زاویه ممکن است نیم درجه باشد، کمتر؛ فاصله این دوتا خیلی کم است. می‌گوید حالا این با این چه فرقی دارد؟ بعد که سکوت کردی و اعتراض نکردی و اصلاح نکردی و مقاومت نکردی، هر چه این‌ها بیشتر جلو می‌رود فاصله بیشتر می‌شود. بعد از ۱۴۰۰ سال به جایی می‌رسد که دیگر مرز اسلام و کفر معلوم نیست. چه کسی قرآن است؟ چه کسی ضد قرآن است؟ معلوم نیست. امام(ره) می‌گوید اگر کسانی بیدار بودند این نفوذ فرهنگی را، این توطئه‌های نظری را همان موقع می‌فهمیدند و هزینه می‌پرداختند. محاسبات شخصی نمی‌کردند. جلویش می‌ایستادند، بعدها این مسائل به وجود نمی‌آمد. این ظلم‌ها به اهل بیت نمی‌شد.

می‌گوید بزرگ‌ترین خطر این بود که قرآنی که آمد جهان را به قسط و عدل برساند، چنان از صحنه خارج کردند که امروز تنها نقشی که دیگر ما، خود مسلمانان برای قرآن قائل نیستند نقش هدایت است! آخه نقش هدایت وقتی بگویید یا اگر باور کنیم این کتاب، کتاب هدایت است، همه در همه‌ زمینه‌ها باید مدام به قرآن رجوع کنند. در حالی که هیچ کس در هیچ زمینه‌ای تقریباً به قرآن رجوع نمی‌کند الا این که برای گورستان‌ها. یعنی قرآنی که کتاب هدایت است امروز تنها نقشی که در جوامع اسلامی ندارد هدایت است! نقش قرآن به دست حکومت‌های جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان وسیله‌ای شد برای اقامه‌ جور و فساد، و برای توجیه ستم در جهان اسلام به اسم اسلام. با دوتا مشکل دوتا گروه امام می‌گوید این توطئه نفوذ و خیانت و انحراف را رهبری کردند. یکی دشمنان توطئه‌گر که پیچیده و دقیق‌اند و یکی دوستان جاهل و احمق که بین خود ما هستند که این‌ها از دشمن گاهی بیشتر ضربه زدند. و امروز کاری کردیم قرآن، کتاب سرنوشت‌ساز را که فقط در گورستان‌ها و مجالس مردگان ایفا نقش می‌کند. فقط در این مجلس‌های مردگان و اموات و این‌ها به یاد قرآن اغلب می‌افتند آقا قرآن بخوانید. یا تشریفات اول هر جلسه‌ای قرآن بخوانند. همه‌ مردم حواسشان به صدای قاری است. وقتی هم می‌گویند «أَعِدْ»، «أَحْسَنْتَ»، به صدای او می‌گویند. به آیه قرآن کار ندارند که این آیه چیست. احسنت اعد یعنی از صدایت خوشمان آمد. یک بار دیگر این صدا را در گلویت یک قلتی بده. به قرآن کار ندارند. امام می‌گوید یا رفته در گورستان‌ها یا در مجالس تشریفات. در حالی که برای تصمیم‌گیری‌های بزرگ در این جامعه باید استناد قرآنی داشته باشیم. بگویید به این دلایل قرآنی باید چنان کرد. به این دلایل قرآنی نباید چنین گفت. آنجاها قرآن نیست. می‌گوید این خطری بود که روحانیت بداند زمان اهل بیت این کارها شد. ما و شما که کسی نیستیم. حقیقت را از صحنه خارج کردند و کاری کردند که اگر کسی دم از حکومت اسلامی و مبارزه با استبداد و استکبار به زبان می‌آورد و از سیاستی حرف می‌زد که قرآن و سنت مشحون از آن است و اهل بیت همه سیاسی بودند و الا کشته نمی‌شدند. همه‌شان سیاسی بودند و الا کشته نمی‌شدند. کاری شده که وقتی یک آخوندی از این مباحث حرف بزند می‌گویند آخوند سیاسی و این کلمه هم در واقع به معنای آخوند بی‌دین است. این‌ها عیناً در وصیت امام است.

تا حرف می‌زدیم در حوزه نجف و قم و این‌ها زود به ما می‌گفتند این‌ها آخوند سیاسی هستند یعنی بعد می‌گوید این موازی با آخوند بی‌دینی شده بود. وقتی به کسی می‌گفتند آخوند سیاسی یعنی آخوند بی‌دین! یعنی ما که برای اقامه‌ی قسط می‌خواستیم به می‌خواهیم مسیر انبیاء و اهل بیت را برویم که همه در این راه کشته شدند. «بِسمٍّ أو سیف مسموم و مقتول». ما آخوند سیاسی یعنی آخوند بی‌دین می‌شدیم. این‌هایی که کاری نداشتند، تمکین می‌کردند، تسلیم بودند، جاهل بودند در حوزه حتی رژیم را تأیید می‌کردند. می‌گفتند به ما چه ربطی دارد؟ این‌ها آخوند دیندار، آخوند الگو می‌شدند. می‌گوید این شیوه‌ها بسیار ما را بازی دادند. امروز قدرت‌های شیطانی بزرگ، حکومت‌هایی که اساساً از تعالیم اسلام منحرف و خارج‌اند، برای محو قرآن می‌آیند قرآن را با طبع و چاپ خیلی آبرومند خودشان قرآن چاپ می‌کنند. مجانی توزیع می‌کنند. همین‌هایی که می‌خواهند قرآن از بین برود، از جامعه خارجش کردند. با این حیله‌ی شیطانی قرآن را از صحنه خارج می‌کنند. هی قرآن چاپ می‌کنند. حالا وهابی‌ها یک نمونه‌اش، شاه قرآن چاپ می‌کرد. با قرآن مبارزه می‌کرد، قرآن هم چاپ می‌کرد.

امام می‌گوید این‌ها با این نوع قرآن و این تیپ روحانیت و این‌ها مشکلی ندارند. این‌ها تقویت‌شان هم می‌کنند. این‌ها همه وقف و نذر و حمایت مالی و... از شما می‌کنند. غصه نخورید. این‌ها هیچ وقت مانع زیارت امام حسینی که با آمریکا و صدام و اسرائیل کاری نداشته باشد، اصلاً نمی‌شوند، کمک‌تان هم می‌کنند. اما اگر قرار باشد این زیارت حسینی باشد یعنی دنبال یزید زمان بگردد، آنجا دیگر کَلَک‌تان را می‌کنند. اولی که آمریکایی‌ها آمده بودند در عراق فکر می‌کردند حالا صدام و ما و این‌ها همه قضایا و این‌ها به کنار. مردم می‌خواهند بروند زیارت کربلا. آیا می‌گذارند؟ نمی‌گذارند؟ توهین می‌کنند. نه بابا. کسانی که رفته بودند آن اول می‌گفت اتفاقاً آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها این‌قدر به ما (به زوار) احترام می‌گذاشتند که فقط مانده بود یک دیگ نذری هم آن‌ها کنار حرم سیدالشهدا و امیرالمؤمنین بگذارند. می‌گفتند حرم هر چه می‌خواهید بروید، بیایید. بروید بیایید. منتهی زیر سایه ما. من شنیدم یکی از آقایان سر همین راهپیمایی اربعین امسال اعلام کردند که این راهپیمایی فقط عزاداری است. فقط عزاداری! یعنی اسم آمریکا، اسرائیل، داعش، این‌ها هیچی، فقط عزاداری. آقا جان مگر عزاداری هدف است؟ عزاداری خودش وسیله است. هدف دین است. هدف توحید و عدالت است. این‌ها به خیال‌شان خود عزاداری خودش مستقلاً در شریعت ما هدف است. عزاداری وسیله‌ای برای رشد مردم است. برای احیای شعائر. برای اقامه‌ حق و عدل. برای تضعیف ستم.

حالا امام در همین وصیتش راجع به عزاداری، روضه‌خوانی همان اول یک چیزی می‌گوید، خطاب به ماهاست. خطاب به حوزه است. خطاب به شما اهل علم است. می‌گوید که حواستان باشد. این‌ها مذاهب، مذهب سراپا بی‌اساس خرافاتی را نه این که مبارزه نمی‌کنند بلکه ترویج می‌کنند چون به نفع آن‌هاست. این تیپ روحانیت را ترویج می‌کنند چه شیعه چه سنی چه کلیسا، مسیحی، چه هر دین و مذهب دیگری. به دردشان می‌خورند. چون ملت‌ها را غافل می‌کنند و به دامن ابرقدرت‌ها می‌برند. چون این تیپ دین و این تیپ عالم دینی از اسلام عزیز و قرآن کریم برای هدم اسلام و برای نابودی قرآن عملاً به کار دشمن می‌آید. آن‌ها از این طریق بهره‌برداری می‌کنند. امام(ره) راجع به نفوذ در فرهنگ دینی و عزاداری بحث می‌کند. می‌گوید مراقب باشید. می‌گوید من از ملت‌های مسلمان عاجزانه می‌خواهم که از ائمه اطهار و اهل بیت پیروی کنند. چه شیعه و چه سنی‌ آن‌ها. این ائمه برای سنی امام معصوم نیست اما اهل بیت که هست. پیغمبر که فرمود قرآن و عترت تا قیام قیامت با هم هستند. مرجعیت سیاسی و زعامت ایشان، خلافت ایشان را بعد از پیغمبر اختلاف داریم. اما مرجعیت علمی و معنوی و دینی آن‌ها را که شیعه و سنی طبق منابع خود با هم متحد هستند. حالا به چهارتا وهابی فاسد نگاه نکن. اهل سنت منابع‌شان این است. می‌گوید من عاجزانه از ملت‌های مسلمان می‌خواهم از ائمه اطهار، از فرهنگ سیاسی، نه فقط این که فرزند پیغمبر هستند، از فرهنگ سیاسی‌شان، فرهنگ اجتماعی اهل بیت، فرهنگ اقتصادی، فرهنگ نظامی، فرهنگ تربیتی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت درست پیروی کنند. این‌ها را بشناسید. امام می‌گوید اهل بیت را نمی‌شناسید. نه سنی اهل بیت را می‌شناسد نه شیعه می‌شناسد. این تقاضا می‌کند و بعد می‌گوید دست از فقه سنتی بر ندارید. منتهی توجه کنید که هم احکام اولیه هم احکام ثانویه هر دو جزء فقه سنتی است. فقه سنتی ما به علاوه اجتهاد است. ما فقه سنتی منهای اجتهاد نداریم. بزرگان فقه سنتی ما اجتهاد می‌کردند. شیخ طوسی مجتهد است. مسائل زمان خودش را اجتهاد می‌کند. بقاء بر شیخ طوسی‌ها اجتهاد نیست. تقلید است. اجتهاد امروز یعنی عبور از شیخ طوسی‌ها. منتهی در همان مسیر شیخ طوسی‌ها و شیخ مفیدها و سید مرتضی‌ها و... این دین، این فقه سنتی به اجتهاد زنده است. ذاتش پویاست. لازم نیست یک چیزی به اسم فقه پویا به جای فقه سنتی بگذاری. فقه سنتی ما ذاتش پویاست به شرطی که به لوازم این ذات واقف و ملتزم باشیم، اجتهاد کنیم.

یک تعبیر آقا مطهری دارد می‌گوید در حوزه‌ ما اغلب این جوری جا افتاده است که فکر می‌کنند مجتهد کسی است که هی همان مسائلی که قبلاً جواب شده را هی باز این‌ها هم بروند جواب‌های مشابه خودشان را به همان‌ها بدهند. این اجتهاد نیست که. اجتهاد یعنی حل مسائل حل‌نشده. نه دوباره و هزار باره حل کردن مسائل حل شده! اجتهاد؛ لذا آقا مطهری می‌گوید ما مجتهد نداریم، خیلی کم داریم مجتهد در حوزه. معمّم و روحانی و فقه‌دان و اصول‌خوان زیاد داریم. مسائل حل‌نشده‌ی امروز را کم هستند کسانی که بر اساس اسلام حل کنند نه بر اساس روشنفکر بازی و چپ و راست و لیبرال بازی و این‌ها نه، از آن‌ها زیاد داریم.

احکام اولیه و ثانویه هر دو مکتب فقه اسلامی است. ذره‌ای از این فقه منحرف نشوید. این خناسان معاند با حق هستند که ضد مذهب هستند و در قالب طرفداری از نواندیشه مذهبی وسواس به گوش شما می‌خوانند که آقا فقه سنتی را ولش کن. اصلاً کل اصول ما باید عوض شود! کل چی ما باید عوض شود. امام می‌گوید نه این طوری نیست. این‌ها مقدمه سقوط مذهب و احکام اسلامی است. ما باید با همین فقه ولی با اجتهاد، حکومت عدل الهی معاصر را بسازیم. تمدن‌سازی اسلامی جدید کنیم.

بعد به یک قضیه عزاداری‌ها اشاره می‌کند. می‌گویند که از جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین صلوات وافر الهی و انبیا و ملائکة الله و صلحا بر روح بزرگ حماسی او باد. از عزاداری امام حسین غفلت نکنید. آنچه که دستور ائمه است برای بزرگداشت یک حماسه است. منتهی دوجور می‌شود مرثیه خواند. یک مرثیه‌خوانی بر قهرمان قهرمانان است. یعنی مرثیه به علاوه حماسه. یک مرثیه‌ منهای حماسه است. بر دو کس مرثیه می‌خوانند. یکی آدم ضعیف بیچاره‌ لت و پار شده عاجزی که توی سرش خورده است. امام می‌گوید این مرثیه را برای امام حسین نخوانید. مرثیه‌خوانی برای یک مظلوم ذلیل، این نیست. عزاداری امام حسین، مرثیه خواندن برای یک مظلوم عزیز است. نه مظلوم ذلیل. مرثیه می‌خوانیم که قهرمان قهرمانان تاریخ مورد ستم و اهانت قرار گرفت اما تا آخر گفت «هیات من‌الذله». برای این مرثیه بخوانید.

لذا امام در واقع در وصیت‌نامه‌اش تفکیک می‌کند دو تیپ هیئت مذهبی و دو تا آخوند منبری و دو نوع روضه‌خوانی و دو نوع عزاداری داریم. یکی این‌هایی که بر امام حسین و یزید، مسئله‌شان فقط حسین و یزید در آن زمان است و حسین هم یک حسین ذلیل است! حضرت زینب تحقیر شده. اهل بیت توسری خورده! یک نوع هیئت و آخوند و منبری و عزاداری و گریه و بکاء داریم که در رثای بزرگ‌ترین حماسه‌ جهان است. اشک برای مظلومی که منشأ عزت است و تا آخر «هیات من‌الذله» می‌گوید. خود امام حسین می‌گوید «هیات من‌الذله» اما ما طوری روضه بخوانیم و عزاداری کنیم که از درون آن ذلت بیرون بیاید. او می‌گوید هیات من‌الذله. ما می‌گوییم یک‌جوری عزاداری کن که تهش ذلت امام حسین و اهل بیت باشد. مشکل امام حسین مگر تشنگی است؟ مگر مشکل امام حسین به اهل بیتش کشته شدن است، کتک خوردن است؟ مشکل اصلی حضرت زهرا(س) مگر اهانت به شخص خودشان یا کتک خوردن است؟ مشکل ایشان بالاتر از همه این عالم است. مشکل از زهرا مگر فدک است؟ به فدک که ایشان اشاره می‌کند از باب این است که وقتی با مثل منی در چنین مسئله‌ای روز روشن یک چنین تحریف حقوقی صورت می‌گیرد، شما با بقیه چه می‌کنید؟ یک جوری می‌گویند که انگار مشکل حضرت زهرا(س) آن زمین بود و آمده‌اند آن زمین را پس بگیرند. دیگر با بقیه اسلام و مسلمین و این‌ها هیچ کاری نداشتند. کاملاً اهل بیت تحریف شده و اهل بیت واقعی مراقب باشید. از بزرگ‌ترین حماسه‌ی تاریخی اسلام دارید حرف می‌زنید وقتی عزاداری می‌کنید، روضه می‌خوانید. لعن یزید که می‌کنید لعن بر ستمگران آل‌البیت، تمام فریاد قهرمانانه همه‌ ملت‌ها بر همه‌ سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی‌الابد است. لعن یزید که فقط لعن یک شخص نیست. لعن آن حرامزاده هست. سمبل و آغازی برای لعن همه‌ یزیدهای تاریخ است. اگر در یک روضه و عزاداری می‌بینید که فقط شخص یزید خاص، حرمله خاص، لعن می‌شود، دیگر ادامه ندارد در تاریخ. یعنی امام حسین، حسین مظلوم هست. دیگر امام نیست. یعنی حسین منهای امامت. آن وقت امام حسینی که می‌گوید «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ». نمی‌گوید من بیعت نمی‌کنم بلکه می‌گوید مثل من هم با مثل او بیعت نمی‌کند. معلوم است که دارد یک خط تاریخی را برای همیشه باز می‌کند. این‌ها تعابیر امام است. می‌گوید لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه لعنهم الله با آن که آن‌ها منقرض شدند و به جهنم رفتند. آن‌ها که رفتند جهنم، منقرض شدند. به لحاظ سیاسی هم نیستند. به لحاظ عنداللهی هم که مشغول عذاب هستند. می‌گوید امروز این لعن بر یزید یعنی فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن این فریاد ستم شکن.

بعد واجب می‌کند خطاب به حوزه، علما، منبرها؛ می‌گوید لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و ثنای از ائمه حق (علیهم السلام الله) بطور کوبنده نه یواشکی، فجایع و ستمگری‌های ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود. در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست آمریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از جمله آل سعود است - در وصیت‌نامه‌ی امام سه چهار بار اسم می‌آورد - می‌گوید امروز که دنیا زیر چکمه آمریکا و کی و کی است این خائنین به حرم بزرگ الهی «لَعْنَةُ اللَّهِ وَ مَلَائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ عَلَیْهِمْ». امروز این‌ها را باید می‌گوید در عزاداری‌هایتان بگویید. امروز لعنت بر یزید یعنی لعنت بر آمریکا، لعنت بر انگلیس، لعنت بر اسرائیل. امام این‌ها را صریحاً در وصیت‌نامه‌اش می‌گوید. می‌گوید مراقب باشید. یکی از خطوط نفوذ این است که بیایند به شما کم‌کم بگویند آقا محرم برای فقط عزاداری است. مگر این انحراف است؟ آقا امام حسین را دیگر سیاسی نکند. نیمه‌ شعبان را بگذارید ما و امام زمان با هم حال کنیم! دیگر حضرت حجت و انتظار را دیگر سیاسی نکنید. خب عمو اصلاً اصل غیبت امام زمان سیاسی است. حرکت امام زمان سیاسی است. شعار امام زمان سیاسی است. مگر عدالت جهانی یعنی چه؟ یعنی مبارزه با ستمگران جهان. یعنی سرنگون کردن همه‌ حکومت‌ها. عدالت جهانی که کنار آمریکا و اسرائیل که نمی‌شود که. مهدی بیا مهدی بیا یعنی سرنگونی همه حکومت‌های جور در جهان. این‌ها سیاست نیست؟ پس چیست؟ آقا امام زمان را دیگر سیاسی نکنید. یک عاشورا، یک کربلا را برای ما بگذارید! چنان که می‌گفتند نمازجمعه را سیاسی نکنید آقا! نمازجمعه، نماز سیاسی است. اصلاً یک خطبه آن کاملاً باید سیاسی حرف بزند. منتهی امام می‌گوید مراقب باشید. سیاست باید دینی بشود اما دین را نباید یک وقت سیاسی کرد. یک وقت خود روحانیون سیاست‌باز نشوند. مراقب باشید به این مضمون که مراقب باشید سیاست‌باز نشوند. سیاست‌باز چه روحانی چه غیر روحانی از باب تکلیف الهی وارد عرصه سیاسی نمی‌شود. از برای رسیدن به یک شهرتی، قدرتی، ثروتی، ریاستی. برای منافع خودش، برای دنیا وارد سیاست می‌شود. اگر یک آخوندی به این معنا سیاسی شد، مشمول آن روایت پیغمبر اکرم(ص) است که فرمود اگر دیدید علمای دینی، عالمان دین به صاحبان دنیا خودشان را نزدیک کردند «فَاتَّهِمُوهُمْ عَلَى دِینِکُمْ». افشاگری کنید، آبروی آن‌ها را ببرید. پیغمبر به کل مسلمین دستور دادند: «فَاتَّهِمُوهُمْ عَلَى دِینِکُمْ». آبروی آن‌ها را به خاطر حفظ دین‌تان ببرید.

امام(ره) در نجف می‌گفت آخوندهای این جوری پیدا کردید، می‌گفت من نمی‌گویم بزنید یا بکشیدشان. من می‌گویم لااقل عمامه‌ آن‌ها را از سرشان بردارید. امام تا این حد حساس بود. آخوند سیاسی به معنای آخوند مجاهد، در بحث زی طلبگی باید از همه مردم ساده‌تر، در حد طبقه متوسط به پایین، کنار مستضعفین تا آخر باشید. سر سفره‌ اغنیا و سر سفره‌ ثروتمندان و صاحبان قدرت نباشید، امام می‌گوید آلوده نشوید. روایات ماست. یک آخوند مکتب اهل بیت حکومتی و سیاسی به معنای اهل دنیا و توجیه‌گر آن‌ها و آلوده به دنیا نمی‌شود. همیشه طرف مردم و طرف محرومین است. اگر کنار جمهوری اسلامی هم می‌ایستد، باز برای دفاع از حق و عدل است. و الا امر به معروف و نهی از منکر خود را می‌کنند. آخوند سیاسی به معنای آخوند مبارز، مجاهد، این است.

آخوند سیاسی به معنای اهل دنیا و آخوند حکومتی به مفهوم اهل دنیا، آن، او همه‌چی را در واقع فدای خودش کرده است. به تعبیر روایات «الَّذِینَ یَسْتَأْکِلُونَ بِنَا». که می‌فرماید یکی از مواردی که در روایات اهل بیت لعن شده‌اند، کسانی هستند که اهل بیت فرمودند به اسم ما به اسم دین نان دنیا می‌خورند. دنیای خود را به اسم دین با ادبیات و اداهای دینی و مذهبی درست می‌کنند. این دوتا مرزش روشن باشد. بعضی‌ها برمی‌دارند این دوتا را با هم مخلوط می‌کنند. آقا آخوند حکومتی بد است یا خوب است؟ آخوند حکومتی یعنی آخوند اهل دنیا، بسیار چیز بدی است. همین می‌شود بلعم باعورا. اما اگر منظورت از آخوند حکومتی یا سیاسی یعنی آخوندی که زندگی و راحتی و آسایش خودش را کنار گذاشته، آمده برای اجرای عدالت، برای گسترش توحید و معرفت خدمت به خلق کند. به این معنا مجاهد فی سبیل الله. در رأس آخوندهای حکومتی به این معنا خود پیغمبر و امیرالمؤمنین هستند. در رأس آن‌ها همین‌ها هستند. آن وقت یک آخوند حکومتی از اغلب این تیپ‌ها، زندگی‌هایشان ساده‌تر و زاهدانه‌تر است.

بنابراین این مراسم سیاسی است. امام می‌گوید اصلاً عزاداری امام حسینی که در آن موضع سیاسی علیه طاغوت‌های عالم در زمان خودت نباشد، این انحراف در عزاداری است. می‌گوید گریه بر امام حسین گریه‌ عبادی سیاسی است. فقط عبادی نیست، عبادی- سیاسی است. همین تیپ‌ها بودند در زمان امام حسین که کربلا نمی‌آمدند. برای چه فقط ۷۲ نفر بودند. برای این که بقیه شیعه‌های انگلیسی هستند. عزاداری‌شان را می‌کنند ولی کربلا نمی‌آیند! کربلا می‌آیند از بعد از عاشورا تا قبلش این‌ها کربلا نمی‌آیند. یکی از این آقایان می‌گفت راهپیمایی اربعین فقط عزاداری است. هیچ موضعی ندارند می‌گویند ما اصلاً به دنیا کار نداریم! داعشی‌ها آمده‌اند، می‌گویند حرم امام حسین را می‌خواهیم بیایند خراب کنند. آمریکایی‌ها این طرف، انگلیسی‌ها، غرب، شرق، همه هستند. تو کجایی؟ تو برای چه در صحنه نیستی؟ برای چه قمه می‌زنی ولی به جنگ داعش نمی‌آیی؟ رو کرد به گنبد امام حسین گفت ما نوکر این آقا هستیم. ما به هیچ کس و هیچ چی دیگر کار نداریم. فقط این آقا. گفتم که تو اگر زمان همین آقا بودی، گنبدی نبود که زیارتش بیایی. تو همین جا امام از جمله کسانی بوده که کربلا نمی‌آمدی. تو اگر آن زمان بودی نمی‌آمدی. تو می‌گذاشتی امام حسین برود بعد بیایی عزاداری کنی. تو از این تیپ آدم‌ها هستی. و الا داعش، حالا ما می‌گوییم آمریکا هیچی، انگلیس هیچی. شماها که زیر چکمه و سایه‌ی صدام خفه شده بودید. برای این که زیارت امام حسین‌تان ترک نشود. آمریکا و انگلیس آمدند زیر چکمه‌های آن‌ها خفه بودی. برای این که زیارت امام حسین بروی. حالا هم که داعش دارد می‌گوید می‌خواهم بیایم حرم امام حسین را خراب کنم، باز هم قمه‌ات را می‌زنی ولی نمی‌روی جلو با داعش بجنگی. ۱۰۰ سال حداقل علیه آخوند در این جامعه حرف زدند و تبلیغات ضد روحانی کردند. آن همه تفرقه افکنی‌های قلمداران و زبان به مزدها و در مطبوعات زمان شاه و قبل از او. آن همه سخنرانی و محافل ضد اسلامی، ضد ملی به اسم ملیت. آن همه شعر و بذله‌گویی و جوکی که علیه روحانیت گفتند، آن همه بذله‌گویی، آن همه مراکز عیاشی و فحشا و قمار و مسکرات و مواد مخدر که برای کشاندن نسل جوان فعال در عرصه‌ی پیشرفت به فساد و بی‌تفاوتی بود همه به دست رژیم شاه و پدر بی‌فرهنگ او و دولت‌ها و مجلس‌های فرمایشی آن‌ها تحت امر سفارتخانه‌های غربی در این کشور بر این ملت تحمیل شد. افراد غرب‌زده و شرق‌زده با شعارهای بد و خوب جنایت کردند. بسیاری را با این تبلیغات به انحراف کشاندند. روحانیت را در تنگنا قرار دادند، مورد تمسخر قرب.بار دادند. همه این کارها را کردند. اما عده‌ای آقایان در همین قم و مشهد و اصفهان و کربلا و نجف و این‌ها نه این که خودشان اعتراض نکردند. ما هم که اعتراض می‌کردیم به من گفتند آخوند سیاسی آخوند بی‌دین!

در منشور روحانیت امام می‌گوید خون دلی که پدر پیرتان از دست این‌ها کشید، از دست ساواک و شاه است. این خون دل را نخورد. ۱۵ خرداد گفتند نیمه‌ شعبان به عنوان اعتراض امسال جشن نگیریم یک مرتبه چراغانی نیمه‌ی شعبان برایشان از قرآن مقدس‌تر شد! از اصل احکام اسلام مهم‌تر. از خون شهدا مهم‌تر. گفتند آقا نیمه‌ شعبان را سیاسی نکنید. این چراغانی نیمه شعبان را سیاسی‌اش نکند. اصلاً حضرت مهدی می‌آید ترتیب همین‌ها را بدهد. نابودشان کند. می‌گوید روحانیت مواظب باشید از دو طریق حذف می‌شوید. دوتا پروژه است برای حذف دین و روحانیت از صحنه. انگار وصیت‌نامه‌ امام تشریفاتی است هی گفتند و رفتند. به بخش‌های مهم وصیت‌نامه‌ امام عمل نمی‌کنند.

امام صریح می‌گوید دانشجو، بورسیه به کشورهایی که سابقه‌ استعماری دارند، در ایران نفرستید. یعنی با آمریکا، انگلیس. بیشترین بورسیه را به انگلیس فرستادند. نتیجه‌اش را هم ما دیدیم. این‌هایی که برگشتند بعد دیدیم نتیجه‌اش چه شد. خیلی هست من شاید ۳۰- ۴۰ نکته حداقل در وصیت‌نامه‌ امام یک وقتی دیدم که خلاف این‌ها عمل می‌شود. تحریم را مخالف هستیم اما نترسید ما مستقل می‌شویم، قوی می‌شویم. ما تا دست گدایی جلوی این‌ها دراز کنیم نمی‌توانیم رشد کنیم. دیدید همین ایام من خودم در رسانه‌ها دیدم. اسم امام را نیاوردند. جمله‌های امام را آوردند. صریح گفتند این افراطی است. گفتید افراطی‌گری است این عین جمله‌های امام است. بعضی‌ها خودشان عوض شدند خیال می‌کنند آمریکا عوض شده است.

امام می‌گوید که دو شیوه‌ی نفوذ را توجه کنید. روحانیت حواسش باشد. یک عده ناشی‌تر هستند صریح می‌گویند احکام اسلام برای ۱۴۰۰ سال قبل است. این‌ها ربطی به امروز و تمدن‌سازی و حکومت و عصر حاضر ندارد. اسلام یک دین ارتجاعی است. دین و اسلام بطور خاص با نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است. در عصر حاضر نمی‌شود از تمدن جهانی کناره گرفت ولی کاری به جهان امروز نداریم! این روش ابلهانه‌ی مبارزه با دین است. و الا لااقل در مورد اسلام و آن هم اسلام اهل بیت با یک رجوع ساده به کتاب و سنت که در این مکتب ما مخالف چه هستیم؟ ما مخالف فساد، بی‌دینی و ظلم هستیم نه با علم و صنعت و تمدن و سینما و فلان.

اما یک روش شیطنت‌آمیزی هست به گونه‌ی طرفداری از قداست اسلام که اساساً دین الهی سر و کارش با معنویت و تهذیب نفوس و بر حذر داشتن از مقامات دنیوی است. روحانیت باید حواسش دعوت به ترک دنیا، اشتغال به عبادات، اذکار و ادعیه که انسان را به خدای تعالی نزدیک و از دنیا دور می‌کند. ولی حکومت و سیاست و سر رشته‌داری امور بر خلاف آن مقصد بزرگ معنوی انبیاء است. این صدا از دو طریق می‌آید. یکی با وجهه روشنفکری می‌آیند جریان‌های سکولار در دهه‌ی ۷۰. دین ایدئولوژی نیست، دین مقدس است. در صحنه‌ سیاست و اجتماع این نجس و آلوده می‌شود. این خیانت به دین است. یک عده هم از داخل حوزه و روحانیت به اسم دین و روحانیت همین را می‌گویند. روحانیت محترم است. وقتی وارد مسائل سیاسی می‌کنی، احترام او از بین می‌رود. ما به شرطی محترم هستیم که دخالت در امور سیاسی، عدل و ظلم و این‌ها نکنیم. یک قلمبه نور گوشه‌ای نشستی، ایشان مقدس است! یک عده می‌آیند به اسم دفاع از قداست اسلام، قداست روحانیت، دخالت نکن در مسائل حقوق محرومین و مستضعفین و این‌ها. انتخابات به شما چه ربطی دارد؟ آقا مراقب باشید مراجع را و علما را از انتخابات حذف نکنند.

امام می‌گوید اگر روحانیت بگوید انتخابات به ما ربطی ندارد، قضیه مشروطه دوباره تکرار می‌شود. قیام مشروطه را علما کردند. اولین شهید مشروطه یک طلبه بود. چنان که اولین شهید این انقلاب هم طلبه بود. چنان که اولین شهید ۱۵ خرداد هم طلبه بود. تمام انقلاب‌ها علما بودند و اولین شهدایش طلبه بودند. وقتی که قربانیان را علما و متدینین و مسجدی‌ها دادند، این‌ها آمدند سر کارها، مصادره کردند، انقلاب‌ها را دزدیدند. مراقب باشید این انقلاب را ندزدند. بی‌طرف بشوید، بی‌تفاوت بشوید. اگر کنار بروید، اگر مرجعیت و علما کنار بروند، روحانیون کنار بروند، بگویند مهم نیست چه کسی حاکم است، چه کسی استاندار می‌شود، چه کسی رئیس جمهور می‌شود، چه کسی مجلس می‌شود، چه کسی وزیر است، چه کسی وکیل است، رسانه دست کیست، دانشگاه دست کیست، سیاست خارجی چه جوری است؟ باز هزینه‌اش را متدینین پرداختند و خیانتش را این‌ها می‌کنند. چهارتا مزدور تربیت شده دست غرب و شرق سر کارها می‌آیند. اول هم ادبیات مذهبی استفاده می‌کنند. بعد ریشه می‌زنند. چنان که رضاخان اول که آمد، مُفنگی بی‌سواد. روشنفکر کجا بود؟ سواد نداشت اصلاً. اولی که داشت می‌آمد، سردار سپهد بود. پابرهنه می‌آمد توی هیئت‌ها سینه می‌زد، به پیشانی‌اش گل می‌مالید. بعد که به کمک انگلیسی‌ها کودتا کرد، سر کار آمد، عزاداری امام حسین را ممنوع کرد. عزاداری سیدالشهدا جرم شد. که امام می‌گفت شروع کرد آخوندها را خلع لباس کردن و مبارزه‌ صریح با روحانیت، کشف حجاب و عزاداری امام حسین شد جرم. که می‌گفت می‌رفتند توی باغات اطراف قم برای امام حسین یواشکی سینه می‌زدند، عزاداری می‌کردند. مراقب باشید بعضی در بعضی روحانیون و متدینان بی‌خبر از اسلام، متأسفانه این توطئه اثر گذاشته است که حتی دخالت در حکومت و سیاست را و انقلاب را یک گناه و فسق می‌دانستند و شاید هنوز هم بعضی بدانند. و این فاجعه‌ بزرگی است که اسلام مبتلای به آن است.

احکام اسلام چیست؟ اجرای قوانین بر مبنای قسط و عدل. جلوگیری از ستمگری و حکومت جائران. بسط عدالت فردی و اجتماعی. منع فساد و فحشا. آزادی با معیار عقل و عدل. استقلال و خودکفایی. مبارزه با استعمار و استثمار و استعباد. اجرای حدود و قصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد جامعه. راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف. احکام اسلام این‌هاست. این‌ها الان کهنه شده است. ۱۴۰۰ سال پیش درست بوده، الان کهنه شده است؟ مثل این که بگویند قواعد عقلی و ریاضی کهنه شده است! دو دوتا چهار تا، ۲۰۰۰ سال پیش دو دوتا چهارتا بوده، الان هم باز دو دوتا چهارتا؟! دیگر زمان پیش رفته! دو دوتا شش‌تا دیگه! فوقش پنج‌تا. چهارتا که نمی‌شود. مثل این که بگویند دیگر دوره قواعد منطق گذشته است. عصر اتم است. این حرف‌ها کهنه شده است. عدالت اجتماعی قبلاً خوب بوده، الان در عصر اتم کهنه شده است! شاه می‌آمد می‌گفت این‌ها آخوندها اگر بیایند، این‌ها می‌خواهند با چهارپا، با اسب و الاغ دوباره رفت و آمد کنند! جلوی ماشین و هواپیما را می‌گیرند و دوباره همه زن‌ها را توی خانه‌ها می‌فرستند! این‌ها را شاه گفت. بعد هم حالا باید تحت عنوان حقوق بشر می‌گویند.

ابتکارات، نوآوری، تمدن، صنایع پیشرفته، کجا با این‌ها مخالف هستیم؟ این یک اتهام علنی است. هیچگاه، هیچگاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با صنعت و تمدن مخالفت نکرده است و نخواهد کرد بلکه علم و صنعت مورد تأکید اسلام و قرآن مجید است. این هم جواب کسانی که همین الان تحت عنوان صنعت و تکنولوژی یا سینما این‌ها ذاتاً سکولار و غیر دینی است. این‌ها تحمیلات مدرنیته است! امام می‌گوید با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالف هستیم. یعنی سخت است اما می‌شود سینما را از فحشا تفکیک کرد و به ابزار تربیت تبدیلش کرد. صنعت همینطور. بعضی‌ها می‌گویند نه صنعت، تکنولوژی، سینما این‌ها هیچکدام ...

در ضمن این هم روشن باشد فرق امام و انقلاب با این تفکر. می‌گوید اگر مراد از تجدد و تمدن این حرف بعضی روشنفکرهای حرفه‌ای است که آزادی در تمام منکرات و فحشا حتی همجنس‌بازی که همه‌ ادیان و عقلا و بشر هم با آن مخالف هستند و یک عده احمق تبعیت می‌کنند.

و اما بخش طایفه‌ی دوم، نقشه‌ موذیانه دارند. اسلام را از حکومت و سیاست جدا می‌دانند. قرآن کریم و سنت رسول الله(ص) آن قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند. بلکه بسیاری از احکام عبادی اسلام، عبادی سیاسی است. نه فقط عبادی. و شما غافلید و غفلت شما این همه مصیبت‌ها را برای ما در داخل حوزه پیش آورد. حتی احکام عبادی ما هم پیام سیاسی دارند. حتی روزه. یک بُعد روزه عبادی است، رشد ماست. یک بُعد آن پیام به دیگران است که امت اسلام اسیر شکم نیست. ما از گرسنگی نمی‌ترسیم. این پیام را هم دارد.

ملتی که رمضان دارد، از تحریم نمی‌ترسد. می‌گوید اسلام را داخل حوزه‌ روحانیت شیعه تحریف کردید، تکه تکه کردید، مثله کردید. سکولار کردید. شما دین و فقه‌ ما را سکولار کردید. آقا فقهی که فقط در حوزه‌ی احکام عبادی فردی تکلیف مؤمنین را تعیین می‌کند. فقط در نماز و طهارت و این‌ها. بعد نوبت به مسائل احکام اجتماعی، حکومتی، صادرات، واردات، بانک، بیمه، این‌ها می‌رسد یا چیزی نمی‌گوید یا تناقض به اسم دین حرف می‌زند، خب این یعنی فقه سکولار!

بگذارید یک چیز دیگری به عنوان یک طلبه در جمع رفقا بگویم. جمله وحشتناکی است ولی واقعی است. ریشه سکولاریسم در سبک آموزش و پذیرش حوزه است. سکولاریسم کی رشد می‌کند؟ سکولاریسم یعنی غیر دینی شدن نهادهای حکومتی. چه زمانی می‌تواند این کار را بکند؟ وقتی که نهادهای دینی تکلیف حکومت را روشن نکنند. وقتی که تکلیف این‌ها را روشن نکنی، این‌ها را دست ایده‌ها و مدل‌های غیر دینی سپردی ولی حاضر و آماده‌اند. می‌گویند حالا ما مشکل‌مان را حل می‌کنیم. شما فعلاً بنشینید تأمل بفرمایید هزار سال دیگر جواب‌هایش را باز به ما بدهید. فعلاً ما در این هزار سال زندگی می‌خواهیم بکنیم.

حکومت دینی، تمدن‌سازی دینی امام این را می‌گوید. می‌گوید توجه کنید چرا پیغمبر و اهل بیت تشکیل حکومت دادند؟ اصلاً ولایت فقیه، حکومت دینی، هی حرفش را چرا می‌زنی؟ حکومت دینی لوازم و ملزومات و مقدمات فقهی می‌خواهد، اخلاقی، تربیتی. خلفای اول صدر اسلام حکومت‌های وسیع داشتند. حکومت علی ابن ابی طالب گسترده‌ترین حکومت در جهان بوده است این از واضحات تاریخ است. بعد به تدریج حکومت به اسم اسلام بود ولی دور از حقیقت اسلام. این که به این مسائل بیاندیشید.

دست‌کم امام در سه- چهار بند مخاطبش بطور خاص حوزه و روحانیت است. و موضوع بحث آن خطر نفوذ در حوزه یا خطر نفوذ فرهنگی در جامعه است که در اثر غفلت علما امام می‌گوید به وجود می‌آید. این مسائل مال آن موقع هم نیست، برای الان هم هست.

این کتاب اسناد لانه جاسوسی. من می‌خواستم خواهش کنم این کتاب را اگر دوستان ندارند تهیه بکنید. یک دوره‌اش را در اختیار دوستان قرار بدهید. یک بخش‌های مهمی از این اسناد: نفوذ در دولت، در مجلس، در روشنفکران، دانشگاه‌ها، علما در این هست. این‌ها را باید ببینید. من سه تا سند آورده بودم که فرصت نشد بخوانیم. که تا کوچه پس کوچه‌های قم و مشهد، تا تک تک در بیت آقایان این‌ها آدم می‌فرستادند، این را بی‌زحمت تهیه کنید و به دوستان بدهید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.



نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha