شبکه یک - 9 فروردین 1404

اینک سخن خداوند (۲۲) (قرآن و صهیونیست‌های وطنی)

ماه مبارک رمضان

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خدای متعال می‌فرماید که در حوزه‌های مختلف فکر و عمل، یک عده‌ای از شما هستند که جزو مسلمان‌ها هستند هم می‌گویند، هم بعضی‌ از آن‌ها هم شاید این‌گونه هم فکر کنند یا نمایش می‌دهند. اما این را بدانید محال است که کسانی، جمعی، جریانی، کسی و کسانی باشند که با دشمنان جبهه حق، با دشمنان خدا و رسول، دشمنان اسلام، ذره‌ای تمایل و محبت داشته باشند. قطعاً نمی‌شود کسی اهل ایمان به خدا و آخرت باشد و در ته دل خود مرتب به آن طرف سیگنال بدهد و به آن سمت غش کند.

تفسیر آیه ۲۲ سوره مجادله را ببینید. «لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ» محال است کسانی را، گروهی را، جریانی را که واقعاً به خدا و به قیامت معتقد باشند، ببینی «یُوَادُّونَ...»؛ که آن وقت مرتب معاشقه کنند، مرتب چشمک بزنند، علامت بدهند، اظهار عشق و روابط دوطرفه بکنند با چه کسی؟ با «مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ»؛ با جبهه‌ای که در برابر خدا و رسول او ایستاده‌اند و دارند با ما مبارزه می‌کنند، می‌جنگند. در صحنه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی دارند با ما می‌جنگند. دشمن هستند. «وَلَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ» حتی اگر آن جبهه دشمن، شامل برادر، پدر، بچه‌، فامیل و باند و حزب او باشد. چون در آن لحظه‌ای که او در آن طرف قرار دارد، دیگر تو این‌ها را کنار می‌گذاری. این یعنی پایانِ تمام همگرایی و همصدایی با دشمن، دشمن خدا و رسول، دشمن اسلام و مسلمین که امروز آمریکا در رأس آن است؛ این انگلیسی‌ها هستند، صهیونیست‌ها هستند، فرانسه؛ این‌ها چه کسانی هستند؟ این‌ها یکسره ۲۰۰ سال جهان اسلام را غارت کرده‌اند، جنگ راه انداخته‌اند، کشته‌اند و هنوز هم دارند ادامه می‌دهند. هنوز هم چند کشور اسلامی تحت اشغال‌ آن‌ها است و بقیه‌ آن‌ها را هم دارند مدیریت می‌کنند. می‌گوید اگر کسی با این‌ها دوستی کند، ولو برادر یا فرزند یا پدرت باشد، هر کس که باشد، چون دیگر راه تو از آن‌ها جدا است. ما برادریِ غریزی را بر برادریِ عقیدتی مقدم نمی‌کنیم. چون دو برادر و خواهر عقیدتی در یک مسیر رو به حق دارند زندگی می‌کنند. اما برادر و خواهر غریزی که اصلاً خودشان نخواسته‌اند که برادر و خواهر باشند. خود تصمیم نگرفته‌اند و خواهر و برادر شده‌اند. حالا حقوقی پیدا می‌کنند. باید نسبت به هم عاطفه داشته باشند، حقوق همدیگر را رعایت کنند، نگران هم باشند. اما تا چه زمانی؟ تا وقتی که رودرروی حق نایستد.

وقتی قرآن می‌گوید شما حتی با برادر و خواهرت هم نباید در قضیه حق و باطل تعارف کنی، تکلیف با دشمنان دیگر واضح است. حتی قوی‌ترین اسباب محبت غریزی و عاطفی را باید فدای حقیقت کرد. دوستان به آیه اول سوره ممتحنه رجوع بکنند. به آیه ۲۲ سوره مجادله رجوع بکنند. می‌گوید هر کس نسبت به غیرمسلمین، کسانی که با مسلمانان در حال جنگ بودند - یهودی‌ها مثلاً، مسیحی‌ها یا امپراتوری روم، یهودی‌ها و اگر هر کس نسبت به آن‌ها تمایل داشته باشد، اعتماد بکند، مرتب لبخند بزند، مرتب آن‌ها دشمنی می‌کنند، تو مرتب توجیه کنی که نه، منظور آن‌ها این نبوده است، قرآن صریح می‌فرماید واقعیت آن این است که این‌ها جزو آن‌ها هستند. با آن‌ها هستند. جسم‌ آن‌ها اینجا است، قلب‌ آن‌ها آن طرف است و در لحظه‌هایی که درگیری جدی پیش بیاید، این‌ها به آن طرف می‌روند. یک) باورهای شرک‌آلود، دو) دشمنی با اسلام و مسلمین. این دو معیار است. بنابراین، باید نسبت به هر کس که این دو را دارد، تبری داشته باشید، اعلام دشمنی بکنید، چون برائت از آن‌ها واجب است؛ زیرا این بحث فقط مربوط به یهود و مشرکین آن دوران نبوده است. اکنون هم همین‌گونه است.

سکولارهای یهودی برای تأمین نظر مذهبی‌ها گفته‌اند دنبال احکام یهود و شریعت نباشید. ما برای خاخام‌های افراطی شما احترام حکومتی قائل هستیم و بخش مهمی از مالیات را به شما می‌دهیم. کمک می‌کنیم این کنیسه‌ها را راه بیندازید و از این کارها انجام دهید. می‌گوید حفظ ترتیبات وضع موجود به چگونگی وضعیت دولت اسرائیل از نظر بین‌المللی بستگی دارد. باید ابتدا اسرائیلِ قدرتمند بسازیم، بعد دنیا مجبور شود ما را بپذیرد. اول می‌زنیم، می‌کشیم، غلبه می‌کنیم، پیروز می‌شویم وقتی که پیروز شدیم و دیدند ما قوی هستیم، قوانین بین‌الملل همه به نفع ما خواهد بود. ما را به رسمیت می‌شناسند. و همین کار را کردند. این «الْحَقُّ لِمَنْ غَلَبَ» حق با قوی است. حق با قدرت و ثروت است. قدرت نباید با حق باشد. حق باید با قدرت باشد و همین کار را کردند. اسرائیل این‌گونه به وجود آمد. چنانکه آمریکا هم قبلاً همین‌طور به وجود آمد.

در این سند می‌گوید که ۹۰ درصد یهودیانی که این‌ها به اسرائیل بردند، اصلاً مذهبی نیستند اسم‌ آن‌ها یهودی است. یعنی خودشان آنجا اهل کنیسه و عبادت و این‌ها نیستند. این یهودی‌های سکولار؛ ۹۰ درصد شهروندان این‌گونه‌اند. آنجا مرکز شراب و قمار و همجنس‌بازی و کثافت‌کاری و... است. این‌ها همه در شریعت موسی حرام است. در شریعت حضرت موسی(ع) این‌ها حرام است. حجاب در عهد عتیق و در تورات، ده برابر حجاب اسلامی است. شراب حرام است، گوشت سگ حرام است، سگ نجس است. شراب حرام است، نجس است. زنا حرام است، حکم همجنس‌باز اعدام است، سوزاندن در آتش است. کدام‌یک از این‌ها را اجرا می‌کنند؟ هیچ‌کدام. زیرا اصلاً آنجا یکی از مراکز جهانی همجنس‌بازها و قماربازهای دنیا است. ۹۰ درصد این‌هایی که به اسرائیل رفته‌اند، اصلاً مذهبی نیستند و خیلی‌ از آن‌ها هم دوتابعیتی هستند. یعنی طرف آمریکایی است، انگلیسی است، فرانسوی است، ایتالیایی است، اهل کجا و کجا است. چند ماه از سال برای حال و هول به آنجا می‌رود.

می‌گوید لذا آن‌هایی که، آن چند درصدی که واقعاً یهودی بودند و فکر کردند اینجا واقعاً دولت یهود و این‌ها است، آمدند و حالا دیدند که از این خبرها نیست، دارند به اپوزیسیون تبدیل می‌شوند و یهودیان افراطی هستند که بعد از تشکیل دولت اسرائیل، حتی داخل اسرائیل نهضت ضد صهیونیستی راه انداختند و این‌ها چیزی به ‌نام دولت یهود را به رسمیت نمی‌شناسند تا وقتی مسیح بیاید.چون حضرت عیسی، مسیحِ واقعی نبوده است دروغ‌گو بوده است، دجال بوده است. مسیحِ واقعی وقتی آمد، حکومت یهود هم تشکیل می‌شود. شما چه کسانی هستید؟ می‌گوید همان سالی که چند ماه بعدِ آن اسرائیل تشکیل شده است.

خاخام دوشیسکی، بلندپایه‌ترین خاخام بیت‌المقدس، از طرف ۶۰ هزار خاخام نامه به سازمان ملل نوشت و گفت ما با تشکیل رژیم اسرائیل مخالف هستیم. این‌ها به اسم یهود حرف می‌زنند. این‌ها یهودی نیستند. اغلب این‌ها اصلاً احکام یهود را رعایت نمی‌کنند. به کنیسه و معبد نمی‌روند. این‌ها می‌گویند یهودی هستند. ما این‌ها را قبول نداریم. به سازمان ملل نوشتند، سازمان ملل محل نگذاشت. حتی ترور کردند. یکی از خاخام‌های بزرگِ رهبران یهودیِ ضد اسرائیل ترور شد. همان موقع که این نامه‌ها را نوشتند، این‌ها چند تا از این خاخام‌ها را رفتند در اروپا و آمریکا کشتند، ترور کردند. بعد شما می‌دانید کل یهودی‌های عالم چند نفر هستند؟ مثلاً ۲ میلیارد مسیحی داریم که اغلب هم زمان جنگ‌ها با زور مسیحی شدند. یک میلیارد و اندی مسلمان داریم. یهودی در دنیا چند نفر هستند؟ ۱۵ میلیون! جمعیت کل یهودی‌های دنیا، اندازه تهران است. ولی منابع اصلی سرمایه‌داری و رسانه‌های جهان دست این‌ها است. اصلاً صریح می‌گویند غیر اسرائیلی‌ها باید برده اسرائیلی‌ها باشند. این اصلاً جزو قوانین‌ آن‌ها است. صریح در صحبت‌ها می‌گویند. می‌گویند همه باید بردگان ما باشند یا بمیرند، وگرنه می‌گوید کودکان‌ آن‌ها را زنده زنده بسوزانید. می‌خواهم بگویم این‌ها چگونه به وجود آمدند و دین هم بهانه بود و اکنون هم با مخالفین‌شان همین‌طور برخورد می‌کنند.

سؤال: فرمودند متأسفانه کارخانه‌های کوکاکولا، نستله و غیره که شبهه کمک مالی به اسرائیل را دارند، رسماً به ایران وارد می‌شوند؛ تکلیف این‌ها چیست؟ این شرکت‌ها تحت نظر مستقیم وزارت بهداشت هستند. آیا نباید هیئتی برای پیگیری و نظارت دقیق و سریع، و برای استعلام از وزارت خارجه و وزارت اطلاعات، صورت بگیرد؟

جواب استاد: اگر واقعاً این شرکت‌ها یا هر شرکت دیگری در خدمت صهیونیسم است، بله حرام است. تجارت با آن‌ها حرام است، پولی هم که می‌آید حرام است. اما اینکه اسم بردند بعضی جاها را، اینکه اکنون در مشهد و این‌ها فعال هستند، از این‌ها من خبر ندارم. خود ایشان هم نوشته که شبهه کمک مالی به اسرائیل وجود دارد. اگر شبهه هست، باید بررسی بشود که هست یا نیست. اگر فقط شبهه باشد، نه. اما اگر تحقیق بکنند، ببینند موردی هست، طبق فرمایش شما باید هم قانوناً هم شرعاً جلوی آن را بگیرند.

سؤال: چرا فلسطین در این شرایط که صهیونیسم و اسرائیل واکنش این‌چنین شدید نشان می‌دهد، ۱۳ هزار شهید داد؟

جواب استاد: من معنی این سؤال را نفهمیدم. می‌گویند چرا حالا که اسرائیل این‌قدر شدید بمباران کرد، چرا فلسطین این‌قدر شهید داد؟ به همین دلیل دیگر.

همان: مقابله به مثل دارند می‌کنند.

جواب استاد: آهان، دارند مقابله به مثل می‌کنند. این ضرباتی که دارد به اسرائیل وارد می‌شود، در تاریخ اسرائیل بی‌سابقه است. این را بدانید.

یکی از حضار: نامفهوم

جواب استاد: این که این‌جا نبود، ولی این سؤال، سؤال مهمی است. از یکی دیگر هم من شنیدم که گفت: آقا الان خوب شد؟ الان خوب شد؟ حماس و جهاد اسلامی، این‌ها حمله کردند، حالا آن‌ها هم زدند کشتند و خانه‌ها را خراب کردند و غیره. این کار درست بود؟ حالا سؤال ما این است. این سؤال را شما از تمام انبیاء، صلحاء، مجاهدین و مصلحین و عدالت‌خواهان می‌توانید و باید بپرسید. در جنگ خودمان؛ صدام حمله کرده است، پنج- شش استان را گرفته است، هزاران کیلومتر مربع خاک را اشغال کرده و هزاران نفر را کشته است. بعد امام می‌گوید که دفاع کنید و بروید وارد جنگ بشوید؛ این‌ها را باید بیرون کنید. من همان موقع این حرف را از یک احمقی شنیدم که می‌گفت تا الان ۱۰ هزار شهید دادیم. آن موقعی که عراق و صدام گرفت، ۱۰ هزار شهید داده بودیم. حالا خوب شد که شد ۲۰۰ هزار شهید؟ اصلاً معنی این سؤال چیست؟ معنی‌ آن این است که در برابر هر ظلم و جنایتی که می‌کنند، تا شما هیچ صدمه‌ای نبینید، تسلیم باشید. اصلاً جهاد چیست! شهادت چیست! نبرد با استکبار چیست! «قَاتِلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ». این‌ها را هر جا پیدا کردید بزنید. با این حساب امام حسین هم تروریست است! به امام حسین می‌گویند حالا خوب شد؟ یزید که سقوط نکرد. حکومتش ماند. چه شد؟ شما را که تکه‌تکه کردند، دختران پیغمبر هم به اسارت و شلاق و توهین گرفتار شدند. این خوب بود؟ بهتر نبود که این کار را نمی‌کردید؟ جواب امام حسین چیست؟ چه جوابی به امام حسین می‌توان داد؟

به امیرالمؤمنین چه می‌گویید؟ آقا سه جنگ تحمیل کردند؛ می‌خواستید رها کنید، وا بدهید دیگه. آن‌ها آمدند، جملی‌ها آمدند بصره را گرفتند؛ بگویید خیلی خوب، بصره و مکه و این‌ها برای شما، در اختیار شما. چرا می‌جنگید؟

حالا خوب شد؟ ده‌ها هزار مسلمان از دو طرف کشته شدند. با معاویه؛ بگذارید معاویه آنجا باشد! غرب جهان اسلام دست معاویه باشد، شرقش دست شما باشد. حالا خوب شد جنگ صفین راه انداختید، ۷۰ هزار مسلمان از دو طرف کشته شد؟ آخر هم که معاویه از بین نرفت که؛ بعداً هم که کل حکومت را گرفت! خوب شد؟ آخر باید پرسید منظور از خوب و بد چیست؟ این منطق دارد می‌گوید اگر یک کسی به خانه‌ شما آمد، اموال‌ شما را برد، به ناموس شما تعرض کرد، توهین کرد، شما را کتک زد، هر کاری خواست با شما کرد، ولی هنوز زنده هستید. بعد بگویید که آقا هیچ نگویید، خودش کم‌کم می‌رود. بالاخره خسته می‌شود دیگه. مثل این محمدعلی فروغی، دانشمند بی‌شرف که نخست‌وزیر پهلوی بود، فیلسوف بی‌شرف. انگلیس‌ها و آمریکایی‌ها آمده بودند ایران را گرفته بودند و چون پدر شاه، رضاشاه، به طرف هیتلر رفته بود، دیگر او را برداشتند و به‌جای او بچه‌اش را گذاشته بودند. بعد یک عده می‌گفتند این ارتش‌های این‌ها چه زمانی می‌روند؟ از همان موقع دیگر ارتش آمریکا که آمد، دیگر نرفت تا انقلاب. و سال‌به‌سال مسلط‌تر بر کشور شدند. به محمدعلی فروغی گفتند شما که آدم دانشمندی هستید، این کتاب «سیر حکمت در اروپا» را نوشته، و.. آدم ملایی هستید. به او گفتند این‌هایی که، ارتش‌هایی که آمدند، شما هم که نخست‌وزیر هستید و دارید با این‌ها همکاری می‌کنید و فلان، این وضعیت چه می‌شود؟ گفته بود غصه نخورید، بالاخره این‌ها خسته می‌شوند. بالاخره خانه‌هایشان که اینجا نیست، خودشان کم‌کم می‌روند. اصلاً کاش که واقعیت را می‌گفتی. دروغ هم گفتی. چون نرفتند. این‌ها سال‌به‌سال بیشتر آمدند. تا اینکه ما آن‌ها را بیرون ریختیم، ملت آن‌ها را بیرون ریختند. شما ببینید، با این منطق که حماس نباید به اشغالگر و جنایتکارها حمله می‌کرد. این کار را کردید، حالا ۱۵ هزار شهید دادید، ۴۰ هزار خانه خراب شد، خوب است؟ بله خوب است. چون در منطق انسانی و اسلامی شما نمی‌توانی به هر قیمتی زندگی کنی. زندگی هدف نیست، زندگی وسیله است.

اینجا است آن فرقی که سیدالشهدا می‌فرماید مرا سر دوراهی گذاشته‌اند. می‌گویند یا شمشیر یا ذلت. یا کشته می‌شوی یا باید با ذلت تسلیم بشوی، همکاری کنی. و گفت: «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة». دور است از ما ذلت. من مرگ را انتخاب می‌کنم. ما را بکشید. ما را تکه‌تکه کنید. زنان و بچه‌های ما را هم به زنجیر بکشید، شلاق بزنید. آری، این خوب است. ضمن اینکه اصلاً اکنون این‌گونه نیست؛ آن‌ها دارند شکست می‌خورند. شما با این منطق که هر جا، هر جایی را اشغال کنند، با همین منطق می‌توانی به اشغالگر بگویی تسلیم شو. دفاع نکن. با ظالم در نیفت. چرا؟ چون تو را کتک می‌زند. در مسائل شخصی هم همین‌گونه است. اکنون یقه شما را می‌گیرد، جیب‌هایت را می‌گوید خالی کن، بعد یکی هم توی گوش تو می‌زند، بعد هم تف به صورتت می‌اندازد، بعد فحش هم می‌دهد. حالا شما سر دوراهی هستید. می‌گویید اگر من جلوی این بایستم، ممکن است بزند دست مرا بشکند. ولی اگر هیچ نگویم، دست مرا نمی‌شکند. خودش خسته می‌شود، دو تف دیگر می‌کند و می‌رود. تف‌هایش او که بالاخره تمام می‌شود!

تف هم یک چیزی نیست که تمام شود. می‌گوید نه، تُف او بالاخره تمام می‌شود. حالا بعد، از خود دفاع می‌کند، جلوی او می‌ایستد، بعد او می‌زند دست او را می‌شکند، دست این را می‌شکند. بعد یک ناظر بی‌طرف می‌گوید که حالا خوب شد دستت را شکست؟ بله، خوب شد. آن وضع بد بود. تن دادن به ذلت، که از عزت، از عدالت، از حقوق، از جان و مال و ناموس و همه چیزتان بگذرید، بعد هم اصلاً غزه، می‌دانید محاصره است، اصلاً این‌ها طفلک‌ها سال‌ها است که تحت فشار هستند.

این تحریمی که مرتب ما می‌گوییم تحریم، تحریم، تازه تحریم ما نسبت به آن‌ها الکی بود. تحریم واقعی غزه است.

آب و غذا و سوخت هم قبل از آن هم محدود بود. حالا خوب شد؟ اگر این منطق باشد، ما نصف ایران را باید به صدام می‌دادیم، بقیه‌اش را هم باید به یکی دیگر می‌دادیم که از این طرف می‌آمد. خلاصه در برابر زور بایست، مگر اینکه زورش خیلی پرزور باشد. این منطق تسلیم در برابر زور است.

ضمن اینکه اکنون این طرف قوی‌تر است. اسرائیل، آقا، شکست خورد. دنیا فهمید این‌ها چقدر پوک هستند، پوکیده‌اند. اصلاً کسی باور نمی‌کرد. یکی از رهبران مجاهدین، همین حماس و جهاد اسلامی، گفت ما باور نمی‌کردیم به این راحتی می‌شود این‌ها را تارومار کرد. لذا چند صد نفر، مثلاً هزار و اندی نیرو، بیشتر نرفت. اگر می‌دانستیم این‌گونه است، یک‌جا چند هزار نیرو می‌رفتیم؛ تا خود تل‌آویو هم می‌شد رفت. این‌ها ترسو هستند، این‌ها اهل مقاومت نیستند. به شما بگویم اگر آمریکا و غرب نیامده بود، تا الان اسرائیل از بین رفته بود؛ همین حماس، حماس و حزب‌الله برای نابود کردن رژیم اسرائیل کاملاً کافی هستند. منتهی کل غرب پشت این‌ها آمد، کنار این‌ها آمده است.

سؤال: اصلی‌ترین عوامل اقتدارِ پشتیبانِ اصلیِ محور مقاومت چه می‌باشد؟

جواب استاد: جواب سؤال‌ها را که را می‌دانید، نمی‌دانم برای چه می‌پرسید. شهادت‌طلبی، اخلاص، فداکاری، برنامه‌ریزی، عقلانیت جهادی.

سؤال: وظیفه چیست؟

جواب استاد: همین‌ها است. شما در این ۱۰-۲۰ سال دیدید چقدر آدم‌های پست پیدا شدند که مرتب می‌گفتند اصلاً فلسطین به ما چه؟ نه غزه، نه لبنان، نه فلان، فلان. این‌ها اگر در مشهد سیل بیاید ولی در کوچه این‌ها نیاید،

حتی اگر کل شهر را بگیرد. از این محله، آن محله حرف می‌زنند. می‌گویند نه این محله، نه آن محله، فقط محله خودمان. بعد سیل در محله‌ خودشان بیاید، در کوچه‌شان نیاید. می‌گویند: نه این طرف محله، نه آن طرف، نه سفلی، نه علیا، فقط محله خودمان، کوچه ما. بعد می‌گویند آتش‌سوزی شده است و خانه‌ همسایه‌ها دارد می‌سوزد.

می‌گوید نه این همسایه، نه آن همسایه، فقط خانه من. بعد می‌گویند خانه‌ شما آتش گرفته است، آن اتاق است.

می‌گوید نه آن اتاق، نه این اتاق، فقط اتاق من. ته آن این‌گونه است. ته این منطق این است. بعد تازه اتاقش هم آتش بگیرد، می‌گوید که: «گور بابای اتاق، اصل خودم هستم. این، این تفاوت ایمان و کفر است که در اینجاها روشن می‌شود.

قرآن می‌فرماید که: «وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ» می‌فرماید شما چه جور مسلمانی هستید؟ چه تان است؟ چه مرگ‌تان است؟ چرا وقتی دشمنان‌ شما این‌قدر جنایت می‌کنند، می‌ایستید نگاه می‌کنید؟ توجیه می‌کنید؟ فرار می‌کنید؟ شما را چه شده که نبرد نمی‌کنید با کسانی که دارند به شما تعرض می‌کنند، نبرد می‌کنند؟ در راه خدا و برای مستضعفین. چرا در راه مستضعفین جهان نمی‌جنگید؟ باید هر جا مظلومی هست، در حد توان‌تان باید بروید از او دفاع کنید.

حکم شرعی قرآن و اسلام این است: هر جای دنیا به یک سرزمین مسلمان حمله بشود، بر شما، بر همه واجب است، مثل نماز و روزه، بلکه واجب‌تر، که بروند به آن سرزمین، ولو آن طرف کره زمین باشد، از آن سرزمین اسلامی دفاع کنند و با اشغالگران بجنگند. این حکم قرآن است. و قرآن می‌فرماید هر کس از برابر دشمن فرار کند، جهنمی است. همه ‌چیز که این نیست که جیب من پر باشد و من بخورم، من سیر باشم، وضع من خوب باشد، من راحت باشم. اگر منطق این است که ما باید به هر قیمت راحت باشیم و خوش بگذرد، آن همین حرفی است که این‌ها می‌گویند. که اگر حماس حمله نمی‌کرد بهتر نبود؟ اگر آقای خمینی با شاه و آمریکا درگیر نمی‌شد بهتر نبود؟ اگر جلوی صدام نمی‌ایستادید، کمتر شهید نمی‌دادید؟ بعد باید کل ائمه را زیر سؤال ببرید دیگه. امام حسین اگر کربلا نمی‌رفت بهتر نبود؟ امیرالمؤمنین اگر سازش می‌کرد بهتر نبود؟ اصلاً پیغمبران اگر حرف اضافی نمی‌زدند بهتر نبود؟ همین که بیایند بگویند نماز بخوانید، طهارت، نجاست، فلان. چه کار به سیاست و قدرتمندان دنیا دارید؟

چرا به این‌ها گیر می‌دهید که بعد بیایند همه شما را بکشند؟ تمام رهبران شیعه را کشته‌اند. شیعه تنها مذهبی است که یکی از رهبرانش هم عمر طبیعی نکرده است؛ همه شان را کشته‌اند. تمام رهبران، ائمه ما، شهید هستند.

این جواب این سؤال است. آخری‌ آن هم که در غیبت است، قرار است بیاید و ترتیب کل این‌ها را در دنیا بدهد. تمام حکومت‌های جهان را سرنگون می‌کند. یک انقلاب جهانی است. و الان دارید زمینه‌ آن را می‌بینید. من اصلاً همیشه گاهی در ذهنم می‌آمد چگونه می‌شود ملت‌ها... شما دیدید ملت‌ها چه کار کردند؟ حتی ملت‌های خود این‌ها. میلیونی به خیابان‌ها ریختند؟ زمان امام زمان و قیام آخرالزمان، همین اتفاقی که الان دارید می‌بینید، هزار برابر در سطح جهان و به سرعت خواهد افتاد؛ و خود ملت‌های هر جا حکومت‌های خودشان را سرنگون می‌کنند و پرچم را تسلیم امام عدالت می‌کنند.

سؤال: فرمودند بعد از اتمام جنگ، به دلیل روشن شدن چهره رژیم غاصب، دنیای جدید نگاه جدیدی به این رژیم خواهد داشت. وظیفه ما برای حق‌طلبی و حمایت از فلسطین چیست؟

جواب استاد: همین تبیین این مسائل، یادآوریِ این مسائل. تا همین جایش یک عالمه درس برای ما داشت.

این‌هایی که داخل می‌گفتند به شما چه مربوط است فلسطین؟ مرتب می‌گویید فلسطین، فلسطین؛ ما را تحریم می‌کنند. آخرش هم هیچ کاری نمی‌شود. چرا؟ می‌شود. گفتند این که می‌گویید مرگ بر شوروی، مرگ بر صدام، مرگ بر فلان، نتیجه‌ای نمی‌دهد. شد. هم شوروی مرد، هم منافقین، هم صدام. چطور می‌گویید این‌ها، این شعارها عملی نیست؟ شد. اسرائیل هم لب پرتگاه است. آمریکا را هم هر روز دارند در عراق و یمن و این‌ها می‌زنندش، آنها هم نگاه می‌کنند. و گفت برای اولین بار ما اسرائیل را مرتب داریم پس‌گردنی به پشت کله‌اش می‌زنیم، مجبور است هیچ نگوید. مرتب می‌زنی‌اش، مرتب خودش را به آن طرف می‌کند که یعنی نزدی. مگر این‌گونه بوده است؟ این ذلت‌بارترین موقعیت اسرائیل و آمریکا در جهان و در منطقه است، در تمام این دوره‌های گذشته؛ این‌ها می‌گفتند شکست‌ناپذیر هستند ولی شما ببینید که چقدر این‌ها شکست‌پذیر هستند. اگر ما درست عمل کنیم این‌ها می‌پوکند. ضمن اینکه درباره فلسطین، بعضی‌ها می‌گویند فلسطین... اصلاً مسائل اسلامی و مبارزه با داعش، تروریسم و مبارزه با اشغالگران غربی و این‌ها هیچی. ما در دوران قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، در کل رژیم‌های منطقه که اغلب آمریکایی و صهیونیستی هستند، فقط فلسطینی‌ها و سوریه به ما کمک می‌کرد. اصلاً مبارزین ما قبل از انقلاب پناهگاه‌شان سوریه و لبنان بود. چه مذهبی‌ها چه کمونیست‌ها. به آنجا می‌رفتند، آموزش نظامی می‌دیدند، پیش گروه‌های چریکی فلسطینی و لبنانی, پیش الفتح و امل آموزش نظامی می‌دیدند، با اسلحه می‌آمدند داخل ایران و با شاه و حکومت می‌جنگیدند. کمونیست‌هایشان هم می‌رفتند پیش احزاب کمونیستی فلسطینی و لبنانی. یعنی آنجا زرادخانه مبارزین در ایران بود؛ فلسطین و لبنان و سوریه بود. بعد از انقلاب هم، بعد از جنگ هم، کسی که از اول تا آخر کنار ما بود و نفت صدام را بست، سوریه بود. ما که موشک نداشتیم، سوریه به ما موشک می‌داد. بعد آمریکایی‌ها و داعش و این‌ها سوریه و عراق را گرفته بودند نه خبری از حماس بود، نه حزب‌الله بود، نه ایران اکنون این وضع را داشت. ما داشتیم از خودمان دفاع می‌کردیم، نه فقط از لبنان و سوریه و عراق. این دفاع از خود ما بود. اکنون شما ببینید، تمام نیروهای اصلی در عراق و سوریه و لبنان و فلسطین، همه با هم در یک اردوگاه هستیم. ما هیچ ‌وقت این‌قدر قوی نبودیم. اصلاً برای آن‌ها کاری نکردیم؛ این‌ها بیشتر به ما خدمت کردند.

یک آقایی بود از سوریه می‌گفت ما که قدردان ایران هستیم که آمریکا، اسرائیل، عربستان، این‌ها همه بارها به ما پیغام دادند، گفتند اگر رابطه‌ات را با ایران قطع کنی و حزب‌الله را حمایت نکنی، ما کل این جنگ‌های داخلی را تمام می‌کنیم و میلیاردها پول به شما می‌دهیم که خرابی‌هایتان را درست کنید. ما گفتیم نه. یعنی می‌خواست بگوید که برخلاف آنچه در ایران یک عده‌ای می‌گویند ایران فدای سوریه و فلسطین و لبنان و غزه شده است، اینطور نیست. آی نفت ما را دارند آنجا می‌دهند، پول‌هایمان رفت، آی فلان. عین این حرف را آنجا دارند رسانه‌های دشمن می‌گویند. یک عده‌ای آنجا در کشور، در عراق، سوریه، لبنان، این شایعه را درست کرده‌اند که ما سپر ایران شده‌ایم! ایران دارد در کشورهای ما با آمریکا جنگ نیابتی می‌کند. ما قربانی ایران شده‌ایم. این‌ها با ایران دشمن هستند، نه با ما. ما داریم چوب ایران را می‌خوریم. بگوییم ما با ایران نیستیم، این‌ها ما را رها می‌کنند. یعنی آنجا می‌گفتند، به این‌ها می‌گویند شما دارید فدای ایران می‌شوید؛ در ایران هم گفتند شما دارید فدای غزه و سوریه و لبنان کارهایشان این‌‌جوری است. هیچ ‌کس فدای هیچ ‌کس نشد. اصلاً جنگ نیابتی؛ مسلمان همیشه باید به نیابت از کل مسلمین و مستضعفین جهان بجنگد. ما همیشه در هر جنگی نائب هستیم، نیابتی می‌جنگیم. نیابت از قدرت‌های فاسد می‌شود این کاری که صدام کرد و این داعشی‌ها کردند و این رژیم‌های فاسد عربی منطقه، رژیم‌های نفتی، کردند. اما اگر به نیابت از مستضعفین جهان داری می‌جنگی، بله، اگر به این معنا است، این کاری است که این بچه‌های امثال قاسم سلیمانی‌ها و این‌ها کردند، حججی‌ها و این‌ها؛ این عمل به فرمان خداوند است که «شما را چه شده که با دشمنان خدا و برای مستضعفین نمی‌جنگید؟» کسانی که بی‌دفاع هستند. قرآن می‌فرماید می‌گویند که: خدایا کسانی را برسان به ما کمک کنند. ما تنها هستیم، ما نمی‌توانیم از خود دفاع کنیم، ما ضعیف هستیم.

سؤال: چرا هیچ مقامی در دنیا، نمی‌دانم چی شدن سازمان ملل را بیان نمی‌کنند؟

جواب استاد: تا قبل از این قضایای غزه تا حدود زیادی واقعاً این‌گونه بود الان عوض شد. همین رئیس سازمان ملل که معمولاً این‌ها مدیریت‌شان می‌کنند... تمام کنم؟

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته



نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha