بسم الله الرحمن الرحیم
انشاءالله که عبادات شما، روزهها، نماز، مورد قبول خداوند باشد و ما را هم مشمول دعای خیرتان قرار بدهید.
ماه رمضان هست و ما چون در آستانه میلاد امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) هستیم، بعضی فرمایشات امام حسن سلام الله علیه را در مورد قرآن کریم و یا بعضی استنادها و استشهادهایی که ایشان به قرآن کردهاند در مسائل روز، که مسائل دیروز بود و مسائل امروز هم هست، اشاره میکنیم.
نکته اول، حضرت امام حسن مجتبی(ع) در چند مورد به مسلمین و ما و هم مردم زمان خود توجه دادند که با قرآن بازی نکنید. بازی با قرآن یعنی تجلیل و احترام به قرآن، احترام ظاهری. روی سرمان بگذاریم، ببوسیم، موقع مسافرت از زیر آن رد بشویم، در جهیزیه عروس بفرستیم، سر قبر مرده بخوانیم، در سفره هفتسین بگذاریم. همه این کارها را میکنیم، ولی عمل نمیکنیم. امام حسن فرمودند این یک خطر بزرگی است که همان زمان هم فرمودند با این که از اسلام هنوز سی چهل سال بیشتر از پیغمبر نگذشته بود، همان موقع هم این بازیها بود. بعضی از ما اینجوری هستیم. با ایام مذهبی و اشیاء مذهبی، مکانها و زمانهای مذهبی، دل خود را خوش میکنیم، ولی مثل کفار زندگی میکنیم. یعنی به اندازه آنها که خدا و آخرت را قبول ندارند و قرآن و وحی را قبول ندارند، به اندازه آنها دروغ میگوییم، به اندازه آنها کلاه همدیگر را برمیداریم، همانقدر میترسیم، طمع میکنیم. سبک زندگی ما با کسانی که قرآن را قبول ندارند خیلی فرقی نمیکند، جز بعضی مناسک و عادات و آداب و ظاهری. همان زمان جبهه مقابل امام حسن(ع) که معاویه بود، ظاهراً به قرآن احترام میگذاشتند. حتی در نبرد براندازانه و خائنانه آنها علیه حکومت امیرالمؤمنین، قرآن سر نیزه کردند. داشتند شکست میخوردند قرآنها را بالا آوردند، گفتند شما مسلمان هستید، ما مسلمان هستیم، بیایند قرآن بین ما داوری و حکمیت کند و این قرآنبازی، بازی با قرآن است. هزاران نفر از نیروهای امیرالمؤمنین را فریب داد. هزاران نفر از رزمندگان اسلام که آمده بودند برای اسلام در رکاب علی شهید بشوند، شعور دینی و سیاسی نداشتند. ظاهر و باطن قرآن را از هم تفکیک نکردند. امیرالمؤمنین فرمود اینها ضد قرآن هستند. گفتند نه قرآن بالا بردند. باطن و حقیقت قرآن را فدای ظاهر قرآن و این جلد کردند. علی(ع) میگفت قرآن این کاغذها نیست. این نوشتهها نیست. قرآن حقیقت قرآن است. اینها ظاهر دین را برمیدارند تا باطن دین را بکوبند. دین علیه دین، قرآن علیه قرآن، مذهب علیه مذهب.
اولین مجلس روضهخوانی رسمی برای امام حسین را یزید گرفت. قرآن هم آورد، گفت همه قرآن بخوانید، ثواب آن را به روح حسین بدهید. من که نگفتم این کارها را بکنند. من گفتم جلوی فتنه را بگیرید. این ابن زیاد و عمر سعد و شمر و اینها اینجوری کردند این کارها را. دروغ ترسید. گفت حالا شما اینجا مهمان من هستید تا شما را با احترام برتان گردانم به چی. حسین اشتباه کرد. حسین یک عمل افراطی کرد. ولی این کارهایی هم که اینها کردند من دستور نداده بودم. دروغ محض گفت. ولی گفت قرآن بخوانید. گفت در مسجدها قرآن بخوانید. ثوابش را به حسین بدهید. در مجلس قرآن هم کسی زر نزند! حرفهای سیاسی نزنید که حسین را کی کشت؟ چرا کشت؟ این حرفهای سیاسی نزند. هی تحلیل کنید که تقصیر کی بود! اینها هیچ. فقط قرآن، ثوابش را تقدیم به روح حسین. یعنی قرآن پس یزید هم قرآن، معاویه هم قرآن سر نیزه کرد.
امام حسن فرمود فکر نکنید که حالا قرآن را حفظ میکنید و با صدای خوش میخوانید و جلسات قرآن و مسابقه قرآن و قرائت و جایزه و...، الان شما دیگر قرآنی شدید. در حالی که به اندازه منکران قرآن، در زندگیهای شما دروغ به هم میگویید، خیانت میکنید، کلاه هم را برمیدارید، حقالناس میکنید، به هم ظلم میکنید، جلوی ظلم هم نمیایستید.
ببینید امام حسن(ع) میفرمایند ما دو تا قرآن داریم، دو جور قرآن خواندن داریم. فرمودند «ما بَقِیَ فِی الدُّنیا بَقِیَّةٌ غَیرُ هذَا القُرآنِ». در دنیا چیزی که بشود بطور قطعی به خداوند نسبت داد، ریسمان الهی است، ربط زمین و آسمان است، غیر قرآن دیگر چیزی نمانده است. این قرآن را نتوانستند مثل انجیل و تورات و اینها دستکاری و خراب کنند. اما با آن بازی میکنند. همه جا میبینید قرآن هست، مسابه قرآن! صوت قرآن! حفظ قرآن! ولی همان جلسهای که دارند میخوانند و مدام احسنت احسنت میگویند هیچ کدامشان نمیدانند این آیه چه بود و دارد چه میگوید؟ به این کاری ندارد. میفرماید: «مَا بَقِیَ فِی اَلدُّنْیَا بَقِیَّةٌ غَیْرُ هَذَا اَلْقُرْآنِ ...» در دنیا غیر از این دنیا چیزی که بشود قطعاً به خداوند نسبت داد نیست و نمانده است. «فَاتَّخِذوهُ إِمامًا». قرآن باید امام شما باشد. قرآن در جامعه هست، زمان معاویه و اینها. قرآن که همه خانهها هست. قرآن محترم هست، اما امام نیست. امام نیست. قرآن رهبری نمیکند. نه ثروتمندان، نه قدرتمندان، نه توده مردم. امام شما قرآن نیست. و الا این همه ذلت و این همه خیانت و این همه کلاهبرداری و بیناموسی و دزدی و... چیست؟ چجوری هم میگویید قرآن قرآن، این همه هم رذیلتهای اخلاقی و فساد اقتصادی و دروغ و خیانت بین شما هست؟ «فَاتَّخِذوهُ إِمامًا یَدُلُّکَ عَلى هُداکُمْ». اگر قرآن امامتان باشد، یعنی هر کاری میخواهید بکنید، بگویید طبق کدام ضوابط قرآنی داری این کار را میکنی؟ قرآن شما را درست راه میبرد. «وَ إِنَّ أَحَقَّ النّاسِ بِالقُرآنِ مَنْ عَمِلَ بِهِ». امام حسن فرمود وقتی میخواهید بفهمید چه کسانی از همه بیشتر قرآنیتر هستند، ببینید چه کسانی به قرآن بیشتر عمل میکنند. دیدید مثلاً میگویند ما فعالیت قرآنی میکنیم. میگوییم فعالیت قرآنی چیست؟ میگوید قرآن حفظ میکنیم، تلاوت میکنیم، با صدای خوش ختم قرآن میکنیم. خب اینها همه خوب است. پاداش دارد، ولی همه اینها مقدمه است، وسیله است. امام حسن(ع) میفرمایند هدف عمل به قرآن است. ایشان صریح میگویند نزدیکترین آدمها به قرآن کسانی هستند که به آن عمل میکنند «وَ إِنْ لَمْ یَحْفَظْهُ». ولو قرآن را حفظ نباشند. قرآن را حفظ نکردی هم نکردی، اما به آن عمل کن. عمل به قرآن یعنی معنویت، عدالت، عقلانیت.
فرمودند که «وَ أَبْعَدَهُمْ مِنْهُ». این خیلی، این تکه دومش خیلی عجیب است. دورترین کسان به قرآن «مَنْ لَمْ یَعْمَلْ بِهِ وَ إِنْ کانَ یَقْرَؤُهُ» آنهایی هستند که قرآن قرائت میکنند، ولی هیچ اثری از قرآن در زندگی آنها یعنی در روابط داخل خانواده، روابط در خیابان، همسایهها، همکارها، رابطه شهری، رابطه ملی، رابطه بینالمللی آنها نیست. اصلاً کاری ندارند که قرآن گفته حق داری اینجوری عمل بکنی یا باید آنجوری عمل بکنی. به این کار ندارند. ولی قرآن میخواند! امام حسن میگویند اینها دورترین افراد از قرآن هستند. کسانی که قرآن میخوانند، ولی نمیدانند سبک زندگی قرآنی چطور است. شما فکر میکنید قرآن یک مقدار کاغذ و کتاب و اینهاست؟ نمیفهمید که حقیقت قرآن قائمه و ستون این عالم است. شش هزار و خوردهای گزاره و جمله از آسمان آمده است. تک تک اینها دلیل داشته که نازل شده است. «إِنَّ هذَا القُرآنَ یَجیءُ یَوْمَ القِیامَةِ قائِدًا وَ سائِقًا». در قیامت حقیقت قرآن را خواهید دید که یک عدهای قرآن جلوی آنها است، یک عدهای قرآن پشت سر آنها است. قرآن نه این کتاب، حقیقت قرآن در آن عالم، آن نور. «یَقودُ قَوْمًا إِلَى الجَنَّةِ، أَحَلّوا حَلالَهُ وَ حَرَّموا حَرامَهُ وَ آمَنوا بِمُتَشابِهِهِ». قرآن یک عده از مسلمانها را شفاعت میکند و اینها را به سمت بهشت هدایت میکند. امام حسن میگویند کسانی که در زندگی خود، حلال و حرام سرشان میشد، خط قرمز داشتند. باید و نباید، درست و نادرست، مشروع و نامشروع سرشان میشد. دست آنها به هر چه میرسید بر نداشتند. یک کارهایی میتوانستند بکنند، گفتند درست نیست. ممکن است موقتاً به نفع من باشد ولی درست نیست و نمیکنم. یک کارهایی باید میکردند، سخت بود، هزینه داشت. بیشتریها گفتند برو بابا ولش کن حال آن نیست. ولی اینها گفتند چرا. حالش هم نیست ولی این کار را میکنم چون باید بکنم. امام حسن فرمودند خود قرآن اینها را به بهشت و نعمت الهی میبرد.
اما یک عدهای را هم از قرآن، حقیقت قرآن هل میدهد، آنها را جارو میکند. «وَ یَسوقُ قَوْمًا إِلَى النّارِ، ضَیَّعوا حُدودَهُ وَ أَحْکامَهُ وَ اسْتَحَلّوا مَحارِمَهُ» یک عدهای که حرام خدا را حلال کردند، حلالش را حرام کردند، سبک زندگی آنها من درآوردی است، در بازار، در خانه، در سیاست، در روابط اجتماعی هر کار دلشان خواست کردند، «وَ اسْتَحَلّوا مَحارِمَهُ» و گفتند این حرامهایی که گفته است این حرام است، این کار را نکن، این خط قرمزهایی که گفتند خدا گفته، اینها حرف مفت است. هر کار دلت میخواهد بکن. هر جور میخواهی پول در بیاور. خط قرمزی وجود ندارد.
حدیث سوم روایت امام حسن(ع) است فرمودند که یک موعظه طولانی، یک سخنرانی دارند راجع به تمسک به قرآن. فرمودند همه دارند میگویند الان قرآن قرآن. یک زمانی بود که قرآن را کسی قبول نداشت. پیغمبر تنها بود با خدیجه(سلام الله علیها) امالمؤمنین که همین روزها هم ایام وفات ایشان است، بلکه شهادت باید گفت. چون ایشان میدانید یک خانم ثروتمندی بود، تمام ثروت خود را برای توحید و عدالت داد و در تحریم اقتصادی، در حصر، محاصره، در شعب ابیطالب از گرسنگی و بیماری از دنیا رفت. با این که تمام ثروتش را برای نهضت خرج کرد. یک خانم کاملاً مرفه، خودش را در دردسر و در زحمت انداخت. پیغمبر فرمودند مسلمانها تا آخر دنیا مدیون خدیجه هستند. برای این که اگر ایشان نبود، یک وقتی که من بودم فقط و فقط دو نفر با من و کنار من ایستادند. این خانم و علی که یک نوجوانی بود. همه من را مسخره میکردند. مدتها گذشت و در بین کل عرب، بلکه جهان، در عرب بین عرب موحدی نبود، کسی در برابر خدا پیشانی بر خاک نمیگذاشت، الا ما سه نفر. آن زمانی که همه به من دیوانه میگفتند این خل است. هر چند روز میآید میگوید خدا با من حرف زده، گفته فلان. آن وقتی که من دیوانه بودم، جادوگر بودم، ساحر بودم، کلاهبردار بودم، به من این حرفها را میزدید، سنگ میزدید در کوچهها، فحش میدادید، پشت سر من راه میافتادید دیوانه دیوانه میگفتید، خدیجه کنار من بود و علی.
حالا اینجا امام حسن در این موعظه میفرمایند که ولی حالا همه قرآن میگویند. همه میگویند پیغمبر، قرآن. اما باز هم خیلیها از همینهایی که میگویند قرآن قرآن، همینها هم بازی است. جلوی قرآن میایستند، حاضرند بجنگند. «إِعْلَموا عِلْمَ یَقینٍ». امام حسن میفرمایند، یقین داشته باشید، اینی که میگویم احتمالی نیست، یقین داشته باشید اینطور است. چی؟ «أَنَّکُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفوا صِفَةَ الهُدى» میگویند فلانی با تقوا است، فلانی خیلی نورانی است، خیلی معنوی است و... اینها را بر چه اساسی میگویید؟ این لقبهایی که روی افراد میگذارند. فلانی خیلی معنوی است، خیلی با تقوا است! فرمودند نمیتوانید تقوا را درست بفهمید مگر این که بفهمید اصلاً خط و ربط چیست. اول هدایت و ذلالت را باید بفهمید. معنی درست و نادرست را نمیفهمید، میگویید هر کی تظاهر میکند و مقدسبازی در میآورد و ادا در میآورد، فکر میکنید این با تقواتر است؟ خب خوارج که ظاهراً از همه با تقواتر بودند. معاویه هم که میگفت من برای حکومت قیام نکردم علیه علی. برای خلیفه مظلوم. حضرت امیر به او میفرمایند کلاهبردار. عثمان چند بار نامه نوشت کمک بیا، نیروی کمکی بیاور، تو به کمکش نیامدی. صبر کردی کشته بشود، بعد پیراهن عثمان را بالا آوردی؟ برای این که مسلمین را علیه من تحریک کنی؟ حکومت را براندازی کنی؟ امام حسن فرمودند(ع) یقین کنید که نمیتوانید تقوا را بفهمید دقیقاً چیست «حَتّى تَعْرِفوا صِفَةَ الهُدى». اول باید بفهمید هدایت، یعنی خط درست و نادرست چیست؟و الا ادا درآوردن و مناسک و قرآن خواندن و اینها که خب همه بلدند. خوارج که حافظ قرآن بودند.
اول هدایت، شما میشناسید قدرت تشخیص هدایت و ذلالت را پیدا کنید؟ که هر کس میگوید دین و قرآن و تقوا و اینها، زود دنبال او راه نیفتید، بازی نخورید که بگویید ما نمیتوانیم بین علی و معاویه تشخیص بدهیم، واقعاً نمیتوانیم تشخیص بدهیم. پیغمبر پدربزرگ حسن و حسین است، شوهر عمه یزید. اینها همه فامیلند، همهشان اهل بیت هستند! جنگ قدرت بین اهل بیت است. اینها سر دنیا دارند با هم میجنگند! امام حسن میفرمایند کسانی که قدرت تشخیص درست و نادرست را ندارند، اینقدر نمیفهمد که کی است، کی چی میگوید؟ و میگوید دعوا بین دو قبیله و دو بنی است! بنی هاشم و بنی امیه. بعد هم بنی عباس باز آمده است. سه تا تیره هستند، سه تا قبیله هستند، همه هم قوم و خویش هستند. سر قدرت به جون هم افتادیم. بنی امیه، بنی عباس، بنی هاشم. خب بنی هاشم شکست خوردند، حذف شدند. بنی امیه گرفت، بعد هم باز بنی عباس آمدند بنی امیه را سرنگون کردند، آنها گرفتند. عباس عموی پیغمبر بود. هاشم و امیه هم که فامیل هستند. مسئله را اینجوری پایین آوردند.
امام حسن(ع) فرمودند که خیلیها همینطور بازی خوردید. قدرت تشخیص ندارید. وقتی که هدایت را نمیفهمید، مسیر درست و نادرست چیست، چجوری میگویید کی با تقوا است کی بی تقوا است؟ کی متدین است؟ «وَ لَنْ تَمَسَّکوا بِمیثاقِ الکِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذِی نَبَذَهُ». خیلی عجیب است. امام حسن میگویند تمسک به قرآن خیال میکنید قرآن خواندن و قرآن حفظ کردن و با صدای خوش خواندن، فکر میکنید این تمسک است؟ اینها مقدمه تمسکه، خودش نیست. بعد میگویند که امکان ندارد میثاق قرآن، آن پیمانی که در قرآن کریم بین خدا و انسان است، آن پیمان را درست بفهمید و رعایت کنید، تمسک بکنید «حَتّى تَعْرِفُوا الَّذِی نَبَذَهُ» مگر بدانید چه کسانی قرآن را از بین همین قرآنخوانها پشت سر انداختند؟ شما نمیفهمید، همه قرآن میخوانند، نمیفهمید که چه کسی دارد به قرآن عمل میکند، چه کسی ضد قرآن است. شما تشخیص ظاهر، این کتاب، جلد قرآن را با خود حقیقت قرآن نمیفهمید. شما میگویید یا علی، حسن، یا معاویه، یزید. فرقی نمیکند! فرقی نمیبینید. «نَبَذَ الکِتابَ». آنهایی که قرآن را پشت سرشان پرت کردند. یعنی به آن عمل نکردند. مسخره میکنند در جلسات خصوصی میگویند اینها را خدا گفته است؟ این در منابع اهل سنت است که معاویه با یکی از کسایی که مسلمان است، نشسته است، بازی هم خورده است، یک کمی هم طمع دارد. پسرش تعریف میکند که پدرم شام مهمان معاویه بود. بعد که آمد شب، دیدم اوقات او تلخ است. گفتم شاید سر مسائل مثلاً سیاسی و قدرت دعوایی چیزی بحثی شده یا مثلاً یک چیزی باید به بابام میداده، نداده، بابام ناراحت شده! گفتم چی شده است؟ گفت فهمیدی معاویه به من چی گفت؟ بیرون میگویند رهبر جهان اسلام و پیغمبر، قرآن و قرآن میگوید، آنجا بودم صدای اذان آمد، شهادت به توحید «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» و شهادت به رسالت پیغمبر. این برگشت گفت که ببین پیامبر چقدر زرنگ بود، یک کاری کرده روزی چند بار اسم این را کنار اسم خدا میآورند. روزی چند بار میگویند «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ»، بعد هم اسم این را میآورند. ما در تاریخ عرب زرنگتر از این آقا یعنی پیغمبر ندیدیم. پدرم گفت به معاویه گفتم که راجع به پیغمبر داری صحبت میکنی اینجوری؟ گفت حالا ولش کن. غذایت را بخور. بزن تو رگ.
اهمیت موضعگیری امام حسن(ع) علیه دستگاه معاویه را بفهمید که وقتی که خیلیها نمیفهمیدند. حدیث جعل میکرد، پول میداد حدیث جعل میکردند. پیغمبر گفته بودند «حَسَنٌ مِنّی وَ أَنَا مِنْ حَسَنٍ، حُسَینٌ مِنّی وَ أَنَا مِنْ حُسَینٍ». حسن و حسین یعنی من. حدیث، پول داد جعل کردند که پیغمبر گفتند «مُعاوِیَةٌ مِنّی وَ أَنَا مِنْ مُعاوِیَةٍ». این حدیث الان در بعضی منابع هست! معاویه از من است، من هم از معاویه هستم! خب بعد مردم مسلمان چی بگویند؟ میگویند بابا پیغمبر هم برای حسن این را گفته، هم برای معاویه! ما در این دعوا دخالت نکنیم. پیغمبر هر دوشان را دوست داشته است. امام حسن(ع) میفرمایند نمیتوانید ادعا کنید که قرآنی شدهاید در حالی که نمیفهمید چه کسانی دارند ضد قرآنی عمل میکنند. تشخیص نمیدهید هم دنبال این راه میافتید و هم دنبال او. امام حسن(ع) فرمودند «وَ لَنْ تَتْلُوا الکِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ». اصلاً تلاوت قرآن به معنی درست کلمه، معنیاش این نیست که همینجور صوت از خودتان صادر میکنید . امام حسن(ع) میفرمایند تلاوت حقیقی قرآن نکردید «حَتّى تَعْرِفُوا الَّذِی حَرَّفَهُ» آن وقتی شما واقعاً تلاوت قرآن کردید که بتوانید تشخیص بدهید چه کسانی دارند قرآن را تحریف میکنند. و الا مجالس قرآن برای چیست؟ زمان معاویه هم بود. ولی نمیفهمیدند این آدم دارد، این دین، این دین نیست، این حکومت دینی نیست، این خلافت پیغمبر نیست، این قرآن، قرآن نیست. امام حسن میفرمایند اگر درگیر قرآن و دعا و مقدسات و اینها باشید، ولی نمیفهمید چه کسی دارد چجوری اینها را غلط تفسیر میکند و دارد از قرآن سوء استفاده میکند، این را نمیتوانید تشخیص بدهید، این تلاوت حقیقت قرآن نیست. ببینید اینها جملهها عین جملههای امام حسن(ع) چهار تا عمل مذهبی انجام میدهی، خیال میکنی تمام شد؟ «لَنْ تَتْلُوا الکِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ». شما قرآن را آنگونه که باید تلاوت نمیکنید و نکردید «حَتّى تَعْرِفُوا». مگر وقتی که بشناسید چی را؟ «الَّذِی حَرَّفَهُ». بفهمید چه کسانی دارند تحریف میکنند؟ خب الان این تکفیریها دارند میگویند قرآن. آل سعود میگوید قرآن. شیعه لندنی خودمان هم قرآن میگوید. فرقهها و مذاهب مختلف میگویند قرآن. پریروز شاه انگلیس با زنش نشسته بودند چون در ماه رمضان است، در فضای مجازی هست دارند نمادین برای مسلمانها خرما بستهبندی میکنند، افطار ماه رمضان مسلمانها. این شاه انگلیس خبیث که ۲۰۰ سال جامعه و امت اسلامی را غارت کرد. این هم میآید خرما برای مسلمانها روزه میگیرد. رئیسجمهورهای آمریکا عید فطر و عید نوروز در کاخ سفید سفره میاندازند. مهمان نمادین. تبریک میگویند. نوروز را به ایرانیها، عید فطر را به مسلمانها تبریک میگویند.
امام حسن(ع) میفرمایند وقتی نمیفهمید که مؤمن و کافر هر دو حرفهای معنوی میزنند، ولی شما نمیفهمید، این چه جور تلاوت قرآن است؟ وقتی نمیتوانید به این سؤال جواب بدهید که اگر این آیه نبود، مگر چی میشد؟ این یک آیه اگر نبود چی میشد؟ وقتی این را نمیفهمید، تلاوت قرآن نکردید. البته این معنیاش این نیست که یا باید همه چیز را بدانی یا ثواب ندارد. نه. قرآن را فرمودند حتی اگر نمیفهمید معنیاش را، همین نگاه به خط قرآن ثواب دارد، قرائتش ولو معنیاش را هم نفهمید، ثواب دارد. بله ثواب دارد ولی یعنی چی؟ برای این که اینها همه مقدمه است، کمک بکند که ما هی به فهم قرآن نزدیک بشویم. بفهمیم بازار قرآنی چه نوع بازاری است؟ بازاری که در آن دروغ نمیگویند، گران نمیفروشند، کلاه کسی را برنمیدارند، چک بیمحل نمیکشند، قسم هم نمیخورند، چونه هم نمیزنند. این میشود بازار قرآنی. اینها در روایات است ها. خانواده قرآنی میگوید زن و شوهر به هم دروغ نمیگویند. دیگر حالا معیارهای قرآنی در مسائل مختلف.
بعد فرمودند «فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِکَ عَرَفْتُمُ البِدَعَ». اگر واقعاً بتوانید بفهمید چه کسانی دارند از قرآن سوء استفاده میکنند یا بدون معنی همینجوری روی هوا میخوانند و میروند، هی میخواهند ثواب کنند زود بروند بهشت! مثل نسخهای است که پزشک برای مریض نوشته است، هی میخوانی، قاب میگیری، رو سرت میگذاری، اما به نسخه عمل نمیکنی. بعد میگویی که خوب نشدیم که. اصلاً قرار نبوده خوب بشوی. آقا فرق ما مسلمانها با بقیه چیست؟ که قرار است ما برویم بهشت، آنها جهنم بروند و فلان. هیچی فرقی نداریم. مثل آنها داری زندگی میکنی، چه فرقی داری؟ نسخه را مدام میبوسی، با صدای خوش میخوانی، رو سرت میگذاری، سر قبر میبری، به بچه که به دنیا آمده تبرک، همه این کارها را میکنی ولی نمیروی نسخه را عمل بکنی. امام حسن فرمودند این چه طور نسخه خوانی است؟ همهاش به مناسک و ظواهر چسبیدید، فکر میکنید که زندگی به هر شکلی گذشت، به هر نحوی که زندگی کردیم مثل بقیه دنیا، زندگی کن. کنارش هم قرآن بخوان، ثواب کن. کنارش هم زیارت امام رضا برو، و... و الا اینها دو تا چیز مجزاست. تأثیری ندارد. ولی جداگانه این کارها را بکن که بعد هم دیگر. امام حسن میگویند بین قرآن و زندگی خود مرز کشیدید، جداگانه دارید زندگی میکنید، جداگانه قرآن میخوانید. جداگانه قرآن حفظ میکنید، با صدای خوش میخوانید، رو سرتان میگذارید، جداگانه در عرصه سیاست و اقتصاد و خانواده و روابط بینالملل اصلاً به این چیزها کاری ندارید. فکر میکنید اینها اصلاً نازل شده برای این که شما بخوانید، ثواب کنید، بروید بهشت! فکر میکنید قرآن برای این نازل شده که شما فقط بخوانید و بگویید ما اینقدر قرآن خواندیم. اصلاً نفهمیدی چی خواندی؟
فرمودند که اگر توانستید اینطور با قرآن مأنوس بشوید، معیارهای قرآنی دستتان بیاید، «إِذا عَرَفْتُمْ ذلِکَ عَرَفْتُمُ البِدَعَ». آن وقت میفهمید چه کسانی در دین بدعت گذاشتند و دارند دین را عوض میکنند. مرزهای دین را دارند عوض میکنند. معنیاش را عوض میکنند. «وَ التَّکَلُّفَ». و چه کسان دارند با قرآن تصنع و ادا و ریاکاری میکنند؟ در دلشان اینها را اصلاً قبول ندارند. ولی در ظاهر احترام میگذارند. تکلف را میفهمید که چه کسان دارند بازی در میآورند. بدعت میگذارند. «وَ رَأَیْتُمُ الفِرْیَةَ عَلَى اللَّهِ» و چه کسانی دارند به خدا تهمت میزنند؟ یک چیزهایی میگویند که اینها را خدا گفته و دین گفته، در حالی که اینها حرفهای دین نیست. من درآوردی است! «وَ التَّحْریفَ» بعضیها هم قرآن را مسخره نمیکنند، تکذیب نمیکنند، تحریف میکنند. میگویند این آیه معنیاش این است نه آن. منظور این بوده نه آن! نه آقا منظور او بود نه این. برای این که دامن خودشان را نگیرد. هر غلطی بکنند. «وَ رَأَیْتُمْ کَیْفَ یَهْذِی مَنْ یَهْذِی». آن وقت میفهمید که چه کسانی چرا و چطور جهنمی میشوند و چه کسانی چرا و چطور بهشتی میشوند و نمیفهمید این کتاب، کتاب راهنماست، نقشه راه است. این کتاب دارد راه بهشت و جهنم را به شما نشان میدهد. و شما اصلاً نمیفهمید. هی الله الله میگویید. احسنت. اعد، دوباره بخوان. از صدات کیف کردیم!
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
هشتگهای موضوعی