شبکه افق - 9 اسفند 1403

زن، زندگی، آزادی (کرامت، معیشت، عدالت)

نشست (حجاب، اخلاق جنسی و دفاع از خانواده) - ۱۴۰۳

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت خواهران عزیز سلام عرض می‌کنم و تشکر از این که دعوت فرمودند.

عنوانی که دوستان فرمودند با تمرکز روی نقش اجتماعی زنان بود. من دوتا اصل را ابتدا عرض می‌کنم که اگر این‌ها درست دانسته شود، خیلی از تعریف‌های ناقص یا نادرست از حضور اجتماعی زن خودبه‌خود برطرف می‌شود.

قرآن کریم هیچ نوع تفاوتی به لحاظ انسانی، ارزشی، معنوی، اخلاقی بر اساس جنسیت قرار نداده است. از مردان و زنان مؤمن و از مردان و زنان منافق و مردان و زنان کافر نام برده است. کرامات معنوی را عمداً به زنان و مردان هر دو نسبت داده است. «قانتین و قانتات، خاشعین و خاشعات، مؤمنین و مؤمنات، ذاکرین و ذاکرات، متصدقین و متصدقات» عمداً همه را هم از الگوهای زن و الگوهای مرد، برای مردان و زنان، برای همه‌شان نام برده است. از زنان صالح و مصلح که الگوی برای همه انسان‌ها چه مرد چه زن هستند.

چه زن فرعون که در کاخ فساد و ستم بود و از آنجا به موسی سلام الله علیه پیوست و خدمت کرد. و در برابر بزرگ‌ترین امپراتوری جهان که امپراتوری شوهرش بود، ایستاد و قرآن از این خانم با احترام زیاد نام می‌برد. از مادر موسی، خواهر موسی(ع)، مادر عیسی(س)، به عنوان زنانی که الگو برای زنان و مردان مؤمن‌اند نام می‌برد. از زنان فاسدی هم ولو زن پیامبر باشند، نام می‌برد. از زن حضرت لوط که یک جامعه همجنس‌باز و فاسد، زن پیامبر به پیامبر می‌گوید: این‌قدر به این‌ها گیر نده. دیگر شما یک بار گفتی، دو بار گفتی، این‌ها همه‌شان این‌کاره‌اند. برای ما دشمن‌تراشی می‌کنی و خداوند این زن را هم با کفار یکجا نام می‌برد و مشمول عذاب الهی می‌شود.

بنابراین از زنان مثبت و منفی، از مردان مثبت و منفی، از زنانی که در مرکز فساد و ظلم، زنان شریفی بودند، مثل زن فرعون. از زنانی که در مرکز توحید و خانه معنویت، اما فاسد و خائن بیرون آمدند، مثل زن پیامبر، زن حضرت لوط. و همین‌طور مردان. از پسر پیامبر، پسر حضرت نوح که همه حرف‌ها را شنیده ولی تن به حقیقت نمی‌دهد. و به پدرش می‌گوید شما آبروی مرا پیش دوستان و این‌ها بردی. وسط بیابان داری کشتی می‌سازی؟ خب همه می‌فهمند، آدم عاقل که وسط بیابان کشتی نمی‌سازد. می‌گوید این طوفان می‌آید چه می‌شود؟ اینجا اصلاً باران نمی‌آید، کدام طوفان؟ می‌گویند باز دیشب خدا با بابای تو حرف نزده؟ خب کشتی به کجا رسید؟ و بعد وقتی پدر به او می‌گوید که این‌ها وعده‌های خداوند است و خواهد شد. به پدرش می‌گوید شما نگران من نباش، هر کاری بقیه کردند من هم می‌کنم. و وقتی طوفان می‌شود و همه جا در حال نابودی است، قرآن می‌فرماید که حضرت نوح از خدا نجات کسانی را خواست از جمله پسرش. که «إِنَّهُ مِنْ أَهْلِی» این جزء خانواده‌ام است. من همه را دارم نجات می‌دهم. فرزند خودم نجات پیدا نکند؟ خداوند جواب داد که «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ» ایشان جزء شما نیست. خانواده فقط نسبت پدر و فرزندی و فامیلی و این‌ها نیست. ما دو تا خانواده داریم. یکی انسان‌ها، مردان و زنانی که خدا را باور می‌کنند و به سوی او حرکت می‌کنند و یکی زنان و مردانی که خدا را مسخره می‌کنند. یا می‌گویند ما قبول داریم و قبول ندارند، منافق هستند. یا سریعاً مسخره می‌کنند. فرمود آن‌ها همه یک خانواده‌اند. شما همه یک خانواده‌اید. مرد و زن هم نداریم. ملاک، توحید و عدالت است. شفاعت هم، حضرت نوح پسر خودش را نمی‌تواند شفاعت کند. پسر خودش را نمی‌تواند. این برای کسانی که فکر می‌کنند شفاعت و توسل، پارتی‌بازی و فامیل‌بازی و باندبازی است. نه، پسر نوح هم، خود نوح پسر خودش را نمی‌تواند شفاعت کند. خداوند فرمود: ایشان از خانواده شما نیست.

زن و مرد در قرآن کریم و در سنت انبیاء(سلام الله علیهم) هر کدام سه تا نقش و سه تا مسئولیت دارند. یکی در مورد خودش. هر کسی مسئول نجات خودش است. از عذاب آخرت. مدت کوتاهی در این عالم هستیم و همه ما می‌میریم. همه شماها هم می‌میرید و کسی هم به ما نگوید خدا مرگت بده. خدا مرگت می‌دهد و کسی اینجا نمی‌ماند. و هیچ ‌کدام‌ از شما نمی‌دانید چه زمانی می‌میرید. انبیاء آمدند این را به انسان، چه زن چه مرد، این را گفتند. گفتند شما از دالان دنیا دارید عبور می‌کنید. درست مثل آدم عبور کنید. آدم باشید، هوشیار باشید. جنسیت شما در سعادت و شقاوت شما هیچ نقشی ندارد. اما در کارکرد خانوادگی و بخشی از کارکرد اجتماعی، نوع مسئولیت‌هایتان لزوماً همه جا یکی نیست. ولی راه شما به سوی سعادت کاملاً یکی است. یا مساوی است. یک مسئولیت هر کس دارد در مورد خودش. ما فرصت محدودی داریم، چه مرد باشیم چه زن، باید خودمان را نجات بدهیم. از کفر، از جهل، از ظلم، از فساد، خودمان را باید نجات بدهیم. یک مسئولیت هر کس دارد در برابر خانواده‌اش، شوهرش، زنش، بچه‌هایش، پدر و مادرش. یک مسئولیت، مسئولیت سوم هم چه زن چه مرد، در برابر جامعه است. در این جهت ما زن و مرد هیچ تفاوتی نداریم. یک) باید خودت را نجات بدهی، صالح باشیم. دو) باید مصلح باشیم. جامعه را نجات بدهیم، کمک کنیم. به گسترش توحید و معنویت و عدالت در جامعه، به بقیه و خانواده کمک کنیم.

حالا راجع به نقش اجتماعی زن دوتا مسئله فقط هست که باید این را درست مدیریت کرد. یکی این که زن در خانه نقشش با مرد به هیچ وجه یکی نیست. زن ستون واقعی خانه است، مادر است. همه نسل‌های بشری در آغوش مادر بزرگ می‌شوند، نه پدر. پدر بیشتر باید اقتصاد و امنیت خانواده را تأمین کند. یعنی باید مسکن، لباس، بهداشت، تغذیه، امنیت، آموزش، باید برود مخارج این‌ها را را تأمین کند و بیاورد، یعنی وظیفه‌اش است. این‌جوری نیست که بگوید نمی‌خواهم این کار را بکنم. باید بکند. تا حدی که دادگاه می‌تواند مرد را احضار و او را مجازات کند. البته این در حد توان مرد وظیفه اوست. زن چون مادر می‌شود و کاری که او، از او برمی‌آید، از ده تا مرد برنمی‌آید. لذا خداوند وظیفه اقتصادی، نظامی، این‌ها را بر عهده زن نگذاشته است. یعنی بر زن واجب نشده است. زن حقوق اقتصادی دارد، اما تکلیف اقتصادی ندارد. حقوق اقتصادی دارد یعنی زندگی‌اش باید کاملاً تأمین بشود، محترم است. اما وظیفه اقتصادی ندارد. یعنی می‌تواند هر فعالیت اقتصادی را بکند، هیچ منعی در نظام دینی نداریم. عرض کردیم، دیگر از پیامبر که کسی پیامبرتر نیست. خانم ایشان تجارت خارجی و تجارت داخلی می‌کرد. زن خود پیامبر ۴۰-۵۰ تا کارگر و کارمند داشت و پیامبر اکرم تا آخر می‌فرمود: اگر ایشان نبود، اگر ایمان این زن نبود، اگر ثروت و اموال او نبود در شرایطی که پرچم توحید تنها و غریب بود، این کار پیش نمی‌رفت. ایشان از پیامبر نقل شده مسلمانان تا آخر تاریخ بدانند مدیون این زن‌اند. برای این که ایشان از رفاه مطلق خودش را انداخت در دردسر. همه اموالش را در راه نهضت داد. و در سخت‌ترین شرایط که من تنها بودم، کنار من بود. و در شرایطی فقط سه نفر زیر این آسمان نماز می‌خواندیم که من بودم و خدیجه و علی که کودکی و نوجوانی بود. و هیچ‌ کس خدا را سجده نمی‌کرد. حتی بعدها یک بار یکی از خانم‌های ایشان یک طعنه و متلکی راجع به خدیجه گفت که خدیجه از دنیا رفته بود. پیامبر اکرم ناراحت شدند و فرمودند: به کسی اجازه نمی‌دهم به ایشان کمترین توهین و جسارتی بکند. یعنی حضرت خدیجه که «أمّ المؤمنین» و «أمّ الأئمّه» است. یک زن فعال اقتصادی، فعال سیاسی است و ایشان در تحریم و محاصره حصر اقتصادی، شهید شد و از دنیا رفت. یعنی زنی که ثروتمند بود، به خاطر نهضت، انقلاب توحید، خودش را در دردسر انداخت و در تحریم شعب ابی‌طالب، در دره ابی‌طالب، در تحریم و محاصره، از گرسنگی و بیماری از دنیا رفت. هر کس تا آخر دنیا اهل توحید بشود، مدیون ایشان هم هست.

پس ما در مبانی اسلامی راجع به این که زن فعالیت سیاسی نکند، فعالیت اقتصادی نکند، فعالیت علمی، هنری، مطلقاً چنین منعی در منابع اسلامی نیست. حضرت فاطمه(س) زن مجاهد، دختر جوانی که آن سخنرانی‌ها، آن موضع‌گیری‌ها، در شرایطی که همه ترسیدند، کنار رفتند، ایشان به تنهایی می‌ایستد. اعتراض به سیر حکومت اسلامی پس از پیامبر دارد که همه دارید از مسیر خارج می‌شوید.

حضرت زینب(س) که یک تنه جلوی بزرگ‌ترین امپراتوری جهان که یزید، حکومت اسلامی بود آن موقع، می‌ایستد و می‌گوید: تو حقیرتر از اینی که من با تو حرف بزنم. شرایط عادی اگر بود، تو آدمی نیستی که من با تو حرف بزنم. ما امروز در زنجیریم و مجبورم با تو حرف بزنم. کسی که همه از او می‌ترسند. «وَ اللَّهِ لا تَمْحُو ذِکْرَنَا» به خدا سوگند شما نمی‌توانید ما را از تاریخ حذف کنید. تو می‌خواهی یاد ما را محو کنی، نمی‌توانی. امروز روز آغاز ما و روز پایان توست. ببینید، همچین زنی که در زنجیر و در اسارت این‌جوری با ابرقدرت دنیا حرف می‌زند. دختر امام حسین (فاطمه) چند سخنرانی دارد. حتی وقتی خیمه‌ها را آتش زدند، این‌ها حمله کردند به خیمه آمدند چندتا خانم جوان را که یکی از آن‌ها ایشان است که می‌گوید خب ما گفتیم الان می‌آیند به ما تعرض می‌کنند، توهین می‌کنند، و من فرار کردم. و یکی از این‌ها، چند نفر از این لاشخورها طرف من آمدند. من در حین فرار، پایم گیر کرد به خار و سنگ افتادم. این بالای سرم آمد و من گردنبند و دستبند داشتم، درآوردم به او دادم گفتم به من دست نزن. این گرفت و همین‌طور که می‌گرفت، گریه هم می‌کرد. به بقیه هم می‌گفت که عقب بروید جلو نیایید. گفتم شما چرا گریه می‌کنید؟ گفت آخه شما دخترهای پیامبر هستید. گفتم خب چرا این کار را با می‌کنید؟ گفت آخه اگر من این گردنبند و النگو را نگیرم، یکی دیگر می‌آید می‌گیرد. پس من بگیرم که بهتر است! که این خانم به جوان می‌گوید که شماها کجا تربیت شدید؟ شما در کدام خانه‌ها تربیت شدید؟ مادرهای شما چه کسانی بودند؟ پدرهایتان چی به شما دادن خوردید؟ و حضرت زینب در کوفه در اسارت خطاب می‌کند به ایشان، می‌گوید شما مثل قبرستان هستید، قبرهایی که در آن پر از کرم و عفونت است و بیرون‌شان را نُقره‌کاری و سفید کردند. شما ظاهرتان آدم است. گُلی که در پِهِن روییده است! به ما نامه می‌نویسید که بیاییم شما را نجات بدهیم، به ما خیانت می‌کنید.

پس ما زنان عالم، زنان مجاهد، زنان هنرمند، زنان متفکر، زنان دانشمند در تاریخ اسلام زیاد داشتیم و اطراف همه انبیاء، زنان بزرگی بودند. کنار هر پیامبری زن و زنانی بودند که بدون آن‌ها کار پیش نمی‌رفت. این مسئله روشن است. مسئولیت اجتماعی هم در مورد آن بیشتر صحبت می‌کنیم. عرض کردم دو تا نکته فقط هست. این را باید مدیریت کرد. یکی اگر زن بخواهد به اندازه مرد فعالیت اجتماعی و اقتصادی بکند و مسابقه بگذارد، این وسط چه کسی فدا می‌شود؟ بچه‌هایتان. بیشتر تکیه بچه‌ها به مادر است تا پدر. پدر مسئول تأمین خانواده است. وظیفه‌اش هم هست، باید تأمین کند. زن می‌تواند کار کند، هیچ مانعی نیست. قرآن می‌فرماید که: حق ندارید به زنان تکلیف بکنید به حقوق‌شان توجه نکنید. له و علیه باید مساوی باشد. وظیفه دارد، حقوق دارد. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: هر جا، هر کس، هر مقدار وظیفه دارد همان‌قدر حقوق دارد. هر چه حقوق دارد همان‌قدر وظیفه دارد. یک‌طرفه نیست. اما سؤال این است که اگر زن و مرد بخواهند هر دو به یک اندازه فعالیت بیرون از خانه بکنند، بچه را به چه کسی می‌سپارید؟

- مهدکودک.

خب اگر مجبور باشید اشکال ندارد. اگر فکر می‌کنید مهدکودک جای مادر را می‌گیرد، مخصوصاً بچه‌ای که چند سال اول. خدای این بچه مادرش است. هیچ کسی را هم به اندازه مادرش نه قبول دارد، نه اعتماد دارد، نه دوست دارد و هیچ چی برای بچه نه جای آغوش مادر را می‌گیرد، نه در تغذیه جای شیر مادر را می‌گیرد، نه نگاه او، نه هیچ‌ چیز. البته یک وقت هست که خانواده مجبور است زن و شوهر هر دو بروند کار کنند، زندگی‌شان تأمین نمی‌شود یا علاقه دارد، می‌خواهد برود. هیچ اشکالی ندارد. ولی باید یک جوری مدیریت کند، این بچه نابود نشود. ضربات عاطفی که بچه مخصوصاً در چند سال اول می‌خورد، در اثر دوری از مادر جبران نمی‌شود.

یک سؤال این است: پس زن حق فعالیت سیاسی، اقتصادی، علمی، هنری، اجتماعی از همه جهت دارد، همان‌قدر که، شغل مردانه و زنانه نداریم. مهندسی، پزشکی، حتی این‌ها که می‌گویند آقا مهندسی معدن هم برای زن منع شرعی ندارد. اگر می‌تواند برود در معدن برود. این‌ها امتیازی نیست. کارها را به این قضیه تقسیم نکردند.

یکی مسئله کودک است. این را چه کنیم؟ دوم مسئله اختلاط زن و مرد است. وقتی زن و مردها با هم مخلوط می‌شوند، این را هر کس بگوید نخیر، این‌جوری نیست، دارد خودش را فریب می‌دهد و دروغ می‌گوید. به زنان نگاه جنسی دارند. به قیافه‌اش نگاه می‌کند، به هیکلش نگاه می‌کند. دوست دارد ارتباط هر چه نزدیک‌تر داشته باشد و از این کار لذت می‌برد. و این را خدا ایجاد کرده، خدا در مرد گذاشته است. که اگر مرد چنین میلی نداشته باشد اصلاً ازدواج و تشکیل خانواده‌ای نمی‌شود. زن هم دوست دارد قشنگ باشد، دوستش داشته باشند و... حالا این رابطه بین زن و مرد را که هم جنسی است، شهوت است، هم عشق است، عاطفه است. هم نیاز به ارتباط اقتصادی که زن دوست دارد به مرد تکیه بدهد، مرد دوست دارد زنش به او تکیه بدهد. تکیه‌گاه او باشد. مرد دوست دارد و می‌خواهد قَوّام باشد. «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ» یعنی مردان تکیه‌گاه زنان باشند. زن‌ها هم از مردی که مردانه نیست، مرد نیست، خوش‌شان نمی‌آید. زن از مرد زن‌صفت خوشش نمی‌آید. مرد هم از زن مردصفت خوشش نمی‌آید. زن‌هایی که ادای مردها را درمی‌آورند، مردهایی که ادای زن‌ها را درمی‌آورند، هر دوشان بدند. یعنی از مسئولیت خودشان دارند فرار می‌کنند.

نکته دوم، پس مسئله حجاب و پوشش و اختلاط است. هر چه برهنه‌تر، فضا جنسی‌تر است. به تحصیلات هم کار ندارد. دیدید بعضی‌ها می‌گویند آقا این‌ها برای آدم‌های بی‌سواد و عوام است، این‌ها تحصیل‌کرده‌‌اند! نخیر تحصیلکرده‌ها از آن‌ها بدترند. این تحصیل‌کرده‌ها از بی‌سوادها کلاهبردارتر هستند. آن بی‌سواد دهاتی است اصلاً رک و راست می‌گوید، اصلاً نقشه بلد نیست بکشد. می‌آید جلو می‌گوید من تو را می‌خواهم. این‌ها کلاهبردارند. نقشه می‌کشد، ادای دانشمند درمی‌آورد، ادای سیاسی، ادای هنری. در نخ کلاهبرداری و نقشه است. این تیپ‌ها اصلاً زندگی‌های سالم خانوادگی ندارند. می‌گویند نخیر، حجاب لازم نیست، برهنگی عیب ندارد. آزادی یعنی برهنگی. هر چه لخت‌تر باشی مقامت بالاتر است. اغلب‌شان کلاهبردارند. به زن خودش خیانت می‌کند. زن خودش را کتک می‌زند. این مردهای فمینیست که مشهور هستند که فمینیست‌اند، با هفت - هشت تا زن رابطه دارند. بعد در خانه زن خودش را کتک می‌زند. بعد بیرون هی می‌گوید حقوق زن، آزادی، از این حرف‌ها می‌زند ولی زن خودش را کتک می‌زند.

این دوتا را یک جوری اگر حل کنیم، ما هیچ تفاوت زن و مرد، از نظر نقش اجتماعی و فعالیت نیست. یکی کودک از بین نرود، محیط خانواده از هم نپاشد. خانه آن‌قدر سرد و بی‌روح نشود که زن بگوید که هر چه دیرتر بروم خانه، هر چه زودتر بیایم بیرون. مرد هم بگوید اصلاً نروم خانه هم، نرفتم. اصلاً زن من با زن‌های دیگر چه فرقی دارد؟ این هم زن است. برای چه من نوکر این باشم؟ برای چه من باید برای این بدوم؟ خودش برود برای خودش بدود. بعد هم خانم‌های دیگر هستند که از خانم خودم بهتر هم هستند! در خیابان وقتی زن‌ها را می‌بیند، همه برهنه، آرایش کرده‌اند.

یکی از حضار: مردهای دیگر هم خیلی بهتر هستند!

مرد زن‌ها را می‌بیند، می‌گوید که اگر این‌ها زن هستند، پس زن من چیست؟ یعنی وقتی که زن‌های متعدد را می‌بیند، از خانم خودش بیشتر آرایش می‌کنند، نیمه برهنه، ادا هم درمی‌آورند. بعد می‌گوید برای چه باید پایبند زن خودم باشم؟ این همه زن ریخته، ماشین ترمز بزنی خودشان سوار می‌شوند. بعد هم جدا می‌شویم. خب برای چه؟ زن هم ده تا پسر خوش‌تیپ را می‌بیند که هی دنبالش راه می‌افتند و قربان صدقه‌اش می‌روند. همه‌اش هم دروغ و الکی است. بعد به خودش می‌گوید اگر این‌ها مرد هستند، این شوهر ما چیست؟ سر پول هم که می‌خواهیم بدهیم دعوا داریم و... زن و شوهرها، رابطه‌هایشان، رابطه‌های خانواده‌ها رو به فروپاشی می‌رود.

اسلام می‌گوید بیرون در عرصه عمومی پوشیده و باوقار باشید. چه زن چه مرد. در قرآن اول به مردان دستور می‌دهد که به مردان مؤمن بگو به زنان خیره نشوند. دید نزنند. و بگو که رفتار جنسی‌شان را کنترل کنند. حفظ فرج، یعنی کنترل رفتار جنسی داشته باشند. یعنی این‌جوری نیست هر زنی را می‌بینی طرف او بدوی و نگاه جنسی به او بکنی. این‌ها خواهرهای تو یا مادر تو هستند. این‌جوری نیست که تو مذکری یا مؤنث، هر زنی را می‌بینی تو نر هستی او ماده! این مثل خواهر توست، مادر توست. در عرصه اجتماعی همه نگاه‌ها باید نگاه انسانی باشد، نه جنسی. یعنی در خانه ما برای همسر خود مرد یا زن هستیم. ما در اداره، در خیابان، در دانشگاه، در بازار، ما نه مرد هستیم نه زن. یعنی بدن‌هایمان باید پوشیده باشد، نگاه‌هایمان باید نگاه‌های غیرجنسی باشد. قرآن اول به مرد می‌گوید چشمانت را درویش کن، نگاه نکن به زن‌ها. رفتار جنسیت را کنترل کن. بعد به زنان می‌گوید، به زنان مؤمن بگو نگاه‌هایتان را مدیریت کنید. یک جوری نگاه نکن که علامت بدهی. بعد می‌فرماید که زنان مؤمن رفتار جنسی‌شان را کنترل کنند. برای خودتان حریم قائل شوید. اجازه ندهید هر مردی با شما هر طوری دلش می‌خواهد نگاه کند، حرف بزند، نزدیک بشود. برای خودت حریم قائل شو. بعد یک چیز اضافه به زن می‌گوید. می‌گوید زینت و جذابیت و زیبایی‌هایتان را به مردان عرضه نکنید. تو عرضه می‌کنی او هم خوشش می‌آید، دنبالت راه می‌افتد. به تو متلک می‌گوید، توهین جنسی می‌کند، تعرض می‌کند، تجاوز می‌کند. خانواده‌ات را از هم می‌پاشد. تو را به شوهرت، شوهرت را به تو بدبین می‌کند. به زن هم می‌گوید این کار را نکن. تو مرد را به زن خودش بدبین می‌کنی. رابطه مرد را با زن خودش تضعیف نکن. رقیب زن او نشو.

پس این دوتا مسئله را ما باید حل کنیم. یعنی اسلام، اخلاق، عقل، عقل همین را می‌گوید. دو تا مسئله ما داریم. چیز دیگری این وسط وجود ندارد. شغل زنانه و مردانه. این دوتا را چطوری مدیریت کنیم؟ حالا قبلاً خانم‌ها خیلی در فعالیت‌های اجتماعی اقتصادی زیاد، البته بودند. یعنی زنان، شما در روستاها اگر می‌رفتید یا الان هم بروید، می‌بینید زن‌ها به اندازه مردها کار اقتصادی و کار اجتماعی می‌کنند.

دوم این که یک زمانی مردها دلشان می‌خواست زن‌هایشان کار نکنند، در خانه باشند. الان همه می‌گویند زن‌هایمان اگر می‌شود بیشتر بروند، دو شیفته کار کنند! آن زمان گذشت که خیلی مردها، من به شرطی با شما ازدواج می‌کنم که باید بیرون کار نکنی. الان شرط برعکس می‌گذارند. می‌گویند من به شرطی ازدواج می‌کنم که شما باید بیرون بروید کار کنید. نصف خرج را باید خودت دربیاوری! الان مردها خیلی‌ها دوست دارند جایشان با خانم‌ها عوض شود. اگر بشود خانم‌ها کلاً بروند بیرون کار کنند. مردها بشینند در خانه فیلم نگاه کنند. می‌گویند بچه را هم نگه می‌دارم. حالا چطوری نگه می‌دارد؟ آن بحث دیگری است مثلاً خانم می‌آید می‌بیند مثلاً بچه دو سه تکه شده!

واقعاً من مدت‌هاست خودم هم به آن فکر می‌کنم. حالا بنده هم مادرم فعال سیاسی اجتماعی، خیلی فعال بود. با این که هشت تا بچه داشت. و ما هیچ ‌وقت احساس نمی‌کردیم مادر نداریم. یعنی همیشه مادر داشتیم. در عین حال مادر ما همیشه در فضای قبل انقلاب، مبارزات و سیاسی و این‌ها بود. و بعدش هم خدمت به محرومین و فقرا و از این کارها. خانم بنده هم همین‌طور. الان کل خرجی‌مان هم دست ایشان است. من بعضی چیزها را هم نمی‌دانم چه کار کنم، از او سؤال می‌کنم الان این را چه کار کنیم!

این دوتا مشکل را اگر توانستیم در زندگی امروز برنامه‌ریزی کنیم، امروز که 65 درصد از دانشگاه‌های ما خانم هستند. الان دیگر پسرها انگیزه دانشگاه هم ندارند. چون می‌گوید من که باید الان سربازی بروم، بعد باید بروم خانه اجاره کنم، بعد باید بروم زندگی تأمین کنم. اصلاً نه، با این رشته‌ای که من می‌خوانم، چه وقت اصلاً فارغ‌التحصیل شوم، چه زمانی شغل گیر بیاورم، چه وقت من بتوانم و... لذا می‌دانید الان پسرها انگیزه‌شان برای دانشگاه کم شده، همان‌طور که برای ازدواج انگیزه‌شان کم شده است و این بد است. همه جای دنیا هم می‌بینیم مردها از ازدواج فرار می‌کنند. اگر گفتید چرا؟ مسئولیت. مردها بطور طبیعی و غریزی دو چیز را خیلی می‌خواهند. یکی این که به مسئولیت در برابر یک زن تن ندهند. اصلاً سابق‌ها بود می‌گفتند آقا تعدد زوجات، دو تا زن، سه تا زن. الآن که اصلاً کسی زن نمی‌گیرد و نمی‌خواهد بگیرد! بعد هم می‌گوید آقا من برای چه بروم دو - سه تا زن بگیرم؟ دو سه تا خانه و امکانات و خرج و... اصلاً زن نمی‌خواهم دردسر است. زن هم می‌گوید که من آقا بالاسر نمی‌خواهم. او هم می‌گوید من دردسر نمی‌خواهم. یعنی اگر قرار شد از مسئولیت فرار کنی، چه مرد باشی چه زن، فرار می‌کنند. اگر قرار باشد تن به مسئولیت تشکیل خانواده بدهید، چه مرد چه زن اگر متعهد باشید این کار را می‌کنید. برای هر دوشان هم، هم منافع و لذایدی دارد، هم مشکلاتی دارد. منتهی عقلشان نمی‌رسد، این‌هایی که ازدواج نمی‌کنند، عقل‌شان نمی‌رسد، مشکلات تجرد از مشکلات تأهل خیلی بیشتر است. بچه‌های خوب، دانشگاه درس‌شان تمام شده ولی به مادرهایشان می‌گویند من زن نمی‌خواهم بگیرم. ازدواج نمی‌خواهم بکنم. برای چه؟ می‌گوید برای این که سخت است من بروم خانه اجاره کنم، خرجی دربیاورم، خرج خانواده را بدهم. بعد همه‌اش هم باید بیایم جواب بدهم که آقا کجایی؟ چه‌کار کردی؟ کجا چه گفتند؟ من برای چه ازدواج کنم؟ به ایشان می‌گویم: شما نمی‌فهمید که دردسر و مشکلات تجرد از ازدواج خیلی بیشتر است. هم صدمات روحی‌اش بیشتر است، هم اعصاب و روان، هم زندگی. می‌خواهم خواهش کنم خانم‌هایی که در این قضایا مطالعه می‌کنند، کار می‌کنند، ببینند چطوری می‌شود این دوتا مشکل را حل کرد. 1) یکی کودکان نابود نشوند. بچه را می‌بریم مهدکودک. ما هم بچه‌هایمان را یک مدتی می‌دادیم مهدکودک. هر وقت می‌رفتیم بگیریم، می‌دیدیم این‌ها از صبح آهنگ گذاشته‌اند. به این بچه‌ها می‌گویند همین‌جور برقصید تا بمیرید. شلوارش هم خیس. یعنی هر وقت یا من یا مادرش مثلاً می‌رفت این بچه را بگیرد، تازه برای دانشگاه هم بود. این بچه داشت می‌مرد. از بچه پرسیدیم چرا این‌طوری هست؟ گفت ما یکسره داریم از صبح می‌رقصیم. در مهدکودک آهنگ می‌گذارند. یک خانمی اینجا نشسته می‌گوید: برقصید. معمولاً هم شلوارش خیس بود. درست عوض نمی‌کردند. اصلاً یک مصیبتی بود. خانم ما گفت که من مثلاً الان دارم فلان جا فلان کار را می‌کنم، بعد تهش می‌خواهد چه بشود؟ آخرش می‌خواهم بروم مثلاً معلم بچه‌های بقیه بشوم. آن وقت بچه خودم دارد از بین می‌رود. حالا یکی این مسئله است که چه کنیم خانه و خانواده، رابطه زن و شوهر سرد نشود؟ بعد می‌آییم، شب هر دو خسته‌ایم. اصلاً حال حرف زدن با هم نداریم. بعد مردها توقع دارند خانم‌ها از بیرون هم که می‌آیند، باز کار خانه را هم باید بکنند. یعنی عملاً این‌جوری نیست که بگویی آشپزی و نظافت خانه و بچه‌داری، کار مثلاً دوتایی ما هست. او که معلوم است می‌گوید کار زن است. آن هم می‌دانید در فقه ما وظیفه‌ای ندارد. نه وظیفه نظافت، نه آشپزی. حتی مادر، زن می‌تواند بگوید من به بچه‌ام هم نمی‌خواهم شیر بدهم. اگر به من پول بدهید. که حالا کدام مادری این کار را حاضر است بکند؟ ولی یک همچین حریمی فقه ما اطراف زن کشیده است. زن را مجبور به هیچ کاری نمی‌توانید بکنید و زندگی‌اش را باید مرد تأمین کند.

یکی از حضار: ولی توی ایران این‌طوری نیست!

نه من الان به ایران و غیر ایران کاری ندارم. دارم اسلام را می‌گویم. ما خیلی چیزها در ایران داریم که ربطی به اسلام ندارد، همین‌جوری همه می‌گویند. من دارم فقه را به شما می‌گویم. فقه اسلام، فقه شیعه. می‌تواند برای کار خانه دستمزد بخواهد. شوهر نفقه که واجب است، باید بدهد. مازاد بر نفقه که خرج زندگی زن است. مثلاً خرج تحصیلات بیشتر، تفریحات بیشتر، لباس‌های بهتر، طلا، جواهر، نمی‌دانم مسافرت، فلان، آموزش، بهداشت. یک بخشی چیزهایی که حالا هر که هر چه هست. آن بخشی از چیزهایی که این‌ها جزو نفقه نیست. یک چیزهایی هست که جزء نفقه نیست. یعنی بر شوهر واجب نیست. که مثلاً سالی یک بار خانواده‌اش را، زنش را، مثلاً کنار دریا تفریح ببرد. چنین وظیفه‌ای ندارد اما اگر بخواهد انجام می‌دهد. اما به مرد می‌گویند وقتی خانم تو دارد کارهایی را در خانه می‌کند که وظیفه‌اش نیست، شما هم باید در برابر آن خدماتی به او بدهید که وظیفه تو نیست. اما در ازای زحمتی است که او می‌کشد. ماشین اگر می‌توانی برایش بخری، بخر. امکانات راحت‌تر، مسافرت، مثلاً می‌خواهد آموزش یک رشته کار هنری ببیند خب آن‌ها جزو نفقه نیست. خود زن اگر می‌تواند برود خودش یک کاری را، شغلی را قبول کند، برای خودش درآمد پیدا کند، این کارها را بکند. این کارها را می‌شود کرد. البته خانم‌ها این را هم بدانند. درست است که وظیفه ندارید، اما اگر این کارها را نکنید خودتان می‌دانید چه می‌شود؟ یعنی مرد هم می‌گوید که خب اگر یک جوری است که من هم این کار را نمی‌کنم، باید با هم کنار بیایید. حالا یک خانواده‌هایی هستند مردهایشان مثل من مظلوم هستند، بعضی خانه‌ها هست که نه، مثل خانه‌های شما.

ولی این را بدانید، این دوتا نکته. این‌هایی که می‌گویند آقا روابط... ببینید یک منطقی زمان شاه بود که منطق انگلیس‌ها، آمریکایی‌ها، ارباب، در همه جای جهان بود و آن این که آزادی زن، یعنی برهنگی‌اش. زن باید کشف حجاب کند، برهنه بشوند، بیرون بیایند. اگر بخواهد حریم شخصی، اخلاقی و خانواده‌اش را، خودش را، دینش را، حفظ کند، خیلی امکان فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی نخواهد داشت. یعنی باید به مردها در عرصه عمومی سرویس بدهی تا بگذارند تو بیایی فعالیت اجتماعی بکنی. و این کار چیزی است که خودشان می‌گویند. شما ندیدید این هنرپیشه‌ها، زن‌ها، خانم‌های هنرپیشه، چقدر بودند که چند وقت پیش‌ها امضا کردند. که ما که می‌آییم در فعالیت‌های هنری و سینما، باید این آقایان همکاری کنیم، با هم سفر برویم! خودشان رسماً گفتند. حتی بیانیه دادند. گفتند فلان کارگردان، تهیه‌کننده، رئیس فلان کمپانی سینمایی، فلان هنرپیشه. می‌گوید شما را می‌آورم در بورس سینما به شرطی که مثلاً با هم فلان جا برویم! حتی بعضی‌هایشان گفتند ما شوهر داشتیم و به ما پیشنهاد رابطه دادند. حالا یکی نیست که بگوید شما که نباید به هر قیمتی بروی هنرپیشه بشوی؟ ولی می‌گوید به هر قیمتی باید بروم! همه جای دنیا این مسائل هست. این‌هایی که می‌گویند نه، اختلاط زن و مرد هر چه هم باشد برهنگی و... هر چه که باشد این‌ها به شخصیت طرف بستگی دارد. این‌هایی که ظاهراً شخصیتاً از همه کثیف‌تر هستند. شما ببینید ترامپ مثلاً رئیس‌جمهور قدرت دنیاست به ۱۰-۱۵ نفر تجاوز کرده است! به زن‌های مختلف، زن شوهردار، زن‌های دیگر. این کسی است که میلیاردر، رئیس‌جمهور آمریکاست. چند مورد اصلاً رسماً گفتند به آن زن رشوه داده که فعلاً من رئیس‌جمهورم، حالا هیچی نگو، باز با هم کنار می‌آییم! این‌ها این‌جوری هستند. یعنی مقامات دنیا همین‌جوری هستند. مقامات همین انگلیس، فرانسه، آلمان، استرالیا این‌ها همه‌شان این‌طوری هستند. یعنی همین مسئله زن برایشان حل نشده است. نمی‌توانند، بر خودشان مسلط نیستند.

پس این دوتا: یک) رابطه زنان و مردان در عرصه اجتماعی باید مدیریت بشود. اختلاط حداکثری غلط است. دست خود افراد هم گاهی نیست. علاقه‌مند می‌شوند، دست خودش نیست. من یک وقتی عرض کردم، یک خانمی به من گفت من شوهر دارم، بچه دارم. به ایشان هم علاقه‌مندم. منتهی در این محل کارمان این میز ما با آقا نزدیک هم است. اول هم آقا و خانم به هم می‌گفتیم و بعد با احترام مناسبت‌ها را به هم تبریک می‌گفتیم. بعد کم‌کم برای همدیگر جوک فرستادیم. بعد کم‌کم به اسم کوچک همدیگر را صدا زدیم. بعد ایشان می‌گفت من الان به این آقا علاقه‌مند شدم. خانه هم که می‌روم کنار شوهرم هستم به این دارم فکر می‌کنم. ایشان هم زن دارد، بچه دارد، این هم مرا می‌خواهد. ما الان چه‌کار کنیم؟ گفتم هیچی خانم، با کله شیرجه رفتی توی گِل. بعد می‌گویی چه‌کار کنیم؟ باید از اول جلویش را بگیری. خب این خانم که فاسد نبوده، گفت من اصلاً نمی‌دانستم این‌جوری می‌شود. اسلام، عقل و اخلاق مخالف اختلاط غیرلازم بین زنان و مردان، و مخالف برهنگی در عرصه عمومی است. چون این دوتا خانواده‌ها را متلاشی می‌کند، خیانت جنسی را رایج می‌کند، بچه‌ها را بی‌‌پدر و مادر می‌کند و آرامش را از زن و مرد و کودک می‌گیرد. اول هم از همین کشف حجاب و از این کارها شروع شد در غرب. ۹۰ سال پیش، در همین اروپا خانم‌ها همه با حجاب بودند. فیلم‌هایشان الان هست. زنان متدین مسیحی، یهودی، زرتشتی همین الان هم متدینین آن‌ها باحجاب هستند. چون در کتاب مقدس، هم در تورات، در انجیل، در آیین زرتشتی همه جا حجاب واجب است. مردان و زنان حق ندارند در عرصه عمومی برهنه بیایند. و بدن زن حساس‌تر از مرد است. زن بیشتر از مرد به حیا و شرم جنسی نیاز دارد. چرا؟ چون بدن زن مجرای خلقت خداست. خدا از طریق بدن زن انسان خلق می‌کند. همه شما و ما گوشت و پوست و خونمان از گوشت و پوست مادرانمان است. مادر مهم است. وقتی به اسم فعالیت سیاسی، علمی، هنری مخصوصاً، روابط سطحی، شوخی و خنده و حالا نپوشیدیم هم، نپوشیدیم. خب وقتی نمی‌پوشی بدنت دیده می‌شود. مردها دوست دارند بدن تو را ببینند. شما فکر می‌کنید بیشترین مخالفان حجاب زنان در دنیا چه کسانی هستند؟ مردان. تمام مردها ضد حجاب هستند. اصلاً می‌گویند حجاب چیست این‌قدر خانم‌ها را اذیت می‌کند؟ اصلاً این زن، آزادی، این شعار مردانه بود. مردها می‌خواهند زن‌ها کلاً اصلاً هیچ ‌چیز نپوشند و بیرون بیایند. من مسئولیتی در برابر زن نپذیرم ولی از او لذت ببرم. این قضیه است. اگر این دوتا، یکی مسئله اختلاط و پوشش، مسئله برهنگی. این که در اقتصاد، در بازار، در علم، در هنر، سینما، روابط جنسی نشود. برادر و خواهر باشیم، نه نر و ماده. یکی این است.

یکی کودک به خصوص خانواده را چه کنیم؟ اگر قرار باشد هر دو تخت گاز بیرون بروند، حالا یک وقت مجبورند، کاریش نمی‌شود کرد. اما یک فکری برای بچه‌ات بردار که وقتی تو نیستی در چه حالی است؟ چه‌کار می‌کند؟ کجا می‌رود؟ اگر هم خیال می‌کنی مهدکودک جای تو را می‌گیرد، بچه تا چند سال همه چیزش مادرش است. یعنی واقعاً خدای بچه مادرش است. تغذیه‌اش با اوست، امنیتش با اوست. آن‌هایی که بچه کوچک داشتید این‌ها را خودتان دیدید که نسبت بچه شما با شما چه بوده است؟ اصلاً همچین رابطه‌ای بین بچه با پدر نیست. و لذا اهمیت مادر از پدر خیلی بیشتر است. حریم بدن مادر از بدن پدر بیشتر و محترم‌تر است. بدن زن از بدن مرد محترم‌تر است. باید پوشیده‌تر باشد. و این برای حفظ کرامت زن و آرامش و آسایش خود او و فرزند اوست. این دو تا را هر وقت حل کردید به من خبرش را بدهید.

همین دوتایی که گفتم که نقش اجتماعی زن، اسلام در شغل مردانه و زنانه هیچ مانعی نیست، این دوتا را. یکی کودک را چه کنیم که از بین نرود؟ کودک نباید بی‌مادر بشود. کودک بی‌ پدر شد، شد. شما خانواده‌هایی دیده‌اید که مرد خانه خدای نکرده می‌میرد، خانواده به سختی می‌افتد. مشکلات اقتصادی و... اما خانواده نابود نمی‌شود. اما خانواده‌ای که مادرش می‌میرد، پدر هم هست، پولدار هم باشد، این خانواده نمی‌ماند و از هم می‌پاشد. از این چه می‌فهمیم؟ از این می‌فهمیم که قلب خانه و خانواده مادر است. قلب خانواده مادر است. مرد خانه آرامش خود را از زنش می‌گیرد. گردنش کلفت، سیبیل کلفت، صدایش هم کلفت. اما وابسته به زنش است. وابسته به اوست. یعنی زن می‌تواند به مرد آرامش بدهد یا مرد را وحشی کند.

در روانشناسی جنسی می‌گویند زنان دنبال تصاحب قلب مرد هستند، مرد دنبال تصاحب خود زن و بدن زن است. و آن کسی که واقعاً ظاهراً تابع است اما در واقع او تعیین‌کننده است، آن زن است. یعنی به یک معنا تمام مردها به یک معنا زن‌ذلیل هستند. بعضی‌هایشان منتهی زن‌ذلیل بداخلاق‌ هستند. خب ببخشید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha