شبکه افق - 29 آذر 1403

نجات اسرائیل، از مسیر خیانت به جبهه مقاومت (جبهه مقاومت، تکفیری‌ها، سوریه و ترکیه)

دانشجویان دانشگاه ارومیه - تهران - ۱۴۰۳

بسم الله الرّحمن الرّحیم

تفکیک بین چند اسلام قلابی با اسلام انقلابی، اسلام اقامه قسط و عدل، اسلام تمدّن‌ساز، اسلام عدالت، معنویت، رحمت، عقلانیت، جهاد، شهادت، تمدّن‌سازی با اسلام صوری و نمایشی که فقط به بعضی از مناسک ظاهری مذهب بپردازد ولی عملاً دین را از متن زندگی مسلمانان خارج و به یک نمایش تبدیل کند و حتّی از مذهب برای حکومت بی‌دین بر مردم دیندار استفاده کنند؛ ولی نه به نحو صریح، دین‌ستیز و تحریک‌کننده.

امام(ره) از اسلام آمریکایی در دو شقّ صحبت می‌کرد؛ یک شقّ آن تحجر بود. بین اهل سنّت، وهابیت معیار آن بود. بین شیعه، آن چیزی که ما امروز از آن به شیعه لندنی تعبیر می‌کنیم. این دو با اینکه خیلی ضدّ یکدیگر هستند و گرایش تکفیری وهابی، شیعه‌کشی را بزرگ‌ترین وظیفه خود می‌داند ولو به قیمت سازش با کفر و همکاری با استکبار، این شیعه لندنی هم می‌گوید بزرگ‌ترین وظیفه سنی‌کشی و سازش با آمریکا و اسرائیل است! ولی عملاً این دو علیه اسلام ناب با هم به شدّت همکاری می‌کنند. حتّی این شیعه لندنی می‌گفتند شرکت در راهپیمایی روز قدس حرام و بدعت است؛ و درست در هفته وحدت مسلمین، این‌ها آن هفته را هفته برائت از غیر شیعه اعلام کردند؛ با این شعار، در نبرد صهیونیست‌ها با فلسطین، این شیعه‌های لندنی می‌گفتند (هنوز هم می‌گویند) می‌گویند به ما چه مربوط است؟ سنّی و یهودی باهم می‌جنگند. چه ربطی به ما دارد؟ بزنند یکدیگر را بکشند. عین این حرف را بعضی از این آخوندهای فاسد وهابی تکفیری می‌گفتند. اکنون هم می‌گویند. که وقتی حزب‌الله با اسرائیل و آمریکا می‌جنگید این‌ها می‌گفتند دعا کنیم که آمریکا و اسرائیل، یهود برنده بشوند و این شیعه‌ها، حزب‌الله، رافضی‌ها که مشرک هستند از بین بروند. و اگر باید بین این دو انتخاب می‌کردیم، ما همکاری با یهود و صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها را ترجیح می‌دادیم و نابودی این رافضی‌ها، شیعه‌ها، این مشرکین و حزب‌الله و این‌ها. همین شهادت نصرالله را جشن گرفتند و می‌گفتند شیعه و یهود با هم بجنگند. جنگ ما نیست! اکنون شما شاهد یک نمونه از این تفکّر در سوریه هستید. سوریه با حمایت ترکیه (اردوغان)، با اینکه شعار اسلام‌گرایی و حمایت از فلسطین می‌دهد و می‌داد و شعار علیه اسرائیل سر می‌دهد ولی در عمل علیه فلسطین عمل می‌کند. امثال عربستان، امارات، بحرین، قطر، اردن، مصر و آن‌ها هم از اسرائیل انتقاد می‌کنند ولی کاملاً با اسرائیل و صهیونیست‌ها همکاری می‌کنند. علیه اسرائیل حرف می‌زنند ولی با اسرائیل همکاری و به فلسطینی‌ها خیانت می‌کنند. به درستی دیدیددر لحظه‌ای که بعد از یک سال اسرائیل لب پرتگاه بود و بزرگ‌ترین ضربات تاریخ خود را متحمل شد و این همه مردم فلسطین و لبنان خون دادند و فدایی دادند حماس و حزب‌الله - حماس سنّی و حزب‌الله شیعه و خون‌هایشان با هم مخلوط شد و گفتند در جهاد علیه استکبار، شیعه و سنّی در کنار هم می‌جنگیم. شیعه علوی و سنّی محمّدی، که این دو با وجود اختلاف نظرهای فقهی، کلامی و تاریخی که وجود دارد طبیعی است که بین خود اهل سنّت نیز مذاهب با یکدیگر اختلاف نظر دارند. در بین خود شیعه هم در مسائل مختلف اختلاف نظر وجود دارد. این ایرادی ندارد. اما این‌ها مانند دو برادر کنار هم جنگیدند و به شهادت رسیدند و بزرگ‌ترین شکست‌ها را به ارتش‌های استکبار غرب وارد کردند. فقط اسرائیل نبود. اسرائیل یعنی آمریکا، یعنی انگلیس، یعنی فرانسه، یعنی آلمان، یعنی چه و چه، و یعنی کمک به رژیم‌های نفتی عربی منطقه، که همه آن‌ها با صهیونیست‌ها هستند و این‌ها آمریکا و انگلیس هستند. این‌ها اصلاً مستقل نیستند که بخواهند موضعی داشته باشند. اسلام آمریکایی.

دیدید این‌هایی که شعار اسلام‌گرایی، خلافت اسلام و حکومت اسلام می‌دادند، جلوی دوربین سر می‌بریدند. مسابقه سر بریدن و ایجاد نفرت علیه اسلام در دنیا راه انداختند. از شرع و شریعت می‌گفتند و ... وقتی سوریه را گرفتند. اوّلاً چرا توانستند سوریه را تصرّف کنند؟ برای اینکه آن دفعه، نیروهای حزب‌الله، نیروهای فاطمیون، زینبیون، علویون، مستشارها، بچه‌های ما، سپاه قدس، ارتش، مستشارهای ما آنجا بودند قاسم سلیمانی‌ها و این‌ها، مجاهدین عراقی، همه این‌ها آنجا بودند و الّا خود سوریه و ارتش سوریه که نمی‌توانستند جلوی این فشار سنگین قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها را بگیرند. اکنون راجع به سوریه مطالبی را عرض خواهم کرد؛ اینکه رابطه ما با سوریه چه بوده و چیست؟ دارم شقوق اسلام آمریکایی را توضیح می‌دهم. یک شقّ آن به نام مذهب و تحجر است. شیعه انحرافی آن یک‌جور، و شما دیدید همین‌که بر سوریه مسلّط شدند یک‌ مرتبه لیبرال شدند، ریش‌هایشان را کوتاه کردند، عمّامه‌هایشان را باز کردند. این‌ها قبلاً جزء فرماندهان داعش بودند. بعد اعلام کردند حجاب لازم نیست ما به حجاب کاری نداریم. از آمریکا خواهش می‌کنیم ما را از لیست تروریست‌ها خارج کند. ما می‌خواهیم با آمریکا همکاری کنیم. سپس اعلام کرد ما با اسرائیل جنگی نداریم ولی اسرائیل دائماً دارد ضربه می‌زند. همین امروز صبح دوباره اسرائیل حمله کرد. اسرائیل سوریه را به‌طور کامل تانک‌ها، هواپیماها، پایگاه‌ها و همه را زد و نابود کرد. به دو دلیل: یک) می‌گویند معلوم نیست وضعیت این‌گونه باقی بماند. شاید دوباره جریان‌های ضدّ اسرائیلی بر آنجا مسلّط شوند و تنها ارتش عربی که با اسرائیل صلح نکرد سوریه بود. برای همه خیانت کرد. نکند سوریه دوباره به دست امثال این‌ها که طرفدار جبهه مقاومت هستند، بیفتد. لذا تقریباً اکثر هواپیماها، تانک‌ها، موشک‌ها و مهمّات سوریه را در همین ده روز نابود کردند. هنوز هم دارند حمله می‌کنند. امروز صبح یا دیشب، به طرطوس که اصلاً آن طرف است آمدند حمله کردند و تا 15 کیلومتری دمشق رسیدند. اصلاً اسرائیل در تاریخ خود هیچ‌وقت تا این حد در سوریه پیشروی نکرده بود. یعنی پیروزی جبهه مقاومت را یک‌مرتبه تبدیل کردند به... اسرائیلی که در لبنان و غزه شکست خورده بود و فقط دو کار کرد؛ قتل عام مردم و ترور. صنعت ترور، صنعت قتل عام و هولوکاست، ولی به نتیجه نرسید. گفت ما غزه را تصرف می‌کنیم. نتوانست. گفت اسرای خود را آزاد می‌کنیم. نتوانست. گفت: حماس را نابود می‌کنیم. نتوانست. همین دیروز، حماس دوباره به اسرائیل موشک زد. گفت در لبنان تا لیتانی پیش می‌رویم. جنوب لبنان باید در اختیار ما باشد. نتوانست. ده کیلومتر، پنج کیلومتر نتوانست جلو برود. گفت حزب‌الله را نابود می‌کنیم. نتوانست. گفت کاری می‌کنیم که دیگر نتوانند موشک بزنند. روز آخر آتش‌بس، حزب‌الله دویست و خرده‌ای موشک به داخل تل‌آویو زد، که اصلاً در تاریخ سابقه نداشته است.

خب، شما که در لبنان و غزه شکست خورده بودید، چه شد که یک‌مرتبه در جبهه سوریه پیروز شدید؟ یک نوار کامل از سوریه را اشغال کردند. به برکت جریان‌های تکفیری وهابی و به برکت کاری که اردوغان و ترکیه در راستای منافع آمریکا و اسرائیل انجام دادند. حالا این‌ها برای اینکه شکست خود را بپوشانند اعلام کردند گفتند ببینید، بالاخره درست است که داشتیم شکست می‌خوردیم اما دیدید که اسرائیل بزرگ‌تر شد؟ دیدید که بخشی از سوریه را هم گرفتیم؟ سوریه را کلاً منهدم کردیم و تمام تشکیلات آن را از بین بردیم. این پروژه مشترکی بین آمریکا، اسرائیل و جریان‌های وهابی و ترکیه بود و بدون کمک این مسلمان نماهای عرب و ترک نمی‌توانستند این کارها را انجام دهند. این مسئله‌ای است که بیشتر درباره آن صحبت خواهم کرد. اگر می‌خواهید اسلام آمریکایی چه شیعه آن، چه سنی‌اش، چه فارس‌اش، چه عرب‌اش، چه ترک‌اش و... را بشناسید، ببینید که چگونه‌اند. این‌ها را تشریح می‌کنم. علیه اسرائیل و آمریکا یاوه می‌گویند و ژست مخالفت می‌گیرند و گاهی سر و صدا راه می‌اندازند. ادا درمی‌آورند، اما کوچکترین ضربه‌ای به آن‌ها نمی‌زنند. تمام ضرباتشان متوجه جبههٔ مقاومت و انقلاب اسلامی است. این یک شاخه از اسلام آمریکایی است.

شاخه دیگر آن، لیبرال‌ها هستند که متحجر هستند و شعارهای اسلامی نمی‌دهند. شعارهایشان شعار مدرنیته، پیشرفت، غرب‌گرایی و سکولاریسم است. آن دسته اوّل شاخه اوّل اسلام آمریکایی ادبیات مذهبی دارند. این شاخه دوم آن رسماً ادبیات سکولار دارد. بخشی از آن شاخه اوّل هم، سکولار هستند. آن‌ها از اسلام و مذهب می‌گویند ولی هیچ‌کدام‌شان از «حکومت اسلامی» دم نمی‌زنند. هیچ‌کدام‌شان. نه عربستان، نه ترکیه، هیچ‌کدام‌شان از حکومت اسلامی حرف نمی‌زنند. همین اردوغان هنوز هم می‌گوید: ما سکولار هستیم، منتهی اسلام‌گرا! این‌ها تازه شاخه اخوانی‌های آن‌ها هستند که مذهبی‌اند. «اخوان المسلمین» دو- سه جریان هستند؛ بعضی تکفیری، بعضی سکولار، بعضی هم نه، جریان اصیل اخوانی هستند، که به ما خیلی نزدیک هستند. آن‌ها جریان درست «اخوان المسلمین» بودند که متاسفانه آن‌ها را تقریباً از رهبری «اخوان المسلمین» حذف کردند. می‌دانید که رهبر اخوان المسلمین شاگرد، شاگردان سیّد جمال‌الدّین اسدآبادی بوده است. سیّد جمال در مصر، یک جریان بیداری اسلامی، وحدت اسلامی و ضدّ استعماری ایجاد کرد و شاگردانی یا هم‌دستانی مانند، شیخ محمّد عبده و رشید رضا در مصر داشت. این‌ها معلمین جریان اسلامی بودند که یکی از شاگردان این‌ها، مؤسس اخوان المسلمین بود که بعد هم او را شهید کردند و مدتی بعد، سید قطب وارد این جریان شد که ایدئولوگ آن‌ها بود و این جریان در جهان اهل سنّت و عرب برای اسلام‌گرایی تأثیر زیادی گذاشت، علیه حکومت‌های عربی که تقریباً پس از جنگ جهانی اول و دوم، همه کشورهای اسلامی اشغال شدند و در هر کشوری یکی از نوکران خود را گماشتند. یعنی تمام کشورهای اسلامی در جنگ جهانی اوّل و دوم، در نود سال پیش و هفتاد سال پیش، بین انگلیس، فرانسه، روسیه و ... تقسیم شدند. بعداً هم آمریکا. یعنی حتّی یک کشور مستقل مسلمان هم باقی نماند. این کشورها را خودشان ایجاد کردند و بین خودشان تقسیم کردند، برایشان مرز تعیین کردند؛ مرزهایی که همیشه باعث اختلاف بین آن‌ها بشود و بر آن‌ها مسلّط باشند. در هر کشوری هم یکی از نوکران خود را گماشتند. در ایران، رضاخان را گذاشتند. در عربستان، آل سعود را قرار دادند. در ترکیه، مصطفی کمال آتاتورک را گذاشتند. در افغانستان هم یکی را گذاشتند، در همه جا، در هر جایی یکی از نوکران خود را گذاشتند. اولین کشور مسلمانی که بعد از جنگ جهانی اول و دوم، در این قرن، از دست این‌ها آزاد شد ایران بود، با انقلاب اسلامی. اولین کشوری که از سلطه آن‌ها بیرون آمد که اینجا آمریکا، انگلیس و اسرائیل بودند خارج شد. می‌دانید که هشتاد هزار مستشار آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی اینجا بودند و همه ‌چیز حکومت ایران در اختیار آن‌ها بود. بعد از اینکه ایران با انقلاب اسلامی آزاد شد، این جریان گسترش پیدا کرد و چهار، پنج کشور دیگر در منطقه از سلطه آن‌ها خارج شدند و آن‌ها مجبور به عقب‌نشینی شدند. اکنون شما در بهترین لحظه از موفقیت این ملت‌ها در برابر استکبار در صد سال گذشته، در صد سال اخیر، پس از فروپاشی تمام جهان اسلام و اشغال همه کشورهای اسلامی، هستید. اکنون دارند آن‌ها را پس می‌گیرند. هشت سال در ایران با ما جنگیدند، ده سال در سوریه، عراق و منطقه، که همان جنگ به آنجا رفت، و یک سال و خرده‌ای است که این جنگ به درون اسرائیل کشیده شده است. اولین پاتکی که آن‌ها زدند، همین ماجرای سوریه بود. که حالا ادامه دارد. وضع سوریه به این شکل باقی نمی‌ماند ولی به کمک دو شاخه اسلام آمریکایی، هم شاخه تحجر تکفیری و هم شاخه سکولار آن‌ها و غرب‌گرای آن (اسلام آمریکایی).

این ایّام، ایّام ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن است. اگر بخواهید تفاوت اسلام آمریکایی را بین خودمان یعنی بین شیعه لندنی و شیعه علوی ببینید، یک نمونه آن، نگاه به حضرت فاطمه (س) است. در واقع دو نگاه به مسئله حضرت فاطمه زهرا(س) وجود دارد که مرز بین دو تفسیر اسلامی، مرز بین تفسیر درست و غلط شیعی است؛ یعنی یک شاخه اسلام آمریکایی در درون خود شیعه. یک طرف، وقتی از حضرت فاطمه(س) صحبت می‌کنند، فقط به عزاداری و مرثیه و ظلمی که به ایشان شده است که ظلم بزرگی بود می‌پردازند. شهادت جناب محسن(ع) ظلم بود. حمله به خانه امیرالمؤمنین(ع) ظلم بود که بعد از پیامبر(ص) اتفاق افتاده است. قهرمان مقاومت در برابر انحراف حکومت اسلامی بعد از پیامبر(ص) حضرت فاطمه زهرا(س) است. سالی سه، چهارتا دهه فاطمیه می‌گیرند و به جز یکی دو حدیث که آن هم را معمولاً درست توضیح نمی‌دهند، چیز دیگری از حضرت فاطمه(س) نمی‌گویند. ببینید، اقدام حضرت زهرا(س)، جهاد ایشان، یک جهاد سیاسی است. حضرت زهرا(س) به چه چیزی اعتراض کرده‌اند؟ مسئله ایشان، ولایت به معنای زعامت و حکومت است، اینکه بعد از پیامبر(ص) حکومتی بر خلاف توصیه‌های پیامبر(ص) دارد انحراف پیدا می‌کند. حکومت اسلامی علی(ع) با حکومت اسلامی دیگران متفاوت است. اسم آن‌ها یکی است.

سخنان حضرت زهرا(س) را عنایت بفرمایید تا فرق بین اسلام آمریکایی و اسلام فاطمی را ببینیم. می‌فرمایند: خداوند جهاد را برای عزّت اسلام و مسلمین واجب کرده است، یعنی ما اسلام ذلیل و توسری‌خور را قبول نداریم. ما مسلمانانی که مذهب‌شان در عزاداری و زیارت خلاصه می‌شود و دیگر چیزی برای گفتن ندارند، در مورد قدرت تمدن‌سازی، جامعه‌پردازی، نظام‌سازی، اقامه قسط و عدل، تعلیم و تربیت، دفاع از کرامت مسلمین، آزادی و استقلال مسلمین، حرفی برای گفتن ندارند. این اسلام نیست. حضرت فاطمه(س) فرمودند اسلام بدون جهاد و مبارزه، اسلام نیست. اسلام‌نماست. به تعبیر امام، اسلام آمریکایی است.

علی بن ابی طالب(ع) فرمود آیا می‌خواهید به بهشت بروید و به دنبال درِ آن می‌گردید؟ یک درِ استثناییِ بهشت، جهاد و مبارزه است؛ همان کاری که مردم غزه و لبنان انجام می‌دهند و انجام دادند. این خانواده‌ها و زنان، مردان و کودکانی که در غزه و جنوب لبنان، جان خود را فدا کردند، چه شیعه و چه سنی، همه اهل بهشت هستند. حضرت علی(ع) فرمودند جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را به روی همه باز نمی‌کند و فقط برای بندگان خاصّ خودش باز می‌کند. همه توفیق جهاد ندارند، فرصت آن را دارند ولی توفیق آن را ندارند.

فرمودند: جهاد، لباس پرهیزگاری و تقواست. ما متقی غیر مجاهد را متقی نمی‌‌دانیم. تقوای فرار، تقوای گریز از صحنه، تقوا نیست؛ فرار است. تقوا یعنی در صحنه باشی و مشکلات آن را تحمّل کنی. این تقوا است. صورت مسأله را پاک نکن! فرمودند جهاد زره محکم انسانیّت است. جهاد، سپر شکست‌ناپذیر خداوند برای شما است. هرکس از جهاد بدش بیاید و اهل جهاد و مقاومت نیست خداوند او را با ذلّت مجازات خواهد کرد. یعنی مجازات تو، ذلت تو خواهد بود. می‌آیند و کشورت را می‌گیرند، سوارت می‌شوند، غارتت می‌کنند، تو را می‌کشند، شکنجه می‌دهند، به تو تجاوز می‌کنند و تحقیرت می‌کنند. اگر از مقاومت فرار کنید، مشکلات شما ده برابر می‌شوند. اگر مقاومت کنید، شما را می‌زنند. شاید شهید هم بشوید. ولی یا پیروز می‌شوید یا به بهشت می‌روید. هر دو طرف آن پیروزی است. این جمله‌ای است که سیدحسن نصرالله (رضوان الله علیه) چند هفته پیش از شهادت خود گفت که ما قطعاً «سننتصر» ما قطعاً پیروز خواهیم شد، ما پیروز مطلق هستیم. حتماً! علاوه بر این که در آینده هم خواهید دید چنان که در همین یک سال گذشته هم پیروز بوده‌ایم. به خاطر خیانتی که این‌ها در سوریه کردند، این اتّفاق افتاد و این جریان ادامه دارد و تمام نشده است. این‌ها خودشان به جان هم خواهند افتاد. خواهید دید. ان‌شاءالله در آینده‌ای نه چندان دور، اتفاقات خوب و بزرگی خواهد افتاد. همانطور که این یک‌سال، پیروزی‌های جبهه مقاومت اصلاً قبل از آن قابل تصور نبود، قبل از آن اصلاً به ذهن کسی خطور نمی‌کرد و کسی باور نمی‌کرد که بشود در غزه، یک سال و خرده‌ای مقاومت کرد و اسرائیل نتواند وارد آن شود. اسرائیل کلی تمام غزه را شخم زد و آمریکا به اندازه چند بمب اتم به او داد ولی نتوانست غزه را بگیرد. شکست از این بالاتر؟ اقتصادش از هم پاشید، تمام دنیا حتّی کشورهای اروپایی و آمریکایی، چهارصد دانشگاه در آمریکا، ملّت‌های اروپایی برای اوّلین بار در تاریخ گفتند «مرگ بر اسرائیل!»، پرچم‌های اسرائیل و آمریکا را آتش زدند. از این شکست بالاتر؟ برای اولین بار دادگاه لاهه که دست‌پخت خود این‌هاست، به خاطر فشار افکار عمومی، مجبور شد اعلام کند که نتانیاهو و وزیر جنگ اسرائیل، هر کس هرجا که دید ما آن‌ها را می‌گیریم و توقیف می‌کنیم. این‌ها جنایت‌کار جنگی هستند. این سابقه نداشته است. می‌دانید که این‌ها تا حالا هفت – هشت‌تا از جایزه‌های صلح نوبل را به رؤسای جمهور آمریکا و نخست وزیران اسرائیل داده بودند. یعنی به بزرگ‌ترین آدم‌کش‌ها جایزه صلح نوبل می‌دادند. حالا فشار افکار عمومی به گونه‌ای شده است که مجبور شدند بگویند نخست وزیر و وزیر جنگ را اسرائیل را بازداشت کنید. مگر از این شکست‌ها و ذلّت‌ها بالاتر است؟ در ۱۲۰ کشور جهان، پرچم آمریکا و اسرائیل را آتش می‌زنند و به نفع فلسطین و غزه شعار می‌دهند. هنوز هم ادامه دارد. دیشب دیدید که در پنج کشور تظاهرات بود. جالب است که در کشورهای مسلمان و به‌خصوص عربی تظاهرات نمی‌شود و نمی‌گذارند که تظاهرات شود. کشورهای خلیج فارس، هیچ‌کدام اجازه نمی‌دهند که علیه اسرائیل تظاهراتی بشود! مصر و اردن نمی‌گذارند. این‌ها همه در این توطئه‌های ضد چیز مشارکت دارند. اکنون در اروپا و آمریکا علیه اسرائیل و آمریکا و به نفع فلسطین بیشتر تظاهرات می‌شود.

الآن سالگرد شهادت قاسم سلیمانی است. هنگام شهادت ایشان، در بیش از ۲۰ ایالت آمریکا، دانشجوهای آمریکایی عکس سلیمانی را بالا بردند و علیه رئیس‌جمهور خودشان (که ترامپ بود) و عکس‌های او را آتش زدند. اصلاً وضع دنیا به‌هم‌ریخته است. اتفاقات عجیبی می‌افتد که اصلاً تصوّر آن را قبلاً هم نمی‌شد کرد. این‌ها عراق و افغانستان را قورت دادند و تمام شد. نهضت اسلامی از توی حلقوم‌شان بیرون کشیدند. به چند کشور مسلمان در این ۱۵، ۱۰ سال حمله کرده‌اند که آن‌ها را نابود کنند: عراق، افغانستان، سوریه، لبنان، که فلسطین همیشه بوده است، یمن، سودان، سومالی، لیبی. به تمام این کشورها حمله کرده‌اند، به ایران هنوز جرأت حمله ندارند، با اینکه هدف اصلی آن‌ها ما هستیم. آمریکا، انگلیس، صهیونیست‌ها، فرانسه و عوامل این‌ها به ۱۰ کشور مسلمان که به جز افغانستان، بقیه همه عرب هستند حمله کردند، آن‌ها را بمباران کردند و میلیون‌ها نفر را کشتند و آواره کردند، زیرساخت‌هایشان را خراب کردند. سوریه، عراق، یمن، لیبی و افغانستان را منهدم کردند تا نتوانند کاری انجام بدهند. همین الآن هم اسرائیل دارد سوریه را بمباران می‌کند همین مرتیکه انقلابی‌نما، ریش‌هایشان را کوتاه کردند و یادشان رفت که این‌ها داعشی بودند! گفت نه، حجاب لازم نیست، ما با آمریکا کاری نداریم با او دوست هستیم، ما را به رسمیت بشناسید، ما دیگر تروریست نیستیم. به اسرائیل هم گفت ما نمی‌خواهیم با شما بجنگیم. فقط خواهش می‌کنیم دیگر این کارها را نکنید. اسرائیل هم می‌گوید چشم! ولی هنوز هم دارد حمله و بمباران می‌کند. جالب این‌که آن‌ها به این‌ها اعتماد نمی‌کنند. آمریکا گفته باید خیلی باج‌ها بدهید تا ما مطمئن بشویم! حالا خود داعش را آمریکا راه انداخت و درست کرد! دیدید که خود کلینتون در خاطراتش گفت که داعش را ما درست کردیم تا کشورهایی را که از آن‌ها خارج می‌شویم دوباره آن‌ها مستقر نشوند، بین خود مسلمانان درگیری باشد و مسلمان‌کشی باشد و یکدیگر را بکشند و ما هم به بهانه این که این‌ها داعش هستند بگوییم که باید بیاییم تا داعش را از بین ببریم! این‌گونه است و اسلام آمریکایی هم در خدمت آن‌هاست.

رسماً رئیس تحریر الشام گفت ما با اسرائیل سرِ جنگ نداریم و اصلاً با آن دشمنی نداریم. دشمنان ما حزب‌الله و ایران، جبهه مقاومت و سوریه بودند. ما دیگر با کسی دشمنی نداریم. این اسلام آمریکایی است! هزاران جوان مسلمان سنّی را آوردند که خیلی‌هایشان جوانان بی‌اطّلاع بودند، که به‌جای جنگ با اسرائیل و اشغالگران آمریکایی، ده سال با جبهه مقاومت بجنگند! خب، شکست خوردند و رفتند، ولی درست در شرایطی که جبهه مقاومت گلوی اسرائیل را دارد فشار می‌دهد، اسرائیل مجبور شد بدون اینکه به اهدافش برسد، آتش‌بس اعلام کند. این شکست بزرگی برای آن‌ها بود. درست در همان لحظه که آتش‌بس اعلام شد، هنوز یک ساعت یا دو ساعت نگذشته بود که این‌ها با کمک ترکیه و بعضی از رژیم‌های عربی، از پشت حمله کردند. چرا این اتّفاق افتاد؟

قدری راجع به سوریه توضیح بدهم. درمورد سوریه سؤالی می‌پرسند که اصلاً چرا ایران با سوریه رابطه دارد و مسأله‌اش با سوریه چیست؟ ببینید، ما از لحاظ ایدئولوژیک با سوریه هیچ ‌وقت قرابت و نزدیکی نداشتیم و هیچ‌ وقت هم آن را تأیید نکرده‌ایم. سوریه، مانند همه کشورهای عربی، همه کشورها سکولار هستند، یکی دو تای آن‌ها مثل عربستان شعارهای مذهبی می‌دهند او هم مجبور است چون مکه و مدینه از آن طریق دست آمریکایی‌هاست. بقیه همه حکومت‌های کشورهای مسلمان که دست‌نشانده آمریکا یا انگلیس یا فرانسه و یا شوروی کمونیستی بودند تمام این‌ها سکولار و بلکه دین‌ستیز هستند. همین ترکیه (مصطفی کمال)، می‌دانید یکی دو نکته وجود دارد که کمتر کسی به آن‌ها توجه می‌کند. به او می‌گویند آتاتورک، یعنی پدر ترک ترکیه جدید و مدرن! این مصطفی کمال اصلاً اهل ترکیه نیست و یونانی است و در یونان به دنیا آمده است. فراماسون بوده و از جمله اوّلین ژنرال‌های ارتش عثمانی است که انگلیسی‌ها و صهیونیست‌ها او را خریدند. همان‌طور که رضاخان که یک نظامی داخل در ارتش ایران بود، او هم داخل ارتش عثمانی بود. در آنجا از او یک قهرمان ساختند. در جنگ جهانی اول که عثمانی با انگلیس و فرانسه می‌جنگید خوب، او هم افسر همان ارتش بود، یک پیروزی‌هایی عثمانی‌ها در منطقه علیه انگلیس و فرانسه به دست آوردند که او در آن‌جا جزء افسران و ژنرال‌های ارتش عثمانی بود. سپس او را به ‌عنوان قهرمان آن جنگ معرفی کردند که انگار او این کار را کرده است! همان‌طور که در ایران هرج و مرج بود می‌گفتند رضاخان کشور را امن کرد، برایش قهرمان‌سازی می‌کردند. کشور را متمدّن کرد و به آن پیشرفت داد و... راجع به آتاتورک هم همین‌طور بود. اولاً که رضاخان خودش بی‌سواد بود، پدر علم مدرن ما بی‌سواد بود و تا آخر عمرش هم سواد درستی نداشت، یک آدم تریاکی و عرق‌خور، خشن، قسی‌القلب و فرمان‌بر بود. هر دستوری به او می‌دادند اطاعت می‌کرد. اوّل نوکر روس‌ها بود، روس‌ها در زمان قاجار در ایران بودند و قزاق (ارتش قزاق) دست روس‌ها بود. این آنجا فرمان‌بر روس‌ها و نوکر آن‌ها بود، بعد هم دربان و مسئول دژبانی چند سفارت‌خانه شد. نوکر همان سفارت‌خانه‌ها بود. عکس آن هست که این‌جوری پشت سر ماتحت یکی از اسب‌های اروپایی ایستاده نفر دوم – سوم سفارت روی اسب است و این هم دمِ ماتحت اسب او این‌طوری ایستاده است این (رضاخان) را شاه ما کردند! همان زمان هم ما آدم‌های غرب‌زده و تحصیل‌کرده داشتیم که آن‌ها هم نوکر انگلیس و فرانسه و این‌ها بودند. ولی رضاخان را آوردند، برای اینکه یک چماق می‌خواستند، یک کسی می‌خواستند که بزند و بکوبد، کودتا کند.

عشایر را انگلیسی‌ها علیه حکومت مرکزی قاجار می‌شوراندند و حکومت قاجار هم علیه عشایر، یعنی از هر دو طرف، انگلیسی‌ها و روس‌ها در ایران کار می‌کردند. بعد که با فشار عشایر و جنگ‌های مختلف، حکومت را به زانو درآوردند، کودتا کردند. بعد از جنگ جهانی اوّل، رضاخان را گماشتند و ایران را به‌طور کامل تصرّف کردند. در روسیه انقلاب کمونیستی شد. ارتش روسیه (تزارها) که شمال ایران را اشغال کرده بود مجبور به عقب‌نشینی شد، برای اینکه در کشور خودشان، رژیم سقوط کرده بود. در این فاصله، انگلیس کل ایران را گرفت. وقتی جنگ تمام شد، ارتش انگلیس دیگر نمی‌توانست در ایران بماند چون در طول چند سال جنگیده بودند و خودشان هم داغون شده بودند، سریع در ایران کودتا کردند، رضاخان را آوردند، قبلاً هم این مصطفی کمال را در ترکیه و یک شاه دست‌نشانده را در افغانستان و آل‌سعود را در عربستان گذاشته بودند و همین‌طور بحرین را چه کردند، ایران را جداگانه، سریع سازمان‌دهی کردند و نوکران خود را چیدند. وقتی بر کشور مسلط شدند رضاخان که فرمان‌بر روس‌ها بود، فرمان‌بر انگلیسی‌ها شد. او را در ایران شاه کردند.

نکته‌ای که می‌خواستم عرض کنم این است که اسلام آمریکایی در دو شاخه خود، چه تحجر و چه سکولاریسم که البته ته تحجر هم سکولاریسم است چون می‌گوید دین به سیاست کاری ندارد! پس یعنی سیاست را دست بی‌دین‌ها بده! وقتی می‌گوید دین با سیاست کاری ندارد، یعنی متدیّنین در سیاست دخالت نکنند، خب چه کسانی باید در سیاست دخالت کنند و حکومت دست چه کسانی باشد؟ دست بی‌دین‌ها، دین‌ستیزها، همه جا شعار جدایی دین از سیاست و این‌ که اگر می‌خواهید پیشرفت کنید، زبان انگلیسی را یاد بگیرید، او می‌گفت زبان فرانسه، آن یکی می‌گفت زبان فلان، و از ما تقلید کنید و از ما اطاعت کنید، مستشاران ما باید بر شما حکومت کنند و به شما یاد بدهیم و... و این کشورها را اوّل با ارتش‌هایشان غارت کنند و بعد هم که ارتش‌هایشان را ببرند با نوکران‌شان، بدون این‌که لازم باشد خودشان مستقیم هزاران نیروی نظامی در آنجا داشته باشند.

دو گروه به پیدایش رژیم صهیونیستی کمک کردند. یکی همین آتاتورک بودند این‌ها که کودتا کردند و بعد از شکست عثمانی در جنگ جهانی اوّل و با حمایت و زیر نظر انگلیسی‌ها و صهیونیست‌ها حکومت‌های سکولار و دین‌ستیز در ترکیه سر کار آوردند. چون فلسطین جزئی از خاک عثمانی بود، حالا اردوغان گفت ما به سوریه حمله کردیم، چون سوریه، پیش از جنگ جهانی که در قرارداد سایکس-پیکو که طبق آن انگلیس و فرانسه این منطقه را بین خودشان تقسیم کردند، حلب و ... در سوریه، جزء خاک ترکیه بوده‌اند. متعلّق به ما بوده و ما به همین خاطر به سوریه حمله کردیم، من می‌روم به مسجد اموی نماز بخوانم! یکی نیست به او بگوید که اگر تو کلاهبردار نیستی خب فلسطین هم جزء خاک عثمانی بود، چرا آن‌جا نرفتی بگیری؟ چرا با اسرائیل دوستی و فقط علیه آن حرف می‌زنید! خب، فلسطین (بیت‌المقدس) را انگلیسی‌ها از عثمانی‌ها گرفتند و هی می‌گوید می‌خواهم بروم در مسجد اموی دمشق نماز بخوانم و بنی‌امیه را احیا کنم! چرا نمی‌خواهی به مسجدالاقصی بروی و نماز بخوانی؟ چرا فلسطینی را که انگلیسی‌ها از ترک‌ها گرفتند خب برو آن را پس بگیر. قضیه این است.

ببینید این‌ها حتی یک اقدام علیه آمریکا، اسرائیل و انگلیس نمی‌کنند و نکردند، حرف می‌زنند ولی اقدامی نمی‌کنند. تمام اقداماتشان علیه جبهه مقاومت است. با همین حماس که با ترکیه ظاهراً روابط خوبی داشت، چرا گذاشتید رهبران حماس را یکی یکی بکشند؟ چرا از یحیی السنوار، این قهرمان بزرگ عرب و فلسطین، این مجاهد بزرگ، حمایت نکردید؟ حالا که سید حسن نصرالله شیعه است، بسیار خوب، چرا از یحیی السنوار، چرا از اسماعیل هنیّه دفاع نکردید و از خون این‌ها نگذشتید؟ آن‌ها که سنی و حماس و فلسطینی بودند. چرا بعضی از شماها از کشته شدن یحیی السنوار خوشحال شدید؟ همان‌طور که برخی از این رژیم‌های خائن (چه عرب و چه ترک)، وقتی با صد تُن بمب، روی چهار ساختمان بمب ریختند و دویست- سیصد، چهارصد نفر مردم عادّی را کشتند به خاطر این که سیدحسن نصرالله را شهید کنند. چرا جشن گرفتید؟ با اینکه هر چه قدر هم برای آن‌ها نوکری می‌کنند، باز هم آن‌ها این‌ها را محل نمی‌گذارند. همین ترکیه با این‌که به ظاهر اسلام‌گرا هستند و این‌ها با شعار حجاب در انتخابات رأی آوردند، شعار اسلامی دادند، امّا در عین حال تا همین الآن دارند گدایی می‌کنند که ما در اتحادیه اروپا ولو در طویله‌اش راه بدهید! اروپا اعلام کرد باید رسماً احکام اسلام را محکوم کنید. در اسلام زنای محصنه جرم است. زنی که شوهر دارد نمی‌تواند برود با مرد دیگری رابطه برقرار کند و بگوید جزو حقوق بشر است، آزادی است! زن، زندگی، آزادی! می‌دانید که نتانیاهو تا حالا سه بار (آخرین بار هم دیروز) برای مردم ایران پیام فرستاده است. در هر سه پیام خود را هم شعار «زن، زندگی، آزادی» داده است. ببینید پشت صحنه چطوری روی صحنه می‌آید. دیروز هم توییتی زده که ایران اسم یک خیابان را نتانیاهو گذاشته است یعنی ما می‌آییم ایران راه م می‌گیریم. باز زیرش نوشته: «زن، زندگی، آزادی»! بی‌شرف! چهل هزار زن و کودک را تکه تکه کردی، زیر آوار. شعار زن، زندگی، آزادی و حقوق کودک می‌دهی؟ جایزه صلح نوبل را به سه تا نخست‌وزیر اسرائیل و رئیس‌جمهور آمریکا داده‌اند، دیگر از این مسخره‌تر؟ الان باید به نتانیاهو سه، چهارتا جایزه صلح نوبل بدهند! یکی کم است!

و حالا ماجرای ما با سوریه؛ ما هیچ‌وقت با سوریه رابطه ایدئولوژیکی نداشتیم، چرا ما با سوریه کار کردیم؟ بطور ویژه دو دلیل داشت: ۱- تمام حکومت‌های عربی، همگی به فلسطین خیانت کردند و اسرائیل را به رسمیت شناختند. بعضی علناً و برخی غیرعلنی، که برخی هم داشتند آن را علنی می‌کردند این جریان تتبیع، این‌ها علنی هم نکنند همه می‌دانند این‌ها اسرائیل را روی کار آوردند. من به شما بگویم اگر این‌ها نبودند اسرائیل اصلاً به وجود نمی‌آید. اگر همکاری ترکیه لائیک نبود و همکاری برخی از خائنینی که آن اواخری که عثمانی ضعیف شده بود نبود، شما که می‌گویید که می‌خواهیم دوره عثمانی را تجدید کنیم، اوّلاً عثمانی پان‌ترکیست نبوده است، ادّعای آن بوده که پان‌اسلامیست هستیم. حتّی آن سلطان سلیمی سند آورد و گفت من از بنی‌عبّاس و از نسل متوکّل و از نسل خلفای عبّاسی هستم. یعنی گفت ریشه و نسب ما عرب و بنی‌عبّاس است. لذا حکومت ما همان ادامه خلافت اسلامی است. عثمانی‌ها شعار ترکی نمی‌دادند، شعار اسلامی می‌دادند. البته نه ‌اینکه اسلامی بودند، به همان اندازه که حکومت صفویه در ایران شیعه بودند، عثمانی‌ها هم در ترکیه همان‌قدر سنی بودند. یعنی چه؟ یعنی اینکه ما شاه عثمانی سنّی، عرق‌خور، زن‌باره و اهل فساد است و حرمسرا دارد، داریم، شاه شیعه صفویه هم عیناً همین‌طوری داریم، فقط یکی شعار شیعه بودن می‌دهد و دیگری سنّی بودن. اصلاً بحث شیعه و سنّی نبود. جنگ قدرت بود بین دوتا قبیله، بین دوتا جریان. هیچ‌کدام هم نه اختلاف قومیتی نداشتند. هر دو هم ترک بودند صفویه و عثمانی، اختلاف اسلامی هم نداشتند و دعوایشان سرِ مذهب نبود. البتّه هم بین سلاطین عثمانی که بعداً خودشان را خلیفه نامیدند و هم در بین شاهان صفویه که بعضی‌هاشان مذهبی‌تر بودند و می‌گفتند ما به اجازه مجتهد و مرجع تقلید این کارها را انجام می‌دهیم مثل محقق کرکی، و علامه مجلسی یا دیگری را آوردند، برخی‌شان مذهبی بودند هم سلاطین عثمانی و هم از شاهان صفوی، و اهل فساد نبودند و یک گرایش اسلامی واقعاً داشتند، امّا برخی از آن‌ها واقعاً فاسد بودند، او به اسم سنّی و این به اسم شیعه، جنگ قدرت بود. امّا شما می‌دانید که از طرفی، یکی از سیاست‌های فعلی دشمن هم همین است، اینکه ایران و ترکیه را سرِ بحث شیعه و سنّی با هم درگیر کنند. هم در منطقه و هم در مرزها. این جزء خطوط قطعی صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و اسرائیلی‌هاست. بعد از سقوط عثمانی و اسلام‌ستیزی در ترکیه شروع شد و حجاب را ممنوع کردند، درِ مساجد را بستند و گفتند نباید اذان را بلند بگویید و به عربی اذان نگویید و باید اذان را ترکی بگویید و می‌گفتند باید نماز را هم به ترکی بخوانید! در دیگر کشورها هم گفتند نماز را به زبان خودتان بخوانید. در ایران هم می‌گفتند باید نماز را به فارسی بخوانید! خطّ فارسی و عربی ممنوع و زبان انگلیسی اجباری شد، خط لاتین در ترکیه اجباری و خطّ عثمانی ممنوع و همین کارها را در ایران، به دست رضاخان انجام دادند، حجاب ممنوع شد، آن‌جا گفتند حوزه‌های علمیه تعطیل، آخوند نمی‌خواهیم، بیشتر مساجد باید بسته شوند. این جریان‌های طریقت و صوفی و این خانقاه‌ها چون بوی مذهب می‌دهند، همین‌طور، تبلیغ مسیحیت گسترش پیدا کند و آزاد بشود. مشروب‌فروشی و فاحشه‌خانه‌ها در ترکیه، ایران، افغانستان باز و گسترش پیدا کند، و پای جوانان مسلمان را به آنجا باز کنیم! مدارس اسلامی و مذهبی تعطیل و مدارس به سبک انگلیسی و غربی زیاد بشود و گسترش و توسعه پیدا کنند. موسیقی، تفریح و به‌خصوص موادّ مخدّر گسترش وسیع تریاک در کشورهای مسلمان افزایش پیدا کند که پشت همه این‌ها انگلیس‌ها و صهیونیست‌ها بودند. اصلاً یکی از عوامل اصلی فروپاشی عثمانی، صهیونیست‌ها و انگلیسی‌های خارج از آن بودند. جریان جوانان ترک که می‌گفتند ما سکولار و پان‌ترکیست هستیم و نه به اسلام کاری داریم نه به عثمانی. ترکیه لائیک و سکولار و همکاری با غرب را شروع کردند و روابط ترکیه را با کل کشورهای اسلامی قطع کردند و حتّی مسافرت به این کشورها ممنوع شد. مدت‌ها کسی نمی‌توانست به مکّه و حج برود. شما می‌دانید در ایران هم این‌ها همه ممنوع شدند. آخوندها را خلع لباس کردند و زن‌ها را به زور بی‌حجاب کردند و در همین مشهد ما حرم امام رضا را تعطیل کردند و گفتند موزه می‌کنیم و بلیت می‌فروشیم، هفته‌ای دو بار بعدازظهر، دو ساعت مردم بیایند ساختمان‌های این موزه را نگاه کنند و بروند! که خب، اعتراض‌ها شروع شد و آن مسائل پیش آمد. گفتند زن‌ها باید برهنه شوند و مردها هم لباس محلی را بیرون بیاورند. لباس عثمانی، لباس ایرانی، عربی و ... همگی تبدیل به لباس‌های اروپایی بشوند. در ترکیه تمام این کارها با موفقیّت انجام شد. در ایران هم، در مورد مسئله کشف حجاب و تغییر لباس تا حدودی موفق شدند. اما این‌که کلاً دین را تعطیل کنند و مساجد را ببندند و روحانیت را بطور کامل نابود کنند و زبان فارسی و عربی را از بین ببرند، موفق نشدند و با مقاومت مردم روبه‌رو شدند، اما در ترکیه کاملاً موفّق شدند و ترکیه یکی از غرب‌زده‌ترین کشورهای مسلمان است. بعد که این رژیم در ترکیه سر کار آمد یعنی گذاشتند بیایند، دلیلش این بود که پس از انقلاب ایران، ترکیه بهم ریخت. در ترکیه داشت انقلاب می‌شد. در عراق و عربستان داشت انقلاب می‌شد، در پاکستان و افغانستان داشت انقلاب می‌شد. همین که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد، بیست- سی کشور به سمت انقلاب رفتند. حتّی در مصر، تونس، الجزایر، دانشجویان چهل سال پیش، با عکس‌های امام به خیابان آمدند. بن‌سلمان، این آخری گفت ما دیدیم در عربستان حتی سنی‌ها، وهابی‌ها و ... هم می‌خواهند علیه ما انقلاب کنند! می‌گویند در ایران یک روحانی آمد، مردم به حمایت او آمدند و حکومت اسلامی شد و آمریکایی‌ها را بیرون انداختند، خب پس ما هم این کار را انجام می‌دهیم. بعد از انقلاب ما، تقریباً در بیست- سی کشور مسلمان تظاهرات‌ها شروع شدند. اینکه می‌گویند ایران دخالت می‌کرد، ایران دخالت نمی‌کرد. کسی نمی‌تواند انقلاب را صادر کند، خودِ انقلاب صادر می‌شود، کسی نمی‌توانسته انقلاب را صادر کند، خودش رفته است. ۴۰ سال قبل از مالزی تا مراکش، تظاهرات‌ها شروع شد و یکی از علّت‌هایی که عراق به ایران حمله کرد این بود که گفتند اولین کشوری که بعد از ایران حتماً انقلاب خواهد شد عراق است، چون بیشترین شیعه را دارد. صدام را جلو انداختند، تمام این رژیم‌ها به او پول و اسلحه دادند و گفتند باید جنگی راه بیندازیم و الّا در عراق هم انقلاب می‌شود. شما می‌دانید در ترکیه، بعد از انقلاب ما علیه حکومت دین‌ستیز انگلیسی-آمریکایی پیش از آنکه این جریان‌های اسلامی بیایند تظاهراتی شد، در ترکیه، صد نفر از ترک‌ها در یک تظاهرات شهید شدند، چون عکس امام را بالا بردند و گفتند ما می‌خواهیم در ترکیه حکومت اسلامی تشکیل بدهیم. انقلاب به همه جا رفت. در هر جایی یک‌جور. در عراق گفتند جنگ را شروع می‌کنیم، تحریم‌ها، ترورها و جنگ‌های داخلی، در ایران؛ کردها جدا شوند، کردستان جدا شود. آذربایجان را جدا کنید، سیستان و بلوچستان، خلق عرب خوزستان. پنج- شش‌تا خلق درست کردند که بعداً سر و کله همه‌شان از سفارت آمریکا درآمد. معلوم شد که پشت همه این‌ها آمریکا و اسرائیل هستند؛ خلق ترک، خلق کُرد، خلق فارس، خلق عرب، خلق بلوچ، خلق ترکمن، اوّل جنگ‌های داخلی شروع کردند و بعد جنگ در حکومت؛ جریان بنی‌صدرها، بازرگان‌ها، غرب‌گراها، با جریان اسلامی. در همین خیابان‌های تهران هر روز دعوا بود و در دانشگاه‌ها درگیری بود، بعد که دیدند نظام با این‌ها جواب نداد و ایستادگی کرد، جنگ را شروع کردند.

یکی از حضار: این اتفاق‌هایی که بر علیه انقلاب ما افتاده، شما این‌ها را یک توطئه می‌شناسید؟

استاد: معلوم است! یک توطئه نیست، ۱۰۱ توطئه است.

یکی از حضار: یعنی یک مجموعه کوچکی همه این‌ها را هماهنگ کرده است؟

استاد: مجموعه کوچکی نبوده است. آن مجموعه، کوچک نیست، آن مجموعه، فرعون‌های این عصر هستند کوچک نیستند. شما اسناد لانه جاسوسی را هنوز ندیدید بروید ببینید در این اسناد چه می‌گویند؟ می‌گوید آخوندهای ضد خمینی، شیعه‌های لندنی‌ها، سنّی ضدّ شیعه، شیعه ضدّ سنّی را پیدا کنید، باهم گره بزنید. شما می‌دانید همین الآن خبری را من پریروز خواندم خیلی جالب است! برخی از این تکفیری‌ها که به سوریه آمدند البته نه همه آن‌ها، برخی‌ از آن‌ها، فیلم‌هایشان هم موجود است که الان در سوریه آمده‌اند می‌گویند: «سیّدنا یزید!» یکی از آن‌ها می‌گوید عیبی ندارد می‌خواهید این‌جا به زیارت زینب بیایید، بیایید ولی بعدش باید به زیارت معاویه بروید! فیلم آن را دیدید؟ می‌گویند اگر یک ساعت می‌خواهی به زیارت زینب بروید باید یک ساعت به زیارت معاویه بروی گریه کنی بعد آن‌جا بروید.

دیروز در خبرها خواندم همین‌ها گفتند حرم حضرت زینب را به شیعه‌ها می‌دهیم اما نه به شیعه‌های ایران، بلکه به شیعه‌های ضدّ ایران، یعنی به شیعه‌های لندنی می‌دهیم و حتی نام یک آخوندی را اعلام کردند و گفتند ما حرم حضرت زینب را دست این‌ها می‌دهیم که مخالف امام و انقلاب و ولایت فقیه هستند. مگر شما با شیعه و زیارت مخالف نبودید؟ مگر نمی‌گویید این‌ها شرک است؟ همان شیعه‌های لندنی، بعضی‌هایشان واقعاً ائمّه را تا حدّ خدا بالا بردند و اهل غلوّ هستند. چطور با آن‌ها دارید رفیق می‌شوید؟ شما می‌دانید که این‌ها ده- بیست‌تا شبکه تلویزیونی دارند، عربستان به این‌ها پول می‌دهد و برای راه‌اندازی شبکه‌های تلویزیونی شیعه افراطی ضدّ سنّی کمک می‌کند؟ همان‌طور که به شبکه‌های ماهواره‌ای سنّی، وهابی و تکفیری ضدّ شیعه پول می‌دهند. این‌ها می‌گفتند اگر ما بیاییم حرم حضرت زینب را خراب می‌کنیم اما خراب نکردند ولی به دست جریان‌های شیعه‌ای دادند که ضدّ جبهه مقاومت هستند. این جریان‌های ضدّ مقاومت، شیعه‌های لندنی، بزرگ‌ترین افتخارشان این است که می‌گویند ما ضدّ سنّی هستیم، ما فقط یک دشمن داریم که آن هم سنّی است، نه با سنّی‌های معتدل، نه با سنّی‌های خوب و اهل بیتی، بلکه با وهابی‌ها و تکفیری‌ها که ناصبی هستند، چطور شما با آن‌ها رفیق شدید؟ اسلام آمریکایی را بشناسید.

قضیه ما با سوریه چیست؟ ۱) چون سوریه تنها کشور عربی است که از همان اوّل تاکنون، به فلسطین خیانت نکرده و با اسرائیل مبارزه کرده است. ۲) پیش از انقلاب، بزرگ‌ترین پایگاه مبارزین ایرانی و پناهگاه آن‌ها در زمان شاه، سوریه بود، هم کمونیست‌های ایران که از طریق سوریه به لبنان می‌رفتند، و در آنجا با کمونیست‌های لبنان و فلسطین آموزش نظامی می‌دیدند که با شاه بجنگند، هم مذهبی‌ها و مسلمان‌های ما که زمان شاه پناهگاه‌شان سوریه و لبنان بود. آنجا با فلسطینی‌ها و مذهبی‌هایشان همکاری می‌کردند. آموزش‌های نظامی و چریکی با اسلحه می‌دیدند که بعد برای مبارزه با شاه به ایران می‌آمدند. هر کس زمان شاه در اینجا حکم اعدامش صادر می‌شد اگر می‌خواست فرار کند، جایی نداشت برود، مگر سوریه و لبنان. بعد که انقلاب شد، در طول جنگ، همه دنیا طرفدار صدّام بودند، شرق و غرب، آمریکا و شوروی، همه حکومت‌های عربی، کشورهای خلیج فارس، میلیاردها به صدّام پول می‌دادند. فقط دوتا کشور عربی بودند که با ما کار می‌کردند و به ما کمک می‌کردند؛ اصلش سوریه بود. سوریه نفت صدام را بست با این‌که هر دو حزب بعث بودند. سوریه از همان ابتدا گفت انقلاب ایران انقلابی به نفع همه مظلومین و عرب‌هاست تنها انقلابی است که واقعاً به فلسطین کمک می‌کند و از ما حمایت کرد. تنها کشوری که در زمان جنگ به ما موشک داد سوریه بود. ما اصلاً موشکی نداشتیم. به ما اسلحه داد. شیر نفت صدّام را قطع کرد و تا آخر هم کنار ما ماند و به ما کمک کرد.

یکی هم قذّافی، رهبر لیبی بود که یکی دو، سه سال اول به ما کمک می‌کرد (چون ضدّ آمریکا بود) کم‌کم تغییر کرد و حتّی موشک‌های خود را از اینجا برد و حتی در اواخر، طرفدار صدّام شده بود و بعداً خیانت کرد و گفت: هم فللسطین و هم اسرائیل، با هم یک کشوری به اسم اسراطین درست کنیم که هم اسرائیل و هم فلسطین باشند، یعنی وا داد؛ بعد هم گفتند هرچه داری بده!هرچه بیشتر نوکری کرد و خیانت کرد، بیشتر او را زدند و آخر هم خلع سلاحش کردند و به لیبی ریختند و به ذلّت او را کشتند. جنازه‌اش را هم در جایی وسط بیابان انداختند، قبر او معلوم نیست اصلاً کجا است. قذافی زمانی سوپرانقلابی بود. خیلی شعارهای تندی می‌داد. حتی به ما موشک داده بود، می‌گفت من به شرطی به شما موشک می‌دهم که در عراق و صدام در عربستان هم باید بزنید، این‌طوری بود ولی بعد این‌طوری شد. به سمت صدام رفت، با آمریکا سازش کرد و گفت اسرائیل هم باشد، که بعد این بلا را سر او آوردند ولی سوریه تا آخر ماند. پس یکی از دلایل ما این بود که سوریه، پیش از انقلاب و در زمان انقلاب و پس از انقلاب، در زمان جنگ و در مسئله جبهه مقاومت، تنها کشور عربی بوده که به حزب‌الله، حماس و مقاومت کمک می‌کرد، حمایت می‌کرد و اسلحه می‌داد سوریه بود، وگرنه همه آن‌طرفی بودند. یکی از دلایل ما این بود و الا ما از نظر ایدئولوژیک اختلافی داریم، حکومت سوریه سکولار بود و خودش هم می‌گفت من اصلاً مذهبی نیستم. او و همسرش را دیدید، نه به اسلام و نه به حجاب کاری نداشتند ولی ضدّ مذهب هم نبودند، مذهبی هم نبودند، واقعاً سکولار بودند. آن‌ها هم بعثی بودند. صدام هم بعثی بود امّا او بعثی آمریکایی-اسرائیلی بود، این‌ها بعثی ضدّ اسرائیل بودند.

آیا در سوریه دموکراسی بوده؟ حکومت سوریه، حکومت اسلامی که نبوده. دموکراتیک بوده؟ کدام کشور عربی؟ همه این کشورها که اشغال شدند در اختیار قدرت‌ها بوده‌اند و هیچ‌کدام‌ این‌ها انتخابات واقعی نداشتند. اما باز از بقیه واقعی‌تر، اگر چند کشور عربی بودند یکی‌اش سوریه بوده است. جالب است عربستان دموکراسی است؟ قطر، امارات، بحرین، عُمان و اردن و مصر و... همه این‌ها دموکراسی‌اند؟ اصلاً رژیم شاه انتخابات داشت و دموکراسی بوده؟ همه حکومت‌های دست‌نشانده شما و نوکرهای شما هم دیکتاتور و هم سکولار هستند، هم وابسته و دست‌نشانده‌اند. شما می‌گویید سوریه دمکراتیک بوده؟ کدام یک از شماها دمکراتیک بوده‌اید؟ آیا حکومت سوریه اسلامی بوده؟ نه. شماها کدام‌تان اسلامی بودید؟

حالا سؤال این است که در قضیه به‌قول این‌ها بهار عربی و بیداری اسلامی چطور تنها کشوری که گفتید باید خلافت اسلامی بشود سوریه بود؟ خلافت اسلامی را که در اردن، عربستان و ... نمی‌خواهد؟ چرا عربستان که مرکز اسلام است را مرکز خلافت اسلامی نکردید؟ قطر، بحرین، امارات، کویت، اردن، مصر، مراکش و تونس، هیچ‌کدام‌ این‌ها خلافت اسلامی نمی‌خواهد؟ فقط یک کشور باید خلافت اسلامی داشته باشد و آن هم سوریه است! بعد در تمام این کشورها تظاهرات‌ها شروع شد چرا فقط در سوریه و عراق اسلحه به دست گرفتید؟ چرا در سوریه جنگ مسلحانه کردید؟ همین بیداری اسلامی که در مصر وجود داشت، در همان مصر، رأی آوردند و بعد آمدید کودتا کردید، دو سه هزار نفر را کشتید دوباره برگشتید! آن‌جا دموکراسی لازم نیست؟ چرا دموکراسی غربی و خلافت اسلامی، که با هم اصلاً سازگاری ندارند، این خلافتی که آن‌ها می‌گویند، انتخابی نیست، فرق دارد با حکومت اسلامی انتخاباتی (مردم‌سالاری دینی) که ما می‌گوییم. آن‌ها می‌گویند اصلاً مردم‌سالاری‌ای در کار نیست. آن نوع خلافت با هر نوع انتخاباتی در تعارض است، و دموکراسی‌ای که در تعارض با هر نوع حکومت دینی است اصلاً سکولار است دوتا شعار آن را دادید یک جاهایی را به نام دموکراسی، کودتا کردید و جنگ راه انداختید، مثل افغانستان و عراق، که ظاهراً برای دفاع از دموکراسی، صلح و مبارزه با تروریسم آمدید و در همان جاها تروریست‌ها را سازماندهی کردید. در جاهایی که دیدید ماجرای دموکراسی نمی‌چربد و جماعت و مردم گرایش‌های اسلامی قوی‌ای پیدا کردند شعار خلافت دادید! از دلِ آن، داعش را درآوردید و الّا سنّی‌هایی بودند که طرفدار حکومت اسلامی بودند، آدم‌های عاقل و خوبی بودند که حرف‌هایشان معقول و قابل قبول است و ما با آن‌ها موافق و با آن‌ها همکاری داشتیم، ولی آن‌ها را کنار زدید. سنّی عاقل و مردمی عدالت‌خواه را کنار زدند و گفتند آن‌ها دشمنان ما هستند و این‌ها را سر کار آوردند. نه خلافت داعشی و نه آن دموکراسی شعاری آمریکایی را در هیچ کشور عربی و مسلمان نباید باشد، فقط در سوریه باید باشد! بهانه‌شان هم این است که سوریه خلافت بنی‌امیّه بوده است و سابقه داشته و... اگر بنا بر سوابق گذشته است که همین الآن اردوغان هم می‌گوید سوریه قبلاً متعلّق به ما بوده است، خب، خود شماها قبلاً متعلّق به چه کسی بودید؟ اگر به تاریخ مراجعه کنید، کشوری مستقل نبوده‌اید. شما هم زمانی برای کسی دیگر بودید. خود ترکیه هم قبلاً امپراتوری بیزانس بوده است، متعلّق به رومی‌ها بوده، آن‌ها قبلاً برای چه کسی بودند؟ این‌گونه بخواهید حساب کنید 30- 40تا کشور جزء ایران است باید به ایران برگردد. اولاً این روشن شود که می‌گویند چرا شما از سوریه، بشار اسد و حافظ اسد حمایت کردید؟ نه، یکی این که حمایت‌هایی که این‌ها از ایران کرده بودند. ایران تنها بود. یکی هم تنها کشور عربی بود که با جبهه مقاومت همکاری کردند با اسرائیل نساختند و الا ما نه به لحاظ ایدئولوژی، و نه از لحظا دموکراتیک آن‌ها را قبول داشتیم و قبول داریم آن‌ها مشکلاتی هم داشتند. این را به شما بگویم هم ایران بارها در همان زمانی که امام زنده بودند، این جریان‌های اسلام‌گرای سوریه که از اخوانی‌های مصر تندروتر بودند و جالب است که این‌ها طرفدار ما بودند و یکی از اوّلین گروه‌هایی بودند که از ایران و انقلاب ما حمایت کردند، همین اخوان‌المسلمین مصر و سوریه بودند. حتّی در زمان جنگ هم می‌گفتند حق با ایران است. بعد در زمان حافظ اسد قیام مسلحانه کردند و گفتند ما می‌خواهیم مانند ایران، حکومت اسلامی در سوریه تشکیل بدهیم. با حافظ اسد درگیر شدند. به او حمله کردند و چهل- پنجاه نفر از نیروهای اسد را کشتند حافظ اسد هم با این‌ها درگیر شد در همین حماس و... چرا از بین این همه کشورهای عربی، سراغ سوریه که تنها کشور جبهه مقاومت است رفتید؟ همین حرف‌ها آنجا هم مطرح شد.

در عین حال امام(ره) به حافظ اسد پیام دادند که حتی اگر پشت سر این‌ها توطئه‌ای هستند بالاخره این‌ها مسلمان هستند قصد این‌ها بد نیست مصداقی اشتباه کردند چرا این‌قدر با آن‌ها خشن برخورد کردی؟ درست است که آن‌ها شروع کردند ولی چرا این‌گونه؟

ولی پس از اینکه ایران گفت این یک توطئه و علیه جبهه مقاومت است این‌هایی که طرفدار ما بودند عقل‌شان نمی‌رسید که شما دارید تنها رژیمی که با اسرائیل می‌جنگد با او درافتادید! این خدمت به آمریکا، اسرائیل و کفّار است، از این به بعد آن‌ها مخالف شدند و حتی کم‌کم از صدّام هم دفاع کردند و گفتند آمریکا، اسرائیل و صدّام و ... هیچ اشکالی ندارند. این ماجرا از همان زمان شروع شد و روی آن کار کردند. شهید سلیمانی و این نیروهای مقاومت، عراق و سوریه را آمیکا به دست داعش گرفت. شما ده سال پیش را یادتان هست، گرفتند تمام شد. تازه به شما بگویم اگر این‌ها در کشور مسلّط شوند و ترسی نداشته باشند، این‌ها مثل صدّام هستند. یعنی فقط به حمله نمی‌کنند در سوریه، ‌مستقر که بشوند این‌ها ممکن است به اردن، عربستان، به همه این‌ها حمله کنند حالا شایدبه اسرائیل حمله نکنند ولی به همه این‌ها ممکن است حمله کنند. همان زمان که این کشورهای عربی به صدّام کمک می‌کردند، امام(ره) به آن‌ها گفت شما دارید به او پول می‌دهید و کمک می‌کنید و خیال می‌کنید می‌آید ما را شکست می‌دهد. من به شما خبر می‌دهم صدام در اولین فرصتی که پیدا کند به خود شما هم حمله خواهد کرد» و همین اتفاق افتاد. نتوانست ما را شکست دهد و وقتی بیرون رفت، به ما پیام داد و اعلام کرد ما با شما برادر هستیم! یک‌مرتبه مذهبی شد و روی پرچمش با خط خودش «الله‌اکبر» نوشت! بعد به عربستان موشک زد، به کویت حمله کرد. دو- سه‌تا موشک به اسرائیل زد و از آن به بعد عدّه‌ای از فلسطینی‌ها طرفدار او شدند و گفتند دارد به اسرائیل موشک می‌زند! در آخر کار که دیوانه شده بود و می‌فهمید که دارد سقوط می‌کند و فایده‌ای ندارد، با ما طرح رفاقت ریخت و هواپیماهای خود را به ایران فرستاد و گفت ما در یک جبهه متّحد علیه آمریکا و اسرائیل قرار داریم! بعد یک مرتبه انقلابی و مذهبی شد، همان کس که حرم سیّدالشهدا را به توپ بسته بود، به زیارت امام حسین رفت و با ایشان بیعت کرد، و هواپیماهایش را به ایران فرستاد و گفت من و ایران در مقابل اسرائیل و آمریکا ایستادگی می‌کنیم. یک عده هم این‌طرف در ایران باورکردند و گفتند که این خالدبن‌ولید است. گفتند آن زمان قبلاً خالد افسر کفر بود حالا آمده افسر اسلامی شده است، باید ما با هم در کنار عراق و صدام برویم و علیه آمریکا، اسرائیل و عربستان بجنگیم! در ایران بعضی‌ها این را گفتند. – خدا بیامرزد- آقای محتشمی آدم خوبی بود. چند نفر گفتند صدام خالدبن‌ولید عصر است، برویم کنار او، که رهبری گفتند چی؟ خالیدبن‌ولید چیه؟ او وقتی با ما می‌جنگید و الآن که دارد با آن طرف می‌جنگد هیچ کدامش نه برای حق است نه برای دفاع، بلکه یک دیکتاکتور آدمکش است الآن هم بخاطر خودش دارد این کارها را می‌کند اگر همین الآن مطمئن بشود آمریکا و عربستان هوایش را دارند دوباره حاضر است با ما بجنگد! این‌ها آدم‌های مضطری هستند که دائم خط عوض می‌کنند!

آمریکا وقتی عراق و افغانستان را گرفت گفت دوتا ایالت جدید آمریکاست! منابع آن‌ها را غارت کنید. شما می‌دانید افغانستان از نظر منابع زیرزمینی از ثروتمندترین کشورهای جهان است؟ این منابع لیتیوم بزرگ‌ترین منبع ثروت آینده است و افغانستان یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیاست، به غیر از گاز و نفت و .... این‌ها صنعت و تکنیک که بتوانند استفاده کنند ندارند، و الا این‌ها به افغانستان نیامدند که بروند. عراق نیامدند که بروند. عراق یکی از چهار کشور نفت جهان است. هنوز هم بطور کامل نرفتند. می‌دانید آمریکا هفته‌ای 40 میلیون دلار از پول افغانستان را به طالبان می‌دهد تا آن‌ها را آرام و کنترل کند و آنجا کشته ندهد و هزینه ندهد، و الّا آمریکا از افغانستان فرار کرد. حتی عقب‌نشینی هم نکرد و فرار کرد. در عراق هم فرار کرد، نمی‌خواست برود. حالا ترامپ از دهانش در رفت گفت قاسم سلیمانی را زدیم چون چندین هزار آمریکایی را در عراق و افغانستان این‌ها کشتند. یعنی این‌ها نقش داشتند که ما از عراق و افغانستان بیرون برویم، بعد که دیدند عراق و افغانستان را نتوانستند کنترل کنند و بیرون رفتند گفتند جنگ داخلی راه بیندازیم بین کُرد، عرب، شیعه، سنّی، سلفی، علوی، عرب، فارس، ترک و... جنگ داخلی راه بیندازیم و برای اینکه هنوز شعله اشتیاق اسلام و حکومت اسلامی و اسلام سیاسی که از زمان انقلاب ما شروع شد، ادامه دارد با همین شعار اسلامی، یک جریانی ضدّ جبهه مقاومت درست کنیم که اوج آن داعش شد که حکومت اسلامی می‌خواهیم و شعار علیه آمریکا و عربستان و اسرائیل هم می‌دادند ولی هیچ اقدامی علیه آن‌ها نکرد، فقط این طرف را می‌زدند.

خب این‌جا را هم گرفتند، شما می‌دانید دو سوّم عراق و سوریه به دست داعش افتاد، تمام شد. ده سال پیش که کنار ریاست جمهوری آمدند، همان موقع، ده سال پیش، سوریه و عراق را گرفته بودند و تمام شده بود و در عراق و سوریه به هرجا می‌رفتند مردم فرار می‌کردند، چون این‌ها سر می‌بریدند و آرایش هالیوودی می‌کردند، سرویس‌های اطّلاعاتی پشت آن‌ها بود.

خب جبهه مقاومت رفت این‌ها را زد، یعنی ایران، حزب‌الله، سوریه و مجاهدین افغانستان، پاکستان و عراقی‌ها، آن‌ها این‌ها را کنار زدند، و الا هیچ کس حریف آن‌ها نبود. اگر ایران و جبهه مقاومت وارد کار نمی‌شدند، داعش، عراق و سوریه را گرفته بود و بعد به ایران می‌آمد چنان که آمد! بعد از این طرف هم به سمت پایین و بالا می‌رفتند یعنی منطقه را به خاک و خون می‌کشیدند. رهبری تعبیری کردند که این‌ها «بمب ناامنی» بودند.

بعضی از بدنه این‌ها بچه‌های مسلمان بودند که انگیزه داشتند! کسی که عملیات انتحاری می‌کند که جاسوس نیست، آن‌ها مثل خوارج هستند. ابن ملجم هم با اقدامی انتحاری، ضربه‌ای به امیرالمؤمنین(ع) زد، این‌ها هم همین طورند و بازی خوردند ولی رهبران و اتاق فرمان آن‌ها دستِ اسرائیل، آمریکا، همین کشورهای خائن عربی و مشارکت ترکیه ‌است.

و السّلام علیکم و رحمة الله



نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha