شبکه یک - 16 آذر 1403

دانشجو ، چالش‌های «عدالت اجتماعی» و «شفافیت طلبی» (عدالتخواه، نخست باید «انسان شناس» باشد)

روز دانشجو ۱۶ آذر ۱۳۳۲ / سالگرد شهادت دانشجویان دانشگاه تهران در تظاهرات ضد آمریکایی بدست پلیس شاه/ ۱۳۹۷

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر برادران و خواهران عزیزم سلام عرض می‌کنم.

عنوان عدالت شیشه‌ای و عدالت‌خواهی، یعنی عدالت شفاف. عنوان خوبی است، دوستان فرموده‌اند. اگر دوستان، برادران و خواهران نکته یا اشکالی به عرایض من داشتند، در خدمت شما هستم. نکته اول، حواسمان باشد احکام شریعت، فردی و اجتماعی‌اش، برای پاسداشت انسان است، هدف انسان است. من می‌خواهم بگویم که ما اومانیست هستیم، اومانیست، به مفهوم درست کلمه. اومانیست‌ها و جریان‌هایی که به بدن انسان و دنیای انسان فقط اندیشیده‌اند، در واقع انسان و انسانیت او را فدای چیزهای دیگری کرده‌اند، انسان قربانی شد در اومانیسم. هدف ثروت، لذت، قدرت، شهوت شد، انسان فدای این‌ها شد، انسانیت انسان فدا شد. بعد دوم انسان، چون انسان یک ترکیبی است، یک موجود دوبعدی است. به اقتضای بدنش تابع قواعد جسمانی است، یک موجود طبیعی است. البته طبیعیت هم الهیات است. موجودات طبیعی هم الهی هستند. مگر آیات الهی نبودند، قرآن مژده‌های مادی طبیعی را می‌گوید. درست نگاه کن، همین‌ها از طریق طبیعیت است، از طبیعت و طبیعیات عبور کن، برو به سمت الهیاتی که پشت همه طبیعیات است. فیزیک و متافیزیک را تفکیک نکن، نه در جهان، نه در انسان. اما در بدن و جسم، جسم انسان و مادیت انسان توقف نکن، اسمش اومانیسم نیست، این فریب انسان است. برای انسان، قدرت، ثروت، شهرت و...، همه این‌ها وسیله هستند. اصلاً انبیا آمدند، اصالت انسان را به ما یاد بدهند، انسان‌محوری را آموزش دهند. منتهی با این توضیح که این انسانیت انسان است که انسان را انسان می‌کند وگرنه بعد دوم انسان که حیوانیت انسان است که آن هم «فِعْلُ اللَّه» و جزو آیات الهی است. آنها مقدمه هستند، بستر هستند، هدف نیستند، وسیله هستند. از آن جهت انسان با بقیه حیوانات و موجودات تفاوتی ندارد. از آن جهت انسان اشرف مخلوقات نیست، یکی از مخلوقات است. این بُعد اول است که او را اشرف مخلوقات می‌کند.

پس اومانیسم، اومانیسم به مفهوم انسان‌محوری اگر به این سؤال پاسخ بدهد که انسان به چه چیز انسان است؟ حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: «اَلاِنسانُ بِعَقلِه» انسان به عقلش انسان است. انسان به روح الهی و «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» که در او دمیده شده است، انسان است. وگرنه چه فرقی با بقیه دارد؟ برای چه تو اشرف مخلوقات باشی؟ این نکته اول. تمام احکام اسلام، در واقع اشاره و توجه دادن ما به این است که انسان هدف است، همه‌ چیز وسیله است، منتهی انسانیت انسان است. انسانیت انسان با عبودیت محقق می‌شود. هرچه به لحاظ عقلی و اخلاقی و عملی ما رشد کنیم، ایمان و عمل صالح ما را انسان و انسان‌تر می‌کند، با این توضیح و تبصره، هرچه که حرام شده است، به ‌خاطر صدمه به انسان حرام شده است؛ یا صدمه به جسم یا صدمه به روح او یا به یکی از ابعاد انسان صدمه می‌زند. هرچه که واجب شده است، خدمت ضروری به انسان است که واجب شده است. هیچ ‌چیزی نیست که در زبان دین گناه تفسیر شده باشد که به نفع انسان بوده باشد، منتهی خدا ناراحت می‌شده است مثلاً خداوند می‌فرماید: «من نه نفعی دارم، نه ضرری. شما نفع و ضرر دارید. نفع و ضرر شما هم دست خودتان نیست، دست من است. من می‌دانم نفع شما در چیست و ضرر شما کجاست. خودم شما را درست کرده‌ام.» هرجا می‌گوییم خط قرمز است، ظلم است، گناه است، کفر است، شرک است، یعنی از اینجا به بعد به تو و به انسانیت تو صدمه می‌خورد. پس آزادی، عدالت، پیشرفت، امنیت، عشق، هر عنوانی که به کار می‌برید، همه این‌ها در واقع برای تأمین انسانیت انسان و خدمت به انسان است. این نکته اول.

تعالیم الهی انبیا و در رأس آن‌ها پیامبر اکرم (ص) و اهل‌بیت ایشان که این مکتب را ظرف دو و نیم قرن، دویست و پنجاه سال هم تعلیم داده‌اند، هم عمل کرده‌اند. هدف همه این بوده است که جای انسان را نشان بدهند که انسان در بالاهاست، او را پایین نکشید. با تحقیر انسان، ظلم به انسان، گناه، شرک، این‌ها همه انسان را پایین می‌کشد. انسان مقام و جایگاه بسیار بلندی دارد و هیچ موجودی جز انسان صلاحیت و شایستگی صعود به این مرحله را ندارد. کمک کنید انسان بالا برود، خودتان بالا بروید، ما بالا برویم. هم خودت برو بالا، هم کمک کن بقیه بالا بیایند. عدالت اجتماعی یعنی این، فلسفه توحیدی آن این است. اگر می‌گوییم همه به حقوق مادی خودشان برسند، همه سیر باشند، گرسنه نباشند، همه خانه داشته باشند، آواره نباشند، بهداشت داشته باشند، امنیت داشته باشند، هرج و مرج نباشد، تحقیر نشوند، حرمت انسان حفظ شود، این‌ها همه برای حفظ و دفاع از انسان است. شما یک گناه بگویید که صدمه به انسان نیست. هرکس یک گناهی بلد است، بگوید. چه به خودت، چه به دیگران. مثلاً می‌گویند غیبت حرام است. خب، غیبت چیست؟ غیبت مثله کردن یک انسان در غیاب خودش است، در حالی که نمی‌تواند از خودش دفاع کند. پایمال کردن کرامت یک انسان است. قرآن می‌گوید مثل مرده‌خواری است. می‌گوید تهمت، حرام است. تهمت بستن به یک انسان، کرامت یک انسان را ضایع کردن است. دروغ حرام است، برای این که انسان را فریب می‌دهید. اهانت حرام است، چون انسانیت را ضایع می‌کنید. غصب حرام است، دزدی حرام است، رشوه حرام است، اختلاس حرام است. حرام‌های شرعی، همه‌اش همین گناهانی هستند که به انسان صدمه می‌زنند. واجبات شرعی هم همین‌طور هستند. نماز واجب است، روزه واجب است، حجاب واجب است، جهاد واجب است، صداقت واجب است. همه این‌ها دفاع از انسان و دفاع از حقوق مادی انسان و دفاع از کرامت معنوی انسان است. انسان امانت‌دار بزرگ خداوند است و بزرگ‌ترین امانت، خود او است. انسان هم امانت‌دار خداست، هم اساساً انسان امانت خداست. این‌ها پایه‌های توحیدی برای تعریف عدالت اجتماعی، اقتصادی است. صحبت از موجودی است، تنها موجودی که قدرت خلافت‌الله، «خَلیفَةُ اللّهِ» دارد، یعنی می‌تواند و این امکان را دارد که خلیفه خدا بشود. سرآمد مخلوقات هستی این جهت است. به تو، خدا قدرت داده است، طبیعت و جانوران دیگر را تسخیر کنی، مدیریت کنی، از آنها کار بکشی، به این دلیل است. مسئولیت‌ها و تعهدهایی برای من و تو تعریف شده است و حقوقی برای من و تو تعریف شده است، به این دلیل است.

بنابراین صحبت از استعداد و قدرت فوق‌العاده، ظرفیت‌های فوق‌العاده انسان است که تا کجاها می‌تواند برود. پیامبران آمدند بگویند: جلوی انسان را نگیرید. او تا بی‌نهایت می‌تواند رشد کند، بگذارید برود و خودتان را هم ببرید. اصلاً دین برای راه‌سازی آمده است. قرآن می‌فرماید که انبیا را فرستاده‌ایم، برای چه؟ فلسفه دین این است. «أَغِلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ»، «أَغلَالَ» یعنی غل وز َنجیر، غلُ، زنجیرهایی است که دست و شانه و پای بشریت را بسته است، انبیا آمدند این غُل و زنجیرها را پاره کنند، آمدند زنجیرها را بشکنند، آمدند انسان را آزاد کنند. وقتی می‌گوید: گناه نکن، خیانت نکن، رابطه‌ خود را با خداوند حفظ کن، نماز بخوان، روزه بگیر، تقوا داشته باش، جهاد کن، شهادت، ایثار، انفاق کن، صدقه بده، خدمت به خلق کن، برای این که همه این‌ها کمک به انسان برای رهایی است؛ برای این که در حد فرشتگان و از آنها هم بالاتر بروی. منتهی آدمی که اینجا بهداشت ندارد، غذا ندارد، امکان ازدواج و تشکیل خانواده ندارد، امنیت ندارد، عدالت اقتصادی و حقوق مادی‌اش تأمین نشود، نمی‌تواند به آن مقامات برسد. خیلی سخت است. عده کمی هستند که هزار بلا هم سرشان بیاید، باز هم رشد معنوی می‌کنند. اکثریت بشر که ما و شما جزو آنها هستیم، 99 درصد بشر نمی‌شود. وقتی امنیت نداری، خانه نداری، غذا نداری، بیماری و گرفتاری داری، اصلاً برای تو زمینه رشد معنوی نیست. بله، هدف آفرینش ما رشد معنوی ماست. رشد معنوی یعنی رشد عقلی و اخلاقی، اما این رشد عقلی و اخلاقی در شرایطی که امکانات یک زندگی شرافتمندانه را نداری، به دست نمی‌آید. از اینجاست که جهاد واجب می‌شود، جهاد با استبداد، جهاد با استکبار، جهاد با ظلم، جهاد با کفر. از اینجاست که امر به معروف و نهی از منکر، یعنی نظارت اجتماعی، انتقاد، اعتراض، سؤال، حساسیت‌های اجتماعی مثل نماز واجب می‌شود. از اینجاست که انقلاب که مظهر امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی است و صدور انقلاب، یعنی انقلاب بین‌الملل که امر به معروف و نهی از منکر جهانی است، در حد توان خودت واجب می‌شود. دفاع از مظلوم، حمله به ظالم در سطح جهان، در حد توان خود، مثل نماز برای تو واجب است.

ممکن است دیدگاه‌های دیگری، دیدگاه‌های مادی از حقوق بشر حرف بزنند، مثل لیبرالیست‌ها، یا از برابری و حقوق زحمتکشان مثل کمونیست‌ها ، مارکسیست‌ها حرف بزنند؛ ولی این‌ها هر دو با تفسیرهای مادی از عدالت و آزادی و حقوق حرف می‌زنند. نگاه اسلامی خیلی فراتر از این است. به ماده و معنا، جسم و روح، دنیا و آخرت، فرد و جمع، ظاهر و باطن، به همه‌چیز انسان نظر دارد. همه پروژه را می‌بیند، نه یک بخش کوچک آن را. پس این یک اصل است. خدمت به یک انسان. قرآن می‌فرماید: «خدمت به کل بشریت است.» مشکل یک نفر را حل کنی، انگار مشکل هفت میلیارد نفر را الان حل کرده‌ای. یک انسان، جانش، مالش، آبرویش را نجات بدهی، خانواده‌اش را نجات بدهی، کم نیست. قرآن می‌فرماید: «مثل این است که تمام بشریت را الان نجات داده‌ای.» کمّی نگاه نکن، نگو یک نفر مهم نیست. یک نفر مهم است. همه مهم هستند و به همان دلیلی که یک نفر مهم است، همه مهم و مهم‌تر هستند؛ چون ترکیبی از آن یک نفر هستند. این‌قدر انسان، ولو یک انسان در منطق توحیدی و قرآنی ارزش دارد که جنایت در حق یک نفر، جنایت در حق همه تلقی می‌شود. قرآن می‌فرماید: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ» اگر یک انسان بدون این که مرتکب کشتن انسان دیگری شده باشد یا فساد در زمین ایجاد کرده باشد، یعنی بدون این که صدمه‌ای به انسان‌های دیگر زده باشد، همان‌طور که کسی انسان بی‌گناهی را بکشد، کشتن او، «فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً» گویی همه بشریت را یک جا با یک شلیک کشته است. جان انسان خیلی گران است، زندگی خیلی باارزش است. این آیه، آیه احترام به زندگی و حیات است. این آیه می‌گوید: «گران‌ترین چیز در این عالم جان انسان است و آدم‌کشی و خشونت علیه انسان‌ها، پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: «فِی حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ» خشونت در حد شرک به خداست.» یعنی برخورد خشن و تا قتل علیه یک انسان بی‌گناه، مثل شرک به خداوند است و از جمله گناهانی است که بخشیده نخواهد شد یا به آسانی بخشیده نخواهد شد. این‌ها تعابیر صریح پیامبر اکرم (ص) و اسلام است.

بنابراین عدالت که دفاع از حقوق اجتماعی است، عدالت‌خواهی، دفاع از حق یک نفر با دفاع از حق همه جامعه مساوی است، این‌قدر مهم است و وظیفه شرعی است. اولین اختلاف ما با مکاتب دیگر در همین ارزش‌شناسی، ارزش‌نشناسی در واقع باید گفت، ارزش‌نشناسی انسان، انسان‌نشناسی است. انسان و اهمیت او را بشناسید. این نکته اول، مبنای توحیدی و انسان‌شناختی عدالت اجتماعی.

نکته دوم، چرا خداوند می‌فرماید: « تک‌تک شما، هرکس که هستید، نسبت به سرنوشت جامعه خود مسئول هستید؟» یعنی در قیامت از تو سؤال خواهد شد که تو اصلاً فرضاً مشکلات مادی خودت را نداشتی، از نظر معنوی هم خودت آدم درستی بودی، به احکام فردی عمل می‌کردی، چرا دیگران را فراموش کردی؟ چرا گفتی من در مسائل اجتماعی، سیاسی بی‌طرف هستم ؟ چرا گفتی به من چه، به تو چه؟ خود این یک گناه کبیره است. می‌دانید امر به معروف و نهی از منکر در ردیف نماز و روزه می‌آید بلکه در روایاتی داریم که مهم‌تر است؛ برای این که اگر این نباشد، نماز و روزه باشد، نماز و روزه محدود می‌شود، کمتر و کمتر، در افراد محدود. اما اگر امر به معروف و نهی از منکر باشد، همان نماز هم اقامه صلوه می‌کند و احیاء پیدا می‌کند و گسترش می‌یابد، همه ‌چیز درست می‌شود. این‌ها بحث انتقاد، چون عدالت شفاف یک بُعد آن عدالت‌خواهی است.

سؤال: دوستان عنوان کردند که وظیفه تشکل دانشجویی، نهادهای فرهنگی در این قضایا چیست؟

جواب استاد: وظیفه شما همان واجب امر به معروف و نهی از منکر است و این حکمی است برای همه جامعه و مردم، ولو هیچ‌کاره‌ترین فرد، از نظر مسئولیت‌های اجتماعی. اصلاً چیزی نیست که بگویی یک نهاد خاصی فقط وظیفه دارد. ما نهادهای خاص در حکومت باید داشته باشیم. هرکدام در حوزه‌های تخصصی خودشان نظارت و امر به معروف و نهی از منکر تا حد اجرای قوانین می‌کنند؛ اما یک تعریف عامی هم از این مسئله هست که من، شما، همه ما، پیر، جوان، نوجوان، زن، مرد، فقیر، غنی، سالم، بیمار، هیچ‌کاره، همه‌کاره، همه ما به یک اندازه مسئول هستیم. این چیست؟ اصلاً به این قضیه دقت کنید. وقتی می‌گویند امر به معروف و نهی از منکر واجب شرعی است، این چه می‌گوید؟ اولاً معروف و منکر، به آن توجه کنید. ثانیاً امر و نهی. گفته‌اند امر و نهی کنید. التماس که نیست. نگفته است خواهش کن و برو. اگر دیدی یک گناه، یک فساد اجتماعی می‌شود، یک ظلم اجتماعی می‌شود، بگویی خب، من یک نامه‌ای نوشتم، یک خواهشی کردم، یک تذکری دادم. این‌ها شروع است، تمام نمی‌شود. به این اصل خیلی توجه کنید. باید دستور بدهی، امر، نهی باید بکنی. امر و نهی را معمولاً می‌گویند از بالا به پایین است. مقامی که بالاتر است، اسلام می‌گوید همه شما بالاتر هستید. همه شما خودتان را فرض کنید، خودت فرض کن تو بالاترین و بالاترین رده جامعه هستی. همه‌تان به خوبی‌ها و ارزش‌ها امر کنید و تشویق کنید، پیشنهاد. امر به معروف یعنی پیشنهاد، نهی از منکر یعنی انتقاد. انتقاد و پیشنهاد عمومی و دائمی.

حالا به چه کسی امر و نهی کنیم؟ این چند لازمه دارد. یک) تحقیق، پژوهش. شما تا پژوهش نکنید، از کجا می‌فهمید چه چیزی منکر و چه چیزی معروف است؟ کدام منکر در جامعه دارد گسترش پیدا می‌کند؟ کدام معروف دارد ضعیف می‌شود؟ پژوهش، تحقیق. دو) سؤال و پرسشگری. شما حق سؤال دارید، بلکه وظیفه دارید بپرسید از هرجا که قدرت و ثروت و شهرت و نفوذ بیشتر است، بیشتر باید از او سؤال شود و تحت نظر باشد و باید جواب بدهد. هرجا ثروت و قدرت و ریاست است، از سطح دانشگاه تا سطح جامعه، وظیفه شرعی و اسلامی داریم و اگر انجام ندهیم، در آخرت توبیخ خواهیم شد، در دنیا هم ضربه خواهیم خورد و ضربه خواهیم زد. یعنی همه شما همه ‌چیز را باید تحت نظر داشته باشید. این یعنی چه؟ یعنی جامعه شفاف، اطلاع‌رسانی درست و مشروع، نه دروغ و کلاهبرداری و تهمت و شایعه. اطلاع‌رسانی شفاف و درست برای همه. کل نهادهای حکومتی باید شفاف باشند تا بتوانید بفهمید کجا معروف و کجا منکر است، آن را امر و نهی کنید. در فقه اسلامی، فقه شیعه مدیریت در پستو ما نداریم. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: فقط مسائل اطلاعاتی و امنیتی که اگر علنی کنید، دشمن می‌فهمد و به جامعه ضربه می‌زند، فقط آنها را می‌توانید در حدی که لازم است، مخفی کنید؛ چون اگر به مردم بخواهید بگویید، دشمن هم می‌فهمد که آقا ما کجاها مثلاً قوی هستیم، کجاها ضعیف هستیم، کجا مثلاً فلان است. خب، دشمن می‌فهمد و می‌آید ضربه می‌زند. حضرت امیر (ع) فرمودند: جز مسائل اطلاعات و امنیت که اگر شفاف بشود، دشمن می‌فهمد و به مردم، باز هم صدمه‌اش به جامعه و انسان‌ها می‌خورد، برای این که صدمه نخورد، غیر از آن هم در حد لازم. حضرت امیر (ع) فرمودند: در حکومت اسلامی تمام مدیران حکومت در همه جا باید شفاف، در اتاق شیشه‌ای باشند. باید مردم بفهمند چقدر بودجه آمده است؟ کجا رفته است؟ چه کار شده است؟ چرا؟ چقدر مالیات گرفته‌اید؟ از چه کسانی؟ چقدر؟ چرا؟ کجا صرف شده است؟ ارز، دلار، واردات، صادرات، نظام بانکی، نظام مالیاتی، گمرک، باید شفاف باشد. امتیازات عمومی را که می‌خواهید به بخش خصوصی بدهید، باید دقت کنید. خصوصی‌سازی که حتماً لازم است، اما چگونه؟ شعارش که قشنگ بود خصوصی‌سازی کردیم، بار دولت کم شد! بسیار خب، باریک‌الله. چگونه خصوصی‌سازی کردید؟ به چه کسی دادید؟ چقدر دادید؟ بعد نظارت شد، از بین رفته است، نابودش کرده‌اند. وقتی دولتی هم بود، خیلی نظارتی روی آن نبود، چون وصل بود به بیت‌المال و پول نفت، کسی ضررش را نمی‌فهمید. از جیب کل ملت می‌خورد؛ ولی خصوصی کردی، با کدام روش علمی، کدام نظارت، کدام پاسخگویی؟ به چه کسی، چگونه، چند فروختند، رفت، فلان، آن پول‌ها را برداشتند، بردند. دررفته است. دررفته است؟ خب، چندصدتا، چند هزار تا کارگر، خانواده‌هایشان گرفتار شده‌اند. آن یک جای دیگر همین‌جوری. اسلام می‌گوید باید شفاف باشی. بورس را روی دیوار، باید جلوی چشم مردم، اموال عمومی کجاست، چقدر است، صرف چه چیزی می‌شود، چه کسی پاسخگوست. آنهایی که رأی می‌آورند، در دولت، در مجلس، در شورای شهر و روستا، مدیریت شهر و روستا، چون کل حکومت منتخبین مردم هستند، هیچ ‌کس در حکومت ما مناصب اصلی را در دست ندارد، مگر این که مردم به او رأی داده باشند. حکومت مردمی است. اما آیا طبق قوانین همه جا دارد مدیریت می‌شود؟ پاسخگو هستید؟ بانکداری، یک قانونی داشت، بانک بدون ربا. به آن قانون عمل نکردند. آن قانون اگر عمل شود، ربا نیست. به آن قانون عمل نکردند، خب، چه کسی باید مراقبت کند؟ امر به معروف و نهی از منکر. مؤسسات اعتباری، بانک و... خب این‌ها باید پاسخگو باشند. پس وقتی می‌گویند امر به معروف و نهی از منکر واجب است، عدالت‌خواهی و اقامه قسط واجب شرعی است، یعنی حکومت، کل سه قوه، همه حاکمیت باید شفاف باشد. همیشه آماده گزارش دادن باشد. ریگی در کفش‌شان نباید باشد. امام می‌گفت طوری مدیریت کنید که اگر خبر آن به بیرون درز کرد، شرمنده نشوید. این تعبیر را یادم است امام چندبار به مسئولین گفتند. گفت یک جوری باشید که نترسید از این که شفاف باشید، بقیه اطلاعات پیدا کنند که شما کجا هستید، چه‌کار می‌کنید. وقتی مطلع شدند، سرتان را بالا بگیرید و بگویید بله، ما این‌جوری هستیم. این می‌شود حکومت اسلامی.

پس این یک نکته است که وقتی می‌گویند امر به معروف و نهی از منکر یعنی نظارت‌پذیری، نظارت، یعنی تحقیق و پژوهش، یعنی پرسش آزاد، یعنی پاسخ واجب، یعنی نهادهای رسمی نظارتی حکومت باید دقیق کار کنند. نباید بگوید: «آقا هزار میلیارد فلان جا جابه‌جا شده است، ما ده بار بازرسی رفتیم، نفهمیدیم! خب، پس این تخصص‌ها، مدارک دکتری‌ها به چه درد می‌خورند؟ حساسیت عمومی، یعنی همه‌چیز به همه مربوط است. یعنی در پستو کسی نمی‌تواند برای جامعه تصمیم بگیرد. یعنی «حَقُّ اللّه» و «حَقُّ النّاس» است. هرکس به همان میزانی که اختیارات دارد، در حکومت باید جواب بدهد. هرکس در جامعه، در بخش خصوصی، هر مقدار ثروت در اختیار دارد، باید بگوید از کجا آورده‌ای، کجا و چگونه داری مصرف می‌کنی، به جامعه ضرر می‌زنی یا نمی‌زنی؟ خب، قرآن این است، روایات و احادیث پیامبر(ص) و اهل‌بیت و سنت این است. در قانون اساسی این آمده است، در صحبت‌های بعد امام، رهبری و این‌ها گفته می‌شود. این‌ها همه اسناد بالادستی هم نوشته‌اند، این‌ها هم باز تکرار می‌شود؛ ولی این که چگونه این‌ها اجرا شود، الان مشکل اصلی ماست.

نکته دیگر این که آیا می‌شود امر به معروف و نهی از منکر، عدالت‌خواهی کرد، عدالت شفاف داشت، بدون این که مقاومتی شود؟ نه نمی‌شود. امر به معروف و نهی از منکر که واجب است، مشکل درست می‌کند. نقد می‌کنی، دشمنت می‌شوند! در دانشگاه نقد می‌کنی، در حوزه، در مدیریت نقد می‌کنی، دشمنت می‌شوند. یک عده آدم‌های زود قضاوت‌کن بی‌دقت و عصبانی هستند. اصلاً نمی‌دانند چه گفتی. همین که چیزی شنیدند، یک تکه‌ای از آن را در فضای مجازی شنیدند، در مورد راست یا دروغ آن زود قضاوت می‌کنند. یک عده هم، فاسد هستند. از این طریق نان می‌خورند. همین قضیه حقوق‌های نجومی، اگر در فضای مجازی مطرح نمی‌شد، این‌ها از برکات فضای مجازی بود. اصلاً هیچ‌کس به هیچ‌کس حرف نمی‌زد، معلوم نمی‌شد که بعضی‌ها برای خودشان حقوق می‌نویسند. تو خودت کلاً صد تومان نمی‌ارزی، چگونه صد میلیون حقوق می‌گیری؟ وجودت صد تا یک تومانی هم نمی‌ارزد. قرآن می‌فرماید که فرمان بدهید به خوبی‌ها و ارزش‌ها. بایست در چشم دیگران و بگو درود بر کسی که این کار را می‌کند.(امر به معروف). «نَهْی عَنِ الْمُنکَر» مرگ بر تو. مرگ بر کسی که اختلاس می‌کند. می‌شود نهی از منکر. از مرگ بر آمریکا بگیرید تا مرگ بر آمریکایی‌های کوچک داخل کشور. مرگ و درود یعنی امر به معروف و نهی از منکر، یعنی ما بی‌طرف نیستیم، ما بی‌تفاوت نیستیم. اگر گفت به من چه، به تو چه. بگو به من مربوط است. هیچ‌کس حق ندارد بگوید به من چه. خب، سؤال اول. هزینه دارد، دشمنت می‌شوند. شروع می‌کنند علیه تو پرونده‌سازی در فضای مجازی، تهمت، توهین، دروغ. بله این کارها را می‌کنند. البته تو باید مطمئن باشی که واقعاً امر به معروف کرده‌ای، نه امر به منکر، نهی از منکر کرده‌ای، نه نهی از معروف. همین‌طوری هرچه به دهان آدم می‌آید، تحت عنوان انقلابی، عدالت‌خواه، امر به معروف و نهی از منکر، که نمی‌شود. باید مطمئن باشی این معروف است یا منکر. اصلاً منکر، نکره می‌آید. منکر یعنی ناشناخته، یعنی چیزی که وقتی گفته می‌شود، انکار می‌شود. عموم مردم هم می‌فهمند که این بد است. معروف یعنی پیش عقل و نقل شناخته‌شده. هم عقل و فطرت بشر آن را می‌شناسد و می‌گوید این خوب است. هم وحی الهی گفته است، توصیه می‌کند. آن می‌شود معروف، این می‌شود منکر. این هم که کسانی می‌گویند معروف و منکر نسبی و عرفی است. یک لایه‌های خیلی پایین آن ممکن است این‌جوری باشد، ولی اصول آن واقعاً این‌طور نیست. حتی بعضی جاها که شما دیده‌اید، من این را بارها دیده‌ام، مثلاً بعضی معروف‌ها را منکر کرده‌اند، منکر را معروف کرده‌اند. مثلاً بعضی مفاسد جنسی و اخلاقی بین آن‌ها رایج شده است. وقتی با آنها صحبت می‌کنی، با بعضی از اینها، شرمنده می‌شود و می‌گوید نه من می‌فهمم این کار فلان است. دارند آن را عادت می‌کنند، دارند به آن عادت می‌دهند. جریان‌های فاسد می‌خواهند منکر را معروف کنند؛ اما بخش مهمی از معروف‌ها و منکرها جهانی و فطری است. یکسری ارزش و ضدارزش است. در بعضی مصادیق جزئی است. هزینه دارد، بله. خداوند در آیه هفده سوره لقمان تعبیری را نقل می‌فرماید از قول لقمان به فرزندش. لقمان انسانی بوده است در حد رسولان و انبیای الهی. منتهی در روایات ما نقل شده است که به ایشان پیامبری و رسالت عرضه شد. گفت نبوت را قبول می‌کنم، رسالت را نمی‌توانم، پیامبری را به این مفهوم خاص که عرض می‌کنم نپذیرفت. نبوت یعنی این آگاهی‌هایی که انبیا دارند، اما رسالت که به راه بیفتم، بقیه را اصلاح کنم، رهبری کنم، مشکلات اجتماعی، نظام‌سازی، تمدن‌سازی؛ ولی به عنوان یک حکیم الهی مطرح است.

لقمان به فرزندش می‌گوید که: «وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ» بی‌تفاوت نباش در جامعه. هرجا دیدی دارند گند می‌زنند یا به ارزش‌ها توهین می‌کنند، هرجا دیدی دارند به ارزش‌ها توهین می‌کنند، ساکت نباش جلوی آن‌ها بایست. «وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ» منفعل نباش، شرمنده نباش، حق با توست. در چشمش بایست و بگو آقا این کار را باید بکنی. بعضی‌ها را دیده‌اید طرفدار معروف هستند، ولی امر نمی‌کنند. منفعل هستند، شرمنده. آدم‌های خوبی هستند، شرمنده هستند. برو امر کن. بعد می‌گویند کارهای خوب را بکن، به بدی‌هایش کاری نداشته باش. ناراحت می‌شوند. چون امر به معروف را خیلی جاها استقبال نمی‌کنند، چون ممکن است در آن انتقاد یا پیشنهادی باشد. بعد می‌فرماید: امر به معروف که کردی، بدون شرمندگی، کافی نیست. «وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ» بایست و بگو در جامعه حق نداری گند بزنی. اعتراض کن. خب، بعد چه می‌شود؟ پدر تو را درمی‌آورند. خداوند می‌فرماید: لقمان به فرزندش گفت آره، وَاصْبِرْ عَلی ما أَصابَکَ» مقاومت کن. یعنی بعد از این که شما امر و نهی کردی، «ما أَصابَکَ» مطرح است، یعنی مصیبت. صدمه به تو می‌خورد، اما مؤمن هستی، «وَاصْبِرْ» مقاومت کن. پس وقتی می‌گوید: بعد امر به معروف و نهی از منکر یعنی این انتقاد و پیشنهاد هزینه دارد، باید مقاومت کنی. بعد چه؟ «إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» می‌فرماید: این مسئله، مسئله عادی، شخصی و کوچکی نیست که با اراده‌های عادی حل شود. چون همه کارها اراده می‌خواهد، این «مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» است، اراده‌های پولادین می‌خواهد. اصلاح جامعه. نهی از منکر و امر به معروف اصلاحات در جامعه است، اصلاح حکومت، اصلاح جامعه، اصلاح اقتصاد، اصلاح اخلاق، اصلاح خانواده، اصلاح همه‌ چیز و اصلاح خودمان و اصلاح نهادها و جامعه. دفاع از حق و دفاع از حقوق، هر دو. دفاع از حقیقت و دفاع از حقوق، هر دو. دفاع از حقیقت در عرصه نظر، دفاع از حقوق در عرصه عمل. بعد مشکل پیش می‌آید. قرآن می‌فرماید مشکل پیش نمی‌آید، مصیبت پیش می‌آید! پای خود را روی دم بعضی‌ها گذاشته‌ای، برمی‌گردد و توی صورت تو می‌زند. بله، «وَاصْبِرْ» حالا وقت مقاومت است، صبر کن، ادامه بده، تسلیم نشو. جلوی ضدارزش‌ها بایست، پرچم ارزش‌ها را بالا نگه دار. «إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» این عزم عمومی می‌خواهد، عزم جدی می‌خواهد. با اراده‌های عادی نمی‌شود، یقین می‌خواهد، تصمیم حساب‌شده می‌خواهد. همین‌طوری بدون حساب و کتاب، بدون مطالعه، رگ گردن بیرون بزنی، صدا را کلفت کنی، اسم این اصلاحات اجتماعی نیست. همه‌ چیز را باید به لحاظ اخلاقی، به لحاظ حقوقی درست محاسبه کنی و درست حرف بزنی و بعد که مطمئن شدی، درست عمل کنی. این واقعاً معروف است، یک ارزشی دارد که از آن دفاع می‌کنی. ارزش جعلی نیست. به ضدارزش حمله کرده‌ای، همین‌طوری روی هوا، با چشم بسته نزده‌ای. بعد از این‌ها باید ایستاد و مقاومت کرد.

این روایت را از پیامبر (ص) حتماً شنیده‌اید که فرموده‌اند: در عدالت‌خواهی و امر به معروف و نهی از منکر، اگر کوتاهی کنیم، ولو تمام شب نماز بخوانیم و دعا بخوانیم، دعاهایتان مستجاب نخواهد شد. نمی‌دانم این روایت را دیده‌اید یا نه، خیلی روایت عجیبی است. می‌گوید: اگر گفتی من تلاشی در جهت اصلاح جهان و اصلاح جامعه خودمان و جامعه جهانی و محله خودمان نمی‌کنم، بی‌طرف هستم، بعد بگویی به جای آن شب تا صبح، صبح تا شب نماز می‌خوانم، روزه می‌گیرم، دعا می‌کنم. پیامبر(ص) فرمودند: دو نکته را به شما بگویم. یک) مطمئن باشید صدای شما از گوش خودتان بالاتر نخواهد رفت. خداوند این دعا را نخواهد پذیرفت، اصلاً در آسمان‌ها شنیده نخواهد شد. دعا که کافی نیست، باید هزینه بدهی. تا جنگ پیش می‌آید، باید بروی بجنگی. می‌دانید در فقه ما امر به معروف و نهی از منکر کجا بحث می‌شود؟ در کدام باب است؟ در باب جهاد. این‌قدر مهم است. جهاد بر گروه خاصی واجب نیست، بر همه مؤمنین واجب است. هرکسی در حد توان و حوزه کاری خودش، زن و مرد.

نکته دوم، اگر نشستید، نگاه کردید، یک گناهی، ظلمی، فسادی دارد کم‌کم عادی‌سازی می‌شود، رایج می‌شود، توجیه می‌شود و شما نگاه کردید و گفتید به ما چه، بقیه هستند، مسئولیت خود را نشناختی و عمل نکردی، پیامبر(ص) فرمود: مطمئن باش مافیا بر شما مسلط خواهد شد. «اشرارکم» اشرار بر شما مسلط خواهند شد. قطعاً حکومت دست باندهای فاسد می‌افتد. اگر گفتی به من چه، انتخابات به من چه، چه کسی می‌آید، چه کسی می‌رود، به من چه، چه کسی نصب شد، عزل شد، به من چه، چه تصمیماتی گرفتند در حوزه فرهنگ، در حوزه رسانه، در حوزه آموزش و پرورش، دانشگاه، حوزه و... این‌ها به من چه، اشرار بر تو مسلط می‌شوند، دعاهای شما از گوش خودتان بالاتر نخواهد رفت. خداوند هیچ مسئولیتی در مورد تو و جامعه تو و نجات تو نخواهد پذیرفت. این هم یک نکته.

نکته سوم در باب عدالت‌خواهی، عدالت شفاف، شفافیت‌طلبی است. امر به معروف و نهی از منکر، نظارت و پرسشگری وظیفه هیچ صنف خاصی نیست. شما نمی‌توانید بگویید روحانیت و حوزه‌ها هستند، این‌ها امر به معروف و نهی از منکر کنند. حوزه وظیفه‌ای دارد و آن هم تعلیم دین و معارف دینی است. بله، آن کار تخصصی است. هرکسی می‌خواهد در این حوزه وارد شود، باید درسش را بخواند. دانشگاه در رشته‌های تخصصی خودش، هرکسی می‌خواهد آن کار را انجام بدهد، باید درسش را بخواند و نهادهای دیگر، آموزش و پرورش جاهای دیگر.

اما امر به معروف و نهی از منکر یک کار صنفی نیست، وظیفه همه است، همه و همه. یک امر ملی و عمومی است. بله، ممکن است روحانیت وظیفه بیشتری داشته باشد، تخصصی‌تر. هرکسی، اما این که همه باید این شاخک‌هایتان حساس باشد. ببینید، معمولاً حکومت‌های فاسد در دنیا یکی مواد مخدر، مشروب، سکس، این‌ها را آزاد می‌کنند، کاملاً رایج می‌شود؛ برای این که این‌ها وقتی آمد، جامعه، به‌ خصوص نسل جوان مست می‌شود، گیج می‌شود، گاو می‌شود. این‌ها می‌خواهند جامعه، به ‌خصوص جوان‌ها گاو بشوند، هرچه گاوتر، بهتر. در خط سکس و شهوترانی و مشروب و مواد مخدر برو و برو حال کن، نفهم چه خبر است! در این منطق می‌گوید همه باید بیدار باشند، نگذارید خوابتان کنند. نگذارید برایتان لالایی بخوانند. مراقب جامعه و محیط خود باشید، مراقب حکومت‌تان، مراقب خودتان باشید. این هم یک نکته.

پس امر به معروف و نهی از منکر از موضع ضعف و التماس کردن نیست، از موضع قدرت حرف زدن است. سخنرانی، نصیحت، مقاله به این‌ها ختم نمی‌شود. جلوگیری عملی است. نهی از منکر یعنی عملاً باید جلوی آن را بگیری. البته می‌گویم حالا عملاً در حکومت قانونی یعنی چه؟ عملاً باید بگویی چرا این کار را نمی‌کنی، باید این کار را بکنی، چرا این‌جوری عمل می‌کنی؟ جلوگیری عملی است، دستور است و لذا در فقه ما در باب جهاد آمده است. وگرنه حوزه، دانشگاه یا هر صنف دیگری، رسانه، این‌ها که جهاد وظیفه این‌ها نیست. وظایف تخصصی خودشان را دارند، اما کار رسمی خودشان را، کار فرهنگی، علمی یا هرچه که هست. آموزش و آگاهی‌بخشی کار متخصصین و نهادهای خاص است. اجرای قانون هم کار حکومت مشروع است؛ اما مطالبه کار همه و وظیفه همه است. این سه تا را از هم جدا کرده‌ام، چون بعضی‌ها مرزی بین این سه تا نمی‌کشند. ببینید، یک چیزی داریم به نام آموزش و تعلیم و تربیت و فرهنگ‌سازی، این وظیفه دانایان و متخصصان است، عمدتاً دانشگاه، حوزه، رسانه‌ها، متخصصین اینها. ما اطلاع‌رسانی می‌کنیم، آگاهی می‌دهیم، خب، بله این خوب است، اما این هنوز امر به معروف و نهی از منکر نیست، مقدمه آن است.

نکته بعدی این که اگر شما جلوی منکری لازم بود اعتراض کنی، اعتراض کردی، اصلاح نکردند، آیا خودت فیزیکی باید وارد عمل شوی؟ نه. در حکومت قانونی مشروعمثل الان نه. این حکومت هم مشروع و هم قانونی است. اما اشکالاتی دارد، باید اصلاح شود. چگونه اصلاح کنی؟ یک) آگاهی. دو) آنهایی که به‌خصوص تبلور عدالت‌خواهی و امر به معروف و نهی از منکر هستند، مسئله مطالبه به روش‌های قانونی که ده‌ها روش قانونی هست؛ اما سه) اگر نهی از منکر کردی، عمل نکرد، فلان جا، دیگر شما نمی‌توانید بگویید خب، حالا نوبت عمل است. خودم از دیوار خانه او بالا می‌روم، وارد خانه‌اش می‌شوم و او را آدم می‌کنم، اصلاحش می‌کنم. نه دیگه. این کار قانون است. از اینجا به بعد باید از این مجرا پیگیری شود. پس همه باید از جایگاه قدرت جلوی زشتی‌ها را بگیرند، اما بخش‌های عملیاتی، عمل فیزیکی و این‌ها دست هیئت حاکمه و دستگاه قضایی است که باید درست عمل کند و آن بخش حد و تعزیر است، مجازات است. مجازات کار ما نیست، کار من و شما نیست. مجازات، امر به معروف و نهی از منکر نیست در جامعه‌ای که قانون دارد، حکومت دارد؛ اما مطالبه و اعتراض چرا. چرا این کار را دارید می‌کنید؟ حتی به دستگاه قضایی. به دستگاه قضایی هم، چون بعضی‌ها می‌گویند خب، تهش به دستگاه قضایی می‌افتد، آنها باید بیایند اجرا کنند. خودمان اگر به دستگاه قضایی اعتراضی داشتیم، چه‌کار کنیم؟ اعتراض به دستگاه قضایی دو نوع است. یک وقت اعتراضاتی داریم که آقا سیستم قضایی طبق قانون اساسی و طبق معیارهای اسلامی و این‌ها فلان جا، فلان جا عمل نکرده است. این اشکالی ندارد. باید سؤال کنیم، آنها هم باید جواب بدهند؛ اما اعتراض به دستگاه قضایی به این معنا که رفته دادگاه، مراحل آن را گذرانده و آمده، و حکمی بیرون آمده ولی از نظر بنده این حکم ظالمانه است، درست نیست؛ اما من نمی‌توانم بگویم حالا کف جامعه نمی‌گذارم اجرا شود، هرج و مرج شود. حتی اگر آن حکم ظالمانه باشد، صدمه‌اش از آن کمتر نیست؛ چون دیگر کلاً اتوریته قانون را از بین می‌برد.

پس ما باید تفکیک کنیم ساختار از هم می‌پاشد. دستگاه دولت مجری قانون است. ما حتماً حق داریم به آن اعتراض کنیم. حالا مثلاً بگوییم نظام مالیاتی‌ شما همه جا عادلانه نیست. حق داری بگویی. استدلال کن، بگو بیایید جواب بدهید. او باید بیاید جواب بدهد؛ اما بگویی حالا که این‌جوری است، من دیگر مالیات نمی‌دهم! نمی‌شود. من می‌گویم آقا نظام مالیاتی مشکل دارد. خب، باید بگویم، اعتراض کنم، مطالبه کنم، استدلال کنم، او هم جواب بدهد. اعتراض هم دارم. اما نمی‌توانم بگویم سر سال، سر ماه آمدند از من پول برق را بگیرند، می‌گویم نمی‌دهم.» آن اعتراض درست است، منطقی است، در جهت اصلاح است. این اعتراض در جهت ظلم بزرگ‌تری و هرج و مرج است! یا مجلس؛ ما می‌گوییم به این قانونی که گذاشته‌اید، ما اعتراض داریم. به نظر ما این قانون غلط است، آثار بدی داشته است، اصلاً منشأ آن اسلامی نیست، اصلاً علمی نیست، فلان.» حق داری اعتراض کنی، باید هم جواب بدهند، بحث کنند؛ اما نمی‌توانم بگویم من به این قانون عمل نمی‌کنم! مگر این که بگوییم نظام را مشروع و قانونی نمی‌دانیم. آن که دیگر هیچ، بحث دیگری است.

در یک نظام مشروع و قانونی، امر به معروف و نهی از منکر، اعتراض هست، مطالبه هست، فریاد هست، با منطق، با قانون، با اخلاق، با آزادی کامل؛ اما حد و تعزیر نیست. بگو این کار را باید انجام بدهید، این کار را نباید انجام بدهید. اما دیگر حق نداریم برویم کسی را تنبیه و مجازات کنیم. این هم یک نکته.

همین جا هم عرض بکنم این مثالی که شنیده‌اید، می‌گویند برای امر به معروف و نهی از منکر، ما همه در یک کشتی هستیم. اگر کسی به تو گفت آقا چه‌کار می‌کنی؟ تو حق نداری بگویی به تو چه من دارم جایی که خودم نشسته‌ام، دارم سوراخ می‌کنم! این روایت پیامبر(ص) است. من نمی‌دانستم، فکر می‌کردم یک عبارت مشهوری است، دیدم این حدیث است که رسول خدا(ص) فرموده‌اند که اگر در جامعه خود، در محله خود، در شهر خود یا اساساً هرجای دنیا، جایی دیدید که دارند ظلم می‌کنند، اعتراض می‌کنند، فساد می‌کنند، گناهی می‌کنند، دارد رایج می‌شود، شما باید فرمان بدهید، امر کنید. اول خواهش، بعد فرمان. اما کار دستگاه قضایی و پلیس را که نباید انجام بدهی، اما این کار را باید بکنی، این مقدار را که همه وظیفه دارند. فرمودند حق نداری، نمی‌توانی بگویی به من چه. او هم نمی‌تواند بگوید به تو چه! حتی اگر کسانی بگویند فرد، اصالت دارد نه جامعه. اصلاً جامعه یک مفهوم اعتباری است. چیزی به نام جامعه نداریم، فقط فرد داریم. اصلاً فرض کنیم این نظر درست است، باز هم فرد، همان فرد یک حیثیت اجتماعی هم دارد، غیر از حیثیت فردی، یک حیثیت اجتماعی هم دارد. حداقل به همین دلیل است که همه ما به هم وصل و مربوط هستیم.

راجع به مثلاً حجاب که مقابله کردند که از قبل از انقلاب هم این‌ها بوده است. چه مرد، چه زن، می‌گویند این بدن خود من است، لباس خود من است، میل خود من است. خیلی خب، این‌ها همه قبول است. فرض کنیم، این را به مسلمان نمی‌گوییم. بدنت هم برای خداست، همه‌چیز تو برای خداست، دست تو امانت است. هرطور خدا گفته است، باید عمل کنی. حالا تو می‌گویی من اصلاً خدا و مذهب را قبول ندارم، خدا چیست، این حرف‌ها چیست؟ مال خودم است، می‌خواهم هر کاری که دلم می‌خواهد بکنم. خیلی خب، در حریم خودت هر کاری می‌خواهی بکن. در خیابان که حریم خصوصی جنابعالی نیست. اتاق خوابت حریم خصوصی توست. حتی خانه‌ات هم حریم خصوصی نیست؛ چون برادر، خواهر، پدر، مادر، بچه، پسر، دختر داری. آنها هم آدم هستند. فقط تو نیستی. مثل کسی که کلاً لخت مادرزاد در خانه خودش بیاید، در پذیرایی، جلوی خانواده‌اش یا مهمان‌هایش بگوید خانه خود من است، بدن خود من است. بدن خودت که حریم خودت نیست، جا دارد. در خانه هم نمی‌توانی این را بگویی، بقیه هم هستند. خصوصی نیست. یک کسی در خیابان بگویدمن می‌خواهم این کار را بکنم! اصلاً بحث حجاب خانم‌ها نیست. یک مردی لخت در خیابان بگوید بدن خود من است. خیابان است آقا اینجا. یکی زباله را بردارد، بیاورد وسط چهارراه بریزد، بگوید زباله خود من است، شهر خود من است! شهر خودت نیست، زباله‌ات برای خودت است، اما شهر برای خودت نیست. پیامبر (ص) فرمودند اگر کسی جامعه را به گند بکشد، به لحاظ اخلاقی، فرهنگی، حریم جنسی سرش نشود، حریم حقوقی و مالی سرش نشود و بگوید من دلم می‌خواهد این‌جوری باشم! این دقیقاً مثل کسی است که شما با چند نفر در قایق یا کشتی نشسته‌اید. او دارد زیر خودش را سوراخ می‌کند. بعد به او می‌گویی چرا سوراخ می‌کنی؟ می‌گوید: زیر خودم است. شما زیر خود را سوراخ می‌کنی، ما غرق می‌شویم.» پیامبر(ص) فرمودند: یک سؤال منطقی از او بپرسید. یک سؤال منطقی از او بپرسید. از باب تشبیه معقول به محسوس، در مسئله امر به معروف و نهی از منکر. فرمودند همه سرنشینان این قایق هستید، همه با هم غرق می‌شوید یا همه با هم زنده می‌مانید. همه با هم غرق می‌شوید. اگر ظلمی، فسادی، گناهی در جامعه رایج شد، همه شما را می‌گیرد. نمی‌تواند بگوید من اصلاً می‌خواهم خودکشی کنم. تو اگر می‌خواهی کار شخصی بکنی، این همه سیاره در دنیا هست، یکی از این‌ها را انتخاب کن، برو آنجا هر کاری که می‌خواهی بکن، کس دیگری هم نباشد. زمین برای تو نیست، مال هفت میلیارد آدم است. این شهر حریم خصوصی تو نیست. پارک، تاکسی، دانشگاه، خیابان، بازار، این‌ها حریم خصوصی نیستند، حریم عمومی هستند. حریم خصوصی، برو در حمام، برو در اتاق خصوصی خودت. اگر یک اتاق انفرادی داری، هر لباسی که می‌خواهی بپوش، اصلاً هیچ لباسی هم نمی‌خواهی نپوش. به بقیه نمی‌توانی صدمه بزنی. پیامبر(ص) فرمودند: مراقب باشید، نگویند به تو ربطی ندارد، من دارم زیر صندلی خودم را سوراخ می‌کنم! یک عده ساده‌لوح هم بگویند خب، دارد زیر صندلی خودش را سوراخ می‌کند، به حریم خصوصی‌اش احترام بگذارید، به آزادی‌اش احترام بگذارید! سوراخ کردن اجباری نیست، اما داری بقیه را سوراخ می‌کنی، داری بقیه را غرق می‌کنی. باید از بقیه اجازه بگیری آقا من می‌خواهم شما را هم غرق کنم، اجازه هست؟ خودت می‌خواهی غرق شوی، بپر در آب. به قایق چه‌کار داری؟ چرا جامعه را می‌کشی؟ آقا اجباری است، حقوق دیگران مطرح است. این طرف بگوید: ماشین خود من است، زمان خود من است، از چراغ قرمز می‌خواهم رد شوم. خیابان که برای خودت نیست. تازه اگر مسلمان باشی که همه‌چیز تعریف حقوقی دارد. حتی تو ثروت خود، ماشین خود را در یک جای تنهایی هم نمی‌توانی نابود کنی، صدمه بزنی. تو حق خودکشی هم نداری. خودت برای خودت نیستی. حق صدمه زدن به بدنت را نداری. می‌دانید حرام است کاری بکنی که آبرویت برود؟ پیامبر(ص) فرمودند: جایی که شما را دعوت نکرده‌اند، نروید، تحقیر می‌شوید. خب، به شما چه، من خودم دلم می‌خواهد. کرامت انسانی را خدا به تو داده است، نباید کاری کنی تحقیر شوی. هرکسی کاری بکند که به او توهین کنند، مسخره شود، گناه می‌کند؛ چون کرامت یک انسان را از بین می‌برد. آن انسان خودتی، ولی یک انسان است. برای تو نیست، ولی حالا اگر مادی فکر می‌کنی، می‌گویی برای خودم است، هر کاری می‌خواهم می‌کنم. خیلی خب برای توست، با خودت هر کاری می‌خواهی بکن. پیامبر (ص) فرمودند اجازه ندهید کشتی یا قایق را سوراخ کنند. بیاید در حریم عمومی گناه کند، فساد کند، ظلم کند. ماه رمضان است، می‌گوید بدن خود من است، روزه خود من است، خودم می‌خواهم به جهنم بروم. خب، به جهنم که می‌خواهی بروی جهنم، چرا بقیه را می‌خواهی به زور با خودت جهنم ببری؟ برو روزه‌خواری کن، در خیابان چرا روزه‌خواری می‌کنی؟ خیابان برای تو نیست. می‌خواهی بروی جهنم، تنهایی برو. چرا جامعه را می‌خواهی جهنمی کنی؟ به زور می‌خواهی ببری. این‌ها به این‌طرف می‌گویند اینهایی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند. نه؛ این‌ها می‌خواهند اجازه ندهند شما مردم را به زور جهنم ببرید. این‌ها نمی‌خواهند کسی را به زور ببرند. اصلاً به زور نمی‌شود کسی را بهشت برد. ما خودمان تنهایی برویم بهشت، خیلی زور زده‌ایم، زور بزنیم، خودمان بتوانیم برویم که معلوم نیست بتوانیم برویم. کسی نمی‌خواهد کسی را به زور به بهشت ببرد، نمی‌تواند هم ببرد، ولی باید مانع شود که شما دیگران و جامعه را به زور با خودتان به جهنم ببرید. این خیلی نکته مهمی است. آقا من با اموال خودم دارم گناه می‌کنم. با اموال خودت گناه شخصی نمی‌کنی، داری جامعه را به گند می‌کشی. داری اختلاس، قماربازی، فساد، این‌ها را رایج می‌کنی. یک وقت پیامبر(ص) در خیابان داشتند رد می‌شدند، در کوچه دیدند خانه‌ای ساخته‌اند، خیلی کاخ عجیب و غریبی و ایستادند، نگاهی کردند، فرمودند به صاحب آن خانه بگویید اهل جهنم است. از حالا به تو گفته باشم، باخبر باشی، جهنمی هستی. به او گفتند آقا پیامبر خانه‌ات را دیدند، کاخی ساخته‌ای، گفت: چه کسی این را این‌جوری ساخته است؟ این حرف را زد. آمد پیش پیامبر(ص)، سلام کرد، پیامبر(ص) جواب ندادند. آمد جلوی پیامبر(ص)، ایشان روی خود را برگرداندند. آمد این طرف ایستاد. پیامبر(ص) باز روی خود را برگرداندند. با اموال و پول خودم این خانه را ساخته‌ام. فرمودند: چرا ساختی؟ تو که تنها زندگی نمی‌کنی، در این خیابان، در این جامعه هستی. هرکس خانه‌ای بسازد که وقتی مردم رد می‌شوند، آه بکشند، اهل جهنم است. فهمیدید چه شد؟ اگر بین شما کسانی هستند، پول دارند، خانه‌هایشان خیلی چیز است، این حدیث را امشب بروید به پدرتان بگویید. ماشین هم همین‌طور است. ماشین، خانه، لباس. پیامبر(ص) فرمودند: اگر جوری باشد که وقتی مردم می‌بینند، بیشتر مردم آه بکشند، بگویند اگر این زندگی است، پس ما چه‌کار می‌کنیم؟ این از آن روایت‌های خطرناک است. هیچ‌کس به هیچ‌کس نمی‌گوید. از این روایت‌ها خیلی داریم.

حالا سؤال و جوابتان را بفرمایید. در خدمتتان هستیم.

سؤال: استاد کسانی که در اتومبیل خودشان هستند کشف حجاب می‌کنند.

جواب استاد: ببینید، دو جور است. این که برویم به زور فیزیکی با طرف درگیر شویم، نه؛ اما تذکر بدهیم. اصلاً دعوا که نیست. یک کلمه تذکر است. این‌ها تعدادشان کم است، ولی خب، همین‌ها را، اگر هر مسلمانی که رد می‌شود، نگاهی به او بکند و یک کلمه تذکر بدهد، حتی با نگاه به او بفهماند. همین اثر می‌کند، کافی است. لازم نیست یقه‌اش را بگیری، دعوا کنی. اگر هر ماشینی که کنارش می‌رود به عنوان اعتراض بوق بزند. هرکس رد می‌شود، بگوید درست باش. او فحش می‌دهد، شما لازم نیست جواب فحش را بدهی، برو دیگه بگذار فحش بدهد، شما کارت را کردی. همین مقدار اگر باشد، خیلی از گناه‌های اجتماعی کم می‌شود. فقط آن بحث نیست، خیلی بحث‌های دیگر است.

سؤال: نقش دانشجوها چیست؟

جواب استاد: دانشجو، به نظر من در هر موردی، به‌خصوص مصوباتی که جنبه‌های عمومی و ملی دارد و خیلی مهم است، آثار مهمی دارد، شفافیت بطلبید، توضیح بخواهید. این که تصویب شد، چه بود؟ چرا تصویب شد؟ آثار آن چه بود؟ چه کسی مطالعه کرد؟ این قانون چند سال اجرا شد یا نشد؟ شما نظارت بر حُسن اجرای آن کردید یا نکردید؟ این قانون با آن قانون تناقض دارد. اصلاً من فکر می‌کنم نهی از منکر دانشگاهی و حوزوی باید علمی باشد، وگرنه به روش غیرعلمی و عادی خب، همه مردم می‌کنند. تفاوت امر به معروف و نهی از منکر دانشگاهی و حوزوی با بقیه این باید باشد که با توجه به تخصص خود، مطالبات تخصصی و اعتراض تخصصی کنند، این خیلی مهم است. باید اعتراضت دانشگاهی باشد، علمی باشد. حوزه همین‌طور است. در حوزه بایستیم و بگوییم آقا دارد در جامعه کارهای بد می‌شود، کارهای بد نکنید! آقا آنجا رباست، آنجا فساد است، آنجا گناه است. خب، این که هنر نیست، بقیه مردم هم بلدند نهی از منکر کنند. نهی از منکر حوزوی، امر به معروف حوزوی این است که راه‌کار شرعی، فقهی معاصر، مجتهدانه ارائه کنید، نه سکولاریسم، نه تحجر. اجتهاد کنید. وقتی می‌گویی صدتا درس خارج فقه در حوزه باید باشد. الان ما خارج فقه بازی و اسباب‌بازی کودکان لازم داریم، در حوزه تعلیم و تربیت. خارج فقه نظام بانکی با معاملات جدید، خارج فقه معماری و شهرسازی، این‌جوری امر به معروف و نهی از منکر کن، وگرنه آقا شهرسازی‌های ما اشکال شرعی دارد. خب، کجایش؟ خب، حالا جایگزین چیست؟ ما کلاً این را تعطیل کرده‌ایم. آقا بانک‌ها فلان هستند. راست می‌گویی، مشکل در بانک‌ها هست، اما راه‌حل چیست؟ اگر بانک‌ها فلان هستند، بانک‌ها را تعطیل کنیم؟ شما یک راه‌حلی بدهید که منافع بانک در جهان باشد، ضررهای بانک نباشد. این می‌شود نهی از منکر حوزوی. یا در سینما فیلم‌های بد است. خب، همه ما این‌ها را می‌دانیم. سینما و هنر. فیلم کمدی اسلامی چیست؟ فیلم عشقی اسلامی داریم یا نه؟ فیلم تخیلی اسلامی داریم یا نه؟ خب، بحث حقوقی، فقهی، تربیتی‌اش، این می‌شود امر به معروف و نهی از منکر حوزوی؛ اما صرف این که بگوییم، این‌ها را می‌دانیم، کجا، چیست و چه خبر است. خب، همه ما بلد هستیم. آقا هوا آلوده است، مردم بیمار می‌شوند. همه ما می‌دانیم، مادربزرگ ما هم، خدابیامرز، آنهایی که فوت کرده‌اند، آنها هم همین الان این مشکلات را می‌دانستند. دانشگاهی هستید. شصت درصد دانشگاه‌های ما علوم انسانی و علوم اجتماعی هستند. خب، این همه دکتری بانکداری، بازرگانی، دکترای مدیریت، دکترای جامعه‌شناسی، روانشناسی، تعلیم و تربیت، خب، مشکلات را حل کنید. مشکل ترافیک، محیط زیست، اعتیاد، طلاق، قاچاق، این‌ها را چه کسی باید حل کند؟ دانشگاه. همه مسئولین ما از همین دانشگاه‌ها بیرون آمده‌اند. مسئولین جمهوری اسلامی همه، اولاً با رأی مردم می‌آیند، مردم انتخابشان می‌کنند. ثانیاً همه متخصصین دانشگاهی هستند. دیگر حق نداری فقط ناله کنی، راه‌حل بده.

سؤال: فرمودند: آیا جامعه ما اسلامی است؟

جواب استاد: این سؤال از آن سؤال‌هایی است که سؤالات سیاه و سفید کودکان است. هیچ‌چیز صددرصد نه غیراسلامی است، نه اسلامی است. شما هرجای دنیا بروید، یک جامعه‌ای که صددرصد غیراسلامی باشد، پیدا نمی‌کنید. یک شهر در دنیا نشان بدهید، که بگویید کل اتفاقاتی که در این شهر می‌افتد، همه‌اش غیراسلامی است. هرگز این‌طوری نیست. در تمام جوامع و خانواده‌ها، خانواده صددرصد غیراسلامی نداریم، خانواده صددرصد اسلامی هم نداریم. این یک طیفی است. منتهی یک حد نصاب اقلی دارد که از آن پایین‌تر نمی‌شود گفت خانواده مسلمان است؛ اما از آن به بالا مراتب دارد. صحبت از این است. نگویید جامعه ما اسلامی هست یا نیست؟ بگویید نمره اسلامی بودن جامعه ما در هر رشته‌ای چند است؟ در حوزه خانواده، در حوزه اقتصاد، در حوزه رسانه، در حوزه ازدواج، در حوزه روابط بین‌الملل، در حوزه استقلال کشور، در حوزه آزادی‌های اجتماعی، در هرکدام جداجدا باید بحث کنید. بگویید اینجا ما هشتادوپنج درصد اسلامی هستیم. از این جهت جامعه ما از این جهت بیست و سه درصد اسلامی است. از این جهت هنوز صفر درصد تجدیدی هستیم. از این جهت شصت درصد است، باید بکنیم شصت و پنج درصد. پس صحبت از اسلامی‌تر شدن باید بکنیم، نه این که اسلامی هستیم یا نه. از جهاتی اسلامی هستیم، از جهاتی نیستیم. خود شخص خودتان، هرکدام از شما. اگر کسی به شما بگوید شما مسلمانی یا مسلمان نیستی؟ چه می‌گویی؟ شما می‌گویی من نه صفر درصد نامسلمان هستم، نه صددرصد مسلمان هستم. در رفتارهایم اسلامی هستم، در حوزه‌هایی از رفتار من با دیگران غیراسلامی هستم. باید اسلامی، آن غیراسلامی را اسلامی کنیم، اسلامی را هم اسلامی‌تر. در جامعه با ضریب بیشتری این مسئله هست.

سؤال: نوع رفتاری که گاهی ممکن است کسانی در برابر امر به معروف بکنند، مثلاً فیلمت را می‌گیرند و فلان.

جواب استاد: از فیلم می‌ترسی؟ از تیر نترسید، شما از فیلم می‌ترسی؟ با افتخار، با افتخار، با منطق. مثلاً اگر کسی دارد دزدی می‌کند، به او بگویی آقا دزدی نکن، کار بدی است. او هم فیلم تو را بگیرد. خب، افتخار کن. یک دزدی فیلم پلیس را گرفته است. این ضعف تو است. البته حد و روش آم را باید درست برخورد کرد. فرض کن کشتن آدم منکر است. تف کردن در خیابان هم منکر است. این‌ها که در یک حد نیستند. یک کسی در خیابان آب دهان انداخته است، بی‌ادب و لامذهب است. نمی‌شود به او بگویی به حقوق اجتماعی توهین می‌کنی؟ نمی‌گذارم از اینجا جلوتر بروی. بابا یک آب دهانی انداخته است، کار بدی هم کرده است، ولی در این اندازه‌ها نیست. اندازه‌ها را فهمیدن.

سؤال: شما عرض کردید که در وهله اول باید اطلاعات را بالا ببریم تا بتوانیم درست امر به معروف کنیم. حالا شما برای موضوعاتی مثل نماز، حجاب، فلان، کتاب معرفی کنید.

جواب استاد: کتاب که خیلی است. بعضی‌ها می‌آیند، شما را نمی‌گویم، ولی بعضی از دوستان می‌آیند، دانشجو، طلبه: «آقا ما می‌خواهیم یک سِیر مطالعاتی عمیق تاریخی شروع کنیم، کل کتاب‌هایی که تا حالا خوانده‌ای را بگو، از کجا شروع کنیم، تا کجا. من می‌فهمم که این از آن خاله‌بندی‌هاست که بعد به او دو تا کتاب معرفی می‌کنی، می‌گوید نه، دو تا فایده ندارد، باید یک فهرست بدهی. در همین دو تا را هم نمی‌خوانی.

سؤال: آیا باید حرف‌های ناسزا را به جان بخریم برای امر به معروف و نهی از منکر؟

جواب استاد: بله آقا جان، ثواب دارد. پیامبران چقدر فحش شنیدند، کتک خوردند. می‌دانید پیامبر اکرم (ص) چقدر دست و پا و دندان‌هایشان را شکستند، فحش دادند؟ می‌دانید بالای سرشان زباله و مدفوع خالی می‌کردند؟ می‌دانید هر روز در خانه‌اش زباله و آشغال می‌ریختند؟ چقدر انبیا کتک خوردند؟ چقدر بچه‌ها ترکش خوردند؟ بله، به تو فحش می‌دهند، استقبال کن. این فحشی که می‌شنوی، مثل ذکر «لا إلهَ اِلّا اللّه» است.

سؤال: آیا کرامت انسان با شنیدن ناسزا پایین نمی‌آید؟

جواب استاد: نه آقا، کرامت آن کسی که فحش می‌دهد، سقوط می‌کند، بی‌کرامت می‌شود، تو بی‌کرامت نمی‌شوی. سؤال: بعد می‌گوید با گفتن ناسزا چه؟

جواب استاد: ناسزا که نباید بگویی. یک روز در جنگ صفین، امیرالمؤمنین(ع) آمدند، دیدند که یک، دو تا از رزمنده‌های مجاهد که هر دو بعداً شهید شدند، ایستاده‌اند، دارند به سمت اردوگاه معاویه فحاشی می‌کنند. حضرت امیر(ع) گفتند: چه‌کار دارید می‌کنید؟ گفتند: آقا داریم فحش می‌دهیم. حضرت امیر(ع) فرمودند: برای چه؟ گفت: آنها فحش دادند، ما حرف می‌زدیم، دیدیم حرف و بحث فایده ندارد، ما هم فحش می‌دهیم که عقب نمانیم. حضرت امیر(ع) فرمودند: من بدم می‌آید فحش بدهید. گفتند: پس چه‌کار کنیم؟ بایستیم و نگاه کنیم؟ فرمودند: آنها فحش می‌دهند، شما توضیح بدهید، افشاگری کنید. هر فحشی که آنها به شما می‌دهند، شما توضیح بدهید که چرا حق با ماست و چرا شما باطل هستید. گفتند آقا آیا این جواب آنهاست؟ راضی نمی‌شدند. فرمودند: آره، این جواب آنهاست. حالا البته من خودم به منطق همان‌ها بیشتر عمل می‌کنم. کاری به حضرت امیر (ع) ندارم. فحش بدهند، فحش می‌دهم.

سؤال: اکثریت افراد امروز آگاهانه عمل ناشایست انجام می‌دهند.

جواب استاد: نه این را نگویید، خیلی‌ها ناآگاه هستند، اطلاع ندارند. من کسانی دیده‌ام که باور نمی‌کردم اطلاع ندارند، فکر می‌کردم عمداً این کار را می‌کنند. واقعاً نمی‌دانند، خیلی‌ها نمی‌دانند. یک وقت در هواپیما نشسته بودیم، از خارج داشتیم می‌آمدیم. یک دختر خانمی دو تا سگ داشت و یکسره با این‌ها می‌لولید. سگ‌هایش هم این‌قدر خوشگل بودند که دلم می‌خواست سگ‌هایش را از او بگیرم، یک نیم ساعتی هم در بغل من باشد. گفتم خانم این سگ‌ها خیلی قشنگ هستند هی به من می‌گفت: بیایید آدم با سگ بازی کند، بعد لباسش را عوض کند. با سگ غذا نخور، از نظر بهداشتی، از نظر روحی، همه صدمه دارد. رابطه انسان با انسان نباید به رابطه انسان با سگ تبدیل شود. امام صادق(ع) در یک روایت مفصل فرمودند، کمتر حیوانی مثل سگ این‌قدر وفا، انس، هوش و رابطه عاطفی با انسان دارد. خیلی سگ حیوان خوبی است. تا حالا شما سگ ندیدید! در عین حال با سگ قاطی نشو یعنی با سگ در رختخواب نرو، با سگ سر سفره و سر میز غذا نخور، با سگ قاطی نشو. آب دهان سگ، ادرار سگ، مدفوع سگ، به این‌ها حریمی قائل شو و نگذار رابطه انسان و انسان را مخدوش کند و رابطه انسان و سگ بشود. در بیشتر دنیا الان آدم‌ها به جای این که با آدم‌ها زندگی کنند، با سگ‌ها زندگی می‌کنند. یک رابطه‌ای با هم برقرار می‌کنند، زن و مرد از نظر جنسی خودشان را ارضا می‌کنند، ولی با هم زندگی نمی‌کنند، با سگ زندگی می‌کنند؛ چون سگ زبانی ندارد که از خودش دفاع کند. زبان ندارد، هر کاری که بگویی، مجبور است انجام بدهد. امروز در اینترنت می‌بینید، برای سگ‌ها لباس آدم‌ها را می‌پوشند. مثل آدم‌ها دستش را باید بالا بگیرد، راه برود بدبخت. یک کارهایی از او توقع دارند که او نمی‌داند چه‌کار کند، پیش خودش می‌گوید خب چه کارم این آدم است دیگه! یعنی نفهم است! نفهم است، چه‌کار کنم؟ این‌ها را گفتند، نه. حالا مقصود این است که آن خانم، من فکر کردم این چیزها خیلی بدیهی است. من با این که خیلی آدم لطیفی نیستم، ولی آنجا خیلی لطیف صحبت کردم که ایشان نترسد، نگوید یک حزب‌اللهی آمده است، می‌خواهد ما را با سگ‌هایمان بخورد! خیلی مؤدبانه و این‌ها گفتم خانم سگ خیلی خوب است، مخصوصاً سگ‌های شما واقعاً قشنگ هستند، دلم می‌خواهد روزی یک، دوبار بیایم این سگ‌ها را ببینم؛ اما با این‌ها غذا می‌خوری، این سه صدمه دارد. با سگ خوش باش، اما قاطی نشو. می‌پرسید سگ و خوک و اینها، آب دهانشان، ادرارشان و اینها. نه بعضی‌ها واقعاً اطلاع ندارند.

سؤال: فرمودند اگر کسی آگاهانه عمل کند، باز هم باید نهی از منکر کنیم؟

جواب استاد: اتفاقاً نهی از منکر، امر به معروف برای آگاهانه است، نه برای ناآگاه. ناآگاه را که نباید نهی از منکر کنی، ناآگاه را باید آگاه کنی، مثل همین دختر خانم. اصلاً اطلاع نداشت. گفتم «سگ‌هایت را روزی یکی دو ساعت با آنها بازی کن، اما در اتاق خودت، رختخوابت، سر سفره با خودت نبر. رطوبت دهان سگ که به دست تو و لباست می‌خورد، لباست را عوض کن.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha