جنگ حرام، جنگ واجب (جنبش های آزادیبخش و دفاع از انسان)
سالگشت شهادت استاد مطهری / نبرد جهانی انقلاب و استکبار / ۱۴۰۲
بسمالله الرحمن الرحیم
عرض سلام به محضر برادران عزیز.
موضوع را همین الآن به من گفتند اصلاً هیچ موضوعی به من نگفته بودند گفتند شهادت آقای مطهری است من را به این عنوان دعوت کردند. راجع به جوانهای مجرد که فرمودند کلاسهای توجیهی گذاشتیم مجرد، کلاس توجیهی نمیخواهد تالار عروسی میخواهد. اصلاً مجردها خودشان توجیه هستند. آقای قرائتی داشت در تلویزیون میگفت که یک بنده خدایی رفت منبر داشت توی مسجد صحبت میکرد دید از زیر منبر یک صداهای عجیب و غریبی میآید بعد دقت کرد دید یک دختر و پسری زیر منبر رفتند. جمعیت هم آمده او همینطور که خطاب به جمعیت صحبت میکرد میزد روی منبر که آنها بفهمند شما دین ندارید؟ شرف ندارید؟ غیرت ندارید؟ این دید خیلی چیز شد گفت آقا همه چیز داریم مکان نداریم.
باید بتوانیم به لحاظ عقیدتی – سیاسی توضیح بدهیم که چه میکنیم و چرا؟ و شهادت آقای مطهری که 50 سال پیش، هنوز انقلابی نبوده، نظامی تشکیل نشده، ما داخل خود کشور حکومتی نداشتیم چه برسد که بخواهیم در خارج از کشور در دفاع از اسلام و مسلمین بجنگیم. آن موقع، با منطق جهانفهم که حتی غیر مسلمین بپذیرند. با منطقی که حتی یک کافر منصف، کافر است اما منصف است کافری که ظالم نباشد نمیشود گفت که عادل باشد چون عدل تعریف فراتری دارد او هم تصدیق کند. دینداران نامسلمان، سایر ادیان، آنها هم تصدیق کنند. جنگیدن در دفاع از حق، از دین، از انسان، از اسلام، از مظلوم، اینهایی که گفتند اینها 5 نوع جنگ و 5 نوع جهاد است که بعضیها با برخی از اینها مخالف هستند و بعضیها هم با همهاش موافق هستند. آن موقع ایشان از 5 نوع جهاد و نبرد در سطح جهان در عصر غیبت، دفاع قرآنی میکند. مطهری در باب دفاع از مستضعفین جهان و دفاع از مسلمین، بدون این که جهاد ابتدایی نام بگیرد، در عصر غیبت در سراسر زمین ما وظیفه داریم در حد توان بجنگیم و اینها جهاد ابتدایی هم نیست همه جهاد دفاعی است. دفاع از اسلام. اگر اهانت و حمله به اسلام بشود ولو حمله به سرزمین شما نشود.
دوم- دفاع از مسلمین؛ یک کسی بگوید من اصلاً با اسلام کاری ندارم نفت و زمینهایتان را میخواهم.
سوم- دفاع از انسان؛ ولو غیر مسلمان. مستضعفین جهان.
چهارم- دفاع از ایمان؛ ولو فراتر از اسلام که قرآن حتی از صومعه و کلیسا کنِشت یا کنیسه دفاع میکند.
پنجم- و حتی دفاع در برابر هجوم غیر نظامی دشمنان علیه دین که قرآن از آن به تفتین تعبیر میکند.
در واقع حدود 5 نوع نبرد بینالملل و جهانی را با استناد به قرآن حتی وارد مباحث خاص فقه شیعی هم نمیشود که بگوید فلان مسئلهاش بین فقهاء اختلاف است یا بگوید دیدگاه فقهاء و متدینین غیر شیعه فرق میکند. مختصر خدمت شما عرض میکنم که اولاً خودمان بدانیم که ما داریم پشت سر انبیاء میجنگیم این نبرد و مبارزه با استعمار و استکبار و استبداد، هیچ شائبه عقیدتی ندارد فرمان قرآن کریم برای همیشه است منتهی با شرط و شروطی. چه نوع جنگیدنی و چه نوع نجنگیدنی ضمن این که ما خودمان دائم باید توجیه باشیم که برای چه؟ چون ما یک حرکتی را برای حق شروع میکند وسطهایش یادش میرود برای چه شروع کرد؟ آدم درگیر دعوا میشود و دیگر ادامه دعواست! به قول تعبیر خوب آقای جوادی، ایشان میگفت که ضربه اول را برای خدا زدن خیلی سخت نیست البته آسان نیست ولی میشود زد. آن چیزی که خیلی سخت است ضربه دوم و سوم زدن برای خداست چون وقتی اول میزنی او هم تو را میزند دفعه بعد که میخوری میگویی آن بار اول برای خدا و برای دفاع از مظلوم بود و این بار دومی است که باید حال تو را جا بیاورم چون من را زدی. یعنی یک کمی شائبه جبران و عصبانیت هم پیدا میکند. همان که میگویند وقتی حضرت امیر(ع) عمر را زمین کوبید و تف توی صورت علی انداخت یا فحش داد، ایشان بلند شد آن موقع نزد و گذاشت زمان بگذرد بعد زد. پرسیدند چرا؟ گفت برای این که داشت قاطی میشد چون من با این دشمنی که ندارم من برای خدا با او داشتم میجنگیدم. اتفاقاً او رفیق پدر امیرالمؤمنین بود خودش هم گفت که من قبل از اسلام با پدرت ابوطالب رفیق بودم تو هم جوان بودی من تو را میشناختم تو برو کنار من با تو کاری ندارم، حضرت امیر(ع) فرمودند که من با تو کار دارم. ایشان بلند شد که نکند حالا که دارد او را میزند هم برای تفی که توی صورتم انداخته باشد و هم برای خدا! یا این که من اینطوری نیستم ولی آنهایی که دارند نگاه میکنند آنها فکر نکنند که من هم برای خداست هم برای خودم. خودمان باید بدانیم که برای چه داریم هزینه میپردازیم وسطهایش گاهی وقتی فشارهای روحی و جسمی به آدم میآید و آدم احساس میکند که از او قدردانی نشد و این همه مشکلات برای خودم و دیگران درست شد آخرش هم بدهکار شدیم! مخصوصاً آنهایی که باید گمنام بجنگند چون گاهی افراد را به عنوان قهرمان، علنی نگاهشان میکنند و عدهای هم باید شهید بشوند اعلام هم نشود چنان که همین قضایای مدافعین حرم را اعلام هم نمیکردند حتی یواشکی تشییع میکردند و میگفتند فلانجا فلان شده است. ما به کسی بدهی ندارم منتهی چون درست تبیین نمیکنیم جای طلبکار و بدهکار عوض میشود. جای شهید و جلاد عوض میشود باید دائم توضیح داد. شما ببینید چه در جنگهای پیروز، چه در جنگی که در واقع کربلا جنگ نبود در هر دو جا اینها دائم هم با مردم خودشان با مؤمنین صحبت میکردند هم در خط مقدم با نیروهای دشمن صحبت میکردند. سیدالشهداء(ع) تا یک ساعت قبل از شهادتشان با دشمن و نیروهای دشمن با آنهایی که کف میدان بودند صحبت میکردند. عمامه پیامبر را به سر گذاشت با شتر جلو آمد که صحبت کند همه شروع کردند مسخره کردند و شیشکی فرستادند و صلوات میفرستادند و... اینقدر از این کارها کردند که سیدالشهداء(ع) فرمودند من که هنوز شروع نکردم من داشتم آیه قرآن میخواندم گفت میدانم چرا نمیتوانید گوش کنید این شکمهایی که از اموال بیتالمال پر شده و خوردید دیگر وقتی خوردید و بردید دیگر نمیتوانید گوش کنید و نمیگذارید من حرف بزنم. یعنی از این طرف دائم صحبت میکردند آنها نمیگذاشتند.
یکی از نکاتی که من میخواهم اینجا عرض کنم این است که در جهاد اسلامی حتی در جنگ، زبان، از شمشیر باید بُرندهتر باشد حتی وسط جبهه. یعنی هر بار باید توضیح بدهید و حرف بزنید، با نیروهای دشمن، با بدنهشان، و رهبرانشان را افشاء کنید. در جنگ صفین حضرت امیر(ع) داشتند گشت میزدند و خطهای مقدم را بررسی میکردند دیدند دو- سهتا از رزمندههای خیلی حسابی که بعداً شهید شدند از انسانهای بزرگ بودند دید اینها ایستادند و با نیروهای معاویه دارند فحش میدهند. حضرت امیر(ع) پرسیدند دارید چه کار میکنید؟ گفتند آقا ما داشتیم به دشمن فحش میدادیم ما آمدیم حرف بزنیم اینها به ما فحش دادند هرچه ما حرف زدیم اینها فحش دادند و جواب فحش هم فحش است با اینها نمیشود حرف زد فحش دادند ما هم فحش دادیم. حضرت امیر(ع) «إنی لااحب لاتکونوا سبّابین» من دوست ندارم شما فحاشی کنید. گفتند خب یک طرفه فحش بشنویم هیچی نگوییم؟ فرمودند چرا آنها فحش بدهند و شما افشاگری و تبیین کنید. هر فحشی که او میدهد به فحشهایش گوش نکنید. شما یک جواب به تهمتها و شبهاتشان بدهید یک اشکال بر آنها وارد کنید یک جمله بگویید که ما چرا میجنگیم شما چرا میجنگید. شهید سلیمانی سر همین قضایایی که باید فرهنگسازی و رسانهای کرد در کشورهایی که درگیر هستند؟ اهل تبیین بود جواب شبهات را میداد. خب این آدمی که نظامی است و بیشتر به این عنوان شناخته میشود از خیلی به اصطلاح آدمهای فرهنگی، فرهنگیتر میاندیشید و با روشنفکران و روحانیون و نخبگان و جامعه علمی کشورهای عربی در منطقه و کشورهای دیگری که درگیر هستید به اینها چه باید بگوییم؟ کاملاً متوجه بود که جنگ نظامی و چریکی ادامه یک نبرد عقیدتی است و باید پشتوانه عقیدتی آن دائم بازخوانی و تکرار و تبیین بشود. آنهایی که شبهه میاندازند تهمت میزنند ما نباید بگوییم که به درک، هرچه میخواهند بگویند! نه، به درک ندارد باید جواب بدهید. چون یک عده این وسط، بازی میخورند. معمولاً هم همینها میآیند ضربه میزنند بازی میخورد میآید ضربه میزند. دشمن دو دسته است الاغ و روباه. روباهها الاغها را جلو میفرستند و از آنها سواری میگیرند یا پیروزی میشوند و تاریخ مصرف الاغها تمام میشود و روباهها سوار کار میشوند یا شکست میخورند که باز هم الاغها کشته شدند و روباهها آن عقب هستند. معاویه و خوارج این نقش بازی شد. با این که میدانید همان شبی که علی را زدند سهتا تیم عملیاتی انتحاری در یک فرستادند. در مسجدالحرام پیمان بستند که ما میخواهیم امت اسلام را از دست اینها نجات بدهیم این سهتا باعث جنگ هستند علی و معاویه و عمروعاص! تمام فتنهها زیر سر اینهاست. ما سهتا تیم عملیاتی انتحاری میخواهیم که در یک شب بروند که احتمالاً شب قدر باشد که پاداش آن هزار برابر است امت اسلام را از شر این سه نفر نجات بدهیم. این سهتا عملیات انجام شد، آن شب سهتا عملیات انجام شد ولی فقط یکی از آنها موفق بود. آن یکی که رفته بود نیامده بود و کس دیگری را به جای خودش نماز فرستاده بود که او کشته شد و آن دیگری هم آمده بود جراحت سطحی شد. خب خوارج مثل همین داعشیها الاغ آن عصر بودند و روباه آن هم معاویه بود. به دست خوارج هم امیرالمؤمنین(ع) را زدند و هم امام حسن(ع) را زدند. همین چیزی که الآن ما هم داریم همین را میبینیم. اتفاقی که در منطقه افتاد همین بود لذا تبیین و توضیح دادن خیلی مهم است. اینها دائم دارند در داخل و خارج پمپاژ شبهه و تهمت میکنند. همان چیزی که اینجا داخل ایران در مردم پخش میکنند که هرچه پول داشتید به عراق و سوریه بردند اینها فلسطینیها را بیشتر از ایرانیها دوست دارند! نه غزه، نه لبنان و این حرفها. هرچه پول داشتیم بردند ما خودمان گرسنهایم پولهایمان را بردند آنجا به عربها میدهند و خرج میکنند ما خودمان داریم مشکل داریم فلان. جوانهای ما را میبرند آنجا برای دیکتاتورهای عرب قربانی میکنند. تا مدتها هیچ کس اینها را جواب نمیدهد و هنوز هم جواب نمیدهند. آنهایی که دارند با ما میجنگند و آنهایی که کنار ما میجنگند و آنهایی که علیه ما میجنگند هر دو آدم هستند. آدم هم گوش دارد و هم قضاوت میکند، تصمیم میگیرد و همه این کارهایش تابع برداشت خود از صحنه است. یعنی یک آدمی که میجنگند اگر خودش برای خودش روشن باشد که من بر حق هستم و دارم از حق دفاع میکنم این یک جور میجنگند. آن کسی که در ذهنش هست که ما برای کدام حق میجنگیم؟ ما برای مطامع مادی داریم میجنگیم؟ ما به دفع فلانی و فلانی میجنگیم؟ این یک طور دیگر میجنگند. وقتی که هدف متفاوت است نوع جنگیدن متفاوت میشود. کاری که انقلاب ما و خود برادرها و این فدائیان گمنام کردند بیش از این که اسلحه کار کند شیوه و ایدئولوژی جنگیدن بود. چرا بجنگیم و چگونه بجنگیم؟ این از همه مهمتر بود. مهمتر از سلاح و آموزش و این حرفها بود که البته آن هم خیلی مؤثر است اما به این سؤالات و شبهات در داخل هم باید جواب داد. همینجا در ایران میگفتند – ما مشهد بودیم یادم هست که میگفتند الآن هم شاید بگویند ولی کمتر – که این عراقیها میآیند اینجا دخترهای ایرانی را به این عربها میدهند و... عین این حرف را یک جور دیگری در عراق به عراقیها میگفتند که ایرانیها میآیند اینجا شما را بیناموس میکنند. آنجا به آنها میگویند نفت و گازتان همه داردبه ایران میرود. اینجا میگویند همه را دارند به عراق و سوریه میدهند. یعنی همزمان یک حرف را اینجا به فارسی میگفتند آنجا به عربی! که ایرانیها به کشور شما مسلط شدند و میخواهند شیعهها را سنی کنند، میخواهند امپراطوری فلان تشکیل بدهند و از این حرفها، بر ما مسلط شدند و... آن وقت همینجا برعکس میگفتند که دارند ما را فدای عربها میکنند. خب این نشان میدهد که جنگ روانی مسئله مهمی است. آن زمانی که رسانهها و ماهواره و فضای مجازی و این کارها نبود معاویه چنان تبلیغ کرده بود و قهرمان جنگ روانی بود. کاری کرده بود که اولین مسلمان که امیرالمؤمنین است وقتی که شهید شدند ملت اسلام و نصف جهان اسلام که غرب جهان اسلام در همین شام بودند میگفتند مگر علی نماز میخوانده که میگویند علی در مسجد کشته شده؟ برای چه علی به مسجد رفته بوده؟ شما ببینید جنگ روانی چقدر بوده؟ شهدای کربلا را که آوردند مردم فکر میکردند اینها جزو کفار هستند میپرسیدند که شما جزو کفار کدام جبهه و جزو اسرای کدام کشور هستید؟ که اینها میگفتند «نحن اُسُارا آل محمد» ما اسیران خانواده پیامبر هستیم. بعد آنها گفتند مگر اهل بیت همین یزید و معاویه نیستند؟ میدانید آنها فکر میکردند این همه اهل بیتی که میگویند اینها هستند! خب پیامبر پدربزرگ حسین است شوهر عمه یزید است دعوای داخلی دارند جنگ قدرت است ما که نمیتوانیم قضاوت کنیم! حسین رضیالله عنه به دست یزید رضیالله عنه کشته شد خدا از هر دویشان قبول کند! هر دو برای خدا بود! هر دو برای تکلیف خودشان عمل کردند ما هم قضاوت نمیکنیم. خب ببینید جنگ روانی چقدر بوده و الآن شدیدتر هم هست. گاهی یک کلمه کار صدتا- هزارتا گلوله را میکند. چون گاهی با یک توضیح دو دقیقهای صدتا سرباز از جبهه دشمن خارج میشوند و دیگر با تو نمیجنگند اگر توجیه بشوند. صد نفر به شما اضافه میشوند این رسانههای خارج از کشور در کشورهای مسلمان، عربی و غیر عربی در منطقه باید توجیه بشوند اقلاً آدمهای خودمان با خودمان درگیر نشوند آدمهای بیطرف به دشمن ملحق نشوند. شما ببینید سر همین قضیه حجاب رهبری چه کار کرد؟ دشمن میخواست بدحجاب را جزو لشکر خودش بکند که اینها ضد نظام و ضد اسلام هستند. خب معلوم است که اینها هرچه که هستند متدین متشرّع نیستند ولی معنیاش این نیست که هر که با ما نیست بر ماست. نه خیلیها هستند نه با ما هستند نه بر ما. ایشان آمدند با هوشمندی بسیار، اولاً بدحجاب را گفت ضعیفالحجاب. بعد هم ایشان گفت خیلی از اینهایشان متدین هستند گریه میکنند و اهل تضرع هستند و واقعاً هم همینطور است من یک روزی قبل از این قضایا در یک سفری در یکی از این فرودگاههای خارج دیدم یک خانم ایرانی که تقریباً لخت بود ولی تسبیح هم دستش بود داشت ذکر میگفت – من میخواستم بروم دستور ذکر از او بگیرم- خب معلوم بود که این بیدین نیست او خدا را قبول دارد ذکر را قبول دارد منتهی هرجای اسلام را که خوشش نمیآید و سخت است میگوید خود خدا بکند! حجاب را خود خدا بکند. خب رهبری اینها را از صف دشمن بیرون آورد. ولی از آن طرف هم به درِ بیخیالی و وادادگی بزنی و بگویی اصلاً حجاب خیلی مهم نیست آن هم نمیشود. این شیوه خیلی درست بود و هست که حجاب و کشف حجاب خط قرمز است اما شما دشمن نیستی. سال 88 هم ایشان همین کار را کرد. خیلیها آن موقع در اعتراضات در تهران فکر کردند که واقعاً تقلب شده، تظاهرات میآمدند و یک عده هم گفتند اینها خلاف میکنند آنها را بزنید. رهبری گفت نه، چند ماه طول کشید ایشان شاید بیش از 10- 15تا سخنرانی کرد و صف اینها را از هم جدا کرد و بعد از چند ماه شد یک جمع چند هزار نفری که دیگر آنها ضد انقلاب و لات و لوتها بودند میشد جمع کرد. در مسائل خارجی هم همینطور است باید همین کار را کرد. در جنگ احزاب که پیامبر(ص) محاصره بودند و بزرگترین ارتش تاریخ جزیرهالعرب حمله کردو شهر را محاصره کرد و مشرک و یهودی و قبائل و راهزنان همه با هم آمدند که قرآن میفرماید مسلمانها دو تیپ شدند یک عده گفتند که این همان است که خدا و رسول وعده دادند ایمانشان بیشتر شد وقتی محاصره شدند و تحریم شدند. یک عده هم همان صحنه را دیدند و گفتند دیدید خدا و پیامبرش کلاه ما را برداشتند «...مَّا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ إِلَّا غُرُورا» (احزاب/ 12)؛ ما را بازی دادند مگر این نمیگفت خدا با ماست پیروز میشویم؟ پیروزی این است؟ بعد هم پیامبر(ص) کلنگ میزد و میگفت فتح مصر، نقل شده دو- سهتا از این مسلمانها ایستادند و گفتند از گرسنگی به سرش زده! ما اینجا محاصرهایم میخواهیم دستشویی برویم نمیتوانیم میترسیم الآن میریزند زن و بچه ما را اسیر میکنند آن وقت این آقا همه فتح ایران و روم و مصر را دید! زده به کلهاش! برداشته نامه مینویسد به ابرقدرتهای جهان که شما بیایید مسلمان بشوید. میدانید که پیامبر(ص) در محاصره این نامهها را نوشته است! یعنی در بدترین شرایط و سختترین شرایط، بزرگترین حرفها را زده است آن وقت یک عده از مسلمانها میگفتند همین درست است میگفتند «هذا وعدنا الله و رسوله» این همان وعده خدا و پیامبر است. یک عده هم همان صحنهها را میدیدند میگفتند دیدی خدا و پیامبر کلاه سرمان گذاشتند؟ دیدید همهاش دروغ بود. و گاهی اینقدر فشار زیاد میشده که قرآن میگوید حتی بعضی از پیامبران و مؤمنین اطرافشان به ستوه میآمدند و مأیوس میشدند و میگفتند «متی نصرالله؟» خدایا پس کمک تو کو؟ مگر نگفتی «إن تنصرالله ینصرکم» ما که آمدیم و فداکاری کردیم تو کجایی؟ «متی نصرالله»؟ «لاتأخذوه سنه و لانوم» خدا چرت نمیزند و نمیخوابد. گاهی اوقات آدم میگوید مگر کسی گفته خدا چرت میزند؟ ولی در دلمان خیلی وقتها همین را میگوییم! میگوییم خدایا مگر نمیبینی چه خبر است؟ خوابی؟ در واقع داریم این را میگوییم. خدایا یا خواب هستی یا داری چرت میزنی حواست نیست میفرماید نه خواب است نه چرت میزند. همه چیز را میبینیم، میدانیم، میتوانیم ولی این مسیر را شما باید بروید.
ایشان به 5تا آیه قرآن حداقل استناد کرده است برای 5 نوع جهاد در عصر غیبت که هم مشروع است هم معقول است و هم اخلاقی است البته با شرط رعایت احکام آن. قبلاً صحبت از جنگ پارتیزانی و جنگ چریک شهری میشد امروز صحبت از جنگ چریک جهانی بشود. یک سمیناری بود شهید سلیمانی صحبت میکرد بعد که ما آمدیم خیلی محبت و اظهار لطف کرد بعد نوبت من که رسید ایشان گفت من الآن باید بروم فرودگاه و الا میماندم. گفتم که زوروی اسلامی رفت! همه میخواهند ZORO را بشناسند که کیست؟ مدام اینجا به کمک مستضعفین میرود، فلانجا میرود، خود بچههای قدس زورو هستند یعنی باید ناشناس باشی، گمنام باشی، فداکاری کنی و هرجا مظلومی هست که احساس میکند تنها مانده باید او را کمک کنید. میگوید من فدای جهان. رزمندگان بدون مرز. به شما چه مربوط است که در سطح جهان عمل کنید؟ وقتی که استکبار جهانی عمل میکند ضد استکبار هم باید جهانی عمل کند. اگر استکبار جهانی نداشتیم ما هم حق نداشتیم جهانی بیندیشیم و جهانی عمل کنیم. ولی وقتی که ظلم و ظالم جهانی عمل میکند دفاع از مظلوم هم باید جهانی باشد. وقتی تو مرز نمیشناسی ضد تو هم نباید مرز بشناسد. این تعبیری که امام(ره) گفت هرجا ظلم و کفر و شرک هست مبارزه هست ولو یک اقلیتی هستند. خب تا اینجایش قبول. هرجا مبارزه هست ما هستیم. به شما چه مربوط است؟ به انبیاء مربوط بود به ما هم مربوط است. حالا آیات آن را ایشان میآورد. این اشکال که اسلام ترور و جنگ و... این خیلی جالب است. تشییع شهید سلیمانی خیلی درس داشت. بزرگترین تشییع جنازه جهان شد. این شوخی است؟ از هند آن همه تشییع جنازه، مسلمان و مشرک و بتپرست برایش گرفتند تا 10- 20 ایالت در آمریکا عکس سلیمانی و ابومهندس را بالا بردند و عکس رئیس جمهور خودشان را که گفت این تروریست است آتش زدند! چطوری شده که بزرگترین تروریست جهان که رئیس جمهور فاسد آمریکا گفت که چند هزار افغانی را در افغانستان همینها کشتند! اول با افتخار آمد اعلام کرد ما زدیم، بعد دید عجب غلطی کرده، کل جهان برآشفت. تمام این تبلیغاتی که میکنند اگر صادقانه و عاقلانه عمل کنیم یک مرتبه دود هوا میشود. این گریههایی که داخل کشور میکردند من تعجب میکردم بچه شش ساله طوری گریه میکرد که من گفتم حتماً پدرش او را زده تا گریه کرده، بعد فیلمش را گرفتند گفتند این دارد برای قاسم سلیمانی گریه میکند! اصلاً یعنی چه که اینطوری گریه میکنی؟ پدر و مادرت هم بمیرند معلوم نیست اینطوری گریه کنی. تا آن پیرزن پشت کوه، اینها چه بود؟ اینها اصلاً عادی نیست. «من کان للَّه کان اللَّه له» این تعبیر که هروقت هرکس هر گروه و هر تشکیلاتی هر جا، برای خدا باشد خدا هم برای او میشود. تو برای خدا باش خدا هم برای تو میشود. تو برای خدا عمل کن خدا هم برای تو عمل میکند.
یک وقتی گفتند ما یک فیلمهایی داریم از داخل پایگاهها و پادگانهای آمریکاییها و انگلیسیها و اسرائیلیها، گاهی عراقیها و افغانستانیها برای ما فیلمهایی میفرستند داخل آن فیلمها نشان میدهد باطن واقعی اینها چیست و چقدر ترسو و ذلیل هستند. یک چهره هالیوودی که از خودشان ساختند که یک آمریکایی میآید هزار نفر را میخورد زخمی هم نمیشود. ولی اینجا آن آمریکای واقعی که ما میبینیم توی شلوارش از این پوشکهای بزرگسال میبندند میگفت این سربازها و افسرانشان گاهی از اینها میبندند. میگفت ترس مطلق دارند. خدا خواست این اتفاقها بیفتد که ترس و ذلت اینها را نشان بدهد و ابهت اینها ریخت. شوروی تا قبل از افغانستان هیچ جا شکست نخورده بود. از مسلمانها و اسلام شکست خورد. آمریکا و غرب از جنگ جهانی اول و دوم تا الآن هیچ جا اینها شکست نخوردند ولی اینجا شکست خوردند. خیلی اتفاق بزرگی بود. ایشان میگفت روزی که پایگاه الاسد را زدیم یومالله است آن تشییع جنازه یومالله بود. الآن 10- 20 سال است تبلیغ میکنند که اینها صدور انقلاب میکنند تجاوزطلبی و سلطهطلبی میکنند، ماجراجویی و جنگافروزی میکنند تروریست هستند و پولهای ما را به این و آن میدهند و... یعنی بیشترین نقطهای که دشمن آتشباری کرد یک مرتبه دیدید بیشترین تشکل مردمی پیدا شد. تازه به این که ما در قضیه تبلیغ و پاسخ به شبهات ضعیف عمل کردیم اصلاً عمل نکردیم.
یک شبهه این که آن موقع بود الآن هم هست این را اول صلیبیها که خودشان جنگافروز و آدمکش بودند منتهی چون در جنگهای صلیبی از اسلام و مسلمین شکست خوردند از همان موقع شروع کردند که اسلام دین شمشیر است! اسلام با خشونت است! اولاً مسیحیت به جزو فلسطین، خاورمیانه، که حضرت عیسی(ع) خودش فلسطینی است به جز فلسطین و آن منطقه اولیه، هرکجای دنیا رفته با جنگ و شمشیر رفته است. مسیحیت در اروپا با جنگ مسلط شده است و مردم و قبائل را با زور مسیحی کردند. در آفریقا، در آسیا و در آمریکای لاتین با شمشیر مسیحی کردند الآن بیشترین جمعیت کاتولیک جهان در اروپا نیست در آمریکای لاتین است. همه اینها را با شمشیر مسیحی کردند یعنی شمشیر و صلیب بردند و گفتند یا صلیب را ببوس یا شمشیر گردن تو را میبوسد! بنابراین آنچه که با شمشیر پیشرفت کرد مسیحیت بود نه اسلام. مسیحیت هم نه تعالیم حضرت مسیح(ع) بلکه مسیحیت امپراطوری و مسیحیت تحریف شده کلیسا. آقا ایرانیها با زور شمشیر مسلمان شدند! عربها و مسلمانها وقتی آمدند کل کتابها و کتابخانهها را سوزاندند! دروغهای عجیب و غریب که دقیق و منصفانه جواب ندادیم. یک) اصلاً دین چه ربطی با جنگ دارد؟ دین برای صلح آمده و جنگ بطور مطلق بد است و دین مخالف بدی است بنابراین دین فقط با صلح قابل جمع است به هیچ وجه دین و جنگ با هم معنی ندارد! خب ایشان آیاتی را در این باب مطرح میکند که من وارد آن نمیشوم ولی توضیح میدهد که جنگیدن کار خوبی است یا کار بدی است؟ شما این سؤال را راجع به همه افعال انسانی باید بپرسی و میتوانی بپرسی. گفتن کار بدی است یا کار خوبی است؟ خب گفتن چی؟ به کی؟ گفتن اسرار خصوصی یک کسی به دیگران حرام است. گفتن یک حرف حساب به دیگران حلال است. یعنی چه که حکم گفتن چیست؟ خوردن حلال است یا حرام است؟ خوردن چی؟ خوردن غذا حلال است خوردن عرق حرام است. حکم نشستن چیست؟ نشستن اینجا واجب است من باید صحبت کنم و نشستن در یک محل فلان حرام است. یعنی چه حکم نشستن چیست؟ خوردن، گفتن، رفتن و... جنگیدن هم همینطور است. آقا حکم جنگیدن در اسلام چیست؟ جنگیدن با کی؟ و برای چی؟ ما جنگ حرام داریم جنگ واجب داریم. صلح چیست؟ صلح هم صلح حرام است که آن صلح نیست تسلیم شدن در برابر ظلم است اسم آن را نباید صلح گذاشت. آن تسلیم شدن و همکاری با ظلم است. چرا جنگیدن و جهاد باید مشروعیت داشته باشد؟ چرا در اسلام قانون جنگ دارید؟ احکام جنگ دارید پس معلوم است اسلام دین جنگ است! تبلیغ میکنند که مسیحیت اینطوری است. دیدید ما خودمان هم خیلی وقتها در زمین اینها بازی کردیم. تا اسم مسیح میآید میگوییم پیامبر رحمت و مهربانی، پیامبر عشق! راجع به پیامبر اکرم(ص) این را نمیگویند. این خودش یک تحریف است. پیامبر رحمت و صلح و عشق و رحمهللعالمین پیامبر اکرم است بعد هم مگر پیامبر اکرم با حضرت مسیح(ع) مگر اینها دوتا خط داشتند؟ همه اینها یک خط است.
نماینده پاپ که آمده بود با امام(ره) ملاقات کرد یکیشان یک دکتر پروفسور آمریکایی بود یک سیمناری در کانادا بود او آمد آنجا. دوتا نکته خیلی جالب بود یکی این که او نماینده پاپ بود فکر میکرد آنجا هم مثل کاخ سلطنتی است. ولی میگوید دیدیم ایشان یک پیرمردی است و روی زمین مثل گداها روی یک پتویی نشسته، این یکجور رهبر دینی است، مثل این که این یک دین دیگری است. شکوه اینها شکوه معنوی است نه شکوه مادی. دوم این که ایشان گفت که سلام من را به آقای پاپ برسانید و بگویید ایشان کلاً دو بار نماینده فرستادید و احساس مسئولیت کردید هر دو بار برای دفاع از ظالم بود. یک بار گفتی این هویدا و نصیری را اعدام نکنید حالا هم آمدید میگویید جاسوسان آمریکایی را آزاد کنید چرا در دفاع از مظلوم هیچ جا سفیر نمیفرستید؟ گفت من از شما میخواهم مسیحی باشید اگر مسیح امروز بود طرف چه کسی بود؟ طرف ما بود یا طرف آمریکا؟ خیلی قشنگ است. این خودش از آمریکا آمده بود و میگفت من جزو هیئتی هستم که نطقهای رئیس جمهور آمریکا را تهیه میکنیم. چون آنها مثل ماها که نطق نمیکنند آنها 30 نفر متخصص مینشینند روی هر موضوعی تخصصی کار میکنند و میگویند این کلمه و این جمله را بگو. حالا کارشان به اینجا رسیده که رئیس جمهورشان روی هوا با این دست میدهد با آن دست میدهد! سقوط یک امپراطوری را اگر میخواهید ببینید از همین بفهمید. دو نفر دارند با هم رقابت میکنند یکیشان دیوانه است یکیشان هم خل است. مگر آمریکا اینطوری بود؟ آمریکا در دنیا یک منزلتی داشت. غیر از قدرت، منزلت داشت. الآن نه منزلت دارد نه قدرت دارد. قدرت او را انقلاب اسلامی شکست خیلی کار بزرگی بود. این اولین بار است بعد از جنگ جهانی اول و دوم اینها دارند عقبنشینی میکنند. همیشه جلو میآمدند این اولین باری است که عقب رفتند. در فلسطین پیروز بودند ولی این اولین بار است که دارند شکست میخورند. جالب است که آقای مطهری اسم فلسطین را هم میآورد و میگوید آیا ما وظیفه داریم برویم در فلسطین بجنگیم؟ تازه آن موقع زمان شاه این را میپرسند ایشان هم میگوید بله وظیفه داریم.
این هم که میگویند مهندس بازرگان بعد از این که کنار رفت یک کتابی نوشت که انقلاب منحرف شده است ما مرگ بر آمریکا و قضیه اسرائیل و فلسطین چه ربطی به انقلاب ما دارد؟ ما میخواستیم استبداد نباشد دیگر بقیه اینها را از کجا آوردید؟ بله راست میگویید شما هیچ وقت این حرفها را نزدید ولی این انقلاب، انقلاب شما نبوده، انقلاب امام بوده و امام از سال 43 گفت اسرائیل باید از بین برود. این جزو شعارهای انقلاب بود و این شعار هم داده میشد که امروز ایران و فردا فلسطین. این جزو شعارهای اصلی انقلاب بود. حالا چرا فلسطین؟ همه جای جهان که دست کفر است؟ برای این که اگر آن خاکریز فتح بشود کل اینها فتح میشود. اسرائیل یک کشور نیست اسرائیل عصاره کل غرب است لذا همهشان، چپ و راستشان آمریکا و انگلیس و فرانسه از حزب سوسیالیست میآید سر کار که چپ است که تا حزب راست آن، همه اول میروند با اسرائیلیها بیعت میکنند. آنها هم خوب فهمیدند این دژ اگر بطور سمبلیک بریزد فروپاشی کل استعمار غرب در جهان اسلام است بعد از 100 سال است که اینها در این صد سال بر جهان اسلام مسلط شدند. بعد از جنگ جهانی اول و دوم، اینها کل جهان اسلام را گرفتند مخصوصاً بعد از فروپاشی عثمانی. کل کشورهای اسلامی را انگلیس و فرانسه و روسیه تزاری بین خودشان همه را تقسیم کردند و ما سهم انگلیسیها شدند.
ایشان میگوید اولین مغالطه این است که روی عنوان جنگ و صلح حکم میگذارید. این عنوان قابل حکمگذاری نیست چون این عنوان، عنوان واسطه است یعنی هرچه که مطرح شد میتوانی بگویی برای چه؟ بعدش میتوانی بپرسی برای چی؟ این عنوان نهایی حکم شرعی نیست. اگر به یک چیزی رسیدی که دیگر لازم نیست بپرسید برای چه؟ آن متعلق حکم شرعی قرار میگیرد. مثلاً میگوید چرا این را برداشتی اینجا گذاشتی؟ این الآن حرام است یا واجب است یا جایز است؟ این همهاش میتواند باشد. اما اگر این آبی بود و برداشتم و خوردم از تو سؤال میکند برای چه آب خوردی؟ حالا یک قدم نزدیک شدی که فلسفهاش را بگویی، بگویی برای این که تشنهام. حکم رفع تشنگی چیست؟ آن را روشن کن بگو حکم رفع تشنگی چیست تا من بگویم حکم برداشتن این لیوان چیست؟ آنجا باید تکلیف را معلوم کنید. دوتا حکم داریم تجاوز، ظلم و حرام است. چه جنگی که متجاوزانه باشد چه صلحی که تجاوز را تأیید کند. هم جنگش حرام است هم آن صلحش حرام است. چرا؟ چون این دوتا در خدمت تجاوز قرار گرفته است. آن طرف جنگید و حمله کرد و این طرف هم تسلیم شد و دفاع نکرد. لذا هر دوتایتان ظالم هستید هم آن کس که ظلم میکند و هم آن که میگوید با ظلم نجنگید. هر دوی شما ظالم هستید تو هم به ظلم کمک کردی. میگوید یعنی چه میگویید معلوم نیست جنگ تجاوز است یا دفاع است؟ ظلم است یا مبارزه با ظلم است. جنگ، جنگ است. نخیر آقا جنگ، جنگ نیست. جنگ بدترین اتفاق در تاریخ بشر است. هیچ چیز واقعاً کثیفتر از جنگ در دنیا نیست. وقتی که خدای متعال به فرشتگان گفت میخواهم در زمین خلیفه تعیین کنم، دوتا سؤال کردند گفتند آخه ما این را میدانیم که جنایتکار است. اینها خون همدیگر را میریزند و همدیگر را میکشند این خلیفهالله است؟ «یسفک الدماء» اینها خون میریزند و همدیگر را میکشند. این جانور وحشی است این خلیفه شماست؟ یکی هم «یفسد فی الارض» اینها زمین را به گند میکشند. چرا این خلیفه است؟ خداوند هم جواب فرمود که شما یک روی سکه را دیدید درست هم دیدید. فلسفه خلقت اینها این است که میتوانند از این طرف سکه به آن طرف سکه بروند آن طرف آن را ندیدید. کثیفترین مخلوق خدا انسان است. تمیزترین مخلوق خدا هم انسان است. یعنی انسان در این فهرست، هم بالای فهرست و هم پایین فهرست هر دویش انسان است. هم «کالأنعام بل هم اضلّ» میشویم و هم مسجود فرشتگان میشویم. هم خدا با فرشتهها و هم با شیطان، خدا مناظره کرده و وکیل مدافع انسان است. فرشتگان میگویند این چرا باید خلیفه شما بشود؟ خداوند از انسان و از ظرفیت او دفاع میکند. شیطان هم میگوید خدایا من چاکر خودت هستم 6 هزار سال سجده کردم 600 هزار سال دیگر هم میکنم. این جانور کیست که من باید برای او سجده کنم؟ این کیست؟! به من مهلت بده یک کاری میکنم این جلوی من سجده کند. خداوند با شیطان و با فرشتگان مناظره کرد هر دویش در دفاع از انسان بود. به شیطان گفت چرا باید سجده کنی و نکردی. و به فرشتگان هم توضیح داد که این چرا میتواند خلیفهالله باشد و شما نمیتوانید در این سطح خلیفهالله بشوید.
خب فرق این دوتا، عاشورا زیباترین روز تاریخ است یا زشتترین روز تاریخ؟ اگر بگویید زشتترین روز تاریخ است، پس چرا حضرت زینب(س) گفت «ما رأیت إلا جمیلا»؟ من جز زیبایی چیزی ندیدیم. اگر زیباست این زشتیها چیست؟ این جنایتها و کثافتکاریها چیست؟ جواب این است که عاشورا زیباترین روز تاریخ و زشتترین روز تاریخ است. این طرف جبههاش را که نگاه کنید این فداکاریها این صدقها، این اخلاصها این زیباترین صحنه تاریخ بود. آن طرف جبهه را که نگاه کنید این زشتترین روز تاریخ بود. بنابراین هر جنگی دو طرف و دو بُعد دارد نمیتوانید بگویید اینها هر دو دارند میجنگد پس هر دو مثل هم هستند! نه آقا. این یک نکته.
بله، قرآن جنگی که جنگ سلطه باشد یعنی ما بگوییم تا حالا آمریکا امپریالیسم بوده از این به بعد ما میخواهیم امپرالیسم باشیم. ما میخواهیم با آمریکا سر تصرف و تسلط بر ملتهای دیگر رقابت کنیم! خب آن وقت ما با آمریکا فرقی نداریم. آن وقت مرگ بر ایران مثل مرگ بر آمریکا واجب است. اصلاً چرا مسلمین با ساسانی آن موقع جنگیدند؟ چرا با رومیها جنگیدند؟ میگفتند که شما بندگان خدا را به بندگان خودتان تبدیل کردید.
خب اینجا شهید مطهری میگوید چه دعواهای شخصی، چه دعواهای ملی (جنگ) اگر مبدأ آن طمع به حقوق دیگران، سرزمین دیگران، ناموس دیگران باشد میخواهید بر دیگران مسلط بشوید طاغوت هستید و این جنگ حرام است. یا جاهطلبی و تفوقطلبی، این که ما نژاد برتر هستیم، ما ژن برتر هستیم، ما از شما بهتر هستیم حرام است. هدفهای نادرست که میخواهید یک ملت دیگر را تحقیر کنید. شما دیگر حق ندارید به زبان خودتان صحبت کنید باید به زبان ما صحبت کنید! باید لباسهای ما را بپوشید! ما به شما دستور میدهیم! زنانتان باید بیحجاب بشوند! زبان ما باید در کشور شما اجباری شود! همین کاری که کشورهای غربی با ما کردند ما ژن و نژاد برتر هستیم! خب این جنگ حرام است و کثیفتر کار است و همان که با فلسفه خلقت انسان منافات دارد، اصلاً فرشتهها راست گفتند اینها را دیدند که گفتند این کیست و چرا این باید خلق بشود؟ موجودی است که از حیوانات خطرناکتر است. اما اگر برای دفع تهاجم و دفاع از حریّت و آزادی و کرامت ملتها و انسانها باشد که ما اجازه نمیدهیم شما چیزی را بر ما تحمیل کنید، اینجا اگر نجنگید این صلح نیست این تسلیم است. صلح خوب است تسلیم که خوب نیست. تسلیم کمک به متجاوز است. پس این ذلت است نه مسالمت. اینها مغالطه میکنند و میگویند ذلت را بپذیرید بعد اسم آن را مسالمت میگذارند.
خب چون این 5 نوع است، 5 ساعت میخواهد. من فقط به همین یک نوع اکتفاء میکنم. ایشان به این شبهه جواب میدهد. از جمله یک آیه این است که شما فکر نکنید که اگر سراغ اینها نروید اینها سراغ شما نمیآیند. چون دیدید هنوز بعضیها میگویند ما آمریکا را تهدید کردیم تقصیر ما بوده! در انقلاب هم یادم هست یک عده میگفتند شاه کشته، جنایت کرده، بعد میگویند خب شما اول چه کار کردید که او آمد کشت تقصیر شما بود. یک جلسهای در دهه 50 یادم میآید من 10- 12 سالم بود. همین مبارزین و روشنفکران و روحانیون، گاهی منزل ابوی ما میآمدند و جلسات انقلابی داشتند و تا اذان صبح همینطوری با هم حرف میزدند. من گاهی میخوابیدم گاهی بیدار میشدم و چایی میبردم گاهی گوش میکردم و میگفتم چقدر اینها حرف میزنند. آن اتاق، یک فامیلی داشتیم خدا رحمتش کند از دنیا رفت. خیلی از مردم اینطوری بودند حتی متدینین. به من گفت اینها این همه وقت دارند چه میگویند؟ گفتم هیچی دارند علیه شاه حرف میزنند. گفت خوبه آقا تا نصفه شب بیدار میمانند حتماً نمازهای صبحشان هم قضا میشود نشستند آنجا دارند غیبت شاه را میکنند. این جملهاش را دقیق یادم هست. میگفت اینطوری درست میشود نشستید غیبت شاه را میکنید؟ کاملاً هم متدین بود. حتی یادم میآید بعد از جنگ هم این حالتها بود. مثلاً عملیات فاو – رئیس ما اینجا نشستند 200- 300 نفر را ایشان شهید کرده، انشاءالله خداوند آقای قاآنی را حفظ کند که نمونه است – یادم میآید در عملیات فاو مجروح شده بودم بعد ایشان عیادت من آمده بود من چشمهایم تا مدتها نمیدید سوخته بودم او گفت این آقای خمینی روز قیامت میخواهد جواب تو را چه بدهد؟! تو کور شدی؟ برای فاب اینطوری شدید؟ میدانید فاب چیست؟ فاب آن زمان پودر لباسشویی بود. ایشان فکر میکرد آنجا معدن فاب است! میگفت این همه جوانها برای فاب کشته میشوند. ما دیدیم هرچه توضیح میدهیم ایشان نمیفهمد. گفتم ببین فابهای آنجا با این فابهای معمولی فرق میکند این فاب طوری است که وقتی لباسهایت را با آن میشوری تا 6 ماه دیگر نمیخواهد لباسهایت را بشوری. باز ایشان باور کرد گفت باشد هر چه باشد مگر این کارها میارزد. قرآن را حفظ است ولی نمیفهمد قرآن چه میگوید!
از جمله یکی از آیاتی که شهید مطهری(ره) به آن استناد میکند این است که میگوید شما دست از سر اینها بردارید اینها دست از سر شما برنمیدارند «...لَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ...» اگر نبود که خداوند به دست بخشی از شما بعضی از انسانهای مومن، مجاهد و شریف در برابر بخش دیگری از بشر که حیوانصفت و جنایتکار هستند اگر خدا به دست شما آنها را عقب نزند – دقت کنید – اگر خداوند به دست مجاهدان و مؤمنان این متجاوزان را عقب نزند، چه میشود؟ شما فکر میکنید آنها میگویند شما با ما کاری نداشتید پس ما هم با شما کاری نداریم؟ نه. « لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ...»(بقره/ 251)؛ کل زمین را فاسد میکنند کل جهان را فاسد میکنند و سراغ همه ملتها میروند اگر توی دهان اینها نزنید یک نقطه پاک در کره زمین باقی نمیگذارند چنانکه نگذاشتند. همه جا را گرفتند و بین خودشان تقسیم کردند. غارت و جنایت و فحشاء کردند. الآن شما دیدید که قوم لوط حاکم است. صریح میآیند چه حرفهایی میزنند. وکیل دادگستری آمریکا شوهرش هم آنجا بود گفت من خیلی خوشوقتم که دارم وزیر میشوم و از شوهرم هم – اذن شوهر هم داشت – گفت از شوهرم تشکر میکنم که مانع من نشد. تو نره خر سبیل کلفت! اصلاً آدم نمیفهمد کدام عروس است و کدام داماد است! خب حالا شما ببینید 120تا نماینده کنگره آمریکا رسماً خودشان گفتند همینطوری هستند بقیهشان هم نگفتند. یعنی اینطوری نیست که فقط به استعمار نظامی و اقتصادی اکتفا کنند. اینها خانواده و عفت و اخلاق و همه چیز را به لجن میکشانند. الآن یک موجی راه افتاده که بچههای کوچک را جراحی میکنند که پسرها را دختر کنند، برای استفاده جنسی! الآن میدانید یک موجی مطرح شده که آقا بعضیها دوست دارند با کودکان باشند چه اشکالی دارد؟ این هم جزو حقوق است! به کودکان صدمه نزنند ولی با کودکان باشند! این را دارند به عنوان یک چیز حقوق بشری خیلی علنی و صریح مطرح میکنند.
خدای متعال میفرماید اگر خداوند به دست شما توی دهان اینها نزند اینها کل سراسر زمین را، همه شهرها و کشورها را میگیرند و به فساد میکشانند. «...لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَ مَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ...» (حج/ 40)؛ اینها به هیچ دینی رحم نمیکنند اصلاً با معنویت در جنگ هستند. تمام صومعهها برای راهبان را، کلیساهای مسیحیان را، کنِشتها و کنیسههای یهودیان را، و مساجد مسلمانان را هرجا که نام خدا هست اینها دارند نابود و خراب میکنند. یعنی حدّ یقف ندارند.
آقا ارتش، سپاه، نیروی رزمی خوب است یا بد است؟ اگر متجاوز است بد است اگر مدافع حق مظلوم است خوب است. آن 4 تای دیگر هم طلبتان.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی