شبکه یک - 15 فروردین 1403

رمضان در محضر قرآن (19)

بسم الله الرحمن الرحیم

کسانی که در کادر انقلابی، خودشان را تعریف می‌کنند و یک وقتی بیش از دیگران، صرف مجاهدات فرهنگی و تعلیم و تربیت می‌کنند، هم رشد خودشان، هم دفاع از ارزش‌های انقلابی، در واقع، یک عملیات دست کم سه‌منظوره است. خداوند در قرآن، در مورد همه‌ی کسانی که به‌طور ویژه، بیش از بقیه‌ی جامعه، وقت می‌گذارند برای تفقه در مکتب، درک درست از دین، تا بعد آن را علاوه بر رشد خودشان، به دیگران هم منتقل کنند، ذهنش و انگیزه‌اش را این‌چنین باشد و بتواند به دیگران سرایت بدهد حقیقت را... قدرت شناخت حقیقت و قدرت دفاع از حقیقت و قدرت پیشبرد حقیقت، در هر جبهه‌ای... آیه‌ی شریفه‌ 122 در سوره توبه را حتماً شنیده‌اید! راجع به کلّ فرقه، تعبیر آمده است! یعنی هر محیط اجتماعی، هر جامعه‌ای! می‌گوید: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً...» ما از همه‌ی مؤمنین و جامعه‌ی دینی نخواستیم رشد ایمانی و اعتقادی را که از همه‌ی عقایدشان می‌توانند با استدلال و درست و قوی دفاع کنند و بتوانند نقاط مختلف را مورد هدف استدلالی قرار بدهند، اما چنین وظیفه‌ای را برای همه تعریف نکردیم! «وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً...» نخواستیم که همه همه‌چیز را رها کنند و مهاجرت کنند، بروند سراغ مراکز علم! اما یک سؤالی خداوند مطرح می‌فرماید: «چرا بین صفر و صد؟ یا هیچ‌کس نیاید یا همه‌ی بیایند؟ «فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ...» چرا این کار را نکنیم که از بین هر جماعتی و گروهی و هر ملتی، هر شهری، هر صنفی، یک کسانی احساس مسئولیت بیشتری بکنند، مهاجرت کنند و فهم بنیادی‌تر دین، برایش وقت بگذارند؟ «لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ...» تفقه یعنی تفکر بنیادی، تفکر عمیق! فقه یعنی درک استدلالی و باطنی‌تر، عمیق‌تر، چندلایه، از دین! لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ... تفکر عمیق، استدلالی‌تر، در دین! دو: «وَلِیُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ...» دیگر نگویند ما دیگه فهمیدیم! و بروند در خانه‌هایشان بنشینند! نه! لِیُنذِرُوا... انذار، آگاهی‌بخشی و هشدار! بعد، احساس مسئولیت جمعی بکنند! اول احساس مسئولیت معرفتی، بعد احساس مسئولیت جمعی! ملتشان، جامعه‌شان، شهرشان را، مردم‌شان را، دانشگاهش را، محله‌اش را رها نکنند، ترک نکنند! بگوید خب، دیگر من خودم فهمیدم! بلکه حتی اگر رفتند، برگردند «و إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لِیُنذِرُوا قَوْمَهُمْ...» قوم‌شان را، دوست‌هایشان را، شهرشان را، جامعه‌شان را انذار کنند! به خطرهای پیش پا و پیش راه آگاه کنند و نگذارند مردم‌شان بخوابند! از خواب بیدارشان کنند و از خطرهایی که در پیش است آن‌ها را بترسانند! «وَلَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ...» این کار را نکنند که بگویند: «ما به شرطی زحمت‌ها را می‌کشیم که مطمئن باشیم همه... همه‌ی همه حرف‌هایمان را گوش می‌کنند!» نه! «وَلَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ...» یعنی این امید را داشته باشید، اما به این شرط کار نکنید! بسا که باشد که آن‌ها برحذر باشند و آثار فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی خودتان را در نوع رفتار مخاطبتان ببینید!

شأن نزول آیه، شامل کسانی هم بود که در جبهه‌های نبرد داشتند می‌جنگیدند! می‌گفتند ما داریم برای حقیقت الهی می‌جنگیم! سؤال‌هایی پیش می‌آید، ابهاماتی هست، استدلال بعضی از کارهایمان! می‌گوید همه با هم که نمی‌توانیم! جبهه را ترک کنید، بروید! یک عده‌ای بروند، این سؤال‌ها را بپرسند، مسلّح بشوند به پاسخش، بدانند چرا؟ و برگردند به کسانی که در صف درگیرند، به آن‌ها منتقل کنند که چرا! این هم اگر این هم به این معنای هم آیه با این شأن نزول تعریف بشود، باز معنای جدی‌تری هم می‌گیرد.

آیات دیگری در قرآن که چند تایش را اشاره می‌کنم: آیات 38 تا 40 سوره‌ی حج. «إِنَّ اللَّهَ یَدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا...» مؤمنین سال‌هاست کتک می‌خورند! می‌آیند پیش پیامبر، مسلمان‌ها می‌گویند اموال ما را غارت می‌کنند! شلاق می‌زنند! فلانی زیر شکنجه شهید شد! اجازه بدهید ما هم سلاح برداریم، بجنگیم! ما هم چندتایی از این‌ها را بزنیم! پیامبر می‌فرماید: نه! فعلاً خداوند اجازه‌ی جهاد نداده به آن‌ها! بگذارید بزنند و شما برای خدا تحمل کنید! مبارزه‌ منهای خشونت! این قضیّه می‌دانید بیش از سیزده سال در مکه، مسلمانان فقط کتک خوردند و هیچ‌کس را نزدند! یعنی دقیقاً مبارزه‌ی منفی، مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز، بدون خشونت! فقط کتک خوردن، شکنجه شدن، توهین شنیدن، اموالشان غارت شد، زیر شکنجه کشته شدند، بعضی‌هایشان مهاجرت کردند! پیامبر فرمود: آن‌ها خشونت می‌کنند، ما نمی‌کنیم!

خب، بعد از این‌ها، هجرت کردند! خیلی خب! رفتند مدینه! مردم مدینه دعوت کردند، رفتند آن‌جا! نه مدینه با جنگ فتح شده است، نه مکه! مدینه و مکه، هر دو با قرآن و بدون خونریزی و با گفتگو و با صلح، حل شده است! رفتند مدینه! باز این‌ها حمله می‌کنند به مدینه! می‌گوید: «این‌ها شما را از خانه‌هایتان بیرون کردند! شما تحمل کردید، درگیر نشدید! چه کار کردند، چه کار کردند، نشدید! آمدید مدینه، باز به شما حمله می‌کنند! «إِنَّ اللَّهَ یَدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا...» خداوند از مؤمنین دفاع خواهد کرد! «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ» به این‌هایی که لطف می‌شود و بعد نادیده می‌گیرند و اهل خیانت‌اند، اهل حقه‌بازی‌اند و کلاه خدا و خلق را می‌خواهند بردارند، خداوند این‌ها را دوست ندارد! و جالب است در یک ادبیاتی... قرآن نمی‌گوید خداوند از آن‌ها متنفر است، بیزار است! می‌گوید خدا دوستشان ندارد! خیلی مؤدبانه و خیلی نجیبانه! «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ...» خداوند یک چنین انسان‌هایی با این صفات، این‌ها را دوست دارد، این‌ها را دوست ندارد! دروغگو را دوست ندارد! فاسد، خائن را دوست ندارد! ظالم را دوست ندارد! «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ» آن‌هایی که این‌جوری‌اند، با این صفات هستند، خدا دوستشان ندارد! حالا از این‌جا، آیه‌ی جهاد نازل شده است! گوش کنید! «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ...» از این پس، به کسانی که مورد حملۀ دشمن قرار می‌گیرند و به روی شما شمشیر کشیده می‌شود، به شما اجازه داده شد! «أُذِنَ...» اذن داده شد! به کسانی که به آن‌ها حمله شده و دشمن دارد می‌جنگد با او! باز دلیلش را هم می‌گوید «بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا...» به ‌خاطر این که به آن‌ها ستم شد! ظلم شده به شما! شما دارید زندگیتان را می‌کنید، دارید حقیقت اسلامی را به دیگران می‌گویید! این‌ها می‌آیند می‌کشندتان! می‌آیند از خانه‌هایتان بیرونتان می‌کنند! می‌آیند به اسلام توهین می‌کنند! تحمل... تحمل... تحمل! دیگر از این پس، «أُذِنَ...» اجازه داده شد! رخصت داده شد! به کسانی که مورد حمله و جنگ دشمن قرار می‌گیرند! «و بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا...» به آن دلیل که به آن‌ها ستم و ظلم شده است! حقوقشان و کرامتشان پامال شده است! «و إِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ...» و بعد هم بدانید این جنگ یک جنگ انتقامی مادی نیست! این نبردتان هم باید الهی باشد و از دشمن نترسید! همان خدایی که به شما اذن و اجازه‌ی مبارزه و جهاد داد، آن خداوند بر یاری شما، بر یاری آن‌ها، قدرتمند است! خدا هوایتان را دارد، نترسید!

آیه بعد، توضیح می‌دهد، چه کسانی! هی می‌گوید چرا داریم آیه‌ی جهاد را واجب می‌کنیم؟ چه کارهایی با شما شد؟ با مسلمانان چه کار کردند که حالا بعضی... مدت‌ها داریم می‌گوییم: پس شما هم سلاح بردارید و بجنگید! «الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ...» به چه کسانی اجازه دادیم بجنگند؟ «الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ...» کسانی که از سرزمین‌هایشان، از خانه‌هایشان، اخراج شدند! مثل این فلسطینی‌ها! «بِغَیْرِ حَقٍّ...» بدون هیچ دلیل درستی! هیچ حقی در این وسط پامال نشده بود، هیچ حقی را پامال نکرده بودند! شما را از خانه‌هایتان بیرون ریختند! به سرزمین اسلامی حمله کردند! مثل عراق، اشغال شده است! افغانستان، اشغال شده است! فلسطین، اشغال شده است! لبنان، اشغال شده است، دو بار! بعد بیرونشان کردید! بقیه‌ی جاها، هی تهدید به اشغال! خب، این‌ها همین است دیگر! طرف آمده است، دشمن آمده است در خانه‌های شما، در زندگی شما! بعد به اسلام و قرآن و پیامبر هی اهانت می‌کنند! فیلم می‌سازد، کاریکاتور می‌سازد، فحش می‌دهد، توهین می‌کند، متلک می‌گوید، دروغ می‌گوید، قرآن می‌سوزاند! بعد اعتراض می‌کنی، می‌گویند آزادی بیان است! از این طرف، اگر یک نفر یک کلمه علیه صهیونیست‌ها حرف بزند، آن‌جا خاکسترش می‌کنند! «الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ...» کسانی که از خانه‌هایشان بیرون رانده شدند! «إِلَّا أَنْ یَقُولُوا...» تنها گناهشان این بود که چه گفتند؟ «إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ...» تنها یک گناه داشتند مسلمان‌ها! می‌گفتند: پروردگار ما، الله است! ما این مذهبِ شرک و خرافه و باطل را قبول نداریم! ما الله را قبول داریم»! تنها گناه شما مسلمان‌ها این است که: «ما مسلمانیم! ما می‌خواهیم مسلمانانه زندگی کنیم! این‌ها تحملتان نمی‌کنند! این‌ها هی حمله می‌کنند! و بعد خداوند می‌گوید، حکمت جهاد را دوباره: «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ...» خداوند اگر به‌دست بعضی از مردم، انسان‌ها، آن بعضی دیگر را که حیوان‌صفت هستند، دفع نکند، اگر به‌ دست این‌ها در دهن آن‌ها نزند، خدا عقبشان نزند، آن‌ها به هیچی اکتفا نمی‌کنند! اگر یک گوشه‌ای از دنیا هم یک صومعه‌ای، کنیسه‌ای، مسجدی، کلیسایی باشد که نام خدا برده می‌شود، همان را هم می‌آیند با خاک یکسانش می‌کنند! این‌ها که ول نمی‌کنند! ما که جنگ را شروع نکردیم! خداوند می‌گوید این‌ها یک موجوداتی هستند که اگر شما بگویید دین از سیاست جداست می‌گویند می‌شود ما یک گوشه‌ای بنشینیم عبادت کنیم شما هم همه جای دنیا را غارت کنید؟ به همان هم راضی نیستند. قرآن می‌گوید این‌ها یک جانورهایی هستند که شما هرچه عقب بروید، جلوتر می‌آیند! آخرش شما رفتید در وسط بیابان، می‌روید در یک صومعه‌ای، می‌گوید با شما کار نداریم! دنیا مال شماست! بگذارید ما این‌جا عبادت کنیم! می‌گویند نه! همان‌جا را هم روی سرتان خراب می‌کنند! خب، ما این‌ها را دیدیم! کسانی که زمان رضاخان می‌گفتند دین از سیاست جداست! کاری نداریم! ما فقط دین و مذهب‌مان را داشته باشیم! بعد دیدند همین رضاخان آمد، به زنان گفت: باید ناموس‌تان برهنه بشود! به خیابان بیایید! گفتند ما که با تو کار نداریم! حکومت مال توست! گفت خب، من با شما کار دارم! انگلستان دستور داد! گفت: یکی زنان باید برهنه بشوند! اگر ما بخواهیم بر این جامعه مسلط بشویم، عفت باید از بین برود! آخوندهایشان هم باید خلع لباس بشوند! یک چیزی به ‌اسم علمای دین نباید باشد که از فرهنگ دین دفاع کنند! بی‌حجابی، اجبار برهنگی، مبارزه با حجاب در زنان و مبارزه با روحانیّت و تغییر خط و الفبا در ایران، که رابطه‌ این نسل کلاً با فرهنگ و تاریخ گذشته‌اش قطع بشود! همان کاری که در ترکیه و جاهای دیگر کردند، در ایران نشد، نتوانستند بکنند! تو می‌گویی دین از سیاست جداست! آن‌ها می‌گویند دین شما باید زیر نظر سیاست ما باشد. شما بگویید سیاست زیر نظر دین نباشد، کافی نیست او می‌گوید نباشد که نباشد عکس آن باید باشد! یعنی دین شما باید بیاید منافع سیاسی ما را تأمین کند! این‌ها سراغ همه‌ چیز و همه‌جا خواهند آمد!

خداوند در قرآن می‌گوید: «ما اجازه دادیم دفاع کنید و با این‌ها مبارزه کنید! تا این لحظه باید تحمل می‌کردید! از این لحظه به ‌بعد، دیگر مبارزه کنید! به شما ستم شده است! شما را از خانه‌هایتان بیرون ریختند! جرم شما فقط این است که دارید می‌گویید «رَبُّنَا اللَّهُ...؛ ما می‌خواهیم خداپرست و الله‌پرست باشیم!» و اگر خدا به‌ دست بعضی از شما انسان‌ها، به‌ دست مجاهدین و مبارزین آن را پس نزند «لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ...» حتی صومعه‌ها منهدم و خراب می‌شوند! گوشه بیابان‌ها! این‌ها همه ‌چیز را خراب می‌کنند، هیچ‌جا ترمز نمی‌زنند!

بنابراین اصلاً اولین باری که آیه‌ی جهاد آمده، مسلمانان آن‌جا تازه جنگ‌زده بودند، جنگجو نبودند! خداوند اجازه‌ی به آن‌ها دفاع می‌دهد! دیگر این که قرآن می‌گوید تنها جرم آن‌ها مسلمانی آن‌ها بود! نه این که این‌ها مزاحم آن‌ها شدند، آن‌ها آمدند حالا انتقام بگیرند! جرم این‌ها این بود که می‌گفتند: ما می‌خواهیم توحیدی زندگی کنیم! این آیه قرآن، این‌ها را دارد می‌گوید! سوّم این که می‌گوید: شما فکر نکنید اگر شما عقب‌نشینی کنید، آن ها هم می‌گویند خیلی خب! کافی است! می‌آیند جلو! می‌آیند، سوار خودت می‌شوند، بعد می‌گویند: "باید هر کاری ما می‌گوییم انجام بدهید! امام می‌گفت: این آمریکایی‌ها، این انگلیسی‌ها، صهیونیست‌ها... این‌ها مثل سگ‌اند! سگ درنده، سگ هار! سگ‌ها را دیدید در بیابان، اگر شما فرار کنید، دنبالتان می‌دوند، تا می‌آید گازتان را می‌گیرد! ولی اگر بایستی، برگردی، جلویش بایستی، سگ وایمی‌ستد! بعد یک کم می‌روی جلو، آن می‌رود عقب! امام گفت: این‌ها هم همان سگ‌اند! سگن! سگ درنده! فرار کنی، می‌آیند تا پاره‌پارت کنند و در بیابان، خونی‌مالی‌ات کنند! بایستید! در صورتشان نگاه کنید! بروید جلو! بعد می‌بینید شما می‌روید جلو، آن‌ها مجبور می‌شوند بروند عقب! و این هم شاخصه دیگر این مسئله‌ حق است!

این هم که فقهای ما جهاد را تقسیم کردند به ابتدایی که تعرضی است، یعنی ما حمله کنیم و دفاعی! این هم در واقع، به یک معنایی است که چون اگر جهاد شما همین‌جور الکی به یک ملت دیگری می‌خواهی حمله کنی، سرزمینش را اشغال کنی، این که اصلاً جهاد نیست! این که تجاوز و ظلم است! اما جهاد ابتدایی، به این معنا که شما منتظر نباشی که حتماً این‌ها به کشورتان حمله کنند بعد شما دفاع کنید! یک وقتی هم شما باید به آن‌ها حمله کنید حالا بعضی از فقهاء می‌گویند در زمانی که امام معصوم نیست این جهاد ممنوع و تعطیل است فقط وقتی به شما حمله می‌کنند باید دفاع کنید. حالا ما می‌گوییم اصلاً اگر این باشد تمام مبارزاتی که دارد صورت می‌گیرد همه‌اش جهاد دفاعی است. چون آن‌ها حمله می‌کنند به عراق و افغانستان و فلسطین و ایران و سوریه بیایند. آن‌ها مدام حمله می‌کنند ما داریم دفاع می‌کنیم. تازه درست دفاع هم نمی‌کنیم.

حالا یک سؤالی؛ من فتوای شخصی خودم را می‌گویم من با آن دسته از فقهایی موافق هستم که می‌گویند در عصر غیبت هم جهاد ابتدایی جایز است چون جهاد ابتدایی معنی‌اش این نیست که قوی شدی بروی کشورهای دیگر را اشغال کنی، غارت کنی، این که همان استکبار می‌شود و ما هم مثل آمریکا می‌شویم. ولی جهاد ابتدایی به این معنا که یک وقت‌هایی پیش می‌آید که اگر شما به دشمن، در خاک خودش و به منطقه‌ی او حمله نکنی، او قوی می‌شود و دوباره به تو حمله می‌کند! این جهاد ابتدایی است! جهاد ابتدایی، در شرایطی که خطر دشمن وجود دارد، کاملاً معقول و مشروع است! البته با رعایت همه مصالح، با رعایت عقلانیّت، با همه‌ محاسبات، نه همین‌طور بی‌کله! اصلاً این تعبیر امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه است، فرمودند: اگر بنشینید دشمنی که قطعاً دارد سراغ شما می‌آید اگر بنشینید در خانه‌ات، مثل کفتار، سرت را بکنید در سوراخ و بایستید تا او بیاید! این را خام نگهش می‌دارند! این تا آخر فکر می‌کند ندیدنش و تا آخر همان‌جور بی‌دفاع می‌ماند تا سراغش بیایند! امام فرمود من این‌جوری نیستم!

بعد فرمود: «ما قُضی قَوْمٌ...» هیچ ملتی در کنج خانه‌ خودش و سرزمین خودش، درگیر نشده است با دشمنی که دارد می‌آید سراغت، مگر این که ذلیل شد! وقتی دشمنی هست که دارد می‌آید سراغت و تو می‌بینی دارد می‌آید و بارها آمده و باز می‌آید خودش هم می‌گوید می‌آیم! امیرالمؤمنین(ع) فرمود: من نمی‌نشینم تا سراغ من بیاید! من می‌روم، مستقیماً به قلب پایگاه او، ضربه می‌زنم! این کاری است که در اسرائیل باید بشود! جاهای دیگر هم باید بشود!

توجیه و توضیح جهاد ابتدایی این است - آن چه که ما عرض می‌کنیم- این است که ممکن است سرزمین و خانه‌ شخص من و تو مورد حمله قرار نگرفته باشد که بخواهد جهاد دفاعی، به معنی خاص بکند، اما در دنیا دارد به بشریت ظلم می‌شود! در آمریکای لاتین، در شرق آسیا، در آفریقا، ملت‌های مسلمان و غیرمسلمان، ملت‌های غیرمسلمانی هستند! من رفتم در دانشگاه‌ها با آن‌ها صحبت می‌کنم، خیلی‌هایشان می‌گویند هیچ‌کس نیست به ما کمک کند! این‌جا ما را غارت می‌کنند! داروهای مرگ‌آورشان را می‌آیند روی ملت‌های ما آزمایش می‌کنند!

شما فکر می‌کنید این همه ویروس‌های جدید هی از آفریقا می‌آید بیرون، فکر می‌کنید برای چیست؟ آفریقا مگر معدن میکروب است؟ من نظر شخصی‌ام این است دلایل تاریخی برای این قضیه هست این‌ها انواع و اقسام داروهایشان را و ویروس‌ها و میکروب‌ها این‌ها را می‌روند روی این‌ها آزمایش می‌کنند! این کار را می‌کنند! این کار را در آمریکای لاتین کردند، بولیوی... می‌گفت در دهه‌ی شصت میلادی، هفتاد میلادی، هزار و نهصد و شصت و پنج، ده‌ها هزار نفر از مردم، در شمال آمریکای جنوبی و در آمریکای مرکزی می‌مردند از بیماری‌هایی که ناشناخته بود»! بعد یکی از یک جایی لو رفت از داخل خود تشکیلات مربوط به سیا و پنتاگون و این‌ها که این‌ها دارند روی ماها آزمایش می‌کنند! برای جنگ‌های میکروبی، برای جنگ‌های شیمیایی، برای داروهای جدید! مثل حیوان، مثل موش آزمایشگاهی، روی ما آزمایش می‌کنند! که ده‌ها هزار نفر از ما مردیم! خبرش جایی پخش نشده است! خودشان می‌گفتند مدارک آن معلوم است، نمی‌دانیم چرا این‌ها را در رسانه‌های دنیا کسی نمی‌گوید!

خب، با یک همچین موجوداتی یک کسانی دارند این کارها را می‌کنند! دفاع از مظلومِ غیرمسلمان، در آن‌طرف دنیا هم، طبق نگاه اسلامی، شیعی، قرآنی، واجب است! پیامبر(ص) فرمودند: «اگر یک غیرمسلمانی از شما کمک خواست گفت: "یا للمسلمین! مسلماً! من مسلمان نیستم، ولی دارد به من ظلم می‌شود! کمکم کنید! پیامبر(ص) فرمودند: اگر یک مظلومی در دنیا از شما کمک بخواهد، شما او را کمک نکنید، جز امت من نیستید! من شما را مسلمان نمی‌دانم! یعنی چه؟ یعنی شما اگر می‌توانید، باید از آمریکای لاتین تا شرق آسیا و عمق آفریقا، به کمک حتی مظلومین غیرمسلمان بروید! اگر می‌توانید! اگر نمی‌توانید، هیچ! می‌توانید باید بروید. خب، حالا اسم این را می‌خواهی بگذاری جهاد ابتدایی یا هرچی، جهاد دفاعی! جهاد ابتدایی هم به یک معنا، یک جهاد دفاعی است. چون می‌خواهی شرّ ظالم را به خودش برگردانی، از مظلوم دفاع کنی. باطن و واقع آن، در واقع، آن هم جهاد دفاعی است. بخصوص اگر مسلمان باشند که الان اکثر مسلمان‌ها در دنیا مستضعف‌ هستند.

یک نکته‌ دیگر، این که آیا ما به‌ خاطر اختلاف عقیده یا هرکس حتی مزاحم ما شد، فوری می‌خواهیم با او جهاد کنیم هرگز این‌طور نیست! دقت کنید این‌ها را اگر خواستید بعداً رجوع بفرمایید ببینید.

آیه 48 سوره‌ی احزاب، آیه‌ی 63 سوره‌ی نساء! مکرر خداوند به رسول الله می‌فرماید: درست است خیلی اذیت می‌کنند، توهین می‌کنند، حمله می‌کنند، ظلم می‌کنند، اما تا جایی که می‌توانیم، باز هم درگیر نشویم! ما نمی‌خواهیم جنگ راه بیفتد «دَعْ أَذَاهُمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ...» فحش می‌دهند، اذیت می‌کنند، شما خودت را به نشنیدن بزن، رد شو!» چقدر از این حرف‌ها زده شد، بعد از همه‌ی این‌ها، حکم جهاد آمده است، تازه! ولی وقتی که دیگر حکم جهاد رسید، دیگر گفتاین‌ها این موجودات خشن، بی‌رحمی‌اند! هر چه شما تحمل می‌کنید، این‌ها جانی‌تر می‌شوند!» آن‌جا خداوند خطاب به رسول الله فرمود: «جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ...» با کافران، چه آن‌هایی که علنی می‌گویند: «خودش منم، خودشان دشمن‌اند»، چه آن‌هایی که در ظاهر می‌گویند با شما هستیم، ولی درواقع دشمن‌اند، با این‌ها مبارزه کن «و اغْلُظْ عَلَیْهِمْ...» محکم با آن‌ها بجنگ! وسطش تردید نکنید! «قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ...» کسانی که با شما می‌جنگند، با آن‌ها با قدرت بجنگید! می‌کشند، بکشیدشان! بعد فرمود: چه در این نبرد کشته شوید، چه بکشید، به بهشت خواهید رفت! وقتی می‌کشید، چون برای حق دارید می‌کشید، در مبارزه با ظلم داری ظالم را می‌کشی و وقتی کشته می‌شوی، چون باز در راه دفاع از عدالت است، فرمود: «چه بکشید، چه کشته شوید، اهل بهشت خواهید بود!» اما در عین حال، وسطِ تندترین نبردها و جنگ‌ها، باز دعوت به مراقبت از حیات انسان و خون انسان بی‌گناه!

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند که وقتی پیامبر من را فرستادند به یمن، فرمودند: آن‌جا برای تبلیغ اسلام می‌روید، مراقب باشید، حتی یک نفر نباید کشته شود! اگر کسی به جنگ شما آمد، خواستن جنگ را شروع کنند، مبادا بدون گفتگو، جنگ شروع بشود! اول، به اسلام دعوتشان کنید! به سؤالاتشان جواب بدهید! حقیقت را برایشان روشن کنید و بعد، اگر باز هم اصرار کردند و جنگیدند، آن‌وقت شما بجنگید! به خدا قسم، اگر یک نفر به‌دست تو، در این سفر، هدایت بشود، بهتر از همه‌ی عالم که برایش خورشید می‌تابد! از همه‌ی این‌ها، پیش خداوند، ارزشش و احترامش بیشتر است.

پیامبر فرمودند: هرگاه با دشمن مواجه می‌شوید، جنگی می‌خواهد در بگیرد، نگویید فقط جنگ! سه تا راه جلویشان بگذارید! یک) بگویید بیایید با هم صحبت بکنیم! منطق ما را بشنوید! مسلمان بشوید، شاید! ما می‌خواهیم به شما کمک کنیم! نجات شما را می‌خواهیم. دعوت به اسلام! دو) قبول نمی‌کنند، بگویید: از آن‌جا باید بروند! آن‌جا نباید بمانند! چون بمانند، دوباره جنگ می‌شود! باید جای دیگری بروند. سه) اگر می‌خواهند بمانند، مسلمان هم نشوند، باز هم به ‌زور مسلمانشان نکنید! بگویید: خیلی خب بمانید! باید هزینه‌ زندگی در جامعه‌ی اسلامی را، مالیاتی که می‌دهید... یعنی جزیه... آن را باید بدهید! مسلمان‌ها جزیه نمی‌دهند! مالیات می‌دهند! شما هم به جای مالیات، جزیه می‌دهید! ما، اسمش فرق می‌کند، ولی اصلش یکی است! باید شهروند جامعه‌ی ما باشید، باید مالیات بدهید، تا امنیت در زندگی... در این‌ها تأمین بشود!

سؤال: فرمودند در جنگ ابتدایی، چطور می‌توان بدون ولیّ معصوم، به‌طور قطع، تشخیص داد، آیا ظلم صورت گرفته است یا خیر؟

جواب استاد: اگر جایی تشخیصی ندادید، ظلم قطعی نیست که نباید همین‌جوری کسی وارد جنگ بشود! اگر جایی بطور مسلم ظلم شده است، بطور قطعی ظلم شده است، آن را ما عرض کردیم!

سؤال: اگر ظلم محرز شد، آیا بهتر نیست با آگاهی دادن و کمک کردن به مظلوم، او را به دفاع تشویق کنیم؟

جواب استاد: چرا دیگه، وقتی شما دارید به مظلوم کمک می‌کنید، یعنی وارد شده‌اید دیگه! یعنی اگر الان مثلاً ما به فلسطینی‌ها کمک می‌کنیم، معنی‌اش این نیست که وارد جنگ با اسرائیل شدیم؟ همین است دیگه! اگر با این روش حل شد، شد! اگر حل نشد و شما با کمک مستقیم می‌توانید مشکل را حل کنید، باید وارد عمل شوید! اگر نمی‌توانید، نه!

سؤال: با این که پیامبر این همه دستورات در مورد جهاد دادند، چرا در کربلا جنایت جنگی صورت گرفت؟

جواب استاد: ایشان فکرده که یزید و این‌ها خیلی ملتزم به فرمایشات پیامبر بودند!

سؤال: دلیل اتحاد عربستان با آمریکا چیست؟

جواب استاد: عربستان با آمریکا اتحاد ندارد! عربستان، نوکر آمریکاست! نوکر با اربابش اتحاد ندارد!

سؤال: ما می‌توانیم عربستان را دشمن خود تلقی کنیم؟

ملت عربستان، خاک عربستان هرگز! اما حاکمیّت عربستان، صد در صد، در اختیار صهیونیست‌ها و آمریکایی‌هاست!

سؤال: لطفاً راجع به، راجع به را نوشته راجب به! این هم یکی از چیزهای بد است که بچه‌مسلمانی که خطش این‌قدر بد است و میزان ادبیات فارسی‌اش هم این‌جوری است! این نشان می‌دهد اصلاً کتاب نمی‌خوانید! فقط حزب‌اللهی است! یک حزب‌اللهی بی‌سواد!

جواب استاد: وظیفه شما در درجه‌ی اول این است که مطالعات داشته باشید! مطالعات اسلامی، مطالعات علمی، مطالعات ادبی، اهل قلم، این‌ها باشید! خیلی بد است! چهار خط برای من نوشته، اولاً خطش را نمی‌توانم بخوانم، بعد هم سه، دو تا غلط املایی داشت! برای مجازاتت، من این را نمی‌خوانم!

خب، این‌جا راجع به بنده یک چیزهایی فرمودند و خیلی تعریف کردند... معلوم می‌شود این خیلی آدم خوبی است!

سؤال: با عرض پوزش، چرا کشورهای غربی یا خود آمریکا، از تمام بزرگانشان، چه رجال سیاسی، چه شبه‌سیاسی، چه وطن‌فروش، چه خائن، می‌آیند خوبی‌هایشان را می‌گویند و از آن‌ها تقدیس می‌کنند و مجسمه می‌سازند، اما در کشور ما، بین سرانش اختلاف هست! چرا اختلافات را حل نمی‌کنند؟ چنددستگی است! آیا آقایان کی... کی... کی... این‌ها جزء شهدای زنده انقلاب نمی‌باشند؟

جواب استاد: ببینید این که یک سؤالی که آن‌جا چرا اتفاق می‌افتد؟ آن‌جا هم اتفاقات این‌جوری نیست! خیلی افراد، آن‌جا، له می‌شوند، سر و صدایش بیرون نمی‌آید! یک باند خاصی‌ با هم هستند، همه چیز را کنترل می‌کنند، رسانه‌ها برای این‌هاست، هالیوود در اختیار این‌هاست، کمپانی‌های واحد، منافع مشترک! این‌ها سر منافع مشترک با هم کوتاه نمی‌آیند! با هم همکاری می‌کنند! در عین حال، یک جاهایی شما ببینید منافع همدیگر را به خطر می‌افتد، هر کاری می‌توانند بکنند، می‌کنند! مثلاً دو- سه تا رئیس‌جمهور آمریکا هم بوده که ترور شدند! یا ترور به نتیجه رسیده است یا نرسیده است! خودشان با همدیگر... یک مرتبه، کسی تا وقتی که با آن‌ها دارد کار می‌کند، هیچ ‌چیز نیست، تا با همدیگر اصطکاک منافع پیدا می‌کنند، بعضی از پرونده‌های فسادهای اخلاقی و مالی طرف را بیرون می‌ریزد! این پس آن طرف.

اما در این طرف هم خیلی از کارها در جامعه ما انجام می‌شود، خلاف اخلاق اسلامی است! مگر هر کس این طرف، هر کاری می‌کند، اسلامی است؟! و اما اسم بعضی آقایان را آوردند که من اسم‌هایشان را نمی‌خواهم بخوانم. می‌فرمایند این‌ها هم بالاخره در انقلاب بودند! ببینید اگر کسانی سوابق خوبی در انقلاب داشتند، کاملاً محترم است و نباید بی‌انصافی کرد! اما بحث این است که ما در طول سی و چند سال، کسانی داشتیم که این‌ها یک زمانی، عین حرف‌های امام و انقلاب و سخنگویان خط امام بودند! بعد همین‌ها بعد از ده سال، بیست سال، درست ضدّ آن حرف‌ها را زدند! درست در جهت مبارزه با آن حرف‌ها اقدام کردند! شما که نمی‌توانید بگویید چون شما یک زمانی در این مسیر حق بودید، حالا نیستید ما به احترام همان گذشته، حالا باطل‌تان را هم قبول کنیم! نه! شما بالاخره باید اصول دست‌تان باشد.

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: آدم‌ها را با حق و باطل بسنجید! حقیقت را با آدم‌ها نسنجید! ولی ظلم نباید کرد! اگر با کسی هم مخالف هستیم، نباید بی‌انصافی بکنیم، خدمات او را نبینیم، یا نقاط منفی او را ده برابر زیر ذره‌بین بگذاریم!



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha