شبکه یک - 9 فروردین 1403

رمضان در محضر قرآن (15)

بسم الله الرحمن الرحیم

با دین، دست کم دو جور مواجهه می‌شود کرد. یک نگاهی هست که بسیاری از ما به دین داریم. حالا بالاخره در یک جامعه‌ای ما به دنیا آمدیم، این جامعه‌ی ما یک چنین دین و مذهبی دارد و به ما هم گفتند که بهشت و جهنم و خدا و این چیزها هم هست یک بار هم دیدید که واقعاً هست. ما که نمی‌دانیم که حالا اگر عقل درستی هم داشته باشیم، ولو ایمان نداشته باشیم، ولی می‌گوییم یک بار هم دیدید بود، نکنه بعد برویم ببینیم واقعاً هست، شوخی شوخی الان فکر می‌کنیم که همین چند ده سالی که این‌جا هستیم، هر کاری کردیم، کردیم سیاه و سفید، درست و غلط، همه با هم مساوی است بعد می‌رویم، دیگر هم نمی‌شود برگردیم این‌جا جبران کنیم می‌رویم به جایی که دیگر راه برگشتی نیست، راه جبرانی نیست نکنه وقتی مردیم که ممکن است همین فردا، پس فردا باشد تضمین نکرده‌اند که موهایت سفید می‌شود، ریش‌هایت سفید می‌شود بعد می‌میریم نکنه برویم ببینیم همه این حرف‌هایی که زدند، راست بوده است. تک‌تک اعمال و عقاید و اخلاق و کارهایی که کرده و نکرده، همه پیش روی ما و در وجود ما رژه برود و آن وقت ما از دست خودمان که نمی‌توانیم خلاص بشویم هر موجودی که از خودمان این‌جا ساختیم، ما دیگر تا ابد با همان باید زندگی کنیم یعنی اگر از خودمان یک شخصیت دروغگو، کلاهبردار، خائن، خودخواه که دیگران را قربانی خودش می‌کند هیچی برایش مهم نیست، راست و دروغ برایش مساوی است اگر یک چنین شخصیتی از خودمان در این پنجاه، شصت سالی که مثلاً این‌جا هستیم، ساختیم بعد که می‌رویم، ما تا ابد با خودمان تنها هستیم، با خودمان همین‌جوری باید زندگی کنیم.

قرآن می‌فرماید: آتشی که می‌افروزید نارالله آتش خدا که المُوقَدَة برافروخته می‌شود، الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ آن آتش بر قلب‌هایتان طلوع می‌کند یعنی آن آتش از وجود خودت زبانه می‌کشد، خودت جهنمی هستی لذا متدینین‌ ما، مثلاً نود درصد، آن‌هایی که از ما خیلی متدین‌تر هستند تازه آن‌ها گاهی احساس می‌کنند اگر به دین عمل بکنند، مثلاً یک لطفی در حق خدا کرده‌اند می‌گویند خدایا حالا ببین ما اسم تو را می‌بریم، نمازت را می‌خوانیم و پیامبرانت را مثلاً تحویل می‌گیریم، اجمالاً تو هم دیگر هوای ما را اگر بعداً بود داشته باش اگر نبود که هیچی نه ما هستیم، نه تو ولی اگر بود، جان ما بعضی کارهای خوبی را که کردیم جبران کن بعضی نگاه‌ها این‌جوری است. مثل اینکه دین، اصالتاً و حقیقتاً چیزی خودش برای ما ندارد برای نجات ما نیامده است مثل اینکه ما برای نجات دین آمده‌ایم این‌جوری تصور می‌کنیم خدا مدیون ماست، نه ما مدیون او این تفکر، همان صدر اسلام هم بود یک آیه‌ای در قرآن هست که به این تیپ آدم‌ها بگو که منت بر خدا نگذارید که مسلمان هستید و نماز می‌خوانید و کارهای عمل صالح می‌کنید و دروغ نمی‌گویید و خیانت نمی‌کنید خداوند بر تو، بر شما منت گذاشت که این توفیق را به شما داد که مثل آدم درست زندگی کنید شما مدیون هستید. ما طلبکار نیستیم ما بدهکاریم دین، تماماً برای مصالح ما آمده است، نه برای منافع خدا. در این عالم، هیچ‌چیز نه به نفع خداست، نه به ضرر خدا. خداوند فراتر از نفع و ضرر است. هر چه نفع و ضرر هست، نفع و ضرر ما و شماست. اگر چیزی حرام شده، چون به ما ضرر می‌زند، حرام شده است اگر چیزی واجب شده، چون نبودنش به ضرر ماست، وجود آن برای ضرورت داشته برای رشد ما و رهایی و رستگاری ما، واجب شده است لذا احکام الهی هم این واجب و حرام‌ها هم لطف خدا در حق انسان است این یک نگاه است.

یک نگاه هم می‌گوید که این‌ها مزاحمت خدا برای انسان است خداوند مزاحم ما می‌شود. مدام می‌گوید این واجب است آن حرام است؛ و ما از ترس خدا که نکنه یک وقتی جهنم ببرد و از دست ما عصبانی یا ناراحت بشود، این کارهایی را که نه ضرورت دارد، نه معنایی، فایده‌ای هم برای ما ندارد، این‌ها احتمالاً برای خدا یک فوایدی دارد یک جوری دل خدا را به دست بیاوریم که یک جوری راضی‌اش کنیم کدخداست، بالاخره این دو تا نگاه است

این اولین سؤال: ما چگونه هم معارف دین، هم به ارزش‌های دینی، هم احکام الهی نگاه می‌کنیم؟ قرآن می‌گوید: شما در یک چاله‌ی طبیعت افتادید یک ریسمانی از آسمان پایین آمده، به آن بچسبید و بالا بیایید. حَبْلُ اللَّهِ ریسمان خدا تَمَسُّکُوا اعتصام اعْتَصِمُوا بچسبید نه بگیرید بچسبید دیدید مثلاً یک جایی افتادید، دارید سقوط می‌کنید، یک مرتبه یک کسی طناب بیندازد، چه‌جوری آن را می‌گیرید؟ با تمام وجود می‌چسبید این‌جوری نمی‌گیرید اعتصام یعنی دو دستی بچسبید خودتان را نجات بدهید فرصت محدود است درست زندگی کنید به ما این را می‌گویند. آن‌وقت نه فقط منافع و مصالح ما بعد از این عالم، مصالح ما در همین عالم، هردویش هست. چون بعضی‌ها فکر می‌کنند احکام دین، در دنیا به ضرر ماست، حالا در آخرت به نفع ماست نه در دنیا و آخرت به نفع ماست مثلاً فرض کن اگر می‌فرماید ازدواج کنید، نه زنا، روابط نامشروع، این هم این‌جا هم بعد، تا ابد منافع دنیوی و اخروی دارد، این هم، هم این‌جا ضرر می‌زند، هم تا ابد. این‌جا خیانت جنسی را بی‌حساب و کتابی را عادی‌سازی می‌کند، خانواده‌ها را متلاشی می‌کند، روابط جنسی را غیرانسانی، غیرعادلانه، غیراخلاقی می‌کند، اعتماد را از همه می‌گیرد دیگر هیچ پسری نمی‌داند با دختری که می‌خواهد ازدواج کند، این با چند نفر دیگر بوده یا هست دختر هم نمی‌داند این پسر با چند تای دیگر بوده یا خواهد بود این چه جور زندگی است؟ بعد اصلاً ازدواج چه چیز تازه‌ای برای شماها دارد؟ بعد کم‌کم، اصلاً برای چه ازدواج کنیم؟ و از این قبیل شراب حرام است. خب چون خوشمزه‌است، فوایدی هم دارد گفتند برای کلیه‌ام خوب است نمی‌دانم برای چه هم خوب است دیدید بعضی‌ها می‌گویند برای این حرام کردند چون خوشمزه است. هر چی خوشمزه‌است حرام می‌کنند. نه حضرت رضا(ع) که زیارتشان آمدید این فرمایش ایشان است می‌گویند هر چه که به انسان، به روحش، به جسمش، به اخلاقش، به خانواده‌اش، به جامعه‌اش، به کرامت خودش، در دنیا یا آخرت و ابدیت صدمه می‌زند آن‌ها حرام شده است، ممنوع شده است هر چه که به نفع انسان بوده، حلال شده است و هر چه که برای رشد انسان ضرورت داشته، واجب شده است. پس حلال و حرام و احکام خدا، منطق دارد. منطق آن هم سود و ضرر خدا نیست، سود و ضرر ماست خود قرآن می‌فرماید شراب، قمار، خداوند می‌فرماید ما می‌فهمیم در این‌ها یک منافعی هم هست اگر هیچ چیزی، هیچ مزیتی نداشت که کسی سراغشان نمی‌رفت؛ اما عقل ریاضی هم اگر داشته باشی، چرتکه هم بیندازید، باید ببینید چیزی که ضرر آن از سود آن بیشتر است، یک انسان عاقل، متعادل، نباید بخواهد بله، قمار یک جاهایی هم سود است، پول مفت گیرت می‌آید، خوشحال می‌شوی، فکر می‌کنی که این دیگر عالی شد، اما نمی‌فهمی که تو حالت خوش شد، حال یکی دیگر را خراب کردی فردا هم باز برعکس می‌شود و این بین شما کینه و بغض‌ برقرار می‌کند، روابط انسانی‌تان از بین می‌رود بعد وقتی کسی با قماربازی عادت می‌کند، دیگر دنبال کار و تولید و خدمت نمی‌رود معنای زندگی عوض می‌شود یعنی در همین دنیا اثر دارد آثار آن از این‌جا شروع می‌شود می‌گوید خیانت در امانت نکن. فکر می‌کنیم خیانت در امانت کار خوبی است می‌گوید این‌جا به نفع ماست نه، این‌جا هم به نفع تو نیست.

احکام اسلام چیست؟ می‌گوید راست بگو به هم دروغ نگویید ما اگر دروغ بگوییم، در دنیا، به نفع ماست؟ خب، دو بار، سه بار دروغ می‌گویی، دو، سه تا سود مفت، حرام، به دست می‌آوری بعد کم‌کم همه می‌فهمند دروغگو هستی. بعد، ضربه اصلی‌اش را خودت می‌خوری کسی دیگر به تو اعتماد نخواهد کرد روابط اجتماعی، مبتنی بر دروغ می‌شود، جامعه، همه به هم بدبین و بی‌اعتماد می‌شوند اصلاً آخرت نه ولی این دنیای خوبی است؟ احکام الهی می‌گوید وجدان کاری داشته باشید. کاری که تعهد می‌کنید به موقع، سر وقت درست انجام بده، می‌گویی: من این پروژه را قبول کردم، با این مبلغ، در این زمان، با این مصالح، با این تضمین، در این تاریخ به شما تحویل می‌دهم بعد نمی‌دهی، آن موقع فکر می‌کنید می‌گویید حالا آخرتم خراب شد، عوضش دنیایم خوب شد دو، سه تا از این پروژه‌ها را اجرا می‌کنی، کلاه دو، سه نفر را برمی‌داری، بعد به همین عنوان شناخته می‌شوی یکی دیگر هم کلاه تو را می‌آید برمی‌دارد اما اگر تو را به صداقت بشناسند، بگویند با این آقا هر قراردادی امضاء کنی، هر پروژه‌ای را بردارد، این آدم قابل اعتماد است این دروغ نمی‌گوید، خیانت در امانت نمی‌کند دنیایت خراب می‌شود؟ نه این به او می‌گوید، او به این می‌گوید، یک مرتبه می‌بینی مشتری‌هایت ده برابر شدند همه به هم می‌گویند فلانی هم کارش درست و تمیز است، هم آدم صادق و امینی است. یعنی هر چی را که دین می‌گوید بکن هم این‌جا هم آن‌جا به نفع توست، ما این را نفهمیدیم. لذا فکر می‌کنیم که عمل کردن به این ارزش‌های اخلاقی یا احکام، ما داریم یک منتی سر خدا می‌گذاریم، یک لطفی در حق خدا داریم می‌کنیم خدایا دیگه چقدر به تو کمک کنیم خودت برو مشکلاتت را حل کن، هی به ما دستور می‌دهی نوکر گیر آوردی

اگر به دین از این زاویه نگاه کنیم، همه ادیان را نمی‌گویم چون آن‌ها همه دستکاری شده‌اند. خیلی وقت‌ها هم در تعریف و تبیین اسلام تحریف و دستکاری شده، باید دقت کرد چه کسانی معیار هستند دین را به این چشم نگاه کنیم یا به آن چشم؟ این دوتا سبک زندگی می‌شود، دوتا تمدن می‌شود، دو نوع حکومت و مدیریت می‌شود، دو نوع خانواده می‌شود، دو نوع شرکت، پروژه، بازار می‌شود این‌ها دوتا بازار هستند. حضرت موسی‌بن‌جعفر فرمودند: پیامبر اکرم فرمودند: وقتی به شما می‌گویند قربانی کنید قرآن می‌گوید گوشت و خون این قربانی به خدا نمی‌رسد خدا که گرسنه نمی‌شو. این دو بُعد دارد: یک بعد مادی، گرسنگان را سیر کنید. خانواده‌های گرسنه که ماه به ماه، سال به سال، ماه‌ها گاهی ممکن است نتوانند چند وعده غذای گوشت، سالم، خوب بخورند، بدهید آن‌ها بخورند یک بُعدی هم هست برای خودت، بین تو و خداست. قرآن می‌فرمایدگوشت و خون قربانی که به خدا نمی‌رسد این برای گرسنگان و محرومان است. چه چیزی از قربانی به خدا می‌رسد؟ می‌فرماید تقوا و انگیزه شما. یعنی تو وقتی که اموال و پول خودت را، چیزی که برای خودت بوده، زحمت کشیدی این را می‌دهی دیگری بخورد و هدفت هم خداست، طلبی از این نداری، منت نمی‌گذاری، تحقیر نمی‌کنی، این باعث می‌شود تو به خداوند نزدیک می‌شوی، رشد معنوی می‌کنی اصلاً عید قربان چرا می‌گویند قربان؟ قُربان، قرب، تقرب، عید قربان یعنی از آنچه که دوست داری، برای توست بگذر، قربانی کن به خداوند نزدیک شو. چیزهایی را که خودت می‌توانی بخوری، نخور بده آن‌ها بخورند.

بعد یک لوس بازی‌هایی هم که این غربی و غرب‌زده‌ها می‌کنند، در اینستاگرام، در همین فضای مجازی پارسال عید قربان دیدم کردند، امسال هم یکی دو نمونه آن را دوستان فرستادند. این آدم‌های قُضبیتی که خودش هرجا دستش برسد، دزدی می‌کند، کثافت‌کاری می‌کند، اهل مواد است، این سلبریتی‌ها مواد و مشروب و قمار و روابط شیرتوشیر جنسی این‌طرف، آن‌طرف، همه کثافت‌کاری‌ها را می‌کند، بعد روز عید قربان برداشته عکس گوسفند انداخته، چرا تو را می‌خورند؟ چرا تو را قربانی می‌کنند؟ من به جای قربانی کردن یک گوسفند و یک حیوان، مثلاً گل یا درخت می‌کارم. خب اولاً که درختی که همیشه باید بروی بکاری، درخت‌ها را جداگانه برو بکار پیغمبر فرمودند اگر علائم قیامت به پا شده است، می‌دانیم نیم ساعت دیگر کل کره‌ی زمین دارد منهدم می‌شود، یک نهال دستت است آن را بکار نگو این نیم ساعت دیگر نیست بکار به حیات، به زندگی، احترام بگذار زندگی ولو یک گل، یک گیاه، ولو نیم ساعت. پیامبر فرمودند می‌دانید این درخت‌ها، گیاهان این‌ها عمه‌ها و خاله‌های شما هستند؟ «عَمَّتُکُمْ نَخْلَةٌ» درخت نخل، عمه‌ی شماست هوایش را داشته باشید درخت زیتون، خاله شماست از کنار این درخت‌ها، گل‌ها رد نشوید این‌ها تشنه باشند، محل نگذارید یا شاخه‌اش را بشکنید شما با این‌ها فامیل هستید. طرف، علوفه گرفت جلوی دهان گوسفند که از طویله بیرون بیاید گوسفنده بیرون آمد نداد، گفت الان وقت غذا نیست. امام(ع) فرمودند: به حیوان دروغ گفتی به گوسفند؟ گفت مگر به حیوان هم دروغ می‌گویند؟ گفت تو که الآن گفتی بیا بیرون من به تو این را می‌دهم او حرف تو را فهمید، به تو اعتماد کرد او فکر کرد تو راستگو هستی نمی‌دانست کلاهبرداری است او حیوان هم به تو صادق بود، به تو اعتماد کرد، آمد بیرون، بهش ندادی؟ خیانت کردی به او به این گوسفندها دروغ گفتی؟ حالا شما وعده به انسان‌ها را ببینید!

حالا حیوان و گیاه به جای خود، حیوان را قربانی نکنند الان خود همین‌ها این تیپ‌ها دو تُن غذا می‌خورند. بهترین گوشت‌ها، بهترین کباب‌ها را می‌خورند. این گوشت‌هایی که می‌خورید گوشت چیست؟ گوشتِ هوا! آن وقت این‌ها را زنده زنده می‌خورید یا می‌کشید و می‌خورید شارلاتان‌های لطیف! همه‌ این‌ها بازی است. اتفاقاً آسان‌ترین مرگ، برای حیوان، همین ذبح اسلامی است. خود این‌ها که به اندازه کل جهان در اروپا و آمریکا گوشت می‌خورند بروید ببینید چطوری هست، یا با گاز خفه می‌کنند یا حیوان را می‌بندند، قفل می‌کنند، با پتک توی ملاجش می‌کوبند یا... چطوریه که آن‌ها این‌طوری است؟ خب برو آن‌جا یک مقدار گل بکار. این کلاهبرداری است پیغمبر اکرم فرمودند یک عده‌ای عید قربان که می‌شود به خیال‌شان خود کشتن گوسفند، مستقلاً هدف است نه به آثار مادی آن کار دارند، نه به آثار معنوی آن، نه نیت‌تان نیت درستی است قربانی می‌کند برای اینکه پُز بدهد، برای اینکه مشهور بشود، بگویند این دارد به همه قربانی می‌دهد یا خیّر است. گوشت هم به آن کسی که مستحق است نمی‌رسد گرسنه است به آدم‌های سیر می‌دهیم.

پیامبر فرمودند: «إِنَّمَا جَعَلَ اللَّهُ الْأُضْحِیَّةَ» خداوند عید قربان را قرار داد از جمله آثار مادی آن این است که: «لِیُشْبِعَ مَسَاکِینَکُمْ مِنَ اللَّحْمِ» برای اینکه خانواده‌هایی هستند که به‌ شدت فقیر هستند مسکین یعنی زمین‌گیر، یعنی ساکن که این‌ها غذای گوشتی، مدت‌ها، ماه‌ها می‌گذرد، نمی‌توانند بخورند این بدن احتیاج دارد «فَأَطْعِمُوهُمْ» آن‌ها را سیرشان کنید شما خودتان که مدام دارید می‌خورید، بگذارید آن‌ها، خانواده‌ها، قبایل، شهرها، ملت‌هایی که گرسنه‌اند، به آن‌ها بدهید و آن‌ها را سیر کنید هدف این است. اگر می‌خواهید نیت‌تان قربانی باشد و به خدا نزدیک شوید، تقرّب باشد، باید در آن گذشت باشد بعد سر این قضیّه دکّان باز نکن ضمن اینکه همین قربانی کردن حیوان هم حساب و کتاب دارد می‌فرمایند: جلوی حیوانی که می‌خواهید قربانی کنید، این‌ها روایت اهل بیت و پیامبر است می‌فرمایند: چاقو را جلوی حیوان، تیز نکنید حیوان متوجه می‌شود. هیچ حیوانی را جلوی حیوان دیگری ذبح نکنید یعنی یک گوسفندی، گاوی، آن‌جاست، جلوی آن یک گوسفند دیگری را نکشید. حیوان را تشنه ذبح نکنید. با کاردی که کُند است این کار را نکنید تیز باشد که سریع راحتش کند و رو به قبله و نام خدا را ببرید. خب این بُعد مادی است و تمام احکام دین همین‌طور است یعنی اگر یک حکمی پیدا می‌کنیم که در ذهن‌مان این است که یعنی چی؟ مثلاً می‌گوییم این حجاب چیست؟ اگر حجاب، به نفع دنیا و آخرت زن و مرد و خانواده نبود، واجب نمی‌شد. اگر برهنگی در عرصه‌ی عمومی به نفع شما بود، حرام نمی‌شد برای شماست، برای ماست این‌ها برای خدا نه سودی دارد، نه ضرری دارد.

خب، اگر فرمایشی هست، سؤالی بفرمایید. سؤال راجع به اشخاص و اسم‌ها بحث‌های فضای مجازی نکنید. این‌قدر فضای مجازی دروغ است من نمی‌دانم کدامش راست است. در ضمن، ساعت دوازده شب است حواستان باشد.

یکی از حضار: یک جایی هم شنیدم حتی به آیه‌های قرآن هم اشاره کرده‌اند که حجاب برای زن‌های اطراف پیامبر و آن حالا با پیغمبر که نسبت داشتند، آن‌ها واجب بود، به زنان مؤمن توصیه شده است.

استاد: نه این حرف غلط است. من نمی‌دانم کی چه گفته، به اشخاص کار ندارم. حجاب واجب قطعی شرعی الهی است. هر زن مسلمان، مرد مسلمان، که حجاب را انکار کند و بگوید "حجاب حکم اسلامی نیست"، خلاف صریح قرآن حرف زده است. قرآن کریم در بیش از سه جا راجع به حجاب و اصول کلی حجاب و ادله حجاب، بحث کرده و علاوه بر آن، در صدها روایت و حدیث صحبت کرده است. اصلاً حجاب را ولش کن، قانون؛ مثلاً مالیات، مالیات اجباری است یا نه؟ خوب است که اجباری است یا بد است؟

- خوب است چون قانون است و ثروتمندان این‌طوری به فقرا کمک می‌کنند.

چرا خوب است؟ ثروتمند می‌گوید من نمی‌خواهم بدهم اجباری است؟ می‌گوییم بله اجباری است. او می‌گوید که من اصلاً این اجبار و این قانون را قبول ندارم من نمی‌خواهم مالیات بدهم! ما و شما چه جوابی به او می‌دهید؟ می‌گوییم تو هر چی می‌خواهی بگو، ما از تو می‌گیریم. نه خب، چه استدلالی می‌کنیم؟

- عدالت واجب‌تر است. به خاطر این که حالت عامّه دارد، نمی‌شود که یکی بدهد، یکی ندهد چون قانون بد هم قانون است.

استاد: نه مالیات کلاً قانون بدی نیست مالیات غیرعادلانه، قانون بد است. صحبت از مالیات عادلانه است. می‌گوید من به مالیات عقیده ندارم. خرید و فروش مشروبات الکلی ممنوع است یا نه؟ یعنی اجباری است که حق نداری بفروشی، درست است؟ چرا اجباری است؟

- ضرر دارد.

استاد: برای چه کسی ضرر دارد؟

- برای جامعه. عموم مردم

استاد: برای جامعه. خیلی خب او می‌گوید من عقیده ندارم که ضرر دارد.

- او آن عقیده ندارد، مسئله این است که برای دولت ضرر دارد یا برای ملت؟

استاد: برای ملت ما داریم راجع به ملت صحبت می‌کنیم.

- پس اختلاف می‌کند یا مثلاً آن هم ضرر دارد. پس چرا به این تمرکز نمی‌شود؟ یا اصل اقتصادی این است؟ اصلاً 12 ماه است تورم شده هیچ کس هیچ حرفی نمی‌زند.

استاد: چرا آقا همه دارند حرف می‌زنند چی هیچ‌کی حرف نمی‌زند؟

- کو؟

استاد: همان جایی که آن را دیدی، این را هم برو ببین. همه دارند حرف می‌زنند. اشکالی که شما کردید، اشکال به این آقا است که چرا سؤال از حجاب می‌کند، نه اشکال به من که دارم جوابش را می‌دهم. شما باید از ایشان بپرسید که برادر عزیز چرا از حجاب سؤال می‌کنی؟ از اختلاس سؤال کن. این را باید بگویی. ایشان سؤال حجاب کرده است، الان دارد راجع به حجاب از من سؤال کرده است شما سؤال بعدی را باید راجع به اختلاس بپرسید. وقتی که یک حکم الهی را می‌گویند انجام بده، معنی‌اش این نیست که آن حکم دیگر مهم نیست نه کسی حق دارد به اسم حجاب بگوید اختلاس مهم نیست! نه کسی حق دارد به اسم اختلاس بگوید حجاب مهم نیست! همه‌اش مهم است. سؤال ایشان این است می‌گوید که آیا حجاب اجباری است؟ عرض کردم هر چه که قانون می‌شود اجباری است مالیات اجباری است، باید بدهی. همین اختلاس و رشوه، آقا اجباری است که ما حق نداریم اختلاس کنیم؟ بله، اجباری است. او می‌گوید من عقیده ندارم که اختلاس بد است من عقیده دارم اختلاس خوب است برای ما که خوب است این‌ها درست است؟ چرا اجبار می‌کنید؟ چیزی که من قبول ندارم، به نفع من است من خودم می‌گویم اختلاس به نفع من است، شما چرا اجبار می‌کنید که من نباید این کار را بکنم؟ من دارم موارد مشابه را می‌گویم هر جوابی آن‌جا می‌دیدید، این‌جا هم همان است.

طرف می‌گوید که مصرف مواد مخدر، می‌گوییم این غلط است به ضرر خودت است. اما فروش آن چی؟ در خیابان، علنی، در جامعه، به دیگران آلوده کردن دیگران چه؟ این‌جا دیگر اجباری است حق نداری این کار را بکنی خودت می‌خواهی بکشی تا بمیری، خب برو در خانه‌ات بکن بمیر. اما حق نداری جامعه را به گند بکشی. حجاب هم همین است حجاب، دو بُعد دارد مثل عرق‌خوری است مثل قماربازی است چون مقدمه‌ی فحشاست ولو خودش فحشا نباشد که گاهی هست، مقدمه‌ی گسترش فحشاست. آثار بد اجتماعی دارد، برهنگی کشف حجاب، باعث فروپاشی خانواده‌ها خواهد شد. گسترش خیانت‌های جنسی، درصد بچه‌های متولد شده بعد از چهل، پنجاه سال همین الان شما شهرهایی دارید هشتاد- هفتاد درصد آدم‌های آن حرام‌زاده هستند نمی‌دانند پدران‌شان کیست. بچه‌های بی‌سرپرست، خانواده‌های فاسد شده، زنانی که سرپرست کودک هستند و هزار مشکل دارند. آمار طلاق، اصلاً دیگر ازدواج نمی‌کنند. نقطه شروع همه این‌ها برهنگی و کشف حجاب است که روابط جنسی را کم‌کم هرج و مرج ایجاد می‌کند و مفهوم اخلاق و حقوق را از سکس و شهوت خارج از خانواده می‌کند و متلاشی شدن خانواده‌ها و... پس اینکه بدن خودم است، لباس خودم است بله، ولی جامعه خیابان خودت نیست از خانه‌ات که بیرون می‌آیی حریم عمومی است. روزه‌خواری حرام است دو بُعد دارد یکی اینکه اگر خودت روزه بخوری، سالم هستی روزه بخوری، جهنم می‌روی. یکی این که بیایی بیرون، در خیابان، ماه رمضان را روزه بخوری. این یک گناه دومی است با اینکه داری به جامعه پیام می‌دهی که آقا این حکم خدا، روزه و این‌ها چرت و پرت است این‌ها بیا ما زیر پا گذاشتیم. قانون با این دومی برخورد می‌کند. این اجباری است. می‌خواهی روزه بگیری، می گویی من به روزه عقیده ندارم مگر زورکی است؟ نه نمی‌خواهی نگیر. آثار آن را هم خواهی دید. اصلاً فرض کن روزه برای شما واجب نیست شما بیمار هستید اگر روزه بگیری برایت ضرر و خطر دارد، اصلاً روزه بر شما حرام است، نباید روزه بگیری ولی باز هم حق نداری بیایی توی خیابان روزه‌ات را بخوری. آن گناه اول نیست. این دومی یک گناه دیگری است. گناه، یک بُعد فردی و یک بُعد اجتماعی دارد. بُعد فردی آن بین تو و خداست. می‌خواهی خدا را قبول کن، نکن آثار آن به خودت می‌رسد. اما همین گناه، یک بُعد اجتماعی دارد. شراب‌خواری در ملأ عام، برهنگی در ملأ عام، مصرف مواد مخدر در ملأ عام، تبلیغ قماربازی، تبلیغ فحشا، این‌ها حمله به حقوق اجتماعی است این‌جا قانون کاملاً می‌تواند جلوی آن بایستد و باید هم بایستد. بله این‌جا مثل همه‌ی قوانین دیگر اجباری است، اما آن بُعد شخصی‌ آن نه.



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha