بسمالله الرحمن الرحیم
فرشتگان الهی موجودات مجرد، موجوداتی که عقل محض هستند حتی آنها از شناخت انسان عاجز و حیران شدند و ناتوان بودند و نتوانستند همه ابعاد آن را درست بشناسند اینقدر انسان پیچیده است و وقتی خدا خبر آفرینش انسان و جعل خلافت را داد و گفت «أتجعل فیه من یفسد فیها» قرار است یک موجودی را اینجا بگذارید به عنوان خلیفه خودتان که اینجا را به گند بکشاند «و یفسک الدماء» خون میریزند و همدیگر را میکشند؟ «و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک» ما مشغول تسبیح و تقدیس هستیم ما اطاعت محض هستیم فلسفه خلقت مگر جز اطاعت و عبادت است؟ آن وقت آنجا خداوند فرمود «إنّی أعلم ما لاتعلمون» چیزی را میدانم که شما نمیدانید یعنی بعد کمکم برایتان روشن خواهد شد که قضیه چیست؟ شما باید انبیاء را هم ببینید، اولیاء خدا را هم ببینید، شما باید مجاهدین و شهدا را ببینید، شما باید انسانهایی را که تمام عمرشان مشغول خدمت به دیگران هستند بدون هیچ توقع، آنهایی که شبها مشغول نیایش و ذکر هستند و روزها مشغول خدمت به خلق هستند ببینید آنها را چرا ندیدید؟ بُعد دوم انسان را، مردان و زنانی را ندیدید که هر کدامشان یک نفری به کل این عالم میارزند شما در برابر آنها و بخاطر آنها سجده میکنید نه به خاطر این بُعد وحشیگری، مادی و شهوت انسان. ما این خشم و شهوت را باید به او بدهیم برای این که در دنیا و عالم طبیعت اگر بخواهد زندگی کند باید بتواند از خودش زندگی خودش را تأمین کند این خشم و شهوت برای ادامه حیات خودش در کره زمین لازم است اگر شهوت نداشته باشد ازدواج نمیکند، تشکیل خانواده نمیدهد و نسل او نمیماند. شهوت فقط جنسی نیست، شهوت یعنی اشتها و میل. اگر تمایلات و اشتهای انسان نباشد به سلامتی، به زیبایی، به امنیت، آن وقت اصلاً زندگیاش را تأمین نمیکند همینجوری مینشیند یک گوشهای تا میپوسد، نه بهداشت، نه تمدن، نه زندگی، نه امنیت، نه غذا،نه ورزش، نه غذا، هیچی، منشأ اول اینها اشتها است. یکی هم قدرت دفاعی و خشم باید در او باشد تا بتواند از خودش در برابر تهدیداتی که در این عالم هست دفاع کند چون عالم طبیعت عالم تزاحم است عوامل مختلف علیه همدیگر ممکن است عمل کنند ما خشم را چرا داریم؟ چرا خشم به این بشر دادی که بعد از دل آن قتل و جنگ و خشونت بیرون بیاید؟ خدا میفرماید ما خشم را برای کشتن به کسی ندادیم، خشم آمده یعنی قدرت دفاع از خود و دفاع از حقیقت، چون آدمهای دیگری هستند که به حق و عدالت و به آدمهای دیگر تجاوز میکنند خشم آمده که جلوی آنها را بگیرید و الا اگر انسان فقط اشتها و شهوت و تمایل بود زود باز هم از بین میرفت چون نمیتوانست دفاع کند نه از مادی خودش و نه از معنا، نه از حقیقت، از هیچی دفاع نمیکرد همینطور مینشست تا کرم میزد، میخورد و میخوابید و کیف میکرد و لذت میبرد و میپوسید خب این را برای آن دادند. سوء استفاده از شهوت یعنی بیشترخواهی و بدخواهی و سوء استفاده از خشم یعنی استفاده از خشم علیه دیگران و حقوق دیگران و علیه حقیقت، حساب آن جداست. اینها انسانهای بزرگی که در همه قرنها و اعصار هستند و در سراسر عالم هم هستند و تعدادشان هم همیشه کمتر است و فرشتهها آنها را در آن لحظه ندیدند که آن وقت آن انسانهای خاص وقتی تقدیس میکنند و تسبیح خدا میکنند تسبیح و تقدیس آنها از تقدیس و تسبیح فرشتگان خیلی بالاتر است چون فرشته در معرض وسوسه نیست عبادت یک موجودی که در ساحل نشسته و وسوسه ندارد خشم و شهوت ندارد عبادت او کجا؟ عبادت این انسان، این موجود طوفانزده که در وسط و توران مشکلات مادی و طبیعی است با وجود انواع شهوتها، با وجود فشار خشم. با وجود رقابتها، کمبودها، درگیریها در عین حال بر تمام این غرائز خودش مسلط میشود و اینها را در کنترل عقل قرار میدهد میگویند که خدایا «إنّی هوایی غالب و عقلی مغلوب» خدایا عقل من معیوب و مغلوب است و هوس بر من حاکم است کل تصمیمگیریهایم و تشخیصهایم و دوستی و دشمنیهایم بر اساس هوس و هواهای شخصی است یعنی همان شهوت و خشم شخصی است که حیوانات هم دارند ما هم داریم نه بر اساس عقل، کمکم کن که عقل من غالب بشود توحید غالب بشود هم بر تشخیصهایم و هم بر هواداریها و مخالفتها و تصمیمهایم. خداوند میفرماید آن چیزی را که من میدانم و شما نمیدانید و بعداً خواهید دید از بین همین انسانها که خیلیهایشان در حد حیوانات هستند و از حیوانات ساقطترند حیوانات به اینها شرف دارند که شما فقط آنها را دیدید ببینید انسانهایی را که نور مطلقاند. پیامبر اکرم را بعداً ببینید که البته بعداً زمانی هست نه بعداً رتبی. چون حقیقت انسان کامل همان اول هست لذا حضرت پیامبر یک جایی میفرمایند که حضرت آدم که جد همه ماست ایشان هم تحت لوای من است یعنی به لحاظ معنوی پیامبر اکرم(ص) خاتم انبیاء پدر آدم است و پدر همه انبیاء به لحاظ معنوی است به لحاظ جسمانی و زمانی نه، فرزند اوست. خب فرشتگان اگر علی و فاطمه را همان لحظه میدیدند این سؤال را نمیپرسیدند اگر حضرت حجت را میدیدند در آن لحظه این سؤال را نمیپرسیدند. حالا مراتب پایینتر از آن، چقدر در همین دوران انقلاب و جنگ ما آدمهایی را دیدیم که به خواب شب نمیدیدیم ما آنها در کتابها دیده بودیم چقدر ما انسانها زنان و مردان باسواد، بیسواد، شهری، روستایی، پیر و جوان، آدمهایی دیدیم که در خیلی از کارهایشان نورانیت مطلق بود واقعاً فرشته بودند و از فرشته بالاتر بودند یک نمونه قاسم سلیمانی است خودش هم چنین ادعایی نداشته و کسی هم چنین ادعایی در مورد اشخاص ندارد نه معصوم هستند نه فلان، یک بچه روستایی بوده، آمده یک عمر جهاد در راه خدا کرده است چقدر دوست داشتنی است بزرگترین تشییع جنازه جهان شد فقط هم ایران نبود هزارتا مجلس ختم در هند برای او گرفتند در 28 تا ایالت آمریکا، مردم آمریکا و دانشگاهیانشان آمدند عکس سلیمانی را دستشان گرفتند و عکس ترامپ را آتش زدند. یک چیزی بود. در ایران هم که دهها میلیون جمعیت را دیدید چگونه آمدند. این آدمها را ندیده بودند که اصلاً امثال شهید همت، شهید باکری، و خیلی از این شهدای دیگر که ما از نزدیک دیدیم، شهید برونسی، شهدای کربلا را اینها ندیده بودند غیر از شهادت، یک عالمه از این آدمها در دنیا و دور و بر من و شما هستند که آدم در زندگیشان نگاه میکند انگار که واقعاً معصوم هستند من خودم چند نفر از نزدیکان را میشناسم که الآن بنده 50- 60 سال عمرم هست واقعاً هرچی به ذهنم رجوع میکنم از بستگان، من هیچ وقت هیچ گناهی ندیدم خیلی توی ذهن من نزدیک به معصوم هستند. شما الآن دور و بر خودتان نگاه کنید چقدر آدمهای خوبی میبینید که گمنام دارند خدمت میکنند فقط برای خدا خودشان هم هزارتا مشکل دارند خب اینها بودند که اگر فرشتگان اینها را میدیدند آن سؤال را نمیکردند.
ضمناً اینجا توجه باشید که خلافتالله، خلافت مراحل و مراتب دارد هرکه خداییتر است خلیفهتر است. خلیفه، آیینه خداست، انسان کامل خلیفه واقعی خدا در ارض، انسان کامل است که اولش حضرت آدم است انبیاء و اولیاء هستند اهل بیت پیامبرند، انسان کامل پیامبر است، امام زمان(ع) انسان کامل است. خب ماها چی هستیم؟ ما انسان ناقص هستیم ولی انسان ناقصی که میتواند تا ابد تکامل پشت تکامل پیدا کند ولو انسان کامل صددرصد نشوی اما آن 95 درصد میدانید چیست؟ خودش بینهایت است یعنی اصلاً این راه بنبست نیست پایان ندارد رقابت منفی در آن نیست تزاحمی نیست. لذا قرآن میفرماید «إستبقوا» یا میفرماید «سارعوا» یعنی شتاب کنید عجله کنید، مسابقه بگذارید، برای چه؟ در خیرات، در عمل صالح مسابقه بگذارید نه در ثروت، نه در قدرت، نه در شهرت، نه در ریاست، نه در این که چه کسی غالبتر است؟ چه کسی خوشگلتر است؟ چه کسی ماشینهایش بیشتر است؟ چه کسی مدرکش بهتر است؟ همه اینها میگذرد اما یک چیزی است که نمیگذرد و آن خودت هستی و تا ابد خودت باید با خودت کنار بیایی. به ما میگویند خودمان را بسازیم. میخواستم این را در عرض کنم که در واقع خداوند به فرشتهها میفرماید «إنّی أعلم ما لاتعلمون» یعنی شما انسانشناسی درستی ندارید انسانشناسیتان ناقص است یک بُعد آن را که جسمانی و مادی بود را دیدید ولی آن بُعد روحانی و معنوی آن را ندیدید بعداً خواهی دید که چرا این موجود باید خلق میشد چون هیچ کس به اندازه انسانهای کامل و انسانهایی که هرچه کاملتر، هیچ کس نمیتواند واقعاً خلیفه کامل باشد حتی فرشتگان، با این که فرشتهها که گناه نمیکنند ولی حتی آنها هم نمیتوانند. دقت کردید علتش همین است. بعد میگویند شیطان هم که جزو همین موجودات جنی است جن یعنی نامرئی و در روایات ما هم هست و قرآن هم میفرماید که قبل از انسان و قبل از این نسل از انسان، جن در کره زمین اجنه بودند و زندگی کردند و الآن هم هستند و کسانی را هم میدانید حالا یک عده کلاهبرداری میکنند ولی هرچه که حقیقی آن هست قلابی آن بوجود میآید اگر حقیقیاش نباشد قلابیاش معنی ندارد و مشتری ندارد چرا میگویند پول تقلّبی؟ چون پول واقعی هست. چرا سکه تقلبی؟ چون سکه واقعی هست. بله این نیروهای غیبی، نامرئی، جن هست و واقعیت داشته و آثار آن در شرق و غرب عالم میدیدند و قبول هم دارند انواع کلاهبرداری و توهم و تخیل و خرافاتش هم بوجود آمده است ولی شما ببینید چقدر الآن در شرق و غرب عالم، فیلمهای پروفروششان راجع به جن میسازند از کارتن انیمیشن تا فیلم واقعی و همه جا هم تقریباً گزارش سطح عمومیاش همه جا یکی است و یک جور است. حالا کنار آن حواشی پیدا میشود خب حالا در قرآن و روایت هم میگوید شاید هزاران سال قبل از انسان جن در این عالم بوده و زندگی میکردند الآن هم هستند گاهی هم زندگی اجنه با زندگی انسانها در یک مواردی درگیر میشود مخلوط میشود و جن هم قرآن میفرماید از این جهت شبیه شما آدمها هستند که آنها هم مؤمن و کافر دارند، عالِم و جاهل دارند آنها هم پیامبر دارند، آگاهی و آزادی دارند مسئولیت دارند از این جهت شباهتهایی با شما دارند ولی تفاوتهایی هم دارند نوع مادهای که بدن آنها از آن تشکیل شده با شما فرق میکند بدن شما موادش همین مواد خاک است هرچه در بدن ما هست همین عنصرهایی است که در خاک است بعد هم که میمیریم همین بدن دوباره خاک میشود و به جنس خودش برمیگردد. میفرماید جن موجودی است که بدن او از جنس آتش است حالا این آتش دقیقاً چیست؟ آیا مراد گاز است؟ بخار است؟ یک ماده لطیفی است یک ماده غیر از ماده جسم ماست و این موانعی که در برابر ماست، در برابر آنها نیست، نوع رفت و آمدشان در زمان و مکان با ما یک تفاوتهایی دارد یک شباهتهایی هم دارد. چون خودم جنشناس نیستم، البته انسانشناس نیستیم چه برسد به جنشناس! ولی میخواهم این را عرض کنم که حتی جن که شیطان و ابلیس هم از اینهاست و هزاران سال قبل از انسان اینجا بودند ابلیس جن مؤمن اهل عبادت بوده است از علما و عرفای اجنه بوده است در بعضی از روایات دارد که 6 هزار سال، حالا 6 هزار سال واقعی یا به چه معنایی من نمیدانم 6 هزار سال عبادت خدا را داشته است حتی اینها که قبل از انسانها اینجا بودند وقتی آدم و حوا خلق میشوند هم آنها را نمیشناسد.
جالب است اشکالی که شیطان میکند سؤال شیطان فرق میکند با سؤال فرشتگان. البته میدانید کلمه شیطان موجود رانده شده و بدخواه است و اعم از انسان و جن است لذا قرآن میفرماید شیطان جن و شیطان اِنس. شیطان یک موجودات وسوسهگر بدخواه که هم در آدمها هستند وقتی میگوییم فلانی شیطان است واقعاً شیطان است. شیطان یک کلمه عام است یک صفت است شَطَنه. اما ابلیس همان شیطان خاص است. و اینقدر این به لحاظ معنوی هم رشد داشته که تقریباً در صف ملائکه قرار گرفته بوده است یعنی جزو اهل معناترین اجنّه هست و این جزو ملائک است و لذا وقتی که خداوند به فرشتگان گفت که سجده کنید بعد از این که برایشان روشن شد سجده کردند الا ابلیس. در حالی که خود قرآن میفرماید ابلیس جن بود و میفرماید «إنّه کان کافرا» یک کفر باطنی در او بود. این هم خیلی جالب است که ممکن است موجودی 6 هزار سال عبادت کند و در عین حال قلباً کافر باشد مستکبر باشد یعنی لحظه امتحان برایش پیش بیاید خودش را نشان بدهد. ماها هم همینطوری هستیم شما فکر نکنید که چون ما یک گناهانی را نکردیم ما از آنها بری هستیم فرصت آن پیش نیامده است. الآن هرکس رشوه نگرفته که شما نمیتوانید بگویید رشوهگیر نیست هرکس فرصت و امکان رشوه گرفتن برایش پیش بیاید رشوه نگیرد او پاک است و الا الآن اکثر مردم رشوه نگرفتند خب موقعیت آن را نداشتی موقعیت یک فساد یا گناه یا خیانت پیش بیاید آن کار را نکنی آن وقت از فرشتهها بالاتری. موقعیت آن پیش نیامده است. راجع به ابلیس و شیطان هم میگویند این 6 هزار سال عبادت کرده بود ولی این موقعیت خاصی که در برابر خلقت انسان قرار گرفت این موقعیت تا حالا برایش پیش نیامده بود که بگوید چطور؟ من «خلقته من طین» من از آتش هستم و او را از تراب خلق کردی «و خلقتنی من نار» خب اگر او یک موجود مادی است من هم یک موجود مادی هستم ما چطوری این دوتا ماده را در یک کفه گذاشتهای؟ - در واقع به خدا اعتراض میکند – چرا نار در برابر تراب ارزش آن کمتر شده است من هزاران سال است مشغول عبادت هستیم قبل از این بودم ما در صف ملائکالله و حریم الهی بودم. چرا؟ چرا داری به ما جفا میکنی؟ پس روشن شد شیطان اعم از ابلیس است ابلیس همان شیطان خاص است، و الا شیطان شیاطین هستند و لذا ابلیسها نمیگوییم ولی شیاطین شیطانها داریم. شیاطین ادمهای شیطان هستند کار شیطنت میکنند و بعضی از جنها که همین وسوسههایی که ما را میکنند و خود ما هم همکاری میکنیم. قرآن هم میفرماید شیطان بر هیچ کدام از شما مسلط نیست نمیتواند شما را به زور وادار به گناه کند و به زور به جهنم ببرد فقط برایتان و به کمک خودتان کار بد را خوب جلوه میدهد و وسوسهتان میکند و موچک میزند و تسخیرتان میکند. «یعدکم الفقر» میخواهی خدمت کنی و کار حلال و مال مشروع بدست بیاوری و به دیگران خدمت کنی «یعدکم الفقر» میگوید خب فقیر میشوی! اگر رشوه نگیری دزدی نکنی خیانت نکنی فقیر میشوی! اگر زحمت میکشی پول در میآوری و بخشیاش را به دیگران بدهی خب فقیر میشوی. قرآن میفرماید این را شیطان دارد به شما میگوید «یعدکم الفقر» تو را از فقر میترساند تا باعث بشود فساد اقتصادی پیدا کنی و به دیگران هم کمک نکنی و گذشت هم نکنی «و یأمرکم بالفحشاء» شیطان شما را فرمان به گناه و فحشا میدهد از تو میخواهد ولی مجبورت نمیکند خودتان دنبالش راه میافتید لذا قرآن میفرماید عصر احتجاج هست در قیامت کبرا که همه یقه همدیگر را میگیرند قرآن میگوید از همسرتان و پدرتان و بچههایتان فرار کنید هرکسی فقط به فکر خودش هست فقط یک گروه هستند که آرام هستند و آنها کسانی هستند که در دنیا تقوا داشتند آنها آرام هستند امنیت دارند و رفیق سرشان میشود آنها آرام هستند و بقیه همهتان عین مار تیرخورده همه از همدیگر فرار خواهید کرد قرآن میگوید از خودتان هم میخواهید فرار کنید از زندگی و اعمال گذشته خودتان فرار کنید و دیگر نمیتوانید بعد آنجا یک دعوا هم بین آدمها و شیطان راه میافتد که تو به ما گفتی که این کارها را بکنید تو وسوسه میکردی تو به ماها گفتی که اگر این کارها را نکنی فقیر میشوم شیطان هم میگوید من غیر از این که به شما پیشنهادی دادم کار دیگری کردم تو خودت مریضی مگر من یقه تو را گرفتم و مجبورت کردم؟ من فقط یک چشماندازی به تو نشان دادم خدا هم گفته بود این چشماندازهایی که شیطان به شما نشان میدهد اینها غرور و فریب و کلاهبرداریهای تصویری است. بعضیها را دیدید که میگویند من از اینجا بلند شوم میروم کلاه فلانی را برمیدارم بعد فلانجا رئیس میشوم بعد خارج میروم و یک زندگی خوب دارم همهاش توهم است! بعد طرف 30 سال بدبختی و مشکلات و گرسنگی و بیچارگی و آوارگی کشیده، در اردوگاه، این طرف و آن طرف بعد هزارتا مصیبت میکشد بعد تازه کارش راه میافتد میبینند سرطان هم گرفتی بچهات هم معتاد شد اصلاً همهاش باد هوا بود و همه را به چه دادی؟ ما اکثر عمرمان دارد روی توهمات از بین میرود بچه بودیم میگفتیم کی میشود برویم مدرسه بعد گفتیم کی میشود برویم دبیرستان بعد گفتیم یک وقتی میشود ما کنکور بدهیم برویم دانشگاه؟ رفتیم، میشود ما جزو هیئت علمی بشویم؟ شدیم. به من بگویند آقای دکتر خانم مهندس؟ خب گفتند. خب تمام شد یا باز دوباره میگوییم میشود فلان کار بشود؟ تا آخرش همین است آخرش عین اول است. در اقتصاد هم میگوییم کی میشود این زمین را بخرم؟ بعد فلانجا و... همه اینها را میگیری، 20 تا ویلا، هزاران هکتار زمین، دهتا ماشین، سالی 3 تا سفر خارج، بعد باز دوباره مینشینی با خودت میبینی که همان آدم اول هستی بلکه بدتر. غصهها، حرصها، احساس فقر، احساس بدبختی، احساس بیهدفی، بلاتکلیفی، اینجا کجاست من چه کار دارم میکنم تا یک مرتبه هم میروی پزشک و آزمایشت را نشان میدهند و میگویند دوتا سرطان داری و سه ماه دیگر هم میروی! تمام شد؟ تمام شد. آخه شروع نشده بود. واقعاً دنیا را از یک جهت آدم نگاه میکند خیلی کوتاه است اگر به فکر این بُعد اول انسان باشیم خیلی دنیا کوتاه است من الآن به خودم نگاه میکنم توی آینه خودم را میبینم ریشهایم سفید شده گاهی فکر میکنم ما هنوز جزو جوانها هستیم میگویم بعد اینطوری میشود بعد اینطوری میشود اگر این آینه حفظهالله نبود که گاهی خودمان را در آن نگاه کنیم یا در خیابان یک کسی به مادرش گفت این پیرمرده! اصلاً من باور نکردم به من گفت پیرمرد! خیلی بهم برخورد که به من گفت پیرمرد! بعد به خودم گفتم خب مردک نزدیک 58 سالته، دنیا تمام شد! پیامبر و امیرالمؤمنین 63 ساله از این عالم رفتند و تمام شد. اما اگر از آن بُعد خلیفهاللهی نگاه نکنیم 60 سال خیلی هم زیاد است ما آدمهایی داشتیم که 17- 18 ساله خلیفهالله شدند من بچههای 20 ساله را دیدم که خلیفهالله شدند البته در حد خودشان من گفتم که خلیفهاللهی در هر کسی مراتب دارد حتی اجنه با هزاران سال سابقه عبادت نشناختند و شیطان (ابلیس) گفت «أنا خیرٌ منه» من که از این بهتر هستم. چرا این باید خلق شود و خلیفه شود و ما برای این سجده کنیم «أنا خیرٌ منه» من از این بهترم، این چه چیزی بهتر از من دارد؟ بعد هم که طرد شد گفت خدایا به من رخصت میدهی که حسابم را با اینها تصویه کنم با آدم و بچههایش؟ «أنذرنی» به من مهلت بده که من نشان بدهم اینها چقدر موجودات ضعیفی هستند کاری میکنم فرزندان آدم پیش من سجده کنند و این کار را کرد اکثر ماها جلوی شیطان سجده کردیم! شیطان باید جلوی ماها سجده میکرد ولی ما جلوی او سجده کردیم. گفت به من مهلت بده کاری میکنم اینها مثل سگ دنبال اینها بدوند صبح به فرمان من از خانههایشان بیرون بیایند دنبال ثروت، قدرت، شهوت، ریاست، کینه، دشمنی، فساد، گناه، شب به فکر من و با یاد من به خواب بروند به من فرصت بده. خداوند فرمود به تو فرصت داده شده تا «یوم معلوم» تا روز خاصی اما تو هیچ سلطهای بر بندگان من نداری تو فقط میتوانی وسوسه کنی تو رویشان کار کن از طریق ذهنشان، تخیلاتشان، توهماتشان، سعی کن از طریق شهوتشان، خشمشان هر هنری داری به خرج بده اما تو بر آنها مسلط نیستی میتوانند در برابر تو کاری کنند که تو در برابر آنها سجده کنی ولی میتوانند هم مقاومت نکنند و آنها دنبال تو باشند. بعد خداوند میفرماید «یا بنیآدم» فرزندان آدم به شما نگفتم «ألم أقل لکم أنعبدونی» نگفتم من را اطاعت و عبادت کنید. نگفتم «لاتعبد الشیطان» دنبال او راه نیفتید «إنّهم عدوً لکم» ابلیس (شیطان) دشمن خونی شماست همهتان هم فکر میکنید دوست شماست. شیطان یک موجودی است که به لحاظ خلقت الهی زیباست اگر شیطان زیبا نبود و زیبا حرف نمیزد اینقدر فریب نمیداد لذا این را بدانید وجود شیطان شر نیست خیر است دعوت شیطان شر است آن هم شر نسبت به ما. خود شیطان اگر نبود که ما نمیتوانستیم خلیفهالله بشویم چون شیطان باید وسوسهاش باشد تا دوراهی باشد قرآن میفرماید «إنا هدیناه نجدین» ما دو سرزمین و دو مسیر را به شما نشان دادیم همهتان میفهمید هر لحظهای که دارید تصمیم میگیرید میفهمید که چه تصمیمی دارید میگیرید به بقیه دروغ میگویید به خودتان نمیتوانید دروغ بگویید. به خودتان هم بگویید به من نمیتوانید دروغ بگویید هر کس دارد هر کاری میکند میفهمد این کار درست است یا نادرست است. «إنا هدیناه نجدین» ما هر دو سرزمین را به شما درست نشان دادیم تا آخرش هم به شما میگویم که چه اتفاقی میافتد همه چیز هم در اختیار شماست اگر الف، پس آنگاه ب و اگر ج، پس آنگاه د. بهشت و جهنمتان دست خودتان است. ابدیتتان دست خودتان است به تو آگاهی دادم و آزادی به هرکس به اندازه آگاهی و آزادیاش مسئول است و انتخابگر است.
خب شیطان میگوید که «أنا خیرٌ منه» اتفاقاً نگاه شیطان هم مادی و ماتریالیستی است این فقط جسم بشر ماده را دید که گفت من بهتر از او هستم این ماده خاکی این عناصر، چرا از عناصری است که من از آنها ساخته شدم بهتر است بعد هم عبادت ما داشتیم میکردیم مثل این که خدا به او میگوید مگر عبادت را برای من میکردی؟ عبادت یعنی رشد. این چطور عبادتی است که لحظه امتحان که رسید قرآن میفرماید «أبا فاستکبرَ» ابا کرد سرش را بالا گرفت گفت نه و استکبار کرد. استکبارش هم نمیگفت علیه خدا، میدانید که هیچ وقت شیطان نگفت خدایا من تو را قبول ندارم گفت من تو را قبول دارم این را قبول ندارم. حالا دیدم بعضی وقتها بعضی عرفا و شعراء حالا ادلال و طنازی است میگویند اتفاقاً شیطان موحد خالص بود نه فرشتهها. اگر فرشتهها هم به اندازه شیطان توحید داشتند حاضر نمیشدند جلوی آدم سجده کنند شیطان غیرت توحیدی داشت گفت خدایا فقط برای خودت سجده میکنم برای این جانور من سجده نمیکنم! این از من بهتر و قویتر نیست من از آن بهترم. البته این هم غلط است تو اگر عبد خدایی هرچه خدا به تو میگوید باید همان کار را بکنی. پس این هم بعد از هزار سال سابقه عبادت به ماده گِل و آتش اندیشید گفت چرا گِل از آتش بهتر است فقط به بُعد مادی آن فکر کرد شاید همان اشتباه و جهلی که ملائکه داشتند منتهی ملائکه پرسیدند و فهمیدند و تسلیم شدند و پرسششان از سر ناآگاهی بود اما برای شیطان از سر لجبازی بود. ولی وقتی هم برایش روشن شد باز گفت نه. خداوند میفرماید «إنی أعلم ما لاتعلمون» میگوید من به اینها کاری ندارم شیطان در واقع گفت «إنّی أعلم مااعلم» یعنی چیزی که خودم میدانم میدانم. در آدمها هم بعضی اوقات این اتفاق میافتد که کسانی هستند داریم میبینیم خداوند واقعاً ما را حفظ کند ما آدمهایی را در این دورهها میبینیم که عمر عبادت، علم و عرفان دارند امام(ره) میگفت بعضیها درس تفسیر قرآن میگویند درس اخلاق میگویند درس توحید میگویند و مشرک هستند اینها را حفظ کردیم این اداها را حفظ کردیم و به عبادات و نماز عادت کردیم انجام میدهیم ولی ته دل یک کفر پنهان است که آن را علاجش نمیکنیم بعد لحظههای خاصی بیرون میزند و خودش را نشان میدهد و خداوند میفرماید نمیگذارم هیچ کدامتان از این عالم بروید مگر این که باطنتان را بروز بدهید دیدید بعضیها یک عمر عبادت و خدمت، آخرش چه گندی میزنند یک مرتبه برمیگردد یک لگدهایی میزند یک حرفهایی میزند که کافر مشرک حربی اینطوری حرف نمیزند و این کارها را نمیکند شیطان هم یک چنین موجودی است اینجا هم خدا در ضمن به ما میگوید که 6 هزار سال عبادت خلاصه یک شبه به باد میدهی. البته یک شب نه، علاج نمیکنی و این بیماری در تو هست و آن را مدام میپوشانی و لحظهای که سر دوراهی قرار میگیری خودش را نشان میدهد. ما تا لحظه انتخاب نرسیده خوب هستیم اصلاً همه آدمهای دنیا خوب هستند آدم بدی به این معنا نیست منتها استعداد فساد را در خودمان حفظ میکنیم و تقویت میکنیم و آن لحظهای که سر دوراهی میایستیم آن لحظهای که میتوانی خیانت کنی و نکنی خلیفهاللهی نه وقتی که نتوانی و نکنی. من الآن خیلی از خیانتها را نمیتوانم بکنم معلوم نیست که خائن نباشم این هم یک درس دیگری از اینجاست ولی خداوند میگوید فرق فرشته با شیطان، که او گناه نمیکند و این کفر پنهان و شرک پنهانش را هزاران سال نگه میدارد و نمیتواند علاج کند اخلاص ندارد اداست و عادت است هر دویتان با این که دو تیپ هستید ولی با انسان تفاوت دارید انسان میتواند گناه کند و نمیکند فرشته نمیتواند گناه کند و نمیکند شیطان میتواند گناه کند و میکند ولی انسان میتواند گناه کند و نمیکند. میتواند ظلم کند و نمیکند این فرق انسان هم با فرشته و هم با شیطان است. این موجود دوبُعدی که هر وقت گناه میکند از هر شیطانی کثیفتر است و به شیطان درس میدهد وقتی از آن طرف میرود به فرشتگان درس میدهد انسان هم معلم فرشتهها میشود و هم معلم شیطان میشود.
گفت رفتند شیطان را دیدند گفتند آقا چه کار داری میکنی بشریت را نابود کردی! گفت به جان خودم من اگر این کارها را بلد بودم من وقتی که گفتم که سجده نمیکنم توی این نخها نبودم من هزاران سال است دارم از شماها چیز یاد میگیرم این کارهایی که شما آدمها میکنید به ذهن من هم نیامده بود.
یکی از حضار: در مورد اجنّه گفتید که دو دسته هستند یک دسته کافرند و یک دسته مؤمن هستند خب آن دست که خداوند را عبادت میکنند تکلیف آن دسته چه میشود؟ آنها هم این ظرفیت را دارند دیگه.
جواب استاد: بله، جن هم مثل فرشته نیست. اجنّه مؤمن و کافر دارند سعادت و شقاوت دارند از این جهت مثل انسان هستند.
یکی از حضار: نقطه فرقشان با انسانهای مؤمن و مؤمنین چیست؟
جواب استاد: انسان تواناهایی دارد که جن ندارد به همین دلیل انسان خلیفهالله میشود که حالا این تواناییها همان که خواهرمان گفتند علم اسماء که انشاءالله اگر علمی باشد که این علم اسماء و تعلیم اسماء یعنی چه؟ این اسماء یعنی حقایق عالم و در رأس آن شناخت خدا و شناخت خود انسان و راز این هستی است این آن چیزی است و آن امانتی است که قرآن میفرماید به زمین و آسمان عرضه میشود و آنها نمیپذیرند! فرشته قدرت درک آن را ندارد ولی انسان میتواند بعد خداوند به آدم میگوید که از فرشتهها میپرسد که این علم الاسماء چیست؟ شما از اسماءالله از حقایق عالم از این فضائل خبری دارید؟ فرشتهها میگویند که سبحانالله ما جز آن چیزی که تو به ما آموختی چیزی نمیدانیم و این را به ما آموزش ندادی این سؤالی را که الآن داری میپرسی. خداوند «علّم الآدم اسماء کلّها» همه اسماء و حقایق را خداوند به اسماء تعلیم کرد و آموخت. بعد به آدم گفت «أنبئهم بأسماء» حالا تو به فرشتهها آن حقایق مربوط به آنها را که خودشان هم نمیدانند به آنها بگو این آن تفاوت است این نکته مهمی که در انسان کامل هست در همه انسانها هم بطور بالقوه در مراتب مختلف هست اگر به سمت آن برویم ولی در فرشته و جن نیست ولی در او هست.
یکی از حضار: در قبل گفتیم که وجود شیطان، لازمه رشد انسان است این تناقض ندارد با به آن قسمتی که شیطان اختیاری سرپیچی کرد چون اگر سرپیچی نمیکرد یعنی لازم بود سرپیچی کند که ما رشد کنیم.
جواب استاد: این مثل این است که بگوییم خدا جهنم ساخته و ما را هم مختار گذاشته ولی این که جهنم ساخته معنیاش این نیست که ما حتماً یک عدهایمان جهنمی میشویم؟ این که خداوند میداند چه خواهد شد یک بحث است این که آیا شیطان مجبور بوده این کار را بکند یک بحث دیگر است. همین بحث جبر و اختیار در مورد ماها هم همین سؤال مطرح است جوابش هم همین است پس فرشتهها نمیشناسند. جن و شیطان نمیشناسند. حالا نکته بعدی خود ماها هم خودمان را نمیشناسیم خود انسان هم خودش را کامل نمیشناسد. شماها الآن خودتان خودتان را نمیشناسید من هم خودم را نمیشناسم نه به عنوان شخص نه به عنوان نوع انسان. ما انسان را نمیشناسیم با این که خودمان انسان هستیم بلکه انسان بالقوه هستیم انسان بالفعل نیستیم ما جسممان انسان بالفعل است خود ما روحمان انسان بالفعل نیستیم باید انسان بشویم با ایمان و عمل صالح، هرکس اهل ایمان و عمل صالح است انسانتر باشد هرکس انسانتر میشود خلیفهتر میشود انسان کاملتر میشود مراتب بالاتر بهشت میشود و میرود خداشناسیاش بالاتر است هستیشناسیاش بالاتر است تقوایش بیشتر است. این مراتب است. از آن طرف هم سقوط هم همینطور است سقوط هم صفرو صدی نیست سقوط هم مراتب دارد، میگویند بهشت درجات دارد و جهنم هم درکات دارد درکات یعنی پلههای رو به پایین است، درجات پلکان رو به بالاست. این بالا و پایین مادی نیست، این بالا و پایین عقلی و معنوی است همان چیزی است که در آن سطح با این که فرشتهها عقل مجرد هستند و نفس به این معنا ندارند نتوانستند آن را درک کنند. خب اکثر ماها هم انسان را نمیشناسیم و ارزش خودمان و استعدادهای خودمان را نمیشناسیم ما حتی بدن خودمان را هنوز نمیشناسیم چه برسد به حقیقت روحانی غیر مادیمان را. بدن ما هنوز شناخته شده نیست نه همه بیماریها شناخته شده است نه همه کارکردهایش شناخته شده است تازه بشر با ابزار جدیدی که آمده 70- 80 سال است دارد یک چیزهایی اجمالاً میفهمد ولی این در برابر این بدن، - حالا من که نیستم شماها که هستید هزار سال دیگر یادتان باشد- هزار سال دیگر یاد این حرف من بیفتید تازه آن موقع میفهمند که تازه از این بدن هم هنوز هیچ چیزی نمیدانیم وقتی ما بدن و جسممان را درست نمیشناسیم بقیهاش را چطور میشناسیم؟ نسبت خودمان را با این عالم نمیدانیم نمیفهمیم چه کاری درست است و چه کاری غلط؟ هنوز میپرسیم برای چه نماز میخوانیم؟ برای چه روزه بگیرم؟ همین چیزهای ابتدایی اینها را نمیدانیم چرا دروغ نگوییم؟ چرا خیانت نکنیم؟ چرا کلاه هم را برنداریم؟ چرا حجاب کنیم؟ چرا تقوا؟ چرا بیناموسی نکنیم؟ هنوز سر این ابتدائیات را ما نمیدانیم اینها الفبای انسانیت است اینها نقطه شروع است کمالات بالا آدمهایی میروند که آدم تعجب میکند این آدم است فرشته است از فرشته بالاتر است، از آن طرف هم جانورانی میبینیم که توی آدمها طرف کارهایی میکند که آخه چطور میشود یک آدم با چهارتا تصمیمگیری یک میلیون آدم را به کشتن میدهد مثل همین صدام خبیث، چه کسانی الآن بر بشریت مسلط هستند؟ کلینتون و ترامپ و اوباما و بوش و رؤسای صهیونیست و آل سعود و شاه ما و صدام و... اینها بر بشر حاکم هستند از حیوانات حیوانترند صد رحمت به حیوان. حیوان دارد طبق غریزهاش عمل میکند خب حیوان بدش خیلی بد است خوبش خیلی خوب است. یک تیغ دو لب است یک طرف آن خطرناکترین جانور عالم است و یک طرف آن زیباترین و باشکوهترین حقیقتی است که در این عالم هست که همه عالم باید جلوی آن سجده کنند این دو بُعد انسان از دو طرف بینهایت و عرض کردیم اگر اینها را و این دوتا آیات را بپذیریم انسانشناسیمان عوض میشود و موضوع همه علوم انسانی یک مرتبه این موضوع که انسان است صد رتبه بالاتر میآید حالا در همه علوم انسانی میفهمی که با کی طرف هستی و راجع به چه کسی داری تصمیم میگیری؟ راجع به چه کسی داری گزارش میدهی؟ راجع به اقتصاد کی؟ سیاست کی؟ جامعه کی؟ تعلیم و تربیت کی؟ مناسبات جنسی کی داری حرف میزنی؟ یک چنین موجودی و تأکید بر این که آن بُعد اصلی با همه عظمتش این بدن نیست که وقتی خداوند این بدن را آفرید و از روح خودش در آن دمید خیلی مهم است گفت «نفخت فی روحی» نه این که خدا روح دارد و یک تیکه از روح خودش را داده است، این «روحی» روح من، منظور خداوند از روح من و روحالله یعنی نعمت خاص و نظر خاص خداست یعنی این روحی که مورد توجه خاص من است نه این که روح من است دادم خدا یک روحی دارد که آن را به ما هم داده است، نفخ روح به این معنا که دمیده نه، این دمیدن معنوی است. بعد میگوید وقتی این کار را کرد و این جسم و روح آمد ترکیب شد و این جسم ساخته شد آن وقت خداوند فرمود: «تبارکالله أحسن الخالقین» مبارک باد پر برکت است و پربرکت باد خدایی که زیباترین آفریننده است. چه زمانی این را گفت؟ وقتی انسان را آفرید یعنی این زیباترین آفریده است. موقع خلق انسان فرمود «أحسن الخالقین» معنیاش این است که این «أحسن المخلوقین» است بهترین مخلوق است فرمود تو را میدانی چطوری خلق کردیم «فی أحسن تقویم» انواع تقویم، تقویم یعنی نوع قوام دادن و سرپا کردن، انواع و اقسام دارد خیلیهایش هم خوب و درست است اما درستترین و زیباترین و بهترین آن برای توست. احسن تقویم. انسان این است. خب حالا اهمیت این انسان در انسانیت اوست نه در بدن و جسمش که حداکثر 60- 70 سال بیشتر با او نیست بعد هم میپوسد کرم میافتد و تمام میشود خاک میشود.
هشتگهای موضوعی