از "خانواده مسلمان" تا "خانواده اسلامی"؟! (1)
همایش معاونان آموزش و نوآوری مناطق آموزشی سراسر کشور
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عرض میکنم به محضر خواهران و برادران عزیز. تشکر میکنم از دعوت به این جلسه و از اظهار لطف و بزرگواری که دوست بزرگوارمان اینجا فرمودند در حق بنده مطالبی بالاتر از شأن بنده. اولاً باید تشکر کنیم از همهی شما و تبریک بگوییم به این دغدغهی مقدس خانواده را، دغدغهی تشکیل و تحکیم خانواده، دغدغهای انسانی، اسلامی و ترقیخواهانه است. تشکیل و تحکیم خانواده برای رشد فردی و اجتماعی، مادی و معنوی، ضروریترین مسئله است یا یکی از ضروریترین مسائل جامعه است و در دورانی که دو سنخ تعریف از خانواده وجود دارد در دنیا و مستقر است و تعقیب و تبلیغ میشود که یک سرش به فروپاشی و تضعیف خانواده، تحقیر خانواده و یک سر دیگر او به یک تعریف ضد رشد از خانواده منجر میشود که خانواده بهجای اینکه بستر رشد افراد باشد تبدیل شود به مانعی بر سر راه رشد، ما قویاً احتیاج داریم به یک تعریف حدوسط و متعادل از خانواده، همانطور که قرآن امت پیامبر را امت وسط مینامد، ما به یک خانوادهی وسط، یک تعریف وسط از خانواده، خانوادهی امت وسط، خانوادهی وسط یعنی خانوادهی در صحنه و خانوادهی متعادل که بستر رشد عاطفی افراد و جامعه یعنی در خدمت فرد و جامعه است، هم کمک میکند به رشد عاطفی، رشد عشق در جامعه، در فرد و جامعه، رشد عواطف، رشد اعتدال و عقلانیت، اخلاق و تأمین حقوق شرعی مادی و معنوی، اعم از حقوق اقتصادی، حقوق جنسی، حقوق عاطفی، نیازهای عاطفی ما، همه به هم، مرد و زن. یک تقسیم کار درست در خانواده منجر به یک تقسیم کار درست در جامعه میشود. رعایت حریم خانواده منجر به رعایت فرد و جامعه میشود. خانواده حلقهی وصل فرد و جامعه است. خانوادهای که درست مهندسی نشده باعث میشود ما هم حقوق و کرامت فردی نداشته باشیم در جامعه و هم حقوق و کرامت فردی نداشته باشیم در جامعه، هم حقوق و کرامت جمعی و اجتماعی و عدالت اجتماعی تأمین نشود. بخش مهمی از آنچه که تأمینش را در عرصههای دیگری مثلاً فقط در عرصهی سیاسی تعقیب میکنند، بدون تحکیم و تقویت خانواده بهدستآمدنی نیست حتی بعضی از آنها که لعاب سیاسی هم ممکن است داشته باشند. بسیاری مضامین بلند هست که به دست هیچ دولت و هیچ حکومتی قابل تحقق نیست ولی در خانواده قابل تحقق است. انسان متعادل در خانوادهی متعادل بارمیآید مگر موارد استثناء و ما هرچه برویم به سمت خانوادهی متعادل، خانوادهی اسلامی و کمک بکنیم به این مسئله، موانع عملی و نظری را از سر راه برداریم، کمک کردهایم به فرد و جامعه، رشد مادی و معنوی و انسانی در جامعه. مهندسی درست خانواده، یکسری ملاحظات حقوقی ـ فقهی میخواهد یعنی معادلهی حق و تکلیف افراد خانواده در برابر هم، مرد، زن و کودکان و در برابر جامعه و در برابر نظام سیاسی و در برابر آموزش و پرورش. یکسری ملاحظات عاطفی و احساسات در این مهندسی اسلامی و خانواده باید مدنظر باشد. یکسری ملاحظات اقتصادی دارد. یکسری ملاحظات جنسی دارد که بخشی از این ملاحظات در جامعهی ما دیده شده، بخشی درست دیده نشده. یکسری ملاحظات اخلاقی وجود دارد جدا از مسائل حقوقی – فقهی و جدا از مسائل عاطفی. یک نگاه جامع و مانع، یک نگاه متعادل، یک نگاه مبتنی بر عقل و نقل به مسئله، به نظر من راهحل ماست، ما اگر بتوانیم الگوی اسلامی خانواده را، خانوادهی معاصر اسلامی را بتوانیم در این ایران بهتدریج سامان دهیم در عرصهی نظر و هم عمل، این میتواند منجر شود به یک الگوسازی در سطح بینالملل همانطور که الگوهای خانواده یا الگوی زن یا الگوی مرد یا الگوی لباس، تغذیهی غربی مثلاً امروز در جهانی شده، همهجا مسابقه برقرار میکنند که چطور دکور خانهمان، لباسی که میپوشیم، رژیم غذاییمان، طرز اداهای ما، روابط زن و مرد با هم، خانوادهمان چطوری نزدیک شود به او که بعد به ما بگویند که شما متجدید امّل نیستید و اینها، یک الگوسازی صحیح دیگری لازم است امروز انجام شود که ما بتوانیم این را در جامعهی خودمان تاحدودی تمرین کنیم، تکمیل کنیم و بعد جهانیش کنیم، اصلاً لازم هم نیست ما جهانی کنیم، اگر درست از پسش بربیاییم جهانی خواهد شد چنانچه بخشهایی از آن جهانی شده، یک بخشی از ارزشهای انقلابی اسلامی ما که درست از پسش برآمدهایم جهانی شده، یک بخشی از آن که هنوز درست از پسش برنیامدهایم خب مشکلاتی دارد. در این مهندسی خانواده ما از عقل و نقل بهعنوان دو منظر اصلی برای رفتن به سمت الگوی خانوادهی اسلامی صحبت کردیم، هم نگاهمان به عقل باید نگاه درستی باشد، خود نگاه افراطی با عقل هم نگاه نادرستی است، یک نگاه عقلانی به عقل است و هم در عرصهی نقل، کندوکاو و تجمیع همهی آیات و روایاتی که مستقیم یا غیرمستقیم به مسئله خانواده مربوط میشوند، به مسائل جنسی، مسائل حقوقی، مسائل پوشش، مسائل اخلاقی، عاطفی، اینها که الاماشاءا... هست روایات و آیات فوقالعاده زیبا و دقیق و او هم باید نگاه درستی به نقل بشود. اینجا باید خیلی دقت کرد یعنی هم بررسی موشکافانهی سندی تا جایی که ممکن است راجع به روایات و از آن مهمتر و پیچیدهتر به نظر من نگاه درست تفسیری، درست معنا کردن آیات و روایات، درست چیدن آیات و روایات کنار هم و کنار عقل، این خیلی کار مهمی است. یکی از خطیرترین مراحل اجتهادی دینی به نظر من در مسئله خانواده و رابطهی زن و مرد است، از رابطهی دختر و پسر تا رابطهی، یعنی دختران و پسران در جامعه تا رابطه پدر و مادر تا پدربزرگ و مادربزرگ تا والدین و کودک. خیلی مسئله پیچیدهای است. من به نظر من ما باید دهها گروه تخصصی که چندبُعدی بتوانند کار بکنند و اشراف خوبی هم به آیات و روایات داشته باشند و مشکلات بشری را هم بشناسند، یکبعدی عمل نکنند، اهل افراط و تفریط نباشند، نخواهند بلایی که بر سر خانوادهی متجدد غربی آمد بر سر خانوادهی ایران، مسلمان بیاورند تحت عنوان پیشرفت و ترقی و اینها. از آن طرف هم یک طرف امّلی از خانواده ارائه ندهند که خانواده بهجای اینکه بستر و سکوی پرش و رشد افراد باشد، تبدیل بشود به یک سردخانهای که منجمد کند استعداد و روح فرد را در درون خانواده، یعنی خانواده تبدیل شود به یک نهاد سرکوبگر، بهجای اینکه یک سکویی باشد برای پرش فرد، پرش به سوی خداوند و کمالات و پرش عملی، اجتماعی که هر کسی زن و مرد هر کدام بتوانند به وظایف فردی و اجتماعی بپردازند توأمان بدون اینکه به وظایفشان در برابر خانواده لطمهای بخورد. کوچکترین اشتباه این وسط، افراط کردن، تفریط کردن، روشنفکربازی در آوردن یا نگاه متحجرانه و غلط به مباحث، آیات و روایات را درست ندیدن، درست کنار هم نچیدن، درست معنا کردن، نفهمیم که کدام روایت در مقام بیان چه مفهومی است، جای روایت اینجاست یا آنجاست، کدام مشکل را میخواهد حل کند، نبرد یکجای دیگری یک مشکل دیگری را، این کلید برای باز کردن کدام قفل است اشتباهی در یک قفل دیگری نیندازیم این روایت را، امام در مقام بیان چه مطلبی است در اینجا. یکبعدی نگاه نکن. گزینشی برخورد نکن. بعد از دقت سندی، اطمینان سندی، آیات و روایات را درست مهندسی کنی، کار اجتهادی بسیار پیچیدهای است. درست بچینیم. نه نگاه تجددزده به خانواده داشته باشیم و نه نگاه متحجرانه به خانواده که اساساً فکر کنیم که نهاد خانواده برخلاف همهی نهادهای اجتماعی که در طول تاریخ دچار تحولاتی میشوند و شدهاند و هرکس نبیند، کور است، این بهاسم ثبات درواقع رکود را تئوریزه بکنیم چون ثبات یک چیز است رکود یک چیز دیگر است. ما ثبات میخواهیم در خانواده اما رکود نمیخواهیم در خانواده، تفکیک این دو تا از هم. ما پویایی و تحول میخواهیم در خانواده اما تزلزل و فروپاشی نمیخواهیم. یک اشتباه کوچک، تحول را تبدیل میکند به تزلزل خانواده. رابطهها سرد، از هم گسیخته، کمکم تئوریزه کردن بیگانگی، خیانت، فردگرایی افراطی، فروپاشی خانواده. و از این طرف، اصالت را با کهنگی اگر اشتباه بگیری، مانع رشد زن، مانع رشد مرد، مانع رشد فرزندان میشوی و خانواده عرض کردم که یک عامل صد درصد مثبت است تبدیل میشود گاهی به یک عامل منفی، دافعهاش از جاذبهاش بیشتر میشود، هزینه تشکیل و حفظ خانواده بالا میرود، فرار از تشکیل خانواده زیاد میشود، تعهد نسبت به خانواده و همسر تضعیف میشود بعد شما بهجای خدمت، خیانت کردهای. خیلی کار بسیار پیچیده و مهمی است بهخصوص در جامعهی ما که جامعهی دارای فوقالعاده رشد سریع فرهنگی بوده یعنی این ملت، این جامعه، سرعت رشد فکری و فرهنگی و تربیتیش و علمیش در این سی سال به نظر من یک رکورد بیسابقه است در دنیا، بروید مقایسه کنید با بقیه ببنید چقدر سریع رشد میشود. جامعهای که سریع دارد رشد فرهنگی علمی میکند، شرایطش دارد بهسرعت تغییر میکند، این بایستی، و از یک ملت درجهی سه تبدیل دارد میشود به یک ملت درجهی یک در جهان، از باشگاه دسته سومیها وارد باشگاه دسته اولیها دارد میشود این ملت در دنیا در عرصهی سیاست و علم و ایدئولوژی و فرهنگ و کمکم انشاءا... اقتصاد و همهچیز. یک دورهی تحول سریع را داریم میگذرانیم، این وسط اگر این شتاب یکمقداری درست مهندسی نشود و نبینیم عوارضش را، این وسط سریع میروی و یکچیزهایی از تو جدا میشود و میافتد. یکمقدار دقت نکنی، ممکن است یکی از آن چیزهایی که جدا میشود و منفجر میشود و تو بدون آن میروی جلو، مثلاً خانواده باشد. خیلی باید مراقب باشیم. این زنگخطر که در همین بیست سی سال بعد از انقلاب که رشد علمی و فرهنگی ما در خانوادهها و بهخصوص در زنان ما بیسابقه بوده در تاریخ ایران و شاید بینظیر بوده در تمام جهان و یک مزیت بزرگی است و از برکات انقلاب است که زن از یک ضعیفهی جاهل منزوی تبدیل شد به یک عنصر بسیار هوشمند قوی و فعال نهفقط در خانواده بلکه در جامعه، عنصر سیاسی، علمی و اجتماعی، این خیلی کار عظیمی بود در این انقلاب شد، انقلابی که بهخاطر مذهبی بودنش ابتدا متهم بود به اینکه خب دیگر این مذهبی شد، دیگر یکی از چیزهایی که این وسط حذف و سرکوب خواهد شد، زن است؛ رشد زن، آزادی زن و این حرفها، با آن تعریف ماتریالیستی از رشد و آزادی و حقوق زن که مساوی بود با حق برهنگی و فحشا و بدننمایی بهجای روحنمایی و شخصیتنمایی یعنی زن خلاصه شود در جاذبههای جنسی خودش، این مفهوم آزادی و رشد و کرامت زن بود در دستگاه مادی. در دستگاه اسلامی، انقلابی دقیقاً دیدیم که عکسش است یعنی زن باکرامت محجبهی باشخصیت، در همهی عرصهها حاضر شد. این خدمت بزرگی بود. اما از آن طرف هم بدانیم که آمار طلاق، فروپاشی خانواده، زیاد شد. ازدواجها سال به سال به تأخیر میافتد. انگیزه برای تشکیل خانواده، ضعیف میشود، همهاش هم اقتصادی نیست چون همهی ما و شما میدانیم که بیست سی سال پیش هم تشکیل خانواده و اجاره کردن خانه و اینها مشکل بود، مشکل بود، آسان نبود، گاهی مشکلتر گاهی آسانتر، هیچوقت آسان نبوده، هیچوقت تشکیل خانواده نه در ایران، در هیچجای دنیا، تشکیل خانوداده با عواقبش یعنی اجاره خانه یا صاحب مسکن شدن، تأمین مخارج خانه، لباس، پوشاک، غذا، امکانات، تفریح، تحصیل، بهداشت، هیچجا هیچوقت ارزان نبوده. غیر از اقتصاد و مهمتر از آن دنبال یک عوامل دیگری باید گشت و آن خیلی حساس است. ما اگر امروز به این مسائل فکر نکنیم که چه کنیم که رشد زن و مرد تضمین شود اما نهاد خانواده به خطر نیفتد، رابطهی متقابل اینها با همدیگر و با کودک و با جامعه و با دولت، درست تعریف بشود. این کار بسیار بزرگ، خطیر، پیچیده و در عین حال فوقالعاده ضروری است، یکمقدار دیر بجنبیم، قافیه را باختهایم. بیست سال، سی سال میگذرد، یک گوهری از دست میرود که بهسادگی قابل بازسازی و بازیابی نیست. نمیتوانی بگویی نهاد خانواده از بین رفت حالا میرویم یکی دیگرش را میخریم یا وارد میکنیم. از آنجایی که میخواهید وارد بکنید، خودشان دیگر تولید ندارند، دیگر خانواده ندارند دیگر، از آنجا همهچیز میشود وارد کرد ولی خانواده وجود ندارد، خودشان این مشکل را بیشتر از ما دارند. خانواده اگر فروپاشید، نه یک خانوادهی خاصی را، حالا یک خانوادهی خاص به طلاق اینها کشید باز آن قابل جبران هست ولو مشکل ولی هست، اما نهاد خانواده وقتی در یک جامعهای رفت به سمت قهقرا و تضعیف شد، انگیزهی پسران برای تشکیل خانواه پایین آمد، انگیزهی دختران برای ازدواج کم شد، اقتصاد یکی از بسترهایش است، یک بهانه است، این بهانه همیشه بوده، کی مگر تشکیل خانواده ارزان بوده که حالا باشد؟ و در کجای دنیا مگر ارزان هست؟ این یکجای دیگری باید دنبالش گشت، نه یک جا، چند جای دیگر باید دنبالش گشت. اینها خیلی مهم است. اگر از هم پاشید نمیشود دوباره چسباندش، بگوییم آقا یککمی سریشم بیاریم اینها را به هم بچسبانیم دوباره، نه، چینی نیست، اینها ظرف نیست که دوباره، وقتی شکست یکمرتبه میبینی پنجاه سال، صد سال، پنج نسل، چهار نسل نابود میشوند. تازه بعدش هم معلوم نیست درست شود شاید سال به سال، دهه به دهه، نسل به نسل، خرابتر شود. خیلی دقت کنیم. بنده همیشه با روحیهی محافظهکاری بهشدت مخالفم اما استثنائاً در مورد مسئله خانواده، فوقالعاده محافظهکارم چون یک چیزی است که اگر یک بار ترک بردارد، قابل جبران نیست. ببیند شما مثلاً با دستتان راحتتر خطر میکنید تا با چشمتان، چرا؟ چون مثلاً دستتان فوقش یک انگشت مثلاً مجروح شود ترمیم میشود، یک انگشت رفت، نه تای دیگر داری، اما اگر بگویند با چشمت ریسک کن، نمیکنی، بگویند با قلبت ریسک کن، نمیکنی. خانواده قلب جامعه است، نمیشود ریسک کرد. نمیشود منجمدش کرد، فریز کرد و همینطوری گفت باشد حالا همینطوری که بوده باشد، نه. همهی نهادها در حال تحولاتی هستند، شرایط جامعه، فرهنگ جامعه عوض میشود، خود دخترها، پسرها، زنان، مردان عوض میشوند، مگر این نسل با نسل قبل مگر مساویند؟ بچههای کوچک ما الان اندازهی ما در دوران جوانیمان میفهمند. اطلاعات عمومیشان اندازهی آن موقع ما بیشتر است. بچههای کوچک ما امروز دارند تحلیل میکنند، استدلال میکنند که ما تا دو سه برابر سن اینها را داشتیم، اصلاً این چیزها را نمیتوانستیم بگوییم. نه این سئوالها برای ما مطرح میشد نه تحلیل میکردیم و سئوال میکردیم. بنابراین حتماً باید دنبال پویایی در عین ثبات برای نهاد خانواده بود که از یک طرف نشکند، ریسک نکنیم با خانواده، و از یک طرف بیبرنامه رهایش نکنیم بگوییم حالا دیگر همینطور مانده دیگر، نه. باید پیشبینی کرد چه خطراتی، بررسی کرد یکییکی عوامل را و بعضی عوامل درست است باید تسلیمش شد اصلاحش کرد، بعضی عوامل غلط است باید رفت به جنگش، باید فرهنگسازی کرد. هر کاری در جامعه بخواهیم بکنیم، مجبورید از خانواده شروع کنید. اصلاح الگوی مصرف میخواهی بکنی، شما تا الگوی مصرف خانواده را اصلاح نکنی محال است الگوی مصرف ملی اصلاح شود. تا مسئله اسراف و ریخت و پاش و تبذیر و تا مهندسی درست خانواده نباشد مگر کسی میتواند اقتصاد جامعه را درست کند؟ اصلاً جامعه چیست غیر از خانوادهها؟ جامعه یک اسم است، یک اعتباری است ما میکنیم، آنی که واقعیت دارد، خانوادهها هستند. جامعه اسمی است که شما میگذارید روی خانوادهها. ملت چیست؟ الگوی مصرف ملی چیست؟ ملتی وجود ندارد، خانوادهها وجود دارند. هر کاری در عرصهی فرهنگ، اقتصاد، تعلیم و تربیت، اخلاق، سیاست، حقوق، هر کاری که بخواهید بکنید باید از طریق خانواده بشود البته رسانه و نهادهای آموزشی هم کاملاً مؤثرند بهخصوص امروز، رسانهها و نهادهای آموزشی و این سه تا روی هم دارند نسلهای بعد را میسازند و به نظر من موثرترینش خانواده است. هیچچیز بهاندازهی خانواده موثر نیست. خانواده از نظر اسلام فقط یک تجمع غریزی و اضطراری نیست که حالا بالاخره فشار جنسی میآید آدم احتیاج دارد به یک جفتی برای خودش و بعد هم که جفتیابی کرد بهطور طبیعی فرزندانی به دنیا میآیند دیگه، بعد بهطور طبیعی و غریزی یک خانهای میخواهی، یک سایهی بالای سری میخواهی و بعد بهطور غریزی یک هزینهای تأمین باید بکنی والّا نمیتوانی زندگیت را بکنی، میمیری. اینها شد یک خانوادهی غریزی. عیبی ندارد، خداوند اینجوری آفریده و ما چارهی دیگری نداریم، همه چارهای نداریم در این مسیر میرویم. اما اسلام به خانواده فقط یک نگاه غریزی و اضطراری ندارد. اسلام علاوه بر آن، البته به این کارکرد غریزی و اضطراری خانواده کاملاً توجه دارد، به کارکرد جنسی خانواده و تشکیل خانواده، اسلام کاملاً نظر دارد و یکی از چیزهایی که به نظر من با حفظ حیا و عفت باید به خانوادهها منتقل کرد، این مسئله حقوق متقابل جنسی زن و مرد است که چقدر ما روایاتی داریم در این باب که اصلاً بعضی از این روایات را عمومی نمیشود خواند و این نشان میدهد که پیامبر اکرم و اهل بیت سلام ا... علیهم که به فکر نجات و رشد و رهایی بشرند، چقدر به مسئله نیاز جنسی بشر توجه دارند. همانطور که راجع به نمازشب و روزه دارند با ما حرف میزنند و نماز نمیدونم انواع نماز و حج و طواف و حج و اینها، همانها و با همان لحن راجع به آیین عشقبازی میان زن و شوهر با هم حرف زدهاند، جزئیات عشقبازی، جزئیات عشقبازی. یک کارکرد جنسی دارد خانواده و مهم است. کارکرد اضطراری و غریزی دارد. خانواده یک کارکرد مهم اقتصادی دارد. بسیار مهم است، اسلام به این توجه کرده. یک کارکرد مهم امنیتی دارد یعنی یک شبکهای تشکیل میدهند، دفاع شبکهای که از افراد خانواده که چطور پدر از خانواده، پدر و مادر از هم، از کودکان، فرزندان از آنها حمایت میکنند و بعد بستگان، فامیل، همسایگان. اسلام اصلاً دنبال یک خانوادهی ایزوله شدهی معلق در هوا یا افراد معلق در هوا نیست، دنبال یک شبکهی انسانی است و اولین تار و پود این شبکه، خانواده است. پس به بعد امنیت اجتماعی، امنیت اخلاقی، امنیت عاطفی و یک حمایت شبکهای، حمایت متقابل توجه دارد. همهی اینها که گفتم میتواند غریزی باشد یعنی نوع غریزی آن هم هست، بیشتر هم اتفاقاً نوع غریزیش است اما در عین حال اسلام به یک کارکرد مهمتری هم در خانواده توجه دارد و آن توجه معنوی و تربیتی خانواده است، کارکرد عقلانی و اخلاقی خانواده است نسبت به این فوقالعاده حساس است و اتفاقاً خانوادهی انسانی با خانوادهی حیوان و خانه با لانه تفاوتش اینجا شروع میشود والّا در لانهی حیوانات هم آن مباحث هست یعنی آنها حیوانات هم اقتصاد دارند، اقتصاد دارند خیلی هم اتفاقاً بهتر از ماها هم محاسبه اقتصادی میکنند، دخل و خرجشان خوب میسنجند، ماها گاهی نمیسنجیم مثلاً دخلمان دو است خرجمان چهار است، حیوانات اینها را خوب میفهمند اتفاقاً در مباحث اقتصادی قویترند از ما، بهطور غریزی عمل میکنند. لانهی حیوانات و خانوادهی حیوانی اقتصاد دارد، مسائل جنسی، نیازهای جنسی متقابل دارد، البته از حق و تکلیف آنجا بحثی نیست، صحبت از اخلاق جنسی و اخلاق اقتصادی و اینها نیست ولی بهطور غریزی همهی اینها را دارند رعایت میکنند و برای همین هم منقرض نمیشوند و باقی هم هستند و میروند اگر کاری هم میکنند که اگر از انسانی سر بزند غیراخلاقیست اما از حیوانات اخلاقی است، اصلاً نباید گفت اخلاقیست آنها ماقبل اخلاقی است، اینجا جای داوری نیست همینطور که بنده نمیتوانم بگویم این نورافکن عجب نورافکن بیتربیتی است که نورش دارد اذیت میکند هم من را هم شما را، به این نورافکن نمیشود چیزی گفت البته به مسئولش میشود. این دقت میکنید؟ این تفکیک اینها با همدیگر که چه کارکردهای مختلف خانواده. خانوادهها غالباً دو دستهاند، ما دو تیپ خانواده داریم در همه جای دنیا؛ یکی خانوادههای بدوی و تربیت نشده، خانوادههایی که اصول ندارند، بطور غریزی دارند زندگی میکنند، اکثریت خانوادههای بشری اینجوریند حتی خود ماها، اکثر خانوادههای ما اینجوریند یعنی ما بهلحاظ شخصی مثلاً مذهبی هستیم، کربلا و مکه و حج و همهی این کارها و اینها هم میرویم، حجاب و اینها هم داریم اما نظام خانوادهی ما براساس غریزه دارد پیش میرود نه براساس اصولی. تعریف حقوقی، تعریف اخلاقی، تعریف عاطفی، تعریف عشق، جای عشق کجاست؟ جای نیاز جنسی کجاست؟ جای اقتصاد کجاست؟ جای اخلاق کجاست؟ خیلی از ما اینها را تعریف که نکردهایم همینطوری داریم زندگی میکنیم دیگر. یک خانوادههایی هستند که تربیت میشوند، پرنسیو خاصی بر آنها حاکم است و مناسبات اعضای خانواده با همدیگر و همینطور روابطشان با بیرون خانواده، تعریفشده است یعنی تابع یک دستگاه حقوقی اخلاقی خاصی است، با عقلشان زندگی میکنند نه با غریزهشان. این خانوادهها کمند خیلی. این خانوادههای اینجوری را باید تکثیر کرد که بفهمد دخل و خرجش براساس عقل و شرع باشد نه براساس مسابقهی تجمل و مثلاً چشم و همچشمی و اینها. مناسبات جنسیشان براساس تعادل و احترام به نیاز طرف دیگر و تأمین نیاز خودت. گره زدن نیاز جنسی با اخلاق با حقوق و عدالت. این خانوادهی اسلامی که در روایات و آیات و اینها توضیح دادهاند، یک همچین خانوادهای است ما باید هی شبیه شویم به آن خانوادهها تا خودمان هم راحت باشیم، دنیامان و آخرتمان، خانوادهی هدفدار برنامهریز. خانوادهای که فاقد تربیت و اصول است که اکثر خانوادههای بشری اینجوریند و بسیاری از ما اینجوری هستیم، اغلب اتفاقاتی که در خانواده میافتد براساس غریزه میافتد نه براساس برنامه یعنی ما منفعلیم، ما فعال و فاعل نیستیم، ما براساس عقل و شرع برنامه نمیریزیم، همینطوری میشود خودش، میشود. میگوییم چرا اینجوری کردی در خانواده؟ چرا این خانه را خریدی؟ چرا این ماشین را؟ شد. مثلاً یکمرتبه یک پولی آمد دستم یا به هر قیمتی گیر آوردم، این کار را کردم. چرا کردی؟ نمیدانم. نمیدانم. آخرش میبینی ما تصمیمهای بزرگی در خانواده در زندگیمان میگیریم اصلاً براساس حرف یک نادانی در فامیل، در آشناها، در یک جلسهای چیزی یک چرندی پرانده این یک مرتبه شده انگیزه یک تصمیم بزرگ در زندگی بگیرد. چرا شما داری درس میخوانی؟ نمیدانم فقط. برای علم است؟ برای رشد است؟ برای حل مشکلات کشور است؟ نه. برای چی داری میخوانی؟ نمیدانم، راه دیگری نداشتم، غریزه من را آورد اینجا، منافع من را آورد اینجا، من محاسبه نکردم اصلاً. مدرک داری؟ من مدرک گرفتم فقط. چرا درس میخوانی؟ غریزه به من گفت. تو درس چرا نمیخوانی؟ غریزه، یک غریزهی دیگر. مثلاً آن غریزهی جاهطلبی، این غریزهی تنبلی. دوتاش غریزه است. چرا میخوانی؟ چرا نمیخوانی؟ هر دو مثل هم. چرا این خانه را خریدی؟ برای این. چرا نخریدی؟ برای این. چرا الان فشار میآوری مثلاً برای دکور خانه و مبلمان خانه عوض شود؟ نمیدانم. عقل، محاسبهی عقلی داری؟ نه. محاسبهی شرعی کردی؟ نه. اخلاق پشتش است؟ عدالت پشتش است؟ الگوی مصرف است؟ هیچی. ما براساس غریزه تصمیم میگیریم، براساس غریزه داریم زندگی میکنیم، هم در خانواده، هم فردی، هم اجتماعی. بررسی عقلانی این است که من و ما به چه نیاز داریم؟ .و چقدر نیاز داریم؟ و آیا این نیاز ما مشروع است یا نه؟ و آیا معقول است یا نه؟ و آیا ممکن و مقدور است یا نه؟ این سه تا چهار تا سئوال را از خودت بکن بعد یک کاری را یا بکن یا نکن. چند نفر از ما این سئوالات را از خودمان میکنیم اصلاً؟ هیچکس. در خانوادهی اسلامی در آیات و روایات توضیح دادم که همهی این سئوالات را باید از خودتان بپرسید. چه برای کاری که میکنید، چه برای کاری که نمیکنید، هردویش مهم است آخر کاری را هم که نمیکنی درواقع یک کاری داری میکنی، همان کاری را هم که نمیکنی درواقع یک کاری است داری میکنی، ظاهرش نکردن است، نکردن کار الف درواقع کردن کار ب است. ما بله پس خانوادهی غریزی براساس غریزه، قدرت غریزی، جاذبههای غریزی، امکان غریزی، اصالت دادن به سود یا لذت تصمیم میگیرد، براساس برنامهی عقلی شرعی اخلاقی تصمیم نمیگیرد لذا آن خانواده در معرض فروپاشی است یا افراط و تفریط است، این خانواده نه متعادل است. اتفاقاً زندگیش راحتتر هم هست. ببینید این خانوادههایی که به دور و بر خودتان نگاه کنید، خانوادههایی که متعادلند و براساس عقل و شرع دارند زندگی میکنند نه براساس این و آن و رقابتهای منفی و مسابقههای احمقانه و توهمات، توهمات و جاهطلبی، ببینید کدامیک از اینها راحتتر دارند زندگی میکنند؟ کدامشان دارند از زندگی لذت میبرند؟ و کی دارد رنج میبرد؟ کاخ دارد و رنج میبرد. اما خانوادهای که تعریف شده یعنی اقتصاد خانواده، عواطف و عشق، عشق در خانواده، مناسبات جنسی در خانواده، روابط حقوقی، مناسبات اخلاقی در خانواده تابع اصولی هستند، این تفاوت میکند. حالا خانوادهی اسلامی میگویم غیر از خانوادهی مسلمان است، ما همهمان خانوادهی مسلمانیم، خانوادهی اسلامی بین ما خیلی کم است. ما در بعضی جهات اسلامی هستیم در بعضی جهات نیستیم. خانوادهی مسلمان خانوادهای است که نماز و روزه و حج و حجابش را رعایت میکند، این خانوادهی مسلمان است. البته نسبت به خانوادهی کافر خیلی باارزش است. نسبت به خانوادهای که مسلمان ظاهری هست، همینها را هم عمل نمیکند، این خانواده خیلی شرف دارد به آن خانواده. اما خانوادهی مسلمان هنوز خانوادهی اسلامی نیست، ما خانوادهی مسلمانیم، خانوادهی اسلامی ما خیلی کم داریم. خانوادهی اسلامی اصلاً در آن استرس نیست، اضطراب نیست در آن. خانوادهی اسلامی خوف هیچوقت بر آن حاکم نمیشود. خانوادهی اسلامی طبق تعریفهایی که به بعضیهایش حالا اشاره میکنم، هیچوقت طمع بر آن حاکم نیست، براساس توهم عمل نمیکند. در خانوادهی اسلامی خودخواهی و فردمداری وجود ندارد اصلاً فردسالاری نیست تا شما بپرسی مردسالاری است یا زنسالاری، اصلاً سالاری در کار نیست، خداسالاری است. خانوادهی مسلمان نه زنسالار است نه مردسالار است نه کودکسالار. ما سابقها خانوادهها مردسالار بود بعد کمکم شده زنسالار حالا دارد بچهسالار و کودکسالار میشود. الان خانوادهی ایرانی معمولاً کودکسالارند نه مردسالارند نه زنسالار، بابا و ننه نوکر بچهاند، هرچه او میخواهد. خدا به داد نسل بعد برسد، یک نسل مزخرفی دارد بار میآید، یک نسل تنبل، خودخواه، راحتطلب، متکبر، مدعی، همهچیزطلب، پرتوقع، کمکار، کمتحمل، پرمصرف، کمتولید، نه در همهی خانوادهها ولی در بسیاری از خانوادهها. خیلی نسل خطرناکی دارد بار میآید. نسلی که اهل کار نیست، اهل سختی کشیدن نیست، کمتحمل است. از همان اول میخواهد همهچیز داشته باشد. آقا سابقها ازدواج میکردند اول زندگی کسی چیزی نمیخواست یعنی نه که نخواهند، همه میخواهند ولی خودشان را آماده میکردند که من ده بیست سال باید بدوم تا کی شود به یک جایی برسم. دیگر ما هم جزو پیرمردهاییم شما ما نسل قبل اینها را میدانیم، ما بیست سال مستأجری و خانهی سازمانی و اینور و آنور بودیم، بعد از بیست سال زندگی تازه پارسال بنده صاحبخانه شدم با قسط. ولی نسل بعد از ما من میدانم چهجوریه. میخواهد همان اولی که ازدواج میکند این چیزهایی که ما آخر زندگیمان بهدست آوردیم، اینها میخواهند از اول داشته باشند. و اگر نداشته باشند خیال میکنند کم دارند، خیال میکنند بدبختند. این خیلی چیز خطرناکی است. نسل کمتحمل، پرمصرف، کمتولید، ضعیف به قول ایشان، آسیبپذیر، اینها. این یک چیز خطرناکی است. نمیدانم مثلاً گاهی فشارهایی که بعضیها که حالا پدر و مادر شدهاند، در کودکی مشکلاتی داشتهاند مثلاً برای یک قران پول میخواستند از باباشون بگیرند اینها چقدر مصیبت میکشیدند، یک لباس میخواستند بخرند چقدر مشکل بود. آن زمانها میگفتند مثلاً لباس پلوخوری، معنیش این بود که یک حادثه بود در زندگی پلوخوری که شما باید برایش یک لباس خاص میداشتی، پلوخوری یک حادثه بود. این خیلی مهم است. همه هم بهعنوان اینکه ما داریم خدمت میکنیم به بچههایمان، ما داریم به او سرویس میدهیم، داریم مشکلاتش را حل میکنیم. نه ما داریم خیانت میکنیم ما به اینها. ما داریم به فرزندان خودمان خیانت میکنیم. آنها این تحمل نسل شما را ندارند ها، فردا یکی از این مشکلاتی که ما در زندگی داشتیم که اصلاً اینها را ما مشکل نمیدانستیم، هر روز از این مسائل بود از کنارش ما رد میشدیم، در برابر هر کدام از اینها، اینها از پا در میآیند. من یکوقتی دوستان میگفتند آقا چرا طلاق بیشتر شده؟ گفتم ببین این چیزهایی که الان باعث طلاق میشود، اگر اینها بهانهی طلاق بود، پدربزرگ و مادربزرگ بنده باید دو میلیون بار طلاق میگرفتند. پدر و مادر شما هم همینطور باید طلاق میگرفتند. آنها آن زمان بهعنوان یک مشکل عادی تلقی میشد، میگفتند خب حالا یک دعوایی هم کردیم، یک نصفهروز هم با هم قهریم باز بعدازظهر تمام میشود. دو روز با هم قهریم، روز سوم دیگر یا او میآید یا این، میروند با هم حرف میزنند اصلاً انگار نه انگار. ولی الان کوچکترین این مسائل یکمرتبه میشود بحران چون تحمل ندارند. خودخواهی، خودخواهی، خودمحوری، راحتطلبی، کمتحملی. ببینید ما داریم از خانوادهی اسلامی بهسرعت فاصله میگیریم البته خانوادههای قدیمی ما هم یک مشکلات دیگری داشتند، آنها هم یک خانوادهی من نمیخواهم بگویم آنها خانوادهی اسلامی بودند، نه، آنها هم از بعضی جهات دیگر با ضوابط اسلامی مشکل داشتند، فاصله داشتند. ما باز یکجور دیگر مشکل داریم، نسل بعد ما یک مشکل دیگر. ما باید یک الگوی درست خانوادهی اسلامی که ثبات دارد در عین حال پویایی، تطابق با شرایط متفاوت، امروز شرایط الان با شرایط سی سال پیش نیست که. ما تفریحات ما سی سال پیش چی بود؟ یا یک فوتبال در کوچه دیگر بهترینش بود والّا دعوای این محله با آن محله، بچهها، بعد هم میرفتیم در خانهها زنگ میزدیم فرار میکردیم دیگر، این تفریحات سالم ما بود. اصلاً آن شرایط آن زمان کجا، امکانات آن زمان کجا، امکانات الان کجا، امکانات الان کجا؟ الان بچهی کلاس ابتدایی هر روز آقا این یک سیدی جدید آمده، یک بازی جدید آمده برای نمیدانم چی کامپیوتری. او یک فیلم جدید آمده نمیخواهی؟ اینها یک اتفاقات بزرگی دارد میافتد. خیلی حواسمان باشد. نه راهحل این است که نهخیر بزنیم پشت دستش هرچی میگوید و توی دهنش بزنی، نه اینکه رها کنی. بعضی از خانوادههای ما هی با پشت دستی میخواهند مشکلات را حل کنند و تودهنی. چقدر میخواهی بزنی؟ خودت خسته میشوی بعد او پنهانکاری را شروع میکند بعد یاد میگیرد به تو دروغ بگوید. از این طرف هم رهایی که الان بسیاری از خانوادههای متجدد و شهری شده و یککمی مرفه شده، آخر یک خانوادههایی هم داشتیم بیست سی سال پیش مشکل داشتند فقیر داشتند الان وضعشان خوب شده، این بچهها همینطور رها شدهاند، همینطور این مثل اینکه علوفه جلوی حیوانات میریزی، امکانات جلوی بچه میریزه خیال میکند خدمت به او است. این افراط و این تفریط نابود خواهد کرد جامعه را. خانواده را سی سال دیگر متلاشی خواهد کرد. این بچههایی که اینجوری دارند بار میآیند شما فکر میکنی فردا در زندگی یک مشکل پیدا میکند سر اجاره خانه، یک مشکل پیدا میکند سر اینکه پول ندارد فلان لباس را بخرد، فلان چیز را بکند، خیال میکنید اینها تحمل میکنند؟ بعد آمار اعتیاد میرود بالا، آمار رشوه و خیانت و دروغ میرود بالا، آمار طلاق میرود بالا، بچههای طلاق زیاد میشوند. اینها این نیست شما فکر نکنید میشود در یک جامعهای که خانوادهی عاطفی اسلامی قوی وجود ندارد، میشود اقتصادش را درست کرد، به خدا نمیشود. یعنی اقتصادش را میتوانی درست بکنی به این معنا که برج و کاخ و اینها بسازی و اتوبانها پهنتر بشود و اینها اما مشکل جامعه را تو حل نمیکنی. مردم هم بیشتر احساس رفاه اقتصادی نمیکنند. مشکلات یکجور دیگر دهانش باز میشود، از یکجای دیگری دهان باز میکند. آن سرت آوار میشود. اینها چیزهایی است که شماها که دوستانی که دارند روی مسائل خانواده کار میکنند، خیلی بهش دقت کنند. خیلی ما باید این مسائل کار کنیم، فکر کنیم، بحث کنیم و ببینیم چه باید کرد. خانوادهی اسلامی معاصر چه خانوادهای است؟ چهکار باید کرد؟ در منابع ما، خانوادهی اسامی در آیات و روایات، البته عرض کردم آیات و روایات را درست باید کنار هم چید و درست باید معنا کرد نه نادرست. ببینید اگر همین الان همین لوازمی که این جلوی من هست، خب، همینها را نادرست بچینیم، این میز آنوقت میشود کمدی، اینجا میشود کمدی، بنده هم میشوم کمدین. مثلاً این را معکوس بگذاری، این را بگذاری این بالا، لیوان را بگذاری این بالا، این را مثلاً بگذاری آنجا، این را مثلاً اینجوری کنی، میز را چپه کنی، این را من بهجای اینکه بگذارم اینجا، بگذارم روی شانهام بنشینم، آنوقت اینجا دقیقاً میشود یک صحنهی کمدی در حالی که اشیاء همان اشیاء است. اگر آیات و روایات را درست معنا نکنی و درست نچینی، نفهمی که کدام روایت کجاست جایش، زیباترین و انسانیترین و باشکوهترین منابع برای تعریف رابطهی حقوقی و اخلاقی و اجتماعی بین زن و مرد و خانواده تبدیل میشود یک چیز مضحک، افراط یا تفریط. لذا من مخالم با اینهایی که میگردند یک روایت پیدا میکنند میآیند فوری میخوانند، نه به سندش کار دارند، نه درست معنا میکنند، نه میفهمند این جایش کجاست. طرف تجددزده است میآید یک اسلام تجددزده را مطرح میکند که تازه دارد به ما میگوید که میخواهم خانواده را پیشرفت کند، الگویش خانوادههای فعلیند در غرب که شما تقریباً چیزی بهعنوان خانواده در بسیاری از این کشورها نمیبینید، من واقعاً دلم میسوزد برای اینها، برای بچهها و نسلهای جدیدشان. اصلاً چیزی بهنام پدر و مادر و خانواده نمیفهمند، یک بار در زندگیشان تجربه نکردهاند بیچارهها. میدانید چقدر عقده، اصلاً کینه، چقدر فشار؟ چهجوری میشود که در گوانتانامو میآید شکنجه میکند یک زن و یک مرد، زن حتی، شکنجه میکند و میخندد، قاهقاه میخندد؟ چطور میتواند یک انسان شکنجه کند و بخندد؟! جز اینکه تو محبت نچشیدهای در زندگی، تو عقدهای بار آمدهای؟ به تو کینه منتقل شد و تو داری این کینه را منتشر میکنی در جامعه و در جهان. اشتباه است کسی فکر کند خانواده را رهایش کن بهجایش برو اقتصاد را درست کن. خانواده را رها کن برو دموکراسی را درست کن. خانواده مهم نیست آقا برو برج بساز. تمام این برجها بخورد توی سرت و میخورد توی سرت اگر خانوادهی درست نداشته باشی و از آن طرف دقت نکنیم در مناسبات درست داخل خانواده. در یک خانوادهای زن دارد مظلوم واقع میشود تحقیر میشود، توی یک خانوادههایی ما داریم که زن شیء است نه انسان، حداقل حقوق شرعیش رعایت نمیشود. آن حریمی که خدا و پیامبر برایش قائل شده در خانواده، برایش قائل نیستند در خانواده برایش. شخصیت حقیقی ندارد. توی یک خانوادهای هم دارد که زن دارد سلطنت مطلقه میکند، نه حد میشناسد نه اخلاق میشناسد نه وظیفه میشناسد، فقط حقوق و اضافه حقوق. حقوق زن و اضافه حقوق زن. در یک خانواده مرد دارد دیکتاتوری میکند. هیچ فرقی ندارد با یزید و معاویه، مملکتش کوچک است، مملکت کوچکی دستش است، جنایت دارد میکند، طاغوت است، نه حرمتی و حقوقی برای زنش قائل است نه به ذوق او نه به نیاز او کار دارد نه به عواطف او کار دارد و نه به فرزندانش، یک دیکتاتور. خانوادهی اسلامی چهجوری تعریف شده؟ مرد مسلمان که مدیر خانواده است، چهجوری باید اداره کند؟ حالا من روایتش را میخوانم بعضیهایش را. زن باید چهجوری باشد با شوهرش با فرزندانش؟ و بچهها چهجوری باشند با والدین. ما خیلی دوریم یعنی من و خیلی از شماها ما خیلی دوریم حالا بعضیهاتان شاید دارید اینها در خانوادههایتان دارد رعایت میشود، امیدواریم که شماها زیاد شوید، ماها کم بشویم. امثال ما، نوع رفتار ماها کم بشود، نوع رفتار شماها بیشتر بشود. نگاه اجتهادی هم پس باید بشود، عرض کردم آیات و روایات را درست بچینیم، درست معنا کنیم. بفهمیم کدامها مال کدام شرایط است، کدامها برای همهی شرایط است. خانوادهی اسلامی در آیات و روایات توضیح دادهاند چه خانوادهای است. خانوادهای که اقتصاد و الگوی مصرفش تعریف شده، نه اسراف نه اقطار. اقطار یعنی گدابازی. اقطار یعنی گدابازی، یعنی گرسنه نگه داشتن خانواده. یعنی به حقوق حداقلی متوسط یک زندگی شرافتمندانهی متعارف نرساندن. یعنی فشار دائمی روی زن و فرزند و خانواده البته اگر کسی دارد ها، اگر ندارد آن بحث دیگری است. اگر کسی فقیر است اتفاقاً آنجا اسمش اقطار نیست، آنجا جای صبر است. صبر یعنی چه، صبر در فقر؟ که در روایت میگویند خانوادهای که فقیر است دارد تلاش میکند برای معاش، نمیتواند، مشکل دارد، فقیر است، فرمودند اهل صبر باشید. صبر یعنی چی؟ صبر یعنی کرامت خودت را حفظ کن، زانو نزن، نگذار بهخاطر شکم تحقیر بشوی. گرسنهای؟ تحمل کن. کرامتت را، شرفت را، شخصیتت را بهخاطر شکمت فدا نکن. صبر بر گرسنگی و بر فقر یعنی این. نه یعنی اینکه کار نکن آقا ولش کن حالا گرسنه هم بودی، بودی، مهم نیست. نهخیر تو باید کار کنی، وظیفهی شرعیت است، باید کار کنی. اصلاً در روایت داریم که باید خانوادهها درصدد هی اضافه کردن امکاناتشان برای رسیدن به یک زندگی متعادل بارفاه شرافتمندانهی مشروع که یک زندگی راحتی داشته باشند. خانهی وسیعتری، امکانات بیشتری، لباس مناسبتری که در لباست غذایت امکاناتت اینها همه تحقیر نشوی. چون در روایت دارد که خداوند فرمود خداوند متنفر است از اینها، ژولیدگان بیچارهنما، خداوند بغض دارد به بعث و تباعث. بعث یعنی ژولیدگی و پریشانی، تباعث یعنی بیچارهنمایی. دیدهاید بعضیها حالا دارد وقتی بهش میگویی چهکار میکنی؟ هی آقا ما بدبختیم. خب چرا تو که زندگیت دارد میگردد در یک حد شرافتمندانهای، چرا میگویی من بدبختم؟ خدا متنفر است. در روایت میگوید خدا متنفر است از کسانی که دارند و هی میگویند نداریم. بیزار است از تو. چرا هی ادای گداها، گدابازی، گدانمایی میکنی؟ بگو الحمدلله بله من زندگیم تأمین است در حد متعارف خدا را شکر. خدا را شکر دارم بله. زحمت کشیدم از راه مشروع دارم. بیشتر از نیازم هم داشته باشم به خانوادههایی که ندارند میدهم، این هم الحمدلله. این است خانوادهی اسلامی دیگر. یکی خانوادهای که ندارد ادای داراها را درمیآورد، این هم باز یک بدبختی است. این را هم باز در روایت داریم. فقیر سرمایهدارنما. ادای پولدارها را میخواهد دربیاورد، خیال میکند شرف به ادای پولداری است. این هم بد است. خانوادهای که ثروتمند است و ثروتش را توی سر فقرا میزند، این هم خانوادهی غیراسلامی است، خانوادهای که پول دارد گدانمایی میکند این هم خلاف خانوادهی اسلامی است. خانوادهای که ندارد ادای سرمایهدارها را درمیآورد، میخواهد ادای آنها را دربیاورد که عقب نماند، حالا طرف کلاهش پس معرکه است، نان شبش را ندارد، یک لباسی و یک اداهایی و یک ماشین و یک کارهایی میکند که اصلاً تا هفت جدش هم نمیتواند پولش را بدهد. اینها همه خلاف الگوی اسلامی است. الگوی اسلامی خانواده، تلاش مشروع برای زندگی، تأمین زندگی شرافتمندانهی مرفه متعارف متوسط، شاکر بودن، گدانمایی نکردن،گدابازی نکردن، توسعهی زندگی برای خانواده در حدی که اسراف و اشرافگری و تجملگرایی نشود و بعد مازاد بر او اگر داری، به خانوادههایی که ندارند بده، این میشود خانوادهی مسلمان، خانوادهی اسلامی مسلمان. حالا ما چند نفرمان اینجوری هستیم در زندگی؟ واقعاً ما بیشترمان مصداقمان آن سه تا خانوادهایم یا مصداق این خانوادهایم؟ اینها را دقت بکنید. اینهایی که خواندم همهاش روایت بود. اینهایی که گفتم هر چهارتایش روایت است یعنی اشاره شده به چنین خانوادههایی. من همان زمان هم بودند الان هم هستند هزار سال دیگر هم هستند، شرق هم غرب هم هست. خانوادهی اسلامی تعریف شده در منابع ما. اقتصاد و الگوی مصرفش چطور. اخلاقش، مناسبات حقوقیش، ادبیات حاکم بر خانواده، یعنی زن و شوهر و بچهها در خانواده چهجوری با همدیگر حرف بزنند، اینها در روایات هست، ادبیاتی که در خانه هست، چه ادبیاتی است؟ ادبیات سرد است یا ادبیات گرم عاطفی و عاشقانه و مؤدبانه؟ اینها در روایات ما هست. مثلاً در روایات دارد که علی و فاطمه سلام ا... علیهما وقتی به هم حرف میزدند، هم را علی و فاطمه صدا نمیکردند، علی میگفت که به فاطمه میگفت که بنفسی انت، جانم فدایت. فاطمه به علی که حرف میزد میگفت روحی بروحک فداء. (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) در روایات ما دارد که علی و فاطمه وقتی که حرف میزدند، یکسره قربان صدقهی هم میرفتند، این میگفت قربانت او میگفت فدای تو بشوم، اینها در روایات ما هست، ادبیات حاکم بر خانوادهی اسلامی. حالا در خانوادههای مثلاً اکثر ماها چه خبر است؟ در اکثر روایات توضیح میدهند مناسبات حقوقی مثلاً تولید ثروت از، اینها که میشمرم برای هرکدام از اینها من ده پانزده تا روایت من اینجا چون وقت من دارد تمام میشود، فقط تیترش را میگویم، برای همهی اینها روایات هست، آیاتی هم هست، شما اگر مایل بودید تیترهایش را یادداشت بکنید، مشخصات خانوادهی اسلامی، بخشیش را من دارم میگویم خیلی زیاد است. یکی همین ادبیات حاکم بر خانواده. یکی الگوی مصرف صحیح، نه اسراف و ریخت و پاش، نه تنگدستی و فشار، البته اگر داری چون بعضیها دارند و خرج نمیکنند، دیگر باز از اینها بدبختتر من نمیدانم کیه، دارند و خرج نمیکنند، حالا یکوقتی یک کسی ندارد، او باید تحمل کند، صبر کند، خداوند به او پاداش میدهد، خودش را حقیر نکند، خودش را نگذارد تحقیرش کنند، با سیلی صورت خودش را سرخ نگه دارد. توی روایت داریم شرف دارد خانوادهای که فقیر است ولی نمیگذارد تحقیرش کنند، سرش را بالا میگیرد، از چهرهاش، از حرفهایش نمیشود فهمید که این امشب نان شب ندارد، یکجوری حرف نمیزند که همه بگویند ای طفلک بیچاره الان دارد میمیرد از گرسنگی، یک چیزی بینداز جلویش، یکسره، هستند بعضیها تا میبینیشان، شروع میکنند به ناله. بعضیها اینجوریند، یکسره ناله، هرچی دارد باز هم ناله. یکوقتی یک بندهخدایی را من میشناختم این هروقت ما ایشان را میدیدیم ناله میکرد، من بدبختم ما نداریم، اینها. یک روز ما اتفاقی رفتیم خانهی ایشان تشنهام شد رفتم سر یخچال، باور کن دیدم در یخچالش را باز کردم دیدم این چیزهایی که توی یخچال این است، در تمام عمرم این همهچیز یکجا در یخچال ما نبوده، اصلاً اسمهایش را نمیدانستم چیه بعضیهایش را. آخر تو آخر چرا آن اداهات، این کارهایت، چرا اینجوری؟ چرا تعادل نداری؟ نه آن گدایینماییها و هی تباعث به تعبیر روایات و من بدبختم، ما بیچارهایم، خوش به حال همه، بدبخت ماییم. چرا اونجوری حرف میزنی؟ بعد چه زندگی است که داری برای خودت؟ خب نه این درست است نه آنطور حرف زدن درست است، تعادل داشته باش. و خانوادهی اسلامی دنبال مفتخوری، انگلصفتی نیست. ببینید اینها در روایات ما هست. خانوادهای که همهاش میخواهد انگلی کند. هی میخواهد از دیگران ارتزاق کند. به دیگران آویزان شود، این خانوادهی اسلامی نیست. خانوادهی اسلامی باید کار کند. بله اگر نمیتواند کار کند، آن بحث دیگری است. مریض است، پیر است، علیل است، از کارافتاده است، آن دیگر، دیگران مسئولیت دارند اگر کسی هم نبود بهش هم ثروتمندان فامیل اولین مسئولان شرعیند در برابر او، ثروتمندان فامیل، حالا اول خانوادهاش بعد دیگران. آنها اگر نکردند یعنی فامیلش اگر خیانت کرد، به وظیفهی شرعیش عمل نکرد، دیگران، ثروتمندان محل، شهر، دیگران و اگر هم هیچکسی نکرد، حکومت وظیفه دارد این کار را بکند از بیتالمال، تازه اگر دیگران هم بکنند، حکومت مسئول است. خانوادهی اسلامی از کار نباید فرار کند هی نگوید اگر آقا هر چه بیشتر، اگر میشود هرچه میشود کمتر کار کنیم بیشتر بخوریم، خیلی زرنگیم. اصلاً این غلط است. در فرهنگ اسلامی میگوید این خانوادهی مسلمان نیست که، خانوادهی مسلمان خانوادهای است که از کار لذت ببرد، عاشق کار باشد، همهی اعضای خانواده صبح که بلند میشوند با نشاط بگویند بسم ا... الرحمن الرحیم، کار. چرا از کار فرار میکنی؟ چرا انگلی؟ البته کار هر کسی یکجور است. کار خانم خانهدار فوقالعاده کار سخت و مهمی است، کار است. با نفرت کار خانه را نکند که ما دیگر حالا گیر افتادهایم اینجا، نه، با نفرت نه، با عشق. زن خانهدار با عشق کار کند. در روایت هم میگوید این بزرگترین روایت و جهاد است. میگوید زنی که دارد کار خانه را میکند، مجاهد فی سبیلا... است، در حال بزرگترین عبادت است، حالا من میخوانم. میگوید که در روایت میگوید که به زنان خانهدار میگوید شوهرت که از سر کار برمیگردد، زنی که میرود یک لیوان آب و شربت میدهد به دست شوهرش و به او میگوید خسته نباشی و بعد در روایت خیلی عجیب است، میبیند اگر شوهرش غمگین است و ناراحت است، به او میگوید چرا ناراحتی؟ اگر غم دنیا داری، بهخاطر ماست، من از تو نمیخواهم بیشتر از این. غم دنیا و پول و اینها را نداشته باش ولی اگر غم آخرت داری، بیشتر داشته باش. یعنی اگر غم تو غم انسانیت است، غم رشد است، غم آخرت است، خوب است، داشته باش، بیشترش هم بکن اما اگر غم دنیاست بهخاطر ما داری رنج میبری که چرا زندگی ما را بیشتر از این تأمین نکردی، من از تو هیچچیز نمیخواهم، بیشتر استراحت کن، کمتر کار کن. در روایت پیامبر فرمودند زنی که چنین برخوردی با شوهرش دارد، خیلی عجیب است ها، هر شربت، هر لیوان آب یا شربتی که دست شوهرش میدهد، پاداشش نزد خداوند از یک سال نمازشب و یک سال که هر روز طواف خانهی خدا کند، نزد خداوند بالاتر است با هر لیوان آبی که دست شوهرش بدهد. از آن طرف میگوید مردی که از خانه میآید بیرون برای خدمت به خانوادهاش، کار میکند تا خانوادهاش را تأمین کند، در روایت میفرماید هر گامی که برمیدارد دارد کار میکند برای خانواده، خداوند برای پاداش جهاد فی سبیلا... مینویسد مثل کسی که جلوی چشم پیامبر در رکاب پیامبر جنگیده و شهید شده در بدر و احد. فرمودند مردانی که میروند برای تأمین معاش خانوادهشان از راه حلال تلاش میکنند، هر روز شهیدند، هر روز شهیدند، پاداش شهید دارند. راجع زن همین است، راجع مرد همین است. این معنیش چیست؟ معنیش این است که از کار فرار نکنید، از کار لذت ببرید، عاشقانه کار کن. چرا فکر میکنی کار کردن بد است؟ چرا فکر میکنی اصل این است که کار نکنی؟ اصل این است که کار بکنی، اصلاً به نفعت است. حتی اگر، من به شما بگویم حتی اگر ما و شما نیاز مالی هم یکوقتی به کار نداشته باشیم، یعنی آنقدر پولدار باشی که اصلاً احتیاج نداشته باشی که بروی سر کار، آنموقع ولله به کار باز به یک عنایت دیگری محتاجتری، آدم بیکار میپوسد، نابود میشود، اخلاقش، عقلش، همهچیز از بین میرود. ما برای کار ساخته شدهایم نه برای تنپروری و تنبلی و مفتخوری و انگلصفتی. خانوادهی اسلامی خانوادهای است که از کار، چه کار خانه چه کار بیرون خانه، لذت ببرد، عاشقانه کار کند، به قصد قربت به خداوند به همسرش خدمت کند چه زن چه مرد، این میشود خانوادهی اسلامی. میانهروی در مصرف. عقلانیت اقتصادی و تعادل، همان اصلاح الگوی مصرف. تولید ثروت از راه مشروع. اینها مشخصاتی است که در روایات برای خانوادهی اسلامی آمده، تولید ثروت از راه مشروع. نگو که من باید این ماشین این امکانات این خانه این چیز را بدست بیاورم به هر قیمتی و به هر شیوای. این است دیگر تفاوت یک خانوادهی، خانوادهی اسلامی میگوید فلان امکانات رفاهی را میتوانم بدست بیاورم اما نه از راه مشروع، خانوادهی اسلامی اینجا میگوید که نه من نمیخواهم، اگر بیاوری بیرون میکنم، اجازه نمیدهم بیاوری در خانه. این میشود زن مسلمان. زن غیرمسلمان مطالبه میکند میگوید به درک از هر راهی که هست باید بروی. مرد نامسلمان هم همین کار را عمل میکند. مرد مسلمان میگوید نه من در حد مشروع توانم عمل میکنم، مازاد بر آن نشد، نشد. پس تولید ثروت از راه مشروع. انفاق به خانوادههای محروم. آنهایی که خانوادهی اسلامی که در روایت میگوید اگر در حد نیاز خودش دارد نیاز سال خودش تأمین است، مازاد بر آن را دیگر هی به دنبال اشرافیگری و اینها نرود، ریخت و پاش و اسراف و تبذیر، منتقل کند به خانوادههایی که ندارند. اول هم از فامیل و بستگانش و از همسایگانش شروع کند. اول از قوم و خویشانش شروع کند. دیگر، باز بعضی از روایات. فضای شادی و اعتماد و عشق و فداکاری حاکم بر خانه باشد. اعتماد به هم داشته باشند و شادی و نشاط. هر کدام از اینها که میگویم برای هر کدام از اینها یک تعدادی آیه و روایت هست اینجا که دیگر فرصت نیست من بخوانم. خانوادهی نمازگزار و دوریگزین از فسق و گناه. خانوادهای که خشونت بر آن حاکم نیست. قاطعیت در تصمیمگیری هست ها که یکجایی اگر یک کاری باید بشود، باید بشود، اگر کار مشروع و معقول است اما براساس خشونت اداره نمیشود خانوادهی اسلامی. شادی و شوخی و صلح و لبخند بر این خانواده باید حاکم باشد، اینها همه روایت داریم، البته در روایت میفرماید لهو و لعب نه اما شادی، صلح، لبخند، فضای تلطیفشده یعنی هر وقت میخواهد خاطرات هر کسی اعضای خانواده میخواهند خاطراتشان را از خانه به یاد بیاورند، اول چیزی که به یادشان بیاید، شادی باشد و لبخند نه غم و خشونت. در روایت میفرماید خانوادهی اسلامی این است که یک عضو خانواده از خانواده مثلاً میرود مسافرتی یک بیست روزی، تو ذهنش همینجوری که دراز کشیده دارد میخوابد در ذهنش دارد خاطرات، به یاد خانهاش افتاده، دلش باز شود. در روایت میفرماید که ذکر خاطرهی خانواده، شادش کند. این میشود خانوادهی اسلامی نه اینکه بگوید خب الحمدلله یک ده بیست روزی از اینها دور شدم انشاءا... یک ده روز دیگر هم اضافه بشود. خانوادهی غیرتنپرور که گفتم، اهل کار. نظافت در خانه، یکسری روایات داریم که خانوادهی اسلامی حتماً یک خانهی تمیز باید باشد و خوشبو. ببینید ما اینقدر روایت داریم ما کارهایی که ماها میکنیم اصلاً به کارهای به آدمیزاد نمیخورد، یعنی به چیزی که تعریف اسلامی است نمیخورد. مثلاً در روایات ما دارد که خوشبوترین محل باید مسجد باشد. ما توی مسجد که میرویم که همه بوی پا و جوراب و اینها هست، این خلاف چیز اسلامی است، معبد اسلام است. در روایت میفرماید معبد اسلامی، خوشبوترین معبد باید باشد. قرآن میگوید وقتی که میخواهید بروید مسجد، زیباترین لباستان را بپوشید و بهترین. ما وقتی که میخواهیم برویم مثلاً مهمانی و عروسی چهکار میکنیم؟ میگوید وقتی که میخواهی بروی مسجد باید اینجوری باشی. البته حالا خانمها، یکی از دوستان میگفت یک خانمی ژاپنی آمده بود توی یک عروسی ایرانی، بعد جلسه مجلس تمام شد آمد بیرون گفتش که عروس کی بود؟ گفتم مگر ندیدی؟ گفت آخر همه مثل عروس آرایش کرده بودند خانمها. میگفت آخر عروسیهای شما در ایران معلوم نمیشود کی عروس است کی بقیه است، باید عروس یکجوری باشد که خب با بقیه فرق بکند دیگه، همه خودشان را مثل عروس خودشان را آرایش میکردند، آن بندهخدا میگفت. عرض شود که، شاید هم از حسادت میگفته، چه میدانم. مشخصات دیگر خانوادهی اسلامی، تعهد در برابر سرنوشت یکدیگر. در خانوادهی اسلامی هیچکس نمیگوید فلانی مشکل دارد میگوید به من چه، مشکل خودته. این مشکل خودته اصلاً در خانوادهی اسلامی نیست. خانوادهی اسلامی بیشتر هر کسی به وظیفهی خود و حقوق دیگر اعضاء میاندیشه نه بهعکس. ببنید در خانوادهی غیراسلامی ما همش به حقوق خودمان و وظیفهی دیگری در برابر خودمان میاندیشیم. در خانوادهی اسلامی هی میپرسد وظیفهی من در برابر مادرم، پدرم، همسرم، فرزندانم چیست؟ حقوق آنها چیست؟ در خانوادهی غیراسلامی چی میگویی مدام؟ میگویی حقوق من چیست، وظایف آنها در برابر من چیست؟ خانوادهی مسلمان، غیرمنزوی است. اهل صلهی ارحام و دید و بازدید است. خانوادهی مسلمان، مهماندوست است. اینها همه روایات است. ببیند الان توی همین فیلمهایی که میگذارند گاهی مثلاً وقتی که میخواهد مهمان بیاید مثل اینکه عزرائیل میخواهد بیاید، فیلمها اینجوریه، نفرت از مهمان. چرا؟ بهخاطر ریخت و پاش، اسراف و گرانی. درست در خانوادهی اسلامی در روایت ما میگوید عکس این است، باید اهل دید و بازدید بویژه مهماندوست باشید ولی کمخرج، کمخرج، یک چایی یک شیرینی، دیگر سالن مد نمیخواهد راه بیندازی باز. سالن آرایش و سالن مد و سالن جواهر و، مهمانیهای ایرانیها اینجوری است دیگر، یک مهمانی که میخواهند راه بیندازند، چهار پنج تا نمایشگاه راه میافتد. نمایشگاه مد، نمایشگاه لباس، نمایشگاه طلا و جواهر، بعد هم نمایشگاه قلمبه. بله قلمبههایی که به میاندازند. این ترتیب خانوادههای این را میدهد، او پشت سر او. خب این هزینهاش زیاد است واقعاً آدم متنفر هم میشود از این دید و بازدیدها. اتفاقاً هرچه رابطهها قطعتر بهتر. اسلام چه میگوید؟ میگوید دید و بازدیدها زیاد، مخصوصاً مهمان را زیاد بخواهید، مهمان فرستاده، در روایت میفرماید مهمان رسول خداست، فرستادهی خداست. منتها ساده بگیر، تجملات نه، ساده ولی مهمانی و دید و بازدید زیاد. مشکلات همدیگر را بشنوید، به همدیگر دلداری بدهید، مشکلات همدیگر را حل کنید. خب این خانوادهی اسلامی است؟ ما چی هستیم؟ ما خانوادهی مسلمانیم. حالا مسلمان در بعضی جهات دیگر نه در همه جهات. یکی هم حفاظت از حریم جنسی در عرصهی خصوصی. خانوادهی مسلمان اهل حیا و عفت است. زن و شوهر در برابر هم باید کاملاً بیحیا باشند. اینها که میگویم عین روایات است ها. میفرماید زن و شوهر در برابر هم کاملاً بیحیا باید باشند اما در برابر خارج از حریم خصوصی مرد و زن باید صد درصد حیا، حیای جنسی، عفت جنسی. همهی آنچه که در حریم عمومی بر شما حرام شده، بویژه بر زنان، مثلاً عشوهگری، آرایش کردن، عطر زدن، نازک حرف زدن، یکجوری مخصوص راه رفتن، اینها، در روایات هست اینها همه، همهی اینها میگوید در حریم خصوصی در برابر همسرتان بر شما واجب شده است. حالا باز خانوادههای، خیلی از خانوادهها چه جوریند؟ درست عکس. توی خانه برای همسر نمیرسد به خودش، تا میخواهد برود مهمانی، بیرون شروع میکند دو ساعت جلوی آینه، یا مرد یا زن، هر دو همینطورند. مرد میخواهد برود مثلاً مهمانی، میخواهد بروید یک جایی شروع میکند موهایش را صاف میکند، لباس خوب میپوشد، توی خانه برای همسرش نه. توی اسلام میفرماید که این خلاف است این. میفرماید بیشترین آرایش، خوشبویی و نظافت و همهچیز را باید برای همسرتان بکنید مخصوصاً زن که اصلاً بیرون از خانه حرام است اصلاً این کار را بکند چونها جاذبهی جنسی برایش ایجاد میکند، باعث میشود یک بار که میروی بیرون و برمیگردی، دویست تا مرد بهت نگاه جنسی میکنند، آن نگاه احترامآمیز نیست که، به تو نگاه نمیکند، دارد به بدنت نگاه میکند، این خیالش دارد به او نگاه میکند، خوشحال است. میگوید به من توجه کردند، به تو کسی توجه نکرد، کسی به تو توجه نکرده اصلاً، تو خیلی باورت آمده، او دارد خودش را ارضاء میکند. زن مسلمان برای شوهرش بایستی حداکثر جاذبهی جنسی برای شوهرش، مرد برای زنش. اصلاً تعبیر ملاعبه یعنی عشقبازی، دهها روایت داریم از پیامبر و از اهل بیت، آیین عشقبازی زن و شوهر به هم را میآموزند که چگونه تحریک کنند هم را، حرفهایشان به هم عاشقانه باشد، با حرف، با بوی عطر، با لباسی که میپوشند، با نگاهی که میکنند، با طرز حرف زدن، اینها همه روایت است، اگر روایت نبود من جرأت نمیکردم اینها را بگویم، روایات خیلی صریح است در این باب ولی بیرون از حریم خصوصی، حجاب، عفت، وقار، کوچکترین علامت جنسی نباید مخابره بشود به مردان دیگر و به زنان دیگر. خب حالا ما چهجوری هستیم الان؟ جامعهی ما چهجوری است الان؟ الان در خیابانها، در دانشگاه، در بیمارستان، هرجا که میروی، در تاکسی، در پارک، سالن مد است. معلوم نیست طرف برای شوهرش واقعاً این کارها را میکند در خانه یا نه؟ کاش لااقل بکند این کارها را چون برای این همه مردهای دیگر داری میکنی اقلاً برای شوهر بدبختت هم یکمقداری هزینه بکن، شوهرت هم یکدهم این مردهای توی خیابان حق دارند دیگر، حق دارد دیگر. تو که برای اینها خودت را داری عرضه میکنی. خانوادهی اسلامی در روایات دارد تفریح سالم و به حد لازم. خانوادهی خشک یکنواخت نیست، تفریح لازم دارد. در روایت دارد میگوید برنامهریزی برای خانواده ساعتالذّه، یک بخشی را باید برای لذت، برای تفریح باید برنامهریزی کنید. یک بخشی برای صلهی ارحام، دید و بازدید، یک بخشی هم برای تفریح، همانطوری که یک بخشی هم برای عبادت، یک بخشی باید برای معاش و کاسبی و تأمین معاش و هزینهی خانواده، یک بخشی هم برای رشد عقلی و معرفتیت و اخلاقیت و ایمانیت، اینها همه باید در روایت است. وقت و سرمایه گذاشتن برای رشد معنوی معرفتی خانواده. این هم یکی که باز روایت داریم اینجا. بسیاری از خانوادههای ما، خدمت به فرزند را در حدی که من برایش کفش خریدم، کفش گران خریدم، کیف چی خریدم، نمیدونم کامپیوتر فلان خریدم، فلان کردم فلان کردم، این را فکر میکند اینها است فقط. صد بار بیش از آنکه داری به شکمش فکر میکنی و به کفشش و به انگشتهای پایش که راحت باشد یا نه باید به اینجایش فکر کنی که آیا با معارف اسلامی آشنا هست یا نیست؟ مطالعات اسلامی دارد یا نه؟ آدم فهمیدهای است یا نفهم است؟ بیشعور دارد بزرگ میشود یا نه؟ بسیاری بزرگ میشوند هنوز کودک هستند، سنشان میرود بالا، کودک هستند از لحاظ عقلی و معرفت دینی در حد کودکند، همان چیزهایی که در مدرسهی ابتدایی یاد گرفتهاند، همانها را بلدند
هشتگهای موضوعی