شبکه یک - 7 تیر 1398

تخدیر بشریت و اصالت لذت(ضرورت نبرد اردوگاهی با ویروس مواد مخدر)

در جمع خانواده شهدا و جانبازان مبارزه با مواد مخدر ناجا _ روز جهانی مبارزه با مواد مخدر _ ۱۳۹۸

بسم‌الله الرحمن الرحیم

ابتدا به روح مطهر 3800 شهید مبارزه با قاچاق مواد مخدر در کشور در ظرف این 40 سال پس از انقلاب و به خانواده‌های محترم آن‌ها درود می‌فرستیم. خود این مسئله نشان می‌دهد ما درگیر یک جهاد مقدس و یک نبرد بزرگ و کاملاً جدی هستیم. بسیاری از حکومت‌های جهان علی‌رغم اظهار مخالفت با قاچاق مواد مخدر با مافیای قاچاق مواد مخدر مشارکت دارند. به خاطر درآمد فوق‌العاده بالایی که دارد و امروز یکی از صنایعی است که دائم به روز می‌شود و به اصطلاح از همه‌ی ظرفیت تکنولوژی و علم و شیمی و علوم صنعتی و رسانه و تکنولوژی رسانه‌ای و تبلیغات استفاده می‌شود. یکی از چند صنعت پردرآمد ضد بشری جهان است و وقتی این‌جا بحث از روز جهانی مبارزه با مواد مخدر می‌شود کاملاً‌ معلوم است که این مسئله یک مسئله‌ی جهانی است و فقط مسئله‌ی ما نیست. اولاً‌ در یک نظام جهانی پشتیبانی و مدیریت می‌شود. یعنی آن‌چه که در حکومت قاچاق مواد مخدر در جریان است کاملاً سیاسی و اقتصاد و فرهنگی و اجتماعی است. مواد مخدر در طول تاریخ همیشه بوده است و یک اختراع جدیدی نیست. از هزاره‌های قبل و از حتی از 5، 6 هزار سال قبل رد پای آن مشخص است. منتها این نحوه‌ی استفاده و به این شکل و با این سطح از جهانی شدن و با یک چنین سازماندهی جهانی کاملاً نوبر است. یعنی جزو محصولات مدرنیته است. جزو محصولات تمدن غرب است. به خصوص در 150 سال گذشته که به عنوان یک پروژه‌ی استعماری و حتی امپریالیستی در جهان تعقیب شده است. چون هم پول دارد و هم به درد تسلط بر جوامع دیگر می‌خورد و هم باعث نفوذ در آن جوامع می‌شود و ملت‌ها را عاجز و ضعیف و آسیب‌پذیر می‌کند و ملت‌ها را تبدیل به مشتری‌های وابسته می‌کند. از هر بعدی که نگاه کنی برای قدرت‌های شیطانی در جهان منفعت دارد و برای ملت‌ها و جهان بشری ضرر و صدمه دارد. در تمدن اسلامی هم هزار سال قبل ما آثار مواد مخدر را می‌بینیم اما عمدتاً برای مسائل بهداشتی بوده است. یعنی در بیمارستان‌ها استفاده می‌شده است. مثلاً ما در اسناد پزشکی و بیمارستان‌های تمدن‌های اسلامی و ایرانی داریم که مثلاً حدود 1000 سال قبل جراحی‌های بسیار پیچیده از جراحی داخلی تا جراحی چشم تا عمل سزارین و غیره با همین مواد مخدر صورت می‌گرفته که در حد مداوا و بی‌هوشی بوده است. اما این‌که به یک تجارت تبدیل بشود و در جهت فروپاشی خانواده‌ها و نابودی اقتصاد و اخلاق و فرهنگ اجتماعی به کار برده شود نبوده و ما چنین سابقه‌ای در جهان اسلام نداشته‌ایم و در جهان‌های دیگر هم نداشته‌ایم. این جزو ابداعات غربی و به خصوص انگلیسی‌ها بود که این‌ها در تبدیل تریاک و مواد مخدر از دارو به مصرف عمومی اجتماعی نقش داشتند. یعنی در تبدیل یک درمان به درد تخصص داشتند و این تخصص انگلیسی‌ها و غربی‌ها بود. شما احتمالاً اسم جنگ تریاک را بین انگلیس‌ها و چینی‌ها شنیده‌اید. چین یک سلطنت بسیار قدرتمندی داشت که سفرای خارجی و غربی و شرقی وقتی به آن‌جا می‌رفتند جلوی امپراطور چین باید سه بار زانو می‌زد و نه بار سجده می‌کرد. حتی اولین بار نماینده‌ی انگلیس و فرانسه که به آن‌جا رفتند تا نفوذ را شروع کنند باید به این شکل می‌رفتند. ولی انگلیس‌ها از طریق تریاک و مواد مخدر ظرف کم‌تر از صد سال کاری کردند که کل چینی‌ها مجبور شدند جلوی انگلیسی‌ها و غربی‌ها زانو بزنند و سجده کنند و عمده‌ی آن از طریق مواد مخدر بود. شما می‌دانید انگلیسی‌ها اولین‌بار تریاک را به ایران آوردند. این‌ها از آمریکای لاتین تا هند و ایران و کشورهای عربی خلیج فارس و شرق آسیا در مالزی و اندونزی مشغول استعمار و غارت بودند. دیده بودند در آمریکای لاتین خشخاش و تریاک هست و این‌ها از آن استفاده‌ی دارویی می‌کنند. انگلیسی‌ها این دارو را تبدیل به یک ماده‌ای برای لذت کاذب و تخدیر کردند و از آن یک سلاح اقتصادی و بعداً یک سلاح سیاسی ساختند. آمدند در هند کشت وسیع تریاک را شروع کردند و از آن طریق تریاک را به ایران و چین و کشورهای دیگر می‌آوردند. اول به صورت قاچاق وارد می‌کردند. می‌دانید اول که انگلیسی‌ها برای تسلط بر ایران آمدند توطئه‌های نظامی و سیاسی و اقتصادی می‌کردند که یکی از آن‌ها هم مواد مخدر بود. اول می‌آمدند پول می‌دادند و حتی مجانی و با تشویق به مردم تریاک می‌دادند و می‌گفتند هر کس سوخته‌ی تریاک و شیره را بیاورد باز به او مجانی تریاک می‌دهیم. یعنی اول امتیاز می‌دادند. بعد که در ایران و چین هزاران نفر را معتاد کردند دیگر آن را می‌فروختند و می‌گفتند باید از این به بعد پول بدهید. یا پول بدهید یا مشتری‌های جدید پیدا بکنید و شروع به قاچاق کردند و بعد هم کشت قاچاق را شروع کردند تا کم کم لابی‌های قدرت داخل دربار و حکومت‌ها پیدا کردند و در ایران کاری کردند و به بیش از 50 نفر از تاجران بزرگ ایرانی در شهرهای مختلف از جمله در همین تهران و شهرهای دیگر که تولیدات کشاورزی و دامداری و صنعتی مختلف را از تولید کننده‌ی داخلی می‌خریدند و صادر می‌کردند و از بیرون هم موادی که لازم بود را وارد می‌کردند و تجارت مفید و اسلامی و معقول داشتند که به نفع جامعه است گفتند شما چقدر از این تجارت‌ها سود می‌برید؟ ما به شما ده برابر سود می‌دهیم تا به جای این‌ها تریاک تجارت کنید. وارد کنید. بعد گفتند شما چه چیزی می‌کارید که سود آن به اندازه‌ی پولی باشد که ما برای تریاک به شما می‌دهیم؟ یک عده از این کشاورزها هم که به فکر منافع ملت و اسلام و استقلال و دین و این‌ حرف‌ها نبودند بلکه به فکر جیب خودشان بودند. گفتند هر چه شما بگویید. انگلیسی‌ها گفتند ما 50 برابر به شما سود بیشتر می‌‌دهیم تا دیگر گندم و جو و غیره نکارید و به جای آن خشخاش بکارید. این‌ها هم از خدا سود مفت می‌خواستند. ظرف 50، 60 سال زمین‌های کشاورزی مهمی در ایران تبدیل به تولید خشخاش و تریاک شد که زیر نظر انگلیسی‌ها و سفارت انگلیس و کمپانی هند شرقی بود. ده‌ها تاجر بزرگی که حاضر نشدند در قاچاق تریاک همکاری کنند را انگلیسی‌ها کاری کردند که به کمک نفوذی‌ها در دربار حکومت ایران ورشکست شدند. فراری و زندانی شدند. بعد هم در دربار خود شاه ایران را تریاکی کردند. خود ناصرالدین شاه و شاه‌های قاجار تریاک می‌کشید تا شاه‌های پهلوی که مثلاً رضا خان اصلاً معتاد دائمی بود. یک تریاکی بی‌سواد بود. معتاد به مشروب و معتاد به تریاک بود. کل خانواده‌ی سلطنتی، خود شاه، رضا شاه و خانواده‌ها معمولاً گرفتار شدند. از زمان قاجار شروع کردند و بعد هم به سراغ تاجران بزرگ و بچه‌های آن‌ها و نسل بعد رفتند. برای این‌که این‌ها آلوده و وابسته بشوند حتی به سراغ اشخاص انقلابی و بچه‌های این‌ها می‌رفتند تا آن‌ها را به شکلی آلوده کنند. از همین طریق هم جاسوس پیدا می‌کردند و این‌ها وابسته می‌شدند و شبکه‌های فراماسونری و شبکه‌های جاسوسی تشکیل می‌دادند و در حکومت نفوذ می‌کردند. برای غربی‌ها و انگلیسی‌ها و بعد هم که آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها که اضافه شدند هم فال و هم تماشا بود. در چین جنگ تریاک به این شکل اتفاق افتاد. چین خیلی بسته بود و اجازه نمی‌داد سرمایه‌داران غربی به داخل چین بیایند و نفوذ کنند. فقط یک بندر را قرار داده بودند که فقط از همان بندر کانتون تجارت کنند. انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها تحت کنترل کامل دولت و حکومت چین به آن‌جا می‌آمدند و محصولات خاص را تجارت می‌کردند. عمدتاً این‌ها در هند که مستعمره‌ی انگلیس بود چای و تریاک می‌کاشتند. اول چای را معامله می‌کردند. چون چای هم همان موقع وارد ایران شد. تا قبل از آن چای و قند نبوده است. قبل از آن‌ها اسپانیایی‌ها مردم بیچاره‌ی آمریکای لاتین و مکزیک را غارت می‌کردند و نقره‌های آن‌ها را به این‌جا می‌آوردند و برده‌های آن‌ها در هند چای و تریاک درست می‌کردند. یعنی به کمک این ملت مستعمره ملت دیگر را استعمار می‌کنند بدون این‌که خودشان هزینه‌ای بدهند. از همان موقع این کار غرب بود و الان هم هست. الان هم آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها همین کار را می‌کنند. رژیم‌های عربی فاسد منطقه را استعمار می‌کنند و از پول این‌ها که پول نفت و مسلمان‌ها هست علیه ملت دیگری به کار می‌برد و از ملت دیگر اسلحه می‌گیرد به دیگری می‌دهد و نتیجه‌ی نهایی را خودشان درو می‌کنند. این روش آن‌هاست و هنوز هم همین‌طور هستند. جنگ به راه می‌اندازند و هر وقت به نفع‌شان نباشد جنگ را تمام می‌کنند. تروریزم را به راه می‌اندازند و بعد علیه آن شعار می‌دهند. بزرگ‌ترین شبکه‌های قاچاق مواد مخدر ارتش‌های آمریکا و انگلیس هستند. در چین این‌ها اول چای تجارت می‌کردند. بعد می‌دیدند وقتی چای می‌دهند برای این‌که در ازای خرید نقره و دلار مکزیک را ندهند چه چیزی بدهند که هم ضرر آن به خود ملت چین و ایران و ملت‌های شرق بخورد و هم بتوانند تجارت خود را پیش ببرند. این‌جا به فکر تریاک و مواد مخدر افتادند. شرکت هند شرقی کشتی‌هایی از هند به چین می‌فرستاد. در هند تولید می‌کردند و به چین می‌آوردند و بعد هم به ایران می‌آوردند. می‌خواهم این را عرض کنم که اول نماینده‌ی انگلیسی‌ها زبان چینی آموخت و به صورت نفوذی به چین آمد. می‌خواهم بگویم که این مسائل مواد مخدر چطور از اول سیاسی بود. استعماری بود. برای غارت ملت‌ها و نابودی خط مقاومت آن‌ها بود. او در داخل چین با کسانی به طور مخفیانه رابطه زد و داخل رفت که بتواند شبکه‌های تجارت مواد مخدر را داخل چین فعال بکند. حکومت چین او را دستگیر کرد و چند سال او را زندان کردند و بعد هم اخراجش کردند. انگلیسی‌ها قایق‌های تندرویی ساختند که گشتی‌های پلیس دریایی چین به این‌ها نرسند و از طریق این‌ها مدام قاچاق مواد مخدر به داخل می‌کردند. چین هر کسی را از چینی‌ها پیدا می‌کرد که با این‌ها همکاری می‌کرد اعدام می‌کرد و بالاخره با نیروی دریایی انگلیس درگیر شد. منتها چون قدرت دفاعی نیروی دریایی چین قوی نبود و موشک و قایق تندرویی نداشتند عملاً یک جنگی به نام جنگ تریاک شروع شد. سه سال طول کشید و چین شکست خورد. البته قبل از آن هم سلطان چین به ملکه‌ی انگلیس نامه نوشته بود و به زبان آدمیزادی گفته بود که وجدان و اخلاق شما کجا رفته است؟ شما باید انسانیت داشته باشید. ما با شما معامله می‌کنیم. ما هر چیزی را که به دنیا می‌فروشیم مضر نیست. پس چرا شما تریاک و این مواد را می‌آورید؟ چرا شما جنگ‌های داخلی را در چین به راه می‌اندازید؟ چرا برای جنگ داخلی اسلحه وارد می‌کنید؟ چرا مواد مخدر وارد می‌کنید؟ ما از شما خواهش می‌کنیم که یک تجارت سالم داشته باشید و از این به بعد قانون جدید ما این است که هر کس قاچاق مواد مخدر و تریاک در چین انجام بدهد یا سر او را از بدنش جدا می‌کنیم یا او را خفه می‌کنیم. حالا می‌خواهد انگلیسی باشد یا چینی باشد. انگلستان ادامه داد و قاچاق مواد مخدر را گسترش داد و جنگ تریاک در نیمه‌ی قرن 19 سه سال طول کشید و چین شکست خورد. چون سلاح پیشرفته نداشت. این‌ها یک قرارداد توهین‌آمیزی را بر چین تحمیل کردند. نمی‌خواهم قصه‌ی چین و انگلیس را بگویم. می‌خواهم بگویم این سیاست تا همین الان ادامه دارد. آن قرارداد این بود که باید 20، 30 میلیون دلار به ما خسارت بدهید. یعنی ما حمله کرده‌ایم و قاچاق می‌کنیم ولی شما باید به ما خسارت بدهید. به جای این‌که انگلیسی‌ها به چینی‌ها غرامت بدهند. باید هنگ‌کنگ را کلاً به ما بدهید که از همان موقع هنگ‌کنگ کلاً در دست انگلیسی‌ها بوده تا همین اواخر که دوره‌ی اجاره‌ی آن تمام شد. الان ظاهراً در اختیار چین قرار گرفته ولی باز هم غرب دست بردار نیست. همین الان که ما با شما صحبت می‌کنیم در هنگ‌کنگ تظاهرات است. صدها هزار نفر که انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها آن را سازماندهی می‌کنند علیه چین تظاهرات کرده‌اند. چرا؟ چون چین گفته هر کس در هنگ‌کنگ که متعلق به خاک ماست جرمی انجام بدهد باید طبق دادگاه‌ها و قوانین چین محاکمه بشود. غرب در آن‌جا شورش‌ها و تظاهرات‌های خیابانی به راه انداخته که هنوز هم ادامه دارد. حتی حاکمیت هنگ‌کنگ حرف خود را پس گرفته ولی این‌ها رها نمی‌کنند. یعنی تا الان ادامه دارد. در همین جنگ تریاک بود که انگلیس رسماً هنگ‌کنگ را از چین غارت کرد و بعد هم گفت از این بعد باید 5 بندر شما کلاً باز و در اختیار ما باشد و ما باید تریاک را تجارت کنیم و به صورت قانونی داخل شویم و چین هم تسلیم شد. بعد هم آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها و دیگران آمدند. این‌ها به این شکل برخورد می‌کنند. این شیوه‌ی آن‌ها بود. هم سود اقتصادی و هم تحمیل سیاسی و نظامی و غارت کشور و نابودی جامعه را می‌خواهند. به تعبیر قرآن که می‌فرماید هلاک هرس و نسل است. هرس یعنی اقتصاد و کشاورزی و نسل یعنی جامعه و نیروی انسانی. می‌گوید نیروهای شیطانی هرس و نسل ملت‌ها را هدف گرفته‌اند. می‌خواهند هم نیروهای انسانی آن‌ها را و هم اقتصاد آن‌ها را نابود کنند. یکی از این مسیرها جنگ و غارت است، یکی رسانه‌ است که از طریق ماهواره و فضای مجازی روی فروپاشی اخلاق و خانواده و روح مقاومت در ملت‌ها کار می‌کند و یکی هم مواد مخدر و مشروبات الکلی است. الان در چندین کشور اطراف ما کارخانه‌های بزرگی مخصوص وارد کردن این مواد به ایران ساخته‌اند. در چندین کشور اطراف ما 20، 30 سال است که این‌ها را ساخته‌اند تا این‌ها فقط مشروبات الکی و مواد مخدر را تولید کنند و به شکل‌های مختلف به داخل بیاورند. مرکز اصلی مواد مخدر که افغانستان است که بزرگ‌ترین تولید کننده‌ی تریاک و هروئین در جهان است و جالب است که در زمان طالبان قاچاق مواد مخدر بود ولی از وقتی که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و ناتو به آن‌جا رفتند تولید تریاک و مواد مخدر در افغانستان بین 40 تا 60 برابر شده است و دقیقاً زیر نظر ارتش آمریکا و ارتش‌های غربی به شکل طبیعی و صنعتی تولید می‌شود و در سطح جهان قاچاق می‌شود. یعنی ارتش آمریکا رسماً قاچاق می‌کند. برای این‌که خودشان گفتند پولی که از قاچاق مواد مخدر و تولید و فروش و توزیع مواد مخدر به دست ارتش آمریکا و انگلیس و فرانسه می‌آید از پولی که از طریق غارت نفت یا گاز بعضی از کشورها به دست می‌آورند کم‌تر نیست اگر بیشتر نباشد. گفتند ما کل خرج اشغال افغانستان را از طریق مواد مخدر به دست آوردیم و جبران کردیم و خیلی بیشتر از آن هم به دست آوردیم. دقت می‌کنید؟ این مسئله‌ی 150 سال پیش انگلیس و چین و ایران قاجار نیست بلکه مسئله‌ی الان هم هست. بزرگ‌ترین شبکه‌های تولید و توزیع مواد مخدر در جهان از شرق آسیا تا آمریکای لاتین تحت کنترل و نظارت و مدیریت کامل سازمان SIA، مشارکت پنتاگون و سرویس‌های جاسوسی 3، 4 رژیم و از جمله رژیم صهیونیستی است. به مردم خودشان هم رحم نمی‌کنند. کار کمپانی‌های سرمایه‌داری این است. همین الان سه صنعت است که بیشترین درآمد در جهان را دارد. هر سه صنعت توسط آمریکا و سه، چهار کشور غربی مدیریت می‌شود. هر سه صنعت ضد بشری و ضد اخلاق و ضد عدالت است. این‌جا بحث سلامت و عدالت را نوشته‌اند. ما به سلامت انسانی و سلامت جسمی و روحی و معنوی جدا از مقوله‌ی عدالت نمی‌توانیم فکر کنیم. اصلاً بخشی از عدالت، عدالت در سلامت است. این‌ها صدها میلیون انسان را در جهان بیمار و نابود می‌کنند برای این‌که به منافع خود برسند. الان حداقل حدود 200، 300 میلیون معتاد رسمی در جهان هست. یعنی تقریباً از هر 20 انسان یک نفر معتاد است. این یعنی یک بیستم کل بشریت خودشان به طور مستقیم و اگر بخواهی هر خانواده‌ای را 5 نفر حساب بکنی که خیلی از خانواده‌ها جمعیت بیشتری دارد شامل یک چهارم بشریت می‌شود. یک چهارم بشریت را به صورت مستقیم و غیر مستقیم گرفتار مواد مخدر کرده‌اند. حالا آثاری که با دو یا سه واسطه به اعتیاد مربوط می‌شود را عرض نمی‌کنم. مثلاً وقتی اعتیاد درون یک خانواده‌ای آمد طلاق، خشونت، همسرآزاری، کودک‌آزاری، خیانت، دزدی، دعوا چقدر گسترش پیدا می‌کند. چون اعتیاد یک چیزی نیست که بگوییم وقتی طرف نیاز پیدا بکند مصرف می‌کند و بعد هم آرام می‌شود. نه. سبک زندگی او عوض می‌شود. اخلاق و تفکر و نگاه و اولویت‌ها و عواطف و روحیات او تغییر می‌کند و دین خود را کنار می‌گذارد. آدم معتاد که دین و ایمان ندارد. بچه و زن خود را می‌فروشد. به شوهر خود خیانت می‌کند. یعنی دیگر نه اثری از اخلاق و نه دین و نه اقتصاد و نه کار و نه تولید و نه نشاط و نه آرامش نمی‌ماند. وقتی مواد مخدر وارد یک خانواده می‌شود همه چیز را بی سر و صدا از دست می‌دهند. از این جهت عرض می‌کنم که در صف اول یک جهاد مقدس در دفاع از انسان و انسانیت و کرامت انسان مبارزه می‌کنند و این یک جهاد بسیار مقدس و مهمی است و قرآن می‌فرماید احیای یک نفر مساوی با احیای کل بشریت است. الان می‌گویند ما در ایران 2 میلیون و 800 هزار نفر معتاد رسمی داریم. با غیر رسمی‌ها 3 میلیون فرض می‌کنیم. یعنی 3 میلیون از 80 میلیون نفر معتاد هستند. این رقم ممکن است نسبت به جهان خیلی بالا نباشد اما نسبت به ایران و فرهنگ ایرانی و اسلامی خیلی بالاست. دوستان فرمودند در تهران بیش از 200 هزار نفر معتاد داریم که حدود 70 هزار نفر از آن‌ها حداقل آدم‌های مرفه و خوش‌گذران هستند که تفننی مصرف می‌کنند. یعنی خوشی زیر دلش زده و چون پول دارد مصرف می‌کند و متوجه آثار این مواد روی خودش و خانواده و دیگران نیست. این یک بیماری و یک خطر و یک جرم است. هم بیماری است و هم جرم است. بعضی‌ها می‌گویند اعتیاد بیماری هست و جرم نیست. بعضی‌ها می‌گویند جرم هست و بیماری و نیست. هم بیماری است و هم جرم است. یک بعد آن بیماری است که باید معالجه بشود. یک بعد آن هم جرم است. خیانت به خودت و خانواده و جامعه است. این باید مجازات بشود. البته مجازات هر قشری متناسب با خودش است. متأسفانه دیگر فقیر و مرفه هم نمی‌شناسد. در جامعه‌ی زنان هم متأسفانه هست. بخش مهمی از آن به مسائل فرهنگی و اقتصادی مربوط می‌شود اما تصمیم نهایی را خود فرد می‌گیرد. فقر عامل اعتیاد است؟ نه. برای این‌که اکثر فقرای ما معتاد نیستند. یک بخش کوچکی از فقرا معتاد می‌شوند. آیا رفاه و ثروت مانع اعتیاد است؟ نه. یک عالم مرفه و ثروتمند معتاد داریم. آیا رفاه عامل اصلی اعتیاد است؟ نه. اکثر مرفهین هم معتاد نیستند. یک سری اعتیاد‌ها بعد از طلاق به وجود می‌آید. آمار بالایی از معتادین کسانی هستند که وقتی جدا می‌شوند و خانواده متلاشی می‌شود به این درد دچار می‌شوند. این طلاق که بدترین حلال در اسلام هست و مکروه‌ترین حلال است باعث می‌شود. گفتند در تهران 40 درصد بعد از طلاق معتاد شده‌اند. حالا یا زن و مرد و یا فرزندان آن‌ها معتاد شده‌اند. یک آمار خیلی مهم و وحشتناکی هم دوستان فرمودند که مسئولان دولتی و به خصوص وزارت ارتباطات و به خصوص مسئولین فضای مجازی را به این آمار توجه می‌دهیم که از خدا بترسند. اگر در دنیا جوابگو نیستند و ظاهراً حساب و کتابی نیست و کسی به کسی کاری ندارد و قانونی نیست در آخرت معاقب خواهند بود. این‌جا فرمودند 40 درصد اعتیاد به مواد مخدر که الان کشف می‌کنیم مربوط به فضای مجازی می‌شود. این موبایل‌هایی که کاملاً وصل است و به سطح جوان و نوجوان رفته است. به خصوص مصرف گل که خیلی از خانواده‌ها اصلاً متوجه نیستند این گل چه چیزی است. گفتند یک کسی رفته و دیده دخترش در خانه مشغول است. دختر گفته من دارم گل می‌کشم. او هم خوشحال شده و گفته الحمدلله دخترم نقاشی می‌کند و گل می‌کشد. دفعه‌ی بعد رفته و دیده یک چیزی را دود می‌کند. خانواده‌ها اطلاع ندارند و رابطه‌ی جوان‌ها و نوجوانان ما با خانواده‌ها ضعیف شده است. غرق فضای مجازی شده‌اند و کنترلی هم نیست. وزارت‌خانه‌های مربوطه در این باب به وظایف خود عمل نمی‌کنند. مواد هم به شدت وارد می‌کنند. حتی انواع صنعتی جدید را که آموزش می‌دهند که هر کسی خودش تولید کند. در باغچه‌ی خانه می‌تواند تولید کند، در آشپزخانه می‌تواند به صورت صنعتی تولید بکند. یک توطئه‌ی تمام عیار صد درصد برای نابودی جامعه و خانواده‌های ماست. در تاریخ چنین اتفاقی سابقه نداشته است. عرض کردم که سه صنعت در دنیا بیشترین پول را می‌آورد که هر سه‌ی آن‌ها ضد بشری است و هر سه‌ی آن‌ها جزو صنایع مدرن غرب است که در مسیر باطل به کار می‌رود. یکی صنعت پورنو و سکس است که زنان را برهنه کنند و به مردان نشان بدهند و از آن‌ها پول بگیرند و زنان و مردان را آلوده کنند و انواع روابط جنسی و فردی و زنا و هم‌جنس‌بازی و روابط زنای دسته‌جمعی و رابطه با حیوانات و کودکان و اشیا را جا بیندازند. کثافت‌کاری‌هایی که مدام در سطح رسانه، از سینمای هالوود تا ماهواره‌ها و فضای مجازی و شبکه‌ها و رسانه‌هایی که در فضای مجازی آزاد است کار می‌کنند و هم قبح آن را می‌ریزند و هم آموزش می‌دهند و هم ضد ارزش را به ارزش تبدیل می‌کنند که این علامت مدرن بودن و پیشرفته بودن است. یعنی به لحاظ نرم‌افزاری فرهنگ‌سازی می‌کنند و بعد برای تولید و فروش و توزیع این فیلم‌ها در سطح جهان بیشترین درآمدها را دارند. مرکز اصلی این صنعت سکس هم آمریکا است. از آخرین شیوه‌های تکنولوژی و علم هم استفاده می‌کند. نابودی نسل است که قرآن می‌فرماید. دوم صنعت سلاح‌های کشتار جمعی است. اسلحه‌فروشی است. جنگ و خشونت است. اولی سکس و شهوت و دومی خشونت و جنگ است. بیشترین منبع درآمد آمریکا این سه صنعت است و پزشکی و مهندسی و این حرف‌ها نیست. این‌هایی که به اصطلاح ثروتمندترین کشور جهان هستند غارتگرترین کشور جهان هستند و ضمناً بدهکارترین کشور جهان هم هستند. چون اقتصاد آن‌ها سوار ملت‌های دیگر شده که ورشکست شدن آن‌ها علنی نشود. چون در تاریخ هیچ کشوری این‌قدر بدهکار نبوده است. ولی مشغول مکیدن ملت‌ها و آویزان از آن‌ها هستند و از طریق دلار بر اقتصاد جهانی حکومت مصنوعی و اعتباری می‌کنند و واقعی نیست. البته الان بعضی از کشورها تصمیم گرفته‌اند که خودشان با پول خودشان معامله بکنند. روسیه و چین و گاهی ایران و هند این کار را می‌کنند و اگر این موضوع ادامه پیدا بکند و سلطه‌ی‌ دلار تا چند دهه‌ی دیگر حذف بشود یکی از علل فروپاشی سرمایه‌داری آمریکا و غرب خواهد بود. پس یکی هم سلاح کشتار جمعی است. مخصوصاً از این کشورهای فاسد نفتی عربی هستند. صدها میلیارد دلار به این‌ها اسلحه می‌فروشند. در همین ایام بر سر قضیه‌ی یمن و سوریه و عراق، آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها و صهیونیست‌ها میلیاردها میلیارد اسلحه به آل سعود و امارات فروختند تا مسلمان‌ها را بکشند. این هم صنعت دوم است. تکنولوژی سوم، تکنولوژی مواد مخدر و مشروبات الکلی است. سرمایه‌داری غرب و در رأس آن آمریکا و صهیونیست کل پول خود را از طریق این سه صنعت به دست می‌آورند. هم فرهنگ‌سازی نرم‌افزاری می‌کنند تا قبح آن را بشکنند و یک سبک زندگی را ترویج کنند که فقط باید عشق و حال کنی و لذت ببری و به عواقب آن در دنیا و آخرت برای خودت و حتی برای دیگران فکر نکن. به لحاظ سخت‌افزاری تا وقوع جنگ پای آن می‌ایستند و شبکه‌های بسیار پیچیده‌ی قاچاق مواد مخدر در سطح جهان تشکیل می‌دهند. دقیقاً به لحاظ روانشناختی و جامعه‌شناختی شناسایی کرده‌اند که چه چیزهایی مانع سود آن‌هاست. مثلاً یکی شغل و اشتغال است. چون یک بخش مهمی از کسانی که معتاد می‌شوند کسانی هستند که شغل درستی نداشته باشند. بی‌کاری اقتصادی یکی از عوامل است. یکی هم خانواده است. خانواده‌ی گرم و خانواده‌ی اسلامی مانع مهمی بر سر راه اعتیاد و فساد است. خانواده باید ضعیف و متلاشی بشود، باید مرد به زن و زن به مرد خیانت کند، رابطه‌ی بچه‌ها با پدر و مادر قطع بشود و به هم کاری نداشته باشند و هر کسی به سراغ کار خودش برود، سست شدن و سرد شدن و فروپاشی خانواده نقش مهمی در گسترش این مباحث دارد. لذا شما می‌بینید در قالب فیلم و سریال خارجی و حتی اخیراً فیلم‌های داخلی این تبلیغ می‌شود. در سینمای ایران اخیراً ده‌ها فیلم تولید شده که در آن مشروب می‌خورند و مواد مخدر مصرف می‌کنند. این را نشان می‌دهند. البته بعد هم در فیلم می‌گوید این کار زشت است ولی شکستن قبح این مسئله و عادی‌سازی و این‌که مسئله‌ای نیست و خیلی‌ها گرفتار هستند و این هم یک سبک زندگی است، حتی در فیلم‌های سینمایی داخلی و سینمای خانگی این‌طور است. یکی از دوستان که بررسی می‌کرد می‌گفت 50 فیلم تولید سینمای داخلی این‌طور است. اسم‌های این‌ها را آورد و بخش‌هایی از این فیلم‌ها را در یک دی.وی.دی به من داد که ببینم. بیش از 50 فیلم سینمایی داخلی یا سریال بودند که به اعتیاد می‌پردازد ولی اصلاً در انتها شما احساس نمی‌کنی که اعتیاد یک چیز خیلی خطرناک و بدی است و برای شما عادی می‌شود. تبدیل به یک چیز معمولی می‌شود. یا مشروب یا بی‌حجابی و برهنگی همین‌طور است. چرا این‌ها این‌قدر پشت قضیه‌ی بی‌حجابی ایستاده‌اند؟ چرا تلویزیون آمریکا VOA هفته‌ای چند برنامه دارد و چهار نفر فاحشه را مسئول این کار کرده که مدام تبلیغ کنند که بی‌حجاب بشوید و فیلم بردارید و تشویق می‌کنند؟ چرا؟ برای این‌که می‌داند حجاب، عفت، خانواده مانع نفوذ سیاست‌های این‌هاست. برای این‌که می‌داند بی‌حجابی، برهنگی، مواد مخدر، سکس، شراب، مشروبات الکلی خانواده و جامعه را به لحاظ فرهنگی دچار فروپاشی می‌کند. نابود می‌کند و دیگر کسی روحیه‌ی مقاومت در برابر استعمار و استکبار ندارد. دیگر بعد از مواد مخدر و فحشا و فروپاشی خانواده تولید اقتصادی نداریم. دیگر تولید علم نخواهی داشت. نسلی که معتاد بشود تولید علم می‌کند؟ نسلی که مشروب‌خوار و گرفتار فحشا و فسق و فجور و مواد مخدر است دیگر حوصله دارد 20 یا 30 ساعت مطالعه کند یا 15 ساعت در روز در آزمایشگاه و کتابخانه و کارگاه کار کند و تولید علم بکند؟ دیگر حوصله دارد که در مزرعه و کارخانه کار کند؟‌ فاتحه‌ی علم و اقتصاد و تمدن و همه چیز را می‌خواند. بیماری‌های مختلفی هم مثل ایدز و هپاتیت به وجود می‌آورد. الان دشمن از سن 15 تا 65 سالگی را در نظر گرفته و این‌ها برای سنین مختلف برنامه‌ریزی‌ کرده‌اند که چه مواد مخدری برای چه سنینی بهتر است، چه نوع مشروباتی برای چه سنینی بهتر است، چه نوع آموزش‌ فحشا و سکسی بهتر است و کدام راحت‌تر به دست می‌رسد و سود کدام برای آن‌ها بیشتر است. روی این‌ها برنامه‌ریزی علمی می‌کنند. یعنی جامعه‌شناس و روانشناس و اقتصاددان و شیمی‌دان را کنار همدیگر نشاندند که چطور این مواد را تولید کنیم و چطور فرهنگ‌سازی کنیم و چطور به دست مصرف کننده برسانیم. به لحاظ سیاسی به نفع آن‌ها و به ضرر ماست. به لحاظ اقتصادی به نفع آن‌ها و به ضرر ماست. به لحاظ فرهنگی و اخلاقی و از همه بعد به نفع آن‌ها و به ضرر ماست. یعنی یک چیزی است که از چندین بعد فردی، خانوادگی، اجتماعی، بهداشتی، اقتصادی، سیاسی ضربه می‌زند. الان هم که می‌گویند عصر جهانی شدن است. این شیوه‌ها و این ابزارها به سرعت جهانی می‌شود و جهانی شده است. ما 12 هزار جانباز و نزدیک به 3800 شهید داده‌ایم برای این‌که به لحاظ سخت‌افزاری و فیزیکی مانع ورود این مواد از مرزهای غربی و شرقی و به خصوص شرقی بشوند. افغانستان توسط آمریکا و انگلیس مستقیماً تبدیل به کارخانه‌ی تولید تریاک در جهان شده است و هدف اصلی آن هم کشور ماست. یعنی به همه جا می‌فرستند ولی هدف اصلی آن‌ها ایران است. اخیراً که من شنیدم غرب در آسیای میانه و در بعضی کشورها قراردادهایی بسته که مواد مخدر و خشخاش را تولید کنند و آن‌جا هم چند هدف دارند و کشورهای اسلامی در رأس اهداف‌شان است و ایران قبل از همه‌ی این‌ها هدف است. این خیلی مهم است. این شبکه‌سازی شوخی نیست که شما هر وقت اراده کنی بتوانی به مواد مخدر برسی. یک شبکه‌ی بسیار حرفه‌ای بسیار متخصص و مرتبط با ساختار شبکه‌های مافیایی جهان عمل می‌کند. البته نه این‌که تمام این‌هایی که مواد توزیع می‌کنند یا مصرف می‌کنند وابسته به سرویس‌های جاسوسی باشند، نه. این ضعف نفس، لذت‌پرستی یا توهم این‌که ما مشکلات داریم و به خاطر این‌که استرس و اضطراب نداشته باشیم مصرف می‌کنیم و نمی‌داند که این شروع هزاران استرس و اضطراب بزرگ‌تر است. از چاله در آمدن و به چاه افتادن است. در ضمن نسبت چاله و چاه هم درست نیست. الان چهار بحران بزرگ، بحران‌های اصلی جهان است. هر چهار بحران هم به نحوی به مسئله‌ی استکبار جهانی مربوط است. حالا بفهمیم که این «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر انگلیس» که می‌گوییم شعار بشری است و به همه‌ی این‌ها مربوط است. یکی از این چهار بحران بزرگ فاصله‌های طبقاتی در جهان است. در بعضی از کشورها یک اقلیتی در رفاه افسانه‌ای و مطلق در اثر غارت طبقات ملت خودشان و ملت‌های دیگر قرار دارند و اکثر بشریت متوسط به پایین هستند و ما الان یک میلیارد نفر گرسنه داریم. گرسنه‌ی واقعی داریم. یعنی شکم‌شان درد می‌کند. در دنیا یک میلیارد گرسنه‌ی به معنای واقعی داریم. یک چهارم بشریت آب آشامیدنی سالم یا برق و انرژی ندارند، خانه ندارند. عادی‌ترین مسکن را ندارند. امنیت ندارند. لباس مناسب ندارند. پس یکی فقر است. دوم محیط زیست است. بزرگ‌ترین نابودکنندگان محیط زیست همین کمپانی‌های سرمایه‌داری غرب هستند. سومی تهدیدات هسته‌ای و بمب اتم است. باز همین‌ها هستند. آمریکا تنها کشوری است که بمب اتم زده است. ژاپن تنها کشوری است که بمب اتم خورده است. دیدید که طرف را به این‌جا فرستادند که به ما بگوید بمب اتم نسازید. شما که می‌دانید ما به دنبال بمب اتم نیستیم. تو که قربانی بمب اتم هستی چرا؟ این‌ها بعد از بمب اتمی که خوردند هنوز از آمریکا دستور می‌گیرند. می‌دانید که 40، 50 هزار نفر از ارتش آمریکا هنوز در ژاپن است. هر هفته دست دخترها و پسرهای ژاپنی را می‌گیرند و به پادگان می‌برند و این‌ها را بی‌ناموس می‌کنند و رها می‌کنند و این‌ها جرئت اعتراض ندارند. کاپیتولاسیون کامل است. نمی‌توانند این‌ها را بیرون کنند. از آن زمان تا حالا 70 سال گذشته و هنوز در آن‌جا هستند و به این‌ها دستور می‌دهند. بمب اتم مصرف می‌کنند،‌ هزاران بمب اتم دارند،‌ بزرگ‌ترین تهدید بمب اتم هستند. اگر می‌خواهید دنیا را بشناسید بدانید که این است. چهارمین تهدید و شوک بزرگ جهان مسئله‌ی اعتیاد به مواد مخدر است. این چهار بحران بزرگ جهان است. چهارمی را هم توضیح دادم که چطور زیر سر این‌هاست. دو هزار کیلومتر مرز را کنترل می‌کنند. ظرف 20، 30 سال فقط در مرز افغانستان حدود 10 هزار تن مواد مخدر گرفته‌اند، هزاران قاچاقچی را گرفته‌اند، صدها نفر از این‌ها اعدام شده‌اند، شبکه‌های درمانی بزرگی برای درمان معتادین تأسیس شد ولی شما هنوز وقتی از مردم می‌پرسید 90 درصد آن‌ها احساس ترس می‌کنند. نسبت به خودشان و خانواده‌ی خودشان احساس ترس می‌کنند و می‌گویند امنیتی وجود ندارد و مواد در دسترس هست. این مواد مخدر یک زلزله‌ی خاموش است. حالا در مورد این‌که چه کار باید کرد پیشنهادهایی شده است. پیشنهادهایی راجع به اردوگاه‌های اجباری کار بود که من پرسیدم و گفتند هنوز هم متأسفانه تشکیل نشده است. خب دستگاه قضایی اگر قانون لازم دارد سریع تهیه کند، مجلس سریع تصویب کند، دولت بودجه بگذارد. در دنیا بعضی از جاهایی که نسبتاً موفق بوده‌اند اردوگاه‌های کار اجباری برای معتاد گذاشته‌اند که این به لحاظ بیماری علاج بشود و به لحاظ جرم هم تنبیه و مجازات بشود. هم اشتغال ایجاد بشود، هم کار آموزش داده بشود، انگیزه پیدا کنند و به دست همین کارها می‌توان آبادی‌های زیادی در کشور درست کرد. بعضی از کشورها در دنیا هستند که بخش مهمی از جاده‌ها و بندرها و مزارع و کشاورزی خود را از طریق همین زندانی‌ها و از جمله زندانی‌های مواد مخدر ساخته‌اند. یعنی این‌ها را به بیابان‌ها می‌برند و این‌ها باید مثلاً 1000 کیلومتر جاده بسازند. هم کار کند و سموم از بدن او خارج بشود، هم مجازات بشود، هم تربیت بشود، هم کشور جلو برود. چرا این اردوگاه‌های کار اجباری را تشکیل نمی‌دهند؟ منظور از اردوگاه محل شکنجه نیست. اردوگاه بازسازی و تربیت و آموزش کار است و بعد بسیار مهم آن هم مسئله‌ی فرهنگی و تربیتی است. روزی ده نفر حداقل در ایران در اثر مواد مخدر می‌میرند. یا به خاطر مصرف غلط و یا به خاطر اصل مصرف می‌میرند. به لحاظ اقتصادی سالانه هزاران هزار میلیارد تومان خسارت می‌دهیم. این از جهاتی سیستم اقتصاد کشور را مختل کرده است. سرمایه‌های داخلی مهمی به شکل‌های مختلف چه در قالب خرید و فروش و چه در جبران مشکلات ناشی از آن درگیر این مسئله است. چقدر نیروی انسانی در اثر این اعتیاد ریزش می‌کند. به لحاظ اجتماعی هر جایی که مواد مخدر می‌آید جرم‌ها زیاد و زیادتر می‌شود. ده برابر می‌شود. الان بیشترین زندانی ما که زندان‌های ما را پر کرده است معتادین هستند. ما الان حدود 70 هزار نفر زندانی مواد مخدر داریم. 40، 50 هزار زندانی را هم در همین دهه‌ی فجر بخشیدند و عفو کردند تا بیرون بیایند. چیزی نزدیک به نصف کل زندانیان ما مربوط به مواد مخدر است. در یک دوره‌ای گفتند 60 درصد بوده یعنی از نصف هم بیشتر می‌شده است. اگر حواشی را نگاه کنیم، یعنی وقتی که معتاد می‌شود دعوا و خشونت و خیانت و بی‌ناموسی و قاچاق می‌کند و شما می‌بینید آمار آن حتماً بیشتر از 50 درصد است. ممکن است اگر با یک واسطه حساب کنی 70 درصد زندان‌های ما درگیر مسائل مربوط به مواد مخدر شده است. این‌ها فاجعه و بحران و خیانت بزرگ است. سرقت، شرارت، تجاوز جنسی، اعمال منافی عفت و انواع و اقسام جرم‌ها اتفاق می‌افتد. هر جا که مواد مخدر هست درصد رشد این‌ها خیلی بالا می‌رود. آماری که اعلام کرده‌اند این است که حدود 60، 70 درصد کتک زدن همسر در خانواده‌هایی هستند که معتاد به مواد مخدر یا مشروبات الکلی هستند. 70 درصد کسانی که وحشیانه زنان خود را کتک می‌زنند، 70 درصد خشونت خانه در خانواده‌هایی است که مواد مخدر و مشروب مصرف می‌شود و این را به شما بگویم که در همه جای دنیا همین‌طور است. یک زمانی در دانشگاه سوئد جلسه‌ای داشتم. یک خانم دکتر ایرانی آن‌جا بود و گفت این‌جا شماره تلفنی هست که کسانی که وحشیانه همسران خود را می‌زنند و دست و پای آن‌ها را می‌شکنند زنگ بزنند که ما مشاوره بدهیم و من برای کمک هزینه‌ی زندگی خود در این‌جا این کار را می‌کنم. می‌گفت من هفته‌ای سه روز به این‌جا می‌آیم و از صبح تا غروب این تلفن زنگ می‌زند و اغلب این‌ها مردهای مستی هستند که مشروب می‌خورند و زن‌های خود را سیاه می‌کنند و دست و پای آن‌ها را می‌شکانند و می‌کشند و مجبور شدیم که این‌جا برای زنان کتک‌خورده یک اردوگاه بزنیم. می‌گفت اصلاً به سواد هم کاری ندارد. بسیاری از آن‌ها آدم‌های دانشگاهی و تحصیل‌کرده هستند اما باز هم می‌زنند. این از عوارض این مواد است. حدود 25 درصد یعنی یک چهارم دعواهای کشور به مواد مخدر بر می‌گردد. 20 درصد جرایم منکراتی و فساد به مواد مخدر برمی‌گردد. 10 درصد جرائم مالی مربوط به مواد مخدر و روانگردان‌ها است. به لحاظ فرهنگی عاطفه، احساس، انسانیت، اخلاق باقی نمی‌گذارد. مهارت‌ها را نابود می‌کند. شما می‌بینید چقدر آدم متخصص قوی است که وقتی گرفتار مشروب یا مواد می‌شود دیگر حتی نمی‌تواند زندگی خودش را تأمین کند. مهارت او صفر می‌شود. نه به درد خودش، نه جامعه‌ نمی‌خورد. دین و ایمان و نگرش‌های معنوی کنار می‌رود. سبک زندگی بر اساس اصالت لذت و تفریح و خوشگذرانی شروع می‌شود و از طریق لذت کاذب به جای فرار از استرس به دامن بدترین استرس‌ها و اضطراب‌هایی می‌افتد که کل زندگی و خانواده و اطرافیان را نابود می‌کند. امروز در دنیا به این تحلیل رسیدند که این مباحث اعتیاد به مشروب و مواد هم در بعد میکروسیستم اجتماعی، یعنی خانواده و هم مزوسیستم یعنی مدرسه، دانشگاه و کارخانه و مزرعه و هم ماکروسیستم یعنی شهر و روستا و محلات مشتریان جدیدی در سطح جهان جذب می‌کنند و دیگر سن خاصی ندارد و در همه‌ی سنین موجود است. شغل خاصی نمی‌شناسد و بی‌کار و شاغل را درگیر می‌کند. جنسیت خاصی هم نیست. قبلاً مردها بودند و حالا به سراغ زن‌ها آمده‌اند. مجرد و متأهل، بی‌سواد و فارغ‌التحصیل دانشگاه، شهری و روستایی، به شیوه‌های مختلف برای همه برنامه‌ریزی کرده‌اند و مواد مناسب تولید می‌کنند. مواد توهم‌زا، استنشاقی تولید می‌کنند. هدف سود نامشروع، انهدام و نابودی هرس و نسل و به خصوص طبقات جوان است و اخیراً با این فضای مجازی و این موبایل‌ها به سراغ نوجوان‌ها آمده‌اند و آماری که دوستان اعلام کردند خیلی وحشتناک است و می‌گوید 40 درصد کسانی که الان معتاد می‌شوند از طریق موبایل و فضای مجازی و اینترنت درگیر این مسئله شده‌اند. رابطه‌ی جوان و نوجوان با خانواده ضعیف و قطع می‌شود و سرش مدام در موبایل است و معلوم نیست کجا می‌رود، بچه هم هست، ماجراجو و بی‌تجربه و لذت‌طلب هم هست، سبک زندگی غربی را هم مدام در فیلم‌ها و سریال‌ها آموزش می‌دهند که می‌گوید خوش باش و خر باش. خب باید به هر شیوه‌ای که می‌توانی خوش باشی. ایشان گفتند 40 درصد اعتیاد‌های جدید در سطح جوان و نوجوان از طریق فضای مجازی و موبایل‌ها صورت می‌گیرد. این را جهت اطلاع مسئولین دولت و مجلس و دستگاه قضایی و به خصوص خانواده‌ها می‌گویم. چنان پیچیده عمل می‌کنند که الگو و نوع مواد مصرفی را مدام متنوع می‌کنند، دامنه‌ی آن را زیاد می‌کنند، سن را پایین می‌آورند. قبلاً بی‌کار و بی‌سوادها بودند و حالا باسواد تحصیل‌کرده‌ی شاغل که شغل هم دارد درگیر است. آموزش می‌دهند که چگونه در باغچه‌ی خانه به طور طبیعی تولید کنید و در آشپزخانه‌ی خود چطور صنعتی تولید کنید. چه زمانی چنین چیزهایی در دنیا بوده است؟ مبارزه‌ی سخت‌افزاری، مبارزه با عرضه‌ی مواد مخدر است و مبارزه‌ی نرم‌افزاری کاهش تقاضا است. یعنی ما با این‌هایی که معتاد می‌شوند باید به لحاظ فرهنگی و اخلاقی و عاطفی مبارزه‌ی نرم‌افزاری کنیم و با آن‌ها به لحاظ سخت‌افزاری مبارزه کنیم. علم سازمان‌یافته، نگاه‌های سیستمی، روش‌های اخلاقی و علمی و نه روش‌های خطی جزیره‌ای و هیجانی داشته باشیم و این مسائل را اولویت بندی کنیم. بخش دوم و آخر عرائض را بگویم. می‌گویند فقط این‌ها بیماری است و جرم نیست. بخشی از این‌ها حتماً جرم است. قاچاق که صد درصد جرم است. اعتیاد هم در اکثر موارد جرم است. مگر یک بچه‌ی کوچکی باشد که پدر و مادر او را معتاد کرده باشند و الا معتاد هم بیمار است و هم مجرم است و باید بعد جرم او را هم دید. البته مجازات هر جرم به تناسب خودش است ولی مجازات می‌خواهد و به نفع اوست ولو دردش بگیرد. یک مثالی داریم که می‌گوید یک آدم حکیمی با اسب می‌رفت و دید زیر یک درخت سیبی یک کسی دراز کشیده و خوابیده و دهان او هم باز مانده است. یک مار کوچکی به دهان این رفت و او نفهمید و او را قورت داد. این با خودش گفت من اگر این را بیدار کنم و بگویم شما یک کرم بزرگ یا مار کوچکی خوردی اولاً می‌ترسد و ثانیاً باور نمی‌کند و به حرف من گوش نمی‌کند. تا بخواهم این را توضیح بدهم و آموزش بدهم و توجیه بشود مرده است. یک راه دارد. گرزش را برداشت و محکم به او کوبید. طرف از درد بیدار شد. گفت مرض داری؟ گفت آره مرض دارم. دوباره زد. گفت چرا می‌زنی؟ گفت همین است. اگر می‌خواهی کتک نخوری فرار کن. این بلند شد و فرار کرد و این هم با اسب به دنبال او می‌رفت و او را می‌زد تا بدود. می‌خواست این بدود و عرق کند. وقتی که خوب او را دواند، به جایی رفت که سیب‌های پوسیده و له‌شده و خرابی افتاده بود و گفت باید این‌ها را بخوری. گفت این‌ها خوردنی نیست. گفت همین است و دوباره او را زد و گفت باید این‌ها را بخوری. چند دانه از این سیب‌ها را خورد. می‌خواست این‌ها را بخورد و حالت تهوع به او دست بدهد و بالا بیاورد. خورد بالا آورد و آن کرم یا مار هم بیرون آمد. این تا آن زمان به این یکی فحش می‌داد و می‌گفت مگر من با تو چه کار کردم؟ بعد که این کرم بیرون آمد فهمید که این کتک‌ها چقدر خوب بوده است. بعد آمد و دستش را بوسید و گفت خدا خیرت بدهد. بله، با بعضی‌ها که عقل ندارند و می‌خواهند همه چیز را تجربه کنند باید این‌طور رفتار کرد و باید این‌ها را هم تجربه کنند. یکی بخشی از تجربیات هم این است. یک سبک زندگی را الان با فیلم و سریال و تولید کالا آموزش می‌دهند. آن سبک زندگی که ما امروز به اسم سبک زندگی غربی و سرمایه‌داری و لیبرال می‌شناسیم یک سبک زندگی بر اساس اصالت لذت و اصالت تنوع و اصالت مد است. یعنی یک وقتی هست که شما زندگی می‌کنی و بدن و غذا و آمیزش و لذت لازم است برای این‌که بتوانی زندگی بکنی و در این زندگی به رشد برسی. یک وقتی کل زندگی وسیله می‌شود و هدف آن لذت می‌شود. در نگاه اسلامی لذت وسیله است. خود زندگی هدف است. زندگی درست و عمل صالح و رشد هدف است. در نگاه غربی زندگی وسیله است و هدف لذت است. لذا شما ببینید در این فرهنگ می‌گویند هر کاری که از آن لذت می‌بری را دنبال کن. در مسائل جنسی اصلاً حلال و حرام و زنا و نکا و مشروع و نامشروع معنا ندارد. برهنگی و بی‌حجابی و زنا و لواط و همجنس‌بازی انجام بده. حد اخلاقی نداریم. تکامل چه هست؟ در مسائل جنسی هدف فروپاشی خانواده و خیانت جنسی و غیره برای لذت است. اخلاق و دین و عدالت همه حرف مفت و وسیله است. در مباحث حقوقی دیده‌اید که می‌گویند در رأس حقوق بشر حق خودکشی، حق ارتداد و حق هم‌جنس‌بازی هست. هر جا که می‌روی این‌ها را می‌گویند. در ژنو بحث حقوق بشر بود. ما نگاه اسلامی را به حقوق بشر گفتیم. مسئول جلسه که بعداً فهمیدیم با بهایی‌ها هست گفت این حرف‌ها فایده ندارد. شما که می‌گویید حقوق بشر در جهان اسلام و ایران رعایت می‌شود و انتخابات برگزار می‌شود و اقلیت‌های مذهبی فعال هستند را کاری نداریم. ما دو سوال از شما می‌کنیم که برای ما ملاک است. اول، حقوق هم‌جنس‌بازها و دوم بهایی‌ها به عنوان سمبل حقوق بشر است. حالا در مسائل اقتصاد به اصالت لذت و اصالت سود روی می‌آورد. منطق این سبک زندگی این است. می‌گوید تولید و کار و عرق‌ریزی و اقتصاد سالم چه هست؟ پول مهم است. هر راهی که راحت‌تر پول به دست می‌آورد درست است. ربا، قاچاق، گران‌فروشی و غیره و حلال و حرام نداریم. ما مکاسب محرمه و مکاسب محلله نداریم. در حوزه‌ی سبک زندگی شخصی این است. در ورزش این است. در تمدن دینی ورزش برای حفظ سلامت و رقابت سالم لازم است. در فرهنگ مادی و ماتریالیستی غرب، در نظام سکولار ورزش هم تبدیل به تن‌نمایی و بدن‌نمایی و رقابت منفی می‌شود. مواد مصرف کنی که قهرمان بشوی و مدال بیاوری. بعد خرید و فروش آدم‌ها و رشوه دادن برای برد و باخت پیش می‌آید. در زمینه‌ی لباس هم این‌طور است. در تمدن اسلامی لباس برای وقار، سلامتی، پوشش، بهداشت استفاده می‌شود ولی در نگاه مادی غرب لباس برای تفاخر، فخرفروشی و بدن‌نمایی و سکس و لذت و سود تجاری است. اصلاً معنای همه چیز عوض می‌شود. مد در اسلام برای زیبایی و هماهنگ بودن لازم است. من حتی در روایت دیدم پیامبر اکرم(ص) گاهی لباس‌های خود را ست می‌کردند. یعنی می‌گفتند لباس این رنگی را با کفش فلان رنگی می‌پوشم. زیبایی حتماً لازم است. اما مدسالاری و مدزدگی به معنی بی‌شخصیت کردن یک ملت و یک نسل است. یعنی خود من شعور ندارم که باید چه لباسی بپوشم و از پاریس و لندن و واشینگتن برای من تصمیم می‌گیرند و آن‌ها می‌گویند چه رنگ و مدلی مناسب است. بین مد لباس و آرایش موی آن‌ها با سبک زندگی و فرهنگ تو نسبتی نیست. هر لباسی هر پیامی دارد. شما از روی لباس آدم‌ها را نمی‌شناسید؟ از روی لباس آدم‌ها نمی‌توانید بفهمید این چه شخصیتی دارد؟ می‌توانید. ارتباط شخصیت و لباس و برهنگی مشخص است. این سبک زندگی که از طریق رسانه‌ها جهانی می‌شود و بخش‌هایی از جامعه‌ی ما هم تحت تأثیر آن است و تحت عنوان نوگرایی و مد از طریق رسانه تبلیغ می‌شود و لذت‌طلبی، تغییر بی‌ملاک از مد لباس گرفته تا رفتارهای ظاهری در زندگی و هنر و رسانه گسترش پیدا می‌کند. این‌که هر سال باید مبلمان خانه عوض بشود. برای چه؟ چه کسی گفته این‌هایی که پولدار هستند باید هر سال مبلمان خانه را عوض کنند؟ این فرهنگ از کجا آمده است؟ این‌که در هر مجلسی باید یک لباس بپوشید از کجا آمده است؟ دیده‌اید که بعضی‌ها می‌گویند این لباس را من در یک مجلسی پوشیده‌ام. مگر لباس یک بار مصرف است؟ تغییر کردن مد لباس، سبک‌های هنری، سبک دهه‌ی 60، دهه‌ی 70، دهه‌ی 80، دهه‌ی 90 با هم تفاوت می‌کند. یک تفاوت‌هایی برای زیبایی و تنوع لازم و مفید است و عیبی ندارد. اما تنوعی که دیگر فقط شامل لباس نیست و در فکر و هنر و همه‌ی مفاهیم وارد می‌شود، چیزی به نام ثبات، آرامش، هویت، اتکای به نفس نابود و تضعیف می‌شود. هدف سبک زندگی ظاهرسازی در لباس و رفتار بشود و یک موزیکی بی‌دلیل تبدیل به یک موزیک دیگری بشود و مدام مسابقه‌های سطحی منفی، نشریات زرد، سبک زندگی زرد و زردتر رونق پیدا کند و توجه به حقیقت جای خود را به یک رقابت منفی بدهد که دائم بحث سحر و جادوی افکار عمومی باشد و متأسفانه این شیوه‌ی زندگی را دارند بر بخشی از جامعه‌ی مسلمان و ایران تحمیل می‌کنند و بخش‌هایی از جامعه‌ی ما گرفتار شده‌اند و یک بخش آن هم همین لذت است. اگر مواد مخدر و مشروب به تو لذت می‌دهد با افتخار سرت را بالا بگیر و بگو این سبک زندگی مدرن است و من استفاده می‌کنم. قبلاً این کارها بود و مخفیانه انجام می‌دهند. قبلاً اگر کسی مواد مخدر یا مشروب مصرف می‌کرد یا اگر به همسر خود خیانت جنسی می‌کرد می‌دانست گناه و خطاست و آن‌ها را مخفی می‌کرد. اما این سبک زندگی غربی و رسانه‌های غربی می‌خواهند یک ننگ را تبدیل به افتخار بکنند. یعنی ضد ارزش را تبدیل به ارزش بکند و جای آن‌ها را با هم عوض بکند. من عرض خود را با این روایت ختم می‌کنم. پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) فرمودند هر چه که به شما صدمه می‌زند، به فرد یا جامعه، در دنیا یا آخرت، کوتاه مدت یا دراز مدت، به اقتصاد و سلامت و فرهنگ و اخلاق و خانواده‌ی شما هر چیزی صدمه بزند به همان اندازه حرام و ممنوع است. هر چه برای شما مفید است به همان اندازه حلال، مشروع و بلکه واجب می‌شود. این‌که می‌گویند فلسفه‌ی حرام و حلال چه هست و خدا برای چه گفته بعضی چیزها حرام و بعضی حلال است همین است. مواد مخدر هم مشمول همین می‌شود. حالا ممکن است کسانی بگویند ما در صدر اسلام این مخدرات را نداشته‌ایم. کدام آیه و حدیثی گفته تریاک حرام است؟ اولاً که گفته است. ما از پیامبر(ص) راجع به حشیش و مواد مخدر روایت داریم که فرمودند محال است کسی اهل حشیش و مواد مخدر باشد و اهل بهشت بشود. یعنی محال است به سعادت برسد. حتماً دنیا و آخرت او و خانواده‌ی او نابود می‌شود. ثانیاً اگر فرض کنیم هیچ آیه و حدیثی هم نداشتیم، عقل که داریم. عقل حجت شرعی و حجت الهی است. یک عالمه آیات و روایات دیگر هم داریم که فروپاشی خانواده، ظلم کردن، دروغ گفتن، حرام است. وقتی مواد مخدر و مشروب تمام این‌ها را به وجود می‌آورد حرام است. مقدمه‌ی حرام است و مقدمه‌ی قطعی حرام، حرام است. اصلاً فرض کنیم آیه و روایتی نداشته باشیم. یک کسی بگوید ما در آیه و حدیث نداریم که جایی بگویند مواد مخدر حرام است. مشروب را دیده‌ایم ولی ندیده‌ایم بگویند تریاک و هروئین و شیشه حرام است. اولاً که هست، ثانیاً ندیده باشی، آن‌ همه آیات و روایات دیگر که می‌گوید چه جاهایی منطقه‌ی قرمز انسانیت است چه؟ عقل و تجربه‌ی خودت هم هست. خودت می‌بینی در هر خانواده‌ای که مواد مخدر می‌آید از همه‌ی ابعاد نابود می‌شود. آن نابودی حرام نیست؟ نابود کردن حرام نیست؟ ممکن است ما بعضی از فقها را داشته باشیم که می‌گویند نه تنها مخدرات بلکه دخانیات هم حرام است. یعنی می‌گویند سیگار و قلیان هم چون ممکن است مقدمه‌ی آن‌ها بشود یا بالاخره این‌ها هم یک ضرر کمی دارد حرام است. حالا ما به این دو کاری نداشته باشیم. در این طیف همه‌ی فقهای ما اجماع دارند. نگوییم چون مواد مخدر در آیه و حدیث نیست حلال است. اما مواد مخدری که آثار آن را می‌بینیم و تمام دنیا به لحاظ علمی می‌گوید دیگر احتیاجی به فتوا ندارد. فتوای آن احتیاجی به تأمل و دقت ندارد. امام رضا(ع) که سالی 20 میلیون به زیارت او می‌رویم و ممکن است بین این زائرها معتاد هم پیدا بشود باید به این روایت حضرت رضا(ع) توجه کنند. عرضم را با این روایت ختم می‌کنم. فرمودند «علم الله عز وجل ما تقوم به ابدانهم و ما یصلحم فاهلهُ لهم...» خدای متعال هر چه که برای بدن شما و شخصیت شما، برای انسان مفید و مصلح است، مشروع و حلال دانسته است. یعنی در این عالم هیچ چیزی نیست که به حال انسان مفید باشد و حرام شده باشد. پس یعنی اگر مشروب و مواد مخدر و زنا و ربا حرام شده به حال انسان مضر است و شما را نابود می‌کند و برای همین ما آن‌ها را حرام کرده‌ایم. به ضرر بشر است. «و علم ما یضرهم...» خداوند می‌داند که چه چیزی به بشر و انسان صدمه می‌زند، «فنها هم عنه و حرمهُ علیهم...» آن را نهی و حرام کرده است. اصلاً فرض کن هیچ آیه و حدیثی هم نباشد، همین یک جمله‌ی حضرت رضا(ع) کافی است. معنی همین یک جلمه این است که هر چیزی که با عقل و علم و تجربه روشن بشود برای مردم صدمه دارد یا بهداشت و سلامت روح، اعصاب، اقتصاد، استقلال کشور، اخلاق، آرامش را از شما می‌گیرد، هر چه که به انسان صدمه می‌زند حرام است. این‌ها هم دنیای شما را خراب می‌کنند و هم ابدیت و زندگی پس از مرگ را نابود می‌کند. هم خودت و هم خانواده و جامعه‌ی تو را نابود می‌کند. به لحاظ سیاسی هم که عرض کردم شبکه‌های پیچیده‌ی استکبار سرمایه‌داری جهانی و غرب و امروز در رأس آن‌ها آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و صهیونیست‌ها این را به عنوان یک پروژه‌ی تسلط بر جهان پیش می‌برند و یکی از هدف‌های اصلی آن‌ها ایران است. درود ویژه و سلام روحانی خود را بر شهدای بزرگوار در راه مبارزه با قاچاق مواد مخدر در سطح کشور می‌فرستیم. 3800 نفر شهید از زمان انقلاب و در این 40 سال و 12 هزار جانباز نیروهای انتظامی و نیروهایی که برای دفاع از شرف و سلامت این ملت جانباز شدند و خودشان و خانواده‌های آن‌ها مشکلاتی را تحمل کردند و قطعاً پاداش عظیم الهی در انتظار آن‌ها هست.

و السلام علیکم و رحمت الله.


نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha