سازش با استکبار، "عقلانیت" است یا "نفسانیت"؟ (لَکُم فِی القِصاصِ حَیاةٌ)
جنبش مقاومت خیابانی - یوسف آباد - 1405
بسمالله الرحمن الرحیم
عرض سلام و ارادت به محضر خواهران عزیز و برادران محترم دارم.
در این شرایط سنگر و جنبش خیابانی، چند نکته را هم درباره مبانی فکری و مکتبی آنچه که باید و نباید باشد، عرض میکنم؛ و همچنین چند نکته را هم راجع به وضعیت امروز ما و منطقه و جهان، و فرصتها و تهدیدها بیان مینمایم. در مسائلی که الآن ما درگیر آنها هستیم، بعضی از افراد در اشتباهی میافتند؛ گویی آنها دو چهره از آمریکا و انگلیس و غرب میبینند و گاهی فکر میکنند اینها واقعاً دو نفر هستند. این آمریکایی که در دویست سال گذشته دویست جنگ راه انداخته است و اقتصاد او و امورات او بدون جنگ و بدون غارت کشورهای دیگر اصلاً نمیگذرد، و آخرین نمونه او ونزوئلا است، 5/5 میلیارد دلار نفت ونزوئلا را در همین چند ماه برداشت. در ونزوئلا هفته گذشته زلزلهای به بزرگی هفت ریشتر آمد که میگویند دهها هزار نفر در آن مفقود هستند؛ مفقود هستند یعنی افرادی که زیر آوار هستند و قطعاً مردهاند. به آمریکا گفتند حداقل از این پولهایی که از ما برداشتهای به ما کمک کن! چون همانطور که میدانید، عراق نفت میفروشد و پول او به آمریکا میرود. او هر چقدر بخواهد، به صورت قطرهچکانی و مشروط میدهد. الآن آنها آمدند و نفت عراق را گرفتند به این بهانه که ما میخواهیم از دست صدام خلاص شویم. پول نفت عراق به آمریکا میرود؛ پول نفت ونزوئلا هم الآن به آنجا میرود. به او گفتند که حداقل یک کمک به زلزلهزدگان اینجا بکند؛ او گفت: باشد، 100- 150 میلیون دلار کمک میکنم. او تا الآن حتی یک دلار یا یک سنت هم از پول خود آنها پرداخت نکرده است. در جنگ با ما، گفتند که ما هزینه جنگ را از خود اینها، یعنی از این عربها و اینها میگیریم یعنی از این کشورهای نفتی میگیریم؛ چون دست آنها با آمریکا و اسرائیل همراه است و آنها علیه ایران، لبنان، غزه، یمن و امثال اینها جنگیدند و الآن هم وضعیت همینطور است. رهبر شهید در زمان ترور شهید قاسم سلیمانی و همراهان او، تعبیری داشت چون آنها هم قبل از آن، و هم بعد از آن، از مذاکره سخن میگفتند، توجه داشته باشید این جنتلمنهای پشت میز مذاکره که با کراوات، مرتب و مؤدب میآیند و سلام میکنند، همان تروریستهای فرودگاه بغداد هستند که سلیمانی را به شهادت رساندند؛ اینها همانها هستند و شما این را فراموش نکنید. یک وقت فکر نکنید که آمریکا عوض شده است و اینها با دیگران متفاوت هستند. اینها به طور طبیعی همانها هستند. همین الآن که آنها با ما مذاکره میکنند و اخبار آن هم علنی شده است، به سرعت مهمات، اسلحه و نیرو به منطقه میآورند. در همین چند هفتهای که آنها با ما مذاکره میکنند، انبارهای اسلحه آنها خالی شده است و دارند آنها را به سرعت پر میکنند. آنها برنامه اغتشاش و کودتا را در عراق شروع کردند. همچنین در آذربایجان و نقاط مرزی بخشی از افغانستان و پاکستان، بدون اطلاع دولتهای آنها، مشغول به فعالیت هستند و در بخشهایی از عراق هم فعالیت دارند.
همچنین خبری آمد که جولانی و این تکفیریهای داعشی که در سوریه عمامههایشان را برداشتند، کراوات گذاشتند، ریشهایشان را هم کمی کوتاه کردند و به راه افتادند، ترامپ گفت که من به اسرائیل گفتم تو حریف حزبالله و امثال آنها نمیشوی؛ تو نه توانستی حزبالله را از بین ببری و نه هیچ کار دیگری بکنی. بنابراین سوریه باید بیاید و این کار را بکند، یعنی داعشیها و همین جولانی و امثال آنها باید بیایند. آنها یک عده از اینها را هم به مناطق مرزی ما آوردند؛ حالا این که آنها جرأت بکنند کاری انجام بدهند یا ندهند، بحث دیگری است. من میخواهم بگویم که همه اینها پروژه آمریکا است و او همزمان با مذاکرات، این کارها را انجام میدهد. این جنتلمنهایی که میآیند و مذاکره میکنند و با لبخند، کراوات، ادکلن و امثال اینها همراه هستند، همانها هستند؛ اینها همان جلادها هستند و شما این را فراموش نکنید. البته من نمیخواهم بگویم که هیچکدام از ما به هیچ وجه نباید در هیچ موردی مذاکره بکنیم؛ اما توجه بکنید که در آن طرف میز مذاکره چه کسانی قرار دارند؟ آنها کسانی هستند که ده بار زیر قول و قرار خود آنها زدند. دو مورد از موادی که ظاهراً در همین تفاهمنامه تعهد کردهاند، یکی از آنها این است که ما در امور داخلی ایران دخالت نمیکنیم و علیه ایران توطئه نمیکنیم. یکی دیگر از آنها این است که در این زمان شصت روزهای که داریم مذاکره میکنیم، ما نیرو، مهمات، ارتش و امثال اینها را به منطقه اضافه نمیکنیم. و یکی دیگر از آنها این بود که لبنان، یمن، عراق و امثال اینها هم در این فاصله مورد حمله آنها قرار نخواهند گرفت و توقف جنگ در همه جا همزمان خواهد بود. شما دیدید که آنها به هیچکدام عمل نکردند. آنها لبنان را بعد از این که این جنگ متوقف شد، به خاک و خون کشیدند. آنها این جنایاتی را که در این یکی دو هفته انجام دادند، هیچ وقت در لبنان انجام نداده بودند. آمریکا هم به اسرائیل گفت: این کارها را نکنی بهتر است؛ ولی اگر میخواهی این کار را انجام بدهی، انجام بده؛ آنها اینطوری رفتار کردند.
درباره امور داخلی ایران هم گفتند شرط این بود که حداقل در این فاصله، ایران را تهدید نکنی و برای این شصت روز، مانند یک انسان رفتار کنی. اما او تا الآن در این چند هفته، ده بار تهدید کرده که میآیم و ایران را با خاک یکسان میکنم و کارهای دیگری انجام میدهم. یک تعهد دیگر آنها این است که ما علیه ایران دخالت و توطئه نمیکنیم. حالا شاید سن اکثر شماها قد ندهد، ولی بعضیها همسن من هستند یادشان هست که در سال ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ که ایران جاسوسهای آنها را آزاد کرد، یک قرارداد در آنجا بین ما و آمریکا بسته شد. در آنجا واسطه آن کشور الجزایر بود. در آنجا، یعنی 45- 44 سال پیش، آمریکا امضاء کرد که 1) اموال بلوکهشده و توقیفشده ایران را به ایران پس میدهد. 2) او امضاء کرد که ما در امور داخلی ایران دخالت نخواهیم کرد و توطئهای علیه ایران انجام نمیدهیم.
او اینها را 45 سال پیش امضاء کرده است. این امضاها چه ضمانتی دارند؟ اصلاً چه اعتباری و چه ارزشی دارند؟ این کار مانند دزدی است که ده بار به خانه تو دستبرد میزند و هر بار هم قول میدهد که دیگر نمیآید. او دو جنگ را در میان دو مذاکره شروع کرد. او قرارداد برجام را پاره کرد، با این که آن قرارداد دارای امضای رسمی بود. اوباما همین یک هفته یا ده روز پیش گفت که این ترامپ خیلی احمق است؛ او میخواست این اورانیومها را که میزان آنها چهارصد کیلو بود، از ایران بگیرد. او با جنگ، این همه دردسر، میلیاردها دلار خرج، بیآبرویی و امثال اینها، هیچ غلطی هم نتوانست بکند؛ در حالی که ما در برجام بدون هیچ جنگی، یازده تن اورانیوم و حدود صد تن آب سنگین را از ایران خارج کردیم! ما این کار را با برجام انجام دادیم، و به آن تعهداتی هم که به ایران دادیم، تقریباً به هیچکدام از آنها عمل نکردیم. شما توجه داشته باشید، یعنی آمریکاشناسی و اسرائیلشناسی باید برای ما روشن بشود. در زمان برجام، مسئول اجرایی کشور در آن زمان آمد و گفت که ما باید با آمریکا عقلانی رفتار کنیم و نباید مسائل را ناموسی کنیم و این خط قرمزهای درشت را ترسیم کنیم. بالاخره دنیا، دنیای قدرت است؛ یعنی ما باید بفهمیم که چه کسی زور او بیشتر و چه کسی کمتر است؛ ما باید واقعبین باشیم، البته به این معنا که تسلیم شویم. امام شهید مدتی بعد گفت که یک عده از افراد گویی نمیفهمند که عقلانیت چیست و آنها عقلانیت را با نفسانیت اشتباه میگیرند. آن کسی که میگوید در برابر ظالم تسلیم شو، رفتار او از روی عقل نیست، بلکه از روی نفس است. کدام استدلال عقلی میگوید که انسان در برابر ظلم باید تسلیم شد چون ممکن است به تو صدمه بزند؟ این کدام برهان عقلی است؟ عقل همیشه از عدالت دفاع میکند، اما نفس میگوید که تسلیم ظالم شو؛ این تعبیر او درباره ترسوها است. او گفت که ترسوها حق ندارند نام عقلانیت را بر زبان بیاورند. بعضی از افراد نام عقل و عقلانیت را میآورند، در حالی که منظور آنها از عقل و عقلانیت، ترسیدن است؛ آنها میگویند عقلانیت یعنی این که تسلیم شوی. با این حساب، امام حسین هم مشکل عقلانیت داشت، امام حسن هم داشت، امیرالمؤمنین هم داشت و خود پیامبر اکرم هم داشت. موسی که با فرعون درگیر شد، لابد ضعف عقل داشته است! عیسی که با قیصر و سزار و سرمایهداران یهود درگیر شد، مشکل عقلانی داشته است! و ابراهیم که تبر برداشت و با نمرود درگیر شد و او را در آتش انداختند عقلانی عمل نکرده است! این منطق آنها است.
ایشان گفت که منظور بعضیها از عقلانیت یا از منافع ملی، ترسیدن و ترساندن دیگران است. کدام منافع ملی میگوید که شما باید به دشمنان این ملت باج بدهید؟ کجای این رفتار منافع ملی است؟ کدام منافع ملی میگوید که شما در برابر فشار ظالم باید تسلیم شوید و باید نفت و منابع ملی را به آنها بدهید؟ ترامپ رسماً سه- چهار بار گفت که من نفت شما را میخواهم؛ او گفت نفت شما مال من است! آنها هوس برگشتن به دوران شاه را دارند که در آن زمان، روزانه شش میلیون بشکه نفت در دست آمریکا، انگلیس و اسرائیل بود.
امام شهید میپرسید که آیا منافع ملی یعنی این که ما حقوق ملت را تسلیم دشمن بکنیم؟ آیا این کار منافع ملی است؟ یعنی بگذاریم که آنها ملت ایران را تحقیر کنند، توهین کنند و غارت کنند؟ آیا منافع ملی یعنی این که هر چه آنها میخواهند، به آنها تحویل بدهیم؟ هیچ منافعی بالاتر از مقاومت به نفع ملت وجود ندارد. بالاترین منافع ملی، دفاع از حقوق، عزت، منابع ملی و ثروت این ملت است. بعضیها میگویند آقا منافع ملی میگوید که خیلی مقاومت نکن! این کار، خیانت به ملت است. منافع ملی یعنی این که مقاومت کن؛ از حریم این ملت، از تاریخ آنها و از منابع آنها دفاع کن. ایران حق ندارد ذلیل بشود؛ پدران و مادران ما این ذلت را در دوره قاجار و پهلوی و امثال آن، به اندازه کافی و بیش از حد کشیدهاند؛ ما دیگر اجازه چنین کاری را نمیدهیم. ما تا حالا سیصد هزار شهید دادهایم و اجازه نمیدهیم که به دوران قبل از این فداکاریها برگردیم. با این حساب، الآن این رژیمهای وابسته منطقه، همه خیلی عاقل هستند و به فکر منافع ملی خود میباشند. آنها میلیارد میلیارد از پولهای نفتی خود را به آمریکا و شخص ترامپ دادند! دیدید ترامپ چند ماه پیش به این کشورها آمد به قطر رفت و یک هواپیمای خصوصی چندصد میلیون دلاری برای خود او دادند. به امارات رفت و مبالغ زیادی گرفت؛ به عربستان رفت و هنگامی که به آمریکا برگشت، گفت من چند میلیارد دلار پول فقط به عنوان سوغاتی برای خود او از این عربها گرفتهام. این مبالغ جدا از غارتگریهای او است؛ آیا اینها منافع ملی است؟ حزبالله پرچمدار منافع ملت لبنان شده است و او مراقب منافع ملت لبنان میباشد.
امام شهید میگفت که شما مراقب باشید بعضیها میگویند عاقل باشید، منظور آنها این است که بترسید، منفعل باشید، در برابر دشمن زانو بزنید و فرار کنید. ایشان گفت که ترسوها حق ندارند نام عقلانیت را بر زبان بیاورند. ترسیدن، فرار کردن و میدان را خالی کردن، عقلانیت نیست، بلکه نام آن همان ترس است؛ فرار کردن و تن دادن به ذلت است.
من چندتا سؤال را مطرح میکنم تا ببینیم جواب منطقی و واقعبینانه آن چیست؟ ما نمیخواهیم جواب احساساتی بدهیم، من جواب انقلابی هم نمیخواهم؛ بلکه میخواهم بدانم اگر از کسی که اصلاً نه انقلابی است، نه مسلمان و نه ایرانی، سؤال بکنیم، مستند به فکتها و آمار واقعی، جواب او به این سؤالات چیست. چون یک عده از افراد مدام میگویند آقا مرگ بر آمریکا نگویید، مرگ بر اسرائیل نگویید و امثال اینها؛ این تفکر همان تفکری است که وقتی صدام حمله کرد و چند استان ما را گرفت، در مسکو آمد و در خاک ایران مصاحبه کرد بعد در جلسه پرسش و پاسخ از او پرسیدند او گفت بقیه سؤالاتتان را بگذارید برای سه روز دیگر در تهران! در همان زمان، یک عده میگفتند آقا تا حالا هر چه شهید دادهایم، اگر مقاومت را ادامه دهیم، ده برابر بیشتر شهید میدهیم؛ آنها راست میگفتند؛ ما تا آن زمان مثلاً بیست هزار شهید داده بودیم، اما در سالهای بعد که مقاومت انجام شد تا صدام را بیرون ریختند، ما دویست هزار شهید دادیم. این بعضی از افراد، اینطوری چرتکه میاندازند. آنها میگویند آیا بهتر نبود همان بیست هزار شهید را میدادیم یا اصلاً همان مقدار را هم نمیدادیم حالا چه فرقی دارد این طرف مرز یا آن طرف مرز؟ این پنج استان را هم بدهید برود و در نهایت هم که ایران از دست رفته است؛ آیا خوب است که دویست هزار نفر شهید بشوند و دویست هزار خانواده، یعنی چند میلیون انسان صدمه ببینند؟ در دورانی که نفت ملی میشد، یعنی در دوران مصدق، یک عده گفتند آقا... چون در همان زمان هم ناوهای انگلیس آمدند و ایران، خلیج فارس، اقیانوس هند، دریای عمان و امثال اینها را محاصره کردند و نفت ایران را که ملی شده بود، تحریم کردند؛ آنها گفتند که ما اجازه نمیدهیم هیچ کشوری از ایران نفت بخرد. حتی چندتا کشتی ایتالیایی آمدند تا از ایران نفت بخرند، اما نیروی دریایی انگلیس که آن موقع قوی بود، آن موقع به جای آمریکا، آنها ابرقدرت دریاها بودند، نگذاشتند! شلیک کردند گفتند هیچکس حق ندارد از ایران نفت بخرند. بعد یک عده به جای این که بیایند در کنار مصدق، کاشانی، شهید نواب صفوی و امثال آنها علیه انگلیس شعار بدهند، میدانید چه کار کردند؟ آنها آمدند یقه مصدق و امثال اینها را گرفتند گفتند حالا خوب شد نفت را ملی کردید دیگر یک قطره نفت هم کسی از ما نمیخرد؟ درست است که در زمان حضور انگلیسیها، آنها میخوردند، اما بالاخره ده درصد هم به ما میدادند الآن خوب شد که هیچ درصدی را نمیتوانیم بفروشیم؟ اینها چرتکهاندازیهای غلط است. این تفکرات از روی عقل نیست. اصلاً با این حساب، واقعا آنهایی که به امام حسین میگفتند شما اشتباه میکنید، با این منطق درست میگفتند چون اصلاً کار امام حسین با این معنی معنی ندارد. کار امیرالمؤمنین هم هیچ معنایی ندارد! چرا مقاومت میکنی؟ آنها سهتا جنگ علیه تو راه انداختند، بسه دیگه! دهها هزار مسلمان از دو طرف کشته شدهاند. به حضرت امیر(ع) گفتند شما که اهل دنیا نیستید حکومت را تحویل اینها بده! ایشان فرمود اصلاً بحث دنیا نیست من اگر حکومت را به اینها تحویل بدهم، اولاً به چه دلیلی باید تحویل بدهم؟ مردم بیعت کردند و من را موظف کردند و من تکلیف شرعی دارم عدالت را اجرا میکنم. ثانیاً اینها خودشان هم بیعت کردند، اما خیانت کردند سهمیه میخواهند! سوماً من اگر حکومت را به اراذل بدهم، این کار خیانت به مردم است؛ آنها میآیند منابع مردم را غارت میکنند و جنایت میکنند مگر من حق دارم که تسلیم بشوم؟ آنها گفتند آقا حالا خوب شد که دهها هزار نفر که همه هم مسلمان بودند، در سهتا جنگ کشته شدند؟ ایشان فرمودند مسئولیت آن با آنهایی است که جنایت میکنند، مسئولیت آن با آنهایی نیست که دارند دفاع و مقاومت میکنند.
جنگ دوتا چهره دارد: چهره پلید و شیطانی، یعنی چیزی کثیفتر از جنگ در تاریخ بشر وجود نداشته است؛ البته منظور جنگی است که جنگافروزان و جنایتکاران شروع میکنند؛ اما از طرف دیگر، جنگ، صحنه زیباترین، ملکوتیترین و حتی شاعرانهترین صحنههای تاریخ بشر است که از طرف انسان مظلوم، در قالب مقاومت نشان داده میشود. روز عاشورا، زشتترین و زیباترین روز در تاریخ بشر است. ما به خاطر جنایاتی که آنها انجام دادند، روزی بدتر از روز عاشورا نداریم. همچنین به خاطر فداکاریهای عظیمی که این طرف انجام داد، روزی بهتر و زیباتر از روز عاشورا نداریم؛ که یزید به حضرت زینب(س) در حالی که در زنجیر بود، گفت حالا خوب شد؟ خوردید؟ چطور بود؟ حضرت زینب(س) گفت همه آن از سر تا پا زیبا بود. از این زیباتر نمیشد. یزید گفت کجای آن زیبا بود؟ آن جنایتها، سر بریدنها، برداشتن حجاب از سر شما، کتک زدن کودکان، سرهای شهدا جلوی بچهها؟ کجای آن زیبا بود؟ عاشورا زشتترین روز تاریخ و زیباترین روز تاریخ است.
این جنگی که ما با آمریکا داشتیم، کثیفترین جنگ و زیباترین جنگ بود. این جنگ از طرف آنها کثیف بود. در ابتدا آمریکا و ناتو میگفتند که ما نیستیم. پریروزها رئیس ناتو و کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا گفتند که ما با تمام قوا در کنار آمریکا با ایران جنگیدیم. او گفت که پنج هزار پرواز از پایگاههای ناتو در اروپا علیه ایران آمدند و ایران را بمباران کردند. آیا شما میدانید که فرزندان ما در این چهل روز، با همه قدرتهای جهان در یک جا جنگیدند و پیروز شدند؟ این اتفاق یک معجزه بود و بخشی از این معجزه، شما بودید. شما در کنار آن لانچرها نبودید، اما لانچرهای دیگری در خیابانها بود که باعث میشد آن فرزندان احساس کنند که پشت آنها گرم است.
آمریکا، اروپا، ناتو و این رژیمهای فاسد و خائن عربی، همه با هم علیه ایران جنگیدند. همه آنها با ما جنگیدند و همه آنها شکست خوردند. از آن طرف، یک جنگ زشت جریان داشت و از این طرف، یک جنگ بسیار باشکوه و زیبا شکل گرفت.
حالا ببینید چه اتفاقی افتاده که حواس بعضی از ماها به آن نیست. پیروزیهای ما را از زبان دشمن بشنوید.
"پروفسور رابرت پیپ" یک استراتژیست آمریکایی، استاد و نظریهپرداز در حوزه استراتژی نظامی و متخصص در زمینه مباحث علوم اجتماعی پیرامون تروریسم است؛ یعنی او چهرهای است که در دانشگاهها به مقالات او و کتابهای او ارجاع میدهند از او میپرسند تحلیل شما از این جنگ همهجانبه با ایران چیست؟ جنگی که در آن فکر میکردند ظرف دو روز ایران از پا درمیآید و کار تمام میشود. آنها میگفتند که میآییم ایران را تجزیه میکنیم، برای شما جهنم درست میکنیم و شما را تکهتکه میکنیم اما هیچ غلطی نتوانستند بکنند. تحلیل شما چیست؟ او در یک کلمه میگوید که این مقاومت ایران و این قدرت روحی، معنوی، مادی و نظامی آنها نشان داد که فصل جدیدی از تاریخ جهان آغاز شده است. در این فصل، آمریکا و اسرائیل در حال افول هستند و ایران در مسیر صعود قرار دارد. این ابرقدرتهای قرن نوزدهم و بیستم رو به افول هستند و ایران به عنوان یک قطب تمدنی، به سرعت رو به رشد است. ببینید این شخص نه ایرانی است، نه مسلمان است و نه طرفدار انقلاب ما است او حتی مقالاتی علیه ما دارد. او میگوید این جنگ نشان داد که ایران تأثیر فوقالعادهای در تغییر تعریف ژئوپلتیک و جغرافیای سیاسی جهان گذاشته است. این تغییر نه فقط در منطقه، بلکه در کل جهان رخ داده است. ایران برای نخستین بار پس از جنگ جهانی، توانست قدرت آمریکا را به عنوان یک ابرقدرت، محدود، آسیبپذیر و به شدت در معرض خطر قرار دهد. دنیا در شگفتی و تعجب به سر میبرد. مخالفان آمریکا ابراز شادمانی میکنند. نوکرهای او نگران شدهاند که چگونه او نتوانست از اسرائیل و نوکرهای خود در منطقه دفاع کند و حتی از پایگاههای خود هم نتوانست دفاع کند. ما چگونه به او تکیه دادیم و او را به عنوان ارباب انتخاب کردیم؟
او میگوید من از این پس، آمریکا را یک ابرقدرت در سراشیبی قرار گرفته و محدود شده به دست ایران مینامم. یک وارونگی نقش دراماتیک برای اسرائیل رخ داد. دیگر نه این آمریکا، آن آمریکا است و نه این اسرائیل است. ظرف همین صد روز این اتفاقها افتاده است. پیش از جنگ ایران، اسرائیل قدرت رو به رشد و صعودی خاورمیانه و تقریباً ابرقدرت خاورمیانه و ارباب عربها بود.
با پیمان صلح و سازش آبراهام که مطرح شد که زمانی یکی از دوستان لبنانی مقالهای نوشت، گفت ما طرفدار پیمان آبراهام که تو میگویی نیستیم بلکه ما طرفدار پیمان ابراهیم هستیم. ابراهیمی که پدر معنویت و ایمان بود، اما با تبر، نه بدون تبر! در کنار معنویت ابراهیمی، یک تبر هم برای بتشکنی وجود دارد. شما میخواهید تبر را از دست ابراهیم بگیرید. ما به دنبال آن پیمان ابراهیمی هستیم، نه آبراهامی.
او میگوید که اسرائیل در حال گسترش حوزه نفوذ خود بود اما آنچه الآن پس از این جنگ (یعنی از صد روز پیش تا حالا) میبینیم، دقیقاً نقطه مقابل آن است اگرچه به لحاظ نظامی، اسرائیل همچنان مشغول قتلعام و بمباران است اما او دقیقاً در نقطه مقابل گذشته قرار گرفته است. اسرائیل و آمریکا به وضوح قدرتهای رو به افول هستند و این ایران است که به عنوان یک قدرت جدید، به سرعت صعود میکند.
او در ادامه میگوید پیش از آنکه آثار این قدرت با تأخیر در اقتصاد نمایان شود، هنگامی که این مقاومتها موفق شوند، عقربههای دنیا به این سمت میروند. دیگر هیچکس در دنیا، بدون این که نظر ایران را بداند، تصمیمی نخواهد گرفت. تا پیش از این، همه کشورهای دنیا برای انجام هر کاری میگفتند که ببینیم آمریکا چه میگوید، دیگری میگفت ببینیم شوروی چه میگوید، دیگری میگفت ببینیم انگلیس چه میگوید. میگوید امروز هرکس که میخواهد هر تصمیمی بگیرد، حتماً باید توجه کند که نظر ایران چیست؟ این به معنای پروژه ابرقدرت شدن است.
اما یک نکته هم درباره اقتصاد عرض کنم. من از آقایان و خانمهایی که ایستادهاند خجالت میکشم.
در ذهن بعضیها این است که ما پیش از جنگ، مشکل اقتصادی و تورم نداشتیم؟ مگر این تورم و گرانیها محصول جنگ و پس از جنگ شده است؟ در همان زمانی که برجام امضاء شد، دلار ارزان گردید و همه کارها انجام شد تورم و گرانی در همان موقع به پنجاه درصد رسید. البته الآن تورم بسیار بالا است. اما بعضیها مغالطه میکنند که اگر ما در برابر آمریکا تسلیم شویم، آمریکا اولاً میخواهد و ثانیاً میتواند (هم میتواند و هم میخواهد) که مشکل تورم و گرانی اقتصاد شما را حل کند. واقعاً این مسائل در ذهن یک عده وجود دارد؛ یعنی آنها نه اقتصاد میفهمند و نه سیاست. آنها تاریخ را هم نخواندهاند. کشورهایی مانند مصر که صددرصد در مشت آمریکا هستند با این که کاملاً تسلیم آمریکا و اسرائیل هستند، چهل و چند درصد از مردم آن زیر خط فقر قرار دارند. چند میلیون انسان در قبرستانهای قاهره زندگی میکنند. همین امشب در اینترنت جستوجو کنید ببینید. چند میلیون نفر در قاهره (پایتخت مصر) زندگی میکنند؛ مصری که مهد تمدن بود، اما از وقتی که تسلیم آنها شده است، مردم آن فقیر، ذلیل و بدبخت شدهاند.
الآن ببینید روزنامه "گلوبال تایمز" مینویسد که جنگ علیه ایران برخلاف همه محاسبات بود و پایههای هژمونی آمریکا را در سراسر جهان به لرزه درآورده است. آمریکا مدعی است که من ثروتمندترین و قدرتمندترین کشور جهان هستم، قویترین ارتش جهان را دارم و کل دنیا یک طرف و من یک طرف دیگر قرار دارم. میدانید که بودجه ارتش آمریکا از مجموع بودجه ارتشهای نصف دنیا بیشتر است. اما با وجود این، شکست خورد. با وجود این، الآن کشتیها و ناوهای آن برخلاف 40 سال گذشته، جرأت نمیکنند به خلیج فارس بیایند. امروز آمریکا در دنیا از هیچ کس به جز ایران نمیترسد. هیچ کشوری در دنیا جرأت ندارد بگوید که پایگاههای آمریکا را میزنم و واقعاً آنها را بزند. این قدرت و جرأت، محصول آن معنویت توحیدی و انقلابی است. امام خمینی(ره) میگفت ملتی که از مرگ بترسد، حتماً برده خواهد شد اما ملتی که از مرگ نترسد، حتماً آزاد خواهد شد. شما باید هزینه بدهید. بعضیها میگویند هزینه ندهیم و برده باشیم هم اشکالی ندارد؛ حالا کمی بردگی هم به جایی صدمه نمیزند و بالاخره زندگیمان را میکنیم! حالا خوب شد که شما را تحریم کردند؟ انقلاب کردید و شما را تحریم کردند، جنگ به راه انداختند و ترور کردند؛ آیا خوب شد؟ در همان زمان، هفتاد - هشتاد هزار مستشار آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی اینجا بودند و همه مملکت در دست آنها بود؛ ولی در عوض جنگ نبود، ترور نمیکردند و تحریم هم نبودیم، زیرا ما نوکر آنها بودیم. واقعاً در انتخاب بین این دوتا، دوتا مبنا وجود دارد که این دوتا مبنا متضاد هستند. حتی آنها هم ممکن است از ادبیات و اصطلاحات مذهبی استفاده کنند. اینها دو نوع تفکر هستند.
گلوبال تایمز میگوید که هژمونی و اعتبار آمریکا در دنیا، پس از این جنگ با ایران فرو ریخت. الآن فقط ظاهر آن باقی مانده است مانند یک ساختمان موریانهخورده که مردم متوجه خرابی آن نمیشوند، زیرا تمام ظاهر آن باقی است اما ناگهان فرو میریزد. امام شهید یک تعبیری داشت و گفت که آمریکا و تمدن غرب مانند کشتی تایتانیک است! هنگامی که این کشتی تایتانیک راه افتاد، ثروتمندان، سرمایهداران و مقامات مسابقه میدادند تا بلیت آن را بگیرند و سوار آن شوند. آنها باور نمیکردند که این کشتی غرق بشود. این کشتی راه افتاد و به صخرههایی برخورد کرد که کشتیهای دیگر اصلاً به آنها برخورد نمیکردند. بعد مسابقهای راه افتاد که چه کسی زودتر از این کشتی فرار میکند. ایشان گفت که به آمریکا خوب نگاه کنید و صحنه غرق شدن تایتانیک را در آن ببینید. صاحبنظران میگویند که ما داریم این وقایع را میبینیم منتهی کسانی که دانشمند علوم سیاسی و اجتماعی هستند، وقایع را با چشم مسلح (مانند میکروسکوپ و تلسکوپ) نگاه میکنند. بقیه مردم متوجه این موضوع نمیشوند. آنها میفهمند که این سیستم موریانهخورده است و کارهای این مردک روانی و فاسد را درک میکنند. او در هفته صدها بار حرف میزند که حتی یکی از آنها با دیگری همخوانی ندارد. پنجاه درصد از آنها هم دروغ کامل است. چهل درصد دیگر هم مبالغه و تحریف است. وقتی بایدن و ترامپ رئیسجمهور آمریکا میشوند، خودبهخود معلوم است که این کشور سقوط کرده است. آنها دو رئیسجمهور مانند پت و مت داشتند! پت رفت مت آمد! دوباره مت رفت پت آمد! دوتا احمق! آن یکی با در و دیوار حرف میزد دست میداد! اصلاً یک روانی کامل بود و مواد مصرف میکرد. این یکی هم آدمخوار است!
شما قضیه اپستین را میدانید، من واقعاً تا قبل از آن، این موضوع را باور نمیکردم. من پیش از آن میگفتم که یک عده دیوانه، شیطانپرست و روانی این کارها را انجام میدهند. عکسها و فیلمهای آن هم بیرون آمد. رئیسجمهورهای آمریکا، ولیعهد انگلیس، نخستوزیر نروژ، امیر امارات، عربستان و خیلیهای دیگر از مقامات اروپایی، همگی آنجا بودند! من نمیدانم آیا شما عکس انسانهایی را که مانند مرغ پخته و بریان کردند و روی میز گذاشتهاند و در حال خوردن آنها هستند، دیدهاید یا نه؟ من هنوز هم نمیتوانم این را باور کنم؛ اصلاً به آدم حالت تهوع دست میدهد و با شنیدن اسم جزیره، حالم بهم میخورد. اینها دختربچه دوسالهای را بردند و چندنفری به او تعرض کردند. من اصلاً نمیدانم چگونه و چه کسی این کار را کرد، آن کودک زهرهترک شده. بعد او را سریع کشتند و خون او را سر کشیدند! وقتی پرسیدند چرا؟ آنها گفتند چون این خون آدرنالین دارد، خوردن آن برای بدن مفید است. بعد گوشت او را خوردند گفتند لابد آن خون در این گوشت هم وجود داشته و برای بدن مفید است. ما اصلاً با حیوانات هم روبهرو نیستیم، بلکه ما با موجوداتی مادون حیوان روبهرو هستیم. کلینتون (رئیسجمهور دموکرات) و ترامپ (رئیسجمهور جمهوریخواه) در آنجا حضور داشتند. این افراد دارند بر دنیا حکومت میکنند. سازمان ملل در دست اینهاست، سازمان انرژی اتمی نوکر آنها است و حقوق بشر، حقوق کودک و حقوق زن هم همگی به همین صورت هستند.
شما دیدید که در سال ۱۴۰۱ برای یک خانم آن اتفاق افتاد او در حالی که جلوی دوربین صحبت میکرد، بر زمین افتاد. بعد آنها گفتند که طبق مدارک پزشکی، کسی به او آسیبی نرسانده است. الآن اصلاً فرض کنید در حد یک نفر جنایتی شده بوده؛ آنها چه کار کردند؟ آبروی ایران را در دنیا بردند! شعار زن، زندگی، آزادی سر دادند، شلوغ کردند، چند میلیارد خسارت زدند و صدها نفر شهید و کشته شدند برای یک خانمی که جلوی دوربین افتاد. اما چهل هزار زن را در غزه ظرف چند ماه به صورت آنلاین و جلوی چشم دنیا کشتند و هیچ کس از حقوق بشر و حقوق زن حرفی نزد. ما با چنین افرادی طرف هستیم. الآن ایران توانسته است چنین غول وحشی را در پیش چشم جهان تحقیر کند. باید قدر این دستاورد را بدانیم؛ این اتفاق اصلاً سابقه و نمونهای نداشته است.
در یک مقاله دیگر که اسم نویسندگان آنها را نمیبرم - همگی از شخصیتهای درجه یک دانشگاهی و رسانهای در آمریکا هستند- آمده است که دود جنگ با ایران، هم اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار داد و هم نظم بینالمللی قبلی را برهم زد و همزمان پایههای اصلی هژمونی اقتصادی آمریکا را هم به لرزه درآمد و اقتصاد آمریکا هم متزلزل شد. ظرف چند هفته، مجدداً سه - چهار درصد به تورم آن اضافه شد. او میگوید جنگ با ایران، افول ساختاری نظام جهان را بیش از پیش آشکار ساخته است. آن نظم بعد از جنگ جهانی دوم، به وضوح دارد بهم میریزد و قهرمان آن ایران است و این نهضت بیداری اسلامی در جهان اسلام است.
"ایتان لوئیس" یک ژورنالیست مشهور آمریکایی است. او میگوید اسرائیلیها، سران و سرمایهداران صهیونیست بر آمریکا حکومت میکنند. هیچ کس وارد کنگره، سنا و مجلس نمایندگان و مانند اینها نمیشود؛ هیچکس والی ایالت نمیشود؛ هیچکس نامزد ریاستجمهوری نمیشود، مگر این که سرمایهداران یهود و صهیونیست در آمریکا به آنها اجازه بدهند و کمک مالی کنند. میان جمهوریخواه و دموکرات تا امروز هم فرقی وجود نداشت. امروز در بین مردم آمریکا و نخبگان آن، این سوال بطور جدی مطرح شده است که اسرائیل برای ما فقط جنگ، بدهی، بیآبرویی و بمبهای هستهای غیرقانونی آورده است که کل دنیا و منطقه را تهدید میکنند. بعد او میگوید: اما آنها میگویند ایران در تاریخ برای ما و برای بشر چه چیزی آورده است؟ علم جبر، شیمی و پزشکی که پایههای اصلی تمدن امروز جهان هستند، همه اینها ایرانی بودهاند و ریشههای ایرانی دارند. آن ایران است، این اسرائیل است و این هم آمریکا است. البته برخی از مسئولان از روی دلسوزی، مثلاً ذهن آنها اینطوری است که این مشکل اقتصادی و تورم، به خاطر مقاومت ما در برابر اینها بوده است. یعنی چون شماها صد شب است در خیابانها هستید، باعث شدهاید که این تورم به وجود بیاید و بیشتر شود! این که آن بچهها در آنجا دفاع کردند دست و پایشان قطع میشد، کور میشدند و جلوی یکدیگر میافتادند... شما میدانید در آن جنگ دوازدهروزه، چهل نفر از بچهها پشت سر هم، و جلوی چشم یکدیگر، برای شلیک هفتاد موشک، زنده زنده سوختند. دست و پاهای آنها قطع شد و تکه تکه شدند! آنها بچههای موشکی بودند. میگویند چون شما آنجا مقاومت کردید، این وضعیت اینجا به وجود آمده است و حاضر نیستید که شعار مرگ بر آمریکا را نگویید و به جای آن بگویید درود بر آمریکا، یا این که بگویید ما با آمریکا در صلح هستیم. این تورم به این خاطر است. یعنی اگر بگویید غلط کردهایم، تورم پایین میآید.
حالا ما باید به چند سوال پاسخ بدهیم تا ببینیم پاسخ آن چیست. ما هیچ کس را هم متهم نمیکنیم، بلکه واقعاً میخواهیم بدانیم پاسخ این سوالها چیست؟ ببینید، هنگامی که برخی لحن تحقیرآمیز به کار میبرند، جوانان ناامید میشوند. الآن اگر شما تنگه را به آمریکا بدهید و بگویید هر کاری که میخواهد بکند، بکند، آیا جوانان امیدوار میشوند؟ اتفاقاً بسیاری از جوانانی که به این خاطر که معلوم نیست آینده ما چه میشود، تحصیلکرده و غیرتحصیلکرده، واقعاً تحت فشار بودهاند، و شاید هنوز هم باشند اما بعد از دیدن این قدرت و عزت ایران، من میبینم که بسیاری از آنها امیدوار شدهاند. آنها میگویند ما نمیدانستیم ملت ایران و این انقلاب میتواند چنین کار بزرگی را انجام دهد. آن چیزی که یأس، افسردگی و ناامیدی میآورد، بیبرنامه بودن و پذیرش ذلت است. این که در وسط جنگ به دشمن پالس بدهیم، آن هم جنگی که ما شروع نکردهایم، بلکه این وحشیها شروع کردهاند، ما که به آمریکا حمله نکردهایم، بلکه آمریکا در وسط مذاکره به ما حمله کرد. او گفت که ما میخواهیم ایران را تکه تکه کنیم و نقشه ایران را تغییر میدهیم. تنها جرم ما مقاومت است و تسلیم نشدن، جرم شده است! حالا اگر ما جنگ را شروع کرده بودیم و مثلاً به آمریکا حمله کرده بودیم، آنها میگفتند شما چه مرضی دارید؟ چه کسی جنگافروز بوده است؟ این قراردادی بوده که شش میلیارد دلار از دهها و دهها میلیارد دلار از پولهای ایران را قرار بود در ابتدا آمریکا به ما پرداخت کند. الآن دو ماه از آن ابتدا گذشته است. شش میلیارد آن را اول میدهیم و شش میلیارد دیگر آن را بعداً میدهیم که هیچ کدام را تا الان نداده است.
وقتی در داخل حرفهایی زدند مبنی بر این که ما بدبخت و بیچاره هستیم و کارها درست نمیشود، بس است و... ادبیات آنها تغییر کرد. ترامپ تا قبل از آن ترس و لرز داشت خودش گفت که ذخیره نفت ما دارد تمام میشود و اقتصاد ما در خطر است. به او گفتند چرا آتشبس کردی؟ او برای این که واضح بگوید، گفت: به این دلیل که ما نمیتوانستیم جنگ را ادامه بدهیم. ما اگر چهار هفته دیگر جنگ را ادامه میدادیم، قیمت نفت به 200- 250 دلار میرسید، ذخیره نفت ما هم تمام میشد که این به معنی فروپاشی اقتصاد سرمایهداری و اقتصاد آمریکا و اروپا بود. ترامپ پیش از آن رسماً گفت ما نمیتوانستیم جنگ را ادامه بدهیم و تنگه هرمز را هم نمیتوانیم باز کنیم، و به همین دلیل دست برداشتیم. همان کسی که میگفت ملت ایران وحشی هستند و باید از بین بروند، و نه فقط دولت آن، بلکه کل ملت آن؛ بعد آمد گفت ایرانیها بسیار باهوش، بسیار قهرمان و بسیار قوی هستند. این فاحشگی سیاسی اینطوری است که در صبح یک چیز میگوید، عصر چیز دیگری میگوید! بعد از این که این سیگنالها را از داخل دادند که فلان کار را نکنید، نگویید مرگ بر آمریکا، نگویید جنگ جنگ تا پیروزی، ادبیات او یکمرتبه تغییر کرد. او آمد گفت -اینها جملات ترامپ بعد از این قضایا و مربوط به همین چند روز اخیر است- او گفت: ایران نود و یک میلیون نفر جمعیت دارد و همه آنها گرسنه هستند و نمیتوانند غذای آنها را تامین کنند. یعنی ما با یک ملت گدا روبهرو هستیم و آنها در ایران دارند یکدیگر را میخورند!
اینها ادبیات بعدی اوست: ما ایران را کاملاً شکست دادهایم و از موضع قدرت مطلق در حال مذاکره هستیم. ما بازار جدیدی پیدا کردهایم و آن، کشور دوستداشتنی و مهربان ایران است. او این حرفها را با توهین و متلک گفت. مانند این که مثلاً کسی برده تو یا مطیع تو میشود تو میگویی نه، این خیلی مهربان است و سواری میدهد و میشود سوار او شد. ای مهربان، بیا جلو که میخواهم سوار تو شوم! ببینید چه اسب زیبایی و چه الاغ زینشدهای پیدا کردم! او دارد اینطوری صحبت میکند. - دقت بفرمایید- او میگوید ایران جای زیبایی است؛ این را به سرمایهدار آمریکا میگوید. ایران جای قشنگی است، آماده شوید؛ هرکدام از شما بگوید کجای ایران را میخواهد و چه چیزی از ایران را میخواهد! همین کسی که تا قبل از آن میگفت ما نمیتوانستیم و به همین خاطر آتشبس کردیم، میگوید آیا کسی دوست دارد به ایران برود؟ ایران در تامین غذای مردم خود مشکل دارد، قرار شده است ما از آنها پول خودشان را بگیریم و خرج کنیم و مقداری گندم و سویا به آنها بدهیم. یعنی آنها باز هم باید پولهای خودشان را به خود ما بدهند. که البته مسئولان گفتند آنها دروغ میگویند و ما اصلاً چنین تعهدی ندادهایم. نصف حرفهایی که اینها در رسانهها میزنند، دروغ است. ایران با هرچه ما گفتیم موافقت کرده و تسلیم شده است! همه اینها دروغ است.
بعد از این که یکی از مسئولان محترم گفت که ما از حق خود در تنگه هرمز نمیگذریم، همین ترامپ خطاب به همان مسئول محترم گفت کاری نکن که بیایم دهان تو را جر بدهم. گفت دهانت را ببند! کاری نکن که بیایم و بقیه ایران را هم نابود کنم. ببینید وقتی یک علامتی میدهید که بله ما مشکل داریم و از این قبیل حرفها، این جملات مانند بمب خطرناک هستند، او هزاران مشکل دارد، اما از همان اول تا به حال مانند یک برنده صحبت کرده است. این حرفهایی را هم که گفت ما ضعیف شدهایم، در جمع داخلی خودشان گفت، وگرنه همین الان هم آنها این حرفها را نمیزنند. میگوید کاری نکن که ما کاری را که باید انجام میدادیم، انجام دهیم.
وزیر خزانهداری آمریکا درباره معافیت از تحریمهای ایران میگوید ما ممکن است بخش کوچکی از تحریمها را معاف اعلام کنیم، اما این کار مانند دادن هویج به ایرانیها است که هر لحظه اراده کنیم آن را پس میگیریم! یعنی به صورت قطرهچکانی چند تا از آن را میدهیم و بعد یک بهانه بیاوریم! ایرانیها باید بفهمند که ما هویجی را که به آنها تعارف کردهایم، اما چماق در دست ما آماده است. ببینید ادبیات صحبت کردن آنها با ما، بعد از این که از ما شکست خوردند، چگونه است. ترامپ میگوید ما در ایران یک بازار جدید پیدا کردهایم.
برخی از اقتصاددانان در داخل کشور... رفقا چرا میگویید قحطی؟ گرانی غیر از قحطی است. کدام قحطی در ایران وجود دارد؟ کشور امارات و مانند آن که ظرف یک هفته که جنگ و درگیری شد، کل آن پاساژها و برجهایی که 7- 8تا از آنها را برای آدمهایی ساختهاند که عقل آنها به چشمشان است و فکر میکنند اینها توسعهیافتگی است و نمیفهمند که اینها فقط دکور توسعه است و توسعه نیست. آنها نه تولید علم دارند، نه تولید قدرت دارند، نه تولید ثروت دارند، نفتشان را هم خودشان نمیتوانند استخراج کنند و ساختن آن برجها را هم خودشان بلد نیستند بسازند. یک عده نوکر را آنجا گذاشتهاند بالا بکشند و یک ویترین هم ساختهاند. آیا دیدید که ظرف یک هفته به مغازهها هجوم بردند و قحطی شد؟ در حالی که ما با آنها کاری نداریم ما داریم آمریکاییها را میزنیم که از طریق امارات ما را میزنند. ترامپ گفت امارات اسرائیل دوم است و امارات با اسرائیل یکی است. آنها این حرفها را صریح گفتند. بقیه آنها هم همینطور هستند. بحرین هم همینطور است و اصلاً همه آنها سپر اسرائیل بودهاند. یک سال است که ما در جنگ هستیم و مملکت در جنگ است. الآن گرانی و تورم وجود دارد، اما علت آن چیست؟ چه مقدار از آن به سوءمدیریتهای قبلی و فعلی برمیگردد؟ چه مقدار از آن به ساختارهای غلط بانکی، پولی، واردات، صادرات و نظام مالیاتی برمیگردد؟ چقدر شما از تولیدکنندگان داخلی درست حمایت میکنید، جلوی قاچاق کالا را میگیرید و آیا الگوی مصرف اصلاح شده است؟ هزاران مسئله وجود دارد، اما شما همه را رها کردهاید و چسبیدهاید به این که چرا جلوی آمریکا و اسرائیل ایستادهایم و مقاومت میکنیم و تسلیم نمیشویم؟ در ایرانی که با چهارده کشور همسایه مرز مشترک دارد، اصلاً امکان ایجاد قحطی وجود ندارد. ما قحطی نداریم. خیلی از کشورهای دیگر قحطی دارند؛ از همینهایی که وارد جنگ شدند، مغازههای آنها در برخی از ایالتهای آمریکا و اروپا در یک مدت زمانی خالی شد، و بعداً دوباره پر شد. آنها میگویند ما حداقل سالی پانزده میلیارد دلار قاچاق داریم، در کشوری که با کمترین آمار، سالانه پانزده میلیارد دلار در آن قاچاق انجام میشود، این قحطی است. به وعدههایی هم که دادهاند باید واقعبینانه نگاه کرد. صندوق سیصد میلیارد دلاری آمریکا قبول کرده است که خسارتهای جنگ را پرداخت کند، اما آمریکاییها صریحاً گفتند که ما هیچ خسارت و پولی به ایران نمیدهیم. بعد بعضیها گفتند که میخواهند یک صندوقی تاسیس کنند تا این کشورهای عربی نفتی و مانند آنها مثلاً پول پرداخت کنند. رئیس شورای همکاری خلیج فارس، یعنی رئیس همین کشورهای وابسته عربی، رسماً گفت آمریکا با ما اصلاً حتی درباره سیصد میلیارد صحبت هم نکرده است و من اصلاً نمیدانم این قضیه سیصد میلیارد چیست. یکی از این وعدههای او، همین سیصد میلیارد دلار است. آیا مشکل کشور ما پول است؟ حالا مثلاً اگر همین الان شش میلیارد داده شود و تمام تحریمها را بردارند، و تمام پولهای ما را هم که از زمان پهلوی دزدیدند بردند را بدهد، باز هم مشکل ما حل نمیشود، بلکه با همین پولها تورم بیشتر میشود. یعنی مسئله اصلی ما، مدیریت تولید، توزیع، مصرف، مدیریت انرژی، اصلاح نظام مالیاتی، پولی، بانکی و بوروکراسی و دیوانسالاری مدیریتی کشور است.
ببینید رئیس دادگستری گفت 225 نفر، 50 میلیارد یورو از بانک مرکزی از بانکهای ایران وام گرفتهاند تا واردات انجام دهند، اما پنجاه میلیارد یورو را برنگرداندهاند! بعد ما منتظریم که آمریکا پنج - شش میلیارد دلار به ما بدهد، آن هم با این تحقیرها و وعدههای دروغی که تا به حال داده است؟ که اصلاً دوازده میلیارد آن را هم بدهد، اگر بحث مدیریت کشور مطرح است، صد برابر پولهایی که میخواهید با دادن امتیاز از آنها بگیرید (که پولهای خودمان هم هست)، اموال بیتالمالی است که درست مدیریت و نظارت نشده است و نمیشود.
یک شرکت دولتی -من نام آن را نمیآورم، این در رسانهها هم مطرح شده است- یک شرکت دولتی 157 میلیون یورو، که یک گروه صنعتی است، باید این مقدار ارز حاصل از صادرات را به چرخه رسمی ارز کشور برمیگرداند، اما برنگردانده است. یک شرکت دیگری هم چند میلیارد وام گرفته و برنگردانده است. بعد ما منتظر هستیم به آمریکا بگوییم که لبنان برای تو، نه غزه نه لبنان، ایران هم فدای تو! یک کم از پولهای ما را بدهید تا جوانان ما امیدوار بشوند! جوانان اینطوری امیدوار میشوند؟ چرا شما اصلاً در مورد حساب و کتاب نظام بانکی پاسخگو نیستید؟ 130 میلیارد دلار ارز صادرات به شبکه ارزی کشور بازنگشته است. دوباره سوداگری در بازار قاچاق ارز، ایجاد حباب قیمت، کاهش ارزش پول ایران، کوچکتر شدن سفره مردم و ثروتمندتر شدن یک اقلیت سرمایهدار دزدی که در نهادهای اقتصادی و حکومت هم نفوذ دارند و همین افراد طرفدار آمریکا هستند، همینها هستند که فساد اقتصادی ایجاد میکنند. اینها فساد اخلاقی و فرهنگ غربزدگی را در جامعه ترویج میکنند. آنها در نظام هم آدم دارند، روزنامه دارند، حزب دارند و در زمان انتخاباتها هم میلیاردها پول خرج میکنند؛ و آنها طلبکار هم هستند. آنها در میان جنگ دوازده روزه بیانیه دادند که با آمریکا به صورت درست مذاکره کنید! یعنی این تقصیر شما است که تسلیم نمیشوید! درست مذاکره کنید تا جنگ نشود!
مجلس باید به درستی نظارت کند، قوه قضاییه باید به درستی محاکمه و نظارت کند و دولت هم باید مراقب این میلیاردها دلار و یوروی اموال عمومی باشد. شما این سهتا کار را درست انجام دهید بعد لازم نیست منتظر باشیم تا شش میلیارد دلار از صدها میلیارد دلار پول ایران که سرمایهداری غرب و با نوکرهایشان توقیف کردهاند، بازگردد تا جوانان امیدوار بشوند، شغل ایجاد بشود و تورم کاهش یابد!
خواهش میکنم شما این عدد و رقمها را دقت نمایید. مشکل اقتصاد ما در داخل کشور است. مشکل اقتصاد ما این نیست که مرگ بر آمریکا بگوییم. با تسلیم شدن در برابر اینها، تورم و گرانی کاهش نمییابد. ما قحطی نداریم. ما نه قحطالرجال و نه قحطالاموال داریم. این مسئله، قحطی و ضعف مدیریتی است. تا آخر هم هیچ امیدی نیست که اینها چیزی بدهند. اگر هم بدهند... این ترامپ گرگ است از آب کره میگیرد. میدانید که خود او و داماد او در همین دو سال، شخصاً چند میلیارد دلار ثروتمند شدهاند! اصلاً منافع خودش از منافع آمریکا برای او مهمتر است. در تاریخ آمریکا هیچ رئیسجمهوری در ظرف دو الی سه سال، اینقدر ثروتمندتر نشده است. او اصلاً دزد سر گردنه است. ما میخواهیم کلاه او را برداریم؟ این خودش پدر همه کلاهبرداران است.
مشکل کشور کمبود ارز نیست، بلکه اجرای غلط، ناقص و ضعیف قانون و عدم برخورد درست و دقیق با این زالوهاست. آنها منابع ارزی کشور را از چرخه اقتصاد خارج میکنند و ما به خاطر بیعقلی و بیدقتی، ریختوپاش فراوانی داریم. به سراغ اینها بروید درست کنید. اگر شما اینها را درست نکنید، مانند کوزهای است که ته آن سوراخ است؛ هر چقدر در آن آب بریزید، باز هم خالی است. آیا آمریکا میخواهد به ما کمک کند؟ این کار با کدام استدلال انجام میشود؟ اصلاً او چرا باید بخواهد به ما کمک کند؟ ما موی دماغ او بودهایم. ما بزرگترین ضربه را به او وارد کردهایم. آیا او میخواهد به ما کمک اقتصادی بکند؟ این ادعا دروغ است. اصلاً آیا آمریکا میتواند به منطقهای کمک اقتصادی بکند؟ آمریکا فقط میتواند کشورهای دیگر را غارت کند. آمریکا به هیچ کشوری کمک نکرده است. عمر او دویست و اندی سال است و او حدود دویست جنگ راه انداخته است. اقتصاد و سرمایهداری آمریکا با جنگ و غارت کشورهای دیگر سپری شده است و دویست سال است که اوضاع اینطوری است. الآن او در همین مدت کوتاه، 5/5 میلیارد دلار از پول نفت ونزوئلا را برداشت کرده است.
این افرادی که میگویند آمریکا در جنگ صدمه ندیده و نمیبیند، ما در جنگ نابود میشویم و آنها قوی هستند،
شبکه تلویزیونی CBS در آمریکا میگوید جنگ آمریکا علیه ایران برای هر خانواده آمریکایی بین هزار تا هزار و پانصد دلار هزینه بر جای گذاشته است! یعنی از پول هر خانواده، بین هزار تا هزار و پانصد دلار کاهش یافته است. قیمت سوخت، قیمت مواد غذایی و سایر مخارج هم در آمریکا افزایش یافته است. تورم در ماه مه به خاطر جنگ با ایران، در آمریکا به بالاترین سطح خود در سالهای اخیر رسید.
خواهش میکنم که به این آمارها دقت کنید؛ بعضی از دوستانی که منتظر هستند تا آمریکا گوشه چشمی نشان دهد تا مشکلات اقتصادی ما برطرف شود، بدانند که اصلاً آمریکا بخش مهمی از مشکلات اقتصادی ما را ایجاد کرده است. به این خبرها دقت کنید؛ این آمارها را نهادهای آمریکایی اعلام کردهاند. این گزارشی که میگویم، گزارش جامع موسسه بروکینگز در خود آمریکا است و آمار رسمی آنها محسوب میشود. این گزارش میگوید که نیمی از خانوادههای آمریکایی یعنی نصف ملت آمریکا، نمیتوانند هزینههای زندگی خود را تامین کنند. این گزارش میگوید که نصف ملت آمریکا نمیتوانند هزینههای زندگی خود را تامین کنند. این گزارش جامع نشان میدهد که بحران هزینههای زندگی در آمریکا از دوران کرونا و در طول جنگ، تا زمانی که متوقف شد، داشت بیشتر میشد. نزدیک به پنجاه درصد از کل خانوادههای آمریکایی بخصوص پس از جنگ، نمیتوانند هزینههای ضروری زندگی خود را تامین کنند؛ این گزارش از هزینههای ضروری سخن میگوید؛ یعنی آنها باید از یکی از چند چیز ضروری زندگی خود چشمپوشی کنند. در کشورهای اروپایی هم اوضاع اینطوری شده است. این گزارش میگوید که ما باید بین پرداخت اجاره خانه، پرداخت هزینه پزشک، بهداشت، دارو و درمان، و پرداخت هزینه انرژی، سوخت و گرمایش در زمستان، یکی را در اولویت قرار دهیم. ما حتماً به یکی از آنها نمیرسیم، به یکی دیگر هم به صورت نیمهکاره میتوانیم رسیدگی کنیم و برای دیگری هم باید ببینیم کدام یک اولویت دارد. این حرفها را در اینجا نمیگویند. اینجا میگویند ما بدبخت هستیم. ترامپ هم میگوید که ایرانیها گفتهاند ما بدبخت و گرسنه هستیم و از گرسنگی دارند میمیرند.
سؤال میکنند که در این نظرسنجی که انجام دادهاند، هزینهها چه چیزهایی بودهاند؟ او میگوید هزینههایی که نصف ملت آمریکا نمیتوانند به طور کامل آن را تامین کنند عبارتند از: اول مسکن، دوم غذا، سوم حمل و نقل، چهارم آب و برق، و پنجم مراقبت از کودک که بچهها را کودکستان بگذارند. بعد او میگوید که بیش از چهل درصد از خانوادههای آمریکایی دچار مشکلات جدی شدهاند. آن وقت این افراد میخواهند که آمریکا به ما کمک کند! در مورد بحران گرسنگی در آمریکا، میگوید بین 47 تا 53 میلیون نفر در آمریکا گرسنه هستند که اگر متوسط آن را 50 میلیون نفر در نظر بگیرید، یعنی از هر شش نفر آمریکایی، یک نفر گرسنه است. او در جستجوی غذا است و دولت باید هر روز به این افراد کوپن سوپ و نان بدهد. 50 میلیون نفر به اندازه جمعیت یک ملت است و در غیر این صورت، این افراد یا از گرسنگی میمیرند یا دست به شورش میزنند. او طبق گزارش سازمان جهانی آموزش خدمات گرسنگی میگوید که پنجاه میلیون آمریکایی هر روز در جستجوی غذا هستند تا گرسنه نمانند که این موضوع نشاندهنده ناامنی غذایی است.
بعد نوبت به بررسی وضعیت کودکان میرسد؛ او میگوید که یک پنجم از کودکان آمریکایی، یعنی از هر پنج کودک، یکی از آنها از غذای سالم و زندگی سالمی که در آن روز کاملاً سیر شده باشد، محروم است. یعنی از هر پنج کودک، یکی از آنها سیر نمیشود و گرسنه میماند؛ این وضعیت کشور آمریکا است، با وجود این که دارد همه جا را غارت میکند. 5/4 میلیون آمریکایی در چند سال اخیر، دچار ناامنی غذایی در حد گرسنگی جدی یعنی در مرز خط قرمز هستند به گونهای که در حال مرگ هستند. 8 میلیون خانواده آمریکایی وعدههای غذایی روزانه خود را به 5/1 وعده کاهش دادهاند که این تعداد به حدود هشت - نه میلیون خانواده میرسد. چهار و بیست درصد از خانوادههایی که فرزند دارند، از فرزندآوری پشیمان شدهاند و دیگر فرزند نمیآورند، زیرا گفتهاند ما نمیتوانیم مخارج فرزندان خود را بپردازیم. چهل درصد از خانوادههای زیر خط فقر هم شرایط مشابهی دارند.
الآن ما منتظر هستیم تا آمریکا پولهای ما را پس بدهد. من در میان خبرها دیدم که کشور قطر اعلام کرده است که ما به طور قرضی، پانصد میلیون دلار از طرف آمریکا به ایران پرداخت میکنیم تا مثلاً غذا و دارو را از کشور آمریکا خریداری کنند. البته کشور ایران این پیشنهاد را رد کرده و نپذیرفته است، اما من میخواهم شما ببینید که این چه نوع ادبیاتی است. طبق متن تفاهمنامه، آنها باید محاصره را بطور کامل رفع میکردند، اما اعلام کردند که ما محاصره را بطور موقت کنار گذاشتهایم. ترامپ گفت که اگر من زنگ بزنم، محاصره ادامه خواهد یافت. بنابراین اینطوری نیست که کار محاصره پایان یافته باشد. دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس اعلام کرد که آمریکا درباره صندوق سیصد میلیارد دلاری، چیزی به ما نگفته است. اموالی به اندازه شش برابر ارزش کل باشگاه رئال مادرید در ایران، فقط به دلیل این که به درستی مدیریت نمیشود، تکلیف آن مشخص نیست.
وزیر امور خارجه آمریکا میگوید که این افراد الآن میخواهند بگویند عوارض تنگه هرمز، یا هر نام دیگری که میخواهند بر روی آن بگذارند، مانند هزینه یا هر چیز دیگر؛ این کار فقط بازی با کلمات است. ما به هیچ وجه اجازه نخواهیم داد که کشور ایران برای عبور از تنگه هرمز، پولی دریافت کند. و اینها به محض این که ایران مذاکره را قطع میکند و درگیریای رخ میدهد، میترسند و به دروغ اعلام میکنند که نه، اتفاقی نیفتاده و این فقط یک درگیری جزئی بوده است؛ همچنین گفته بودند که امروز یک ملاقات در کشور قطر برگزار خواهد شد، اما کشور ایران این جلسه را لغو کرد و گفت که در آن شرکت نمیکنم. وزیر امور خارجه آنها و خود ترامپ بطور رسمی یک دروغ بزرگ گفتند اعلام کردند که نه، آنها حتماً میآیند؛ آنها گفتند که ایرانیها میآیند و جلسه برگزار خواهد شد. آنها اینطوری دروغ میگویند! چون اگر دو - سه بار دیگر از اینطور خبرها بدهد، یک مرتبه قیمت نفت بالا میرود یعنی آنها به شدت آسیبپذیر هستند.
پوزش میخواهم که وقت شریف شما را گرفتم، انشاءالله مؤید باشید. این کارهایی که شما انجام میدهید، مصداق آن کلامی است که خداوند در قرآن میفرماید. برخی میپرسند که این کارهایی که ما انجام میدهیم ثواب دارد و اصلاً این فعالیتها ضربهای به دشمن وارد میکند؟ ممکن است بعضی از افراد بگویند که حالا اگر ما به خیابانها آمدیم، این حضور ما چه نقشی دارد؟ بزرگترین نقش این حضور آن است که آنها دارند به شما فحش میدهند؛ آنها از دست شما بسیار عصبانی هستند. و قرآن به آن مجاهدین صدر اسلام گفت هر قدمی که بردارید که «یَغیظُ الْکُفَّارَ» یعنی دشمنان به خشم بیایند و عصبانی بشوند، «کُتبَ لَهُمْ به عَمَلٌ صَالحٌ»؛ یک عمل صالح برای شما ثبت میشود. یعنی هر شب و هر ساعت آن، عمل صالح برای شما نوشته شده است؛ زیرا هر موضوعی که دشمن از آن بدش بیاید و عصبانی بشود، شما بدانید که قطعاً آن کار درست است.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی