شبکه چهار - 19 تیر 1405

استدلالات "امام شهید" در پاسخ "ضد مقاومت" ("واقع بین"، یعنی واقعیت را ببین)

دفتر نشر آثار امام شهید - مشهد

بسم‌الله الرحمن الرحیم

دوستان اندیشه مقاومت یا استدلال برای مقاومت را در نگاه رهبری فرمودند. من اولاً به شبه‌استدلال‌ها - نمی‌گویم استدلال، بلکه شبه‌استدلال‌هایی که برای عدم مقاومت و برای تسلیم شدن، بیشتر به مغالطه و بهانه شبیه هستند و معمولاً از رسانه‌های دشمن و عوامل داخلی آن‌ها منتشر می‌شوند - می‌پردازم.

یک عده‌ای هم دشمن نیستند، ولی دچار ضعف تحلیل و ضعف عقل شده‌اند، مسئله را درست درک نمی‌کنند، به راحتی بازی می‌خورند و گرچه نمی‌خواهند، اما در زمین دشمن بازی می‌کنند. برخی دیگر هم ضعیف‌العقل نیستند و خوب می‌فهمند، اما ضعیف‌النفس هستند که این موضوع از برخی جهات از ضعیف‌العقل بودن خطرناک‌تر است و این حالت معمولاً بدون هیچ دستاورد مادی برای جامعه، باب خیانت و تسلیم را باز می‌کند.

آنچه عرض می‌کنم، اجمالاً پاسخ‌ها، توضیحات و استدلال‌هایی است که از جمله رهبری برای مسئله مقاومت مطرح می‌کنند. چون کسانی که از عدم مقاومت بحث می‌کنند، عمدتاً نه استدلال فلسفی، نه اخلاقی و نه معنوی دارند؛ بیشتر مغالطاتی که آن‌ها می‌کنند، مبتنی بر ادعای منافع مادی است؛ مبنی بر این که مقاومت ضرر دارد و تسلیم شدن به نفع ما است. چون عمده حرف‌های آن‌ها در این زمینه است، در همین زمینه هم پاسخ‌هایی به بخشی از این بهانه‌گیری‌ها داده شده است.

یک بحث درباره این مغالطات این است که به عنوان نمونه می‌گویند این درگیری‌ها تقصیر ما است! آن‌ها می‌پرسند چرا با بقیه کشورها جنگ ندارند و چرا همواره با ما درگیر هستند؟ از این موضوع معلوم می‌شود که تقصیر ما است! اولاً آن‌ها با کشورهای دیگر هم جنگ دارند و به آن‌ها هم حمله می‌کنند. آن‌ها در همین پانزده سال، به هفت یا هشت کشور مسلمان حمله کرده‌اند. اگر آن‌ها با هیچ ‌کس مشکل نداشتند و این مشکل فقط با ما بود، باید می‌گفتیم نکند ما بیماری خاصی داریم. چرا آن‌ها به عراق حمله کردند و آن را اشغال نمودند؟ چرا به افغانستان حمله کردند؟ چرا به سوریه، به یمن، به لیبی، به سودان و به سومالی حمله کردند؟ آیا آن موارد هم تقصیر ما بود؟

یک فکر یا احساس دیگر این است که اصلاً هر جا مشکلی وجود دارد، مقصر آن ما بوده‌ایم! این موضوع مربوط به زمان حال نیست و همیشه چنین سخنانی گفته می‌شد. هنگامی که شاه آدم می‌کشت، هزاران نفر را به زندان می‌انداخت و قتل‌عام می‌کرد، می‌گفتند که این اتفاقات تقصیر امام، تقصیر ما و تقصیر ملت بود. آن‌ها می‌گفتند اعتراض نکنید تا شما را نکشند، بلکه تسلیم شوید و در برابر استکبار و استعمار تسلیم بشوید. هنگامی که صدام به ایران حمله کرد، مجدداً می‌گفتند که این حمله تقصیر ما بود؛ در حالی که او هنوز انقلاب پیروز نشده بود می‌گفت اگر انقلاب پیروز بشود، ما به ایران حمله می‌کنیم. این موضوع در خاطرات رئیس‌دفتر فرح (حسین نصر) آمده است. او می‌گوید هنوز انقلاب پیروز نشده بود که من همراه با فرح به عراق رفتیم و مهمان صدام بودیم؛ صدام به من گفت به برادرم، شاه، بگویید پس از هفده شهریور، با تانک‌های خود روی جمعیت برو. صدام گفته بود همین کار را تکرار کن، هزاران هزار نفر را بزن و بکش، وگرنه اگر شما از پس این‌ها برنیایید، در آینده یک میلیون ایرانی و عراقی کشته می‌شوند. یعنی اگر تو نتوانی و شاه نتواند سرکوب کند و این‌ها پیروز بشوند، به دلیل این که ممکن است بعداً در همه جا انقلاب بشود و ملت‌ها این کار را یاد گرفته‌اند، در کل کشورهای مسلمان انقلاب خواهد شد و در نتیجه ما هم بعداً در اینجا نخواهیم ماند. صدام به فرح گفته بود الآن بزن و چند هزار ایرانی را بکش و مانند هفده شهریور این کار را ادامه بده و این موضوع را به برادر ما، شاه، بگویید؛ وگرنه بعداً یک میلیون نفر کشته می‌شوند؛ این نشان می‌دهد که آن‌ها از قبل برنامه جنگ را دارند.

درباره قضیه تحریم‌ها هم می‌گویند تقصیر ما بوده است که آن‌ها ما را تحریم کرده‌اند. منافقین و همین گروه‌های کومله و دموکرات، 23 هزار نفر را در دهه شصت ترور کردند و کشتند! می‌گویند این اتفاق هم تقصیر ما بود. اسناد لانه جاسوسی آمریکا بیرون آمد و نشان داد که توطئه‌ها از روز اول پیروزی انقلاب، یعنی 23 بهمن، شروع شده است. آن‌ها توطئه‌هایی مانند تجزیه کشور به چند کشور را دنبال می‌کردند تا آذربایجان، کردستان، خوزستان و بلوچستان جدا بشوند. تحریک برای جنگ شیعه و سنی و جنگ قومیت‌ها، همگی از 23 بهمن شروع شده است. در آن زمان اصلاً مسئله هسته‌ای مطرح نبود، اما تحریم‌ها شروع شد، چون ایران از چنگ آمریکا، انگلیس و اسرائیل بیرون آمده بود. در اینجا ده‌ها هزار افسر آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی حضور داشتند و همه‌کاره بودند؛ اصلاً ایران در دست آن‌ها بود و شاه هم باید از آن‌ها اجازه می‌گرفت. وقتی ملت ایران آن‌ها را بیرون کردند، می‌گویند این کار تقصیر ملت ایران و تقصیر ما است. گویا ما نباید آن‌ها را بیرون می‌کردیم؛ بنابراین تحریم و جنگ هشت‌ساله هم تقصیر ما است. در فلسطین هم می‌گویند تقصیر حماس است که اسرائیل چهل - پنجاه هزار مسلمان و مردم بی‌دفاع را به شهادت رساند؛ آن‌ها می‌گویند شما چرا مقاومت می‌کنید؟ بلکه باید تسلیم بشوید. حتی درباره کسانی که ترور شدند، می‌گویند تقصیر خود او بود؛ چرا در برابر آمریکا و اسرائیل ایستادگی و مقاومت کرد؟ او باید مانند دیگران تسلیم می‌بود. شما می‌بینید که منطق آن‌ها این‌گونه است. بنابراین یک بهانه آن‌ها این است که هر اتفاقی رخ می‌دهد، تقصیر ما است و می‌پرسند چرا با دیگران جنگ ندارند؟ در حالی که آن‌ها با دیگران هم جنگ دارند. در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، ابتدا خود اروپایی‌ها به یکدیگر حمله کردند و یکدیگر را نابود ساختند. هفتاد تا هشتاد میلیون نفر و طبق برخی نقل‌ها، صد میلیون نفر از خود آن‌ها، یکدیگر را به قتل رساندند. بعد آن‌ها آمدند و کل قاره‌های دیگر، از جمله ایران و بقیه کشورها را اشغال کردند. آن‌ها می‌گویند بگذارید اشغال کنند، شما چرا مقاومت می‌کنید؟ الآن که مقاومت می‌کنید، باید ضربه آن را هم بخورید! از نظر آن‌ها، شکم مهم است نه شرف؛ فقط شکم اهمیت دارد و شرف مهم نیست. الآن ببینید آیا مشکل معیشت و شکم حل شده است؟ آیا حل می‌شود؟ آیا آن کشورهایی که تسلیم شدند، خودشان مشکل اقتصادی ندارند و مشکل اقتصادی آن‌ها حل شده است؟ این مصر که الآن نزدیک به پنجاه سال است، بطور مطلق تسلیم آمریکا و اسرائیل شده است؛ چرا باید از پس از زمان جمال عبدالناصر، چهل تا چهل و پنج درصد از مردم آن زیر خط فقر باشند؟ چرا باید سه میلیون انسان در قبرستان‌های قاهره زندگی کنند؟ به ما می‌گویند که امارات، دبی، ابوظبی و قطر را ببینید; شما بروید و ببینید که در آنجا چه خبر است. این کشورها استقلال ندارند و عزت را درک نمی‌کنند. آمریکا، انگلیس و اسرائیل کل نفت آن‌ها را غارت می‌کنند و این‌ها هستند که اقتصاد غرب را اداره می‌کنند. آمریکا دارد سرمایه آن‌ها را می‌مکد؛ این‌ها کشور نیستند، بلکه فقط پمپ بنزین و پایگاه نظامی هستند و تنها برای خدمات دادن به آمریکا ساخته شده‌اند. شما دیدید که در همین قضایای دو سال اخیر و از طوفان الاقصی به بعد، همین کشورها اسرائیل را حفظ کردند؛ این‌ها تصمیم‌گیر و کاره‌ای نیستند و درست مانند شاه ما هستند. استکبار به نوکرهای خود هم رحم نمی‌کند. اصلاً اولاً آن‌ها فقط با ما جنگ ندارند، بلکه با همگان در جنگ هستند. آن‌ها هر کسی را که بخواهد حتی ذره‌ای از میزان ذلت خود بکاهد، سرکوب می‌کنند؛ ماهیت استکبار همین است. این رفتار مانند رفتار برده‌داری است که برده‌های خود را شلاق می‌زند و هنگامی که یک یا دو برده در برابر او می‌ایستند و می‌گویند ما را نزن، او آن‌ها را بیشتر می‌زند و بعد بقیه برده‌ها به این برده معترض می‌گویند دیدی تقصیر تو بود که او ما را بیشتر زد؟ آن‌ها می‌گویند خفه شو ای افراطی! دشمن واقعی ما این ارباب نیست، بلکه تو هستی! تو باعث شدی که او ما را بیشتر بزند و غذای ما را کاهش دهد. این برده به آن‌ها می‌گوید الاغ! کل این غذاها متعلق به خود ما بوده است؛ اصلاً این‌ها در اینجا چه کار می‌کنند و چرا ما باید برده آن‌ها باشیم؟ آن برده دیگر می‌گوید تو یک افراطی جنگ‌طلب هستی و می‌گوید چرا بقیه برده‌ها ساکت هستند؟ تو هم باید خفه شوی. واقعیت مسئله این است.

بنابراین اولاً این ادعا دروغ است، چون آن‌ها فقط با ما مسئله ندارند. به هفت - هشت کشور دیگر هم حمله کرده‌اند و میلیون‌ها میلیون انسان را این‌ها کشتند. اگر در غزه و لبنان مقاومت صورت نمی‌گرفت، آیا کشتار، تخریب، غارت و شکنجه وجود نداشت؟ آن‌ها هشتاد سال است که این مردم را سرکوب می‌کنند؛ تفاوت این دوره این بود که آنلاین بود که باعث شد همه دنیا آن را ببینند، قبلاً این صحنه‌ها را نمی‌دیدند و دنیا بهم ریخت. چرا فقط ما بگوییم مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل؟ ابتدا فقط ما این شعار را سر می‌دادیم، اما الآن مردم صد کشور جهان آن را فریاد می‌زنند. در داخل خود آمریکا، خود دانشجویان آمریکایی پرچم آمریکا و اسرائیل را آتش می‌زنند. برخی می‌گویند آقا ما منزوی هستیم اقلیت هستیم، اکثریت در آن طرف قرار دارند! خیر، ما در اکثریت هستیم آن‌ها در اقلیت هستند؛ الآن آمریکا و اسرائیل در دنیا منزوی شده‌اند. الآن هیچ ‌کس نمی‌تواند پرچم اسرائیل را در دست خود بگیرد و در کشورهای جهان و حتی در خود اروپا به راحتی راه برود. شما دیدید که مردم در ورزشگاه‌های اروپا و در مسابقات تیم‌های فوتبال، به دلیل این که در جای دیگری آزادی بیان برای سخن گفتن علیه اسرائیل ندارند، در مسابقات علیه اسرائیل و به نفع مسلمانان شعار می‌دادند. دنیا با ماست، نه با آن‌ها. هیچ‌گاه آمریکا و اسرائیل تا این اندازه منفور، بی‌آبرو نشده بودند و ضربه‌خورده نبوده‌اند.

بعضی‌ها می‌گویند آقا دیدید ما شکست خوردیم؟ نه؛ شما دیدید که آن‌ها شکست خوردند؟ مقاومت جواب مناسب داد. خب هزینه می‌دهیم؛ بله، هزینه می‌دهیم. تو اگر تسلیم هم بشوی، هزینه‌های بیشتر و بدتری را همراه با تحقیر پرداخت خواهی کرد؛ یعنی آن‌ها هم تو را غارت و هم تو را تحقیر می‌کنند و تو همین کشته‌ها را هم به تدریج خواهی داد. زمانی که شهید هنیه به ایران آمده بود و آمریکا و اسرائیل او را در تهران ترور کردند، در همان سفر، یکی از مقامات سپاه به ایشان گفته بود که ما در حد توان خود از مظلومان جهان و به خصوص از مسئله مسجدالاقصی به عنوان قبله اول مسلمانان، حمایت می‌کنیم؛ اما شما چگونه محاسبه کردید که یک حرکت به این عظمت را شروع کردید؟ برنامه آینده شما چه بود و واقعاً چقدر احتمال می‌دادید که پیروز بشوید؟ شهید هنیه، پاسخ داده بود که من تعجب می‌کنم شما که شیعه هستید، چرا این سخن را می‌گویید؟ چرا همین سؤال را از سیدالشهداء نمی‌پرسید که بفرمایید شما مگر نمی‌دانستید کشته می‌شوید و خانواده‌های شما به اسارت می‌روند، پس چرا این کار را کردید؟ مگر همه چیز بر پایه محاسبه مادی است؟ مگر شرف، تکلیف، عزت و کرامت انسان اهمیت ندارد؟ چرا شما این سؤال را از من می‌پرسید؟ بله، ما می‌دانستیم که نمی‌توانیم اسرائیل را در این فرصت بطور کامل نابود کنیم، ولی ما باید به این ریشه تیشه بزنیم تا ضعیف شود؛ علاوه بر این، آن‌ها هم باید هزینه بدهند، چون نباید فقط ما هزینه بپردازیم. ما که همیشه در حال پرداخت هزینه هستیم؛ الآن بگذارید یک بار هم آن‌ها هزینه بدهند. ما همیشه همین تعداد تلفات و شهیدان را به تدریج می‌دادیم؛ الآن ما این هزینه را یک‌جا داده‌ایم؛ یعنی هزینه‌ای را که باید در طول سی سال پرداخت می‌کردیم، در مدت دو سال پرداخت می‌کنیم، چون ما در هر صورت باید این هزینه را بدهیم. یعنی حتی اگر تسلیم هم باشیم، آن‌ها باز ما را می‌زنند. علاوه بر این، ما در غزه اصلاً زندگی نمی‌کردیم، بلکه فقط زنده بودیم! مردم ما در شرایط فعلی زندگی نمی‌کنند. قبل از آن هم در بسیاری از مواقع، آب و برق ما قطع بود. اگر می‌خواستیم از این کوچه به آن خیابان برای رفتن به خانه خاله برویم، شش بار مورد بازجویی و بازرسی قرار می‌گرفتیم و آن‌ها به ما توهین و ما را تحقیر می‌کردند! جوانان ما همگی بیکار بودند و ما اصلاً هیچ چیزی نداشتیم؛ منتهی دنیا این موضوع را درک نمی‌کرد، اما الآن کاری کردیم تا همه آن را بفهمند.

چه کسی می‌گوید مقاومت پاسخ مناسب نداده است؟ می‌گویند دیدید نشد؟ چطور نشد؟ آن رهبر مجاهد حماس (سنوار) چند بار گفت من آن شعر «سَیدُنَا عَلیّ بْنُ أَبی طَالبٍ رَضیَ اللَّهُ عَنْهُ» را می‌گویم که می‌فرماید: از کشته شدن در کدام روز بترسم؟ آن روز که مقدر است یا آن روز که مقدر نیست؟ آن روز که مقدر است، کشته خواهم شد ولو اگر دنیا نخواهد و آن روز که مقدر نیست، کشته نخواهم شد ولو اگر همه دنیا بخواهد؛ بنابراین من همان شعر «سَیدُنَا عَلیٍّ» را می‌گویم. اما این بار دیگر اسارتی در کار نیست؛ چون او بیست و چندسال پیش اسرائیلی‌ها اسیر بود، گفت این بار دیگر اسارتی در کار نیست یا پیروزی است یا کربلا است.

رهبر حماس، سیدحسن نصرالله، چند سال پیش به حزب‌الله پیام داد که ای برادران، ما به زودی دیگر در میان شما نخواهیم بود؛ آن‌ها هم من و هم برخی از فرماندهان رده یک حزب‌الله را به شهادت خواهند رساند، چون ما در بزرگ‌ترین دستگاه جاسوسی و تروریستی تاریخ هستیم. ما شهید خواهیم شد، اما بعد به محضر خداوند می‌رویم؛ شما باید این نهضت را ادامه بدهید تا شهید یا پیروز بشوید. این نبرد مقاومت تمام نمی‌شود و ما تا قیام قیامت باید در برابر ظلم مقاومت کنیم. الآن چه کسی پیروز شده است؟ آیا آمریکا و اسرائیل پیروز شده‌اند؟ آن‌ها گفتند ما حماس را نه این که خلع سلاح می‌کنیم بلکه از بین می‌بریم! آن‌ها ابتدا گفتند ظرف چند هفته و بعد گفتند ظرف چند ماه این کار را انجام می‌دهیم. آن‌ها دو هزار اسیر فلسطینی، از جمله چند صد نفر را که محکوم به حبس ابد بودند، آزاد کردند؛ در حالی که پیش از آن گفته بودند این افراد را به هیچ وجه آزاد نمی‌کنیم. این دقیقاً همان حرف‌هایی است که حماس در آغاز طوفان الاقصی مطرح کرده بود. شما گفتید این کار امکان ندارد، اما الآن انجام شد. شما می‌توانستید اسیران خود را زنده تحویل بگیرید، اما الآن ناچارید بروید و جنازه‌های آن‌ها را تحویل بگیرید. بله، شما انسان‌های بی‌دفاع و بی‌سلاح را کشتید این کار جنگ نیست، بلکه جنایت جنگی و نامردی است، چون شما قدرت جنگیدن ندارید و نمی‌توانید غزه را که اندازه کرج است بگیرید. آمریکا، انگلیس، فرانسه، اسرائیل و حکومت‌های خائن عربی منطقه هم به شما کمک کردند، اما باز هم نتوانستید کاری از پیش ببرید؛ شما شکست خوردید. بله، شما ترور کردید و مردم را هم قتل‌عام می‌کنید؛ در این دو خیانت و دو جنایت جنگی، یعنی ترور و کشتار مردم مهارت دارید، اما در میدان جنگ شکست خوردید. همه دنیا این موضوع را فهمید و این اولین باری بود که همه شما با هم این‌گونه شکست خوردید. شما گفتید نابود می‌کنیم، اما الآن در حال مذاکره هستید. نسل‌های قبلی در آمریکا و اروپا بیشتر طرفدار اسرائیل بودند نه فلسطین، اما الآن فرزندان آن‌ها یعنی این نسل جدید، هشتاد درصد طرفدار فلسطین هستند؛ الآن افکار عمومی خود شما علیه خودتان است. آیا مقاومت شکست خورده است؟ آیا تقدیم شهیدان به معنی شکست خوردن است؟ آیا ترور کردن و کشتار کودکان کوچکی که از گرسنگی خاک می‌خورند، پهلوانی است و آیا شما پیروز شده‌اید؟ سید حسن نصرالله، یحیی سنوار و قاسم سلیمانی پیروز شدند. آن‌ها برای نخستین بار بزرگ‌ترین تودهنی را به شما زدند. الآن که در سراسر جهان علیه شما تظاهرات می‌کنند، شما پیروز شده‌اید؟ خیر، شما منفور شده‌اید. تظاهرات ضد اسرائیلی توسط مردم جهان در سراسر دنیا برگزار می‌شود که هیچ‌گاه تا این اندازه و این‌گونه نبوده؛ جمعیت‌های نیم میلیونی، چندصد هزار نفری و یک میلیونی از اندونزی و مالزی تا خود ایالات متحده آمریکا حضور دارند. مردم از ژاپن، استرالیا، ایتالیا و داخل آمریکا حتی به زبان فارسی فریاد می‌زنند مرگ بر اسرائیل و شما دست‌کم این صحنه‌ها را دیده‌ یا شنیده‌اید؛ آن‌ها به زبان فارسی می‌گویند مرگ بر اسرائیل؛ آیا شما پیروز شده‌اید؟ شما در میان مذاکره جنگ به راه انداختید و الآن به اظهار ندامت افتاده‌اید. امکان ندارد آن‌ها در هیچ جنگی تن به آتش‌بس و صلح بدهند، مگر زمانی که در حال ضربه خوردن هستند، چون در تمام جنگ‌هایی که پیروز بودند، هرگز تن به صلح و قرارداد و آتش‌بس ندادند و تا تهش رفتند. شما افکار عمومی دنیا را از دست دادید. آن هم که گفتید ما غزه را می‌گیریم ترامپ، این سگ زرد، هم گفت که من می‌خواهم آنجا را بخرم و ویلا بسازم. همه شما را هم به فلسطینی یا اندونزی، اردن یا هر جای دیگری می فرستم تا مسئله فلسطین را برای همیشه حل کنیم. شما آب و غذای آن‌ها را بستید و غزه را محاصره کردید. مقدار کمی غذا در آنجا بود. آن‌ها صد تک‌تیرانداز مستقر کرده بودند که هر بچه‌ای می‌آمد تا چیزی بردارد، تیر به سر و صورت او شلیک می‌کردند. کدام جنایت بود که شما انجام ندادید؟ شما دو هزار اسیر فلسطینی را آزاد کردید، خب از اول همین کار را می‌کردید. خود نتانیاهو گفت دو هزار سرباز و افسر اسرائیلی از ما در غزه کشته شدند. آیا می‌دانید که قبلاً اگر یک اسرائیلی زخمی می‌شد و ناخن او خونی می‌شد، آن‌ها پدر این عرب‌ها و مسلمانان را در می‌آوردند؟ خود نتانیاهو گفت دو هزار سرباز و افسر ما کشته شدند، در حالی که آن‌ها تا الآن آمار را ارائه نداده‌اند و یک‌پیجم یا یک‌دهم از تلفات واقعی را اعلام می‌کردند. مانند آمریکا که در جنگ ویتنام تا آخر می‌گفت ما در کل مثلاً هزار و دویست نفر کشته داده‌ایم، اما وقتی جنگ تمام شد، اعلام کرد که پنجاه تا شصت هزار سرباز و افسر آمریکایی در آنجا کشته شده‌اند؛ منتهی ما به دلیل سانسور خبری، اجازه نمی‌دادیم این موضوع اعلام شود. الآن شما دو هزار کشته داده‌اید و بعد یکی از آن‌ها گفت که ما در حال حاضر سی هزار بیمار روانی داریم! شما چقدر معلول دارید؟ این موشک‌هایی که به ویژه ایران شلیک کرد، مراکز بسیار مهم ما را هدف قرار داد. در یکی از این حملات موشکی، سی و چند خلبان اسرائیلی در یک جا کشته شدند. صد و چند افسر رده‌بالای آن‌ها کشته شدند و شش ژنرال اسرائیلی کشته شدند. آن‌ها این موارد را نمی‌گفتند، اما این خبرها درز پیدا کرد. آن‌ها مهم‌ترین مراکز اطلاعاتی آن‌ها را هدف قرار دادند و کل ساختمان موساد را پودر کردند. این کار اصلاً معنایی نداشت، سابقه‌ای نداشت و هیچ‌کس در دنیا جرأت انجام این کارها را نداشت. هیچ‌کس در دنیا از جنگ جهانی دوم تا الآن جرأت این را نداشت که بگوید ما فلان پایگاه آمریکا را می‌زنیم و واقعاً آن پایگاه را هدف قرار دهد؛ حتی روسیه، چین و دیگران هم جرأت این کار را نداشتند، اما جبهه مقاومت این کار را انجام داد و آن‌ها هیچ غلطی هم نتوانستند بکنند. آن‌ها می‌خواستند نابود بکنند، این جنگ یک عملیات ساده نبود، بلکه به اندازه صدتا کودتای 28 مرداد ارزش داشت؛ حتی به اندازه هزار کودتای 28 مرداد بود. آن‌ها آمده بودند تا همه چیز را از بین ببرند؛ یعنی آن‌ها فرمانده سپاه و سید حسن را هدف قرار دادند، آن‌ها را زدند اما موفق نشدند. یعنی آن‌ها کل رده‌های اول حکومت را هدف قرار دادند و گفتند کار تمام شد و اوضاع شبیه سوریه یا جاهای دیگر شود تا یک عده با اسلحه به خیابان‌ها بیایند و اوضاع از این طرف و آن طرف بهم بریزد و تمام شود و بگویند ما ایران را هم می‌زنیم و فلان کار را می‌کنیم و آن‌ها را تجزیه می‌کنیم. الآن یمن، لیبی و سوریه تجزیه شده‌اند و عراق هم نیمه‌تجزیه شده است. برنامه آن‌ها برای ایران این بود که بیایند و ایران را تکه‌تکه و نابود کنند تا بیست سال جنگ داخلی در کشور راه بیفتد و دیکتاتوری‌ها و آن مصیبت‌ها ایجاد شوند؛ درست مانند همان کاری که در عراق و این مناطق انجام شد، تا هزار برابر آن را در اینجا انجام دهند. چرا؟ ما قبلاً مذاکره کردیم و قرارداد امضا کردیم، اما همان مسئولان قبلی، یعنی دموکرات‌ها در زمان اوباما و بایدن، خلاف قرارداد عمل کردند. همچنین آن‌ها انگلیس و فرانسه و دیگران هم خیانت کردند. آن‌ها در برجام از ایران امتیاز گرفتند، اما هیچ امتیازی به ایران ندادند. تمام حرف‌های آن‌ها دروغ بود. آی تحریم‌ها را برداشتیم! خب شما آنجا هم مذاکره کردید و هم باج دادید. چرا آن‌ها به تعهدات اقتصادی‌شان عمل نکردند؟ آن‌ها در زمان خودشان به تعهدات عمل نکردند و بعد شما می‌گویید با آمدن ترامپ این‌گونه شد؛ در حالی که بیشترین تحریم‌ها در زمان خود اوباما و همین دموکرات‌ها یعنی اوباما و بایدن وضع شد و بیشترین تحریم‌ها پس از برجام وضع شد. آن کار مذاکره بود؛ شما مذاکره کردید، هجده سال مذاکره کردید و امتیاز هم دادید و پیش‌پیش به همه تعهدات خود عمل کردید و بسیاری از جاها را تعطیل کردید؛ اما آن‌ها به هیچ‌کدام از تعهدات خود عمل نکردند و حتی به یکی از آن‌ها عمل نکردند! آن‌ها حتی پول‌های خود ما را هم پس ندادند. این موضوع در مذاکره وجود داشت و قرارداد هم امضا شده بود. بعد گفتند از سیب و گلابی برجام استفاده کنید! آن‌ها پرسیدند سیب و گلابی کجاست؟ اروپایی‌ها در همان زمان ظریف، روحانی و دیگران در پاسخ گفتند شما به جای خود سیب و گلابی برجام، از سایه آن استفاده کنی! آیا توهین و تحقیری بالاتر از این وجود دارد؟ کدام سایه؟

ببینید، هر نوع سازش این‌گونه است که وقتی شما عقب‌نشینی می‌کنید، آن‌ها جلوتر می‌آیند و حتی از لحاظ مادی هم شرایط بدتر می‌شود؛ حالا مسئله شرف به کنار. آن‌ها حتی به شکم شما هم رحم نمی‌کنند و حق مادی شما را می‌گیرند. مسائل ایدئولوژی، مکتب، مقاومت و شهادت اصلاً به کنار، عزت هم هیچی، حتی مشکل شکم شما هم حل نمی‌شود. آن‌ها چیزی به شما نمی‌دهند و به تعهدات خودشان عمل نمی‌کنند. بعد که این شخص آمد، اصلاً قرارداد را پاره کرد! آقا شما قرارداد امضاء کردید، خب کرده باشیم دوباره بیایید مذاکره کنیم! منتهی از قبل می‌گوید که شما باید همه‌چیز را واگذار کنید، شما باید همه چیز را واگذار کنید. آیا این مذاکره است؟ مثل این ضرب‌المثل که طرف می‌گوید ما طرفدار آزادی بیان هستیم به شرطی که هرچه من می‌گویم همان بشود! آن‌ها این‌گونه مذاکره می‌کنند؛ به این شرط مذاکره می‌کنند که هرچه من می‌گویم همان شود. در اینجا اصلاً صحبت از حقوق شما و حدود و این‌گونه مسائل مطرح نیست. این کار حرف زور است، منتهی در قالب مذاکره زور می‌گویند. حالا فرض کنید این را هم پذیرفتند. باز دوباره مذاکره شروع شد، اما آن‌ها در وسط مذاکره، جنگ راه انداختند، بمباران کردند و دست به ترور زدند.

آن‌ها می‌گویند امتیاز بدهیم و باز هم مذاکره بکنیم و کوتاه بیاییم، و... خب این‌ها واقع‌بین نیستند. واقع‌بین بودن یعنی این که شما واقعیت را ببینید. آن‌ها به جبهه مقاومت می‌گویند واقع‌بین باشید و مقاومت نکنید! خب تو واقع‌بین باش. واقعیت این است که وقتی شما تسلیم می‌شوید، آن‌ها بیشتر به شما ضربه می‌زنند، شما را بیشتر غارت و تحقیر می‌کنند. اگر مقاومت کنید، بله باید هزینه بدهید، اما اگر مقاومت نکنید، باید ده برابر هزینه بدهید. اصلاً مگر آن‌ها می‌خواهند به کسی کمک کنند؟ آن‌ها همیشه کشورها و ملت‌های دیگر را غارت کرده‌اند و الآن هم غارت می‌کنند. آن‌ها به هیچ ملتی کمک نکرده‌اند. الآن اسرائیل منزوی‌ترین دوران تاریخ خود را طی می‌کند. حتی تیم‌های ورزشی آن‌ها هم کم‌کم دارد تحریم می‌شود؛ در حالی که در ابتدا فقط ما می‌گفتیم با اسرائیلی‌ها بازی نمی‌کنیم، چرا که مسابقه ورزشی با اسرائیل به معنای به رسمیت شناختن این جنایتکاران است. برخی می‌گفتند من مدال می‌خواهم و به سیاست کاری ندارم؛ اما وقتی شما آن‌ها را به رسمیت می‌شناسید، با آن‌ها دست می‌دهید، می‌خندید و بازی می‌کنید، این کار به معنای به رسمیت شناختن آن‌ها و همدستی با جنایتکاران است. یعنی آیا شما می‌خواهید مدال پیروزی خود را از دریاچه‌ای از خون و عفونت بیرون بیاورید و به گردن خود بیندازید؟ آیا شما انسان هستید؟ برخی می‌گویند من می‌خواهم بازی کنم و کاری به سیاست ندارم، اما آن‌ها با سیاست کار دارند؛ آن‌ها همه چیز را سیاسی کرده‌اند. آن‌ها ورزش، سینما، هنر و همه‌چیز را سیاسی و ایدئولوژیک کرده‌اند. برای آن‌ها، شما الآن یک فیلم تولیدشده توسط هالیوود را ببینید که غیرسیاسی یا غیرایدئولوژیک باشد؛ در تمام فیلم‌های آن‌ها، قهرمان داستان یا یک افسر، کماندو و سرباز آمریکایی است، یا یک سرباز بازنشسته است که برگشته و باز هم او قهرمان داستان است، در تمام این فیلم‌ها، آن‌ها انسان هستند و بقیه دنیا حیوان هستند.

نمی‌دانم شما این فیلم "آواتار" را دیده‌اید یا نه، این فیلم همواره به دنبال است که یک سرباز فلج آمریکایی، قهرمان در آن سیاره است که در حالی که بقیه موجودات در آنجا همگی دم دارند. منظور آن‌ها از آن موجودات، ما یعنی کل مردم دنیا هستیم؛ این یک نژادپرستی وحشیانه. آن‌ها دم دارند مقدسات دارند که آخرش باز یک سرباز معلول آمریکایی دوباره قهرمان آن‌ها می‌شود. یا مثلاً فیلم "سیاره میمون‌ها" را دیده‌اید؟ آن‌ها کل دنیا را به شکل میمون می‌بینند. انسان‌ها و میمون‌ها با هم درگیر هستند؛ منظور از انسان‌ها، خود آن‌ها یعنی غربی‌ها هستند و بقیه مردم دنیا میمون هستند. بعد در میان میمون‌ها، عده‌ای جزو جبهه مقاومت هستند که در برابر انسان‌ها می‌ایستند و یک میمون زشت، بداخلاق و عنتر وحشی، رهبر مقاومت است! او وحشی است که در آخر هم الحمدلله می‌میرد! اما یک میمون دیگر وجود دارد که دورگه است و چشمان او سبز است. این میمون جلوی استعمار ایستاده، ولی واقع‌بین و منطقی است، و در آخر هم می‌گوید که ما باید تسلیم شویم و همکاری کنیم. تازه آن میمون هم چشم‌سبز است، او میمون خوب داستان است! اصلاً سینمای آن‌ها ایدئولوژیک است. آن‌ها صدها فیلم ساخته‌اند؛ پس از انقلاب ما، علیه اسلام و مسلمانان فیلم ساخته‌اند. آن‌ها موضوعات را تحریف کردند و مسلمانان را مسخره کردند. آن‌ها می‌روند و کشورهایی مانند عراق، افغانستان و جاهای دیگر را اشغال می‌کنند و ده فیلم می‌سازند که تهش این است که آن‌ها رفتند این‌ها را نجات دادند، در حالی که مردم آنجا وحشی و عقب‌مانده و خشن هستند، آدم‌کش و بی‌رحم هستند، و این‌ها خوب هستند؛ یعنی جلادها خوب هستند و شهیدان بد هستند. الآن شما پیروز شدید یا شکست خوردید؟ الآن در میدان‌های ورزشی بسیاری از کشورها، یعنی چهل - پنجاه کشور، بخشی از آن‌ها صریح و قاطع می‌گویند و برخی هم زمزمه و پچ‌پچ می‌کنند که ما حاضر نیستیم با اسرائیل بازی کنیم و همین اخیراً هم به فیفا اعلام کردند که باید اسرائیل را اخراج کند. آیا شما پیروز شده‌اید؟

یحیی سنوار در 24 سالی که زندان بود رمانی نوشته است که الآن رمان او به بیست زبان دنیا ترجمه شده است و همه دنیا به احترام او بلند می‌شوند. شما پیروز شده‌اید؟ آیا شما جرأت دارید در یکی از... همین نتانیاهو جرأت ندارد در نود درصد از کشورهای دنیا قدم بگذارد. شما پیروز شده‌اید؟ برای اولین بار، حدود ده کشور غربی - اروپایی اعلام کردند که ما می‌خواهیم کشور فلسطین را به رسمیت بشناسیم، در حالی که شما اصلاً فلسطینی‌ها را انسان به شمار نمی‌آوردید. شما پیروز شده‌اید؟ برخی می‌گفتند مقاومت فایده ندارد و جواب نمی‌دهد، اما دیدیم که جواب داد و تمام دنیا دیدند که این‌ها پیروز شدند. شما گفتید ما حزب‌الله را از بین می‌بریم، خلع سلاح می‌کنیم و لبنان را از وجود این نیروها به طور کامل پاکسازی می‌کنیم. شما با وجود آن همه جنایت، بمباران و ترور، نتوانستید این کار را انجام دهید. آن‌ها هنوز هم دست به ترور می‌زنند؛ همین دیروز، باز هم دیروز با پهپادهایشان در لبنان و بیروت ترور کردند. آن پیجرها، آن خیانت‌ها و آن ترورهای کثیف و پست انجام شد؛ این‌ها نشان‌دهنده یک جنگ کثیف و پست است، چرا که آن‌ها حتی جنگ شرافتمندانه را هم بلد نیستند.

حالا از آن طرف، برخی می‌گویند اگر کسی با این‌ها همکاری کند، آن‌ها به او احترام می‌گذارند و حقوق او را رعایت می‌کنند! نوکرتر از شاه نوکرتر چه کسی بود؟ در خاطرات مادر شاه آمده است که یک بار در اواخر حکومت، شاه آمد و دیدم بسیار ناراحت است؛ از او پرسیدم چه شده است؟ او گفت که من که هرچه آمریکا می‌گوید و اسرائیلی‌ها می‌خواهند، من اصلاً سوالی نمی‌کنم و سریعاً آن را اجرا می‌کنم، اما الآن هر چند وقت یک بار می‌فهمم کارهای دیگری انجام می‌دهند که اصلاً به من نمی‌گویند. من به آن‌ها گفتم به من بگویید، من خودم هرچه شما بفرمایید عمل می‌کنم. من تازه فهمیده‌ام که هواپیماها و خلبانان ما مدتی است بدون این که اصلاً به ما بگویند، آمریکایی‌ها به خلبانان ما دستور می‌دهند و هواپیماهای ما می‌روند و ویتنامی‌ها را بمباران می‌کنند و در جنگ ویتنام حضور دارند. زمانی که چند فروند از هواپیماهای اسرائیل در جنگ با عراق سقوط کرد، آمریکا به او هواپیماهای جدید داد، و با پول ایران چندین فانتوم از آمریکا خرید و به اسرائیل هدیه داد. در حالی که کشورهای عربی تحریم نفتی اعمال کرده بودند، شاه به طور مجانی و مفت، نفت و گاز به اسرائیل می‌داد. البته او در ظاهر علیه اسرائیل انتقاد هم می‌کرد؛ درست مانند الآن برخی از کشورهای عربی مانند عربستان، اردن، قطر، ترکیه و دیگران که می‌بینید علیه اسرائیل یک انتقاد ملایم می‌کنند. آن هم نمی‌گویند علیه کل اسرائیل، بلکه فقط از نتانیاهو انتقاد می‌کنند! یعنی با اصل اسرائیل اشکالی ندارند، اما در عمل به جبهه مقاومت ضربه می‌زنند و با آن‌ها همکاری می‌کنند. اصلاً همین‌ها اسرائیل را سرپا نگه داشته‌اند.

الآن به سرنوشت شاه بنگرید؛ شاه و فرح هرچه را که توانستند از ایران به طور مفت به آمریکایی‌ها و به خصوص اسرائیلی‌ها دادند؛ اما حالا دقت کنید که وقتی شاه فرار کرد، آمریکا او را به خاک خود راه نداد. در حالی که ایران به چندین کشور مبالغ بسیار زیادی پول داده بود، اما مردم خود ما در اینجا بسیار گرسنه و فقیر بودند و چهل - پنجاه درصد از مردم ایران زیر خط فقر بودند. تقریباً اکثر زنان ایران بطور کامل بی‌سواد بودند. 45 هزار روستای ما نه آب، نه برق، نه گاز و نه هیچ امکانات دیگری داشتند. در ایران هم فقط چند شهر اصلی و از جمله تهران توسعه یافته بود، آن هم نه همه جای تهران، بلکه فقط شمال شهر تهران توسعه یافته بود و به آن رسیدگی می‌شد، در حالی که در آن زمان، ایران دو و نیم برابر میزان کنونی نفت صادر می‌کرد یعنی روزانه هفت - هشت میلیون بشکه نفت صادر می‌کرد. هفتاد الی هشتاد هزار افسر و مستشار آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی در ایران حضور داشتند و همه‌چیز تحت کنترل آن‌ها بود. یعنی ارتش ما، رادیو و تلویزیون ما و مدارس ما تحت کنترل آن‌ها بود. آن‌ها حتی رئیس دانشگاه را هم نمی‌توانستند بدون اجازه آن‌ها تعیین کنند؛ البته در آن زمان دانشگاه‌های زیادی هم نداشتیم. فقط همین دانشگاه تهران و چند دانشگاه دیگر وجود داشت، اما در اسناد محرمانه آمده است که حتی برای انتخاب رئیس دانشگاه هم آن‌ها باید نظر می‌دادند. نفت ما، ارتش ما، پلیس، ساواک، رادیو و تلویزیون، آموزش و پرورش و همه ‌چیز ما تحت فرمان آن‌ها بوده است.

الآن به سخنان این اردشیر زاهدی توجه کنید؛ او که یک عمر دست به جنایت زده بود، اما در اواخر عمرش آدم بسیار منصف و خوبی شده بود. ان‌شاءالله خداوند به خاطر همین حرف‌های پایانی او، به او رحم کند؛ این اردشیر زاهدی به هر حال داماد شاه بود. او داماد خانواده سلطنتی بود و پدر او هم همان کسی بود که کودتای 28 مرداد را راه انداخت. یعنی خودش و پدرش در حق ایران جنایت‌های بسیاری مرتکب شدند، اما خودش در این اواخر و در این چند سال پایانی عمر، بسیار منفعل شد و تغییر کرد. او در آخرین صحبت‌های خود گفت که ما در دوره قبل از انقلاب، به جز خیانت به ایران کار دیگری انجام ندادیم. ما ایران را عقب نگه داشتیم، اما ایران پس از انقلاب به لحاظ علمی و به لحاظ سیاسی، هویت ملی و اعتبار جهانی، قدرت و عزت، اصلاً قابل مقایسه نیست. او در اواخر کار خود گفت من افتخار می‌کنم که هموطن قاسم سلیمانی هستم. حالا این شخص کیست؟ او داماد شاه است. او سال‌ها سفیر شاه در آمریکا بود؛ یعنی واسطه رابطه میان ایران و آمریکا بود. او بعداً در خاطرات خود می‌نویسد برای کسانی که می‌گویند بیایید تسلیم شویم تا آن‌ها به ما احترام بگذارند و حقوق ما را رعایت کنند، او می‌گوید من یک روز در کنار اعلیحضرت بودم، که کیسینجر تماس تلفنی گرفت و شاه به او گفت... وقتی که شاه فرار کرد، بعداً معلوم شد که او سرطان دارد، یا بعداً به سرطان مبتلا شد، یا برخی می‌گویند آمریکا کاری کرد تا از شر او خلاص شود؛ چرا که وقتی تاریخ مصرف این‌ها تمام می‌شود، دیگر کاری با آن‌ها ندارند تا برایشان هزینه‌ای پرداخت نکنند. حالا هرچه که بوده است، او به سرطان مبتلا شده بود، اما آمریکا او را به خاک خود راه نمی‌داد. خود او بیست و چند سال و پدر او هم همین‌طور، پنجاه - شصت سال این پدر و پسر نوکری شما را کردند و ایران و همه‌چیز آن را به شما فروختند. پس حداقل ذره‌ای مردانگی داشته باشید. الآن که در ایران شکست خورده‌اید و فرار کرده‌اید، او می‌گوید من در کنار اعلیحضرت بودم که کیسینجر تلفن زد و شاه به او گفت: من تازه الآن متوجه شده‌ام که آمریکایی‌ها چقدر نامرد هستند. بنابراین، کسانی که می‌گویند بیایید تسلیم شویم و همکاری کنیم، او می‌گوید از این فرد مطیع‌تر چه کسی بوده؟ شاه می‌گوید من الآن فهمیده‌ام که این‌ها چقدر نامرد هستند، آن‌ها چقدر ناسپاس هستند؛ در حالی که من تمام عمر خود را در خدمت به ایالات متحده آمریکا گذراندم. ببینید داماد شاه دارد می‌گوید. او می‌گوید شاه به کیسینجر گفت: تو خیلی نامرد هستی. من وطنم را فروختم، من مردمم را فروختم، من تمام عمرم را در خدمت به ایالات متحده آمریکا گذراندم. من از اول نوکر شما بودم و به هرچه شما گفتید عمل کردم. الآن آمریکا حتی اجازه نمی‌دهد من در یکی از بیمارستان‌های آن کشور بستری شوم. من دیر متوجه خوب و بد شدم. کاش تاریخ یک بار دیگر تکرار می‌شد و من به جبران یک عمر دوستی با شما، به دشمنی با شما می‌پرداختم. یعنی او دارد می‌گوید که حق با خمینی بود. حق با این‌ها است و حق با ما نیست. ما احمق بودیم! تو هم احمق بودی هم خائن بودی. تو هم به ملت تو خائن بودی و هم الآن خودت فهمیدی که احمق هم بودی.

او می‌گوید که اعلیحضرت از برخورد آمریکا فوق‌العاده ناراحت بود و به کیسینجر گفت: سرنوشت من به دلیل این کاری که با من کردید، برای رهبران کشورهای خاورمیانه و کشورهای عربی که نوکر شما هستند، درس عبرتی خواهد شد. و آن‌ها از این پس خواهند فهمید که دیگر نباید به ارباب آن‌ها دل ببندند. و آن‌ها نسبت به حمایت آمریکا نباید مطمئن باشند. آمریکا از همه استفاده می‌کند و بعد آن‌ها را می‌فروشد. این، کتاب «بیست و پنج سال در کنار پادشاه» است. من از آن کتاب، یعنی کتاب خاطرات اردشیر زاهدی نقل می‌کنم. متن آن کامل هست که اگر بخواهم برای همه بخوانم. این درس عبرتی برای این‌ها است که آقا هرچه آمریکا و غرب می‌گویند، ما به حرف کنیم!

در متن این کتاب آمده است که او می‌گوید: آقای هنری کیسینجر، وزیر خارجه سابق آمریکا، جزو معدود اشخاص وفاداری بود که هنوز به تلفن شاه جواب می‌داد. چرا؟ چون بعضی از این‌هایی که در زمان شاه، به آمریکا اموالی را می‌برد، خود این‌ها هم به صورت خصوصی باز اموال را می‌بردند و می‌خوردند. یعنی شاه شخصاً بطور جداگانه از بیت‌المال، میلیون‌ها دلار پول به ده‌ها نفر از مقامات آمریکا از جمله کیسینجر می‌داد تا به خیال خودشان هوای او را داشته باشند. بعد می‌گوید ما حتی غیر از این که به دولت آمریکا باج می‌دادیم و هرچه می‌خواستند می‌بردند، دائم باید به چندصد نفر از مقامات آمریکا هم باج و رشوه می‌دادیم. یکی از آن‌ها کیسینجر بود. از میان همه آن‌ها فقط دو - سه نفر، که یکی از آن‌ها همین کیسینجر بود، بعد از آن به تلفن‌ها جواب می‌داد و بقیه آن‌ها اصلاً دیگر ما را نشناختند. شاه به کیسینجر گفت که آمریکایی‌ها باید تعصب در دوستی و حمایت از عوامل‌شان را، یعنی نوکرهایشان را، از شوروی‌ها و کمونیست‌ها یاد بگیرند، که مسکو چطور برای حمایت از دوستانش، حتی لشکرکشی می‌کند. کیسینجر که از اعضای رهبری حزب جمهوری‌خواه آمریکا، از دوستان نزدیک شاه و در آمریکا بسیار متنفذ بود و جزو حامیان قوی اسرائیل و صهیونیست‌ها هم بود. او در این مکالمه تلفنی به شاه گفت: من تلاش می‌کنم تا راه ورود شما به آمریکا را هموار کنم. زاهدی می‌گوید شاه و فرح عمده ثروتی را که از ایران دزدیدند و با خودشان بردند، میلیاردها دلار از بیت‌المال ملت بود که برداشتند و فرار کردند. کسینجر می‌گوید من به مقامات آمریکا گفتم ای احمق‌ها حداقل به خاطر آن دلارهای دیگر بگذارید آن‌ها بیایند، آن دلارها را هم بگیرید و بعد از آن، هر کاری شد، شد؛ فعلاً بگذارید او بیاید. اولاً شما با این کار، دارید به این حکومت‌های عربی و نوکرهای دیگر آمریکا در منطقه می‌گویید که آی مواظب باشید، اگر اوضاع شما خراب شود، ما شما را رها می‌کنیم. ثانیاً ما باید این چند میلیارد پولی را که شاه و فرح دزدیدند و با خودشان از ایران آوردند، این‌گونه بمکیم. می‌گوید که کیسینجر گفت اکثر ثروت و دارایی‌های اعلیحضرت و اعضای خانواده پهلوی از قبل از انقلاب در آمریکا بود که دیگر آمریکا بعد از انقلاب، همه این‌ها را تصاحب کرد. و شاه می‌خواست به آمریکا برود تا از میلیاردها پول ایران که در آنجا است استفاده کند ولی او از برخورد آمریکایی‌ها مبهوت و گیج شده بود. طبق مقررات اداره مهاجرت آمریکا، هر خارجی که یک میلیون دلار سرمایه وارد آمریکا کند، می‌تواند بدون ویزا به آمریکا بیاید و اجازه اقامت خارج از نوبت دارد. بعد او می‌گوید که اعلیحضرت به من گفت مگر من میلیاردها دلار پول ملت و مردم ایران، یعنی اموال منقول و غیرمنقول را در آمریکا نگذاشته بودم و نیاورده بودم؟ پس چطور آن‌ها حاضر نیستند من را در یکی از بیمارستان‌هایشان راه بدهند؟ این جواب دو- سه مورد از این بهانه‌ها است! آقا تسلیم بشوید؛ این‌ها حقوق شما را رعایت می‌کنند! حقوق‌تان هیچی! آن‌ها طلب‌های شما را هم نمی‌دهند و شما را بدهکارتر می‌کنند. او وسط مذاکره می‌آید می‌جنگد، ترور می‌کند و بمباران می‌کند. ما نزدیک به بیست سال است که داریم به شکل‌های مختلف با آمریکا، انگلیس و فرانسه مذاکره می‌کنیم. آن‌ها در این حدود بیست سال، به کدام یک از تعهداتی که امضا کردند، عمل کردند؟ بازدوباره می‌گویند نه آقا شما مذاکره بلد نیستید، بروید درست مذاکره کنید! این‌ها در وسط جنگ دوازده روزه، بیانیه و اطلاعیه دادند که با آمریکا و اروپا درست مذاکره کنید. درست مذاکره کنید یعنی باید چه کار کنیم؟ او دارد می‌گوید که شما باید کل قدرت دفاعی خود را تحویل بدهید. اگر همین موشک‌های ما نبود، این‌ها به ما آتش‌بس نمی‌دادند. آن‌ها می‌گویند شما باید مثل زمان صدام بشوید که موشک نداشتید و فقط ضربه می‌خوردید. این‌ها می‌گویند که شما باید کل قدرت دفاعی خود را تسلیم کنید. شما باید کل ملت‌های مسلمان تحت ستم را به آمریکا و اسرائیل بفروشید. شما حتی نباید اعلام کنید که طرفدار مظلومان و مستضعفان فلسطین، لبنان و کشورهای تحت اشغال این‌ها هستید. آن‌ها این‌ها را می‌گویند. آن‌ها مذاکره نمی‌خواهند، بلکه این‌ها را می‌خواهند. بعد در وسط جنگ دوازده روزه، یک عده بیانیه دادند که آقا افراطی‌گری بس است، مذاکره کنید، اقتصاد کشور خراب است. الآن جالب این است که حدود سی - چهل نفر از همین‌هایی که بیانیه مذاکره دادند، در سی سال گذشته مسئولان اصلی اقتصاد کشور بوده‌اند. این‌ها که از زمان دولت مرحوم آقای هاشمی، دولت خاتمی و دولت روحانی، همه بیانیه‌ها را امضا کردند که اقتصاد خراب شده، همین‌ها رئیس بانک مرکزی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، وزیر اقتصاد، معاون رئیس‌جمهور و وزیر راه و شهرسازی بوده‌اند. اصلاً مقامات کشور آدرس کسانی را می‌دهند که باید جواب پس بدهند. شما باید جواب پس بدهید که در این سیاست‌های بانکی, پولی، تجارت خارجی و داخلی، این چه نحوه حمایت از تولیدکننده است که بدهکاران، طلبکار شده‌اند. بعد او می‌گوید که آقا مشکل ما تغییر پارادایم است. ما باید ایدئولوژی ما را کنار بگذاریم تا مشکلات اقتصادی ما حل شود. نه آقا! شما باید دارای شعور مدیریت اقتصادی و شرف دفاع از حقوق ملت باشید، که به نظر می‌رسد بعضی از شما آن را ندارید. پس این بهانه‌ها برای این که مقاومت نکنیم، که من دارم این‌ها را می‌گویم، رهبری به همه این‌ها جواب داد، توضیح داد استدلال کرد. زور نگفت؛ بلکه ایشان برای هر کاری یک استدلال آورد که به این دلایل است. ایشان یک بار گفتند که روحانی نامه‌ای برای من نوشت و آقای هاشمی هم آن را تایید کرده بود، که در آن نامه، در یک ستون، هفت- هشت استدلال آورده بودند که ما باید در برابر آمریکا تسلیم بشویم و با این‌ها همکاری کنیم. فیلم آن در تلویزیون پخش شد که آقای هاشمی در مجلس خبرگان در کنار رهبری نشسته است و می‌گوید: بله، دوتا ستون بود؛ یکی ضررهای آن و یکی منافع آن. رهبری گفت: نخیر، یک ستون بود. شما ضررهای آن را نگفته بودید فقط در آن ستون منافع آن را گفته بودید. و ما یکی‌یکی آن‌ها را در جلسه بحث کردیم و من از شما دلیل خواستم و استدلال کردم که شما می‌گویید این‌طوری می‌شود بعد با این کارها این گشایش اقتصادی درست می‌شود و این‌طوری و آن‌طوری می‌شود، به چه دلیل می‌گویید؟ که شما به هیچ‌کدام از این سؤال‌ها جواب ندادید. بعد رهبری در مجلس خبرگان رو به مرحوم آقای هاشمی می‌کند و می‌گوید: آیا همین‌طور است یا نه؟ آقای هاشمی می‌گوید بله، چرا. آیا شما نگفتید که ما به سؤالاتی که فلانی می‌پرسد جواب نداریم؟ آیا شما این را نگفتید که جوابی برای این سؤالات نداریم؟ که رهبری می‌گوید که اگر ما این کار را بکنیم، شما می‌گویید فلان کار می‌شود؛ به چه دلیلی این را می‌گویید؟ نه تجربه‌ای این را تایید می‌کند، نه عقل استدلالی آن را تایید می‌کند، و نه ماهیت این‌ها چنین چیزی را تایید می‌کند. بعد هم در گذشته، ما هرچه عقب رفتیم، این‌ها فقط جلو آمدند و هیچ‌جا توقف نمی‌کنند. در آنجا جلوی دوربین، رهبری به مرحوم آقای هاشمی می‌گوید: آیا همین‌طور بود یا نه؟ شما گفتید که من جوابی ندارم. عمداً گفت تا همه ببینند! آقای هاشمی گفت: بله، چرا، درست است. وقتی که شما برای تمکین کردن که این به نفع کشور است استدلال ندارید، چرا این را می‌گویید؟

نکته بعدی این که بعضی‌ها می‌گویند که چرا آمریکایی‌ها در زمان شاه با ایران نمی‌جنگیدند؟ برای این که شاه نوکر او بود. مگر آدم با نوکر خود می‌جنگد؟ مگر آدم با برده خود می‌جنگد؟ آمریکا برای چه باید بجنگد؟ او دارد غارت می‌کند و به او اجازه می‌دهد که از طریق او غارت کنی و اموال را بمکی. او تو را کمک هم می‌کند و برای تو علوفه می‌آورد؛ پس برای چه باید با تو بجنگد؟

آقا! چرا آمریکا با امارات، بحرین و عربستان و این‌ها نمی‌جنگد؟ او برای چه باید با آن‌ها بجنگد؟ اقتصاد آن‌ها بر پایه منابع انرژی این‌ها است و دارند آن را غارت می‌کنند. این کشورها پایگاه‌های نظامی و پالایشگاه‌های نفتی آن‌ها هستند مثل ایران در زمان شاه است. چرا آن‌ها با این‌ها نمی‌جنگند؟ پس معلوم است که این تقصیر ما است. شما ببینید این چه استدلالی است. آن‌ها می‌گویند مقاومت، افراطی‌گری است. آیا مقاومت افراطی‌گری است یا عدم مقاومت، خیانت است؟ آیا مقاومت به نفع ملت است یا خیانت و مردم‌فروشی و وطن‌فروشی؟ چه کسی خادم است و چه کسی خائن است؟ این‌ها یک ملتی را می‌گیرند عده‌ای برای این‌ها فداکار می‌شوند. می‌گویند ما به جای ملت و برای ملت، خودمان و خانواده‌مان و آسایش‌مان و همه چیزمان را فدا می‌کنیم تا این ملت زیر بار ذلت، توهین و غارت نروند. بعد آن‌ها می‌گویند ملت ببینید، ما با شما مشکل نداریم، ما با این افراطی‌های شما مشکل داریم. ما با این‌ها دعوا داریم با شما دعوا نداریم؛ پس این‌ها را خفه کنید. بعد یک عده احمق پیدا می‌شوند به جای این که به دشمن بگویند، به این‌هایی که دارند فداکاری می‌کنند، می‌گویند ای افراطی‌ها خفه شوید، این تقصیر شماست، دست از سر ما و ملت بردارید. شما دشمن را تحریک می‌کنید!

وقتی صدام حمله کرد، آمده چندتا استان را گرفته و هزاران نفر را کشته و... همه مردم که به جبهه نرفتند، فقط یک عده‌ای رفتند. فدا شدند، شهید شدند، جانباز شدند، خانه‌های آن‌ها خراب شد، بچه‌های آن‌ها یتیم شدند و بعضی از آن‌ها سی سال روی تخت خوابیدند، این‌ها هزینه دادند و فداکاری کردند، بعد بیاید بگوید این که صدام حمله کرده و دارد بمباران می‌کند و در شهرهای شما موشک می‌زند، تقصیر این‌هایی است که آمدند در جبهه مقاومت کردند و دارند می‌جنگند! دقیقاً همین است.

آن‌ها می‌گویند این تقصیر حزب‌الله، حماس و انصارالله یمن است که دارند روی این کشورها فشار می‌آورند! مگر فقط دارند روی ما فشار می‌آورند؟ آمریکا تقریباً حدود 26 کشور جهان را تحریم کرده است. البته شدیدترین آن تحریم‌ها با ما است، ولی بیست و چند کشور دیگر هم در دنیا تحریم هستند. هر کس یک ذره هم بگوید نه، تحریم و تهدید می‌شود؛ الآن مردم ونزوئلا هم دچار همین وضعیت هستند. آیا می‌دانید که ونزوئلا بزرگ‌ترین منابع نفت جهان را دارد؟ ونزوئلا به لحاظ نفت، جزو دو - سه کشور اول جهان است؟ همین ونزوئلا مگر به آمریکا چه گفت؟ او گفت: ما تسلیم آمریکا نمی‌شویم. آمریکا دروغ می‌گوید که بحث بر سر مواد مخدر و قاچاق است چرا که خود قاچاق بزرگ مواد مخدر جهان در دست خود شما است. درست مثل قضیه FTF که در آن دم از شفاف‌سازی و این‌ها می‌زنند، بزرگ‌ترین مراکز پولشویی در جهان در کشورهای تحت سلطه آمریکا و انگلیس است. این را چه کسی گفت؟ این را خود معاون نخست‌وزیر انگلیس گفت، اما الآن آن‌ها این حرف‌ها را به ما می‌زنند که تازه این کار برای سلامت اقتصاد داخل ایران نیست، بلکه برای کنترل بر اقتصاد ایران است. و الا ما الآن در هر جایی از نظام بانکی یا پولی برای اصلاح نظام پولی کشور مشکل داریم، این به خاطر بی‌عرضگی مدیران است؛ چرا که بعضی از آن‌ها بی‌عرضه یا فاسد هستند. بله، نظام پولی، بانکی و بازار در ایران مثل 95 درصد کشورهای جهان شفاف نیست و ما باید آن را اصلاح کنیم. اما آن چیزی که او می‌گوید، هدف و منظور دیگری دارد؛ در حالی که خود آن‌ها در رأس پولشویی جهان قرار دارند و اصلاً شفاف نیستند. یعنی همه کارهای آن‌ها همین‌طور است. آن‌ها دم از حقوق بشر، حقوق زن و «زن، زندگی، آزادی» می‌زنند. شما که چهل هزار زن را در غزه قتل‌عام کردید، آیا در آنجا نه زن، نه زندگی و نه آزادی وجود دارد؟ بعد وقتی یک خانم در اینجا، آن هم جلوی دوربین فوت می‌کند، من اصلاً چیزی نمی‌گویم و نمی‌خواهم قضاوت کنم؛ اصلاً فرض کنید که جنایتی بوده و کسی عمداً به او ضربه زده است. جلوی دوربین نشان دادند که آن خانم دارد صحبت می‌کند و ناگهان می‌افتد و تمام می‌شود. بعد هم پزشکی قانونی، دادگاه و همه این‌ها اعلام کردند که اصلاً زدوخورد و درگیری در کار نبوده، بلکه ایشان بیماری داشته است. الآن اصلاً ما فرض کنیم که آن‌ها دروغ گفتند این خانم را کشتند؛ آن‌ها به این دلیل، چند سال ایران و دنیا را بهم ریختند. شما چهل هزار زن، سی هزار و خرده‌ای زن و بیست هزار کودک را به صورت برخط قتل‌عام کردید؛ آیا در آنجا دیگر حقوق کودک، حقوق زن، آزادی و زندگی وجود ندارد؟ همه کارهای آن‌ها همین‌طور است. در بحث مواجهه با سلاح هسته‌ای، اصلاً تنها کشوری در دنیا که از سلاح هسته‌ای استفاده کرده، آمریکا است. هیچ‌کس دیگری این کار را نکرده است. تو جنایتکار جنگی هستی. شوروی به ژاپن حمله کرده بود، چون آن‌ها همیشه بر سر چندتا جزیره با هم دعوا داشتند و الآن هم این دعوا را دارند. شوروی داشت از شمال و جنوب ژاپن وارد ژاپن می‌شد. آمریکا برای این که عقب نماند، آمد بمب اتم زد، در حالی که اصلاً جنگ تمام شده بود! آن‌ها دو بمب اتمی را نه به خاطر گذشته، بلکه برای آینده زدند تا همه بفهمند از این به بعد، هیتلری که می‌خواست رئیس دنیا باشد رفته است و الآن ما به جای هیتلر رئیس دنیا می‌شویم. آن‌ها تا همین الآن دارند نان بمب اتمی را که در ژاپن زدند می‌خورند. این یک جنگ قدرت است.

اینجا جنگل دنیاست و دنیا مثل جنگل است. سازمان ملل آن دروغ است، سازمان انرژی اتمی آن دروغ است و حقوق بشر آن هم دروغ است. همه این قوانین تا جایی که در چارچوب منافع این‌ها باشد اعمال می‌شود و اگر نباشد، اعمال نمی‌شود. اصلاً تشکیل اسرائیل در سال 1948 میلادی، خلاف قوانین همان سازمان ملل و همان قوانینی بود که خود آن‌ها نوشتند و این کار کاملاً خلاف قانون بود. آن قانون برای اعلام یک کشور جدید، چهارتا شرط داشت که اسرائیل دو یا سه مورد از این شرایط را مطلقاً نداشت. آن‌ها گفتند باشد نداشته باشد! ما اعلام می‌کنیم و به رسمیت می‌شناسیم. این‌طوری است! دنیا، دنیای وحشی‌گری و زور است. آن‌ها مقاومت را جنگ‌طلبی می‌نامند. آن‌ها به آن کسی که جنگ را شروع می‌کند، غارت می‌کنند، کودتا می‌کنند، ترور می‌کنند، بمباران می‌کنند، تخریب می‌کنند، جنگ‌طلب نمی‌گویند! بلکه هر کس جلوی این‌ها بایستد و مقاومت کند، او جنگ‌طلب است!

یک تیپ از این آدم‌ها بودند که می‌گفتند همان اوایلی که عراق آمد چند استان را گرفت، در همان روزهای اول ما مثلاً بیست هزار شهید داده بودیم، چرا باز چند سال دیگر جنگیدیم تا بیست هزار شهید تبدیل به دویست هزار شهید بشود؟ تازه اگر آن‌ها راست بگویند. در آن زمان، من در عملیات مجروح شده بودم و تا مدت‌ها چشم‌های من جایی را نمی‌دید. صورت من کلاً سوخته بود و چشم‌های من نمی‌دید. طرف عیادت من آمده بود می‌گفت خب بیست هزارتا را همان وقت تمام می‌کردید! گفتم اگر ما آن موقع رها می‌کردیم این چندتا استان هنوز دست صدام بود. این‌ها می‌گوید باشد، می‌گویند شما زمین‌ها را متری چند حساب می‌کنید؟ چند هکتار بوده؟ یک نفر می‌آید به شما به زور می‌گوید لباس‌هایت را توی خیابان دربیاور. بعد شما جلوی او می‌ایستید او دوتا می‌زند شما یکی هم می‌زنید و دندان شما هم می‌شکند. بعد طرف کنار شماست، به جای این که به آن ضربه بزند، به تو ضربه می‌زند و می‌گوید خب لباست را دربیاور! مگه پارچه متری چند است؟! متری حساب می‌کند! این شلوار و پیراهن تو متری چند بوده؟ الآن خوب شد که دندان تو شکست؟! این‌ها این‌طوری‌اند می‌گویند بده برود! خب قبلاً هم همین کارها را کردند. شما می‌دانید که در ظرف صد یا دویست سال گذشته، به اندازه کل ایران و حتی دو برابر ایران الآن، بخش‌هایی از ایران جدا شد رفت. می‌گویند بقیه آن هم برود! یکی از حرف‌های آن‌ها این است که ما برای آن خاک‌ها و سنگ‌ها جنگیده‌ایم؛ ما گاهی در عملیات، که آن‌هایی که سن‌شان بالاتر است یادشان است. گاهی ممکن بود ما برای یک تپه یا یک کوه، صد مجروح و شهید و جانباز بدهیم. بعد الآن آن کوه بیکار افتاده و کسی اصلاً با آن کاری ندارد، انگار که اصلاً وجود نداشته است. بعد یکی بگوید آقا شما برای همین کوه صد شهید و جانباز و مجروح دادید؟ می‌ارزید؟ مگر ما این کار را برای آن کوه انجام دادیم؟ اصلاً کل کره زمین در برابر جان یک انسان، اهمیت ندارد. مگر جنگ ما برای کوه و آب و این‌ها بود؟ بحث بر سر دفاع از حق است؛ مقاومت در برابر ظلم واجب است.

قرآن می‌گوید هر کس در برابر ظلم مقاومت نکند، شریک ظلم است. یعنی ظالم و ظلم‌پذیر، هر دو جهنمی هستند. قرآن می‌فرماید اگر شما جلوی ظالم مقاومت نکنید، کافر هستید ولو روزی پنج وعده نماز بخوانید، باز هم کافر هستید. قرآن می‌فرماید اگر شما از جلوی دشمن فرار کنید، در واقع دارید به سمت جهنم فرار می‌کنید؛ باید بایستید. عاقبت کار یا پیروزی است یا شهادت، و قرآن می‌گوید هر دو آن پیروزی است.

یکی از حضار: اصلاً «حُبُّ الْوَطَن من الایمان» است.

جواب استاد: بله، «حب الوطن من الایمان» اصلاً حب الشرف در رأس ایمان است. اصلاً حتی اگر وطن تو را هم اشغال نکنند، اما بخواهند شرف تو را اشغال کنند، تو باید مقاومت بکنی. ولی یک عده اصلاً می‌گویند شرف چیست؟ همه را بدهید برود! اگر ما دو روز دیگر زندگی بکنیم، باز هم می‌ارزد! دو روز که از یک روز بهتر است. در این دو روز، تو چهار وعده غذا می‌خوری و دو وعده هم به دستشویی می‌روی کار دیگری نمی‌کنی! در این دو روز چه کار می‌کنی و چه کاری داری؟

این‌ها خیال کرده‌اند سیدحسن نصرالله، سنوار، قاسم سلیمانی، شهید سلامی، حاجی‌زاده و دیگران ضرر کرده‌اند. این‌ها می‌گویند آن‌ها مردند و ما نمردیم؛ در حالی که آن‌ها نمردند، ولی شما می‌میرید. قرآن می‌فرماید: ای کسانی که مقاومت نمی‌کنید فکر می‌کنید که دارید از مرگ فرار می‌کنید؟ «تَفرُّونَ»؟ حتی اگر در برج‌های قفل‌شده بروید، در آنجا می‌آیند و جنازه‌های شما را بیرون می‌آورند؛ مگر شما می‌توانید از مرگ فرار کنید؟ همه شما می‌میرید. قرآن می‌فرماید اصلاً این‌طور نیست که بعضی خیال کرده‌اند اگر شهید نشوند، دیگر نمی‌میرند. یک نفر از شما هم زنده نمی‌ماند. من نمی‌دانم آیا به شما گفته‌اند که می‌میرید یا نه؟ نگفته‌اند؟ چرا، شما می‌میرید! همه شما می‌میرید! اگر شهید نشویم، می‌میریم. ما همه می‌میریم منتهی یک عده با مرگ سرخ و بقیه با مرگ زرد می‌میرند! زرد می‌کند و می‌میرد! کسی اینجا نمی‌ماند.

آن‌هایی که در زمان انقلاب تسلیم رژیم بودند، و آن‌هایی که مقاومت کردند، به زندان رفتند، مبارزه کردند و شهید دادند، همه آن‌ها مرده‌اند. آن‌هایی که به جبهه می‌آمدند و آن‌هایی که رزمنده‌ها را مسخره می‌کردند؛ یعنی ما می‌گفتیم «جنگ جنگ تا پیروزی» و آن‌ها می‌گفتند «جنگ جنگ، کو پیروزی؟»، هر دوی آن‌ها مردند.

امام حسین(ع) شهید شد و دو سال و نیم بعد از آن، یزید مرد و حکومت یزید سقوط کرد و شاخه دیگری از بنی‌امیه آمدند. این‌ها خیال کرده‌اند که اگر مقاومت نکنی، وضع اقتصادی‌اش خوب می‌شود یا اصلاً کلاً نمی‌میری. و آن‌ها می‌آیند و حقوق شما را دو دستی در سینی تقدیم می‌کنند!

ادعای بعدی این است که سازش، باج دادن و تسلیم شدن عاقلانه است. این کار عاقلانه نیست. عقل چیست؟ چه کاری عاقلانه است؟ کاری عاقلانه است که سود آن از ضرر آن بیشتر باشد، در حالی که سود این کار از ضرر آن خیلی کمتر است. اصلاً آن‌ها عاشق چشم و ابروی شما نیستند، بلکه عاشق منابع شما هستند و می‌خواهند شما را غارت کنند. دشمن وقتی می‌آید، برای غارت می‌آید برای کمک کردن به تو نمی‌آید. بعضی می‌گویند آقا اگر تسلیم بشویم، آن‌ها می‌آیند به ما کمک می‌کنند و مشکلات اقتصادی حل می‌شود. بعد هم اصلاً مشکلات اقتصادی خود آن‌ها را چه کسی باید حل کند؟ الآن آمریکا پنجاه - پنجاه و پنج میلیون گرسنه دارد؛ گداهای گرسنه‌ای که گرسنه واقعی هستند، یعنی هر روز حکومت باید به آن‌ها کوپن نان بدهد تا زنده بمانند و شورش نکنند. از سیصد و چند میلیون جمعیت آمریکا، پنجاه و چند میلیون آن‌ها گدا به معنای کامل هستند. یعنی از هر شش آمریکایی، یک نفر دچار گرسنگی شدید است که اگر به او کارت کوپن نان ندهند، یا می‌میرد یا شورش می‌کند؛ یعنی از هر شش نفر آن‌ها، یک نفر این‌گونه است. بقیه آن‌ها هم اکثرشان باید دو شیفت کار کنند؛ شما فکر نکنید که وضعیت آن‌ها خوب است. یعنی در بسیاری از خانواده‌ها، زن و شوهر دو شیفت کار می‌کنند تا بتوانند این اجاره خانه را پرداخت کنند.

"برنی سندرز" که رقیب این‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری بود و خود او هم میلیاردر است، در مناظره‌های خود گفت در آمریکا برای یک بیماری معمولی در حد زکام و سرماخوردگی، یک آمریکایی باید بیست و سه روز معطل بماند، تا بتواند یک پزشک عمومی او را ویزیت کند. و بسیاری از آمریکایی‌ها برای بیماری‌ها و دردهای عادی روزمره، مثلاً اگر جایی از بدن درد بگیرد یا مشکلاتی پیدا کند، مثل ما نیستند که تا مشکلی پیدا می‌کنیم سریع پیش چند پزشک می‌رویم؛ او می‌گوید ده‌ها میلیون آمریکایی برای درد دندان, درد معده و دردهای این‌گونه، نمی‌توانند پیش پزشک بروند و نمی‌روند. می‌گویند حالا این چند روز را تحمل می‌کنیم، دوتا قرص مسکن می‌خوریم تا شاید ان‌شاءالله خوب بشود. این را برنی سندرز، نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا می‌گوید. بعد به ترامپ می‌گوید مگر تو اول که می‌خواستی بیایی، نگفتی که کل فرودگاه‌ها، راه‌آ‌هن‌های ما، بندرها و پل‌های ما همه فرسوده و متعلق به شصت- هفتاد سال پیش است و این‌ها مدام جنگ راه می‌اندازند؟ من که بیایم جنگ‌ها را در عراق و افغانستان تمام می‌کنم.

در شرم‌الشیخ دیدید که هفت - هشت نفر از نوکرهایشان آنجا آمدند همه آن‌ها را جلوی جمع تحقیر کرد. این رئیس‌جمهور مصر که کودتاچی و نوکر و میزبان این‌ها است، دیدید جلوی دوربین؟ این دست خودش را دراز می‌کند، اما ترامپ ماتحت خودش را سمت او می‌گیرد می‌رود می‌نشیند!

نماینده امارات می‌آید ترامپ به او می‌گوید: ای پول! تو شبیه پول هستی؛ یعنی شما گاو شیرده ما هستید.

اردوغان آمده، ترامپ به اردوغان می‌گوید سلام من را به خانم زیبایت برسان! بعد این‌جوری می‌کند او هم این‌طوری می‌کند. فرهنگ آمریکایی این‌طوری است،

نخست‌وزیر ایتالیا یک خانم است که قبلاً گاهی چند موضع ضدآمریکایی هم گرفته بود. ترامپ هر بار او را می‌بیند جلوی دوربین به او می‌گوید تو خیلی خوشگلی! او این حرف را به نخست‌وزیر ایتالیا می‌گوید. این دفعه باز دوباره در جلوی دوربین، در حالی که همه دارند نگاه می‌کنند، می‌گوید گرچه می‌گویند بد است که به یک خانم بگویی شما خیلی خوشگلی، ولی خانم! شما واقعاً خیلی خوشگل هستید. این مردک روانی است و چندین پرونده تجاوز جنسی دارد. چنین فردی، رئیس و رهبر ابرقدرت دنیا شده است! یک حیوان. رقیب او هم، همان یارویی است که با در و دیوار حرف می‌زد (بایدن) جلوی دوربین برمی‌گردد با هوا دست می‌دهد! این‌ها دارند برای دنیا تصمیم می‌گیرند و دستور جنگ می‌دهند. این‌ها می‌خواهند به ما کمک کنند! بعضی‌ها می‌گویند با این‌ها مذاکره کنید، چرا که این‌ها عقلا هستند و به شما احترام می‌گذارند.

آن بنده خدا، خانم نخست‌وزیر ایتالیا چند بار از این رفتار ناراحت شد؛ اتفاقاً تصویر او را من دیدم و فیلم آن موجود است و اخبار هم آن را پخش کرد. او باز دوباره به نخست‌وزیر ایتالیا در حالی که دارد می‌رود، دوباره به او می‌گوید ولی واقعاً خیلی خوشگل هستی! که اصلاً این خانم ناراحت می‌شود می‌گوید مردک! من نخست‌وزیرم تو رئیس‌جمهوری، باز داری من را دید می‌زنی؟

ما با یک چنین جانورهایی روبه‌رو هستیم، اما عده‌ای می‌گویند عاقل باشید، واقع‌بین باشید. این‌ها مشکلات ما را حل می‌کنند؟ خب ما تا کی باید صبر کنیم؟ بسه دیگه!. تا کی شرایط حساس کنونی؟ بسه دیگه می‌خواهیم پایمان را دراز کنیم بخوریم بخوابیم! او اصلاً نمی‌گذارد تو بخوری بخوابی، تو را ول نمی‌کند. او دارد ضربه می‌زند، اما به تو می‌گویند تا کی مقاومت می‌کنی؟ می‌پرسند تا کی نفس بکشیم؟ تا آخر تا وقتی که می‌توانی. می‌پرسند تا کی غذا بخوریم؟ تا لحظه آخر! چون زندگی و فلسفه آن همین است.

مگر فقط امام حسین امام است؟ هی می‌گوییم کربلا فلان! پس بقیه امام‌ها چی؟ تمام ائمه ما را کشته‌اند اما ما فقط امام حسین را امام می‌دانیم، نه آقا. آن‌ها همه ائمه ما را کشتند. تشیع تنها مذهبی است که هیچ‌کدام از رهبران آن عمر طبیعی نکردند و فوت آن‌ها به مرگ طبیعی نبود؛ چرا این‌ها را کشتند؟ چون هیچ‌کدام تسلیم نشدند و مقاومت کردند. همه آن‌ها را کشتند. چنانکه در روایت می‌فرماید: «مَا منَّا إلَّا مَقْتُولٌ أَوْ مَسْمُومٌ»؛ یعنی همه ما را خواهند کشت یا به شمشیر یا به زهر. تازه امام زمان هم که تشریف بیاورند می‌خواهند بزرگ‌ترین انقلاب تاریخ را بکند و می‌خواهند ترتیب کل این‌ها را در دنیا بدهند. این‌ها خیال می‌کنند امام زمان می‌آیند یک بشکن می‌زنند عدالت برقرار می‌شود؟ نه آقا! همین حیوان‌های وحشی جلوی ایشان می‌ایستند همین‌هایی که قرن‌هاست دارند دنیا را به خاک و خون می‌کشند و غارت می‌کنند جلوی ایشان می‌ایستند. این‌ها با موعظه یا با گفتگو و منطق و مذاکره درست نمی‌شوند. می‌گویند واقع‌بین باشید ما واقع‌بین نیستیم ایدئولوژیک هستیم! شما واقعیت نیستید. واقعیت این است که هر جا مقاومت شد، نتیجه دنیوی هم حاصل شد. ضمن این که اصل، وظیفه در برابر خداست که وظیفه انسانی است. اما هر جا که تسلیم شدید، بیشتر تحقیر و غارت شدید و بیشتر هزینه دادید. در نهایت، شما دیگر از شاه که نوکرتر نمی‌شوید. با شاه و فرح چه کار کردند؟ دلم برای شاه و فرح خودمان سوخت! که این همه خیانت کردند، آخرش با آن‌ها چطوری رفتار کردند! می‌گوید وقتی ما به آمریکا رفتیم، یک بار ما را به عنوان بیمارستان به جایی بردند، بعد که داخل رفتیم، دیدیم تمام پنجره‌های آن را آهن کشیده‌اند و با ورقه‌های فلزی پوشانده‌اند، ما گفتیم شاید این کار برای مسائل امنیتی این‌هاست، اما بعد که پرسیدیم، گفتند اینجا قبلاً دیوانه‌خانه بوده است! یعنی آخرش آن‌ها را به دیوانه‌خانه بردند! این‌ها با کسی که کاملاً با این‌ها همکاری می‌کند، این‌گونه رفتار می‌کنند. الآن شما مدام باج بدهید. آقا مشکلات اقتصادی فقط اینجا است! نخیر، در همه جا مشکلات اقتصادی وجود دارد. آیا منشأ مشکلات اقتصادی ما، ایدئولوژی ماست؟ خیر؛ ایدئولوژی ما می‌گوید که عقل خود را به کار بینداز، تولید کن، مصرف خود را مهار کن، مدیریت کن، واردات و صادرات خود را کنترل کن و نظام بانکی خود را اصلاح کن. ایدئولوژی ما می‌گوید نظارت کن، اختلاس نکن، رشوه نگیر؛ این است ایدئولوژی ماست. کار کن و منظم باش؛ این ایدئولوژی ماست که پیشرفت ایجاد می‌کند.

آن چیزی که مشکلات را درست می‌کند، حرکت بر ضد این ایدئولوژی است؛ مفت‌خوری، ناشایست‌سالاری، خیانت و ذلت است که مشکلات را ایجاد می‌کند. عده‌ای می‌گویند دشمن، دشمن ما نیست ما هستیم که داریم با او دشمنی می‌کنیم! یعنی ما همین‌طوری آمریکا آن طرف دنیا بود ما هم این‌طرف دنیا بودیم اصلاً کاری به ما نداشت یک مرتبه همین‌طوری صبح بیرون آمدیم گفتیم چه بگوییم؟ گفتیم بگوییم مرگ بر آمریکا! آیا واقعاً قضیه این‌گونه بوده است؟ آیا ما آمریکاستیز بوده‌ایم یا آمریکا بشرستیز است؟ چرا ما به بقیه کشورها مرگ نمی‌گوییم؟ چرا به انگلیس و آمریکا مرگ می‌گوییم؟ چون انگلیس تا قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، چهل کشور دنیا را غارت کرد که یکی از آن‌ها ما بودیم. بزرگ‌ترین جنایتکاران قرن بوده‌اند. آمریکا همین الآن بزرگ‌ترین جنایتکار قرن است. چرا مرگ بر اسرائیل می‌گویید؟ به این دلیل که آن‌ها بزرگ‌ترین تروریست‌ها و جنایتکاران جهان هستند؛ چنان‌که امروز در چهارصد - پانصد دانشگاه در آمریکا، انگلیس و فرانسه، مردم آمدند پرچم آمریکا و اسرائیل را آتش زدند. مگر ما این کارها را کرده‌ایم؟ رئیس‌جمهور وقت آمریکا گفت: این‌هایی که در دانشگاه‌های آمریکا هستند، نیروهای نیابتی ملاها هستند! آن‌ها جوانان ما را شستشوی مغزی داده‌اند. دشمنی از آن طرف شروع شد. حتی امام(ره) بعد از انقلاب فرمود اگر آمریکا آدم باشد و مثل بقیه کشورها با احترام به کشور خودش برود، آدم باشد ملت ما مرگ بر آمریکا نمی‌گوید. ما با آن‌ها بطور عادلانه معامله می‌کنیم و نفت‌مان را هم به آن‌ها می‌فروشیم. این سخنی بود که امام در ابتدا گفت. اگر مردم آمریکا هم بدانند که دولت آن‌ها چقدر جنایت می‌کند، ملت آمریکا هم مثل ما مرگ بر این‌ها می‌گوید. چنان‌که دیدیم این اتفاق افتاد.

بعضی‌ها می‌گویند آمریکا و اسرائیل به دنبال صلح عادلانه هستند این‌ها مدعی هستند که دارند از خود آن‌ها دفاع می‌کنند. این حرف شبیه این است که من وارد خانه شما بشوم، ضربه بزنم، بکشم، آتش بدهم و خانه را تصاحب کنم؛ بعد من ده بار به شما می‌زنم بعد که شما یک ضربه به من زدید من دوباره به شما ضربه بزنم و بگویم دارم از خود من دفاع می‌کنم! تو داری در خانه ما از خودت دفاع می‌کنی؟ دزد وارد خانه شما بشود و مدام ضربه بزند و بعد در دادگاه، وقتی به دزد می‌گویند چرا ضربه زدید؟ بگوید من از خودم دفاع کردم!‌ من به خانه این‌ها رفتم ولی من که اول نزدم، این زد من هم از خودم دفاع کردم زدم دوتا از بچه‌هایش را کشتم. یعنی ظالم، تبدیل به مظلوم شد!

بعضی‌ها می‌گویند آمریکا خیرخواه و توانمند است، انگلیس و فرانسه قصد خیر دارند و می‌خواهند به ما کمک کنند! این‌ها صد - صد و پنجاه سال کل ملت‌های دنیا را غارت کردند. باز هم می‌کنند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha