شبکه چهار - 12 تیر 1405

اینک پیکر "شهیدترین شهید" قرن (صلح با آمریکا، نه ممکن، نه مفید)

نشست (ولایت فقیه مجاهد، این شما و این مردم) - سنگرهای شهری، خیابان انقلاب - 1405

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خدمت دوستان سلام عرض می‌کنم.

همان‌طور که می‌فرمایید برای ما هم قابل تصور نبود که رسماً یک روزی آمریکا، اسرائیل و در پشت پرده، انگلیس، فرانسه، آلمان، ناتو و با کمی فاصله در پشت پرده، رژیم‌های وابسته نفتی در منطقه، همگی با یکدیگر هجوم بیاورند و رهبر انقلاب اسلامی را به شهادت برسانند و هزاران نفر از مردم را شهید کنند، بیش از چهل - پنجاه روز، چهل - پنجاه شهر ما شب و روز زیر بمباران باشد، ده‌ها هزار خانه، دانشگاه، بیمارستان، مسجد، مهدکودک و پادگان را تخریب کنند و ما باز هم مانند گذشته و سال‌های قبل، به همین ترتیب مسیر عادی را ادامه دهیم.

تصور این‌که بزرگ‌ترین حمله و جنگ پس از جنگ جهانی دوم، یعنی بزرگ‌ترین حمله آمریکا و اسرائیل صورت بگیرد و ما باز هم متوجه نشویم که مدیریت عادی کشور باید بطور کلی دگرگون شود، بسیار دشوار است. مدیریت اقتصادی کشور نباید مانند شرایط پیش از جنگ باشد. الگوی مصرف، الگوی توزیع و الگوی مدیریت باید تماماً متناسب با شرایط زمان جنگ باشد آن هم جنگی که به غیر از ایران و ملت ما، هیچ کشوری در جهان قدرت مقاومت در برابر آن حمله را نداشت. اما ما همه چیز را عادی گرفتیم هم در حکومت و هم در بخشی از جامعه؛ البته به جز شما که زندگی و همه چیز خود را کف دست گرفته‌اید. معیار این‌که چه کاری درست و چه کاری نادرست است، چیست؟ چهل و چند سال است که مدام به ما می‌گویند مواظب باشید جنگ نشود در تله جنگ نیفتید! مواظب باشید به ما حمله نکنند! مواظب باشید ما را تحریم نکنند! اما تمام کارهایی که می‌گفتید انجام نشود، اتفاق افتاد. اکنون منتظر چه هستید؟ یعنی از چه چیزی می‌ترسید که تاکنون اتفاق نیفتاده است؟ آن‌ها خودشان می‌گویند که بدترین تحریم‌های قرن را علیه ما اعمال کرده‌اند و بدترین جنگ را علیه ما به راه انداخته‌اند. با این حال، باز هم عده‌ای می‌گویند یک کاری نکنیم که جنگ شود یا کاری نکنیم که ما را تحریم کنند! آمدند به شخصی گفتند مقدمه‌چینی برای چیست؟ پدرت مرده است. پیش از آن، مدام به آرامی به او می‌گفتند بالاخره مرگ شتری است که در خانه همه می‌خوابد حالا آن شتر آمده و بالای سر پدرت خوابیده است. وقتی این موضوع را به آرامی به او گفتند، او پرسید منظور شما چیست؟» گفتند متأسفانه پدرتان فوت کرده است او گفت خیر، یک چیزی شده شما نمی‌خواهید به من بگویید! آن تحریم‌هایی که از آن‌ها می‌ترسیدید و آن جنگی که مدام می‌گفتید رخ می‌دهد، به ما حمله می‌کنند و ما را نابود می‌سازند، همین‌ها بود. آن‌ها اصلاً نمی‌خواهند باور کنند که ملت ایران پیروز شد. شما پیروز شدید؛ پیروز شدید؛ اما آن‌ها باور نمی‌کنند.

دوستان می‌خواهم نکته‌ای را عرض کنم. ترامپ خودش به ده زبان گفت: «ما شکست خوردیم.» پس از آن‌که عده‌ای در داخل ایران گفتند خیر، ما شکست خوردیم؛ شما تعارف می‌کنید، ما شکست خوردیم! او گفت بله، این‌ها شکست خوردند! به صحبت‌هایی که او در همین هفت- هشت روز اخیر انجام داده است دقت کنید: از او می‌پرسند تو که می‌گفتی می‌روم ایران را تکه‌تکه و تجزیه می‌کنم، جهنم بپا می‌کنم، آن‌ها را به عصر حجر بازمی‌گردانم، نابودشان می‌سازم و نفت‌هایشان هم متعلق به من است، چرا الآن آمدی و با ایران مذاکره می‌کنی؟ پاسخ ترامپ که مربوط به چند روز گذشته است، این است: او می‌گوید: از من می‌پرسند چرا به جای ادامه جنگ، مجبور به مذاکره شدم؟ چون اولاً، آن‌ها تنگه هرمز را بستند و آمریکا، اروپا و همگان برای ماه‌ها گرفتار کمبود شدید نفت و انرژی می‌شدیم. ذخیره نفتی ما تمام خواهد شد و ما نمی‌توانیم یک جنگ طولانی را با ایران ادامه دهیم! این سخنان یعنی ما شکست خورده‌ایم.

دوماً، ما تمام رهبران طراز اول آن‌ها را ترور کردیم، اما آن‌ها سقوط نکردند. مردم آن‌ها عجیب هستند به خیابان‌ها می‌آیند و می‌گویند این‌جا را بزنید وقتی می‌گوییم پل‌ها را هدف قرار می‌دهیم، روی پل‌ها می‌روند، سفره می‌اندازند، تخمه می‌شکنند و می‌گویند بیایید بزنید! او می‌گوید به من می‌گویند چرا جنگ را ادامه ندادی؟ اگر همچنان به آن‌ها ضربه می‌زدم، کار ما پیش نمی‌رفت و ما فقط یک راه چاره داشتیم؛ این‌که مانند عراق، افغانستان و دیگر نقاط، در ایران نیروی نظامی پیاده کنیم یعنی باید چندصد هزار نیرو به ایران بفرستیم. او پیش از این گفته بود: ایران و قاسم سلیمانی نیروهای ما را در عراق و افغانستان هدف قرار دادند و هزاران نفر از نیروهای آمریکا را کشتند به همین دلیل، من سلیمانی را ترور کردم. حالا می‌گویند ما در این درگیری‌ها کلاً فقط سیزده کشته داده‌ایم! در آن زمان هم می‌گفتند اصلاً کشته نداده‌ایم و فقط چند نفر دچار ضربه مغزی شده‌اند؛ در حالی که خود ترامپ تا حالا سه بار اعتراف کرده است که چند هزار نفر از نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان یا کشته شده‌اند یا دست و پایشان قطع شده است و همه این‌ها کار ایرانی‌ها بود. دقت کردید؟ اگر ما به داخل خود ایران برویم، آن‌ها چه خواهند کرد؟ ما حتی اگر با نیروی زمینی هم اقدام کنیم، نمی‌توانیم ایران را تصرف کنیم آن‌ها قدرتمند هستند وقتی ما متوقف می‌شویم اصلاً اگر نیروهای خود را به داخل ایران ببریم، باید در جایی متمرکز شویم. هنگامی که ما متوقف شویم، آن‌ها بیرون می‌آیند و به ما ضربه می‌زنند. او صراحتاً می‌گوید که ما در آن جنگ نتوانستیم موفق شویم و نیروی زمینی هم نمی‌توانیم اعزام کنیم. حتی اگر آن‌ها را با تمام قدرت بمباران کنیم، تنگه هرمز همچنان بسته می‌ماند. آن‌ها در همه جای تنگه مین می‌گذاشتند و موشک‌هایشان هم دائم بالای سر کشتی‌های میلیارد دلاری ما در حال پرواز بود و هیچ کشتی‌ای نمی‌توانست حرکت کند و ما تا ماه‌ها از داشتن نفت محروم می‌شدیم.

او می‌گوید: چرا عده‌ای احمق در آمریکا می‌گویند آمریکا شکست خورد و تسلیم ایران شد؟ من ایران را از بین بردم! اوباما که برجام را برای آن‌ها امضا کرده بود، آمده به ترامپ متلک می‌گوید؛ دقت کنید. اوباما می‌گوید: این جناب عمو چه کاری انجام داد؟ ما بدون جنگ و تنها با برجام، یازده تن اورانیوم و صد تن آب سنگین را از ایران خارج کردیم. ما نه میلیاردها دلار خرج جنگ کردیم، نه کشته دادیم و نه این‌گونه در دنیا آبروریزی شد! برجام بسیار عالی کار می‌کرد- این را اوباما رئیس‌جمهور قبلی آمریکا می‌گوید- ترامپ از برجام خارج شد، چون می‌گفت برجام کافی نیست و باید برویم ایران را بطور کامل نابود کنیم. او یک جنگ بسیار پرهزینه را به راه انداخته است تا شاید به چیزی کمتر از برجام دست یابد. در برجام، ایران موافقت کرده بود که سلاح هسته‌ای تولید نکند اما ترامپ از آن قرارداد خارج شد و در نتیجه، ظرفیت هسته‌ای و قدرت منطقه‌ای ایران افزایش یافت. و ما وارد جنگی شدیم که میلیاردها دلار برای آمریکا هزینه در پی داشت. فشار بسیار سنگینی بر ارتش آمریکا وارد شده، تعداد زیادی از نیروهای ما جان خود را از دست داده‌اند – همان‌هایی که می‌گویند ۱۳تا کشته دادیم! - و به نظر می‌رسد به همان نقطه‌ای که پیش از شروع جنگ در آن بودیم بازمی‌گردیم؛ البته شاید کمی بدتر. او اول این اتفاقات را بیان می‌کند.

ترامپ این سخنان را مطرح کرد پس از آن در این‌جا بعضی‌ها از دوستان... من درباره افراد صحبت از سوءنیت و خیانت نمی‌کنم اما این یک محاسبه غلط، عدم درک درست و واقع‌بین نبودن است؛ نمی‌گویم ایدئولوژیک یا انقلابی نبودن، بلکه می‌گویم اصلاً واقعیت را نمی‌بینند. محاسبات غلط، پیروز را شکست‌خورده و شکست‌خورده را پیروز جلوه می‌دهد. بعد آمدند سخنانی از این دست گفتند من بحث شخصی ندارم اما آن‌ها گفتند: وقتی می‌جنگید، باید پای لرز آن هم بنشینید! آیا ما جنگیدیم یا او؟ آیا ما به آمریکا حمله کردیم یا آمریکا به ما حمله کرد؟

خب حالا این سخن چه پیامی به دشمن می‌دهد؟ من به یاد شما می‌آورم که در آغاز دهه شصت، زمانی که جنگ آغاز شد، تحریم‌ها برقرار بود و در کردستان و چند منطقه دیگر هم جنگ داخلی جریان داشت، شهید رجایی که در آن زمان مسئول دولت بود، گفت: من روزی دیدم که ما فقط برای یک روز دیگر گندم داریم - به این جمله دقت کنید- پس‌فردا در انبارهای‌مان نان نداریم! اما به مردم چیزی نگفتیم و زمانی هم که به امام پیغام دادیم، ایشان فرمود: خدا درست می‌کند؛ شما برای خدا می‌جنگید خداوند درست می‌کند. بروید جاهای دیگری را که در آن‌ها پول‌ها را هدر می‌دهید، ضایع و اسراف می‌شود، اصلاح کنید. در نهایت پیروز شدیم. شهید رجایی بسیار محکم ایستاد و ما پیروز شدیم. زمانی بود که ما حتی فشنگ نداشتیم و به ما سیم خاردار هم نمی‌دادند واقعاً هیچ چیز نداشتیم و دست‌خالی بودیم، اما یقین داشتیم که باید مقاومت کنیم.

ببینید، وقتی تصمیم می‌گیرید مقاومت کنید، می‌روید نقاط ضعف خود را برطرف می‌کنید و مشکلات خود را حل می‌سازید. اما وقتی تصمیم به ایستادگی ندارید، به دنبال بهانه می‌گردید و با کوچک‌ترین مشکل می‌گویید: آی دندانم درد می‌کند و من نمی‌جنگم! اما اگر بخواهید بجنگید، حتی اگر دندانتان درد کند، همان‌جا آن را علاج می‌کنید یا همان‌جا آن را می‌کَنید و دور می‌اندازید. همه چیز به تصمیم بستگی دارد؛ امام(ره) می‌فرمود: اگر گفتید ما می‌توانیم، قطعاً می‌توانید؛ و اگر گفتید ما نمی‌توانیم، حتماً نخواهید توانست. بعضی‌ها می‌گویند به واقعیت‌ها نگاه کنید! امکانات آن طرف چیست و امکانات ما چیست؟ بله این سخن درست است. شاه، صدام و شوروی سقوط کردند؛ در حالی که پیش از آن، درباره همه این‌ها می‌گفتید غیرممکن است و امکان ندارد چون تمام امکانات در آن طرف بود و این طرف امکاناتی وجود نداشت؛ پس چگونه این اتفاق رخ داد؟ چگونه حزب‌الله، اسرائیل را از لبنان بیرون راند؟ چگونه است که هنوز نتوانسته‌اند غزه را تصرف کنند؟ بنابراین، کشور را می‌توان اداره کرد، به شرط آن‌که آن را درست اداره کنیم. بعضی‌ها می‌گویند بدون حل مسئله هسته‌ای و مذاکره هسته‌ای، نمی‌توان تحریم‌ها را برداشت! در حالی که ما بیست سال است با دولت‌های مختلف مذاکره هسته‌ای انجام داده‌ایم. تقریباً هر چه را هم که خواستند انجام دادید، اما آن‌ها به هیچ‌کدام از تعهدات خود عمل نکردند. پس از آن‌که صحبت‌هایی در داخل کشور، البته دلسوزانه، مطرح شد ‌که نمی‌شود، نمی‌توانیم و گرفتار هستیم! ادبیات ترامپ تغییر کرد. رئیس‌جمهور گفت خیر، ما بدون وادادگی مذاکره می‌کنیم، اجازه نمی‌دهیم حقوق ما را نادیده بگیرند و سر خم نخواهیم کرد. اما با مذاکره بدون اراده مقاومت، دشمن می‌خواهد چیزی را که آمریکا در جنگ نتوانسته است به دست آورد، در مذاکره به دست آورد. بعضی‌ها می‌گویند اگر مذاکره نکنیم، جنگ ادامه می‌یابد و شرایط بدتر می‌شود! - حالا دقت کنید- یک پروفسور و استاد برجسته علوم سیاسی در دانشگاه واشنگتن، که نظریه‌پرداز برجسته علوم سیاسی آمریکا است، می‌گوید: همه می‌دانیم ترامپ و آمریکا هیچ چاره‌ای ندارد جز آن‌که در برابر ایران کوتاه بیاید. هیچ راهبرد پیروزمندانه جایگزینی برای آمریکا وجود ندارد و ادامه وضع موجود برای آمریکا فاجعه‌بار خواهد بود. به نظر من، بسیاری درک نمی‌کنند که این هارت‌وپورتی که ترامپ به راه می‌اندازد، به دلیل ترس است. ترس از یک رکود بزرگ و بی‌سابقه اقتصادی در آمریکا و فروپاشی اقتصاد آمریکا و جهان.

یعنی این موضوع تا این حد برای آن‌ها گران تمام شده است. البته مشخص است که برای ما هم مشکلاتی به وجود می‌آید؛ این درست مانند آن است که کسی در جنگ بگوید: من به شرطی می‌جنگم که تیر نخورم! من به جبهه می‌آیم، اما باید قول بدهید که از تیر، ترکش، تشنگی و گرسنگی خبری نباشد! خب این که دیگر جنگ نیست. دشمن بیشتر از ما ضربه خورده و بیش از ما ترسیده است. قرآن کریم می‌فرماید: شما ضربه خوردید آن‌ها هم ضربه خوردند، پس چرا مقاومت آن‌ها باید از شما بیشتر باشد؟

او می‌گوید: ما همین اکنون جنگی را پشت سر گذاشتیم که بزرگ‌ترین جنگ آمریکا با تمام قدرت خود بود، اما نتوانستیم کنترل تنگه هرمز را به دست آوریم؛ حالا چگونه می‌خواهند بعداً با زور، کنترل آن را در اختیار بگیرند؟ چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. اما وقتی این سخنان در داخل ایران زده می‌شود که چنین و چنان است، ترامپ پس از این صحبت‌ها چه گفت؟ پس از آن سخنانی که ادعا می‌کردند ما نمی‌توانیم و... جملات بعدی ترامپ چنین بود: جنگ، ایران را به بن‌بست رسانده است. کسانی که می‌گویند وضعیت ایران از چهار ماه پیش بهتر شده است، می‌توانید تصور کنید چقدر احمق هستند؟ کار ایران تمام شد؛ ایران از روی درماندگی و استیصال با ما مذاکره کرد. ما حتی یک سِنت هم به ایران نخواهیم داد. ما شصت روز مهلت گرفته‌ایم تا خود را دوباره تجهیز کنیم و برای بمباران احتمالی بعدی آماده شویم! او صراحتاً می‌گوید: ما شصت روز مهلت گرفته‌ایم؛ لیست ترورهای بعدی را می‌بندیم و نیروها و سلاح‌های خود را بازسازی می‌کنیم. ما از روی ناامیدی با ایران ملاقات نکردیم؛ بلکه ایران ناامید و طرف شکست‌خورده است و کار آن‌ها تمام شده است. ما در این شصت روز، خود را بازیابی خواهیم کرد. ایران هیچ پولی دریافت نخواهد کرد، حتی یک سِنت! او بعد گفت: کاری نکنید... وقتی جناب آقای پزشکیان گفتند که ما از غنی‌سازی دست نمی‌کشیم، چون این حق ملت ما است، ترامپ بلافاصله با لحنی توهین‌آمیز گفت: «دهانت را ببند!» او با همین لحن توهین‌آمیز گفت: «بهتر است این آقا دهانش را ببندد، وگرنه ایران را هم نابود خواهیم کرد.» او بعد درباره هیئت مذاکره‌کننده گفت: کاری نکنید که همین کسانی را که به سوئیس آمده‌اند، بازداشت کنیم؛ مانند مادورو و دیگران، بیایم و این‌ها را هم دستگیر کنم و ببرم! بعد گفت ما دو رده کامل از رهبران ایران را ترور کردیم. تورم آن‌ها بسیار بالا است، هرچند پیش از جنگ هم بالا بود؛ اما ما در برابر تورم در زمان جنگ، صدها راه حل داریم. باید مدیریت اقتصادی و بسیاری از چیزهای دیگر را تغییر دهیم. مثل این که عادی توی یک مهمانی بنشینیم بگوییم ما تحت فشار هستیم! خب معلوم است که تحت فشار هستیم باید تکان بخوریم.

دقت کنید، عده‌ای در داخل گفتند ما دچار تورم، گرانی و بیکاری و... هستیم، او پس از شنیدن این حرف‌ها آمد این سخنان را مطرح کرد. او گفت: تورم در ایران بالا است، آن‌ها نمی‌توانند حقوق سربازان خود را پرداخت کنند و نفت‌شان در حال از دست رفتن است؛ در حالی که بازار سهام و مشاغل آمریکا در بالاترین سطح اقتصادی خود قرار دارد و وضعیت ما درجه‌یک و عالی است. او از هر دو طرف دروغ می‌گوید. روزی هفت- هشت توئیت سرشار از تناقض و دروغ منتشر می‌کند؛ خبرنگاران آمریکایی به او گفتند: توئیت‌های شما ما را گیج کرده است! او پاسخ داد: ایرادی ندارد، من می‌خواهم ایرانی‌ها گیج شوند! بله، توئیت‌های چنین شخصی معیار نیست. او صدها دروغ می‌گوید و صدها خیانت مرتکب می‌شود. الآن می‌گوید ایرانی‌ها باهوش و قهرمان هستند و نیم ساعت بعد می‌گوید این ملت وحشی هستند و باید نابود شوند. او یک فرد روانی است.

آفرین بر شما! باور کنید همین پیرمرد با عصایش در زمان جنگ ایستادگی کرد. این‌ها جنگیدند و ما پیروز شدیم. وگرنه بسیاری در همان زمان می‌گفتند نمی‌شود، نمی‌توانیم و نباید این کار را بکنیم! آن‌ها اول می‌گویند من نمی‌توانم و بعد این به کل جامعه سرایت می‌کند که ما نمی‌توانیم! امام(ره) گفت بسیار خوب، شما نمی‌توانید! من حتی در زمان جنگ هم یادم هست که بعضی‌ها پیش امام رفتند، سال چهارم جنگ بود گفتند: آقا، دیگر نمی‌شود؛ تمام دنیا پشت سر صدام ایستاده‌اند و نمی‌شود، ملت خسته شده‌اند! امام(ره) گفت که ملت خسته شده‌اند یا خودت؟ اگر خودت خسته شده‌ای، کنار برو اگر شخص دیگری نیست، خودم می‌آیم جنگ را اداره می‌کنم!

دقت کنید، هیچ جنگی در تاریخ، تنها با مذاکره پایان نیافته است. همیشه مذاکره می‌آید منافع طرف پیروز را به طرف شکست‌خورده در جبهه جنگ تحمیل می‌کند. تمام قراردادهای بین‌المللی به همین ترتیب نوشته شده‌اند. هیچ مذاکره‌ای وجود ندارد که در آن یک طرف بگوید چون حق با ما است پس تو باید تسلیم شوی و طرف مقابل هم بگوید عجب! چشم. تنها یک چیز تضمین می‌کند که آن‌ها دوباره ترورها، بمباران‌ها و تحریم‌ها را بدتر از گذشته آغاز نکنند. تنها یک چیز. اگر گفتید چیست؟ قدرت؛ قدرت معنوی و در کنار آن، قدرت مادی. الآن ایران هم قدرت و هم جرأت خود را نشان داده و از آن برخوردار است؛ هم ملت و هم رزمندگان.

درباره اشخاص یا پشت‌پرده بحث‌هایی که در داخل یا خارج جریان داشته است، در حال حاضر اطلاعات من در این بخش در حد شما است؛ یعنی همان چیزهایی که در رسانه‌ها منتشر شده است. این‌که واقعاً در پشت صحنه چه کسانی چه سخنانی گفته‌اند، چرا و چه اتفاقی رخ داده است، شایعات گوناگونی را از هر دو طرف در فضای مجازی می‌شنویم، نمی‌دانم کدام خبرها راست و کدام دروغ است؟ این ‌که هر کس پرسش و انتقادی مطرح می‌کند و می‌گوید: در مذاکرات چه چیزی می‌دهید و چه چیزی می‌گیرید؟ یا بر سر چه موضوعاتی توافق کرده‌اید؟ به محض این‌که کسی سوالی بپرسد، به او بگویند افراطی، خوارج یا گروه فرقان جدید، این رفتارها خلاف مبانی انقلاب، خلاف شرع و خلاف اخلاق است. باید بگذارند سوال کنند که بر سر چه موضوعی مذاکره کرده‌اید و چه کاری انجام داده‌اید؟ این‌ که به پرسش‌کنندگان بگوییم این‌ها افراطی و ضد ولایت فقیه هستند، سخن نادرستی است. از آن طرف هم این ‌که بگوییم هر کس مذاکره کرده، سازش‌کار و خائن است و به ولایت فقیه خیانت کرده است، این سخن هم درست نیست. نسبت به اشخاص، پرسش‌ها و نقدهایی داریم؛ آن‌ها هم نکات مثبت و هم نکات منفی دارند و این پرسش‌ها باید پاسخ داده شوند. اما این‌که افراد را متهم کنیم و بگوییم تو خائن یا ضد ولایت فقیه هستی، درست نیست. باید دانست که ضعف با خیانت تفاوت دارد. ممکن است کسی حسن نیت داشته باشد و واقعاً فکر کند که این کار به نفع کشور است. این درست مانند فرمانده گردانی است که مسئولیت یک خاکریز را بر عهده می‌گیرد و پس از آن‌که می‌بیند صد تانک به طرف او می‌آیند، می‌گوید نمی‌شود! اما فرمانده گردان دیگری داریم که دویست تانک هم بیایند، نمی‌گوید نمی‌شود، بلکه سریع شروع به سازماندهی می‌کند که چه کاری انجام دهد و چگونه ایستادگی کند.

حالا اجازه بفرمایید من عرایضم را تمام کنم. ببینید، ما در این‌جا نمی‌خواهیم اشخاص را تخریب کنیم یا بالا ببریم؛ دقت کنید، اجازه بدهید ما درباره خط فکری صحبت کنیم. یکی می‌گفت این‌ها خوارج این دوران هستند و دیگری می‌گفت در پشت پرده خیانت شده است! آقایان قالیباف، پزشکیان و جلیلی معیار نیستند و ما با اشخاص کاری نداریم. ضمن این ‌که من به شما بگویم، آمریکا در نخستین فرصت همه این‌ها را با هم ترور می‌کند.

ما خط و ربط را مشخص می‌کنیم. این‌که به کسانی که چندین هفته سوال می‌کردند در مذاکرات چه کار می‌کنید، می‌گفتید شما ضد ولایت فقیه هستید، سخنی نادرست بود. این هم که بگوییم هر کس مذاکره کند قصد خیانت دارد و ولایت‌پذیر نیست، درست نیست. ما باید ببینیم چه کسی در مذاکره چه سخنی گفته است و آیا هر یک از خط قرمزهایی را که رهبر معظم انقلاب تعیین کرده‌اند، زیر پا گذاشته است یا خیر؛ که در این صورت مصداق این ادعا خواهد بود. این‌که چه کسی مقصر است و چه کسی نیست را باید با ملاک‌ها سنجید، چون ما ملاک داریم. ملت ما در موضع ضعف قرار ندارد، بلکه ما در موضع قدرت هستیم. چرا وقتی قدرت داریم از آن بهره نبریم؟ اصلاً شما زمانی دارای قدرت هستید که بدانید قدرت دارید. اگر ندانید که قدرت دارید، در واقع قدرتی ندارید. قدرتی که نتوانید آن را اعمال کنید و جرأت استفاده از آن را نداشته باشید، قدرت به شمار نمی‌آید. همچنین مذاکره یک خط قرمزهایی دارد؛ اگر این خط قرمزها رعایت شوند، آن مذاکره مشروع است و اگر رعایت نشوند، آن مذاکره و محصول آن نامشروع خواهد بود.

یک عده‌ای گفتند آمریکا و اسرائیل با ملت کاری ندارند، بلکه با حکومت کار دارند در حالی که ترامپ تا حالا سه بار گفته است ملت ایران باید نابود شود و این ملت وحشی هستند. رژیم اسرائیل هم تا حالا چندین بار این را اعلام کرده است؛ آخرین جمله آن‌ها در کنست این بود: «ما با ملت ایران دشمن هستیم و با ملت ایران در حال جنگیم؛ باید مردم ایران را بمباران کرد و به آن‌ها گرسنگی داد! این‌ها همان کسانی هستند که هشتاد درصد از مردم آن‌ها در نظرسنجی‌ها، در پاسخ به این پرسش که آیا موافقید کودکان غزه را بکشیم؟ ۸۰ درصدشان پاسخ مثبت دادند که بله، بچه‌های آن‌ها را بکشید! این‌ها همان‌ها هستند. بنابراین می‌گویم بحث ما فقط بر سر حکومت نیست. در عین حال، ببینید که همان اسرائیلی‌ها چگونه می‌گویند ایران تا چه حد قدرتمند شده است. "موشه فیگلین" که از مشاوران نزدیک نتانیاهو است، می‌گوید: متأسفانه ایران در این جنگ، نظم نوین جهانی را دوباره ترسیم کرد.

یکی دیگر از آن‌ها می‌گوید ایران چهارمین ابرقدرت جهان شده و ترامپ، ایران را ابرقدرت کرده است. او می‌گوید ایران بزرگ‌ترین تغییر ژئوپلیتیک جهان، یعنی جغرافیای سیاسی را پس از جنگ جهانی دوم انجام داده است. این‌ها را مقامات اسرائیل می‌گویند آن‌ها می‌گویند آمریکا و اسرائیل در برابر ایرانی‌ها شکست خورده‌اند. آمریکا دم خود را روی کول خود گذاشت و عقب‌نشینی کرد. متأسفانه ایران اراده خود را بر همه ما تحمیل کرده است. توازن قوا به نفع ایران به هم ریخته است و من حاضرم بر سر این موضوع شرط ببندم.

حالا ببینید، شما فرمودید معیار چیست؟ تعهداتی که داده شده، چه چیزهایی بوده است؟ نخست این‌که گفتند آمریکا باید تعهد کند همان شرط‌هایی که در همین تفاهم‌نامه آمده است. در این تفاهم‌نامه هم شرط‌های بسیار خوبی وجود دارد و هم شرط‌های مشکوک و مبهمی که از صفر تا صد می‌توان درباره آن‌ها صحبت کرد یعنی هیچ ضمانتی ندارند و هیچ معنای مصداقی ندارند. هم آمریکا می‌گوید به بهانه آن می‌تواند هر کاری انجام دهد و هم ما هر کاری که زورمان برسد، می‌توانیم انجام دهیم. قرار بود که عملیات نظامی به هیچ وجه ما را تهدید نکند. این‌ها به آن‌جا رفته‌اند و در حال مذاکره هستند در حالی که ترامپ می‌گوید کاری نکنید که مابقی ایران را کلاً نابود کنم و با خاک یکسان سازم. قرار بود آتش‌بس در همه جا برقرار باشد اما نه تنها آتش‌بسی برقرار نشد، بلکه بدترین، خشن‌ترین و وحشیانه‌ترین حملات را پس از این قضایا انجام دادند. اسرائیل از زمان دهه شصت که حزب‌الله و ایران آن را از بیروت بیرون راندند و عقب‌نشینی کرد و رفت، تا به امروز، هیچ‌گاه به اندازه الآن، در لبنان پیشروی نکرده است و بخش بزرگی از لبنان را تصرف کرده است.

شما می‌دانید در جنگ رمضان، ایران سه هزار و اندی شهید داده است که البته یکی از آن‌ها هم زیاد است؟ آیا می‌دانید لبنان برای دفاع از ایران، چهار هزار و اندی شهید داده؟ یعنی لبنانی‌ها در دفاع از ایران، از خود ما بیشتر شهید داده‌اند چون هنگامی که آن‌ها به ایران حمله کردند، حزب‌الله لبنان به اسرائیل حمله کرد. بله، شما این موضوع را می‌گویید، اما بعضی‌ها می‌گویند خب بشود! قرار بود آتش‌بس برقرار شود اما حملاتی انجام دادند و چهار هزار و اندی از این‌ها را کشتند. آیا می‌دانید ده‌ها روستا را در جنوب لبنان کلاً با خاک یکسان کرده‌اند تا دیگر کسی نتواند برگردد و خانه‌ای برای زندگی نداشته باشد؟ گفتند نباید تهدید و مداخله کنند، اما کردند. قرار و شرط بر این بود که تنگه هرمز باید در اختیار ایران باشد، زیر نظر ما اداره شود و پول آن را هم پرداخت کنند. دیروز ترامپ رسماً گفت تنگه هرمز هیچ ربطی به ایران ندارد و هیچ‌کس یک ریال هم عوارض پرداخت نکرده است و ما هم پرداخت نمی‌کنیم.

درباره موضوع هسته‌ای قرار بود ما اساساً مذاکره هسته‌ای نداشته باشیم. بعضی‌ها از دوستانی که مذاکره کردند گفتند اگر این‌گونه باشد، آمریکا اصلاً برای مذاکره نمی‌آید و ما بالاخره باید بگوییم بسیار خب، بیایید درباره موضوع هسته‌ای گفتگو کنیم، منتهی اجازه نمی‌دهیم مانند برجام بشود. در ذهن آن‌ها این بود که بپرسید چرا با وجود این‌که صریحاً می‌گویند این کار را نکنید، می‌روند و انجام می‌دهند می‌گویند با گاز و ترمز بازی کنیم و کمی به جلو برویم؛ به عنوان مثال، الآن که جنگ در لبنان تمام شد، قول داده‌اند فعلاً بخشی از پول‌ها را پرداخت کنند.

از سوی دیگر می‌گویند چیزهایی که راست و دروغ آن مشخص نیست از جمله این‌که گفته‌اند مقدار اندکی از پول‌های ایران را که به آن پس می‌دهند، باید زیر نظر ما، صرف خرید محصولات کشاورزان آمریکایی کنند. امروز وزارت امور خارجه این موضوع را هم تکذیب کرد و گفت ما اصلاً چنین سخنی نگفته‌ایم. ترامپ گفت ایران دروغ می‌گوید که مذاکره هسته‌ای در کار نیست! ایران پذیرفته و مجبور است بپذیرد که ما تمامی بازرسی‌های گذشته، مانند دوران برجام را انجام دهیم. این‌ها اعلام کردند که ما به هیچ وجه با آن‌ها مذاکره هسته‌ای نکرده‌ایم.

حالا من می‌خواهم بگویم آن‌قدر خبرهای ضد و نقیض می‌آید که متأسفانه آن‌ها روزی چهار بار توییت می‌زنند و این‌ها هر چهار روز یک بار. اصلاً نباید این‌گونه باشد و باید دائماً پاسخ دهید. پس از پایان جلسه مذاکره سوئیس، با وجود تعهداتی که آمریکا داد، اسرائیل رسماً اعلام کرد حتی یک میلی‌متر از خاک اشغالی لبنان را که در همین یکی دو هفته تصرف کرده‌ایم، عقب‌نشینی نمی‌کنیم! ترامپ تهدید کرد و گفت کافی است من یک تماس تلفنی بگیرم تا دوباره محاصره و بازرسی‌ها بازگردد. درباره محاصره هم باید به شما عرض کنم که آمریکا ترسید و ناوهای خود را جلو نیاورد. آن‌ها دور شدند و در اقیانوس هند یک حلقه تشکیل دادند. به ترامپ گفتند چگونه جرأت کردی حمله کنی؟ او گفت من باور نمی‌کردم این‌ها به پایگاه‌های آمریکا در عربستان، کویت، قطر، بحرین و سایر جاها حمله کنند! ما اصلاً این موضوع را باور نمی‌کردیم! همچنین اصلاً باور نمی‌کردیم این‌ها جرأت کنند تنگه هرمز را ببندند و بتوانند این کار را انجام دهند. اگر ما از قبل این مسائل را می‌دانستیم، چنین تصمیم‌هایی نمی‌گرفتیم. ما فکر می‌کردیم آن‌ها نمی‌خواهند این کار را بکنند.

حالا درباره ناوهایشان هم وضعیت به همین ترتیب است. چگونه است که به ما در آن زمان حتی سیم خاردار هم نمی‌دادند، اما الآن موشک‌های نقطه‌زن با برد چند هزار کیلومتر داریم؟ چگونه پهپادهایی ساخته‌ایم که ترامپ رسماً گفت بروید از روی پهپادهای ایران (همین شاهد) مهندسی معکوس کنید و کپی بسازید؟ او گفت پهپادهای این‌ها از تمام موشک‌ها، هواپیماها و فانتوم‌های ما مؤثرتر، ارزان‌تر و معقول‌تر است. آیا می‌دانید او دستور داده است بروند هزاران عدد از این پهپادهای ایران را تولید کنند؟ وقتی ما توانایی انجام چنین کارهایی را داریم، آیا راه حلی نداریم تا آن‌ها را که ما را محاصره می‌کنند، مجبور کنیم دست بردارند؟ اگر نفت همین‌ها را در منطقه بزنید، خودشان خواهند رفت.

تهرانی‌مقدم‌ها، قاسم سلیمانی‌ها، الآن تنگسیری‌ها حضور دارند. ظرف یک ماه راهی پیدا کن چون اگر این موشک‌ها به ناو برخورد کنند، آن را غرق خواهند کرد راه حل آن را پیدا کن. پیدا خواهد شد. یکی از دوستان می‌گفت اعلام کنند ما نه به عنوان نیروی رسمی، بلکه به عنوان هزاران نفر از رزمندگان بدون مرز، به لبنان می‌رویم و اسرائیل را به عقب می‌زنیم. اگر بگوییم که نمی‌شود و نمی‌توانیم ناوهای آن‌ها را در آن‌جا به عقب برانیم، در نهایت نفت این‌ها را بزنید و بگذارید آن‌ها هم نفت ما را بزنند. من واقعاً عقیده دارم که اگر نفت هر دوی ما را بزنند، به نفع ماست. اگر نفت آن‌ها را بزنید، به نفعتان خواهد بود؛ چون اقتصاد سرمایه‌داری آمریکا و اروپا تنها با همین نفت اعراب خائن اداره می‌شود. این میلیاردها دلار پول همین‌ها بود که در زمان صدام علیه ما پرداخت می‌کردند. این میلیاردها دلار پول نفت و دلارهای نفتی همین‌ها بود که داعش را ساخت. این دلارهای نفتی در همین جنگ اخیر علیه غزه، لبنان و یمن به نفع اسرائیل کار کردند. در همین جنگ رمضان هم این‌ها با دلارهای نفتی خود علیه ملت ما اقدام می‌کردند. اصلاً کل نفت این‌ها را بزنید ببینید دنیا چگونه می‌شود؟

دوستان، نه آمریکا، نه اروپا و نه کل دنیا، تحمل یک جنگ بزرگ را برای سی - چهل روز دیگر ندارند. درست است، ما مشکلاتی خواهیم داشت اما دو ماه همه دست به دست هم بدهند و ایستادگی کنند، این ملت که صد و اندی روز است در خیابان‌ها حضور دارند، همان‌هایی هستند که جنگ را پیش بردند و انقلاب را پیروز کردند. هر کاری که انجام شده است را شما انجام داده‌اید، نه آن کسانی که می‌ترسند و دیگران را می‌ترسانند.

در زمان امام شهید هم می‌گفتند که کار را واگذار کنید. دلیل چیست؟ تجربه دهه شصت؛ هنگامی که ایران جاسوس‌های آمریکا را آزاد کرد، در آن‌جا مذاکره‌ای میان ایران و آمریکا با وساطت الجزایر انجام شد. شما می‌دانید جزو مفاد آن قراردادی که آمریکا امضا کرد چه بود؟ همین مواردی بود که الآن دوباره می‌خواهیم از آن امضا بگیریم! آمریکا در قرارداد الجزایر در دهه شصت، یعنی بیش از چهل سال قبل، امضا کرد که در امور داخلی ایران دخالت نخواهد کرد. امضا کرد پول‌های ایران را که توقیف کرده است، به ایران پس خواهد داد. آمریکا تمام این‌ها را چهل و چند سال پیش امضا کرده است؛ دیگر چه امضایی می‌خواهید؟ این‌ها را امضا کرد و این جنایت‌ها را انجام داده است. بعد در برجام که آن همه امتیاز دادید و او به تعهدات خود عمل نکرد، اوباما گفت ما با برجام بیشتر توانستیم از ایران امتیاز بگیریم تا تو در زمان جنگ! او آمد برجام را پاره کرد. جنگ اول را که یک سال از آن گذشته است، در وسط مذاکره آغاز نمود. جنگ دوم هم در میان مذاکره به وقوع پیوست و رهبر ما، آن امام مظلوم و شهید را هدف قرار دادند که واقعاً زندگی پس از آیت‌الله خامنه‌ای بسیار سخت است. اصلاً وقتی انسان صدای ایشان، سخنانشان، دلسوزی‌هایشان، صداقتشان و شجاعتشان را می‌شنود، تف به روزگاری که در آن، این‌ها رهبر ما را هدف قرار دادند. آیا از صلح با آمریکا صحبت می‌کنید؟ ما با آمریکا و آمریکا با ما صلح نخواهد کرد و ما هم صلح نخواهیم کرد. آمریکا به دنبال صلح با شما نیست؛ آمریکا به دنبال برده‌داری است و می‌گوید باید به دوران زمان شاه برگردید. دوباره باید شما به یکی از رعایا و بردگان آمریکا تبدیل شوید. آمریکا حاضر به مذاکره برابر نیست. آمریکا مذاکره نمی‌خواهد، بلکه اطاعت می‌خواهد.

ببینید دوستان، کسانی که این سه گزاره را قبول دارند، از صلح با آمریکا سخن می‌گویند. ۱) گزاره اول: آمریکا شکست‌ناپذیر است. ۲) گزاره دوم: ایران ضعیف است و شکست می‌خورد و از پا درمی‌آید. ۳) گزاره سوم: آمریکا منطقی و به تعهدات خود پایبند است! آیا این سه گزاره واقع‌بینانه هستند یا خیر؟ نمی‌گویم انقلابی یا اسلامی هست یا نه؟ بلکه می‌پرسم آیا اصلاً واقعیت دارند؟ دیروز دیدم یکی از مسئولان، پریروز توییت زده است که اسرائیل اجازه نمی‌دهد ما با آمریکا صلح کنیم. او یکی از مسئولان رسانه‌ای تشکیلات رسمی کشور است. می‌گوید اسرائیل فاسد و پلید اجازه صلح میان ایران و آمریکا را نمی‌دهد.

دیگری از آن‌ها می‌گوید اسرائیل از آمریکا حرف‌شنوی ندارد آمریکا به اسرائیل گفته است این کار را نکن، بی‌تربیت! یعنی هر کسی که باور کند اسرائیل و آمریکا دو جریان مجزا هستند و اسرائیل بدون اجازه آمریکا این کارهای خطرناک را انجام می‌دهد، یا آمریکا بدون حمایت سرمایه‌داران صهیونیست سخن می‌گوید، خب این واقع‌بین نیست. او عقل سیاسی ندارد و این خلاف واقع است. باید واقعیت را پذیرفت. - آن خواهرمان خلاصه کل سخنان مرا گفت! می‌گوید اسکل هستند- خب ببینید قضیه این است. می‌خواهید با آمریکا صلح کنید؟ غلط می‌کنید! ما با آمریکا صلحی نداریم. ما حتی اگر بخواهیم با آمریکا صلح کنیم، آمریکا نمی‌خواهد با شما صلح کند. آمریکا برده می‌خواهد. این بی‌شرف پس از آن‌ که رهبر ما را هدف قرار دادند، گفت رهبر بعدی شما را خودم باید تعیین کنم من باید اجازه دهم که چه کسی باشد! این‌ها این‌گونه هستند. این‌ها همین الآن هم به دنبال هدف قرار دادن رهبر هستند و لیست ترور بعدی خود را آماده می‌کنند. همین الآن دارند دوباره مهمات می‌آورند؛ همان‌طور که ترامپ گفت ما در این شصت روز خودمان را بازسازی می‌کنیم و آماده حمله بعدی می‌شویم.

حرف بعضی‌ها از دوستانی که در مذاکرات حضور داشتند، این است: ما می‌خواهیم همین خواسته‌ها و خط قرمزهایی را که ایران دارد، در جلسات گفتگو به هر میزانی که بتوانیم محقق کنیم. هر مقدار که بتوانیم، چون می‌دانیم همه آن‌ها ممکن نمی‌شود. حتی من از یکی از این آقایان شنیدم که می‌گفت ما خودمان هم می‌دانیم جنگ دوباره آغاز خواهد شد. ما می‌خواهیم تا جایی که امکان دارد، در مذاکرات و بدون جنگ، امتیازهایی را که می‌توانیم بگیریم، یعنی به این میزان خوش‌بین هستند و می‌گویند بخشی از آن محقق شده و مابقی هم محقق خواهد شد حالا بعضی‌ها از این تعهدات مبهم است و مشخص نیست چه تعهدی است؟ بعضی‌ از ماده‌های آن سوء تفاهم است نه تفاهم!

تنگه هرمز را رها می‌کنیم بعد می‌گوییم بیایید مذاکره کنیم و بعد در این مذاکرات، آن اهداف و آن شرط‌ها تأمین می‌شود در واقع تأمین نمی‌شود. او می‌گوید خیر، من قول می‌دهم که بشود. آیا از طرف ترامپ قول می‌دهی؟ چه چیزی را ضمانت می‌کنی؟ آیا تعهد می‌کنی که ترامپ به وعده‌های خود عمل کند؟ چگونه چنین تعهدی می‌دهید؟ برای یک دیپلمات واقع‌بین، ولو غیرانقلابی، در صورتی که منافع کشورش را در نظر داشته باشد، این سخن بسیار منطقی است. این تصویر از دشمن که آن‌ها قوی هستند و ما ضعیف هستیم و هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم، نادرست است.

دو روز پیش که لحن سخنان ترامپ بسیار مؤدبانه شد، گفتند دیدید سخنان ترامپ ۱۸۰ درجه تغییر کرد و خوب شد؟ اما پس از آن‌که ایشان این سخن را گفت، او گفت کاری نکنید که بیایم و دهانتان را پاره کنیم. ترامپ گفت دهانتان را ببندید، وگرنه می‌آییم و مابقی کشورتان را هم نابود می‌کنیم. آن‌ها این‌گونه پاسخ می‌دهند؛ یعنی به محض این‌که ضعف نشان می‌دهید، این گرگ‌های وحشی، وحشی‌تر می‌شوند. امام(ره) گفت این‌ها سگ وحشی هستند وقتی حمله می‌کنند، پارس می‌کنند اگر عقب‌نشینی کنید جلو می‌آیند اگر بایستید می‌ایستند و اگر جلو بروید، عقب می‌روند. ما این موضوع را چندین بار امتحان کرده‌ایم.

بعضی‌ها از دوستان گفتند دریافت عوارض از تنگه هرمز قانونی نیست ما رفته‌ایم قوانین را دیده‌ایم. حالا دقت کنید؛ سؤال این است که مگر این حمله‌ای که آمریکا به ایران کرد، قانونی بود؟ مگر ترور آن امام شهید قانونی است؟ مگر این جنایت‌هایی که در منطقه انجام داده‌اند و می‌دهند، قانونی است؟ رفته‌اند رئیس‌جمهور ونزوئلا را دزدیده‌اند برده‌اند آیا این کارها قانونی است؟ برای چه زمانی که آن‌ها قانون سرشان نمی‌شود و جنایت می‌کنند، شما از قانون سخن می‌گویید؟ این دنیا جنگل است و قانونی در آن وجود ندارد.

الآن رئیس سازمان ملل و رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، همگی افراد دست‌نشانده آمریکا هستند و او دستور می‌دهد. اصلاً فرض کنید دریافت عوارض از تنگه هرمز خلاف قانون باشد که خلاف قانون نیست؛ حالا نام آن عوارض نباشد و نام‌های دیگری داشته باشد؛ همین الآن کشورهای مختلف دارند همین کار را انجام می‌دهند. اکنون ترکیه دو تنگه بین‌المللی دارد و از همه عوارض می‌گیرد. بسیار خب، اصلاً فرض کنیم خلاف قانون باشد شما با چه کسی دارید از قانون سخن می‌گویید و از کدام قانون حرف می‌زنید؟ او آمده رهبر شما، فرماندهان سپاه و ارتش و چند هزار نفر از مردم را کشته و پنجاه - شصت هزار خانه را بمباران کرده است. کدام قانون؟ بله، ما می‌خواهیم کار غیرقانونی انجام دهیم. در این دنیا، شما از کدام قانون و عدالت سخن می‌گویید؟ پس از ترور شهید سلیمانی، رهبر معظم انقلاب چه فرمودند؟ فرمودند باید آمریکا را از منطقه بیرون کنید. همین الآن در این جنگ، بچه‌ها تقریباً آمریکا را از منطقه بیرون ریخته‌اند؛ تمام پایگاه‌های آمریکا را هدف قرار داده و درهم کوبیده‌اند. ما نباید دوباره اجازه دهیم آمریکایی‌ها به پایگاه‌ها بازگردند. شما این کار را انجام دادید و آمریکا را بیرون کردید. برای نخستین بار ناوهای جنگی آمریکا و انگلیس در خلیج فارس حضور ندارند و جرأت نمی‌کنند بیایند. این اولین بار است که چنین اتفاقی افتاده است. شما که توانسته‌اید این کارهای بزرگ را انجام دهید، مگر زمانی که آن‌ها قانون سرشان نمی‌شود، ما باید پایبند به قانون باشیم؟ درباره قصاص هم، در داخل آمریکا صدها هزار طرفدار آماده برای هرگونه اقدامی داریم. در همان زمانی که شهید سلیمانی به شهادت رسید، آمریکایی‌ها در بیست ایالت آمریکا عکس شهید سلیمانی را بالا بردند و در آن زمان، عکس ترامپ، یعنی رئیس‌جمهور خودشان را آتش زدند. وقتی تو صریحاً می‌گویی ترور می‌کنم، من ترور کرده‌ام و من رهبر شما را زده‌ام؛ و گفته ما دو رده کامل از سران ایران را کلاً از بین برده‌ایم و این کسانی که هستند، رده بعدی آن‌ها هستند و اگر حرفی بزنند، یکی دو لایه دیگر را هم حذف می‌کنیم تا دیگر هیچ فرد انقلابی باقی نماند و بعد بچه‌های کوچکی می‌آیند که گریه می‌کنند و سریعاً تسلیم می‌شوند! وقتی تو این‌گونه سخن می‌گویی، این طرف، حتی اگر نمی‌خواهند رسماً اعلام کنند، مردم خودشان یک جایزه چند میلیون دلاری تعیین کنند تا هر کس ترامپ را به هلاکت رساند، چند میلیون دلار به او جایزه بدهیم.

وقتی آن‌ها دیدند ما رها نمی‌کنیم، وقتی وزیر جنگ او می‌گوید شما را نابود می‌کنیم، پس شما هم می‌توانید وزیر جنگ را ترور کنید. شما ترور کردید، پس می‌توان شما را هم ترور کرد. باید در داخل آمریکا هسته‌های عملیاتی ایجاد کنند و حتی لازم نیست کسی از ایران برود. بعد او که می‌گوید من ونزوئلا را تصرف کرده‌ام و نفت آن متعلق به من است، و رئیس‌جمهور و همسرش را برده‌اند؛ همسر او چند وقت پیش، همان اوایل، جلوی دوربین آمد در حالی که او را بسیار کتک زده بودند، دیدید؟ تمام صورت این خانم کبود بود! یعنی همسر رئیس‌جمهور ونزوئلا، خودش هم مشخص نیست چقدر شکنجه شده است.

یک دیپلماسی فعال، این مذاکرات را انجام دهید. من با این مذاکرات مخالف نیستم و معتقدم اگر به درستی پافشاری کنند، با همین تفاهم‌نامه بخشی از شروط قابل تأمین است؛ به شرط آن‌که دشمن احساس نکند ما ضعیف هستیم و داریم منفعلانه گفتگو می‌کنیم. باید احساس کند که اگر به این شرط‌ها عمل نکند، جنگ دوباره آغاز خواهد شد و این بار شدیدتر از دوره گذشته خواهد بود، ولو این‌که ما هزینه سنگین‌تری بپردازیم؛ یا اگر عده دیگری را ترور کنند، به شهادت می‌رسیم چه بهتر. شما بدانید که نظام سرمایه‌داری حاضر نیست ریسکی به قیمت وجود خودش بکند؛ یعنی اگر واقعاً احساس کند کل نفت منطقه را می‌زنند، من مطمئن هستم همان‌طور که الآن ترامپ کمی آرام گفت غلط کردم، بعداً با صدای بلند خواهد گفت غلط کردم. می‌گویند نفت ما را می‌زنند!

دوستان، این نفت متأسفانه به جای آن‌که باعث برکت و فعالیت ما باشد، در بعضی‌ها موارد سبب تنبلی و مفت‌خوری ما شده است. به دلیل داشتن نفت است که بعضی‌ها از مدیریت‌های ناکارآمد ادامه پیدا می‌کنند. چون نفت مفت و پول مفت دارید، در بسیاری از جاهایی که باید در نظام اقتصادی و اداری اصلاحاتی انجام دهید، اقدام نمی‌کنید. چون نفت مفت و پول مفت دارید در بسیاری از جاها که باید اصلاحاتی را در نظام اقتصادی و اداری کشور انجام دهید، انجام نمی‌دهید چون داشتن نفت مفت، مانند یک فرزند سرمایه‌دار است که می‌گوید ما هر کاری که انجام دهیم، در هر صورت ورشکست نمی‌شویم چون جیب پدر هست! بسیاری از افراد باید درباره نحوه مدیریت کشور در این چهل و چند سال پاسخگو باشند چون نفت وجود دارد و این نفت، خلاءها و بی‌عرضگی‌ها را می‌پوشاند. اگر نفت ما را هم بزنند، ما یکی- دو سال مشکلات بزرگی خواهیم داشت، ولی پس از آن یاد می‌گیریم که درست مدیریت کنیم، درست مصرف کنیم و درست توزیع کنیم.

دیپلماسی، بله با آمریکایی‌ها مذاکره کنید اما از خط قرمزهایی که رهبری فرموده‌اند و از شرط‌های خود این تفاهم‌نامه، نباید یک قدم به عقب بروید. الآن تا این لحظه، به همین شرط‌ها عمل نشده است. دیپلماسی فقط مذاکره با آمریکا نیست. دیپلماسی باید در سطح جهان برقرار شود. با تمام کشورها فعال شوید؛ دولت به دولت، مجلس به مجلس و رسانه‌ها. در دویست کشور فعال شوید، افشاگری کنید و سخن بگویید. این سفیران را برای چه در تمام این سال‌ها حقوق می‌دهید؟ رایزن‌های فرهنگی ما چه می‌کنند؟ هر کدام از آن‌ها الآن باید در هر کشوری از جهان، یک قیامت برپا کنند. از جنایات این‌ها بگویند و از مظلومیت دفاع کنند. و بعد در آمریکای لاتین حضور فعال داشته باشند. او گفته که کوبا را محاصره کرده است؛ دو کشتی فرستاده است تا نفت به آن‌جا نرسد و در پمپ‌بنزین‌هایشان گرانی و مشکلات ایجاد شود. می‌گوید باید تسلیم شوید. بعد گفته که بعد به کلمبیا یا هر کجای دیگر حمله می‌کنند! سه - چهار کشور آمریکای لاتین را تهدید کرده است. دیپلماسی فعال و انقلابی؛ نه دیپلماسی التماسی. دیپلماسی انقلابی چه کار می‌کند؟ الآن باید به همه جا، از جمله آمریکای لاتین بروید. با همین سه - چهار کشور، کمیته مقاومت و همکاری تشکیل دهیم. کار اقتصادی و کار سیاسی انجام دهیم. آمده کشور شما را محاصره کرده، رئیس‌جمهورتان را دزدیده و بندرهای شما را بسته است. علیه آمریکا عملیات کنید. اگر به صورت مستقیم جرأت نمی‌کنید، به صورت غیرمستقیم انجام دهید.

مخفیانه در اطراف مرزهای آبی آمریکا، مین پخش کنند. با نیروهای انتحاری و با قایق‌های کوچک، در آن‌جا عملیات کنند. شما می‌دانید ۴۵ سال پیش، حزب‌الله چگونه ارتش آمریکا، اسرائیل، فرانسه، ایتالیا و این‌ها را از لبنان بیرون کرد؟ اسرائیل آمده بود کل لبنان، تا نیمی از بیروت را گرفت. ارتش آمریکا، ارتش فرانسه و نیروهای ناتو در آن‌جا حضور داشتند.

می‌دانید حزب‌الله در آن زمان که نامش جهاد اسلامی بود، چه کرد؟ چهارتا نیرو، چهارتا عملیات استشهادی انجام دادند. دست‌کم پانصد و اندی از نیروهای کماندوی آمریکا، فرانسه، اسرائیل و این‌ها را، پانصد - ششصد نفر را آن‌ها را کشتند. همه این‌ها دم‌شان را روی کول‌شان گذاشتند و از لبنان فرار کردند و رفتند. شما الآن می‌خواهید حزب‌الله را از بین ببرید؟ ده‌تا عملیات انجام بدهید تا ببینید چه می‌شود؟ شما آمدید پنجاه هزار خانه را در این‌جا هدف قرار داده‌اید؛ تمام مقرهای حکومت و بیت رهبری را زده‌اید؛ باید در آن‌جا کاخ سفید را هدف قرار دهند.

وقتی مجلس را بمباران می‌کنید، باید روی کنگره و سنا عملیات انجام دهید. الآن که همه جا پهپاد هست؛ چهل‌تا عملیات پهپادی باید علیه چهل‌تا مرکز حکومتی آمریکا انجام بشود. این کار شدنی است. این‌ها مانند شما نیستند که به خیابان بیایند و صد و اندی شب خیابان را رها نکنند. این‌ها به محض شنیدن صدای یک ترقه، فرار می‌کنند. بعد همه به جان حکومتشان می‌افتند که چرا به آن‌جا رفتید، ترور کردید و بمباران نمودید؟ باید مقابله‌به‌مثل بشود؛ این همان قصاص است.

بعضی‌ها هم می‌گویند خب او هم می‌آید محاصره دریایی می‌کند، دیگر نمی‌توانیم نفت صادر کنیم و چیزی وارد کنیم پس با حقوق کارمندانمان چه کنیم؟ این حرف‌ها را گفته‌اند و پاسخ آن این است. ترامپ هم این سخنان را شنید که بعداً آن حرف‌ها را زد.

اصلاً من سؤال می‌کنم؛ پیش‌تر عرض کردم که مذاکره بستگی دارد به این‌که چه کسی مذاکره می‌کند، چه می‌گوید و نتیجه و خروجی آن چیست. بنابراین، ما از مذاکره واجب تا مذاکره حرام داریم.

اما الآن در ذهن بعضی‌ها این است که اگر ما در مذاکره فلان سخن را بگوییم، طرف مقابل قبول نمی‌کند. خب، وقتی قبول نمی‌کند چه باید کرد؟ شخصی در جبهه مفقود شده بود و سه- چهار روز خبری از او نبود پس از سه - چهار روز، به نیروهای خودی بی‌سیم زد، آن‌ها گفتند: تو کجایی که چهار روز است از تو خبری نیست؟ گفت: من این‌جا اسیر گرفته‌ام. گفتند: آفرین! اسیران را بردار بیاور. گفت: نمی‌آیند. گفتند خودت بیا. گفت: نمی‌گذارند من بیایم!

در مذاکره هرچه می‌توانید امتیاز بگیرید. این به معنای سازش و انقلابی نبودن نیست. بخش‌هایی از آن‌چه در مذاکرات گفته شد، به نظر من مثبت بود اما نمی‌توانیم از کنار یکسری خط قرمزهای اساسی عبور کنیم و بگوییم اگر این را بگوییم، آن‌ها قبول نمی‌کنند. آن‌ها اصلاً هیچ چیز را قبول نمی‌کنند. اصلاً همین مذاکره و آتش‌بس را هم به این دلیل قبول کرد که تودهنی خورد. اگر آن ضربه‌ها را نمی‌خورد، نه آتش‌بس می‌کرد، نه پای مذاکره می‌آمد و نه آن جمله‌ها را می‌گفت.

آیا به یاد دارید امام عزیزِ شهید، آن بارِ اول که آمدند و رفتند، یک جمله بسیار زیبا فرمودند. فرمودند: آمدند، خباثت کردند، کتک خوردند و رفتند! بسیار زیبا بود؛ مختصر و مفید. آمدند، خباثت و جنایت کردند، کتک خوردند و رفتند. این‌ها تا کتک نخورند، مسلم‌ترین حق شما را هم نمی‌دهند؛ باید کتک بخورند اگر ببینند شما می‌گویید: نه، ما کتک نمی‌زنیم و دوران کتک زدن کلاً تمام شده است یا بگویید ما بیشتر از شما کتک خوردیم، خب معلوم است که امتیاز نمی‌دهند. ما قسم نخورده‌ایم که با هر کسی و به هر قیمتی مذاکره کنیم. مذاکره، تا جایی که منافع این ملت و شرف این مردم را تأمین کند، یک اقدام انقلابی است اما از جایی که دشمن را به طمع بیندازد و او مدام جلو بیاید و ما عقب برویم، این اقدامی ضدانقلابی است.

درست است؛ می‌گویند مگر امامِ شهید نفرمودند مذاکره با آمریکا کلاً بی‌معنی است و بارها تجربه شده است، پس چرا دوباره مذاکره می‌کنند؟ پاسخ واضح است کسانی از اول انقلاب تا الآن هستند که خائن هم نیستند؛ البته خائن برای ما هستند، یک عده هم جاسوس و فاسد داریم، اما عده‌ای هستند که خائن نیستند و قصد خیانت ندارند ولی ایمانشان به آمریکا، از ایمانشان به خدا قوی‌تر است! یعنی آمریکا را بیشتر قبول دارند. قرآن می‌فرماید یک عده‌ای از شما مسلمانان هستید که از دشمن می‌ترسید: «کَخَشْیَةِ اللهِ» مانند ترسی که از خدا دارید. بعد می‌فرماید: «أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً» اصلاً بعضی از شما از دشمن، بیشتر از خدا می‌ترسید! باطن قضیه این است.

یک عده‌ای هستند که می‌گویند با آمریکا مخالفیم، اما در عمل... این‌ها همان کسانی هستند که به امام می‌گفتند سقوط شاه محال است! می‌گفتند شکست صدام محال است چون تمام دنیا پشت سر او هستند؛ یا می‌گفتند مرگ بر شوروی می‌گویید در حالی که سقوط شوروی محال است. در حالی که تمام این اتفاقات شد. عده‌ای هم الآن می‌گویند محال است. آمریکا فروپاشیده خواهد شد و علائم آن آشکار است؛ دیر و زود دارد اما سوخت‌وسوز ندارد. مگر بیست و چند سال پیش، وقتی گفته می‌شد شوروی و کمونیسم سقوط می‌کنند و امام فرمودند: صدای شکستن استخوان‌های کمونیسم را می‌شنوم و از این به بعد جای شما در موزه‌هاست! در همین ایران من از افرادی شنیدم که به امام پوزخند می‌زدند و متلک می‌گفتند! حتی در جلسه‌ای، یکی از این افراد که جزو مسئولان هم بود، گفت: امام در عوالم عرفانی سیر می‌کنند! منظور او از عرفان این بود که ایشان در هپروت است! می‌گفت امام در عوالم عرفانی چیزهایی می‌گویند؛ مگر می‌شود شوروی با داشتن بزرگ‌ترین ارتش جهان و در حالی که نصف دنیا در دستش است، از بین برود؟ چقدر بعد از آن سخنان امام طول کشید؟ همه چیز تمام شد

الآن دوباره عده‌ای درباره آمریکا و اسرائیل هم چنین نظری دارند. می‌گویند مگر با این‌ها می‌شود مخالفت کرد؟ در حالی که اسرائیل در لبه پرتگاه قرار دارد. اگر همین خیانتی که بعضی‌ها در سوریه مرتکب شدند که از پشت به خط مقدم جبهه مقاومت ضربه زدند، الآن شرایط به گونه دیگری بود؛ اسرائیل کاملاً قابل سقوط است. آمریکا و غرب، یعنی تمام غرب پشت سر آن آمدند؛ وگرنه اسرائیل سقوط کرده بود و کارش تمام شده بود. آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، رژیم‌های عربی منطقه و ناتو، همگی آمدند و در غزه و لبنان جنگیدند. در این جنگ با ما، همه این‌ها حضور دارند. این یک جنگ جهانی بود و در این چهل روز، فقط بمب اتم شلیک نکرده بودند. یک جنگ جهانی بود. کارهایی را که در این چهل روز انجام دادند، اگر در چهل کشور انجام می‌دادند، آن چهل کشور ظرف یک روز تسلیم می‌شدند. در این‌جا چهل روز همه با هم تلاش کردند اما موفق نشدند. الآن ضدانقلاب‌های ما به دو گروه تقسیم شده‌اند. عده‌ای که هنوز یک قطره شرف در وجودشان باقی مانده بود، گفتند: درود بر ایران، آفرین! می‌گفتند این چه سپاهی و چه ارتشی است و چرا این مردم این‌گونه هستند؟ من بارها در فضای مجازی دیده‌ام ده - بیست نفر از افراد مشهور که چهل سال است علیه ما دارند مبارزه می‌کنند؛ هم ساواکی و شاه‌دوست، سلطنت‌طلب، کمونیست سابق و لیبرال، می‌گویند: ما نمی‌دانستیم ایران تا این حد قوی است. خودشان می‌گویند ما باور نمی‌کردیم و الآن بعضی از آن‌ها از ایران دفاع می‌کنند.

یک عده‌ای از آن‌ها هم که بی‌شرفی‌شان به اوج خود رسیده است، می‌گویند حالا حمله کنید و... این‌ها الآن مأیوس شده‌اند و در فضای مجازی چنین مواضعی دارند. الآن آن‌ها می‌گویند ما عجب احمق‌هایی بودیم که فکر می‌کردیم آمریکا با یک فوت کردن، ایران را نابود می‌کند! باور نمی‌کردیم خودش برود. اصلاً می‌گویند چگونه ممکن است آمریکا، اسرائیل، و همه با کمک یکدیگر آمدند اما نتوانستند کاری از پیش ببرند؟ رهبرشان را هدف قرار دادند، این و آن را زدند، اما کشور تکان نخورد. الآن خودِ ضدانقلاب و دشمن می‌گوید: این ‌که در گذشته می‌گفتند معجزه رخ می‌دهد، ما حالا آن را به چشم دیدیم. مسئله این است.

یکی از حضار: ترامپ گفت لیست کسانی که با ما در رابطه هستند را لو می‌دهم. آیا این حرف، مرگ بر سازشکار دارد یا ندارد؟

جواب استاد: این نگرانی درست است. ما باید یک گزاره را برای بعضی از تصمیم‌گیران حل کنیم که آن‌ها می‌گویند تمام سخنان شما درست است، اما با گرانی چه کنیم؟ مشکلات مردم، بیکاری و امثال این‌ها را چه کنیم؟ تصور آن‌ها این است که اگر این مذاکرات انجام بشود، این مشکلات حل خواهد شد. در وهله اول باید روشن بشود که آیا علت اصلیِ گرانی، تورم و این مسائل، آمریکا و تحریم‌ها است، یا نحوه مدیریت کشور؟ هم در زمان حال و هم در گذشته. این موضوع اول است.

دوم این‌که این گزاره را از کجا آورده‌اید که هرچقدر ما عقب‌نشینی کنیم و به آمریکا بیشتر باج بدهیم، دل آمریکا بیشتر به رحم می‌آید و به ما کمک می‌کند؟ آمریکا هر جا که نقطه ضعفی پیدا کند، دقیقاً همان‌جا را هدف قرار می‌دهد. یعنی کافی است شما علامت بدهید که در این‌جا ضعف داریم؛ مانند کشتی‌گیری که به میدان می‌رود و به حریف خود بگوید آی مواظب باش داریم کشتی می‌گیریم کتف من دررفته است به این‌جا دست نزن! در ضمن، زانویم هم درد می‌کند! دیگر نیازی به گفتن چیزی نیست، کار تو تمام است!

در وسط جنگ، بعضی‌ها تصور می‌کنند الآن دوران «نه جنگ و نه صلح» است؛ خیر، دوران جنگ است و شرایطِ «نه جنگ و نه صلح» برقرار نیست؛ ما یک سال است که در جنگ هستیم. یک سال است که شدیدترین جنگِ این قرن پس از جنگ جهانی، در این‌جا رخ داده است و همچنان ادامه دارد. وضعیتِ «نه جنگ و نه صلح» نیست، بلکه شما در جنگ هستید. کشور باید متناسب با شرایط جنگی اداره بشود؛ مصرف، توزیع، تولید، مدیریت‌ها و اداره‌های آن باید متناسب با این شرایط باشد. موضوع این است.

و دیگر این‌که اگر ما به آمریکا باج بدهیم و از خط قرمزهایمان عبور کنیم، آیا آمریکا کمک می‌کند تا اقتصاد ما بسیار خوب بشود؟ در حالی که خود آمریکا در همین جنگ چهل‌روزه، نزدیک به چهار درصد با افزایش تورم مواجه شد آمریکایی که می‌گویند بزرگ‌ترین اقتصاد جهان و مرکز اقتصاد سرمایه‌داری است، ظرف دو الی سه هفته، تورمش سه تا چهار درصد بالا رفت. آن‌ها آسیب‌پذیر هستند. کشوری که روزانه به شصت میلیون نفر سهمیه غذا (کوپن) می‌دهد؛ یعنی اگر جمعیت آمریکا سیصد و اندی میلیون نفر باشد، از هر شش نفر آمریکایی، یک نفر غذای آن روز خود را ندارد و آن‌ها را با کوپن نگه‌داشته‌اند؛ چون اگر روزانه به آن‌ها نان و سوپ ندهند- شصت میلیون نفر به اندازه یک ملت هستند- که یا از گرسنگی می‌میرند یا شورش می‌کنند. برای این‌که آن‌ها شورش نکنند، این کار را انجام می‌دهند. این کشور با این میزان پیشرفت و سرمایه، اگر ده سال جنگ نکند، کشورهای دیگر را نترساند و غارت نکند، اقتصادش نابود می‌شود.

آمریکا در طول دویست سال، دویست جنگ راه انداخته است. اقتصاد آمریکا، اقتصاد غارت و سرمایه‌داری است. در همین قضایای اخیر، ترامپ گفته همه جنگ راه می‌اندازند و آمریکا همیشه میلیاردها دلار خسارت می‌دید، اما ما در جنگ‌هایی که در این مدت انجام دادیم، سود کردیم. پول جنگ‌ها را از خودِ آن‌ها می‌گیریم. می‌گوید پول جنگ‌های علیه ایران را از عرب‌ها می‌گیریم، یا گرفته‌ایم یا خواهیم گرفت؛ یعنی از خودشان می‌گیریم! پول جنگ ونزوئلا را از نفت خودش می‌گیریم و سودش را هم برمی‌داریم.

او می‌گوید من تاجر هستم و جنگ‌های من هم تاجرانه است! دقت می‌کنید؟ همه چیز برای این‌ها دلار است. او که در وسط جنگ مدام اعلام می‌کرد؛ صبح می‌گفت تنگه باز شد، عصر می‌گفت فلان کار را کردیم، محاصره دریایی شد، ایران تسلیم شد و ایران از بین رفت، و می‌گفت ایران درخواست مذاکره کرده است؛ این خبرها برای جنگ روانی است چون الآن هم همین سخنان ترامپ و امثال او، بر بعضی‌ها افراد در داخل کشور ما اثر می‌گذارد؛ هرچه او می‌گوید فکر می‌کنند راست است، شک می‌کنند عصبانی می‌شوند. بعد یک روزنامه منتقد نوشت: شما می‌دانید خودِ شخص ترامپ و داماد صهیونیست او، خود این دوتا، در همین فاصله دو - سه ماهه، چند میلیارد دلار شخصاً برای خودشان سود کسب کرده‌اند؟! این سود برای شخصِ خودشان بوده است. یعنی مانند کسی که از رانت‌های دولتی باخبر است مثلاً می‌داند الآن فلان کالا در حال وارد شدن است، در نتیجه قیمت آن ارزان خواهد شد. به آشنایان خود می‌گوید: سریع بفروشید، الآن همه بفروشید. بعد وقتی ارزان شد، می‌گوید: حالا بروید بخرید! بعد خودش می‌داند که مثلاً دو ماه دیگر وارداتی در کار نخواهد بود و کالا گران می‌شود. یعنی فقط کافی است با دو خبر... تازه این‌ها خودشان خبرسازی می‌کنند؛ نه این‌که فقط خبر بدهند، بلکه خودشان خبر ایجاد می‌کنند. شما با همین کارها می‌توانید میلیاردها پول جمع کنید. یعنی به مردم گزارش غلط بدهید، یا اصلاً گزارش درست می‌دهید ولی مردم خبر ندارند که بعداً چه خواهد شد و چرا این‌گونه می‌شود؟ در حالی که او خودش می‌داند قصد دارد چه کاری انجام دهد. چند میلیارد دلار شخصاً سود کسب کرده است. می‌گوید در دوران این ریاست‌جمهوری‌اش، خودش میلیاردها دلار ثروتمندتر از قبل شده است. دامادش رفته برای همین پهپادهایی که می‌خواهند شبیه نمونه‌های ایرانی بسازند، رفته سی- چهل جا قرارداد بسته تا پهپاد بسازند و در همین معامله، چند میلیارد سود می‌برند. این‌ها حتی منافع ملت آمریکا را هم نمی‌خواهند؛ این‌ها به دنبال منافع سرمایه‌داران، حاکمان و در رأس آن‌ها خودشان هستند.

من جمع‌بندی کنم. بعضی‌ها از افراد ضعیف هستند. دچار ضعف عقل سیاسی و ضعف قدرت معنوی می‌باشند و آن قدرت توکل را ندارند. بعضی‌ها هم مردم را درست نمی‌شناسند. شماها را نمی‌شناسند. آن‌ها یک بخشی از جامعه را می‌بینند و تصور می‌کنند همه مردم مثل آن‌ها هستند. نمی‌دانند در زمان جنگ هم همین گروه‌ها جنگ را پیش بردند. همه مردم که در جبهه حضور نداشتند؛ همه که در انقلاب نبودند. الآن هم همه نیستند. در زمان پیامبر(ص) هم همه نبودند. همیشه عده‌ای محکم می‌ایستند. امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه فرمودند - چقدر خوب است نهج‌البلاغه را بطور کامل بخوانیم و معنای آن را بدانیم – حضرت امیر(ع) در نهج‌البلاغه فرمودند: برخی می‌گویند کوتاه بیا تا بقیه هم ملحق بشوند؛ کسانی که الآن قبول ندارند آن‌ها هم بیایند. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: شما برای من کافی هستید. من با شما و به دست شما، دشمن را سرکوب می‌کنم. فرمودند اگر کسانی عقیده ندارند – این‌ها در نهج‌البلاغه آمده است. تازه این موضوع در قرآن هم هست - آیه قرآن می‌فرماید عده‌ای هستند که مدام مکث می‌کنند و مدام می‌گویند نه، نمی‌شود، نباید، نمی‌توانیم! بعد به پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید نیازی نیست این‌ها را حتماً به هر قیمتی متقاعد کنی تا به جبهه بیایند؛ نیامدن این‌ها به جبهه، بیشتر به نفع توست تا این‌که بیایند. چون اگر به جبهه هم بیایند، نمی‌جنگند؛ بلکه بقیه رزمندگان را می‌ترسانند و دچار شک و تردید می‌کنند. این آیه قرآن است.

هیچ ملتی در دنیا مانند شما نیست و رزمندگانی شبیه به این رزمندگان وجود ندارند. من هیچ‌کدام از این مسئولان را به خیانت متهم نمی‌کنم، اما ضعیف هستند.

امام(ره) گفت هر کس از آمریکا می‌ترسد، تهذیب نفس به قدر کافی نکرده است. امام فرمودند علت این‌که این افراد از آمریکا می‌ترسند این است که توحیدشان مشکل دارد. این‌ها نمی‌توانند به خدا توکل کنند؛ می‌خواهند توکل کنند اما نمی‌توانند. امام گفت هر کسی که نمی‌تواند به خدا توکل کند. توکل این نیست که بگوییم «تَوَکَّلْتُ عَلَى اللهِ» این که توکل واقعی نیست. توکل یعنی به خدا اعتماد کنید. بگویید: من به فرمان تو عمل می‌کنم و بقیه امور با توست و برای ما شکست و پیروزی مساوی است.

اگر حکومت با این نگاه عمل کند و همین بخش از مردم که در صحنه حضور دارند اقدام نمایند، تمام ابرقدرت‌های دنیا به زانو در خواهند آمد.

یکی از حضار: این امت بعد از شهادت امام‌شان هیچ عسلی نمی‌تواند ذائقه‌شان را شیرین کند. چون این امتی که یکسره پای کار همه چیز بودند، دیدند امام‌شان شهید شده اما هنوز ایشان را تشییع نکرده‌اند. حتی هنوز امام جدیدشان را ندیده‌اند، اما می‌بینند که دشمنان همین‌طور دارند جلو می‌آیند. یعنی ما هرچقدر داریم داد می‌زنیم و فریاد می‌زنیم تا جلوی این‌ها را بگیریم امام حیّ ما، آقا مجتبی این‌طوری هزینه کرد؛ آن‌ها دارند با همان دست فرمان جلو می‌روند. و استاد عزیز، ما مردم می‌ترسیم که دوباره شب بخوابیم و خدای ناکرده خبر شهادت امام‌مان را هم بشنویم. مخاطب اصلیِ این سخنان خوبی که شما مطرح می‌کنید و ما واقعاً از آن‌ها استفاده می‌کنیم، مسئولان هستند. سوالی که در این‌جا مطرح است این است که این مردم باید الآن چه کار کنند؟ فردا این مردم می‌خواهند چه کار کنند؟ اصلاً انگار نه انگار. به امید گندم آمریکا باشیم؟! ما باید چه کار کنیم؟ طرح شما برای مردم چیست؟ ما چگونه شب بخوابیم و صبح بلند شویم و اتفاقی بر خلاف میل ولی فقیه نبینیم؟ اگر به این سوال پاسخ دهید، ممنون می‌شوم.

جواب استاد: عرض شود ما اجمالاً همگی نهایتاً هرچه را که رهبر بگوید، قبول داریم. اگر ایشان اعلام کند کل این مذاکرات باید کلاً تعطیل بشود و هر توافقی که بکنید را قبول نداریم، ما کلاً و از اساس، هیچ‌چیز آن را قبول نخواهیم کرد. رهبری هم هم در پیام اخیرشان و هم پیش از آن، چند بار این موضوع را فرموده‌اند. یکی از اهداف آمریکا و دشمن این است که در داخل کشور ما اختلاف ایجاد بشود؛ نسبت به این موضوع هم بسیار مراقب باشید. یعنی این‌که عده‌ای بگویند ما طرفدار پزشکیان‌چی هستیم، عده‌ای بگویند طرفدار قالیباف هستیم و عده‌ای بگویند طرفدار جلیلی هستیم. این دقیقاً هدف دشمن است. معیارها این‌ها هستند: ۱- خط قرمزهایی که رهبری اعلام کرده‌اند باید رعایت بشود. اگر بخشی از آن را نمی‌توان در مذاکره مطرح کرد، خب در مذاکره مطرح نکنید ولی این مسائل جزو وظایف است و باید ادامه پیدا کند. ۲- دوم این‌که شرط‌هایی که در خودِ تفاهم‌نامه آمده است آن بند آخرش می‌گوید اگر بندهای... پنج بند یا چهار بند است در خودِ تفاهم‌نامه می‌گوید اگر این چهار بند اجرا نشود، ما هیچ مذاکره‌ای و مذاکرات اصلی را شروع نمی‌کنیم. خب، دقیقاً به همین شرط‌ها باید عمل بشود. یعنی اصلاً به همین تفاهم‌نامه که می‌گویید امضا شده است، باید عمل بشود. نظاره می‌کنیم تا ببینیم آن شرط‌هایی را که می‌گویید آمریکا دارد می‌پذیرد، کدام‌یک را پذیرفته و اجرا کرده است.

سؤال اصلی این است: این شرط‌هایی که در تفاهم‌نامه آمده، کدام‌یک اجرا شده است؟ کدام‌یک اجرا شده است؟ با چه ضمانتی؟ ما چه وعده‌هایی باید بدهیم؟ این‌ها را بیایند روشن کنند. این‌هایی هم که مدام می‌گویند مردم، مردم، مردم می‌گویند تسلیم بشوید و امثال این‌ها؛ از کدام مردم صحبت می‌کنند؟ الآن تشییع امام‌المسلمین، امامِ مجاهد، مظلوم و مصلح، پاک‌ترین حاکم روی کره زمین، یعنی ولیِ فقیه، هفته آینده تشییع ایشان است؛ در تهران، در قم، در عراق (نجف و کربلا) و در مشهد. این‌هایی که می‌گویند مردم می‌گویند کافی است و تسلیم می‌شوند، ببینیم درباره کدام مردم صحبت می‌کنند؟ هفته آینده تشییع ایشان است؛ ببینید چه اتفاقی می‌افتد. تمام حاکمان جهان، تمام رئیس‌جمهورها و شاه‌های دنیا اگر همگی با هم بمیرند، مردم‌شان زیر جنازه آن‌ها نمی‌روند. این تفاوت ولیّ فقیه با تمام حکومت‌های جهان است. حالا هفته آینده مردم را تماشا کنید که در گرمای تیر و مرداد، ببینید مردم در ایران، در شهرهای مختلف و در عراق چه می‌کنند؟ این شما و این مردم.



نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha