اغتشاش، برای براندازی (به پاس خون 2000 شهید پروژه آمریکایی، صهیونی دی ماه)
نشست (از خون جوانان وطن، لاله دمیده) - دی 1404
بسمالله الرحمن الرحیم
شما میگویید صدا دارد؛ این بلندگو صدا ندارد. بگذارید من بحث را از همینجا شروع کنم تا فرق حقیقت و مجاز را بدانیم. برادرمان طبق روال اینجا حق هم دارد؛ ایشان میگوید که بلندگو درست است. من صحبت میکنم اما صدا نمیرود؛ او میگوید که صدا میرود؛ من میگویم که نمیرود؛ او میگوید که میرود. فرق واقعیت و مجاز همین است. ایشان هم تقصیری ندارد. روی کاغذ، صدا باید به شما برسد ولی در واقع در بیرون نمیرسد. اصلاً این مثال خوبی است برای این که تفاوت واقعیت و توهم و حقیقت و مجاز را بفهمیم؛ یعنی تفاوت اتفاقاتی که در بیرون در واقع میافتد و آنچه که ما فکر میکنیم دارد میافتد.
البته تقصیر ایشان نیست؛ کارها همینجور است؛ خیلی کارهای ما همینطور است. قانون را با تخیل و توهم تصویب میکنند. بخشنامه را با توهم صادر میکنند. توهم میکنند که در بیرون یک چیز است اما چیز دیگری در میآید. البته نه همیشه ولی مثال میزنم؛ همانطور که ما خودمان خیلی گرفتار توهمات هستیم.
یکی از توصیههای موسی بن جعفر(ع) که در محضر فرزند بزرگوارشان حضرت رضا(ع) هستیم، دعوت به واقعبینی است. واقعیت یعنی آن چیزی که بیرون از ذهن ما هست. آنها واقعیت را درست نمیبینند و بهجای این که ذهن خود را با واقعیت تطبیق بدهند، میخواهند که واقعیت را با ذهن خود تطبیق بدهند. ما گرفتار این مسئله هستیم. جنگ نرم که میگویند این است که ما دو ملت داریم: یک ملت واقعی یعنی همین جمعیت دهها میلیونی است که به صحنه آمدند؛ در همین مشهد که ترامپ گفت مشهد آزاد شد و تبریک گفت، جمعیتی که دیروز آمد چقدر بود؟ جمعیت یک میلیون نفر بود. این ملت واقعی است. سه میلیون و خردهای نفر در تهران بودند. یک ملت مجازی در فضای مجازی داریم. در فضای مجازی دویست هزار نفر در کل کشور هستند؛ آنها کل ملت میشوند! بحث ملت واقعی و ملت مجازی است که اکثریت مردم واقعاً و مجازاً چطور هستند؟ با این که همین مردمی که آمدند، همهشان مشکلات اقتصادی که الآن داریم، این تورمی که الآن هست و این گره زدن اقتصاد کشور با دلار و ارز آمریکا را میچشند و رنج میبرند. همین کسانی که در این ماجراها شهید شدند، هیچکدامشان از طبقات اشراف و سرمایهدار نبودند. همهشان بچههای خانوادههای مستضعف یا متوسط به پایین بودند. همین کسانی که فداکاری کردند، در مواقع خطر سینهشان را سپر میکنند و جلو میآیند. ما باید به همین تفاوت ملت واقعی و ملت مجازی در رسانههای دشمن و اینجا واقعاً در جامعه توجه داشته باشیم که چگونه است.
چندتا سوال به من دادند. بعضی از این سوالها خیلی کلی است و آنقدر روشن است که خود شما جواب آن را میدانید. کسی بیشتر از شما چیزی در آن باب نمیداند. بخشی از این پرسشها مسئله آگاهی نیست بلکه مسئله روانشناسی اجتماعی است؛ مربوط به کنش و واکنشها، کینهها، تعصبها و از این قبیل جوسازیها است. بعضی از این سوالات واقعی و طبیعی است. تمرکز اصلی دشمن امروز در جنگ رسانهای بر چه نقطهای است؟ یعنی ترساندن ملت، مأیوس کردن ملت، تفرقه بین ملت و آماده کردن زمینه برای مراحل بعدی توطئههای دشمن است.
ببینید یک بخش آن طبیعی است. نسل که عوض میشود، خیلی چیزها بهطور طبیعی تغییر میکند. شما باید آماده باشید و سریع بتوانید منتقل کنید، به سوالات جواب بدهید و تبیین کنید که قبل از انقلاب چه بود؟ پهلوی چه کسی بود؟ آمریکا و اسرائیل و انگلیس که الآن به ما حمله میکنند، خودشان همهکاره ایران بودند. ما ایران را از آنها پس گرفتیم. ملت در سال ۵۷ انقلاب کرد و ایران را از دست همین آمریکا و اسرائیل و پهلویها درآورد. حالا باز دوباره آنها یعنی آمریکا و اسرائیل و انگلیس و اینها میخواهند بیایند و ایران را پس بگیرند. نه الان، بلکه چهل و چند سال است که میخواهند ایران را پس بگیرند.
نکته دوم هم که زمینه این مسائل میشود، مشکلات کشور است. مشکلات هست؛ بخشی از آن طبیعی است، بخشی از آن مصنوعی است، بخشی از آن توطئه است. اینها را هم باید درست تبیین کرد که بخشی از این مشکلات جهانی است و برای اینجا نیست. بخشی از آن علت طبیعی دارد. بخشی از آن، توطئههای دشمن است. آنها طراحی میکنند که چطور ارزش پول یک کشور را پایین بیاورند. میلیاردها خرج میکنند. مبادلات بینالمللی، دلار، بانکهای دنیا، ارز، و... اینها روش دارند که چگونه پول یک کشوری را زیر ضربه بگیرند. چه کنند که با واردات، صادرات، تحریم، ارتباطات و تهدیدها، مشکلاتی در کالاها و گرانی و تورم ایجاد بشود. بخشی از آن حتماً کار آنهاست.
ببینید اینها در شیلی، دولت آلنده را که یک دولت سوسیالیستی چپ کارگری و ضد آمریکایی بود، از طریق اعتصاب کارگری حکومت را سرنگون کردند. خیلی جالب است. یعنی دولتی که دولتِ طرفدار کارگرها علیه سرمایهدارها و علیه آمریکا و چپ بود. این دولت با اعتصاب کارگران و کامیوندارها ضعیف شد؛ بعد آمریکا حمله کرد و کودتا شد و زدند او را کشتند. اینها صد سال است که دنیا را اینگونه میمکند، غارت میکنند، سرکوب میکنند و همینگونه اداره میکنند. شما الان نمونههای آن را دارید میبینید. این یارو که از هیتلر، هیتلرتر هم هست، پریروزها آمریکا اعلام کرده است که هر کسی از این لحظه به بعد از ونزوئلا نفت میخرد، باید پولهایش را به حساب ما آمریکا بریزد! یعنی توی چشمهایت نگاه میکنند... دیروز رئیسجمهور کلمبیا را چون علیه او حرف زده، احضار کرده گفته پاشو بیا اینجا با تو کار دارم! دستور میدهد که پاشو بیا. یعنی چه؟ یعنی وگرنه تو را هم مثل این میکنیم.
رئیسجمهور یک مملکت را که در سه تا انتخابات دموکراتیک با نظارت تازه خود اینها و سازمان ملل رأی آورده است، میروند و میدزدند و میبرند. سازمان ملل، حقوق بشر، دموکراسی و فلان! این چرندیات چیست؟ ما اینها را برای شماها میگوییم وگرنه خودمان که این حرفها را قبول نداریم.
اتفاق سومی که افتاده، مسئله رسانه است. ببینید در دهه 60 همین هجومها خیلی سنگینتر به ایران میشد ولی دشمن رسانهای نداشت که بخشی از افکار را مدیریت کند. یک عدهای بودند که رادیو آمریکا و بیبیسی و رادیو صدام عراق را گوش میکردند؛ اکثر مردم که اصلاً گوش نمیکردند. الان با این وضعیت رسانه که البته هم به نفع ماست و هم علیه ماست، بسته به این که چطور عمل بکنیم، این رسانههای دشمن کار میکنند، سازماندهی میکنند، شایعهپراکنی میکنند. یک تفاوت دیگر هم این است که طبیعی است.
یکی هم تنبلی ما، سرگرم شدن ما به مسائل دست سوم و چهارم، آماده نشدن و کار و مطالعه نکردن است. تقریباً شبهه جدیدی وجود ندارد. شاید مهمترین بستر آن هم، حرف نزدن حکومت با مردم در مشکلات است. باید حرف بزنند یا درست حرف بزنند و به موقع حرف بزنند. حتی خدماتی را که میکنند نمیتوانند درست به افکار عمومی منتقل کنند. یعنی واقعاً جاهایی هم هست که بعضی از مسئولین مظلوم واقع شدند. من میدانم که با هزار تا مشکل چه خدماتی کردند ولی همینقدر توان و عرضهای ندارند که این را درست منتقل کنند. همه اینها هست.
اما یک مسئله مهم دیگر این است که همه ما مخصوصاً مسئولین کشور باید بفهمیم که نمیشود به شیوه عادی و طبیعی حکومت کرد و این جامعه و انقلاب را حفظ کرد. ما یک کشور معمولی نیستیم. ایران یک ملت معمولی نیست. تو داری ساختار تاریخ را عوض میکنی. تو جلودار هستی، الگو هستی؛ به خط بزرگترین قدرتهای استکباری تاریخ زدهای. در تاریخ، نمرود و فرعون و فلان و فلان، هیچکدام به اندازه اینها امکانات و ابزار و تجهیزات و رسانه و اسلحه و کارشناس و... نداشتند. یعنی کسانی که الان با ما و با ملت ما درگیر هستند، امکانات اینها از تمام فرعونهای تاریخ بیشتر است. ولی در عین حال بارها و بارها شکست خوردند. آخرینش هم همین اغتشاش اخیر است که تمام نمیشود. آنهایی که فکر میکنند اگر تسلیم بشوید، تمام میشود، نمیدانند که بعد از تسلیم شدن ملتها - در تاریخ بروید ببینید - تازه جنایتهای بزرگتر را شروع میکنند. آنها پوست ملتهایی را میکَنند که تسلیم میشوند. باید برای بقیه درس عبرت بشود. امام(ره) گفت که اگر اینها پیروز بشوند، جنایتها در حد زمان پهلوی و اینها نیست؛ استکبار پوستتان را میکَند. این اسرائیلیها همهکاره ایران بودند. در ایران هیچ مقامی هیچ غلطی نمیکرد مگر با اجازه سفارت آمریکا، یعنی همین لانه جاسوسی. شاه بدون اجازه آمریکاییها، انگلیسیها و اسرائیلیها جرأت نداشت آب بخورد؛ چه برسد به بقیه. خب شما آنها را از اینجا بیرون کردید. این اولین شکست اینها بعد از جنگ جهانی اول و دوم بود که همه جا پیروز بودند؛ این اولین شکست آنها در اینجا و در ایران بود. این عصبانیت و کینه به این دلیل است که اعتبارشان را در دنیا زیر سوال بردید. قدرتشان را شکستید. ایران اولین کشوری بود که بعد از جنگ جهانی دوم از دست اینها خلاص شد. حالا دارد منطقه را از دست اینها خارج میکند و کرده است. اصلاً اینها چرا به این لبنان و فلسطین و یمن و عراق و افغانستان و سوریه و سودان و سومالی و یمن و لیبی حمله میکنند؟ برای این که دارند میبینند که کل منطقه یا از دستشان خارج شده است یا دارد از تحت کنترلشان خارج میشود. همه اینها بعد از انقلاب ایران یعنی انقلاب اسلامی شروع شد.
مسئولین باید بفهمند که نمیشود به شکل عادی و غیرویژه ادامه داد. نمیشود؛ بدون اصلاحات انقلابی در ساختارهای حکمرانی و شیوه حکمرانی، نمیتوانی کشور را اداره کنی؛ نمیگذارند؛ اگر سر جایت آرام هم بنشینی، صد بار دیگر همین کارهایی را که در این چند روز کردند و بدترش را خواهند کرد. اینطور نیست که اگر شما ول کنید، او هم ول کند. امام(ره) گفت که اگر ما را زمین بزنند، کاری میکنند تا پانصد سال دیگر ما نتوانیم نفس بکشیم. نمیگذارند؛ چون تا حالا ضرب شست اسلام را نچشیده بودند. این اولین بار بود که اینجور ضربه خوردند. اصلاً باور نمیکردند که اینجور ضربه بخورند. اسناد ساواک و لانه جاسوسی را ببینید. دستگاه قضایی باید متوجه بشود که باید با مفسدین اقتصادی، مفسدین اداری و حکومتی و مفسدین سیاسی طور دیگری برخورد کند. باید خلخالیوار عمل کند.
و باید دائم شفاف و با عقل رسانهای درست به مردم توضیح بدهد و مردم را از تشویش درآورد؛ این که برخورد میکنند یا نمیکنند؟ چه شد؟ آقا خبر میآید فلان جا رانت است، اختلاس شد، چه شد؟ بچه فلانی چه شد؟ اینها یا راست است یا دروغ است. اگر راست است، باید سریع برخورد کنی و به مردم بگویی که برخورد کردیم. اگر دروغ است، باید سریع تکذیب کنی و آن کسی را که این دروغ را منتشر کرده و افکار عمومی را به شک انداخته است، بگیرید و او را محاکمه کنید. اگر برخورد کردید، باید سریع و شفاف گزارش بدهید. اگر نکردید، باید بگویید که چرا نکردید؟ مشکل شما چیست؟ آیا مشکل قانونی دارید؟ آیا مشکل کمبود قاضیان قاطعِ آگاهِ نترسِ کارشناس دارید؟ این مردم، انقلاب و این نظام را نگه داشتهاند. حق این دهها میلیونی که دیروز و پریروز به خیابانها آمدند، حق اینهاست که بدانند شما باید توضیح بدهید. مجلس باید عمل کند و این حالت عادی که همینطور قانون پشت قانون تصویب میشود که اصلا معلوم نیست کدام یک از آنها اولویت دارد و کدام ندارد، بعد کدامها اجرا میشود و نمیشود. اولویتهایی برای اصلاح ساختار اداری کشور وجود دارد. آنها اولویت است. تیمهای قوی باید بنشینند و وزارتخانهها را دوباره طراحی و بازسازی کنند. ما 4 میلیون و خردهای کارمند داریم؛ به نظر من در دنیا کمتر کشوری اینگونه است یا شاید کشوری به اندازه ما نیست که این تعداد کارمند داشته باشد. ما حقوقبگیرهای دولت با خانوادههایمان تقریبا یکسوم ملت ایران، حداقل یکچهارم ملت ایران حقوقبگیر دولت هستند. اصلا در کدام کشور این همه کارمند وجود دارد؟ و بعد آیا واقعا اینها طوری مدیریت میشود که به همین مقدار کار میشود؟ با این پیشرفتهایی که الان در حوزه مدیریتها شده است و از جمله مدیریتهای الکترونیک و این حرفها، شما دائم باید کارها را تسریع و تسهیل کنید.
ما همینطور داریم ادامه میدهیم. اینها را از زمان پهلوی، این ادارهها را ساختند؛ هدف آنها هم اصلاح کشور نبود، بلکه اداره کشور به هر قیمتی بود، نه اصلاح. اداره غیر از اصلاح است. خب مجلس باید به سراغ این مسائل بیاید.
نظام مالیاتی ما اشکالاتی دارد. نظام گمرک و واردات و صادرات ما اشکالات دارد. شما اینها را در اولویت بگذارید و حل کنید. نظام بانکی و پولی ما مشکلاتی دارد. این همه فارغالتحصیل دکترای بازرگانی، دکترای امور بانکی، دکترای محیط زیست، داریم و... کل ملت دیگر الان دکتر شدهاند. الان غیر از من همه دکتر هستند! شما این همه دکتر دارید، محصول آن کو؟ محیط زیست اینجوری است، هوای آلوده. ادارات و بوروکراسی و... چه کسی باید اینها را درست کند؟ همینطور دائم در هر رشتهها بدون این که بررسی کنند اصلا ما در چه رشتهای چه تعداد دانشجو لازم داریم، اصلا برای اینها کار و شغل هست یا نیست، کشور نیاز دارد یا خیر؟ همینطور تند و تند مدرک میدهند؛ دیپلمه بیکار را دکتر بیکار میکنند. شما نمیفهمید که همین تصمیمهای غلط است که باعث میشود این اتفاقات بیفتد، بعد میگویید: اِه! چه شد؟ بعد الان گیج هم میشوند که تخریبها و این چهار تا شهر را به هم ریختند و اینها چیست.
این دهها میلیونی که به خیابان میآیند، چه کسانی هستند؟ اینها بزرگترین تجمعات در کل جهان است. جواب همین است که این مسائل باید از هم تفکیک شود. دولت هم باید انقلابی عمل کند. حرفهای انقلابی و حرفهای خوب زدن که کافی نیست. این کار لازم است ولی کافی نیست؛ در بیرون باید یک تغییراتی اتفاق بیفتد.
سؤال: دوستان یک سوالی هم دادند که چرا با مخالفان و تحریککنندگان در داخل کشور در هر سطح و هر کس که باشند، برخورد نمیشود و تسامح میشود؟
یعنی بعضی از اینهایی که تحریک میکنند، قبلا خودشان سالها همهکاره اقتصاد این کشور بودند. طرف رئیس بانک مرکزی است، رئیس سازمان برنامه و بودجه بوده است، وزیر اقتصاد بوده است، معاون رئیسجمهور است؛ حالا همینهایی که خودشان همین گرانیها و مشکلات زمان خود اینها شروع شده معترض هستند. حالا همان شخص طلبکار شده است و میگوید که این چه وضعی است؟ طرف همین الان دارد از بیتالمال استفاده میکند و میخورد، تحریک هم میکند.
سؤال: نوشتند چرا کل اموال حامیان، حامیان محاربین و مبلغین و محرکین برای جبران خسارتهایی که زدند، مصادره نمیشود؟
جواب استاد: این واقعاً یک سوالی است. میدانید بعضی از این خرملیاردرها پشت این تحریکات هستند. هم پول خرج میکنند، هم فعال هستند، هم اینهایی که در بخوربخورها دست داشتند و دارند، هم از جمهوری اسلامی میخورند، هم از بیرون. میلیاردر هم هستند. سوال کردند که چرا اموال اینها مصادره نشود؟ الان در همین دو- سه روز، چند هزار هزار میلیارد خسارت زدند. مسجد را آتش زدند، امامزاده را آتش زدند که اتفاقاً نشان میدهد که اینها چه کسانی هستند. چه کشتند؛ مادر با بچه را با ماشین زیر گرفتند، طرف را زنده زنده سوزاندند. طرف سرباز نیروی انتظامی است و مسلح هم نبوده، سر او را بریدند. باید معلوم بشود که اینها چه کسانی هستند. بعد این شخص از آنها حمایت میکند، توییت میزند، در رسانه از آنها حمایت میکند، تشویق میکند. خب هزاران میلیارد خسارت زدند. نوشتند چرا اموال اینها مصادره نمیشود؟ چرا از حقوق اجتماعی محروم نمیشوند؟ چرا فعالیت علنی رسانهای دارند؟» در سال ۱۴۰۱ بودند، در ۸۸ بودند، الان هم باز دوباره همانها هستند. طرف مثلا سلبریتی است یا از مقامات و مسئولین است، و چرا فضای مجازی به اندازه آمریکا، اروپا و چین در اینجا کنترل نمیشود؟ این هم حرف درستی است! میگویند شما دیدید آمریکا با تیکتاک چه کرد؟ چون دهها میلیون آمریکایی از او استفاده میکردند و چینی بود، رسما گرفتند، برخورد کردند و گفت نمیگذاریم، باید تحت کنترل خودمان بیایی و گرفتند.
رئیس تلگرام را یادتان است؟ پارسال بود، کی بود؟ رفت فرانسه، گرفتند، او را به زندان انداختند. گفتند: باید این چیزهایی را که میگوییم امضا کنی، تعهد کنی، به حرف ما عمل کنی، اطلاعاتی که میخواهیم از اشخاص بدهی و این خط قرمزها را رعایت کنی. جریمهاش هم کردند! خودشان اینجوری هستند؛ یعنی فیسبوک، واتساپ و... همه اینها تحت کنترل خودشان است؛ آن مقداری هم که ادای آزادی در میآورند، وقتی منافعشان که به خطر میافتد، از هر دیکتاتوری دیکتاتورتر هستند. این دموکراتهای دیکتاتور، دموکراتهای وحشی.
حالا سوال این دوست ما این است که الان چین، روسیه و کجا و کجا، اینها اینترنت داخلی دارند، با جهان هم وصل هستند ولی مدیریت دست خودشان است که نیایند اغتشاش بشود. الان در فضای مجازی ما، به نظرم این انتقادی که میگویند، وارد است. در فضای مجازی ما شبکهسازی برای مواد مخدر، برای فحشا و سازمانهای فاحشگی و اینها، برای خرید و فروش اسلحه، برای بدترین توهین و فحاشیها به قرآن و پیغمبران و اهلبیت و اینها، برای چه؟ برای چه؟ برای چه؟ دعوت به جنگهای داخلی، نژادپرستی، دعوای قومیتها، مذاهب؛ همه اینها آزادانه دارد صورت میگیرد. سؤال ایشان این است که خود اروپا نمیگذارد. میدانید الان چند تا کشور اروپایی حتی استفاده بچههای مثلا زیر ۱۶ سال را از اینترنت ممنوع کردند یا به شدت مشروط و تحت کنترل کردند؟ یعنی خودشان همه چیز را کاملاً میپایند، نمیگذارند. تا هر چیز میشود، برخورد میکنند، بازداشت میکنند، میبندند.
سؤال: باز پرسیدند که چرا بعضی سلبریتیها که در ابتدای انقلاب سابقه بازداشت داشتند و الان کارگردان و هنرپیشه مشهوری هستند و میلیاردها از اعتبارات بیتالمال هم استفاده کردند و میکنند، یکی از آنها حالا اسم آورده، من اسمها را با اجازه شما دیگه نمیآورم. نوشته است: فلانی تودهای بود، اول انقلاب درگیر بود؛ فلانی جزو منافقین بود؛ فلانی با فداییها بود. اسم یکی را آوردند که اصلا با کومله دموکرات بود، همین الان هم هست و اینها دائم دارند در ایران فیلم میسازند. بعضی از آنها زندان بودند، عفو شدند، توبه کردند، بیرون آمدند؛ ولی در این سالها کار میکنند. بعد از مدتها آمدند. روال آنها همین است؛ اول میآیند یک فیلم مثلا اسلامی، انقلابی، فیلم جنگ، از این چیزها میسازند، بعد که جلو میآیند، بالا میآیند و اینها، بعد شروع میکنند و داخل سینما میخزند. بعد مثلا طرف در خانه سینما، در فلان هیئت و تشکیلات صنفی میرود، یکمرتبه شروع میکند همان کارهای آن موقع خود را طلبکارانه ولی بدون آن برچسب انجام میدهد. اسم چهار- پنج تا از اینها را بردند، قدیمیترهای آنها که اینها اصلا ساواکی بودند یا فیلمهای خیلی فاسدی را زمان شاه بازی میکردند. بعد از انقلاب چند تا از آنها فرار کردند، به آمریکا رفتند؛ سلبریتیهایی که زمانی که ما نوجوان بودیم، خواننده و هنرپیشه بودند، که اینها را دارند برای بچهها و نوههای ما الگو میکنند! چهار- پنج تا آدمهای مشهورشان که حالا اسمهایشان را نمیبرم، خواننده و هنرپیشه که همه آن موقع اینها را میشناختند، دارند اینها را به قهرمان تبدیل میکنند! اینها چه کسانی بودند؟ اغلبشان الکلی، معتاد، اهل مواد، همکار ساواک، در دربار، روابط نامشروع ضربدری، صد نفر با صد نفر داشتند؛ یعنی یک نقطه مثبت شخصیتی ندارد ولی صدای او خوب است، فیلم خوب بازی کرده است، 45- 46 سال هم هست که آمریکا است. باز دارند آنها را حالا برای بچههایی که اصلا اینها را نمیشناختند که چه کسانی هستند، برای اینها باز اینها را قهرمان میکنند. اینهایی هم که داخل هستند، شروع میکنند به پیگیری کردن همان خط منتهی به اسم دیگری پیگیری کردن. خب اینها در سال ۴۰۱ همین کار را کردند، در ۸۸ همین کار را کردند.
طرف تریاکی، ساواکی، درباری است که زمان شاه فیلمهای آنچنانی بازی کردند؛ اصلا آن موقع که سینمای سالمی نبود، همهاش فیلم فارسی بود؛ ولی اکثرشان بعد از انقلاب خودشان را تطبیق دادند و تقریبا همه، اکثر اینها در سینمای بعد از انقلاب بودند، کار کردند. خیلی از آنها هم، بعضی از آنها هم واقعا آدمهای شریفی شدند و واقعا تغییر کردند. بعضی از آنها تغییر نکردند ولی خودشان را تطبیق کردند؛ خودشان را با شرایط تطبیق دادند، آن هم خوب است. بعضی از آنها هم ول کردند و از این قبیل. حالا دوباره آنها از بیرون به سراغ اینها آمدند و نسل بعد از اینها در سینمای ایران، صحنه عرصه هنر یا در ورزش یا فلان؛ میخواهند آنها را اینجا دوباره در این نسل بازسازی کنند، قهرمانسازی کنند و از این قبیل. ایشان درست میگویند؛ بخشی از سینمای ما اصلا از بیرون کنترل میشود.
شما میدانید سفارت فرانسه، سفارت آلمان و یکی دو تا سفارتخانه دیگر مستقیم سفارش فیلم میدهند که با چه محتوایی باشد؛ پولهای خوبی هم میدهند. بعد اینها اینجا فیلم میسازند، فیلمهای متوسط؛ آنها به بیرون میروند، جایزههای بینالمللی به آنها میدهند؛ برای این که کاملا برخوردهای سیاسی است. به هنر کار ندارد؛ ملاک، هنری بودن نیست، ملاک، سیاسی بودن در داخل و خارج علیه این نظام است! مثلا میگویند از ۱۵ سال پیش، ۲۰ سال پیش خط این که کمکم در سینمای ایران به سمت کشف حجاب برویم وجود داشت. در سینمای خانگی الان که اصلا بخش مهمی از آن اصلا هیچ نظارت و کنترلی از طرف قانون نیست، بیشتر از بیرون روی آن کنترل دارند و پول خرج میکنند.
شما الان فیلمهایی که در سینمای خانگی است و بخشی از همینها در همین اغتشاشات خط دادند و عمل کردند را ببینید؛ مصرف مواد مخدر در فیلمها، مواد بزن، عرق بخور، روابط نامشروع، چند تا زن و مرد، معلوم نیست چه کسی زن چه کسی است، چه کسی شوهر چه کسی است! گسترش یأس، مایوس کردن مردم و جوانها، افسردگی، بیهدفی، توهین به ارزشها و اخلاق و مقدسات و... ؛ حتی تبلیغ رژیم پهلوی و آمریکا! در همین سینمای خانگی سریال ساختند، تطهیر ساواک که ساواک خوب است، چه ساواک خوبی بود! و یک عدهای بچهها نگاه میکنند، میگویند حتما همین بوده است دیگه. و کلاهبردار هستند. در ملأ عام یک چیز میگویند، در رسانه به قهرمانبازی مشغول هستند، بعد خصوصی که من چند نفر را دیدم که گفتند رفتیم با خودش صحبت کردیم، گفته نه بابا! اصلا من منظورم این نیست! آدمهای دو رو هستند.
ترس و طمع؛ و از بیرون با اینها تماس میگیرند، به آنها خط میدهند، پول میدهند و اینها آزادِ آزاد دارند کار میکنند. اصلا خیال آنها این بود که انقلاب سقوط کرد. اینها بعد از ۸۸، بعضی از اینها برای رژیم بعدی آماده شده بودند. در سال ۴۰۱ برای رژیم بعدی آماده شدند، آن طرف جوب پریدند. در همین قضایای اخیر همینطور؛ در سال ۴۰۱ یک عده از آنها به خارج رفتند که گفتند میرویم بعد با ارتش آمریکا و بچه شاه برمیگردیم، مثل قبل انقلاب دوباره میگیریم. بدبختها با این هوا رفتند، حالا آنجا گیر افتادند. یک مدتی از آنها استفاده میکنند، بعد باید بروند خرجشان در بیاید. تاریخ مصرف آنها که تمام بشود... هم میلیاردی از بیتالمال میخورند، هم از آنطرف دنبال گرینکارت و جایزه و پول و شهرت هستند، هم قهرمانبازی میکنند، هم پشت صحنه دزدی و کلاهبرداری و دفاع از قاتل میکنند. طرف اصلا با کل امکانات اینجا هنرپیشه شده و بالا آمده و در صدا و سیما و در سینمای اینجا مطرح شده، او بلند شده به آنجا رفته، فکر کرده که همهچیز تمام شد! بعد این خانم پنج- ششتا فیلم، لختِ لخت در این فیلمها بازی کرده است. بعد هم گفت که من بهایی هستم و بهایی شدم! باز یک عدهای از اینجا او را حمایت میکنند. در همین اغتشاش و در هر اغتشاشی که میشود، اینها و این تیپ افراد میآیند و صحبت میکنند که بزنید و بکشید و آتش بدهید.
سؤال: یک سوال این است که پرسیدند توسعه و بالاخره پیشرفت و حل مشکلات اقتصادی چگونه است؟ علم مدرن، اقتصاد مدرن و نمیدانم برای توسعه و اینها لازم است. بالاخره اینها که تحصیلکرده غرب هستند و مسائل جدید را میفهمند؛ به اینها بگویید که از خارج و از داخل بیایند و مشکل اقتصاد را حل کنند.
ببینید آنهایی که در زمان شاه و پهلوی بر این کشور حاکم بودند، در مسیر دشمن بودند. خوب، کشور به آن وضع فلاکتبار بود. حالا یک چیز دیگر بگویم. از بعد از انقلاب تا همین الان، بین یکسوم تا نصف وزرای ما، همهشان تحصیلکردههای آمریکا، انگلیس و کانادا هستند. آیا اینها را میدانستید؟ البته اینها با هدفهای خوب بودند، اینها بچههای انقلاب و طرفدار انقلاب هستند. اصلاً اقتصاد و مدیریت کشور ما از همان ۲۲ بهمن ۵۷، در دست تحصیلکردهها و دانشگاهیان بود و وزرای ما در طول این ۴۶ سال، در بعضی دولتها بیش از نصف وزرا، فارغالتحصیل دانشگاههای آمریکا و اروپا بودند. یعنی بیش از نصف؛ یعنی تا ۵۵ درصد آنها تحصیلکردههای بیرون بودند. اصلاً زندگی آنها در آمریکا و اروپا بوده است ولی انقلابی بودند. در کمترین دولتی که وزرای آن و بخصوص مسئولین اقتصاد کشور در آن بودند، کمترین دولتی که تحصیلکرده آمریکا، انگلیس، کانادا و اینها بودند، یکسوم وزرای ما تحصیلکردههای غرب هستند.
بنابراین اگر کسی فکر میکند که اقتصاد مدرن، تحصیلات در دانشگاههای آمریکا و اقتصاد، همینها بودند؛ اینها همهشان از همان دانشگاهها دکترا دارند. تازه بعضی از آنها هم در آن دانشگاهها شاگرد اول بودند. همه مدرک دارند اما راهحل ندارند. طرف سر کار میآید 8 سال- ۱۰ سال، مثلاً اقتصاد کشور و مدیریت کشور دست اوست؛ بعد که کنار میرود، طلبکار میشود. در مورد همان مشکلاتی که در زمان خود او به وجود آمده است، به جای این که جواب پس بدهد، اعتراض میکند. میگوید که چرا اینجوری است؟ یک نامهای وسط جنگ ۱۲ روزه امضا شد. دوستان فهمیدید که حرف آنها هم این بود که این چه وضعی است؟ با آمریکا درست مذاکره کنید و هرچه میگوید عمل کنید! میدانید اینها چه کسانی هستند؟ ۱۰-۱۵ نفر اصلی آنها، رئیس بانک مرکزی در آنها بود، رئیس سازمان برنامه و بودجه بود، وزیر اقتصاد بود، وزیر مسکن بود، وزیر اقتصاد، وزیر... معاون نخستوزیر بودند. یعنی تقریباً همان کسانی که باید جواب بدهند که اقتصاد این کشور دست شماها بوده است، آنها بودند؛ بهجای این که توضیح بدهند، طلبکار میشدند. اینجوری است.
یک نکته دیگر این خشونتی است که اینها نشان دادند و میدهند که بعضیها تعجب میکنند که آخه اینجور سر میبرید، آتش میزنید؟ اصلاً رحمی و چیزی ندارید؟ واقعاً بعضی از این کارهایی که اینها کردند، اگر صدام را یا شاه را دست ما میدادند، ما و شما این کارها را با آنها نمیکردیم. اصلاً نمیتوانیم سر آدم را ببریم، آتش بدهیم و کور کنیم. چرا اینقدر وحشی هستند؟ آنهایشان که این کارها را میکنند چرا اینقدر وحشی هستند؟ این هم یک سوالی است که بعضیها خبر ندارند. فکر میکنند که این هم جدید است. اینها خشونت را ندیدند که قبل از انقلاب زمانی که آمریکا، انگلیس و اسرائیل بر کل ایران سلطه داشتند و هر کاری میخواستند میکردند، آن خشونتها و شکنجهها و کشتارهای آن موقع را بچهها نمیدانند و خبر ندارند نبودند که. این هم یک مسئله است.
این روزها، همین فردا یا امروز سالگرد نواب، شهید نواب صفوی و فداییان اسلام است که اینها بعد از کودتای ۲۸ مرداد شکنجههای شدید شدند و بعد شهید شدند و تیرباران شدند. همان کسانی کودتای ۲۸ مرداد را کردند که در این دو- سه روز در ایران اغتشاش کردند. همانها هستند. یعنی آنجا علیه دولت مصدق، علیه کاشانی و نواب و علیه ملت، چهکسانی کودتا کردند؟ آمریکاییها، انگلیسیها و عوامل رژیم. درست است؟ آنجا هم همین شعبانبیمخ و چاقوکشها و فواحش و لاتوپاتها را پول دادند و به خیابان آوردند که بزنید، چاقوچاقو کنید، بکشید! منتهی آن موقع نه ملت مثل ملت الان بود، نه رهبریها مثل این امروز بود، نه تجربهها و استحکام و قدرت مقاومت مردم اینقدر بود. این اتفاقی که در این دو روز اغتشاشات افتاد، اگر بگوییم هزار برابر کودتای ۲۸ مرداد بود، مبالغه نکردیم و کم هم گفتیم. الان هم همان سیاست و همان نقشه را عیناً اجرا کردند. یعنی آنجا آمدند و جلوی مردم و به اصطلاح دولت مردمی، لاتوپاتها و چاقوکشها و چماقدارها را بیرون ریختند؛ فواحش و آدمهای فاسد با خشونت شدید آمدند. بعد به خانه مصدق ریختند. به آن صورت مقاومتی نشد چون مردم مثل الان در صحنه نبودند. حمله کردند و رفتند. الان مثل توی ونزوئلا چی شد؟ دولت دموکراتیکِ مردمیِ ضدآمریکایی بود. رفتند و قشنگ رئیسجمهورشان را دزدیدند. هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است. حالا بعد نمیدانیم چه بشود. آن زمان هم در خانه مصدق ریختند. فقط همان چند مأمورِ آنجا دفاع کردند و کس دیگری در صحنه نیامد. مصدق را گرفتند، بعد رفتند کاشانی را گرفتند و تمام شد! اینها هنوز در آن فکر هستند که فکر میکنند این ایران همان ایران است. یعنی دقیقاً کودتای ۲۸ مرداد هزار برابر شده ولی خط همان خط بود. چماقدارها و چاقوکشها وحشیانه بیایند بزنند و لتوپار کنند تا مردم بترسند و کنار بروند. اینها یک عدهای را از رهبرها بگیرند و بکشند و اعدام و بازداشت کنند، تمام شد و دوباره برگردند. مثل زمان پهلوی دوباره آمریکا و انگلیس و اسرائیل و اینها برگردند. اصلاً اینها همانها بودند. اینها همانها هستند.
اغلب شماها که آن زمان نبودید، چماقدار میآوردند. همین بیمارستان امام رضا که مأمورهایش حمله کردند، بچههای کوچک را کشتند. سرم بچههای توی بخش اطفال را کشیدند و زدند و بعد ملت آمدند و تحصن کردند و درگیری و اینها. من یادم است همان روز آنهایی که سن آنها بالاتر است یاد آنها است دیگر. برای این که جلوی مردم بایستند و مردم را بترسانند، چند صد چماقدار رفتند و از جاهای دیگر با پول خوب آوردند. گفتند در خیابان با چاقو و چماق هر کسی را میبینید بزنید که مردم بترسند.
الان دیماه است. درست است؟ الان 25 دی است. خب، 9 و 10 دی مشهد سال ۵۷ چه خبر بود؟ قتلعام مردم مشهد بود. همینها بودند. همین رژیم پهلوی بود، بابای این، و همین آمریکاییها، انگلیسیها و اسرائیلیها. در همین مشهد با تانک بالای مردم آمدند. یعنی زن و بچه در صف نفت بودند، کنار خیابان میرفتند، اینها را به رگبار مسلسل بستند. با تانک روی مردم میآمدند. آن اوج کشتار مشهد، ۱۷ شهریور تهران میشود ۹ و ۱۰ دی مشهد. دیگه این آخرین زور رژیم بود و همین فرماندهی آمریکاییها و انگلیسیها؛ همینهایی که الان حمله کردند. گفتند میزنیم، میکشیم و قتلعام میکنیم تا اینها بترسند، اما نترسیدند. دوباره ملت توی صحنه آمدند.
رهبری آیتالله خامنهای آن موقع مشهد بود و رهبر مبارزات ایشان بود دیگه. اصلاً خود ایشان آن راهپیمایی بزرگ ۹ و ۱۰ دی را رهبری کرد و ایشان هی میگفت که خشونت نکنید. یک ساواکی را در بیمارستان امام رضا دیدند که آمده بود ببیند چه خبر است. مردم او را شناختند میخواستند او را بکشند. ایشان نگذاشت. به یکی دوتا مأمور مشکوک بودند ایشان گفت کسی را نکشید و نزنید. بالای ماشین ایستاده بود به مردم میگفت من را میشناسید؟ میگفتند بله. ایشان گفت هر کس صدمه بزند و بکشد و این کارها را بکند، با ما نیست. یعنی همش جلوی خشونت را میگرفت ولی مردم را به صحنه میآوردند.
خب، همانهایی که آن موقع در ۹ و ۱۰ دی مردم مشهد را به مسلسل بستند، همانها پریروز مردم مشهد را به چاقو و چماق بستند. همان چماقدارها و همان تیپ هستند و رئیسجمهور آمریکا گفت که مشهد آزاد شد. مشهد را گرفتیم. تبریک گفت! نمیدانم به چه کسی تبریک گفت؟! رئیسجمهور آمریکا گفت که مشهد را گرفتیم. خب عمو! مشهد برای شما بود، کل ایران دست شما بود، ملت از شما گرفت. همانها هستند، ۹ و ۱۰ دی همینها بودند. حمله به بیمارستان امام رضا در همین مشهد همینها بودند. همینهایی که در جنگ ۱۲ روزه حمله کردند، همینها بودند. همین آمریکا بود، اسرائیل بود، اینها بودند دیگه. شما که بر همه چیز ایران مسلط بودید. همان چماقدارهای پهلوی هستند.
شکنجههایی که در زندان شاه میشد، زیر نظر و آموزش افسران آمریکایی و اسرائیلی بود. ببینید شکنجههایی که در دنیا کمتر جایی بود. بروید خاطرات زندانیان را بخوانید. ما یک دو تا از، دو سه نفر از بستگان ما که زندان بودند، تعریف میکرد. میگفت ما را میبستند و سوزن زیر ناخن ما میکردند تا ته فشار میداد. دستهای ما بسته بود. بعد زیر سوزن فندک روشن میکرد و داغ میشد یا با انبردست ناخن ما را میگرفت و میکشیدند. شلاق میزدند. شش هفت نوع شلاق داشتند که بعضیهایش میگفت وقتی کف پا میزدند، بیرون میآمد یک تکه از گوشت کف پای تو را میکَند. دستگاه آپولو دست و پا را میبستند، شوک الکتریکی، شلاق، فلان، یک چیزی هم روی سرت، داد که میزنی باز یک شکنجه مضاعف با صدای داد تو ده برابر بشود که دیوانه بشوی. یکی از دوستان ما میگفت، خانم او را روی تخت بالا بسته بودند، شلاق میزدند، خود او را روی تخت پایین. میگفت خون خانم من روی من میریخت و به خانم او جلوی خود او تعرض کردند. ایشان میگفت که من را روی اجاق گذاشتند تا بسوزانند. تا یک ربع- بیست دقیقهای خیلی میسوختم و اذیت میشدم. دیگه متوسل شدم که «یا زهرا» یا «فاطمه زهرا» و... بعد از یک ربع- بیست دقیقه دیگر هیچچیزی را حس نمیکردم. فقط بوی کباب میآمد. بوی گوشت سوخته و دود در اتاق بود که میگفت تا ماهها نمیتوانستم بنشینم، نمیتوانستم راه بروم. حتی دستشویی میخواستم بروم، سینهخیز باید میرفتم. اینجوری میزدند. زمان پهلوی همین بود. زیر نظر همین آمریکاییها و اسرائیلیها.
خانم دباغ میگفت اینقدر من را زدند، یک جاهایی از پوست بدن من پوسید. مثل این که میخواست بپوسد. بو گرفته بود که این شکنجهگرها که میآمدند من را بزنند، دماغ خود را میگرفتند و من را میزدند. بچه دختر ۱۳ ساله من را به قصد کشت میزدند. توهین، اذیت. که ایشان میگفت هر وقت او را میآوردند، میگفتم خدا کند شهید شده باشد. خانم دباغ میگفت یک وقت دختر من را آوردند و آنجا انداختند، دیدم تکان نمیخورد. خوشحال شدم. گفتم خب الحمدلله مرده، شهید شده است. دیگر زجر نمیکشد. بعد ۱۰ دقیقه دیدم یک تکانی خورد، ناراحت شدم. ایشان میگفت بدن من کلاً چیز شد که فکر کردند من سرطان پوست گرفتم یا همچین چیزی. من را بیمارستان بردند که بعد از بیمارستان نیروهای انقلابی ایشان را فراری دادند و رفت سوریه و لبنان و آنجا و فعالیتهای خارج از کشور کرد. اینها همانها هستند. اینها همانها هستند. تعجب نکنید چه جوری اینجا در این چند روز، در خیابانها اینقدر خشن عمل کردند.
اسناد لانه را بخوانید. اسناد ساواک را بخوانید. آزادی آنها در یک حد بود که یک رمان خارجی به نام "خرمگس" بود. این یک مورد است که من خودم به یاد دارم. یکی از بچههای دبیرستان ما رمان خرمگس را خوانده بود. او را گرفتند. تا چند ماه از او خبری نبود؛ برای این که یک کتاب رمان خوانده بود. توضیحالمسائل امام که بحث سیاسی نبود؛ بحث وضو و غسل و اینچیزها است. اگر میگرفتند، شش ماه زندان و کتک داشت. اینگونه بود. بعد اینها از آزادی سخن میگویند. در رسانههای خود ما به خود ما فحش میدهند. میگویند آزادی نیست! در رسانههای خودت در داخل، هرچه به دهان آنها میآید، میگویند. بقیه و همهشان همینطور هستند. فرانسه دم از حقوق بشر و دموکراسی میزند.
اینها دو میلیون نفر را در الجزایر کشتند. دو میلیون مسلمان الجزایری را کشتند تا غارت آنها را ادامه بدهند. در شرق آسیا میلیونها نفر را کشتند. در آفریقا کشتند. انگلستان چهل ملت و چهل کشور دنیا را قتلعام و غارت کرده است. هنوز هم دارند غارت میکنند. رژیم خود او سلطنتی است. بعد به ما میگوید که جمهوری و دموکراسی شما را قبول نداریم. اینها خودشان، شما میدانید کانادا و استرالیا و نیوزلند و اینها، که اینها هنوز جمهوری نیستند و سلطنتی هستند. شاه آنها هم شاه انگلیس است. در همین کانادا و استرالیا و نیوزلند، شاه انگلستان میتواند همینطور که از خواب پا میشود، بدون این که لازم باشد به هیچ کس توضیح هم بدهد، مجلس این کشورها را منحل کند، نخستوزیر آنها را عزل کند و قانون آنها را ابطال کند! اینها اینگونه هستند. بعد به ما میگویند: نه این انتخابات شما و دموکراسیهای شما قبول نیست.
هیتلر چه کاری کرده که ترامپ بدتر از آن کار را نمیکند؟ اصلاً سریع مرتیکه میایستد؛ امروز گفته هرطور شده گرینلند را میگیریم! گرینلند تقریباً به اندازه کل اروپا است؛ برای ماست! اعلام کرده است که رئیسجمهور ونزوئلا را که دزدیدند، گفته است: از امروز هر کس نفت ونزوئلا را میخرد، پول آن را به حساب ما میریزد.
میدانید همین الان هنوز عراق نفت که میفروشد، پول آن به آمریکا میرود دست عراقیها نیست. نفت عراق را هرچه بفروشد، دست آنهاست. اینها اینگونه هستند؛ یعنی علناً غارت میکنند. اینها میخواهند برگردند و بیایند.
دوستان یک مسئله مهم؛ تاریخ انقلاب را، تاریخ کشور را، اینها را باید دقیق بخوانیم و ببینیم. اتفاقاً در تقویم ببینید؛ همین امروز روز تاریخنگاری انقلاب اسلامی است. بسیاری از این اتفاقاتی که میافتد، برای ندانستن تاریخ واقعی است که چه اتفاقاتی افتاده است؟ چند روز پیش ۱۷ دی بود. ۱۷ دی چیست؟ کشف حجاب. دعوای تلاش برای کشف حجاب و برهنهسازی زنان ایران، فروپاشی اخلاق اجتماعی، اخلاق جنسی، فروپاشی خانواده، حرف تازهای نیست. ۱۷ دی ۱۳۱۴ ، 90 سال پیش میشود. ۹۰ سال پیش، انگلیسیها به پهلوی دستور داد مردم همین مشهد را در مسجد گوهرشاد قتلعام کردند. حالا قانون آن ۱۷ دی آمد و الا تلاش برای کشف حجاب از قبل از آن بود. از آن موقع ۹۰ سال است که شما دارید در این کشور با مسئله حجاب مبارزه میکنید. بعضی به خیالشان این ماجرای ۱۴۰۱ و اینها چیزهای جدیدی بود. گسترش مشروبفروشی، قمارخانه، مواد مخدر؛ خود حکومت پهلوی، اصلاً خواهر شاه (اشرف) در ایران و در منطقه رئیس کل قاچاق مواد مخدر بود. اینها یک چنین چیزی هستند.
یک برنامه دیگر آنها ترساندن ملت است که آی آمدیم! آی میآییم! ترامپ چند روز قبل از این اغتشاشها گفت که در روزهای آینده منتظر خبری از ایران باشید! خب آن خبر همینها بود. بعد که شد، گفت اگر جلوی این اغتشاشکنندهها بایستید و اینها را بزنید، ما آمریکا مستقیم وارد جنگ میشویم و حمله میکنیم. که حالا این هم وعده اوست. خب حمله کن دیگه! تو وسط مذاکره، همان ۱۲ روز به ما حمله کردی، سر ۱۲ روز هم به غلطکردن افتادی. الان هم اگر سیگنالهای داخل نباشد، جرأت نمیکند حمله کند. وقتی از داخل یک سیگنال ضعف میآید حمله میکند؛ آن دفعه هم همینطور شد. و الا چرا در آن ۴۰ سال جرأت نکردی حمله کنی؟ نه مذاکره کردیم، نه جنگی شد. این که سیگنال ضعف میدهی، هم مذاکره کردی هم جنگ شد. دقت میکنید؟ هم چوب را میخوری هم پیاز را؛ اینگونه است.
حالا الان دارند میترسانند که آی آمدیم! آی دوباره میآییم! فلان و از این حرفها. بعد دیروز به رئیسجمهور آمریکا گفتند تو گفتی اگر کشته بشوند وارد جنگ میشوی؛ خب از آنطرف هم کشته شدند، چرا وارد جنگ نمیشوی؟ گفت: نه! من خبرهایی که دارم، یکچند نفری زیر دست و پا ماندهاند. اینگونه هستند. نوکرهای خودشان را هم مثل آبخوردن میفروشند. اگر جلوی آنها بایستی... امام(ره) گفت اینها مثل سگ وحشی هستند، سگ هار هستند. اگر بایستی، میایستد؛ اگر فرار کنی، دنبال تو میآید تا تو را پارهپاره کند. اگر بایستی، او هم میایستد. اگر جلو بروی، او عقب میرود. اینها اینگونه هستند. هر وقت عقب آمدیم، آمد بیشتر زد. هر وقت ضعف نشان دادیم، بیشتر زد. حالا یک مقالهای را که خودشان نوشتند؛ خودشان هم باطناً میترسند. و گاهی ترس آنها را یکعدهای اینجا میریزند.
ببینید این مقاله را بعد از جنگ ۱۲ روزه نوشتند. میگوید: باید مراقب باشیم؛ ایران فرصت مقابلهبهمثل و زدن ضربات سنگینی را به آمریکا و ناتو و به اسرائیل دارد. باید مراقب باشیم که ایران مثل این کشورهای دیگر نیست که بگیری و بزنی. اینها در این ۱۰-۱۵ سال به ۱۰ کشور مسلمان حمله کردند. عراق، سوریه، لبنان، غزه، لیبی، یمن، سودان، سومالی. بعد میگوید که ایران هیچ کدام از اینها نیست؛ نه ملت آن، نه حکومت آن، با اینها فرق میکند.
حالا ببینید، این مقاله بعد از جنگ ۱۲ روزه نوشته شده است. میگوید: امکاناتی که ایران برای مقابلهبهمثل با ما دارد:
یک) ممکن است تمام منابع نفتی را که انرژی آمریکا و ناتو را در منطقه تأمین میکنند و برای ایادی آمریکا است، همه را بزند. ایران میتواند پالایشگاهها و چاههای نفت را که اقتصاد ما روی آنها است، همه را در خلیجفارس بزند.
دو) ایران میتواند جوخههای عملیاتی را در کل جهان فعال کند؛ یعنی تیمهای عملیاتی. مگر شما اینجا ترور نمیکنید؟ بمب نمیگذارید؟ انفجار نمیکنید؟ میگوید: ایران هم میتواند بیاید و در کل دنیا طرفدار دارد. جوخههایی شروع کنند و در کل دنیا راه بیفتند و همین کارهایی را که ما میکنیم، با ما بکنند. آمریکاییها را ترور کنند و به منابع ما حمله کنند. در سطح جهان، حتی داخل آمریکا؛ میگوید ایران حتی داخل آمریکا نیروهایی دارد که اگر بخواهد کارهای مقابلهبهمثل بکند، میتواند. در جهان اسلام که چه بسیار.
سه) امکان موشکباران ۱۰ پایگاه آمریکا در منطقه و ۲۵ پایگاه آمریکا و انگلیس تا فاصله ۳۰۰۰ کیلومتری با موشکهایی از نوع همین خیبرشکن. این موشکهایی که دیدید ۴-۵ تای آن خورد، اسرائیل گفت: دیگر بس است! که یک موشک زدند، ۶ برج پایین آمد. کل مرکز موساد با خاک یکسان شد. یک ساختمان آنها را زدند، ۲۳ خلبان در آنجا کشته شدند. خودشان بعداً اینها را اعلام کردند. وگرنه که ول نمیکردند. آنقدر میزدند تا ما غزه و بدتر بشویم. دیدند ملت ایستادند، تسلیم نمیشوند، نمیترسند؛ این موشکهایی هم که هست.
خدا تهرانیمقدم، حاجیزاده، سلامی، باقری و بقیه این شهدای عزیز را رحمت کند که ملت خود را نجات دادند و سرفراز کردند. ملتهای مستضعف را علیه استکبار و جنایتکاران مسلح کردند. ملت یمن، ملت لبنان، ملت عراق، اینها را مسلح کردند و الا هیچکدام از اینها نمیتوانستند مقاومت کنند.
چهار) میگوید: زدن ناوهای آمریکا تا دوردست. میگوید: اینها موشکهایی دارند که میتوانند ۲۰۰۰ کیلومتر آنطرفتر هم، شمایی را که عقب میروی و خیالت است که در رفتی، در ۲۰۰۰ کیلومتر آنورتر، ناو را میزنند و غرق میکنند.
پنج) موشکباران بیسابقه اسرائیل.
شش) بستن تنگه هرمز و کانال سوئز و تنگه بابالمندب، یعنی ۷۵ درصد اقتصاد جهان و غرب.
هفت) عملیات ترور و تخریب داخل خاک آمریکا و اتصال با تجزیهطلبان ایالتهای تجزیهطلب در آمریکا و جنبش سیاهان و سایر معترضان در آمریکا. به ویژه احتمال عملیات علیه شخص ترامپ یا سران ایالات متحده. میگوید: همانطور که ما فرماندههای سپاه آنها را زدیم، جلسه سران قوای آنها را زدیم، ترور کردیم، خب اینها هم ممکن است بیایند و در آمریکا همین کار را با ما بکنند. دنیا هم میپذیرد؛ میگوید: خب شما کردید، این هم جواب آن؛ شما شروع کردید.
هشت) عملیات زدن سران ضد انقلاب در خارج کشور که در این اغتشاشات و خونریزیها دست داشتند.
نه) ائتلاف با همه گروههای ضد آمریکایی در سطح جهان.
ببینید، اینها مقالاتی است که خودشان بعد از جنگ ۱۲ روزه نوشتند. گفت ایران فرق میکند؛ هم مردم آن یک مردم هستند، هم انقلاب؛ آنجا یک کشور نیست، یک انقلاب است. اینها در کل جهان طرفدار دارند و این کارها را میکنند. چه کار میکنند؟ دموکراتهای وحشی باید از طریق رسانه، جای شهید و جلاد را در افکار عمومی عوض کنند. حقوق بشر، انساندوستی، خشونت و... .
دقت کنید؛ تحریف دین، یکی از بحثهای آنها است. روز تاریخنگاری است. تحریف تاریخ، تاریخ اسلام، تاریخ ایران، تاریخ غرب، تاریخ تمدن، تاریخ علم. امروز سالگرد فرار شاه از ایران است؛ ۲۶ دی. یعنی بابای این، آمریکاییها و اینها شکست را پذیرفتند. سالگرد فرار ۲۶ دی، فرار شاه از ایران بود که گریه کرد و مثل سال ۳۲ فکر کرد. آن موقع هم در رفت؛ گفت میروم استراحت کنم. سه روز بعد، چند روز بعد برگشت؛ کودتا شد. به خیال اینها الان هم همینطور است. این ۲۶ دی که رفت، گفت میخواهم استراحت بکنم، برمیگردم؛ دیگر رفت که رفت. حالا آمریکا هنوز میخواهد آنها را برگرداند. از همان ۲۶ دی ۵۷ به دنبالش هستند.
شهادت و تیرباران نواب همین روز است. تحریف تاریخ. بروید ببینید راجع به نواب و راجع به پهلوی و راجع به ملیشدن نفت چهها میگویند. چه دروغها میگویند. تاریخهای جعلی. ۱۷ دی، کشف حجاب را چطور معکوس معرفی میکنند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی