شبکه یک - 17 فروردین 1401

روز ازل چه اتفاق افتاد؟ (3) (قرآن، انسان، خلقت، خلافت، هبوط)

بسم‌الله الرحمن الرحیم

تأمل در بعضی از آیات قرآنی که خودمان را به ما معرفی می‌کند بدون وحی، بدون قرآن و انبیاء، انسان به بخش کوچکی از واقعیت خودش و ظرفیت‌ها و استعداد خودش و عمدتاً مربوط به جسم و غریزه و معاش خود می‌تواند پی ببرد آن هم البته لطف خدا و نعمت الهی است اما نسبت به ساحت باید گفت بی‌نهایت انسان هیچ است انسان ابعاد جسمانی دارد، عقلانی و روحانی، لذا انسان‌شناسی هم چند لایه است انسان‌شناسی ابتدایی که انسان‌شناسی تجربی است البته بسیار مهم است اما نه نسبت به لایه‌های بالاتر، انسان‌شناسی عقلی داریم که به ابعاد عقلی انسان که مختص به انسان در عالم است توجه کند و انسان‌شناسی در خصوص روح و روحانیت انسان و شهود باطنی و اقیانوس عظیم بی‌نهایتی که در درون تک تک ما هست و باید آن را کشف کنیم و در آن غوطه‌ور بشویم و صید کنیم و توضیح دادیم که بدون نور وحی هر سه این انسان‌شناسی‌ها ناقص، نابالغ و پر از خطا احیاناً خواهد بود بنابراین نیاز داریم به قرآن و وحی که کمک کند تا سطوح پایین‌تر و سطوح دیگر انسان‌شناسی رشد کند و اهمیت انسان‌شناسی همان‌قدری است که اهمیت انسان است اگر انسان مهم است انسان‌شناسی مهم است و اگر نیست، نیست به همان اندازه که انسان و انسان‌شناسی مهم است و اشاره کردیم به بعضی منابع که می‌گوییم خدا را هم بدون شناخت انسان نمی‌شود درست شناخت و این خیلی برای انسان کمال مهمی است انسان‌شناسی راه یا بهترین راه خداشناسی است «من عرف نفسه فقد عرب ربه» را مثال زدیم و الا آیات بسیار دیگری در این باب هست و متقابلاً انسان‌شناسی هم بدون خداشناسی ناقص است بلکه محال است یعنی یک نسبتی است بین انسان و خداوند که این نسبت خاص انسان است و برای شناخت انسان و برای شناخت اصل که خداست،‌انسان آیت خداست برای شناخت این‌ها نمی‌توانیم رابطه این‌ها را با هم قطع کنیم یعنی انسان منهای خدا قابل شناخت نیست از آن شناخت سطحی ممکن است خدا هم بدون انسان که خلیفه او در زمین است بدون انسان‌شناسی امکان شناخت در سطوح بالا نیست و این اهمیت انسان را می‌رساند شاید هیچ موجود دیگری چنین شأنی ندارد که انسان دارد بنابراین در این جلسات باید چندین نمونه از آیات قرآن در باب ظرفیت‌ها، قدرت‌ها، اختیار،‌ عقلانیت، آزادی، معنویت و قدرت تصرّف و تسخیر عالم و قدرت تکامل، ظرفیت تکامل در انسان اشاره می‌کنیم در برخی از آیات، ما انسان‌شناسی و خداشناسی و هستی‌شناسی همه با هم است تفکیک نمی‌شود ولی ما مجبور هستیم به بعضی از آیات اشاره کنیم بنابراین من در این جلسات، کلاً بنایمان بحث در بخشی از آیاتی است که به متفکران علوم انسانی در دانشگاه‌های ما در شرق و غرب عالم کمک می‌کند به این که علوم انسانی و علوم اجتماعی و ایدئولوژی‌سازی‌هایی که می‌کنند که چه توصیفی از انسان و بعد چه توصیه‌ای به انسان در حوزه اقتصاد، تعلیم و تربیت، روابط بین‌الملل،‌ خانواده، روانشناسی، سیاست با توجه به این تعریف از انسان یک جور علوم انسانی و یک جور تمدن‌سازی بیرون می‌آید و بدون توجه به آن‌ها یک چیز دیگر می‌شود ما می‌خواهیم به نمونه‌هایی از این نورافکنی‌های قرآن بر روی انسان توجه بدهیم که کاملاً بطور مستقیم یا با واسطه به درد تمام علوم انسانی می‌خورد و به درد همه کسانی که دارند در حوزه مفاهیم اسلامی کار می‌کنند چون اسلام هم برای انسان آمده، اگر انسان نبود اسلام هم نبود و نمی‌آید و پیامبری نبود و پیامبر نبود و نه پیامبری بود و نه پیامبری بود. بنابراین برای دین‌شناسی هم شناخت درست شریعت و... شناخت انسان یک موضوع بسیار محوری است شناخت انسان بهترین راه شناخت خداست و شناخت انسان جدا از شناخت خدا و شناخت خدا جدا از شناخت انسان نمی‌گویم محال است اما در سطوح پایینی متوقف می‌ماند اما بهترین راه شناخت انسان پرسش از خداست که او را خلق کرد و در مورد انسان خداوند در قرآن و در آیات متعددی حرف زده است و هم خدمات و برکات انسان را گفته و هم صدمات و خطرات متوجه انسان را گفته است. از یک طرف ظرفیت‌های عجیبی در انسان که در هیچ اومانیسمی و به اصطلاح انسان‌گرایی در غرب و شرق عالم، قدیم و جدید، دینی و غیر دینی این‌طور نگاه توأم با اکرام و تکریم نسبت به انسان، یک چنین انسان‌شناسی زیبا باشکوه و متعالی ما نداریم و نشده است و وقتی این آیات را انشاءالله کم‌کم مرور کنیم به خودمان یک جور دیگر نگاه می‌کنیم یعنی از بعد از این جلسات باید به خودمان طور دیگری نگاه کنیم که عجب این عالم حقیقت مطلقی نیست جز خدا، هرچه هست او و آثار اوست. و او دارد راجع به من و تو و او، یک چنین تعابیری به کار می‌برد من این‌قدر مهم هستم؟ من در عالم خلقت این قدر مهم هستم که هستی بدون من و بدون انسان به یک معنا فاقد معنا بود. طبق بعضی از ادلّه اصلاً خلقت بدون انسان بی‌معنا و ناقص است. توضیح فلسفی، توضیح حکمت آن، توضیح نداشت این توضیح ناقص بود لااقل تا جایی که به ما مربوط می‌شود قابل فهم و قابل توجیه نبود آن وقت برای این که بفهمیم چقدر انسان بزرگ است و چه اعماق ناشناخته‌ای دارد کافی است توجه کنیم که خداوند از طریق پیامبر دارد به ما گزارش می‌دهد خب این خیلی مهم است که خداوند چرا باید به ما این را بگوید دارد به ما گزارش می‌دهد که وقتی خلقت شما و آفرینش شما شروع شد چه گذشت؟ در عالمی که شما تازه داشتید می‌آمدید قبل از شما در این عالم کسانی بودند فرشتگان الهی بودند. فرشته و ملک یک موجوداتی هستند که وقتی درست شناخته نشوند تبدیل به خرافات و ابزار شرک و بت‌پرستی و الهه‌ها و خدایان، بت‌ها و ارباب انواع و رب‌النوع و این‌طور چیزها می‌شوند که شما در تمام ادیان دنیا این‌ها را می‌بینید یعنی از تثلیث مسیحیت که دو میلیارد و خورده‌ای بشر تابع این دین هستند تا بودیزم و هندوئیزم تا بسیاری از ادیانی که همین الآن در آمریکا و آمریکای لاتین، آسیا و بخشی از اروپا هست که جهان را معنوی می‌بینند اما مشرکانه، معنویت از نوع مشرکانه و توأم با خرافات؛ یعنی جهان را توحیدی و تک قطبی نمی‌بینند فکر می‌کنند این فرشتگان ارباب انواع، اجنّه که همه دنیا الآن حالا یک زمانی مثلاً، دوران کودکی ما اجنّه و جن مسخره می‌شد و خرافات بود و در فیلم‌ها هم در دنیا از جن حرف نمی‌زدند الا برای مسخره ولی الآن شما می‌بینید که پرفروش‌ترین و فیلم‌های بزرگ دنیا هالیوود، شرق و غرب، دارد راجع به همین جنّ و مَلَک و باطن عالم، طی الارض و این‌طور مباحث دارد صحبت می‌کند از انیمیشن تا فیلم‌های بزرگ و پرطرفدار تا خواننده‌ترین رمان‌ها و پربیننده‌ترین فیلم‌های دنیا،‌ جایزه اسکار همه دارد به این‌ها می‌پردازد. جن در عربی یعنی پنهان، یعنی نامرئی این معنی کلمه‌اش است به جنین در شکم مادر جنین گفته می‌شود چرا؟ چون دیده نمی‌شود و در شکم مادر است به جنگل به باغ می‌گویند جنّت چون انبوع درخت است و زمین آن دیده نمی‌شود بنابراین کلمه جنّ و جنّت، ریشه این کلمه، جنّ، یعنی موجودی که برای عموم ماها نامرئی است هست ولی ما نمی‌بینیم عده‌ای از انسان‌ها می‌توانند ببینند کارهایی می‌شود کرد که آن‌ها را دید اما توصیه هم نشده است حالا راجع به جنّ هم قرآن توضیحاتی داده است. در کتاب ادیان هست در تمام معنویت‌ها و عرفان هست و در تمام مباحث فلسفی هم اثبات می‌شود که موجوداتی چرا و باید می‌توانند غیر از ما باشند در همین عالم ماده، در همین کره زمین بدون این بدن ما با بدن دیگری از نوع دیگری؛ حالا این که آمیخته با خرافات می‌شود و... آن بحث دیگری است ولی آن‌ها از جهاتی مثل ما هستند و متفاوت با ما هستند از جهاتی. حالا می‌خواهم این را عرض کنم که قبل از ما این موجودات در عالم بودند در همین کره زمین هم بودند کرات دیگر هم بسا باشند چون می‌دانید که هزاران هزاران میلیارد میلیارد کرات و منظومه‌ها و کهکشان‌های دیگر هست که زمین پیش آن‌ها چیزی نیست ما هم در زمین چیزی نیستیم و در روایات هم از پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) داریم که شما تنها موجودات عالم نیستید که در این‌جا دارید زندگی می‌کنید میلیاردها منظومه‌ها، کهکشان‌ها هست که آن‌جا موجوداتی دارند زندگی می‌کنند اما شما یک موجود خاصی هستید بخصوص در این منظومه و این کره. حالا برای این که شما اهمیت انسان و عمق ناشناختة انسان را بدانید کافی است توجه کنید که خداوند برای ماها همه تا آخر گزارش داده است که وقتی پدر و مادر شما را خلق کردیم که باز این را عرض کنم که هم در روایات ما هست و هم در بعضی از تفاسیر آیات قرآن که ما اولین انسان‌هایی نیستیم که در کره زمین بودیم یعنی قبل از حضرت آدم و حضرت حوّا، هم انسان‌هایی موجوداتی در همین کره زندگی می‌کردند که به دلایلی بعد از بین رفته‌اند یعنی شاید قیامت آن‌ها رسیده و اتفاقاتی به هر دلیلی در کره زمین افتاده و آن نسل‌ها منقرض شدند و تمام شدند و بعد دوباره نسل جدیدی از انسان خلق شده و متولد شده که از آدم و حوا(س) است. اگر نسل‌های دیگری قبل از ما بودند خداوند خیلی گزارشی به ما داده نشده چون لازم هم نبوده و ممکن است ما همه ابعاد آن را درست نفهمیم. در مورد خلقت نخستین ما هم وارد جزئیات نمی‌شود چون درک آن برای ما شاید ممکن نباشد در روایات اشاراتی شده که آن‌ها باید بحث بشود و مثل هر روایات دیگری باید کنار هم دیده شود و آیات و روایات دیگر برهان عقلی بحث بشود ولی گزارش‌های مهمی در بعضی از آن‌ها آمده که به بعضی‌هایش من اشاره می‌کنم ولی ببینید اهمیت چقدر است: 1) خداوند می‌فرماید من به شماها هم گزارش می‌دهم که چه شد؟ 2) می‌گوید انسان‌شناسی این‌قدر پیچیده است که فرشتگان نتوانستند انسان را درست بشناسند و بجا بیاورند یعنی وقتی خداوند اعلام کرد که «إنّی جاعل فی الارض و الخلیفه» من نماینده‌ای در کره زمین می‌خواهم بگذارم، منظور از نماینده، در عالم دنیا وقتی یک کسی می‌خواهد یک جای دیگر برود برای خودش یک جایی نماینده می‌گذارد می‌گوید ما رفتیم ایشان جانشین ما، این کلمه خلیفه و خلافت در مورد خداوند معنی‌اش این نیست که خداوند مثلاً بگوید من کره زمین گرفتارم دارم جاهای دیگر می‌روم یک جانشین و نماینده این‌جا می‌گذارم حضرت آدم باشد کارها را دست شما سپردیم و رفتیم! این نیست. هیچ حقیقتی در این عالم نیست که مستقل از خدا حتی یک لحظه و یک آنِ فرضی امکان بقاء و امکان وجود داشته باشد این نمایندگی که می‌گویند نماینده مثل این که بگوید این نماینده یعنی نمایشگر، این موجود ممکنِ مخلوق که خالق نیست تنها موجودی است که یا موجودی است که بیش از همه موجودات عالم می‌تواند خداگونه باشد خداگونه نه این که شریک خدا و مثل خدا، خداگونه یعنی صفات الهی را در خودش نشان بدهد یعنی اگر خداوند علم مطلق، قدرت مطلق، جمال مطلق، رحمت مطلق و... است این موجودی است که می‌تواند در سطحی فروتر از خداوند و بدون ضرورت و وجوب از طرف خودش، بدون استقلال، تمام این صفات را می‌تواند داشته باشد و بیش از هر موجودی در این عالم صفات خدایی از خودش نشان بدهد به این معنا خلیفه و نماینده است یا این که می‌گویند خداوند بخشی از عالم و ممکنات را به کمک فرشتگان اداره می‌کند معنی‌اش کمک نیست خدا به کمکی نیاز ندارد این واسطه، این‌ها اسباب و واسطه در تحقق مباحث هستند یعنی این خانه ساخته نمی‌شود الا با آجر، نه این که خداوند نمی‌تواند بدون آجر خانه بسازد صورت مسئله را باید درست مطرح کنیم بنابراین همین‌طور که می‌گویند نظام عالم یک نظام علّت و معلولی است نظام سبب و مسبّب است چه در حوزه زندگی انسان و چه بدون انسان در عالم طبیعت چه در حوزه ماوراء طبیعه، یعنی عوالم بی‌نظیری که طبیعت نیستند و تمام این میلیاردها کهکشان‌ها که هنوز شناخته نشدند. پریشب دیدم دارند گزارش می‌کنند که آخرین آماری که دارند این است که 10 به توان 10، ده هزار میلیارد کهکشان تا الآن مطمئن هستند که هست و در هر کدام از این‌ها چند میلیارد منظومه هست و در هر منظومه، منظومه‌هایی که 10 به توان 9، عرض شود هزار میلیارد ستاره و سیاره و کراتی که بسیاری‌شان از زمین و خورشید بزرگترند این‌ها در هر منظومه‌ای هست باز در هر کهکشان چه تعداد منظومه هست بعد ده هزار میلیارد کهکشان تا الآن مطمئن هستند که هست. ببینید این عالم چه خبر است؟ این سماوات سبع که قرآن می‌فرماید بعد بعضی‌ها می‌گویند تازه کل این‌ها آسمان اول است چون قرآن می‌فرماید «السماء الدنیا»، دنیا یعنی نزدیک، پایین. آسمان پایین را شما می‌بینید این ستاره‌هایی که برای شما مثل زینت زیباست لذت می‌برید تازه ما نمی‌بینیم یک تلسکوپی رها کردند چند دهه است، 30 سال است، حداقل در فضا گذاشتند که این همین‌طور می‌چرخد عکس می‌گیرد چه عکس‌های زیبایی انگار صدتا نقاش درجه یک نشسته‌اند این‌ها را می‌کشند آن وقت می‌گویند هر کدام از این نورها را که می‌بینید یکی است آن کهکشان است و با ما چند میلیون سال نوری فاصله دارد چه بسا آن‌ها چند میلیارد سال پیش مردند و نابود شدند الآن دارد نورش به ما می‌رسد! خب عالم چه خبر است؟ تازه همه این‌ها «السماء الدنیا» آسمان پایین و اسمان اول است اگر 7 به معنی عدد کثرت است مثل ما که می‌گوییم آقا هزارتا بودند! حالا هزارتا نه به معنی دقیق کلمه یعنی هزار، یعنی خیلی بود بی‌نهایت بود. اگر 7 عدد کثرت است که می‌فرماید سماوات سبع، 7 آسمان یعنی بی‌نهایت آسمان. اگر هم تازه 7 عدد به معنای 7 خود ما باشد کل این آسمان‌ها و منظومه‌ها آسمان اول است. یعنی 6 جهان دیگر، 6 عالم دیگر، اگر این تفسیر درست باشد باز هست که اصلاً ما هیچ خبری از این‌ها نداریم بعد تمام این‌ها که خودش ناتمام و بی‌نهایت است تمام این‌ها عالم ماده و عالم طبیعت است عالم ماوراءالطبیعه چیست؟ روایت می‌گوید که به موازات کعبه در این‌جا در آسمان چهارم کعبه‌ای است، در آسمان سوم چه خبر است و... این آسمان‌ها کدامش همین آسمان‌های مادی و عالم است و کدام آسمان به معنای عالم بالا و متعالی و معنوی است ما هیچیم به لحاظ مادی و این بدن و این جسم، به لحاظ منِ مشخص و توی مشخص ما هیچیم، کل این کره زمین هم هیچ است اما چطوری است که یک معنای فوق‌العاده و بی‌نهایتی این‌جا هست که در انسان مجسم شده است که با کل این عوالم برابری می‌کند این پیام قرآن و انسان به ماهاست که چرا خودتان را دست‌کم گرفتید؟ چرا برای خودتان اهمیت قائل نیستید برای زندگی‌تان، برای مرگ‌تان، برای لحظه لحظه‌هایتان، برای استعدادهایتان، اصلاً هدف شما خیلی بالاتر از خودتان و خیلی بالاتر از کل این عالم است هدف شما من هستم، شما را برای خودم خلق کردم برای خودم یعنی، سطح شما از سطح همه موجودات این عالم بالاتر است این همه می‌توانید اوج بگیرید خداوند دوتا گزارش داده که دو گروه سر انسان با هم بحث و گفتگو کردند حالا بحث‌شان بحث لفظی مثل ماها نبوده، چه نوع بوده ما نمی‌دانیم اما یک نوع گفتگویی بوده است و خداوند دارد به ما گزارش می‌دهد که وقتی شما آفریده شدید آغاز حیات شما و این نسل از انسان لااقل روی کره زمین اتفاق افتاد یک پرسش‌ها و علامت سؤال‌هایی روی وجود شما بود روی فلسفه آفرینش شما تشکیک و تردید شد اولاً از طرف فرشتگان، یعنی فرشتگان با آن عظمت که موجوداتی معصوم هستند یعنی غریزه و شهوت و هوس ندارند یک موجودات تمام عقلانی و تمام الهی‌اند و مثل من و شما هم بدن و ماده نیستند و نقش مهمی در تدبیر عالم به امر خدا دارند که البته این‌جا تفسیر غلط شد. دیدید که در انواع اساطیر هند و یونان باستان شرق و غرب، می‌گویند که خدای باران، خدای آتش، خدای عشق، خدای جنگ، این‌ها اصل این مسئله که فرشتگانی هستند که خدای معرفت، و... اصل این‌ها درست بوده ولی اصل این‌ها تحریف شده و مشرکانه شده است. مثلاً حضرت جبرئیل، گابریِل که همه ادیان الهی از آن بحث می‌کنند این فرشته معرفت است که وحی هم توسط ایشان صورت می‌گیرد سطوح پایین‌تر از وحی الهامات معنوی ایشان و نیروها و فرشتگانی که در سراپرده او هستند یا جناب اسرافیل چه نقشی دارد؟ مثلاً جناب عزرائیل و عوامل او، فرشته مرگ، فرشته‌ای که انسان و همه موجودات را از این عالم به عالم بعد منتقل می‌کند این‌ها انتقال از این عالم طبیعت به عالم بعد با این‌هاست. میکائیل چه نقشی دارد و... بعد بعضی آمدند خود این‌ها و عوامل این‌ها را خدا کردند و این بت‌ها را بر اساس این‌ها درست کردند این بت‌پرستان که نمی‌گفتند نه بت‌پرستان زمان پیامبر نه زمان الآن، شما الآن برو به هند، عین بت‌پرستان همان موقع‌اند در ژاپن، ‌خیلی جالب است دانشگاه توکیو جلسه داشتیم رفتیم، توکیو شهر صنعتی و دانشگاه و... است در همین شهر لااقل 50 تا بت‌خانه است یعنی من 40 – 50تای آن‌ها را رفتم دیدم عین بتخانه‌های زمان حجاز پیامبر(ص) 1400 سال پیش. قشنگ بت‌ها را گذاشتند آب می‌گذارند، هدیه می‌دهند، چیزی می‌نویسند می‌گذارند که به آن‌ها داده شود، دعا و... زمستان هم بود برای بت‌ها لباس کاموایی پوشانده بودند که سرما نخورند و همه‌شان هم به خدای خدایان قائل‌اند زمان پیامبر(ص) هم بودند نمی‌گفتند خدا نیست می‌گفتند ما خدا را که قبول داریم منتهی او خیلی بزرگ است و کارهای دیگر دارد منتهی ما و امورات زمین دست این خدایان است اجنه، فرشتگان، ارواح گذشتگان، بزرگان. یا اشیاء، مثلاً این خورشید، نمی‌گفت این خورشید ما را خلق کرده، می‌گفتند خدای خدایان است اما این خورشید منشأ حیات ماست ما این را عبادت می‌کنیم بعد این خودش به خدا گزارش می‌کند و کارهای ما را درست می‌کند، اصلاً توحید آمد با خرافات مبارزه کرد و الا معنویت بود، معنویت خرافی بود. ملحد در دنیا همیشه اقلیت هستند همان زمان کفاری که قرآن می‌گوید در حجاز، ملحد و ماتریالیست نبودند، یک اقلیت کمی بودند و آن مشرکین بودند الآن هم در دنیا ملحد یعنی کسانی که بگویند من قطعاً یقین دارم که عالم فقط ماده است انسان هم فقط جسم است اصلاً چنین کسانی نیستند یا ادعای علمی ندارند و نمی‌توانند بکنند، بحث‌شان حداکثر این است که ما این حرف‌هایی که انبیاء گفتند این‌ها را نمی‌پذیریم یا قبول نداریم این‌ها را شک داریم یا نمی‌فهمیم نمی‌گویند قطعاً هرچه هست فقط جسم و ماده است ا صلاً نمی‌توانند اثبات کنند می‌گویند این که شما می‌گویید غیر از جسم و بدن و دنیا مسائل دیگری هست روح است ابدیت است و... ما این‌ها را نمی‌فهمیم و نمی‌پذیریم و شک داریم یعنی می‌شود شما به لحاظ صنعتی و علمی و پزشکی و مدنی خیلی هم جلو باشید اما به لحاظ فرهنگی و انسان‌شناسی و هستی‌شناسی در همان هزاران سال پیش مانده باشی چنانکه برای من خیلی عجیب بود که استاد دانشگاه توکیو می‌بینم که آمده فوق مهندسی است آمده جلوی بت‌ها دعا می‌کند، نذر می‌کند شمع روشن می‌کند و به بت‌ها احترام می‌گذارد همین الآن این‌ها هستند. خب ببینید انسان این قدر موجود پیچیده‌ای است که 1) خداوند و یک توجه خاص به خلقت او کرده است. 2) به ما گزارش می‌دهد که تا ابد به همه انسان‌هایی که می‌آیند گزارش می‌دهد که قضیه چه بود؟ 3) این‌قدر انسان پیچیده است که فرشتگان که یک موجودات خاصی هستند و به اذن خدا و از طرف خداوند بر تمام این کهکشان‌ها و اقیانوس‌ها و حیوانات و موجودات ریزی که با چشم دیده نمی‌شوند تا بزرگترین موجوداتی که هنوز پیدا نشدند شما می‌دانید شاید میلیون‌ها میلیون موجود در همین کره زمین است که تا همین الآن اصلاً دیده نشده و کشف نشده است تا همین الآن هر ماهی که می‌گذرد می‌گویند یک موجود جدیدی که برای اولین بار دیده شده پیدایش کردیم. عمق جنگل‌ها، زیر اقیانوس‌ها و خاک و... در روایت دارد که پیامبر(ص) می‌فرماید شما فکر می‌کنید فقط شما در این عالم هستید؟ زیر شما خبرهاست. به اندازه دنیایی که در این بالا می‌بینید زیر پای شما و زیر زمین دنیاهاست انواع و اقسام موجودات و دنیاهاست که شما نه خبر دارید و نه اسم آن را شنیدید و نه تصوری از آن دارید. خب بین این‌ها فرشتگان یک بخش خاصی دارند. فرشته یک موجود مجرد عقلی است یعنی مادی نیست طبق نظر غالبی که بحث می‌شود ولی همین فرشته که اسرار این عالم را می‌داند اسرار انسان را انگار درست متوجه نمی‌شود و کم می‌آورد. فرشتگان الهی، آن هم فرشتگانی که در محضر خدا هستند و حالا این محضر و حضور هم حضور جسمی و مادی نیست یعنی فرشتگان هم مراتب دارند همه مثل هم نیستند این‌ها فرشتگانی بودند که خداوند این‌ها را شاهد بر خلقت انسان گرفت! این‌ها در حیات انسان نقش دارند باید بدانند که چه اتفاقی دارد می‌افتد و این‌قدر به حریم خداوند و حریم کبریایی نزدیک هستند آن‌ها کم آوردند! قرآن گزارش می‌دهد و می‌گوید وقتی صحبت از این شد که خلیفه و دست من در زمین، نماینده من، چهره خدا در زمین و در عالم طبیعت و ماده قرار است بیاید این فرشتگان مسئله‌دار شدند البته این سؤالی که کردند سؤال عصیان و اعتراض و دعوا با خدا نبود سؤال واقعی بود دوتا نقطه ضعف در انسان مطرح کردند هر دویش هم درست بود حالا بعضی‌ها می‌گویند چون انسان‌ها نسل‌های قبلی بودند و این‌ها آن‌ها را دیدند روی این دوتا انگشت گذاشتند که خب قبلاً هم انسان‌هایی شبیه این‌ها با تفاوت‌هایی بودند شاید این‌ها که الآن پیدا می‌شود می‌گویند فسیل‌ انسان‌ها چند ده میلیون سال پیش بوده، البته این‌ها قطعی نیست ولی همین احتمال که می‌دهند شاید همان مربوط به انسان‌هایی بوده است که در دوره‌های قبل بودند و از بین رفته‌اند یعنی در زمین قیامتی برپا شده زلزله‌ها، آتشفشان‌ها همین که خداوند می‌گویند دوباره هم اتفاق خواهد افتاد وقتی می‌فرماید «إذا بحار سجّرت» باز زمانی خواهد رسید که کوه‌ها مثل پنبه‌های زده شده می‌شوند و ستاره‌هایی که شما می‌بینید تاریک می‌شوند و از دل اقیانوس‌ها آتش بیرون می‌زند. بعضی‌ها می‌گویند قیامت همین اتفاقاتی است که به لحاظ کیهانی در کره زمین خواهد افتاد اما چه روزی نمی‌دانیم و آن‌جا هر کس خودش تنهایی از دنیا می‌رود و می‌میرد و قیامت کوچکش شروع می‌شود که عالم برزخ است آن قیامت اصلی که شروع شود در قرآن و روایت می‌فرماید که حتی یک موجود زنده باقی نمی‌ماند و حتی خود اسرافیل و صور اسرافیل، آن صدای عظیمی که در کیهان می‌پیچد و اتفاقی که می‌افتد که همه می‌میرند حتی خود اسرافیل هم می‌میرد نه این که نابود می‌شود هیچ کس با مرگ نابود نمی‌شود می‌میرد یعنی به یک حالت دیگری درمی‌آید علائم حیات دیگر در او نیست بعد دوباره بعد از آن قیامت همه زنده می‌شوند قرآن می‌فرماید که اولاً دارد به ابدیت انسان اشاره می‌کند ما داریم راجع به یک موجود ابدی حرف می‌زنیم نه یک موجود 50- 60 ساله! این هم تأثیر دارد در انسان‌شناسی و علوم انسانی یا نه؟ شما برنامه‌ریزی اقتصادی، سیاسی، تربیتی می‌کنید توجه دارید برای یک موجودی دارید برنامه‌ریزی می‌کنید که این تا ابد هست نه همین 40- 50 سال، به عوالم بعد از مرگ او هم توجه دارید؟ یا اقتصادت یک جوری می‌خواهی شکم او را سیر کنی که روح او نابود بشود؟ یا یک جوری سیرش می‌کنی که روحش هم رشد کند دو جور می‌شود او را سیر کرد، دو جور علم اقتصاد داریم، دو جور مکتب اقتصاد داریم، دوتا یعنی دو سنخ و الا ده‌هاست. سیاست وقتی می‌خواهید نظم اجتماعی بدهید و توزیع قدرت کنید توجه دارید که این قدرت و اثار آن با این انسان با یک موجود ابدی با این کرامت‌ها چه خواهد کرد؟ یا نه همین 40- 50 سال را می‌بینید که چه کسی قوی باشد چه کسی ضعیف باشد و قوی را چطوری استثمار بکند یا نکند؟ تقسیم علوفه است فقط؟ راجع به جنسیت انسان وقتی بحث می‌کنی می‌گوید روابط جنسی خارج از اخلاق و عدالت و تعهد متقابل نباشد خب تو داری غدد و هورمون‌های شهوانی او را می‌بینی اما انگار ابدیت او را نمی‌بینی که این انسان، این زن، این مرد، غیر از این که ماده و نر هستند و قبل از آن و مهم‌تر از آن انسان هستند نیاز جنسی دارد اما این نیاز جنسی به هر شکلی باید برآورده بشود؟ یا نه به روش انسانی فرق می‌کند با روش غیر انسانی؟ خب شما ببینید اخلاق جنسی هم عوض می‌شود این که می‌گویم هی دقت کنید این که بگوییم چه اهمیتی دارد خدا حضرت آدم را خلق کرده به ما چه الآن؟ خیلی به شما چه. خیلی مربوط است اگر فهمیدی انسان کیست آن طور که قرآن راجع به انسان توصیفاتی می‌کند اگر آن‌ها را فهمیدیم و دانستیم و پذیرفتیم نگاه‌مان به زندگی و به همه علوم انسانی و اجتماعی، به تمدن، به سیاست، به خانواده، به همه چیز عوض می‌شود و تغییر می‌کند اصلاً متعالی می‌شود نگاه هست و نگاه عالی به انسان و مسائل انسانی دو جور نگاه است خب این انسان این‌قدر پیچیده است که فرشته‌ها گیج می‌شوند از خداوند می‌پرسند ببخشید چرا یک چنین موجودی باید خلق بشود چه چیزی در عالم کم بود؟ چه در عالم کم است که این باید بیاید بخصوص با توجه به – فرشته‌ها روی دو صفت و دو رذالت در انسان انگشت می‌گذارند – 1) خشونت و 2) فساد. می‌فرماید این کسی است که «یفسد فی الارض و یفسک الدماء» سفک دم یعنی خونریزی، خب این موجود خطرناک وحشی است این‌ها خودشان همدیگر را می‌کشند احترام برای حیات و زندگی قائل نیست چرا این موجود باید خلق شود؟ دوماً فساد فی‌الارض. این‌ها زمین را به گند می‌کشند و زمین را فاسد می‌کنند در زمین الآن گناهی اتفاق نمی‌افتد این‌ها که می‌آیند گناهان شروع می‌شود عصیان در برابر خداوند و حقیقت مطلق. رذالت‌های اخلاقی بعد از این که این موجود بیاید شروع می‌شود و پیدا می‌شود. اصلاً خود زمین و اسمان و طبیعت کره زمین را این‌ها به گند می‌کشانند. همه جا را خراب می‌کنند چرا یک چنین موجود خرابکار گندزن، و خشن، خونریز، وحشی چرا باید خراب بشود یعنی در واقع فرشته‌ها گفتند وقتی دارید این موجود را با این بدن می‌آفرینید که شهوت دارد غریزه شهوت دارد، غریزه خشم و خشونت در او هست، خب معلوم است که دنیا پر از فساد و خشونت می‌شود چرا باید جهان منهای خشونت و منهای فساد را از دست بدهیم ریسک بکنیم با پیدایش یک چنین آدمی، یعنی سؤالی که فرشتگان از خداوند کردند علت آن این بود که انسان‌شناسی درست و کاملی نداشتند و انسان‌شناسی‌شان ناقص بود بیشتر داشتند به این بدن و جنبه مادی انسان فکر می‌کردند یعنی دیدند یک انسان با این شمائل و با این بدن، که خود این بدن اعجاز بزرگ است اصلاً بدن انسان خودش به تنهایی، با دقت و شکوه و نظم و زیبایی با تمام عالم شاید از جهتی برابری کند حضرت امیر(ع) می‌گویند که تو خودت را همین جرم کوچک چند کیلویی می‌بینی و فکر می‌کنی همین عالم است «و فی تنتوا العالم اکبروا» بعضی‌ها می‌گویند انسان عالم کوچک است و جهان آدم بزرگ است جهان کلش یک انسان است انسان بزرگ و آدم بزرگ است و انسان هم یک جهان است منتهی جهانی کوچک. حضرت امیر(ع) می‌گویند عالم بزرگ تویی. تو به لحاظ جسمانی کوچکی، اما حقیقت تو با تمام این عالم برابری می‌کند. حضرت امیر(ع) می‌گویند به شماها می‌گویند گناه نکنید و ظلم نکنید در واقع به شما می‌گویند خودتان را ارزان نفروشید چون شما دارید یک گناه می‌کنید یک ظلم می‌کنید مثلاً می‌خواهید چهار قلم، پولی؛ غذایی، شهرتی، این‌ها را می‌خواهی به دست بیاوری؟ یک جایی می‌خواهی رئیس بشوی یک مدرکی، برای همین ده – بیست سال، این‌ها برای چیست؟ تو داری چی را به چی می‌فروشی؟ پیامبر(ص) می‌فرماید تنها چیزی که در این عالم با شما برابری بکند حداقل بهشت است و الا شما از بهشت هم بالاترید. اصلاً مدام دارند به انسان می‌گویند شما کرامت دارید موجود بزرگی هستید وقتی که گناه می‌کنید ظلم می‌کنید فساد می‌کنید خشونت می‌کنید تو داری خودت را می‌فروشی به یک لحظه ارضاع این بُعد جسمانی و غریزی‌ات که این‌ها ابزار در اختیار توست تو خودت که این‌ها نیستی این‌ها تو نیستند این بدن تو نیست و موقت هم در اختیار توست ببینید چه منطق زیبایی دارد و چقدر انسانی است؟فرشته‌ها گفتند که خدایی که حکیم است چون این‌جا بعدش می‌گویند «إنّک أنت علیم حکیم» یعنی می‌فرماید تو علیمی، علم مطلق هستی همه چیز را می‌دانی و حکیم هستی یعنی همه کارها محکم است حکیم یعنی کاردرست، همه کارهایت و همه ابعادش حساب شده است وقتی که شما علیم و حکیم هستی این موجود هم که ما داریم می‌بینیم فساد و خشونت اصلاً قابل تفکیک از این نیست قطعاً این موجود می‌آید فساد و خشوت می‌آید حالا سؤال ما این است که چرا این باید خلق بشود چرا این باید خلیفه تو در روی زمین باشد مگر فلسفه این خلقت معرفت‌الله و عبادت‌الله نیست؟ مگر هدف خلقت خود خدا نیست؟ خب ما فرشته‌ها مگر نیستیم مگر این فرشته‌ها دارند الآن چه کار می‌کنند؟ «إنّا نقدس لک»، «إنا نسبح لک» موجوداتی هستند مشغول تسبیح و تقدیس هستند ما در فلسفه خلقت معناداریم جای ما در این هستی معلوم و روشن است و قابل فهم است این چرا دارد می‌آید؟ این یک موجودی که خلاف مسیر هستی حرکت می‌کند این چرا باید بیاید؟ سؤال‌شان سؤال اعتراضی هم نبود سؤال واقعی بوده است. این نشان می‌دهد که انسان چه موجود پیچیده‌ای است. خداوند هم به فرشته‌ها چه فرمود؟ وقتی که فرمود «إنّی جاعل فی الارض خلیفه» من دارم در زمین نماینده‌ای می‌گذارم بعد آن‌ها گفتند که چرا یک موجودی که خون می‌ریزد خشن و وحشی است و همدیگر را می‌کشند برای زندگی ارزشی قائل نیستند و جان همدیگر را ارزان می‌گیرند و زمین را هم به لحاظ عقلی و هم به لحاظ معنوی و اخلاقی به گند می‌کشند فساد، رذالت، گناه، وحشی‌گری، چرا این باید بیاید و این خلیفه شما در زمین بشود؟ مگر هدف خلقت تو نیستی؟ مگر خدا نیست؟ مگر جز تقدیس و تسبیح و اطاعت کار دیگری در این عالم درست است جز او هیچ کار دیگری اصلاً معنی ندارد و در خلاف مسیر و جهت هستی است چون کل هستی لله است و إلیه راجع است همه از خداست برای خداست و به سوی خداست پس هرچه غیر از خداست و غیر خداست باطل است و معنی ندارد و خلاف هستی دارد حرکت می‌کند و نابود می‌شود. «إن الباطل کان زهوقا» از بین می‌رود چیزی نیست کف روی آب است. آن وقت شما که علیم و حکیم هستی چطوری از آن علم و حکمت این خلیفه با این خصوصیات باید بیاید؟ خداوند به فرشتگان چه جواب می‌دهد؟ «إنّی أعلم ما لاتعلمون» خداوند به علم اشاره می‌کند یعنی شما انسان‌شناس نیستید شما به این بُعد جسمانی بشر توجه کردید که این خشم و شهوت دارد این بُعد را دیدید که خیلی از آدم‌ها این‌طوری هستند راست می‌گویید همین‌طور هستند که شما می‌گویید اما آن انسان‌هایی را شما ندیدید که چیزهایی می‌دانند و می‌توانند بدانند که شما هم نمی‌دانید و نمی‌توانید بدانید.

یکی از حضار: یک آیه‌ای اوایل قرآن در سوره بقره هست بعد فرشته‌ها از خدا می‌پرسند که من معنی‌اش را الآن دقیق یادم نیست ولی خداوند می‌فرماید من به آدم گفتم که اسامی را بگو و او همه را گفت.

جواب استاد: همین آیه است. آن را هم انشاءالله جلسه بعد توضیح می‌دهیم که این "اسم" یعنی چه؟ که خداوند به فرشته‌ها می‌فرماید این‌هایی که شما گفتید را خدا انکار نمی‌کند و نمی‌گوید در این موجود فساد و خشم و خونریزی نیست نمی‌گوید نیست می‌گوید یک چیز دیگری در او هست که شما آن را ندیدید، آن را دیدیم این را درست دیدید اشتباه نکردید اما انسان فقط این نیست یک بُعد دومی در آن هست که برای آن دارد این انسان خلق می‌شود و برای آن این خلیفه است و نه تنها خلیفه است بلکه شما باید به آن بُعد انسان سجده کنید البته این سجده هم نه این که به سوی انسان سجده کنید یعنی برای انسان و بخاطر احترام و اکرام انسان و خلقت انسان، به خدا سجده کنید. چون بعضی‌ها فکر کردند که فرشته‌ها به آدم سجده کردند سجده هم اگر هست سجده عبادت و پرستش نیست سجده احترام است نه این که سجده به این معنا که تو خالق مایی! خدا که فرمان شرک نمی‌دهد و خودِ خدا بگوید به یک کسی غیر از من سجده کنید، نه. این سجده اگر سجده به اوست، سجده احترام و تکریم و اعظام است نه سجده عبادت. نیت خیلی مهم است. یک وقت به شما می‌گویند بوسیدن دست کس دیگری کار درستی است یا غلط است؟ شما چه می‌گویید؟ آدم خم شود دست یکی را ببوسد کار خوبی است یا بد است؟ نه خوب است نه بد است بستگی دارد دست چه کسی را می‌بوسی و چرا می‌بوسی؟ دارید دست پدر و مادرت را می‌بوسی، دست معلمت، دست یک رهبر الهی را، دست یک کسی را که خادم خلق است، دست یک مجاهد، یک فداکار، یعنی در واقع داری دست آن ارزش‌ها را می‌بوسید. یک وقت دست یک قلدر و فاسدی را، دست یک دیکتاتور، دست یک آدم زورگو، دست یک سرمایه‌دار را به خاطر سرمایه‌اش می‌بوسی، این‌جا تو داری جلوی سرمایه پول و زور و قدرت خم می‌شوی لذا یک دست‌بوسی یک نوع احترام و یک نوع خم شدن و تواضع کردن عبادت درست است یکی‌اش نه. این خطا یا انحرافی هم که این وهابی‌ها دارند که می‌گویند هرکس می‌روند حرم زیارت می‌بوسد یا احترام می‌کند این مشرک است این حرف پر از مغالطه است. بوسیدن ضریح یا درودیوار بوسیدن به چه معناست؟ احترام کردن، خم شدن، اشک ریختن، تواضع، اظهار محبت و اظهار کوچکی به چه معناست؟ یک وقت دارید اظهار کوچکی می‌کنید که این خدای من و خالق من است خب این که معلوم شرک است. اگر یک کسی برود حرم امام رضا(ع) به این نیّت جلوی حضرت رضا خم شود این مشرک است اما یک وقت دارید به این نیت فرض می‌کنید که این خلیفه‌الله واقعی این‌ها هستند انسان کامل این‌ها هستند این‌ها کسانی هستند که تمام وجودشان خدمت به انسان برای خدا بوده و یک لحظه به فکر شخص خودشان و منافع مادی خودشان نبودند. خب این انسان نه خودش، دیوار، دیوار مزارش هم بوسیدنی است این بوسه، بوسه معرفت و تواضع در برابر حقیقت است این بوسه عبادت است نه عبادت امام رضا(ع) بلکه عبادت خداست. حالا جالب است آن‌ها می‌گویند این در و دیوار را نبوسید به جایش می‌روند دست ملکه انگلیس و رئیس جمهور آمریکا را می‌بوسند می‌گویند ضریح پیامبر را نبوسید می‌روند دیوار کاخ سفید را می‌بوسند دست نتانیاهو را می‌بوسند خب می‌خواهم بگویم که این که خدا گفت فرشته‌ها را برای آدم سجده کنید این اولاً روشن بشود که آن‌ها قبله بودند انسان آدم و معبود آن نبود این سجده یا سجده عبادت نیست سجده احترام است مثل این که شما الآن پدر و مادرتان را می‌بینید خم می‌شوید می‌افتید دست پدر و مادرتان را می‌بوسید پای پدرتان را می‌بوسید این که شرک نیست مگر به هرکس احترام می‌گذارید شرک است؟ احترام اگر به این عنوان باشد که این خالق من است رازق من است مرگ و زندگی من دست این است این رب من است بله این شرک است این قضیه است این هم مغالطه و انحراف این جریان‌های وهابی است این‌جا فرشتگان بخاطر خلق انسان، اهمیت انسان. به خاطر خلق انسان در برابر خداوند سجده کردند یا اگر سجده به انسان بوده سجده تعظیم است نه سجده عبادت، یعنی عبادت خداست اطاعت خداست چون خدا گفته این کار را می‌کنند. الآن ما رو به قبله و کعبه نماز می‌خوانیم جلوی آن سنگ‌ها خم می‌شویم سجده می‌کنیم اگر در ذهن‌مان این باشد که آن سنگ‌ها را داریم عبادت می‌کنیم ما با بت‌پرستان فرقی نداریم مشرک هستیم آن سنگ‌ها چون خدا فرمود به این طرف سجده کنید ما سجده می‌کنیم سجده به سنگ نمی‌کنیم سجده به کعبه نمی‌کنیم سجده به خدا و به امر خدا می‌کنیم که فرمود این‌جا به طور نمادین این خدا نیست ولی به فرمان خدا به این سمت سجده کنید و این اطاعت او حساب می‌شود و الا اگر کسی همان سنگ‌های کعبه را سجده کند باز هم مشرک است. بگوید این سنگ‌ها خدای ماست خب بت‌پرستان هم همین‌ها را می‌گویند نه به هیچ وجه نمی‌گوییم. فرق توحید و شرک خیلی ظریف است.



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha