اسلام امام علی (ع) ، زیباست
نشست تربیت و زیباسازی انسان - جشن غدیر 1397
در شب عید غدیر از فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) در باب خانواده و مقولهی فرمایشاتی که ایشان در حوزهی تربیت در خانواده و در جامعه داشتهاند، عرض میکنم. نکتهی اول این توهم که نتیجه و یا هدف تربیت اسلامی خانوادههایی هستند که خیلی متدین و مؤدب و متؤدب به آداب دینی هستند اما برداشتی لذتبخش از زندگی ندارند. در پاسخ به این شبهه و این پرسش که یکی سبک زندگی خوب، راحت، لذتبخش و آرام کجای تعالیم اسلامی و علوی است و دوم نقش زیبایی در زندگی و در خانواده و شهر چیست؟ آیا در زندگی و در سبک تربیت اسلامی و شیعی و علوی به این دو نکته توجه شده یا خیر و تا چه حدی هست؟ من فقط چند روایت خدمت شما عرض میکنم. نخست دعایی است که حضرت امیر(ع) میکنند. بعد از اینکه شخصیت پیامبر(ص) را توصیف میکنند که رسول خدا به لحاظ اخلاق شخصی و اخلاق در خانواده و در جامعه چگونه بود و چطور الگوسازی کرد و این تعبیر که ایشان از رسول خدا نقل میکنند. پیامبر(ص) فرمودند: «أَقربُکُم الی الله» «نزدیکترین شما به خداوند» یعنی بالاترین رتبهی معنویت را چه کسی دارد؟ «اَلطَفِکُم بِاَهلِه» «کسی که با خانوادهی خود مهربانتر است و برخوردهای او بیشتر از سر لطف است» و بعد پیامبر(ص) فرمودند: « به اندازهای که من با خانوادهی خود مهربان و لطیف برخورد میکنم، هیچ یک از شما چنین رابطهای با خانوادهی خود ندارید.» یعنی رابطهی من با خانواده از همهی شما شیرینتر، لطیفتر، زیباتر، آرامبخشتر و لذتبخشتر است. هیچ یک از خانوادههای شما در کنار شما به اندازهای که خانوادهی من در کنار من آرامش دارند و لذت میبرند، آرامش ندارند و لذت نمیبرند و روشن است که لذت آن هم از باب لذت امکانات و پول و جاه و ریاست و از این دست نبوده است. همیشه خالیترین خانه به لحاظ امکانات مادی خانهی پیامبر(ص) بود. ولی شادترین زندگی در این خانه بود. همچنین در خانهی فاطمه(س) و علی(ع) که سادهزیستی، بیبهرگی از امکانات مادی اما خوشبختی و آرامش، اعتماد، گرما و لذت در این خانه موج میزد. طوری که بعد از اینکه حضرت زهرا(س) از دنیا رفته بودند حضرت امیر(ع) در یک عبارتی فرمودند حتی یک خاطرهی بد، یک خاطرهی متوسط، خاکستری از فاطمه(س) ندارم. در زندگی حتی یک مورد پیش نیامد که سر یک مسئلهای بین ما کدورت شخصی و کدورت جدی به وجود بیاید و بعد شخصیت پیامبر را توصیف میکنند که ایشان به لحاظ اخلاق شخصی و خانوادگی و اجتماعی چه روحیهای داشتند. صبر و تحمل در اوج، آگاهی و هوشمندی در اوج، اخلاق و تمرکز بر احیای شخصیت مخاطب و افراد با حداکثر توان داشتند. وقتی حضرت امیر(ع) شخصیت پیامبر(ص) را توصیف میکنند یک دعایی میکنند. من دوستان را به این جمله هم توجه بدهم. عرض میکنند که «خدایا دوباره پس از این عالم بین او و ما جمع کن» اینجا با هم بودیم. در عوالم بعد و ادامهی این حیات دوباره ما با ایشان باشیم. خصوصیاتی برای یک زندگی توحیدی مطلوب ذکر میکنند. یک، . یک زندگی خوش و راحت. درست است حضرت امیر(ع) اینها را میخواهند که در آخرت کنار پیامبر(ص) داشته باشند. در عین حال میگویند که مطالبات اسلامی چیست؟ یعنی یک خانوادهی آرمانی اسلامی، یک جامعه و یک شهر اسلامی و شیعی چه شهری است. یک،. زندگی گوارا و دلچسب. زندگی با کمترین اضطراب و استرس و خشونت. زندگی که از صبح و شب آن لذت ببری ولو ثروتمند و میلیاردر نباشی. ولو قدرت و ثروت و ریاست نباشد. دوم دوم، نعمتی که پایدار باشد. پس یکی از مشخصات خانواده و جامعهی اسلامی این است که متنعم باشند. مرفه باشند. رفاه متوسط و شرافتمندانه داشته باشند. عیاشی نباشد. قرار و آرامش داشته باشند. زندگی که قابل پیشبینی باشد. زندگی که مطمئن باشی نعمات مختلف آن، امنیت آن، شادیهای آن، سلامت آن قابل دوام باشد. لحظه به لحظه مجبور نباشی برای لحظهی بعد نگران باشی. اینجا صحبت از شهوات میشود. منظور از شهوات آرزوها و خواستهها است. پس در تربیت اسلامی با هر آرزویی مبارزه نمیشود. آرزوها، خواستهها، مطالبات، شهوات، انواع اشتهاها بر دو تقسیم میشوند. آنهایی که در مسیر کمال انسان و در مسیر سقوط او هستند. آرزوهای دلنشین، آرزوها و خواستههایی که انسان دارد که اینها آرزوها و خواستههای مشروعی است. حتی باز صحبت از هوا و لذت میشود. این در برابر دیدگاه کسانی است که فکر میکنند هر نوع اشتها و لذت و هوا و خواستهای خلاف مسیر رشد است. نه. لذت و راحت و خوشی و آرامش و آسایش کاملاً در جهت یک زندگی توحیدی و دینی میتواند معنا بشود. میخواهیم یک خانواده و یک جمعی داشته باشیم که در نقطهی اوج اطمینان و آرامش باشند و لذتهای مشروعی که به دست بیاید. تحفههای کرامت. ببینید حضرت امیر(ع) در مورد یک جمع ایدهآل، یک خانوادهی ایدهآل، یک شهر ایدهآل در دنیا و آخرت 5، 6 واژه به کار میبرند. حالا هر کدام به حسب معیارهای خودش است. زندگی خوش، نعمتهایی که لحظهای نباشند. بشود آنها را تثبیت کرد و آنها ادامه پیدا کنند. آرزوهای دلنشین، لذتهایی که به انسان آسایش و آرامش میدهد. زندگی فراخ، زندگی راحت را میگویند. اطمینان خاطر، زندگی بدون اضطراب و استرس، زندگی بدون خشونت و تهدید و برخوردار از کرامت را میگویند. زندگی توأم با احترام کرامت، خانواده و انسانی که تحقیر نمیشود. به او توهین نشود. خب این یک تعبیر از حضرت امیر(ع) و یک دعا است که میگویند آن جامعه و زندگی و خانوادهای که ما به دنبال آن هستیم و تلاش میکنیم تا به دست بیاید این است. حالا به هر میزانی که اینجا شد و آن میزانی که نشد هم ما از خدا در آخرت چنین زندگی را میخواهیم. این زندگی اسلامی میشود. زندگی توأم با آرامش، نعمتهای قابل تضمین هم به لحاظ معنوی و هم به لحاظ مادی، زندگیهای تهدید نشونده است. نکتهی دوم تعبیر دیگر ایشان در مورد جامعه و خانواده این است. فرمودند وجه مهمی از مسائل بشری را میشود با عقل و استدلال حل کرد. اصلاً در یک روایتی از حضرت امیر(ع) داریم که همهی مشکلات دنیا و آخرت را میشود با عقل حل کرد. یعنی خداوند عقل را به عنوان ابراز و امکان در اختیار بشر قرار داده است و مشکلات دنیا و آخرت، هر دو با عقل قابل حل است. بعد فرمودند بعضیها فکر کردند این عقل صرفاً یک عقل خشک است. یک عقل خشک بدون عاطفه و انعطاف است. فرمودند: اما این را بدانید که ما نبرد عشق و عقل نداریم. خود عشق هم بخشی از عقل است. «تودد» یعنی عشق و عشقورزی و اظهار عشق و محبت است. فرمودند این خیلی تعبیر مهمی است. در برابر دیدگاههای افراطی که از عقل منهای عشق یا عشق منهای عقل سخن میگویند یا از جنگ عشق و عقل سخن حرف میزنند حضرت امیر(ع) میفرمایند «عشق نیز قصهای از عقل و عقلانیت است» و اگر میخواهید یک زندگی عاقلانه داشته باشد باید ترکیب عشق و عقل باشد. این عقلانیت میشود. پس عقل بدون عشق و تودد و بدون محبت و اظهار محبت هم عقل نیست. عقل و عشق، عقل و محبت ملازم و چسبیده به هم و دست بر گردن یکدیگر هستند. حضرت امیر(ع) در یک روایتی فرمودند از رسول خدا شنیدم که فرمودند میدانی اساس پروژهی اساسی و تربیتی من چه بود و چرا علیرغم این همه دشمن و تهدید به این سرعت و وسعت موفق میشود و جلو میرود؟ محبت و عشق بود. راز کار بزرگ من عشق بود. این خیلی تعبیر مهمی است که باز حضرت امیر(ع) نقل میکنند و میفرمایند رسول خدا به من فرمودند . اساس کار من محبت و عشق است. با محبت و عشق میشود انسان را رها کرد و پیش برد. این نگاه به آرامش و آسایش و لذت و عشق است. دوم عرض کردیم نگاه به زیبایی است. در ذهن بعضی از ما این است که بخشی زیباییها بر ما حرام شده است. هیچ زیبایی بر انسان حرام نشده است. چون زیبا و زیبایی خداوند است. خداوند جمیل و بلکه جمال است. امکان ندارد زیبایی حرام بشود. آن زیباییهایی که ظاهراً زیبا است و حرام میشود در خدمت زشتی قرار گرفته است. یا با زشتیهای بزرگتر از خود ترکیب شده است. فرض کنید میگویند حجاب ضد زیبایی است. با زیبایی مشکل دارید؟ چیزی که اسلام با آن مخالف است زیبایی نیست. پردهدری است. حریم نشناختن برای تعریف زیباییها است. حریم عمومی و خصوصی را جابجا کردن است. تعویض اخلاق و ضد اخلاق است. چیزی که اسلام حرام کرده فروپاشی خانواده است. زیبایی زن برای مرد نیست. زیبایی را تحریم نکردند. زیبایی که در خدمت زشتی قرار میگیرد و آن زشتی که از زیبایی سوء استفاده میکنند و سوار زیبایی میشود، با این زشتی مبارزه شده است. با زیبایی مبارزه نشده است. چقدر روایت داریم که زیبایی زن، جاذبههای زنانهی زن، نعمت خداوند است و یکی از عوامل اصلی تشکیل خانواده و پایداری خانواده است و اصلاً لذت زیباییشناختی و حتی لذت شهوی و جنسی مرد و زن از یکدیگر در چهارچوب اخلاق و حقوق و در چهارچوب شریعت که قرار میگیرد عین عبادت است. کمک به تقوا و رشد معنوی است. اما وقتی از این چهارچوب بیرون میآید و بین زیبای ظاهری و سوری با زیبایی بزرگتر که زیبایی اخلاقی، زیبایی حقوق، زیبایی عقلانیت است، فاصله و بلکه تضاد میافتد مخالف است. میگویند اسلام شراب را حرام میکند. خب اگر شراب لذت نداشت که نمیخوردند. حتماً یک لذتی دارد که میخورند. بله. حتی اسلام با آن لذت مخالف نبوده است؟ با چه چیزی مخالف است؟ کنار این لذتی که ناشی از شرابخواری است صد صدمه به تو زده میشود. قرآن میفرماید بله، منافعی دارد. قمار هم منافعی دارد. شراب هم منافعی دارد. اگر منافعی نداشت که کسی سراغ آن نمیرفت. مواد مخدر هم منافعی دارد و اگر نه این همه معتاد برای چه معتاد بشوند؟ دنبال یک لذت و منافعی هستند. اما حواس آنها نیست صدماتی که در این روش به خود و دیگران میزنند در دنیا یا آخرت خیلی بیش از این منافع است. آن چیزی که حرام میشود لذت نیست، زیبایی نیست، چیزی که حرام میشود همان زشتی است که این زیبایی را در خدمت میگیرد. آن صدمه و ضربهای است که عمل میزند و زشتی از در هم آمیختگی با زیبایی سوء استفاده میکند. با آن زشتی مخالف است. شما یک زیبایی یا یک لذت بگویید که با شقاوت و با زشتی توأم نباشد و اسلام حرام یا حتی مکروه کرده باشد. همهی زیباییها مشروع، حلال بلکه مطلوب هستند. این دعایی که حضرت امیر(ع) نقل شد تمام زیباییها و لذتها را خواسته است. دیگر برای یک زندگی لذتبخش چه چیزی میماند که حضرت امیرالمؤمنین(ع) در آن دعا نخواسته باشد؟ رفاه، لذت، شهوات، همه چیز را ایشان گفت. پس به این دقت کنید. چرا حجاب تحریم شده است؟ آیا با زیبایی مخالف هستند؟ نه. آن زیبایی که تعریف نمیشود و آن زیبایی که به ابزاری برای اهانت و تجاوز به زن و برای تهاجم به خانواده تبدیل میشود، در خدمت زشتی قرار گرفته است. چیزی که با آن مخالف هستند آثار این عرضهی زشت زیبایی است. یعنی زیبایی به روش زشت عرضه شده است. با این زشتیها مخالف هستند و با زیبایی آن مخالف نیستند. اگر شراب این صدمات در دنیا نداشت، حرام نمیشد. اگر قمار این صدمات را نداشت که حرام نمیشد. چون زشتی آن بیش از زیبایی آن است. یعنی در اینجا هم زشتی حرام و تحریم شده و منافعی تحریم نشده است. به این دقت کنید. همهی آنچه که به نام واجب و مستحب فرمان دادند از زیباییها است و همهی آنچه را که از آن نهی کردهاند و جلوی آن ایستادهاند زشتی است. هیچ حکم زشتی در اسلام نداریم. حکم به زشتی نداریم. هیچ تحریم زیبایی را نداریم. تحریم زیبا نداریم. اگر یک جایی به ذهن میآید که یک امر زیبایی، یک لذتی، ممنوع شده باید بدانیم که آن لذت و آن زیبایی ممنوع نشده است. با مقدمات آن، مقارنات آن، مؤخرات آن، آثار آن که قطعاً ضد لذت و ضد زیبایی است برخورد شده است. و الا چرا قرآن همینهایی که در اینجا میگویند حرام است در بهشت جزو نعمات الهی به حساب آورده است؟ در آنجا هم صحبت از شراب و صحبت از مستی و صحبت از انواع و اقسام لذات جنسی است. از جمله وعدههای بهشت در قرآن همینها است. دیدید که بعضیها میگویند اگر شراب حرام است چرا در بهشت میدهند؟ اگر حلال است خب ما همینجا میخوریم. نه، شراب آنجا با شراب اینجا متفاوت است. انسان دنیا با انسان آخرت متفاوت است. آثار آن شراب در آنجا با آثار این شراب در اینجا متفاوت است. اینجا لطمه به انسان است و در آنجا خدمت به انسان است. بنابراین حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند وقتی شما را به اطاعت خداوند دعوت میکنند بدانید جمع همهی زیباییها است. اصلاً زیبایی بالاتر از اطاعت خداوند نیست. منتها باید مفهوم زیبایی و زشتی را درک کرد. زیبا و زشت را شناخت. این تعبیر حضرت امیرالمؤمنین(ع) که فرمودند: هرگز هیچ انسان زیبادوستی به هیچ زیبایی نمیتواند به بالاتر از این رابطهای که با خداوند برقرار میکند دسترسی پیدا بکند. بالاترین زیبایی، زیبایی رابطهی انسان با خداوند است. اطاعت انسان از خداوند است. همرنگ شدن انسان با او است. این بالاترین زیبایی است. آرایشی بالاتر از این وجود ندارد. بنابراین دعوت به توحید و اطاعت از خداوند دعوت به زیبایی است. اگر یک جایی از آن را زشت میبینید، حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود اینها ذهنیات و توهمات خود شما است. فرمودند معنی این «سبحانالله» که میگویند مدام تکرار کنید، این است که هر زشتی که در ذهن خود به خداوند نسبت میدهی برای خودت است و برای خداوند نیست. «سبحانالله» خداوند از هر زشتی که به ذهن میآید و آن را به خداوند نسبت میدهی منزه است. چون اون زیبا و زیبایی مطلق است. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود هر چیز بدی در ذهن یا قلب شما نسبت به خداوند خطور میکند انعکاس خود شما است. انعکاس زشتیهای خود تو یا دیگران است و ربطی به خداوند ندارد. خداوند زیبا است. عقل هم زیبا است. در روایات یک نگاه زیباشناسانه به عقل هست. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند «هیچ زیبایی، زیباتر از عقل نیست.» منتها زیبایی عقل با زیبایی جسم، زیبایی صورت با زیبایی سیرت دو نوع درک میشوند. زیبایی صورت را همه میبینند. زیبایی سیرت یک درک عمیقتر و یک عقل قویتری میخواهد. فرمودند زیباترین و خوشگلترین پدیده و موجود عقل است. نگاه کنید که چقدر عقل زیبا است. زیبایی را به عقل نسبت میدهند. اطاعت خدا را فرمودند. فرمودند دین بدون عقل زشت است و زیباییهای آن دیده نمیشود. فرمودند «زِینُ الدین العَقل». «آدم متدین وقتی که خردمند است زیبا است.» یعنی دین بدون عقل دین نیست. زشت است. دین با عقل زینت میشود. فرمودند اگر غیر عاقلانه سراغ احکام و اخلاق دینی بروی ممکن است به نظر تو زشت برسد ولی وقتی با عقل به سراغ آن میروی میبینی همهی آن زیبا است. پس هر جا از عقل زشتی میبینیم به خاطر نگاه غیر دینی به عقل است. هر چه از دین زشتی میبینی به خاطر نگاه غیر عقلانی به دین است. اینها خیلی نکات مهمی است. برخورد غیر دینی با عقل است که عقل را به یک موجود خشن و وحشتناک تبدیل میکند و عقل علیه بشر به کار میرود و به ابزار توطئه و جنایت تبدیل میشود. برخورد غیر عقلانی و غیر خردمندانه با دین است که باعث میشود دینی که برای نجات و رشد و رهایی انسان آمده به ابزار بردگی و زنجیرهای جدید تبدیل بشود. این هم تعبیر دیگر حضرت امیرالمؤمنین(ع) است. فرمودند علم هم زیبا است. جهل زشت است. قضاوتهای احمقانه زشت است. برخوردهای از سر نادانی غیر از این که غیر عقلانی است زیبا هم هست. فرمودند یک انسان شریف و پاک، و انسانهای نیک به دو چیز احتیاج دارند تا این نیکی کامل بشود و میوه بدهد. اولاً باید حکمت باشد. حکمت یعنی علم درست و هر دانستنی نیست. هر کس که دانشمند است حکیم نیست. ممکن است فردی باشد که یک عالمه محفوظات و علم و مدرک هم در دانشگاه یا حوزه داشته باشد اما حکیم نباشد. حکمت ندارد. فرمودند اگر انسان شریفی هستید باید دو صفت کنار خوبی و نیکی باشد. یک، حکمت است. نه هر نوع محفوظاتی بلکه علم صحیح است. دو، آرامش. فرمودند به این لباس آرامش و طومأنینه بپوشان. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند ترکیب این سه است که زیبایی انسان را به وجود میآورد. حکمت و نه حماقات، آرامش و نه دستپاچگی و خشونت و بیقراری، نیکی و خدمت به خلق باید با هم باشند. اصلاً خود اسلام زیبا است. اسلام آمده تا انسان را زیبا کند. این هم تعبیر دیگر حضرت امیرالمؤمنین(ع) است. اسلام آمده انسان زشت را زیبا کند. به زیبایی ظاهری او هم توجه دارد و اصل زیبایی باطنی است. فرمودند اسلام آمده تا شما را زیبا کند. جهان را زیبا کند. هستیشناسی شما را زیبا کند و بعد تعبیر دیگر این است که فرمودند اسلام زیبا، اسلام به علاوهی خدمت به خلق است. این خیلی تعبیر عجیبی از حضرت امیرالمؤمنین(ع) است. اسلام وقتی اسلام است و اسلام وقتی زیبا است که خدمت به مردم و خدمت به دیگران همراه آن باشد. شاید بشود از مفهوم این روایت اینطور استنباط کرد که اسلامی که از احسان جدا است، یعنی اسلام منهای احسان، اسلام منهای درد مردم داشتن، اسلام منهای خدمت به خلق زشت است و زیبا نیست. یعنی اسلام نیست. «زینت الاسلام» اسلام وقتی زیبا است و وقتی اسلام است که «اِعمالُ الحسان» داشته باشد. عملاً به یکدیگر خدمت کنید و مشکلات یکدیگر را حل کنید. از کنار هم بیتفاوت عبور نکنید. و الا این مسلمانی زیبا نیست. فرمودند قرآن زیبا است. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند قرآن زیبایی و زینت است برای کسی که بخواهد با قرآن به زیبایی برسد. پس این یعنی ممکن است کسی سراغ قرآن برود اما... میرویم و قرآن را میخوانیم اما نمیخواهیم با قرآن زیبا بشویم. یعنی هر کسی میخواهد برود و با کمک قرآن زیبا بشود. یعنی میفرمایند بخش مهمی از مراجعات ما به قرآن مراجعات دیگری است. برای تغییر و تکامل و برای زیبا شدن نیست. هر کس برای زیبا شدن سراغ قرآن برود حتماً شخصیت او روز به روز تغییر میکند و زیبا و زیباتر و دوستداشتنیتر میشود. زیبایی روح و اخلاق را همهی ما تجربه کردیم. دیدید ما از بعضیها خوشمان میآید. ممکن است چهرهی او هم خیلی زیبا نباشد ولی اخلاق او زیبا است. شخصیت او زیبا است. دلت میخواهد مدام با او باشی. دور که باشی دلت تنگ میشود و او را میخواهی. فقط به خاطر نوع رفتار و اخلاق و شخصیت او است. زیبایی یعنی همین، زیبایی یعنی چیزی که آدم را جذب میکند. بعضی از ما هم هستیم که دلمان میخواهد هر چه دیرتر همدیگر را ببینیم. هر چه فاصله بیشتر باشد بهتر است. شخصیت تو برای من زشت است. برای تو هم شخصیت من زشت است. پس همهی ما زیبایی و زشتی شخصیت را میدانیم چه هست. قرآن میفرماید کسانی که برای زیبا شدن به قرآن مراجعه کنند و به سراغ قرآن بروند و بگویند میخواهم زشتیها را به زیبایی تبدیل کنم، حتماً قرآن آنها را زیبا میکند. این هم تعبیر دیگری که قرآن هم معدن و منشأ زیبایی است. قرآن برای زیباسازی انسان نازل شده است. برای مبارزه با زشتیها نازل شده است. فرمودند تربیت زیبایی است. اصلاً تعلیم و تربیت برای چه هست؟ اصلاً فلسفهی مدرسه، دانشگاه، حوزه و فلسفهی تربیت در خانواده چه هست؟ حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند همهی این تربیتها و آداب اجتماعی و ادبآموزی برای این است که انسان زیبا بشود. آن شخص زیبایی انسانی پیدا بکند. خانواده، خانوادهی زیبا و شهر، شهر زیبا باشد. هم ظاهر آن زیبا باشد و هم باطن آن زیبا باشد. این شهر اسلامی میشود و لذا حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند بهترین زیبایی این است که رفتار درست زندگی و سبک درست زندگی و آداب خانوادگی و آداب شهروندی را درست آموزش ببینید. ادب و آداب یعنی این که هر فرد، خانواده، جامعه، بدانند در هر موقعیتی چگونه باید باشیم و چگونه نباید باشیم. به این آداب اجتماعی میگویند. پس غیر از آموزش اخلاقی و تذهیب نفس که گرچه بعضی از آثار آن در آداب اجتماعی دیده میشود، اما اصل آن امر درونی و معنوی است چیز دیگری هم به نام «آداب» و «ادب اجتماعی» داریم. «آداب صنفی» داریم. یعنی هر کاری آدابی دارد. «آداب زندگی شهروندی» داریم. همین چیزهای جزئی که در روش استفاده از تاکسی و اتوبوس و ابزار عمومی و رعایت حقوق یکدیگر داریم. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند یکی از بالاترین زیباییها و اوج زیبایی این است که ببینیم آیا مردمی بلد هستند چطور با هم رابطه برقرار بکنند و حرف بزنند؟ آیا حقوق همدیگر را میشناسند و به هم احترام میگذارند؟ نوبتها را رعایت میکنند؟ حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند این هم در زیباسازی انسان، خانواده و جامعه خیلی نقش دارد. ادب و آداب اجتماعی خیلی نقش دارد. فرمودند فرمودند هر کسی خودش را آرایش کند و زیبا کند. چگونه؟ با تربیت. هر کسی رفتار خود را اصلاح کند و تنظیم کند تا رفتار او در جامعه و برای خداوند یک رفتار زیبا و جذابی بشود. محبوب خداوند و محبوب خلق بشود. تا به زیبایی ظاهری برسیم. یکی از چیزهایی که فرمودند حرام است این است که هر چه که در جامعه شخصیت انسان را منکوک میکند و او را منفور میکند و کاری میکند که مردم بگویند این چه کسی است و این چه بود؟ این حرام است. هر چیزی که باعث بشود به ما توهین بشود و ما تحقیر بشویم ممنوع است. مگر اینکه یک حق بزرگتری باشد که افکار عمومی و اخلاق عمومی دچار فساد و انحراف است و وقتی شما درست حرف میزنی و درست عمل میکنی بدشان میآید. خب بدشان بیاید. اما یک وقتی نه، یک چیزی فطری است و همهی مردم و همهی دنیا از اول تا آخر از چنین رفتاری و از چنین حرکاتی بدشان میآید. خب باید اینها رعایت بشود. فرمودند هر نوع لباسی بپوشید که باعث بشود در جامعه تحقیر بشوید، ممنوع است. کرامت شما مهم است. فرمودند اگر یک جایی دعوت نشدید نرو. برای اینکه وقتی دعوت نشدی و میروی تحقیر میشوی. زیبایی تو پایمال میشود و زشت میشوی. بنابراین حرام است و نباید بروی. میگوید گدایی حرام است. چرا؟ چون تو را زشت میکند. دروغ حرام است چون دروغ انسان را زشت میکند و زشتی است. در روایت فرمودند اگر شما را به صدق و راستی دعوت میکنند برای این است که صدق انسان را زیبا میکند. آدمهایی که صادق هستند و کسی از آنها دروغ نمیشنود، همه آنها را دوست دارند و به آنها احترام میگذارند. این زیبا است. فرمودند «الصِدق زِینُ الانسان» «صداقت انسان را زیبا میکند.» ما میخواهیم انسان زیبا باشد. از انسانیت انسان زشت کاسته میشود. اگر میگوییم صدق و صداقت سبک زندگی دینی است برای این است که زیبا میشوی. میخواهیم زیبا بشوی. فرمودند «الصِدق جمالُ الانسان» «انسان با صدق زیبا میشود.» انسان خوشگلی که دروغ میگوید و رفتار زندگی او با دیگران بر اساس دروغ است انسان زشتی است. فرمودند این که میگویند به اندازهی نیاز غذا بخورید و بیشتر نخورید و شکمچران و پرخور نباشید برای این است که آدمی که زیاد میخورد در انظار عمومی زشت است. غیر از اینکه به جسم خود صدمه میزند کرامت او زیر سوال میرود. همه از آدمهایی که خیلی میخورند بدشان میآید و پشت سر او حرف میزنند. فرمود کاری نکنید که زشت به نظر بیایید. باید ظاهر و باطن شما زیبا باشد. میدانید پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین همیشه جمال ظاهر را حفظ میکردند. لباسها، ارزان و ساده و غیر اشرافی بود. اما کاملاً زیبا و تمیز بود. راجع به پیامبر(ص) و اهل بیت داریم که سورمه میکشیدند. حالا آن زمان در عرب هم مردها و هم خانمها سورمه میزدند برای اینکه قشنگ بشود. حالا در ما رسم نیست ولی در آنجا بود. الان هم در بعضی از کشورها هنوز هست. مرد و زن سورمه میکشیدند و آرایش میکردند. امیرالمؤمنین و پیامبر(ص) و اهل بیت موهای خود را روغن میزدند، عطر میزدند. موهای خود را بعد از هر استحمام چرب میکردند. انواع رنگها در پوشش لباس و کفش و ردا را داشتند. همهی اینها در روایات است و همه هم به خاطر همین زیباییهای ظاهری است. چقدر در روایات از حضرت امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت داریم که در مورد بوی دهان گفتهاند. استفاده از عطر که تقریباً جزو ثابت زندگی همهی ائمه بوده است. راجع به پیامبر(ص) روایت داریم که بیشترین خرج پیامبر(ص) خرج عطر او بوده است. خرج شکم نبوده است. تا زیباییهای اخلاقی داریم. مثلاً راجع به همین پرخوری حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که رسولالله فرمودند یکی از چیزهایی که انسان را زیبا میکند و شخصیت او را باوقار و دوستداشتنی میکند این است که پرخور نباشد و به اندازهی نیاز بخورد. کسی که زیاد میخورد را همه مسخره میکنند و زشت میشود و تحقیر میشود. «احسنُ الحلیةِ المؤمِن التَواضُع» حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود یک چیزی که انسان را خیلی زیبا میکند تواضع است. مردم از افراد متکبر که همه جا خودشان را مرکز عالم میدانند و همه را تحقیر میکنند بدشان میآید و این یک موجود زشت میشود. فرمودند متواضع باشید تا زیبا باشید و همه شما را دوست داشته باشند. «جمالُ المؤمِنِ التعفف» در مورد اینکه میگویند عفت داشته باشید و پاکدامن باشید به این خاطر است که انسان پاکدامن را همه دوست دارند. حتی آدمهای جنسی از کسانی که مدام درگیر خیانت جنسی هستند بدشان میآید. وقتی در تمام دنیا، حتی جوامعی که به انحرافات جنسی خیلی آلوده هستند میخواهند یک کسی را خراب کنند به او تهمت جنسی میزنند. الان شما ببینید در همین آمریکا روابط جنسی نامشروع ندارد. اصلاً مشروع و نامشروع ندارد. همه با هم مشغول هستند. در عین حال وقتی میخواهند آبروی یک کسی را ببرند یک پروندهی جنسی از او رو میکنند. مثلاً عکس فلانی را با فلانی داریم. خب این کار را که همهی شما میکنید. حالا چون او یک مقامی دارد و چون مشهور است برایش بد تمام میشود. همه جای دنیا از خیانت جنسی بدشان میآید. ولو یک جامعه مملو از خیانت جنسی باشد از خیانت جنسی بدشان میآید. میگویند اشخاصی که عفت جنسی دارند و اهل خیانت جنسی نیستند آدمهای زیبا و باشخصیت و دوستداشتنی هستند. مردی که به زن خود و زنی که به مرد خود خیانت نمیکند. پس ببینید تمام احکام دین برای زیبایی و زیباسازی انسان است. میخواهند انسان فردی و انسان اجتماعی زیبا باشند و با زشتی مبارزه میکند. میفرمایند صبور باشید، قدرت تحمل داشته باشید، در مقابل مصائب و مشکلات و تهدیدها زود از پا در نیایید، در برابر بدگوییها زود شکست نخورید و عکسالعمل غلط نشان ندهید. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند حِلم و قدرت تحمل و تسلط بر خود انسان را زیبا میکند. «الحِلم زِینُ الخلق» در همه جای دنیا مردم از آدم با شخصیت قوی که زود از پا در نمیآید و زود از کوره در نمیرود خوششان میآید و این را دوست دارند و این را زیبا میبینند و به او احترام میگذارند. از افرادی که کمتحمل و کمصبر هستند و زود تسلیم میشوند و زود واکنشهای غلط نشان میدهند خوششان نمیآید و همه جای دنیا اینها را موجودات ضعیف و زشتی میبینند و آنها را دوست ندارند. ولو خودشان اینطور باشند. میفرمایند وقتی شما را به صبر و مقاومت دعوت میکنیم برای این است که این صبر و مقاومت انسان را زیبا میکند. به او شکوه انسانی میدهد. دین بدون صبر، دین زیبا و جذابی نیست. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود «زینُ الدین اَلصَبر» اگر میخواهید دین شما زیبا و جذاب باشد باید با قدرت روحی توأم باشد. باید توأم با صبر و مقاومت باشد. دقت کنید. این تعبیر دیگری از حضرت امیرالمؤمنین(ع) است. فرمود انسان مؤمن صبور است. یعنی هیچ مشکلات و بحرانهای شخصی و خانوادگی و اجتماعی نمیتواند آن فرد و جامعهی دینی را از پا در بیاورد و آن را متلاشی کند. «الصبرُ زینتُ البَلاء». «بلا» یعنی انواع مشکلات و امتحانات است. مشکلات اقتصادی، مشکلات اجتماعی، مشکلات امنیتی و هر مشکلی که برای او پیش بیاید. فرمودند انسان زیبا، خانواده زیبا و جامعهای که زیبا هست همان جامعه و همان فردی است که شکوه خود را در هر شرایطی حفظ کند. «الصبر زینتُ البلاء» در وقت گرفتاری و مشکلات این صبر و بزرگ بودن و قوی بودن شما را زیبا میکند. جامعهای که زود از پا در میآید و تسلیم میشود و وا میدهد، شخص یا خانوادهای که با یک مشکل متلاشی میشود، زشت است. پس ببینید زیبایی چطور تعریف میشود. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند اخلاص آدم را زیبا میکند. شما ببینید همه جای دنیا حتی آنهایی که مسیر غلطی دارند ولی اخلاص دارند، یعنی به حرف خود ایمان دارند و به هر قیمتی پای آن ایستادهاند، همهی دنیا اینها را تحسین میکند. حتی اگر مسیر او غلط است میگویند مسیر او متأسفانه غلط است ولی شخصیت او زیبا و دوستداشتنی است و در مسیر محکم ایستاده است. فرمودند «زینتُ القلوب اخلاصُ الایمان» میخواهید قلبها، شخصیت و روح شما زیبا باشد؟ به ایمان هر چه خالصتر نزدیک بشوید. ایمان خالص یعنی من به این حقیقت ایمان دارم به خاطر آن که حقیقت است و نه به خاطر هیچ چیز دیگر و هیچ کس دیگری نیست. برای خودم دنبال هیچ منافعی نیستم. من به این حرف معتقد هستم و پای آن میایستم ولو به من صدمه بزند. همه یک چنین انسانی را دوست دارند. جامعه و ملتی که مقاوم است و پای اهداف خود بایستد را همه دنیا تحسین میکنند. میگویند این ملت زیبایی است. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود اگر صحبت از اخلاص و مقاومت و ایمان میشود برای این است که شما را زیبا میکند و ما میخواهیم شما زیبا باشید. به صورت شما توف نکنند. بعدها که تاریخ شما را میخوانند نگویند خاک بر سر اینها بشود و برای بقیه درس عبرت نشوید و برای بقیه الگو بشوید. زیبا باشید. حضرت امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند اگر به شما میگویند در عبادت و در برابر خداوند خاشع باشید برای این است که این خشوع در محضر خداوند انسان را زیبا میکند. با عدم خشوع انسان زشت میشود. جامعهای که خاشع نیست زشت است. فرمودند «زینتُ العباده الخشوع» میدانید عبادت چه زمانی زیبا است؟ وقتی که با خشوع و با اخلاص و با خصوع صادقانه در محضر خداوند همراه باشد. چرا اسلام عدالت و همهی مقدمات آن را واجب میکند؟ و ظلم و همهی مقدمات آن را تحریم میکند؟ چون عدالت زیبا است. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند «آن حکومتی زیبا و دوستداشتنی است که معیار و تلاش آن در جهت عدالت باشد» «زِینُ المُلک اَلعَدل» آن حاکمیتی زیبا و دوستداشتنی است که متعهد به عدالت و متعقد به حقوق باشد. در همه جای دنیا مردم مسئولینی را که عدالتمحور هستند و عادل هستند و عدالتخواه هستند دوست دارند. همه جا با هر دین و ایمانی که باشند. عدالت زیبا است. عدالت حکومت را زیبا میکند. عدالت اشخاص را هم زیبا میکند. جامعه و روابط اجتماعی را هم زیبا میکند. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند «هر جا زشتی میبینید یک ظلمی در آنجا هست» هر جا حرام است یک زشتی در آنجا هست. فرمودند «نامفهوم 4153» هر چه عدل زیبا است ظلم زشت است. زیبایی عدل و زشتی ظلم و بیعدالتی به یک اندازه است. امام سجاد(ع) فرمودند میدانید چه زمانی زیبا میشوید؟ وقتی که در مسیر گسترش عدالت تلاش کنید. امام سجاد(ع) در دعاها آموزش میدهند که «اللهمَ ربِ حَلِنی به حلیةِ الصالحین» خدایا من را زیبا کن. من دوست دارم مثل آدمهای صالح زیبا باشم. زیبا زندگی کنم. زیبا بمیرم و در روز قیامت زیبا برانگیخته بشوم. چگونه؟ «فی بسطِ العدل» چه موقع زیبا میشوم؟ وقتی در جهت گسترش عدالت تلاش کنم. تلاش کنم هر چه انسانها، جوامع و افراد بیشتری به حق و حقوق خود برسند. هر چه عدالت بیشتر باشد آن انسان و جامعه زیباتر است. فرمود عدالت زیبا است. حتی دزدها هم وقتی میخواهند اموال دزدی را بین خود تقسیم کنند میگویند چگونه تقسیم کنیم؟ میگویند عادلانه تقسیم کنند. دزدها چه کسی را رئیس خود میکنند؟ میگویند کسی که اموال دزدی را عادلانه پخش کند. یعنی دزدها هم طرفدار عدالت هستند. ظالم هم میداند که عدالت زیبا است و ظلم زشت است. فرد چرا رئیس دزدها و رئیس ظالمها شده است؟ چون از بقیهی ظالمها عادلتر است. همه جا عدالت زیبا است و ظلم زشت است. پس ببینید در همهی ابعاد دعوت اسلام، دعوت پیامبر(ص) اکرم(ص)، دعوت علی بن ابیطالب(ع) و اهل بیت(ع) دعوت به زیبایی و مبارزه با زشتی است. فرمودند شما دو انسان و دو جامعه را تصور کنید. یکی آن کسی است که هر چه دارد به دیگران هم میدهد. یکی آن کسی که هیچ چیز از آن چه که دارد را به دیگران نمیدهد. تفاوت سخی و خسیس است. به هر جامعه که میخواهی برو و ببین به کدام زشت و به کدام زیبا میگویند. هر جا بروی طبق فطرت الهی انسانها در هر قطعهای از تاریخ که باشی آن جامعه که دست بده دارد را زیبا میدانند. آنهایی که فقط میگیرند و میخواهند زشت هستند. کسانی که دارند و نمیدهند زشت هستند. آنهایی که حتی اگر ندارند میدهند زیبا هستند. مواردی را خود من میشناسم که زندگی خود او نمیگذرد ولی وقتی به او کمک میکنی همان چیزی را که به او دادهای را سریع به یک کس دیگری میدهد. خود او گشنه است ولی به یک کس دیگری میدهد و میگوید او از من گشنهتر است. خب این انسان زیبا است. خیلی زیبا است. بعد آدمهای میلیاردر و سرمایهداران بزرگ را شما میبینید که زشت هستند. تا خرخره میخورد و دارد ولی به هیچ کس نمیدهد و کمک نمیکند و نگران هیچ کس نیست. دلواپس نیست. افتخار او این است که ما از دلواپسان نیستیم. ما نادلواپس هستیم. خب تو زشت هستی. کسی که دلواپس جامعه نیست زشت است و نفرتانگیز است. فرمودند «السخا زِینُ الانسان» حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند انسان زیبا انسانی است که هر چه دارد را میخواهد به دیگران هم بدهد. تنها نمیخورد. یکهخور نیست. او زیبا است. انسان زشت و انسان ناقص کسی است که فقط میخواهد خودش مصرف بکند و بلکه میخواهد آن چیزی که دیگران دارند را هم بگیرد و خود مصرف کند. خب او زشت است و این زیبا است. روایت دیگری از حضرت امیرالمؤمنین(ع) است که فرمودند «الشُجاعتُ الزِین» فرمودند شجاعت زیبایی میآورد. همه از جامعهی ترسو بدشان میآید. همه به جامعهی شجاع احترام میگذارند و آنها را دوست دارند. من بارها به سفرهای متعددی در این طرف و آن طرف دنیا و غیر مسلمان و حتی بیدین رفتم. یک احترام خاصی که برای ملت ایران قائل هستند این است که میگویند ملت شما شجاع هستند و این را دوست دارند. میگویند ما مسلمان نیستیم اما مردم شما شجاع هستند. جلوی همه میایستند و از کسی نمیترسند. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود شجاعت زیبایی است. شجاع بودن یعنی زیبا بودن. ترسو بودن، منفعل بودن و با هر صدایی از دشمن عقبنشینی کردن انسان را زشت میکند و آن جامعه، جامعهی زشتی میشود. آن دولت، دولتِ زشتی میشود. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند قناعت زیبایی میآورد. میخواهی زندگی تو زیبا باشد؟ به اندازهای که نیاز داری مصرف کن. مسابقهی مصرف نگذارید. مسابقهی اشرافیگری نگذار. به همان مقداری که واقعاً نیاز داری اکتفا کن. زیبا میشوی. افراد و خانوادههایی که حریص هستند و بیش از نیاز خود میخواهند زشت هستند. همه از اینها بدشان میآید. اصلاً فرمود انسانیت انسان به این است که همان مقداری که نیاز داری را مصرف کنی. تمام اعمال شرعی و اخلاقی انسان، فرد و جامعهی اسلامی را زیبا میکند. حتی اینکه فرمودند اگر کار خیر و عمل صالحی که انجام میدهی را بزرگ ببینی زشت میشوی. اگر آن را کوچک ببینی زیباتر است. عمل صالح تو زیبایی است، کوچک دیدن آن و طلبکار نشدن از خدا و خلق زیبایی مضاعف است. و آخرین تعبیری که عرض میکنم روایت فرزند علی، حسین بن علی، تربیت شدهی مکتب علی(ع) است. از امام حسین(ع) نقل شده که فرمودند «بدانید هر عمل نیک، خدمت به خدا، خدمت به خلق، هر تلاشی در جهت ارزشها شما را زیبا میکند. شما را قابل ستایش میکند.» شما را دوستداشتنی میکند. و پاداشی در پی دارد. غیر از اینکه اینجا زیبا میشوی در عوالم بالا و عوالم بعد هم پاداش خواهی داشت و زیبا خواهی شد. اگر اعمال صالح و خوبیها به شکل یک انسان در میآمد و شما میدیدید میدیدید که او خوشگلترین آدمی است که تا حالا دیدهاید. زیباترین موجودی است که تا به حال دیدهاید. که هر کس او را نگاه کند عاشق میشود و به نشاط میرسد. یعنی امام حسین(ع) فرمود اگر این جمال معنوی و زیباییهای معقول محسوس میشد میدیدید که کسی و چیزی زیباتر از اینها نبوده و نخواهد بود. خلاصهی عرض من در شب عید غدیر این پیام غدیر و این پیام امیرالمؤمنین(ع) است که اسلام زیبا است و مسلمانی سبک زیبا شدن است. هدف زیبایی است. هر چه ممنوع و حرام شده زشتی است و هر چه مشروع شده زیبایی است و در جهت زیباسازی انسان، فرد و جامعه در دنیا و آخرت است. اگر این تعریف را از دین داشته باشیم در خیلی از مسائل اصلاً صورت مسئله عوض میشود چه برسد به پاسخ آن.
والسلام علیکم و رحمتالله.
هشتگهای موضوعی